برچسب: سینمایی

  • اعلام عناوین نشست‌های تخصصی «آسوریک»

    اعلام عناوین نشست‌های تخصصی «آسوریک»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی شصت و چهارمین جشنواره منطقه‌ای فیلم کوتاه سینمای جوان، جزئیات نشست‌های تخصصی جشنواره منطقه‌ای فیلم کوتاه سینمای جوان «آسوریک» اعلام شد.

    نشست «ساختار فیلمنامه کوتاه» با حضور علی اکبر قاضی نظام سه‌شنبه ۱۰ ماه در دومین روز جشنواره برگزار می شود.

    همچنین نشست‌های «روایت در فیلم کوتاه» با حضور مجید برزگر و «ایده پردازی در عکاسی مستند با محوریت بررسی آثار جشنواره» با حضور بهنام صدیقی روز چهارشنبه ۱۱ دی ماه در زاهدان برگزار می شوند.

    شصت و چهارمین جشنواره منطقه‌ای سینمای جوان «آسوریک» از تاریخ ۹ الی ۱۲ دی ماه سال ۱۳۹۸ به مدت چهار روز در استان سیستان و بلوچستان، شهر زاهدان با حضور استان‌های (خراسان شمالی، سمنان، لرستان، ایلام، خوزستان، چهارمحال و بختیاری، یزد، کهگیلویه و بویراحمد، بوشهر، تهران و سیستان و بلوچستان) توسط انجمن سینمای جوانان ایران دفتر زاهدان و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان سیستان و بلوچستان برگزار می‌شود.

  • فیلمبرداری «نیلگون» به خلیج فارس رسید

    فیلمبرداری «نیلگون» به خلیج فارس رسید

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، فیلمبرداری فیلم سینمایی «نیلگون» به کارگردانی حسین سهیلی زاده و تهیه کنندگی ایرج محمدی در جزیزه قشم به مرز ۵۰ درصد رسید. گروه تولید تا چند روز آینده عازم تهران شده و ادامه فیلمبرداری را در چندین لوکیشن داخلی و خارجی از سر می گیرند.

    محمدرضا فروتن، میترا حجار، همایون ارشادی، سام درخشانی و آناهیتا درگاهی از جمله بازیگران این فیلم سینمایی هستند.

    در خلاصه داستان این فیلم که به قلم بابک کایدان است، آمده است: «نیلگون» برشی از زندگی عاشقانه زن و مردی است که …»

    برخی از عوامل این فیلم سینمایی عبارتند از دستیار اول کارگردان: امین محمودی، مدیر تولید: فرزین فرزندنیا، مدیر فیلمبرداری: رضا شیبانی، طراح گریم: عبدالله اسکندری، تدوین: امین عابدی، مدیر برنامه ریزی: مسعود میمی، طراح صحنه: سهیل میرسپاسی، منشی صحنه: گل کوشان، صدابرداران: مهدی آزادی، علی ظهوری، مدیر تدارکات: محسن عابد، مشاور رسانه ای: آیدین نادری و عکاس: هلیا رضایی.

  • آقای وزیر! نام«آخرین داستان» را شنیده‌اید؟/مرتکب اشتباه اکران شدم

    آقای وزیر! نام«آخرین داستان» را شنیده‌اید؟/مرتکب اشتباه اکران شدم

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، اشکان رهگذر کارگردان انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» که این روزها روی پرده سینماهاست در نامه‌ای به سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به وضعیت اکران این فیلم انتقاد کرد.

    متن این نامه به شرح زیر است:

    «به نام خداوند جان و خرد

    جناب آقای سید عباس صالحی

    وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

    با سلام و درود

    نمی‌دانم نام انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» را شنیده‌اید یا نه!؟ مدیران تحت‌الامر شما حتماً نام این اثر را که بسیار برای کشورش افتخارآفرینی کرده است، شنیده‌اند. انیمیشنی با آبرو و با استانداردهای جهانی درباره شاهنامه فردوسی، همان کتابی که سال‌هاست در کتابخانه‌های ما ایرانی‌ها خاک می‌خورد و همیشه از خودمان پرسیده‌ایم که چرا کسی برای این کتاب تنها کاری نمی‌کند!

    جناب وزیر! حدود ۱۰ سال پیش من جوان بیست‌وسه‌ساله‌ای بودم که به‌واسطه دغدغه خانوادگی و ملی که داشتم، تصمیم گرفتم تا اثری آبرومند در رابطه با شاهنامه بسازم. می‌خواستم همان کاری را انجام دهم که آرزوی بسیاری از ایرانیان‌ همچون من بود، ساختن فیلمی درباره شاهنامه فردوسی بزرگ. ناگفته نماند از همان روزهای اول بذر ناامیدی را در دل ما پاشیدند؛ به هرکدام از سازمان‌های سینمایی – البته نه در دوران شما- که خودشان را متولی فرهنگ و هنر می‌دانستند مراجعه که می‌کردیم این جملات را می‌شنیدیم:

    «ساخت فیلمی با موضوع شاهنامه در اولویت ما نیست!

    بودجه نداریم!

    نمی‌توانی تمامش کنی!

    چطور انتظار داری بودجه‌مان را خرج چنین فیلمی کنیم؟»

    آقای وزیر! ولی ما ناامید نشدیم. من و برادرانم و جوانان استودیومان باهمت خودمان این فیلم را ساختیم و برای ساختنش از همه‌چیزمان گذشتیم، من و برادرانم دارایی‌مان را فروختیم و فیلممان را ساختیم، نه برای آنکه درگیر جنون شده بودیم، بلکه به این دلیل که به هدفمان اعتقاد داشتیم. تا اینکه در سال ۲۰۱۳ در مهم‌ترین جشنواره انیمیشن دنیا، جشنواره بین‌المللی انسی فرانسه، در بخشی که انیمیشن‌های در حال ساخت باهم به رقابت می‌پرداختند، از بین بیش از ۹۰ اثر رسیده از سراسر جهان، جزو ۶ انیمیشن برتر در حال ساخت شناخته شدیم. آن زمان بود که فرانسوی‌ها از ما حمایت کردند. حتی آن‌ها بیش از تمامی مدیران سینمایی کشور خودمان، ما را جدی گرفتند و به بازار جشنواره بین‌المللی فیلم کن معرفی کردند تا شاید در آنجا بتوانیم سرمایه‌گذاری برای به پایان رساندن فیلممان پیدا کنیم. سرمایه‌گذار هم پیدا شد، ولی همان‌طور که می‌دانید تحریم‌ها مانع جدی، سر راه ورود سرمایه‌گذاران خارجی به ایران هستند. ولی حضورمان در این جشنواره‌ها به ما کمک کرد تا بتوانیم سرمایه‌گذار خصوصی داخلی را به پروژه «آخرین داستان» جذب کنیم.

