
همایش «صدای مردم» ویژه برنامهای با موضوع صدای گلایه مردم با زبانی دیگر و هنرمندانه شامگاه دوشنبه ۲۵ آذر ۹۸ با حضور حجتالاسلام محمد قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، شاعران، مدیحه سرایان و اصحاب رسانه در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد.


همایش «صدای مردم» ویژه برنامهای با موضوع صدای گلایه مردم با زبانی دیگر و هنرمندانه شامگاه دوشنبه ۲۵ آذر ۹۸ با حضور حجتالاسلام محمد قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، شاعران، مدیحه سرایان و اصحاب رسانه در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد.


به گزارش خبرگزاری مهر، بیست و دومین جشنواره بینالمللی قصهگویی از ساعت ۸:۳۰ صبح سه شنبه ۲۶ آذرماه در محل کانون پرورش فکری در خیابان حجاب آغاز به کار می کند و برنامه های سرگرم کننده این رویداد تا ساعت ۱۹ ادامه خواهند داشت. ۱۵ شرکت کننده بزرگسال در بخش ملی از استانهای اصفهان، هرمزگان، آذربایجان شرقی، کرمان، بوشهر و … تهران فردا در فواصل مختلف با حضور روی صحنه به اجرای برنامه خواهند پرداخت.
این شرکت کنندگان در سه بخش از ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۹ روی صحنه می روند. بهرام شاهمحمدلو رئیس انجمن قصهگویی کانون، ایرج طهماسب قصهگو، مجری و کارگردان، حمیدرضا شاهآبادی نویسنده ادبیات کودک و نوجوان، رویا نونهالی و آزیتا حاجیان بازیگر، به عنوان هیات داوران بخش ملی بیستودومین جشنواره بینالمللی قصهگویی کانون در سالن حضور دارند و اجرای شرکت کنندگان را داوری خواهند کرد.
گیتی خامنه، چهره شناخته شده عرصه اجرا و قصه گویی نیز ساعت ۱۷ فردا به عنوان یکی از مهمانان ویژه جشنواره با حضور روی صحنه به قصه گویی می پردازد.
جشنواره قصه گویی در نخستین روز برگزاری دو نشست تخصصی و کارگاه آموزشی را نیز در دستور کار خود دارد. کارگاه نخست جشنواره، با عنوان «قصه گویی به منظور تحت تأثیر قرار دادن روح و جان افراد» با حضور ساره قصیر از لبنان و نشست اول این رویداد با نام «قصه گویی مدرن با روش ها و رویکردهای نو» با حضور پوپک عظیم پور عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، به ترتیب از ساعت ۱۰ تا ۱۲ و ۱۴ تا ۱۶ برگزار میشوند.
مرکز تئاتر کانون نیز کارناوال عروسکهای قصه و اجرای نمایش خیابانی «پدربزرگ و ترب» را با عروسکهای غول پیکر به عنوان یکی از برنامه های سرگرم کننده تدارک دیده که فردا از ساعت ۱۰:۳۰ از خیابان حجاب به سمت پارک لاله حرکت خواهد کرد. علاقه مندان می توانند به صورت رایگان از برنامه های جشنواره استفاده کنند.
یادآور می شود؛ بیستودومین جشنواره بینالمللی قصهگویی از ۲۶ تا ۳۰ آذر ۱۳۹۸ در مرکز آفرینشهای فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در خیابان حجاب تهران برگزار میشود.


به گزارش خبرگزاری مهر، آیین اختتامیه نخستین دوره جشنواره ملی خط بریل فارسی (بریلفا) با هدف بهبود جایگاه ویژه بریل در تأمین نیازهای اطلاعاتی نابینایان و رفع کاهش تدریجی استفاده از این خط در دو دهه اخیر به خصوص در ایران به همت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار میشود.
همچنین توجه ویژه سازمانها و معاهدات بینالمللی بر حفظ، گسترش و رسمیت بخشی بیشتر به خط بریل و نیز بازشناسی و معرفی این خط به جامعه از دیگر اهداف این جشنواره است.
بخشهای این جشنواره شامل مقاله نویسی به بریل، دستاوردها و فعالیتهای مؤثر در زمینه بریل، پژوهش در حوزه بریل و ایدههای خلاقانه در زمینه بریل با هدف حفظ و گسترش خط بریل فارسی، آگاهی بخشی و فرهنگ سازی نسبت به خط بریل در جامعه است.
از دیگر بخشهای نخستین دوره جشنواره ملی خط بریل فارسی ترویج، ترغیب و نهادمندسازی این خط در بین نابینایان ایران، ایجاد توجه و حساسیت نسبت به بریل در دستگاههای ذیربط و بازشناسی و توجه ویژه به ظرفیت حداکثری بریل در تأمین نیازهای اطلاعاتی افراد با آسیب بینایی است.
سازمان اسناد و کتابخانه ملی هم راستا با روندها و فعالیتهای جهانی و به عنوان یک سازمان پیشگام آیین اختتامیه جشنواره ملی بریلفا را فردا (سه شنبه ۲۶ آذرماه) از ساعت ۹ صبح در تالار قلم مرکز همایش های سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار میکند.
این مراسم با سخنرانی اشرف بروجردی – رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، آسوتان آسوتکوفسکی – رییس دفتر منطقه ای یونسکو، سیدجواد حسینی – رییس سازمان آموزش و پرورش استثنائی و نوش آفرین انصاری همراه خواهد بود.


به گزارش خبرگزاری مهر، یکصد و پنجاه و هشتمین شب شعر طنز «در حلقه رندان» شب گذشته(یکشنبه ۲۴ آذر) در تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد.
در ابتدای این محفل طنز که با حضور دانشجویان همراه بود، عباس احمدی شعری طنز درباره وضعیت دانشجویان خواند. همچنین روح الله احمدی که به همراه او که اجرای این برنامه را برعهده داشتند، از اسماعیل امینی دعوت به حضور روی سن و شعرخوانی کرد.
نسیم عرب امیری شاعر بعدی بود که شعری درباره به روز بودن پدربزرگ ها و مادربزرگ ها در زمینه استفاده از فضاهای مجازی خواند. مصطفی صاحبی نیز درباره دانشجویان شعری با این مطلع برای حضار خواند: «فاش می گویم و از گفته خود دلشادم…ترم آخر شد و یکبار دگر افتادم». این شعر او با تشویق ممتد دانشجویان همراه شد.
