برچسب: رمان

  • دبیر بخش ویژه جشنواره شعر فجر منصوب شد

    دبیر بخش ویژه جشنواره شعر فجر منصوب شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، متن حکم صادر شده برای غلامرا طریقی به شرح زیر است:

    شاعر ارجمند

    جناب آقای غلامرضا طریقی

    با عنایت به تجارب ارزنده جناب‌عالی در زمینه شعر و ادبیات فارسی، به موجب این حکم به عنوان «دبیر بخش ویژه چهاردهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر» منصوب می‌شوید.

    امید است با توجه به توفیق علمی و اجرایی پایگاه نقد شعر در زمینه جذب و ارتقا سطح دانش شعری جوانان، وظایف مندرج در آئین‌نامه چهاردهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر را مطمح نظر قرار داده و اسباب بالندگی قریحه شاعران جوان را فراهم سازید.»

    محسن جوادی
    معاون امور فرهنگی

    یادآور می‌شود، چندی پیش دبیرخانه چهاردهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر، فراخوان بخش ویژه برای شاعران زیر ۲۵ سال را منتشر کرد.

    غلامرضا طریقی در این باره گفت: امسال در بخش ویژه، پذیرای آثار شاعران جوانِ کم‌تر از ۲۵ سال هستیم.

    وی افزود: در این بخش، همه شاعرانی که به زبان فارسی شعر می‌سرایند و متولد سال ۱۳۷۳ خورشیدی به بعد هستند فرصت دارند با ارائه آثارشان در این رویداد بین‌المللی شرکت کنند.

    طریقی درباره مهلت ارسال آثار به دبیرخانه چهاردهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر گفت: شاعران جوان تا ۱۵ دی ۱۳۹۸ فرصت دارند اشعار خود را در دو موضوع «آزاد» و «برخوانِ فارسی» به دبیرخانه این رویداد ادبی ارسال کنند.

    وی با اشاره به این که دبیرخانه جشنواره شعر فجر پذیرای آثار شاعران جوان، در دو بخش موضوعی است، ادامه داد: علاوه بر موضوع آزاد که شاعران جوان می‌توانند با ارسال پنج اثر در آن به رقابت بپردازند، موضوع «برخوانِ فارسی» را با هدف پاسداشت زبان فارسی در این رویداد قرار داده‌ایم. بنابراین شاعران جوان می‌توانند با ارسال یک اثر در این موضوع نیز فرصت رقابت با دیگر شاعران را برای خود مهیا کنند.

    سردبیر پایگاه نقد شعر و دبیر بخش ویژه چهاردهمین جشنواره شعر فجر در ادامه افزود: شرکت در هر دو موضوع بلامانع است؛ ولی شاعران جوان توجه داشته باشند که پنج شعر هر شاعر در موضوع آزاد باید منحصراً در یکی از دو قالب کلاسیک یا قالب‌های نوِ شعر فارسی باشد، اما در موضوع «برخوانِ فارسی» محدودیت قالب وجود ندارد.

    طریقی در پایان گفت: بر اساس تصمیم دبیرخانه جشنواره شعر فجر، تنها مسیر ارسال آثار، سامانه javan.adabiatirani.com است. بنابراین آثاری که از هر مسیر دیگر ارسال شود داوری نخواهند شد.

  • معرفی ۲ هزار و ۵۰۰ هنرمند، نویسنده و روزنامه نگار به سازمان تأمین

    معرفی ۲ هزار و ۵۰۰ هنرمند، نویسنده و روزنامه نگار به سازمان تأمین

    به گزارش خبرگزاری مهر، سید حسین سیدزاده مدیرعامل صندوق هنر با اعلام این خبر گفت: با توجه به وظیفه ذاتی صندوق در حمایت از پدیدآورندگان فرهنگی و هنری کشور طی ۳ سال گذشته با برنامه ریزی دقیق، عمده توجه خود را به مسائل بیمه‌ای اهالی فرهنگ و هنر معطوف کردیم.

    مدیرعامل صندوق هنر در ادامه افزود: در سال ۹۵ تنها ۱۶۱۶ نفر از سوی صندوق به سازمان تأمین اجتماعی معرفی شدند. در سال ۹۶ با امضای تفاهم نامه همکاری میان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان تأمین اجتماعی تعداد ۱۱۴۴۸ نفر برای دریافت خدمات بیمه‌ای معرفی شدند. در سال ۹۷ بیش از ۵ هزار و ۵۰۰ نفر ودر نه ماهه سال ۹۸ نیزطی سه مرحله تعداد ۷ هزار و ۷۷۵ نفر از هنرمندان، نویسندگان و روزنامه نگاران کشور به سازمان تأمین اجتماعی معرفی شدند.

