برچسب: رمان

  • پدرخوانده‌های ادبی نقد را برنمی‌تابند

    پدرخوانده‌های ادبی نقد را برنمی‌تابند

    خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ: حسن گل محمدی

    این روزها، هنگامی که سخن از رشد و تعالی ادبیات و فرهنگ کشورمان به میان می‌آید، همه گله‌مندند که نقد از جامعه ما رخت بربسته و اگر نویسنده‌ای به نقد بپردازد، آن نقد یا از دریچه تعریف و تمجید است یا در راه زشت‌گویی و عقده‌گشایی. در حالیکه آنچه که از هر چیز دیگری می‌تواند جامعه را به سوی پیشرفت و تعالی ببرد، گسترش فرهنگ نقد و نقدپذیری است. نقد موجب پذیرش عقاید دیگران می‌شود و زمینه‌های اولیه دموکراسی در جامعه را فراهم می‌آورد. اگر چه مطالب فوق درباره هرگونه نقد و انتقادی در جامعه جاری است ولی نقطه نظر نگارنده در این مقاله پرداختن به نقد ادبی است.

    اصول نقد ادبی از سه مشخصه مهم برخوردار است. اول صاحب اثر، نویسنده یا شاعری که یک اثر ادبی را بوجود می‌آورد و آن را نشر می‌دهد. هنگامی که اثری منتشر می‌شود، دیگر آن اثر از حیطه حضور و مالکیت نویسنده یا شاعر خارج می‌گردد و متعلق به جامعه ادبی می‌شود که می‌تواند توسط آحاد افراد آن جامعه مورد مطالعه، بررسی، اظهارنظر و نقد قرار گیرد و صاحب اثر نمی‌تواند مانع از این کار شود. مشخصه دوم، منتقد یا نقاد است که با توجه به روش، اسلوب و دستورالعمل‌های مورد قبول جامعه ادبی، یک اثر را مورد بحث، بررسی و اظهارنظر قرار می‌دهد. مشخصه سوم، نوع اثر است که حاصل کار نوشتن و خلق کردن نویسنده یا شاعر است و پس از آن که متن نهایی آن مورد قبول و رضایت صاحب اثر قرار گرفت آن را برای مخاطبان جامعه فرهنگی منتشر می‌کند.

    اگرچه لزوم نقد در جامعه بدیهی و محرز است ولی باید این سوال را از خودمان بپرسیم که آیا اصولا جامعه ادبی، خوانندگان و اهل کتاب پذیرای نقد هستند، به عبارت دیگر آیا جامعه نقدپذیر است؟اصولا نقد ادبی موجب می‌شود که نویسنده یا شاعر از چگونگی پذیرش افکار ونوشتار خود که به صورت یک اثر ادبی درآمده است توسط مخاطبان و خوانندگانش مطلع شود. هر چقدر این نقد درست، علمی، کارشناسی و بی‌طرفانه باشد تاثیر بیشتری در صاحب اثر و سایر مخاطبانش دارد. در حقیقت منتقد ادبی واسطه‌ای بی‌غرض است بین نویسنده و خواننده او و وظیفه‌اش روشن کردن گوشه و زوایای مثبت و منفی آن اثر برای خوانندگان است. بدیهی است صلاحیت منتقد برای حضور در یک چنین جایگاهی باید محرز و به ثبوت رسیده باشد تا خوانندگان و جامعه ادبی نقطه نظرات او را درست و منطقی تلقی کنند.

    البته دسترسی منتقد به ریشه‌های اصلی مضامین و مفاهیمی که در ذهن نویسنده یا شاعر بوده و به صورت اثر ادبی درآمده، بسیار سخت و مشکل است، لذا یک منتقد ادبی ممکن است با داشتن دانش لازم و بکارگیری اصول و روش علمی مرسوم، باز هم به طور مطلق نتواند از عهده این کار برآید، بنابراین ابراز عقیده و اظهارنظر او را باید با در نظر گرفتن نسبیت اشراف به آن اثر پذیرفت. ولی مرجع صاحب تشخیص برای آنچه که منتقد می‌گوید و می‌نویسد، جامعه مخاطب نویسنده و خود منتقد است که نسبت به نقد نوشته شده، حساسیت نشان می‌دهند، یا آن را می‌پذیرند، یا رد می‌کنند و یا آن‌که به طور نسبی با درجات مختلف مورد قبول یا رد قرار می‌دهند. یعنی جایگاه پذیرش اصلی نقد یک منتقد روی یک اثر یک نویسنده، جامعه فرهنگی مخاطب است که با عکس‌العمل خود موضوع نقد را ارزیابی می‌کند.

    در روند انجام کار نقد، چون نقادی قضاوت درباره آثار ادبی است، لذا منتقد برای شناخت و معرفت آن اثر باید به اصول و موازینی مسلط باشد و آن را به کار گیرد و چون اصول و روش ثابت و یکنواختی برای انجام این کار موجود نیست، همین موضوع باعث می‌گردد که هر منتقدی سلیقه و دانش خاص خود را هم در کارش دخالت دهد و همین یکی از مشکلات عمده نقد است.

    ولی رویهمرفته می‌توان گفت که نقد ادبی موجب تحول زیادی در ادبیات شده است و آثاری که مورد نقد و بررسی قرار گرفته، زمینه رشد پیدا کرده است و نویسندگان و شاعرانی که آثارشان نقد شده، هم مخاطبان بیشتری پیدا کرده‌اند و هم نوشته‌هایشان کامل‌تر و بی‌نقص‌تر شده است. به عبارت دیگر اگر نقد وجود نداشته باشد، ارزش آثار نویسندگان و شاعران مشخص نمی‌شود و اگر چنین اتفاقی بیفتد کار نویسندگی و شاعری دچار رکود و تکرار می‌شود. درست مثل زمان حاضر در جامعه ادبی ما، که نه تنها نقد و انتقاد در همه زمینه‌ها به فراموشی سپرده شده است بلکه بسیاری ار صاحبان اثر و حتی مخاطبان و علاقمندان آنها پرداختن به نقد ادبی را تحمل نمی‌کنند و با بدترین ادبیات ممکن درصدد مقابله با نقد و منتقد برمی‌آیند و این کار تیر خلاصی است به آثار ادبی و فرهنگی. اگر چنین اتفاقی بیفتد، چنانکه در ایران افتاده است، ادبیات منحط و سخیف همه جا را فرا می‌گیرد و دکانداران و کتاب سازان با همدستی ناشران منافع طلب بازار را در دست می‌گیرند و دور از چشم هر منتقدی کالاهای ادبی غیر ضرور خود را به خوانندگان عرضه می‌کنند.

    بنابراین، اگرچه لزوم نقد در جامعه بدیهی و محرز است ولی باید این سوال را از خودمان بپرسیم که آیا اصولا جامعه ادبی، خوانندگان و اهل کتاب پذیرای نقد هستند، به عبارت دیگر آیا جامعه نقدپذیر است؟

    چون پذیرش نقد ظرفیت و سعه‌صدر می‌طلبد که ممکن است در بسیاری از خوانندگان وجود نداشته باشد. در یک چنین حالتی نقد به جای آن که سره را از ناسر تشخیص دهد و در درک واقعیت‌ها به خواننده کمک کند، موجب عصبانیت و ناراحتی او می‌شود. چون بسیاری از افراد پیدا می‌شوند که آثار ادبی را فقط به خاطر نام نویسنده یا شاعر مربوطه می‌خرند، در حالیکه توجه به محتوا و آنچه که نوشته شده بسیار مهمتر از کسی است که آن اثر را خلق کرده است. یعنی جامعه‌ای نقدپذیر است که به جای تعصب روی خالق اثر، روی موضوع و محتوای اثر عرضه شده حساسیت داشته باشد.