    امروز انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» در حال له شدن براثر بی‌توجهی و سو مدیریت مدیران مربوطه است. متأسفانه باید بگویم که شرایط اکران ما در آمریکا به‌مراتب عادلانه‌تر و صادقانه‌تر از آن چیزی بود که امروز در حال رخ دادن در ایران استجناب وزیر، در مسیر تولید این اثر برای حدود هزار نفر به شکل مستقیم و غیرمستقیم اشتغال ایجاد کردیم و در حال حاضر ۱۱۰ نفر در مجموعه دانش‌بنیانی که «آخرین داستان» را ساخته است، مشغول به کار هستند. ولی صادقانه عرض می‌کنم که در مسیر کاری‌مان از دغدغه‌های دولت برای حمایت از اشتغال‌زایی، تولید ملی یا پاسداشت فرهنگ ملی و… جز شعار چیز دیگری ندیده‌ایم. در این ۱۰ سال هیچ حمایتی نشدیم و با دست‌خالی کاری را به سرانجام رساندیم که بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌های تحت حمایت شما که بودجه‌های بلاعوض میلیاردی دارند، نتوانسته بودند در تمامی اعصار حیات خود انجام دهند. ما برای اولین بار پرچم سینمای انیمیشن ایران را در مهمترین جشنواره‌های فیلم و انیمیشن جهان بالا بردیم، در حدود سی جشنواره خارجی معتبر حضور پیدا کردیم که حاصل آن ۶ جایزه جهانی و۶ جایزه داخلی بود.

    جناب وزیر، «آخرین داستان» نماینده سینمای ایران در اسکار ۲۰۲۰ است، به این واسطه امسال دو نماینده از کشورمان در رقابت‌های اسکار حضور دارد و توانسته‌ایم در سی‌ودو کشور قرارداد پخش این انیمیشن سینمایی را ببندیم. رایت آلبوم موسیقی‌اش را در خارج از ایران بفروشیم. کتاب‌های مصورش را در داخل و خارج از ایران منتشر کنیم. بازی موبایل تبلت آن را بسازیم و بازهم تأکید می‌کنم که تا به امروز میلیاردها تومان پول دولتی خرج انیمیشن ایرانی شده است ولی تمام دستاوردها و موفقیت‌های پروژه «آخرین داستان» بدون کوچک‌ترین کمک دولتی کسب‌شده است.

    متأسفانه طی ماه‌های اخیر مرتکب اشتباهی شدم و آن‌هم درخواست اکران در ایران بود که امروز بنده را در چنین شرایط منحوسی قرار داده است. تصور من از اکران آن چیزی بود که تا به امروز در سینمای ایران دیده بودم و فکر می‌کردم با توجه به کارنامه درخشان و افتخاراتی که فیلمم به دست آورده است، حداقل شرایط متوسطی برای اکران آن فراهم می‌شود ولی متأسفانه آنچه امروز رخ‌داده است، حتی شرایطی ضعیف‌تر از اکران فیلم‌های هنر و تجربه است. آن‌هم در شرایطی که فیلم‌های دیگر که در زمینه انیمیشن یا سینمای کودک و نوجوان ساخته‌شده‌اند، با شرایطی به‌مراتب بهتر از ما در حال اکران هستند. امروز انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» در حال له شدن براثر بی‌توجهی و سو مدیریت مدیران مربوطه است. متأسفانه باید بگویم که شرایط اکران ما در آمریکا به‌مراتب عادلانه‌تر و صادقانه‌تر از آن چیزی بود که امروز در حال رخ دادن در ایران است.

     جناب وزیر! متأسفانه بنده به جریان خاصی هم متصل نیستم که آن جریان از فیلم من در گیشه حمایت کند، دانش‌آموز به سینما ببرد، صدها یا هزاران تیزر تلویزیونی حمایتی برایم تدارک ببیند یا تشویق‌های تحصیلی برای دیدن فیلمم در نظر بگیرد. کار من ساخت انیمیشن است و در این کار نیز مهارت بالایی دارم، ولی متأسفانه در مافیا بازی اکران سینمای ایران خوب نیستم و این کار را هم بلد نیستم.

    اجازه بدهید اشاره‌کنم که «آخرین داستان» با چنین شرایط افتضاحی اکران دارد، در هفته پیش در گیشه فروش رتبه ششم را داشته است. پس مخاطب فهیم ایرانی اگر شرایطی باشد که بتواند به دیدن این فیلم بنشیند از آن استقبال می‌کند. سخن کوتاه می‌کنم و از شما درخواست می‌کنم تا برای یک‌بار هم که شده این را نشان دهید که حمایت از فرهنگ ایرانی و تولید ملی فقط یک شعار نیست! باور بفرمایید که مهاجرت برای متخصصان امر انیمیشن تبدیل به اولین و آخرین گزینه شده است و اتفاقاً شرایط برای متخصصان این امر در بهترین وضعیت ممکن فراهم است و متأسفانه تا امروز هنرمندان متبحری را در این زمینه از دست‌ داده‌ایم. نگذاریم که اکران این اثر این حس را تقویت کند که ماندن و ساختن کار به‌جایی نمی‌برد.

    امیدوارم نه به‌اندازه فردوسی بزرگ که ۳۰ سال از عمر خودش را وقف سرایش شاهنامه کرد و نه به‌اندازه من که حدود ۱۰ سال از زندگی‌ام را در راه ساخت انیمیشنی درباره شاهنامه گذراندم، به‌اندازه خواندن این نامه وقت بگذارید و آن را تا پایان بخوانید.

    اشکان رهگذر. نویسنده و کارگردان انیمیشن سینمایی «آخرین داستان»

  • تاکید بر تقویت همکاری‌های بلندمدت سینمایی ایران و افغانستان

    تاکید بر تقویت همکاری‌های بلندمدت سینمایی ایران و افغانستان

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، صحرا کریمی نویسنده و کارگردان سینما و رییس افغان فیلم در نشستی با علیرضا تابش مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی و رائد فریدزاده معاون امور بین الملل بنیاد درباره همکاری های آینده به تبادل نظر پرداختند.

    در این نشست علیرضا تابش مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی بر تهیه پیش نویس تفاهم‌نامه ای فی مابین بنیاد سینمایی فارابی و افغان فیلم به عنوان اصلی ترین نهاد دولتی سینمایی افغانستان تاکید کرد و انعقاد آن را مقدمه ای برای تقویت همکاری‌های بلند مدت سینمایی بین ایران و افغانستان دانست.

