برچسب: رمان

  • نشان تقدیر دانشگاه دولتی قرقیزستان به رایزن فرهنگی ایران اعطا شد

    نشان تقدیر دانشگاه دولتی قرقیزستان به رایزن فرهنگی ایران اعطا شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، این دانشگاه که اخیرا نام خود را از دانشگاه دولتی علوم انسانی به دانشگاه دولتی بیشکک تغییر داده و هفته گذشته چهل سالگی خود را جشن گرفت؛ از جمله معتبرترین دانشگاه‌های قرقیزستان بوده و مهمترین کانون و مرکز اصلی تدریس و آموزش زبان فارسی در این جمهوری محسوب می‌شود. زبان فارسی از سال ۱۹۹۲ در انستیتو شرقشناسی و روابط بین الملل این دانشگاه آموزش داده می‌شود.

    این گزارش حاکی است که، آموزش زبان فارسی در دانشگاه‌های قرقیزستان و به ویژه دانشگاه دولتی بیشکک در طول سال‌های گذشته همواره مورد حمایت سفارت و رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران بوده و خود مسئولان دانشگاه نیز بارها این حمایت‌ها را مورد اشاره قرار داده‌اند. در این گزارش آمده است، تعامل و ارتباط سازنده با انستیتو شرقشناسی و روابط بین الملل دانشگاه دولتی بیشکک در طول ۸ ماه گذشته بیش از گذشته مورد توجه و اهتمام قرار گرفته است.

    در مراسم اعطای نشان تقدیر دانشگاه دولتی بیشکک که نورلان بیک بالتابایف رئیس گروه زبان‌های خاورمیانه و خاورنزدیک دانشگاه دولتی بیشکک؛ زلیخا ثقفی زنجانی استاد ایرانی زبان فارسی دانشگاه و همکاران رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران حضور داشتند؛ تالاس بیک مشرب اف رئیس انستیتو شرقشناسی و  روابط بین الملل این دانشگاه ضمن اشاره به سوابق  و پیشینه آموزش زبان فارسی در دانشگاه دولتی بیشکک و سوابق  همکاری‌ها با سفارت و رایزنی فرهنگی ایران در طول سال‌های گذشته؛ اظهار داشت: مجموعه کارهایی که در این مدت چندماهه توسط پرویز قاسمی رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در قرقیزستان صورت گرفته است؛ به پاس تقدیر از این تلاش‌ها و همکاری‌های سازنده و فعال شدن تعاملات در حوزه زبان فارسی؛ شورای علمی دانشگاه تصمیم گرفت با اعطای بالاترین نشان دانشگاه از تلاش‌ها و فعالیت‌های او در تقویت تعاملات فرهنگی آموزشی فیمابین تقدیر به عمل آورد.

    قاسمی رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بیشکک نیز ضمن تشکر از مدیریت دانشگاه دولتی بیشکک در حمایت از روابط و مناسبات فرهنگی و آموزشی فیمابین و به ویژه حمایت از گروه زبان فارسی این دانشگاه و اعطای نشان، آمادگی خود را برای تداوم و تقویت همکاری‌ها اعلام کرد. وی همچنین خواست و اراده مسئولان ذیربط دو کشور برای تقویت مناسبات فیمابین در همه زمینه‌ها را مورد اشاره قرار داد و نسبت به گسترش و تعمیق  بیش از پیش همکاری‌ها در حوزه‌های فرهنگی ابراز اطمینان کرد.

  • «تا ابد با تو می مانم» تبلور سبک زندگی عاشقانه و حماسی است

    «تا ابد با تو می مانم» تبلور سبک زندگی عاشقانه و حماسی است

    به گزارش خبرگزاری مهر، مراسم رونمایی و خوانش کتاب «تا ابد با تو می مانم» همزمان با سالروز ولادت امام حسن عسکری(ع) با حضور سردار جانباز اکبر نجاتی، مریم مقدس راوی و مریم عرفانیان نویسنده اثر، حجت الاسلام گنابادی نژاد رئیس سازمان فرهنگی آستان قدس رضوی، حجت الاسلام سبزیان مدیرکل کتابخانه های عمومی خراسان رضوی، مدیرعامل انتشارات به‌نشر، جمعی از فرهیختگان و نویسندگان مطرح مشهدی و مادران و همسران شهدای هشت سال دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم با مشارکت جمعی از سازمان های فرهنگی در موسسه فرهنگی قدس در مشهد برگزار شد.

    سردار جانباز اکبر نجاتی از فرماندهان دوران دفاع مقدس در این مراسم با ذکر خاطراتی از سردار سرلشگر شهید شوشتری در ارتباط با نقش مادران و همسران در هشت سال دفاع مقدس و اهمیت تکریم خانواده اظهار کرد: در ابتدا اگر توفیق حضور در جبهه نصیب بنده شد مرهون اذن مادرم و پس از آن همراهی همسرم بود و خداوند متعال را شاکرم که توانستم از این سرزمین اسلامی و ارزش های اسلامی دفاع کنم.

    مریم مقدس راوی این اثر و همسر سردار جانباز اکبر نجاتی نیز بیان داشت: خانم عرفانیان برای این گفتگو چهار سال آمدند و رفتند تا من برای صحبت متقاعد شوم زیرا جزئیات زیادی از خاطرم رفته بود، اگر زیبایی در این کتاب مشاهده می کنید به دلیل قلم قوی خانم عرفانیان است و خودم را قابل این موضوع نمی دانم.

    مریم عرفانیان نویسنده کتاب «تا ابد با تو می مانم» نیز گفت: از سال ۸۵ تا ۸۹ که مسئولیت جمع آوری آثار شهدا در بنیاد شهید و امور ایثارگران را بر عهده داشتم با خانم مقدس و سردار نجاتی آشنا شدم و اکنون که به آن سالها می نگرم، آن سال‌ها گنج زندگی من بوده است.

    وی با بیان اینکه سردار نجاتی نه تنها با جمع آوری خاطرات زندگی وی مخالفتی نداشتند بلکه با روی گشاده استقبال کردند، تصریح کرد: برخی از مواردی که در این کتاب نباید نوشته می شد را نوشتم و از سانسورهایی که در ادبیات دفاع مقدس وجود دارد چشم پوشی کردم.

    عرفانیان خاطرنشان کرد: قصه ای را نوشتم که خدا نوشته بود، نگارنده سخنان خانم مقدس بودم و واسطه ای بودم که به دست خوانندگان برسانم، شهدا در این مسیر من را یاری کردند و سردار نجاتی و خانم مقدس همچون پدری دلسوز و خواهری مهربان از هیچ گونه کمکی دریغ نکردند.

    معاون تولید انتشارات به‌نشر نیز در این مراسم با بیان اینکه در یک نگاه کلی، ادبیات دفاع مقدس به دو دسته متعهد مبتنی بر واقعیت بینی و غیر متعهد مبتنی بر فرضیات واهی طبقه بندی میشوند، گفت: این دو ادبیات ریشه در دو جهان بینی متفاوت در نویسندگان دارد، جهان بینی که از جنگ فقط سختی های آن را می بیند و نوع دیگری از جهان بینی که در کنار سختی ها و تلخی ها اما رشادت ها و زیبایی های آن را نیز مشاهده می کند که این امر از همان روزهای اولیه جنگ تحمیلی در بین نویسندگان وجود داشت.

    سید احمد میرزاده تصریح کرد: نویسندگان مارکسیست که در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی فعال بودند و جنگ را اساسا حاصل نگاه سودجویانه طبقه سرمایه دار می دانستند و برخی افرادی که در دهههای بعد فعال هستند اساسا تصاویری توام با خشونت و بمباران به نمایش می گذارند و از یک سلسله نظریات روانشناختی غربی این مضامین را برای سلامت روانی جامعه مضر قلمداد میکنند که این نظرات نه بر واقعیت ها منطبق هستند و نه با آموزه های دینی ما سازگاری دارند.

    وی افزود: ملت ایران در طول تاریخ در برابر تهاجم تمام بیگانگان ایستاده و به پیروزی رسیده است و این حاصل روحیه حماسی شیعی ملت ایران است که با فرهنگ پر از شور و شعور عاشورا پرورش یافته است.

