برچسب: سرقت

سرقت و دزدی و سرقت مسلحانه

  • آدم ربایی و سرقت‌های سریالی مجرم هوسران در مرخصی از زندان

    آدم ربایی و سرقت‌های سریالی مجرم هوسران در مرخصی از زندان

    آدم ربایی و سرقت‌های سریالی مجرم هوسران در مرخصی از زندان
    شاکی در توضیح ماجرا گفت: دقایقی مانده به غروب آفتاب بود که از خانه‌ام در یکی از خیابان‌های جنوبی تهران بیرون آمدم که برای خرید به بازار بروم. داخل خیابان منتظر تاکسی بودم که خودروی پرایدی به عنوان مسافرکش جلوی من توقف کرد که پس از گفتن مسیرم، سوار شدم. راننده پسر جوانی بود که شروع به حرکت کرد که پس از طی مسافتی متوجه شدم تغییر مسیر داد. بلافاصله به او اعتراض کردم و خواستم به مسیر اصلی‌اش برگردد که مرا با چاقو تهدید کرد. تازه متوجه شدم در دام مرد هوسران و سارقی گرفتار شده‌ام که سعی کردم در خودرو را باز کنم و خودم را به پایین پرتاب کنم، اما هر چقدر تلاش کردم در خودرو از داخل باز نشد. در نهایت راننده در خیابان خلوتی توقف کرد و پس از اینکه مرا مورد آزار و اذیت قرار داد طلاها و همه اموال گرانقیمتم را از من گرفت و بعد مرا به داخل خیابان پرت کرد و از محل گریخت. با طرح این شکایت تیمی از کارآگاهان پلیس‌آگاهی به دستور قاضی سهرابی، بازپرس شعبه‌نهم دادسرای امور جنایی تهران برای شناسایی و دستگیری متهم وارد عمل شدند.
    کارآگاهان در نخستین گام با چند شکایت مشابه روبه‌رو شدند که همگی حکایت از آن داشت
    سارق هوسران با خودروی پژو و پراید سرقتی در پوشش مسافرکشی زنان جوان را سوار خودرو کرده و بعد با تهدید چاقو آن‌ها را ربوده و پس از آزار و اذیت اموالشان را سرقت می‌کند. یکی از شاکیان دیگر که زن جوان بود، گفت: در یکی از خیابان‌های شرقی تهران برای رفتن به خانه‌ام سوار خودروی پژو ۲۰۶ شدم که راننده آن مرد جوانی بود. پس از طی مسافت کوتاهی مرد جوان تغییر مسیر داد که به او مشکوک شدم و خواستم توقف کند، اما راننده ناگهان چاقویی کشید و تهدید کرد هیچ حرکتی نکنم. دست و پایم به لرزه افتاده بود و حتی توان حرف زدن هم نداشتم که مرد آدم‌ربا خودرواش را در خیابان خلوتی نگه داشت و با تهدید چاقو مرا آزار داد و پس از سرقت طلاها و پول‌هایم در خودرواش را باز کرد و مرا به داخل خیابان پرت کرد و گریخت. پس از این مأموران با دو شکایت مشابه دیگر هم روبه‌رو شدند که در نهایت با کمک چهار شاکی و چهره‌نگاری از متهم موفق شدند آدم‌ربایی هوسران را شناسایی کنند.
    بررسی‌های مأموران نشان داد متهم مرد جوانی به نام صفدر از مجرمان سابقه داری است که مدتی قبل به اتهام سرقت دستگیر و روانه زندان شده است.
    همچنین مشخص شد
    صفدر اوایل امسال به خاطر شیوع بیماری کرونا از زندان مرخصی گرفته و آزاد شده و پس از آن دست به آدم‌ربایی‌های سریالی زده است. بدین ترتیب مأموران پلیس، صفدر را تحت تعقیب قرار دادند که دریافتند وی چند روز قبل از سوی مأموران پلیس به اتهام سرقت لوازم داخل خودرو دوباره دستگیر و روانه زندان شده است.
    صبح دیروز متهم برای بازجویی به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و به جرم خود اعتراف کرد. از آنجایی که احتمال می‌رود متهم، زنان دیگری هم به همین شیوه ربوده و اموالشان را سرقت کرده باشد، برای ادامه تحقیقات و شناسایی شاکیان احتمالی به دستور قاضی سهرابی در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.
    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • دزدان خیابان‌های شمال پایتخت رقیب عشقی بودند/میلاد وقتی به زندان افتاد،شیلا با پسر دیگری دوست شد