    جامعه نقدپذیر همواره پدیده‌های ادبی و فرهنگی را با چشم پژوهش و تحقیق می‌نگرد و از بت‌سازی و قداست‌پروری و مراد و مریدی که این روزها در جامعه ادبی ما اشاعه پیدا کرده است، دوری می‌جویدپس باید گفت جامعه نقدپذیر به جامعه‌ای گفته می‌شود که به فهم مطلب از طریق تحقیق و پژوهش توجه دارد و به طور یک طرفه هر مطلب یا مضمونی را که نویسنده در اثر خود بیان کرده است، بدون تجزیه و تحلیل نمی‌پذیرد. جامعه نقدپذیر همواره پدیده‌های ادبی و فرهنگی را با چشم پژوهش و تحقیق می‌نگرد و از بت‌سازی و قداست‌پروری و مراد و مریدی که این روزها در جامعه ادبی ما اشاعه پیدا کرده است، دوری می‌جوید. اگر جامعه‌ای نقدپذیر نباشد به وضعیتی می‌رسد که اگر نویسنده‌ای که برای او قداست کاذب ایجاد شده است، دست به کتاب سازی بزند یا موضوعاتی را که در ادبیات متعهد و ادبیات مدرن و جدید مطرح است، به صورت نادرست به جامعه ارائه دهد، دیگر نمی‌توان به این‌گونه افراد که جایگاه پدرخواندگی پیدا کرده‌اند، ایرادشان را گوشزد کرد. در یک چنین حالتی جامعه ادبی به جای برخورد درست علمی و آکادمیک به آثار این‌گونه نویسندگان به برخورد عاطفی و مرید و مرادپروری روی می‌آورد و جلوی هر نوآوری و رشد و تعالی فرهنگی و ادبی گرفته می‌شود. جامعه‌ای که دچار این حالت شود، افراد کم‌سواد و فرصت‌طلبان منفعت‌جو، معرکه گردان گردهمایی‌ها و جلسات فرهنگی و ادبی می‌شوند و دنیایی کاذب و غیرعلمی، از جایگاه نقد، تحقیق و پژوهش در رویدادهای فرهنگی و ادبی جامعه ایجاد می‌کنند. در چنین جوامعی، اگر محققی یا منتقدی بخواهد واقعیت‌های جامعه فرهنگی را به نقد درست علمی و روشنگرانه بکشد، به منظور پیشگیری از ترویج و گسترش اندیشه‌های این‌گونه منتقدین دلسوز و مطلع، توطئه چینی‌ها و دسیسه آفرینی‌ها شروع می‌شود تا آن محقق روشنگر را به جریان‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی منتسب کنند و شخصیت او را مخدوش نمایند. بدیهی است این‌گونه نگرش‌ها و برخوردهای مغرضانه که موقعیت و منافع یک عده و دکاندار را تامین می‌کند، ناشی از عدم خردورزی و درست‌اندیشی است که در یک‌ جامعه واپسگرا و جزم‌اندیش بوجود می‌آید. این بیماری واگیردار و مسری روز به روز در کشور ما ذهنیات را مخدوش کرده و رو به توسعه است. این بیماری تنها در جامعه ادبی نیست بلکه در اغلب مباحث اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نیز مشاهده می‌گردد که ما فقط از جنبه مباحث ادبی به آن پرداخته‌ایم.

    به باور نگارنده، هیچ اثر ادبی نباید مصون از نقد درست علمی و آکادمیک باشد. چه نویسنده آن اثر آدم معروف و صاحب کرسی دانشگاهی باشد یا دانش‌پژوهی جوان و جویای نام. اینک باید دید چگونه با این سد محکم و کاذب ایجاد شده برخورد کرد. به باور نگهدارنده، باید با کار زیاد، نقد فراوان و با تابو شکنی، باورهای جامعه فرهنگی را عوض کرد و این شناخت را بوجود آورد که ممکن است فردی در مقام استادی دانشگاه و یا سال‌های سال نوشتن و قلم زدن، افکار و آثارش به درد جامعه امروز ما ‌نخورد. با نقد درست، علمی و روشنگرانه لازم است این‌گونه تابوها را با رعایت کامل اصول نقد بی‌طرفانه، دلسوزانه و محترمانه، در هم شکست و واقعیت‌ها را از پس این قداست‌های کاذب ایجاد شده، به جامعه ادبی و فرهنگی نشان داد.

  • پاسخ به انتقادات درباره جایزه جلال/ تمام داوران، صاحب‌نظر هستند

    پاسخ به انتقادات درباره جایزه جلال/ تمام داوران، صاحب‌نظر هستند

    محمدرضا شرفی خبوشان دبیر علمی جایزه ادبی جلال‌آل احمد همزمان با پایان داوری‌های این دوره از جایزه در گفتگو با مهر و در پاسخ به سوالی در این زمینه که تا چه اندازه آنچه درباره این جایزه می‌اندیشیده با آنچه در عمل با آن مواجه شده است همخوانی داشته است، عنوان کرد: روال اجرایی جایزه جلال روالی منطقی و حساب‌شده است. هیات‌علمی جایزه از میان گزینه‌های موجود برای داوری رای‌گیری می‌کند و و داوران با توجه به شناختی که از آنها وجود دارد در معرض رای‌گیری قرار می‌گیرند و با اجماع انتخاب می‌شوند. در این انتخاب‌ها تمام تلاش به عمل می‌آید تا سمت و سوی انتخاب‌ها درست و منطقی باشد و به طرفی خاص گرایش پیدا نکند و حاشیه‌ای متوجه جایزه نباشد.

    وی در همین زمینه عنوان کرد: ترکیب داوران ما از میان افرادی که از سوی هیات علمی و یا افراد مطلع و صاحب نظر خارج از آن به هیات علمی پیشنهاد شده بودند انتخاب شد. همه افراد با رای و اجماع در هیات علمی برگزیده شدند و برای انتخاب آنها در هر بخش لیستی نزدیک به ۱۵ نفر وجود داشت که از میان آنها و با رای گیری این افراد خارج شدند. در برخی بخش‌ها این مساله وجود داشت که داور به دلیل اینکه خودش کتابی داشت که دوست داشت در داوری مورد محک قرار بگیرد از حضور در تیم داوری انصراف داد و ما هم به طبع به سراغ گزینه‌های با رای بیشتر بعدی رفتیم.معنای این کار به نظر من این است که همه افراد و چهره‌های شایسته داوری مطرح شده‌اند و از میان آنها را باری انتخاب به عمل آمده است.

     شرفی خبوشان ادامه داد: من هم در مطبوعات خواندم که به انتخاب برخی داوران ما نقد وارد کردند و گفتند که صاحب اثر نیستند و یا صاحب نگاه کارشناسی نیستند. به نظر من اما تمامی داوران ما احاطه کافی بر موضوع خود داشتند و در این زمینه افرادی قابل اطمینان به شمار می‌رفتند. همگی افرادی صاحب نقد و نظر در ادبیات بودند و آثار را در حوزه داوری خود رصد می‌کردند. شاید برخی از آنها صاحب تالیف در حیطه داوری خود نباشند اما احاطه و کارآزمودگی کافی برای این بخش داشتند. ما هم برای انتخاب افراد معیارهای دانشی و علمی داریم و تعمد داشتیم که امسال تیم داوری معطوف به افرادی شود که نه صرفا صاحب تالیف که صاحب نظر باشند.

    وی ادامه داد: سعی کردیم از میان اهالی مطبوعات و با حتی کسانی که صاحب نقدهای ژورنالیستی هستند و رویکرد خاص مخاطبان به آثار را می‌شناسند داورانمان را انتخاب کنیم. به باور من اصلی بر این نیست که داور یک رویداد ادبی حتما نویسنده باشد و صاحب اثر، بلکه مهم اشراف اوست و تعلق و علاقه‌ای که به کتب و نیز مخاطبانش دارد و نیز استمرارش در مطالعه و رصد بازار کتاب. من این حرکت و سمت سوی تازه در داوری جایزه را می‌پسندم و انتطار دارم که مطبوعات از آن استقبال و از آن حمایت کنند.

    به گفته دبیر علمی جایزه جلال، تیم داوری این دوره از جایزه سعی کرده جدای از نگاه دقیق به درون آثار، بازخورد بیرونی آنها و نوع مواجه جامعه مخاطب با آن را نیز در داوری‌های خود مورد توجه قرار دهد و بر مبنای فضای منعکس شده از یک اثر در جامعه آن را بررسی و درباره آن گفتگو کند و همین رویه باعث شده که در انتخاب آثار برگزیده و شایسته تقدیر  نقد و نظر و جلسات طولانی برای اقناع برگزار شود.

    خبوشان همچنین گفت: یکدست بودن تیم داوری  در این رویداد باعث می‌شود که همه جوانب یک اثر دیده نشده و موضوعاتی مانند اقبال و نگاه مخاطبان به یک اثر و نیز موضوعات تاریخی و فکری نهفته در اثر مغفول بماند. بر همین اساس داوری در این دوره از جایزه سعی کرده با رعایت همه این موارد به انتخاب زد.

    دبیر علمی جایزه جلال آل احمد تاکید کرد: امسال حجم آثار داوری شده در همه بخش‌ها تقریبا یکسان بود اما در بخش رمان و داستان کوتاه ومستند نگاری آثار به مراتب شایسته و قابل‌تامل‌تر از سایر بخش‌ها بود.

    وی با تاکید بر پایان پروسه داوری این جایزه وبرگزاری مراسم پایانی در آذر ماه سال جاری افزود: در این دوره در برخی بخش‌ها داوران به این نتیجه رسیدند که جدای از انتخاب اثر برتر و یا شایسته تقدیر از آثاری به دلیل تلاش نویسنده در خلق آن تقدیر ویژه به عمل بیاورند تا انگیزه‌ای برای ادامه فعالیت نویسنده باشد.

  • معرفی برگزیدگان ۲ بخش هنرهای تجسمی و ادبی جشنواره «سیمرغ»

    معرفی برگزیدگان ۲ بخش هنرهای تجسمی و ادبی جشنواره «سیمرغ»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی دهمین جشنواره بین‌المللی سیمرغ، آیین اختتامیه بخش‌های ادبی و تجسمی و بخش اعضای هیات علمی، کارکنان و دانشگاه علوم پزشکی کشور عصر دوشنبه ۲۷ آبان در پردیس تئاتر تهران با اجرای محمد سلوکی برگزار شد.

    سیماسادات لاری رییس جشنواره، امیر للگانی دبیر جشنواره، محمدحسین پورفاضلی‌نژاد مدیر دبیرخانه و اجرایی، الهه گلچهره رحیمی مدیر روابط عمومی و جمعی از مدیران و مسئولان حوزه علوم پزشکی از جمله حاضران در این مراسم بودند.