در ادامه امین تویسرکانی متنی ادبی را درباره معیارهای جذب مجریان و گویندگان در صداوسیما خواند!
مهدی فرج اللهی نیز قطعاتی را با تکنوازی گیتار تقدیم حاضران کرد.
سید امیر سادات موسوی، نادر ختایی، روح الله احمدی نوبت های بعدی شعرخوانی را به خود اختصاص دادند.
در ادامه اکبر کتابدار کارشناس ادبی و مدرس دانشگاه نیز درباره صنعت تکرار در طنز نکاتی را مطرح کرد.
رضا احسان پور، مهدی استاد احمد نیز به شعرخوانی پرداختند.
یوسفعلی میرشکاک نیز که مهمان ویژه این برنامه بود، عنوان کرد: من روستازاده هستم. در منطقه ای بین کرخه و شاهور و پایین تر از اندیمشک به دنیا آمده ام. روستاییی که متعلق به سادات موسوی فخرایی بود.
وی درباره فعالیت های فرهنگی کنونی خود به بیان طنز توضیح داد: روزی دوست داشتم خانه ای داشته باشم و نشد! بعد آرزو کردم که پولی داشته باشم و ماشین بخرم و مسافرکشی کنم اما باید فوق لیسانس می گرفتم و نشد! این روزها آرزو دارم روزی بتوانم اختلاس کنم. این کار نیاز به مدرک ندارد بلکه امکانات خاصی می خواهد مثلا باید برادر یا قوم و خویش آدم خاصی باشی.
میرشکاک در پایان اثری را از مجموعه طنز خود با نام «دیپلمات نامه» تقدیم حاضران کرد.
شعرخوانی و متن خوانی امید مهدی نژاد، علیرضا لبش، عبدالله مقدمی و عمران معماریان و اجرای صابر قدیمی و سعید طلایی دیگر بخش های این برنامه بود.
جمال رحیمیان، معاون فرهنگی سازمان جهاددانشگاهی، محمد زرویی نصرآباد مدیرعامل سپهر سوره هنر، رضا فریدزاده رییس سابق سازمان دانشجویان جهاددانشگاه، عباس حسین نژاد شاعر و … نیز در این محفل شرکت داشتند.
شب شعر طنز در حلقه رندان از جمله محافل ثابت و ماهانه حوزه هنری است که آخرین یکشنبه های هر ماه برگزار می شود.


به گزارش خبرگزاری مهر، به دنبال پیگیریهای دانشگاه مطالعات بینالملل پکن از ماههای گذشته برای برقراری ارتباط و انعقاد تفاهمنامه با بنیاد سعدی از طریق سفیر و رایزن فرهنگی ایران در چین، با سفر رییس دانشگاه و هیات همراه به ایران، در نشستی مشترک، تفاهمنامه همکاری به امضاء رییس بنیاد سعدی و ریس دانشگاه بین الملل پکن رسید.
در ابتدای این نشست، دکتر جی جین بیاو، رییس دانشگاه مطالعات بین الملل پکن ضمن اشاره به پیشینه تاریخی و ارتباط ایران و چین، اظهار کرد: دانشگاه ما بین المللی است و بر اساس «سیاست یک جاده یک کمربند» که سیاست رسمی دولت چین است، بنا داریم زبانهایی را که در مسیر این جاده باستانی قرار دارد، مانند فارسی، ترکی، هندی و… را در دانشگاه آموزش دهیم.
وی با بیان اینکه به دلیل فاصله جغرافیایی، هنوز شناخت خوبی از ایران در چین وجود ندارد و باید بیشتر تلاش کرد، گفت: برای توسعه گردشگری باید تلاش کنیم چرا که وقتی گردشگران چینی به ایران سفر می کنند، طرز فکرشان در مورد ایران عوض میشود. شاید پیش از سفر به ایران فکرش را هم نمی کردند که ایران چنین کشور زیبا و پیشرفته ایی باشد.
وی درباره دانشگاه بین الملل پکن نیز گفت: در این دانشگاه ۵۰ دانشجو فارسی وجود دارد که ۱۵ نفر از آنها را برای تکمیل دانش زبانی به دانشگاه تهران اعزام کردهایم. همچنین شش استاد زبان فارسی داریم که دو نفر آنها از استادان چینی و دو استاد ایرانی هستند. یکی از استادان سفیر سابق چین در ایران و یک نفر آنها هم از کارکنان وزارت امور خارجه است.
وی درباره انتظارات از تفاهم نامه با بنیاد سعدی و مشخص کردن نوع همکاریهای دو جانبه گفت : براساس این تفاهم نامه می خواهیم « بنیاد سعدی پذیرای استادان چینی زبان فارسی برای تقویت زبان آنها باشد»،« دانشجویان ممتاز زبان فارسی برای شش تا ۹ ماه به بنیاد اعزام شوند»،« استادان ایرانی با بخش خاورمیانه دانشگاه مطالعات بین الملل برای نیم یا یک سال همکاری داشته باشند»،« استادان ایرانی در کنفرانسهایی که دانشگاه های ما برگزار میکند، شرکت کنند».
وی افزود: همچنین با توجه به اینکه در حال حاضر بیشتر منابع فارسی در چین از زبان انگلیسی ترجمه شده است علاقمندیم ترجمه مستقیم منابع از فارسی به چینی و بر عکس، انجام شود.
بنابر این گزارش، دکتر غلامعلی حدادعادل، رییس بنیاد سعدی نیز ضمن خوشامدگویی به میهمانان چینی، اظهار کرد: همانطور که شما نیز به آن اشاره کردید، ایران و چین دو تمدنی هستند که تاریخ کهن و روابط دیرینهای با یکدیگر دارند و میتوانیم بگوییم ایران و چین از معدود کشورهایی هستند که از ستونهای قدرتمند تمدن آسیایی، در طول تاریخ به شمار میروند و ما خرسندیم که در سالهای اخیر، روابط دو جانبه میان دو کشور به خوبی گسترش پیدا کرده و در حال حاضر تا جایی که بنده اطلاع دارم، در بهترین سطح خود قرار دارد.
وی افزود: هر دو کشور دشمن مشترکی به نام آمریکا دارند که هر روز فشارهای خصمانه جدیدی برعلیهشان وارد میآورد و همین دلیل به سادگی ما را به هم متحد میسازد؛ گرچه این تنها دلیل برای تعامل و همکاری میان دو ملت نیست.