    دزدان خیابان‌های شمال پایتخت رقیب عشقی بودند/میلاد وقتی به زندان افتاد،شیلا با پسر دیگری دوست شد

    دزدان خیابان‌های شمال پایتخت رقیب عشقی بودند/میلاد وقتی به زندان افتاد،شیلا با پسر دیگری دوست شد

     

    آشنایی این دو هم‌تیمی ماجرای جالب و عجیبی دارد. درواقع آشنایی با یک دختر مسیر زندگی کیارش و میلاد را برای همیشه تغییر داد. این دو پسر جوان تا قبل از آشنایی با دختر مورد علاقه‌شان هیچ خلافی نکرده بودند اما بازی سرنوشت از هر دو نفر سارقان حرفه‌ای و سابقه‌داری ساخت. تا جایی که وقتی داشتند از خودروی پژو سرقت می‌کردند، هوشیاری پلیس پایتخت دست‌شان را رو کرد و هردو بازداشت شدند.

    آنها به جرم خود اعتراف کرده و از ماجرای خلافکارشدن‌شان گفتند.

    ابتدا میلاد بود که با شیلا آشنا شد. ماجرا به دو ‌سال پیش برمی‌گردد. دختری که از میلاد یک عاشق‌پیشه تمام‌عیار ساخت. عاشقی که برای ازدواج با دختر مورد علاقه‌اش حاضر بود دست به هر کاری بزند؛ حتی سرقت. میلاد برای اینکه بتواند هزینه ازدواجش را با شیلا جور کند، به حقوق خودش در مغازه پوشاک و لباس اکتفا نکرد به سراغ دزدی رفت تا شاید بتواند هر چه زودتر با عشقش ازدواج کند. شیلا به او جواب مثبت داده بود پس نباید فرصت را از دست می‌داد.

    میلاد به سراغ یک مسیر اشتباه رفت و زندگی خودش را تباه کرد. او دزدی کرد اما درنهایت گیر افتاد.

    درست ۶ ماه بعد از آشنایی با شیلا، میلاد به جرم دزدی روانه زندان شد: «من عاشق شیلا بودم و زندگی خودم را به خاطر او نابود کردم. وقتی دستگیر شدم از زندان با او تماس گرفتم. به او گفتم که هر کاری کردم به خاطر تو بود ولی شیلا بدون توجه به من و قول‌هایی که داده بود، مرا ترک کرد. دو ‌سال در زندان بودم و همانجا متوجه شدم شیلا با پسر دیگری در ارتباط است. لحظه‌شماری می‌کردم تا آزاد شوم. من زندگی‌ام را به خاطر او به خطر انداختم و حالا او داشت به راحتی با فرد دیگری خوشگذرانی می‌کرد. کینه زیادی داشتم. برای همین به محض آزادی از زندان به سراغ کیارش رفتم. پسری که با شیلا در ارتباط بود.»
    میلاد به سراغ رقیب عشقی‌اش رفت و تمام عصبانیت و کینه‌های خود را سر او خالی کرد. کیارش را آن‌قدر کتک زد که تا پای مرگ رفت و برگشت. او تمام عقده‌های چند ‌سال زندانی‌بودنش را سر رقیبش خالی کرد؛ اما این پایان ماجرا نبود.

    چند وقت بعد حالا این کیارش بود که به سراغ میلاد رفت. اما این‌بار به ‌عنوان درد دل؛ شیلا او را هم رها کرده و حالا با مرد دیگری ازدواج کرده بود: «یک روز که در قهوه‌خانه بودم کیارش را دیدم. چند وقت بعد از دعوایمان بود. او پیش من آمد و گفت که شیلا بعد از گرفتن چند میلیون تومان پول او را ترک کرده و حالا با یک مرد ازدواج کرده است. خیلی شوکه شدم. فکر می‌کردم شیلا به خاطر اینکه من دزدی کرده‌ام، مرا رها کرد ولی او حتی کیارش را هم فریب داده بود. برای همین تصمیم گرفتیم از او انتقام بگیریم. هیچ راهی به ذهن‌مان نرسید به جز دزدی.»
    این‌بار میلاد و کیارش به خاطر دختر موردعلاقه‌شان با هم رفیق شدند و یک باند سرقت تشکیل دادند. ابتدا قرار بود فقط از آقای داماد دزدی کنند. اولین هدف‌شان خودروی شوهر شیلا بود ولی بعد از آن این مسأله به عادت این دو نفر تبدیل شد و سرقت‌هایشان ادامه یافت.

