برچسب: رمان

  • مراسم پایانی جایزه مهرگان ادب به تعویق افتاد

    مراسم پایانی جایزه مهرگان ادب به تعویق افتاد

    به گزارش خبرگزاری مهر، دبیرخانه جایزه ادبی مهرگان با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که مراسم پایانی این جایزه ادبی به تعویق افتاده است.

    علیرضا زرگر مدیر جایزه مهرگان از سوی خود، هیأت‌های داوری جایزه مهرگان و اعضای دبیرخانه ضمن ابراز تأسف عمیق و اظهار همدردی با خانواده قربانیان حوادث چند ماه اخیر که به دلیل سوءتدبیر و خطاهای پی‌درپی جانشان را از دست داده‌اند گفت: به رغم آمادگی برای برگزاری مراسم نهایی جایزه مهرگان، ادامه کار در میانه چنین اوضاع و احوال نابسامانی را شایسته نمی‌دانیم.

    دبیرخانه جایزه مهرگان همچنین وظیفه خود می‌داند با حامد اسماعیلیون و منیرالدین بیروتی دو نویسنده خوب کشور که عزیزانشان را در حادثه سرنگونی هواپیمای مسافری اوکراین از دست داده‌اند و نیز خانواده نخبگان علمی مهاجر و دیگر جان‌باختگان ایرانی و غیرایرانی این حادثه غمبار همدردی کند و در سوگ بزرگ آنان شریک باشد.

  • ترانه های منتخب سال معرفی می شوند/ اعلام جزییات یک جایزه

    ترانه های منتخب سال معرفی می شوند/ اعلام جزییات یک جایزه

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، «جایزه ترانه» با هدف تجلیل از ترانه سرایان برتر و ترویج مفاهیم نو و ارزشمند در ترانه ها و معرفی ترانه های برگزیده در سی و پنجمین دوره جشنواره موسیقی فجر برگزار می شود.

    در این جایزه، متن ترانه هایی که از اول مهرماه ۱۳۹۷ تا پایان مهرماه ۱۳۹۸ به صورت تک آهنگ یا در قالب آلبوم موسیقی از سوی موسسات یا اشخاص حقیقی پس از دریافت مجوز از دفتر موسیقی تولید و منتشر شده اند، توسط هیاتی از داوران بررسی و ترانه های برگزیده معرفی می شوند.

    در فاصله اول مهر ۱۳۹۷ تا پایان مهر ۱۳۹۸ بیش از شش هزار قطعه متن ترانه با مجوز دفتر موسیقی به صورت تک آهنگ یا در قالب آلبوم منتشر شده اند، که مرحله نخست انتخاب این ترانه ها در حال انجام است و در مرحله نهایی ترانه های برگزیده در سی و پنجمین جشنواره  موسیقی فجر معرفی می شوند.

    با توجه به تعداد بسیار ترانه هایی که به صورت تک آهنگ و آلبوم تولید و منتشر می شوند، جایزه ترانه می تواند به کمک متخصصان و آرا مردمی، ترانه های شاخص و برگزیده را به جامعه معرفی کند.

  • «همسر گمشده» چاپ شد/ترجمه‌ای تازه از سودابه قیصری

    «همسر گمشده» چاپ شد/ترجمه‌ای تازه از سودابه قیصری

    به گزارش خبرنگار مهر، رمان «همسر گمشده» نوشته آلیسون ریچمن به‌تازگی با ترجمه سودابه قیصری توسط نشر آموت منتشر و راهی بازار نشر شده است.

    داستان این رمان در پراگِ پیش از جنگ دوم جهانی می‌گذرد و روایت‌گر رؤیای دو عاشقِ جوان است که با حمله ارتش نازی در هم شکسته می‌شود. اما دهه‌ها بعد، هزاران کیلومتر دورتر، در نیویورک، نگاهی گریزناپذیر از آشنایی، بین دوغریبه رد و بدل می‌شود و سرنوشت، به لِنکا و یوزف دو قهرمان این داستان شانس دوباره‌ای می‌دهد.

    رمان «همسر گمشده» به‌باور منتقدان آسایش مسحورکننده زندگی در پراگِ پیش از اشغال، وحشت اروپای تحت سیطره نازی و انعطاف‌پذیری روح انسان و نیروی خاطره را در درون خود کاوش می‌کند.

    آلیسون ریچمن نویسنده این‌کتاب، متولد سال ۱۹۷۲ آمریکا، فارغ‌التحصیل کالج ولزلی، نویسنده ۶ داستان تاریخی از جمله «ماسک پسر کارور»، «ریتم خاطره»، «آخرین ون‌گوگ» و رمان‌های پُرفروش «همسر گمشده»، «باغ کلمات»، «ساعات مخملی» و «یک هدیه‌ی باشکوه» است. کتاب‌های این‌نویسنده به ۲۰ زبان ترجمه شده‌اند و قرار است به زودی سریالی براساس رمان همسر گمشده ساخته شود. ریچمن در حال حاضر با همسر و دو پسرش در نیویورک زندگی می‌کند.

    سودابه قیصری مترجم این‌کتاب هم متولد سال ۱۳۴۰ در آبادان است. او فارغ‌التحصیل زبان انگلیسی از دانشگاه چمران اهواز است و پیش از این، آثاری چون دختر گل لاله، نامه، راز، ۲۱ درس برای قرن ۲۱ میشل شدن و … با ترجمه وی منتشر شده‌اند.

    ترجمه فارسی «همسر گمشده» با ۴۰۰ صفحه و قیمت ۵۵ هزار تومان منتشر شده است.

  • کتابی تازه از فاضل اسکندر در ایران ترجمه شد

    کتابی تازه از فاضل اسکندر در ایران ترجمه شد

    به گزارش خبرنگار مهر، فاضل اسکندر نویسنده‌ای ایرانی‌تبار از اهالی آبخاز در قفقاز روسیه بود. او در مؤسسه ادبی ماکسیم گورکی در مسکو تحصیل و کار حرفه‌ای خود را دنبال کرد که با روزنامه‌نگاری آغاز و به نویسندگی حرفه‌ای منتهی شد. وی بیشتر عمر خود را در مسکو و برای شناساندن زندگی قفقازی به مردم روسیه و سایر کشورهای جهان گذراند.

    اسکندر که شناخته‌شده‌ترین نویسنده منطقه قفقاز به شمار می‌رود، نخست در میان دهه ۱۹۶۰ میلادی به همراه دیگر نماینگان جنبش «نثر جوان» روسیه به شهرت دست پیدا کرد که بیشتر آن نیز به خاطر نوشتن داستانی با عنوان «صورت فلکی بز – بوفالو» بود که آن را از بهترین داستان‌های او دانسته‌اند. داستانی از دیدگاه یک روزنامه‌فروش جوان که به زادگاه خود آبخاز برمی‌گردد و سپس به جرگه کارکنان یک روزنامه محلی پیوسته و پس از آن وارد یک کمپین تبلیغاتی برای یک حیوان اهلی تازه فرآوری شده می‌شود که از پیوندزدن یک بز معمولی و یک بز کوهی قفقاز غربی پدید آمده بود.

    این داستان یک هجونامه برجسته درباره کمپین‌های ژنتیکی و کشاورزی تروفیم لیسنکو و خروشچف بود که به علت نشان دادن اتحاد جماهیر شوروی به گونه‌ای ناخوشایند، به سختی مورد نقد قرار گرفت.

    در دنیای انگلیسی‌زبان اما او را برای نوشتن داستان‌های بلندی می‌شناسند که روند زندگی در روستایی در آبخاز را از سال‌های آغازین سده ۲۰ میلادی تا دهه ۱۹۷۰ بازگو می‌کند. این داستان موجب شد تا به فاضل اسکندر لقب «مارک توین آبخاز» داده شود.

