برچسب: سند همکاری ایران و چین

  • مذاکرات هدف انتخاباتی دارد/ احتمالا «ظریف» نامزد اصلاح‌طلبان است

    مذاکرات هدف انتخاباتی دارد/ احتمالا «ظریف» نامزد اصلاح‌طلبان است

    به گزارش خبرگزاری مهر، زهره الهیان نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در برنامه تلویزیونی دستخط که عصر امروز (جمعه) از شبکه پنجم سیما پخش شد، با اشاره به مذاکرات وین و حادثه نطنز گفت: به نظر می‌رسد تقسیم کاری صورت گرفته است و به نوعی تلاش طرف غربی این است که از این طرف دست جمهوری اسلامی ایران را از بحث هسته‌ای خالی کند و غنی‌سازی متوقف شود و از طرف دیگر، ما را پای میز مذاکره مجبور به دادن امتیاز کند.

    وی همچنین درباره مذاکرات اخیر با گروه ۱+۴: تصریح کرد: متاسفانه ما این دوره آنچه می‌بینیم این است که دولت یک تعجیل بی‌منطق برای مذاکرات دارد، شتاب و عجله‌ای برای مذاکرات دارد؛ به عبارتی التماس برای مذاکره دارد.

    عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با بیان اینکه واقعاً ملت ایران بیش از این اقتدار و عزتشان مهم است که این گونه التماس برای مذاکره نکنیم، تاکید کرد: این اولین بار نیست که ما مذاکره داریم. دوره‌های گذشته هم مذاکره داشتیم، زمان «سعید جلیلی» هم بود. اما تفاوت این است که آن زمان مذاکره داشتیم ولی مذاکره با عزت و اقتدار بود.

    الهیان تصریح کرد: هدف انتخاباتی پشت مذاکرات وجود دارد و این حقیقت تلخی است که وجود دارد. در جلسه‌ای که وزیر امور خارجه تشریف آوردند به او عرض کردم که افکار عمومی این امر را متوجه می‌شود و قطعاً مردم ایران هوشمند هستند.

    متن کامل گفت و گوی برنامه دستخط به این شرح است:

    سلام؛ خیلی خوش آمدید

    خیلی متشکرم. بنده هم عرض سلام و ادب و احترام حضور بینندگان عزیز دارم، آرزوی قبولی طاعات و عبادات را دارم و امیدوارم ماه رمضان ۱۴۰۰ ماه پربرکتی برای همه ملت ایران و مسلمانان جهان باشد.

    مجلس یازدهم چطور است؟

    اگر از حق و انصاف خارج نشویم، انصافاً نمایندگانی جوان، متخصص و دلسوز و پرتحرک و بانشاط را در این مجلس می‌بینم. رویکرد کارشناسی و تخصصی در حوزه‌های مختلف وجود دارد و نمایندگان هم زمان زیادی برای مردم می‌گذارند.

    هم ملاقات‌های مردمی، حوزه‌های انتخابیه و هم بحث‌های کارشناسی در جلسات و کمیسیون‌های تخصصی و مرکز پژوهش‌های مجلس برقرار است، اما قدری به واسطه جوان‌تر بودن نمایندگان نسبت به دوره‌های قبل، تجربیات کمتر است و ممکن است بعضاً اشتباهاتی بواسطه تجربه کم همکاران جوان اتفاق بیفتد و بعضاً ممکن است نقدهایی به این مجلس هم باشد، ولی در مجموع فکر می‌کنم در آینده ثمرات فعالیت‌ها و حرکت‌های خوب تخصصی که شکل می‌گیرد و صورت گرفته برای مردم آشکارتر شود.

    جنس کار مجلس و جنس کار تقنین طوری نیست که انتظار این را داشته باشیم که به سرعت و در عرض یکی دو ماه جواب دهد و نتایج آن مشخص شود، اما ان‌شاءالله با حضور دولت آینده و یک دولت انقلابی، دلسوز و مردمی و تعامل با مجلس و قوانین جدی و اصولی که الان روی آن کار می‌شود، ان‌شاءالله سال ۱۴۰۰ و سال‌های بعد از آن گشایش‌های خوبی برای مردم ایجاد می‌شود.

    خود شما به مجلس هشتم که وارد شدید ۴۱ ساله بودید. صحبت از جوانان مجلس یازدهم کردید، آن دوره هم جزو جوانان مجلس بودید که وارد شدید. اولین دوره بود، وقتی مقایسه می‌کنید چه فرق‌هایی بین خود و جوانان مجلس یازدهم می‌بینید؟

    من به نکته‌ای اشاره کنم اشتباهات فقط برای جوانان نیست، ممکن است بزرگترها و با سابقه‌های مجلس هم اشتباه کنند و اتفاقاً اشتباهات فاحشی داشته باشند. ما هم زمانی که مجلس هشتم آمدیم، اولین تجربه بود و تعدادی از نمایندگان به عنوان نمایندگان باسابقه و افرادی که تجربیات خوبی در دوره نمایندگی قبلی داشتند، به نوعی راهنمای ما بودند و الان هم ما و نمایندگان دیگر که سابقه و تجربه مجالس گذشته را داریم، باید به دوستانی که اولین دوره در مجلس هستند، کمک کنیم. در واقع با یک تعامل دوجانبه باید بتوانیم این دوستان را هم با سازوکار آشنا کنیم.

    تا جایی که یادم هست شما کمک‌پذیر بودید. بچه‌های جوان الان هم کمک می‌پذیرند؟

    بعضاً بله. البته برخی هم تخته گاز می‌روند و بعضاً اشکالات و ایراداتی هم در عملکرد دارند. مجلس جای بسیار پیچیده‌ای است. سازوکارها و وظایف یک نماینده و تعامل با دولت و مسئولین و فضای سیاسی کشور و اینکه یک نماینده وقتی نطقی می‌کند، برد بسیار جدی هم در جامعه و عرصه بین‌الملل دارد. خیلی باید این دوستان و کلاً سایر نمایندگان دقت در عملکرد داشته باشند و از تجربیات سایر همکاران استفاده کنند. گاهی این را در بین برخی از نمایندگان کمرنگ می‌بینیم.

    همانطور که شما اشاره کردید فقط بحث جوانان نیست. بحث جوانان فقط یک مطلب است و هر جوانی که در هر عرصه‌ای می‌آید آزمون و خطا دارد و در این شکی نیست. اما برخی ناظران بیرونی و حتی برخی از نماینده‌هایی که تجربه نمایندگی داخل مجلس دارند و الان هم نماینده هستند به نوعی از سال گذشته که مجلس یازدهم شروع شد سایه انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ روی مجلس وجود دارد. اگر بخواهم صراحتاً بیان آنها را عنوان کنم، می‌گویند در هیئت رئیسه سه رکن اصلی ما رئیس، نائب روسا هستند و هر سه به فکر انتخابات ریاست جمهوری هستند و این قدری به کار با اصل کاری که باید در مجلس دربیاید، لطمه می‌زند. این را تصدیق می‌کنید؟

    اینکه تعدادی از همکاران مجلس کاندیدای ریاست جمهوری هستند و از چند ماه قبل هم مطرح بوده، شکی نیست، بالاخره این نکته را هم که حضور در این جایگاه تاثیر خودش را بر عملکرد نمایندگان خواهد گذاشت نمی‌توان انکار کرد و اگر بخواهیم از موضع صداقت ورود کنیم تاثیرات منفی دارد منتهی یک حرکتی را برخی از دوستان در مجلس شروع کرده‌اند از جمله آقای زاکانی که نهضت نیامدن است و با تک تک این دوستان صحبت کردند که در این مسندی که حضور دارید به عنوان نائب رئیس مجلس ورود به عرصه انتخابات و شرایطی که اقتضائات کاندیدای ریاست جمهوری است ممکن است در کارکرد فعلی شما آسیب‌هایی وارد کند و خواسته‌اند فعلاً با یک وضعیت کُند و بدون ورود جدی، وظایف نمایندگی و جایگاهی که به عنوان نواب رئیس دارند را انجام دهند.

    فقط نواب رئیس؟

    قضیه درباره شخص رئیس مجلس متفاوت است و نمی‌تواند کمرنگ در مجلس باشد؛ یعنی به اندازه‌ای چالش‌ها و بحث‌های قانونی، تعامل با دولت، شورای عالی امنیت، مسائل مختلف اعم از درگیری بحث‌های هسته‌ای و مذاکرات و غیره است که می‌طلبد شخص رئیس مجلس شبانه روزی وقت بگذارد و انصافاً آقای دکتر قالیباف را اینچنین دیدیم.

    صحنه انتخابات را به عنوان کسی که از بانوان تاثیرگذار در سیاست هستید، چطور می‌بینید؟

    این دوره آنچه مسلم است تعدد کاندیداها باعث این شده بدنه اجتماعی سرگردان شود؛ البته مزایایی هم دارد. بالاخره جوانان کشور و مردمی که می‌خواهند رای بدهند به نوعی خودشان را مختار بین انتخاب چند کاندیدا از طیف‌های مختلف مختار می‌بینند و البته باید صبر کرد و دید شورای نگهبان کدام یک از این افراد را به عنوان یک رجل سیاسی که توانمندی در سطح ورود به این عرصه دارد، می‌شناسد.

    قانون جدید می‌رسد؟

    خیر، قانون جدید به انتخابات ۱۴۰۰ نمی‌رسد؛ چون اخیراً هم اصلاحات نهایی را داشتیم.

    چون گفتند یک اختلاف نظری بین مجمع تشخیص و مجلس هست که باید رفع شود و بسیاری منتظر بودند این اختلاف نظر رفع و قانون ابلاغ شود.

    بله، شاید اخیراً بود که اصلاحات شورای نگهبان در مجلس انجام شد تا آن اختلافی که با مجمع تشخیص است برطرف شود؛ طبق اعلامی هم که وزارت کشور داشت این قانون به این انتخابات نمی‌رسد.

    فکر می‌کنید آقای رئیسی وارد عرصه می‌شوند؟

    صحبت‌ها وجود دارد که آقای رئیسی ورود می‌کنند. خود ایشان تاکنون امتناع داشته‌اند و جایگاه قوه قضائیه را به عنوان رئیس قوه قضائیه در مسند خدمتگزاری به مردم و مبارزه با مفاسد و اصلاح ساختار سیستم قضائی موثر می‌دانسته‌اند و احساس تکلیف در این جایگاه می‌کردند، اما فشار نخبگان و مطالبه مردمی نسبت به ایشان زیاد است و باید صبر کرد و دید ایشان به نتیجه‌ای می‌رسند یا نه.

    تحلیل خود شما چیست؟ فکر می‌کنید چه اتفاقی بیفتد؟

    من فکر می‌کنم افرادی مثل آقای رئیسی، آقای قالیباف و از آن سمت آقای ظریف حضور دارند. ظاهراً آقای لاریجانی اعلام کرده که قصد حضور به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری ندارد.

    در مجموع طیف اصلاحات مثل همیشه با یک کاندیدا حاضر می‌شود، در جناح انقلابی و اصولگرا هم تلاش این است که شورای ائتلاف نیروهای انقلاب با کمک سایر احزاب و جریان‌های مطرح اصولگرا و انقلابی بر سر یک میز بنشینند و به نتیجه برسند که از یک کاندیدای واحد حمایت کنند، بنابراین خیلی خوب است که جریان انقلابی به وحدت و اجماعی بر سر یک کاندیدا برسند.

    شورای ائتلاف با شورای وحدت چه فرقی دارد؟

    شورای ائتلاف همان شورایی است که در طول انتخابات مجلس شکل گرفت، متشکل از نخبگان و تاثیرگذاران عرصه سیاست هست، احزاب مطرح در این شورا نماینده دارند، تشکل‌های مختلف از جمله تشکل‌های دانشجویی در این شورا حضور دارند. افراد عنوان‌دار که پشتوانه اجتماعی خوبی دارند و در واقع می‌توانند پیام را به بدنه اجتماعی منتقل کنند، حضور دارند و این شورا با یک وحدت رویه در انتخابات گذشته، یک لیست را ارائه داد که منجر به این شد که از نفر اول تا سی‌ام این لیست در تهران حضور پیدا کنند و در سایر استان‌ها اکثریت نمایندگانی که امروز در مجلس هستند کاندیداهایی هستند که از سوی شورای ائتلاف حمایت شدند.

    شورای وحدت هم که جامعه روحانیت هستند، بزرگوارانی که در این جامعه روحانیت حضور دارند.

    حاج آقا موحدی کرمانی و…

    بله، حاج آقای تقوی و آقای ابوترابی و سایرینی که در آن شورا حضور دارند و تعاملات هم بین شورای وحدت و شورای ائتلاف برقرار است.

    فکر می‌کنید به نقطه مشترک برسند؟

    امیدواریم این اتفاق بیفتد و بسیار محتمل است. الان هم تعاملات بین شورای ائتلاف و شورای وحدت وجود دارد.

    نامزد اصلاح طلبان را آقای ظریف می‌دانید؟

    به نظرم می‌رسد آقای ظریف باشند.

    الان زمانی که برنامه را ضبط می‌کنیم، تیم مذاکره کننده در وین مشغول مذاکره است و پیش از اینکه آقای عراقچی برود، در کمیسیون امنیت ملی گزارشی دادند. از آن جلسه صحبت و نکته‌ای دارید که بیان شود؟

    آقای عراقچی تشریف آوردند و بعد از ایشان و بعد از اینکه تیم به ایران برگشت، کمیسیون امنیت از آقای ظریف دعوت کرد. آقای ظریف ابتدا امتناع کرد و متاسفانه این دوره که ما حضور داریم، برای چندمین بار است که آقای ظریف از این امتناع می‌کنند که دعوت کمیسیون را پاسخ بدهند.

    به چه دلیل؟

    دلایل مختلف دارد. این دوره بحث کرونا را مطرح کردند. اشاره کردند کمیسیون امنیت به وزارت خارجه بیایند. کمیسیون امنیت به هیچ وجه قبول نکرد بخاطر جایگاهی که مجلس دارد و وقتی مجلس وزیری را فراخوان می‌کند آن وزیر موظف است، حضور یابد و گزارش از عملکردی که مورد سوال نمایندگان است و تصمیم کمیسیون این شد که پیگیری را بطور جدی داشته باشند و از ایشان بخواهند که حتماً حضور یابند. بحث مذاکرات و رفع تحریم‌ها موضوع مهمی بود که برای کمیسیون مطرح بود که با پیگیری که شد ایشان به مجلس تشریف آوردند و نمایندگان توضیحات را خواستند و نقطه نظرات را بیان کردند. جلسه نسبتاً جنجالی بود.

    کلیت حرف آقای ظریف چه بود که جنجالی شد؟

    مجموعاً نمایندگان به این نوع مذاکره و روندی که دولت در مذاکرات دارد، نقد داشتند. بدین معنا که مذاکره در شرایطی که از این طرف می‌بینیم با ۱+۴ قرار است درباره بحث هسته‌ای، حقوق ملت ایران، لغو تحریم‌ها صحبت کنند، همزمان در نطنز انفجار صورت می‌گیرد و طرف اروپایی هم اتفاق نطنز را محکوم نمی‌کند.

    به نظر می‌رسد یک تقسیم کاری صورت گرفته است و به نوعی تلاش طرف غربی این است که از این طرف دست جمهوری اسلامی ایران را از بحث هسته‌ای خالی کند و غنی‌سازی متوقف شود و ما را پای میز مذاکره مجبور به دادن امتیاز کند. اساس این مذاکره این است که این مذاکره در فضای زور و تهدید و ترور هسته‌ای.

    واقعاً فاجعه‌ای که در نطنز اتفاق افتاد یک فاجعه انسانی بود؛ اعلام هم شد. اگر پیرو انفجارهایی که در دستگاه‌های سانتریفیوژ ما رخ می‌داد، نشت هسته‌ای داشتیم چه فاجعه‌ای اتفاق می‌افتاد و چه بخشی از منطقه آلوده می‌شد و جان هزاران انسان به خطر می‌افتاد! اتفاقی که در چرنوبیل رخ داد و دیدید چه ابعادی این حادثه داشت. اینها قابل پذیرش نیست.

    پاسخ آقای ظریف چه بود؟

    آقای ظریف قاعدتاً از مذاکرات دفاع می‌کرد. متاسفانه ما این دوره آنچه می‌بینیم این است که دولت یک تعجیل بی‌منطق برای مذاکرات دارد، شتاب و عجله‌ای برای مذاکرات دارد؛ به عبارتی التماس برای مذاکره دارد. واقعاً ملت ایران بیش از این اقتدار و عزتشان مهم است که این گونه التماس برای مذاکره نکنیم. این اولین بار نیست که ما مذاکره داریم. دوره‌های گذشته هم مذاکره داشتیم، زمان آقای جلیلی هم بود. اما تفاوت این است که آن زمان مذاکره داشتیم ولی مذاکره با عزت و اقتدار بود.

    البته برخی هم نقد می‌کنند آن مذاکرات درست است که از موضع عزت بود، ولی نتیجه‌ای هم حاصل نمی‌شد!

    البته این را در نظر داشته باشید تحریم‌هایی که الان ما داریم با این روند مذاکرات، از زمان برجام و در طول پروسه برجام، تحریم‌هایی که به ملت ایران تحمیل شده خیلی بیشتر از تحریم‌هایی است که آن زمان علیه ما بود.

    و سوال اصلی هم اینجاست که مسئولیت سیاست خارجی می‌توانند پاسخ دهند، مردم می‌گویند دولت مستقر شد و با شعار مذاکره آمد و مذاکره هم کرد و نتیجه مذاکره را در دوره اوباما دیدیم و چیزی نبود که با آمدن ترامپ بهم بریزد. زمان آقای اوباما مشخص بود ولی الان دو ماه به پایان دولت مانده است، این میزان عجله برای دو ماه چیست؟ خب صبر کنیم انتخابات برگزار شود و بعد مذاکرات را انجام دهیم. آن زمان که با آرامش مذاکره کردیم، این شد؛ الان با این عجله معلوم نیست چه اتفاقی بیفتد. حق هم دارند نگران باشند.

    تحلیلی که وجود دارد، چه کارشناسان سیاسی و حتی افکار عمومی مردم متوجه این قضیه شده، این است که هدف انتخاباتی پشت مذاکرات وجود دارد. این حقیقت تلخی است که وجود دارد. در جلسه‌ای که «ظریف» تشریف آوردند به او عرض کردم که افکار عمومی این امر را متوجه می‌شود و قطعاً مردم ایران هوشمند هستند.

    برای کسب آراء، مذاکره و شرطی کردن اقتصاد ایران واقعاً درست نیست و این روند به نفع مردم نیست. شما می‌بینید هر زمان که مذاکره قرار است صورت گیرد و توافقاتی قرار است اقتصاد ایران دچار رکود می‌شود. چون همه منتظر هستند ببینند چه شد!؟ این قصه پرغصه این سال‌های ماست یعنی از زمانی که بحث برجام بوده، به جای توجه به پتانسیل‌های داخلی بر سر منابع داخلی جوانان متخصص و مدیریت شرایط داخل چشم به مذاکره داشتیم و اینکه دشمن چه امتیازی به ما می‌دهد، اقتصاد ما دچار نوعی فضای صبر و رکود شده است.