    هر دو به سراغ خودروی پژوی داماد رفته و آن را دزدیدند. تمام لوازم داخلش را برداشتند. خودرو را با چوب و چماق له و درنهایت آن  را در خیابان رها کردند. وقتی این سرقت بی‌نقص انجام شد، میلاد و کیارش به فکر ادامه دزدی‌ها افتادند: «در زندان بودم که شیوه سرقت خودرو را یاد گرفتم. هم‌بندی‌هایم به‌ طور دقیق یادم داده بودند که چطور در خودروی پژو و پراید را باز کنم. برای همین به سراغ خودروی شوهر شیلا رفتیم و آن را دزدیدیم. ولی از طرفی هر دو کلی مشکلات مالی داشتیم. باید زندگی‌مان را جمع‌وجور می‌کردیم. من که به خاطر شیلا سابقه‌دار شده بودم و نمی‌توانستم جایی کار کنم. کیارش هم کلی پول به شیلا داده و ضرر کرده بود. برای همین با نقشه‌های دقیق‌تر به سراغ خودروهای دیگر رفتیم. نیمه‌های شب با خودروهایی که سرقتی بودند، لوازم خودرو سرقت می‌کردیم. معمولا در خیابان‌های شمال تهران این کار را انجام می‌دادیم. ماشین‌های دزدی را هم در خیابان رها می‌کردیم. هر بار برای دزدی یک ماشین سرقت می‌کردیم. تازه کارمان را شروع کرده بودیم که پلیس ما را حین دزدی دستگیر کرد.»
    وقتی میلاد و کیارش در حال سرقت لوازم خودروی یک پژو بودند، پلیس آنها را دید. به هر دو مشکوک شد. آنها را زیر نظر گرفت. این دو نفر پس از برداشتن لوازم خودروی پژو، سوار خودروی پراید شدند. پرایدی که همان لحظه با استعلام مأموران پلیس مشخص شد که سرقتی است. برای همین تعقیب و گریز آغاز شد. دزدان سعی داشتند با حرکات مارپیچ از دست پلیس فرار کنند ولی فرارشان موفقیت‌آمیز نبود و درنهایت پلیس سد راه‌شان شد و هر دو را دستگیر کرد.

    سارقان پس از دستگیری به دزدی‌های خود اعتراف کردند و گفتند که اموال سرقتی را به مالخران می‌فروختند. بنابراین تلاش برای شناسایی و بازداشت مالخران آغاز شد. همچنین به دستور دادیار دادسرای ویژه سرقت، متهمان برای انجام تحقیقات بیشتر و شناسایی جرایم احتمالی دیگر در اختیار مأموران اداره آگاهی تهران قرار گرفتند.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • دستبرد میلیاردی کارگر خدماتی به حساب زن صاحبخانه/ سارق برای خودش ،خانه و مغازه و ماشین خرید

    دستبرد میلیاردی کارگر خدماتی به حساب زن صاحبخانه/ سارق برای خودش ،خانه و مغازه و ماشین خرید