    داستان بلند «دوران یافته‌های دلچسب من» اثری در سنت داستان‌نویسی اوست که به منطقه قفقاز و آبخاز و سنت‌های بومی رایج در میان مردم و نیز برخی از اعمال و رفتار و کنش‌های اجتماعی آنها اشاره‌های جدی دارد. داستان با یک اتفاق برای پسرکی شروع می‌شود. پسرکی که دسته‌ای اسکناس را به صور اتفاقی پیدا می‌کند و به خانواده‌اش می‌سپرد. این اتفاق اما چنان در زندگی فردی و اجتماعی او تأثیر می‌گذارد که باعث اتفاق‌ها و عکس‌العمل‌ها و حتی تغییر نگاه اجتماعی پیرامون وی به خودش و خانواده‌اش می‌شود. اسکندر با اینکه در این اثر سعی نکرده نقدهایی سیاسی به جامعه مورد توجه خودش وارد کند اما در قامت یک مصلح اجتماعی و با نقد جامعه پیرامون خود ساختارهایی را که منجر به بالیدن چنین نگاه‌های خاص اجتماعی در میان مردم شده است را نکوهش می‌کند و به نقد آنها می‌پردازد.

    کتاب نیستان پیش از این نیز مجموعه داستان «صید قزل‌آلا در بالادست رودخانه کودور» را از این نویسنده روس ترجمه و منتشر کرده است.

    مجموعه داستان «دوران یافته‌های دلچسب من» با ترجمه فهمیه تمدن و در ۱۴۰ صفحه و با قیمت ۳۰,۰۰۰ تومان وارد بازار نشر شده است.

  • نشست‌های شاهنامه خوانی برگزار می‌شود

    نشست‌های شاهنامه خوانی برگزار می‌شود

    گزارش خبرگزاری مهر، سلسله نشست‌های شاهنامه خوانی با عنوان «چهل گام با فردوسی» در طول فصل زمستان با حضور حامد علاییان و شهروندان علاقه مندان منطقه شش برگزار می‌شود.

    علاقه مندان می‌توانند برای شرکت در این نشست‌ها هر هفته روزهای چهارشنبه از ساعت ۱۶ به آدرس، خیابان ولی عصر بالاتر از پارک ساعی کوی ساعی دوم، فرهنگسرای سرو مراجعه کنند و یا برای کسب اطلاعات با تلفن ۸۸۸۸۱۸۷۰ تماس بگیرند.

  • بعد فرهنگی فعالیت‌های سردار شهید سلیمانی مظلوم باقی مانده است

    بعد فرهنگی فعالیت‌های سردار شهید سلیمانی مظلوم باقی مانده است

    به گزارش خبرگزاری مهر، «عصرانه داستان نویسان رضوی» در هشتاد و هشتمین نشست خود با روایت خاطراتی از سردار دل‌ها؛ سپهبد شهید «حاج قاسم سلیمانی» همراه شد، در این نشست که با حضور معاون فرهنگی لشکر فاطمیون و جمع کثیری از نویسندگان پیشکسوت مشهدی و نوقلمان داستان نویس برگزار شد، داستان‌های کوتاه برای گرامیداشت یاد و خاطره این سردار رشید اسلام قرائت شد.

    حجت الاسلام حجت گنابادی نژاد، رئیس سازمان فرهنگی آستان قدس رضوی و معاون فرهنگی لشکر فاطمیون در این نشست که در فروشگاه مرکزی کتاب و محصولات فرهنگی انتشارات آستان قدس رضوی در مشهد برگزار شد، ضمن عرض تسلیت شهادت سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی اظهار کرد: ایشان حامی محرومان و مستضعفان و پیشگام مبارزه با استکبار جهانی بود که حقیقتاً نبود ایشان خسارت عظیمی بر پیکره امت اسلامی و آزادگان عالم وارد کرد.

    وی با بیان اینکه جبران پذیری خسارت شهادت ایشان به آسانی میسر نیست، تصریح کرد: زیست و زندگی جهادی این شهید والامقام، درس‌ها و افق‌های بی نظیری محسوب می‌شود و پیامی که از خون او به جامانده باب جدیدی است که مسئولیت آن بر دوش همه ما به ویژه نخبگان عرصه فرهنگ است.

    گنابادی‌نژاد ضمن قدردانی از اهتمام انتشارات به‌نشر و سعید تشکری به عنوان دبیر نشست «عصرانه داستان نویسان رضوی» که مدت‌های مدیدی است، بانی آن هستند، ابراز امیدواری کرد: همانطور که حاج قاسم سلیمانی یک عمر برای دفاع از ولایت قدم بر می‌داشت، امیدوارم این محفل راه و مسیری برای معرفی و مدل زندگی و مدیریتی این شهید والامقام باشد.

    میدان جهاد هیچ‌گاه برای او تعطیل نشد

    معاون فرهنگی لشکر فاطمیون با ذکر این نکته که باید ببینیم چه شد که سردار شهید سلیمانی تا این اندازه مورد غضب و خشم آمریکای جنایت‌کار و سردمدار خبیث آن قرار گرفت، بیان کرد: بسیاری از جهادگران بودند که در یک مقطعی وارد این عرصه شده و بعد از اتمام آن به دنبال سایر امور زندگی خود می‌رفتند اما سردار شهید سلیمانی از روزی که لباس جهاد را به تن کرد، چهل سال در این مسیر حضور داشت و از روزی که وارد جنگ شد تا روزی که به شهادت رسید هیچ‌گاه میدان جهاد برای او تعطیل نشد.

    وی با اشاره به سابقه حضور گروه‌های تروریستی در منطقه خاطرنشان کرد: بعد از دفاع مقدس، به تدریج گروه‌های تروریستی با نام‌های القاعده، طالبان و.. در افغانستان ناامنی ایجاد کردند که تا مرز خراسان ادامه یافت و تا مینودشت رسید، یکی از نیروهایی که وارد میدان نبرد شد و کاری کارستان در مقابل ناامنی‌های شرق کشور انجام داد؛ لشکر ۴۱ ثارالله و حاج قاسم سلیمانی بود.

    گنابادی‌نژاد ادامه داد: پس از پایان جریان شرق کشور، شیعیان افغانستانی در برابر بازماندگان موالید نامشروع آمریکا ایستادند و یگان‌هایی که با شیعیان افغانستانی تشکیل شد و نقش و فرماندهی حاج قاسم در آن زمان درخشان بود.

    رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه سیلی محکمی از سردار سلیمانی خورد

    وی با بیان اینکه حدود چهل سال رژیم صهیونیستی جنوب لبنان را اشغال کرده بود و جنگ‌های متعددی در گرفته بود اما هیچ‌گاه در طول چهل سال نتوانستیم در برابر رژیم غاصب اسرائیل پیروز شویم، یادآور شد: با حضور حاج قاسم سلیمانی پرونده اسرائیل در جنوب لبنان بسته شد و با وجود جنگ تمام عیار از دریا، آسمان و زمین، رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه سیلی محکمی از سردار شهید قاسم سلیمانی خورد.

    وی با اشاره به اینکه در جنگ ۳۳ روزه هیمنه پوشالی اسرائیل از هم پاشید و موازنه پیروزی به نفع حزب الله رقم خورد، تاکید کرد: همه این‌ها از عرصه‌های مدیریتی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی بود، همچنان که در سال ۲۰۰۸ اسرائیل در نوار غزه جنگ ۲۲ روزه رقم زد و آتشی که آن سال بر غزه ریخته شد کم‌نظیر بود اما به حول و قوه الهی و برای نخستین بار، اسرائیل آتش‌بس یکطرفه اعلام و عقب‌نشینی کرد که این امر به دلیل موازنه قدرتی بود که فلسطینی‌ها با فرهنگ و اندیشه امام راحل توانستند پیروز شوند و بدرخشند.

    حاج قاسم مرد گلایه، انتقاد و شکوائیه نبود

    به گفته معاون فرهنگی لشکر فاطمیون، سردار شهید حاج قاسم سلیمانی سرباز به تمام معنای ولایت بود و این تمام راز و رمز موفقیت ایشان است که غیر از اطاعت مسیر دیگری برای خودش فرض نمی‌کرد.

    وی با بیان اینکه وقتی داعش به ۴۰ کیلومتری کربلا رسیده بود سردار حاج قاسم سلیمانی جلوی داعش ایستادگی کرد و همچنین غریبانه با یارانش به سوریه رفت و در برابر این گروه تروریستی ایستادگی کرد، افزود: حاج قاسم سلیمانی و همرزمانش با همه کمبودها و سختی‌ها غریبانه جنگیدند، هیچ تریبونی گلایه‌ای از حاج قاسم سلیمانی نشنیده است، هیچ مصاحبه‌ای از این شهید والامقام در رابطه با کمبودها و سختی‌ها منعکس نشده است چون حاج قاسم مرد گلایه، انتقاد و شکوائیه نبود؛ او مرد جهاد و مبارزه بود.

