برچسب: رمان

  • شاعرتر از شعرهای خود و شعرهای ما ( حسن گل‌محمدی )

    شاعرتر از شعرهای خود و شعرهای ما ( حسن گل‌محمدی )

     

    شاعرتر از شعرهای خود و شعرهای ما( حسن گل‌محمدی )
    شاعرتر از شعرهای خود و شعرهای ما

    به گزارش خبرنگار مهر، حسن گل‌محمدی، پژوهشگر، مترجم و منتقد ادبی و نویسنده کتاب‌هایی چون «امیرهوشنگ ابتهاج؛ شاعری که باید از نو شناخت»، «نیما چه می‌گوید؟»، «با کاروان مولوی از بلخ تا قونیه» و مصحح کتاب‌های «دیوان کامل اشعار شاطرعباس صبوحی قمی» و «دیوان کامل ناصرالدین شاه قاجار» در آخرین یادداشت ارسالی خود به مهر درباره زندگی و شعر زنده‌یاد اسماعیل شاهرودی (آینده) نوشته است. این یادداشت را در ادامه بخوانید:

    عنوانی که در این مطلب برای اسماعیل شاهرودی (آینده) شاعر نوپرداز پیرو نیما انتخاب شده، برگرفته از شعر دکتر رضا براهنی است که برای زندگی، اندیشه و مرگ این شاعر در سال‌های ۶۰ و ۶۱ سروده است، شعر بلند اسماعیل. در سال‌های میانی دهه چهل که ساواک دورانی جهنمی برای نویسندگان و شاعران کشورمان ایجاد کرده بود، شاهرودی که شاعری آزادی‌خواه و وابسته به حزب توده بود، به زندان افتاد. بر اثر شکنجه‌های فراوانی که روی او انجام شد، شاهرودی تعادل روحی و فکری خود را از دست داد و متأسفانه تا پایان عمر به حالت عادی برنگشت و بر اثر همین مشکل در آذر ماه سال ۱۳۶۰ خورشیدی در سن ۵۴ سالگی در بیمارستان شریعتی تهران درگذشت.

    در سال‌های آخر عمر، شاهرودی که همواره مشتری پر و پا قرص بیمارستان روانی بود در جامعه و در میان شاعران، نویسندگان و روشنفکران آن زمان این خبر پیچیده شده بود که شاهرودی بر اثر شکنجه‌های وارد بر او، دیوانه شده است. اکنون نزدیک به چهل سال از آن زمان گذشته است و اخیراً در نشریه وزن دنیا (مرداد ۹۸) از شعر و زندگی اسماعیل رد جنون شده است. میترا فردوسی خبرنگار، روزهای متوالی به بیمارستان روانی مهرگان رفته است تا شاید مسئول دفتری، مدیری یا شخصی را پیدا کند که او اطلاعی از وضعیت پزشکی اسماعیل شاهرودی داشته باشد. پس از چندین روز پی‌گیری میترا با دکتر جلیلی آشنا می‌شود که او نیز شاعر است و رئیس انجمن روان‌پزشکی ایران و در روزهای بستری بودن شاهرودی چندین بار این شاعر را ملاقات کرده است. دکتر جلیلی برای این خبرنگار تعریف می‌کند که «اسماعیل شاهرودی مدت زیادی در بیمارستان مهرگان بستری بود. آن موقع من دانشجوی روان‌پزشکی بودم اما چون با شعر نو و شعرای نوسرا، سر و کار داشتم وقتی شنیدم اسماعیل شاهرودی که همان موقع شعرهایش را در مجله فردوسی می‌خواندیم، بستری است به دیدارش می‌آمدم.»