    دستبرد میلیاردی کارگر خدماتی به حساب زن صاحبخانه/ سارق برای خودش ،خانه و مغازه و ماشین خرید
    بعداز مطرح شدن شکایت پرونده به دستور دادیار شعبه چهارم دادسرای ناحیه یک تهران برای رسیدگی به پایگاه یکم پلیس‌آگاهی تهران فرستاده شد.شاکی درتوضیح بیشتر شکایت گفت: من همراه مادرم در خانه‌مان در خیابان فرشته زندگی می‌کنیم. از سه‌سال قبل متوجه شدیم که مقداری از لوازم باارزش خانه مثل ساعت طلا، دلار یا پول نقد گم می‌شود.وقتی دقیق‌تر بررسی کردم فهمیدم که ۵۰۰‌میلیون تومان هم از حساب مادرم به حساب افراد ناشناس واریز شده‌است.زمانی که در حال بررسی این موضوع بودم نسرین، خدمتکار خانه‌مان که از ۲۰‌سال قبل در خانه ما کار می‌کند به طور ناگهانی از من خواست که حسابش را تسویه کنم تا به دنبال کار دیگری برود. بعد از آن بود که به نسرین مظنون شدم و احتمال دادم که سرقت لوازم خانه یا دستبرد به حساب مادرم کار او باشد.
    بعد از طرح شکایت
    کارآگاهان پلیس در تحقیقات میدانی متوجه شدند که نسرین از یک‌ماه قبل برای خودش خانه و مغازه‌ای در شهرستان رودهن خریده‌است. او همچنین یک خودروی پژو۲۰۶ هم خریده است. بعد از به دست آمدن این اطلاعات بود که مأموران پلیس ۳۱‌فروردین‌ماه نسرین را بازداشت کردند.
    او در اولین بازجویی‌ها به سرقت‌های سریالی از خانواده شاکی اعتراف کرد و گفت:من از ۲۰ سال قبل به عنوان خدمتکار در خانه شاکی کار می‌کردم. سه‌سال قبل به خاطر اعتمادی که به من داشتند مأمور انجام کارهای مالی شاکی و مادرش هم شدم. او در توضیح سرقت‌های خود هم گفت: وضع مالی شاکی خیلی خوب بود و لوازم باارزش زیادی درخانه داشتند برای همین من وسوسه شدم و در فرصت‌های مناسب لوازم گرانقیمت را سرقت کردم. متهم درباره دستبرد به حساب بانکی مادر شاکی هم گفت: من مبالغ زیادی را از دوستانم قرض می‌گرفتم و از آنجا که توان پرداخت پول را نداشتم بدهی‌هایم را از حساب مادر شاکی برداشت می‌کردم و به حساب طلبکاران می‌ریختم. وقتی متوجه شدم که شاکی به سرقت‌ها مظنون شده و در حال تحقیق است از آنجا تسویه کردم تا اینکه بازداشت شدم.
    سرهنگ کارآگاه سیدعلی شریفی، رئیس پایگاه‌یکم پلیس‌آگاهی پایتخت گفت: با کامل شدن تحقیقات از متهم مشخص شد که ارزش پرونده بیش از یک‌میلیارد تومان است. وی گفت: متهم به همراه پرونده در اختیار دادسرا قرار گرفت.
    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • کلاهبرداری با کپی کردن اطلاعات کارت بانکی در پوشش ماهی‌فروش

    کلاهبرداری با کپی کردن اطلاعات کارت بانکی در پوشش ماهی‌فروش

    کلاهبرداری با کپی کردن اطلاعات کارت بانکی در پوشش ماهی‌فروش

     

    محمد اقبالی، رئیس پلیس فتای استان البرز امروز گفت:  در پی مراجعه تعدادی ازشهروندان به پلیس فتا شهرستان ساوجبلاغ، مبنی بر برداشت غیر مجاز از حساب بانکی آن ها، بررسی موضوع به صورت ویژه در دستور کار پلیس فتا قرار گرفت.

    وی افزود:در تحقیقات اولیه ماموران مشخص شد، کارت‌های بانکی مال باختگان توسط کلاهبرداران به وسیله دستگاه اسکیمر کپی شده و از این طریق به وجوه آن‌ها دسترسی پیدا کرده و با مبالغ برداشت شده اقدام به خرید طلا و سکه در استان‌های البرزو قزوین کرده اند.

    وی ادامه داد: با کارشناسایی‌های انجام شده مشخص شد که اعضای این باند با راه اندازی یک باب مغازه آرایشگری در استان قزوین و یک ماهی فروشی در شهرستان ساوجبلاغ استان البرز اقدام به کپی کارت‌های بانکی مشتریان خود از طریق اسکیمر می‌کنند.