    مدیر عامل بنیاد در ادامه با توجه پیوندهای عمیق فرهنگی و دینی و تاریخی و زبان مشترک فارسی بین ۲ کشور به عنوان شاخصه مهم برای گسترش تبادلات فرهنگی، همکاری های مشترک در زمینه تولید فیلم و ایجاد بازار منطقه ای با حضور دیگر کشورها نظیر ارمنستان، روسیه، آذربایجان، پاکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، عراق، عمان و … را از برنامه های جدی بنیاد سینمایی فارابی در حوزه بین الملل اعلام کرد.

    تابش در ادامه تشکیل بازار فیلم منطقه‌ای را مهمترین راهبرد سینمای ایران در دوران جدید دانست و گفت: سینمای ایران و افغانستان با تکیه بر اشتراکات فرهنگی با زبان دیپلماسی سینمایی در قالب فیلم‌های کوتاه، داستانی، مستند، انیمیشن، وب سری و… می توانند به خلق گفتمان جدید سینمایی بپردازند.

    مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی با اشاره به برگزاری جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان اصفهان و المپیاد فیلمسازی نوجوانان، اعلام آمادگی کرد تا تجارب ایران در کشف استعدادهای نوجوان و جوان افغانستانی نیز در این زمینه به افغان فیلم منتقل شود.

    در ادامه کریمی رییس افغان فیلم با اشاره به نحوه شروع کار خود به عنوان یک سینماگر زن در افغانستان و سابقه آشنایی او با سینمای ایران، خواستار حمایت و همکاری بنیاد سینمایی فارابی با افغان فیلم در زمینه های گسترش همکاری درباره تولید مشترک، انتقال تجارب المپیاد فیلمسازی نوجوانان ایران به افغانستان، کمک به نوسازی آرشیو ملی فیلم افغانستان، برگزاری کارگاه های آموزشی برای هنرجویان سینما در افغانستان، تجهیز کتابخانه افغان فیلم به کتب و نشریات تخصصی سینما و فصلنامه‌های فارابی و همچنین نمایش فیلم های برگزیده سینمای کودک و نوجوان در سال های اخیر در کشور افغانستان شد.

    وی با تاکید بر گسترش فعالیت های سینمایی در افغانستان و همکاری بیشتر با سینمای ایران بیان کرد: پیوندهای تاریخی و فرهنگی بین ۲ کشور عمیق است و سینما تاثیر بسزایی برای عمق بخشی و ماندگاری این پیوند خواهد داشت. با تقویت فیلمنامه نویسی در کشورهای فارسی زبان، توسعه همکاری بین جشنواره ای و تولید مشترک می توان برای تداوم این همکاری ها برنامه ریزی کرد.

    صحرا کریمی فیلمساز و رییس افغان فیلم ضمن دیدار و مذاکره با مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی در نشست «سینما؛ گفتمان فرهنگی» که در حوزه هنری برگزار شد به سخنرانی پرداخت.

  • فیلمبرداری «گربه سیاه» تمام شد/ بهرام رادان در نقش بهرام رادان

    فیلمبرداری «گربه سیاه» تمام شد/ بهرام رادان در نقش بهرام رادان

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مشاور رسانه ای پروژه، فیلمبرداری فیلم سینمایی «گربه سیاه» به کارگردانی کریم امینی پس از ۵۷ جلسه، در بامداد ۲۴ آذرماه به پایان رسید.

    ۲۵ مهرماه امسال بود که «گربه سیاه» در شهر تهران جلوی دوربین رفت.

    در این فیلم ترلان پروانه، حسین پورکریمی، کیارکنی، پیام احمدی‌نیا، احمد کاوری، آزاده سدیری، علیرضا استادی، ستایش رجایی نیا، عیسی حسینی، بهروز قادری، حسین ملکی، بهاره کیان افشار و علی اوجی ایفای نقش می‌کنند.

    در «گربه سیاه»، بهرام رادان علاوه بر تهیه کنندگی برای اولین بار در نقش خودش‌ جلوی دوربین مرتضی هدایی رفته است.

    تدوین همزمان «گربه سیاه» توسط بهرام دهقانی در حال انجام است و فیلم پس از این مرحله وارد مراحل جلوه های ویژه تصویری، صداگذاری و موسیقی خواهد شد.

    به دلیل پایان نیافتن مراحل فنی تا پایان بهمن ماه، این فیلم در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر حضور ندارد و خود را برای اکران ۹۹ آماده می کند، عمده مخاطبان «گربه سیاه» جوانان هستند.

  • «عاشقی در هانوی» دو ماه دیگر در ویتنام جلوی دوربین می‌رود

    «عاشقی در هانوی» دو ماه دیگر در ویتنام جلوی دوربین می‌رود

    قربان محمدپور کارگردان سینما در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به پروژه سینمایی «عاشقی در هانوی» گفت: در حال حاضر بازنویسی فیلمنامه این پروژه را انجام می‌دهم تا بعد از تکمیل آن را جلوی دوربین ببرم. البته بازنویسی این فیلمنامه به معنای تغییرات بسیار نیست بلکه یک سری از دیالوگ‌های موجود تغییر کرده است.

    وی با اشاره به اینکه این پروژه اسفند ماه جلوی دوربین می‌رود، توضیح داد: بخش اعظمی از داستان این فیلم در کشور ویتنام می‌گذرد، به تازگی برای انتخاب برخی از لوکیشن‌ها به این کشور سفر کرده بودم و در حال حاضر منتظر هستیم تا دولت ویتنام برای این فیلم پروانه ساخت صادر کند.

    این کارگردان سینما تاکید کرد: فکر می‌کنم پروسه صدور پروانه ساخت از سوی دولت ویتنام ۲ ماه طول بکشد.

    وی با اشاره به بازیگران این پروژه سینمایی که به صورت مشترک توسط ایران و ویتنام ساخته می‌شود، بیان کرد: ۲ بازیگر اصلی از ویتنام هستند و دیگر بازیگران اصلی ایرانی هستند، البته بازیگران ویتنامی را انتخاب کرده ایم و در حال رایزنی با بازیگران ایرانی هستیم.

    محمدپور در پایان گفت: «عاشقی در هانوی» یک اثر عاشقانه است که تنها چند سکانس در ایران فیلمبرداری می‌شود و باقی فیلم در کشور ویتنام ساخته می‌شود.

    «عاشقی در هانوی» داستان یک پیانیست چیره دست به نام علی است که به علت از دست دادن نامزدش به افسردگی شدیدی دچار می‌شود. به پیشنهاد دکترها خانواده علی تصمیم می‌گیرند مدتی علی را به نزد بهترین دوستش احمد در هانوی بفرستند تا بتواند ماجرای تصادف و مرگ عشقش را از یاد ببرد. علی در حالی وارد هانوی می‌شود که اتفاقات زیادی انتظارش را می‌کشد.