وی با اشاره به سفر ۱۰ ماه قبل رئیس مجلس ایران به چین گفت: ما شاهد گشایش و تحول جدیدی در روابط میان دو کشور بودهایم و در این مدت، هر روز اتفاق جدیدی در رابطه با روابط دوجانبه رخ داده است. نمایندگان چین به ایران آمدهاند؛ مقامات ایرانی به چین رفتهاند و اینها نشانههای خوبی هستند که موید اراده سخت و ریشهدار سران دو کشور برای همکاریها و تعاملات بیشتر است.
وی اظهار کرد: در مورد دانشگاه مطالعات بین الملل پکن، که شما عهدهدار اداره آن هستید، تصور میکنم پس از مطرح شدن “یک جاده یک کمربند” وظایف و مسئولیتهای شما سنگینتر شده است و شما باید پویا تر ظاهر شوید و البته پویاتر ظاهر شدهاید! زبانهای دیگر زیادی وجود دارند که نیاز است در دانشگاه شما مورد مطالعه قرار گیرند. زیرا تا آنجا که بنده میدانم، این طرح “یک جاده یک کمربند” نامی سمبولیک برای چین در روابط بینالمللی خود است که به حضور جهانی چین در جهان اشاره دارد و برای بسیاری چیزها، یک کلیدواژه است. این طرح تدریس و فراگیری بسیاری از زبانها از جمله زبان فارسی را شامل میشود.
وی ادامه داد: البته فراگیری زبان فارسی در چین حداقل ۶۰ سال سابقه دارد و تا جایی که بنده به خاطر میآورم، بسیاری از استادان ما برای آموزش زبان فارسی به دانشگاههای چین آمدهاند و در دانشگاههای جدید آن فارسی درس دادهاند و بسیاری از استادان چینی نیز برای آموختن زبان فارسی به ایران آمده اند.
وی افزود: شما تجربه خوبی از تدریس زبان فارسی در دانشگاه پکن دارید. بسیاری از دانشجویان چینی نیز در این سالها در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاههای ایران فارغ التحصیل شدهاند.
وی با تصریح این مطلب که « روابط میان دو کشور ایران و چین نباید به اقتصاد و سیاست محدود شود»، افزود: باید زوایای دیگری همچون علم، فناوری، علوم انسانی و بسیاری موارد دیگر را نیز شامل شود و فکر میکنم بازدید شما از ایران نشاندهنده اراده طرف چینی برای گشودن درهای دیگر در کنار اقتصاد و سیاست است.
وی با تایید سخنان رییس دانشگاه بین الملل پکن مبنی بر اینکه مردم دو کشور ایران و چین، اطلاعات محدودی در مورد یکدیگر دارند، گفت: برای توسعه این اطلاعات، باید گردشگری را بهبود بخشیم که این موضوع بسیار مهمی است که هم در برنامهها قرار دارد و هم دو کشور بر سر آن برای ورود گردشگران بیشتر، به توافق رسیدهاند . ما در بنیاد سعدی، همانطور که در مورد زبان و ادبیات فارسی دغدغهمند هستیم، همانطور هم برای تسهیل سفرها به ایران اعلام آمادگی میکنیم.
رییس بنیاد سعدی تاکید کرد: دیپلماسی عمومی اهمیت زیادی در ارتباط کشورها دارد و به عنوان بازوی یاریرسان دیپلماسی رسمی است و گردشگری کمک شایانی به دیپلماسی عمومی میکند و بنیاد سعدی از انجام هرگونه مساعدت و همکاری در این رابطه با گروه زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه شما مضایغه نمیکند.
وی به حضور دکتر وفایی، رایزن فرهنگی ایران در چین و نماینده بنیاد سعدی اشاره کرد و گفت: شما میتوانید در مورد همه برنامههای مشترکمان با ایشان گفت وگو کنید. ما همچنین محصولات آموزشی خوبی در قالب کتاب و همینطور در فضای مجازی در بنیاد سعدی تولید کردهایم و کتابهای آموزشی زیادی در زمینه تدریس زبان فارسی به شیوههای نوین تالیف وچاپ کردهایم که در اختیار شما میگذاریم. یکی از این کتابها که نامش «گام اول» است به زبان چینی نیز ترجمه شده است و به دانشجویان چینی کمک میکند آموختن فارسی را به راحتی آغاز کنند.
حدادعادل افزود: بنیاد سعدی همچنین در زمینه آموزش و اسکان استادان و مدرسان زبان فارسی از چین در دورههای کوتاه و بلند مدت زبان فارسی اعلام آمادگی میکند، که اصول و قوانین همکاریهای فیما بین در این رابطه، در تفاهمنامهای که در حاشیه این دیدار به امضا خواهد رسید، آمده است . همچنین در زمینه اعزام استادان زبان فارسی هم برای تدریس به دانشجویان و هم برای کمک به استادان شما و نیز ارسال محصولات آموزشی مورد نیازتان اعلام آمادگی میکنیم.
در پایان، تفاهم نامه به امضاء طرفین رسید و از طرف رییس دانشگاه بین الملل پکن، نشان دانشگاه و از سوی رییس بنیاد سعدی، کتاب شاهنامه فردوسی به رسم یادبود اهدا شد.


خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: اگر اخبار و اطلاعات منتشر شده درباره ادغام موسسات تابع معاونت فرهنگی صحیح بوده باشد و مدیران این معاونت در سال آینده و حتی اواخر امسال تصمیم به تغییر رویه خود درباره این مهم نگیرند، شب گذشته آخرین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد با مدیریت نهادی با عنوان بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان برگزار شد و به کار خود پایان داد.
این جایزه در هفت دوره اخیر خود با مدیریت مهدی قزلی به عنوان دبیر اجرایی و مدیرعامل این بنیاد راه به اجرا برد و در تمامی این ادوار بدون حاشیه نبوده است اما امسال این اتفاق به شکلی رنگ و لعابی بیشتر بر خود دید و حاشیههای این جایزه را پررنگتر از قبل کرد.
جایزه ادبی جلال که در سالهای اخیر بر سر ماهیت آن و اینکه باید چه آثاری را در کالبد خود به عنوان نامزد بپذیرد محل بحث و نزاع بسیاری بوده است امسال در کنار این مساله با انصراف یکی از کاندیداهای بخش رمان و داستان بلند نیز همراه بود و البته عدم انتخاب اثر برگزیده در بخش مجموعه داستان و رمان که به نوعی مهمترین بخشهای این جایزه هستند را نیز وقتی به این موضوع اضافه کنیم حاصل چیزی جز همان چربش فضای جایزه به سمت حاشیه نیست.