    عضو انجمن قلم تاکید کرد: همین تجربه ۳۰ ساله بعد از دفاع مقدس به ما ثابت کرده است این روحیه شجاعت ملی را شعله ور نگاه داریم، آمادگی برای جنگ ضامن صلح است. از طرفی اگر در زمینه ثبت آرمان های دفاع مقدس کوتاهی کنیم، دشمنان در جعل و تحریف تاریخ کوتاهی نمی کنند و تاریخ را وارونه جلوه می دهند.  

    وی خاطرنشان کرد: در تمام دنیا ادبیات دفاع جزء پرخواننده ترین آثار است همچنان که دهه ها از جنگ جهانی دوم می گذرد و هنوز آثار سینمایی بی شماری ساخته و از آنها استقبال خوبی می شوند، همانطور که هشت سال دفاع مقدس به دلیل جمیع جنبه های ملی دارای چنان ظرفیتی است که ادبیات پایداری ما آبستن تولید یک شاهکار بزرگ ادبی در سطح شاهنامه فردوسی است و وظیفه همه متولیان نشر کمک و حمایت از این نوع ادبیات است تا زمینه را برای زایش خلاق بزرگ فراهم کنند.

    میرزاده تصریح کرد: ادبیات جانبازی در ذیل ادبیات پایداری از موثرترین و حرکت آورترین مضامین مربوط است زیرا مسائل مربوط به

    جانبازی با پایان جنگ به فراموشی سپرده نمی شود و زندگی یک جانباز تا آخرین لحظه یک مجاهده است چرا که این برای اطرافیان انگیزه بخش است و در تمام دنیا برای ادبیات جانبازی سرمایه گذاری و تبلیغ ویژه می شود.  

    به گفته وی پیش از انقلاب اسلامی، نقش زن در ادبیات داستانی ما یک نقش دست چندم و فرعی بود و تنها برای برخی از جاذبه های جنسیتی بود که خواننده را تا پایان داستان نگه دارد اما به برکت انقلاب اسلامی و ادبیات دفاع مقدس، نقش زن در ادبیات داستانی ما به نقش اصیل یک زن مسلمان برگشته است، همچنان که زندگی سردار نجاتی و همسر ایشان به لحاظ جمیع جنبه ها دارای چنان ظرفیتی است که معتقدم می توان از آن چندین رمان نوشت و فیلم سینمایی ساخت.

    در ادامه حجت الاسلام علی اکبر سبزیان، مدیرکل نهاد کتابخانه های عمومی خراسان رضوی اظهار کرد: در اداره کل کتابخانه های عمومی خراسان رضوی خوانش و معرفی کتاب های دفاع مقدس با جدیت دنبال می شود و نشان می دهد باید از زاویه دیگر به دفاع مقدس نگاه کرد، درس های فراوان در تاریخ زندگی شهدا و تجربیات ناب زندگی سرداران بزرگوار می تواند راهگشای زندگی امروز باشد.

    وی ادامه داد: آنچه که در کتاب «تا ابد با تو می مانم» می تواند مورد توجه قرار گیرد مقوله سبک زندگی است، مهارت تصمیم گیری در دوراهی زندگی یکی از مهم ترین بخش هایی است که در این این کتاب به آن اشاره می شود و قدرت تصمیم گیری به جوانان در آستانه ازدواج را می آموزد.

    سبزیان با بیان اینکه عنصر توکل به خداوند در این اثر موج می زند، یادآور شد: بحث مداراکردن، احترام به والدین و حیا این کتاب را به یک اثر عاشقانه عارفانه حماسی تبدیل کرده است که عشق در آن موج می زند و حماسه ای توام با عرفان است و «تا ابد با تو می مانم» می تواند دستمایه خوبی برای یک فیلم نامه جذاب امروزی باشد.

    وی با اعلام موافقت دکتر کرباسی نایب رئیس مجمع خیرین توسعه کتابخانه ها و ترویج کتابخوانی استان به جهت خرید این کتاب برای کتابخانه های عمومی خراسان رضوی و تعدادی نیز برای ترویج در مجموعه های فرهنگی خاطرنشان کرد: خروجی این جلسه می تواند معرفی این کتاب به جوانانی باشد که در آستانه ازدواج قرار دارند و مشکلاتی را پیش رو دارند و به آنها یاد می دهند که موانع را از سر راه بردارند.

    همچنین در این مراسم جمعی از فعالان ادبیات و نشر با خوانش قسمت هایی از این کتاب به معرفی آن پرداختند.

    مهدی ابراهیمی از فعالان فرهنگی مشهد با بیان اینکه صلابت سردار جانباز نجاتی با قلم نویسنده به خوبی به آن پرداخته شده و طراحی جلد این اثر نیز به خوبی توسط به‌نشر انجام شده است، گفت: موضوع تاریخ شفاهی بسیار با اهمیت است و هر کتاب در صد سال آینده می تواند یک گلوله در برابر تحریف باشد.

    وی با ارائه پیشنهاد تبادل تاریخی و سال نگاری در وادی ادبیات شفاهی افزود: روایت های شفاهی همچون کتاب «تا ابد با تو می مانم» باید پرقدرت تر و ادامه دار باشند.

    فاطمه کنعانی از نویسندگان عصرانه داستان نویسان رضوی نیز با بیان اینکه توصیفات ملموس نویسنده اثر آنچنان پرقدرت است که تمامی آلام شخصیت های کتاب بسیار باورپذیر می باشد و بسیاری از عناصر درام در آن رعایت شده است، اظهار کرد: این اثر روایتگر یک عشق ماندگار و مداوم است و ریشه این تداوم را کسی خواهد فهمید که کتاب را مطالعه کرده باشد لذا می توان نام عاشقانه آرام را بر آن برگزید.

    مهدی عسگری از فعالان فرهنگی مشهد نیز با بیان اینکه محتوا، طرح، تبلیغ و مخاطب شناسی از ارکان مهم تاثیرگذاری یک اثر بر مخاطب می باشد، گفت: به عقیده من این اثر جزء نخستین آثاری بود که به لایه های اجتماعی دوران دفاع مقدس پرداخته است و در ژانر همسران شهدا حرف های جدیدی برای گفتن دارد لذا می توان برای ترغیب مخاطبان به خواندن این کتاب نام دیگری و طرح جلد جدیدی بر آن برگزید.

    ثریا صدقی از نویسندگان ادبیات داستانی نیز اظهار کرد: قلم نویسنده بسیار قدرتمندانه و زیبا به صلابت سردار نجاتی پرداخته است و چالش های دوگانه متن همچون عشق و منطق، وظیفه و خانواده، حضور و غیبت، ترس و شجاعت، تعهد و احساس، تردید و قاطعیت و … تصویر مفهومی بسیار زیبایی خلق کرده است.

    در این مراسم خوانش کتاب «تا ابد با تو می مانم» با اجرای شادی ابراهیمی و حدیث حسینی از اعضای فعال شبکه دانش آموزی کتاباران به‌نشر انجام و در پایان از پرتره سردار جانباز نجاتی که به صورت زنده و با هنرمندی مهدی منصوب طراحی شد، رونمایی شد.

    پایان بخش مراسم، رونمایی از کتاب «تا ابد با تو می مانم» با همراهی مادر شهید حسن قاسمی دانا، همسر سردار شهید مهدی میرزایی، همسر سرلشگر شهید نورعلی شوشتری، همسر شهید سورچی، همسر شهید حاج عباس تیموری و مادر بزرگوار سردار اکبر نجاتی بود.

  • «عکس یادگاری با فرعون» به حرف آمد

    «عکس یادگاری با فرعون» به حرف آمد

    به گزارش خبرنگار مهر، نسخه صوتی کتاب «عکس یادگاری با فرعون؛ یادداشت ها و برداشت های سفر مصر» نوشته عباس نادری توسط انتشارات نوین کتاب گویا منتشر شد.

    این کتاب صوتی با گویندگی امیرمحمد صمصامی هنرمند و دوبلور پیشکسوت ارائه شده است.

