برچسب: رمان

  • افتتاح کلاس‌های آموزش زبان فارسی در دانشکده زبان‌های خارجی کارتاژ

    افتتاح کلاس‌های آموزش زبان فارسی در دانشکده زبان‌های خارجی کارتاژ

    به گزارش خبرگزاری مهر، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، فراهانی ضمن تشکر از مسئولان دانشگاه کارتاژ از تحقق وعده رایزنی نسبت به برگزاری کلاس‌های آموزش زبان فارسی در دانشکده زبان‌های خارجی کارتاژ ابراز خشنودی و از همکاری و مساعدت رئیس دانشگاه و رئیس دانشکده در این زمینه تشکر و قدردانی کرد.

    وی زبان فارسی را زبان هنر، ادب، فرهنگ، تمدن و زبان دوم جهان اسلام توصیف کرد و گفت: زبان فارسی همچون گوهری درخشان بر تارک ادبیات و فرهنگ جهان می‌درخشد و جای بسی خوشنودی است که آموزش این زبان در کنار دیگر زبان‌ها در دانشکده زبان‌های کارتاژ  آغاز شده است.

    فراهانی در ادامه با تشریح فعالیت‌های رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در حوزه گسترش و آموزش زبان فارسی در دانشگاه‌های تونس، استقبال بسیار خوب دوستداران زبان و ادبیات فارسی را نشان از عمق گرایش آنان به فرهنگ و تمدن ایرانی خواند و ادامه داد: رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری ایران آمادگی دارد در ترم‌های آینده نسبت به برگزاری کارگاه‌های علمی و ادبی با هدف معرفی مفاخر ادب و تمدن ایرانی در دانشکده زبان‌های خارجی کارتاژ اقدام کند.

    وی از پخش فیلم‌های ایرانی، برگزاری نمایشگاه‌های کتاب روزهای ادب و فرهنگ ایران و نیز آموزش خط نستعلیق به عنوان برنامه‌های آتی رایزنی در دانشکده زبان‌های خارجی کارتاژ خبر داد.

    در ادامه این دیدار هدی بن حمادی، رئیس دانشکده نیز با ابراز خشنودی از آغاز دوره‌های آموزش زبان فارسی در دانشکده مذکور، از پیگیری‌ها و تلاش‌های رایزنی فرهنگی برای تحقق این امر تشکر کرد و گفت: دغدغه مسوولان دانشگاه از سال‌ها پیش تاکنون ایجاد زمینه برای علاقه‌مندان به آموزش زبان فارسی در کنار دیگر زبان‌های این دانشکده بوده است و بسیار خوشحالم که این مهم محقق شد.

    وی استقبال اساتید، دانشجویان و کارکنان دانشگاه از برگزاری دوره‌های آموزش زبان فارسی را بسیار خوب توصیف و ابراز امیدواری کرد با همکاری رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در تونس شاهد رشد و ارتقای کمی و کیفی دوره‌های آموزشی مذکور باشیم.

  • تاثیر ادبیات کهن و شاهنامه بر زندگی کودکان امروز بررسی می‌شود

    تاثیر ادبیات کهن و شاهنامه بر زندگی کودکان امروز بررسی می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، نیما بیگلریان کارشناس نمایش حوزه هنری کودک و نوجوان با بیان این مطلب گفت: در اولین نشست، میزبان حسن دولت آبادی نویسنده و کارگردان نمایش‌های کودکان و نوجوانان، استاد محمدحسین ناصربخت محقق و مدرس دانشگاه و همچنین فهیمه باروتچی بانوی نقال خواهیم بود.

    وی افزود: ما از طریق نمایش می‌توانیم به دنیای کودکان نزدیک‌تر شویم و با این شیوه ادبیات غنی کهن را وارد دنیای کودکانه کنیم.

    کارشناس نمایش حوزه هنری کودک و نوجوان ادامه داد: ادبیات کهن در کتاب‌های درسی کودکان و نوجوانان گنجانده شده، اما اگر بتوانیم این متون را به رفتاری نمایشی تبدیل کنیم، امکان بهره برداری حداکثری از دانش اندیشمندان و بزرگانمان را فراهم کرده‌ایم.

    بیگلریان با اشاره به اینکه اولین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی آشنایی با ادبیات کهن و نقالی روز جمعه دوم اسفندماه در مجموعه‌ای تخصصی ویژه کودکان در جماران برگزار می‌شود، گفت: در این نشست‌ها تلاش شده تا پژوهش و نمایش با هم تلفیق شوند تا کودکان هم بهره ببرند و هم لذت.

    وی توضیح داد: دکتر ناصربخت عضو هیئت علمی دانشگاه هنر بخش‌هایی از شاهنامه را تحلیل می‌کند و همان بخش‌ها با نقالی و زبان کودکانه اجرا خواهد شد.

    کارشناس نمایش حوزه هنری کودک و نوجوان در پایان گفت: متأسفانه بین کودکان این نسل و ادبیات غنی و کهن فارسی، شاهد بروز فاصله هستیم و همین امر وظیفه‌ای برای ما ایجاب می‌کند که برای نزدیک‌تر کردن این دو به هم، اقدامات مؤثر و البته متناسب با شرایط دنیای مدرن و استفاده از ظرفیت بازی و نمایش انجام دهیم.

  • نامزدهای بخش ویژه جایزه شعر خبرنگاران معرفی شدند

    نامزدهای بخش ویژه جایزه شعر خبرنگاران معرفی شدند

    به گزارش خبرگزاری مهر، بنا بر اعلام دبیرخانه جایزه شعر خبرنگاران، در بخش ویژه شاعران بدون کتاب که هر ساله با هدف کشف استعدادهای شعری در هر سن و جغرافیایی برگزار می‌شود، این افراد از میان شاعران فارسی‌زبان شرکت‌کننده که تاکنون در ایران کتاب شعر منتشر نکرده اما به‌اندازه‌ یک کتاب، شعر دارند، به‌عنوان نامزد دریافت تندیس «خبرنگاران»، معرفی شدند:

    فاطمه بیرانوند
    احمد پورنجاتی
    پویان جمالی کاظمی
    حسن جنت‌مکان
    روح‌الله چراغ‌زاده
    حمیدرضا ظرافت
    مهران عزیزی
    علی مشکات

    چهاردهمین دوره جایزه کتاب سال شعر به انتخاب خبرنگاران، مانند سال‌های گذشته در ۳ بخش «کتاب سال شعر»، «ویژه شاعران بدون کتاب» و «تجلیل از یک عمر فعالیت شعری» برگزار و آیین پایانی آن در اسفندماه برگزار می‌شود.

    سال گذشته در سیزدهمین دوره این جایزه، در بخش کتاب سال، با داوری مهسا ملک‌مرزبان، علیرضا طبایی، مجید برزگر (فلیمساز)، حسن گوهرپور و علیرضا بهرامی، مجموعه شعر «باران با انگشت‌های لاغر و غمگین‌اش» از مهدی مظفری ساوجی به‌عنوان برگزیده انتخاب شد.

    در بخش ویژه‌ شاعران بدون کتاب این جایزه، با داوری سعید اسلام‌زاده، عباس کریمی عباسی، هادی حسینی‌نژاد، مسعود شهریاری و علیرضا بهرامی، نیز سیده محبوبه بصری از بوشهر، رضا عظیمی از قم، نیلوفر شاطری از خوزستان و بیتا علی‌اکبری از خراسان، مقام‌های اول تا سوم مشترک را به خود اختصاص دادند.

    همچنین در بخش تجلیل از پیشکسوتان، از «فرزانه خجندی»، شاعر اهل تاجیکستان، تجلیل شد.

    امسال نیز در دوره چهاردهم، شاعرانی از شهرها و استان‌های مختلفی چون لرستان، خوزستان، زنجان، تهران و کابل، موفق شدند به‌عنوان نامزد بخش ویژه معرفی شوند. بنا بر اعلام دبیرخانه جایزه کتاب سال شعر به انتخاب «خبرنگاران»، نامزدهای بخش کتاب سال دوره چهاردهم این جایزه نیز هفته آتی معرفی می‌شوند.

  • ایرانیان در انتقال تجربه تاریخنگاری به هندی‌ها نقشی اساسی داشتند

    ایرانیان در انتقال تجربه تاریخنگاری به هندی‌ها نقشی اساسی داشتند

    به گزارش خبرگزاری مهر، دپارتمان زبان فارسی دانشگاه دهلی‌نو با همکاری رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در هند، سمینار «تاریخ‌نگاری دوره فارسی در زمان مغولان» را روز ۲۸ بهمن ۱۳۹۸ برگزار کرد.

    مراسم افتتاحیه این سمینار دو روزه با حضور محمدعلی ربانی، رایزن فرهنگی ایران در دهلی‌نو، عزیزالدین حسین و سید علی کریم، رئیس دانشکده هنر، شریف حسین قاسمی، از اساتید برجسته زبان فارسی در هند، راجندرکومار، رئیس دپارتمان زبان فارسی این دانشگاه و جمعی از اساتید و دانشجویان این دانشگاه برگزار شد.

    عزیزالدین کریم در سخنرانی خود، برپایی این سمینار را واکاوی بخشی از تاریخ مشترک ایران و هند و فرصتی برای آشنایی دانشجویان و محققان با تاریخ دوره اسلامی هند خواند.

    شریف حسین قاسمی نیز در این مراسم به اهمیت تاریخ نگاری اسلامی اشاره کرد و گفت: شروع تاریخ نگاری در هند مربوط به دوره اسلامی است و ایرانیان در انتقال تجربه تاریخ نگاری به مردم هند سهم اساسی بر عهده داشتند.