    در ابتدای این مراسم امیر للگانی ضمن خوشامدگویی به حضار گفت: امسال شاهد استقبال خوب از بخش‌های مختلف جشنواره در دانشگاه‌های علوم پزشکی و در بخش فرهنگ سلامت در سایر دانشگاه‌ها بودیم و بالغ بر ۴۳ هزار اثر به دبیرخانه جشنواره ارسال شده است که مورد داوری قرار گرفتند. بخش موسیقی ۲۹۴ اثر، بخش ادبی ۷ هزار ۴۰۹ اثر، فیلم سه هزار و ۲۷۴ اثر، هنرهای تجسمی ۳۱ هزار و ۹۰۰ اثر را به خود اختصاص دادند.

    سپس نوبت به اهدای جوایز رسید و سیما لاری و امیر للگانی برای اهدای جوایز روی صحنه حضور پیدا کردند و برگزیدگان اساتید، کارکنان دانشگاه‌های علوم پزشکی و جامعه پزشکی کشور در بخش‌های مختلف بدین ترتیب معرفی شدند.

    رشته تحقیق و پژوهش در بخش هنرهای نمایشی

    رتبه سوم: سیدحمید حسینی از دانشگاه علوم پزشکی تربت حیدریه برای بررسی تاثیر برنامه موسیقی تلفیقی با خاطره گویی خانواده بر سطح هوشیاری بیماران ترومای مغزی.
    رتبه دوم: زینب جلمبادانی از دانشگاه علوم پزشکی نیشابور برای تاثیر هنردرمانی مبتنی بر بهبود تعاملات اجتماعی کودکان اوتیسم.
    رتبه اول: اکرم السادات حسینی از دانشگاه علوم پزشکی تهران برای تاثیر موسیقی بر کاهش تهوع و استفراغ ناشی از شیمی درمانی در کودکان مبتلا به بدخیمی.

    نمایشنامه‌نویسی

    رتبه سوم: ابوالفضل عصارزاده از دانشگاه علوم پزشکی سبزوار برای اثر «یک فنجان قهوه داغ».
    رتبه دوم: فرهاد لباسی از دانشگاه علوم پزشکی همدان برای اثر «کافه تریا».
    رتبه اول: فرزانه محمدی از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برای اثر «محکومین».

    فیلمنامه‌نویسی

    رتبه سوم: فرزانه محمدی از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برای اثر «کفش».
    رتبه دوم: روح الله  عابدی از دانشگاه علوم پزشکی نیشابور برای اثر «آناناس».
    رتبه اول: آرش ماهان کیا فارغ التحصیل بهداشت عمومی برای اثر «موج نهم».

    فیلم کوتاه داستانی

    رتبه سوم: محسن جهانی از دانشگاه علوم پزشکی مشهد برای فیلم «چاله».
    رتبه دوم: محمد پاکند از دانشگاه علوم پزشکی مشهد برای فیلم «تردید».
    رتبه اول: محمد فاضل پورابوطالب فارغ التحصیل داروسازی برای فیلم «من فرزند پدرم».

    فیلم مستند
    رتبه سوم: حمید دلفان از دانشگاه علوم پزشکی لرستان برای اثر «لرستان سرزمین مهر و مفرغ».
    رتبه دوم: تهمینه حسینی عصار از دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان برای اثر «مادری».
    رتبه اول: محسن جهانی از دانشگاه علوم پزشکی مشهد برای اثر «بوکس برای صلح».

    سپس کلیپی از ۱۰ دوره گذشته جشنواره سیمرغ برای حضار پخش شد و نوبت به معرفی سایر برگزیدگان رسید و مرتضی گودرزی دیباج دبیر بخش تجسمی، رحیمی و علیرضا امین مقدم استاد دانشگاه برای اهدای جوایز روی صحنه آمدند.

    بخش تجسمی:
    خوشنویسی، نستعلیق اساتید، کارکنان دانشگاه های علوم پزشکی و جامعه پزشکی کشور
    رتبه سوم: رضا اعظمی از دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای اثر «شمع رسوا».
    رتبه دوم: سیدنجف مسعودی از دانشگاه علوم پزشکی یاسوج برای اثر «نسیم صبح».
    رتبه اول: محمدحسین کرمانی نژاد از دانشگاه علوم پزشکی کرمان برای اثر «چلیپا نستعلیق».

    خوشنویسی، شکسته نستعلیق اساتید، کارکنان دانشگاه های علوم پزشکی و جامعه پزشکی کشور
    رتبه سوم: ابراهیم عابدی از دانشگاه علوم پزشکی ارومیه برای اثر «همانا خدا».
    رتبه دوم: سید نجف مسعودی از دانشگاه علوم پزشکی یاسوج برای اثر «جلوه معشوق».
    رتبه اول: حسین ابراهیم نژاد از دانشگاه علوم پزشکی مازندران برای اثر «همای اوج سعادت».

    خوشنویسی، نقاشیخط اساتید، کارکنان دانشگاه های علوم پزشکی و جامعه پزشکی کشور:
    رتبه سوم: حسین طالب زاده از دانشگاه علوم پزشکی مشهد برای اثر «ای عشق».
    رتبه دوم: محمد فرازی از دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای اثر «بذر اندیشه».
    رتبه اول: حسین ابراهیم نژاد از دانشگاه علوم پزشکی مازندران برای اثر «مرا هزار امید».

    خوشنویسی نستعلیق، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: دیاکو فتحی از دانشگاه علوم پزشکی مراغه برای اثر «سطر عشق».
    رتبه دوم: نیلوفر یاری از دانشگاه علوم پزشکی قزوین برای اثر «نیلوفر».
    رتبه اول: صادق مسعودی از دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای اثر «غم عشق».

    خوشنویسی شکسته نستعلیق، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: سولماز نوروزی از دانشگاه علوم پزشکی زنجان برای اثر «چشمه».
    رتبه دوم: علی مردانی نصرت آباد از دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی برای اثر «الهی».
    رتبه اول: فرهاد آقایی از دانشگاه علوم پزشکی زنجان برای اثر «بهار».

    خوشنویسی، معلی، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: سپیده رنجبر از دانشگاه علوم پزشکی مشهد اثر «عیب رندان».
    رتبه دوم: میثم محمدی‌خواه از دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی برای اثر «وحده».
    رتبه اول: حجت حیدری از دانشگاه علوم پزشکی لرستان برای اثر «مادر».
    خوشنویسی، ثلث، دانشجویان علوم پزشکی:

    رتبه سوم: سید محمدکاظمی از دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای اثر «ونحن اقرب و …»
    رتبه دوم: حجت حیدری از دانشگاه علوم پزشکی لرستان برای اثر «استغفار».
    رتبه اول: محمدرضا فرهادی از دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد برای اثر «سوره ملک».

    خوشنویسی، تحریری، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: دیاکو فتحی از دانشگاه علوم پزشکی مراغه برای اثر «مولانا».
    رتبه دوم: هوشمند تاج دینی از دانشگاه علوم پزشکی زنجان برای اثر «قاصدک».
    رتبه اول: علی سنگ نور از دانشگاه علوم پزشکی تبریز برای اثر «ندای قدسیان».

    خوشنویسی، نسخ، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: حجت حیدری از دانشگاه علوم پزشکی لرستان برای اثر «سوره حمد».
    رتبه دوم: انسیه نصیری از دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای اثر «ولایت امیرالمومنین».
    رتبه اول: غزاله گیوی از دانشگاه علوم پزشکی یزد برای اثر «فرازی از خطبه».

    خوشنویسی، نقاشیخط، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: نوید صبحی از دانشگاه علوم پزشکی تبریز برای اثر «لاحول».
    رتبه دوم: نرگس اسدی از دانشگاه علوم پزشکی ایران برای اثر «که عشق آسان نمود».
    رتبه اول: سهیل باقری از دانشگاه علوم پزشکی کاشان برای اثر «هیچ».

    رشته نقاشی بخش اساتید، کارکنان دانشگاه‌های علوم پزشکی و جامعه پزشکی کشور:
    رتبه سوم: محمد جواد زارع مهذبیه از دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای اثر «شهر».
    رتبه دوم: ستاره مختابادی از دانشگاه علوم پزشکی ایران برای اثر «طبیعت ایران».
    رتبه اول: نادر صیامی از دانشگاه علوم پزشکی قم برای اثر «غروب استانبول».

    رشته نقاشی، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: فرناز ربیعه از دانشگاه علوم پزشکی اهواز برای اثر «می کشی یا می کشی».
    زهرا کریم‌زاده از دانشگاه علوم پزشکی مراغه برای اثر «پرنده».
    زهرا کریم‌زاده از دانشگاه علوم پزشکی مراغه برای اثر «پیرزن».
    رتبه دوم: ملیکا حیدرزاده از دانشگاه علوم پزشکی تهران برای اثر «کرانه حیات».
    رتبه اول: امیرحسین شمس خرم‌آبادی از دانشگاه علوم پزشکی لرستان برای اثر «رضا کیانیان».

    رشته طراحی، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: زهرا ابراهیمی از دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی برای اثر «صورت خیس».
    مجید محمدی از دانشگاه علوم پزشکی ارومیه برای اثر «دختر افغان».
    رتبه دوم: سبحان طاهریا از دانشگاه علوم پزشکی تهران برای اثر «دیده».
    رتبه اول: نرگس گل افشانی علوم پزشکی مازندران برای اثر «کودک روستایی».