    عباس نادری نویسنده، شاعر و پژوهشگر، در کتاب عکس یادگاری با فرعون، سفر به شهرها و مناطق مختلف مصر از جمله قاهره، شبه جزیره سینا و اسکندریه را روایت کرده است.

    نسخه چاپی این کتاب که پیشتر مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته بود، در سال ۱۳۹۵در جشنواره علمی تربیتی رشد  به عنوان کتاب برگزیده انتخاب شد.

    از عباس نادری پیشتر کتاب های متعددی از جمله سه مجموعه شعر منتشر شده است. همچنین کتاب صوتی «چهل نامه به ماه»  حاوی نثرهای ادبی او نیز چندی پیش با صدای نادر پناه زاده توسط انتشارات نوین کتاب گویا منتشر شد.

  • کتاب «یک محسن عزیز» باز معرفی می‌شود

    کتاب «یک محسن عزیز» باز معرفی می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، فائضه غفارحدادی در این کتاب روایتی متفاوت از زندگی قهرمان نبردهای بازی‌دراز ارائه کرده است. او در این کتاب برای نخستین‌بار از نامه‌هایی استفاده کرده که شهید وزوایی، قهرمان داستانش سال‌ها برای خواهری که در آمریکا داشته، ارسال می‌کرده است؛ نامه‌هایی که بُعد دیگری از شخصیت شهید وزوایی را به نمایش می‌گذارد.

    غفار حدادی تلاش کرده تا با جست‌وجو و یافتن راویان متعدد، روایتی نو از زندگی یکی از دانشجویان پیرو خط امام(ره) ارائه دهد که نقشی تأثیرگذار در برهه‌های مختلف تاریخ انقلاب و جنگ تحمیلی داشت.

    او در اثر جدید ضمن مطالعه کارهای گذشته، با پیدا کردن اسناد جدید و هم‌صحبتی با راویان متعدد که گاه برای اولین‌بار صورت گرفته، اثری خوش‌خوان ارائه کرده که برای همه به ویژه نسل جوان خواندنی است و لحظات شیرینی را رقم خواهد زد.

    غفارحدادی در مقدمه این اثر درباره روش کار و شخصیت شهید وزوایی می‌نویسد: «روزی در میانه هجده‌سالگی شبیه ما بود. شبیه ما آدم‌های معمولیِ این روزها و نه حتی آدم‌های نسلِ خودش. می‌توانست خوش باشد و بی‌خیالِ همه‌چیز رشد کند و به پول و شهرت و هر چیزی که می‌خواست برسد. می‌توانست به تاریخ گره نخورد؛ در روزگاری که تاریخ، زیادی گره خورده بود. ولی افتاد به باز کردن یک به یک گره‌هایی که سر راه رشد کشورش افتاده بود و یا در لحظه می‌افتاد. استبداد، فقر، استعمار، جنگ. با دست، با دندان، با جان. یکی را که باز می‌کرد، گره کورتری جلوی راهش سبز می‌شد. عادت به کارهای سخت نداشت. اما آدمِ کارهای سخت شد. بس که امید داشت به حل مشکل‌ها و نمی‌ترسید از خطر کردن و ناامید نمی‌شد از شکست‌ها. گره‌ها جلویش غول می‌شدند و او از هفت خان می‌گذشت تا آن‌ها را باز کند و گاهی هفت وادی سخت را باید می‌گذراند که قسمتی از جغرافیای مردم را از دست بدقلقیِ تاریخ نجات بدهد. روزی که در میانه بیست و دوسالگی، از جانش برای باز کردن گرهی مایه گذاشت، اصلاً شبیه آدم‌های معمولی نبود. نه آدم‌های معمولیِ نسل خودش و نه آدم‌های نسل ما و نه حتی نسل گذشته‌اش. این کتاب شرح یک سفر چهار ساله است. چهارسالی که در آن کسی از یک آدم معمولی به یک قهرمانِ فراموش نشدنی تبدیل شده است. شرح یک سفر چهارساله جذاب و رو به رشد. یک سفرِ عمودی.

    آنچه مرا به نوشتن این سفرنامه تشویق کرد، «نشناختن» بود. نشناختنِ کسی که رزومه‌اش می‌گفت یکی از بزرگ‌ترین و موفق‌ترین فرماندهان دوران جنگ بوده. اما چرا «شناخته شده» نبود؟ با این سؤال وارد زندگی محسن شدم و هرچه پیش‌تر رفتم، بیشتر دانستم که تاریخِ بی‌وفا به جبران دخالت‌های محسن، او را به دیار غفلت تبعید کرده…»

    در بخشی از این کتاب آمده است:«کمی جلوتر موحد از داخل یکی از سنگرها درآمد و با دیدن محسن دلش گرم شد. انگار که مادرش را بعد از کلی اتفاقات خطرناک دیده باشد. با حرارت بغلش کرد و از اینکه دید گلوی محسن تیر خورده ناراحت شد

    تو با این وضعت چرا اومدی تا اینجااااا؟ بیا برو پایین ببینم بچه پررو!
     

    محسن لبخند زد. نمی‌توانست حرف بزند. اما احساس کرد اگر لب‌هایش را کمی باز کند و دهانش را زیاد تکان ندهد، می‌تواند چیزهایی بگوید
     

    بچه پرور خودتی!

    این را نمی‌گفت خیلی سخت می‌گذشت بهش!»

    مراسم بازمعرفی کتاب «یک محسن عزیز» در تالار سوره حوزه هنری به نشانی خیابان سمیه، ‌نرسیده به خیابان حافظ، برگزار خواهد شد.

  • دومین شب شعر اعتراض با حضور امینی، مودب، فیض و ترکی برپا می‌شود

    دومین شب شعر اعتراض با حضور امینی، مودب، فیض و ترکی برپا می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، موسسه شهرستان ادب با مشارکت ستاد امر به معروف و نهی از منکر دومین شب از «شب‌های شعر اعتراض» را با محوریت شعر طنز برگزار می‌کند. این مراسم از ساعت ۱۵ امروز پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۸ در محل موسسه فرهنگی شهرستان ادب برگزار می‌شود. به نشانی خیابان طالقانی شریعتی پلاک ۱۶۸ برگزار می‌شود. حضور در این نشست برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.

    در این شب شعر اسماعیل امینی، ناصر فیض، علی محمد مودب، محمدرضا ترکی، امید مهدی نژاد، علی داوودی، عباس احمدی، نسیم نژاد جعفری، محمدحسین مهدویان، ملیحه رجایی، علیرضا یعقوبی، محمدحسن صادقی و سعید طلایی حضور داشته و به شعرخوانی خواهند پرداخت.

    گفتنی است نخستین شب شعر اعتراض با محوریت شعر آیینی، در شهریورماه ۱۳۹۸ با حضور جمعی از شاعران آیینی کشورمان در موسسه شهرستان ادب برگزار شده بود. در آن جسله برخی شاعران برجسته و جوان آیینی از جمله سعید حدادیان، محسن ناصحی، قاسم صرافان، احمد بابایی، مهدی زنگنه، میلاد عرفان‌پور، سید محمدمهدی شفیعی، رحمان نوازانی، امیررضا یزدانی، محمد رسولی و پیمان طالبی حضور داشتند و سروده‌های خود را خواندند.

  • محدودیت برای طرح مسئله سیاست در ادبیات/ «کمتر اندیشیده‌ایم»!

    محدودیت برای طرح مسئله سیاست در ادبیات/ «کمتر اندیشیده‌ایم»!