    از رکود هم گذشته است. مردم تحت شدیدترین فشار هستند که با دو نظارت قوه مجریه می‌تواند حل شود. نمی‌خواهم از مرغ و تخم مرغ صحبت کنم ولی با بالا بردن درجه نظارت مشخص است خیلی چیزها حل می‌شود و فقط در مسیر مذاکره حرکت کردن…

    فعلاً اقتصاد و افکار عمومی ما به نحوی است که جامعه را نسبت به مذاکرات و وعده‌ها شرطی کرده است. در طول ۸ سال این وعده‌ها داده شد و اتفاقی هم نیفتاده است. شما الان وضع بورس را می بیند، وضعیت بازار را می‌بینید. یکباره یک امیدی در دل مردم ایجاد می‌کنند که با فضاسازی و امید به مذاکره و امید به اینکه طرف مقابل امتیازهایی به ما بدهد و تحریم‌ها لغو شود، بعد دوباره مردم دچار ناامیدی می‌شوند.

    این انتخاباتی بودن مذاکرات را ظریف قبول نداشت؟

    سکوت کردند؛ چیزی نگفتند

    پایان جلسه چه نتیجه‌ای داشت؟

    البته بخش آخر جلسه بعد از اینکه صحبت‌ها را با آقای ظریف داشتم مجبور شدم بخاطر حضور در جلسه دیگری بلند شوم، ولی از دوستان شنیدم که انتهای جلسه پرچالش شده و آقای ظریف با اعتراض تشریف بردند.

    و قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها چیزی بود که مجلس دست دولت را پر کرد و اینکه دولت اوایل قدری موضع داشت ولی موضع‌ها هماهنگ شد و چیزی شد که می‌توانستند از آن استفاده کنند. به نظر من اثر مثبت خودش را گذاشت.

    قطعاً همینطور است. قدرت چانه‌زنی دولت در این مذاکرات بواسطه همین اجرایی شدن قانون لغو تحریم‌هاست که ابتدا دولت امتناع می‌کرد و با تعابیری که شایسته نیست این قانون را خطاب کردند ولی همین قانون باعث شد غنی سازی ۲۰ درصد را انجام دهیم.

    الان هم غنی سازی ۶۰ درصد را داریم.

    بله، الان هم بحث غنی سازی ۶۰ درصد رقم خورده و سانتریفیوژها و نسل IR۶ و نطنز و رآکتور اراک و … این‌ها ثمرات این قانون بود که باعث شده امروز دیپلمات‌های ما با برگ برنده پای مذاکرات حاضر شوند که در این قانون هم این تدبیر شده که اگر دولت تخلف داشته باشد، وزارت خارجه، رئیس جمهور، سازمان انرژی اتمی از قانون استنکاف داشته باشند، مستوجب مجازات درجه دو تا ۵ طبق قانون مجازات اسلامی خواهند بود و همین باعث شد دولت ناچار باشد، علی رغم اینکه تمایلی به اجرای این قانون نداشتند، این قانون را ناچار باشند که اجرا کنند و بازدیدی هم نمایندگان از کمیسیون امنیت و سایت‌های هسته‌ای داشتند. البته قبل از انفجار بود. غنی‌سازی شروع شده و شروع اجرای قانون کلید خورده است.

    از انفجار نطنز چه اطلاعات جدیدی به کمیسیون امنیت ملی داده شده است؟ در کمتر یک سال دو انفجار در نطنز داشتیم.

    بله، به نظر می‌رسد در سیستم حفاظت از نطنز و پدافند غیرعامل اشکالاتی هست که کمیسیون جلساتی را بعد از انفجار اول برگزار کرد و آقای صالحی را کمیسیون امنیت خواست و او توضیحاتی را داد. باید یک بازبینی در سایت نطنز صورت بگیرد.

    به نظر می‌رسد از بازبینی هم گذشته است.

    بله. به هر حال سیستم فعلی نشان می‌دهد یک نشتی و نفوذ وجود دارد و به همین دلیل در این دو برهه ما متوجه این شدیم که این مشکلات وجود دارد. البته هشدارها را کمیسیون به سازمان انرژی اتمی داده بود ولی خط نفوذ کار خودش را می‌کند. شما می‌بینید بعد از برجام هیئت‌های متعددی اجازه داده شد که از خارج کشور بیایند و از سایت‌های هسته‌ای ما بازدید کنند. بالاخره همین هیئت‌ها محل نشت اطلاعات و مباحث محرمانه مراکز هسته‌ای ما هستند. انتظار نمی‌توان داشت که این اتفاقت رخ ندهد وقتی تعداد زیادی از هیئت‌ها را راه می‌دهیم و بازدید از سایت‌های هسته‌ای ما دارند.

    این اتفاق افتاده است؟

    بله. بعد از برجام و مجوزی که وزارت خارجه به هیئت‌های خارجی برای بازدید از سایت‌های هسته‌ای داد.

    بالاخره با این اتفاقی که افتاد، تصمیم چیست؟ دستگاه‌های امنیتی ما چه طرح و ایده‌ای دارند؟ کمیسیون امنیت ملی می‌خواهد چه کاری انجام دهد؟ جلسه‌ای با دستگاه‌های امنیتی برگزار کرده‌اید؟

    کمیسیون چند نفر از عزیزان نماینده را مامور کرد که جلسات مستمری را با دستگاه‌های امنیتی و سازمان انرژی اتمی داشته باشند و مشکل را بررسی کنند و راه حل آن را که تغییر سیستم حفاظتی سایت نطنز و اجرایی شدن توصیه‌های سازمان پدافند غیرعامل است، عملیاتی کنند که با نظارت مجلس انجام شود، پیگیری و بازدیدی از سوی مجلس بعد از این صورت بگیرد تا به یک سازوکار مستحکم در ارتباط با این قضایا برسیم.

    ولی باید قبول کنیم تا زمانی که اطلاعات را می‌دهیم و اطلاعات محرمانه مراکز هسته‌ای ما منتقل شده، خیلی انتظار بیشتری نمی‌توان داشت و باید این دسترسی‌ها محدود شود. بحث خروج از پروتکل الحاقی را داشتیم، از یکی دو ماه پیش طبق قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها خروج از پروتکل الحاقی اتفاق افتاده یعنی اطلاعاتی از دوربین‌هایی که آنجا مستقر است داده نمی‌شود و دسترسی بازرسان هم طبق قانون محدود شده و از این به بعد، قدری جنبه‌های صیانتی جدی تر شده اما خط نفوذ هم آنجا کار خودش را انجام می‌دهد.

    امنیت سایت نطنز با کدام دستگاه امنیتی است؟

    فعلاً با ناجا هست.

     یک چیزی که در ایام عید اتفاق افتاد و خیلی هم روی این صحبت شد، بحث قرارداد یا تفاهم ایران و چین بود. چیزی که مشاهده می‌شود مزایا را خیلی از نخبگان بیان کردند، البته به نظر من کافی نبوده است چون خیلی از مردم اطلاعات کافی در این زمینه ندارند و به رغم اینکه اطلاعات کافی در این زمینه ندارند وقتی مراکز تحقیقاتی نظر آنها را می پرسد می‌گویند ما مخالف هستیم و ضرر دارد. چطور می‌شود اطلاعاتی ندارند و چنین ابراز نظری می‌کنند. نظر شما در این خصوص چیست؟

    این بحث را ۴-۳ ماه پیش آقای ظریف در کمیسیون تشریف آوردند من این سوال را از آقای ظریف داشتم که قراردادی با این اهمیت که یک سند راهبردی و نقشه راه برای تعاملات با کشور مهمی مثل چین است، چرا برای افکار عمومی باز نمی‌شود؟ چرا به مردم اطلاع رسانی نمی‌شود؟ حضور نخبگان و متخصصین در صداوسیما، در فضای مجازی اهمیت دارد. مردم حق دارند مطلع نسبت به این سند باشند.

    خب پاسخ ایشان این بود که طرف چینی تاکید دارد مفاد این سند محرمانه بماند. این قابل درک است؛ چون طرف چینی قطعاً تمام تخم مرغ‌های خود را در سبد ایران که نمی‌گذارد. همزمان که با ایران یک سند راهبردی را توافق می‌کند نیاز خودش می‌بیند با آمریکا و عربستان و سایر کشورهای دیگر روابط و تعاملاتش را حفظ کند. دولت هم اعلام کرد ما منعی برای رسانه‌ای کردن مفاد این تفاهم نامه نداریم ولی خیلی دیر بود.

    به هر حال از چندین ماه پیش بدون اینکه مفاد سند مشخص شود، توضیحات کلی باید برای مردم داده می‌شد که اساساً هدف چیست و مزایای این تفاهم با چین برای آینده کشور و پیشرفت کشور چه خواهد بود، در چه زمینه‌هایی قرار است همکاری داشته باشیم.

    شما می‌بینید وقتی می‌بینید این سند امضا شد و وزیر امور خارجه چین به ایران آمد و تفاهم‌نامه امضا شد موجی از حمله نسبت به ایران، مسئولین و چین در فضای مجازی اتفاق افتاد. این نشان می‌دهد این تفاهم‌نامه اهمیتی دارد که دشمنان ما به شدت به هم ریخته‌اند و در فضای مجازی به تکاپو افتاده‌اند، شایعه‌پراکنی می‌کنند، دروغ‌هایی که در ارتباط با این سند منتشر کردند که قرار است بخش‌هایی از آب‌های ایران واگذار شود، بخشی از زمین‌های ایران واگذار شود، چین پایگاه نظامی در ایران تاسیس کند و از این دست مباحثی که اساساً هیچ موضوعیتی نداشت و کذب محض بود.

    در همان ایام به یک بانکی مراجعه کردم و دیدم همه کارمندان بانک درباره این تفاهم‌نامه صحبت می‌کنند و درباره سند ۲۵ ساله با چین حرف می‌زنند و اطلاعات غلطی که در فضای مجازی گرفته‌اند با هم رد و بدل می‌کنند. اگر دیده باشید کلیپی هم در فضای مجازی منتشر شد که این کلیپ را دیدم برای من جالب بود.

    از بچه ۵ ساله سوال می‌کنند که چقدر دوست داری پول داشته باشی و در چند مرحله این سوال را می‌پرسند، این بچه می‌گوید من آن‌قدری پول داشته باشم که کل ایران را بخرم و اجازه ندهم چینی‌ها به آن دست یابند! یعنی این برد فضای رسانه‌ای، مدیریت افکار عمومی از آن سمت آب، در داخل کشور به حدی بود که بچه ۵ ساله هم ذهنش درگیری نسبت به این تفاهم نامه داشته است؛

    ببینید، آمریکا که ما را تحریم کرده و شیطنت می‌کند، اروپا هم که گشایشی برای ما طی ۸ سال ایجاد نکرد و خباثت می‌کند و گشایشی برای ما ایجاد نکرد و حتی مواضع خودش را با امریکا هماهنگ می‌کند. خب ما هم چین و روسیه و سایر کشورها را (از دست بدهمی) و خودتحریمی کنیم!؟

    اگر کشوری آمادگی دارد نفت ما را بخرد و زیرساخت‌ها را در ایران تاسیس کند، پتروپالایشگاه ها و زیرساخت‌های صنعت گردشگری را ایجاد کند، در حوزه IT و گردشگری و سایر موضوعات فعالیت کند، چرا باید در را به روی خودمان ببندیم؟ چین یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر جمعیت دارد. اگر حداقلی از جمعیت چین، بخواهند ایران را به عنوان مقصد گردشگری انتخاب کنند و ما با کمک طرف چینی این زیرساخت‌ها را اعم از راه‌ها، هتل‌ها، تجهیز مراکز مختلف را ایجاد کنیم، تصور کنید چه سرمایه‌ای وارد کشور می‌شود! البته همواره شعار نه شرقی و نه غربی را تابلوی اصلی و شعار اصلی سیاست خارجی‌مان می‌دانیم. ما به هیچ وجه از زیرپا گذاشتن حقوق ملت ایران را در تعاملات نمی‌پذیریم و فکر می‌کنم مردم ما هم اتفاقاً از این نوع تعاملات استقبال می‌کنند.

    احتمالا اگر آثار مثبت را در ادامه ببینند بیشتر از این می‌شود. شنیده شد از مفاد این قرارداد روسای سه قوه مطلع هستند. درست است؟

    بله. برای روسای سه قوه به صورت محرمانه ارسال شده است. کمیته روابط خارجه هم ملزم شد که با جلسات پیگیر با مسئولین، بررسی کند که مفاد این سند و اینکه آیا حقوق ملت ایران به طور کامل در این سند رعایت شده یا خیر بررسی شود. رصد مجلس نسبت به این سند هم می‌تواند به نوعی نگرانی مردم را برطرف کند.

    گفته‌اید وزارت بهداشت از اواخر بهمن و اوایل اسفند طرح شهید سلیمانی را متوقف کرد. گفته‌اید مجلس با تحقیق و تفحص به دنبال کسانی است که در قضیه کرونا در عید کوتاهی کردند. یعنی تحقیق و تفحص کلید خواهد خورد؟

    این متن سوالی است که بنده از وزیر بهداشت داشتم. در آبان ماه به یاد داشته باشید تعداد فوتی‌ها به ۴۸۰ نفر رسید. آن زمان پیش بینی می‌شد که در بهمن ماه سال ۹۹ به بالای یک‌هزار نفر هم برسد. همان آبان ماه طرح شهید سلیمانی در کلیه استان‌ها کلید خورد. با این طرح به ۵۷ فوتی در روز رسیدیم، به جای هزار کشته! در همین دوره زمانی که طرح شهید سلیمانی اجرا شد و به شدت آمار فوتی‌ها و مبتلایان افت کرد، در کشورهای اروپایی در همین دوره زمانی ۴ برابر شد. با دست خالی که نه واکسنی داشتیم و نه اعتبار جدی داشتیم.

    متاسفانه با آقای نوبخت و سازمان برنامه و بودجه جلسه‌ای داشتیم. خواستیم که اعتبار لازم را اختصاص بدهند و ندادند! بالاخره با دستور سردار سلامی و کمک سپاه‌های استانی این طرح کلید خورد، اما از اواخر بهمن طرح متوقف شد؛ حالا دلیلش را نمی‌دانم.

    مسئولین بعضاً امتناع داشتند که یادی از نیروهای بسیجی کنند. نیروهایی که جان بر کف درب خانه‌ها می‌رفتند و بیماریابی می‌کردند. بعضاً خود این بسیجیان مبتلا شدند. چه اتفاقی می‌افتد نمی دانم ولی سوالی که از وزیر بهداشت داشتیم این بود که به چه دلیل با این همه موفقیت این طرح متوقف شد؟

    پاسخ داده‌اند؟

    هنوز پاسخی ندادند. سوال اخیراً در دستور کار کمیسیون بهداشت قرار خواهد گرفت که باید پاسخ دهند، البته بخشی‌اش به ستاد ملی کرونا و تصمیماتی که شخص رئیس جمهور هم می‌گیرد، مربوط می‌شود. آن بخش را فعلاً از وزیر بهداشت سوال کردیم و از ستاد ملی کرونا یک تحقیق و تفحصی زمزمه‌هایش بود که اعضای کمیسیون بهداشت داشته باشند، بخاطر همین نابسامانی که قبل از تعطیلات نوروزی دیدید. مردم واقعاً سرگردان بودند. مسئولی اعلام می‌کرد سفرها باید محدود شود و ممنوعیت تردد در جاده‌ها اعمال نشد و حاصل این است که الان تعداد فوتی‌های ما از ۳۲۰ بالاتر رفته است.

    بحث تحقیق و تفحص جدی است؟

    مطرح شد، ولی به جهت اینکه در بحران کرونا یک تشتتی بین مسئولین ایجاد نشود و یک هماهنگی و تعاملی برقرار شود، فعلاً کمیسیون بهداشت دست نگه داشته است. دیروز دیدم که آیت الله رئیسی این را اعلام کردند نسبت به مسئولینی که در این ارتباط ترک فعل داشته‌اند و به نظرات کارشناسی و تخصصی وزارت بهداشت توجه نداشته‌اند، بصورت حقوقی و قضائی برخورد خواهد شد و پیگیری قضائی می‌شود.

    متولد ۱۳۴۷ در کرمانشاه هستید؟

    بله.

    پدر چه کاره بودند؟ در قید حیات هستند؟

    پدر بنده ارتشی بودند. ۷ سال در سال‌های دفاع مقدس در جبهه‌های جنگ حضور داشتند و الان هم در قید حیات هستند.

    خدا حفظشان کند؛ مادر چطور؟

    مادر هم خانه دار بودند. در دوری پدر، ایشان هم پدر و هم مادر بودند. ایشان هم در قید حیات هستند.

    چند خواهر و برادر هستید؟

    ما ۴ خواهر و دو برادر هستیم.

    فقط شما پزشک هستید یا پزشک در خانواده دارید؟

    نخیر؛ پزشک نداریم.

    کسی مثل پدر ارتشی نشده است؟

    نخیر. نظامی نشدند. دو برادرم وکیل هستند. خواهرها هم خانه دار هستند.

    چه سالی ازدواج کردید؟

    سال ۱۳۷۶ ازدواج کردم.

    چطور آشنا شدید؟

    بواسطه یکی از اساتید که معرفی کردند.

    وی هم پزشک هستند؟

    نخیر، او مهندس متالوژی هستند و شرکت نفت بودند و الان هم بازنشسته هستند.

    مهریه چقدر بود؟

    مهریه ۱۱۰ سکه و سه دانگ از یک آپارتمان بود البته بعداً ۶ دانگ به اسم بنده شد؛ مهریه را دو برابر گرفتیم.

    چند فرزند دارید؟

    دو فرزند دارم. یک پسر و یک دختر هستند.

    چه می‌کنند؟

    دخترم دانشجو است و رشته روانشناسی می‌خواند و پسرم دانش آموز کلاس دهم است.

    دختر خانم متاهل نشدند؟

    اخیراً ازدواج کردند.

    داماد از اهالی سیاست است یا خیر؟

    دامادم علاقه‌مند به سیاست هستند ولی از خانواده سیاسیون نیستند.

    خانم‌هایی که در عرصه سیاسی هستند چطور کار خانه را می‌رسند یا کلاً فراموش می‌شود؟

    بستگی دارد. در یک جایگاهی مثل مجلس فرصتی نمی‌ماند. صبح ساعت ۵ صبح که از خواب بیدار می‌شویم به مجلس می‌رویم، شب که بازمی‌گردیم یک زمان‌هایی حتی به ۱۱-۱۰ شب هم می‌کشد. فشار، بار و استرس ناشی از موضوعات مهم کشوری، وظایفی که وجود دارد، جلسات متعدد در روز انرژی باقی نمی‌گذارد، مگر روز تعطیلی باشد و فرصتی ایجاد شود.

    در دوران مجلس همکاری خانواده هست، فرزندان و همسرم کمک و حمایت می‌کنند و الحمدالله کارهای خانه چیزی کم ندارد و مدیریت وجود دارد.