    وی افزود: علیرغم اینکه هندی‌ها تاریخ نگاری را از ایرانیان آموختند ولی در حجم منابع تاریخ نگاری فارسی و ابداع برخی شیوه‌های تاریخ نگاری پیش قدم شدند و منابع ارزشمندی را در تاریخ نگاری فارسی ارائه دادند.

    ربانی دیگر سخنران مراسم افتتاحیه این سمینار بود که در خصوص نسبت تاریخ نگاری فارسی با روابط فرهنگی ایران هند مطالبی را ارائه داد. وی گفت: سلاطین مغول هند، ایرانیان مهاجر و تاریخ نگاران محلی هند، سه جریان تاریخ نگاری دوره اسلامی هند بشمار می‌روند که هر سه جریان متأثر و یا ادامه تاریخ نگاری ایرانی بشمار می‌آیند.

    ربانی اضافه کرد: سلاطین مغول هند از آنجا که شعبه‌ای از مغولان و تیموریان هند بشمار می‌آمدند و تحت تأثیر فرهنگ وتمدن ایرانی بودند از جهت نگرش‌های تاریخی، شیوه و سبک تاریخ نگاری همانند سلاطین و حاکمان ایرانی عمل می‌کردند و علاوه بر بهره‌گیری از زبان فارسی و تأسیس منصب مورخ، عمدتاً با تاریخ نگاری‌های دودمانی و با رویکرد مشروعیت بخشی به خود و ثبت وقایع و تحولات سیاسی اجتماعی دوره خود، منابعی را همانند با برنامه، اکبرنامه، همایون نامه و … ارائه دادند.

    وی مورخان مهاجر ایرانی در دوره مغولان را دیگر جریان عمده تاریخ نگاری دوره اسلامی هند خواند و به سهم عمده تاریخ نگاران ایرانی در سنت تاریخ نگاری در هند اشاره کرد: مورخان ایرانی در تنوع بخشی به تاریخ نویسی و بهره‌گیری از بینش اسلامی در تدوین، تحلیل و تأویل پدیده‌های تاریخی و همچنین ارائه دو اثر طبقات ناصری اثر جوزجانی و تاج المآثر اثر نیشابوری، منشأ تحول در سنت تاریخ نگاری دوره اسلامی هند شدند.

    وی افزود: هرچند تاریخ نگاران هندی همانند امیرخسرو دهلوی و ضیا الدین برنی را به دلیل اصالت ایرانی و یا تأثیرپذیری از سنت تاریخ نگاری ایرانی، قرابت‌ها و شباهت‌های بسیاری با منابع تاریخ نگاری دو گروه اول دارد ولی این گروه به دلیل توجه به توده‌های مردم بجای حاکمیت‌ها نوعی تغییر نگرش و رویکرد در تاریخ نگاری فارسی را ارائه دادند که بر اساس آن تاریخ را نوعی نظم اجتماعی و مبتنی بر مشاهده، تجربه تأویل و تفسیر می‌کردند نه کتاب و سنت.

    رایزن فرهنگی ایران در هند در ادامه وجه مشترک هر سه گروه را بهره‌گیری از زبان فارسی، تأثیرپذیری و پیروی از سنت تاریخ نویسی در ایران به ویژه دوره صفویه خواند و ابراز امیدواری کرد این منابع تاریخی که بخشی از منابع مربوط به تاریخ روابط فرهنگی ایران و هند بشمار می‌رود بتواند به عنوان سرمایه مشترکی در مسیر توسعه ارتباطات فرهنگی دو ملت ایران و هند مورد استفاده بهینه قرار گیرد.

  • «زنده باد مرگ نارنجی»؛ پلی بین ادبیات ژانر و رمان ادبی

    «زنده باد مرگ نارنجی»؛ پلی بین ادبیات ژانر و رمان ادبی

    به گزارش خبرگزاری مهر،

    نشست رونمایی از کتاب «زنده باد مرگ نارنجی» نوشته فاطمه احمدی شب گذشته با حضور محسن شاه‌محمدی کارگردان سینما، مهرداد مراد، نویسنده، شیوا خنیاگر، بازیگر سینما و تلویزیون، ولی‌الله نوروزی، نوازنده و جمعی از علاقه‌مندان به فرهنگ و ادب در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.

    ایده «زنده باد مرگ نارنجی» ۳ سال پیش در ذهنم شکل گرفت

    در ابتدای برنامه ولی الله نوروزی یک قطعه موسیقی نواخت و سپس مراسم معرفی کتاب «زنده باد مرگ نارنجی» آغاز شد. فاطمه احمدی نویسنده کتاب گفت: خیلی ممنونم که به این جلسه آمدید. برایم بسیار مهم است که در کنار شما تولد ۳ سالگی دختر کوچولویم را جشن بگیرم. خیلی از شما می‌دانید و ممکن است خیلی از شما ندانید از زمانی که این ایده شکل گرفت و قرار شد که نوشته شود، ۳ سال می‌گذرد. بنابراین دختر کوچولوی من ۳ سالش است اما به تازگی به دنیای فیزیکی پا گذاشته است و می‌توانیم لمسش کنیم. امیدوارم کتاب را بخوانید و آن را دوست داشته باشید.

    چرا رنگ «نارنجی» برای عنوان کتاب انتخاب شد؟

    او در پاسخ به سوالی مبنی بر استفاده از لغت نارنجی در نامگذاری این کتاب گفت: اتفاقاً آقای مراد هم اولین سوالی که از من پرسید همین بود و هر کس این کتاب را می‌خواند همین سوال را می‌پرسد؛ درست است که نارنجی رنگ خشونت علیه زنان است و ممکن است خیلی دلایل دیگر داشته باشد اما علت انتخاب من دو دلیل داشت که جفتش به یک آدم برمی‌گردد؛ اولاً مادرم رنگ نارنجی را خیلی دوست دارد و دوم این که از بچگی هر وقت حالم بد می‌شد مادرم سوپی درست می‌کرد که نمی‌دانم چه بود اما رنگش نارنجی بود. کسانی که رمان را خوانده‌اند می‌دانند که دلیل استفاده از هویج نارنجی رنگ چیست؛ این سوپ برای من نماد خوب شدن بود. هر وقت آن را می‌خواندم خوب می‌شدم. این نماد در ذهن من آمد و به کتابم رسید و نارنجی شد که تک‌تک ما دنبالش هستیم؛ نارنجی که در کتابم آورده‌ام بدین معنی است که هیچ نابودی وجود ندارد چرا که رنگ نارنجی رنگ ماندگاری است و علاوه بر این چه چیزی بهتر از این که این رنگ به علاقه مادرم برمی‌گردد.

    این کتاب من را یاد اثر نادر ابراهیمی انداخت

    محسن شاه‌محمدی در مورد کتاب زنده باد مرگ نارنجی گفت: این کتاب را خواندم اگر چه در بیمارستان بودم و یک جراحی داشتم و چون درگیر دوران نقاهت بودم نتوانستم تمام آن را بخوانم اما با فضای کتاب آشنا هستم. این کتاب کار جدیدی است و لذت‌بخش است. جذاب است اگر چه ادبیات سختی دارد. همچنین نوع نگارش آن متفاوت است و همین مساله دلیلی برای جذب مخاطب می‌شود. این کتاب من را به یاد «بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم» نادر ابراهیمی انداخت و خاطرات آن کتاب را برایم زنده کرد.

    از تألیف هر رمان جنایی خوشحال می‌شوم

    مهرداد مراد در مورد این کتاب گفت: من جنایی‌نویس هستم؛ این که با من تماس گرفته شد تا درباره این کتاب حرف بزنم به دلیل معما و رمز و رازی بود که در این کتاب نهفته است. قبل از این که وارد این رمان شوم باید از انتشارات نیستان و نویسنده محترم تشکر کنم و بگویم هربار که یک رمان جنایی ترجمه و یا تألیف می‌شود من خیلی خوش‌حال می‌شوم. در سال ۱۳۹۱ وقتی اولین رمان خود را چاپ کردم بازخوردها خیلی متفاوت بود و نویسنده‌ها عمدتاً نظر خوبی نسبت به موضوعات جنایی و معمایی نداشتند. وقتی یک رمان را می‌نویسید دو مرحله را باید پشت سر بگذارید؛ مرحله اول جایی است که کتاب را می‌نویسید و مرحله دوم جایی است که منتشر می‌شود و منتظر بازخوردها می‌مانید. وقتی داستان را می‌نویسید در تخیلات خود خیلی خوشحال هستید و می‌گوئید خیلی‌ها منتظر هستند تا کتاب من را بخوانند اما وقتی که کتاب منتشر می‌شود صداهای متفاوتی را می‌شنوید.

    یک استاد، رمان جنایی من را هرزه‌نویسی خطاب کرد

    او بیان داشت: در زمان خود من به دلیل هجمه‌ای که از جانب نویسنده‌های پست مدرن‌نویس و رمان‌های ادبی وارد بازار نشر شده بود، نگاه نویسنده‌ها به داستان جنایی خوب نبود و آن را زرد و مبتذل می‌دانستند. حتی پا را فراتر می‌گذاشتند و به نویسنده‌های پلیسی قبل از انقلاب نظیر آقای امیر عشیری هرزه نویس می‌گفتند. بعد از این که کتابم چاپ شد در محافل ادبی رفت و آمد داشتم و می‌دیدیم که بعضی از دوستان ما روی خودشان را برمی‌گردانند. در حقیقت انگار می‌ترسیدند که بگویند با مراد ارتباط دارم! با خود می‌گفتم که احتمالاً باید زمان زیادی بگذرد که رمان جنایی در جامعه جابیفتد. با این حال خوشبختانه زمان زیادی طول نکشید اکنون بسیاری از انتشارات‌های مهم اقدام به انتشار ژانر جنایی و معمایی می‌کنند.