    هدف اصلی داعش ایران و مکتب اهل بیت (ع) بود

    وی با بیان اینکه باید بپذیریم که آمریکا و رژیم صهیونیستی داعش را به روی کار آوردند تا یک بار برای همیشه خط مقاومت اسلامی حذف شود، گفت: هدف اصلی داعش ایران و مکتب اهل بیت (ع) بود، لذا شهید سلیمانی این جرثومه فساد را از صفحه روزگار حذف کرد، قطعاً جرم این مرد خدوم چیزی نیست غیر از اینکه آمریکایی‌ها شمشیر به دست بگیرند و در یک تردد عادی انتقام سیلی‌هایی که از حاج قاسم سلیمانی خوردند را تلافی کنند، به همین سبب اگر ایشان به دست کسی غیر از آمریکا به شهادت رسیده بود در شهادت ایشان ظلم شده بود و ترامپ جنایت‌کار در تخاصم مزدورانه و دشمنی غافلگیرانه حمله نظامی حداکثری کرد و ایشان را به شهادت رساند.

    بعد فرهنگی فعالیت‌های سردار شهید سلیمانی مظلوم باقی مانده است

    رئیس سازمان فرهنگی آستان قدس رضوی با اشاره به اینکه پیام رسانی و تأثیرگذاری در عرصه فرهنگ کار آسانی نیست، افزود: بخش فرهنگی فعالیت‌های سردار شهید حاج قاسم سلیمانی مظلوم تر از بعد نظامی عملکرد ایشان است که باید به آن پرداخته شود.

    وی با نقل سخنانی از سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در دیدار با رزمندگان بیان کرد: «ایشان فرمودند آموزش در اثر دو اتفاقِ القا و مجاورت صورت می‌گیرد؛ در آموزش باید محور؛ تربیت باشد، مدیر موفق مدیری است که نیروهای خودش را به اسم بشناسد و از ویژگی‌هایی است که اثر القایی دارد. کار فرهنگی در یک مجموعه به فرماندهی برمی‌گردد زیرا کار فرهنگی، کار فرماندهی است. گردان‌های موفق در خط شکنی خود را نشان می‌دهند لذا آموزش‌ها را باید جدی بگیرید و روی مهارت‌های فردی کار کنید».

    گنابادی‌نژاد تاکید کرد: اگر بگویم اقدامات و کارهای فرهنگی شهید حاج قاسم سلیمانی چند برابر کار نظامی ایشان بوده است، سخن گزاف نگفته‌ام؛ سردار شهید سلیمانی کارهای جدی و گسترده‌ای برای ترجمه کتاب‌های انقلاب و دفاع مقدس به زبان‌های مختلف دنیا انجام داد که از جمله آن می‌توان به ترجمه کتاب‌های دفاع مقدس در برگزاری نمایشگاه کتاب عراق اشاره کرد.

    میدان و فرصت جدیدی برای کار فرهنگی ایجاد شده است

    وی با بیان اینکه پس از شهادت سردار رشید اسلام یک میدان و فرصت جدیدی برای کار فرهنگی ایجاد شده است، اظهار کرد: کار فرهنگی باید در نیاز و اولویت اتفاق بیفتد، مردم ناشناخته پای این شهید بزرگوار آمدند و این کمترین کاری است که سردار شهید حاج قاسم سلیمانی را بشناسانیم و معرفی کنیم زیرا فعالیت‌های وی در بخش فرهنگی بیش از بعد نظامی بود.

    رئیس سازمان فرهنگی آستان قدس رضوی با قرائت بخشی از تقریظ های حاج قاسم سلیمانی بر کتاب‌های دفاع مقدس تصریح کرد: امیدوارم آثاری درخور شخصیت این شهید بزرگوار از حلقه عصرانه داستان‌نویسان رضوی بیرون بیاید و خط تولیدی در موضوع کتاب در ارتباط با شخصیت شهید سلیمانی نگارش شود.

    فرزند زمانِ خود بودن اصلی‌ترین مکانیسم ادبیات است

    سعید تشکری؛ نویسنده مطرح کشور نیز در پایان این نشست با بیان اینکه ادبیات انقلاب اسلامی اکنون به واسطه شهادت سردار سلیمانی یک اتفاق جدی و وحدت نظری بین نخبگان و مردم در حال وقوع است، گفت: رویکرد این موضوع برای نویسندگان جوان حاضر در نشست که در آینده به نام‌های درخشانی بدل خواهند شد، باید مورد اهمیت قرار گیرد.

    دبیر نشست «عصرانه داستان نویسان رضوی» افزود: تولید ادبیات در زمانه‌ای که در آن زیست می‌کنیم بسیار اهمیت دارد، بودن در زمان خود و فرزند زمانِ خود بودن اصلی‌ترین مکانیسم ادبیات است لذا نیاز نیست به خاطرات، فیلم‌ها و.. بروید؛ امروز در نظر شما قرار دارد و این روزهایی که گذشت به نظر منِ داستان نویس روزهای تماشایی بود.

    نویسنده «اوسنه گوهرشاد» در پایان خاطرنشان کرد: ما نویسندگان نیاز به چابکی داریم و نیاز داریم موقعیتی که در آن زندگی کرده ایم را تصاحب کنیم، ضرورتاً درباره چیزی که می‌خواهیم بنویسم باید استراتژی داشته باشیم، وقتی استراتژی نداریم تاکتیک‌ها هم غلط است که عمدتاً ادبیات انقلاب اسلامی از این موضوع رنج می‌برد لذا از این روزهایی که در آن قرار دارید استفاده مطلوب را ببرید؛ شما بخشی از این واقعه و نظاره‌گر آن هستید، امیدوارم به برکت سردار شهید سلیمانی داستان‌های نابی در این عصرانه خلق شود که شما نویسندگان آن باشید.

  • قیام شاعران برای سردار سلیمانی/باید آخرین اخبار تهران را ببینی…

    قیام شاعران برای سردار سلیمانی/باید آخرین اخبار تهران را ببینی…

    به گزارش خبرنگار مهر، شب شعر «سردار آسمانی» با حضور شاعران پیش‌کسوت و جوان سه‌شنبه شب ۱۷ دی در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد.

    در ابتدای این برنامه سعید بیابانکی، به عنوان مجری برنامه سروده‌ای را تقدیم به سردار سپهبد قائم سلیمانی کرد.

     پناهنده شد باور زخمی‌ام

    به مثل نسیمی که در چشم توست

     رسیدم پس از واهی شک و اشک

     به عین‌الیقینی که در چشم توست

     من از سرزمین شبی روشنم

     همان سرزمینی که در چشم توست

     به انگشتر خلوتم جلوه داد

     حضور نگینی که در چشم توست

    زلال مبین شبم را شکست

     زلال مبینی که در چشم توست

    مرا رهنمون شد به شوقی شگرف

     غم نازنینی که در چشم توست

     در این دوزخ پست دستم گرفت

     بهشت برینی که در چشم توست

     برایم جهانی نوین آفرید

     جهان‌آفرینی که در چشم توست

    در ادامه، پس از قرائت یک فاتحه، بیابانکی گفت: از بامداد جمعه که این خبر تلخ منتشر شد، شاید نخستین گروهی که واکنش نشان دادند، شاعران بودند و شعر همواره پس از انقلاب اولین واکنشی بوده که به این نوع وقایع ارادت خود را اثبات کرده است. ما امشب در این‌جا می‌خواهیم با زبان شعر به مقام حاج قاسم ادای احترام کنیم.

    وی افزود: حدود دو سال پیش که در دانشگاه تهران با حضور شاعران در دانشگاه تهران نکوداشتی برای این سردار بزرگ برگزار شده بود، او با پیامی از حضور در این برنامه عذر خواست و فروتنانه نخواست حضور یابد اما تمام شعرهایی که در مدح مجاهدت‌های او سراییده بود را خواند و خوش به سعادت آن شاعران که سروده‌هایشان را این شهید بزرگوار خوانده است.