    وی با یادآوری توافق سازمان تأمین اجتماعی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: اعضای صندوق اعتباری هنر ضمن برخورداری از حمایت‌های مربوط به بیمه صاحبان حرف و مشاغل آزاد، شامل فوت و بازنشستگی، از کمک ویژه وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی معادل ۱۰ درصد حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار در هر سال، بابت حق بیمه ماهانه برخوردار می‌شوند و ۸ درصد توسط فرد پرداخت می‌شود. سهم پرداختی صندوق اعتباری هنر در سال ۹۸ برای حق بیمه هنرمندان سالانه ۴۵ میلیارد تومان می‌باشد.

    او در ادامه سخنانش با اشاره به ثمر نشستن برنامه‌های صندوق گفت: با توسعه کمی و کیفی خدمات بیمه تأمین اجتماعی طی ۳ سال اخیر بیش از ۶۰ درصد به ظرفیت جمعیت تحت پوشش بیمه نسبت به سال‌های قبل افزوده شده است و بدهی انباشته صندوق به سازمان تأمین اجتماعی به طور کامل تسویه شد.

  • اعضای هیات علمی چهاردهمین جشنواره شعر فجر منصوب شدند

    اعضای هیات علمی چهاردهمین جشنواره شعر فجر منصوب شدند

    به گزارش خبرگزاری مهر، سیدعباس صالحی در احکام جداگانه‌ای، محمدعلی بهمنی، مرتضی امیری اسفندقه، مریم جلالی، سیدمحمود سجادی، غلامرضا طریقی، میلاد عظیمی، جواد محقق و قربان ولیئی را به عنوان اعضای هیات علمی چهاردهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر منصوب کرد.

    گفتنی است، چندی پیش پس از پیشنهاد معاون امور فرهنگی و موافقت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، هیات علمی جشنواره بین‌المللی شعر فجر تشکیل و کار خود را بر اساس آیین‌نامه ابلاغی آغاز کرد.

    یادآور می‌شود، پیش از این نیز در حکمی از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سعید بیابانکی به عنوان دبیر علمی و مهدی قزلی به عنوان دبیر اجرایی چهاردهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر منصوب شده بود.

  • دوست دارم روی مرز داستان و ناداستان قدم بزنم

    دوست دارم روی مرز داستان و ناداستان قدم بزنم

    به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه داستان «آدم‌های چهارباغ» تازه‌ترین اثر منتشر شده از سوی علی خدایی از داستان‌نویسان پیشکسوت اصفهانی است که به نوعی ادای دین او به شهرش اصفهان نیز به شمار می‌رود.

    خدایی در گفتگو با مهر درباره این اثر و سبک و سیاق نگارش آن عنوان کرد: خیابان چهارباغ در زمره قدیمی‌ترین خیابان‌های شهر اصفهان و محل عرضه اولین‌های هر پدیده مدرنی در این شهر بوده است. از سینما و هتل و کافه تا فروش اسباب و لوازم منزل و قنادی… آدم‌های که به اصفهان می‌آمده‌اند همیشه در چهارباغ دنبال چیزهای تازه بوده‌اند و همواره با آداب خاصی در خیابان حاضر بوده‌اند. مثلاً با لباس نو و یا با پول کافی برای خرید کردن. چهارباغ چیزی مانند خیابان فردوسی و نادری در تهران بوده و البته سابقه تاریخی بیشتری نسبت به آنها داشته است. چهارباغ جایی است که نویسندگان زیادی از شاهرخ مسکوب تا هوشنگ گلشیری درباره آن نوشته‌اند و یا شعر سروده‌اند. افرادی مانند صادق هدایت در هتل معروفش یعنی هتل جهان رفت و آمد داشته‌اند یا شاعری چون عارف. با این مقدمه می‌خواهم بگویم در کتاب «آدم‌های چهارباغ» سعی شده تا آدم‌های در رفت و آمد یا مشغول در این خیابان نشان داده شوند و الزامی به بازگویی و یا تصویر کشیدن وجه تاریخی این مکان نداشتم. این آدم‌ها تیرک‌هایی هستند که راه را برای داستان‌های بعدی من نشان می‌دهند.

