برچسب: سبک زندگی

  • نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل چیست؟

    نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل چیست؟

    برترین‌ها: پارچه‌ها همیشه به‌عنوان عناصری اصلی و مهم در دکوراسیون منزل ایفای نقش کرده‌اند. پیش از این تأثیر پارچه‌ها در سبک و شکل کلی دکوراسیون تأثیرگذار بود، اما امروزه نقش پارچه در کنار تحولات بسیار در زمینه نساجی، تنوع بالای طرح، نقش و همین‌طور جنس انواع پارچه‌ها گستردگی بسیاری پیدا کرده و چندین برابر شده است.

    به همین دلیل نیز باید در انتخاب آن‌ها در هر ابعاد و هر بخشی از منزل که هستند دقت بالایی به کار برد. در این مطلب همراه ما باشید تا در این رابطه بیشتر بدانیم.

    نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

    کیفیت بهتر و گزینه‌های بیشتر

    عملکرد منسوجات و پارچه‌ها در بسیاری از مواقع چیزی بیشتر از زیبایی فضاست. با انتخاب یک پارچه در دکوراسیون منزل می‌توان تأثیرات بسیاری از جمله مقاومت در برابر زدگی و خش‌خوردگی، لکه‌گیری، استحکام در برابر شرایط آب و هوایی و… را نیز شاهد بود. امروزه طیف گسترده‌ای از تولیدکنندگان منسوجات، پارچه‌هایی متنوع و متفاوت را وارد بازار کرده‌اند که انتخاب هر کدام از آن‌ها پروژه‌ای مهم در طراحی دکوراسیون منزل به شمار می‌رود.

    امروزه تقریباً هیچ پروژه طراحی دکوراسیون منزلی وجود ندارد که بخش زیادی از توجه خود را به انتخاب پارچه‌ها معطوف نکند، به همین دلیل نیز می‌توان گفت که بخشی تأثیرگذار و اساسی در صنعت دکوراسیون داخلی به منسوجات باز می‌گردد. طراحان داخلی و تولیدکنندگان برای انتخاب یک کاناپه چیزی بیش از شکل ظاهری آن را می‌سنجند، چیز‌هایی از جمله ماندگاری پارچه‌های استفاده‌شده در مبلمان اهمیتی فراتر دارند و می‌توانند در استفاده و چیدمان آن محصول اثرگذار باشند.

    به طور کلی تولیدکنندگان پارچه برای طراحی یک محصول بسته به نیاز صاحب‌خانه میزان متفاوتی از بافت، خطوط، استقامت و… را در پارچه‌های خود ایجاد می‌کنند، برای مثال بسیاری از پارچه‌ها مدل‌هایی هستند که ضد آب بوده و در مقابل هر گونه رطوبت، آسیبی نمی‌بینند. به همین دلیل نیز این نوع از پارچه‌ها بیشتر مناسب مناطق مرطوب هستند و انتخاب خوبی برای کسانی به شمار می‌روند که نمی‌توانند مبلمان خود را به راحتی تمیز کنند.

    در کنار این نوع از محصولات، بسیاری از طیف پارچه‌های سنگین به نوعی از روکش پلاستیکی بهره گرفته‌اند. این پارچه‌ها می‌توانند نفوذپذیری بسیاری کمی از خود نشان دهند و به همین دلیل نیز انتخابی هوشمندانه برای فضا‌های پر رفت و آمد باشند، چراکه لکه کمتری می‌گیرند و در صورتی نیز که آلوده شوند می‌توان آن‌ها را راحت‌تر تمیز کرد.

    نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

    برخی از طراحان داخلی معتقدند که انتخاب مبلمانی با پارچه چرمی می‌تواند برای بسیاری از شرایط، ایده‌آل به نظر بیاید، برای مثال بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند در مبلمان خود غرق شوند و کاملاً راحت باشند، این ویژگی‌ای است که مبلمانی با پارچه چرمی برای شما فراهم می‌کند. به علاوه اینکه این نوع از مبلمان غالباً بسیار راحت تمیز می‌شوند و لکه‌ای نیز به خود نمی‌گیرند، ولی خوب باید این را نیز بگوییم که احتمال خراش یا خش‌خوردگی در آن‌ها بالاست.

    همان‌طور که تا به اینجا دیدید قسمت بسیاری از عملکرد تولیدکنندگان و شرکت‌های نساجی بسته به تقاضا‌های مشتریان می‌تواند متفاوت باشد. قطعاً انتخاب پارچه برای وسایل منزل تأثیر بسیار زیادی در روند استفاده و همین‌طور نگهداری از آن خواهد داشت. قطعاً انتخاب پارچه‌هایی که برای عملکرد‌های مشخصی طراحی شده‌اند می‌توانند خیال شما را مراتب راحت‌تر کنند.


    ارزش پارچه‌ها در فضای خانه

    یکی از مسائلی که در انتخاب پارچه‌ها در دکوراسیون منزل برای بسیاری از افراد تبدیل به دغدغه می‌شود استفاده از آن‌ها در فضا‌های داخلی و خارجی است. بسیاری از پارچه‌ها از ارزش بالایی برخوردار هستند و به نوعی خودشان یک شکلی از سرمایه‌گذاری به شمار می‌روند، به همین دلیل نیز غالب افراد ترجیح می‌دهند که آن‌ها را در مناطق پر رفت و آمد و یا فضا‌های بیرونی استفاده نکنند.

    معمولاً پارچه‌هایی که در معرض لکه قرار می‌گیرند و در فضا‌هایی از جمله دکوراسیون ناهارخوری و یا آشپزخانه استفاده می‌شوند نباید از مدل‌هایی بسیار ارزشمند باشند، چراکه احتمال سالم ماندن آن‌ها از هر گونه آسیب بسیار کاهش پیدا می‌کند. به علاوه آنکه خانه‌هایی که در آن‌ها حیوان خانگی وجود دارد نیز محدودیت‌هایی در نحوه استفاده از پارچه‌ها را خواهند داشت.

    نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

    طبیعتاً عملکرد پارچه‌های مورد استفاده در خانه می‌توانند تا حدودی شیوه استفاده از آن‌ها را در فضا‌های مختلفی از خانه تحت تأثیر قرار دهد، برای مثال خیلی از کسانی که در خانه خود فرزند کوچک دارند و احتمال خرابکاری آن‌ها بسیار است، نمی‌توانند به سراغ پارچه‌های کم استحکام و ظریف بروند و آن‌ها را در معرض آسیب قرار دهند.

    نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

    بسیاری از طراحان دکوراسیون به دنبال راه‌هایی هستند تا بتوان بسیاری از پارچه‌ها را در فضا‌های متفاوتی نیز مورد استفاده قرار داد، برای مثال امروزه بسیاری از انواع پارچه‌هایی در بازار موجود هستند که انتخاب ایده‌آلی برای استفاده در حیاط، پاسیو، بالکن و… به شمار می‌آیند. بسیاری از طراحان فرش‌هایی را در فضای بیرونی استفاده می‌کنند که ضخامت و استحکام بالایی دارند و کمتر در معرض آسیب قرار می‌گیرند. بسیاری از این پارچه می‌توانند در عین حال که زیبایی فضای مورد نظر را بیشتر می‌کنند، مقاومت بالایی نیز از خود نشان دهند و از این بابت نیز خیال صاحبان خانه را راحت می‌کنند.


    عملکرد پارچه در فضا‌های متفاوت

    نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

    بسیاری از طراحان دکوراسیون بر این باور هستند که تکامل پارچه‌ها و افزایش تنوع عملکرد در آن‌ها نشانگر تفاوت شیوه و سبک زندگی در افراد مختلف هستند. بسیاری از مردم به دنبال گزینه‌هایی هستند که صرفاً بتوانند در زندگی روزمره و راحت خود از آن‌ها استفاده کنند، این در صورتی است که بسیاری دیگر برای محافل رسمی و متفاوت‌تری به دنبال پارچه‌هایی با عملکردی متفاوت هستند.

    طبیعتاً پارچه‌هایی که در فضا‌های رسمی و لوکس مورد استفاده قرار می‌گیرند، نمی‌توانند انتخاب خوبی برای افرادی باشند که فقط می‌خواهند در فضای راحتی مانند نشیمن از آن‌ها استفاده کنند. طبیعتاً اگر شما فرزند کوچکی داشته باشید و بخواهید شرایطی راحت برای او فراهم کنید، هیچ‌گاه به دنبال مبلمانی با پارچه‌های لوکس و رسمی نخواهید رفت، به همین دلیل است که شیوه زندگی افراد مصرف‌کننده می‌تواند تأثیر بسیار زیادی در انتخاب محصولی داشته باشد که عملکرد پارچه متفاوتی را شامل می‌شود.

    نقش پارچه‌ها در دکوراسیون منزل

    شما می‌توانید با انتخاب پارچه در فضا‌های مختلفی از خانه خود، روحی را در فضای خانه بدمید و آن را زمین تا آسمان تغییر دهید، پس چه بهتر می‌شود که با انتخابی درست و هوشمندانه عملکرد پارچه مورد استفاده‌تان را نیز در نظر داشته باشید.

    منبع: houzz

  • صفر‌و‌یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند؟

    صفر‌و‌یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند؟

    خبرگزاری فارس – سیده راضیه حسینی: «رسانه‌ها می‌توانند به شما تلقین کنند نظر شما در یک موضوع خاص در اقلیّت است و به این شکل شما را وادار به سکوت کنند»؛ این همان نظریه «مارپیچ سکوت» است که سال‌هاست توسط سیاستگذاران رسانه مورد استفاده قرار می‌گیرد. طبق این نظریه، کسانی که رسانه‌ها را کنترل می‌کنند، با این روش هر روز تعداد بیشتری از مردم را به سکوت درباره یک موضوع وادار می‌کنند. اما با ظهور شبکه‌های اجتماعی این سیاست قدیمی هم با، اما و اگر‌هایی روبه‌رو شد و پژوهشگران متعددی این تغییر و تحولات را بررسی کرده‌اند تا بفهمند نظریه «مارپیچ سکوت» در شبکه‌های اجتماعی به چه شکل در آمده است.

    صفر و یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند

    مارپیچ سکوت چیست؟

    نظریه «مارپیچ سکوت» را خانم الیزابت نوئل نئومان در سال ۱۹۷۳ مطرح کرد؛ در آن سال‌ها رادیو و تلویزیون، رسانه‌های اصلی جامعه بودند که بیشترین تأثیر را بر مردم می‌گذاشتند. در این نظریه سه ادعا مطرح شد که مرتبط با هم و نشان‌دهنده علت تاثیر این مارپیچ هستند. اول اینکه مردم در رفتارها، آمد و شد‌ها و ارتباطات روزمره، افکار عمومی غالب و نظر اکثریت و اقلیت را درک می‌کنند. یعنی به صورت شهودی می‌فهمند یا حس می‌کنند که در هر موضوع، اکثریت چه موضعی دارند. نکته دوم اینکه مردم نمی‌خواهند در یک موضوع در گروه اقلیت باشند و از انزوا و فشار گروهی می‌ترسند؛ و سومین نکته همان شرایطی است که منجر به مارپیچ سکوت می‌شود؛ اینکه مردم از از ترس انزوا و زیر فشار قرار گرفتن و برای اینکه مورد طعن و تمسخر و یا طرد و بی‌اعتنایی قرار نگیرند، سکوت می­‌کنند.

    در ادامه، رسانه‌های جمعی افکار و عقاید اکثریت را به‌عنوان عقاید غالب و مسلط منتشر می‌کنند و همین باعث شدیدتر شدن این روند می‌شود. به این صورت که حتی بین خود این اقلیّت، حمایت میان فردی از عقیده مشترکشان ضعیف می‌شود. در نتیجه تعداد افرادی که این عقیده‌شان را پنهان می‌کنند و یا به عقیده اکثریت گرایش پیدا می‌کنند، روز به روز بیشتر می‌شود. این روند مارپیچی از سکوت را شکل می‌دهد که در نهایت به خاموشی یک نظر و فراگیر شدن نظر دیگر می‌انجامد.

    رسانه‌ها پا را فراتر می‌گذارند

    با گسترده‌تر شدن رسانه‌ها و بیشتر شدن ارتباط مردم با آن‌ها، شکل‌گیری مارپیچ سکوت توسط آن‌ها از این هم فراتر رفته است. به این صورت که سیاستگذاران رسانه‌ها بر روی عقیده و نظری به‌عنوان نظر اکثریت مردم مانور می‌دهند که ممکن است در واقع اکثریت نباشد. اما با تلقین این موضوع و مانور روی آن، بقیه را به سکوت در مقابل آن مجبور می‌کنند. این روش باعث می‌شود به‌تدریج افراد بیشتری حس کنند که نظرشان در اقلیت است و ترجیح دهند سکوت کنند و نظر مخالف ندهند. در نتیجه رفته‌رفته این مارپیچ گسترده‌تر می‌شود و عقیده مطلوب آن رسانه‌ها در جامعه فراگیر و تثبیت می‌شود.

    صفر و یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند

    شبکه‌های اجتماعی معادلات را عوض می‌کند

    ظهور شبکه‌های اجتماعی، فضای متفاوتی را برای بیان نظرات افراد و شنیدن نظرات سایرین ایجاد کرد. این تغییرات دو اتفاق مهم را شکل داده است؛ اول اینکه اعضای جامعه می‌توانند نظرات خود را در بدون نیاز به رسانه‌های کلاسیک، با دسته گسترده‌تری از افراد به اشتراک بگذارند و در فضای مجازی منتشر کنند. پس تولید محتوا در این رسانه‌های نوین دیگر در کنترل و انحصار رسانه‌های رسمی نیست. دوم اینکه برای افراد این امکان فراهم شده است که بدون آشکار نمودن هویت واقعیشان، نظرات خود را بیان کنند. در نتیجه هم ترس از انزوا کمتر شد و هم اینکه انعکاس عقاید، دیگر در انحصار رسانه‌های رسمی نیست. این روند منجر به کمرنگ شدن نظریه مارپیچ سکوت در شبکه‌های اجتماعی شده است.