    به گزارش خبرنگار مهر، ابراهیم حسن‌بیگی، نام آشنای ادبیات داستانی در دوران پس از انقلاب اسلامی است. از او بیش از ۱۴۰ عنوان کتاب داستانی در قالب‌های مختلفی منتشر شده است و یکی از پرافتخارترین داستان‌نویسان معاصر ایران است. ۴۳ اثر از حسن‌بیگی، برگزیده در جشنواره‌های مختلف از جمله جشنواره «کتاب سال»، «کتاب فصل»، «کتاب دفاع مقدس»، «جشنواره شهید غنی‌پور»، «جشنواره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان»، «کتاب جهانی سال جمهوری اسلامی»، «کتاب سال تقریب مذاهب»، «جایزه هنری غدیر» و… شده است؛ کتاب‌های «محمد(ص)»، «اشکانه»، «قدیس»، «صوفی و چراغ جادو»، «امیرحسین و چراغ جادو» و… جزو پرافتخارترین آثار خلق‌شده توسط حسن‌بیگی است. کتاب «غنچه بر قالی» او کتاب برگزیده سال ۲۰۰۰ از سوی کتابخانه ملی مونیخ المان است و آثار متعددی از او به زبان‌های مختلف در کشورهای خارجی ترجمه و منتشر شد. او در سال ۱۳۶۷ مفتخر به دریافت لوح زرین دستخط حضرت امام(ره) به مناسبت خلق آثار ادبی در حوزه دفاع مقدس و در سال ۱۳۸۷ هم موفق به اخذ گواهینامه درجه دو هنر از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شده است.

    حسن‌بیگی در گفت‌وگوی پیش‌رو با پذیرش بی‌مسئله بودن ادبیات داستانی در دوران پس از انقلاب اسلامی می‌گوید حوزه ادبیات هم به دلایل بیرونی و هم به دلایل درونی‌اش ناتوان از خلق و پرداخت وضعیت پروبلماتیک انسان معاصر ایرانی است. متن این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

    آقای حسن‌بیگی، پیشفرض من این است که ادبیات معاصر ما، خاصتاً در حوزه داستان‌ یک ادبیات «بی‌مسئله» و «غیرپروبلماتیک» است؛ به این معنا که کاری با بحران‌های عمیق زندگی ایرانیان معاصر ندارد، نه توان پرداختن به پیوندهای موجود در زیرلایه‌های زندگی اجتماعی را دارد، نه می‌تواند موقعیت‌های هستی‌شناختی انسان‌هایی را که از یکسو با تحولات جهان مدرن طرفند و از سوی دیگر جدالهای دراماتیکی با سنت دارند، روایت کند. به نظر می‌رسد داستان‌های امروز فارسی اصولا کاری به «پرابلم» انسان اجتماعی ایرانی ندارند و عمومشان جز روایت سطوح ابتدایی رخدادها و سوژه‌ها کاری از دستشان برنمی‌آید. به نظر می‌رسد که نویسندگان بر مبنای مسئله‌مندی یا مسئله‌دار بودن سراغ سوژه‌ها یا موضوعاتشان نرفته و نمی‌روند و به همین دلیل نتیجه کار (داستان) ارتباط مستقیم و پروبلماتیکی با مخاطبان و وضعیت اجتماعی آنها پیدا نمی‌کند. به همین دلیل معتقدم که عموم داستان‌های فارسی در دوران ما، وجوه پررنگ روانشناسانه و صرفاً عاطفی پیدا کرده و می‌توان گفت در یک معنای مبتذلی «عرفان‌زده» است و اصولا از وجوه سیاسی و اجتماعیِ انسان مدرن خالی است؛ طبیعی است که منظور من راجع به کلیت فضا است، نه همه آثاری که تاکنون خلق شده است. ابتدا می‌خواهم بدانم نظر شما به عنوان یکی از چهره‌های شاخص ادبیات معاصر در این خصوص چیست؟

    تا حدودی با این نظر موافقم، ولی قبلش با توضیح بدهم که حداقل در این ۴۰ سالی که ما در جریان کارهای ادبیات کشورمان هستیم، نویسندگان موضوعات مختلف و متنوعی را پیش کشیدند و شاید برخی از آن‌ها از همین جنس موضوعات مسئله‌مندی بوده که دغدغه مردم و خود نویسنده‌ها بوده و نویسنده‌ها بایستی به‌نوعی به آن‌ها می‌پرداختند؛ مثل موضوع انقلاب، دفاع مقدس و حوادث و رویدادهایی که در جامعه شاهد آن هستیم. اما موضوعاتی وجود دارد که ممکن است در لایه‌های درونی جامعه ما جزء مسائل خاص باشند و ما معمولا به آن‌ها نپرداختیم: آن هم مسائل، باورها، اعتقادات، تنش‌ها و جنبش‌های سیاسی است. به دلایلی، اتفاقاتی که در ۴۰ سال در حوزه مسائل سیاسی رخ داده کمتر در آثار ما دیده شده است. شاید این به این معنا هم نباشد که ما نویسنده‌ها در موضوع سیاست دغدغه‌مند نیستیم. اتفاقا موضوع سیاست به‌خصوص در کشور ایران با همه ابعاد اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی جامعه ایران پس از انقلاب عجین شده است. این نکته‌ای است که شاید بتوانیم از این منظر به آن بپردازیم که نویسندگان چرا به این مسئله مهم و حساس که روزبه‌روز هم در جامعه، حساسیت آن بیشتر از قبل برانگیخته می‌شود، نپرداختند. و الا در سایر موضوعات مثل عقل، عشق، مرگ، انسانیت، تنهایی و عموم موضوعات فلسفی، موضوعاتی بودند که نویسندگان ما کم‌وبیش به آنها پرداخته‌اند، ولی البته در سطوح و مدارجی از این موضوعات.

    بله؛ من درباره این سطوح و مدارج هم سوالی دارم که در ادامه مطرح می‌کنم؛ ولی پیش از آن درباره دلایلی که باعث شده نویسندگان به این وجوه اجتماعی و سیاسی نپردازند توضیح بدهید. چرا این موضوعات مورد پرداخت نویسندگان ما نبوده است؟

    من می‌گویم، ولی شاید در خبرگزاری مهر انعکاس این دلایل برای شما سخت باشد. شاید به نظر برسد که برخی از نویسندگان در موضوع سیاسی مسئله‌مند نیستند، ولی من عکس آن را معتقدم. یکی از اصلی‌ترین دلایل نپرداختن به این موضوعات مسئله حاکمیت و دولت‌ها است. متاسفانه در طول این چهل سال، با تغییر دولت‌ها این وضعیت فرقی هم نکرده است، هر دولتی که آمده چه اصولگرا، چه اصلاح‌طلب در این بحث دست نویسنده را واقعاً بسته است. بخش قابل‌توجهی از آثار نویسندگان که بعد از انقلاب و حتی قبل از انقلاب، در این سال‌ها مجوز چاپ نکرده است، عمدتاً آثاری بوده‌اند که به مسائل سیاسی پرداخته بودند و به همین دلیل نتوانسته‌اند از وزارت ارشاد مجوز نشر بگیرند.

    موضوعاتی وجود دارد که ممکن است در لایه‌های درونی جامعه ما جزء مسائل خاص باشند و ما معمولا به آن‌ها نپرداختیم: آن هم مسائل، باورها، اعتقادات، تنش‌ها و جنبش‌های سیاسی است. به دلایلی، اتفاقاتی که در ۴۰ سال در حوزه مسائل سیاسی رخ داده کمتر در آثار ما دیده شده است. شاید این به این معنا هم نباشد که ما نویسنده‌ها در موضوع سیاست دغدغه‌مند نیستیم

    البته یک بخشی از این مسئله هم به خود نویسنده مربوط می‌شود؛ یعنی آن بحث خودسانسوری که ما در حوزه ادبیات داستانی مطرح می‌کنیم و می‌گوییم خود نویسنده‌ها هم به‌نوعی خودشان را سانسور می‌کنند. این مسئله هم وجود دارد و یک واقعیت است؛ نویسنده‌های زیادی هستند که نمی‌توانند برخی از دغدغه‌های درونی خودشان را روی کاغذ بیاورند، نمی‌آورند چون می‌دانند اگر بیاورند منتشر نمی‌شود و حتی ممکن است برای آن‌ها مسائلی پیش بیاید. اما برخی از نویسندگان جسارت می‌کنند و در این موضوعات ورود می‌کنند که یا مجوز نمی‌گیرند یا مجبورند در خارج از کشور آثارشان را چاپ کنند و باز به خاطر همین هم در داخل مورد مؤاخذه قرار می‌گیرند. این‌ها نشان می‌دهد که سیاستگذاری‌های موجود محدودیت‌هایی را برای آزادی بیان و قلم تعریف کرده و به آن معتقد است که مانع پرداختن به برخی مسائل سیاسی و اجتماعی می‌شود.