    این نویسنده ادامه داد: من در این کتاب «چهارباغ» خودم را ساخته‌ام و فکر می‌کنم به اندازه همه آدم‌های اصفهان امکان ساخت چهارباغ در خیال و تصویر وجود دارد. ما در این کتاب قرار نیست با داستان‌هایی شگفت از نوعی که معمول است روبرو باشیم بلکه من سعی کردم در مرز میان داستان و ناداستان در آنها حرکت کنم. فیگورها، حرکات، گفت و شنودها، معرفی مکان‌ها و داستانی که با آن روایت می‌شود همه در خدمت حرکت در این مسیر هستند. همه این‌ها و آدم‌هایی که دست‌مایه داستان‌های من هستند به هم پیوسته‌اند تا نوعی آشنایی تازه با چهارباغ در این متن‌ها حاصل شود

    خدایی در پاسخ به این سوال که فکر می‌کند در انجام این تصویرسازی تازه تا چه اندازه موفق بوده است نیز گفت: این را به عهده خواننده بگذارید و اجازه بدهید او حسش را از این مساله بیان کند. ما در سینمای ایران شخصیتی مانند مرحوم علی حاتمی داریم که همه تصویری که از تهران قدیم داریم را او در حافظه جمعی ما ساخته است. به نظرم یک اثر هنری موفق باید اینگونه در ذهن مخاطب جای بگیرد. شخص من از اینکه شیوه‌های مختلف نوشتن را تجربه کنم لذت می‌برم. از اینکه این اثر را ایجاد کردم و نیز سه اثر دیگر نیز با این تم در دست تولید دارم کیف می‌کنم وفکر می‌کنم این تجربه تازه لذت بسیاری لااقل برای من دارد.

    این نویسنده ادامه داد: در این مجموعه داستان من به عنوان نویسنده خود را موظف دانستم که برساخته ارائه کنم. همه نویسندگان باید برساخته خود را ارائه کنند و من هم برساخته خودم از اصفهان را بیان کرده‌ام. برساخته‌ای که می‌خواهد یک چهارباغ از نگاه من را روایت کند.

    وی در پایان تاکید کرد: امیدوارم کاری که در» آدم‌های چهارباغ» کردم ورودی تازه به آئین فتوت سرایداری برای شهرم اصفهان باشد.

  • لطفا به نویسنده نگویید چطور باش و چطور نباش!

    لطفا به نویسنده نگویید چطور باش و چطور نباش!

    خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: علی موذنی در سال‌های اخیر کم صحبت کرده است. جدای از زمان انتشار اثری تازه و توضیحاتش درباره آن در فضای آکادمیک ادبیات داستانی کمتر به بحث‌ها و نزاع‌های روزانه وارد شده است در حالی که او با سابقه فعالیت سینمایی، تلویزیونی و ادبی و نیز سابقه کار اجرایی خود در برخی دستگاه‌های فرهنگی و به گواه آنچه از نظر فکری در داستان‌هایش شکل می‌پذیرد یکی از نویسندگان ایرانی متفکر در حوزه داستان‌پردازی اجتماعی و دینی بوده است. به بهانه گفتارهایی درباره نسبت میان رمان و مخاطب و جامعه از او درخواست کردیم که گفتگو با خبرگزاری مهر را در این زمینه بپذیرد که با بزرگواری چنین کرد و در نهایت پس از چند نوبت رفت و برگشت ماحصل گپ و گفت ما با وی را می‌توانید در ادامه بخوانید:

    آقای موذنی عزیز بحث ما درباره نسبت میان رمان و جامعه است. اینکه چه زمانی رمان به مثابه یک اثر ادبی می‌تواند جامعه پیرامون خود را اعم از کسانی که مخاطب ادبیات هستند و یا نیستند، با خود درگیر و مسئله خود را مسئله آنها کند و یا حتی برعکس. برای مقدمه شما بفرمائید برای اثر ادبی چنین شانی قائل هستید؟

    من به یک اعتبار چنین شأنی را برای داستان و رمان قائلم، و به یک اعتبار چنین شأنی را قائل نیستم. وقتی قائلم که رمان‌نویس در خلق دنیای خودبسندۀ رمانش اختیار کافی داشته باشد و هیچ مانعی بر سر راه خود نبیند، حتی اگر اثرش با همۀ شایستگی‌ها قابل چاپ تشخیص داده نشود، و قائل نیستم وقتی رمان نویس مجبور باشد ملاحظاتی را خارج از دنیای خلاقانه‌اش مدنظر قرار دهد، به این عنوان که مثلاً چون مخاطبِ ساده پسند این شیوۀ نوشتن را نمی‌پسندد، بهتر است شیوه‌ای موافق با سطح درک و دانش او به کار گیرد تا چاپ‌های متعدد رمان تضمین شود.

    نویسنده به تعبیری که بیان کردید، آیا تنها در مقابل ذوق هنری خودش پاسخگوست یا مسئولیت دیگری هم دارد؟

    همان بحثِ عالم واقع و عالم واقع نمایی است. داستان نویس در داستانش به واقع نمایی متعهد است نه به واقعیت موجود. داستان نویس با تخیلش از آنچه در عالم واقع می‌گذرد، به عنوان دستمایه‌ای برای ساختن دنیای واقع نمای خودش استفاده می‌کند. به نظرم این یک بحث انحرافی است که تعهد نویسنده نسبت به اثرش ممکن است او را نسبت به مسائل و مشکلات جامعه بی توجه کند. او به عنوان یک شخص حقیقی مثل همۀ مردم در جامعه زندگی می‌کند و در معرض مشکلاتی است که دیگران هم هستند، و به عنوان یک شخص حقوقی داستان می‌نویسد.