    دکتر جلیلی عنوان می‌کند که بیشتر دیدارهایش با شاهرودی دیداری دوستانه و از دریچه شعر و شاعری بود. این خبرنگار متعهد و مسئول با ادامه بحث‌های دامنه‌دار با دکتر روان‌شناس متخصص شعر به شناخت گوشه و زوایای ذهنی شاهرودی در سرودن اشعارش بعد از بیماری ادامه می‌دهد و پس از چند روز مصاحبت و مصاحبه با این دکتر به این نتیجه می‌رسد که «اسماعیل شاهرودی بسیار با محبت بود. به راحتی رابطه برقرار می‌کرد. وضعیت عاطفی مناسبی داشت، به همین دلیل بعید بود که دچار اسکیزوفرنی شده باشد. هر وقت به ملاقاتش می‌رفتم تا در بیمارستان به دنبال من می‌آمد. ساده‌دل و مهربان بود.» تا اینجا کار بررسی‌ها نشان می‌دهد که شاهرودی درست است که اختلال روحی و روانی پیدا کرده بود ولی کارش به حد جنون نرسیده بود.

    در ادامه این کار خانم فردوسی به سراغ متخصص دیگری می‌رود و با او به صحبت می‌نشیند و شعر بلند اسماعیل براهنی را برای این دکتر می‌خواند و با این متخصص به بحث‌های گوناگون روان‌شناختی و ارتباط شعر با رویاهای شاعر می‌پردازد و علی‌النهایه به این نتیجه می‌رسد که‌: «شعرهای شاهرودی پیش از آن که نشانه‌هایی از بیماری داشته باشد، تلاشی برای عبور از بیماری بود، نه تنها برای خودش بلکه برای یک نسل قربانی در آن روزهای دیوانه دهه ۴۰ و ۵۰.»

    در همین ویژه‌نامه چشمم به گزارش دوست گرامی‌ام رضا حیرانی افتاد که نگاهی به شعرهای اسماعیل شاهرودی افکنده بود. حیرانی می‌گوید: «شعر شاهرودی وامدار جنون بیمارگونه نیست، تنها نبوغی حیرت‌آور است که گویی به او اجازه می‌دهد تا چند دهه جلوتر از شعر زمانه‌اش را تجربه کند. شاهرودی شاعری برای زمان خودش نبود. شاعری بود که قربانی نبوغ خویش شد، زیرا در زمان خویش آینده بود.»

    اینک شایسته است برگردیم و چند کلامی هم از زندگی و شعر این شاعر تنها بنویسیم. شاهرودی فارغ‌التحصیل دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران بود. او مدتی با استاد معین در لغت‌نامه دهخدا همکاری داشت و یکی از اولین شاگردان نیما یوشیج به حساب می‌آید. سابقه آشنایی نیما با شاهرودی برمی‌گردد به زمانی که این شاعر دیپلم دانشسرای مقدماتی را دریافت کرده و برای کار و ادامه تحصیل ناگزیر به تهران آمده بود. او که کار مناسبی پیدا نکرده بود به ناچار در قسمت بسته‌بندی یک روزنامه مشغول شد تا بتواند از پس تأمین هزینه زندگی خود برآمده و به تحصیل بپردازد. در همین روزنامه بود که از نزدیک با نیما آشنا شد. او که پیش از این دل در گرو ادبیات داشت و با تخلص «شوریده» شعر می‌گفت، پس از آشنایی و مصاحبت با نیما، دل به شعر نو باخت و پس از آن با نام «آینده» شعر نو سرود.

    شاهرودی ارادت عجیبی به نیما پیدا کرد و همین امر موجب شد تا موضوع‌های اجتماعی و عدالت‌جویانه و پرداختن به خواسته‌ها و دردهای جامعه و مردم که با اندیشه‌های متداول آن زمان تطابق داشت و نیما یکی از سردمداران این‌گونه اشعار بود، در شعر شاهرودی نمود پیدا کند. به همین علت با نوآوری‌هایی در شعر شاهرودی مواجه می‌شویم که بسیار تحسین برانگیز است.

    متأسفانه این استعداد بالا و شگرف همانطوریکه نیما پیش‌بینی کرده بود، مورد سواستفاده حزب توده قرار گرفت به طوریکه وقتی شاهرودی در سال‌های نیمه دوم دهه بیست به این حزب پیوست با پیشرفت و لیاقتی که در شعر سیاسی و شعر حزبی از خود نشان داد، عنوان «فرزند حزب» و «شاعر خلق» را به او اختصاص دادند، ولی پس از شکست نهضت ملی در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و فرار سران حزب توده به دامن اربابانشان، شاهرودی مورد بی‌توجهی قرار گرفت و ممنوع‌القلم شد و به فشار روحی و افسردگی سختی دچار گردید و همین مقدمه‌ای شد برای بیماری‌های بعدی او. پس شاهرودی نیز یکی از شاعران با استعداد نابود شده توسط جریان‌های سیاسی چپ وابسته به بیگانگان است.