    فرق داستان ژانر با رمان ادبی چیست؟ / انتقادها به یک گونه ادبی

    این نویسنده و منتقد ادبی گفت: البته این کتاب ژانر جنایی نیست اما سوژه معمایی دارد و از نوشتنش بسیار خوشحال شدم. با این حال باید بگویم که هنوز هم مقاومت نویسنده‌ها تمام نشده است. خاطرم هست که آقای شهسواری در انتشارات ققنوس چهار کتاب پشت سرهم از ادبیات ژانر منتشر کرد. خبرگزاری ایسنا مطلبی راجع به این کتاب‌ها نوشت و به صورت زیرپوستی این سوال را مطرح کرد که چه کسی با آن موافق است و چه کسی مخالف؟ خیلی از نویسنده‌ها آمدند و مخالفت خود را ابراز کردند و گفتند که ادبیات ژانر اصلاً چیز خوبی نیست و نباید منتشر شود. حتی یکی از اساتید که من ایشان را خیلی دوست دارم پایش را فراتر گذاشت و گفت ادبیات کلاه‌برداری است. به نظرم فرقی بین رمان‌های ادبی و ادبیات ژانر وجود دارد که این دوستان به این تفاوت اشاره نکردند. عمده نویسندگان به دو موضوع اشاره می‌کردند و می‌گفتند داستان ژانر چه معنی دارد؟ مگر می‌توان داستان را طبقه‌بندی کرد؟ داستان‌های ژانر با رمان‌های ادبی متفاوت هستند. منظورم از رمان ادبی چیست؟ رمان ادبی داستانی است که با فرم و زبان خاصی داستانی را برای ما تعریف می‌کند و می‌خواهد به واسطه پیش‌زمینه خود پیامی را به مخاطب القا کند. در حقیقت با خواندن داستان، چیزهایی به درک و فهم شما اضافه می‌شود. دومین ایرادی که عمده نویسندگان می‌گرفتند همین بود و می‌گفتند که داستان ژانر چیزی به فهم و اطلاعات ما اضافه نمی‌کند و برچسب یکبار مصرف بودن می‌زدند. حال داستان ژانر چیست؟ آن داستانی است که زبان، تکنیک، فرم و کلام خاصی ندارد؛ زبانش خیلی روان است اما با یک داستان محکم و فوق‌العاده پیچیده روایت می‌شود. در حقیقت در داستان ژانر فقط به دنبال قصه هستید و دنبال این نیستید که ببینید که صنعتی ادبی را به کار برده است و چه تکنیکی دارد. در حقیقت دنبال بازی‌های کلامی نیستید و فقط می‌خواهید قصه ببینید. به همین خاطر می‌بینید که خیلی از فیلم‌های سینمایی دنیا را از روی همین رمان‌ها می‌سازند. متأسفانه ما در داستان‌هایمان خیلی به قصه نمی‌پردازیم و سراغ تکنیک‌ها می‌رویم. در مرحله بعدی است که طبقه‌بندی صورت می‌گیرد.

    قرار نیست داستان ژانر چیزی به شما اضافه کند و فقط سرگرم‌کننده است

    او ادامه داد: همچنین ایراد دومی که به صورت گسترده بدان وارد کرده بودند موضوع یکبار مصرف بودن آن بود. داستان ژانر قرار نیست چیزی به اطلاعات او اضافه کند او فقط می‌خواهد که شما را سرگرم کند. آگاتا کریستی بین سال‌های جنگ جهانی اول و دوم می‌نوشت. در حقیقت زمانی که هواپیماهای آلمانی لندن را بمباران می‌کردند قفسه‌های کتاب‌فروشی‌ها از کتاب‌های او پر و خالی می‌شد. عده‌ای پیش او آمدند و گفتند که دلت خوش است؟ در حالی که جنگ و ویرانی است کتاب جنایی می‌نویسید؟ در پاسخ گفت به همین دلایلی که گفتید این کتاب‌ها را می‌نویسم و می‌خواهم خواننده فقط برای ساعتی فارغ از درد و غم جنگ شود. بنابراین وظیفه داستان ژانر چنین است. مثلاً در سینما همیشه نمی‌توان فیلم هنری دید و بعضی وقت‌ها باید فیلم اکشن دید. آیا با دیدن فیلم اکشن چیزی یاد می‌گیرم؟ آن فقط قرار است برای من ایجاد هیجان کند و لذت ببریم.

    زنده باد مرگ نارنجی پلی بین ادبیات ژانر و رمان ادبی است / داستان معمایی در کنار تکنیک‌های ادبی

    مراد با اشاره به رمان زنده باد مرگ نارنجی گفت: در آمریکا و اروپا به داستان ژانر بهای زیادی می‌دهند. چرا برایشان مهم است؟ برای مثال در کشورهای حوزه اسکاندیناوی به نویسنده‌های پلیسی خود مثل چاه نفت نگاه می‌کنند چرا که برایشان ارزآوری دارد. یک کتاب می‌نویسند و میلیون‌ها نسخه از ان چاپ می‌شود و به زبان‌های دیگر ترجمه می‌شود. این کار هم برای نویسنده سود دارد و هم برای انتشارات و هم برای دولت چرا که نویسنده های سوئدی و نروژی به گونه‌ای می‌نویسند که شما بروید و آن‌جا را ببینید. همه این مطالب را گفتم تا به اینجا برسم و بگویم بعضی نویسنده‌ها هستند که از داستان ژانر به داستان ادبی پلی می‌زنند. در حقیقت یک داستان هیجان‌انگیز را با فرم و تکنیک خاصی می‌نویسند. نمونه‌های شاخص آن را می‌توانیم از آثار چارلز دیکنز، بالزاک و … انتخاب کنیم. بسیاری از آثار آنان هم در حوزه داستان جنایی قرار می‌گیرد و هم فرم و تکنیک خوبی دارد. کاری که خانم احمدی انجام داده است همین است؛ ایشان آیتم‌های داستان‌های جنایی نظیر قتل، تعلیق، جنایت و… را گرفته و با قواعد داستان‌های مدرن و پست‌مدرن نظیر تک‌گویی‌های درونی، سیال ذهن، روایت‌های غیرخطی و… ترکیب کرده است و داستان معمایی برای ما تولید کردند.

    رگه‌های پست مدرن در این کتاب بسیار قوی است / از خواندن یک رمان معمایی لذت بردم

    او اضافه کرد: کتاب «زنده‌باد مرگ نارنجی» داستان خانمی به نام آتنه شریفیان است که چند روز گم می‌شود و سپس در فضای مجازی به شدت معروف می‌شود و همه به دنبالش می‌گردند. وقتی که ابتدای کتاب را می‌خواندم یاد آن خانمی افتادم که چنین اتفاقی برایش رخ داده بود و سر و صدای زیادی ایجاد شده بود. اگر خاطرتان باشد، چند ماه پیش خانمی گم شد و تمام صفحات مجازی از این خبر پر شده بود که او گم شده است؛ بعد از چند روز پیدا شد و گفت که می‌خواستند قلب من را بدزدند اما گروه خونی من نخورد و رهایم کردند. در ابتدا فکر کردم که نویسنده همین ماجرا را می‌خواهد تعریف کند اما واقعاً این نبود. وقتی خانم شریفیان برمی‌گردد داستانی را به نام «۵ منهای ۱» می‌نویسد. او در این داستان همه را با داستان خود می‌کشد و یک قصه معمایی بسیار جالب تولید می‌کند. داستان‌های پست مدرنی کم خوانده‌ام اما باید بگویم که رگه‌های داستان پست‌مدرن را در این کتاب بسیار قوی دیدم. یکی از مشخصه‌های مهم داستان پست مدرن این است که شما بین خیال و واقعیت حرکت می‌کنید. خانم احمدی به خوبی از پس چنین کاری برآمده است. این داستان قطعاً یک داستان ژانر نیست اما یک داستان جنایی معمایی بسیار زیبا است که از خواندن آن بسیار لذت بردم. ایشان تعلیق را استادانه به کار برده است و در داستان خود ساختارشکنی کرده است. به نظرم ایشان به تجربه جدیدی از فرم رسیده است؛ پیشنهاد می‌کنم که حتماً این کتاب را بخرید و بخوانید که بسیار عالی است.

    این کتاب وسوسه‌ام کرد که چندبار به سراغش بروم

    محسن شاه‌محمدی در مورد کتاب «زنده باد مرگ نارنجی» گفت: فکر می‌کنم این جلسه برای رونمایی از کتاب یک نویسنده کار اولی است و از این منظر به نقد کشیدن آن کمی زود است. همانطور که خانم احمدی اشاره کرد این کتاب ۳ سالش است، اولین کار او است و به همین دلیل باید زمان بگذرد تا بتوان یک نویسنده را نقد کرد. همیشه یک کتاب می‌تواند یک اتفاق برای کارهای بعدی باشد. اگر بخواهم در مورد کتاب حرف بزنم باید بگویم که وقتی برای اولین بار آن را در دست می‌گیرید که بخوانید یک لحظه گیج‌تان می‌کند و فکر می‌کنید که شاید نتوانید با آن ارتباط برقرار کنید و شاید کنارش بگذارید. اما خوبی که دارد این است که شما را دوباره وسوسه می‌کند که برگردید و آن را مجدداً بخوانید. دقت داشته باشید که درباره خواننده حرفه‌ای حرف نمی‌زنم چرا که چنین خواننده‌ای هر کتابی را که به او بدهید می‌خواند اما تعداد زیادی از خواننده‌های یک کتاب افراد معمولی هستند و خیلی حرفه‌ای نیستند. کتاب خانم احمدی در ابتدا کمی آدم را گیج می‌کند و نمی‌فهمیم که چه اتفاقی در حال رخ دادن است با این حال حسنی که دارد این است که دوباره به آن رجوع می‌کنیم. این مساله برای موفقیت نویسنده بسیار مهم است.