    فکر می‌کنم حالا بتوانیم بر گردیم به بخش اول سوال من. به نظر شما رمان به مثابه یک اثر ادبی می‌تواند جامعه پیرامون خود را اعم از کسانی که مخاطب رمان هستند و یا نیستند، با خود درگیر و مسئله خود را مسئله آنها کند و یا حتی برعکس.

    اجازه بدهید اول تکلیف خودمان را با مخاطب روشن کنیم، بعد به ادامۀ بحث بپردازیم. مخاطب داستان از نظر من کسی است که برای خواندن داستان وقت می‌گذارد و در آن سیر و سلوک دارد. بنابراین من اصلاً موقع نوشتن دغدغۀ مخاطبی را ندارم که داستان نمی‌خواند و به آن اعتنا ندارد و با آن مأنوس نیست. مخاطبی هم که اتفاقی و توریستی وارد این دنیا شود، ماندگار نیست، مگر اینکه مقیم شود که در این صورت باید، تاکید می‌کنم، باید مراسم آئینی مطالعه را که همان سیر مطالعاتی است، طی کند و قدم به قدم با دنیاهای متفاوت داستانی و مراتب نویسندگان با زیبایی شناسی های متفاوتشان آشنا و به یک خوانندۀ حرفه‌ای داستان تبدیل شود تا به تغییر و تحول مورد نظر برسد. تعارف که نداریم. مخاطب باید سواد داستانی پیدا کند تا بتواند مراحل رشد را طی کند. سواد داستانی هم به دست نمی‌آید، مگر اینکه سیری که عرضش رفت، رعایت شود. می‌توانی در فیزیک هسته‌ای پروفسور باشی یا بهترین متخصص قلب، اما در داستان خوانی کاملاً عامی باشی. از این مقدمه که بگذریم، به عنوان نویسنده در مقابل جامعه‌ای قرار می‌گیریم که یک کل ِ هم شکل ِ همسان نیست که برای قواره اش بتوانیم یک لباس بدوزیم.هر داستان نویسی مطابق با زیبایی شناسی مورد نظر خودش است که سوژه یابی می‌کند و سوژه‌ها را مطابق با معیارهای خودش می‌پروراند.‌ جامعه تشکیل شده از جهان‌بینی‌های مختلف، دیدگاه‌های اجتماعی و فرهنگی مختلف که گاه حتی با هم در تضاد و تقابل شدیدند. رمان نویس ها هم با جهان بینی‌های مختلف و دیدگاه‌های اجتماعی مختلف مسائل متنوع جامعه‌ای را که در آن زندگی می‌کنند، می‌نویسند و عرضه می‌کنند.

    در نگاه شما آیا ادبیات واقعاً جزیره‌ای دور افتاده میان اقیانوس است که کسی بودن در آن را می‌پسندد و کسی نه؟

    نه داستان برج عاج است نه داستان نویس برج عاج نشین. فکر می‌کنم ادبیات مدت هاست از این جور حرف‌ها عبور کرده، مخصوصاً توی این جامعۀ بحران زده. هر داستان نویس جدی‌ای مسائل مربوط به خودش را دارد.

    اعتقاد دارید که نویسنده باید در بارۀ آنچه در پیرامونش در حال رخ دادن است و آنچه که در رمانش می‌گذرد، نسبتی برقرار کند؟ آیا اثر ادبی به منزله یک هنر نمی‌تواند نسبتی میان واقعیت جاری در بستر انتشار خود و زیست مخاطبش با هویت و حیات درونی خودش تعریف کند به شکلی که دردی از حال مخاطب با نگاه به گذشته و آینده دوا شود؟

    لوسین گلدمن، منتقد خلف لوکاچ نظریه‌ای دارد که هرچند نویسنده را تا سطح یک میرزا بنویس پایین می‌آورد، اما بخشی از واقعیت را در این خصوص مطرح می‌کند. طبق نظر او آثار ادبی زاییدۀ جهان بینی یک جمع است و نویسنده به عنوان یکی از آحاد جامعه به این جهان بینی جمعی شکل هنری می‌بخشد. این نظریه در واقع حکایت از درهم تنیدگی و تأثیر و تأثر رابطۀ نویسنده با جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، دارد. از نظر گلدمن، آفرینندۀ واقعی آثار هنری طبقات اجتماعی و گروه‌های مردمی هستند و جهان بینی آن هاست که در اثر ادبی نمود پیدا می‌کند. پس منفک کردن نویسنده از اجتماعی که در آن زندگی می‌کند، دور و بعید است. در واقع داشته‌های نویسنده همان داده‌های جامعه به اوست و اثری که توسط نویسنده به وجود می‌آید، دادۀ او به جامعه و داشتۀ جامعه از اوست…