    در هفته غذایی درست نمی‌کنید؟

    تقریباً نه. استثنائاً برخی روزهای تعطیل شاید غذایی درست کنم.

    خانم الهیان کدام غذا را بهتر می‌توانند درست کنند؟

    من اگر آب ببینم، شناگر خوبی هستم یعنی خانواده از دستپخت بنده راضی هستند ولی معمولاً شرایط کمتر پیش می‌آید.

    کرمانشاه یک غذای خاصی دارد…

    ترخینه است. ترخینه خواص دارویی برای سرماخوردگی و آنفولانزا دارد. کرمانشاهی‌ها ترخینه که شامل گندم و دوغ می‌شود، در شرایطی که مدتی مانده. می‌دانید که پنی سیلین یک نوع کپک است که ترکیب آن به صورت صنعتی استخراج می‌شود، ترخینه هم به نظر من چنین چیزی است. گندمی که در دوغ خیسانده شده می‌ماند و قارچی که در آن رشد می‌کند، خاصیت آنتی بیوتیک دارد.

    با خانواده بحث سیاسی می‌کنید؟ دختر و پسر به لحاظ فکری به شما نزدیک هستند یا فاصله دارند؟

    بله، معمولاً بحث‌های سیاسی را روزهایی که فرصت می‌شود در خانه داشته باشیم که فرزندان هم به فضای سیاست آشنا شوند و الحمدالله نسبت به همسن‌های خودشان مسلط به بحث‌های سیاسی هستند و تحلیل نسبت به شرایط دارند.

    اصولگرا هستند یا اصلاح طلب؟

    اصولگرا [انقلابی] هستند.

    جرات ندارند اصولگرا نباشند! (می‌خندد)

    نه، اختلاف نظر هم داریم. گاهی مخالفت می‌کنند و بحث دوطرفه درمی‌گیرد. اختلاف نظر جدی برخی مواقع وجود دارد. من فکر می‌کنم بچه‌ها وقتی این تفاوت آرا را می‌بینند، یاد می‌گیرند هر حرفی را قبول نکنند.

    اگر وقتی بماند، تفریح شما چیست؟

    من اگر وقت داشته باشم ورزش را در برنامه‌ها می‌گذارم، چون به لحاظ کاری از صبح تا شب که در جلسات هستیم بی‌تحرک هستیم، پشت میز می‌نشینیم. سعی می‌کنم زمانی را در روز برای ورزش اختصاص دهم تا باعث شود کارکرد مغز بهتر شود. کسی که دائم می‌خواهد کار فکری کند حتماً خون‌رسانی با ورزش به سلول‌های مغزی بیشتر می‌شود. در کنار این مطالعه دارم.

    تلویزیون و فیلم می‌بینید؟

    بیشتر شبکه خبر را می‌بینم. برخی از فیلم‌های سیاسی را که دوستان معرفی می‌کنند با شناخت می‌بینم، یعنی از قبل بدانم فیلم در چه موضوعی است سعی می‌کنم تماشا کنم.

    سریال چطور؟

    معمولاً وقت نمی‌شود.

    شبکه نمایش خانگی را می‌بینید؟

    نه، ولی خیلی نقد به این نوع سیستمی دارم که با کمترین نظارت و با محتوایی که ممکن است برای خانواده‌ها آسیب‌زا باشد، کار می‌کند. امیدواریم تا زمانی که تحت نظارت صداوسیما آمده است اتفاقات خوبی رقم بخورد.

    زمان انقلاب ۱۰ ساله بودید؟

    بله.

    خاطره‌ای ندارید؟

    برخی از تظاهراتی که با بزرگترها شرکت کردم، هنوز به یاد دارم.

    در کرمانشاه؟

    تهران بود. من از دو سالگی در تهران بودم. کرمانشاه متولد شدم ولی در تهران بزرگ شدم.

    پدر دوران جنگ بیشتر در میدان جنگ بودند.

    بله.

    جای خالی او را حس می‌کردید؟

    بله، قطعاً. پدر در جبهه بودند. مادر، خواهرها و برادرها به مشهد رفتند و من در تهران مدتی تنها بودم، چون کلاس‌های دانشگاه برگزار می‌شد و بعد کلاس‌های ما را به ورامین منتقل کردند و مدتی در ورامین واحدها را می‌گذراندم و نهایتاً یک ترم در مشهد مهمان شدم.

    درجه پدر چه بود؟

    آن زمان سرهنگ بودند.

    نیروی هوایی یا زمینی؟

    نیروی زمینی، مخابرات ارتش بودند.

    در واقع هر لحظه منتظر بودید.

    بله. سه همسنگر داشتند که هر سه شهید شدند.

    *دوران سختی بود البته ما هم درک کردیم، ولی مردم بسیار به هم نزدیک بودند و این روحیه نزدیک بودن مردم و کنار هم بودن شیرین بود.

    این بود؛ به علاوه ارتباط مردم با مسئولین خیلی عمیق بود. الان متاسفانه با وجود خیلی از نعماتی که داریم و امکانات نسبت به آن زمان خیلی بهتر شده، دسترسی‌ها بهتر است، اما برخی از ناکارآمدی‌ها و مفاسد باعث بی‌اعتمادی مردم نسبت به مسئولین شده و در کنار آن، احساس تبعیض وجود دارد. متاسفانه در طول چند سال گذشته این تبعیض و شکاف جدی‌تر شده و شاخص‌ها نشان می‌دهد ما در موضوع عدالت که یک بار مقام معظم رهبری هم در این زمینه ابراز نارضایتی کردند از اینکه در بُعد پیشرفت ما بر اساس شاخص‌ها پیشرفت‌های خوبی داشتیم، ولی در عدالت متاسفانه آن رضایتمندی وجود ندارد.

    در سال ۷۶ دانشجو بودید؟

    در سال ۷۴ از رشته پزشکی عمومی فارغ التحصیل شدم. در سال ۷۶ ازدواج کردم و همان سال در دستیاری دانشگاه تهران پذیرفته شدم. به عنوان رزیدنت داخلی در بیمارستان امام (ره) مشغول شدم؛ یعنی ازدواج و دوره تخصص من همزمان بود.

    در سال ۷۶ به چه کسی رأی دادید؟

    سال ۷۶ سالی بود که آقای خاتمی و آقای ناطق رقیب بودند و من به آقای ناطق رأی دادم.

    در سال ۸۴ به احمدی‌نژاد رأی دادید؟

    دوره اول به قالیباف رای دادم و دور دوره که رقابت بین احمدی نژاد و هاشمی بود، به احمدی نژاد رای دادم.

    فکر می‌کردید او رای بیاورد؟

    دور دوم بله، شرایط مناسبی داشتند، البته در قیاس بین مرحوم هاشمی و احمدی‌نژاد بیشتر احمدی نژاد آن زمان را می‌پسندیدیم، نه احمدی‌نژاد الان.

    سال ۸۷ برای مجلس هشتم چه کسی شما را ترغیب کرد؟

    یک زمزمه‌هایی از مجلس هفتم بود و صحبت شد، درباره اینکه بنده کاندیدا شوم. آن زمان شرایط فراهم نشد، در سال ۸۷ دوستان جبهه متحد اصولگرایان پیشنهاد دادند و بنده هم چون در فضای سیاسی بودم و بسیار علاقه‌مند به فضای سیاسی بودم، از زمان فعالیت‌های دانشجویی در فضای سیاسی بودیم، احساس کردم می‌توانم در این زمینه فعال و تاثیرگذار باشم.

    پرکارترین زن مجلس هشتم شدید.

    به گزارش مرکز پژوهش‌ها، بله.

    یک دیدار خصوص خانم‌های مجلس با رهبر انقلاب داشتند، نقل کردید ایشان تاکید بر تک همسری داشتند.

    از قبل می‌دانستیم نگاه ایشان به تحکیم بنیان خانواده، در قالب تک همسری است. منش ایشان و امام (ره) هم مطلع هستید که به چه صورت است. یکجا فضای اجتماعی بحث تعدد زوج‌ها مطرح شد و سروصدا کرد، فرمایشی از حضرت آقا دفتر منتشر کرد که حکایت از نگاه ایشان به بحث تک همسری داشت که فرموده بودند:«خدا یکی، محبت یکی و یار یکی»! این فرمایش حضرت آقا نشان می‌دهد تاکید ایشان به تک همسری است.

    گفته بودید به یکی از علما ارادتی داشتند و به ایشان گفته بودند کاش شما دوهمسری نبودید؛ درسته؟

    بله، تعریفی از یکی از علما داشتند و می‌گفتند ای‌کاش ایشان چند همسر نبودند.

    سال ۸۹ که پیشنهادی را به مجلس بردید که ثبت ازدواج موقت در دفاتر اسناد رسمی بود که نمایندگان مخالفت کردند.

    فرمایشی که دارید مربوط به قانون حمایت از خانواده که در مجلس هشتم به تصویب رسید و خیلی چالش‌برانگیز بود. هم در خصوص تعدد زوجات و هم درباره ثبت ازدواج موقت که مخالفت شد. مسئله این بود که درباره بحث تعدد زوجات تا به حال که قانونی نداشتیم و دولت لایحه‌ای را داد و در آن بحث همسر دوم را یک شرایط حداقلی برایش گذاشته بود و ما این شرایط را با پیگیری‌های جدی و جلسات متعدد در کمیسیون قضائی به این سمت بردیم که برای اختیار کردن همسر دوم، باید ۹ شرط باشد که اولین شرط این است که همسر اول رضایت بدهد.

    سایر شروط اعم از اینکه کسی که همسر اول ایشان در زندان است، بیماری صعب‌العلاج دارد، مشکلات روحی و روانی دارد، تقریباً تا جایی که اطلاع دارم ۹ شرط را پیگیری کردم که قرار دهیم که بحث کیان خانواده و قداستی که دارد حفظ شود و تعدد زوجات باب نشود که معمولاً هم می‌بینید تعدد زوجات یعنی مردی که همسر دوم اختیار می‌کند، در فرهنگی که ما ایرانی‌ها داریم آن خانواده از هم فرومی‌پاشد، نارضایتی و طلاق و مشکلات خانوادگی ایجاد می‌شود. این را خداوند در شرایط خاصی بر اساس یکسری معذوریت‌ها قرار داده است که این را قانونمند کردیم.

    گفته بودید در مجلس قبل نماینده‌ای داشتید که هم و غم او سرو قلیان به صورت عمومی به صورت قانونی بود و یکی از مسئولین دولت قبل هم دنبال واردات سیگار بود.

    بله.

    اسم آنها را بیان نمی‌کنید؟

    اسم را اجازه دهید بیان نکنم ولی یکی از نمایندگان متاسفانه به دنبال این بود که سرو قلیان در اماکن عمومی قانونمند شود؛ این جای تعجب داشت. مجلس دهم متاسفانه چنین حرکت‌هایی داشت که به هیچ وجه قابل پذیرش نبود که همان فرد الان در دولت فعلی مسئولیت گرفته و یکی از مسئولین هم در دولت به دنبال واردات سیگار بود؛ اینها فاجعه است.

    در کدام دولت؟

    همین دولت آقای روحانی در چند سال پیش بود. این برای کشور یک فاجعه است که مسئولی در مسند نمایندگی یا جایگاه مسئولیت کلان در دولت به جای پیگیری حقوق مردم و رفع مشکلات مردم، دنبال این قبیل مجوزها باشد.

    گفته بودید طب سنتی میراث ۷ هزار ساله کشور است و باید توجه بیشتری به آن شود. در بودجه ۱۴۰۰ توجه کمی شد و با سیاست‌های ابلاغی رهبر انقلاب هم همخوانی ندارد.

    سیاست‌های کلی سلامت در بند ۱۲، اشاره دارد به اینکه از داشته‌های علمی و آورده‌های طب سنتی در نظام سلامت کمک گرفته شود و ادغام در نظام سلامت شود. بر همین اساس فراکسیون طب سنتی را راه‌اندازی کردیم، چون ظرفیت علمی بسیار غنی در کشور داریم که منحصر به ایران و تمدن چند هزار ساله ماست که هیچ جای دنیا این علم را ندارند و تلاش کردند که در طول ۱۰۰ ساله گذشته این علم را نابود کنند و موفق هم بودند.

    باید این علم را احیا کنیم و فراکسیون طب سنتی را بر همین اساس پایه‌ریزی کردیم و الان پیگیر هستیم که طب سنتی در قوانین کشور جایگاه خوبی داشته باشد.

     

    اخبار سیاسی |

  • اوضاع فروش نفت خوب است/ موساد نتوانست من را در لبنان ترور کند

    اوضاع فروش نفت خوب است/ موساد نتوانست من را در لبنان ترور کند

    به گزارش خبرگزاری مهر، رستم قاسمی معاون اقتصادی نیروی قدس سپاه پاسداران و وزیر سابق نفت در گفتگویی با برنامه دستخط وضعیت فروش نفت را خوب توصیف کرد و گفت: آمریکایی‌ها بسیار تلاش کردند با فشار حداکثری صادرات نفت ایران را به صفر برسانند، هرگز نتوانستند و نمی‌توانند.

    قاسمی تاکید کرد: در دولت روحانی همین‌طور که آقای زنگنه اشاره کرد، من در کنار آقایان هستم و همین الان هم در بخشی از فروش نفت به دوستان کمک می‌کنم.

    مشروح کامل این گفتگو به شرح زیر است:

    سلام عرض می‌کنم، خیلی خوش آمدید.

    بسم الله الرحمن الرحیم

    من هم خدمت جنابعالی، همکاران و مردم عزیز ایران سلام عرض می‌کنم.

    از اینجا شروع کنیم که یکدفعه خبری آمد که اسرائیلی‌ها می خواسته‌اند آقای قاسمی را ترور کنند، درست بود؟

    قبل از سفر من به مأموریتی که داشتم، خوشبختانه دوستان امنیتی آمدند و عملاً مانع سفر من شدند و گفتند این سفر نباید انجام شود؛ به دلیل اینکه گزارش‌ها از سرویس‌هایی از منطقه کشف شده بود، فرمانده سپاه هم عملاً با این سفر مخالف بود. اما چون اهمیت سفر بسیار زیاد بود و باید انجام می‌شد، من گفتم هر طور تصمیم گرفته شود، من آن را انجام می‌دهم، منتها دوستان دیگری بودند که اصرار داشتند این سفر انجام شود، به هر حال تصمیم گرفته شد این سفر انجام شود، ولی خوشبختانه چون اطلاعات از قبل معلوم شده و مسیرها مشخص بود، توانستیم از این حادثه جان سالم به در ببریم.

    با بمب می‌خواستند اقدام کنند؟

    موساد در گزارش‌هایی که از قبل پیش‌بینی شده بود … آنجا هم دوستان به من گفتند که مسیرها را پیش‌بینی کرده بودند، محل‌هایی را، محل عبور ما، محل جلسه را… و خوشبختانه اتفاق نیفتاد.

    معاونت اقتصادی سپاه قدس از چه زمانی تشکیل شد، شما اولین معاون اقتصادی هستید یا قبل از شما هم کسی بوده است؟

    من از دوره دفاع مقدس رفاقت بسیار طولانی با شهید سلیمانی داشتم. ایشان خواستند، ما خدمت ایشان رفتیم و بنا شد که من در محور مقاومت به ایشان کمک‌هایی انجام دهم که خوشبختانه بعد از همان جلسه، بلافاصله سفری به لبنان داشتیم و بعد از آن مکرراً به لبنان می‌رفتم. با شهید عماد آنجا آشنا شدیم و کارهای مشترکی با هم انجام می‌دادیم.

    به هر حال مأموریت‌های اقتصادی نیروی قدس را ایشان به من واگذار کرد، برخی از مأموریت‌های مذاکراتی با برخی از این کشورهای محور مقاومت واگذار کردند و تقریباً یک دوره حدود هفت سال این توفیق را پیدا کردم که در کنار شهید سلیمانی باشم.

    حداقل چیزی که می‌خواهم بپرسم و فکر می‌کنم بتوانید بگویید، اینکه دوستان سپاه قدس در حوزه اقتصادی چه مراوداتی با کشورهای حوزه مقاومت دارند که سودش عملاً برای جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی ایران است؟

    اولاً قدرت منطقه‌ای امروز از مؤلفه‌های حکمرانی هر کشوری است. بسیاری از کشورهای بسیار دوردست، حتی خود آمریکایی‌ها برای اینکه بتوانند منافع و قدرتشان را در منطقه حفظ کنند، بر اساس گفته آقای ترامپ، بیش از ۷ هزار میلیارد دلار آمریکایی‌ها در این منطقه هزینه کرده‌اند، اما جمهوری اسلامی در مقطعی در محور مقاومت حضور پیدا کرد که اتفاقاً شجره خبیثه داعش شکل گرفت؛ یعنی می‌گفتند که ما محل عبورمان سوریه و عراق است، برای رسیدن به مرزهای ایران! من یک سال پیش با یکی از سران کشورهای منطقه ملاقاتی داشتم. به ایشان گفتم اگر داعش بود، مطمئناً حکومت شما امروز پابرجا نبود و او هم قبول داشت.

    اما درباره دستاوردهای اقتصادی که شما اشاره کردید، به هر حال عراق و سوریه یک بازار بزرگی است که می‌تواند در اختیار کشور ما باشد، ما توافقات بسیار خوبی هم با عراقی‌ها و هم با سوریه امضا کرده‌ایم. من یک جمله بگویم، حالا ممکن است در دوران کرونا این عدد تغییر کرده باشد؛ ما تقریباً بین ۱۲ تا ۱۳ میلیارد دلار صادرات به عراق داشته‌ایم…

    برخی‌ها می‌گویند خب ما رفتیم آنجا کمک کردیم، هم برای منافع خودمان، هم منافع سوریه و هم محور مقاومت، ولی الان که اوضاع مقداری آرام شده ما به لحاظ اقتصادی در عرصه کم هستیم و به نوعی عرصه را وا داده‌ایم برای شرکای دیگرمان.

    ابتدا در مورد سوریه عرض کنم؛ البته ما در عراق هزینه‌ای نکرده‌ایم، من قبلاً در یک مصاحبه‌ای گفته‌ام عراق نیاز به هزینه ما نداشته، چون عراق کشور پولداری است، نیازی به هزینه ما نداشته است. اگر ما در سوریه هزینه کرده‌ایم، اولاً دو اتفاق افتاده است؛ یک اتفاق اینکه ما با دولت سوریه توافق کردیم یک مابه ازایی بابت هزینه‌هایمان از سوریه گرفته‌ایم.