    اقبالی گفت: در ادامه ماموران با تلاش‌های شبانه روزی موفق به شناسایی هویت متهمان و مخفیگاه آنها در شهرستان ساوجبلاغ و استان قزوین شده و با دریافت نیابت قضائی در چند عملیات جداگانه، هر ۴ عضو این باند کلاهبرداری را دستگیر کردند.

    رئیس پلیس فتا استان البرز اظهار کرد: متهمان تا کنون اقدام به ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال کلاهبرداری از شهروندان در استان‌های البرز، تهران و قزوین کرده‌اند.

    وی با بیان این که تحقیقات برای شناسایی سایر جرایم متهمان ادامه دارد گفت: تعدادی از مال باختگان شناسایی شده اند و تلاش برای شناسایی سایر مال باختگان ادامه دارد.

    ۴۷۲۳۱

    منبع : خبر آنلاین

  • پرتقال‌ فروش‌ کلاهبردار پیدا شد/ فکرش را نمی‌کردیم دستگیر شویم!

    پرتقال‌ فروش‌ کلاهبردار پیدا شد/ فکرش را نمی‌کردیم دستگیر شویم!

    پرتقال‌ فروش‌ کلاهبردار پیدا شد/ فکرش را نمی‌کردیم دستگیر شویم!

     

    هشت روز بود کارشان را شروع کرده بودند. دو تبهکاری که حساب مردم را خالی می‌کردند. هیچ‌کس تصورش را هم نمی‌کرد که پرتقال‌فروش‌های وانتی، کلاهبردار حرفه‌ای هستند که می‌توانند میلیون‌ها تومان پول از حساب مشتریان‌شان به جیب بزنند. زنان و مردانی که برای خرید پرتقال به این دو مرد مراجعه می‌کردند، اما مدتی بعد حساب‌شان خالی می‌شد. با این حال، هیچ‌وقت به فکرشان هم نمی‌رسید که سارق پول‌هایشان همان دو مرد وانتی هستند، تا اینکه پلیس فتا دست این دو فریبکار را رو کرد و آن‌ها در یک عملیات در غرب تهران دستگیر شدند. حسام و شهرام دو پسرجوانی بودند که با همدستی رئیس‌شان در ترکیه این نقشه موشکافانه را طرح‌ریزی کردند. خودروی وانت را اجاره کرده و در خیابان‌های غرب پایتخت پرتقال می‌فروختند، اما شغل اصلی آن‌ها این نبود. چون هر دو آموزش دیده بودند که با یک دستگاه اسکیمر حساب مشتریان را چک کرده و کپی کنند.

    همه چیز از یک بدهی دیرینه شروع شد. حسام که به ناصر در ترکیه پول قرض داده بود، بعد از گذشت مدت طولانی با او تماس گرفت و پولش را خواست. اما این طلب به تشکیل یک باند حرفه‌ای و شروع خلافکاری حسام تبدیل شد. ناصر به جای پرداخت بدهی‌اش، پیشنهاد وسوسه‌کننده‌ای به حسام داد. پیشنهادی که می‌توانست در این اوضاع بی‌پولی زندگی حسام را از این‌رو به آن‌رو کند. اما حسام هرگز فکرش را هم نمی‌کرد که به این زودی دستگیر شود: «من و ناصر در ترکیه با هم آشنا شدیم. من مدتی در ترکیه زندگی می‌کردم. آنجا تورلیدر بودم. اما به خاطر یک اتفاق مجبور شدم به ایران برگردم. در ایران در یک رستوران کار می‌کردم که به خاطر کرونا تعطیل شد. کلی بدهی داشتم. برای همین به ناصر زنگ زدم و از او خواستم پولم را پس بدهد. در ترکیه به او ۳۵‌میلیون تومان پول قرض داده بودم تا ماشینش را درست کند، اما بعد از گذشت مدت طولانی هنوز پولم را پس نداده بود. چون بی‌پول شده بودم، زنگ زدم طلبم را بگیرم، اما ناصر گفت کاری دیگری با تو دارم. اگر بتوانی این کار را انجام بدهی، خیلی بیشتر از طلبت گیرت می‌آید. من هم، چون بی‌پول بودم، وسوسه شدم و قبول کردم.»