    دکتر علیرضا دهقان، از اساتید صاحبنظر حوزه ارتباطات در این خصوص می‌گوید: «در فضای مجازی امکان برقراری شرایط یک‌صدایی و جلوگیری از تنوع عقاید و نظر‌ها کمتر است. از طرف دیگر در این فضا افراد نگرانی از عکس العمل منفی دیگران ندارند و ترس از انزوا همانند ارتباطات افراد در فضای فیزیکی نیست؛ بنابراین با وجود فضای مجازی که در مورد آن کنترل دولتی وجود نداشته باشد شکل‌گیری افکار عمومی در قالب مارپیچ سکوت چندان محتمل نیست.»

    در خصوص ارتباط مارپیچ سکوت با شبکه‌های اجتماعی پژوهش‌های متعددی انجام شده است. مثلا «پورتن» و «ایلدرز» دو تن از اساتید دانشگاه دوسلدورف آلمان، به بررسی این موضوع پرداخته‌اند که ارتباطات آنلاین چگونه بر درک افراد از جو حاکم و ابراز عقیده‌شان در این فضا تاثیر می‌گذارد.

    در این پژوهش که در ژورنال مطالعات رسانه چاپ شده، آن‌ها اینگونه استدلال می‌کنند که در شبکه‌های اجتماعی اولویت داشتن محتوا‌هایی که توسط کاربران تولید می‌شود به محتوای رسانه‌های جمعی باعث شده است که درکی که عموم مردم از حال و هوای نظرات سایرین دارند، متفاوت شود. یعنی این دیگر رسانه‌های جمعی نیستند که به مردم می‌گویند کدام نظرات در اقلیت هستند و کدام اکثریت؛ بلکه خود مردم وزن مواضع مختلف را در نظرات کاربران شبکه‌های اجتماعی می‌بینند و نتیجه می‌گیرند.

    این درکِ متفاوتی که در مورد فضای نظرات برای کاربران شکل می‌گیرد حتی روی تمایل آن‌ها نسبت به اظهارنظر در خصوص یک موضوع نیز اثر می‌گذارد. یا نظرات تعداد بیشتری از هم‌فکران خود را می‌بیند و این باعث می‌شود حتی اگر در اقلیت باشند، به‌خاطر امکان اظهارنظر آزادانه‌تر در شبکه‌های اجتماعی، شجاعت بیشتری برای بیان عقیده خود پیدا کنند. یا، چون در شبکه‌های اجتماعی برخلاف رسانه‌های رسمی، نظرات اکثریت بازتکرار نمی‌شود، دیگر خود را اقلیت نمی‌دانند و نظرشان را بدون ترس از انزوا بیان می‌کنند؛ بنابراین عملا شبکه‌های اجتماعی باید فضایی برای شکستن مارپیچ سکوت فراهم کند. اما آیا، اما آیا در واقعیت هم چنین اتفاقی می‌افتد؟

    صفر و یکی‌ها هم به دام مارپیچ می‌افتند

    کیت همپتون، استاد رسانه دانشگاه میشیگان آمریکا تصمیم گرفت این موضوع را در شبکه‌های اجتماعی بررسی کند. او پژوهشی با مشارکت ۱۸۰۰ نفر طراحی کرد تا نحوه اظهارنظر مردم آمریکا در خصوص افشاگری‌های اسنودن در فضای حقیقی و شبکه‌های اجتماعی را مقایسه نماید. این موضوع از این جهت به‌عنوان یک مثال قابل استناد انتخاب شد که در جامعه آمریکا مناقشه‌های زیادی در مورد آن ایجاد شده و عملا یک دوقطبی از موافقین و مخالفین شکل گرفته بود.

    یافته‌های این پژوهش نشان داد در شبکه‌های اجتماعی افراد چنانچه احساس کنند نظرشان از سمت دنبال‌کنندگانشان پذیرفته شده نیست یا دوستانشان در شبکه اجتماعی با آن مخالف هستند، از اظهار آن خودداری می‌کنند. درواقع، این همان مارپیچ سکوت الیزابت نئومان بود که حالا خود را در شبکه‌های اجتماعی بازتولید می‌کرد. در دنیای حقیقی مردم از از ترس انزوا و زیر فشار قرار گرفتن و برای اینکه مورد طعن و تمسخر و یا طرد و بی‌اعتنایی قرار نگیرند، سکوت می­‌کنند. اینجا نیز کاربران شبکه‌های اجتماعی از ترس اینکه دنبال‌کنندگان و یا دوستانشان واکنش نامطلوبی نسبت به نظرشان نشان دهند، سکوت در موضوع مورد مناقشه را ترجیح می‌دهند.

    به‌عبارت دیگر تنها نوع جامعه و شکل واکنش‌ها عوض شده، اما وضعیتی که سکوت را می‌سازد و تشدید می‌کند، تغییر نکرده است. حتی در شبکه‌های اجتماعی هم فشار روانی حاصل از نظرات مخالف، فرد را به سکوت وادار می‌کند. در نتیجه باز هم در شبکه‌های اجتماعی عقیده اکثریت (یا گروهی که تصور می‌شود در اکثریت هستند) غالب می‌شود. این پژوهش در مقالات بسیاری مورد استناد قرار گرفته است و آنچه به‌عنوان نتیجه اصلی آن عنوان می‌شود این است: «یک مارپیچ سکوت در شبکه‌های اجتماعی وجود دارد.»

    صفر و یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند

    «منیگ هانگ ونگ» استاد دانشگاه فنگ چین نیز در پژوهش دیگری به این نتیجه رسید که کسانی که از شبکه‌های اجتماعی برای بیان احساساتشان استفاده می‌کنند و نه برای متقاعد کردن دیگران، ممکن است حتی سطح فعالیتشان را پایین بیاورند و یا کلا آن شبکه اجتماعی را ترک کنند؛ یعنی همان اتفاقی که در مارپیچ سکوت می‌افتد. در نتیجه بحث‌ها حول موضوع در شبکه اجتماعی یکطرفه و دارای سوگیری می‌شود.

    این موضوع زمانی تشدید می‌شود که یک عقیده توسط افرادی مطرح شود که نفوذ و محبوبیت بیشتری در شبکه‌های اجتماعی دارند. مانند سلبریتی‌ها، سیاسیون یا شخصیت‌های سرشناس فعال در شبکه‌های اجتماعی و یا توسط صفحات و یا کانال‌هایی که توسط سازمان‌ها یا رسانه‌های رسمی حمایت می‌شوند و تبدیل به مرجع شبکه‌های اجتماعی شده‌اند.

    یک سلبریتی یا یک اکانت شاخص و پرنفوذ ممکن است نظر شخصی خود را به‌عنوان عقیده اکثر مردم در صفحه خود منتشر کند و این موضوع توسط هوادارانش وزن پیدا کند و با ایجاد موج در شبکه اجتماعی، فضا را برای ابراز نظر مخالف تنگ کند. این منجر به شکل‌گیری همان مارپیچ سکوتی می‌شود که قبلا توسط رسانه‌های رسمی ایجاد می‌شد. با این تفاوت که در شبکه‌های اجتماعی، مردم کمتر متوجه این فرایند می‌شوند و به اکانت‌های پرطرفدار بیشتر اعتماد می‌کنند و تصور می‌کنند که عقیده القا شده، نظر اکثریت است.

    صفر و یک‌ها چطور شما را به سکوت وادار می‌کنند

    مارپیچی که ابزار دست قدرت می‌شود

    سیاستمداران یا صاحبان قدرت این قابلیت را مغتنم شمرده‌اند و با اعمال نفوذ بر سلبریتی‌ها و افراد شاخص شبکه‌های اجتماعی تلاش می‌کنند عقیده و نظر خودشان را از زبان آن‌ها مطرح کنند تا از این طریق به‌عنوان خواست عمومی جا بیفتد. در کشور ما نیز سیاسیون به همین خاطر ارتباط تنگاتنگ و نزدیکی هم با سلبریتی‌ها و هم با اکانت‌های شاخص و گردانندگان صفحات پرطرفدار در شبکه‌های اجتماعی برقرار می‌کنند.

    این اتفاق به‌ویژه حوالی انتخابات‌ها و همین‌طور در موضوعات حساس کشور بیشتر می‌شود و مثلا به ناگاه یک جناح سیاسی یا یک عقیده مشخص به‌صورت گسترده در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه اکانت‌های پرمخاطب قرار می‌گیرد تا بعد از مدتی به‌عنوان خواست عموم جا بیفتد؛ به‌گونه‌ای که کمتر کسی قادر به ابراز نظر مخالف نسبت به آن باشد.

  • ۷ حرفی که هرگز نباید به کسی بگویید

    ۷ حرفی که هرگز نباید به کسی بگویید

    ایرنا زندگی: از قدیم گفتند سخن گفتن، خودش یک هنر است. اگر مقصودمان را طوری بیان می‌کنیم که مخاطب برداشت متفاوت از مقصود ما می‌کند، شاید وقت آن رسیده باشد که اندکی در لحن، بیان و جملاتمان دقیق شویم. همه ما می‌دانیم بعضی خسته نباشیدها، واقعا معنی خسته نباشید نمی‌دهد و برخی موفق باشید‌ها نیز معنی موفق باشید نمی‌دهد. در ادبیاتمان دقیق شویم و برخی جملات را به زبان نیاوریم.

    ۷ حرفی که هرگز نباید به کسی بگویید

    بعضی از حرف‌ها ظاهرشان مشکلی ندارد، اما اطرافیانمان را سخت ناراحت می‌کند. ظاهرشان مودبانه است و باطنشان، اما می‌گوید که تنهایم بگذار، تو خیلی به درد من نمی‌خوری! این حرف‌ها اعتماد به نفس را می‌کشد و بدون اینکه متوجه شویم به خانواده، دوست و همکارانمان پیام‌های بدی را منتقل می‌کند. بهتر است این ۷ مورد را هرگز به کسی نگوییم:

    ۱. برای من اهمیتی ندارد

    آنچه آن‌ها می‌شنوند: «من را تنها بگذار. من کار‌های مفیدتری نسبت به گوش دادن به تو دارم.»

    برای مخاطب خود توضیح دهید که چرا فعلا نمی‌خواهید در مورد این مساله چیزی بشنوید و چرا الآن زمان مناسبی نیست. اگر مردم برای شما مهم باشند، شما هم برای آن‌ها مهم خواهید بود. به دیگران اهمیت دهید و در مورد علت کارتان توضیح دهید.

    ۲. شما اشتباه می‌کنید

    آنچه آن‌ها می‌شنوند: «شما نادان هستید. شما هیچ‌چیز نمی‌دانید و بی‌ارزش هستید.»

    جملات محتاط‌تری را به کار ببرید: «من فکر می‌کردم که…»، «درک من این است که…»

    ۷ حرفی که هرگز نباید به کسی بگویید

    ۳. شما نمی‌توانید آن کار را انجام دهید

    آنچه آن‌ها می‌شنوند: «شما توان انجام کاری که می‌خواهید را ندارید. هرچقدر هم تلاش کنید، نمی‌توانید و بهتر است تلاش نکنید.»

    چرا تعیین می‌کنید که شخصی شکست خواهد خورد! احتمالاً شما حس می‌کنید وظیفه شماست که جلوی اشتباهات دیگران را بگیرید، قبل از اینکه به خودشان آسیب برسانند. اما ما از شما می‌پرسیم که چگونه می‌توانید قضاوت کنید که افراد برای چه کار‌هایی مفید هستند؟ اگر شکست بهترین راه برای رشد افراد بود چه؟ دل دیگران را خالی نکنید. شما مأمور به نشان دادن واقعیات به دیگران نیستید.

    ۴. این کار آسان است

    آنچه آن‌ها می‌شنوند: «این کار برای اکثر مردم آسان است. اگر نمی‌توانید این کار را انجام بدهید، احتمالا شما مشکلی دارید.»

    هرکسی توانی دارد و سطح دشواری چیز‌ها برای افراد متفاوت است. اگر به فردی بگویید کارش راحت است، او را تضعیف کرده‌اید. اگر کسی تلاش می‌کند و به شما اعتماد کرده است، به او ضعفش را یادآوری نکنید. چالش‌های مردم را تصدیق کنید و در پی نفی نباشید.

    ۵. من که به شما گفتم

    آنچه آن‌ها می‌شنوند: «شما به من گوش نکردید. این تقصیر شما است. من خیلی بهتر از شما هستم.»

    این را بدانید که شلیک کردن به یک اسب مرده، کار بی‌فایده‌ای است. در پی این نباشید که به دیگران بفهمانید اشتباه کرده‌اند و باید به حرف شما گوش می‌دادند.

    ۷ حرفی که هرگز نباید به کسی بگویید

    ۶. همانطور که قبلا گفتم…

    آنچه آن‌ها می‌شنوند: «شما به حرف من گوش نمی‌دهید. شما باعث می‌شوید که حرفم را تکرار کنم. شما آزاردهنده هستید.»

    این حرف‌ها یک قاتل برای گفتگو به شمار می‌روند. اگر کسی از شما سوالی بپرسد و شما به او یادآوری کنید که قبلا پاسخ این سوال را داده‌اید، تمایل دیگران برای یادگیری را می‌کشید و به آن‌ها این حس را می‌دهید که به آنچه می‌گویند، علاقه کمی دارید. همین حرف‌ها را اگر با شیوه درست و ادبیات دیگری بگوییم، جلوی بسیاری از سوءتفاهمات را خواهیم گرفت.

    ۷. موفق باشید

    آنچه آن‌ها می‌شنوند: «موفقیت شما ممکن است، البته اگر شانس بیاورید. البته کار‌های شما آنقدر مهم نیستند و احتمالاً در کار‌های غیرمهمتان موفق خواهید شد.»

    موفقیت دیگران را به شانس نسبت ندهید. بعضی از «موفق باشید» گفتن‌های ما با تردید و لحن از بالا به پایینی که دارند، پیامی متفاوت از آرزوی موفق شدن را اعلام می‌کنند. در عوض تلاش کنید خصوصیات مثبت دیگران را ارج نهید و در پی تحقیر و کوچک کردن موفقیت‌ها و دستاوردهایشان نباشید.

    منبع: lifehack

  • ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    مجله دیجی‌کالا – تارا قهرمانی: رشد مهارت‌های اجتماعی کودکان به آن‌ها اجازه می‌دهد ارتباط لذت‌بخش‌تری با هم‌سن‌وسالان خود داشته باشند. اما مزایای آموزش مهارت‌های اجتماعی به کودکان بیش از این است.