    لوکاچ اثر ادبی را ابزاری برای فائق آمدن انسان بر ازخود بیگانگی‌اش به شمار می‌آورد. بر همین اساس است که او معتقد است که اثر ادبی که بی‌مساله و بی‌توجه به حیات تاریخی انسان نوشته شده باشد تنها نام ادبیات را بر دوش می‌کشد و کمکی برای رهایی انسان از سردرگمی‌اش و رها شدن از خود بیگانگی نمی‌دهد. به نظر شما در جغرافیای ادبیات ایران تا چه اندازه به این گزاره نزدیک شده‌ایم؟

    به نظرم هیچ رمان جدی ای نیست که بی اهمیت از کنار انسان گذشته باشد. لوکاچ مگر نمی‌گوید رمان دنیای فردی است که مسئله دارد؟ در این فرمول، مسئله می‌تواند تعمیم پیدا کند و هر مسئله‌ای را که برای او دغدغه می‌شود، در بر بگیرد. لوکاچ پدیدۀ از خود بیگانگی را مطرح کرد، چون انسان را استثمار شدۀ آن بروکراسی عظیم می‌دید. از نظر او انسان دیگر انسان نبود، بلکه شیئ بود در کنار دیگر اشیا. حالا به نظر می‌آید شما هم مثل لوکاچ قالب رمان را چارۀ بسیاری از مشکلات می‌دانید و فکر می‌کنید که در این دوران ضروری است که نویسندۀ ایرانی به سراغ موضوع‌هایی مثل فقر روز افزون مردم و اختلاس‌ها و سیاست زدگی و رانت خواری در حد تیم ملی و ژن خوب و افراط و تفریط‌های اسفبار سیاسی و فاصلۀ کلان طبقاتی و ترویج خرافات به جای عمق بخشیدن به دین و بی تدبیری‌ها و ندانم کاری‌ها برود و به این ترتیب کاری کند که مردم ادبیات را آینۀ درد و رنجی ببینند که بر زندگی شأن تحمیل شده. خیلی هم عالی. رئالیسم انتقادی بخشی از ادبیات داستانی ما را تشکیل داده. بسیاری از آثار دولت آبادی مثل سفر و جای خالی سلوچش از این دست است. چه بسا رئالیسم انتقادی هنوز هم کارکرد و کاربرد داشته باشد، نمی‌دانم. باید از کننده‌اش بپرسید. اما حتی دولت آبادی که به طور مشخص بار این نوع ادبیات را به دوش می‌کشید، بعد از کلیدر رویکرد متفاوتی را تجربه کرد و خواست که داستان مدرن بنویسد. از نظر من، داستان نویس با ساحت‌های گوناگون و متنوعی از درد رو به روست که در طول عمر داستان نویسی اش می‌تواند به آنها بپردازد، آن طور که دلش می‌خواهد، و نه آن طور که بخواهند به او تحمیل کنند. معتقدم هر داستان نویسی مطابق با زیبایی شناسی مورد نظر خودش است که سوژه یابی می‌کند و سوژه‌ها را مطابق با معیارهای خودش می‌پروراند. از نظر من مهم نیست چه نوع سوژه‌ای انتخاب می‌کند، انتخاب سوژه حق طبیعی اوست. انتظاری که من از او دارم، این است که به عنوان یک متخصص حق سوژه را خوب ادا کند و آن را درست بپرورد. ابعاد آن را خوب بررسی کند و به آن عمق ببخشد و افق‌های تازه ای از موضوع را پیش روی مخاطبانش بگذارد. پروردن مخاطب یعنی همین: تجربه‌های عمیق را به او تزریق کردن، حتی اگر تجربۀ عاشقانۀ یک دانشجو در دوره‌ای کوتاه از زندگی اش باشد. به هر حال، طبق فرمول لوکاچ، عشق هم مسئله است، اتفاقاً مسئلۀ مهمی هم هست، چون خواب و خوراک را از عاشق می‌گیرد و او را از خود بی خود و از دیگری پر می‌کند. بنابراین اگر شخصیت‌های داستانی درست پرداخت شوند، تأثیر خودشان را مستقیم و غیر مستقیم روی مخاطب می‌گذارند. چنین مخاطبی از دیالوگ‌هایی که درست و به قاعده و مطابق با شأن و شخصیت داستان نوشته شده باشند، عرصۀ دموکراسی را تجربه می‌کند، چرا که با نظرات مختلف آدم‌های متفاوت رو به رو می‌شود و در می‌یابد که افراط و تفریط هر دو روی یک بیماری مهلکند و آنچه مطلوب است، تعادل است. پس ساختار رمانی که به سامان است، خودش آموزنده است و تعادل را مستقیم و غیر مستقیم به مخاطبش منتقل می‌کند. سر ساخت یکی از فیلم‌هایم، مجری طرح که حرکات بدنش نشان می‌داد از طول کشیدن پرداخت یک صحنه اعصابش خرد شده، در گوشم گفت این همه وسواسی را که در چیدمان این صحنه به خرج می‌دهی، بیننده اصلاً نمی‌بیند و نمی‌فهمد. گفتم ممکن است نبیند یا نفهمد، اما تردید ندارم این چیدمانِ درست حس ِ تناسب را به او منتقل می‌کند، حسی که در من از دیدن ساختار درست یک فیلم منتقل می‌شود بی اینکه فرصت کرده باشم اجزای کل صحنه را ببینم…