  • اعلام گزارش عمکلرد مالی موسسه سینماشهر در ۷ ماه سال ۹۸

    اعلام گزارش عمکلرد مالی موسسه سینماشهر در ۷ ماه سال ۹۸

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سازمان امور سینمایی و سمعی بصری، در راستای سیاست شفاف‌سازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در چارچوب قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، جزئیات عملکرد مالی موسسه سینما شهر از موسسات تابعه سازمان سینمایی در هفت ماه سال۹۸ منتشر شد.

    اطلاعات گزارش عملکرد مالی موسسه سینماشهر بر اساس حمایت از ارتقای فنی تولیدات سینمایی در حوزه CGI و صدا و …، حمایت از ساخت سینماهای جدید، حمایت از بازسازی سینماهای قدیمی، کمک به ایجاد سالن استاندارد برای بررسی کیفیت فنی آثار سینمایی، حمایت از ارتقای وضعیت نمایش سینماهای فعال، حمایت از آماده سازی و اکران فیلم های سینمایی، کمک به نصب و استقرار سیستم مکانیزه فروش بلیط در سینماها، کمک به تبدیل سالن مجتمع های فرهنگی استان ها به سالن سینما، حمایت از نگهداری و تامین قطعات یدکی، لامپ پروژکتور و … سینماها، حمایت از احداث پردیس های سینمایی امید در شهرهای فاقد سالن سینما، حمایت از استانداردسازی و روزآمدسازی تجهیزات مراکز لابراتواری و استودیوهای سینمایی(تسهیلات)، کمک به صیانت از آثار سینمایی، سمعی و بصری و جلوگیری از عرضه غیر مجاز محصولات سمعی و بصری و هزینه های پشتیبانی تنظیم شده است.

    گزارش عملکرد مالی موسسه سینماشهر در هفت ماه سال ۹۸ در اینجا قابل مشاهده است.

  • کارن همایونفر موسیقی «روز بلوا» را می سازد

    کارن همایونفر موسیقی «روز بلوا» را می سازد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، کارن همایونفر آهنگساز سینمای ایران موسیقی متن فیلم سینمایی «روز بلوا» به کارگردانی بهروز شعیبی و تهیه کنندگی محمدرضا تخت کشیان را می سازد.

    فیلم سینمایی «روز بلوا» اولین همکاری کارن همایونفر با بهروز شعیبی را رقم خواهد زد.

    تازه ترین محصول‌ مرکز فیلم ‌و سریال سازمان اوج با نام «روز بلوا» برای حضور در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر مراحل فنی خود را طی می کند.

    بابک حمیدیان، لیلا زارع، محمد علیمحمدی، مسعود دلخواه، زکیه بهبهانی، پاشا جمالی، محمد اسکندفر، ساغر قناعت و داریوش ارجمند بازیگران اصلی تازه ترین اثر بهروز شعیبی است.

    در خلاصه داستان این فیلم سینمایی آمده است: «عماد استاد دانشگاهی خوشنام و یک چهره تلویزیونی مورد توجه است، او ناگهان با اتهام هایی جدی مواجه می‌شود که خود و خانواده اش را در موقعیت پیچیده‌ای قرار می دهد.»

    «روز بلوا» چهارمین فیلم سینمایی بهروز شعیبی پس از «دهلیز»، «سیانور» و «دارکوب» در مقام کارگردان است.

  • کارگاه «روایت در فیلم کوتاه» در جشنواره «ساباط» برگزار شد

    کارگاه «روایت در فیلم کوتاه» در جشنواره «ساباط» برگزار شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی رویداد، کارگاه «روایت در فیلم کوتاه» از سری کارگاه‌های رویداد جنبی دوم جشنواره ملی فیلم کوتاه «ساباط» یزد با تدریس پدرام صدرایی و با حضور علاقه‌مندان سینما برگزار شد.

    پدرام صدرایی مدرس سینما در این کارگاه با اشاره به اهمیت و جایگاه فیلم کوتاه در سینمای امروز به ارائه مباحثی درباره ساختار روایی فیلم کوتاه، زمان‌بندی، انتخاب لوکیشن، انتخاب سوژه فیلم و نکاتی در مورد اصول ساخت فیلم کوتاه برای حاضران پرداخت.

    صدرایی با بیان اینکه فیلم کوتاه با زندگی‌های امروزی همخوانی بیشتری نسبت به فیلم بلند دارد، گفت: از آنجا که زندگی انسان امروز ماشینی شده و انسان تمایل دارد وقت کمی به هر کاری اختصاص دهد، فیلم کوتاه هم هماهنگی بیشتری با سبک زندگی امروزه دارد همچنین به دلیل همین کم‌بودن زمان فیلم، یک فیلم کوتاه بد نسبت به یک فیلم بلند بد، ناراحتی کمتری برای مخاطب ایجاد می‌کند.

    وی اظهار کرد: در گذشته فیلم‌های کوتاه در واقع نسخه کوتاه شده فیلم‌های بلند بودند یعنی معمولاً قواعد فیلمسازی بلند برای فیلم‌های کوتاه هم استفاده می‌شد اما امروز جریان ساخت فیلم کوتاه، اصول و قواعد خاص خود را دارد و به عنوان یک جریان پیشرو در سینما حتی بر ساخت فیلم‌های بلند هم اثرگذار شده است.

    این استاد دانشگاه با اشاره به مزیت‌های فیلمسازی در عرصه فیلم کوتاه، بیان کرد: امروزه از آنجا که جشنواره‌های فیلم کوتاه متنوع و زیادی در کشور و در دنیا برگزار می‌شود، ساخت یک فیلم کوتاه موفق می‌تواند درآمد و امتیازات بسیاری برای فیلم‌ساز ایجاد کند. از طرفی در صورتی که یک فیلم کوتاه ناموفق هم باشد، اثر چندانی بر کار سازنده آن نمی‌گذارد و فضا برای جبران آن اشتباه فراهم است.

    وی در پایان گفت: فیلمسازان تازه کار باید در نظر داشته باشند، لذت حاصل از هر موفقیت هنری در نهایت تا یک سال برای آنها ماندگار است و بعد از آن همه چیز عادی می‌شود بنابراین اینکه یک هنرمند در چه سنی و در چه مرحله‌ای به موفقیت مدنظر برسد، مهم نیست. در واقع در عرصه سینما مقصدی وجود ندارد و آنچه مهم است نقطه عزیمت و مسیر طی شده توسط فیلمساز است پس باید به هر فیلم به عنوان یک تجربه برای موفقیت‌های بعدی نگریسته شود.