    حسام بعد از شنیدن این پیشنهاد، موضوع را با یکی از هم‌محله‌ای‌هایش درمیان می‌گذارد. آن‌ها هردو با هم این کار را شروع می‌کنند. وانت اجاره می‌کنند و با خرید پرتقال از بازار، در خیابان‌ها پرتقال می‌فروشند: «همه هزینه‌ها را ناصر پرداخت کرد. او بود که برایمان دستگاه اسکیمر فرستاد و طرز کارش را به ما آموزش داد. پول اجاره وانت و خرید پرتقال‌ها را هم او داد. شگرد ما این‌طور بود که من پشت وانت می‌نشستم و برای مشتری پرتقال آماده می‌کردم، مشتری هم کارتش را به دوستم که جلوی وانت می‌نشست می‌داد، دوستم هم در عرض چند دقیقه هم موجودی حساب را چک می‌کرد، اگر پول زیادی درونش بود، اطلاعاتش را با دستگاه اسکیمر کپی می‌کرد.»

    وقتی مشتریان این میوه‌فروشی از حساب‌شان پول کم شد،همگی در پلیس فتا شکایت خود را مطرح کردند.مأموران پلیس نیز درتحقیقات و ردیابی‌های خود دریافتند حساب را پرتقال‌فروش‌ها خالی می‌کنند. برای همین به سراغ‌شان رفته و آن‌ها را دستگیر کردند: «هر روز در محله غرب تهران بودیم. فکرش را نمی‌کردیم دستگیر شویم، چون به ذهن کسی خطور نمی‌کرد که میوه‌فروش وانتی بتواند حساب مردم را خالی کند. وقتی مشتری‌ها متوجه سرقت می‌شدند،به هرکس شک می‌کردند، جز ما. ولی روز هشتم بود که مأموران پلیس ما را شناسایی و دستگیرمان کردند.هیچ پولی گیر من و شهرام نیامد. ناصر بلافاصله بعد از اینکه متوجه دستگیری ما شد، تمام پول‌ها را برداشت کرد. فکر می‌کنم حدودا ۵۰۰‌میلیون تومان بود، ولی دقیقش را نمی‌دانم.»
    درحال حاضر این دونفر بازداشت هستند و تحقیقات درخصوص این پرونده از سوی مأموران پلیس همچنان ادامه دارد.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • ۷۰۰ بار سرقت کردم برای هیجانش!

    ۷۰۰ بار سرقت کردم برای هیجانش!

    ۷۰۰ بار سرقت کردم برای هیجانش!

     

    با حضور مأموران کلانتری در موقعیت و انجام تحقیقات اولیه مشخص شد که سارق با یک موتورسیکلت پالس NS اقدام به سرقت محتویات صندوق عقب و داخل کابین یک خودروی سواری پارک‌شده در مقابل یک مجتمع مسکونی کرده است.

    پرونده با موضوع سرقت داخل خودرو تشکیل و به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای ناحیه ۶ تهران برای رسیدگی تخصصی به پایگاه سوم پلیس آگاهی ارجاع شد. با توجه به اظهارات مالباخته، کارآگاهان با بررسی تصاویر به دست آمده از دوربین‌های مداربسته موفق به شناسایی یک موتورسیکلت پالس آبی‌رنگ که شماره پلاک آن مخدوش بود، شدند که سرنشین نسبتا جوان آن اقدام به سرقت محتویات داخل کابین و صندوق عقب خودرو می‌کند.

    در شاخه دیگر از تحقیقات، پرونده‌ای مشابه سرقت داخل خودرو با این تفاوت که سارق جوان از یک دستگاه موتورسیکلت مشکی رنگ دیگری استفاده کرده است، به پایگاه واصل شد که با تجزیه و تحلیل پرونده‌ها و تجمیع چند پرونده مشابه در سطح شهر تهران، کارآگاهان با یک‌سری اقدامات پلیسی و بهره‌گیری از شیوه‌های نوین کشف جرم موفق به شناسایی مالک موتورسیکلت‌ها شدند.