    توافقنامه بسیار خوبی که خود من آن موقع این را به امضای دو دولت رساندم، سال ۲۰۱۵ معروف به نام قرارداد ۲۰۱۵ که ما به ازایی از سوریه گرفتیم که من در یک مصاحبه مفصل این را گفته‌ام، ولی الان به یکی دو مورد از آن اشاره می‌کنم. در سال برای ارتقای وضعیت کشاورزی‌مان در کشور نیاز به کود فسفات داریم. در عوض، معادن بسیار غنی با کیفیت بسیار خوب فسفات در سوریه وجود دارد که ما بر اساس توافقی که با دولت سوریه کردیم بیش از هزار میلیارد تُن از بهترین معادن فسفات سوریه را (هم دولت سوریه و هم پارلمان سوریه تصویب کرده) که ما اگر بتوانیم خوب انتقال دهیم، ۱۰۰ سال طول خواهد کشید که ما بتوانیم از این منافع استفاده کنیم. ضمناً نه تنها برای کشور خودمان، بلکه می‌توانیم بدون هیچ عوارضی، به هر کشوری از دنیا صادر کنیم. مضافاً بر اینکه بالاخره کار اقتصادی و بستر اقتصادی دست دولت است، دولت باید کار اقتصادی انجام دهد، چون کسی که می‌خواهد در سوریه سرمایه‌گذاری کند، حتماً نیازمند این است که صندوق ضمانت صادرات او را ضمانت کند، خب دولت باید این کار را انجام دهد.

    انجام نداده است؟

    به هر حال دولت باید انجام بدهد و اگر دولت این کار را انجام دهد، طبیعتاً می‌تواند. زمینه کار ما با سوریه، توافقنامه بسیار خوبی است که ما می‌توانیم از آن استفاده کنیم.

    الان چند درصدش را استفاده کرده‌اید؟

    متأسفانه زیاد استفاده نشده است.

    و به دولتی‌ها گفته شده که استفاده نشده است؟

    بله، دولت هم تلاش‌هایی کرده ولی به نظر من کافی نیست.

    آقای زنگنه در صحبتی گفته بودند که آقای قاسمی، نه ۹۰ درصد، بلکه صد درصد الان کنار ما در وزارت نفت است و حتی خود شما هم اشاره کردید که در فروش نفت دارید به دولت کمک می‌کنید؛ همین‌طور است؟

    من هیچ گاه به دولت‌ها نگاه نکرده‌ام. از دوره‌ای که در سازندگی کشور حضور داشتم، از دولت آقایان هاشمی، خاتمی، احمدی‌نژاد، روحانی همیشه به مردم نگاه کرده‌ام نه به دولت؛ چون کارکردن برای مردم است. به هر حال دولت‌ها می‌آیند و می‌روند، ولی مردم هستند، انقلاب و کشور هست. در این دولت همین‌طور که آقای زنگنه اشاره کرد، من در کنار آقایان هستم، در مورد فروش نفت دارم کمک می‌کنم و همین الان هم در بخشی از فروش نفت به دوستان دارم کمک می‌کنم.

    خب نمی‌توان درباره فروش نفت صحبت کرد؛ چون یکی از مسائل راهبردی ما است و یکسری اطلاعاتی که نمی‌توان روی آنتن داد. ولی بطور کلی اوضاع چطور است؟

    خوب است. آمریکایی‌ها بسیار تلاش کردند با فشار حداکثری صادرات نفت ایران را به صفر برسانند، هرگز نتوانستند و نمی‌توانند.

    در جایی گفته بودید که یک زمانی به ما می‌گفتند کاسبان تحریم، ولی همین دولت آمد به ما گفت کمک کنیم و آمدیم کمک کردیم. واقعاً چنین چیزی می‌گفتند؟ چرا دولت دوباره برای فروش نفت سراغ افرادی رفت که روزی به آنها برچسب کاسبان تحریم می‌زد. این را شما گفته‌اید.

    حالا معمولاً دولت‌هایی که می‌آیند برای اینکه دولت‌های قبلی را تخطئه کنند، مخصوصاً این دولت، حرف‌های زیادی زده شده، این حرف‌ها را زدند، ولی ما هرگز به دل نگرفتیم، چون برای کشور، هدف ما کمک و خدمت به مردم بوده است، نه تنها در مورد نفت دارم کمک می‌کنم، بلکه در نیازمندی‌های کشور، مواد غذایی، نهاده‌های دامی که نیاز باشد، دوستان وزارتخانه‌ها به ما مراجعه می‌کنند و ما داریم برای آنها انجام می‌دهیم و کمک می‌کنیم.

    می‌خواهم این را بگویم روزی که به قول خودشان تحریم‌های فلج کننده علیه ایران اعمال کردند، چهار روز به قول خارجی‌ها … بود که به ما وقت دادند که ایران را ترک می‌کنیم، واقعاً هم ترک کردند.

    چه شرکت‌هایی ترک کردند؟

    همه شرکت‌های خارجی! کم نبودند، در آن زمانبندی که تعیین کرده بودند هیچ شرکت و هیچ فرد ایرانی، در صنعت نفت ایران باقی نماند، واقعاً می‌توانم بگویم صنعت نفت ایران به معنای واقعی ملی شد. ما اولاً همه شرکت‌های ایرانی را جایگزین شرکت‌های خارجی کردیم، بدون استثنا، دوم، بسیاری از این سازندگان تجهیزات صنعت نفت کشور که انصافاً صنعت های‌تک است در بالادستی صنعت نفت کشور، ایرانی‌ها ساختند.

    بسیاری از این کالاها که واقعاً سخت بود که ایرانی‌ها به این زودی بسازند، من با صنعتگران ایرانی هر دو هفته یک بار جلسه می‌گذاشتم و به آنها می‌گفتم برای ساخت به خصوصن پایلوت محدودیت مالی برای شما نمی‌گذارم. بروید و پایلوت بسازید، ما از شما می‌خریم. بسیاری از این کالاها…

    حتی اگر درنیاید؟

    حتی اگر درنیاید. بالاخره کار آزمایشی و تحقیقاتی همین است دیگر. برخی از این کالاها که یک کشور، شاید دو یا یک شرکت در دنیا می‌ساختند، ایرانی‌ها ساختند. بالاترین سطح توسعه در صنعت نفت ایران، در ۱۰۰ سال گذشته در سال ۹۰ و ۹۱ بوده است؛ ما ۱۷ فاز پارس جنوبی را با هم در دست اجرا داشتیم، هیچ وقت چنین چیزی وجود نداشته است.

    بدون حضور خارجی‌ها؟

    بدون حضور خارجی‌ها. بارها گفته‌ام پالایشگاه ستاره خلیج فارس با عدد ۷۰ درصدی حداقل که آقای مهندس زنگنه هم به صورت مکتوب این را تأیید کرده، تحویل دولت یازدهم داده‌ایم و اقدامات بسیار مؤثری در حوزه گازرسانی در حوزه دیپلماسی خارجی؛ من آن زمان رئیس اوپک بودم و این فرصت بسیار خوبی برای من بود که هم توانستم به دنیا سفر کنم، هم در بسیاری از نشست‌های بزرگ دنیا به خصوص در حوزه انرژی مشارکت و سخنرانی کنم و درست در شرایط سخت تحریم‌ها، قراردادهای بسیار خوبی در آن زمان با کشورهای بزرگ دنیا بستم.

    با چه کشورهایی قرارداد بستید؟

    با چینی‌ها قراردادهای بسیار خوبی بستیم. با چینی‌ها توافق کرده بودیم که برای توسعه دو میدان یادآوران و آزادگان برای اینکه تقریباً یک میلیون بشکه نفت ایران را در میدان مشترک آزادگان و یادآوران توسعه دهند و اتفاقاً پیوست این قرارداد هم این بود که در هر شرایطی یک میلیون بشکه نفت از ما بخرند، این قرارداد بسته شد و چینی‌ها آمدند شروع کردند، حدود ۱۸۰ چاه در کشور زدند، این قرارداد در آن شرایط سخت تحریم‌ها منعقد شد.

    سال ۹۱؟

    بله، چینی‌ها شروع کردند. کارهای بسیار بزرگی بود. در فروردین ماه سال ۹۲ بزرگترین انتقال گاز را درست در نقطه صفر مرزی در پاکستان کلنگ زدیم،

    چرا پاکستان به نتیجه نرسید؟

    پاکستان بعد از اینکه دولت جدید آمد، عملاً به نتیجه نرسید.

    چرا؟

    به هر حال دوستان اعتقاد داشتند که دولت پاکستان دولت فقیری است، پول ندارد، این قرارداد بی‌ربطی است! من در آن زمان اعتراض هم کردم، گفتم اولاً پاکستانی‌ها گاز را برای نیروگاه‌هایشان می‌خواهند که امروز از سوخت مایع استفاده می‌کنند. اساساً قیمت سوخت مایع سه برابر قیمت گازی است که ما با پاکستانی‌ها قرارداد بسته بودیم، با اینکه قیمت ما قیمت بسیار خوبی بود. سوخت مایع گران است. مضافاً بر اینکه قرارداد وقتی ظرف ۴۵ روز پرداخت نشد، کولر خانه مردم به نیروگاه وصل می‌شود و نیروگاه به گاز ما وصل می‌شود دکمه‌اش در دفتر وزیر نفت ایران است، می‌تواند به راحتی قطع کند.

    آن قراردادی که با چینی‌ها بسته بودید به همین سرنوشت دچار شد؟

    متأسفانه قرارداد چینی‌ها به همین سرنوشت دچار شد و چینی‌ها از ایران رفتند. وقتی برجام شروع شد انتظار این بود که کشورهای اروپایی با کیفیت اروپایی بیایند کار کنند، به هر حال توافقاتی

    شل، توتال و…

    بله، شل، توتال و … بیایند کار کنند، انتظار این بود، چون توافق هم انجام شده بود؛ اما وقتی که برجام نافرجام شد، چینی‌ها اساساً به ما روی خوشی نشان ندادند.

    یعنی تفاهمی که می‌توانست به ما منافع زیادی برساند و فشارها را هم کم کند!

    ببینید امروز ما به دنبال تفاهم با چینی‌ها هستیم؛ چند روز قبل تفاهم‌نامه، البته نه قرارداد، بلکه تفاهم نامه است، ولی دنبال امضای تفاهم‌نامه با چینی‌ها بودیم. در جای خودش کاری است که انجام شده، به هر حال چینی‌ها یک قدرت اقتصادی و یک جمعیت بزرگ دنیا هستند، یک قدرت اقتصادی هستند و با چینی‌ها در یک چارچوب کاملاً منطقی و منافع دو طرف می‌توانیم کار کنیم.

    گفته بودید ما روزی که تحریم شدیم یک دستگاه دکل حفاری دریایی در کشور متعلق به ایرانی‌ها نداشتیم، روزی که وزارت نفت را ترک کردم ۱۹ یا ۲۰ دستگاه حفاری در پارس جنوبی مشغول کار بودند که همگی تحت مالکیت ایرانی‌ها بودند.

    در بخش دریا و فلات قاره ما، تماماً شرکت‌های خارجی و ابزار حفاری متعلق به شرکت‌های خارجی بود. جالب است بدانید وقتی مقام معظم رهبری در فروردین ماه ۹۰ به عسلویه تشریف آوردند، نگرانی همه مسئولان وزارت نفت این بود که با رفتن این شرکت‌های خارجی که تجهیزاتشان هم تجهیزات دکل‌های حفاری بود، نمی‌توانیم دیگر گاز استخراج کنیم. حالا ما پالایشگاه هم بسازیم وقتی نمی‌توانیم گاز استخراج کنیم، که اینجا یک مُشت آهن فراهم کرده‌ایم.

    من این افتخار را می‌توانم داشته باشم که در مرداد ماه سال ۹۲ با اینکه می‌دانید فروش دکل حفاری به ایرانی‌ها بسیار کار سختی است، در شرایط سخت تحریم‌های فلج‌کننده، با چند دست باید خریداری می‌شد تا ایرانی‌ها بتوانند وارد خلیج فارس کنند و بتوانند انجام دهند. ۲۰ دستگاه دکل حفاری فقط ما برنامه‌ریزی کرده بودیم که برای رسیدن به برنامه زمان‌بندی پارس جنوبی حداقل ۲۵ دستگاه دکل حفاری داشته باشیم که ۲۰ دستگاه آن در مرداد سال ۹۲ در پارس جنوبی مشغول به کار بودند که اکثراً متعلق به ایرانی‌ها بودند.

    حالا کنار این موفقیت‌ها، حرف و حدیث‌هایی هم به وجود آمد، صحبت‌هایی هم شد؛ چه اواخر آن دولت، چه بعد از دولت، مثل اینکه یکی از دکل‌ها گم شد، معلوم نیست کجا رفت یا قصه بابک زنجانی. اینها را چطور می‌بینید؟! اینها مشکلات کار بودند یا نه سوءاستفاده‌هایی بودند که لاجرم به وجود آمد؟ یا فکر می‌کنید می‌شد همه آنها را بهتر از این مدیریت کرد؟

    اولاً این دستگاه دکل حفاری که بعد تعدادشان زیادتر هم شد، هیچکدام متعلق به وزارت نفت نیستند، چون اساساً وزارت نفت با توجه به اصل ۴۴ از خرید دکل حفاری عبور کرده بود. جالب است این را بدانید، من بعد از حدود ۵-۴ ماه که از وزارتخانه آمدم، یک روز در یکی از این نشریه‌ها و روزنامه‌ها، این داستان دکل نفتی گم شده را نگاه کردم، به دوستان زنگ زدم که این دکل مربوط به کدام شرکت است؟ معلوم شد که متعلق به شرکت بنیاد تعاون ناجا و بخشی از سهام آن هم متعلق به صندوق بازنشستگی نفت است که می‌روند این دکل را می‌خرند و بخشی از پول آن را پرداخت می‌کنند، بخشی را به دلیل مشکلات عدم انتقال پول نمی‌توانند پرداخت کنند، البته با واسطه‌هایی در میان بودند و نتوانستند پول آن را پرداخت کنند و گویا پرونده این دکل همچنان در دادگاه لندن مطرح است، هیچ ربطی به ساختار وزارت نفت و وزارت ما … اما می‌دانید متأسفانه مسائل سیاسی اینقدر در کشور ما جای خودش را به واقعیت‌ها داده که هر چیزی را مسیر اصلی‌اش را، برای اینکه با رقیب برخورد کنیم یا رقیب را بدنام کنیم، از این موضوعات زیاد است؛ به خصوص در اول این دولت بسیار زیاد در حوزه‌های مختلف اتفاق افتاد.

    در مورد بابک زنجانی چطور؟

    چند بار در مصاحبه‌هایم گفته‌ام؛ اینجا هم چون سوال کردید عرض می‌کنم. وقتی که نفت کشور تحریم شد، بنا بود نفت ما تحریم شود، نتوانیم نفت بفروشیم. نفت را از هیچ شرکت ایرانی نمی‌خریدند، امروز هم نمی‌خرند، بر اساس مجوزی که از شورای عالی امنیت ملی گرفته بودیم باید شرکت‌هایی در خارج از کشور ثبت می‌کردیم که اینها حتی یک پاسپورت ایرانی هم جزو هیئت مدیره نباید باشد، فقط به نام شرکت‌های خارجی باشد و این ریسک بسیار بزرگی دارد. در کشورهای مختلفی هم این کار را انجام دادیم.

    در مورد بابک زنجانی هم از یکی از این شرکت‌ها نفت می‌خرد، گزارشی که به من دادند که ایشان یک کشتی نفت خریده، پولش را پرداخت کرده و مدارک آن هم موجود است و سپس می‌خواهد بیشتر نفت بخرد، حالا شاید ضرورتی هم نداشت بخواهم برای یک مشتری که شما می‌توانید ضمانت معتبر از او بگیرید نیازی به استعلام از مقامات امنیتی کشور کنم، منتها چون خدا وجود داشت ما این کار را انجام دادیم.

    نکته بعدی این است که ایشان می‌آید نفت را می‌خرد، ال‌سی می‌دهد از یکی از بانک‌هایی که تا آن زمان، آن بانک که در خارج از کشور ثبت شده بود، مدیریتش و سهام عمده‌اش متعلق به یکی از بانک‌های بزرگ کشور بود. بعد که ایشان این ال‌سی را می‌دهد که معمولاً نفت کشور ما حدود سه ماهه فروش می‌رود که همین الان هم معمولاً این گونه است، در این سه ماه ایشان می‌رود آن بانک را می‌خرد، ال‌سی متعلق به خودش، بانک را هم می‌خرد، همزمان هم می‌رود در تحریم. من آن زمان که در وزارت نفت بودم، همان موقع که بلافاصله شنیدم، از وزارت خواستم و نامه مکتوب نوشتم که ایشان ممنوع‌الخروج شود. در اواخر دولت دهم پرونده‌اش برای ارسال به دادگاه تکمیل شد و روزهای آخر فرستاده شد.

    یک تیم هم گذاشتیم برای اینکه اموال ایشان در خارج از کشور و داخل کشور شناسایی شود، چون باید این پول‌ها وجود داشته باشد، به هر حال یک نفر که این همه پول را نخورده است، یک بخشی از این پول‌ها باید داخل کشور باشد، بخشی از آن در خارج از کشور که من ضمن اینکه او ممنوع‌الخروج بود، تیم گذاشته بودم که پول‌ها را برگرداند. حالا زندان، اعدام، هر چیزی که حکمش هست در جای خودش، مهمتر اینکه پول‌ها به کشور برگردد. هیچ کارمند نفت در پرونده بابک زنجانی متهم نیست. جالب است من یک نوشته دارم در پرونده بابک زنجانی، وقتی که گردش کار کردند، زیر آن نامه نوشتم که با فروش نفت موافقم، منتها با أخذ ضمانت‌نامه معتبر، در پرانتز هم نوشتم ال سی، آن دوستانی که در وزارت نفت این کار را کردند انصافاً ریسک کردند، ولی برای عبور از تحریم و حفظ منافع کشور ریسک کردند.

    یعنی آن زمان راه دیگری وجود نداشت؟

    به هر حال شرایط کشور این بود؛ ما در سال ۹۰ و ۹۱ نزدیک به ۱۶۰ میلیارد دلار نفت فروختیم، فکر نمی‌کنم از امروز تا زمان … ما در دو سال ۱۶۰ میلیارد دلار نفت فروخته باشیم.

    خودتان هم این فرد را می‌شناختید؟

    یک بار او را در قرارگاه خاتم، برای موضوعی آمده بود با جمعی از بچه‌های شرکت صدرا که ما تازه خریده بودیم، وی با مدیرعامل شرکت صدرا، آن زمان کارهایی انجام می‌دادند، یک بار آمدند که من ایشان را تا قبل از این دیده بودم.

    یعنی رفاقت نداشتید؟

    نه، به هیچ عنوان.

    با توجه به اینکه شما گفتید با پیشرفت ۷۵-۷۰ درصد پالایشگاه ستاره خلیج فارس را به دولت یازدهم تحویل دادید، ولی فکر می‌کنم دولت زمان بیشتری گذاشت، زیاد طول کشید که به بهره‌برداری رسید. درست است؟

    من از علت تأخیر خیلی مطلع نیستم، چرا که تا دولت مستقر شد، ولی خیلی غیرمنطقی طول کشید تمام شدن آن.