    تو چون آبی، امیر عرصه دل‌های سلیمانی

    سپس علی موسوی گرمارودی اظهار کرد: حدود ۴ ماه دیگر، ۸۰ ساله می‌شوم و اکنون در زمانه‌ای که شاعران جوان به این زیبایی می‌سرایند، ابتدا باید جوانان شعر بخوانند و نه پیش‌کسوت. یک ضرب‌المثل عربی را می‌خواندم مبنی بر این‌که شاعر عرب می‌گوید: «پیرهنی که از بافت ۲۹ حرف دوخته شده باشد، باز هم برای قامت معالی سوگوارانه تو کوتاه می‌آید. این مصداق مجسم سردار سلیمانی بود. دل‌نوشته‌ای را در سوگ سرلشکر بزرگ سلیمانی و هم‌رزمانش در تنهایی خودم گفته‌ام و امیدوارم مورد پذیرش قرار گیرد.» وی چنین خواند:

    چنین بود که به هر دیده در تو می‌نگرم

    تو صعب و سخت و بلندی

    چو صحرای سترگ

    ستبر و صیقلی و صاف و ساده و نستوه

    به زیر شانه گرفته همه جلالت کوه

    ستاده بر زیر کوهسار

    چنین بود که به هر دیده بر تو می‌نگرم

    تویی زلال‌تر از چشمه‌های اندیشه درون دامنه دره نهان خیالم

    تویی چو خواب کبوتر به بادگیر غروب٫ هزار مرتبه نازک

    هزار بار صمیم

    پرنده‌گونه‌تر از پرنیان مهتابی

    تو چون آبی

    امیر عرصه دل‌های سلیمانی

    هم از خیال فراسوتری به نرمی وهم

    هم از خروش فراتر به استواری کوه

    کنون شکوه تو و بهت من تماشایی است

    درون شهر یکی گفت رستم آمده است

    و دیگران همه گفتند آری آمده است

    و نیز همره او چند و چند مرد دگر

     زریر و نوذر و گیو و کاوه آهنگر و کاوه‌های دگر

    و پور سام و نریمان و همرهان اکنون دوباره زنده شدند

    ز جنگ اهرمن آن زمانه فرسودند

    به جنگ اهرمن این زمانه آمده‌اند

    سپس تابلویی از هنرمند نقاش، روح‌الامین که تصویری از شهید سلیمانی در آغوش امام حسین (ع) را در بر دارد، توسط موسوی گرمارودی رونمایی شد.

    محمدعلی مجاهدی، از شهر قم طی سخنانی گفت: سپاسگذارم از خداوند متعال برای حضور در این محضر شریف، صمیمی و دوست‌داشتنی. همه ما از نظر روحی متالم هستیم و احساس عجیبی در همه ما موج‌زن هست و این ریشه در باور سترک آن بزرگمرد است که با عوالم ماورایی ارتباط داشت و نگاه او، زبان چشم او حکایت می‌کرد از سیر و سفرهای معنوی بسیاری که داشته است. خداوند همه ما را از دوستداران ایشان و از کسانی که این راه را می‌خواهند با خلوص و عاشقانه ادامه دهند قرار دهد. به گفته وی، حیات و ممات این مرد خدا آن همه برکات داشت و مرد خدا خوش آغاز و خوش پایان است.

    این شاعر در سروده خود برای سردار سلیمانی چنین خواند:

    شبی که روی تو را خاک در نهان گرفت

    ستاره ریخت ز چشمه که آفتاب گرفت

    چنان خیال تو ای گل در اشک من جاری است

    کز آب دیده من می‌توان گلاب گرفت

    ز خنده‌ای که نشسته‌است بر لبش پیداست

    که کام دل ز دعاهای مستجاب گرفت

    به لطف حضرت زهرا در آخرین دم عمر

    خط شفاعت خود را ز ابوتراب گرفت

    وی در ادامه گفت: با مرور کوتاهی که در زندگی این بزرگ‌مرد داشتم، وجوه شباهتی بسیاری میان او و شهید چمران دیدم. خاکساری، تواضع، فروتنی یک طرف، خودسازی و خودسوزی‌ها طرف دیگر. راه و منش عاشورایی و شخصیت عاشورایی در این دو بزرگوار خیلی دیدنی بود. بنابراین، فرازی از سروده‌ای درباره شهید چمران را نیز می‌خوانم:

    در کوچ پرستوها در همهمه گل می­‌کرد/ در شور قناری‌­ها با زمزمه گل می­‌کرد
    در دامن دل‌تنگی بی­‌واهمه گل می­‌کرد/ در حنجره سرخش یا فاطمه گل می‌­کرد
    چون عطر نجیب یاس در پنجره‌­ها جاری است/ با نعره یا عباس در حنجره­‌ها جاری است
    گلبانگ اذان او از ماذنه می‌­رویید/ مانند گل خورشید از روزنه می‌­رویید
    با تنتنه گل می­‌کرد با هیمنه می‌­رویید/ در میسره می‌­جوشید در میمنه می­‌رویید
    مردی که نبردی سخت با ما و منی‌ها داشت/ پیکار اهورایی با اهرمنی‌­ها داشت
    موسیقی چشم او با قافیه می­‌جوشید/ آهنگ مناجاتش در ادعیه می­‌جوشید
    با زمزمه می‌­رویید با مرثیه می­‌جوشید/ آن مرد که خون او در بادیه می­‌جوشید
    گل­‌های شقایق را آتش زده داغ او/ داغی که فروزان خواست این کوره چراغ او
    مردی که تبار او از ایل تبر بوده است/ یک عمر خلیل‌­آسا همزاد خطر بوده است
    قد قامت تکبیرش هنگام اثر بوده است/ در حنجر فریادش طوفان شرر بوده است
    مردی که پای زر زنجیر زدن داند/ شیری که به روی زور شمشیر زدن داند

    سپس بیابانکی با خواندن این ابیات «خوش‌به حال دل بارانی کرمانی‌ها، خاکشان با تو شده قبله ایرانی‌ها٫ این مزاری است که در عشق نشان خواهد شد، که زیارتگه رندان جهان خواهد شد» از یوسفعلی میرشکاک خواست تا سروده‌اش را قرائت کند.

    اربعین تو رستاخیزی است که جهان را سراسیمه می‌کند

    میرشکاک پس از تسلیت به تمام شیعیان در تمام جهان، در سروده خود چنین خواند: 

    نه

    سوگوار تو نیستم

    بر آسمان می‌گریم که همچنان واژگون مانده است
    بر خورشید می‌گریم که همچنان بیهوده با ابرها مجادله می‌کند
    بر ماه می‌گریم که همچنان شب را به دنبال می‌کشد

    اما بر تو نمی‌گریم

    از کدام سیاره آمده بودی
    که با زمین کنار نمی‌آمدی، مگر آنکه با گام‌هایت همراه باشد؟

    به کدام سیاره برگشته‌ای
    که زمین از همیشه تباه‌تر وبیهوده‌تر به گرد خود می‌گردد؟

    تقدیر درخت به خاک افتادن است
    تقدیر گوسفند قربانی شدن
    تقدیر گرگ گلوله‌خوردن
    و تقدیر آدمی جان سپردن
    تو اما پشت تقدیر را به خاک رساندی
    و ماندی 
    اما نه بر زمین
    و نه در آسمان
    بر نطع جاودانگی نام خداوند
    در معراجی بی‌بازگشت

    چگونه می‌توان تو را در سوگواری به پایان رساند؟
    سوگواران ناگزیرانند
    و تو ناگزیری را به پایان رسانده‌ای

    نه، من باری سوگوار تو نیستم
    اما پرسشی با من است 
    همچون ترکشی کوچک
    خلیده در جگرگاه:

    چگونه از قطعنامه تحمیلی بیرون ماندی؟
    و کربلای خود را به فرجام رساندی؟
    قطعنامه یکایک ما را حتی از خاطر خود ما برد
    چندان که اربعین ما
    پیاده به کربلا رفتن شد

    و اربعین تو رستاخیزی است که جهان را سراسیمه می‌کند

    فکر کردی مرگ رستم ضربه پایانی است؟ در رگ مردم اینجا شاهنامه خوانی است

    حسنا محمدزاده از کاشان نیز در سروده خود چنین خواند: 