شب گذشته سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در سخنرانی خود در حاشیه این جایزه سعی کرد نشان دهد که به تمامی بالا و پایینهای این رویداد آگاه است و آنطور که دبیر اجرایی جایزه در نشست خبری آن نیز عنوان کرده بود، به عنوان یکی از مقامات عالیرتبه این جایزه، از کم کیف داوریها و انتخاب آثار و نیز روند طی شده برای برگزاری این رویداد مطلع و معتقد است کم شدن تساهل و تسامح میان ناشران و نویسندگان نیز به هموار شدن مسیر این رویداد برای طی طریق کمک شایانی کرده است.
اما با این حال حواشی جایزه جلال در سال جاری چه بود و در نهایت راه به کجا برد؟
اگر اختلاف نظرها و اختلاف سلیقهها در زمینه انتخاب دبیرعلمی و هیات داوران این جایزه را که معمولا در تمامی جوایز ادبی شکل میپذیرد به عنوان یک حاشیه بپذیریم جایزه جلال در این زمینه در سال جاری کم حاشیه نبوده است. در جوامع ادبی و نیز در میان اهالی رسانه درباره کیفیت و کمیت داوران انتخاب شده در این جایزه بحثهای زیادی رد و بدل شد از تکراری بودن تا کم اطلاع بودن داوران موضوعاتی بود که در این زمینه میشد از آنها ردی دید و حتی در یک برنامه تلویزیونی ادبی نیز به صراحت بیان شد که انتخاب داورانی از حوزه هنری در بخش مستند نگاری عملا کفه انتخاب نفر برگزیده را به سمت این نهاد سنگین کرده است. هرچند که این مساله در نهایت با انتخاب اثری به عنوان شایسته تقدیر در این بخش از ناشری در بخش خصوصی همراه شد اما موضوعی نبود که بتوان به سادگی آن را به فراموشی سپرد.
نکته دیگر در این دوره از جایزه جلال انصراف یکی از کاندیداها از حضور در داوری پایانی بود. خبری که از سوی نویسنده رمان «فوران» به عنوان یکی از نامزدها در گفتگو با چند رسانه از جمله مهر تاکید شد و به نوعی حاکی از آن بود که این نویسنده تمایلی به حضور در جمع نامزدهای یک جایزه دولتی را ندارد. این خبر پس از نوعی تکذیب از سوی بنیاد شعر و ادبیات داستانی و البته این توضیح که برخی داوران و اعضای اجرایی جایزه این نویسنده را مجاب به این انتخاب کردهاند در نهایت با نامه کتبی قباد آذرآئین به عنوان نویسنده به دبیرخانه جایزه به منظور اعلام انصراف پایان یافت و انتخاب نشدن اثری در بخش رمان به عنوان برگزیده را به نوعی تحت تاثیر خود قرار داد.
اما در همین بخش انتخاب رمان «وضعیت بیعاری» به عنوان اثر شایسته تقدیر نیز در روزهای منتهی به جایزه با حاشیههای زیادی همراه بود. این رمان به قلم حامد جلالی از تولیدات مدرسه رمان موسسه شهرستان ادب در سال گذشته بود. پس از انتشار رمان و در مجامع ادبی مضمون این رمان و حضور شخصیتی در آن که از پیروان آئین مندایی در ایران بوده است و نیز اتفاقی در داستان که شائبه رابطهای غیراخلاقی میان دو قهرمان رمان را پررنگ میکرد ونیز نوع عکسالعمل آنها در مواجهه با نیروهای انقلابی در سالهای پیروزی انقلاب و دفاع مقدس با انتقاداتی روبرو شد.
هرچند جلالی خود منکر برخی از این اتفاقات در داستانش نشده اما همواره تاکید داشته که روح حاکم بر این رمان در راستای اعتقادات، ارزشها و کشورش بوده است و هرگز در طول نگارش این اثر از این مسیر خارج نشده است.
با این همه منتقدی مانند احمد شاکری در مراسم شب گذشته در نطق خود پس از دریافت جایزهاش در بخش نقد ادبی عنوان کرد که از این انتخاب در سال جاری خوندل خورده است و اینها روا نیست برای جایزه جلال که جایزه ادبی جمهوری اسلامی است و به نام نامی آلاحمدی نامگذاری شده که خطایش را شناخته و به دامن اسلام و انقلاب بازگشته است.
انتخاب این رمان به عنوان اثر شایسته تقدیر اما در فضای مجازی نیز با واکنش روبرو بوده است. رضا رسولی نویسنده و از اعضای انجمن قلم ایران در واکنش به این انتخاب در توییتر خود چنین نوشت: امروز، رمان وضعیت بی عاری در مهم ترین جایزه ادبی کشور جایزه گرفت. گذشته از توصیف های اروتیک آن، صراحتا کتابچه تبلیغ آیین مندایی است، ناشر آن شهرستان ادب، موسسه ای حکومتی است که سخت ادعای انقلاب گری دارد. معلوم نیست این وضعیت بی عاری، تا کی در دستگاه های فرهنگی باقی خواهدماند.
احمد شاکری البته در اظهارات خود اشارهای هم به اظهارات میثم امیری از داوران بخش مستند نگاری نیز داشت که درباره ممیزی کتاب عنوان کرده بود که معیارش برای این مساله وطن است نه چیز دیگری.
شاکری در این زمینه در نطق خود بدون اشاره به نام امیری بیان داشت: همه شرافت و عزت ما نتیجه انقلاب و حکمت امام راحل است که حرکت بخش و قیام آفرین بوده است. اگر امروز برخی می گویند که حدودشان در ممیزی کتاب، وطن است و نه انقلاب باید بدانند که اگر انقلاب نبود حتی ایران هم شرافتی نداشت که به آن افتخار کند.
جدای از این اظهارنظرها جایزه جلال در مراسم روز گذشته خود حواشی ریز و درشت دیگری نیز داشت. از نصب کردن تابلوی سازمان اسناد وکتابخانه ملی ایران با دریل روی تریبون درست چند لحظه قبل از آغاز مراسم تا تپقزدنهای چند باره سخنرانان در حین خوانش متنی از پیش نوشته شده و نیز پرکردن بیشتر سالن با داستاننویسان دوره آموزشی آل جلال و غیبت بسیاری از داستان نویسان و ناشران در مراسم پایانی این جایزه.