    رشته نگارگری، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: منصوره پیرمرادیان از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برای اثر «گیسو کمند».
    رتبه دوم: فرهاد نادریان از دانشگاه علوم پزشکی زابل برای اثر «ماهون».
    رتبه اول: فائزه علی اکبرزاده از دانشگاه علوم پزشکی زنجان برای اثر «نگار».

    رشته کاریکاتور، کارکنان:
    رتبه سوم: شکیلا بهمنش از دانشگاه علوم پزشکی آبادان برای اثر «آلودگی هوا».
    رتبه دوم: محمد حق شناس از دانشگاه علوم پزشکی کردستان برای اثر «نوروز و سلامت اجتماعی».
    رتبه اول: محمد صبوری از دانشگاه علوم پزشکی مشهد برای اثر «نتیجه».

    رشته کاریکاتور، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: سیداسرین رستمی از دانشگاه علوم پزشکی کردستان برای اثر «ساده نگری».
    رتبه دوم: سجاد حسینی عطار از دانشگاه علوم پزشکی گناباد برای اثر «اسیر».
    رتبه اول: مبینا نادری از دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان برای اثر «زباله دان شهری».

    رشته کاریکاتور، فرهنگ سلامت:
    رتبه سوم: زهرا اسدی بیگ زاده از دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان برای اثر «سیگار آخر».
    رتبه دوم: رضا علیپور کلور از دانشگاه علوم پزشکی گیلان برای اثر «معضل قند».
    رتبه اول: امیرحسین پروین از دانشگاه علوم پزشکی جهرم برای اثر «فشار خون».

    رشته کمیک استریپ، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: نگین برزن از دانشگاه علوم پزشکی اهواز برای اثر «کودک کار اینترنتی».
    رتبه دوم: زهرا فاریابی از دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای اثر «ابرینامیت».
    رتبه اول: محمدسعید واحدی پور از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برای اثر «باد از کدام طرف می وزد».

    رشته کمیک استریپ، فرهنگ سلامت:
    رتبه سوم: الناز پرریزی بابادی از دانشگاه علوم پزشکی کاشان برای اثر «سریع و خشن».
    رتبه دوم: نگین برزن از دانشگاه علوم پزشکی اهواز برای اثر «پر پنیر».
    رتبه اول: رضا علی پور کلور از دانشگاه علوم پزشکی گیلان برای اثر «دخانیات».

    صنایع دستی، مصنوعات چوبی:
    رتبه سوم: محمد فراهانی از دانشگاه علوم پزشکی اراک برای اثر «آیه الکرسی».
    رتبه دوم: مهرنوش عظیمی ثانوی از دانشگاه علوم پزشکی مازندران برای اثر «ضامن آهو».
    رتبه اول: فائزه واشقانی فراهانی از دانشگاه علوم پزشکی همدان برای اثر «غزال شش پا».

    صنایع دستی، مصنوعات فلزی:
    رتبه سوم: عهدیه جمشیدیان از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برای اثر «فلزی».
    رتبه دوم: محمد نوری از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برای اثر «بشقاب میناکاری».
    رتبه اول: شمس الدین یوسفی از دانشگاه علوم پزشکی یزد برای اثر «جا قرآنی».

    صنایع دستی، شیشه، سفال و سرامیک:
    رتبه سوم: الهام جلالی از دانشگاه علوم پزشکی بم برای اثر «بشقاب عشق».
    رتبه دوم: هستی همت یار اثر دانشگاه علوم پزشکی گیلان برای اثر «نقطه».
    رتبه اول: فاطمه توبه یانی از موسسه عالی آموزشی و پژوهشی طب انتقال خون برای اثر «و هو علی».

    صنایع دستی، فرش و گلیم:
    رتبه سوم: فرخنده تفته از دانشگاه علوم پزشکی یاسوج برای اثر «بنده».
    رتبه دوم: فائزه افشون از دانشگاه علوم پزشکی جیرفت برای اثر «گلیم خط».
    رتبه اول: فائزه کوچکی از دانشگاه علوم پزشکی بجنورد برای اثر «فرش تزئینی شش ضلعی».

    رشته پوستر، کارکنان:
    رتبه سوم: مجتبی غضنفری جهرمی از دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای اثر «مصرف خودسرانه آنتی بیوتیک را متوقف کنیم»
    رتبه دوم: محمدرضا بلوچی از دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان برای اثر «سرطان پستان».
    رتبه اول: محمدرضا رسولی از دانشگاه علوم پزشکی ارتش برای اثر «غرقه به خون».

    رشته پوستر، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: دارا فضل زاده از دانشگاه علوم پزشکی تبریز برای اثر «ضربان».
    رتبه دوم: سیدمحمد کاظمی از دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای اثر «مهمان سرزده».
    رتبه اول: سیدسجاد بیدکی از دانشگاه علوم پزشکی یزد برای اثر «جنگ جهانی سوم».

    رشته پوستر، بین الملل:
    رتبه سوم: دانیال ال بویه از دانشگاه علوم پزشکی ایران برای اثر « Warning».
    رتبه دوم: سجاد حسینی عطار از دانشگاه علوم پزشکی گناباد برای اثر «Listen more»
    رتبه اول: سیدعلیرضا فعال نظری از دانشگاه علوم پزشکی قم برای اثر « NO STOPPING»

    رشته اینفوگرافیک، فرهنگ سلامت:
    رتبه سوم: کاوه معتمدیان از دانشگاه علوم پزشکی تبریز برای اثر «گل».
    رتبه دوم: صیاد ایران زاده از دانشگاه علوم پزشکی ارومیه برای اثر «سلامت قلب».
    رتبه اول: مرتضی عباس لوی از دانشگاه علوم پزشکی تبریز برای اثر «قلیان سمی برای سلامت».

    رشته عکاسی، کارکنان:
    رتبه سوم: اعظم ترابی از دانشگاه علوم پزشکی سبزوار برای اثر «نقاب».
    رتبه دوم: حامد حیدری ذاکر از دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه برای اثر «ماهیگیران».
    رتبه سوم: مهتاب قائدی از دانشگاه علوم پزشکی اهواز برای اثر «جریان».

    رشته عکاسی، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: سیما حسن‌زاد کفاش اصل سرخابی از دانشگاه علوم پزشکی ارومیه برای اثر «بام شهر».
    رتبه دوم: میلاد اسلام زاده از دانشگاه علوم پزشکی لارستان برای اثر «عطار».
    رتبه سوم: حامد استخری از دانشگاه علوم پزشکی بندرعباس برای اثر «عروج».

    رشته عکاسی، فرهنگ سلامت:
    رتبه سوم: عیسی خالویی از دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان.
    مهزیار مهدی پور از دانشگاه علمی کاربردی شهرداری اهواز برای اثر «پسران کارون».
    رتبه دوم: جواد رضایی از دانشگاه خیام مشهد برای اثر «مادر و فرزند».
    رتبه اول: علی فرقانی از دانشگاه علوم پزشکی البرز برای اثر «سالم ساکن نیست».

    رشته مجموعه عکس، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: سید یاسین حسینی نسب از دانشگاه علوم پزشکی کردستان برای اثر «خوابگاه».
    رتبه دوم: نادیا محبی از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برای اثر «قلمکاری».
    رتبه اول: محمد فتاحی از دانشگاه علوم پزشکی کردستان برای اثر «کال».
    سپس عبدالجبار کاکایی، لاری پور برای اهدای جوایز بخش ادبیات روی صحنه آمدند.

    بخش ادبی:

    شعر طنز، کارکنان:
    رتبه سوم: حجت الله رحیم نیا از دانشگاه علوم پزشکی قزوین برای اثر «پول».
    رتبه دوم: فرشته حاجی زاده از دانشگاه علوم پزشکی آبادان برای اثر «بامبول».
    رتبه اول: روح الله سرطاوی از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برای اثر «کالای داخلی».

    شعر طنز، فرهنگ سلامت:
    رتبه سوم: محسن مفرح از دانشگاه علوم پزشکی تبریز برای اثر «قرص خواب».
    رتبه دوم: رضا مقدم از دانشگاه علوم پزشکی ایران برای اثر «سیگار».
    رتبه اول: مریم حکمت از دانشگاه علوم پزشکی فسا برای اثر «شکسته بند».

    شعر طنز، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: کاظم حکمت از دانشگاه علوم پزشکی فسا برای اثر «برجام».
    رتبه دوم: علی میری از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برای اثر «مسئولیت پذیر».
    رتبه اول: نرگس گل افشانی از دانشگاه علوم پزشکی مازندران برای اثر «ایام توسل».

    رشته نثر طنز، کارکنان:
    رتبه سوم: اکبر شیریان حسین آبادی از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برای اثر «عروس فرنگی».
    رتبه دوم: زهرا شکری شیخی از دانشگاه علوم پزشکی لرستان برای اثر «مدیریتم آرزوست».
    رتبه اول: فاطمه بزرگی از دانشگاه علوم پزشکی آبادان برای اثر «وقتی کدخدای روستا را سیل برد».

    رشته نثر طنز، فرهنگ سلامت:
    رتبه سوم: اسماعیل قاری از دانشگاه علوم پزشکی مشهد برای اثر «آنتی دوت».
    رتبه دوم: مهدی فرزانه از دانشگاه علوم پزشکی نیشابور برای اثر «اصول و فنون خواستگاری و ازدواج سالم».
    رتبه اول: حسن کنی از دانشگاه علوم پزشکی مشهد برای اثر «فراگوش».