    بچه‌هایی که مهارت اجتماعی بیشتری دارند احتمال موفقیت بیشتری هم در جامعه دارند. برای مثال، در تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۹ انجام شد به این نتیجه رسیدند که مهارت‌های بالا در روابط اجتماعی می‌تواند استرس بچه‌هایی که در مهد کودک می‌مانند را کاهش دهد.

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    اهمیت آموزش مهارت‌های اجتماعی به کودکان

    دور بودن از خانواده باعث ایجاد استرس در بچه‌ها می‌شود و نداشتن مهارت‌های لازم جهت ارتباط برقرار کردن با دیگران، این استرس را تشدید می‌کند. محققین دریافته‌اند که با یاد گرفتن مهارت‌های اجتماعی جدید، میزان هورمون کورتیزول بچه‌ها کاهش پیدا می‌کند.

    علاوه بر این، بچه‌هایی که با هم‌سن‌وسالان خود بهتر ارتباط برقرار می‌کنند، راحت‌تر دوست پیدا می‌کنند. بر اساس تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد دوستی‌های دوران کودکی برای سلامت ذهن بچه‌ها مفید است. دوستی به بچه‌ها فرصتی برای تمرین مهارت‌های روابط اجتماعی پیشرفته، مانند حل مسأله و مناقشات می‌دهد.

    روابط اجتماعی به بچه‌ها کمک می‌کند تا آینده‌ی روشن تری داشته باشند. بر اساس تحقیقات دیگری که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، بررسی مهارت‌های روابط اجتماعی و احساسات یک کودک در مهدکودک، احتمالا بهترین راه برای پیش‌بینی موفقیت او در دوران بزرگسالی است.

    محققین دانشگاه‌های Penn State و Duke پی بردند، بچه‌هایی که در سن ۵ سالگی مهارت‌های «سهیم شدن»، «گوش کردن»، «همکاری کردن» و «پیروی از قواعد» را بهتر بلد هستند، در بزرگسالی شانس بیشتری برای رفتن به دانشگاه دارند. همچنین احتمال این که آن‌ها در سن ۲۵ سالگی یک شغل تمام‌وقت داشته باشند بیشتر است.

    در سوی مقابل شانس درگیر شدن با مشکلاتی مثل اعتیاد، اختلاف در روابط و دعوا‌های حقوقی در بچه‌هایی که مهارت‌های اجتماعی و عاطفی خوبی ندارند، بیشتر است. این بچه‌ها همچنین بیشتر از دیگران به کمک‌های عمومی اتکا می‌کنند.

    خوشبختانه، مهارت‌های اجتماعی را می‌توان آموخت. هیچ‌وقت برای آموزش مهارت‌های اجتماعی به کودکان و این که به بچه‌ها نشان دهیم چطور با افراد دیگر کنار بیایند دیر نیست. پس با خواندن ادامه‌ی این مطلب مهارت‌های اجتماعی مورد نیاز بچه‌ها را یاد بگیرید تا بتوانید این مهارت‌ها را به آن‌ها یاد بدهید.

    ۱. سهیم شدن

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    میل به سهیم شدن یک خوراکی یا یک اسباب بازی با دیگر بچه‌ها می‌تواند به آن‌ها در پیدا کردن و نگه داشتن دوست کمک کند. بر اساس تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد بچه‌ها از ۲ سالگی می‌توانند تمایلشان به سهیم شدن با دیگران را بروز دهند؛ البته در صورتی که از آن چیز به مقدار زیاد داشته باشند.

    البته بچه‌ها در سنین بین ۳ تا ۶ سالگی معمولا در سهیم شدن چیزی که برای آن‌ها هزینه داشته باشد خودخواه هستند. برای مثال کودکی که یک شیرینی داشته باشد معمولا تمایلی برای سهیم شدن آن با دوست خود ندارد؛ چون این کار برای او به این معنی است که شیرینی کمتری برای لذت بردن خواهد داشت. اما ممکن است یک اسباب بازی را که دیگر علاقه‌ای به بازی با آن ندارد به‌راحتی با بچه‌ی دیگری سهیم شود.

    اکثر بچه‌ها در حدود سن ۷ یا ۸ سالگی، به عدالت بیشتر اهمیت می‌دهند و تمایل بیشتری برای سهیم شدن با دیگران دارند. تحقیقات نشان داده است که سهیم شدن و احساس رضایت از زندگی با هم در ارتباط هستند.

    تحقیقات نشان داده است بچه‌هایی که احساس خوبی نسبت به خودشان دارند، بیشتر تمایل دارند با دیگران سهیم شوند. همچنین سهیم شدن هم باعث می‌شود که بچه‌ها حس خوبی به خودشان داشته باشند. پس تشویق کردن کودکان به سهیم شدن می‌تواند عاملی کلیدی برای تقویت اعتماد به نفس آن‌ها باشد.

    چطور تمرین کنیم

    با این که بهتر است بچه‌ها را مجبور به سهیم شدن اسباب بازی‌ها با بچه‌های دیگر نکنید، می‌توانید اشاره کردن به این نکته در زمان‌های مناسب را به یک عادت تبدیل کنید.

    وقتی فرزندتان چیزی را با کسی سهیم می‌شود او را تحسین کنید و به او بگویید که دیگران در مورد این کار او چه حسی دارند. می‌توانید از جملاتی شبیه به این استفاده کنید: «تصمیم گرفتی خوراکی خودت را با خواهرت تقسیم کنی؛ مطمئنم با این کار او را خوشحال کردی. کار قشنگی انجام دادی.»


    ۲. همکاری

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    همکاری به معنی مشارکت در کاری برای رسیدن به یک هدف مشترک است. بچه‌هایی که همکاری می‌کنند، با دیگران خوش‌رفتارتر هستند و همچنین مشارکت و کمک بیشتری می‌کنند. داشتن مهارت همکاری بالا، برای دوام آوردن در جامعه بسیار ضروری است.

    کودک شما به همان اندازه که در کلاس درس به مهارت همکاری نیاز دارد، در زمین بازی هم نیازمند آن است. همکاری در بزرگسالی هم بسیار مهم است؛ اکثر محیط‌های کاری به واسطه توانایی افراد در کار با یکدیگر در قالب کار گروهی پیشرفت می‌کنند. همکاری همچنین کلید داشتن روابط عاشقانه‌ی موفق است.

    هنگامی که بچه‌ها در نیمه‌ی دوم سه سالگی هستند، می‌توانند برای هدف‌های مشترک با هم‌سن‌وسالان خود شروع به تمرین کنند. همکاری برای کودکان می‌تواند در هر کاری باشد؛ از خانه‌سازی و ساختن یک برج با بلوک تا بازی‌های گروهی دیگر.

    برخی از بچه‌ها نقش رهبر گروه را به عهده می‌گیرند، در حالی که برخی دیگر ترجیح می‌دهند از دستورات پیروی کنند. به هر حال، همکاری فرصت بسیار خوبی برای بچه‌هاست تا در مورد خودشان بیشتر یاد بگیرند.

    چطور تمرین کنیم

    با بچه‌ها در مورد اهمیت کار گروهی و این که وقتی همه با هم کار کنند چقدر کار‌ها بهتر پیش می‌رود، صحبت کنید. فرصت‌ها و شرایطی ایجاد کنید که همه‌ی خانواده با هم کار کنند. می‌توانید هنگام تهیه‌ی غذا، هریک از اعضای خانواده را مسؤول یک کار کنید، یا هر یک از کار‌های روزمره‌ی خانواده را به عهده‌ی یک نفر بگذارید. در هر حال مهم این است که بر اهمیت کار گروهی تأکید کنید.


    ۳. گوش دادن

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    گوش کردن فقط به معنی ساکت ماندن نیست؛ بلکه به معنی دریافت کردن کامل چیزی است که فرد مقابل می‌گوید. مهارت شنیدن برای برقرار کردن یک ارتباط مؤثر ضروری است.

    هر چه باشد میزان یادگیری کودک در مدرسه به میزان مهارت او در شنیدن حرف‌های معلم بستگی دارد. درک مفاهیم، نوت‌برداری و فکر کردن در مورد کلام معلم، با ورود کودک به مقاطع تحصیلی بالاتر پراهمیت‌تر خواهد شد.

    بسیار مهم است که فرزند شما طوری بزرگ شود که بتواند در آینده حرف مدیر، همسر و دوستان خود را درک کند. البته ممکن است یاد گرفتن این مهارت در عصر دستگاه‌های دیجیتال بسیار سخت باشد؛ چرا که اکثر افراد تمایل دارند هنگام مکالمه با دیگران به موبایل خود خیره شوند.

    چطور تمرین کنیم

    هنگام خواندن کتاب برای بچه‌ها، هر از گاهی مکث و با آن‌ها در مورد آنچه تا کنون خوانده‌اید، صحبت کنید. برای مثال، مکث کنید و بپرسید: «تا اینجای قصه در مورد داستان چه فهمیدی؟» به او در تعریف کردن قسمت‌هایی از داستان که به یاد نمی‌آورد کمک و او را به گوش دادن به ادامه‌ی داستان تشویق کنید. علاوه بر این به فرزند خود اجازه ندهید وسط حرف دیگران بپرد و حرف دیگران را قطع کنند.


    ۴. پیروی از دستورالعمل‌ها

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    معمولاً بچه‌هایی که در پیروی از دستورالعمل‌ها مشکل دارند، با انواع مختلفی از مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کنند. ازنیاز به انجام دادن دوباره‌ی تکالیف مدرسه گرفته تا به دردسر افتادن به دلیل رفتار نامناسب، پیروی نکردن از دستورالعمل‌ها می‌تواند برای کودک تبدیل به مشکلی بزرگ شود.

    چه از فرزند خود بخواهید که اتاقش را تمیز کند و چه تلاش کنید مهارت‌های فوتبال بازی کردن را به او بیاموزید، بسیار مهم است که کودک بتواند از قواعد و دستورالعمل‌ها پیروی کند.

    فراموش نکنید قبل از این که از فرزند خود انتظار داشته باشید از اصول و قواعد به‌خوبی پیروی کند، خودتان باید مهارت راهنمایی کردن را داشته باشید.

    برای مثال نباید به بچه‌های کوچک در آن واحد بیش از یک کار گفت. به جای این که بگویید «کفش‌هایت را بردار، کتاب‌هایت را جمع کن و دست‌هایت را بشور»، ابتدا صبر کنید تا کفش‌هایش را بردارد و سپس فرمان بعدی را به او بدهید.

    اشتباه دیگر این است که درخواستتان را به شکل سؤال مطرح کنید. برای مثال اگر بگویید «لطف می‌کنی همین الان کفش‌هایت را برداری؟»، ممکن است کودک تصور کند می‌تواند به درخواست شما نه بگوید. وقتی فرمانی را به فرزندتان دادید، از او بخواهید آنچه را گفتید تکرار کند. از او بپرسید «حالا باید چه کاری انجام دهی؟» و صبر کنید تا توضیح دهد چه چیزی از شما شنیده است.

    طبیعی است کودکان کوچک‌تر گیج شوند، تهاجمی برخورد کنند یا کاری که باید انجام دهند را از یاد ببرند. به هر اشتباه او به چشم فرصتی بنگرید که اجازه می‌دهد کمک کنید مهارت‌هایش را شکل دهد.

    چطور تمرین کنیم

    هرگاه فرزندتان از فرمان شما پیروی کرد، با استفاده از جملاتی مانند «ممنون که در اولین باری که از تو خواستم تلوزیون را خاموش کردی»، او را تشویق کنید. اگر فرزندتان در پیروی کردن از فرمان‌ها مشکل داشت، به او فرصت دهید پیروی کردن از فرمان‌های ساده‌تری را تمرین کند. برای مثال از درخواست‌های ساده‌ای مانند «لطفا آن کتاب را به من بده» استفاده و بلافاصله او را برای پیروی از این فرمان تشویق کنید.


    ۵. احترام گذاشتن به فضای شخصی

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    برخی از بچه‌ها از فاصله خیلی نزدیک با دیگران صحبت می‌کنند. برخی دیگر هم بدون توجه به راحتی طرف مقابلشان، از سر و کول او بالا می‌روند. مهم است که به بچه‌ها بیاموزیم چطور باید به فضای شخصی افراد احترام بگذارند.

    قواعدی در خانه وضع کنید که بچه‌ها را به احترام گذاشتن به فضای شخصی دیگران تشویق کند. «در زدن هنگامی که در اتاقی بسته است» و «دست نزدن به چیزی که مال ما نیست» می‌تواند نمونه‌های خوبی از این قواعد باشد.

    اگر بچه‌ی شما چیز‌ها را از دست دیگران بیرون می‌کشد یا وقتی بی‌تاب می‌شود دیگران را حول می‌دهد، برای این کار او عواقبی تعریف کنید.

    در صورتی که فرزند شما از سر و کول افراد ناآشنا بالا می‌رود یا هنگام صحبت بیش از حد به دیگران نزدیک می‌شوند، این لحظات را به چشم فرصتی برای آموزش ببینید. او را به کناری ببرید و سعی کنید برای درک بهتر مفهوم فضای شخصی راهنمایی‌اش کنید.

    چطور تمرین کنیم

    به فرزندتان یاد بدهید هنگام صحبت به اندازه‌ی یک دست با دیگران فاصله بگیرد. هنگامی که در صف ایستاده است درباره‌ی این صحبت کنید که فاصله‌ی مناسب با فردی که جلوی او قرار دارد چقدر است و باید دست‌هایش را نزدیک به بدن خودش نگه دارد تا برای دیگران مزاحمتی ایجاد نکند. می‌توانید با نقش بازی کردن و شبیه‌سازی سناریو‌های مختلف به او کمک کنید تا اهمیت فضای شخصی را متوجه شود.


    ۶. ایجاد ارتباط چشمی

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    ارتباط چشمی مناسب بخش مهمی از ارتباط برقرار کردن است. برخی از بچه‌ها هنگام صحبت کردن، از نگاه کردن در چشم طرف مقابل طفره می‌روند.

    چه فرزند شما خجالتی است و ترجیح می‌دهد هنگام مکالمه به زمین خیره شود و چه به دلیل این سرش را بالا نمی‌آورد که جذب انجام کار دیگری شده است، باید اهمیت ایجاد ارتباط چشمی را به او یادآور شوید.