  • جامعه بدون گفتگو تبدیل به مرداب می‌شود/«لیلاج» سر لجبازی ساخته شد

    جامعه بدون گفتگو تبدیل به مرداب می‌شود/«لیلاج» سر لجبازی ساخته شد

    خبرگزاری مهر-گروه هنر- نیوشا روزبان: فیلم سینمایی «لیلاج» به کارگردانی داریوش یاری و تهیه‌کنندگی علیرضا ابوالقاسمی‌نژاد آخرین روزهای اکران در سینماهای کشور را سپری می‌کند. در این اثر سینمایی بازیگرانی چون مهران احمدی، حامد کمیلی، محیا دهقانی، رضا اخلاقی راد، نسرین بابایی و مجید پتکی حضور داشتند.

    در خلاصه داستان «لیلاج» که به معنای «قمارباز» آمده است: رعنا نوازنده ساز در شرف برگزاری کنسرتی در اروپاست که باخبر می‌شود دخترش برای نجات پدرش به زادگاه رعنا رفته است. جایی که رعنا شانزده سال پیش درست در سن دخترش از آنجا فرار کرده است. رعنا کنسرت را رها می‌کند.

    اکران مهجور این فیلم بهانه‌ای شد تا با عوامل این پروژه گفتگویی داشته باشیم؛ مهران احمدی و نسرین بابایی بازیگران فیلم با همراهی، داریوش یاری کارگردان، سارا خسروآبادی نویسنده و علیرضا ابوالقاسمی‌نژاد تهیه‌کننده در این نشست حضور داشتند.

    مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با عوامل فیلم سینمایی «لیلاج» را در ادامه می‌خوانید؛

    * در فیلم «لیلاج» روستایی را به تصویر کشیده‌اید که تنها ۲ زن در آن حضور دارند، یک زن رعنا است که شخصیت اصلی فیلم است و دیگری خورشید که ناشنوا است و هر کدام به نحوی از این روستا و مردان آن صدمه دیده‌اند؛ آیا به دنبال به تصویر کشیدن یک جامعه مردسالار بودید؟

    سارا خسروآبادی: بله، یکی از دلایلی که تنها ۲ زن در داستان حضور دارند، همان نمایش جامعه مردسالار است. البته این را هم باید بگویم که در کنار نیاز دراماتیک فیلم، به تصویر کشیدن چنین فضایی برای بیان داستان الزامی بود. به خاطر دارم یکی از دوستان بعد از دیدن این فیلم، گفت اینکه تنها ۲ زن در این روستا نشان داده می‌شود، به نوعی در تقابل با جامعه مردسالار است که معنای خاص خود را دارد. مساله مهم این است که تعمدی در این انتخاب وجود داشته و در واقع حضور این ۲ زن به لایه‌های زیرین داستان اشاره می‌کند.

    * می‌توان این برداشت را داشت که رعنا به‌عنوان یک زن مستقل و خورشید نماد زنی است که در جامعه مردسالار سرکوب شده و دیده نمی‌شود؟

    داریوش یاری: همینطور است. در جامعه‌ای که گفتگو اتفاق نمی‌افتد، فضا شبیه مرداب می‌شود و زن‌هایی که مردانشان نم می‌کشند، یا تصمیم می‌گیرند فرار کنند و یا اگر هم در این مرداب می‌مانند لکنت می‌گیرند و با ترس زندگی خود را دنبال می‌کنند.

    این توصیف زیر متنی بود که از طراحی این نوع فضا در کارکتر خورشید اتفاق افتاده بود. جالب این است که بعد از فیلمبرداری پلانی که خورشید دست رعنا را می‌گیرد، حالم بسیار بد شد. شاید این پلان برای همه یک پلان معمولی باشد، اما خورشید بعد از شنیدن حقیقت، دیگر نمی‌تواند فرار کند و هیچ طنابی برای خلاصی از مردان نم کشیده روستا ندارد، همین مساله من را آشفته کرد.

    زمانی که به طراحی کارکتر خورشید نزدیک‌تر می‌شدیم احساس می‌کردیم که  لحظه به لحظه درک ما نسبت به این شخصیت بیشتر می‌شود.

    * خانم بابایی کاراکتر خورشید ناشنوا است و نمی‌تواند حرف بزند، چگونه به چنین نقشی نزدیک شدید؟

    نسرین بابایی: هر بازیگری دوست دارد نقشی را انتخاب کند که او را به چالش بکشاند و این نقش چالش‌برانگیز برای من بسیار جذاب بود. زمانی که بازی در نقش خورشید به من پیشنهاد شد، اول از پذیرفتن این نقش ترسیدم اما بعد تصمیم گرفتم که این نقش را بپذیرم و خود را به چالش بکشم. برای بازی در نقش خورشید به دیدن یک خانم ناشنوا رفتم و گویش او را یاد گرفتم تا بتوانم این نقش را بازی کنم. البته این را هم باید بگویم که برای بازی در این نقش خود را صد در صد به کارگردان سپردم و از این اتفاق راضی هستم.

    یاری: کاراکتر خورشید پاشنه‌آشیل این فیلم بود، اگر کاراکتر خورشید درنمی‌آمد تمام زحمات ما از بین می‌رفت. از روز اول که این شخصیت را می‌نوشتیم تصمیم گرفتم که نسرین بابایی را انتخاب کنم و از این انتخاب خوشحال هستم.

    * آقای یاری شما در این فیلم روستایی را به تصویر کشیده‌اید که مردان آن کاری جز قمار، استفاده از مشروبات الکلی و استعمال مواد مخدر ندارند دلیل ایجاد چنین فضایی چه بود؟

    یاری: برای توضیح این مطلب باید جامعه را به سه بخش تقسیم کرد؛ بخش اول عامه مردم هستند که مدام سرشان در زندگی یکدیگر است و برای سرنوشت هم شرط‌بندی می‌کنند. البته چنین رفتارهایی در جامعه امروز ما بسیار دیده می‌شود و همه به راحتی به خودشان اجازه می‌دهند که با سرنوشت یکدیگر بازی کنند.

    بخش دیگری از این جامعه بخش فرهیخته و روشنفکر است که سودای رفتن از ایران را در سر دارند که کاراکتر آنها را در این فیلم رعنا نمایندگی می‌کند.

    ضلع مهم دیگه این قاعده دولت‌ها هستند؛ در یک جامعه مردابی شکل، دولت‌ها با تصمیم‌های اشتباه و فاجعه‌برانگیزی که می‌گیرند کشتی آرزوهای ملت‌ها را به گل می‌نشانند و این همان کاری است که با شهباز می‌کنند، چرا که آن‌ها با سرنوشت شهباز بازی کردند و حالا او با سرنوشت دیگران بازی می‌کند.

    به همین دلیل است که جامعه تبدیل می‌شود به مرداب، مهمترین ویژگی مرداب این است که زیر پای همه سست و شل است و آدم‌ها برای اینکه بتوانند بیاستند باید یکدیگر را هل دهند تا جای پای خود را محکم کنند.