    رشته نثر طنز، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: زهرا صادقی از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برای اثر «ما را به خیر تو امید نیست».
    رتبه دوم: فرنوش شفیعی از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برای اثر «دماغ».
    رتبه اول: محمدامین کرمی از دانشگاه علوم پزشکی بندرعباس برای اثر «برادری بهتر از برادران یوسف».

    رشته شعر کلاسیک، کارکنان:
    رتبه سوم: امید خیاطی فرد از دانشگاه علوم پزشکی بوشهر برای اثر «سراب».
    رتبه دوم: مهدی  نقبایی از جامعه پزشکی کشور برای اثر «با ترس زندگی نکن».
    رتبه اول: فرزانه شریفات از دانشگاه علوم پزشکی اهواز برای اثر «آپارتمان».

    رشته شعر کلاسیک، فرهنگ سلامت:
    رتبه سوم: عظیم مرادی از دانشگاه علوم پزشکی بندرعباس برای اثر «فشار سرخ».
    رتبه دوم: سعید ساسانی از دانشگاه علم و فناوری مازندران بهشهر برای اثر «سیگار».
    رتبه اول: رحیمه مهربان از دانشگاه علوم پزشکی مشهد برای اثر «برج سرطان».

    رشته شعر کلاسیک، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: رضا محمودی خورندی از دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله برای اثر «بخند».
    رتبه دوم: سیدحسین میری از دانشگاه علوم پزشکی قم برای اثر «بگو چه کار کنم».
    رتبه اول: میثم خندانی از دانشگاه علوم پزشکی اهواز برای اثر «چرخ خیاطی».

    رشته شعر نو، کارکنان:
    رتبه سوم: سید مهدی مرادیان از دانشگاه علوم پزشکی کاشان برای اثر «درد».
    رتبه دوم: روح الله سرطاوی از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برای اثر «میراث».
    رتبه اول: امید آهرون از دانشگاه علوم پزشکی تبریز برای اثر «ناخوانده».

    رشته شعر نو، فرهنگ سلامت:
    رتبه سوم: امیرمحمد خوبان ازغدی از دانشگاه علوم پزشکی بجنورد برای اثر «ملافه های بیمارستان».
    رتبه دوم: مریم حکمت از دانشگاه علوم پزشکی فسا برای اثر «رسوب».
    رتبه اول: رحیمه مهربان از دانشگاه علوم پزشکی مشهد برای اثر «خیابان».

    رشته شعر نو، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: علی صفار زاده از دانشگاه علوم پزشکی اهواز برای اثر «سکوت».
    رتبه دوم: سیده سارا سپهری از دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای اثر «سرخ تر».
    رتبه اول: میثم خندانی از دانشگاه علوم پزشکی اهواز برای اثر «خاطره».

    رشته ترانه، کارکنان:
    هیات داوران اثری را شایسته دریافت رتبه اول و دوم ندانست.
    رتبه سوم: مهدی نقبایی از جامعه پزشکی، پزشک متخصص کودکان برای اثر «شال».

    رشته ترانه، فرهنگ سلامت:
    رتبه سوم: محمد مهدی درویش زاده از دانشگاه علوم پزشکی مشهد برای اثر «هفت ماهگی».
    رتبه دوم: فاطمه سادات هاشمی بافقی از دانشگاه آزاد اسلامی علوم پزشکی تهران برای اثر «مرگ مغزی».
    رتبه اول: نرگس گل افشانی از دانشگاه علوم پزشکی مازندران برای اثر «آرزوهای مرده».

    رشته ترانه، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: کاظم حکمت از دانشگاه علوم پزشکی فسا برای اثر «فوتبال».
    رتبه دوم: علی محمودی خورندی از دانشگاه علوم پزشکی ارتش برای اثر «ارتش».
    رتبه اول: رضا محمودی خورندی از دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله برای اثر «از آب جوب رفته».

    رشته داستان کوتاه، کارکنان:
    رتبه سوم: لیدا نیک فرید از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برای اثر «دختر قالی».
    رتبه دوم: امین جوکاردریس از دانشگاه علوم پزشکی آبادان برای اثر «ناصر پسر ژان ماری فاف».
    رتبه اول: سارا مهرارا از دانشگاه علوم پزشکی لرستان برای اثر «خشاب».

    رشته داستان کوتاه، فرهنگ سلامت:
    رتبه سوم: سروش شریفی مقدم از دانشگاه علوم پزشکی قم برای اثر «سرطان خون».
    رتبه دوم: رومینا نیک اندیش از دانشگاه نبی اکرم ص تبریز برای اثر «جشن بی کسی».
    رتبه اول: مژده نادری گرنا از دانشگاه صداوسیما برای اثر «انجیرین».

    رشته داستان کوتاه، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: زهرا نقی بیرانوند از دانشگاه علوم پزشکی لرستان برای اثر «کنعان».
    رتبه دوم: فاطمه زهرا ترخان از دانشگاه علوم پزشکی قم برای اثر «حوالی میدان مین».
    رتبه اول: مهدیس صفری رودبار از دانشگاه علوم پزشکی گلستان برای اثر «گزارش واقعی یک خودکشی».

    رشته نثر ادبی، دانشجویان علوم پزشکی:
    رتبه سوم: حمیده کریمی از دانشگاه علوم پزشکی سمنان برای اثر «اردیبهشت».
    رتبه دوم: امیرمحمد خوبان ازغدی از دانشگاه علوم پزشکی بجنورد برای اثر «فکر کردن به تو در فاصله دو بازجویی».
    رتبه اول: محمدرضا ادیبی از دانشگاه علوم پزشکی ایران برای اثر «من بی تو».
    در پایان این مراسم هم علیرضا قربانی به اجرای زنده برای حضار پرداخت.

  • هر شغلی‌ که‌ پذیرفته‌ام، به‌ ادبیات‌ کودک و نوجوان مرتبط بوده است

    هر شغلی‌ که‌ پذیرفته‌ام، به‌ ادبیات‌ کودک و نوجوان مرتبط بوده است

    به گزارش خبرگزاری مهر، خالق شعر ماندگار «صد دانه یاقوت» با حضور در ویژه‌برنامه‌ای با این عنوان در مرکز کانون گناوه گفت: تا به امروز ۴۰ سال‌ است‌ که‌ بدون‌ وقفه‌ برای‌ بچه‌ها کار می‌کنم و هر شغلی‌ را هم‌ که‌ پذیرفته‌ام، به‌ ادبیات‌ کودکان‌ و نوجوانان‌ ربط‌ داشته‌ است.

    رحماندوست در گفت‌وگویی با اعضا مراکز کانون استان بوشهر امیدواری و پشتکار فراوان و مداومت بر آن را دو عامل ضروری در موفقیت بیان کرد.

    وی بیان کرد: ترویج و توسعه فرهنگ مطالعه و همچنین شناخت اصیل و صحیح ادبیات فارسی نیازمند این است تا نظام آموزشی ما با بهره‌گیری از ادبیات عامیانه، مردمی و متون کلاسیک؛ هنرمندانی تربیت کند که با نگاه خلاقانه این منابع غنی و ارزشمند را برای کودکان و نوجوانان بازآفرینی و بازنویسی کنند.

    رحماندوست با تاکید بر زیبایی افسانه‌ها و داستان‌های عامیانه جنوب و به ویژه استان بوشهر خلاقیت و بازآفرینی این متون را معطوف به رفع نیازهای کودکان و نوجوانان و بسیار ضروری و مهم دانست.

    در این برنامه سمیه رسولی سرپرست کانون بوشهر نیز گفت: در کانون پرورش فکری با توجه به این‌که مراکز کانون، کتاب‌خانه‌های تخصصی کودک و نوجوان هستند برنامه‌های کتاب محور به یک هفته منحصر نمی‌شود و در تمام طول سال در حال اجرای برنامه‌های مختلف با موضوع کتاب و کتاب‌خوانی هستیم اما در این یک هفته که به نام کتاب مزین شده در پی توسعه و تحقق هر چه بیشتر فرهنگ کتاب‌خوانی در حوزه کودک و نوجوان بیش از پیش می‌کوشیم.

    رسولی تصریح کرد: بخش عمده و برجسته شناسنامه فرهنگی این مرز و بوم را کتاب تشکیل می‌دهد؛ بنابراین  بر آنیم تا با برگزاری هر چه باشکوه‌تر هفته کتاب، در آشتی‌دادن کودکان‌مان با کتاب این یار مهربان بکوشیم.

    این برنامه با همکاری ستاد برگزاری ضیافت «بفرمایید کتاب» شهرستان گناوه، با اجرای برنامه‌های متنوع و جذاب از سوی اعضا و مربیان این مرکز شامل پخش فیلم زندگی‌نامه مصطفی رحماندوست، اجرای سرود صد دانه یاقوت، قصه‌گویی، نمایش خلاق، رونمایی از کتاب قصه‌ها و مثل‌ها، جشن امضا کتاب و همچنین اهدا کتاب به همه کودکان نوجوانان همراه بود.