    در ادامه رسیدگی به پرونده مالک موتورسیکلت که فردی میانسال بود، در محل سکونتش در محله نواب دستگیر و اعلام کرد ۳ موتورسیکلت مذکور را برای پسرم که به نام ناصر خریداری کرده و حدود یک‌ماه است که ناصر به خانه سر نزده است.با قوت‌گرفتن اینکه سرقت‌ها توسط ناصر صورت گرفته و با توجه به تصاویر به دست آمده از او، کارآگاهان با تلاش‌های شبانه‌روزی موفق به شناسایی مخفیگاه او در خیابان مولوی شدند.

    درنهایت نیز با هماهنگی بازپرس پرونده در عملیات غافلگیرانه او را دستگیر کردند که در بازرسی از مخفیگاه متهم، مأموران موفق به کشف مقادیر زیادی از انواع لوازم مسروقه از قبیل مدارک شناسایی، ساک ورزشی، کیف‌دستی، ابزارآلات، ده‌ها دستگاه ضبط خودرو و غیره از مخفیگاه متهم شدند که بنابر اعتراف متهم از صدها سرقت داخل خودرو به دست آمده است.

    سارق جوان در تحقیقات صورت‌گرفته به بیش از ۷۰۰ سرقت اعتراف کرد و گفت: «بیشترین سرقت‌ها را در مناطق مختلف شهر به‌ویژه در محدوده‌های مرکزی شهر و خیابان‌های بهارستان و جامی و بازار تهران به تنهایی انجام داده‌ام. اموال مسروقه را به ۶ مالخر می‌فروختم و در سایت خریدوفروش اینترنتی آگهی می‌کردم. همچنین پول به دست آمده را صرف خوشگذرانی می‌کردم

    متهم ادامه داد: «هیچ‌گونه نیاز مالی برای انجام سرقت نداشتم و تنها به خاطر هیجان سرقت می‌کردم. از حدود یک‌سال پیش بود که به واسطه پیشنهاد یکی از دوستان خود شروع به مصرف شیشه کردم. اوایل همه چیز جنبه تفریح داشت اما به مرور به مصرف شیشه اعتیاد پیدا کردم. با وجود این، نیاز مالی انگیزه‌ای برای انجام سرقت‌ها نشد بلکه هربار، پس از مصرف شیشه و برای هیجان بیشتر اقدام به سرقت می‌کردم.»

    سرهنگ قاسم دستخال، رئیس پایگاه سوم پلیس آگاهی پایتخت، با اعلام این خبر گفت: «در ادامه تحقیقات پلیسی خریداران اموال مسروقه شناسایی و طی یک عملیات پلیسی دستگیر و به جرم خود اعتراف کردند و متهمان با صدور قرار قانونی از سوی بازپرس پرونده برای انجام تحقیقات تکمیلی و شناسایی مالباختگان در اختیار کارآگاهان پایگاه سوم پلیس آگاهی هستند.»

    ۱۷۱۷

    منبع : خبر آنلاین

  • دزد موبایل دخترجوان، سُر خورد مُرد

    دزد موبایل دخترجوان، سُر خورد مُرد

    دزد موبایل دخترجوان، سُر خورد مُرد

     

    در نخستین تحقیقات مشخص شد این پسر و دو همدستش با خودروی پراید در حال پرسه زنی بودند که با دیدن دختر جوانی که گوشی گرانقیمتی در دست داشت به قصد سرقت از خودرو پیاده شدند و به طرف این دختر رفتند. اما یکی از سارقان هنگام قاپیدن گوشی پایش لیز خورده و با سر وارد در شیشه‌ای یک خانه شده است در اثر این حادثه خرده‌های شیشه وارد گردن پسر جوان شده و مرگ وی را رقم زده است.
    سرهنگ نادربیگی رئیس پلیس آگاهی استان البرز گفت: یکی از سارقان به‌دنبال این اتفاق بازداشت شد، اما دیگر همدست وی که راننده پراید بود پا به فرار گذاشت و هم‌اکنون تحت تعقیب پلیس قرار دارد.
    دختر جوان که از این اتفاق شوکه بود به پلیس گفت: من در حال ورود به خانه‌مان بودم که ناگهان این دو پسر جوان را پشت سرم دیدم یکی از آنها با سرعت سمت من دوید که پایش سر خورد و وارد شیشه در شد و ناگهان شیشه شکست و او غرق در خون روی زمین افتاد.