    فاطمه احمدی، نویسنده کتاب در این بخش گفت: به نکته بسیار خوبی اشاره شد و گفتید که ابتدای کتاب کمی سخت است. این نکته بسیار درست است. بگذارید یک نکته جالب را بگویم. کتاب را به تعدادی از اطرافیان خود داده بودم. وقتی ازشان در مورد کتاب می‌پرسیدم، اگر تا قبل از صفحه ۱۷۵ خوانده بودند از صحبت با من فرار می‌کردند و فقط می‌گفتند که دارم می‌خوانم. با شنیدن این جمله مطمئن می‌شدم که بین صفحه ۱۷۵ تا ۲۰۰ کتاب است.

    ادبیات تصویری ما بسیار کم است

    محسن شاه‌محمدی در تکمیل صحبت‌های خود گفت: در مورد این صحبتی که مطرح شد مبنی بر این که سینمای ما از ادبیات‌مان استفاده نمی‌کند باید به نکته‌ای اشاره کنم و آن هم این است که اصولاً ادبیات ما تصویری نیست و به ندرت داستان‌های تصویری داشتیم. برای مثال تعدادی از آثار آقای دولت‌آبادی تصویری است و به همین دلیل فیلم‌های زیادی از داستان‌های ایشان ساخته شده است. با این حال دیگر نویسندگان ما کارهای تصویری ندارند و خیلی نمی‌توان از روی داستان‌هایشان فیلم ساخت.

    زنده باد مرگ نارنجی رمان یکبار مصرف نیست

    او به حسن بزرگ این کتاب اشاره کرد و گفت: این کتاب یک حسن بسیار بزرگ دارد؛ بسیاری از کتاب‌ها این چنین هستند که شما آن را می‌خوانید، تمامش می‌کنید و دیگر هم هیچ وقت به آن رجوع نمی‌کنید. با این حال کتاب شما این‌گونه است که می‌توانید به کتاب برگردید و از میانه آن دوباره بخوانیدش. اصلاً لازم نیست که برای بازخوانی مجدد از ابتدا آغاز کنید بلکه اگر از اواسط هم شروع کنید می‌توان فهمید چه خبر است. من کتاب‌های این چنینی را بسیار دوست دارم. کتاب شما از آن دسته آثاری است که می‌تواند بازهم روی میز قرار بگیرد و خوانده شود و فقط متعلق به قفسه نیست. من یک فیلمساز هستم و هدفم ارتباط با مخاطب است. به نظرم کاری که نتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند خیلی جذاب نیست. به نظرم بعضی از کارها باید با مخاطب ارتباط برقرار کند و اگر نکند اشتباه است. منظورم صرفاً ارتباط با منتقدان و کتاب‌خوان های حرفه‌ای نیست بلکه با خواننده‌های عادی هم ارتباط برقرار می‌کند. به نظرم موفقیت یک نویسنده یا هر هنرمند دیگر در این است که با هر دو قشر مخاطب ارتباط برقرار کند؛ هم بتواند مخاطب خاص خود را راضی کند و هم مخاطب عام. اگر یک اثری به اینجا برسد به ماندگاری نزدیک می‌شود.

    نویسنده کتاب، رضایت مخاطب را کسب کرده است

    مهرداد مراد در بخش دوم صحبت‌های خود گفت: کتاب خانم احمدی علاوه بر ویژگی‌هایی که در بخش اول صحبت خود گفتم ویژگی دیگر داستان ژانر را هم رعایت کرده است. برای ما ژانرنویس‌ها نظر منتقدین خیلی مهم نیست. ما زمانی احساس موفقیت می‌کنیم که وقتی مخاطب داستان را تمام کرد لبخند رضایت بزند و آن را کنار بگذارد. این موضوع در حالی است که برای خیلی از رمان‌نویس ادبی نظر مخاطب اصلاً مهم نیست و می‌گوید من حرف خودم را زدم؛ هرکس خوشش آمد یا نیامد ایرادی ندارد. در این کتاب چیزی که برایم مهم بود این بود که با رضایت آن را بستم. به نظرم خانم احمدی رضایت مخاطبین را کسب کرد.

    شاه‌محمدی در واکنش به صحبت‌های مهرداد مراد گفت: دقت کنید نویسنده‌ای مثل مارکز نوشته‌های بسیار سختی دارد اما با مخاطب خاص و عام ارتباط برقرار می‌کند. به نظرم با یک کتاب این اتفاق رخ نمی‌دهد و باید چند اثر از یک نویسنده چاپ شود که کم‌کم این ارتباط با مخاطب برقرار شود و مخاطب از سبک شما خوشش بیاید. به نظرم خیلی زود نمی‌توان یک نویسنده را نقد کرد و حتماً باید آثار بعدی او خوانده شود و دید که آیا آن سبک و سیاق را ادامه می‌دهد یا وارد دنیای دیگری می‌شود. به نظرم سال‌ها طول می‌کشد که یک نویسنده جای پای خود را محکم کند.

    دوست دارم بدانم حس و حال مخاطب با خواندن کتاب چگونه تغییر می‌کند

    فاطمه احمدی در بخش دوم صحبت‌های خود گفت: به صورت کلی خیلی دوست دارم که در قالب یک نمودار بدانم حس و حال مخاطب از صفحه اول تا صفحه آخر چگونه تغییر می‌کند. جالب است بدانید که در همان صفحات ۱۷۵ تا ۲۰۰ تمام تن مخاطب علامت سوال است و اصلاً دوست ندارد با من حرف بزند. البته این اتفاق طبیعی است چرا که واکنش افراد به سوال و ابهام پشت سرهم، سکوت است به این دلیل که احساس می‌کند به بازی گرفته شده است. از صفحه ۲۰۰ به بعد گره‌گشایی‌ها رخ می‌دهد و نویسنده اطلاعات زیادی را به مخاطب نشان می‌دهد. دلیل این که چنین کاری کردم انتخاب خود من بود. وقتی کسی می‌خواهد ورزش کند باید ماه اول را درد بکشد چرا که یک سری حرکات انجام داده است و عضله درد دارد. اما بعد از گذشت آن یک ماه طراوت و شادابی ناشی از ورزش کردن را به دست می‌آورد. به نظرم کتاب من هم همین است و فکر می‌کنم تا صفحه ۲۰۰ شبیه به همان ماه اول ورزش کردن است. مخاطب دچار درد است و زمانی که حقیقت را می‌فهمد و ارتباط بین پازل‌ها را می‌فهمد لذت می‌برد. در حقیقت آگاهانه تلاش کردم که آن لذت را در آخر قرار بدهم تا آن مخاطبی که من را تا آخر کتاب همراهی کرده است بهره‌مند شود.

    محسن شاه‌محمدی در واکنش به صحبت‌های احمدی گفت: به نظرم ارائه اطلاعات در صفحه ۱۷۵ برای ارتباط با مخاطب بسیار دیر است و مانند این است که در یک ربع پایانی فیلم بخواهیم با مخاطب ارتباط برقرار کنیم. دقت داشته باشید که مخاطبین شما حرفه‌ای نیستند و پس از خواندن چند صفحه ممکن است آن را رها کنند. در دنیای بی‌رحمی هستیم. خاطرم هست در گذشته وقتی یک سریال از تلویزیون پخش می‌شد، می‌گفتند که چند قسمت اول برای جاافتادن و راه افتادن داستان است. مخاطب هم چند هفته‌ای صبر می‌کرد تا این زمان بگذرد. مخاطبین ما اکنون دیگر چنین حوصله‌ای ندارند. اکنون به شرایطی رسیده‌ایم که بیننده در چند دقیقه اول تکلیف خود را با اثر مشخص می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که آن اثر را ادامه بدهد یا ندهد. این موضوع در ادبیات نیز وجود دارد. به همین دلیل کار یک هنرمند و یک نویسنده بسیار سخت شده است و باید در همان چند سطر اول با مخاطب ارتباط برقرار کند. اتفاقی که در کتاب شما رخ می‌دهد این است که مخاطب در دقایق ابتدایی کمی گیج می‌شود و چون حوصله زیادی ندارد ممکن است که با خواندن یکی دو صفحه آن را کنار بگذارد اما نکته جالب آنجاست که بعد از این کنار گذاشتن دوباره ترغیب می‌شود که برود و آن را بخواند. یکی از حسن‌های کتاب شما این است که در لابه‌لای متن‌ها مطلب دارد و مخاطب را تا جایی با خود جلو می‌برد اما عیب آن پراکندگی بیش از حد آن است. با این حال به شما خسته نباشید می‌گویم چرا که نگارش بسیار سختی را انتخاب کردید. تلاش خوبی برای شروع است و امیدوارم مخاطبین کتاب آن را دوست داشته باشند. حتماً نظر مخاطب برایتان مهم باشد و بدان توجه کنید. او است که شما را بالا می‌برد و به موفقیت نزدیک‌تان می‌کند.