    در حالی که کتاب‌ها و داستان‌هایی که موضوعات مسئله‌مند سیاسی را طرح می‌کنند نقش براندازی و مخرب ندارد؛ یعنی نویسندگانی که برای همین انقلاب و جامعه هستند و به هیچ‌وجه قصد مخاصمه و یا درگیری سیاسی با نظام، در حوزه ادبیات را ندارند، بلکه فقط می‌خواهند از مسائل موجود جامعه انتقاد کنند. مثلاً همین حادثه اخیری که در جامعه ما رخ داد و قبل‌تر از آن در سال ۹۶، یا مثلا انتقاداتی که در سال ۸۸ طرح شد را در نظر بگیرید؛ این‌ها مسائل حاد سیاسی جامعه ما بوده است، اما هیچ نویسنده‌ای نتوانسته به آنها ورودی داشته باشد. نه اینکه نخواهد وارد شود، اتفاقا خیلی‌ها دوست داشتند به این حوادث اجتماعی و سیاسی ورود کنند و مسائل را مطرح کنند، ولی نگاه حاکمیتی بر این قضایا باعث شد که به خودشان اجازه ندادند وارد این مسائل بشوند؛ یا مثلا اگر وارد شدند، کتاب‌هایشان مجوز نگرفت. این انسداد فکری و فرهنگی در این حوزه که فقط هم یک مسئله‌ سیاسی نیست در این حوزه‌ها و موضوعات اعتراضی که هم دغدغه مردم است و هم دغدغه نویسنده‌ها بوده، مانع طرح مسائل بنیادی و اصلی جامعه شده است. واقعیت این است که این انسداد را دولت‌ها رقم زده‌اند و اجازه نداده‌اند چنین موضوعات مسئله‌مندی طرح یا نوشته شود.

    این مسائل هم به نوعی است که حتی در رسانه‌ها هم نمی‌توان به سادگی از آن حرف زد و کاش یک خبرگزاری و رسانه‌ای دیگری غیر از مهر که محدودیت خاص خود را دارد به این مسائل ورود می‌کرد تا بتواند همه حرف‌ها را منتقل کند.

    امیدوارم مشکلی نباشد و انعکاس پیدا کند! 

    نمی‌دانم چرا رسانه‌ها فقط برای ما اینقدر سخت می‌گیرند. خیلی تندتر از این‌ حرف‌ها را رسانه‌های رسمی کشور، روزنامه‌ها و نمایندگان مجلس، خودشان دارند می‌گویند یا حتی در تلویزیون مطرح می‌شود، ولی نمی‌دانم چرا برخی از خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها برای ما این‌همه سختگیری به خرج می‌دهند!

    در این زمینه که تشریحش کردید، خود سوژه یا محتوا دارای حساسیت‌های سیاسی و امنیتی و… است و من هم با شما موافقم که محدودیت‌هایی وجود دارد؛ اما فرض می‌کنیم محتواهایی وجود دارد که از نظر حاکمیت هیچ حساسیتی ندارند و به عبارتی خود محتوا فاقد هر گونه حساسیت است، مثلاً موضوع «عشق»، یا «زندگی روزمره» و… . من معتقدم که در این زمینه‌ها هم پرداخت نویسنده ایرانی، یک پرداخت پروبلماتیک نیست؛ یعنی نمی‌تواند آن وضعیت مسئله‌مند انسان یا شخصیت داستانش را روایت کرده و این موضوع را به یک مسئله یا بحران انسانی بدل کند. گویی این نویسنده هیچ درکی از جهان مدرن به عنوان یک «جایگاه پروبلماتیک ندارد گسست‌ها و شکاف‌های موجود در زندگی انسان را نمی‌بیند. به عبارت دیگر انگار هیچ نسبت مسئلمه‌مندی میان انسان (فرد) و جهان (جمع) یا «امر جزئی و امر کلی» قائل نیست و نمی‌تواند وضعیت هستی‌شناختی انسان ایرانی را در این زمینه پروبلماتیک مطرح یا روایت کند. من فکر می‌کنم یکی از دلایلی که باعث استقبال ایرانیان به رمان‌های ترجمه‌ای بوده، همین مسئله است؛ ما می‌بینیم که در رمان‌های خارجی این مسئله و «پروبلم» خیلی خوب درمی‌آید و انسان تا حدود زیادی نسبتش با جهان مدرن را ادارک می‌کند ولی متاسفانه رمان فارسی به جز موارد انگشت‌شمار – هنوز ناتوان از خلق چنین موقعیتی است. این را از این نظر عرض می‌کنم که شاید محدودیت‌های سیاسی مهمترین مانع بر سر خلق وضعیت پروبلماتیک به نظر برسد، ولی من معتقدم نویسنده ایرانی حتی در موقعیت‌ها غیرسیاسی و غیرامنیتی، یعنی مثلا روایت یک انسان فردی و اسیر در جهانی که به قول لوکاچ «خداوند آن را رها کرده» و رمان باید «حماسه» چنین جهانی باشد، آنگونه که باید عمل نمی‌کند و ناتوان از روایت این وضعیت است. برداشت شما چیست؟

    تا حد زیادی موافقم. این نکته‌ای که گفتید رمان حماسه انسان معاصر یا انسان مدرن است و به بیان من صدای انسان تنها و رهاشده در این هستی بیکران است، نگاهی که خیلی کمتر در داستان‌های ما مورد پرداخت قرار می‌گیرد. شاید یکی از تفاوت‌های اصلی ادبیات داستانی ما باشد با ادبیات داستانی مدرن، برتر و سرتر دنیا همین موضوع باشد. یکی از دلایلی که شاید آثار ما در کشورهای دیگر، چاپ و منتشر نمی‌شود همین نکته باشد. البته دلایل مختلفی دارد که شاید یکی از اصلی‌ترین دلایل همین است. متاسفانه باید بپذیریم که در خصوص موضوعی که طرح کردید آثار ما تهی و خالی و کم‌بعد است و انسانی که در داستان‌های ما روایت می‌شود انسان جهان‌شمول و انسانی که در رمان‌های بزرگ دنیا می‌بینیم، نیست. به دلیل اینکه ما نتوانستیم چنین انسانی را روایت کنیم. و این ناتوانی هم به نظرم به دلیل نداشتن آن ابعاد فرهیختگی، پختگی، توانایی و قوت ما در شناخت ‌انسان و نبودن زیربناهای محکم مطالعاتی در این حوزه است. همه این‌ها دست‌به‌دست هم داده‌اند که در ادبیات خود به این مسئائل جدی نپرداختیم.

    داستان‌های ما بیشتر در سطح و رو حرکت کردند و مبتنی بر حوادث و رویدادها بودند، تا مبتنی بر انسان مدرن یا انسان تنهامانده در جهان، یا انسانی که در جست‌وجو هستی و واقعیات جهان است

    داستان‌های ما بیشتر در سطح و رو حرکت کردند و مبتنی بر حوادث و رویدادها بودند، تا مبتنی بر انسان مدرن یا انسان تنهامانده در جهان، یا انسانی که در جست‌وجو هستی و واقعیات جهان است. به همه ما انسان‌ها تکلیف شده و در وجود ما این نیاز وجود دارد که ما به شناخت خود و هستی بپردازیم و از این تنهایی‌هایی که داریم برون‌رفتی داشته باشیم. اما این انسان مکلف در داستان‌ها ما روایت نمی‌شود. این نکاتی است که کمی بعد فلسفی دارد، اما ما نویسنده‌ها کمتر به آنها پرداختیم و شاید یکی از دلایل این نقصان این باشد که «ما کمتر اندیشیده‌ایم».