    شدت علاقه نیما به شاهرودی به حدی بود که نیما بر اولین مجموعه شعر این شاعر که «آخرین نبرد» نام داشت، مقدمه نسبتاً مفصلی نوشت و بسیاری از دیدگاه‌های خود را در روی شعر شاهرودی و شعر نو فارسی که نیما خود مبدع آن بود، بیان کرد. نیما همچنین با افتخار یاد می‌کند که: «من دو سه شاگرد دارم، شاهرودی، شاملو و دیگران که هنرکار مرا فهمیدند.»

    متأسفانه ارزش کار، شعر و نوآوری‌های اسماعیل شاهرودی هنوز مورد بررسی، تحقیق و پژوهش بی‌طرفانه قرار نگرفته است تا جایگاه او را در شعر معاصر نشان دهد. امیر هوشنگ ابتهاج (سایه) شاعر توده‌ای و هم مسلک شاهرودی در کتاب پیر پرنیان‌اندیش که دایره‌المعارف حرف‌های رکیک به اغلب نویسندگان، شاعران و هنرمندان کشورمان است درباره شاهرودی گفته است: «طفلک شاهرودی اختلال مغزی پیدا کرد و کارش به دیوانه‌خونه کشید. ما یه ماشین گرفتیم و بردیمش به بیمارستان مهرگان و تحویلش دادیم. یکی دو بار هم رفتیم به عیادتش. یه روز دیدم که اون طرف تخت شاهرودی یک دختر جوان با چشمان سبز و موهای بلوند نشسته. متوجه شدم که از مریض‌هاست… بعدها که یه روز در خونه‌مونو زدن، دیدم شاهرودی با این خانوم اومد، گفتن می‌خوایم ازدواج کنیم. همان لحظه گفتم وای… بچه اینها دیگه چی می‌خواد بشه! که خوشبختانه کار به بچه نرسید…»

    خوانندگان فهیم خود قیاس کنند که چرا سایه یک شاعر هم مسلک خود را این‌گونه خُرد می‌کند. اگر شاهرودی حاضر می‌شد مثل سایه با ساواک و رژیم شاه کنار بیاید و همکاری کند، سرنوشتی چون روانی‌ها از ضربه‌های شکنجه ساواک به سرش پیدا نمی‌کرد که اکنون سایه که در دوران حیات طولانی خود هر جا که مصلحت و منفعتش بوده به آن سو گرایش پیدا کرده، بر او بخندد.

    نسل‌های جوان فرهنگی جامعه ما باید از این واقعیت‌ها درس بگیرند و ماهیت‌ها را بشناسند، تا دوباره دچار تکرار اشتباهات نسل‌های گذشته نشوند. مطلب خود را با قسمت اول شعر بلند اسماعیل از سروده‌های دکتر رضا براهنی درباره اسماعیل شاهرودی (آینده) که در سال‌های ۶۰ و ۶۱ سروده شده است به پایان می‌برم:

    «قسم به چشم‌های سرخ‌ات اسماعیل عزیزم

    که آفتاب، روزی، بهتر از آن روزی که تو مردی خواهد تابید

    قسم به موهای سفیدت که مدتی هم سرخ بودند

    که آفتاب روزی که آفتاب روزی که آفتاب روزی

    بهتر از آن روزی که تو مردی خواهد تابید

    ای آشنای من در باغ‌های بنفش جنون و بوسه

    ای دراز کشیده بر روی تختخواب فنری بیمارستان «مهرگان»

    ای آزادی‌خوان فقیر بر روی پله‌های مهربان

    ای اشک‌های تنهای سپرده به نسیم باد تیمارستان

    ای شاعرتر از شعرهای خود و شعرهای ما

    ای تباه شده در دانشگاه‌، در مدارس، در کافه‌ها، میخانه‌ها

    و در محبت زن و فرزند و دوستان نمک‌نشناسی چون ما

    ای اسماعیل، ای شاعر نسلی تهی‌دست

    گورت کجاست تا که به مدد عشق تو را از اعماق آن بیرون کشم؟»