    زبان اثر نمره قابل قبولی می‌گیرد

    مهرداد مراد در پاسخ به سوالی مبنی بر زبان اثر گفت: وقتی یک انتشارات آمریکایی یک داستان ژانر منتشر می‌کند این شعار را دارد که اگر ورق اول را بخوانید تا انتها نمی‌توانید آن را زمین بگذارید. این کتاب یک داستان ژانر نیست و یک رمان ادبی با فرم و تکنیک مخصوص خود است. من رمان‌های ادبی را دوست دارم و به همین دلیل برایم جالب بود. فکر می‌کنم که این کتاب مطالبی دارد که به شما آموزش می‌دهد. در حقیقت چیزهایی در داستان وجود دارد که اطلاعات شما را بالا می‌برد. باید بگویم که زبان این رمان نیز بسیار خوب بود و برای یک نویسنده کار اولی نمره قابل قبولی می‌گیرد. با این حال می‌گویم که اگر مخاطب عام نتواند با آن ارتباط برقرار کند به دلیل ساختارشکنی است که ایشان انجام داده است و اتفاقاً خوب هم به کار برده است.

    صدای ماندگار خانم بازیگر روایتگر زنده باد مرگ نارنجی

    در بخش دیگر این مراسم، شیوا خنیاگر بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون برای خواندن بخش‌هایی از این کتاب در نقش یک راوی روی صحنه آمد. او همراه با موسیقی زنده که توسط ولی الله نوروزی نواخته می‌شد، چند صفحه‌ای از کتاب «زنده باد مرگ نارنجی» را خواند.

    پایان بخش این مراسم اجرای یک قطعه از اشعار مولانا همراه با موسیقی زنده توسط ولی‌الله نوروزی بود. هم‌چنین با حضور اهالی ادب از کتاب «زنده باد مرگ نارنجی» جدیدترین اثر انتشارات نیستان به نویسندگی فاطمه احمدی رونمایی شد.

  • اعلام برنامه‌های کنگره شعر یتیم

    اعلام برنامه‌های کنگره شعر یتیم

    به گزارش خبرگزاری مهر، حسن سلطانی در ابتدای این نشست بابیان‌اینکه مهرورزی و دست کشیدن به سر یتیمان مورد تاکید و امر پروردگار در قرآن کریم است، اظهار داشت: نعمت داشتن تکیه گاه نعمت بزرگی است که خداوند متعال به انسان عطا کرده است و ایتام از این نعمت بزرگ بی بهره اند. باید بدانیم تنها نیاز یتیمان خوراک و پوشاک نیست و این نیاز به داشتن تکیه گاه و مورد حمایت واقع شدن از جمله نیازهای مهم آنها محسوب می‌شود. در فرهنگ شیعی رسیدگی به امور یتیم سفارش شده است؛ این رسیدگی فقط تأمین خوراک، پوشاک و مسکن نیست چراکه یتیم مورد لطمه روحی قرار گرفته و روزگار را به سختی می‌گذارد لذا آه یتیم خیلی از سامان‌ها را متلاشی می‌کند.

    وی بر فراهم‌سازی بستر برای کمک به ایتام در جامعه تاکید کرد و گفت: جامعه باید از آه یتیم مصون باشد به همین دلیل در این مؤسسه ما تلاش داریم جامعه را برای کمک کردن به آنها مشتاق کنیم و اندیشه کمک به ایتام را ترویج دهیم. مؤسسه خیریه عترت بوتراب همچنین بخاطر حمایت و سرپرستی بیش از هفت هزار یتیم سعی می‌کند در عرصه‌های فرهنگی نیز حضور داشته باشد.

    این عضو هیئت علمی کنگره شعر یتیم به روند چگونگی برگزاری این رویداد فرهنگی پرداخت و افزود: می‌خواستیم یک سرود درباره یتیم تولید کنیم که فهمیدیم شعر درباره این موضوع خیلی کم است و مؤسسه به این فکر افتاد که با دعوت از شاعران بزرگ و برای گسترش فرهنگ یتیم‌نوازی کنگره‌ای را با موضوع یتیم برگزار کنیم تا آثار جدیدی به کنگره ارسال شود. لذا بستر ایجاد این کنگره کمک به فضای فرهنگی یتیم و اینکه مجموعه خیرین جامعه فضائل این اندیشه خیر و خداپسندانه را بیشتر بشناسند و بدانیم کمک به یتیم فقط در حوزه‌های مالی نیست، بود.

    این مجری تلویزیون خاطرنشان کرد: گاهی با یک خوشنویسی و اسباب‌بازی می‌توان دل بچه یتیمی را شاد کرد، لذا دوستان هنرمند وقتی یک کار زیبا خلق می‌کنند آن اثر می‌تواند مسیر زندگی او را در کمک به ایتام عوض کند که خیرات آن به جامعه نازل خواهد شد.

    شعر را سفارشی نمی‌کنیم

    مرتضی امیری‌اسفندقه در ادامه این نشست بابیان اینکه هیئت علمی در هر همایش، کنگره و نکوداشتی در واقع کار نظارت بر موضوع یا کم و زیاد کردن مطلب را ندارد، اظهار داشت: مهمترین وظیفه و دستور هیئت علمی بررسی و معرفی بهترین آثار در موضوع مورد نظر است. بنابراین گروه داوران بایسته و شایسته است در موضوع کنگره صاحب اثر باشند ونه اینکه تنها شعر را بشناسند بلکه آثارشان از چشم‌انداز دانشکده و مردم داوری شده باشد.

    وی شعر موفق را شعری دانست که پس از پسند الهی، به پسند هئیت علمی دانشگاه و مردم رسیده باشد و افزود: شعر زبان‌زد، شعری است که حرف می‌زند و راه می‌رود. از این منظر این کنگره تلاش کرده که بهترین شاعران را از این دو زاویه تمنا و تقاضا کند و دستور کار کنگره بر حضور شعر شاعران در همه قالب‌ها بوده چراکه شعر بااینکه قالب شکن است اما قالب دارد.

    دبیر علمی کنگره شعر یتیم گفت: سید علی موسوی‌گرمارودی شاعر نام آشنای شش دهه معاصر، مصطفی علی‌پور شاعر که بیش از ۱۴ سال در بتن و متن شعر فارسی حضور داشته است و ناصر فیض که هر کدامشان در حوزه‌ای از موضوعات کنگره نگاه و نظر داشتند و نقل و نقد خواهند کرد آثار رسیده به کنگره را داوری می‌کنند. همچنین سعید یوسف‌نیا با تجربه نقدها و دبیری‌ها مدقن و مومنانه در بخش ترانه و تصنیف آثار را برخواهد چید. سعید بیابانکی شاعر عزیز و ارجمند دیگری است که دستِ دلِ ما در بخش علمی این کنگره را خواهد گرفت.

    امیری‌اسفندقه تصریح کرد: تلاش این کنگره سفارشی کردن شعر و اینکه شعر را از حوزه معنویت، ذوق و شوق تهی کند، نیست بلکه نگاه علمی دارد. اگرچه فراخوانی از سوی کنگره منتشر خواهد شد اما این فراخوان سرشار از حکمت شعر است و بااینکه محورها را مشخص کرده‌ایم اما آزادی کامل را برای شاعران قائل هستیم تا آنچه می‌خواهد دل تنگت، بگویند.

    وی سفارش را متفاوت از بنرفراخوان دانست و ادامه داد: شعر، به‌ویژه شعری که در این چهارده سروده شده، شعری است که سرشار از مضمون است و در این کنگره بی‌دخالت داوران شعر سروده خواهد شد و داوران فقط ناظر هستند. حتی شعری که از وزن خارج باشد ولی جوهر شعری داشته باشد، دور ریخته نمی‌شود چون این اشعار از دل برخاسته اند.

    این شاعر درباره داوری آثار رسیده این کنگره افزود: در باب آثار رسیده نیز همه آثار به‌گزینی و با مقدمه‌ای مفصل منتشر خواهند شد. در بخش قطعات ادبی نیز بهترین آثار از نظر سیدمهدی شجاعی انتخاب و چاپ خواهند شد و یک مجموعه جداگانه از ایشان را خواهیم داشت.

    اسفندقه درخصوص جوایز این کنگره ادبی گفت: این بخش را اعلام نمی‌کنیم تا مقوله علمی و ادبی با دنیا اندازه‌گیری نشود و ما نمی‌خواهیم در این کنگره این باور وجود داشته باشد که برای یک مصرع شعر، نگاه دنیای وجود دارد چراکه حکمت، دانش، اهمیت و قدر و منزلت بی پایان دارد.

    تمام قالب‌های ادبی شرکت داده می‌شوند

    محمود حبیبی‌کسبی در ادامه این کنگره فرهنگی و ادبی را نخستین اتفاق هنری در موضوع یتیم‌نوازی دانست و گفت: برای سال نخست ما شروع کار را با عرصه ادبیات و شعر ایجاد کردیم اما بنا داریم برای سال‌های آینده و اگر توفیق بود، در عرصه‌های دیگر فرهنگی دیگر مانند هنرهای تجسمی، موسیقی و ادبیات داستانی ورود پیدا کنیم.

    وی افزود: به لحاظ ادبی و قالب‌های ادبی تمام قالب‌های ادبی ساحت شعر می‌توانند در این کنگره شرکت کنند و قالب‌های شعر سنتی، شعر نو، تصنیف و ترانه، شعر کودک و نوجوان و قطعه ادبی پنج بخش کنگره است که آثاری که به دبیرخانه ارسال شود جداگانه داوری و معرفی خواهند شد.