    * آقای احمدی شما در «لیلاج» نقش شهباز که یک متجاوزگر است را بازی می‌کنید، حضور در این نقش تا چه اندازه برای شما چالش برانگیز بود؟

    احمدی: من دوست دارم نقش‌های جدید و متفاوت بازی کنم. شهباز نقش جدیدی برای من به شمار می‌رفت، فضا و اتمسفری که در فیلمنامه بود و در کنار آن نقش جدید و حضور کارگردانی مانند داریوش یاری مجابم می‌کرد که بازی در این فیلم را بپذیرم. بعد از دیدار با کارگردان متوجه شدم که قرار است در یک سینمای کاملا مستقل و بدون هیچ سفارشی از سوی نهادی خاص که بتواند در روند و داستان فیلم تاثیرگذار باشد، بازی کنم و این مساله من را خوشحال کرد.

    مهران احمدی: زمانی که فیلم را دیدم به این نتیجه رسیدم که پایان‌بندی فیلم را دوست ندارم. به نظر من آن صحنه آخر گریه کردن شهباز اضافه بود، زمانی که شهباز می‌گوید اخته شده است، تماشاچی با شنیدن آن شروع به خنده می‌کند، یعنی کارگردان یا یک فیلم تراژیک ساخته تا به جایی برسد که تماشاچی سنگین از سینما برود، یا فیلمی ساخته است که آخرش مخاطب را می‌خنداند!تاکید می‌کنم که برای من کلیت فیلم از هر چیزی حتی اسم کارگردان مهم‌تر است، معتقدم یک فیلم باید اجزا و ترکیب خوبی داشته باشد تا نقشی که در آن بازی می‌کنم دیده شود. بارها اتفاق افتاده است که کارگردانان بنام، نقش‌های بسیاری به من پیشنهاد کرده‌اند و آن را نپذیرفته‌ام. در کنار آن بارها پیشنهاد بازی کارگردانانی که فیلم اول خود را جلوی دوربین می‌بردند و هیچ اسم و آوازه‌ای از آنها در سینما شنیده نشده، پذیرفته‌ام، به گونه‌ای که تا امروز ۷ فیلم سینمایی با کارگردان‌های فیلم اولی کار کرده‌ام.

    معتقدم گرفتن تصمیم برای بازی در یک فیلم، کار بسیار سختی است و اینکه بدانید و یا بتوانید از یک فیلمنامه یک فیلم استاندارد و قابل قبول با یک اتمسفر خوب بسازید سخت‌تر است. البته ممکن است جاهایی اشتباه کنیم به همین دلیل بازیگران معمولی یک مشاور دارند که همه جوانب کار را برای بازیگر آنالیز می‌کند.

    من چنین مشاوری ندارم، در واقع خودم به تنهایی تصمیم می‌گیرم و همین مساله سبب می‌شود که گاهی اشتباه‌هایی نیز داشته باشم. البته برای بازی در «لیلاج» هیچ اشتباهی نکرده ام.

    * از ابتدای فیلم مخاطب شهباز را شخصیت بدمن و متجاوز قدرتمند می‌بیند، اما در سکانس‌های آخر متوجه می‌شویم نه تنها تجاوز به معنای عام  صورت نگرفته بلکه شهباز توسط رعنا اخته شده و با گریه کردن سعی می‌کند خود را تطهیر کند…

    یاری: مهم نیست که تجاوز به معنای کامل توسط شهباز رخ داده باشد یا نه، مهم این است که با این نگاه، شخصیت شهباز در فیلم دنبال می‌شود. در جامعه مردابی فضا اینگونه است که همه آدم‌هایی که فکر می‌کنند با زرنگی به موفقیت رسیده‌اند، فکر می‌کنند توانسته‌اند به نوعی به مردم جامعه خود تجاوز کنند، اما در واقع همین افراد اخته شده‌اند و به خودشان نیز تجاوز شده است.

    * مخاطب سینمای ایران تا چه اندازه این جامعه مردابی که شما به آن اشاره می‌کنید را درک می‌کند؟

    یاری: ممکن است مخاطب در جامعه مردابی زندگی کند، در چنین شرایطی اگر از این مرداب بیرون نیاید ممکن است درکی نسبت به فضا نداشته باشد، به همین دلیل باید از آن فاصله بگیرد تا آن فضا را درک کند.

    خسروآبادی: مطلب مهمی در این زمینه وجود دارد این است که آقای یاری فضای این فیلم را به جامعه مردابی تشریح کرده است، شما ممکن است از آن با نام خشونت یاد کنید، خشونت در تمام اشکال، خشونت بوجود می‌آورد. به این معنا که اگر رفتار خشنی با جامعه داشته باشید در جواب هم پاسخ خشن دریافت می‌کنید که این امر یک قاعده است که همیشه اتفاق می‌افتد. وقتی یک نفر می‌خواهد به یک زن دست درازی کند بی‌شک باید منتظر تبعات آن نیز باشد، یعنی آن آدم متجاوز یا خشونت ورز از خشونت در امان نخواهد بود.

    احمدی: زمانی که فیلم را دیدم، به این نتیجه رسیدم که پایان‌بندی فیلم را دوست ندارم. به نظر من آن صحنه آخر گریه کردن شهباز اضافه بود، زمانی که شهباز می‌گوید اخته شده است، تماشاچی با شنیدن آن شروع به خنده می‌کند، یعنی کارگردان یک فیلم تراژیک ساخته تا به جایی برسد که تماشاچی سنگین از سینما برود، یا فیلمی ساخته است که آخرش مخاطب را می‌خنداند؟ معتقدم که تماشاچی فهمیده است، جریان چیست و دیگر لازم نبود که این پایان آورده شود.

    مساله این است که فیلم ۲ قسمت شده است، بخش اول جایی است که شهباز حرف‌های خود را به خورشید می‌زند اما خورشید به دلیل ناشنوا بودن صدای شهباز را نمی‌شنود، بعد چند سکانس بعدتر دوباره به همان سکانس بازمی‌گردیم و این بار صدای شهباز را مخاطب می‌شنود. من از خنده تماشاگران در این سکانس خوشحال نشدم.