    و اینکه دولت یازدهم که آمد گفت کیفیت بنزین‌ها خوب نیست، یک مدت وارد کرد. درست است؟

    دنبال وارد کردن بود، ولی دقیق اطلاع ندارم، ولی کیفیت بنزین ما بهترین کیفیت دنیاست

    و بعد هم برگشت از همین کیفیت استفاده کرد. الان هم ما بنزین را به ونزوئلا صادر کردیم، ونزوئلایی که مشکل داشت و داشت به مشکل می‌خورد، به ونزوئلا صادر شد. در این مورد نمی‌خواهید صحبت کنید؟

    اولاً می‌خواهم اینجا عرض کنم که ما مجانی به ونزوئلا بنزین ندادیم، قبلش منابع آن در تهران تحویل داده شد، بعد بنزین صادر شد. می‌خواهم تأکید کنم که این قدرت منطقه‌ای و دفاعی بین‌المللی ایران است؛ اواخر جنگ کشتی‌های نفتکش ما را می‌زدند، وقتی کشتی نفتکش ما را می‌زدند، ما یک کشتی آنها را می‌زدیم، آمریکایی‌ها برای حضور و ورودشان به خلیج فارس، وقتی ما این مقابله به مثل را شروع کردیم، یک کشتی بسیار بزرگی به نام بریشتون – بینندگان عزیز می‌توانند در اینترنت سرچ کنند، مستند بریشتون – بریشتون یک کشتی بسیار بزرگ آمریکایی با پرچم آمریکایی بود، با اسکورت ناوهای آمریکایی بیش از ۷۰-۶۰ خبرنگار هم حضور داشتند. با هیمنه و کب‌کبه وارد خلیج فارش شدند که بیایند نفت را از عربستان بگیرند و ببرند؛ ما همان کشتی را زدیم.

    اما کشتی ما در کنار آمریکا در دریایی کارائیپ، رئیس جمهور آمریکا که ترامپ بود که می‌گویند یک فرد دیوانه‌ای بود، درست یا غلطش را نمی‌دانم، آمریکایی‌ها می‌گویند (می‌خندد)، دستور داد و گفت ما نمی‌گذاریم این کشتی‌ها به ونزوئلا برسد؛ جمله رئیس‌جمهور آمریکا است، دستور حرکت ناوهای جنگی را داد، اما وقتی آمد، فقط با پرچم ایران روبرو شد. ما در آن زمان یک کلاشینکف و یک سرباز در روی کشتی‌ها نداشتیم! موضوعات مختلفی پیش آمد؛ حالا اخیراً گاندوی ۲ نشان داد، کشتی انگلیسی اینجا تخلف کرد، ما گرفتیم، وقتی گرفتیم انگلیسی‌ها اول قرار شد کشتی ما را آزاد کنند، کشتی ما که حرکت کرد، بعد کشتی انگلیسی‌ها حرکت کند؛ این قدرت ایران است. کشتی ما حدوداً ۴۰ روز آنجا مانده بود، موتورش روشن نشده بود، ملوانانش هندی بودند، از آمریکایی‌ها می‌ترسیدند نمی‌رفتند. هر کاری به ملوان و کاپیتان کردیم، من با آنها در تماس بودم…

    شخصاً؟

    بله، می‌گفتند که لنگر آنجا افتاده، نمی‌شود بلند کرد و لنگر مشکل پیدا کرده است، گفتم لنگر را پاره کنید، بدون لنگر حرکت کنید! تصمیم سختی بود، به هر حال این تصمیم گرفته شد. کاپیتان گفت اگر صد هزار دلار، ۲۰۰ هزار دلار هم به من بدهید من نمی‌روم، من می‌ترسم! جالب اینجاست که به خدمه ایرانی که ویزا نمی‌دادند، به پاکستانی‌ها ویزا نمی‌دادند، به بسیاری از کشورها ویزا نمی‌دادند، فقط به هندی‌ها ویزا می‌دادند. ما در آن روز مجبور شدیم، شاید بیش از ۱۵۰-۱۰۰ نفر هندی را در هتل دعوت کنیم، آنها را انتخاب کنیم، بسیاری از آنها به محض اینکه متوجه می‌شدند می‌خواهند روی گریس‌وان بروند، همان جا هتل را ترک می‌کردند. بالاخره با هزار مکافات توانستیم ۳۰ نفر را قانع کنیم، اینها را به بمبئی، از بمبئی به دوبی، از دوبی به لندن و از لندن به جبل‌الطارق، بالاخره یک داستان مفصلی بود.

    رساندن بنزین به ونزوئلا شد منشأ اقتدار ما؛ در قبال بنزین از ونزوئلا طلا گرفتیم؟

    بله، طلا گرفتیم.

    و مخازن طلایمان را غنی کردیم؟

    بله

    الان هم با ونزوئلا چنین مراوده‌هایی داریم؟

    داریم با ونزوئلا کار می‌کنیم. اخیراً بنزین و سوخت نفرستاده‌ایم، ولی به نوعی داریم با آنها کار می‌کنیم.

    آقای قاسمی، چه مقدار از مشکلاتی که ما الان داریم، به عنوان یک فرد و مدیر اجرایی که شما را برای جریان انقلاب می‌دانند، اما فرد جناحی نمی‌دانند به آن معنا، چقدر را به تحریم‌ها و چه مقدار را به مدیریت‌ها وابسته می‌دانید؟

    اعتقاد دارم که بخشی از آن حتماً مشکلات تحریم است، این بی‌انصافی است کسی بگوید تحریم هیچ تأثیر، هزینه و هیچ ریسکی ندارد اما این را می‌خواهم به شما بگویم که همه مشکلات کشور ما از تحریم نیست. می‌خواهم بگویم که ما باید روش‌های اداره کشور را تغییر دهیم.

    تغییر، نه اصلاح؛ من این موضوع را در دو سه جا گفته‌ام، برخی از دوستان گفتند یعنی چه؟ می‌خواهم بگویم در برخی از زمینه‌ها اصلاح‌پذیر نیست، تغییرپذیر است.

    مثلاً چه چیزی؟

    مثلاً در حوزه بازنشستگی کشور، امروز نگاه کنید وضع بازنشستگی کشور ما اصلاً خوب نیست، واقعاً معیشت آنها خوب نیست، درآمد خوبی ندارند، ولی شما می‌دانید همین درآمدی که بازنشستگان کشور دارند، چند درصد آن را دولت دارد پرداخت می‌کند؟ ۹۸ درصد حقوق بازنشستگان کشور را عین کارکنان خودش در زمانی که دارند برایش کار می‌کنند، پرداخت می‌کند؛ یعنی آنها کارکنان دولت نیستند، ولی کارمندان دولت هستند. تا چه زمانی می‌تواند ادامه پیدا کند؟ دولت چقدر می‌تواند، تا چه زمانی؟ روش ما اشکال دارد، ریل گذاری ما اشکال دارد. شما کارمند دولت هستید، من کارمند دولت هستم، ۳۰ سال بازنشستگی از حقوق من ماهانه پرداخت شده، این ۳۰ سال بازنشستگی من کجا رفته است که امروز از آن منابعی که ماهانه از حقوق بازنشستگی من استفاده می‌کرده، باید برای حقوق من استفاده شود؟ کجا رفته است؟ معلوم است. نمی‌خواهم بگویم دزدی شده، رفته در شرکت‌های سرمایه‌گذاری که هیئت مدیره و مدیرعامل آن دولتی بودند، سالانه هم مجمعی برگزار شده، نتیجه‌اش اینکه امروز آن شرکت‌هایی که در آنها سرمایه‌گذاری شده یا وجود دارد، نتیجه‌اش این است که نمی‌توانند بیش از دو درصد از حقوق بازنشستگان کشور را پرداخت کنند و دولت باید ۹۸ درصد پرداخت کند، این قابل اصلاح است؟

    در حوزه اقتصاد هم نگاه می‌کنیم، مثلاً در دوره آقای احمدی‌نژاد تحولی در چهار سال اول به وجود آمد، ولی چهار سال دوم بسیاری‌ها معتقد بودند، بسیاری از تیم‌های اقتصادی که کار می‌کنند همان تیم‌های قدیمی هستند.

    دو جمله در مورد اقتصاد کشور بگویم؛ اقتصاد ما سیاسی شده است، این غده سرطانی سیاسی باعث می‌شود که همه دولت‌ها گرفتارش شوند، نمی‌گویند که مدیرعامل توانیر باید متخصص حوزه برق باشد، می‌گویند این فرد با جناح ما می‌سازد یا نمی‌سازد؛ این فرد تفکر جناح ما را دارد یا ندارد. این آفت بزرگی است.

    در دولت جدید هم مسئول پیگیری «کرسنت» شده بودید، ظاهراً در آن کمیته بودید؟

    نه، در دولت جدید کمیته‌ای تعیین کردند که آقای فروزنده بود، ولی به جایی نرسید. من هم فکر می‌کنم در جلسه شرکت نکردم.

    چرا به نتیجه نرسید؟

    تا جایی که من اطلاع دارم. واقعاً من در دولت دهم به دنبال حل مسئله کرسنت بودم، انتظارات طرف کرسنتی انتظار بسیار بالایی است که عدد و رقم‌هایی که مدنظر آنهاست، عدد و رقم‌های بسیار بالایی است و من فکر نمی‌کنم کشور زیر بار پرداخت چنین عددهایی برود، ولی متأسفانه تا آن جایی که من می‌دانم اینها رفته‌اند حکم را گرفته‌اند، الان در حال تجدیدنظر است، امیدوارم مسئولان کشور بتوانند از آن دفاع کنند، چون آن جریمه‌ها، عدد و رقم‌هایی که مدنظر کرسنتی‌هاست، کشور هرگز توان پرداخت آنها را ندارد و قاعدتاً پرداخت نخواهد کرد.

    (بخش دوم برنامه)

    متولد سال ۴۳، روستای سرگاه، شهرستان مُهر هستید؟

    بله.

    شغل پدر چه بود؟

    پدرم کشاورز، مادرم هم کشاورز بود.

    هیچکدام در قید حیات نیستند؟

    نخیر، متأسفانه.

    خدا رحمتشان کند. پدر چون به اسم‌های ایرانی خیلی علاقه داشتند اسم شما را رستم می‌گذارند.

    بله، پدر من روستایی بود، ولی خیلی ایران دوست بود و معمولاً به چیزهای ایرانی بسیار فکر می‌کرد، جالب است که اسم خواهرهای من شیرین و زلیخا است.

    شما تنها پسر هستید؟

    نه، ما سه برادر و پنج خواهر هستیم.

    اسم دو برادر دیگر چیست؟

    بهروز و عبدالحسن

    شما گفتید، بعد از انقلاب که به سپاه رفتید، بسیاری از افراد اسم‌هایشان را عوض کردند، شما عوض نکردید؟

    من این موضوع را جایی تعریف کردم؛ گفتم در سپاه، اسم بسیاری از دوستان ما هم اسم‌های قبل از انقلاب بود، طبیعی هم بود، اسم من هم رستم بود، بسیاری از دوستان و همکاران من که در آن یگان، تیپ، لشگر و در قرارگاه خاتم بودیم، به من می‌گفتند شما اسمت را اسم اسلامی بگذار، اسمت را عوض کن. اولاً چون پدرم دوست داشت این اسم را گذاشت و هم اینکه خیلی فکر کردم با تغییر اسم چیزی اتفاق نمی‌افتد، بنابراین هیچ موقع اسمم را عوض نکردم.

    چه سالی ازدواج کردید؟

    سال ۶۳

    چطور آشنا شدید؟ شنیدم شرط خانم این بود جانباز باشید، آخر رفتید و جانباز شدید.

    بله، به خواستگاری آمدم، خانمم – خدا رحمتش کند – اهل شهرری بود، پدرشان روحانی بود، در شهرری زندگی می‌کردند، ما به واسطه‌ای اینجا خواستگاری آمدیم.

    چه کسی ایشان را معرفی کرد؟

    یک فامیلی نسبی هم با یکدیگر داشتیم، به خواستگاری رفتیم و تقریباً فکر می‌کردیم همه کارها تمام شده است. وقتی به آنجا رفتیم، هم پدر خانم، هم مادر خانم و هم بقیه موافق بودند، قرار شد با خانم صحبت کنیم، وقتی صحبت کردیم، ایشان گفت من چون نیت کرده‌ام با یک جانباز ۷۰ درصد ازدواج کنم، بنابراین معذورم، تنها دلیل من این است. کارمان درست نشد که ما باید جانباز شویم. دوستان می‌گفتند اگر دنبال جانبازی هستی ما را به کشتن نده (می‌خندد). در عملیات بعدی توفیق جانبازی پیدا کردیم،

    شیمیایی شدید؟

    بله، شیمیایی شدیم، بعد که جانباز شدیم، خیلی سریع این اتفاق رخ داد.

    بعد از ازدواجتان هم مجروحیت شدیدتری برای شما اتفاق افتاد؟

    بله، در عملیات کربلای ۴، شب عملیات سخت مجروح شدم، مدت زیادی روی ویلچر بودم.

    و خانم خدمت شما را انجام می‌دادند؟

    خانم من خیلی به من خدمت کرد، هم خدمت مجروحیت که من تقریباً کامل در گچ بودم، هم خدمت خیلی خیلی زیادی در دوران جنگ به من کرد و هم اینکه در دوران جنگ تا وقتی بچه‌ها بزرگ شدند و حتی چون بعد از جنگ هم مسئولیت بخش عمده‌ای از بازسازی کشور را داشتم، معمولاً بازسازی که در شهر انجام نمی‌شود، در بیابان‌هاست؛ مجبور بودم عمده وقتم را در بیابان بگذرانم، بنابراین تقریباً می‌توان گفت که بچه‌ها را او بزرگ کرد.

    خیلی به من وابسته بود، مخصوصاً روزهایی که مریض شد، هیچ وقت قبول نمی‌کرد که مادر یا خواهرش در بیمارستان پیش او بمانند، نه اینکه به او سر بزنند، پیش او بمانند. شاید ۶ بار عمل کرد، عمل‌های بسیار سختی کرد و هر بار حدود ۱۵-۱۰ روز کم یا زیاد در بیمارستان بود، در این مدت تنها خودم شب‌ها در بیمارستان بودم، می‌خواستم به خانه بروم دوش بگیرم و برگردم، قبول نمی‌کرد، می‌گفت زنگ بزن لباس‌ها را به بیمارستان بیاورند و اینجا دوش بگیر. وابستگی بسیار زیادی به من داشت. مریضی بسیار سختی بود، بعد از اینکه دکتر اعلام کرد به هیچ عنوان امکان کار پزشکی وجود ندارد و او را به خانه ببرید، مدتی هم طول کشید و من تقریباً کارم را رها کردم و سعی کردم همه آن کارهایی که یک پرستار خانم باید برای بیمار خانم انجام دهد، در این دوران خودم برعهده بگیرم تا بتوانم بخش کوچکی از زحمتی را که ایشان برای من کشیده بود، جبران کنم.

    خدا رحمتشان کند؛ بعد ازدواج کردید؟

    بله، ازدواج کردیم.

    در کار خانه به خانم کمک می‌کنید یا اصلاً نیستید؟

    واقعاً نیستم، ولی اگر باشم – اگر الان بگویم ممکن است خانم من اعتراض کند – ولی من در خانه خیلی کم کمک می‌کنم، چون نیستم. اگر باشم، کمک می‌کنم، ولی معمولاً در خانه نیستم اما روزهای جمعه، چون خانم من و بچه‌ها جدا زندگی می‌کنند، چون پسر من مجرد است، به خاطر اینکه او تنها نباشد برخی از شب‌ها نزد ایشان می‌روم و معمولاً روزهای جمعه همه بچه‌ها نزد من می‌آیند و من مسئول خانه هستم که ناهار درست کنم، پذیرایی کنم.

    بلد هستید غذا درست کنید؟

    بله، من آشپز خوبی هستم.

    قبل از پیروزی انقلاب در فعالیت‌های انقلابی حضور داشتید؟

    آن زمان ما نوجوان بودیم، در برخی از این تظاهرات‌ها شرکت می‌کردیم و هر جایی که لازم بود معمولاً در توزیع عکس حضرت امام (ره)، در برخی از کارهایی که لازم بود.

    دستگیری نداشتید؟

    دستگیری نداشتیم، ولی توگوشی داشتیم.

    عجب؛ یعنی کتک را خوردید. روز پیروزی انقلاب کجا بودید؟

    جزیره خارک بودم و آن روز یک روز به یاماندنی بود. با جمعی از دوستان روز پیروزی انقلاب…

    چطور به خارک رفته بودید؟

    به دلیل کاری که آنجا داشتیم، مدتی آنجا بودیم، در جزیره خارک بودیم و صبح اول نشستیم تلویزیون را نگاه کردیم که آن لحظه ورود حضرت امام (ره) را نگاه کردیم، ۲۲ بهمن هم که همه در خیابان بودند و ما هم مثل بقیه به خیابان آمدیم.

    چطور وارد سپاه شدید؟ علاقه‌مند بودید یا کسی شما را علاقه‌مند کرد؟

    ما دوستانی داشتیم که در سپاه بودند، سپاه آن روزها جایی بود که تقریباً هر کسی می‌خواست به نوعی در انقلاب حضور پیدا کند یا خدمت مؤثری داشته باشد معمولاً سعی می‌کرد در سپاه حضور پیدا کند. من یک روزی با تعدادی از دوستان نشسته بودیم، حرف شد که شما نظامی هستید و فلان، گفتم در بین همه افرادی که نشسته‌اند کدامتان یک دوره در سپاه نبوده‌اید؟! ممکن است دو سال، پنج سال وسط جنگ یا آخر جنگ رفته‌اید. می‌خواهم این را بگویم اساساً بخش عمده‌ای از مسئولان کشور، غیر از جوان‌هایی که بعد از جنگ متولد شده‌اند یا کودکی‌شان را در دوران جنگ گذرانده‌اند، فکر می‌کنم بسیاری از مسئولان کشور حتماً یک دوره را در سپاه گذرانده‌اند.

    وقتی من به وزارت نفت رفتم، روز اول یا دوم، مسئول معاونت نیروی انسانی وزارت نفت نزد من آمدند و گفتند آقای وزیر شما پرونده‌تان را به وزارت نفت بیاورید و حقوقتان اینقدر می‌شود، حقوق ما با حقوق سپاه و وزارت نفت متفاوت بود. گفتند پرونده‌تان را اینجا بیاورید، بازنشستگی شما شامل بازنشستگی نفت می‌شود. به او گفتم پرونده‌ام را به هیچ عنوان نمی‌آورم.

    فکر می‌کنید چند درصد از نمایندگان پرونده‌شان را به وزارت نفت آوردند؟

    آمار دقیقی ندارم، ولی تعدادشان کم نیست.

    سال ۶۰ که به سپاه رفتید، وارد جنگ نشدید؟

    بله، بسیجی بودیم، وارد جنگ شدیم

    در جنگ با کدام فرماندهان کار کردید؟

    ما بیشتر در بخش حوزه دریایی جنگ بودیم، در قرارگاه نوح بودیم، ایشان در منطقه دوم دریایی سپاه بودیم که بیشتر عملیات‌های دریایی مقابله به مثل را داشتند که از دوستان خیلی نزدیک من، شهید مهدوی که احتمالاً اسم ایشان را شنیده‌اید و از شهدای بنام و واقعاً رئیسعلی دلواری زمان آن روز ما بود و در مقابله با آمریکایی‌ها در جزیره فارسی شهید شد و من هم بیشتر کارهای مهندسی رزمی و کارهای پشتیبانی در دوران جنگ انجام می‌دادم.