    اگر فرزند شما برای چشم در چشم شدن با دیگران مشکل دارد، یادآوری‌های سریع را در دستور کار خود قرار دهید. او بپرسید «وقتی کسی با تو صحبت می‌کند به کجا نگاه می‌کنی؟» و یادتان باشد هر وقت هنگام صحبت با کسی به چشمان او نگاه کرد از او تعریف کنید.

    چطور تمرین کنیم

    حتی می‌توانید به فرزندتان نشان دهید حرف زدن با کسی که به چشمان شما نگاه نمی‌کند چه احساسی دارد. به او بگویید برای شما داستانی تعریف کند و حین داستان به زمین خیره شوید، چشمانتان را ببندید یا به هرجایی به جز او نگاه کنید. سپس، از او بخواهید که داستان دیگری تعریف کند و حین صحبت به چشمان او نگاه کنید. در پایان با او در مورد حسی که در هر دو حالت داشته صحبت کنید.


    ۷. با ادب بودن

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    درخواست کردن محترمانه، تشکر کردن و رفتار مناسب حین غذا خوردن می‌تواند به بچه‌ی شما در جلب توجه به شکل صحیح کمک کند. معلم‌ها، والدین دیگر و سایر بچه‌ها، به بچه‌ای که رفتار صحیحی دارد احترام می‌گذارند.

    البته آموزش ادب و نزاکت می‌تواند گاهی بسیار دشوار باشد. ممکن است رفتار‌های مختلفی از قبیل غذا خوردن با دهان باز تا قدرنشناسی، از همه‌ی بچه‌ها سر بزند.

    بسیار مهم است که بچه‌ها بدانند چطور می‌توان با ادب و محترمانه رفتار کرد؛ خصوصا وقتی در منزل اشخاص دیگر یا مدرسه هستند.

    چطور تمرین کنیم

    الگوی خوبی از ادب و نزاکت برای فرزندان خود باشید. یعنی خوب است به طور مرتب به فرزند خود بگویید «نه، متشکرم» و «بله، لطفاً». هنگام برخورد با دیگران با ادب و احترام رفتار کنید. وقتی فرزندتان رفتار مناسب را فراموش کرد، به او یادآوری و وقتی رفتار مؤدبانه‌ای از او سر زد، تشویقش کنید.

    کلام آخر

    ۷ مهارت اجتماعی مهم که باید به فرزندان خود بیاموزیم

    مهارت‌های اجتماعی چیزی نیست که فرزند شما یا داشته باشد یا نداشته باشد. این مهارت‌ها باید به طور مرتب با رشد کودک پرورش داده شوند. به دنبال لحظات مناسبی برای آموزش باشید تا بتوانید در کسب مهارت‌های بیشتر به او کمک کنید.

    برخی از مهارت‌های اجتماعی بسیار پیچیده هستند، مثل درک این که چطور وقتی یک بچه‌ی دیگر به آن‌ها زور می‌گوید، محکم باشند. با مهارت‌های اجتماعی اولیه و ساده شروع کنید و سعی کنید مهارت‌های فرزند خود را به مرور زمان افزایش دهید.

    در صورتی که فرزند شما در یادگیری مهارت‌ها بیشتر از کودکان دیگر مشکل داشت، با متخصص اطفال صحبت کنید. ممکن است او برای رسیدن به سطح مناسب تنها به تلاش بیشتر و افزایش سن نیاز داشته باشد، ولی از سوی دیگر رشد نکردن مهارت‌های اجتماعی می‌تواند نشانه‌ی مشکلات دیگری هم باشد.

    بچه‌هایی که مشکلات ذهنی مانند اوتیسم یا بیش‌فعالی دارند، ممکن است در روابط اجتماعی ضعیف باشند. یک پزشک مناسب می‌تواند با معاینه کردن فرزند شما تشخیص دهد که او برای کسب مهارت‌های اجتماعی نیاز به درمان دارد یا خیر.

    منبع: Very Well Family

  • چگونه قهوه را بدون هیچ‌گونه شیرین‌کننده‌ای بنوشیم؟

    چگونه قهوه را بدون هیچ‌گونه شیرین‌کننده‌ای بنوشیم؟

    وب‌سایت یک‌پزشک – میثاق محمدی‌زاده: دلایل زیادی وجود دارد که بخواهید قهوه خود را بدون هیچ‌گونه شیرین‌کننده‌ای میل کنید. شاید به فکر سلامتی خود هستید یا اینکه نمی‌خواهید شیرین‌کننده‌های مصنوعی بخورید. شاید هم دیابت دارید و پزشکان خوردن هرگونه شکر و قند را ممنوع کرده است. برخی افراد هم دلایل دیگری برای عدم استفاده از شیرین‌کننده‌ها دارند.

    چگونه قهوه را بدون هیچ‌گونه شیرین‌کننده‌ای بنوشیم؟

    طعم قهوه یک موضوع کاملا سلیقه‌ای و شخصی است که نمی‌شود درباره‌اش قضاوت کرد یا به دیگران توصیه‌هایی داشت. برخی افراد طعم واقعی قهوه را دوست دارند و حتی از افزودن شیر هم پرهیز می‌کنند.

    به هر حال، به هر دلیلی تصمیم گرفتید قهوه بدون شیرین‌کننده بنوشید؛ چند پیشنهاد برای شما داریم، ولی باز تاکید می‌کنیم که باید طعم مورد علاقه خودتان را پیدا کنید:

    چربی را افزایش دهید

    چگونه قهوه را بدون هیچ‌گونه شیرین‌کننده‌ای بنوشیم؟

    شکر، نمک و چربی باعث خوش طعم‌تر شدن غذا‌ها و نوشیدنی‌ها می‌شوند. خیلی سخت است در یک غذا هر سه مورد را با هم کاهش دهید. به همین دلیل است که در دهه ۹۰ میلادی، غذا‌های کم چرب، ولی به شدت شور یا به شدت شیرین طرفداران زیادی داشتند.

    وقتی می‌خواهید نمک یک غذا را کاهش دهید؛ باید شکر و چربی آن را افزایش دهید تا طعم آن هنوز خوب باقی بماند. برعکس، وقتی می‌خواهید شکر یک غذا را کم کنید؛ به ناچار باید سراغ چربی یا نمک بیشتر بروید.

    از همین فرمول برای خوردن قهوه بدون شکر و قند یا هر شیرین‌کننده دیگری استفاده کنید. اگر می‌خواهید شکر کمتری در قهوه بریزید؛ در عوض خامه بیشتری به آن اضافه کنید یا شیر پرچربی استفاده کنید تا طعم سخت و تلخ قهوه نسبتا گرفته شود.


    از دستگاه روستر قهوه خودتان استفاده کنید

    چگونه قهوه را بدون هیچ‌گونه شیرین‌کننده‌ای بنوشیم؟

    همان‌طور که گفتیم، طعم قهوه اصلی‌ترین موضوعی است که باید در نظر بگیرید. طعم واقعی قهوه می‌تواند بسیاری از معادلات را برهم زده و شما را از افزودن شیرین‌کننده‌ها یا مواد دیگر بی‌نیاز کند.

    شما می‌توانید با خریدن یک دستگاه روستر قهوه، خودتان دانه‌های قهوه سبز رنگ را پخته، بو داده و گریل کنید تا به دانه‌های قهوه برشته تبدیل شوند. وقتی خودتان دانه‌های قهوه را گریل کنید؛ با تنظیم دستگاه روستر می‌توانید به طعمی برسید که دیگر نیازی به شیرین‌کننده ندارد.

    مثلا، دانه‌های قهوه روشن‌تری استفاده کرده و کاملا برشته و تلخ نشده باشند. شما مجبور نیستید مزه‌های ناخواسته قهوه‌های آماده را تحمل کنید یا برای خوش طعم کردن آن‌ها به شیرین‌کننده‌ها متوسل شوید. حتی در کافی‌شاپ‌ها می‌توانید از کافه‌دار بخواهید قهوه ملایم‌تری برای شما آماده کند.


    یخ اضافه کنید

    چگونه قهوه را بدون هیچ‌گونه شیرین‌کننده‌ای بنوشیم؟

    اگر طعم تلخ قهوه خالی را دوست ندارید؛ ترفند بعدی سرد کردن قهوه و کاهش دمای آن است. بسیاری از مردم دوست دارند قهوه سرد شده بنوشند و اتفاقا لذت بیشتری می‌برند.

    یک تکه یخ درون فنجان قهوه بیندازید تا طعم تلخ و گس قهوه کمی گرفته شده و خوشبوتر شود. چشایی مواد غذایی سرد سخت‌تر است و به دهان شما فرصت نمی‌دهد طعم قهوه را کامل بچشد.


    دارچین اضافه کنید

    چگونه قهوه را بدون هیچ‌گونه شیرین‌کننده‌ای بنوشیم؟

    دارچین شیرین نیست و القاکننده شیرینی است. طعم دارچین می‌تواند دهان و مغز شما را از طعم واقعی قهوه منحرف کند. می‌توانید مقداری خیلی کمی دارچین به قهوه صبحانه یا عصرانه خود اضافه کنید یا اینکه یک تکه دارچین سالم و خشک درون فنجان قرار دهید تا طعم کامل دارچین را به خود بگیرد.

  • چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

    چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

    برترین‌ها: اهمیت کسب‌وکار‌های نوین در چند سال گذشته آن‌قدر افزایش یافته که راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق می‌تواند نه‌تنها منجر به درآمدزایی سرمایه‌گذاران شود، بلکه کارآفرینی در جامعه را نیز بهبود ببخشد. ازاین‌رو ما به سراغ راه‌کار‌هایی رفتیم که راه‌اندازی یک کسب‌وکار استارت‌آپی را آسان‌تر می‌کند و البته شانس موفقیت آن را نیز افزایش می‌دهد.

    شاید شما هم از جمله کسانی باشید که عبارت استارت‌آپ را در مجلات و وب‌سایت‌های مختلف شنیده‌اید، اما اطلاعاتی کامل از آن ندارید. با مطالعه این مقاله می‌توانید نه تنها با مفهوم کلی استارت‌آپ آشنا شوید، بلکه شاید انگیزه‌ای پیدا کنید تا ایده‌های گوشه ذهن خود را به یک کسب‌وکار موفق و درآمدزا تبدیل کنید.

    استارت‌آپ چیست؟

    چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

    شاید ساده‌ترین تعریفی که از یک استارت‌آپ بتوان ارائه داد، رابطه وجود یک کمبود و کشف راه‌حل باشد. درواقع استارت‌آپ درست مثل یک اختراع جدید، راه‌حل مشکلاتی است که در جامعه وجود داشته و برای کاربران و افراد مختلف قابل لمس است.

    با نگاه هر استارت‌آپ موفق متوجه می‌شوید که هرکدام از آن‌ها سعی در بهبود مشکلاتی ساده در جامعه دارند. دیجی‌کالا که یکی از موفق‌ترین استارت‌آپ‌های موجود در ایران به‌حساب می‌آید، از ایده تکراری فروشگاه‌های اینترنتی برای کاهش مشکلات خرید در بازار ایران استفاده کرده است.

    اسنپ نیز بازار حمل‌ونقل و مشکلاتی مثل گرانی قیمت تاکسی را هدف قرارداد و پس از مدتی به یک استارت‌آپ میلیاردی تبدیل شد. شناخت مشکلات موجود در جامعه و تلاش برای کاهش مشکلات، تعریف صریح عملکرد یک استارت‌آپ است.


    چگونه یک استارت‌آپ موفق می‌شود؟

    چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

    شاید بسیاری از کارشناسان برای بهبود شانس موفقیت یک استارت‌آپ، نسخه‌پیچی‌های مختلفی داشته باشند، اما در عمل این ایده است که ساده‌ترین و درعین‌حال محکم‌ترین قدم در راستای راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق به‌حساب می‌آید.

    با یک نگاه ساده به صد‌ها استارت‌آپ ناموفق در سال‌های اخیر می‌توان به یک زنجیره تکراری از اشتباهات پی برد که در مرکز آن، مشکلات ایده پردازی سازنده استارت‌آپ، خودنمایی می‌کند.

    درواقع فردی که قصد راه‌اندازی یک استارت‌آپ را داشته و در عمل ناموفق بوده است، مشکلی را در جامعه دیده و تلاش به حل آن داشته که یا پیش‌ازاین توسط یک استارت‌آپ دیگر، حل‌شده یا جامعه نیازی به بهبود شرایط آن مشکل احساس نمی‌کند.

    ایده‌ها ممکن است روی کاغذ بسیار جذاب و نوآورانه باشند و حتی در روز‌های آغازین راه‌اندازی یک استارت‌آپ، نظر مردم را نیز جلب کنند، اما یک ایده، بدون حل مشکل، در جامعه ماندگار نخواهد شد.

    پس در پاسخ به پرسش اینکه چگونه یک استارت‌آپ موفق می‌شود، می‌توان یا اطمینان زیاد، ده‌ها پارامتر مختلف را لیست کرد که در عمل مهم‌ترین آنها، انتخاب ایده‌ای مناسب برای استارت‌آپ است.


    قدم اول: پیدا کردن مشکل

    چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

    با توضیحاتی که داده شد متوجه شدید که اولین قدم در راه ساخت و راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق، پیدا کردن مشکلی قابل‌حل در جامعه است که بازار هدفی مناسب داشته باشد. در واقع مشکلی که شما روی آن دست می‌گذارید باید نه تنها قابل‌حل باشد، بلکه به حد کافی نیز همه‌گیر باشد.

    برای مثال اسارت‌آپ‌های زیادی در سطح جهان به حل مشکلات معلولین در جامعه پرداخته‌اند. بااین‌حال تمامی این استارت‌آپ‌ها از شروع به‌کار می‌دانستند که بازار هدف محدودی را نشانه‌گذاری کرده‌اند و در عمل علاوه بر تلاش برای درآمدزایی، ایده‌های انسان‌دوستانه را نیز در نظر داشته‌اند.

    در واقع شما در هنگام راه‌اندازی یک استارت‌آپ و در جستجو برای کشف یک مشکل، باید به تعداد اشخاصی که با این مشکل درگیر هستند، دقت کنید. این به معنی نیست که مشکلاتی با جامعه هدف کوچک نادیده گرفته شود. بلکه باید هدف‌گذاری بازگشت سرمایه، با شناخت کافی از مشکل انتخاب شده انجام شود.