    به نظر من در مورد شخصیت شهباز تماشاچی همه چیز را فهمیده است، گریه سوزناکی که شهباز در فیلم می‌کند درست نیست و اعتراف می‌کنم که این گریه اشتباه بزرگ من در این فیلم بود. چرا که شهباز گناهکار است اما مظلومانه گریه می‌کند. اصلا این شخصیت چرا باید گریه کند؟ شهباز یک اشتباه بزرگی کرده است که اخته شدن کمترین بلایی بود که باید سرش می‌آمد، چرا که با سرنوشت یک آدم بازی کرده است و بعد در فیلم مظلومانه گریه می‌کند که رعنا به او لگد زده است؟ نمی‌دانم قصد کارگردان و تدوینگر از این نوع تدوین چه بوده است، آیا به دنبال این بودید که شهباز را یک شکست خورده نشان دهید؟

    احساس می‌کنم که هر آنچه که هرکس سرش می‌آید، پاسخ اعمال خود فرد است که می‌شود همان «از ما است که بر ما است». برخلاف نظر آقای یاری دولت‌ها را پدر و مادر ملت‌ها نمی‌دانم، فکر می‌کنم که دولت ریشه در ملت‌ها دارد و ملت‌ها پدر و مادر دولت‌ها و حکومت‌ها هستند. واقعیت این است که از کوچکترین مناسبات اجتماعی روز به روز دورتر می‌شویم که این امر هیچ ربطی به دولت‌ها ندارد، یعنی اگر فردی آشغال در جنگل نمی‌اندازد هیچ ربطی به دولت ندارد، اگر هم بریزد هم ربطی به دولت ندارد.

    به عنوان مثال فیلم «متری شیش و نیم» یک آدم را نشان می‌دهد که کارتل شیشه و مواد مخدر است و بعد می‌گوید که کوچه ما باریک بود، پس کارتل مواد مخدر شدم. این چه معنایی دارد، این درحالی است که همسایه بغلی این فرد در همان کوچه باریک تبدیل به جراح قلب یا یک دبیر شرافتمند آموزش و پرورش شده باشد. کسی که قرار است هدایت شود، هدایت می‌شود و این امر ذاتی است. تاکید می‌کنم که هیچ گاه با پایان شهباز موافق نبوده و نیستم.

    * مخاطب با شنیدن این که شهباز تنها با یک لگد اخته شده و تماشای گریه این شخصیت، بیشتر می‌خندد تا به فکر فرو رود…

    احمدی: دقیقا…

    یاری: البته در واقعیت نمونه‌هایی هست که فرد با یک لگد اخته شده است.

    احمدی: اصلا فکر کنیم که چنین امری درست است، اما تماشاچی با چنین پایانی نباید سینما را ترک کند. یک فضای تلخ و سیاه را در فیلم ایجاد کرده‌اید و بعد به دلیل وجود یک سکانس مخاطب با خنده سالن را ترک می‌کند و همین مساله سبب می‌شود که مخاطب کل فیلم را جدی نگیرد.

    خسروآبادی: البته تعداد کسانی که خندیدند زیاد نبودند، چرا که چیز خنده‌داری در فیلم وجود ندارد.

    احمدی: به نظر من این سکانس از فیلم، خنده‌دار است و حتی در همان اکران مردمی ۴۰ درصد از مخاطبان خندیدند. ببینید بحث من در حال حاضر خنده مخاطب نیست بلکه تطهیری است که شهباز در آخر داستان می‌شود. تاکید می‌کنم که خودم این سکانس گریه را اشتباه بازی کردم، با گریه سوزناکی که این آدم می‌کند، انگار در حال تطهیر خود است، در صورتی که تطهیر نمی‌شود.

    خسروآبادی: مهم این بود که بتوانیم نیمه تاریک ماه را ببینیم، به‌عنوان مثال آدم‌هایی مانند بیجه که یک متجاوزگر معروف است، در آن زمان و بعد از دستگیری بیجه رسانه‌ها اعلام کردند که بیجه در کودکی مورد تجاوز قرار گرفته است. حرف‌هایی که بیجه در دادگاه می‌زد باعث می‌شد که شنونده در یک لحظه برای بیجه دلسوزی کند و به آن به چشم قربانی نگاه می‌کند.

    احمدی: شما به خاطر اینکه یک نفر بلایی سرت آورده، چرا باید همان بلا را سر دیگران بیاوری و در نهایت به دنبال بخشش از سوی جامعه باشد. شهبازی که در انتها فیلم نشان داده می‌شود، به گونه‌ای است که مخاطب به آن می‌خندد یا دلش برای او می‌سوزد، که این ۲ کاملا خطا است. اگر سکانس آخر نبود، بی‌شک تماشاچی قانع می‌شد و هرکسی می‌توانست پایان خاصی را برای خود تصور کند. اما وقتی من این سکانس را سوزناک و با گریه بازی می‌کنم کاملا غلط است، معتقدم که باید ماجرای اصلی را با قدرت برای خورشید تعریف می‌کردم نه اینکه مظلومانه و با گریه بگوید که رعنا به من لگد زد و باعث اخته شدن من شده است.

    یاری: شهباز می‌گوید اگر یکی از مردم روستا بفهمد که چه بلایی سر من آمده است هیچ چیزی برای من باقی نمی‌ماند و نگران جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کند.

    احمدی: تاکید می‌کنم که این سکانس را اشتباه بازی کرده‌ام البته این را هم نمی‌دانستم فیلم قرار است اینگونه تدوین شود. اگر این سکانس همچنان به گونه‌ای نشان داده می‌شد که صحبت‌های شهباز از سوی مخاطب شنیده نشود، بسیار بهتر بود و تماشاچی از تخیل خود استفاده می‌کرد که بداند چه اتفاقی برای فیلم رخ داده است. معتقدم که با خنده مخاطب، فیلم باخته است. در یکی از سکانس‌ها حامد کمیلی در مرداب به شهباز شلیک می‌کند و این نشان می‌دهد که یک جایی غیرت این فرد قمارباز و دائم الخمر بالا می‌زند و به شهباز شلیک می‌کند که از نظر من این لحظه بسیار خوبی است و باید در همین سکانس همه چیز تمام می‌شد.

    * مساله دیگر این است که انگار مردان این روستا کاری جز قمار ندارند!

    یاری: کاراکتر شهباز و بسیاری از مردانی که در این روستا زندگی می‌کنند، لنج‌هایی هستند که به گل نشسته اند، لنج‌هایی که دیگر دل به دریا نمی‌زنند و تبدیل به قمارخانه شده شکل گرفته است. لنج‌هایی که در این فیلم می‌بینید همان لنج‌هایی است که بعد از توافق ایران با روسیه در اختیار ماهی گیران قرار گرفت تا بتوانند ماهی کیلیکا سید کنند. صاحبان لنج‌ها در ۲ ماه اول کلیکا گرفتند و ماه بعد هیچ خبری از کلیکا نبود، بعد تصمیم می‌گیرند که اوزون برون صید کنند که باز هم متوجه می‌شوند این ماهی نیز در دریا نیست، این مشکل تنها برای ماهی‌ها و ماهیگرها رخ نداده است بلکه درباره بسیاری از موارد روس‌ها سر مردم ما کلاه گذاشته‌اند.