    فکر می‌کردید که جانشین حضرت امام (ره)، حضرت آقا باشند؟

    تا قبل از اینکه امام به رحمت خدا بروند، خیلی‌ها فکر می‌کردند که رحلت حضرت امام (ره) یعنی پایان انقلاب! مخصوصاً بیرونی‌ها منظورم است، من فکر نمی‌کردم حضرت آقا رهبر انقلاب بشود، ولی بعدها که ایشان رهبر انقلاب شدند… به هر حال مقطعی در وزارت نفت بودم، خدمت ایشان می‌رسیدیم، وقتی برای اولین بار گزارشی در مورد اصلاح ساختار در وزارت نفت و مشکلات وزارت نفت را تهیه کرده بودم، خدمت حضرت آقا بردم، تقریباً دو نفری آن پیشنهادات و برنامه آینده وزارت نفت را خدمت ایشان ورق زدیم، یکی دو سوال فنی در حوزه نفت از من پرسیدند، برای من خیلی عجیب بود. به هر حال ایشان با دولت‌های مختلفی کار کرده بودند، تجربه داشتند، خودشان رئیس جمهور بودند، بعدش با چند دولت کار کرده بودند، ولی فکر نمی‌کردم حضرت آقا در حوزه فنی این سوالات را بخواهند از وزیر نفت بپرسند.

    می‌توانید یکی از سوال‌ها را بگویید؟

    مثلاً در مورد ذخایر نفتی کشورهای مختلف دنیا، اطلاعات بسیار عجیبی داشتند، من شاید آن روز که وارد وزارت نفت شده بودم، کمتر این اطلاعات را داشتم.

    بعد از جنگ وارد کار سازندگی شدید؟

    بله، بعد از جنگ یک نگاهی بود که برای بازسازی و سازندگی کشور، نیازمند حضور شرکت‌های خارجی هستیم. استدلال بسیاری از آقایان این بود ما که سد نساختیم، پالایشگاه نساختیم، بندر نساختیم، ولی ما اعتقاد داشتیم که این کار شدنی است، در همین مقطع بود که امام (ره) فرمود ما می‌توانیم. کارهای بزرگی انجام شد.

    ایده آمدن بچه‌های جنگ، بچه‌های سپاه به فعالیت‌های سازندگی اقتصادی از آقای هاشمی رفسنجانی بود؟

    اتفاقاً ایده از خود بچه‌های مهندسی رزمی سپاه بود، فرمانده کل سپاه هم نقش داشت. البته این را به شما بگویم در سپاه هم عده‌ای مخالف بودند، دلایل مخالفتشان برای حضور سپاه در بازسازی هم در برخی موارد دلایل درستی بود، اینکه سپاه وارد مسائل اقتصادی می‌شود تبعات خاص خودش را دارد و چیزهای دیگری، اما ترازوی موافقان و حُسن حضور سپاه در سازندگی و بازسازی کشور به خصوص در آن مقطع در واقع سنگین‌تر بود.

    ما بندر بزرگ نداشتیم، وقتی فازهای پارس جنوبی شروع به کار کردند – آنجا می‌دانید ۵-۴ فاز با فرآورده‌های متعدد و متنوع هست – تصمیم گرفته شد که بندر عظیمی در عسلویه ساخته شود، این بندر را در یک مناقصه بین‌المللی گذاشتند، ما آن زمان از مسئولان وزارت نفت خواهش کردیم که ما را در مناقصه شرکت بدهند، مجبور شدیم یک شرکت خارجی را هم شریک خودمان کنیم. وقتی در مناقصه برنده شدیم، برای اینکه اعتماد نداشتند که ما آن کار را انجام دهیم، شاید می‌گفتند این همه تأسیسات ساخته شود، اگر یک بندر ساخته نشود که ما نمی‌توانیم صادرات داشته باشیم. مناقصه را تجدید کردند، ما دوباره برنده شدیم، وقتی برنده شدیم، گفتند به جای ۵۲ ماهه باید ۴۲ ماهه تمام شود، چون فازها زودتر به بهره‌برداری می‌رسد. شریک خارجی ما نپذیرفت و رفت. من امضا کردم آن موقع که با مسئولیت خودمان این پروژه و این طرح بسیار عظیم را ظرف زمانی که کارفرما خواسته بود، انجام دهیم.

    اتفاقاً نه تنها در آن زمان انجام دادیم، بلکه زودتر انجام دادیم و پاداش هم گرفتیم. بندر شهید رجایی را در زمانی که در قرارگاه خاتم بودم شروع کردیم، فازهای مختلف آن را تمام کردیم، بندر چابهار را زمانی که در قرارگاه خاتم بودم شروع کردیم که بعد تمام شد.

    چند سوال سیاسی هم بپرسیم، رابطه آقای قاسمی با آیت الله هاشمی رفسنجانی چگونه بود؟

    خوب بود، ما رابطه بدی نداشتیم.

    چقدر ارتباط داشتید؟

    ارتباط کاری داشتیم، به هر حال بخشی از کارهای کشور را ما انجام می‌دادیم، در آبرسانی‌ها، آزادراه‌ها، خطوط انتقال گاز، برق، در حدی که لازم بود ارتباط داشتیم.

    آقای هاشمی چقدر حمایت می‌کرد؟

    چون در دوران آقای هاشمی کارهای زیرساختی زیادی انجام شد. منهای اینکه عده‌ای روی روش‌های اجرایی آقای هاشمی ممکن است نقد داشته باشند، ولی ایشان کارهای بزرگی انجام دادند.

    شما هم نقد داشتید؟

    در شیوه کار هر کسی می‌تواند اشکالاتی داشته باشد.

    سال ۷۶ آقای رستم قاسمی به چه کسی رأی داد؟ آقای ناطق یا آقای خاتمی؟

    من به آقای ناطق رأی دادم.

    سال ۸۴ به آقای احمدی‌نژاد رأی دادید یا خیر؟

    به آقای احمدی‌نژاد رأی دادم.

    هر دو دوره؟

    دوره دوم قطعاً به آقای احمدی‌نژاد رأی دادم. دوره اول را حقیقتاً تردید دارم.

    در سال ۹۰، چگونه آقای احمدی‌نژاد به شما پیشنهاد وزارت داد؟

    من با آقای احمدی‌نژاد رفاقت داشتم، وقتی ایشان شهردار تهران شد، ارتباطات من با ایشان بسیار زیاد بود، برای اینکه بخشی از کارهای قرارگاه خاتم را انجام می‌داد. در اکثر دوره‌های شهرداری هم ما کار کردیم، در دوره آقای احمدی‌نژاد هم این کارها شدت بیشتری گرفت. یادم هست که سفری با همدیگر رفتیم، دو سه نفر بودیم با هم جایی رفتیم.

    خارج از کشور؟

    نه، داخل کشور. ایشان به من گفت شما باید به دولت بیایید. بنا داشت که وزارت نفت و نیرو را با هم ادغام کند، جزو برنامه‌هایش بود که البته مجلس قبول نکرد.

    یک روزی به من زنگ زد، چون آن روز تازه این کار را انجام داده بود، لحظه‌ای که به من زنگ زد که کار فوری با شما دارم، متوجه شدم که می‌خواهد در مورد وزارتخانه با من صحبت کند. در بین راه که داشتم به پاستور می‌رفتم، به آقای جعفری فرمانده کل سپاه زنگ زدم، البته بحث قبلی‌مان را به آقای جعفری نگفته بودم، چون قرار بود بین من و آقای احمدی‌نژاد و آن دو نفری که در جلسه بودند، باقی بماند و به کسی گفته نشود.

    نمی‌گویید آن دو نفر چه کسانی بودند؟

    حالا؛ در راه داشتیم به پاستور می‌رفتیم، به آقای جعفری زنگ زدم، گفتم آقای جعفری من دارم نزد آقای احمدی‌نژاد می‌روم و آقای احمدی‌نژاد قطعاً برای مسئولیت وزارتخانه با من صحبت می‌کند و قطعاً برای این کار است و خواهش من این است، من با آقای احمدی نژاد رفاقت دارم، ممکن است رودربایستی‌هایی داشته باشم؛ شما موافقت نکنید. گفت مگر بحثی شده؟ گفتم به هر حال برداشت من این است.

    به آنجا رفتیم، این پیشنهاد را ایشان داد و از ایشان خواستم ضمن اینکه با آقای جعفری صحبت کند به من هم اجازه بدهد فکر کنم. یک جلسه‌ای بود، اتفاقی افتاد، آنجا در آن جلسه تصمیمی گرفته شد که من باید به وزارت نفت می‌رفتم.

    خیلی مبهم گفتید، چه جلسه‌ای بود؟

    یک جلسه‌ای بود، در خدمت بزرگان بودیم، تصمیم گرفته شد که من باید به وزارت نفت بروم. از آن جلسه که بیرون آمدم به آقای احمدی‌نژاد زنگ زدم که من آماده هستم.

    از دیدارتان با حضرت آقا گفتید، دیداری هم با اردوغان برای گاز داشتید.

    آقای اردوغان اصرار داشت که گاز شما گران است، در سفرهای مختلفی که من پیش او می‌رفتم، همیشه حرفش این بود، چون ترکیه دو قرارداد گاز با روسیه داشت، یک قراردادش گران‌تر از گاز ما بود، یک قراردادش ارزان‌تر از گاز ما بود؛ گاز ما وسط قیمت بود. همیشه هر موقع من می‌رفتم، در هر جلسه‌ای به من می‌گفت شما باید قیمت گازتان را به ما تخفیف بدهید. در یک جلسه‌ای خدمت مقام معظم رهبری بودیم، ملاقات با آقای اردوغان بود، من هم در آن جلسه بودم، آقای اردوغان این مسئله را مطرح کرد، گفت ما بارها با آقای قاسمی صحبت کرده‌ایم، قیمت گاز را به ما تخفیف دهید. بعد از جلسه حضرت آقا به من گفتند شما بررسی کنید ببینید می‌شود تخفیف داد یا نه.

    من بررسی کردم، به عدد خیلی کمی رسیدم که می‌شود به اردوغان تخفیف داد. خدمت حضرت آقا گفتم. گفتند در ملاقات‌هایی که با اردوغان دارید به او بگویید. در سفری به ترکیه با آقای اردوغان ملاقات داشتم، به او گفتم ما آمادگی داریم پنج درصد به شما تخفیف دهیم. اما این شرط را هم برای او گذاشتم که قرارداد دوم گاز ایران به ترکیه هم بسته شود. آقای اردوغان آن پنج درصد را قبول نکرد و گفت بیشتر تخفیف دهید. در ذهن من تا حدود ۷ درصد بود با آن قرارداد دومشان، داشتیم مذاکره می‌کردیم و وزیرش در جلسه‌ای که داشتم، آقای … آن زمان وزیر نفت ترکیه بود، من عدد نهایی را گفتم، اگر آن قرارداد بسته شود تا این عدد آمادگی را داریم به شما تخفیف دهیم و با هم کنار بیاییم.

    با شیخ محمد آل مکتوم ارتباط نزدیکی دارید؟

    من با شیخ محمد ارتباطات زیادی داشتم. معمولاً ارتباطات ما خوب بود به گونه‌ای که من معمولاً محل کار ایشان نمی‌رفتم، در محلی که ایشان برای کار پیش‌بینی کرده بود، آنجا جلسه گذاشتند، با هم شام یا ناهار می‌خوردیم و موضوعات را تا آن موقع به ما تا حدی کمک می‌کردند.

    ولی اماراتی‌ها سابقه خوبی در این چند سال از خودشان به جای نگذاشتند!

    بله، متأسفانه اماراتی‌ها به خصوص در چند سال گذشته به ویژه در اقدامات اخیرشان در مورد بحث مذاکره، در روابط با اسرائیل، اصلاً اقدامات خوبی نکردند و برخوردهایشان اصلاً برخوردهای قابل قبولی نیست.

    فکر می‌کنید رابطه دو کشور چه خواهد شد؟

    سیاست جمهوری اسلامی در همه دولت‌ها ارتباط با همسایگان بوده و هست و ما باید کاری کنیم که به هر دلیلی بتوانیم ارتباطمان را با همسایگان تقویت کنیم، ولی اقداماتی که آمریکایی‌ها و به خصوص اماراتی‌ها کردند، شایسته کشورهای اسلامی هم نیست.

    بعد از این قضایا ارتباط و پیغامی با یکدیگر نداشتید؟

    سفارش‌ها و پیغام‌هایی بوده، ولی مذاکراتی صورت نگرفته است.

    دوست دارم خاطره روزهای آخرتان با حاج قاسم سلیمانی را بگویید.

    ارتباط زیادی داشتیم، بسیاری از زمان‌ها، ساعت ۲ نیمه شب از خارج به فرودگاه بر می‌گشت، به ما زنگ می‌زد. شهید سلیمانی معمولاً صبح‌ها خیلی زود به محل کار می‌رفت و زود هم زنگ می‌زد، اما به خصوص در این ۷۲ ساعت آخر عمر شهید سلیمانی، دیروقت بود که شهید پورجعفری زنگ زد و گفت که حاج قاسم ساعت ۶ صبح در یک محلی در منطقه … ایشان گفتند برای جلسه ساعت ۶ آنجا باشید.

    آخر جلسه که بحث کردیم، یک مشکلی در سوریه داشتیم که با حضور ایشان حمل می‌شد، من به ایشان گفتم لازم است که من با شما و بشار اسد یک جلسه مشترکی داشته باشیم که موضوعات حل شود. ایشان گفتند من به عراق می‌روم، شما جمعه به دمشق بیایید و صبح شنبه می‌توانیم با بشار اسد جلسه مشترک داشته باشیم. ما هم گفتیم خیلی خب، ما روز جمعه دمشق هستیم.

    شهید سلیمانی آن روز هم یک مقدار تب داشت، چون جلسه طول کشید، به من گفت من یک مقدار تب دارم، سرماخوردگی و تب داشت، رفتند و بعد از اینکه به فرودگاه می‌روند، سپس به خانه می‌روند و بعد تغییر مسیر می‌دهند، به جای اینکه به عراق و به دمشق بروند، اول به دمشق می‌روند، آن شب به لبنان می‌روند، ظهر هم با فرماندهان سپاه سوریه ملاقات داشتند که بسیاری از آن فرماندهان از دوستان نزدیک من بودند، تعریف کردند که آن روز شهید سلیمانی کاملاً متفاوت‌تر از هر روزش بود.

     

    اخبار سیاسی |

  • توضیحات سازمان برنامه به اظهارت بروجردی درباره سند ایران و چین

    توضیحات سازمان برنامه به اظهارت بروجردی درباره سند ایران و چین

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سازمان برنامه و بودجه، علاء‌الدین بروجردی سفیر اسبق ایران در چین و رئیس گروه دوستی ایران و چین در مجلس نهم و دهم اخیراً در گفت‌وگویی با خبرگزاری مهر، دیپلماسی دولت تدبیر و امید را «غربگرایانه» خوانده و با تأکید بر اینکه نگرش این دولت نسبت به فعالیت‌های اقتصادی با چین و روسیه منفی است، روایتی از مذاکرات برای سرمایه‌گزاری ۵۰ میلیارد یورویی با چین عنوان کرده است.

    در این گفت وگو، بروجردی اظهار نظرهایی در خصوص کارشکنی امیر امینی معاون وزیر وقت راه و شهرسازی در عقد این قرارداد از جمله تعلل در امضا و «ایراد بنی اسرائیلی» به تفاهم نامه مشترک ایران و چین بیان شده است.

    بر اساس اعلام سازمان برنامه و بودجه کشور، امیر امینی رئیس امور برنامه‌ریزی، نظارت و آمایش سرزمین این سازمان و معاون اسبق وزیر راه، در پاسخ به موارد مطرح شده، جوابیه‌ای ارائه داده و نوشته است: طرف مقابل امضای تفاهم‌نامه (طرف چینی) مد نظر جناب آقای دکتر بروجردی یک گروه تازه شکل گرفته و فاقد هر گونه مدرک رسمی دال بر تأسیس و یا راه‌اندازی بود.

    امضای تفاهم نامه طبق قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران، نیاز به اجازه رسمی از دولت دارد که این اجازه به اینجانب داده نشده بود. چون دولت هیچ پیشنهادی به‌طور رسمی دریافت نکرده بود.

    مشروح این جوابیه را در ادامه بخوانید:

    ۱. ارائه پیشنهاد تأمین اعتبار مالی از سوی دولت‌ها به یک‌دیگر فرایند رسمی روشنی دارد. چگونه مقرر بوده‌است اعتباری در حد ۵۰ میلیارد یورو از سوی دولت چین که کاملاً به صورت متمرکز مدیریت می‌شود به دولت ایران ارائه شود و این موضوع نه در ملاقات آقای شی‌جین‌پینگ با مقام معظم رهبری که چندی پیش از آن انجام شده بود و نه در ملاقات‌های دو رئیس جمهور طرح شده باشد و فراتر آن‌که هیچ‌گاه رسماً از سوی دولت چین به دولت ایران از طریق مجاری رسمی عرضه نشده باشد و دولت چین تصمیم به انتخاب یک انجمن (و نه شرکت) واسطه گرفته باشد؟

    ۲. طرف مقابل امضای تفاهم‌نامه (طرف چینی) مد نظر جناب آقای دکتر بروجردی یک گروه تازه شکل گرفته و فاقد هر گونه مدرک رسمی دال بر تأسیس و یا راه‌اندازی بود؛ حداقل تا همین زمان نیز مدرکی به اینجانب ارائه نشده است.

    امضای تفاهم نامه طبق قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران، نیاز به اجازه رسمی از دولت دارد که این اجازه به اینجانب داده نشده بود. چون دولت هیچ پیشنهادی به‌طور رسمی دریافت نکرده‌بود.

    حقیر برای تشخیص صلاحیت و اعتبارسنجی گروه مذکور جناب آقای دکتر بروجردی و هیئت همراه ایشان از مجلس شورای اسلامی را همراهی می‌کردم، نه برای امضای تفاهم نامه.

    در طول سفر اصرار بنده بر این بود که مدرکی از سوی نماینده انجمن مذکور که سابقه دلالی در قراردادهای قبلی را داشت و از قضا خوشنام هم نیست ارائه شود که تا انتهای سفر هم هر قدر اصرار کردیم، ارائه نشد.

    جالب است بدانیم که سفارت ایران در چین طی نامه شماره ۷۷۷۰۶۰/۶۹۰/۱۰۹۱ مورخ ۲۱/‌۰۹/‌۱۳۹۶‬ به وزارت خارجه اعلام می‌دارد که «تقاضای انجمن مذکور فاقد هر گونه تأیید رسمی مقامات کشور متوقف فیه می‌باشد.» و نیز وزارت امور خارجه طی نامه شماره ۴۷۵۳۹۸۵/۱۵۰/۴۱۲ مورخ ۲۲/‌۰۹/‌۱۳۹۶‬ به وزارت راه و شهرسازی اعلام می‌دارد که «انجمن مذکور علاوه بر نداشتن تأیید رسمی از مقامات کشور چین، اصالتاً توانایی فاینانس پروژه‌های سرمایه‌گذاری را ندارد.»