    در دل نامردمی‌ها مرد بودن دیدنی‌ست
    با زمین و آسمان هم‌درد بودن دیدنی‌ست

    سینه‌ای سد می‌شود تا سیل‌بند غم شود
    می‌رود چشم امید عالم و آدم شود

    می‌رود تا پرچم ایمان نیفتد بر زمین
    برگ برگ زخمیِ قرآن نیفتد بر زمین

    در تبار ما به جنگ باد رفتن تازه نیست
    درس تاریخ است؛ تاریخی که بی‌شیرازه نیست

    ایستادن را برایم کوه، هجّی کرده‌است
    تیغ بودن را یلی نستوه، هجّی کرده‌است

    با تواَم ای شانه‌ی با مارها آراسته!
    از دل هر قطره‌ی خون کاوه‌ای برخاسته

    فکر کردی مرگ رستم ضربه‌ی پایانی است؟!
    در رگِ مردان اینجا شاهنامه‌خوانی است

    شاهنامه خوانی است و گرمی شور و جنون
    می‌خروشد…. در رگِ غیرت نخشکیده‌ست خون

    بی‌وطن، جان هم نباشد؛ عاشقی در خوی ماست
    نبض ایمان است آن تیری که در برنوی ماست

    بر زمین افتاده حتی، روشنایی در شب‌اند
    دست‌هایی که نگهبان حریم زینب‌اند

    این عقیق سرخ از انگشتر دنیا سر است
    در رکاب آسمان قطعا سلیمانی‌تر است

    جاریِ بی‌انتها! دریا مبارک باشدت
    خنده‌ی نورانی زهرا مبارک باشدت

    شعر من آمیزه‌ی دلتنگی و فریاد بود
    در هوای وصل تو ذکرِ مبارک‌باد بود

    او ما شد و دنیا بداند پیوسته ما در انتشاریم

    محمدرضا طهماسبی دیگر شاعری بود که سروده خود را قرائت کرد

    گرچه شکسته شاخساریم

    گرچه ترک خورده اناریم

    گرچه ز داغ مهربانان

    آتش‌گرفته لاله‌زاریم

    گرچه شبیه آبشاران

    چون هق هق یک ریز باران

    گرچه به اندوه نگاران

    ما گریه بی‌انتهاییم

    گرچه چون آتش داغداریم

    گرچه سراپا سوگواریم

    بر سینه گرچه می‌نگاریم

    ما از شهیدان شرمساریم

    با یکدگر وقتش رسیده

    هم‌داستان هم‌شانه باشیم

    پنهان چرا در خانه باشیم؟

    ما تیغ تیز آفتابیم

    آماده جنگ و قیامیم

    از پای تا سر انتقامیم

    ما جان‌نثاران امامیم

    جنگ‌آوران کارزاریم

    این عاشقی گر نیست، پس چیست؟

    عاشق تر از ما گو کیست؟ 

    در ما نشان خستگی نیست

    ما عاشقان کهنه‌کاریم

    دنبال اقیانوس گشتیم

    از سنگ از صخره گذشتیم

    دریادلان کوه و دشتیم

    باری چو جوی و جویباریم

    برگو به ابن سعد و حجاج

    ما را نمی‌یابی تو محتاج

    چون چون خلیج فارس مواج

    چون چون دماوند استواریم

    ایرانیان با نجابت

    فرهنگمان عشق و شهادت

    ما فرش خوش‌نقش صلابت

    با تار و پود اقتداریم

    مرد وزن از هر سو رسیدیم

    ایرانیان رو سفیدیم

    ما رستم و گردآفریدیم

    الحق که از این ایل و تباریم

    ما را چنین آرام ننگر

    آرامش ماقبل طوفانیم

    مشت مکرر روی زانو

    ما دندان به دندان می‌فشاریم

    تو عمروعاصی حرف مفتی

    لاتی، ملاتی، تو می‌افتی

     این‌بار کژبین راست گفتی

    ما انحنای ذوالفقاریم

    ای اشعری، مالک اگر رفت

    شمشیر مالک مانده با ما

    ما فاتحان نهروانیم

     ما پاسخ آن این عماریم

    قاسم سلیمانی منم من 

    قاسم سلیمانی تویی تو

    او ما شد و دنیا بداند

    پیوسته ما در انتشاریم

    وی سپس شعری حماسی خطاب به ترامپ خواند و گفت:

    او چه پنداشته ما دیده گریان داریم /او چه پنداشته احوال پریشان داریم

    جمله آشفته آن زلف رها در بادیم/ این پریشانی از آن موی پریشان داریم

    با خود این تیغ چه پنداشته؟ ما در رگمان/ غیرت سرخ امیران جبیران داریم

     برسانید به گوشش که خزان رفتنی‌است/ ما به سرسبزی این باغجه ایمان داریم

    برسانید به گوشش که اگر سنگ شود/ شیشه عطر و گلابیم که خواهان داریم

    برسانید به گوشش که اگر تیغ شود/ رود همواره مستیم که جریان داریم

     برسانید به گوشش که کویریم ولی/ چشم به مرحمت حضرت باران داریم

     برسانید به گوشش که به خاک افتاده/ اگر انگشتر و انگشت سلیمان داریم

     شود از کاخ سفیدش چو برون دیو سفید/ پاسخش لشکری از رستم دستان داریم

     گر زیاد است به شامات ستم ابن زیاد/ ما به ایران همه سلمان مسلمان داریم

     برسانید به گوشش که علی تنها نیست/ مالک اشتر ازین دست فراوان داریم

    بنشین تا که فرق قول کافر با مسلمان را ببینی

    سپس از محمدعلی ملکیان خواسته شد سروده‌اش را برای حاضران بخواند. وی چنین خواند: 

    اهل دنیا را خیال مرگ حتی می‌کشد/ عاشقان اما با مرگ زنده‌تر خواهند شد

    گردو خاکی کردی و بنشین که توفان را ببینی/ وقت آن شد قدرت خون شهیدان را ببینی

    می‌رود تابوت روی دست مردم چشم واکن/ تا که با چشم خودت فرش سلیمان را ببینی

    پاشو از پای قمارت روی دور باخت هستی/ پاشو باید آخرین اخبار تهران را ببینی 

    گوش کن این بار حرف از مرگ شیطان بزرگ است/ رو به خود آئینه‌ای بگذار شیطان را ببین

    خواب را دیگر حرام خود کن از امشب که باید/ باز هم کابوس موشک‌های ایران را ببینی

    رازها در ذکر بسم الله الرحمن الرحیم است/ وعده‌ها داده خدا باید که خدا را ببینیم

    قول دادیم انتقامی سخت می‌گیریم/ بنشین تا کی فرق قول کافر با مسلمان را ببینی 

    سردار سر است و سر به سامان برگشت

    سپس بیابانکی شعری از حامد حسین‌خانی، از شاعران اهل کرمان را خواند:

    سردار سر است و سر به سامان برگشت/ پیمانه شکست و مست پیمان برگشت

    بر شانه باد تخت او را دیدند/ هدهد خبر آورد سلیمان برگشت

    و از رضا قاسمی خواست سروده خود را بخواند. او چنین خواند:

    باز از معرکه سربند شهید آوردند/ سرمان بند عزا بود، امید آوردند

    کربلا تکه‌ای از تربت اعلا آورد/ قبله همراه خودش قبله‌نما را آورد

     سر به راهش بسپارید که سردار آمد/ بین آغوش علمدار، علمدار آمد

    تا حرم فاصله‌ای نیست مجاور شده‌ایم / شده تابوت ضریح و همه زائر شده‌ایم

    چشممان خیره به انگشت امام روضه است/ عکس انگشتر سردار تمام روضه است

    این چه عطری است که پیچده میان کفن است؟/ عطر تربت به مشام آمده بوی وطن است

    گرچه تابوت علمدار کمر می‌شکند/ دست بر سر زده ماست که سر می‌شکند

    داغداریم ولی مرد نبردیم هنوز/ کشته دادیم ولی جنگ نکردیم هنوز

    رجز آخرمان اول بسم‌الله است/ به معاویه بگویید علی در راه است

    حرف کافی است که گوش شنوا در ما نیست/ به معاویه بگویید علی تنها نیست

    گوشمان پر شده از حرف نترسان ما را/ بهمنیم این قدر از برف نترسان ما را

    صخره ایم از غضب سنگ نترسان ما را/ مرد جنگیم پس از جنگ نترسان ما را

    لشکر ابرهه از خشم ابابیل بترس/ آی فرعون زمانه ازنفس نیل بترس

     بشنوید از طرف لشکر ایرانی‌ها/ انتقام‌است فقط حرف سلیمانی‌ها

    بلند بادا همیشه نامت، سرت سلامت سلام سردار

    سپس میلاد عرفان‌پور گفت: تصویری که سردار سلیمانی را در کنار ابومهدی نشان می‌دهد انسان را به یاد دو سرباز لشکر اباعبدالله می‌اندازد. وی سروده‌ای که دو سال پیش از شهادت سردار سلیمانی سروده بود را قرائت کرد:

    زمان به هوش آ زمین خبردار

    که صبح برخاست صبح دیدار

    چه صبح نابی  چه آفتابی

    چقدر روشن چقدر سرشار

    قسم به والشمس‌های قرآن

    قسم به فانوس‌های بیدار

    قسم به از بند خویش رستن

    قسم به مردان خویشتندار

    قسم به والعادیات ذبحا

    قسم به آیات فتح و ایثار

    قسم به با مرگ زیستن‌ها

    به ایستادن میان رگبار

    چه فرق دارد شام و فلسطین

    عراق و ایران یکی‌است پیکار

    بلند بادا همیشه نامت

    سرت سلامت سلام سردار

     به جز تو این‌سان به جوهر جان

    که داده پاسخ به این عمار؟

    اگرچه بالاتری از آنان

    به سرو می‌مانی و سپیدار

    به یار می‌مانی و سپاهش

    به ۳۱۳ علمدار

    خوشا اگر چون تو هر چه سرمست

    خوشا اگر چون تو دیندار

    نه دین در شب گریختن‌ها

    نه دین دنیا نه دین دینار

    تو سیف‌الاسلام روزگاری

    اما نه از دین خود طلبکار

    به خویش می‌پیچی از لطافت

    به پای طفلی اگر رود خار

    چه جای سجیل که ابابیل

    گرفته نام تو را به منقار

    تو یار سرچشمه حیاتی

    هرآن‌که یار تو نیست مردار

    تو اهل اینجا نه از بهشتی

    تو اهل پروازی و سبکبال

    نه اهل این سجده‌های سطحی

    نه اهل آن روزه‌های شک‌دار

    قسم که من ینتظر تویی تو

    قسم به این زخم‌های بسیار

    بلند بادا همیشه نامت

    سرت سلامت سلام سردار

    سپس غلامرضا صنعتگر ترانه میلاد عرفانپور با عنوان «قاسم‌هنوز زنده‌است» را به صورت زنده اجرا کرد.

    نغمه مستشار نظامی در شب شعر «سردار آسمانی» سروده خود را که برای جشنواره «سلام سردار» نوشته بود، چنین خواند

    این داغ خروش غم دیرینه ماست

    داغی است که جاودانه در سینه ماست

    تا چشم به راه حضرت موعود است

    سردار سپاه قدس آئینه ماست

    ندیدم هیچ سرداری به سرداری سردارت

    که بی‌سر سر فرود آورده باشد پیش دستارت

    سرت تاج سر سردارهای بی‌سر عاشق

    چه طوفان‌هاست در آرامش چشمان بیدارت

    هزاران سال را طی کرده‌ای با پای سر اما

    هزاران سال دیگر همچنان گرم است بازارت

    غریبی، تشنگی زخم گلو، بازوی نیلی

    سراسر پاسدارانند و سربازان دیندارت

    نمی‌ترسند از مرگی که رنگ زندگی دارد

    چه شیرین است وقت دادن جان شوق دیدارت

    جهانداران غریبی پشت چشمان تو پنهان‌اند٫ هزار آئینه در پلکت نماز صبح می‌خوانند، شب از شوق نگاهت سینه‌ریز از کهکشان دارد٫ به یادت اختران در هفت گردون مست و حیرانند٫ نگاه عاشقت از شاعران شهر دل برده، تبسم می‌کنی ابیات در تعبیر می‌مانند٫ سکوتت حرف‌ها دارد که در گفتن نمی‌آیند، غزل‌هایم پر از آرامش قبل طوفان‌اند٫ ببار ای ابر رحمت در دلم شوری به بار آور، کویرم چشم‌های تشنه‌ام دلتنگ بارانند٫ تو سردار هزاران لشکر ملک سلیمانی، شهیدان در نگاه تو نماز عشق می‌خوانند٫ فدای غیرتت خیل علمداران این میدان، فدای دستهای تو سر یاران این میدان»
     

    دیدی چگونه باختی حالا قمارت را؟

    سپس بیابانکی از با خواندن شعری از علیرضا قزوه، از محسن کاویانی درخواست کرد سروده‌اش را برای حاضران بخواند. وی چنین خواند: «لبخند خدا بسته به لبخند حسین است، پس باش پی آن‌چه خوشایند حسین است٫ تعریف من از عشق همان بود که گفتم، دربند کسی باش که در بند حسن است٫ جای دمشق این‌بار سمت عشق عازم شد، اسمش که قاسم بود، جسمش نیز قاسم شد٫ در پیکرش دیدم گریز روضه روضه‌خوان‌ها را هم‌روضه قطع‌الیمین هم عربا عربا را٫ افتاده روی خاک دستی پاک و نورانی، انگشتری با خاتم سرخ سلیمانی حالا همه لابی‌گری را خوب فهمیدیم، تضمین امضای کری را خوب فهمیدیم٫ عباس‌ها را می‌کشی ای شمر خودکامه، زیرا که بیزارند آن‌ها از امان‌نامه٫ عباس ما رو کرد دست منحرف‌ها را دیدیم آخر برکت اف. ای تی. اف‌ها را٫ ای دشمن خونخوار بنشین و تماشا کن، هنگام رزم ماست گورت را محیا کن٫ ای آن‌که با تو پر شده میقات بعضی‌ها ای کد خدا و قبله بعضی‌ها٫ هر چند در داخل تو با برخی هم‌دستی، لعنت بر آن‌ها بعد از این با ما طرف هستی٫ این خاک رهبر دارد و خاکی پر از رهروست، آری دیگر پایان دوره بزن در روست٫ ای کشور محبوب آقازاده‌ها، چیزی نمانده که بیفتی تو به پای ما٫ دیدی چگونه باختی حالا قمارت را؟ سردار ما با رفتن خود ساخت کارت را٫ ما را تو با این کار خود بیدارتر کردی، سردار ما را شک نکن سردار تر کردی در هر نبردی او به نامردان فشار آورد با رفتنش نیز پیروزی به بار آورد٫ او کاوه بود و بالاتر درفش او، حتی سرت ارزش ندارد قدر کفش او، با مرگ هم دیگر در این طوفان نمی‌میریم، چیزی نمانده انتقامی سخت می‌گیریم٫ ما اهل صلح و منطقیم از جنگ بیزاریم، اما از این پس با تو قاسم کشتگی داریم٫ چیزی نمانده تا برخیزیم سوی تو، همرنگ مویت می‌شود از ترس روی تو٫ چیزی نمانده تا بفهمی آه یعنی چه؟ در صفحه‌هامان ذکر بسم الله یعنی چه٫ چیزی نمانده تا ببینی با پریشانی، در پایتخت خود اتوبان سلیمانی٫ موشک به خاکت می‌خورد از چند ناحیه٫ کاخ سفیدت می‌شود حسینیه٫ ما با تو می‌جنگیم تا وقتی نفس داریم، ما پشتمان عمری است طوفان طبس داریم٫ دنیای بی‌سردار هرچند تاریک است٫ فردای روشن می‌رسد، خورشید نزدیک است».

    برپایی «جاءنصرالله» به تجلیل از سید حسن نصرالله

    سپس حاج سعید حدادیان در سخنانی گفت: سال ۱۳۹۶ وقتی بنا داشتیم برای سردار سلیمانی شانزدهمین همایش سوختگان وصل را داشته باشمی، به رهبرانقلاب گفتم، ایشان فرمودند که یک برنامه کم است و حد اقل سه برنامه باید برای سردار سلیمانی بگیرید ما حصل آن کتاب شعر و داستان «سلام سردار» است. انبوهی از شاعران جوان پیشکسوت برای سلیمانی شعر سرودند.

    به گفته وی، استقبال بی‌نظیری از این همایش شد. در ششم اسفند هجدهمین همایش با عنوان «جاءنصرالله» به تجلیل از سید حسن نصرالله برگزار می‌شود. برنامه فاخر فراملی خواهد بود. بنا داریم نوزدهمین همایش را با عنوان «خداحافظ سردار «بگیریم» اگر امروز شاعران درباره سردار به وظیفه خود عمل کنند، فراتر از رستم خواهد بود. کسی که شیطان بزرگ را به زمین می‌زند، فراتر از شخصیت‌های اسطوره‌ای است. البته همواره شاهنامه برای ما مایه دلگرمی است. رستم در شاهنامه هر جا جنگید، دشمن در مقابل او با او جنگید اما قاسم سلیمانی را پهبادها و بالگردها محاصره کردند. شهادت قاسم سلیمانی به دست شقی‌ترین انسان‌ها برای شاعران موضوعیت دارد.