    دبیر اجرایی این کنگره افزود: دبیرخانه کنگره شش محور را به علاقه‌مندان پیشنهاد می‌کند که فقط پیشنهادی است و لزوماً نباید به آن‌ها پرداخت که عبارت‌اند از «اهمیت پاسداشت فرهنگ یتیم نوازی»، «فرهنگ یتیم نوازی به عنوان مسؤولیت اجتماعی»، «ستایش و تجلیل از خیرین یتیم نواز»، «جایگاه ایتام در تعالیم دینی»، «حضرت محمد (ص) به عنوان یتیم مکه» و «حضرت امیرالمومنین (ع) به عنوان پدر یتیمان» که به‌گمان ما تعالیم اخلاقی، دینی و آئینی ما در آن‌ها گنجانده شده است.

    حبیبی‌کسبی درخصوص مهلت ارسال آثار به این کنگره گفت: تا پایان اردیبهشت‌ماه سال ۹۹ فرصت وجود دارد تا آثار از طریق آدرس الکترونیک کنگره و نشانی پستی کنگره ارسال شود. آثار در پنج بخش توسط سه داور به طور جداگانه داوری خواهند شد که در بخش قطعه ادبی سید مهدی شجاعی مسؤولیت هیئت داوران را برعهده دارد. اختتامیه نیز بعد از ماه رمضان، پنجم تیرماه ۱۳۹۹ در دهه کرامت برگزار خواهد شد.

    وی از انتشار تمام آثار برگزیده این کنگره در کتابی با عنوان «شعر ایتام از تاریخ ادبیات تا به امروز» خبر داد و گفت: اثر برگزیده بخش ترانه و تصنیف توسط یکی از خوانندگان بزرگ و مشهور کشورمان آهنگسازی و خوانده خواهد شد. یک اثر در بخش سنتی نیز در ساحت موسیقی سنتی ایرانی تولید می‌شود که مجموعاً دو قطعه موسیقی در این کنگره تولید خواهد شد.

    دبیر اجرایی این کنگره تصریح کرد: در روز اختتامیه یک نمایشگاه از آثار خوشنویسی هم برگزار خواهیم کرد و به چند هنرمند خوشنویس کشورمان سفارش خواهیم داد تا آثار برگزیده این کنگره و آثار ادبی تاریخ ادبیات با موضوع یتیم را در این حوزه خوشنویسی و یک گالری و نمایشگاه نمایش دهیم.

  • دغدغه‌های اجتماعی خانم نویسنده/در ستایش ۹۰ سالگی آلیس مونرو

    دغدغه‌های اجتماعی خانم نویسنده/در ستایش ۹۰ سالگی آلیس مونرو

    خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ: آلیس مونرو، نویسنده بزرگ کانادایی و برنده جایزه ادبیات نوبل در سال ۲۰۱۳، اکنون در آستانه ۹۰ سالگی است. حسن گل‌محمدی نویسنده و پژوهشگر در یادداشتی که به‌تازگی درباره ۹۰ سالگی این‌نویسنده در اختیار مهر قرار داده، به بررسی کارنامه و شخصیت این‌نویسنده پرداخته است.

    مشروح متن یادداشت وارده مذکور در ادامه می‌آید:

    آلیس مونرو در مجموعه‌داستان کوتاه «دره اتاوا» که داستان‌های آن اوج توانایی‌های این‌نویسنده را در داستان‌سرایی نشان می‌دهد، می‌نویسد: «هر وقت در شهر محل زندگی‌ام بودم، خطری وجود داشت، خطر دیدن زندگی خودم از طریق چشمانی به غیر از چشمان خودم.» این جمله تکان دهنده مونرو واقعیت‌های درستی از زندگی امروز ما است. اغلب ماها زندگی می‌کنیم تا به چشم دیگران بیاییم. زندگی نمی‌کنیم تا از ارزش‌های گذران عمر لذت ببریم. واقعا چرا انسان امروز دچار چنین حالتی شده است؟ حالتی که زندگی را به صورت نقش بازی کردن‌، درآورده است. به عبارت دیگر ما داریم نقشی از زندگی را به صورت تصنعی ارائه می‌دهیم.

    مجموعه‌ای از چنین نقش‌ها را آلیس مونرو که به ملکه داستان کوتاه کانادا معروف است، در نوشته‌های خود با مهارتی باورنکردنی به رشته تحریر درآورده است. داستان‌های او، زندگی انسان‌ها را به تصویر می‌کشد و به لایه‌های درونی ذهن‌ها و اندیشه‌ها فرو می‌رود. بیشتر داستان‌های مونرو مربوط به مناطق روستایی و نیمه روستایی جنوب غربی استان انتاریوی کانادا که محل زندگی و تجربه‌های او در کودکی بوده، تعلق دارد. نوشته‌های مونرو بسیار عالی و بیان‌گر واقعیت‌های ملموس و تجربیات او است. به همین علت است که خوانندگان آثارش زندگی خود را در آنها می‌بینند، به‌ویژه اگر کانادایی باشند و در استان انتاریو هم زندگی کنند. اما از آن‌ مهمتر تاثیری است که آثار مونرو بر ذهن خوانندگان می‌گذارد. به طوریکه او در یک داستان کوتاه ۲۰ تا ۳۰ صفحه‌ای، تفکر، تعمق و دقت بیش از یک رمان طولانی را به خواننده انتقال می‌دهد.

    مونرو حرف‌هایی می‌زند و تجربیاتی را منتقل می‌کند که برای نسل‌های جوان امروزی که گرفتار تکنولوژی و بویژه رایانه‌ها شده‌اند، بسیار ارزشمند است. او می‌گوید: «نسل‌های گذشته مشکلات را مانع حرکت به جلو نمی‌دانستند، زیرا انسان با غلبه بر مشکلات به خودآگاهی و ارزیابی خوب از خود می‌رسد در حالیکه جوامع امروز بر این باورند که انسان باید خوب زندگی و کار کند و عبور از موانع قدرت جسمی و روحی را حفظ و تقویت می‌کند.»

    این‌تفکر و بینشی که مونرو آن را بیان می‌کند، شاید یکی از پارادوکس‌ها و تفاوت‌های طرز نگرش نسل‌های گذشته و نسل امروز در رابطه با زندگی باشد. نسل امروز که در امریکا و کانادا و اروپا زندگی می‌کنند به هیچ وجه با نسل‌های گذشته نزدیکی و قرابت ندارند. خود من شاهد این گونه مسایل در جامعه امروز کانادا هستم. وقتی که با یک نوجوان ایرانی یا غیر ایرانی در تورنتو به صورت خصوصی و دوستانه صحبت می‌کنم و یک مقدار به آنها در گردهمایی‌ها یا جلسات‌ مختلف و حتی میهمانی‌های خانوادگی نزدیک می‌شوم، احساس می‌کنم که چقدر دنیای آنها با دنیای ما تفاوت و حتی تضاد دارد. نزدیک‌ترین نوجوان فامیل و آشنا حوصله، زمان و فرصت این را ندارد که چند لحظه از دنیای مجازی‌ای که رایانه برای او ساخته است جدا شود و برای گفت‌وگویی کوتاه به میان جمع بیاید.

    چه باید کرد؟ هیچ راه حل اجرایی قابل توجهی برای این مشکل در حال حاضر به نظر نمی‌رسد.

    آلیس مونرو، نویسنده‌ای است که این مسایل اجتماعی را درک می‌کند و آثار او می‌تواند راهکارهای ساده و اجرایی در جلوی چشم ما قرار دهد. او اعتقاد دارد اگر چه جامعه در طول زمان تغییر کرده و بینش نسل‌های جوان با گذشته متفاوت است اما ذات و سرشت آدمی پابرجا باقی مانده و همین دلیل محکمی است که نشان می‌دهد مونرو در داستان‌هایش همواره حرف‌هایی برای گفتن دارد، حتی برای نسل‌های جدید. به همین علت باید گفت که آلیس در نوشته‌هایش داستان کوتاه خلق نمی‌کند، او نحوه زندگی را نشان می‌دهد. مونرو مسایل عادی زندگی را به جای پرداختن به موضوعات جنجال‌برانگیز دستمایه خلق آثارش قرار می‌دهد. این نویسنده با نوشتن کتاب «عشق زن خوب» نشان داد که هنوز صحبت‌های جدیدی درباره زندگی زنان دارد. مونرو با کارهای خود ثابت کرد که یک داستان کوتاه می‌تواند در مقایسه با یک رمان، حرف‌های بیشتر و تجربیات مهمتری را مطرح کند. به همین دلیل بود که کمیته جایزه ادبیات نوبل بر توانایی‌های مونرو در انتقال مفاهیمی زیاد تنها در چند صفحه یک داستان کوتاه صحه گذاشت و او را ملکه داستان کوتاه کانادا نامید.