حالا باید منتظر ماند و دید آیا این جایزه در پوست اندازی احتمالی خود در سال آینده که مسئولان اجرایی این جایزه از جمله مهدی قزلی نیز خود را بیتمایل به آن اعلام نکرده بودند راه به وفاقی حداکثری خواهد برد یا خیر؟


به گزارش خبرنگار مهر، حسن گل محمدی، پژوهشگر و منتقد ادبیات و تاریخ، در تازهترین یادداشت خود به موضوع پدرخواندگی در ادبیات معاصر ایران اشاره کرده و نقدهایی را به عملکرد برخی از چهرههای مهم ادبی معاصر وارد دانسته است. خبرگزاری مهر آماده انتشار پاسخ این شخصیتها به این یادداشت است:
پدر خواندگی در تاریخ و ادبیات کشور ما چیز جدیدی نیست، در گذشته سابقه داشته و اکنون نیز وجود دارد. پدر خواندگی ادبی از سیستم کشورداری و حکومت سلسلههای حکمران که در راس کشور فردی خود رای و همه کاره قرار داشته نشات گرفته است. شالوده و سازمان تشکیلاتی کشور ما همواره بر این اساس بوده که فردی به نام شاه یا سلطان در راس قدرت مینشست و همه از او تبعیت میکردند.
این نوع روش مدیریت در همه سطوح کار و زندگی جامعه برقرار بوده است. از عملکرد امرا و حکومت رانان استانها و مناطق مختلف کشور گرفته تا اداره کردن یک خانواده. پدر خانواده همواره همان نقشی را در خانه ایفا میکرد که حاکمان و فرمانروایان کشور آن را در کشورداری به کار میبستند: دستور یک جانبه و اطاعت و فرمانبری افراد زیر دست. اگر به جنبههای گوناگون چگونگی حضور و سقوط این سیستم مدیریت در جامعه توجه دقیق داشته باشیم، به این نقطه نظر میرسیم که خود افراد جامعه و مردم کشور نیز در ایجاد حکومتهای خودکامه بی تاثیر نبودند. به عبارت دیگر ما نیز مردمی دیکتاتور پرور بودیم و با پشتیبانی و حمایت خودمان از یک حکمران در طول تاریخ زمینههای خودکامگی و ظلم و استبداد را در روشهای حکومتی کشورمان فراهم ساختهایم.
موضوع حضور دیرپای پدرخواندگی در ادبیات و فرهنگ نیز یک زیر مجموعه از سیستم مدیریتی کشورمان است. ما در طول تاریخ ادبیاتمان همواره گروه، افراد یا فردی داشتهایم که نقش پدر خوانده را در جامعه ادبی ایفا کرده است. اگر به مراکز اجتماع افراد فرهنگی از نویسندگان، شعرا و هنرمندان توجه کنیم، مشاهده میشود که همواره در میان این طبقات یک یا چند نفر نقش پدرخوانده را داشتهاند. وجود ملک الشعرا در میان شاعران دربار یا کاتبان تاریخ در حکومتهای گذشته همه جلوههایی از یک نوع پدر خواندگی در ادبیات کشورمان بوده است. دخالت چنین افرادی در راس امور فرهنگی، راه را بر افراد شایسته و منتقد میبست، کما اینکه اکنون نیز میبندد.
هزار و اندی سال قبل، عنصری ملک الشعرای دربار محمود غزنوی که کاری جز تملق گویی، ژاژخایی و پدرخواندگی ادبی در دربار نداشت و از این راه به ثروت و مکنت فراوانی دست یافت، راه را بر شاهنامه فردوسی که خردنامه ایرانی در طول تاریخ است، بست و نگذاشت که سلطان متعصب غزنوی حتی متوجه شود که فردوسی چه کتابی سروده و از چه حکم گرانبهایی سخن رانده است. این وضعیت همواره در طول تاریخ ادبیات کشورمان ادامه داشته است. فتحعلی خان صبا ملک الشعرای درباره فتحعلیشاه قاجار و پدر خوانده شاعران آن دوره که تعداد آنها رقمی در حدود ۴۰۰ نفر ذکر شده است، یکی دیگر از این گونه پدرخواندههای ادبی بود که راه را بر هر شاعر و نویسنده متعهدی که قصد داشت تشکیلات دیکتاتوری بی شعورمآب فتحعلیشاه را نقد کند، میبست. صبا سفاهت و بی تعهدی را به جایی رساند که اگرچه ایران در دوران حکومت این سلطان در دو جنگ با روس شکست فاحشی خورد و بخشهای قابل توجهی از خاک کشورمان را از دست داد، ولی همین پدرخوانده ادبی در این باره در کتابی به نام «شاهنشاه نامه» که بر وزن شاهنامه حکیم توسی سرود، به حماسه سرایی در ارتباط با جنگ فتحعلی شاه با سپاهیان روس پرداخته و شکست و ناکامی سپاه ایران را پیروزی و موفقیت قلمداد کرده است.
چرا به اطاله کلام بپردازیم، در همین روزگار ما نیز پدرخواندههای مختلفی بر مراکز تصمیم گیری ادبی کشورمان دست گذاشتهاند و اجازه نمیدهند که دیگران با نقد، تعهد، اعمال رسالت و نوآوری جامعه فرهنگی را با جلوههای زیبای ادبیات روز جهانی آشنا کنند. یکی از این پدرخواندههای ادبی استاد دکتر شفیعی کدکنی است. اگرچه ایشان استاد برجسته دانشگاه و محقق و شاعر گرانقدری است ولی حوزه فعالیتهای ادبی و تحقیقاتش فقط منحصر به ادبیات سنتی کشورمان میشود. استاد شفیعی پنجره ذهن خود و دانشجویانش را به روی ادبیات معاصر کشورمان و ادبیات روز جهانی بسته و نقد، بررسی و تحقیق در مقولات ادبیات روز جامعه و ادبیات جهانی در ذهن ایشان جایگاهی ندارد. نگارنده به کارهای تحقیقاتی و پژوهشی این استاد گرانمایه بر متون کهن و تاریخی کشورمان ارج فراوانی قایل است ولی این گونه اعمال سلیقه شخصی برای جامعه فرهنگی، دانشجویی و دانشگاههای ما در قرن بیست و یکم شایسته نیست و دانش آموختگان تک بعدی و متعصب به ادبیات سنتی و گذشته و دور از واقعیتهای روز ادبیات جهان، تربیت شوند.