  • آشفتگی زبانی از جمله مخاطرات فضای مجازی است

    آشفتگی زبانی از جمله مخاطرات فضای مجازی است

    به گزارش خبرگزاری مهر، سیدعباس صالحی در نشست شورای پاسداشت زبان فارسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تاکید بر این مطلب افزود: زبان و ادبیات فارسی از جوانب مختلف از اهمیت زیادی برخوردار است. از طرفی کانون حفظ هویت ما است و از طرفی دیگر بخش قابل توجهی از میراث بشری به این زبان متصل است.

    وی ادامه داد: همچنین بخشی از میراث انسانی از جمله میراث علمی، فلسفی، ادبی و … به این زبان متصل است و بخش قابل توجهی از میراث اسلامی ما نیز پا به پای این زبان در جریان بوده است. بنابراین زبان فارسی از منظر میراث‌بانی فرهنگی، ادبی، علمی، انسانی و اسلامی ایرانی جایگاه ویژه ای دارد.

    صالحی افزود: زبان و ادبیات فارسی در حلقه اتصال با جامعه آشنا با این زبان در خارج از کشور هم نقش به سزایی ایفا می کند و با توجه به جایگاه رفیع و پر اهمیت خود، بخش بسیاری از جغرافیای بشری را در خارج از کشور به خود اختصاص می دهد.

    رئیس شورای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی ادامه داد: از طرفی دیگر نسل جدید با توجه به تحولات دنیا با میراث فارسی انقطاع یافته و این واقعیت یک مخاطره برای زبان فارسی محسوب می شود. نسل امروز کمتر سعدی و حافظ را می شناسد و با پرچمداران هویت ایرانی اسلامی مان در حد یک اسم آشنا هستند.

    وی در عین حال تصریح کرد: فضای مجازی نیز با همه فرصت هایی که دارد مانند هر پدیده فناوری جدید مخاطراتی هم دارد و آشفتگی زبانی از جمله این مخاطرات است و آشفتگی زبانی در مظاهر اجتماعی نیز از دیگر مخاطرات به شمار می آید.

    صالحی با اشاره به نقش اقوام ایرانی در پاسداشت و اعتلای زبان و ادبیات فارسی ادامه داد: در کنار نقش مثبت و تاریخی اقوام در پاسداشت زبان فارسی، افراطی گرایی اقوام هم می تواند برای زبان و ادبیات فارسی مخاطره آمیز باشد.

    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: باید موضوع زبان و ادبیات فارسی را بیش از پیش جدی بگیریم و با توجه به تاکیدات مقام معظم رهبری بر توجه به اعتلای این زبان جایگاه قابل توجهی در سیاستگذاری های خود برای آن در نظر بگیریم.

    وی با اشاره به قوانین موجود در جهت پاسداشت و اعتلای زبان و ادبیات فارسی ادامه داد: دستگاه های مرتبط در این زمینه باید وظایف ذاتی خود را دنبال کنند و گزارش های موجود در این زمینه را انجام دهند. هم افزایی و استفاده از ظرفیت های یکدیگر نیز در این زمینه اهمیت دارد و قانون پاسداشت زبان و ادبیات فارسی و اصلاحیه آن با این نگاه بوده است.

    عضو کابینه تدبیر و امید افزود: در این حوزه باید وضعیت موجود خود را بدانیم و به رفع موانع در این زمینه بپردازیم و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز با راه اندازی دبیرخانه این شورا در حوزه وزارتی با هدف اهتمام در اعتلای زبان فارسی فعالیت خود را دنبال می کند.

    وی در ادامه با اشاره به وظایف دبیرخانه شورای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی ادامه داد: این دبیرخانه باید بحث های راهبری در این زمینه را دنبال کند و اقداماتی از جمله نشست های تخصصی و گزارش های پژوهشی داشته باشد.

    صالحی تصریح کرد: همچنین توجه به فرهنگ سازی و اقدامات اقناعی از دیگر اقداماتی است که باید مورد توجه این دبیرخانه باشد. جمع آوری گزارش های دستگاه های مختلف در حوزه پاسداشت زبان و ادبیات فارسی و در اختیار اعضای شورا گذاشتن، ارتقای شاخص های کمی و کیفی برنامه های پاسداشت زبان فارسی و … نیز باید مورد توجه این دبیرخانه باشد.

    وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پایان گفت: پیگیری مصوبات جلسه قبل و به نتیجه رساندن آن ها، تعیین نام شرکت ها و مراکز تجاری در مبداء درخواست مجوزها و راه اندازی کمیسیونی برای این شورا با هدف سرعت در فعالیت ها به عنوان مصوبات جلسه امروز است.

    در ابتدای این نشست محمد شالویی دبیر شورای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی گفت: این شورا با توجه به اهمیت زبان و ادبیات فارسی تشکیل شده و اولین مصوبه مربوط به زبان فارسی در تاریخ ۲۶ خرداد سال ۱۳۶۱ به تصویب رسید. دومین مصوبه آن مبنی بر اجتناب جدی فروشگاه ها از اسامی خارجی و بیگانه نیز در جلسه ۱۷۹ شورای عالی انقلاب فرهنگی در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۶۷ به تصویب رسید.

    وی ادامه داد: سومین مصوبه این قانون توسط مجلس شورای اسلامی و در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۷۵ به تصویب رسید. چهارمین آن در جلسه هیات وزیران در سال ۱۳۷۸ بود که آیین نامه اجرایی ممنوعیت استفاده از واژه های خارجی و بیگانه که مصوبه سال ۱۳۷۵ مجلس بود به مرحله اجرایی رسانده و هیات دولت نیز در سال ۱۳۹۴ اصلاحیه ای برای قانون اجرایی آن انجام و ابلاغ کرد و از آن زمان شورای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی شکل گرفت.

    شالویی افزود: هم قوانین موجود در جهت پاسداشت زبان و ادبیات فارسی و هم تاکیدات مقام معظم رهبری بر اعتلای زبان فارسی اهتمام و توجه به این موضوع را نشان می دهد.

    در ادامه این نشست اعضای حاضر نظرات و پیشنهادهای خود در حوزه اعتلای زبان و ادبیات فارسی را بیان کردند.

  • برگزیدگان منطقه یک جشنواره قصه‌گویی معرفی شدند

    برگزیدگان منطقه یک جشنواره قصه‌گویی معرفی شدند

    به گزارش خبرگزاری مهر، هیات داوران این مرحله متشکل از مریم سعادت، علی خانجانی و محسن هجری در آیین پایانی این رویداد که ۲۶ آبان‌ماه، در ارومیه برگزار شد ضمن صدور بیانیه‌ای، پنج برگزیده این مرحله را اعلام کردند.

    داوران این مرحله پس از شنیدن ۲۵ قصه در روزهای ۲۵ و ۲۶ آبان ۱۳۹۸، شادی پاکزاد با قصه‌ «یک در هزار» از استان آذربایجان‌غربی، فاطمه محمودی با قصه‌ «خواب» از آذربایجان‌شرقی، کیوان باقلاچی با قصه «گرگ و برگ» از اردبیل، هادی رفیعی با قصه «فیروز» از زنجان و اعظم نوری‌زاده با قصه «صفر کله گنده» از استان قزوین به عنوان نفرات راه‌یافته به مرحله بین‌المللی انتخاب شدند.

    هم‌چنین هیات داوران کبری مروت‌جو، سیمین محمدعلی‌پور، سارا وطن‌خواه، سمانه زمانی و مینا عابدی را نیز شایسته تقدیر معرفی کردند.

    بر همین اساس محمدمهدی شهریاری استاندار آذربایجان ‌غربی نیز به مناسبت برگزاری مرحله منطقه‌ای جشنواره قصه‌گویی به میزبانی ارومیه در پیامی این رویداد فرهنگی را افتخاری برای خطه‌ی شهیدپرور آذربایجان غربی دانست.

    شهریاری در این پیام آورده است: قصه‌ها کهن‌ترین زاده‌ی بشری و مخزن آگاهی و معرفت‌اند و قصه‌گویان در طول تاریخ با گشودن این رازهای کهن همواره آفرینندگان اصلی فرهنگ هستند.

    وی هم‌چنین اشاره کرده است قصه‌ها مبتنی بر واقعیت‌های زندگی و عامل اصلی شکل‌گیری، بقا و ماندگاری تمدن‌ها به شمار می‌روند و قصه‌های دینی و حماسی، روح آزادگی، صلح، مهربانی و وطن دوستی را برای یک ملت به ارمغان می‌آورند.

    در بخش دیگری از پیام استاندار آذربایجان غربی آمده است: امروز همه ما از تاثیرهای تربیتی قصه‌ها آگاهیم؛ انتقال مفاهیم و ارزش‌ها، رشد خلاقیت‌ها، ترویج تلاش‌گری، تقویت مهارت‌های کلامی و شنیداری، تقویت قدرت تخیل و تصویرسازی و… از آثار ارزشمند قصه است که قصه‌گو با هنرمندی برای مخاطب بازگو می‌کند.

    مراسم پایانی مرحله منطقه‌ای جشنواره قصه‌گویی ۲۶ آبان در مجتمع شهید فرخی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ارومیه برگزار شد.

    مرحله پایانی بیست‌ودومین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی از ۲۶ تا ۳۰ آذر در تهران، خیابان حجاب، مرکز آفرینش‌های فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار خواهد شد.