    آلیس در دنیای آرام و دوستانه خود غرق است. از مسایل جنجال‌برانگیز و روشنگر مابانه و بویژه گرایشات سیاسی کاملا به دور است. او اهل تظاهر نیست ولی در جامعه کانادا حضوری هوشیارانه ‌دارد. مونرو با بیان ساده، زیبا و پر نفوذ به ذهن خواننده راه درست زندگی را القا می‌کند. آلیس به همه چیز در دنیای اطراف خود توجه دارد و و اقعیت‌ها را به روی کاغذ می‌آورد. این نویسنده بزرگ کانادایی علاوه بر هنر نویسندگی، متفکر و فیلسوفی است که همیشه تفاوت بنیادین میان افراد با دانش و خرد را با افراد فرصت‌طلب و نادان درک کرده است. او سیاستمدار نیست ولی از «سیاست زندگی کردن» می‌نویسد. همین نکته یکی از عوامل مهم موفقیت او به شمار می‌رود. آلیس مونرو شخصیت‌های داستان‌هایش را از میان مردم جامعه انتخاب می‌کند. خواننده هنگام خواندن قصه‌های او متوجه گذر زمان نمی‌شود، موقعی که به پایان داستان این نویسنده می‌رسد، تازه متوجه می‌شود که زمانی هم گذشته است. این‌گونه توانایی در قلم هر نویسنده‌ای موجود نیست‌. او از روابط انسانی در ساختن زندگی بهتر بر اساس اصول روانشناسی استفاده مطلوب می‌کند.

    آلیس مونرو علت گرایش خود به نوشتن داستان کوتاه را این‌گونه بیان کرده است: «زمانی که جوان بودم، مسئله‌ام برای نوشتن فقط زمان بود. من بچه‌های کوچکی داشتم و کسی نبود که بتواند کمکم کند. هیچ راهی نبود که بتوانم وقت این کارها را داشته باشم. نمی‌توانستم به آینده نگاه کنم و بگویم که این کار قرار است یک سال زمان ببرد، چون فکر می‌کردم هر لحظه ممکن است اتفاقی بیفتد و تمام آن فرصت را از من بگیرد. بنابراین بخش بخش و در زمان‌های محدودی می‌نوشتم. شاید به مرور زمان به ایده‌هایی عادت کردم که می‌توانستند در یک زمان محدود به سرانجام برسند و همین علت گرایش من به نوشتن داستان کوتاه شد.»

    به‌نظر نگارنده، در حال حاضر با توجه به مشکلات زندگی و زمانی که افراد می‌توانند برای مطالعه در نظر بگیرند، خواندن داستان‌های کوتاه که کم وقت‌گیر است و خواننده هم زود به منظور نویسنده پی می‌برد، از خواندن داستان‌های بلند و رمان رغبت‌انگیزتر است. بویژه داستان‌های کوتاهی که مونرو می‌نویسد. او غالبا هر داستان را با جمله‌ای منحصر به فرد آغاز می‌کند. آغازی که مسیر زندگی را عوض می‌نماید و خواننده را به فکر راه و چاره می‌اندازد. خصوصیات خاص قلم مونرو چگونگی طرح داستان و یا رعایت اصول کلاسیک داستان‌نویسی نیست. مشخصه اصلی داستان‌های آلیس تصمیمات و شکل‌گیری افراد داستان است. شخصیت‌هایی که آنقدر هنرمندانه و نزدیک به واقعیت‌های زندگی امروزه خلق می‌شوند که هر یک از خوانندگان خودشان را در آن داستان می‌بیند و با آنها در تصمیم‌گیری‌ها و شکل‌پذیری‌ها مشارکت می‌کنند و همین امر خواننده را تا پایان داستان با خود به همراه می‌برد. این هنری است که در کمتر نویسنده‌ای وجود دارد. در مقام مقایسه شاید بتوانیم آثار آلیس مونرو را به داستان‌های آنتوان چخوف و جیمز جویس نزدیک بدانیم، در حالیکه به گمان نگارنده تاثیر آثار مونرو در خواننده بیش از این نویسندگان است چون او روایت‌گر زندگی مردم دوران عمر خود است.

    آثار آلیس نه تنها تاثیرگذار در زندگی مردم جامعه امروز است بلکه آنها منبع الهام و آفرینش برای نویسندگان دیگر نیز تلقی می‌گردند. کسب جایزه نوبل ادبیات توسط این نویسنده، ارزش و اهمیت دو چندانی به هنر نوشتن داستان کوتاه بخشید و او سیزدهمین زنی بود که در طول تاریخ توانست به چنین افتخاری دست یابد. به همین دلیل کانادا به داشتن یک چنین نویسنده توانایی افتخار می‌کند.

    خوشبختانه بسیاری از آثار این نویسنده کانادایی به زبان فارسی ترجمه شده است. رویاهای مادرم، می‌خواهم چیزی بهت بگم، فرار، دست مایه‌ها، دورنمای کاسل راک، خوشبختی در راه است و زندگی عزیز. بنابراین به تمام ایرانیان ساکن کانادا و داخل کشورمان توصیه می‌کنم آثار این نویسنده را بخوانند که کتاب‌های او قطعا نقش مثبتی در زندگیشان ایجاد می‌کند.

  • نگاهی به شعر شاعری که می‌گفت مرگ نوری طلایی دارد

    نگاهی به شعر شاعری که می‌گفت مرگ نوری طلایی دارد

    خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ: در ادامه روند معرفی نویسندگان و شاعران ادبیات چین، که از نمایشگاه کتاب تهران و مهمانی ویژه کشور چین در این‌رویداد آغاز شد، این‌بار قصد داریم یکی از شاعران شوریده و معاصر چین را معرفی کنیم.

    پیش از این، رمان «طاقت زندگی و مرگم نیست» نوشته مو یان را در قالب دو یادداشت، رمان «مزه‌شناس» نوشته لو وِنفو و رمان «دویدن در خیابان‌های پکن» نوشته شوزُ چن را در کنار پرونده مفصلی از یادداشت و گفتگو درباره مای جیا نویسنده رمان «کشف رمز» مورد بررسی قرار داریم و بنا داریم جا های شِنگ را به مخاطبان ایرانیِ ادبیات چین بشناسانیم. این شناساندن و معرفی هم از طریق مقاله‌ای که غزل امینی یکی از دانشجویان زبان چینی دانشگاه تهران در اختیار مهر قرار داده انجام می‌شود.

    امینی در مقاله‌ای که در ادامه می‌آید، ابتدا خلاصه‌ای از زندگی جا های شنگ نوشته و سپس متن چینی و ترجمه ۳ شعر از این‌شاعر را پیش روی مخاطب گذاشته است. او در پایان‌بندی مطلب خود، شعر سوم را تشریح کرده و به ویژگی‌های آن پرداخته است.

    در ادامه مشروح متن این‌یادداشت پژوهشی را می‌خوانیم:

    * زندگی

    جا های شِنگ(zha hai sheng 查海生)با نام هنری هایزی/هایزه (海子haizi) از شاعران معروف سرزمین اصلی چین پس از انقلاب فرهنگی بوده است. او متولد روستایی کوچک واقع در آن هویی(安徽 anhui) است و تمام دوران کودکی خود را در همان‌روستا و درحالی‌که تمام چین درگیر انقلاب فرهنگی بود، گذراند. جا های شنگ اوایل سال ۱۹۸۰ شروع به سرودن شعر کرد و پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه حقوق و علوم سیاسی بیجینگ (پکن) شروع به کار کرد.

    وی به‌طور دائم اشعاری با فضای زندگی یکنواخت و خسته‌کننده می‌سرود و این‌سروده‌ها را به نشریات مختلف می‌فرستاد. اما اشعارش به‌سختی آن‌ها پذیرفته می‌شدند. به‌همین‌دلیل تا زمان مرگش شاعری گمنام بود. جا های شنگ در سال ۱۹۸۹ در حالی‌که ۲۵ سال داشت، دست به خودکشی زد و پس از مرگش بود که بسیاری از نشریات اصلی چین، اشعارش را منتشر کردند. به‌این‌ترتیب هایزی / هایزه تبدیل به یکی از شاعرانی شد که اشعارش به‌طور مستمر توسط مردم نقل‌قول می‌شدند.

    در ادامه این‌مقاله کوتاه، ۳ سروده از مجموعه تاثیرگذارترین اشعار این شاعر چینی همراه با ترجمه درج شده که پس از آن‌ها، شعر سوم یعنی «رو به دریا، با شکوفه‌های بهاری» تاویل و تفسیر می‌شود.

    《远方》

    远方除了遥远一无所有

    遥远的青稞地

    除了青稞一无所有

    更远的地方更加孤独

    远方啊除了遥远一无所有

    这时石头

    飞到我身边

    石头长出血

    石头长出七姐妹

    站在一片荒芜的草原上

    那时我在远方

    那时我自由而贫穷

    这些不能触摸的姐妹

    这些不能触摸的血

    这些不能触摸的远方的幸福

    远方的幸福 是多少痛苦

    «فاصله»

    در دوردست‌ها هیچ چیز جز فاصله نیست

    زمین‌های جوی کوهی در دوردست

    بجز جوی کوهی هیچ چیز دیگری نیست

    هر چه مکان دورتر باشد، تنهایی بیشتر می‌شود

    در دوردست‌ها…هیچ چیز جز فاصله نیست

    در این زمان، سنگی

    پروازکنان به کنارم می‌افتد…

    از سنگ، خونی جوانه می‌زند

    از سنگ، هفت خواهر جوانه می‌زنند

    در چمنزاری متراکم ایستاده‌ام

    در آن زمان من در دوردست‌هایم

    در آن زمان آزاد اما فقیرم

    این‌ها نمی‌توانند خواهران را لمس کنند

    این‌ها نمی‌توانند خون را لمس کنند

    این‌ها نمی‌توانند سعادت دوری‌ها را لمس کنند

    سعادت فاصله‌ها چقدر دردناک است…

    《秋 》

    秋天深了,神的家中鹰在集合

    神的故乡鹰在言语

    秋天深了,王在写诗

    在这个世界上秋天深了

    该得到的尚未得到

    该丧失的早已丧失

    «پاییز»