  • ایران جذابیت اقتصادی برای ناشران ترک ندارد/ترکیه هم کتابخوان نیست

    ایران جذابیت اقتصادی برای ناشران ترک ندارد/ترکیه هم کتابخوان نیست

    خبرگزاری مهر -گروه فرهنگ: مرکز فرهنگی یونس امره مهمترین نهاد فرهنگی کشور ترکیه در خارج از مرزهای این کشور به شمار می‌رود. نهادی دولتی به منظور گسترش فرهنگ و زبان ترکی به سراسر دنیا که بیش از پنجاه شعبه دارد. آقای عبدالله یگین مدیر این بنیاد فرهنگی در تهران است. وی کمی بیش از دو ماه است که پس از یک دوره مأموریت در افغانستان راهی ایران شده است و مدیریت این نهاد را بر عهده دارد. گفتگو با وی به بهانه حضور ترکیه در نمایشگاه کتاب تهران صورت گرفت. آقای یگینزبان فارسی را به خوبی متوجه می‌شود و تکلم می‌کند، شیفته فرهنگ ایران است و سینمای ایران. گفتگو با وی حاوی نکات جالبی درباره سازوکار رفتارهای فرهنگی در کشور ترکیه و جذب بازارهای جهانی مبادلات فرهنگی در این کشور است. نکاتی که بسیار ساده و در عین حال کاربردی است. در انجام این گفتگو سرکار خانم آذر مهدوان خبرنگار صفحه ترکی استانبولی خبرگزاری مهر نیز همراهی و تلاش بسیاری داشته است. این گفتگو را در ادامه می‌خوانیم.

    جناب یگین بسیاری از ایرانیان علاقه‌مند به زبان و فرهنگ ترکیه شاید اطلاع درستی از فعالیت‌های مرکز فرهنگی یونس امره کشور ترکیه در ایران ندارند و البته این مرکز هم در فضای رسانه‌های ایران چندان حضور ندارد. به همین مناسبت شما برای ما از فعالیت‌های این مرکز در ایران صحبت کنید

    من البته تازه دو ماه و نیم است که در این مرکز مستقر شده‌ام. این مرکز یک نهاد دولتی وابسته به دولت ترکیه و سفارت ترکیه در ایران است. خارج از ایران نیز ما ۵۸ دفتر برای فعالیت‌های بنیاد در سراسر دنیا تأسیس کرده‌ایم. کارهای ما بر چند محور تقسیم می‌شود که مهمترین آن در همه دنیا آموزش زبان ترکی است. ما از ژاپن تا اروپا و آمریکا روی این مساله تمرکز داریم. در ایران هم فعلاً ۴۰۰ شاگرد داریم. البته گاهی این متقاضیان بسیار بیشتر می‌شوند اما امکانات ما در حال حاضر پذیرش بیشتر از این را میسر نمی‌کند. شکر خدا آموزش این زبان در ایران طرفداران زیادی دارد و حتی می‌توانیم ماهانه هزار نفر را هم برای آموزش گرفتن در نظر داشته باشیم.

    این متقاضیان از چه گروه‌های اجتماعی هستند؟

    از سن‌ها و بخش‌های مختلف جامعه ایران در میان آنها هست؛ از دانشجویان تا بانوان خانه‌دار. از تاجران تا کارمندان. جالب اینکه بانوان خانه‌دار بیشتر برای دیدن سریال‌های ترکی و فهم آنها اینجا حضور پیدا می‌کنند. تاجران برای مکالمه به منظور کار بازرگانی. در مجموع بیشتر جوانان دانشجو و افرادی که در حال کار اقتصادی با ترکیه هستند اینجا حضور پیدا می‌کنند.