    در همین راستا، معتقدم حتی در پرداخت مسائل سیاسی‌ای که سیاستگذاری‌های فرهنگی و حاکمیتی حساسیتی درباره آنها هم ندارند، و اتفاقا دست نویسندگان را باز گذاشته‌اند، مثلا رمان سیاسی درباره انقلاب اسلامی یا جنگ تحمیلی و… هم باز نویسندگان ما ناتوان از ساخت درامی پروبلماتیک از وضعیت سوژه‌های درگیر در این وضعیت‌ها بوده‌اند! یعنی ما روایاتی سطحی، کلیشه‌ای، بیانیه‌ای و غیرمسئله‌مند از این وضعیت‌های سیاسی را طرح کرده و رواج داده‌ایم و بر این مبنا تصورم این است که وقتی چنین نویسنده‌ای ناتوان از ساخت این زمینه و بنیاد عمیق است، به نظر می‌رسد که ورودش به حوزه‌هایی که محدودیت دارد هم چندان دردی از ما دوا نخواهد کرد.

    درست است. مخالفتی با این تحلیل ندارم و فقط در راستای همین بحثی که شما گفتید خود من به‌عنوان مخاطبی که در این بحث باید پاسخگو باشد، چون مثل خیلی از نویسندگان هم‌نسل خودم راجع به انقلاب، جنگ و خیلی از مسائل سیاسی که فرمودید رمان نوشتم ولی موقع نوشتن با اینکه سال‌ها از آن گذشته است، یک چنین رویکردهایی در ذهنیت‌ام بوده است؛ مثلا «شب ناسور» رمانی است که دیده نشد و ناشر این کتاب، خوب نتوانست آن را عرضه کند. در آنجا یک شخصیت مفلوک، تنها و امروزی و درعین‌حال که یک مأمور ساواک است مورد پرداخت قرار گرفته است.

    در این رمان وضعیت اینگونه است که انقلاب شده و همه چیز از هم پاشیده، از جمله خود این مامور ساواک از درون و بیرون پاشیده شده و دارد به یک انسان پوچ‌گرا تبدیل شده است. او در دل داستان تصمیمی در زندگی خود می‌گیرد و مسیری را برای رسیدن به هدفش طی می‌کند تا نوعی برون‌رفت از تنهایی خودش را رقم بزند تا تبدیل به انسانی معاصر و امروزی بشود؛ همان زمان سعی کرده بودم به لحاظ روان‌شناختی این شخصیت را در این بستر قرار دهم؛ حالا یا موفق نبودم، یا کتاب دیده نشده است. خودم قضاوت نمی‌کنم، داوری در این خصوص کار مخاطبان و منتقدان است که حالا شاید آن‌هایی که باید این را می‌خواندند، نخواندند که به من بگویند چقدر موفق بودم یا خیر! به هر حال این رمانی بود که اصلاً دیده نشده است.

    الان «رمان زرد» حتی رمان‌هایی با ۱۰۰۰ و ۲۰۰۰ صفحه‌، قفسه کتابخانه‌ها را پر کرده است. در کنار همه این تولیدات انبوه، حالا چند نویسنده به این موضوعات هم بپردازند، اتفاق خاصی نمی‌افتد. این رمان‌های جدی و مسئله‌مند قطعاً دیده نمی‌شوند و به‌خصوص که در جامعه ما جریان نقد و دیده‌شدن و دیدنی‌کردن یک اثر جدی، وجود ندارد

    می‌خواهم بگویم یک سعی‌هایی انجام گرفته است و مثلا آقای بایرامی در این مسیر در «مردگان باغ سبز» یا رمان جدیدترشان «لم یزرع» به این مسائل ورود کرده‌اند و روایاتی از چنین انسان‌ها و موقعیت‌هایی خلق کرده‌اند.

    یادم هست که کتاب «مردگان باغ سبز» در زمان انتشارش خیلی جنجالی شد.

    بله. به هر حال برخی از ما نویسندگان این تلاش‌ها را داریم، ولی نکته اینجاست که از میان انبوه داستان‌ها و رمان‌هایی که در این کشور منتشر می‌شود، که آمار وحشتناک بالایی هم دارد، خلق چند رمان اثرگذار و به قول شما مسئله‌مند، جایگاه خود را پیدا نمی‌کند و جریانی نمی‌سازد.

    الآن شما ببینید که «رمان زرد» حتی رمان‌هایی با ۱۰۰۰ و ۲۰۰۰ صفحه‌، قفسه کتابخانه‌ها را پر کرده است. در کنار همه این تولیدات انبوه، حالا چند نویسنده به این موضوعات هم بپردازند، اتفاق خاصی نمی‌افتد. این رمان‌های جدی و مسئله‌مند قطعاً دیده نمی‌شوند و به‌خصوص که در جامعه ما جریان نقد و دیده‌شدن و دیدنی‌کردن یک اثر جدی، وجود ندارد. هیچ اقدام اثرگذاری بعد از انتشار یک اثر خوب در کشور صورت نمی‌گیرد که یک اثر تازه منتشرشده و مسئله‌مند دیده شود.

  • آزاده بود و به هیچ گروهی تعلق نداشت

    آزاده بود و به هیچ گروهی تعلق نداشت

    به گزارش خبرگزاری مهر، نخستین نشست «شب‌های روشن» با یاد «جلال آل احمد» با حضور عبدالله انوار و سعید محبی در موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

    در این نشست عبدالله انوار به عنوان قدیمی ترین دوست جلال آل احمد به توصیف او پرداخت و گفت: من ۷۶ سال پیش با جلال آل احمد در دانشسرای عالی آشنا شدم. او در خانواده ای مذهبی متولد شد و پس از جدایی او از خانواده نیز آثار تربیت مذهبی در کارهایش دیده می شد.

    این پژوهشگر با اشاره به میهن پرستی جلال آل احمد گفت: جلال چیزی را برای مقام نمی ‌نوشت و آزادی در خونش بود و با نهایت قدرت کار می ‌کرد.

    وی ادامه داد: نسل جدید باید آثار جلال را بخواند، او معتقد بود پول و مقام نسل جدید را به نابودی می کشاند و نباید برای پول و مقام اخلاق را از دست داد و براساس فسلفه یونانی در جامعه ای که پول ارزش پیدا کند احترام از بین می رود.

    انوار با اشاره به کتاب «خسی در میقات» پیاده سازی مذهب به صورت واقعی در جامعه را موجب ایجاد اتحاد دانست و افزود: وقتی جلال صحبت از مذهب می کرد صحبت از اخلاق بود و براین باور بود اگر همه در یک افق اخلاقی جمع شوند جامعه نجات پیدا می کند ولی متاسفانه آثار جلال به خوبی انتشار نیافته است.

    وی ذات جلال آل احمد را آزادی دانست و از جمله ویژگی های او را پایداری و استقامت در دوستی برشمرد و تاکید کرد: نسل جوان باید حرف جلال را بخواند و بفهمد، در این صورت جامعه از بسیاری مسائل نجات می یابد.

    در ادامه محبی به بررسی چهره جلال در سیمای روشنفکری عصر خود پرداخت و گفت: نگاه روشنفکران آن عصر از جمله جلال، نگاهی کل نگربه تحولات اجتماعی بود.

    این نویسنده و مترجم در ادامه به بررسی کتاب نون و القلم پرداخت و پیام اصلی داستان را تلاش روشنفکران برای نجات جامعه و اشاره به اعتقادات متعالی انسانی و ارزش های اخلاقی و دینی دانست.  

    وی افزود: توجه و اقبال جلال به مذهب از موضع یک روشنفکر بومی معترض است نه از موضع انجام تکالیف دینی و یا اصلاح دینی و ما با دو آل احمد مواجه هستیم که ابعاد وجودی اش مغفول مانده است آل احمد قصه نویس و آل احمد مرجع.

    محبی با تاکید بر ابعاد مختلف وجودی آل احمد و میراثی که برای امروز باقی گذاشته است ادامه داد: ویژگی مشترک در آل احمد نویسنده، فعال سیاسی و روشنفکر، وجدان بیدار او به نسل خود است که از لحاظ فیزیکی و فکری جوان مرگ شد و همانند بسیاری از چهره ها، آل احمد نیز عمر کوتاهی داشت.

    وی آل احمد را مشغولیت نسل های بسیاری دانست و مرجعیت آل احمد را به علت تحول، شجاعت، صداقت و نثر آل احمد در آثاری چون «خسی در میقات»، «نفرین زمین»، «نون والقلم» و بسیاری دیگر برشمرد.