    پاییز تیره شده است، عقاب‌هایی که در خانه‌ی خدایانند جمع می‌شوند

    عقاب‌های سرزمین خدایان گفت‌وگو می‌کنند

    پاییز تیره شده است، پادشاه درحال نوشتن شعر است

    در این جهان پاییز تیره شده است

    باید چیزهایی که هنوز بدست نیاورده‌ایم را بدست آوریم

    باید چیزهایی که از دست داده‌ایم را از دست بدهیم…

    《面朝大海,春暖花开》

    从明天起,做一个幸福的人

    喂马、劈柴,周游世界

    从明天起,关心粮食和蔬菜

    我有一所房子,面朝大海,春暖花开

    从明天起,和每一个亲人通信

    告诉他们我的幸福

    那幸福的闪电告诉我的

    我将告诉每一个人

    给每一条河每一座山取一个温暖的名字

    陌生人,我也为你祝福

    愿你有一个灿烂的前程

    愿你有情人终成眷属

    愿你在尘世获得幸福

    我只愿面朝大海,春暖花开

    «رو به دریا، با شکوفه‌های بهاری»

    از فردا شخصی شاد خواهم بود

    به اسب‌ها غذا خواهم داد، هیزم‌ها را خواهم شکست، به تمام جهان سفر خواهم کرد

    از فردا به غذاها و سبزیجات اهمیت خواهم داد

    خانه‌ای دارم، رو به دریا، با شکوفه‌های بهاری

    از فردا برای همه‌ی عزیزانم می‌نویسم

    از شادی‌ام برای آن‌ها می‌گویم

    و نور شادی‌ام را

    بر تک تک آن‌ها میتابانم

    نامی گرم به همه‌ی رودها و کوه‌ها خواهم داد

    ای غریبه، من برای تو نیز آرزوی شادی می‌کنم

    امیدوارم آینده‌ای درخشان داشته باشی

    امیدوارم با معشوقه‌ات خانواده‌ای تشکیل دهی

    امیدوارم در این جهان فانی خوشحالی را بدست آوری

    من فقط می‌خواهم رو به دریا باشم، با شکوفه‌های بهاری

    نگاهی به شعر «رو به دریا، با شکوفه‌های بهاری»

    این شعر در بهار سال ۱۹۸۹، سه‌ماه پیش از مرگ شاعر، سروده شده است. جا های شِنگ متولد روستایی در استان آن هویی (安徽anhui) چین بود و تحصیلات خود را در پکن گذراند و در آن‌جا مشغول به کار شد. او هرسال بهار فقط یک‌بار و مدت ۱۰ روز به روستای خود برمی‌گشت تا اوقات خود را با خانواده‌اش بگذراند. سال ۱۹۸۹ وقتی به روستا بازگشت، احساس ناراحتی و تنهایی به او دست داد. پس از بازگشت به پکن هم، احساسات خود را به دوست شاعرش این‌چنین بروز داد: «…چیزهایی که قبلاً با آن آشنا بودی را دیگر نمی‌توانی پیدا کنی و در ولایت خود تبدیل به یک غریبه می‌شوی.»

    این‌شاعر در طول زندگی خود همواره دنبال شعرهایی با طبیعت ساکت، مقدس وطبیعی بوده و عمیقاً به این مسئله باور داشته است: چیزهای رو به مرگ، نوری طلایی و فناناپذیر از خود ساطع می‌کنند. این شعر گرم‌ترین شعر هایزی / هایزه است اما در محتوا، شاعر با سبک خاص خود نزدیکی و در عین حال عدم پذیرش جامعه، غم‌ها و شادی‌های زندگی و… را نشان می‌دهد.

    تفسیر شعر

    شعر، در ابتدا با لحنی گرم و صمیمی تمایل خود را به شاد بودن و پخش نور شادی به همه و حتی غریبه‌ها اعلام می‌کند. «دریا» هسته اصلی این‌شعر است که پهناوری آن می‌تواند زادگاه آرامش‌ها و درگیری‌ها، ایده‌ها و خانه‌ معنوی شاعر باشد. در بخش اول، سراینده با توضیحات خود سعادت زندگی فرد را به حداقل می‌رساند و تاکید می‌کند که زندگی امروزه بیش از حد دنیوی و دست و پاگیر است.در ادامه، ارتباط”من”گسترده می‌شود و از زندگی مادی و شادی «من» به خانواده، کوه‌ها و رودها و غریبه‌ها می‌رسد به‌این‌صورت که «خوشحالی از من شروع می‌شود و به دیگران می‌رسد.» اما در ادامه ارتباط «من و دیگران»،‌ بابه‌کاربردن‌کلمه‌ «غریبه» به ابهام می‌رسد. «غریبه» حاوی اشاره به همه‌ مردم است اما دارای ارتباطی متفاوتی هم هست. به‌این‌شکل که «من» با آرزو برای «غریبه‌ها» نوعی ارتباط میان مردم را تشکیل می‌دهد. بنابراین مردم در دایره‌ «آرزوهای من» قرار می‌گیرند اما به‌دلیل اینکه «غریبه» خطاب می‌شوند، همزمان خارج از «آرزوهای من» هستند. بدین ترتیب، این‌بخش نوعی ناکامی در ارتباط با مردم را نشان می‌دهد و شاعر با استفاده از این‌تضاد و غریبگی، در آخرین‌بخش از شعر، به اولین و آخرین پناهگاه خود یعنی دریا و شکوفه‌های بهاری بازمی‌گردد.

    در ادامه باید به مسئله زمان هم در این‌شعر توجه کرد. زمان شعر از فردا آغاز می‌شود ولی در اواسط شعر، زمان از دست می‌رود و به زمان حال باز می‌گردد. در آخر هم از فعالیت باز می‌ایستد. اصطلاح «از فردا شاد بودن» به‌نوعی تاکید کننده بر اوضاع بدِ حال حاضر است. پس، آرزو برای فردا، انکار واقعیت است. غم واقعی این شعر در وصف اوضاع بد الان نیست، بلکه در تسلیم شدن برای فردا است. منظور از عبارت «من فقط آرزو دارم…» هم در آخرین بخش، پذیرش اوضاع حال به قیمت تسلیم فردا است.

  • نامزدهای بخش کودک جایزه شهید غنی‌پور معرفی شدند

    نامزدهای بخش کودک جایزه شهید غنی‌پور معرفی شدند

    به گزارش خبرگزاری مهر، داوران بخش کتاب کودک جشنواره شهید غنی پور، پس از بررسی حدود ۲۰۰۰ اثر در این حوزه (اعم از خلاق و بازنویسی شده) و چند مرحله ارزیابی، ۴۱ کتاب را انتخاب نموده و پس از داوری و مطالعه دقیق این آثار نامزدهای نهایی این بخش را به شرح زیر اعلام کردند:

    ۱. من از دکمه می‌ترسم نوشته هدی حدادی از نشر خانه ادبیات

    ۲. مجموعه دو جلدی «وقتی ما نیسیتم» (اژدهای آزمایشگاه و آتشفشان آزمایشگاه) نوشته آویسا شرقی از نشر میچکا

    ۳. کفش‌های بافتنی نوشته کلر ژوبرت از انتشارات به نشر

    ۴. سنگریزه‌های بدون اسم نوشته سیدنوید سیدعلی از نشر شهر قلم

    ۵. بچه فیلی که خیلی گم شده بود نوشته مجید راستی از انتشارات مدرسه

    ۶. دریای من کو نوشته سوسن طاقدیس از انتشارات مدرسه

    داوران بخش کودک نوزدهمین دوره جشنواره شهید غنی‌پور عبارت‌اند از: ناصر نادری، علیرضا متولی، محمدحسن حسینی، علی‌اصغر جعفریان و محمد مهدوی شجاعی.

  • پوستر دومین مهرواره «شعر» کانون پرورش فکری رونمایی شد

    پوستر دومین مهرواره «شعر» کانون پرورش فکری رونمایی شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، پوستر دومین مهرواره شعر آفرینش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با حضور محمدرضا زمردیان معاون فرهنگی این‌کانون، مصطفی رحماندوست شاعر و نویسنده، محمود گلزاری روان‌شناس و مدرس دانشگاه، مدیران و کارشناسان کانون پرورش فکری رونمایی شد.

    حمید کریلی طراح و گرافیست، در طراحی پوستر دومین مهرواره «شعر» آفرینش با بهره‌گیری از تصویر دو گل شقایق، فضایی شاعرانه را پدید آورده است. به گفته وی گل شقایق لطافت ذاتی خاصی دارد و هم قافیه با عاشق است و در ادبیات تغزلی من حضور پررنگی دارد و در این‌پوستر، شقایق هم نماد آخرین روزهای فصل زمستان و ورود بهار و به‌واقع بهار احساس بچه‌ها و هم نماد لطافت، عاشقانگی و شاعرانگی در شعر است.

    کریلی در طراحی این‌پوستر از ابزار و تکنیک آبرنگ استفاده کرده که به تخیل، لطافت و ادبیات نزدیک‌تر است.

    در این مهرواره که توسط معاونت فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۶ تا ۹ اسفند در مرکز آفرینش‌های فرهنگی هنری کانون واقع در خیابان حجاب تهران برگزار می‌شود، ۹۰ نفر از اعضای برگزیده انجمن‌های شعر سراسر کشور گرد هم می‌آیند.

    اعضای نوجوان و ارشد برگزیده‌ انجمن‌های شعر در این مهرواره ضمن خوانش اشعار خود در کارگاه‌های تخصصی و آموزشی شعر با حضور استادان به‌نام کشور حضور پیدا می‌کنند.