    اگر رمان و ادبیات را شکل و شیوه‌ای از اندیشیدن و فلسفه به شمار بیاوریم که بر قلم و کاغذ جاری شده است، به واسطه‌ی حضور آگاهی‌های کاذب ایدئولوژی‌های اینجایی و آنجایی، امکان رسیدن به «تغییر» و نفی وضعیت نامطلوب کنونی را بیش از هر زمانی دور از دسترس قرار داده است، رسالت ادبیات و رمان چیست. آیا می‌تواند تغییری را پدید بیاورد؟ مثل رمان دهکدۀ حیوانات؟

    به نظر شما اگر نویسنده‌ای ایرانی رمان دهکدۀ حیوانات را در این نظام نوشته بود، امکان چاپش را پیدا می‌کرد؟ به عنوان کسی که از نوجوانی با داستان زندگی کرده، یعنی داستان خوانده و خوانده و خوانده تا زمانی که شروع به نوشتن کرده، رسالتی بالاتر از این برای داستان نمی‌بینم که موقعیت انسان را برای مخاطب تبیین کند. نقشش را در این دنیا و در این جهان به او بازنمایاند. در یافتن جهان بینی به او کمک کند تا بداند تکلیفش نسبت به خود و نسبت به همنوعش چیست. چه وظیفه‌ای در این دنیا دارد و می‌خواهد چه کند و به کجا برسد. مخاطب در دنیای داستان مدام در سیر و سلوک است. داستان‌های جدی او را از حالت یک توریست در می‌آورند که هدفش تفریح و سرگرم شدن است، و وادارش می‌کنند با شخصیت‌های مختلف داستانی همذات پنداری کند و تجربه‌های آنها را چنان تجربه کند که گویی بخشی از عمر خودش را زیسته. به نظرم همذات پنداری یکی از اصول تعیین کنندۀ زندگی انسانی است و باعث می‌شود قوۀ تخیل را طوری فعال کند که ما جای آنکه فقط خودمان باشیم و به خودمان فکر کنیم، تبدیل به دیگری بشویم و درد او را مالِ خود کنیم و چون او ریاضت بکشیم و تجربۀ زیستۀ او را به تجربه هامان اضافه کنیم. همذات پنداری باعث می‌شود در آن ِ واحد هم رستم را درک کنیم هم سهراب را. همذات پنداری لطف ِ مداومِ دیگری شدن است. شخصیت‌های داستانی را با همۀ ضعف و قوتشان در ظرف ِ وجود خودمان می‌ریزیم و تجربه مان را فربه و فربه‌تر می‌کنیم تا جایی که در مراوداتمان مدام رگه‌های شخصیت‌های داستانی را در وجود آدم‌های واقعی می‌بینیم. پس داستان ظرفیت عظیمی دارد برای ایجاد تغییر و تحول در موجودیت مخاطبانی که به آن دل می‌دهند. و این شناخت منحصر به فردی است که فقط داستان می‌تواند در اختیار مخاطبانش قرار دهد…

    و سال آخر…آیا مردمی بودن و با جامعه بودن به عنوان یک صفت برای ادبیات ناپسند است؟

    چرا ناپسند؟ اتفاقاً خیلی هم زیبنده است… برای داستان نویس موهبت است، البته در صورتی که تعریف مردمی بودن مشخص باشد…

  • مجموعه‌ای از آثار جانی رداری به ایران رسید

    مجموعه‌ای از آثار جانی رداری به ایران رسید

    به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه چهارعنوان کتاب از جانی رُداری نویسنده شهیر ایتالیایی و خالق آثاری ماندگار برای مخاطبان کودک و نوجوان با سرپرستی غلامرضا امامی توسط نشر هوپا منتشر شد.