اصولا پدر خواندههای ادبی برای گسترش دامنه نفوذ اندیشههای خود احتیاج به افرادی دارند که آنها اقشار مختلف جامعه فرهنگی را تشکیل میدهند و به صورت شبکهای عمل میکنند. این افراد اغلب منافع طلب و یا کم سواد هستند که به جایگاه پدرخوانده، خویش را متصل میکنند و ضمن پشتیبانی از کارهای او منافع خود را نیز تامین میکنند. چنانکه شاهد هستیم در اطرف استاد دکتر شفیعی کدکنی علی دهباشی حضور دارد که با در اختیار گرفتن نشریه بخارا و امکانات لابی گریای که برای خود ایجاد کرده است همواره از موقعیت استاد شفیعی و افرادی که جزو شبکه پدرخواندگی ایشان هستند، پشتیبانی میکند. فرد دیگر شبکه دکتر پارسی نژاد است که به دستور پدرخوانده با تالیف کتابهای کتابسازی شده، شخصیتها و خدمات افرادی را که پدرخوانده تشخیص داده، تحریف کرده است. از دیگر افراد دور و بر استاد شفیعی میتوان به دکتر میلاد عظیمی و بعضی دیگر از شاگردان او اشاره کرد که اگر فردی به شبکه و سیستم پدرخواندگی تعرض کند، آنها سریعا عکس العمل نشان میدهند و وارد میدان میشوند.
از جمله اقدامات این شبکه پدرخواندگی، برگزاری مراسم شبهای بخارا به دستور پدرخوانده توسط علی دهباشی برای افرادی مانند استاد هوشنگ ابتهاج، دکتر ناتل خانلری، دکتر شایگان، دکتر حمیدی شیرازی، محمود دولت آبادی و… است. دهباشی همچنین خطابه خوان پیامهای پدرخوانده در جلسات نیز هست. از عکسالعملهای دکتر پارسی پارسی نژاد، تحرف شخصیتهای نیما یوشیج، دکتر عبدالحسین زرین کوب، دکتر فاطمه سیاح و… است. از کارهای مرتبط با دکتر میلاد عظیمی، جوابگویی به سخنان دکتر محمد روشن درباره ناتل خانلری، تعرض به شخصیتهای دکتر رضا براهنی و دفاع از شخصیت دکتر شفیعی کدکنی در جراید است.
بدیهی است حضور شبکههای آشکار و پنهان پدرخواندگی ادبی میتواند آسیبهای فراوانی به فرهنگ و ادب کشورمان وارد کند. به عنوان نمونه میتوان گفت که با توجه به حضور شبکه وسیع و با نفوذ از اطرافیان، مریدان و اقدام کنندگان حوزه پدر خواندگی استاد شفیعی موجب شده کسی جرات نکند دست به انتقاد از این شبکه بزند و کسانی را که به تحریف واقعیتهای ادبی معاصر اقدام کنند، مورد سوال و پرسش قرار دهد. حضور فعال این شبکه همچنین موجب افت کیفیتها در جامعه فرهنگی و تولیدات ادبی و نشر هم شده است.
به طور کلی روابط فرهنگی با حضور چنین شبکههایی از ارزش علمی، کیفیت آکادمیک و ارتباطهای جهانی ادبیات میکاهد و همه چیز یکطرفه، بسته و یکسو نگر در جهت اهداف و اندیشههای خاص پدرخوانده پیش میرود. کما اینکه اکنون این وضعیت در جامعه فرهنگی و ادبی ما حکمفرماست و با داشتن امکانات، استعدادها و افراد صاحب نظر هنوز نتوانستهایم در ادبیات جهانی جایگاهی حتی در حد کاندید شدن برای جایزه ادبی نوبل پیدا کنیم.
بدیهی است تداوم این وضعیت ما را از حضور در جامعه ادبی جهانی دور خواهد کرد که جبران آن سالهای سال امکان پذیر نخواهد بود. نسلهای جوان تحصیل کرده، اهالی ادبیات و قلم و نویسندگان و شاعران متعهد و مستقل باید در یک اقدام تابوشکنانه ادبیات معاصر ما را از این وضعیت نابهنجار نجات بخشند و دکانهای چند نبش این شبکه گسترده پدرخواندگی را از مشتری تهی کنند تا جامعه فرهنگی و ادبی کشورمان راه توسعه و شناخت در داخل و خارج از کشور را پیدا کند و جایگاه شایسته خود را در مراکز فرهنگی، ادبی و اجتماعی جهان به دست آورد.


مراسم پایانی دوازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد عصر شنبه ۲۳ آذرماه با حضور سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار قلم کتابخانه ملی ایران برگزار شد.


به گزارش خبرنگار مهر، مراسم پایانی دوازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد عصر امروز شنبه ۲۳ آذرماه در تالار قلم کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
خاطراتی از جلال آل احمد
حجت الاسلام سیدهادی خسروشاهی به عنوان نخستین سخنران مراسم، آشنایی خود با آل احمد را معطوف به دوره اوج نهضت ملی ایران دانست. آن زمان نوجوانی بودم ساکن تبریز و علاقه بسیاری به خواندن روزنامه ها داشتم. یک روزنامه فروش توده ای در تبریز بود که روزنامه های حزب توده را بر تابلویی می چسباند تا همه آن را بخوانند. من هم بسیاری از روزنامه ها از جمله روزنامه شاهد که ارگان حزب زحمتکشان بود و آل احمد در آن مقاله می نوشت را به این شکل می خواندم. سال ۱۳۳۳ به قم و تهران آمدم و در خدمت دوستان در مسجد هدایت رسیدم. از آنجا بود که به توصیه مرحوم آیت الله طالقانی با جلال آشنا شدم. به او تلفن کردم و به دیدارش رفتم و دوستی ما با همدیگر نزدیک تر شد و در همان دیدار بود که جلال ماجرای رسانه هواداری های نامشروع و آنچه بر سر آنها آمد را برای من تعریف کرد و نسخه ای از آن را هم از آن گرفت. سالها بعد به همت موسسه اطلاعات تجدید چاپ شد.