    برای مثال شما نمی‌توانید از یک استارت‌آپ متمرکز بر روی بهبود شرایط آب و هوایی، انتظار داشته باشید که به‌اندازه یک استارت‌آپ در زمینه حمل‌ونقل درآمدزایی داشته باشد. هرچند گاهی پاسخ به مشکل آن‌قدر خوب است که اهمیت پاسخ از پرسش اولیه بیشتر می‌شود.


    قدم دوم: در جستجوی پاسخ

    چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

    دومین قدم در راه‌اندازی استارت‌آپ را می‌توان سخت‌ترین مرحله از این مسیر نه‌چندان هموار دانست. تا اینجای کار شما چندین مشکل کوچک و بزرگ را لیست کرده‌اید که حل آن‌ها می‌تواند استارت‌آپ شما را به درآمدزایی برساند.

    درست مثل یک اختراع جدید، پاسخ به مشکلات همیشگی جامعه می‌تواند وقت‌گیر و گاهی غیرممکن باشد. اینجا است که خلاقیت و صبوری به کمک شما می‌آید. باید دقت کنید که در این مرحله به‌هیچ‌وجه نباید عجله کنید. تنها یک راه‌کار دقیق و کارآمد است که ایده استارت‌آپی شما را به موفقیت می‌رساند.

    هر قدم اشتباه و تصمیم‌گیری نادرست در این مرحله، به معنی شکست دائمی استارت‌آپ شما خواهد بود. درواقع اشتباه در این مرحله به این معنی است که شما مشکلی را در جامعه مطرح می‌کنید، اما خودتان نیز راه‌حلی مناسب برای حل آن در اختیار ندارید.

    بهتر است در این مرحله به ایده‌های تیم خود توجه کنید و یا حتی با جستجو به راه‌حل‌های امتحان شده در سطح جهانی توجه کنید. دیجی‌کالا، اسنپ، اسنپ‌فود و دیگر استارت‌آپ‌های موفق در ایران، مخترع ایده اولیه نبوده‌اند بلکه ایده‌ای جهانی را در سطح کشوری به‌درستی اعمال کرده‌اند. البته این به معنی کپی‌برداری دائمی از ایده‌های جهانی نیست. بسیاری از ایده‌های موفق در سطح جهان، به دلیل نادیده گرفته شدن تفاوت‌های فرهنگی و تجاری، در ایران چندان موفق نبوده‌اند.


    قدم سوم: پیش‌بینی مسیر

    چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

    اگر دو مرحله قبلی راه‌اندازی استارت‌آپ را به‌درستی پشت سر گذاشته باشید، تا اینجا به ایده‌ای رسیده‌اید که ارزش سرمایه‌گذاری را دارد. بااین‌حال باید در این مرحله به‌تمامی مشکلات پیش‌رو برای راه‌اندازی استارت‌آپ خود فکر کنید.

    آیا سرمایه لازم برای راه‌اندازی استارت‌آپ مدنظر خود را در اختیار دارید؟ ریسک راه‌اندازی و موفقیت چند درصد است؟ چگونه می‌توانید سرمایه‌گذار را مجاب به همکاری کنید؟ تیم شما باید چند نفر باشد؟ به چه تخصص‌هایی نیازمندید؟ و ده‌ها پرسش دیگر که پس از کشف ایده جذاب، در مقابل شما قرار می‌گیرد.

    بهتر است یک تصویر دقیق از تمامی مسیر پیش رو را روی کاغذ بیاورید. هر مشکلی که ممکن است در این مسیر در مقابل شما قرار بگیرد باید در این تصویر قرار بگیرد و راه‌حل مد نظر شما نیز پیش‌بینی شود. غیر ممکن است که بتوانید تمامی مشکلات را پیش‌بینی کنید، اما بهتر است پاسخی برای تمامی سنگ‌های این مسیر دشوار داشته باشید.

    هرچقدر بتوانید ریسک استارت‌آپی خود را کاهش دهید، سرمایه‌گذاری چه شخصی باشد و چه خارج از تیم، کم‌خطرتر می‌شود. هرچقدر سرمایه‌گذاری کم‌خطرتر باشد، شانس افزایش سرمایه و حل مشکلات جدید نیز بهبود می‌یابد.


    قدم چهارم: ارائه

    چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

    یکی از مهم‌ترین قدم‌ها در مسیر راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق، توان ارائه ایده‌ها به تمامی اجزا استارت‌آپ از جمله سرمایه‌گذار، مدیران و کارمندان است. درواقع تمام فعالیت‌های شما تا این لحظه به نقطه‌ای متمرکز خواهد شد که باید مشکل مدنظر، راه‌حل ارائه شده و مسیر مورد نیاز را به اجزای تیم خود ارائه دهید.

    درصورتی‌که در انجام پروژه نیاز به سرمایه‌گذار دارید، تمامی مراحل، لوازم و کارمندان مورد نیاز باید پیش از ارائه به سرمایه‌گذار، بررسی و آماده شده باشند. شما به‌عنوان بنیان‌گذار یک استارت‌آپ، محصولی برای فروش دارید و سرمایه‌گذار نیز به میزان سوددهی و ریسک این محصول توجه خواهد کرد.

    دقت کنید که آمادگی لازم برای تمامی پرسش‌های مطرح‌شده در جلسه ارائه، بهترین راهکار برای کسب یک سرمایه‌گذاری مناسب است. هرگونه مکث یا عدم اطمینان در پاسخ‌های ارائه‌شده، منجر به ایجاد نگرانی در ذهن سرمایه‌گذار خواهد شد.

    بهتر است تمامی مراحل استارت‌آپ را به ساده‌ترین زبان ممکن و بدون پرحرفی و از دست دادن زمان، به سرمایه‌گذار ارائه دهید و اجازه ندهید هیچ موضوعی بدون پاسخ باقی بماند. در نظر داشته باشید که صداقت لازم در این مرحله، منجر به جذب سرمایه‌گذاران آینده خواهد شد. هرگونه دروغ یا آمار اشتباه خیلی زود در پروسه انجام استارت‌آپ نمایان می‌شود و تنها منجر به از دست رفتن پول، زمان و اعتبار شما خواهد شد.


    قدم پنجم: مدیریت همکاری

    چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

    بسیاری از استارت‌آپ‌های ناموفق با کپی‌برداری از شرکت‌های مشهور جهان تلاش در ساخت مجموعه‌ای دارند که سال‌ها برای ساخت آن زمان صرف شده است. یک استارت‌آپ نوپا و موفق باید از تمامی داشته‌های خود در راستای حرکت روبه‌جلو استفاده کند.

    رده‌بندی‌های مدیریتی وقتی معنی پیدا می‌کند که مجموعه‌ای برای مدیریت وجود داشته باشد. درحالی‌که یک استارت‌آپ در جایگاه یک قدم روبه‌جلو قرار دارد و هنوز شکل و تشکیلات یک شرکت و مجموعه موفق را به خود نگرفته است.

    با این اوصاف شما به‌عنوان شخصی که در رده‌بالای یک استارت‌آپ قرارگرفته‌اید، باید دارای بیشترین تخصص، تلاش و زمان صرف شده برای موفقیت استارت‌آپ باشید. تفکر ضعیف اینکه شما ایده می‌دهید، دیگری اجرا می‌کند و سرمایه‌گذار نیز هزینه ایده شما را پرداخت می‌کند، با تمامی تفکرات یک استارت‌آپ موفق تفاوت دارد.

    شما به‌عنوان بنیان‌گذار یک استارت‌آپ، نه در جایگاه ملکه و نه در جایگاه وزیر، بلکه به‌عنوان اولین سرباز ارتش استارت‌آپی خود قرار دارید. حتی گاهی ممکن است شما تنها سرباز این ارتش باشید. با این اوصاف بهتر است تمامی تلاش مجموعه استارت‌آپی با فاصله گرفتن از روش‌های مدیریتی کهنه، در راستای مدیریت همکاری قرار داشته باشد.


    قدم ششم: کار را به کاردان بسپارید

    چگونه یک استارت‌آپ موفق راه‌اندازی کنیم؟

    یکی از نکاتی که یک بنیان‌گذار استارت‌آپ باید به آن دقت کند، انتخاب افراد مناسب برای جایگاه‌های مختلف کاری است. درواقع اگر در زمینه خاصی تخصص لازم را ندارید، باید شخصی را برای این کار انتخاب کنید که هم از تخصص لازم برخوردار باشد و هم انگیزه همکاری با استارت‌آپ شما را داشته باشد.

    جمع‌آوری دوستان و آشنایان و ارائه فرصت‌های شغلی بر مبنای رابطه، شاید محیط کاری امن‌تری را در اختیار شما قرار دهد، اما در بلندمدت منجر به شکست یا تأخیر در اهداف شما خواهد شد. با این اوصاف بهتر است به‌جای استفاده از روابط، کار را به کاردان بسپارید و در هنگام عقد هرگونه قرارداد نیز از کارشناسان حقوقی کمک بگیرید.

  • چرا نمی‌توانید با همسرتان ارتباط خوبی برقرار کنید

    چرا نمی‌توانید با همسرتان ارتباط خوبی برقرار کنید

    برترین‌ها: روابط بخش بسیار مهم و شگفت انگیزی از زندگی ما هستند. رابطه درست مانند جسم، برای اینکه سالم و فعال بماند نیاز به مراقبت و تلاش دارد. بهترین رابطه‌ها آن‌هایی هستند که هر دو طرف در آن قادرند به سهم خود تلاش کنند و تعهد‌شان را برای رشد رابطه حفظ نمایند. یکی از بزرگ‌ترین موانعی که اجازه نمی‌دهد یک رابطه، آن طور که باید پیشرفت کند و غنی شود، مشکلات ارتباطی است.

    مشکلات ارتباطی می‌توانند به هر دو طرف احساس فرسودگی و ناامیدی و سرخوردگی بدهند. در رابطه‌ای مانند رابطه‌ی زناشویی که دو نفر با هم پیمان بسته‌اند تا آخر عمر در شادی‌ها و غم‌های هم شریک باشند، مشکلات ارتباطی می‌تواند لطمه‌ی بسیار بزرگی به پیکره‌ی این رابطه وارد کند.

    گاهی شاید احساس کنید همسرتان اصلا شما را درک نمی‌کند یا شاید خودتان هم تعجب کنید چرا نمی‌توانید حرف دل‌تان را به همسرتان بفهمانید، بدون اینکه جنگ و جدلی به پا شود.

    مشکلات ارتباطی به ندرت غیرقابل حل‌اند. بعضی وقت‌ها چند ترفند و روش ساده می‌تواند تمام آن چیزی باشد که رابطه‌تان نیاز دارد تا به روال طبیعی و سالم خود برگردد. در این مطلب با ما باشید تا به شایع‌ترین علت‌های مشکلات ارتباطی اشاره کنیم و به شما بگوییم چه تغییراتی باید ایجاد کنید تا هم شما و هم همسرتان از زندگی مشترک خود لذت بیشتری ببرید.

    چرا نمی‌توانید با همسرتان ارتباط خوبی برقرار کنید

    زمان زیادی را صرف گوشی و کامپیوترتان می‌کنید

    گوشی‌های هوشمند فوق العاده‌اند و هر روز مجهز‌تر و جذاب‌تر هم می‌شوند. سریال‌ها نیز بسیار سرگرم کننده‌اند، اما اگر زمان زیادی از روزتان را صرف این تکنولوژی‌ها کنید، بدون تردید دیر یا زود در رابطه‌ی خود به مشکلاتی برمی‌خورید. وقتی صفحات اینستاگرام را بالا و پایین می‌کنید به سختی می‌توانید در لحظه و در کنار همسرتان حضور داشته باشید.

    هر روز زمانی را به یک ارتباط واقعی و ملموس با همسرتان اختصاص دهید و سراپا گوش باشید. وقتی کنار همسرتان هستید، توجه کامل‌تان را معطوف او کنید، نه اینکه مشغول گشت و گذار در اینترنت باشید و به همسرتان بگویید: گوشم با توست!

    حسادت‌های گاه به گاه نشان می‌دهید

    حسادت‌های گاه به گاه، واکنش‌هایی هستند که مثلا نسبت به هر پیام و تکستی که همسرتان دریافت می‌کند نشان می‌دهید یا نسبت به کسی که دیده‌اید در حال حرف زدن و خندیدن با همسرتان است حساسیت و کنجکاوی نشان می‌دهید. با این اتفاق‌های ریز و درشت، بدترین آسیب‌ها به رابطه و اعتماد موجود در آن وارد خواهد شد.

    از کلمات ناخوشایند و توهین آمیز استفاده می‌کنید

    چگونه می‌توانید به حرف‌های کسی گوش دهید که از کلمات توهین آمیز و ناپسند در کلامش استفاده می‌کند؟ این کلمات باعث می‌شوند معنای واقعی پیامی که منتقل می‌شود دریافت و درک نشود. همه‌ی آدم‌ها وقتی به آن‌ها توهین می‌شود، موضع دفاعی می‌گیرند. هیچکس دوست ندارد مورد قضاوت نادرست قرار بگیرد یا متهم شود. سعی کنید با احترام و به آرامی حرف بزنید و اثرش را ببینید.

    توقعات نابجا دارید

    همسر شما همیشه نمی‌تواند بفهمد چه احساسی دارید یا چه می‌خواهید. گاهی حتی شاید نتواند به اندازه‌ی شما روی رابطه‌تان تمرکز کند، چون زندگی در بیشتر مواقع پُر از مشغله و درد سر است و همه‌ی این‌ها می‌توانند فکر و انرژی و وقت افراد را ببلعند. پس توقع نداشته باشید بدون اینکه حرفی بزنید همسرتان متوجه شود چه در سر دارید یا از چیزی دلخور هستید. ارتباط موثر، یعنی اینکه دو طرف بتوانند در مورد احساسات و خواسته‌های خود به خوبی و بدون بی‌احترامی به طرف مقابل حرف بزنند.