  • ترجمه اسپانیولی رمان محمد(ص) منتشر شد

    ترجمه اسپانیولی رمان محمد(ص) منتشر شد

    به گزارش خبرنگار مهر، ترجمه‌ای از رمان محمد(ص) ابراهیم حسن‌بیگی در آمریکای جنوبی ترجمه و منتشر شد.

    این ترجمه تازه به زبان اسپانیولی و توسط آنخلیکا ماریا روخاس انجام شده و در شهر بوگوتا پایتخت کلمبیا منتشر شده است.

    رمان محمد در پانزده بخش تالیف شده است و داستان آن درباره شخصی یهودی است که به عنوان یک دانشمند معرفی می‌شود، از طرف شورای عالی یهود مأمور می‌شود به سمت پیامبر اسلام(ص) رفته و با تظاهر به اسلام آوردن، یا او را کشته یا عقایدش را به چالش بکشد.

    وی به سوی پیامبر اکرم (ص) رفته و شرح زندگی و فعالیت‌های او را در پانزده گزارش مجزابرای شورای عالی یهودیان ارسال می‌کند. اما پس از ارسال گزارش پانزدهم که در ایام بیماری و رحلت پیامبر اکرم(ص) انجام می‌شود، به شهر خویش باز می‌گردد و حس می‌کند که دچار نوعی فقدان شده و روح خود را اسیر رفتار و پیام و کردار پیامبر اکرم(ص) می‌بیند.

    او درمی‌یابد که اتفاقی در درونش رخ داده است. به ویژه اینکه متوجه می‌شود که در مدت ارسال این نامه‌ها رئیس وی بر اثر مطالعه این نامه‌ها و آشنایی با کردار و منش پیامبر(ص) به اسلام گرایش پیدا کرده است.

    این رمان پیش از این به زبان‌های انگلیسی، ترکی، تاجیکی و گرجی نیز ترجمه و منتشر شده است.

  • غیبت چشمان باز نقد در مواجهه با شعر امروز/چرا نقد جدی شعر نداریم؟

    غیبت چشمان باز نقد در مواجهه با شعر امروز/چرا نقد جدی شعر نداریم؟

    خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ: با وجود اهمیت شعر به‌عنوان هنر یا بخشی از ادبیاتِ ایران، پژوهشگران و صاحب‌نظران این‌حوزه معتقدند شعر دیگر تاثیرگذاری سابق خود را ندارد و آن‌طور که باید و شاید، در زمینه تحولات یا جریان‌های اجتماعی، جریان‌ساز نیست. البته مقصود از این‌گونه شعر، شعرهای جدی و سازنده ادبیات است نه ترانه یا قطعه‌هایی که گاهی توسط برخی خوانندگان دسته‌چندم خوانده و تبدیل به بخشی از فرهنگ عامیانه می‌شوند.

    به‌هرحال یکی از ضعف‌هایی که شعر در روزگار اکنون دارد، عدم نقد جدی و سازنده است که بعضا در برخی از رسانه‌ها و مجلات به این موضوع پرداخته می‌شود اما این‌پرداخت‌ها موقتی و بدون استمرار هستند. به‌عبارتی، وضعیت شعر و نقد آن در قالب جزیره‌های جدا از یکدیگر و نه در قالب یک جریان منجسم دنبال می‌شود.

    یکی از گفتگوهای قابل تاملی که با محوریت موضوع موردنظر، در یکی از رسانه‌های مکتوب ادبی‌فرهنگی کشور منتشر شده، میزگردی با عنوان «شعر امروز در غیبت چشمان باز نقد» است که با حضور مشیت علایی، کامیار عابدی و حافظ موسوی برگزار شده و برخی سخنان مطرح‌شده در آن، در وضعیت کنونی که در دوران کمبود نقد و تحلیلِ شعر امروز به سر می‌بریم، می‌تواند قابل تامل و توجه باشد. این‌میزگرد که قصد مرور و بازخوانی فرازهایی از آن را داریم، در شماره اخیر ماهنامه آزما (شماره ۱۴۱) ویژه آبان‌ماه منتشر شده و محوریت آن هم، وضعیت نقد شعر معاصر است.

    در ادامه این‌مطلب، به بررسی و مرور اجمالی فرازهای مهم گفتگوی مذکور می‌پردازیم.

    در میزگرد مورد اشاره، مشیت علایی نویسنده، مترجم و منتقد، نبود نقد [البته به تعبیر خودش شکل نسبی آن را] دو علت دارد که یکی مثبت و دیگری منفی است. علت مثبت این است که منتقدان متوجه شده‌اند بدون یک چارچوب نظری_ روان شناسی‌_جامعه شناسی، نقد جنبه   ذهنی و سلیقه ای پیدا می کند، یعنی همان چیزی که به آن نقد امپرسیونیستی می گویند و نقد، اگر پشتوانه  نظری نداشته باشد، تبدیل به عرصه‌ای برای بیان ذوقیات و حب و بغض، می‌شود که با توجه به روان‌شناسی مردم ما بستر بسیار آماده ای دارد. سویه ی عینی و علمی نقد، که آن را از حالت درد دل خارج، و به گذاره‌ای برای شناخت زیبایی اثر و به‌ویژه قرائت رادیکال آن تبدیل می کند، فقط در گرو نظریه است. علایی همچنین علت منفی‌ای را که باعث نبود نقد صحیح در شعر امروز ایران است، مرتبط با وجه ایجابی آن برمی‌شمارد و معتقد است اما وجه منفی داستان، که البته مرتبط است با وجه ایجابی آن. هجوم نظریه و فراوانی تولید آن، عمدتا از طریق ترجمه، از فقر آثار خلاقه خبر می دهد. یعنی حرکتی است پر کردن خلأ ناشی از خلاقیت هنری و در عین حال معلول هجوم فرهنگ پست مدرن به ما است؛ یعنی یک حالت وارداتی. علایی معتقد است تمرکز بر نظریه از بحران ادبی خبر می دهد. در خود غرب هم «نظریه  ادبیات» در کشاکش پرتنش دهه های پایانی قرن بیست جایش را به «فلسفه  ادبیات» داده که در مقایسه با آن یک، نشان از تغییر به احسن ندارد. از نظر علایی، این‌گونه است که حجم زیادی از نظریه های ادبی وارد فضای فرهنگی ایران شده است.

    کامیار عابدی در میزگرد مورد اشاره، با طرح مشکلات شعر امروز کشور می‌گوید این‌روزها نمی‌شود ۱۰ نفر را به‌عنوان نماد شعر امروز نام بُرد. اما با انبوهی از اشعار مواجه هستیم که شاعرانشان همگی از روی دست یکدیگر می‌نویسند. به تعبیر عابدی ممکن است برخی از این‌شاعران بیشتر از دیگران دیده شوند اما به‌طور کلی ۱۰ سرگروه و نماد مهم و جریان‌ساز در شعرِ دوره‌ای که در آن به سر می‌بریم، وجود ندارد. آن‌کسانی هم که به‌عنوان نماد و به‌قولی لیدر معرفی شده‌اند، شاعرانی هستند که مخاطب پس از یک‌بار مطالعه شعرشان، آن را کنار می‌گذارد. در نتیجه برای منتقد هم انگیزه‌ای برای نقد چنین اشعاری باقی نمی‌ماند. یکی دیگر از حاضران در میزگرد معتقد است در حال حاضر،‌ جامعه ادبی کشور با تعداد زیادی جوان روبروست که یا می‌خواهند شاعر شوند و یا شاعر هستند. تعداد دفاتر شعر هم آن‌قدر زیاد است که اگر فردی علاقه‌مند به نقد حرفه‌ای هم بخواهد در چنین فضایی کار کند، دچار سردرگمی خواهد شد چون انتخاب و سپس به تبع آن نقد، کار بسیار دشواری است. بنابراین سیطره کمیت و کیفیت بر عرصه شعر بر نقد آن هم تاثیر گذاشته است.

    موسوی معتقد است نفسِ چنین وضعیتی، خوراکی برای نقد است و باید درباره‌ آن نوشت. عابدی هم در پاسخ به این‌موضع موسوی می‌گوید «گفته می‌شود اما کم‌تر نوشته می‌شود.» و معتقد است این گفت و نوشت‌ها تاثیری ندارند. این‌عدم تاثیرگذاری در کلام کامیار عابدی به دلایلی از جمله تیراژ کم نشریات بستگی دارد؛ و یا این‌که صدای قلم نویسندگان در مطبوعات و نشریات ادبی، تا حد بسیار کمی شنیده می‌شود. عابدی می‌گوید مگر این‌که فرد مطلبش را در فضای مجازی و اپلیکیشن‌هایی مثل اینستاگرام بنویسد تا دیده، و به بحث گذاشته شود. با این‌حال در چنین فضاهایی هم نمی‌توان حد حق مطلب را ادا کرد و مطلب نقد چندصفحه‌ای منتشر کرد چون چنین فضاهایی، ویژه مطالب کپسولی و یادداشت‌های کوتاه هستند. یکی از جملات مهم عابدی در این‌مصاحبه، این است که «ما الان رسانه‌ای که مخاطب بخواند، نداریم.»

    یکی از سوالات مهمی که در این‌گپ و گفت چندنفره مطرح شده، این است که «واقعا چرا نباید در مجلات ما هر شماره حداقل یک نقد چاپ شود؟» که طرح آن توسط موسوی انجام شده و پاسخ عابدی به آن این است که توان مالی پرداخت حق‌التحریر چنین‌مطالبی وجود ندارد.