    ۳. گروه مذکور می‌خواست اختیار جمهوری اسلامی در انتخاب سرمایه‌گذار چینی را سلب کرده و خود از میان شرکت‌های چینی سرمایه‌گذار برای پروژه‌هایی که بعداً توسط ایران اعلام می‌شد سرمایه‌گذار معرفی کند.

    این به معنی دریافت حق انحصاری دلالی برای مذاکره و عقد قرارداد با هر شرکت چینی از سوی این شرکت بود. این رویه نه توسط حکومت چین پذیرفته شده بود نه توسط حاکمیت ایران و اتفاقاً دقیقاً بر خلاف قوانین و مقررات کشور و فرآیند رقابت سالم در انتخاب سرمایه‌گذار است.

    ۴. تا زمان سفر و در طول مذاکرات در سفر نه تنها سایناشور (مؤسسه بیمه سرمایه‌گذاری‌های چین)، بلکه هیچ مقام دیگر چینی گروه مذکور را برای سرمایه‌گذاری در ایران به جمهوری اسلامی ایران رسماً معرفی ننموده. سفارت جمهوری اسلامی ایران در چین نیز گروه مذکور را تأیید و معرفی نکرد.

    ۵. تفاهم نامه مذکور سرمایه‌گذاری در صنعت قطارهای سریع در ایران در قبال دریافت نفت توسط چین بود. طبعاً اینجانب نماینده وزارت راه و شهرسازی بودم نه نماینده وزارت نفت لذا امضای سندی که تعهد و تکلیفی برای سایر وزارت‌خانه‌های کشور ایجاد کند در ید و اختیار اینجانب نبود.

    اساساً، تمام درآمدهای نفتی مطابق قانون باید به خزانه عمومی کشور واریز شود و توسط بودجه مصوب مجلس هزینه شود و هیچ مقام دولتی حتی رئیس جمهور حق تهاتر نفت که منبع درآمد رسمی دولت است با هیچ طرف خارجی را ندارد، مگر آن‌که رسماً مجلس پیش از آن با تعیین مقدار و شرایط موافقت کرده و اجازه داده‌باشد.

    ۶. تفاهم‌نامه مذکور در هیچ یک از مراجع رسمی جمهوری اسلامی ایران و حتی سفارت جمهوری اسلامی ایران در چین مورد بررسی حقوقی قرار نگرفته بود. از سویی امضای تفاهم نامه تأمین مالی (فاینانس) در پروژه‌های تملک دارایی‌های سرمایه‌ای طبق قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی خصوصاً قانون محاسبات عمومی می‌بایست توسط سازمان برنامه و بودجه تأمین اعتبار شده و توسط بانک مرکزی و وزارت اقتصاد و دارایی تضمین و تعهد شوند. در غیر این‌صورت تعهد مازاد بر اعتبار بوده و تخلف محرز قانونی است.

    ۷. آقای دکتر بروجردی اصرار داشتند که بنده این حجم تخلف را انجام دهم تا یک دلال کار کشته ایرانی چینی به مقاصد خود برسد و جمهوری اسلامی را سال‌ها گرفتار تعهدات غیر قابل انجام قرار دهد.

    شاید برخی قراردادهای از این دست هم همین شرایط را داشته و با همین رویه فشار غیر کارشناسی شکل گرفته است که اکنون کشور را متعهد خود کرده است. خاطرم هست ایشان بنده را وعده به حمایت‌های بعدی در صورت مواجهه با دستگاه‌های نظارتی می‌دادند.

    ۸. اینجانب در طول سفر برای رفع ایرادات بالا تمام تلاش خود را به کار بردم و الحمدالله موفق شدم بخش اعظمی از آن‌ها را تا آنجا که دانش و تجربه اینجانب کشش داشت اصلاح و سپس نسبت به امضای آن، آن هم پس از اخذ مجوز شفاهی رئیس کل محترم بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با این شرط ایشان که تأمین مالی بایستی پس از اخذ تاییدیه بانک مرکزی عملیاتی شود اقدام نمودم.

    ۹. گمان نمی‌کنم آنچه در بالا آمد، برابر سخن برادر متقی، مؤمن، اندیشمند و عزیزم جناب آقای دکتر بروجردی- که در طول سفر بسیار از ایشان تقوا و پاکدامنی آموختم- به پیک نیک رفتن یا ایرادات بنی اسرائیلی باشد. چه این‌که هم ایشان و هم سایر همکارانشان در طول سفر از نگاه دقیق و کارشناسی صورت گرفته توسط اینجانب نهایت تشکر را داشتند.

  • توافق با چین باعث رغبت آمریکا نسبت به احیای برجام شده است

    توافق با چین باعث رغبت آمریکا نسبت به احیای برجام شده است

    توافق با چین باعث رغبت آمریکا نسبت به احیای برجام شده است

    ایسنا/خراسان رضوی یک تحلیلگر مسائل بین‌الملل توافق با چین را به عنوان یکی از دلایلی که باعث ایجاد رغبت در آمریکا نسبت به احیای برجام شده عنوان کرد و گفت: این توافق به لحاظ استراتژیک برای آمریکایی‌ها هزینه‌دار است. طبیعتا آمریکا نمی‌خواهد چین دامنه نفوذ خود را گسترش دهد.

    دکتر احمد فاطمی‌نژاد در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به نشستی که قرار است روز آینده با حضور نماینده ایران و اعضای ۱+۴ در وین، پایتخت اتریش برگزار شود، اظهار کرد: در این خصوص رسانه‌های داخلی و خارجی فضای خوشبینانه‌ای را ترسیم می‌کنند و احساس می‌کنند این نشست بسیار تعیین‌کنده خواهد بود، اما با توجه به پیش‌شرط‌هایی که از طرف ایران مطرح شده و همچنین با توجه به دغدغه‌هایی که آمریکا دارد، من فکر می‌کنم احتمالا این نشست نتواند منجر به نتیجه خاصی شود و شاید نهایتا طرفین برای تداوم مذاکرات توافق کنند.

    عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی ادامه داد: احتمال اینکه آمریکا شرط ایران، یعنی لغو یک‌باره تمامی تحریم‌ها را بپذیرد بسیار بعید است؛ چراکه تمام اظهار نظرات گذشته آمریکا، اتهاماتی که علیه جمهوری اسلامی مطرح می‌کند و بازگشت ایران از تعهدات برجامی‌اش، همه مانع این است که آمریکا تمام تحریم‌ها علیه ایران را بردارد و اجازه راستی‌آزمایی به ایران دهد. همچنین با توجه به اینکه در نشست وین مذاکره‌ مستقیمی بین ایران و آمریکا انجام نخواهد گرفت، احتمال اینکه این نشست بتواند به نتیجه خاصی منتهی شود دور از ذهن است.

    وی با اشاره به طرح‌هایی که از طرف روسیه، اروپا و برخی مقامات آمریکایی در خصوص بازگشت همزمان ایران و آمریکا به تعهدات برجامی مطرح می‌شود، گفت: این طرح‌ها نیز با شرطی که ایران برای بازگشت به تعهداتش مطرح کرده است در تعارض است.

    فاطمی‌نژاد اضافه کرد: اما نکته‌ای که شاید طرح بازگشت همزمان را امکان‌پذیر کند این است که ما در روزهای اخیر دیدیم که به غیر از گفت‌وگوهایی که با روسیه وجود داشته است، ظریف با وزرای امور خارجه فرانسه و انگلیس صحبت کرده است و خواهان نقش سازنده اروپایی‌ها در اجرای تعهدات آمریکا و دیگر اعضای برجام شده است. شاید این‌ها فضایی را برای گفت‌وگو و پایین آمدن ایران از شرطی که گذاشته است، باز کند. در این صورت ممکن است طرح‌هایی چون بازگشت همزمان و لغو گام به گام تحریم‌ها عملیاتی شود. همچنین در این صورت ممکن است از سمت آمریکا مشوق‌هایی برای ایران مطرح شود.

    این تحلیلگر مسائل سیاسی با تاکید بر اینکه برجام یکی از بهترین گزینه‌های پیش روی ایران است، تصریح کرد: در عرصه سیاست خارجه و روابط بین‌الملل، شرایط بسیار تحول‌پذیر است و معلوم نیست شرایط امروز، در آینده نیز برای ایران مهیا باشد. شرایط ایران و جهان متفاوت خواهد شد. طی ماه‌های آینده ما برگزاری انتخابات را در پیش رو داریم، در آن زمان سیاست‌های دیگری در ایران ممکن است رخ دهد و همچنین تا چند ماه دیگر آمریکا نیز ممکن است تغییر سیاست دهد.

    وی افزود: گزینه‌هایی مانند بازگشت همزمان و لغو گام به گام تحریم‌ها نشان‌دهنده این است که آمریکا تمایل به حل مسئله برجام دارد و این باعث می‌شود که انزوایی که آمریکا در زمان ترامپ به آن دچار بود و در مسئله برجام به عنوان مقصر شناخته می‌شد، از بین برود و ایران به عنوان مقصر مطرح شود.

    فاطمی‌نژاد خاطرنشان کرد: تجریبات گذشته ما نیز این موضوع را تایید می‌کند. در سال‌های ۸۲ و ۸۳ و در دولت آقای خاتمی و پیش از آن که پرونده ایران به شورای امنیت برود، اروپایی‌ها بسته‌های تشویقی شگفت‌انگیزی را برای اینکه ایران تعدیل‌هایی در برنامه هسته‌ای خود انجام دهد، مطرح می‌کردند و ما دیدیم که تا دو سال بعد شرایط ایران متفاوت شد و دیگر از این بسته‌ها خبری نبود. در حال حاضر هم اگر برخی از سیاست‌ها ادامه پیدا کند، ممکن است دو سال دیگر شرایط کنونی و بازگشت به برجام برای ما به یک رویا تبدیل شود و شاید ما مجبور شویم در شرایط سخت‌تری تن به مذاکرات و توافقات جدید بدهیم.

    اکنون رغبت بایدن نسبت به احیای برجام بیش از هر زمان دیگری است

    این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با تایید این موضوع که اکنون رغبت بایدن به احیای برجام بیشتر از هر زمان دیگری است، عنوان کرد: در شروع کار دولت بایدن، مسئله برجام جزو اولویت‌های او نبود. در آن زمان کرونا یکی از مهم‌ترین اولویت‌های بایدن بود و حالا که در زمینه واکسیناسیون مردم کشورش توانسته به موفقیت خوبی دست یابد، می‌تواند به سایر مسائل مانند برجام بپردازد.

    عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی اضافه کرد: همچنین بایدن این دغدغه را دارد که یا بتواند مسئله برجام را حل کند، یا یک‌ اجماع جهانی علیه ایران به وجود آورد و حتی برخی از طرح‌هایی که برای ترغیب ایران برای بازگشت به برجام‌ مطرح می‌کند، به همین دلیل است که بعدا بتواند در مورد شکست برجام، از دولت آمریکا سلب مسئولیت کند.

    فاطمی‌نژاد ادامه داد: چنانچه بایدن پس از اوباما به ریاست جمهوری می‌رسید، برجام روند طبیعی خود را ادامه می‌داد، اما حالا که بایدن پس از ترامپ آمده، لازم است کمابیش از اقداماتی که ترامپ می‌کرده، مانند بحث سیاست فشار حداکثری، بهره ببرد؛ چراکه در غیر این صورت یک بازگشت به عقب برای آمریکا محسوب می‌شود. در مورد جمهوری اسلامی نیز اقدامات ایران و کاهش تعهداتش در برجام، برایش یک ابزار فشار بوده است و حالا دور از ذهن است که بخواهد بدون دستاورد به این تعهدات برگردد، ایران و آمریکا از این نظر در نوعی تله حیثیتی گرفتار شده‌اند.

    این استاد دانشگاه توافق با چین را به عنوان یکی از دلایلی که باعث ایجاد رغبت در آمریکا نسبت به احیای برجام شده است مطرح کرد و گفت: این توافق به لحاظ استراتژیک برای آمریکایی‌ها هزینه‌دار است. طبیعتا آمریکا نمی‌خواهد چین دامنه نفوذ خود را گسترش دهد.

    فاطمی‌نژاد اضافه کرد: همچنین انتخابات ریاست جمهوری در ایران نیز از دیگر دلایلی است که باعث انجام اقداماتی در دولت آمریکا در جهت تسریع احیای برجام شده است. هرچند برخی شخصیت‌ها همچون رابرت مالی بیان می‌کنند انتخابات ایران برایشان اهمیتی ندارند و نمی‌خواهند مذاکرات را به آن گره بزنند، اما این ظاهر قضیه است و در حقیقت برای آمریکایی‌ها مهم است که چه جناحی در ایران سر کار باشد. آنان طبق تجربه‌شان به این نتیجه رسیده‌اند که میانه‌روها برای انجام مذاکره مناسب‌تر از تندروها هستند، لذا امریکا به دنبال این است که مسئله برجام تا قبل از انتخابات ایران به نتیجه برسد.

    انتهای پیام

  • ماجرای سنگ‌اندازی دولت روحانی در قرارداد ۵۰ میلیارد یورویی با چین

    ماجرای سنگ‌اندازی دولت روحانی در قرارداد ۵۰ میلیارد یورویی با چین

    علاءالدین بروجردی سفیر اسبق ایران در چین و رئیس گروه دوستی ایران و چین در مجلس نهم و دهم در خصوص امضای سند راهبردی ایران و چین و نگاه دولت روحانی به این سند در گفتگو با خبرنگار مهر، اظهار داشت: چینی‌ها در مقطع قبل از انتخاب ترامپ به ریاست‌جمهوری آمریکا با توجه به شناختی که به عنوان عضو شورای امنیت سازمان ملل از تحولات جهانی داشتند، پیشنهاد بسیار خوبی را ارائه کردند.

    وی ادامه داد: رئیس انجمن فاینانس چین به تهران آمد و با آقای لاریجانی و سیف، که در آن مقطع رئیس بانک مرکزی بود، دیدار و پیشنهاد بسیار خوبی را مبنی بر سرمایه‌گذاری ۵۰ میلیارد یورویی در پروژه‌های زیربنایی را ارائه کردند.

    ماجرای سنگ‌اندازی‌های آخوندی و سیف در امضای فاینانس ۵۰ میلیارد یورویی با چین

    سفیر اسبق ایران در چین افزود: با توجه به اینکه چینی‌ها اولین کشوری هستند که قطارهای سریع‌السیر دارند، به طور مشخص اعلام کردند که آمادگی داریم قطار سریع‌السیر در مسیر تهران-مشهد و تهران-تبریز را در عرض چهار سال راه‌اندازی کنیم.

    بروجردی گفت: اعلام کردند که این تسهیلات در قالب فاینانس در اختیار ایران قرار خواهد گرفت و در پروژه‌های زیربنایی دیگر نیز سرمایه‌گذاری خواهیم کرد، پس از پایان پروژه نیز یک سال تنفس به شما می‌دهیم و بعد از آن، بازپرداخت تسهیلات یا به صورت نقدی انجام خواهد شد یا چین آمادگی دارد در ازای آن به قیمت جهانی از شما نفت خریداری کند.

    رئیس گروه دوستی ایران و چین در مجالس نهم و دهم اظهار داشت: این پیشنهاد بعد از برجام ارائه شده و احتمال ناپایداری شرایط زیاد بود. بنده به عنوان رئیس کمیسیون امنیت ملی با رئیس کمیسیون عمران در این خصوص صحبت کردم و از آقای آخوندی وزیر وقت راه و شهرسازی دعوت کردیم در کمیسیون حضور پیدا کند.

    وی با اشاره به نگرش منفی این دولت نسبت به قراردادها و فعالیت‌های اقتصادی با چین و روسیه تصریح کرد: نگاه این دولت کاملاً غرب‌گرایانه بود. بعد از برجام با هول و وَلع برای پروژه‌های نفتی، به دنبال «توتال» و «شل» راه افتادند و برای پروژه‌های راه و ترابری به دنبال شرکت‌های فرانسوی رفتند و آقای آخوندی برای خرید ایرباس، تبلیغات گسترده‌ای به راه انداخت.

    رئیس گروه دوستی ایران و چین در مجالس نهم و دهم با اشاره به جلسه مشترک دولت و مجلس برای بررسی قرارداد فاینانس با چین گفت: در آن جلسه آقای آخوندی طفره می‌رفت و می‌گفت که «ما نمی‌توانیم ۱۵ درصد پیش‌پرداخت قرارداد را بپردازیم». بنده گفتم «اگر با چینی‌ها صحبت کردیم و ۱۵ درصد را نخواستند، قبول می‌کنید؟»

    بروجردی ادامه داد: ما از چینی‌ها درخواست ارائه قرارداد و پیشنهاد بدون پیش‌پرداخت کردیم. طرف چینی پیشنهاد مکتوب ارائه داد. بنده در صحن مجلس این پیشنهاد را به عنوان رئیس گروه دوستی ایران و چین به آقای آخوندی ارائه دادم و او نیز اعلام کرد «این پیشنهاد فوق‌العاده است»، سپس به آقای کاشان که مشاورشان بود، دستور داد که مذاکرات برای این قرارداد را آغاز کند.

    پیام دولت به هیئت چینی: «خودتان را معطل نکنید»

    وی افزود: مذاکرات آغاز شد اما به دلیل دیدگاه غرب‌گرایانه، آنقدر هیئت چینی را معطل و اذیت کردند که قراردادی بسته نشد. نفر اول هیئت چینی، سفیر سابق چین در ایران بود. نفر دوم نیز از نزدیکان رئیس‌جمهور چین بود. این هیئت به چین بازگشت و آقای کاشان آب پاکی را روی دست هیئت چینی ریخت و گفت «خودتان را معطل نکنید»

    نامه مقامات چینی به ایران: «شما این‌گونه می‌خواهید از منافع ملی خود دفاع کنید؟»

    سفیر اسبق ایران در چین اظهار داشت: سفیر سابق چین در ایران نامه‌ای به من نوشت که «شما این‌گونه می‌خواهید از منافع ملی خود دفاع کنید؟ ما سه بار چنین تسهیلاتی را به روسیه داده‌ایم و این تسهیلات ویژه برای کشورهای نزدیک به ما است» این نامه به عنوان یک سند تاریخی است.

    بروجردی گفت: بنده از طریق مشاور عالی امور بین‌الملل مقام معظم رهبری، این موضوع را به ایشان اطلاع دادم. رهبری نیز به رئیس‌جمهور دستور دادند که موضوع را پیگیری کند و روحانی نیز جهانگیری معاون اول را به عنوان مسئول اقتصادی ایران و چین قرار داد.

    وی تأکید کرد: جلسه‌ای به ریاست آقای جهانگیری با حضور شمخانی رئیس شورای عالی امنیت ملی، سیف رئیس وقت بانک مرکزی، کرباسیان وزیر وقت اقتصاد، ولایتی مشاور عالی امور بین‌الملل مقام معظم رهبری و بنده تشکیل شد. من با اعتراض گفتم «مشکل دولت شما این است که افراد معتقد به کار با چین و روسیه نیستند». به جهانگیری برخورد و گفت «اینطور نیست»، همان یک جلسه هم برگزار شد و کار خوابید.