    مردم همه بهر دیدنت آمدند، بسته ست چرا دو چشم مردمدارت

    حاج‌علی انسانی نیز در این برنامه چند رباعی تقدیم حاج قاسم سلیمانی کرد:

    مردم همه از بزرگی‌اش می‌گویند، دیدند در او غیرت ایرانی هست٫ در عشق علی خلوص سلمانی هست٫ با دیدن انگشتری او گفتیم، او نیست و خاتم سلیمانی هست.

    یک عمر شهید بود و دلباخته بود، بر دشمن و نفس خویش تاخته بود٫ از پیکر سوخته چه طرفی بندم؟ او سوخته‌ای بود که خودساخته بود.

    عمری است که جای در دل ما کردی، نه در دل ما که جا به دل‌ها کردی٫ از باور تو کثرت ما وحدت شد٫ هر چه تو، من او، همه را ما کردی.

    برخیز و ببین به عاشق بسیارت، این مشتریان و گرمی بازارت٫ مردم همه بهر دیدنت آمدند، بسته ست چرا دو چشم مردم‌دارت.

    به گفته این شاعر و مداح اهل بیت، این سردار بزرگ شهادتش را از اشک ریزی‌های شبانه‌اش دارد. او این لذت را دیده و چشیده و به وصل رسیده است. «دمی با او ز عمر جاودان به، خداوندا مرا آن ده که آن به» سردار سلیمانی خودش خطاب به ترامپ گفته بود: ای ترامپ قمار باز، ما ملت امام حسینیم! او مرد میدان و محراب و منبر بود. کسی که پشت دشمن را ذلیلانه به خاک برساند، چیزی جز عنایت حق نمی‌تواند داشته باشد.

    وی در ادامه به ذکر مصیبت اهل بیت پرداخت.

    جای هر قطره خون صد گل ازین باغ شکفت

    نفیسه سادات موسوی شاعر دیگری بود که سروده‌اش را چنین خواند: «دستشان باز شد آلوده به خون جانی‌ها، بی‌دوام است ولی خنده شیطانی‌ها٫ کم علمدار ندادیم در این کرب و بلا، کم نبودند در این خاک سلیمانی‌ها٫ جای هر قطره خون صد گل ازین باغ شکفت، کی جهان دیده ازین گونه فداکاری‌ها٫ آرزو داشت به یاران شهیدش برسد، رفت پیوست به حاج احمد و طهرانی‌ها٫ شعله شد خشم فروخورده ما از این داغ، کم‌مباد از سرشان سایه نادانی‌ها٫ برسانید به آن‌ها که پشیمان نشوند ثمری نیست در این دست پشیمانی‌ها غیرت است بین که همه پیرو جوان می‌بندند، گره بر چکمه و سربند به پیشنانی‌ها٫ انتقامش به خدا از حججی سخت‌تر است، وای از مشت گره کرده ایرانی‌ها٫ راهی قدس شده لشکر آزادی قدس، این خبر را برسانید به سفیانی‌ها»

    علی‌محمد مؤدب نیز در این شب شعر این سروده را به شهید سلیمانی تقدیم کرد

    تا نام دوست بر لب ما هست
    خون هست و خاک هست و خدا هست
    دستان ما تهی، دلمان پر
    از ما ولی تمام جهان پر!
    ضعفیم و غیر ضعف چه باشیم؟
    از خود مباد بت بتراشیم
    ای خود تو را مباد ببینیم!
    خود را کم و زیاد ببینیم
    خود را مبین! خدای تو دیده است
    ضعف تو را و در تو دمیده است
    در هر نماز قامت عشقیم
    ما نفخه قیامت عشقیم
    خود را اگر نیاز ببینیم
    خوب است در نماز ببنیم
    هر دم که تیر آمد و بارید
    ما را به حال خود بگذارید
    تا از امام پیش بیفتیم
    وآنگه به خون خویش بیفتیم
    به به چه حال و راز و نیازی!
    پیش از امام ، به چه نمازی!
    بی جوشن آمدیم و زره ما
    جان را نهاده ایم به زه ما!
    بی تیغ و جوشنیم و جهادیم
    جان را به جای هر چه نهادیم
    دل سوخت تا پسند تو باشد
    بر شعله ها سپند تو باشد
    آتش بگو بجوشد و خون هم
    دل هست و عشق هست و جنون هم
    فرعون هرچه حیله بیارد
    موسا به جز عصا چه بیارد؟
    ماییم و تکیه مان به عصا نیست
    سعیی که هیچ غیر صفا نیست
    اینک عصا که زنده عشق است
    سعی دل طپنده عشق است
    این اژدهای معجزه ماست
    سعی و صفای معجزه ماست
    ما جز دل شکسته نداریم
    جز دستهای بسته نداریم
    بنگر به ما که غرقه نیلیم
    چون کعبه در تهاجم پیلیم
    بنگر که تکیه‌مان به عصا نیست
    امیدمان مگر به خدا نیست
    در خون تپیدگان تو ماییم
    چشمی به آسمان تو ماییم
    دل خون و دیده خون، تو کدامی ؟
    تو آخرین سوال و سلامی
    در دستخون دهر اسیریم
    راهی نه غیر از اینکه بمیریم
    راهی نه غیر از اینکه بمانیم
    در خون خود نماز بخوانیم
    ما راه و ما نماز و دعاییم
    خیل شکستگان شماییم
    آه ای سلام! پاسخمان ده
    ما را به ما دوباره نشان ده!
    ما را بخوان که یار تو باشیم
    تا هست بر قرار تو باشیم
    تا هست در مدار بمانیم
    عمری به انتظار بمانیم
    در حسرت بهار بمیریم
    در حسرت بهار بمانیم
    در انتظار یار بمیریم
    در انتظار یار بمانیم 

    ای کشته ابنای نصارا و یهود، افتادن تو نیز قیام است و قعود

    احمد شهریار، از شاعران پاکستانی نیز در این شب شعر سروده خود را این‌گونه تقدیم کرد: «دوری ز وطن غم است، غم و تنها غم، من می‌فهمم که از دیارم دورم٫ راوی گفت از شهادت در غربت، من یاد حسین و کربلا افتادم٫ ای کشته ابنای نصارا و یهود، افتادن تو نیز قیام است و قعود٫ مانند حسین رفتی اما انگشتری‌ات هنوز در دستت بود٫ ای مرد سلامی از زبانم برسان٫ دیدی که خودم نمی‌توانم، پیش شهدای زینبیون رفتی، پیغام مرا به دوستانم برسان٫ دنیا و هوای نفسم را بنده شدم، زینب تو مرا ببخش شرمنده شدم٫ هربار که از شهید گفتند و حرم، ۷۲ بار مردم و زنده شدم٫ این کار کمی نیست که لطف و کرم است، تا آخر عمر هم بباری کم است٫ تنها نه شما مدافعان حرمین، زینب خودش از مدافعان حرم است»

    این صفِ بی‌رخنه، پرصلابت و ممتد

    دکتر اسماعیل امینی در این برنامه گفت: در روزگار جنگ اگر می‌گفتیم روز می‌شود که شهید ما را در عراق تشییع می‌کنند و مردم عراق به استقبالش می‌آیند، می‌گفتند خیال‌پردازی است و این معجزه را امروز همه دیدند که رهبر ما بر پیکر شهید ایرانی و عراقی در کنار هم نماز خواندند.