    این چهار عنوان کتاب با عناوین «یکی بود که خودش نبود» با ترجمه غلامرضا امامی، «فروشگاه ساحره» با ترجمه محبوبه خدایی و هما میرزایی، «روزی که در میلان از آسمان کلاه می‌بارید» با ترجمه چنگیز داورپناه و «یاس در دیار دروغگویان» با ترجمه محبوبه خدایی منتشر شده است و همگی از زبان ایتالیایی به فارسی بازگردانده شده‌اند.

    این کتاب‌ها همچنین با تصویرگری جمعی از محبوب‌ترین تصویرگران جهان شامل خاویر سابالا از کشور فرانسه، نیکولتا کستا از کشور ونیز، آنا لائرا کانتونه از کشور ایتالیا و والریا پترون از کشور ایتالیا همراه شده است.

    روداری که برنده جایزه ادبی اندرسن نیز به شمار می‌رود که مشهور ترین جایزه ادبی برای نویسندگان کودک و نوجوان به شمار می‌رود در آثار خود سعی کرده بازگوکننده واقعیت‌های کوچک و بزرگ روزانه باشد و این اتفاق را بستری فانتری ارائه می‌کند.

    نشر هوپا این چهار عنوان کتاب را با خرید امتیاز کپی‌رایت آنها در داخل ایران منتشر کرده است.

    این کتاب‌ها از منظر زبان روایت آثاری بسیار خلاقه هستند تا جایی که نویسنده اذعان داشته مخاطب اگر این داستان و پایان آن را نپسندید می‌تواند خودش پایان مطلوبش را خلق کند.

    این ناشر همزمان با انتشار این آثار عده داده است که عناوین تازه دیگری نیز از این مجموعه در دست انتشار قرار گرفته است.

  • « در خواب‌های دیگران» منتشر شد

    « در خواب‌های دیگران» منتشر شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، این روزنامه‌نگار و منتقد ادبی، درباره مدت زمان نوشتن و محتوای کتاب «در خواب‌های دیگران» توضیح داد: این مجموعه بر اساس زندگی ۹ شهید دفاع مقدس است که در شرکت سیمان شمال کار می‌کردند که به صورت غیرمستقیم، غیرشعاری و داستانی کار شد و کلاً شش ماه طول کشید و شامل ۹ داستان بر اساس زندگی این ۹ شهید است.

    وی گفت: باید به دیدار ۹ خانواده می‌رفتم؛ در تهران و حومه آن و خانواده‌ای هم ساکن اندیمشک بودند. نمی‌دانستم از پس انجام کارهای کتاب برمی‌آیم یا نه. سال‌های گذشته در کنار چند کار مختلف، کارهای مطبوعاتی برایم جدی‌تر و مهم‌تر از بقیه بود. این کار، گفت‌وگوی مطبوعاتی نبود. باید به شکل روایت تقریباً داستانی انجام می‌شد.

    این نویسنده حوزه دفاع مقدس اظهار داشت: باید پای صحبت‌های خانواده‌ها، همسران و فرزندان این شهیدان می‌نشستم. از ۹ شهید، فقط مادر یکی از آن‌ها در قید حیات بود. باید به گذشته‌ها می‌رفتیم. نگران بودم با یادآوری آن دوران، خانواده‌ها اذیت شوند. هنگام قرار و گفت‌وگوها سعی می‌کردم با سوال‌ها و بیان خاطرات قدیم کسی غمگین نشود. کسی گریه نکند. نمی‌شد. بغض‌های سختی گاهی به گلوی خودم هم چنگ می‌زد، گاهی در راه یا در خانه با یادآوری شنیده‌ها، اشک‌هایم جاری می‌شد.

    وی در ادامه گفت: هرجا می‌رفتم، با هر یک از این خوبان می‌نشستم، احساس می‌کردم سال‌هاست آن‌ها را می‌شناسم. همه مهربان و خونگرم بودند. گفت‌وگوها ساده بود و صمیمی و خانواده‌ها زلال و نجیب. سال‌ها سختی و دردهای بسیاری را تحمل کرده بودند.

    احمدی هدف از نوشتن این داستان را معرفی و شناساندن افرادی عنوان می‌کند که در طول هشت سال جنگ تحمیلی با دشمنان جنگیدند و از همه چیزشان گذشتند. آدم‌هایی کاملاً بی‌ادعا و بزرگ که زندگی و کارهای هر کدام درسی برای دیگران است.

    این اثر را سوره مهر به تازگی روانه بازار کرده است.