    چرا نمی‌توانید با همسرتان ارتباط خوبی برقرار کنید

    احساسات خود را پنهان می‌کنید

    در مورد احساسات‌تان هم با خودتان و هم با همسرتان روراست باشید، چون این قلب یک ارتباط خوب است. اگر یکی از شما دو نفر روراست نباشید و اغلب، احساسات واقعی خود را مخفی کنید، نه برای مشکلات‌تان راه حلی پیدا خواهید کرد و نه به رابطه‌تان کمکی می‌کنید. به هم قول بدهید که با هم روراست و شفاف باشید و نسبت به احساسات هم توجه نشان بدهید تا تشویق به بروزشان شوید. تصور نکنید اگر ناراحتی‌تان را از همسرتان پنهان کنید، در حق او لطف کرده‌اید.

    همسرتان را مسئول شادی‌تان می‌دانید

    هیچکس مسئول افکار و احساسات دیگران نیست، حتی زن و شوهرها! اگر طرز فکرتان این است که همسرتان وظیفه دارد شما را شاد کند، پس ارتباط خوبی با هم ندارید و ابری از فرسودگی و ناتوانی بر رابطه‌تان سایه افکنده است. توقعات خود را سبک و سنگین کنید و با خود فکر کنید واقعا کدام‌شان مربوط به خود شماست. مالک و مسئول احساسات خود باشید و با دید باز و پذیرا آن‌ها را باور کنید. یاد بگیرید چگونه مراقب جسم و روح و روان‌تان باشید و برای پاسخ دادن به نیاز‌های هیجانی‌تان قدم‌هایی بردارید تا بتوانید قوی و راضی با همسرتان ارتباط برقرار کنید، نه ضعیف و نیازمند.

    زبان عشق همسرتان را نمی‌دانید

    هرکسی زبان عشق خودش را دارد. اگر زبان عشق همدیگر را بلد باشید، رابطه‌تان بسیار خوشایند و شاد خواهد بود. شاید همسر شما از تحسین و تشکرتان بیشتر انرژی می‌گیرد و عشق را احساس می‌کند یا اینکه دوست دارد در مورد مسائل با هم گفتگو کنید. شاید همسرتان با دریافته هدیه‌ای هر چند کوچک، بیشتر پی به علاقه‌تان می‌برد یا می‌فهمد که به یادش هستید. برخی از افراد درصورتی که کمکی دریافت کنند (مثلا در انجام کار‌های خانه) بیشتر از هر چیزی خوشحال می‌شوند. اگر بتوانید زبان عشق همدیگر را بفهمید می‌توانید ارتباط عمیق‌تر و موثرتری با هم برقرار کنید.

    مدام گذشته‌ها را یادآوری می‌کنید

    یادآوری مکرر گذشته، با هدف سرزنش کردن و تضعیف طرف مقابل، چه در مورد اشتباهی که رخ داده باشد و چه پولی که خرج شده یا هر یادآوری ناخوشایند دیگری، برای رابطه مانند سم است. وقتی احساس کنید همیشه یک نفر کنارتان است که خطاهای‌تان را به شما یادآوری کند و هر چیزی را در ذهنش لیست می‌کند تا علیه‌تان استفاده کند، چگونه می‌توانید ارتباط خوبی با او برقرار کنید؟ اگر می‌خواهید رابطه‌ای دوستانه و سالم با همسرتان و شریک زندگی‌تان داشته باشید، مهربان و باگذشت باشید و از خطا‌های نه چندان مهم چشم پوشی کنید.

    روی زمان حال‌تان تمرکز کنید و ببینید الان چه می‌توانید بکنید تا به همسرتان کمک کنید و رابطه‌تان را بهتر بسازید. یادتان باشد همسر شما رقیب‌تان نیست و شما با هم زندگی نمی‌کنید تا یکی برنده شود و آن دیگری بازنده. شما همراه و همدل هستید و هر اتفاقی که در گذشته روی داده، متعلق به گذشته‌هاست. پس رهایش کنید و از زمان حال‌تان لذت ببرید.

    بلد نیستید چگونه شنونده‌ی خوبی باشید

    خوب گوش نکردن یکی از علت‌های اصلی مشکلات در رابطه است. اگر یکی از شما دو نفر احساس کند حرف‌هایش شنیده نمی‌شود و ارزشی ندارد، سوء تفاهم و دلخوری و کدورت به دنبال خواهد داشت. در گفتگوهای‌تان به جای اینکه منتظر و بی‌تاب باشید تا نوبت شما بشود و حرف بزنید، آرام باشید و سعی کنید با دقت و تمرکز گوش دهید.

    به حرف‌های همسرتان با تمام وجودتان گوش دهید، سپس آنچه دریافت کرده‌اید و از کلام همسرتان فهمیده‌اید بازگویی کنید تا هم همسرتان و هم خود شما مطمئن شوید که پیام به درستی منتقل شده است. همدیگر را قضاوت یا متهم نکنید. هر دوی شما باید احساس کنید که خوب شنیده می‌شوید و چیزی که می‌گویید ارزش دارد.

    چرا نمی‌توانید با همسرتان ارتباط خوبی برقرار کنید

    همدلی نمی‌کنید

    گاهی ارتباط ضعیف فقط ریشه در فقدان همدلی برای طرف مقابل دارد. ما انسان‌ها ممکن است به سادگی آن چنان در احساسات و خواسته‌های خود غرق شویم و فقط نگران نیاز‌ها و دلواپسی‌های خود باشیم که فراموش کنیم احساسات و نیاز‌های طرف مقابل‌مان را نیز ببینیم، درک کنیم و به حساب بیاوریم.

    ضعف در همدلی معمولا بخشی از ضعف شخصیتی نیست، بلکه جزئی از طبیعت انسان است. اما اگر یاد بگیرید خودتان را جای دیگران بگذارید و از زاویه دید آن‌ها به مسائل نگاه کنید، ارتباطات‌تان به میزان چشمگیری بهتر خواهد شد. چه بهتر که تمرین همدلی را از همسرتان شروع کنید!

    صحبت‌های‌تان را با غُر و نق شروع می‌کنید

    همه‌ی ما دوست داریم احساس عشق و تحسین کنیم و کسی که دوستش داریم به ما احترام بگذارد. مخصوصا زمان‌هایی که با همسرتان به عنوان یک زوج به مشکلی برمی‌خورید، هر دوی شما نسبت به کلمات و جمله‌ها حساس‌ترید. وقتی صحبت‌های‌تان را با غرولند کردن و ایراد گرفتن شروع می‌کنید، از همان ابتدا راه گفتگو را می‌بندید و طرف مقابل‌تان را در موضع دفاعی قرار می‌دهید. انتظار نداشته باشید چنین بحثی خوب پیش برود و نتیجه هم بگیرید.

    ارتباط خوب، مهارتی است که در تمام طول عمرتان به آن نیاز دارید و مانند هر مهارت دیگری به تمرین نیاز دارد. با نکات ساده‌ای که ارائه دادیم شروع کنید و تاثیرش را ببینید. مشکلاتی که گفتیم، شایع‌ترین مشکلات ارتباطی میان زن و شوهر‌ها هستند که اگر به موقع شناسایی و برطرف نشوند، می‌توانند اثرات غیرقابل جبرانی در بلند مدت بر زندگی مشترک‌تان بگذارند.

    منبع: marriage

  • روزگار دادزن‌ها؛ داد بزن و بفروش!

    روزگار دادزن‌ها؛ داد بزن و بفروش!