    در کنار آموزش زبان ترکی ما کارهای فرهنگی و هنری مانند نمایشگاه تولیدات سینمایی را هم برگزار می‌کنیم. البته سعی داریم امسال این موضوع را مبدل به هفته فیلم ترکیه در ایران کنیم. برگزاری کنفرانس‌های فرهنگی هم از دیگر کارهای ماست. هدف ما فقط این نیست که در هر کشوری فرهنگ ترکیه را رواج بدهیم. بیشتر از آن برایمان مهم است که روی مشترکات فرهنگی میان دو کشور تمرکز کنیم. ما در این بنیاد روی سیاست و اقتصاد تمرکزی نداریم و سعی داریم اشتراکات فرهنگی میان دو کشور را توسعه و تقویت بدهیم. البته می‌دانیم که میان دو ملت هم اشتراکات فرهنگی داریم هم تناقض‌ها و هم تفاوت‌ها. برای ما تفاوت‌های فرهنگی یک ثروت محسوب می‌شود و تناقض‌ها مسأله‌ای است که سعی داریم کمرنگش کنیم. البته در جایی مثل ایران بیشتر میان دو کشور اشتراکات داریم تا چیز دیگری.

    به فعالیت‌های فرهنگی در ترکیه اشاره کردید. برایمان جالب است که بفرمائید چقدر و چه حجمی از این فعالیت‌ها در ترکیه دولتی و چقدر از آنها توسط بخش خصوصی هدایت و حمایت می‌شود؟

    هم دولت و هم بخش خصوصی در این زمینه فعال است. ما به عنوان یک بنیاد و نهاد دولتی به این کار در کشورهای مختلف مشغولیم اما در ترکیه به طور کلی بخش خصوصی متولی کار فرهنگی است. شرکت‌های نشر و فیلم‌سازی خودشان مبادلات فرهنگی را پیش می‌برند. بگذارید مثالی بزنید. در حوزه نشر بخش دولتی مسئول انتشار کتاب‌های ایجاد شده از نسخه‌های خطی را برعهده می‌گیرد. دولت در واقع سعی دارد وارد فعالیت‌هایی شود که بخش خصوصی رغبتی به انجام آن ندارد و سودی برای آن نیز ندارد. در سایر بخش‌ها مثل تئاتر و سینما هم وضع همین است.

    وضعیت نظارت بر تولید محصولات فرهنگی در ترکیه چگونه است؟

    اول از همه این را بگویم که دولت ترکیه از تولید محصولات فرهنگی در همه زمینه‌ها در صورتی که احساس کند برای مردم مفید هستند، حمایت می‌کند. در کنار این اگر یک فیلم سینمایی یا کتاب بخواهد بدون حمایت دولتی منتشر شود، مجوزی دولتی برای انتشار آن وجود ندارد. کسی اجازه برای انتشار محصول فرهنگی نمی‌گیرد. اما برای دولت مهم است که کپی‌رایت آن محصول پرداخت شده است یا نه. دولت ترکیه از تولید محصولات فرهنگی در همه زمینه‌ها در صورتی که احساس کند برای مردم مفید هستند، حمایت می‌کند. در کنار این اگر یک فیلم سینمایی یا کتاب بخواهد بدون حمایت دولتی منتشر شود، مجوزی دولتی برای انتشار آن وجود ندارد. کسی اجازه برای انتشار محصول فرهنگی نمی‌گیرد. اما برای دولت مهم است که کپی‌رایت آن محصول پرداخت شده است یا نه. وقتی در ترکیه می‌خواهی کتابی منتشر کنی باید در یک نامه به وزارت فرهنگ وضعیت کپی‌رایت کتاب را اعلام کنی.

    اگر هنرمندی اثری تولید کند که دولت احساس کند در راستای سیاست‌ها و برنامه‌های دولت و کشور ترکیه نیست با او چه برخوردی می‌شود؟

    وقتی اثری به بازار می‌آید، تا زمان انتشار کسی کاری به آن ندارد اما پس از انتشار اگر کسی از آن شکایت کرد، به این موضوع در دادگاه رسیدگی می‌شود. البته شکایت کردن هم منوط به اکران و پخش محصول است و نه قبل از آن. این دادگاه است که تشخیص می‌دهد محصول مشکلی دارد یا خیر.

    پیش آمده که دولت از هنرمندی و یا تولید محصولی شکایت کند؟

    بله. اما همین شکایت هم به دادگاه عرضه شده است.