  • «سنگ» نشر اسم در بازار کتاب

    «سنگ» نشر اسم در بازار کتاب

    به گزارش خبرگزاری مهر، رمان «سنگ» اولین اثر خانم پایینی است که تاکنون منتشر شده. این رمان در ژانری تاریخی روایتگر زندگی یکی از سپاهیان لشکر عمر سعد به نام زرعه ابن‌ابان است که توسط امام حسین (ع) نفرین شده. این رمان بر اساس دو روایت تاریخی که در حول واقعۀ عاشورا نقل شده، تألیف شده است و ماجرای آن بعد از واقعۀ کربلا، در شهر دمشق می‌گذرد، زمانی که زرعه عاشق شاکیه، رقاصۀ معروف شهر، می‌شود…

    در پشت جلد این کتاب چنین آمده که «سنگ در دست مجسمه‌ساز مثل موم می‌شود. هرچه بخواهد می‌تواند با آن بکند. می‌تواند مجسمه‌اش کند، می‌تواند هم پیکانی کند برای زدن بر لب دشمن. سنگ می‌تواند روضه‌ای شود که هرگز نشنیده‌ای».

    این اثر که به‌تازگی توسط نشر اسم منتشر شده است در ۱۶۰ صفحه و با قیمت ۲۳ هزارتومان در اختیار علاقه‌مندان کتاب قرار گرفته است.

  • انتشار جدیدترین اثر موسی بیدج در مصر

    انتشار جدیدترین اثر موسی بیدج در مصر

    به گزارش خبرگزاری مهر، «نردبان، صبح را پایین می‌آورد» عنوان جدیدترین اثر موسی بیدج است که به گزیده ی شعر ایران از نیما یوشیج تا شعر امروز می‌پردازد. بیدج در این مجموعه ضمن معرفی کوتاهی از ۷۰ شاعر و عناوین کتاب‌های این شاعران یک نمونه موفق از شعر این شاعران را همراه کرده است.

    از جمله این ۷۰ شاعر می‌توان به نام بزرگانی چون نیما یوشیج، مهدی اخوان‌ثالث، سهراب سپهری، فروغ فرخزاد، منوچهر آتشی، احمدرضا احمدی، طاهره صفارزاده، قیصر امین‌پور و سیدحسن حسینی اشاره کرد.

    این کتاب توسط انتشارات اروقه در قاهره منتشر شده و در نمایشگاه کتاب قاهره که ۲۰ ژانویه برگزار می‌شود از این اثر نیز رونمایی خواهد شد.

    گفتنی است پیش از این بیدج شاعران سنتی ایران زمین همچون حافظ، سعدی، فردوسی، مولانا، خیام و جامی در قالب کتاب‌های متعددی به جهان عرب معرفی کرده‌است. اهمیت کتاب «نردبان، صبح را پایین می‌آورد» در این است که شاعران معاصر را به جهان عرب معرفی می‌کند و تاکنون به آن‌ها پرداخته نشده بود و این کتاب تلاشی است برای معرفی اشعار معاصر به جهان.

    از موسی بیدج بیش از ۵۰ عنوان کتاب منتشر شده که از این بین چند اثر او در کشورهای لبنان و کویت به چاپ رسیده است. عناوین کتاب‌هایی همچون «عیسی پسر انسان»، «دیوانه»، «شعرهایی که در کوچه می‌دوند»، «آسمان زعفرانی» و «عاشق ناشی» نمونه‌هایی از تالیفات و ترجمه‌های او است

  • مجموعه شعر «فاتحی عاشقی» منتشر شد

    مجموعه شعر «فاتحی عاشقی» منتشر شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، این مجموعه اشعار یدالله گودرزی که در قالب‌های گوناگون ادبی با مضامینی عاشقانه و اجتماعی سروده شده است پیش تر به سفارش مرکز آفرینش‌ها ادبی حوزه هنری تولید و برای چاپ به انتشارات سوره مهر سپرده شده بود.

    در مجموعه شعر «فاتحه عاشقی» ۳۱ غزل، ۲۱ شعر در قالب‌های نیمایی و سپید، ۲۰ رباعی و دوبیتی و همچنین ۵ مثنوی گنجانده شده است.

    یدالله گودرزی (شاعر و مترجم و پژوهشگر) متخلص به شهاب بروجردی در سال ۱۳۴۹ در شهر بروجرد متولد شد. او در مقطع کارشناسی ارشد ادبیات فارسی و ادبیات عرب فارغ التحصیل شد. همزمان کار نوشتن و سرودن را از سال ۱۳۶۹ آغاز کرد و در حوزه شعر، نقد شعر و پژوهش آثار متعددی را منتشر کرده است. او در سال ۱۳۷۳ مقام اول شعر دانشجویی را کسب کرد.

    لازم به ذکر است مجموعه «فاتحه عاشقی» با تیراژ ۱۲۵۰ نسخه در ۱۰۴ صفحه و با طرح جلدی از امیر نجفی به تازگی چاپ و روانه بازار کتاب شده است.