    روزنامه خراسان – محمدعلی محمدپور: «از مغازه ما دیدن بفرمایید. لباس‌های زمستونی با بهترین قیمت. آقایون، خانم‌ها عکس با حرم می‌گیریم». در همهمه همیشگی شهر اگر خوب گوش کنید احتمالا صدای کسانی را می‌شنوید که هر از گاهی با تکرار جملاتی سعی در جلب کردن توجه رهگذران شهر دارند. آدم‌هایی که در معابر شهری پر رفت‌و‌آمد می‌توان پیدایشان کرد. به این افراد به اصطلاح «دادزن» می‌گوییم.
    داد بزن و بفروش!
    کسانی که ممکن است در طول یک روز بین ۸ تا ۱۰ ساعت مجبور باشند یک جمله تکراری را بار‌ها و بار‌ها به زبان بیاورند و هستند کسانی هم که یک عمر، کارشان تکرار کردن همین چند جمله محدود است. حتی تصور کردنش هم سخت است که یک دادزن مجبور است هر روز از حنجره‌اش مایه بگذارد و بلند داد بزند تا مشتری جذب کند. در پرونده امروز تصمیم داریم به سراغ چند نفر که به این شغل سخت مشغول هستند برویم و با شغل‌شان و دغدغه‌هایشان بیشتر آشنا شویم. البته اصناف یا فروشگاه‌های مختلفی ممکن است دادزن استخدام کنند، اما در این پرونده به سراغ یک دادزن فروشگاه پوشاک، یک بفرمازن رستوران و یک دادزن عکاسی اطراف حرم رفته‌ایم تا از خودشان، شغل‌شان، خاطرات‌شان، واکنش‌های مردم و … برای‌مان بگویند.
    برای بهتر شدن صدایم، رژیم غذایی دارم!
    مهران کنار یک مغازه ایستاده، مدام تکرار می‌کند: «انواع مانتو ۷۸ و ۹۸ تومن. پیراهن راحتی‌ها ۱۵، ۲۰ و ۳۸ تومن» و خیلی هم جملات را جاندار ادا نمی‌کند. در صبح نسبتا ملایم پاییزی، در یکی از خیابان‌های پر رفت و آمد به دنبال پیدا کردن یک «دادزن» هستم. بالاخره دریکی از پیاده‌رو‌ها فرد مد نظر را پیدا می‌کنم. به علت حفاری توسط یکی از سازمان‌های شهری، عرض پیاده‌رو نصف شده است و فردی که تحت نظر گرفته‌ام کنار کانال حفر شده مقابل مغازه ایستاده است به طوری که رهگذران برای گذشتن، باید از بین او و مغازه عبور کنند.
    او نفس در نفس مردم، آن‌ها را به بازدید و خرید از فروشگاه دعوت می‌کند. چند دقیقه می‌ایستم کارش را تماشا می‌کنم. مونولوگی که تکرار می‌کند این است: «انواع مانتو ۷۸ و ۹۸ تومن. پیراهن راحتی‌ها ۱۵، ۲۰ و ۳۸ تومن». خیلی هم جملات را جاندار ادا نمی‌کند که احتمالا به اول صبح بودن و روشن نشدن موتورش برگردد. می‌روم جلو خودم را معرفی می‌کنم.
    پخش تراکت، پیش‌زمینه ورود به شغل دادزنی!
    ابتدا می‌پرسم: «مزاحم کارت که نیستم». می‌گوید: «نه شما راحت باش!» در ضمن بهش می‌گویم حین مصاحبه کارت را هم انجام بده که مزاحم کارت نباشیم. نام کوچکش «مهران» است. ۲۹ سال دارد و تحصیلاتش کاردانی حسابداری است. وقتی می‌پرسم مجرد هستی یا متاهل، جوری می‌گوید: «مجرد دیگه!» که انگار باید بدیهی باشد که مجرد است! درباره نحوه ورودش به کار دادزنی این‌گونه صحبت اش را شروع می‌کند: «من دستم به صورت مادرزادی فلج است. به همین دلیل خیلی کار‌های فیزیکی را نمی‌توانم انجام دهم. حدود سال ۸۲ یا ۸۳ بود که من هم کارم را با پخش کردن تراکت سر چهارراه شروع کردم». می‌گویم: «یک جوری گفتی انگار تراکت پخش کردن پیش‌زمینه ورود به شغل دادزنی است؟»
    داد بزن و بفروش!
    که پاسخ می‌دهد: «آره دیگه، تراکت پخش کردن مرحله آسون‌تر کار تبلیغات خیابونیه!». سپس ادامه می‌دهد: «بعد تراکت را گذاشتم کنار و رسیدم به صدا. رفتم برای فروشگاهی تبلیغ دادزنی کردم که با صدای من فروشگاه خیلی شلوغ می‌شد. آن‌جا حسابی جا افتاده بودم که بعد چند سال به این فروشگاه آمدم». هنگام صحبت این «خیلی» را حسابی می‌کشد گویی به یاد خاطرات روز‌های خوبی می‌افتد.
    با شکم پر هیچ وقت تبلیغات نمی‌کنم!
    مهران درباره دشواری‌های کارش می‌گوید: «روز‌های اولش طبیعتا سخت است. ساعت‌ها سرپا ایستادن و فریاد زدن. اما آدم بعد از مدتی که در موقعیت جدید قرار می‌گیرد به آن عادت می‌کند. روزانه حدود ۸ تا ۱۰ ساعت در همین حال کار می‌کنم و تاکنون مشکل خاصی هم پیدا نکرده‌ام». درباره رژیم غذایی که احیانا رعایت می‌کند می‌پرسم که مصمم جواب می‌دهد: «بله رژیم خاصی را رعایت می‌کنم.
    مثلا فلفل و چیز‌های تند نمی‌خورم. لبنیات و شیر هم بیشتر می‌خورم. شیر واسه صدا خوبه. غذای چرب نمی‌خورم. بیشتر غذای سبک می‌خورم و با شکم پر هیچ وقت تبلیغات نمی‌کنم». وقتی از برنامه‌اش برای آینده می‌پرسم خیلی دقیق می‌گوید که حدود شش تا هفت سال دیگر کارش را ادامه خواهد داد. ازش می‌پرسم «جایی ازت بپرسن شغلت چیه چی می‌گی؟» که جواب می‌شنوم: «تبلیغات‌گر. بازاریاب» می‌گویم: «یعنی از کلمه دادزن استفاده نمی‌کنی؟» می‌گوید: «نه! من برای کارم ارزش قائل هستم و به آن دادزنی نمی‌گویم». تصمیم می‌گیرم جلویش دیگر از این کلمه استفاده نکنم.
    آدم باید عاشق کارش باشد
    از ویژگی‌های کسی که می‌خواهد وارد کار شود؛ می‌پرسم که مهران می‌گوید: «باید جنم این کار را داشته باشد. عاشق کارش باشد. من وقتی کار می‌کنم انرژی می‌گیرم و شور و شوق زیادی دارم. صدا هم که حتما باید خوب و پرحجم باشد». در همین لحظه، احتمالا برای این‌که صدای خوب و پرحجم را عملی نشانم بدهد، با انرژی خاصی فریاد می‌زند: «بفرمایید دیدن مغازه. پیراهن راحتی‌ها ۱۵، ۲۰ و ۳۸ تومن».
    برایم سوال است که چطور از قیافه‌ها می‌فهمد مشتری هستند یا نه که می‌گوید: «اون‌هایی که نایلون دست‌شونه یا از فروشگاه‌های دیگه میان بیرون می‌فهمم که خریدار هستن و دارن خرید می‌کنن. به خصوص اگه به ویترین مغازه‌ها زیاد نگاه کنن»؛ و باز دوباره فریاد می‌کشد و تلاش می‌کند دو خانم را که نایلون خرید هم دست‌شان دارند به فروشگاه دعوت کند. از او می‌پرسم حالا که ۱۲ سال است شغلش این است آیا خودش را استادکار در رشته خودش می‌داند؟ که مهران توضیح می‌دهد: «نه. من اصلا این طور فکر نمی‌کنم. من حتی ۶۰ ساله هم بشوم باز خودم را در کار استاد نمی‌دانم. به نظرم هر کسی می‌تواند فکر جدید داشته باشد. یک بچه ۱۲ ساله هم اگر بیاید به من چیزی یاد بدهد حتما ازش یاد می‌گیرم».
    جمله‌هایم برای تبلیغ را خودم تعیین می‌کنم
    مهران درباره متن جمله‌ای که باید فریادش بزند، می‌گوید: «این را که چه بگویم بعد از این همه سال کار کردن خودم تشخیص می‌دهم. خیلی وقت‌ها ابتکار خودم است. الان قیمت اجناس داخل همه دستم است و حتی از این‌که چه جنسی کجا قرار دارد هم کاملا خبر دارم». خاطره‌ای که در کارش اتفاق افتاده باشد به نظرم یک سوال کلیشه‌ای می‌آید، ولی ازش می‌پرسم و او به یک خاطره اشاره می‌کند: «خانمی داشت از این جا رد می‌شد که از این کفش‌ها و شلوار‌های یکدستی تنش بود. من بهش گفتم شما این‌ها را خریده‌ای ما هم بلوزش را داریم که شما لباست تکمیل شود. رفت آن‌ها را دید و خریدشان. کلی خوشحال شد که لباس‌هایش ست شده‌اند».
    مهران درآمدش را گاهی ثابت و گاهی پورسانتی اعلام می‌کند و متوسط درآمد ش را بین یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان متغیر می‌خواند. در حالی که مهران در حال فریاد زدن و گفتن قیمت مانتو‌ها و لباس‌های دیگر فروشگاه است از او خداحافظی می‌کنم و دور می‌شوم.
    دادزن باید مودب، ولی پررو باشد
    داد بزن و بفروش!
    اسماعیل به اصطلاح «بفرمازن» رستوران است، دو ترم کاردانی الکترونیک خوانده و کارش را یک جور‌هایی فصلی می‌داند. برای نفر بعدی سراغ یک نوع دادزنی دیگر در صنفی دیگر می‌روم. در یکی از کوچه‌های اطراف حرم شخصی را که به اصطلاح «بفرمازن» رستوران است پیدا می‌کنم. وقتی می‌گویم برای گفتگو می‌خواهم وقت اش را بگیرم می‌گوید: «آخه من چی باید بگم که به درد شما بخوره؟»
    می‌گویم: «نگران نباش من می‌پرسم و شما جواب می‌دهی». از ته‌لهجه‌اش مشخص است که باید تُرک باشد. بعدا می‌فهمم که بچه شمال غربی کشور است و برای کار به مشهد آمده یا به قول خودش پناه آورده است. همان اول هم اعلام می‌کند که برای گفتگو باید با صاحب کارش هماهنگ کنم که صاحب رستوران هم اجازه می‌دهد. دقایقی سر یکی از میز‌های رستوران می‌نشینیم و گفت‌وگوی کوتاهی می‌کنیم.
    کار ما فصلی است
    نامش «اسماعیل» است. مجرد است و ۳۳ سال سن دارد. خودش می‌گوید که دو سالی هست کارش دادزنی است. اسماعیل نحوه ورودش به کار دادزنی را این گونه روایت می‌کند: «راستش من به خاطر مشکلات و بی‌کسی به امام رضا (ع) پناه آوردم. بعد خدا را شکر با آدم‌های خوب این رستوران آشنا شدم که لطف کردند به من کار و جا دادند. من الان زندگی‌ام همین جا می‌گذرد.
    همین جا کار می‌کنم، همین جا هم شب‌ها می‌خوابم». وقتی از ساعت کارش می‌پرسم با انگشت‌هایش حساب می‌کند و معلوم می‌شود در روز حدود ۱۰ ساعتی کار می‌کند. وقتی از میزان حقوقش می‌پرسم اشاره می‌کند که از صاحب کارش بپرسم. می‌گویم خودت حدودش را هم بگویی خوب است. می‌گوید: «این جا کار ما یک جور‌هایی فصلی است. مثلا در بعضی ماه‌ها از سال شلوغ است و در ماه‌های دیگر خلوت. حدود یک میلیون و ۲۰۰ تا یک میلیون و ۵۰۰ می‌شود حقوقم. مثلا الان که فصل مسافر نیست من عملا از سفره این‌ها می‌خورم و باید در ماه‌های مسافرتی که شلوغ می‌شود این لطف را جبران کنم».
    وقتی سرما خورده‌ام، خیلی اذیت می‌شوم
    از اسماعیل درباره آسیب‌های احتمالی شغلش می‌پرسم که او می‌گوید: «نه خیلی مشکلی نیست. البته مثلا وقتی سرماخوردگی باشد اذیت می‌شویم. ولی خدا را شکر تا حالا که مشکلی برای صدایم پیش نیامده است. رژیم غذایی خاصی هم ندارم. من سنگ هم جلویم بگذارند می‌خورم». (این جمله آخر را با خنده می‌گوید) از او می‌پرسم تا کی می‌خواهد کارش را ادامه بدهد که پاسخ می‌دهد تا هر وقت صاحب‌کارش او را قبول داشته و ازش راضی باشد.
    در لابه لای حرف‌ها متوجه می‌شوم تحصیلات دانشگاهی هم دارد و دو ترم کاردانی الکترونیک خوانده است. خودش می‌گوید به علت مشکلات مالی و خانوادگی نتوانسته تحصیل اش را ادامه دهد. درباره جمله‌ای که باید داد بزند می‌پرسم که می‌گوید: «کار سختی نیست. اسم غذا‌ها را صدا می‌زنم. تازه مشتری عراقی یا انگلیسی هم باشد در حد مکالمه معمولی می‌توانم باهاشان صحبت کنم». اسماعیل درباره خصوصیات یک دادزن یا بفرمازن خوب هم این طور توضیح می‌دهد: «علاوه بر صدای بلند، خصوصیت مهم دیگر این است که صدازن باید پررو باشد. البته منظورم از پررو بی‌ادب نیست. باید محترم و باشخصیت باشد که زن و بچه مردم می‌آیند مشکلی پیش نیاید».
    از غیر مشتری‌ها، مشتری می‌سازم!
    دادزن‌های عکاسی زیادی را اطراف حرم زیر نظر می‌گیرم تا شخص مناسبی را برای مصاحبه پیدا کنم که با «علی» آشنا می‌شوم. یکی دیگر از انواع دادزنی که در مشهد انجام می‌شود در صنف عکاسی است. اگر اطراف مشهد باشید افراد زیادی جلوی عکاسی‌ها هستند که شما را دعوت می‌کنند برای عکس گرفتن وارد مغازه شوید.
    جمله معروف این است: «عکس، حرم، بارگاه». در گذشته این عکس با حرم گرفتن به کمک پرده‌ای که پشت افراد قرار داشت انجام می‌گرفت، اما امروزه همه کار‌ها با فتوشاپ انجام می‌شود. دادزن‌های عکاسی زیادی را اطراف حرم زیر نظر می‌گیرم تا شخص مناسبی را پیدا کنم.
    به عکاسی علاقه مندم
    داد بزن و بفروش!
    نامش علی است. خودش با کمی محاسبه و فکر می‌گوید ۴۲ سالش است. روی تابلویی که در دست دارد عکس یک کودک روی تصویر زیبایی از گنبد و گلدسته حرم مطهر امام رضا (ع) مونتاژ شده است. کمی می‌ایستم تماشایش می‌کنم. جمله‌هایی که تکرار می‌کند این‌هاست: «آقایون خانم‌ها عکس با حرم می‌گیریم. عکس روی آینه و لیوان هم چاپ می‌کنیم». جلو می‌روم، خودم را معرفی می‌کنم و ازش می‌خواهم چند دقیقه‌ای وقتش را در اختیارم بگذارد. فکری می‌کند و می‌گوید: «مشکلی نیست بفرما». علی این‌طور شروع می‌کند: «راستش را بخواهید به عکاسی علاقه‌مند بودم، ولی به علت مشکل مالی همه عمر کارگری کردم. یک روز که آگهی مغازه عکاسی را توی روزنامه دیدم پیش‌شان رفتم و از آن وقت به بعد شدم تبلیغات‌چی مغازه عکاسی.
    توی این هشت سال برای چند مغازه مختلف عکاسی کار کرده‌ام و مدتی است که این‌جا هستم». وقتی از علاقه‌اش به عکاسی می‌گوید توام با یک حسرت ازش صحبت می‌کند، می‌پرسم: «هیچ وقت عکاسی هم کرده‌ای یا دوربین دستت گرفته‌ای؟» پاسخ می‌دهد: «هنوز که پیش نیامده، ولی یک روزی انجامش می‌دهم. این توی سرم هست که وارد حرفه عکاسی بشوم. اصلا دلیل مشغول شدنم در این‌جا همین بوده».
    استاد متقاعدکردن مشتری هستم
    کمی خیابان شلوغ می‌شود. انگار یک کاروان زیارتی هستند که عبور می‌کنند. اجازه می‌دهم گفت‌وگویمان برای مدتی قطع شود تا به مشتری‌های بالقوه‌اش برسد. دو سه نفر را ترغیب می‌کند وارد مغازه شوند و بعد انگار که ماموریت با موفقیت انجام شده باشد سمت من برمی‌گردد. می‌پرسم: «چطور تشخیص می‌دهی چه کسی مشتری است؟» می‌خندد و می‌گوید: «خیلی‌ها در اصل مشتری نیستن. من ازشون مشتری می‌سازم!»
    بعد با لحن جدی‌تری می‌گوید: «تقریبا از روی ظاهر و راه رفتن‌ها می‌توانم تشخیص دهم زائر هستند یا نه. چون معمولا زائران هستند که دنبال گرفتن عکس یادگاری گرفتن‌اند». به عنوان آخرین سوال ازش می‌پرسم: «با این تجربه‌ای که داری، خودت را استاد کار خودت می‌دانی؟» کمی مکث می‌کند و می‌گوید: «راستش دوست داشتم استاد کار عکاسی می‌بودم. ولی الان هم یک جور‌هایی استاد راضی کردن مردم برای عکس یادگاری گرفتن هستم. حتی خیلی از همکار‌ها با تعجب از من می‌پرسند چطوری این قدر خوب مشتری می‌گیری؟!»
  • مثل مادربزرگ‌ها، از این وسیله‌ها دوباره استفاده کنید!

    مثل مادربزرگ‌ها، از این وسیله‌ها دوباره استفاده کنید!

    برترین‌ها: برخی وسایل موجود در خانه، برخلاف تصوری که داریم یک‌بار مصرف نیستند و امکان استفاده مجدد آن‌ها در خانه وجود دارد. البته که شاید کارایی معمول خود را از دست داده باشند، ولی می‌توانید این وسایل را در دیگر قسمت‌های خانه و یا برای کاربرد‌های متفاوت‌تری به کار ببرید. بسیاری از مادربزرگ‌ها و افراد مسن‌تر، بسیاری از وسایل را چندین بار استفاده می‌کردند. این شیوه زندگی علاوه بر اینکه در هزینه‌ها صرفه‌جویی می‌کند، مصرف‌گرایی را نیز کاهش می‌دهد.

    در دوره زمانی که این افراد زندگی می‌کردند، منابع مالی و درآمدی محدودتر بود و همین محدودیت زندگی را به سمتی پیش می‌برد که بیشترین استفاده از وسایل موجود را داشته باشند. حتی این محدودیت موجب شکوفا شدن خلاقیت آن‌ها می‌شد و به همین دلیل همیشه راه حلی برای استفاده از وسایلی که به نظر یک‌بار مصرف می‌رسند، در ذهنشان جرقه می‌زد. شما هم می‌توانید با آشنایی این روش‌ها و وسایل، پول بیشتری در جیبتان ذخیره کنید!

    درست است که پیشرفت علم و تکنولوژی زندگی را به سمت بهینه شدن و کاهش هدر رفت زمان پیش می‌برد، ولی هنوز می‌توانیم درس‌هایی از زندگی را از بزرگ‌تر‌ها و قدیمی‌تر‌ها یاد بگیریم. اگر موقعیت کاری سختی دارید و با زحمت زیادی کسب درآمد می‌کنید، پس روش‌های صرفه‌جویی مالی می‌تواند برای زندگی‌تان کمک کننده باشند. البته در مقیاس‌های بزرگ‌تر تغییرات اقلیمی جهانی و دیگر مشکلات زیست‌محیطی هم بر زندگی همه انسان‌ها تأثیر می‌گذارد. پس یافتن روش‌هایی برای استفاده از منابع موجود، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند.

    پس بیایید با استفاده مجدد از این ۹ وسیله که به تجربه مادربزرگ‌ها ذکر می‌شود، بیشتر از منابع موجود در اطرافمان استفاده کنیم. با این نکات ساده در مسیری قدم می‌گذاریم که زندگی سالم‌تر و کم زباله تری خواهیم داشت.

    ۱. لباس‌های کهنه و قدیمی

    ۹ وسیله‌ای که باید مثل مادربزرگ‌ها آن‌ها را دوباره استفاده کنید!