وی تصریح کرد: خاطره دیگری که از جلال دارم درباره مقاله ای بود که با موضوع اسرائیل در مجله جنگ هنر امروز نوشته بود و باعث شد که کل آن ویژه نامه توقیف شود. به دیدارش رفتم و خواستار نسخه ای از آن مقاله شدم که تنها نسخه ای که از آن داشت به من داد و سالها پس از آن در قالب کتابی با عنوان اسرائیل؛ عامل امپریالیسم در قم با شمارگان ۵ هزار نسخه چاپ کرده بود. استقبال از آن آنقدر زیاد بود که در چاپ دوم خواستار انتشار ۵۰ هزار نسخه ای آن شدند که عنوان کردم بیش از این برایم مقدور نیست و خودتان تجدید چاپش کنید. این مسئله برای متولیان امروز کتاب هم که در قالب هزار نسخه کتاب را چاپ می کنند قابل توجه است.
خسروشاهی در بخش دیگری از این سخنرانی به خاطره ای خود از آل احمد پس از انتشار کتاب غربزدگی یاد کرد و گفت: آقای داریوش آشوری پس از انتشار این کتاب مقالاتی را با عنوان عرب زدگی نوشت و آل و احمد را متهم به عرب زده شدن کرد. من در همان موقع آل احمد را دیدم و به او گفتم نمی خواهی به این مقالات پاسخی بدهی، گفت: اینها می خواهند من را ردیه نویس کنند اما من دارم اثری می نویسم با عنوان خدمت و خیانت روشنفکران که پاسخ آنها را می دهم و وارد بازی ای که آنها می خواهند نمی شوم.
نویسنده ای که روح ناآرام جامعه خود بود
در ادامه این مراسم اشرف بروجردی رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران نیز با اشاره به اینکه تکریم علما، پاسداشت یاد آنها و فعالیت هایی است که به سامان رسانده اند، عنوان کرد: ادای احترام به ارباب فکر تلاشی است برای جاودانه کردن انسانهایی که به اندیشیدن بها داده اند.
وی آل احمد را روح ناآرام جامعه خود نامید و گفت: ذهن او به همه جا سرک می کشید و همه نظرها را می آزمود اما همواره از رنج مردم روزگارش سخن می گفت و نگاهی منتقدانه به موضوعات خرد و کلان در کشورش داشت تا جایی که اسرار زندگی خصوصی خود را نیز در کمال صراحت و شجاعت به زبان آورد. به همین خاطر امروز می گوییم که آل احمد چشم و گوش ما بود و بلوغ فکری او به سمتی سوقش داد که بتواند راه خروج از روزگار زمانه خود را در مذهب و معرفت شرقی بجوید.
واکنش به حواشی ممیزی کتاب
در ادامه این مراسم و پس از اعطای جایزه های بخش نقد ادبی احمد شاکری نویسنده و منتقد تقدیر شده در این بخش در سخنانی عنوان کرد: جمهوری اسلامی تکمیل کننده قیام لِله است و این اتفاق با هدایت امام راحل و معرفت او صورت پذیرفته و مصداق یخرج الظلمات الی النور بوده است. همه شرافت و عزت ما نتیجه انقلاب و حکمت امام راحل است که حرکت بخش و قیام آفرین بوده است. اگر امروز برخی می گویند که حدودشان در ممیزی کتاب، وطن است و نه انقلاب باید بدانند که اگر انقلاب نبود حتی ایران هم شرافتی نداشت که به آن افتخار کند.
وی افزود: جایزه جلال جایزه ادبیات جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی است نه جایزه ای از جلال و برای جلال. این جایزه به نام جلال آل احمد است که انسانی آزاده بود و خطایش را شناخت و به دامن اسلام بازگشت. به همین خاطر می گویم که نباید جایزه ادبی جمهوری اسلامی را به فرد تقلیل داد.
شاکری همچنین گفت: کتابی که مبنایش جبرگرایی و فرویدزدگی است یا مضمون اروتیک دارد نمی تواند ما را به معرفت الله برساند. کتابی شک را جایگزین یقین می کند هم همینطور. ما امسال هم از انتخاب برخی نامزدها که آثارشان چنین چیزی را القا می کرد خون دل خورده ایم اما ممنون هستم که در میانه این اختلاف ها بنیاد ادبیات داستانی و دبیرعلمی جایزه به نقدهای من نگاه جناحی و باندی نیانداخت و نشان داد که جایزه دادن و تقدیر کردن از مخالف کاری نیست که از عهده هر کسی برآید.
ارائه گزارش جایزه
مهدی قزلی دبیر اجرایی جایزه جلال نیز در ادامه مراسم به ارائه گزارشی از روند برگزاری این رویداد پرداخت و عنوان کرد: سال گذشته در مراسم پایانی جایزه از طرح سربازفرهنگ یاد کنیم و امسال هم خوشحالم که اعلام کنم به تازگی نخستین فردی که مشمول این اتفاق شده است خدمت سربازی اش را در قالب کار فرهنگی شروع کرده است.
قزلی در پایان نیز اشاره ای به صحبت های احمد شاکری داشت و گفت: برگزارکنندگان این جایزه همگی محب وطن و دوستدار انقلاب اسلامی هستند. کارشان تامین سبد مطالعه کتابخوانان حرفه ای است و می خواهم عرض کنم خداوند پرونده ای که دیگران بنویسند نمی خواند.
در ادامه مراسم و پس از قرائت متنی از سوی محمدرضا شرفی خبوشان دبیر علمی جایزه، سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به سخنرانی پرداخت.
صالحی با بیان اینکه در روند برگزاری جایزه جلال سعی شده شفاف سازی و اعتمادسازی توأمان ارتقا پیدا کند عنوان کرد: چرخه علمی و داوری جایزه در طی این سالها چرخه بسته ای نبود و همواره سعی شد که امکان ورود سلیقه های بیشتری به آن مهیا شود و در کنارش نویسندگان کتاب اولی هم دیده شوند و به طور کلی در فضای جامعه اعتماد سازی شود. به نظر من وقتی به دوره های اخیر جایزه نگاه می کنیم شاهدیم که گامهای مهمی در حوزه فرهنگ و هنر ما برداشته شده است. صالحی در ادامه عنوان کرد: جایزه جلال در این سالها شاهد دو اتفاق ویژه بوده است نخست ورود نویسندگان جوان به این جایزه که معدن و ذخیره آینده ایران هستند و دوم حضور پررنگ بانوان در ادبیات داستانی ما.