    در ادامه این نشست، دهباشی با اشاره به زندگی جلال آل احمد گفت: کار آل احمد علیرغم عمر کوتاه او شعاع و دامنه وسیعی دارد که در هر زمینه ای قابل بررسی است.

    وی افزود: در زمانه ما دو نویسنده وجود دارد که وضعیت مشابهی دارند، جلال آل احمد و صادق هدایت که این دو تن در دو دوره مورد ارزیابی قرار می گیرند، دوره ای که زیستند و دوره‌ای که پس از فوت آنها بررسی می شود.

    این نویسنده ادامه داد: آل احمد در دوران زندگی خود نماد مبارزه با شاهنشاهی و پرچمدار جریان معترض روشنفکری بود و در سنی از دنیا رفت که آغاز سن یک نویسنده محسوب می شود.

    دهباشی با اشاره به آثار آل احمد گفت: آثار آل احمد در زمینه داستان کوتاه، رمان و سفرنامه نویسی از جمله بهترین آثار ادبی است و سفرنامه حج او پس از گذشت سالها از سفرنامه ناصرخسرو از جمله مهمترین سفرنامه ها به شمار می آید.

    وی آل احمد را از جمله سیاسی ترین نویسندگان روزگار خود دانست و گفت: تلقی او از جامعه و آزادی متفاوت بود و مبنای ما از آل احمد، باید متن کتاب ها و نامه های او باشد.

    در حاشیه این نشست که توسط موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و با همکاری مجله بخارا برگزار شد، مجموعه ای از وسایل شخصی، دستنوشته‌ها، نشریات و اسناد تاریخی مرتبط با زندگی جلال، متعلق به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برای بازدید عموم علاقه مندان به نمایش گذاشته شد.

  • واکنش‌ها به اظهارات یک بررس اداره کتاب/ جدال مجازی درباره ممیزی

    واکنش‌ها به اظهارات یک بررس اداره کتاب/ جدال مجازی درباره ممیزی

    خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ:

    این روزها در اداره توسعه کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چه می‌گذرد؟ این سوالی است که بخش زیادی از بدنه ناشران کشور در ذهن و زبان خود برای آن به دنبال پاسخی هستند. روند رو به رشد سختگیری برای صدور مجوز انتشار کتاب در چند ماه اخیر باعث شده تا ناشران رفته رفته لب به اعتراض گشوده و معترض نگاه جاری و ساری بر کتاب در این اداره شوند و البته در مقابل، تنها چیزی که وجود ندارد پاسخ‌گویی است.

    روز گذشته در همین راستا نیز ماجرای عجیبی شکل گرفت که این‌بار شروع کننده آن نه یک ناشر که یکی از کارشناسان این اداره بود.

    میثم امیری نویسنده و مدیر پایگاه ویکی ادبیات و از همکاران و یاران مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی در یادداشتی در وبلاگ خود صحبت از این به میان آورد که یک «رفیق» او را به اداره کتاب دعوت کرده است تا درباره فرجام آثار غیرمجاز شده در این اداره به اظهارنظر و کارشناسی بپردازد.

    امیری در این‌باره در وبلاگ خود چنین آورده است: بررس غیر مجاز شده‌ام تا جایی که ممکن است مشورت بدهم تا به همه کتاب‌ها اجازه انتشار داده شود و آن‌ها گرفتار سلیقه‌های دست‌وپاگیر نشوند. خیالتان تختْ کتاب داستانی گیر نمی‌کند مگر آن‌که به ایران یا شأن مردم توهین کند.

    امیری اما در ادامه یادداشت خود صحبت از فشار یک نویسنده با نام مستعار «مجازی» برای صدور مجوز کتاب خود را به میان می‌آورد که به گفته وی تا نیمه های شب از طریق تلفن او را تهدید و مورد توهین قرار داده است تا مجوز کتابش را صادر کند و البته تصریح می‌کند که او در صلاحیت صدور و یا عدم صدور مجوز کتابی نیست.

    با این همه او در عبارتی بحث‌برانگیز در پایان این یادداشت عنوان می‌کند که حتی اگر روزی او هم کتابی ضد ایران نوشت نباید اجازه انتشار داشته باشد و می‌گوید: معیار دیگری هم ندارم. جاسوس خدا هم نیستم و جمهوری اسلامی و حفظ نظام و این‌ چیزها هم در بین معیارهای من نیست.

    ماجرای کتاب لغو مجوز شده چیست؟

    اما امیری از چه کتابی صحبت کرده بود که چنین واکنش‌هایی را به همراه داشته است.

    شب گذشته آراز بارسقیان نویسنده و مترجم در مطلبی از این مساله پرده برداشت.

    به گفته وی کتابی که امیری درباره آن و نویسنده آن صحبت کرده است، اثری است با عنوان «جنگل قصه‌های ممنوع» اثر دانیال حقیقی که از سوی نشر اسم برای انتشار درخواست مجوز کرده است.

    بر اساس آنچه بارسقیان در یادداشت خود عنوان کرده است این کتاب به دلیل اینکه از سوی بررس‌های اداره کتاب شامل عباراتی دال بر هتاکی و توهین به ایران و مردمانش بوده است و روایتی خلاف مصالح ملی دارد بدون بازنویسی کامل نمی‌تواند منتشر شود.

    واکنش‌ها به معیارهای عجیب ممیزی

    اظهارنظر میثم امیری اما با واکنش‌های متعددی در فضای مجازی روبرو شد. برخی از فعالان نشر به نوع نگاه امیری به کتاب و ادبیات اعتراض وارد کردند و در اقدامی قابل توجه شخصیت «مجازی» که مورد اشاره امیری هم بود خود را معرفی کرد.

    در بخش واکنش‌ها محمدعلی مرادیان از فعالان نشر در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در یادداشت تندی در واکنش به متن  امیری نوشت: وزارت ارشاد، بخشی از وظایف ادارۀ کتاب در بخش ممیزی را به «بنیاد ادبیات داستانی» تفویض کرده است. در قبال چه‌چیزی و یا بر چه‌ اساسی یا با چه‌ مبلغی بماند، فعلاً که در این دولت این چیزها، اساس‌ها و مبلغ‌ها طبیعی است؛ این‌که ممیزی اساساً امری قابل واگذاری و خصوصی‌سازی هم نباید باشد هم بماند برای بعد. لیکن، انجام بررسی و ممیزی کتاب‌ها توسط نویسنده‌های دست‌چندم، بی‌آبرو در ادب و کم‌هویت در مبنا و اساساً مخالف ممیزی در ادارۀ ممیزی وزارت ارشاد، هم قابل توجه است و هم قابل بررسی.

    وی در ادامه نیز نوشته است: این‌ها، هرقدر هم بخواهند با نیرنگ و رنگ منتقد بودن و جامعه‌خواه بودن، خود را مستقل و غیروابسته به هر چیزی معرفی کنند، منفعت‌طلبی‌هایشان رسوایشان می‌کند، دنیاخواهی‌شان، سفله‌صفتیشان را آشکار می‌کند، قلمشان، بی‌قیدیشان و کلام و استدلالشان توخالی بودنشان را نمایان می‌کند؛ که مگر همین‌ها نبودند که از حمله به ادارۀ به‌قول خودشان سانسور به آلاف‌والوفی رسیدند و رقاصۀ محفل‌های ادبی برخوردار روشنفکری شدند و پست گرفتند و صاحب لباس شیک و تمیز شدند و کمی هم چهره شدند، چطور خودشان در همان اداره پست می‌گیرند و سانسور می‌کنند و عواید به‌دست می‌آورند؟!

    سپردن کار خطیر به دون‌مایگان!