    بسیاری از مادربزرگ‌ها زمانی که یک لباس قدیمی و کهنه می‌شد، آن را به یک وسیله جدید تبدیل و در یک کاربرد جدید استفاده می‌کردند. اگر امکان تعمیر یا استفاده دوباره از لباس‌هایتان وجود دارد که آن‌ها را دوباره به کمد ببرید، ولی اگر پارچه آن‌ها کاملاً فرسوده شده، به دنبال روش‌های بازیافتی باشید.‌

    می‌توانید به راحتی زیپ از کار افتاده شلوار جین محبوبتان را تعمیر کنید، با استفاده از تیغ خودتراش پرز و دانه‌های تشکیل شده روی پلیور بافتنی‌تان را از بین ببرید، یا اگر یک حوله کهنه و رنگ و رو رفته دارید، آن را به تکه‌های کوچک برش بزنید و به عنوان دستمال استفاده کنید. البته ملحفه‌ها را هم می‌توانید به عنوان دستمال به کار ببرید.

    ۲. فویل آلومینیومی

    با توجه به استفاده‌ای که از فویل آلومینیوم شده است، اگر برای بسته‌بندی مواد خوراکی به کار برده‌اید و مقدار زیادی چربی و تکه‌های غذا به آن چسبیده است، به راحتی فویل را بشویید و دوباره استفاده کنید.

    می‌توانید برای بسته‌بندی ظرف غذا مجدد از آن استفاده کنید یا فویل را به شکل گلوله کوچکی در بیاورید و برای پاک کردن باقی‌مانده چسبیده غذا روی تابه و قابلمه، از این توپ آلومینیومی استفاده کنید. شاید برایتان جالب باشد، ولی بهتر است بدانید که برای تیز کردن تیغه‌های قیچی هم می‌توانید از فویل آلومینیوم استفاده کنید. برای این منظور یک تکه از ورقه آلومینیومی را تا کنید و با قیچی آن را چند بار برش بزنید تا تیغه‌ها دوباره تیز و برنده شوند.

    ۳. دکمه‌های پیراهن

    ۹ وسیله‌ای که باید مثل مادربزرگ‌ها آن‌ها را دوباره استفاده کنید!

    در زمان‌های قدیم دکمه‌های سالم پیراهن‌ها همیشه حفظ می‌شدند! اگر یک پیراهن قدیمی دارید که پاره شده یا دیگر قابل استفاده نیست، پارچه‌اش را طبق مورد اول دوباره مورد استفاده قرار دهید و دکمه‌های آن را در یک ظرف نگهداری کنید. زمانی که یکی از دیگر لباس‌هایتان، دکمه‌اش گم شده باشد، این دکمه‌های ذخیره شده به کمکتان می‌آیند. حتی اگر خودتان لباس جدید دوخته باشید، دیگر نیازی به خرید دکمه نخواهید داشت.

    ۴. ظروف شیشه‌ای، بطری، جعبه و مانند آن‌ها

    بسیاری از مواد غذایی درون ظرف و بطری‌های پلاستیکی یا شیشه‌ای بسته‌بندی می‌شوند که می‌توانید آن‌ها را دوباره در صد روش مختلف استفاده کنید! ظروف بزرگ را برای نگهداری مواد حجیم و بیشتر در کمد، کابینت یا انباری استفاده کنید و شیشه‌های کوچک‌تر را برای وسایل ریز و کوچک‌تر مانند میخ، پیچ و … به کار ببرید. این ظروف کوچک برای دکمه‌هایی که در مورد قبلی به آن‌ها اشاره شد هم ایده آل هستند. به راحتی می‌توانید برچسب استفاده شده روی بدنه این ظروف را پاک کنید تا ظاهری مرتب‌تر و بهتر داشته باشند.

    ۵. ته‌مانده غذا و استخوان‌ها

    بسیاری از مادران قدیمی باقی‌مانده استخوان مرغ، چربی‌های گوشت یا قسمت‌های بریده شده سبزیجات را دور نمی‌انداختند. شما می‌توانید با همه این مواد غذایی، آبگوشت و خوراک لذیذی تهیه کنید و از خواص آن‌ها بهره ببرید. یک ظرف یا کیسه را درون فریزر به این مواد غذایی باقی‌مانده اختصاص دهید و هر زمان که مقداری از مواد خوراکی وعده‌های غذایی‌تان باقی‌مانده بود، آن را به ظرف نگهداری فریزری اضافه کنید. وقتی که حجم مواد غذایی به میزان مورد نظرتان رسید، آن‌ها را درون قابلمه بریزید، چند پیمانه آب به آن اضافه کنید و از این خوراک خوش‌طعم لذت ببرید.

    ۶. پوسته تخم مرغ

    ۹ وسیله‌ای که باید مثل مادربزرگ‌ها آن‌ها را دوباره استفاده کنید!

    به جای آنکه پوسته تخم مرغ را روانه سطل زباله کنید، آن‌ها را نگه دارید. بعد از آنکه پوسته‌ها را به خوبی شستید و خشک کردید، اکنون می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. این پوسته‌ها مانند کود هستند و برای باغچه خانگی و گیاهان مواد مغذی و ضروری را تأمین می‌کنند و البته بازدارنده آفات و حشرات نیز هستند.

    ۷. چربی گوشت

    خرید روغن‌های پخت و پز هزینه‌بر است، پس چرا از چربی‌های گوشت خانگی استفاده نکنید؟ این چربی‌ها موجب طعم دادن به غذا‌های مختلف مانند سوپ، خورشت، سیب زمینی و … می‌شوند. چربی ذوب شده گوشت را درون ظرف در بسته بدون وارد شدن هوا و درون یخچال نگهداری کنید. این چربی با نگهداری در یخچال و به شیوه صحیح گفته شده، برای حدود یک ماه قابل استفاده است.

    ۸. روزنامه

    در سال‌های گذشته روزنامه کاربرد‌های بسیاری داشت و همیشه مقداری زیادی از آن در هر خانه‌ای یافت می‌شد. در آن زمان برای جلد کردن کتاب، کاغذ کادو برای هدیه، تمیز کردن پنجره، بسته‌بندی وسایل شکستنی، بستر حیوانات خانگی مانند پرنده‌ها و همچنین روشن کردن آتش از روزنامه استفاده‌های زیادی می‌شده است.

    ۹. ته‌مانده صابون جامد

    زمانی که از صابون جامد قالبی استفاده می‌کنید، معمولاً با ته‌مانده صابون به چالش می‌خورید و تصور می‌کنید این تکه کوچک باقی‌مانده دیگر کاربردی ندارد. ولی باید بدانید که دیگر وقت دور انداختن آن‌ها نیست، چرا که هنوز هم به خوبی قابل استفاده هستند. این تکه‌های کوچک صابون را نگه دارید و آن‌ها را درون یک لنگه از جورابی که دیگر مصرف نمی‌کنید، قرار دهید. زمانی که مقدار آن‌ها به حد کافی رسید، جوراب را گره بزنید و اضافی آن را با قیچی ببرید. اکنون یک کیسه پارچه‌ای صابونی دارید که برای استفاده در حمام یا حتی تمیز کردن سینک آشپزخانه ایده آل است.

    منبع: onegoodthingbyjillee

  • خانه موزه مقدم؛ یادگاری از دوران قاجار

    خانه موزه مقدم؛ یادگاری از دوران قاجار

    برترین‌ها: شهر تهران به نوبه خود از جاذبه‌های گردشگری بسیاری برخوردار است که بخش زیادی از آن را بنا‌های قدیمی و بافت تاریخی تشکیل می‌دهد؛ بنا‌ها و خانه‌های قدیمی که برخی از آن‌ها مربوط به سال‌های خیلی دوری نیستند، اما هر کدام مانند یک تکه‌ای از بهشت تبدیل به جاذبه‌های گردشگری مطرح و محبوبی شده‌اند. در این مطلب تصمیم داریم به خانه موزه مقدم بپردازیم و شما را با این عمارت زیبا و بهشتی آشنا کنیم.
    خانه موزه مقدم، خانه استاد دانشکده هنر‌های زیبای تهران!
    درباره خانه موزه مقدم
    خانه موزه مقدم از بنا‌هایی است که از دوران قاجار به یادگار مانده است و معماری زیبا و شاخص این عمارت آن را بسیار منحصربه‌فرد کرده، تا جایی که امروزه به عنوان یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری شهر تهران شناخته می‌شود. این موزه در واقع خانه فردی به نام محمدتقی‌خان احتساب‌الملک بوده که دو پسر با نام‌های حسن و محسن داشته است.
    خانه موزه مقدم، خانه استاد دانشکده هنر‌های زیبای تهران!
    حسن از فعالان حوزه‌های ادبی، سیاسی و اجتماعی بود و نمایشنامه معروف جعفرخان از فرنگ آمده نیز از او به یادگار مانده است. فرزند کوچک‌تر که همان محسن است بعد از پایان تحصیلاتش در رشته‌های نقاشی، تاریخ هنر و همین‌طور باستان‌شناسی به ایران بازگشت و به همراه همسرش در خانه پدری خود که در واقع همین موزه مقدم کنونی است ساکن شد.
    او علاوه بر فعالیت‌های هنری و فرهنگی به جمع‌آوری آثار و اشیاء تاریخی نیز می‌پرداخت و به همین دلیل نیز یکی از جذابیت‌های خانه موزه مقدم، مجموعه‌ای از آثار تاریخی و فرهنگی جذابی است که در پس هر کدام داستان‌ها و روایاتی نهفته است. بسیاری از این آثار شامل کاشی، قطعات سنگی تراشیده شده، پارچه، چپق، تابلو نقاشی، مهر، اسناد تاریخی و… می‌شوند.
    خانه موزه مقدم، خانه استاد دانشکده هنر‌های زیبای تهران!
    استاد محسن مقدم در واقع از بنیان‌گذاران دانشکده هنر‌های زیبای دانشگاه تهران بود و یکی از استادان برتر آن دانشگاه نیز به شمار می‌رفت. او هم‌چنین نشان دانشگاه تهران را نیز طراحی کرده و موفق به دریافت نشان اژیون دو نور با درجه اوفیسیه نیز شده بود. استاد مقدم در سال ۱۳۶۶ دار فانی را وداع گفت و بعد از مرگ همسر ایشان در سال ۱۳۶۹ نیز این خانه به شکل موزه در آمد و در اختیار مستقیم دانشگاه تهران قرار گرفت.

    مسیر رفت و آمد به خانه موزه مقدم
    خانه موزه مقدم در خیابان شیخ هادی، جنب بانک ملت، پلاک ۲۵۱ قرار دارد و برای رفتن به آن نیز می‌توان از مترو و یا تاکسی بهره گرفت، به علاوه آنکه خودروی شخصی نیز انتخاب خوبی برای رفتن به این موزه به شمار می‌رود. شما می‌توانید با پیاده شدن از یکی از ایستگاه‌های حسن‌آباد و یا دانشگاه امام علی (ع) مترو به سمت این موزه حرکت کنید، چراکه موزه مقدم دقیقاً بین این دو ایستگاه قرار دارد و می‌توانید بعد از پنج دقیقه پیاده‌روی به آن برسید.
    خانه موزه مقدم، خانه استاد دانشکده هنر‌های زیبای تهران!
    شما می‌توانید برای بازدید از این موزه روز‌های یکشنبه تا جمعه و از ساعت ۹ تا ۱۷:۱۵ مراجعه نمایید. لازم به ذکر است که تماشای این موزه برای دانشجویان از تخفیف خوبی برخوردار است.

    معماری خانه موزه مقدم
    در طراحی و معماری خانه موزه مقدم زیبایی و دقت بسیاری به کار رفته شده است و یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های آن نیز همگون بودن نسبی فضای معماری با آثار تاریخی موجود در آن است که از قسمت‌های مختلفی هم، چون سه حیاط بیرونی، درونی و همین‌طور سرایداری تشکیل شده است.
    خانه موزه مقدم، خانه استاد دانشکده هنر‌های زیبای تهران!
    اولین چیزی که در لحظه ورود توجه شما را به خود جلب خواهد کرد حوض فیروزه‌ای و شمعدانی‌های اطراف آن هستند که تلفیق رنگی بی‌نظیری را ایجاد کرده‌اند. در معماری این بنا اصول ساخت باغ ایرانی به شکل ظریفی به کار رفته است. گل‌کاری‌ها و فضاسازی‌های انجام‌شده در محوطه موزه نیز حال و هوای بسیار دلنشینی را برای گردشگران و بازدیدکنندگان به یادگار می‌گذارد، تا جایی که همیشه بازدیدکنندگان بخش زیادی از زمان خود را صرف عکس‌برداری از این فضا می‌کنند.خانه موزه مقدم، خانه استاد دانشکده هنر‌های زیبای تهران!
    در بخش غربی این خانه قسمتی قرار دارد که خود استاد مقدم آن را به همراهی یکی از شاگردان خود، دکتر ابوالقاسمی ساخته‌اند. این قسمت با کاشی‌کاری‌هایی از دوران قاجار تزئین شده و هنر‌های ایرانی را به خوبی به نمایش گذاشته است. حالا اگر بخواهیم به بخش شمالی عمارت و خانه موزه مقدم برویم به یک ایوان و چند طاق و ستون بر خواهیم خورد. این بخش‌ها نیز با کاشی‌هایی از دوران زندیه و همین‌طور قاجاریه تزئین شده‌اند.خانه موزه مقدم، خانه استاد دانشکده هنر‌های زیبای تهران!
    جالب است بدانید که در میان این ایوان حوضچه‌ای مرمرین قرار دارد که از حمام فتحعلی شاه به اینجا انتقال پیدا کرده است. از این حوضچه آبی خارج می‌شود که در نهایت توسط یک جوی باریک به داخل یک استخر جریان می‌یابد. باید گفت که این استخر از استخر‌ها و آب‌نما‌های باغ الحمراء اسپانیا الهام گرفته شده است.
    حیاط اندرونی و بیرونی این عمارت به وسیله یک دیوار از هم جدا شده‌اند. این دیوار نیز خود از چند ستون و طاق کاشی‌کاری تشکیل شده که منظره دلنشینی را به محوطه بخشیده است. قسمت‌های پایینی و پایه ستون‌ها نمایی زیبا از فیروزه هستند که طراحی و ساخت آن را استاد هوشنگ سیحون بر عهده داشته است.
    پیشنهاد می‌کنیم که با مراجعه به خانه موزه مقدم تمامی این زیبایی‌ها را از نزدیک و با چشمان خود ببینید و خاطرات خوشی را برای خود به جای بگذارید.