    از جمله صحبت‌های مهم در این‌میزگرد چاپ کتاب‌های شعرِ به‌وضوح بدْ است که گاهی به چاپ‌های بالا مثل چاپ بیست و چهارم می‌رسند اما کسی شجاعت گفتن این‌که این‌کتاب‌ها آثار بد و به قول یکی از حاضران در میزگرد مزخرف هستند، ندارد. یکی از حاضران بر شجاعت بیان این‌واقعیت تاکید دارد و دیگری می‌گوید در صورت چنین‌کاری و درگیری با چند نویسنده و شاعر، منتقد دیگر امکان کار در رسانه‌ها و مطبوعات را ندارد چون به گواه دیگر حاضران در میزگرد، فضای باندبازی و انحصارطلبی بر فضا حاکم است. در نتیجه یکی از حاضران (مدیرمسئول مجله مورد اشاره) این نظر را مطرح می‌کند که اگر نقدها جنبه انتقادی_تحلیلی داشته باشند، تا حدی واکنش‌برانگیز هستند اما اشکال اصلی در این است که همه، یا مشغول تعریف‌ از یکدیگر هستند یا با سنجه‌های من‌درآوردی و غیرعلمی نقد می‌نویسند. حساب این‌دو گروه یعنی آن‌هایی [که یا تعریف و تمجید می‌نویسند و یا غیرعلمی می‌نویسند] هم که از کسانی که حوصله نوشتن ندارند، جداست.

    بخشی از گفتگوی چاپ‌شده در آزما، درباره احترام یا بی‌احترامی افراطی به اشخاص است. شاهد مثال این‌صحبت هم برگزاری نشست های نسبتا زیاد فرهنگی است که در سال های اخیر در کشور برگزار می‌شود و کم تر مراسمی را می‌توان یافت که بزرگداشت کسی نباشد. البته در خلال گفتگو، این‌مساله هم گوشزد می‌شود که شاید این  ازدیاد برنامه و بزرگداشت، جبران سال هایی باشد که دانشوران، نویسندگان و شاعران مورد قدرناشناسی قرار می‌گرفتند و در ادامه درباره جریانی که طی دو دهه اخیر در نقد ادبی کشور شروع شده هم صحبت می‌شود که هم به‌لحاظ نظری و هم به عملی، پیش از انقلاب جنبه  پراکتیکال و کاربردی بیشتری داشته است. بخش دیگری از این‌بحث درباره تعداد اندک ترجمه‌هایی است که درباره موضوع نقد ادبی از سال های ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ منتشر شده‌اند و این‌که از دهه  ۶۰ ترجمه این نوع کتاب ها رشد می کند.

    از جمله جمع‌بندی‌هایی که در این‌گفتگو و میزگرد مطرح شده، مربوط به مقایسه‌ای بین گذشته‌ای است که در آن تولیدات ادبی طنین داشتند و مجله‌ها خوانده می‌شدند با آینده‌ای که اکنون باشد. در گذشته مورد اشاره، طنین تولیدات ادبی، انعکاس اجتماعی هم پیدا می‌کردند و اگر شعری منتشر یا مجله‌ای چاپ می‌شد، توسط اکثریت جامعه خوانده می‌شد. اما در حال حاضر چنین اشتیاقی وجود ندارد. سوال مهمی که موسوی در این‌میان مطرح می‌کند این است که در چنین وضعیتی، سهم نقد چه‌قدر است؟ در وضعیتی که از دهه هفتاد به این‌سو، نقد ادبی بیشتر سمت‌وسوی فرمالیستی به خود گرفته است…

    مشروح متن میزگرد مذکور در شماره فعلی و موجود مجله آزما قابل دسترسی و قابل مطالعه است و علاقه‌مندان و منتقدان را به این‌منبع ارجاع می‌دهیم.

  • تکثیر تاسف‌انگیز زوال در یک جایزه ادبی

    تکثیر تاسف‌انگیز زوال در یک جایزه ادبی

    خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ:

    صحبت از جوایز ادبی در جغرافیای ایران در سال‌های اخیر از فرط تکرار به یکی از غیرجذاب‌ترین امور برای اهالی فرهنگ و قلم و حتی رسانه شده است. گویی نه گوش شنوایی برای شنیدن نقدها و نظرها وجود دارد و نه عزمی برای اصلاح امور. در چنین موقعیتی است که جوایز ادبی مبدل به یکی از خودمختارترین و خودروترین رویدادهای فرهنگی در جغرافیای فرهنگی ایران شده‌اند.

    سال گذشته و پس از پایان اختتامیه جایزه ادبی جلال ‌آل احمد دبیر اجرایی این جایزه در حرکتی در خور تامل جمعی از اصحاب رسانه را در نشستی گردخود آورد و پذیرای صحبت‌ها و نقد و نظرهای آنها درباره این رویداد شد. جایزه‌ای که انتخاب‌های آن در همان سال حواشی زیادی را با خود به همراه آورده بود و در صحبت‌های رد و بدل شده در این نشست نیز پیرامون آن صحبت‌های زیادی صورت پذیرفته بود. ماحصل آن رویداد اما در حداقلی‌ترین شکل خودش این بود که این امید را زنده کرد که در ادامه راه بسیاری از تغییرات مثبت کارشناسی و بیان شده درباره این رویداد راهی به عمل پیدا کند.

    در ادامه اما ماجرای ادغام موسسات تحت امر معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شائبه انحلال بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان مطرح شد و مدیرعامل این بنیاد نیز با صحه گذاشتن به این تحولات بنیادی خود را تابع آن عنوان کرد. این به معنی آن بود که جایزه ادبی جلال در سال جاری به احتمال بالا آخرین دوره برگزاری خود را تحت اجرای این تشکیلات سپری می‌کند.

    با انتخاب دبیر علمی و اعلام تدریجی داوران این جایزه اما این موضوع شکل دیگری نیز به خود گرفت و خروجی تصمیمات و انتخاب‌ها و انتصاب‌های این جایزه در سال جاری نشان داد که بنیاد زودتر از موعدی که فکرش را می‌شد کرد کار را به حال خود رها کرده تا باری به هرجهت مهمترین جایز ملی دولتی ادبیات ایران به کار خود پایان دهد.

    شاید تا پیش از اعلام نامزدهای این جایزه مساله اصلی انتخاب دبیر علمی در این رویداد بود که جدای از وجوه ادبی و تجربه موفقش در خلق اثر تجربه مدیریت چنین رویدادی را ندارد و نمی‌تواند جمعی قابل قبول را به عنوان داور با همکاری هیات علمی این جایزه گرد آن جمع کند. هرچند که این نقد را می‌شد پذیرفت و یا نه اما اتفاق رخداده در ادامه راه نشان از این داشت که چندان بی‌راه نیز این اتفاق میسر نشده است.

    طرفه اینکه این جایزه رفته رفته با معرفی نامزدهای خود پرده از داوران خود نیز برداشت. داورانی که برخی در حوزه تحت داوری خود حتی یک اثر منتشر شده نیز ندارند؛ کمتر فردی در دنیای ادبیات نامی از آنها شنیده و یا عمده تلاش حرفه‌ای‌شان در حیطه‌ای خارج از موضوع داوری‌شان بوده است. باقی اسامی نیز که وجاهت ادبی این قضاوت را داشتند از فرط تکرار حضور در این رویداد به عنوان داور و دبیر و برگزیده و عناوین مشابه دیگر حس ناخوشایندی را به هر مخاطب پیگیر ادبیات القا می‌کنند.

    این نوشتار با تلخی و گزندگی خود راوی فرجامی این جایزه به حال خود رها شده در سپهر فرهنگی ایران در دوره اعتدال است؛  گویی اعتدال در ادبیات را در ایران تنها چند نام تکراری و یا چند عنوان پرت و اشتباه می‌توانند برقرار سازند، غافل از اینکه آنچه رخ داده است تنها زوال یک رویداد ادبی بوده است و نه اعتدال در آن.

    تجربه پنج‌ساله اخیر این جایزه نشان داده که اداره‌کنندگان این رویداد به هیچ روی حتی در مقام کوچکترین پیشنهاد برای اجرای این جایزه سر اصلاح رویه‌های خود ندارند و از همین حالا نیز مشخص است که قطار مطول توجیهات پیرامون امر صورت داده‌شان در سال جاری را نیز روی ریل آماده حرکت به سمت رسانه‌های منتقد خود کرده‌اند اما اگر نه رسانه‌های امروز که تاریخ فرهنگ و ادبیات ایران گواهی خواهد داد که چگونه یکی از بزرگترین روزنه‌های امید پیش روی ادبیات ایران و فعالان آن با چنین نگاه‌های جزمی مبدل به بارزترین نماد زوال ادبیات در تفکر دولتی فرهنگی در ایران شد.

    جایزه ادبی جلال با معرفی داوران و نامزدهای خود در سال جاری برای بخش وسیعی از بدنه ادبیات داستانی و فعالان رسانه‌ای آن ثابت کرد که دیگر جز یک نام و نشان کم رمق و پوسته‌ای نازک چیزی بر قامت خود ندارد. هر چند مایه تاسف است اما این جان کلام است.