    وی نیز در شعر خود چنین خواند: «آینه‌بندانِ مهرِ طالعِ سرمد، بزمِ شهیدانِ سربلندِ سرآمد، سلسله‌ی نور از ازل به ابد نور، این صفِ بی‌رخنه، پرصلابت و ممتد، صادق و آزاده، پای‌بند به پیمان، منتظران، رهروانِ دینِ محمد، خیلِ دلیران، نه پُرشمار، نه خیلی

    مثلِ شبِ قدر، در نهان و زبان‌زد، مثلِ نگین در کفِ زمینِ تهی‌دست، گوهرِ یکدانه‌اند و دُرّ و زبرجد، حجتِ حق‌اند و اخترانِ شبِ تار، وسعتِ دریای بی‌کرانه‌ی بی‌حد، از افقِ بی‌کران برآمده سردار، تا که به پیمانِ دوست دست گشاید، رایتِ فرزانگی‌ست، مردِ مصمم

    تهمتِ مردانگی‌ست، مردِ مردد، مردِ حقیقی میانِ این‌همه اشباه، چون خبرِ خوش در این‌همه خبرِ بد، جاهِ سلیمانی است و ذلّتِ دیوان، طالعِ او چون دمید، دیو گریزد.»

    تا قدس فقط چند قدم مانده، بخوانید، یک‌بار دگر یاد امام و شهدا را

    فاطمه نانی‌زاد، نیز در شعر خود چنین سرود:

    وقت سحر آورد به کف جام بلا را

    نوشید ز لب‌های عطش کرب و بلا را

    در آینهء جعفر طیار درخشید

    آورد به زیر پر خود ارض و سما را

    آه این خبر داغ گل انداخته در باغ،

    بلبل، تو بخوان نغمهء لا حول و لا را

    نی‌ها که پر از نالهء هجرند سرودند

     سردار به سر داشت همان شور و نوا را

    تا قدس فقط چند قدم مانده، بخوانید

    یک‌بار دگر یاد امام و شهدا را

  • نامه مدیر گروه داستان «شهرستان ادب» به محمود دولت‌آبادی

    نامه مدیر گروه داستان «شهرستان ادب» به محمود دولت‌آبادی

    به گزارش خبرنگار مهر، به دنبال حادثه تروریستی شهادت سردار قاسم سلیمانی، محمود دولت آبادی نویسنده سرشناس معاصر در یادداشتی کوتاه در روزنامه ایران به تجلیل از وی پرداخت و در ادامه و در پاسخ به سوالات یکی از رسانه‌های فارسی زبان خارج از ایران نیز این مساله را مورد تاکید قرار داد.

    این اظهارنظر دولت‌آبادی اما منجر به واکنش‌های متعددی در فضای ادبی ایران شد که تازه‌ترین آن نامه علی‌اصغرعزتی پاک نویسنده و مدیر گروه داستان مؤسسه شهرستان ادب است. وی در نامه خود خطاب به این نویسنده که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده است، آورده است:

    به نام خدا
    جناب آقای محمود دولت‌آبادی، نویسنده‌ی ارجمند، سلام بر شما!

    این روزها، روزهای سرنوشت‌سازی است برای میهن ما ایران. در این میان جنابعالی، به اقتضای عشقی که به این سرزمین، و اهتمامی که برای تمامیت ارضی کشورمان دارید، و آن‌ها را در ادای احترام به سردار شهید قاسم سلیمانی ابراز کرده‌اید، مورد شماتت گروهی از مخاطبان آثارتان قرار گرفته‌اید. اما جناب نویسنده، شما مخاطبان انبوهی هم داشته‌اید در تمام این سال‌ها که به دلیل اختلاف نظرهایی شاید جزئی، و یا به هر دلیل دیگر، چندان خود را به شما نشناسانده‌اند.

    این گروه همچنین هیچ‌گاه به دلیل اختلاف دیدگاه جایگاه و شان ادبی جنابعالی را، و خدمتی که به ادبیات داستانی ایران کرده‌اید، انکار نکرده و ناچیز نشمرده‌اند. آن‌ها پذیرفتند تفاوت منظرها را و محترم داشتند تلاش‌های ارجمند شما را. کتاب‌های‌تان را خواندند و لذت بردند از خلق آن‌همه عشق و مهر به انسان. و این حق بود، هست و خواهد بود. شما به دلیل آثار پرارج‌تان، هنرتان، و شخصیت متین و صبورتان، لایق این احترام و بزرگداشت هستید. آقای محمود دولت‌آبادی عزیز، مطمئن باشید این حرف‌ها برای امروز و برآمده از شرایط حاضر نیست.

    شاهد این ادّعا برای اینجانب مصاحبه‌ای است که چندین سال پیش با نشریه‌ی پنجره کردم، و در برابر سوال امید مهدی‌نژاد که پرسید: “محمود دولت‌آبادی؟” گفتم: “نویسنده‌ی بزرگ!” و شاهدم عکسی است از جنابعالی که بر سرِ دیوار محل کارم نصب شده!

    آرزویم سلامتی و عمر باعزّت برای شماست.

    والسلام

    علی‌اصغر عزتی پاک

  • شهنواز چاپ دومی شد

    شهنواز چاپ دومی شد

    به گزارش خبرنگار مهر، انتشارات کتابستان معرفت رمان «شهنواز» اثر رضا رسولی را برای دومین نوبت تجدید چاپ کرد.

    «شهنواز» روایتی است از جوانی بلوچ و سنی مذهب که در گیرودار انتخابی سخت قرار گرفته است.

    از یک سو سختی‌های زندگی در سیستان و بلوچستان دامنگیر اوست و وسوسه‌های ملحق شدن به مدارس علمیه سلفی و از سوی دیگر او دعوت به همکاری شده است برای بازسازی حرم امام حسین در کشور عراق.

    این رمان نگاهی دارد به برخی پرسش‌های پرتکرار درباره هزینه‌های مردمی برای ساخت عتبات مقدسه، نقش بیگانگان در اختلاف افکنی بین شیعه و سنی و…

    رضا رسولی در این رمان توانسته است با ایجاد ماجراها و خرده ماجراهایی به زوایای مختلف زیارت و بازسازی حرم و برادری شیعه و سنی پرتوی بیفکند.

  • «نامه‌ای به سردار آسمانی» و فراخوان دریافت دل‌نوشته‌های نوجوانان

    «نامه‌ای به سردار آسمانی» و فراخوان دریافت دل‌نوشته‌های نوجوانان

    به گزارش خبرگزاری مهر، حجت الله ناظری سرپرست حوزه هنری کودک و نوجوان با اشاره به این فراخوان گفت: شهادت مظلومانه سردار سرافراز اسلام، سرباز ولایت و یاور امت، سپهبد حاج قاسم سلیمانی موجب تاسف و حسرت عمیق تمام آزادی خواهان ایران و جهان شد و این ترور ناجوانمردانه، ایران را آکنده از اندوه و خشم کرد.

    وی افزود: روح پرفتوح شهید سردار سلیمانی همچون دوره حیات او برای امت اسلامی مایه برکت است و موجب وحدت و انسجام بیشتر در جامعه ما شده و احساسات ضداستکباری ملت‌های منطقه را بیش از پیش برانگیخته است. 

    ناظری ادامه داد: این روزها در شبکه‌های اجتماعی، شاهد دلنوشته‌های بسیاری هستیم از نوجوانان و جوانان ایران زمین که برای شهادت این قهرمان ملی نوشته شده است. حوزه هنری کودک و نوجوان نیز از همه نوجوانان کشور دعوت می‌کند تا دلنوشته‌هایشان را درباره سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی به پویش «نامه ای به سردار آسمانی» ارسال کنند.

    سرپرست حوزه هنری کودک و نوجوان همچنین به انتشار این دلنوشته‌ها در قالب یک کتاب اشاره کرد: جدا از داوری آثار و معرفی برگزیده‌ها، برترین آثار دریافتی در قالب یک مجموعه کتاب منتشر خواهد شد.

    گفتنی است این پویش ویژه گروه سنی شرکت کنندگان ۱۲ تا ۱۸ سال و فرصت ارسال آثار تا پایان بهمن ماه  1398 است.

    علاقه‌مندان می‌توانند دلنوشته‌های خود را حداکثر در ۵۰۰ کلمه تایپ شده به نشانی الکترونیک: sardareasemani@gmail.com یا به نشانی دبیرخانه پویش سردار آسمانی واقع در میدان آرژانتین، خیابان شهید احمد قصیر، خیابان دوازدهم غربی، شماره ۳ یا شبکه‌های اجتماعی سروش و بله به خط ۰۹۱۲۸۱۹۲۳۱۸ ارسال و برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۸۸۷۵۱۳۳۰-۰۲۱ تماس بگیرند.

    همچنین علاقه‌مندان می‌توانند فرم فراخوان را از سایت www. http://nojavantehran.ir  حوزه هنری کودک و نوجوان دریافت کنند.