صالحی با نگاه به بخش های مختلف جایزه و اشاره به گزارش داوران جایزه عنوان کرد: گرچه مشکلات بسیار زمین گیر کننده است اما شرایط موجود باعث شده روحیه فعالان حوزه ادبیات هم بالاتر برود و فضای تساهل و تسامح نیز بیشتر شود که این اتفاق هم برای خودش نعمتی است.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به بستر مناسب ایران برای ارائه سوژه های متنوع فرهنگی به منظور مکتوب شدن گفت: سوژه های بسیاری در گستره ایران و در دل تاریخ باقی مانده اند که منتظر شما اهل قلم هستند تا کشفشان کنید و به همگان منتقلش کنید. هنر و ادب ایران همواره حافظ اخلاق و زبان فارسی بوده است و این دو نگاهبان هویت ایرانی و اخلاق ما هستند و این دو باید همچنان در چنین موقعیتی به نگاهبانی خود ادامه دهند. شاید فضای سریع مجازی تلاش کرده تا عامه مردم را در حوزه زبان بی بندو بار کند اما آنها که در این وادی کار می کنند به خوبی با این مسئله آشنا و از عهده آن برخواهند آمد.
در ادامه مراسم نیز جوایز سایر بخش های این جایزه اهدا شد که در میان آنها حامد جلالی نفر شایسته تقدیر بخش رمان که نامزد شدن اثرش در این بخش در روزهای اخیر با حواشی همراه بوده است در سخنانی کوتاه با یادبودی از پدر روحانی اش که بیش از ۳۰ سال پیش درگذشته است، گفت: من در طول روایتم از این داستان لحظه ای از اعتقادم، کشورم و ارزش هایم خارج نشده ام و این هم از برکت پدرم بوده است.
همچنین محسن کاظمی برگزیده بخش مستندنگاری نیز پس از دریافت جایزه خود، این جایزه را به همسرش تقدیم کرد.


به گزارش خبرنگار مهر نشست خبری بیست و دومین دوره جشنواره قصهگویی صبح روز شنبه ۲۳ آذر ماه با حضور محمدرضا زمردیان معاون فرهنگی کانون و سروش صحت دبیر علمی این رویداد در مرکز آفرینشهای کانون برگزار شد.
در این نشست خبری سروش صحت در سخنانی کوتاه با تاکید بر اهمیت قصهگویی برای پرورش فکر عنوان کرد: سال گذشته ۱۱ هزار نفر در جشنواره قصهگویی شرکت داشتند که این تعداد امسال به ۱۷ هزار نفر رسیده است و امیدواریم که این روند رو به رشد ادامه دار باشد.
در ادامه نشست زمردیان نیز در توضیحاتی درباره این دوره از جشنواره قصهگویی بیان کرد: جشنواره از ۲۶ تا ۳۰ آذر ماه به میزبانی مرکز آفرینشهای کانون برگزار میشود و شاهد اجراهای قصهگویان برتر از تمامی استانهای کشور خواهیم بود.
وی با اشاره به اینکه این جشنواره در دوره جاری در دو بخش ملی و بینالمللی اجراهای خود را برگزار میکند، عنوان کرد: در بخش ملی در سه گروه نوجوانان، بزرگسال و پدربزرگها و مادربزرگها به اجرای قصهگویان برتر خواهیم نشست و در بخش بینالمللی نیز نفرات برتر جشنواره در سالهای گذشته و نیز فعالان قصهگویی در رسانه ملی به همراه قصهگویان پذیرفتهشده خارجی به اجرای برنامه خواهند پرداخت. در بخش قصههای نودثانیهای نیز که با اسم «قصه زندگی من» برگزار میشود هر فرد با ارسال فیلمی نود ثانیهای از اجرای خود شرکت داشته است و سه نهاد شهرداری در بخش قصه نودثانیهای از شهر تهران، باشگاه خبرنگاران جوان با موضوع قصه زندگی خبرنگاران و کانون زبان ایران با هدف معرفی ویژگیهای فرهنگی و تاریخی ایران توسط زبانآموزان و مربیان این مرکز، به صورت ویژه حضور دارند.
زمردیان با اشاره به جمعیت ۱۷ هزار نفری شرکتکننده در جشنواره امسال نیز گفت: رشد اصلی جشنواره در سال جاری مرتبط با بخش قصهگویی صحنهای است و در زمینه داوری نیز امسال مدل داوری تغییر کرده و داوران و قصهگویان نوجوان و جوان نیز در کنار داوران ملی ما به بررسی آثار خواهند پرداخت. در نوع چینش داوران سعی شده ترکیبی از تخصصها شامل قصهگویی، نویسندگی و آشنایی با فن اجرا و زبان بدن در تیم داوری حضور داشته باشند. هیئت انتخاب نیز با حضور ۱۹ قصهگو از ۷ استان کشور به انتخاب آثار برای حضور در داوری نهایی پرداخته است.
به گفته زمردیان امسال در بخش اجراهای مهمان نیز گیتی خامنه، بهرام شاهمحمدلو، مصطفی رحماندوست و مجید قناد در کنار رضا کیانیان و خانم روستا آزاد به اجرای قصه خواهند پرداخت.
زمردیان در ادامه نیز در پاسخ به سوال مهر درباره کیفیت بخش بینالمللی جشنواره در سال جاری نیز گفت: امسال ۳۱۳ نفر از ایران در کنار ۱۹۳ نفر از خارج کشور متقاضی حضور در جشنواره بودند که از این تعداد ۸ ایرانی برای اجرا انتخاب شدند و ۶ نفر نیز از خارج از ایران برای اجرا پذیرفته شدند که از آنها دو نفر به خواست خود از حضور در جشنواره انصراف دادند و چهار نفر باقیمانده که از کشورهای ترکیه، لبنان، ژاپن و اسپانیا هستند به اجرا در جشنواره خواهند پرداخت.
به گفته معاون فرهنگی کانون از سال گذشته و با تاسیس انجمن قصهگویی کانون، ارتقا سطح آموزش قصهگویان و حمایت از آنها مورد توجه ویژه این مرکز قرار گرفته است و افراد منتخب جشنواره از این طریق مورد توجه و حمایت قرار میگیرند و در همین زمینه نیز مجموعه بازنویسی ۴۰ قصه کهن ایرانی در دست تولید قرار گرفته و به زودی برای استفاده قصهگویان در ۴ مجلد منتشر میشود.