    کشور ترکیه در یک دهه اخیر در زمینه به دست آوردن بازارهای تازه در صنعت نشر جهان و معرفی نویسندگانش به دنیا بسیار موفق بوده است. این اتفاق بر مبنای چه الگو و طی چه مسیری به دست آمده است؟

    ترکیه یک مرز مشخص برای بررسی اثر پیش از عرضه ندارد. از سوی دیگر ترکیه هم از شرق و هم از غرب برای معرفی فرهنگ خود استفاده کرده است. این هم به موقعیت خاص جغرافیایی آن از می‌گردد. این وضعیت دست نویسنده ترکیه‌ای را بازگذاشته است تا آسان‌تر حرکت کند. مساله سوم نیز خصوصی بودن کار نشر در ترکیه است که بعد تجاری آن را رونق داده است. آنها مسئولیت اقتصادی کارهای خود را می‌پذیرند و رویش کار می‌کنند. طبعاً بخش خصوصی به دنبال سود بالاست و در نهایت رابطه نشر ترکیه با جهان غرب را هم باید به این معادله اضافه کنیم.

    اطلاع دارید کدام کشور و زبان بیشترین طالب آثار ادبی ترکیه هستند؟

    کشورهای انگلیسی زبان. مخاطبان این زبان در دنیا بیشتر هستند. ناشران ترکیه هم با انگلیسی‌زبانان اروپا و آمریکا رابطه کاری زیادی دارند. وقتی اثری در ترکیه به انگلیسی ترجمه شد معمولاً به شش تا هفت زبان دیگر هم ترجمه می‌شود. حتی ترجمه فارسی آثار ترکی نیز از نسخه انگلیسی معمولاً انجام می‌شود و وجود این ترجمه راهگشای بسیار خوبی است برای بازشدن پای یک کتاب در بازار جهانی.

    درباره وضعیت کتابخوانی در ترکیه برای ما صحبت کنید. در ایران گفته می‌شود ترجمه‌ها بیش از تألیف با اقبال روبرو می‌شود در ترکیه وضعیت چطور است؟

    تجربه من نشان می‌دهد که در حوزه‌های مختلف اتفاقات مختلفی روی می‌دهد. اگر پاموک در ترکیه اثری منتشر کند بیش از همه نویسندگان می‌فروشد و از سوی دیگر وقتی اثری در همه دنیا پرفروش می‌شود در ترکیه هم اینگونه می‌شود. به نظرم نمی‌شود یک خط و مسیر مشخص برای این موضوع ترسیم کرد. برخی نویسندگان با یک کتاب مثلاً برای سه سال محبوب می‌شوند و بعد فراموش و برخی هم تا بیست سال معروف و پرفروش می‌شوند. در ترکیه از آثار صمد بهرنگی بسیار پرمخاطب بوده است. می‌دانم چهار ناشر آثارش را ترجمه و منتشر کرده‌اند و هنوز هم این کار را می‌کنند. درباره صادق هدایت هم وضعیت همین است.‌ در ترکیه از آثار صمد بهرنگی بسیار پرمخاطب بوده است. می‌دانم چهار ناشر آثارش را ترجمه و منتشر کرده‌اند و هنوز هم این کار را می‌کنند. درباره صادق هدایت هم وضعیت همین است. به نظرم مهم است که خواننده یک‌دفعه به اثری علاقه‌مند می‌شود و یا سالهاست نویسنده‌ای را می‌خواند.