    بروجردی اظهار داشت: بنده باز هم این قرارداد را پیگیری کردم. سفری با دعوت رسمی به چین داشتم. این پیشنهاد در آن مقطع بسیار مهم بود. با فشار فراوان، دکتر امینی معاون آخوندی را با خود به چین بردم. طرف چینی برای امضای یادداشت تفاهم، جایگاه پیش‌بینی کرده بود.

    وی بیان کرد: آقای امینی گفت «من برای امضای یادداشت تفاهم نیامده‌ام و چنین مأموریتی ندارم». بنده گفتم «آقای امینی ما پیک‌نیک نیامده‌ایم، سفر رسمی است». بنده با آقای آخوندی تماس گرفتم که در جلسه هیئت دولت بود و جواب نداد. سپس با آقای سیف تماس گرفتم. او گفت «این قرارداد خوب است و فقط اسم بانک مرکزی را بیاورید». تلفن را روی بلندگو گذاشتم تا آقای امینی بشنود و امضا کند.

    ایرادهای بنی‌اسرائیلی دولت به قرارداد فاینانس ۵۰ میلیارد یورویی چین

    رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم ادامه داد: چینی‌ها پیک ویژه از پکن به شانگهای فرستادند و متن یادداشت تفاهم را ارسال کردند. باز آقای امینی ایراد بنی‌اسرائیلی گرفت. بنده به آقای امینی گفتم «این اقدامات و حرکات شما به رئیس‌جمهور چین گزارش می‌شود. چرا با منافع یک ملت این‌گونه رفتار می‌کنید؟» درخواست کردم کلمه‌ای که مورد ایراد آقای امینی قرار گرفته بود، اصلاح شود. مجدداً آقای امینی گفت «ابتدا باید طرف چینی امضا کند و بعد من امضا می‌کنم»

    بروجردی افزود: این تفاهمنامه امضاء شده از سوی طرف چینی به شانگهای ارسال شده بود اما به دلیل تغییرات، باید ابتدا ما امضا می‌کردیم و بعد دوباره طرف چینی امضا می‌کرد. بالاخره آقای امینی را راضی کردم که این تفاهمنامه را امضا کند. قبل از اینکه چین را ترک کنیم، تفاهمنامه را با امضای آقای لاریجانی برای آقای سیف فرستادیم تا او نیز امضا کند و کار عملیاتی شود.

    وی گفت: چندین ماه گذشت و هر چه پیگیری می‌کردیم، این تفاهمنامه امضا نمی‌شد. بنده خیلی پیگیری کردم. این دولت چنین فرصت‌سوزی‌هایی کرده است. رئیس‌جمهور برای معاون اول خود حکم زده بود که موضوعات اقتصادی ایران و چین را پیگیری کند اما هیچ کاری انجام نشد و به همین دلیل این سمت به آقای لاریجانی منتقل شد.

    سفیر اسبق ایران در چین اظهار داشت: نگرش همکاری با چین و روسیه در این دولت وجود نداشت. چینی‌ها آقای لاریجانی را از زمانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده است، می‌شناختند. چینی‌ها شناخت خوبی از داخل کشور ما دارند چون سال‌هاست که روابط راهبردی با چین داریم.

    وی با انتقاد شدید از اظهارات ظریف مبنی بر اینکه «ما آقای لاریجانی را به چینی‌ها معرفی کردیم، آنها لاریجانی را نمی‌شناختند»، گفت: متأسفم که چنین حرف‌هایی زده شده است. معمولاً رئیس‌جمهور چین با رؤسای مجالس دیدار نمی‌کند، اما در سفر آقای لاریجانی به چین، نه تنها رئیس‌جمهور این کشور با رئیس مجلس ایران دیدار کرد، بلکه به جای ۵ نفری که در پروتکل چینی‌ها وجود دارد، ۱۷ نفر را در ملاقات پذیرفتند و تا درب خروجی دفتر کارش نیز هیئت را مشایعت کردند.

    بروجردی ادامه داد: اما در سفر رئیس‌جمهور چین به ایران، با ایشان بد برخورد و حتی به محافظ رئیس‌جمهور چین اهانت کردند. به دلیل این اقدامات، مذاکره با مقامات چینی از دولت به رئیس مجلس منتقل شد. آقای لاریجانی بارها با وزرا برای قرارداد با چین جلسه گذاشت و با سفیر چین دیدار کرد.

    رئیس گروه دوستی ایران و چین در مجالس نهم و دهم تصریح کرد: یکی از مهم‌ترین اقدامات بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، توافق ۲۵ ساله با چین است که متأسفانه وزیر امور خارجه ارزش آن را به شدت کاهش می‌دهد و می‌گوید «این یادداشت تفاهم است، قرارداد نیست». از چه می‌ترسید؟ آمریکا و اروپا دشمن ما هستند و نمی‌خواهند ایران قدرت پیدا کند.

    فریاد غربی‌ها نشان‌دهنده اهمیت راهبردی سند همکاری ایران و چین است

    وی افزود: این سند بسیار مهم است. داد و فریاد غربی‌ها نشان‌دهنده اهمیت راهبردی این سند است. این سند راهبردی به برجام هیچ ربطی ندارد. برجام گذرگاهی بود در مقطعی که باید بین بد و بدتر انتخابی صورت می‌گرفت و با تمام نواقصش، پیگیری شد.

    رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم ادامه داد: اما سند راهبردی ایران و چین، یک سند راهبردی و تاریخی است. چین یک قدرت برتر جهانی است و این قدرت اعلام کرده که نظام جمهوری اسلامی ایران ظرف ۲۵ سال آینده نظام با ثباتی است.

    بروجردی گفت: امیدواریم که دولت غرب‌گرا این قرارداد را خراب نکند و نترسد در برابر غرب. اینکه دائم تکرار می‌کند «این قرارداد چیزی نیست»، خیلی اقدام بدی است. این ترس و لرز برای چیست؟ باید محکم بایستند و بگویند که این سند قراردادی درازمدت برای ارتباط با چین است و ما آن را به دهها قرارداد مهم در زمینه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی تبدیل خواهیم کرد.

    دولت به دنبال کم ارزش جلوه دادن «سند راهبردی ایران و چین» است

    وی تصریح کرد: چرا دولت این‌قدر در برابر غرب مرعوب است؟ خروجی برجام را هم دیدیم. آقایان هنوز خوشبینانه به دنبال ارتباط با آمریکا و غرب هستند. مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود. غرب را رها کنید. با اظهارات خود، طرف چینی را دلسرد نکنید.

    رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم اظهار داشت: یک سال پیش چینی‌ها گفته بودند که متن یادداشت تفاهم را علنی نکنید تا فشار آمریکا افزایش نیابد، اما دولت آن را علنی کرد. هر کاری برای خراب کردن این قرارداد انجام دادند.

    بدبختی ما از نگاه دولتمردان به غرب است

    بروجردی تصریح کرد: دولت غافل بود چراکه غرب همیشه برای ما یک سراب بوده است و هیچ‌وقت کار راهبردی و اساسی برای جمهوری اسلامی انجام نداد.

    رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم با اشاره به اظهارات اخیر ظریف مبنی بر اینکه «نگاه من نه به غرب است و نه به شرق»، گفت: نگاه این دولت کاملاً به غرب بوده است. بدبختی ما، از نگاه دولتمردان به غرب است. نگاه به شرق، تودهنی به غرب است و سیاستی عقلانی و منطقی است.

    وی گفت: در دوران جنگ، بنده سفیر بودم، در ریز اطلاعات خریدهای ایران از چین قرار دارم. در همان زمان کشورهای غربی سلاح‌های شیمیایی و موشکی در اختیار صدام قرار دادند. چرا نباید شرق و غرب برای ما تفاوت داشته باشد؟ از اظهارات آقای ظریف تعجب می‌کنم.

     

    اخبار سیاسی |

  • پشت پرده فضاسازی‌ها علیه سند همکاری ایران و چین

    پشت پرده فضاسازی‌ها علیه سند همکاری ایران و چین

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از صداوسیما، مهدی صفری در برنامه تیتر امشب سه شنبه شب شبکه خبر با موضوع ابعاد مختلف سند جامع همکاری‌های ایران و چین افزود: ایران و چین خواهان روابط راهبردی هستند و این در سفر آقایان روحانی به چین و شین جین به ایران مطرح شده بود.

    وی گفت: غرب در پی امضای قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین، نگران شده است.

    سفیر سابق ایران در چین افزود: چین برای کسب جایگاه قدرت برتر، دنبال شریک می‌گردد.

    وی تصریح کرد: رسانه‌های غربی در پی نگرانی از همکاری ایران و چین، قرارداد ترکمنچای را مطرح کردند در صورتی که این قرارداد برد برد و بر اساس منافع دو طرف است.

    سفیر سابق ایران در چین افزود: قدرت ایران برای کشورهای دیگر ملموس است. چین دنبال یک شریک قدرتمند است و ایران می‌تواند این جایگاه را برای چین ایفا کند.

    وی گفت: ایران مرکزیت منطقه است. با این تحول و تشکیل مسیر ترانزیتی از درون ایران، رشد اقتصادی خوبی نصیب کشور خواهد شد.

    سفیر سابق ایران در چین افزود: آمریکا سعی کرد با بررسی بستن تنگه‌های اطراف چین، پکن را در تنگنا قرار دهد. به همین علت چینی‌ها بیشتر نگاه به غرب داشتند و فکر احیای جاده ابریشم شکل گرفت.

    وی گفت: چین قراردادهائی با عمان، قزاقستان، عراق، عربستان و بیشتر کشورهای افریقایی بسته، اما این قراردادها هیچ جلز و ولز رسانه‌ای نداشته است.

    سفیر سابق ایران در چین افزود: سند ایران و چین هیچ عددی جز سند ۲۵ ساله دیده نمی‌شود. این سند در واقع مبنای قراردادهای بعدی است. این قرارداد استعماری نیست؛ بلکه قرارداد برد برد است.

    وی گفت: بیشتر کشورهای شریک تجاری با چین، دلار را از مراودات تجاری خود حذف کرده اند.

    سفیر سابق ایران در چین درباره انتشار متن این همکاری افزود: این هم یکی از تاکتیک سازی‌های رسانه‌ای غرب است تا با روشن شدن ابعاد این پیمان تکلیف خود را در قبال این طرح روشن کنند. این سوال مطرح است که کدام کشور سند دو جانبه خود را رسانه‌ای کرده است تا ایران دومی باشد؟

    صفری تصریح کرد: هیچ کشوری با چین تراز تجاری منفی ندارد، اما چین با ایران ۶۰ میلیارد دلار تراز منفی دارد و این به علت ظرفیت انرژی ایران است.

    وی گفت: ایران و چین در زمینه جهانگردی ظرفبت‌های خیلی قوی دارند. بزرگترین بازار محصولات پتروشیمی ایران، بازار چین است که منافع هر دو کشور را تأمین می‌کند.

    کارشناس اقتصاد بین الملل: چین دنبال ظرفیت سازی است

    ساسان شاه ویسی کارشناس اقتصاد بین‌الملل هم گفت: از سال ۲۰۱۴ با توجه به رشد ظرفیت چین، آمریکا و غرب محاصره بازاری چین را در دستور کار قرار داده اند و آمریکا محدودیت سازی علیه چین را با تمایل اروپا شکل داد، اما چین ظرفیت سازی کرد و کشورهای همسود را شکل داد.

    وی افزود: چین دنبال ظرفیت سازی و بازار سازی است و همین طرح را به کشورهای همسود اعلام کرده است.

    این کارشناس اقتصاد بین‌الملل گفت: چین در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ از گذر بحران اقتصادی بیشترین بهره برداری را کرد و از رتبه پنجم به رتبه دوم صعود کرد و این ظرفیت و فرصت سازی به چین این امکان را می‌دهد که از بحران‌ها بهتر عبور کند.

  • سند ایران و چین یک موافقتنامه نیست/ انتشار سند الزام قانونی ندارد

    سند ایران و چین یک موافقتنامه نیست/ انتشار سند الزام قانونی ندارد

    به گزارش خبرگزاری مهر، رضا زبیب دستیار وزیر امورخارجه در امور آسیا و اقیانوسیه در صفحه شخصی خود در توئیتر با اشاره به سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین نوشت: «برنامه همکاری جامع با چین چه چیزی نیست؟ ابعادی از این برنامه توسط وزارتخارجه و کارشناسان توضیح داده شده یا می‌شود. اما پرسش‌ها و نگرانی‌ها چیست؟ ۱- امتیاز مشخص و احیانا بزرگی واگذار شده؟ ۲- تجربه سریلانکا و … تکرار می‌شود ۳- چرا متن منتشر نمی‌شود؟»

    زبیب در ادامه گفت: «دو سوال اول، با ذهنیت و برداشت قرارداد از این سند مطرح می‌شود. اما اصولا این سند، ماهیت و حتی شکل قرارداد/موافقتنامه ندارد بلکه صرفا یک نقشه راه و چارچوب روابط بلند مدت است. آنچه اکنون بصورت غیر مدون بین دو کشور وجود دارد، با یک افق بلند مدت تثبیت و تقویت شده است.»

    وی ادامه داد: «همکاری کشورها به ۲ شکل آغاز و گسترش می یابد: ۱) توافق کلان سیاسی می‌کنند تا حوزه های ممکن برای همکاری اجرایی را پیدا کنند، ۲) برای دستیابی به توافق اجرایی مهم، به دنبال وجود بستر سیاسی می‌گردند. این سند، هر ۲ کار را کرده، اراده سیاسی را به نمایش گذاشته و حوزه های همکاری را هم مشخص کرده است»

    دستیار وزیر امورخارجه در امور آسیا و اقیانوسیه تاکید کرد: «بنابراین، اصولا امتیازی مبادله نشده و لذا جای نگرانی از ناحیه آنچه غربی‌ها تله بدهکاری می‌گویند و سریلانکا را مثال می‌زنند، وجود ندارد. آنچه پایه شکل‌گیری این سند بوده، مواضع همسوی ۲ کشور در سطح بین‌المللی و منافع متقابل از همکاری اقتصادی است. چنین سندی سود اجرایی و عینی دارد؟»

    زبیب تصریح کرد: سودفوری چنین سندی، تنوع بخشی به گزینه‌های ملی-بین المللی و سپس تبدیل به قراردادهای اجرایی است. ظرفیت چنین سندی، امضای ده ها وبلکه صدها قرارداد است. چرا منتشر نمی‌شود؟ انتشار موافقتنامه‌ها، الزامی قانونی دارد اما انتشار اسناد غیرتعهدآور چندان متداول نیست. تحریم هم مانع دوچندان است.»

     

    اخبار سیاسی |

  • وزیر خارجه چین با روحانی دیدار کرد

    وزیر خارجه چین با روحانی دیدار کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر، «وانگ ئی»، وزیر امور خارجه چین که عصر دیروز برای سفری دو روزه و گفتگو با مقامات کشورمان و توسعه مناسبات دوجانبه و بین المللی واردِ تهران شد، امروز(شنبه) با حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور دیدار و گفتگو کرد.

    وی همچنین در جریان این سفر با همتای ایرانی خود دیدار و درباره روابط دو جانبه بحث و تبادل نظر خواهد کرد.

     

    اخبار سیاسی |

  • سند همکاری‌های ۲۵ ساله ایران و چین فردا امضا می‌شود

    سند همکاری‌های ۲۵ ساله ایران و چین فردا امضا می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از صدا و سیما، سعید خطیب زاده در ارتباط تلفنی با استودیو خبر ۲۱ جمعه شب شبکه یک سیما اظهار داشت: این سفر در آستانه پنجاهمین سالگرد برقراری روابط دیپلماتیک ایران و جمهوری خلق چین انجام می‌شود و از این جهت حائز اهمیت است.

    وی ادامه داد: در این سفر سند همکاری‌های ۲۵ ساله ایران و چین که چند سالی در حال گفتگو بودیم امضا خواهد شد.

    خطیب زاده گفت: در این سفر دیدارهای دوجانبه‌ای در خصوص مسائل مختلف وجود دارد، اما بارزترین بخش آن مشارکت سند همکاری‌های جامع دو کشور است که به تعبیری ترجمه روابط دو کشور است که به سطح مشارکت راهبردی ارتقاء پیدا کرده است.

    وی با اشاره به اینکه این سند از سال ۹۴ با سفر رئیس جمهور چین به ایران مطرح شد گفت: این سند به عنوان یک نقشه راه بین ایران و چین است که بتواند روابط ایران و چین را از برخی روزمره گی ها به یک نگاه راهبردی‌تر هدایت کند.
     

    سخنگوی وزارت امورخارجه با بیان اینکه روابط ایران و چین چند لایه و عمیق و با ابعاد مختلف است افزود: لازم بود این روابط در قالب یک سند دارای برنامه باشد که دو طرف توافق کردند و در این سفر امضا خواهد شد.

    خطیب زاده ادامه داد: این سند دارای ابعاد مختلفی است که نقشه راه کامل است و دارای بندهای سیاسی راهبردی و اقتصادی است.

    وی تصریح کرد: در ین سند همه ابعاد همکاری‌های تجاری، اقتصادی و حمل و نقل دو کشور دیده شده است و همچنین مشارکت ایران در کمربند راه چین نوشته شده است و یک محوریت خاصی به بخش خصوصی دو طرف داده شده است و همکاری‌های بخش‌های خصوصی دو طرف در آن دیده شده است.

    خطیب زاده افزود: البته هیچ مشارکت جامع راهبردی شکل نمی‌گیرد مگر اینکه یک ضمیمه دقیق فرهنگی، مردمی و رسانه‌ای داشته باشد که این هم در بُعد فرهنگی این سند دیده شده است.

    وی گفت: آنچه که انتظار داریم در سفر آقای وانگ ئی اتفاق بیفتد امضای این سند به عنوان یک سند بالادستی و نقشه راه در ۲۵ سال آینده روابط ایران و چین است.

    سخنگوی وزارت امورخارجه افزود: این سند می‌تواند در تعمیق این روابط بسیار مؤثر باشد.

     

    اخبار سیاسی |

  • ظریف فردا به چین سفر می‌کند

    ظریف فردا به چین سفر می‌کند

    ظریف فردا به چین سفر می‌کند

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، سعید خطیب زاده سخنگوی وزارت امور خارجه از برنامه سفر محمدجواد ظریف به چین خبر داد.

    سخنگوی وزارت امور خارجه افزود: در ادامه رایزنی‌های نزدیک جمهوری اسلامی ایران و چین، وزیر امور خارجه کشورمان به منظور دیدار با وانگ ایی عضو شورای دولتی و وزیر امور خارجه چین روز جمعه ۱۸ مهر عازم این کشور می‌شود.

    وی دستور کار این سفر را تبادل نظر در مورد تحولات بین‌المللی، منطقه‌ای و گسترش روابط دوجانبه ذکر کرد و گفت: دو کشور در عرصه‌های مهمی مانند مقابله با یکجانبه گرایی و مداخله آمریکا در امور داخلی کشورها اتفاق نظر دارند.

     

    اخبار سیاسی |