    * شما که اینقدر نگاه سیاسی به همه چیز دارید و سعی در نقد دولت‌ها دارید، برای نشان دادن این معضلات چرا فیلم سیاسی نساختید؟

    یاری: متاسفانه این مشکل بزرگی است که مهمترین حرف‌هایمان سریع سیاسی می‌شود، مسایلی که مطرح می‌کنم مسائل جامعه شناختی است که برمبنای علوم اجتماعی شکل گرفته است. اگر بخواهم برمبنای علوم سیاسی حرف بزنم آن وقت به گونه دیگر حرف می‌زنم.

    * رعنا در این فیلم یک زن مستقل تحصیل کرده است که آنقدر جسارت داشته است بعد از اتفاق‌هایی که برایش رخ داده است دوباره به همان روستا باز می‌گردد، چنین زن مستقلی چرا نباید از همان ابتدا مشکلی که برایش پیش آمده را به کسی بگوید؟

    احمدی: بیشتر از اینکه رعنا نگران گفتن واقعیت باشد، این شهباز است که نگران برملا شدن واقعیت است. چرا که برای رعنا اتفاقی رخ نداده و این شهباز است که دچار مشکل شده است و نگران نگاه مردم روستا است و اینکه دیگر کسی حرف آن را نخواند. معتقدم رعنا هیچ نگرانی نداشته است و چیزی نبوده است که بخواهد تعریف کند و همین نگاه از قدرت او سرچشمه می‌گیرد و بعد از آن سال‌ها از این ماجرا گذاشته است برای چه کسی می‌خواهد آن را تعریف کند. اما وقتی که دخترش گم می‌شود به این فکر می‌کند که شهباز دختر را دزدیده است تا همان بلایی که سر او نیاورده است سر دختر بیاورد.

    * به هر حال سکوت زن دربرابر مشکلاتی از این قبیل، تبدیل به یک معضل در جامعه شده است و سینما می‌تواند به زنان این جسارت را بدهد که در برابر این مشکلات سکوت نکنند.

    خسروآبادی: رعنا بعد از ۱۶ سال به روستا بازگشته است و حالا باید به همه بگوید که زمانی در معرض تجاوز قرار گرفته است؟ چه کسی چنین کاری می‌کند، اما شرایطی پیش می‌آید که به خورشید و به همسرش می‌گوید. البته این را باید بگویم که ما وظیفه هدایت و ارشاد آدم‌ها را نداریم.

    * من با شما مخالف هستم، سینما به عنوان یک رسانه نقش آگاهی دهنده به جامعه را دارد و باید از چنین فرصت‌هایی استفاده کند.

    خسروآبادی: نمی‌توان با استفاده از سینما دستورالعمل صادر کنیم که اگر به زنی تجاوز شد به همه بگوید. البته در طول قصه این مساله را به نزدیکان خود می‌گوید.

    یاری: رعنا ترسی از گفتن واقعیت ندارد و به شهباز می‌گوید که دیگر ترسی از تو ندارم. زمانی هم که به شوهرش می‌گوید یک خشونت جدید شکل می‌گیرد و شوهر رعنا به شهباز شلیک می‌کند. جامعه امروز ما جامعه خشنی است و هرچیزی می‌تواند به خشونت تبدیل شود.

    خسروآبادی: درباره خنده مخاطب باید بگویم شاید در سالن بخشی از مخاطبان خندیدند اما احساس می‌کردم که این خنده بسیار تلخ بود. رعنا نماینده قشر فاخر و جنگنده است و خورشید نماد یک زن عام که ابتدایی‌ترین چیزها از او گرفته شده است. در حال حاضر زنان بسیاری داریم که به شدت کور و کر هستند و حرف زدن بلد نیستند.

    * شما در این فیلم یک روستا را نمایش می‌دهید که تقریباً همه در آن با لهجه گیلکی حرف می‌زنند، اما برخی از نقش‌ها که زاییده همین روستا هستند لهجه ندارند.

    یاری: در مورد پسرخاله رعنا درست می‌گویید، اردوان باید لهجه داشته باشد که متاسفانه این اتفاق رخ نداد مانند خیلی از چیزهای دیگری که باید می‌شد اما نشد. سینمای مستقل به دلیل بضاعت کمی که دارد خیلی وقت‌ها خیلی چیزها را از دست می‌دهد و خیلی وقت‌ها نیز با حمایت‌هایی که از آن می‌شود می‌تواند در سخت ترین شرایط حرف خود را بزند و نباید فراموش کرد که کار در سینمای مستقل بسیار سخت است.

    احمدی: کار در سینمای مستقل بسیار سخت شده است سینما در کمترین حالت خود نیازمند بودجه‌ای نزدیک به ۳ میلیارد تومان است. این فیلم در شرایطی ساخته شده است که گاهی از شدت سرما مجبور بودیم در ماشین خودمان را گرم کنیم، حتی یک بار هم در یک رستوران پناه بگیریم. کار در سینمای مستقل بسیار سخت است.

    * برای اکران یک فیلم مستقل مانند «لیلاج» و دریافت سانس‌های مناسب با مشکل مواجه شدید؟

    یاری: متاسفانه سانس‌های بدی برای این فیلم در نظر گرفتند حتی ما سانس ۲۳:۵۰ دقیقه هم داشتیم، حتی گاهی سانس‌هایی که از قبل در اختیار فیلم گذاشته‌اند را می‌گیرند، به عنوان مثال سینمای کورش را با تعدادی سانس در اختیار فیلم می‌گذارند، از بین این سانس‌ها ساعت‌هایی که مخاطب ندارد، فیلم را نشان می‌دهند و سانس‌هایی که مخاطب به سینما می‌آید را با بهانه اینکه بلیتی فروخته نشده، از ما می‌گیرند. این درحالی است که قرارداد فیلم به گونه‌ای دیگر است و سینما موظف است که این سانس‌ها را در اختیار فیلم بگذارند. از روزی که این فیلم در سرگروه فرهنگ اکران شد، فروش این فیلم ۲برابر شده است.

    * آقای ابوالقاسمی‌نژاد نظر شما به عنوان تهیه‌کننده فیلم، درباره استقبال مردم از «لیلاج» و فروش گیشه چیست؟

    ابوالقاسمی‌نژاد: از ابتدا می‌دانستم که ساخت چنین فیلمی با سختی همراه است و باید بگویم که این فیلم را از سر لجبازی ساختم چرا که بسیاری از کسانی که قول حمایت و همکاری در ساخت این فیلم را داده بودند، پا پس کشیدند و من هم تصمیم گرفتم «لیلاج» را در هر شرایطی جلوی دوربین ببرم.