    به مردم هم اشاره کنیم. مردم ترکیه کتابخوان هستند؟

    بهتر است بگوییم بودند. این مشکلی است که الان در همه دنیا درباره‌اش صحبت می‌شود. باید قبول کنیم نوع خبر گرفتن مردم تغییر کرده است و همه رو به فضای مجازی آورده‌اند. روش‌های قدیم دیگر مشتاق ندارد. الان زمان توئیت است. اینها را نمی‌گویم که نخواندن را توجیه کنم. منظورم این است شکل دریافت محتوا و اطلاعات در مردم تغییر کرده است. بیشتر مردم دوست دارند کوتاه بخوانند و یا ببینند تا اینکه مطالعه طولانی داشته باشند. این موضوع را باید اهالی فرهنگی در نظر بگیرند. نمی‌شود با آن مقابله کرد. باید به فکر بود که جذابیتی بیش از آنچه تا به حال بوده به محصولات فرهنگی بیافزاییم. جدای از این دسترسی آسان‌تر به کتاب هم در فضای مجازی را باید در نظر گرفت. مشخص نیست که یک کتاب را الان چند نفر می‌خوانند ولی با این همه کتابخوانی در ترکیه هم مثل همه دنیا کم شده است و البته اتفاقی است که باید می‌افتاد چون مسیر دنیا در این راه است.

    نکته این است که نباید با فن‌آوری تازه جنگید باید با آن راه آمد. نگوییم نسل جدید اهل خواندن نیست. از قضا بیشتر از ما می‌خواند اما با روش خودش و با شکلی سریع‌تر.

    جناب یگین ترکیه در بسیاری از کشورهای اروپایی پایگاه فرهنگی قوی برای خودش ایجاد کرده است. از انتشار مطبوعات تا ایجاد کرسی‌های آموزش زبان ترکی در دانشگاه‌ها. این به معنی هدف گذاری بلند مدت ترکیه برای صدور فرهنگ خودش است. ممکن است بفرمائید این برنامه فرهنگی در ترکیه به طور مشخص چه مولفه‌هایی دارد؟

    فراموش نکنید که در اروپا ترک‌های زیادی زندگی می‌کنند. در آلمان شش میلیون ترک حضور دارند. این ضرورت ایجاد و انتشار مطبوعات و کتاب و… را حتی بدون برنامه‌ریزی خاصی ایجاب می‌کند. در واقع در این کشورها این اتفاقات یک نیاز طبیعی است. در سایر کشورها و حضور در دانشگاه‌های کشورهای مختلف این وظیفه بر عهده نهادی مانند بنیاد یونس امره قرار داده شده است.

    شما با چند دانشگاه در دنیا برای توسعه و آموزش زبان و فرهنگتان در ارتباط هستید؟

    بیش از ۱۰۰ دانشگاه. برخی رشته زبان و ادبیات ترکی و برخی تنها زبان ترکی را آموزش می‌دهند.

    این دانشگاه‌ها بیشتر در کدام کشورها هستند؟

    مختلف است. مثلاً در ازبکستان و تاجیکستان حضور پررنگی داریم. در هشت دانشگاه افغانستان هم رشته زبان و ادبیات ترکی داریم

    و برای این کار چقدر بودجه دارید؟

    فرق می‌کند. بودجه دولتی برای این مساله تنها برای بنیاد ما نیست. نهادهای دیگری مانند آژانس همکاری و هماهنگی ترکیه یا اداره کل جوامع خویشاوند و ترک‌های خارج از کشور که کارش بورسیه کردن اهالی فرهنگ ترک است یا بنیاد معارف و نیز خود وزارت فرهنگ را نیز باید به این جمع افزود. ما سعی می‌کنیم با هزینه کم کارهای گسترده انجام می‌دهیم. بودجه فرهنگی در ترکیه هر سال بسته به وضعیت دولت متغییر است اما می‌توانم بگویم که رفته رفته وضعیت بودجه در حال بهتر شدن است. البته فراموش نکنید تنها ده سال از تأسیس مرکز یونس امره می‌گذرد و قبل از آن چنین فعالیت‌هایی نداشته‌ایم. هر سال دولت در حال اضافه کردن برنامه‌ها و نهادهایی برای توسعه کار فرهنگی است. البته از وضعیت موجود راضی نیستیم اما ناراضی هم نیستیم.

    در ایران با کدام دانشگاه‌ها ارتباط کاری دارید؟

    دانشگاه علامه طباطبایی. فعلاً تنها در این دانشگاه زبان و ادبیات ترکی آموزش داده می‌شود

    وضعیت آموزش زبان فارسی در ترکیه چطور است؟

    در حدود هفت هشت دانشگاه به صورت مستقیم این رشته تدریس می‌شود و در کنارش رشته تاریخ را هم باید اضافه کرد.