    ۱۷۱۷

    منبع : خبر آنلاین

  • سارقان مسلح طلافروشی مشهد دستگیر شدند

    سارقان مسلح طلافروشی مشهد دستگیر شدند

    سارقان مسلح طلافروشی مشهد دستگیر شدند
    سردار محمدکاظم تقوی اظهار داشت: سه سارق که اقدام به سرقت مسلحانه نافرجام از یک طلافروشی در بلوار امامت مشهد کرده بودند دستگیر شدند.

    فرمانده انتظامی خراسان رضوی گفت: این متهمان با سرعت عمل پلیس، شناسایی و در این عملیات سه عملیات غافلگیرانه و ضربتی در شهرستان‌های نیشابور، مشهد و دامغان دستگیر شدند.

    ۴۶

    منبع : خبر آنلاین

  • باند سرقت «خواهران و عمه تیزدست» متلاشی شد

    باند سرقت «خواهران و عمه تیزدست» متلاشی شد

    باند سرقت «خواهران و عمه تیزدست» متلاشی شد

     فرمانده انتظامی مشهد گفت: در پی گزارش سرقت‌های تیزدستانه از بانوان در مراکز تجاری شلوغ و اتوبوس‌های بی.آر.تی در شهر مشهد و اعلام شکایت مالباختگان، تحقیقات پلیسی در این زمینه آغاز شد.

    سرهنگ اکبر آقابیگی اظهار کرد: تیم‌های دایره تجسس کلانتری بانوان مشهد در اجرای این ماموریت ضربتی با تقویت گشت‌های نامحسوس، به سه زن که در مقابل مراکز تجاری پرسه می‌زنند مشکوک شده و آن‌ها را تحت نظر قرار دادند.

    وی ادامه داد: این سه زن در یک ایستگاه اتوبوس، محتویات کیف دستی خانمی را به سرقت بردند و با ورود به داخل یک مجتمع تجاری، کیف پول خانم دیگری را به سرقت برده و در حال فرار بودند که ماموران کلانتری بانوان آنها را دستگیر کردند.

    آقابیگی با بیان اینکه این سه نفر متشکل از دو خواهر و عمه آنها است که سابقه کیفری دارد، افزود: متهم ردیف اول این پرونده پس از پنج سال تحمل حبس به دلیل سرقت، حدود دو ماه پیش از زندان آزاد شده بود و دخترش نیز در زندان است.

    تحقیقات از اعضای این باند برای کشف سرقت‌های انجام شده ادامه دارد.

    ۴۶

    منبع : خبر آنلاین

  • سارقان طلافروشی در ملا عام اعدام شدند

    سارقان طلافروشی در ملا عام اعدام شدند

    سارقان طلافروشی در ملا عام اعدام شدند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین از یاسوج ،در ساعت ۱۴ روز ۳۰ دی ماه ۱۳۹۶ در یک روز بارانی اقدام به تعقیب طلافروش کرده و پس از آنکه او را به‌قتل رساندند و بعد با پوشش زنانه و استفاده از ریموت کنترل مغازه که آن را ربوده بودند، وارد مغازه طلافروشی شده و طلاها را سرقت کردند.

    این سارقان ۶ نفر بودند که به‌صورت زنجیره‌ای، اقدام به سرقت‌های مسلحانه و قتل در طلافروشی‌های استان‌های کهگیلویه و بویراحمد و فارس کرده بودند که با زحمات شبانه‌روزی دستگاه قضایی و نیروهای امنیتی و انتظامی پس از شناسایی در خردادماه ۹۷ دستگیر شدند.

    پس از برگزاری جلسات محاکمه سارقان که با حضور وکلای مدافع آنان و مالباختگان در شعبه اول دادگاه عمومی و انقلاب یاسوج برگزار شد ۴ نفر از سارقان به‌جرم محاربه به اعدام در ملأ عام در یکی از میادین این شهر محکوم شدند.

    سرانجام صبح امروز در یکی از خیابان‌های منتهی به میدان هفتم تیریاسوج ۳ نفر از سارقان مسلح طلا فروش یاسوجی در حضور مردم به دار مجازات آویخته شدند.

    ۴۶

    منبع : خبر آنلاین