    حسین شاهمرادی از اعضای مجمع ناشران انقلاب اسلامی و مدیرعامل انتشارات امیر کبیر نیز در یادداشتی که در آن سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خطاب گرفته شده بود در این زمینه نوشت:

    آیا در وزارت متبوع شما، بررس‌ها معیارِ ممیزی آثار را تعیین می‌کنند یا شما به آن‌ها ملاک و معیار را می‌دهید و آن‌ها صرفاً مأمور بررسیِ کتاب طبق معیارهای مشخص و ازپیش‌تعیین‌شده‌اند؟ مگر ممکن است یک بررس خودش معیارهای بررسی را تعیین کند؟ مگر قانون ممیزی و آیین‌نامه ندارید؟ چقدر باید ناشران از این ممیزی‌های سلیقه‌ای و شکمی آثار در وزارت ارشاد ضربه بخورند؟ اگر ملاکی دارید و اگر طبق قانون عمل می‌کنید، آیا «حفظ نظام و جمهوری اسلامی» در میان معیارهای اعلامی شما به بررس‌ها نیست؟ یعنی بررس‌های وزارت ارشاد، بدون در نظر گرفتن جمهوری اسلامی کتاب‌ها را بررسی می‌کنند؟

    شاهمرادی در ادامه عنوان کرده است: شما در وزارت ارشاد، بررس‌های خود را چگونه انتخاب می‌کنید؟ آیا نظامِ گزینش یا صافیِ خاصی دارید که هر که از راه رسید، وارد آن نشود؟ به‌هرحال تا آنجا که ما می‌دانیم، در روزگاری پیش‌تر و حتی همین الآن، ادارۀ کتاب محل آمدوشد بزرگان و فرهیختگانی بوده و هست که امضایشان پای یک کتاب به آن کتاب اعتبار می‌بخشید و می‌بخشد و تعریضشان به کتابی دیگر، ملاکی جدی برای رد کتاب محسوب می‌شد و می‌شود. چه سازکاری دارید که هر کم‌خردی وارد این مجموعه نشود؟ به‌هرحال این مجموعه با کتاب‌های ناشران و حق الناس سروکار دارد. نمی‌شود زمام آن را به هر سفله‌ای سپرد.

    شاهمرادی در پایان نیز خظاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌نویسد: بررسِ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامیِ جمهوریِ اسلامیِ ایران غلط زیادی می‌کند که جمهوری اسلامی در بین معیارهایش نباشد. البته مدیر بالادستی او و کسی هم که او را بر این کار گماشته، اگر می‌داند و به این موضوع آگاه است، غلط زیادی کرده که چنین کار خطیری را به چنین دون‌مایگانی سپرده است. اگر هم نمی‌داند، باز هم باید توبیخ شود که چگونه، بدون شناخت چنین افرادی، کار را به آن‌ها سپرده است.

    چند نکته در پایان

    صرف‌نظر از این واکنش‌ها عدم شفافیت و نیز پاسخگویی موضوعی است که مدت‌های مدیدی است اداره کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با آن روبرو است.  مدیر کل آن تن به گفتگو و پاسخگویی به رسانه‌ها نمی‌دهد و کارکنان آن نیز در قانونی نانوشته خود را مصون از هر نوع پاسخگویی می‌دانند.

    مشخص نیست چرا وزارت‌خانه‌ای که دم از ایجاد دیوار شیشه‌ای پیرامون خود می‌زند و وزیر آن مسئول دسترسی آزاد به اطلاعات همه ایرانیان نیز هست چرا درباره این بخش از زیرمجموعه خود تنها به بلندتر و قطورتر کردن دیوارها که حاصلی جز بی‌اعتمادی و دلمردگی بدنه نشر ندارد، اهتمام می‌ورزد. آیا ایجاد کانال‌هایی برای صحبت و گفتگوی مستقیم و رودررو با ناشران و نویسندگان درباره آثارشان تبعاتی دارد که این وزارتخانه نمیخواهد زیر بار آن برود؟ اینها بخشی از سوالاتی هستند که عدم پاسخگویی به آن اوضاعی این‌چنینی را در این بخش از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فراهم آورده است.

  • کتابی تازه در فهرست لغو مجوزهای ارشاد/ ما تمامش می‌کنیم!

    کتابی تازه در فهرست لغو مجوزهای ارشاد/ ما تمامش می‌کنیم!

    به گزارش خبرنگار مهر، رمان «ما تمامش می‌کنیم» اثر کالین هوور با ترجمه آرتمیس مسعودی که مهیای بیست و یکمین چاپ خود در نشر آموت می‌شد با دستور اداره توسعه کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به فهرست آثار لغو مجوز شده این اداره افزوده شد.

    ناشر این اثر این خبر را در صفحه خود در شبکه‌های مجازی اعلام و در تماس تلفنی خبرنگار مهر نیز این خبر را تایید کرد.

    این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که به ناشر اعلام شده برای تجدید چاپ مجدد این اثر باید آن را برای بررسی دوباره ارسال کند و تا آن زمان مجوز انتشار این اثر لغو خواهد بود.

    کتاب ما تمامش می‌کنیم با عنوان اصلی It ends with us اثری از کالین هوور نویسنده آمریکایی است. کالین هوور اولین رمانش را در سال ۲۰۱۲ منتشر کرد و بعد از آن، تمام رمان‌هایش جزء کتاب‌های پرفروش نیویورک تایمز شدند.

    داستان این کتاب درباره لیلی، دختری ۲۳ ساله است که رابطه‌ای پیچیده با پدرش داشته و اکنون که او از دنیا رفته است، به درخواست مادرش باید در مراسم تشییع جنازه سخنرانی کند. لیلی درباره پدرش می‌گوید: «به عنوان دخترش، دوستش داشتم اما به عنوان یه انسان، ازش متنفر بودم.» و دلیل تنفر لیلی از پدرش این بود که او وقتی عصبانی می‌شد، مادرش را کتک می‌زد. البته پدرش بعد از آن تلاش می‌کرد تا کارش را جبران کند اما موضوع اصلی همچنان پابرجاست و این موضوع روی لیلی تاثیر زیادی می‌گذارد.

    بعد از سخنرانی در مراسم تشییع جنازه، لیلی احساس بدی پیدا می‌کند، و برای تخلیه احساساتش به پشت‌بام خانه‌ای پناه می‌برد. لیلی روی لبه پشت‌بام ایستاده و به پایین نگاه می‌کند. در مورد مرگ فکر می‌کند اما قصد خودکشی ندارد. در ادامه رایل کینکید که جراح مغز و اعصاب است به پشت‌بام می‌آید و وقتی می‌بیند دختری لبه ساختمان ایستاده است، فکر می‌کند دختر قصد خودکشی دارد و تلاش می‌کند با صحبت کردن او را از انجام هر کار احمقانه‌ای منصرف کند. لیلی هم که قصد انجام کار احمقانه‌ای ندارد گفت‌وگو با رایل را آغاز می‌کند و همین دیدار عجیب در پشت‌بام خانه‌ای در بوستون شروع یک رابطه عاشقانه و پیچیده است.

    این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که در ماه‌های اخیر آثار دیگر از جمله کتاب‌های نوح یوآل هراری و برخی از آثار الیف شافاک نیز با چنین سرانجامی مواجه شده است و مدیر دفتر توسعه کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در یک ماه گذشته درخواست‌های مکرر خبرگزاری مهر را برای پاسخ در این زمینه و موارد مشابه بی‌پاسخ گذاشته است.

  • «جریان‌شناسی شعر معاصر» مورد بررسی قرار می‌گیرد

    «جریان‌شناسی شعر معاصر» مورد بررسی قرار می‌گیرد

    به گزارش خبرگزاری مهر، مجله ادبی تلویزیونی «شب شعر» از سری برنامه‌های شب‌های هنر شبکه چهار سیما، امشب دوشنبه ۱۱ آذر به مساله جریان‌شناسی شعر معاصر اختصاص دارد.

    این‌برنامه با اجرای محمود اکرامی‌فر و حضور مصطفی محدثی خراسانی شاعر و پژوهشگر و مرتضی کاردر شاعر و منتقد به‌عنوان مهمانان گفتگو به‌صورت زنده پخش می‌شود.

    بخش دیگر این‌برنامه «بزم سخن» با اجرای عبدالمهدی مستکین و «نقد هفته» با اجرای علیرضا بهرامی شاعر و روزنامه‌نگار است که به همراه بازخوانی آخرین اخبار حوزه شعر پخش می‌شود.

    این‌قسمت از مجله ادبی «شب شعر» امشب دوشنبه ۱۱ آذر از ساعت ۲۳ از آنتن شبکه چهار سیما پخش می‌شود.