    پس ایران از شما در صادر کردن فرهنگ به همسایه‌اش موفق‌تر بوده است؟

    البته ما هم دوست داریم این کار را در ایران بکنیم و گسترده کنیم اما تصمیم با خود دانشگاه‌هاست که بخواهند این رشته را ایجاد کنند. ما حاضریم به آنها کمک کنیم اما بیشتر از این احساس نیاز به ایجاد این رشته است. در ترکیه برای آموزش زبان و ادبیات فارسی احساس نیاز شد و این رشته ایجاد شد. بالاخره مطالعه فرهنگ و تاریخ و زبان ترکیه نیاز دارد به دانش زبان فارسی و البته بالعکس این موضوع هم صادق است. با این همه این نظر من است و دانشگاه‌ها شاید طور دیگری فکر کنند.

    ترکیه امسال مهمان ویژه نمایشگاه کتاب تهران است. به نظرتان ایران بازار جذابی برای فعالان نشر ترکیه خواهد بود؟

    از نظر جذابیت مالی به نظرم خیر. ایران عضو کپی‌رایت نیست و ما حق دخالت در انتشار کتاب در ایران نداریم. با این حال برای نویسنده و ناشر تنها درآمد مهم نیست. او دوست دارد شناخته شود و آثارش خوانده شود. به نظرم اگر نویسنده ترک بفهمد که آثارش در ایران با اقبال روبرو شده خوشحال می‌شود از این حس مشترک و البته عصبانی از اینکه چرا اثرش بدون کپی‌رایت منتشر شده است. در ترکیه اما وضعیت برعکس است. درست است که ایران عضو کپی‌رایت نیست اما کسی نمی‌تواند اثری ایرانی را بدون اجازه طرف ایرانی چاپ کند و وزارت فرهنگ ترکیه اجازه این کار را نمی‌دهد. در نتیجه از این حضور ایران بیشتر از ما سود می‌برد.

    سوال پایانی را هم به ایران و حس خودتان نسبت به ایران اختصاص می‌دهم. چه چیزی از فرهنگ ایران شما را به خودش بسیار جذب کرده است؟

    جواب این سوال بسیار مفصل است. من ادبیات ایران را با اینکه زیاد اهل ادبیات نیستم خیلی دوست دارم. به نظر من اوج ادبیات ایران حافظ است. لذتی که از خواندن او می‌برم در کمتر متنی کسب کرده‌ام. جدای از این به سینمای ایران خیلی علاقه دارم و تا حد امکان آن را دنبال کرده‌ام. قبل از مسئولیتم در بنیاد وقتی تهران بودم تقریباً هر هفته سینما می‌رفتم.

    و چه چیزی از این سینما برای شما جذاب است؟

    مستقل بودن و طی کردن راه خودش را می‌پسندم. جذابیت مستقل بودن و ایده‌گرفتنش از خود زندگی و سادگی آن را دوست دارم. سینمای ایران از یک ایده ساده شاهکار خلق می‌کند و این بسیار با ارزش است.

  • انتشار اثری تازه از هادی خورشاهیان برای کودکان

    انتشار اثری تازه از هادی خورشاهیان برای کودکان

    به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «روزی که خورشید قهر کرد» اثر هادی خورشاهیان برای مخاطبان کودک و از سوی انتشارات کتاب نیستان روانه بازار شد.

    این کتاب که برای مخاطبان بالای هشت سال نوشته شده است روایتی ظریف و اسطوره‌ای از حادثه‌ای دارد که با توجه بیش از حد انسان‌ها به ماه و نادیده گرفتن خورشید، رخ می‌دهد.

    در این اثر داستانی با این مضمون روایت می‌شود که چون شاعران فقط برای ماه شعر می‌گفتند و عکاسان فقط از ماه عکس می‌گرفتند. بچه‌ها فقط به ماه نگاه می‌کردند. خورشید از دست آدم‌ها ناراحت شود و یک تکه ابر بزرگ و سفید را بکشد جلوی صورتش تا مردم او را نبینند … باوجود عذرخواهی آدم بزرگ‌ها و دلایلی که بچه‌ها برای نگاه نکردن به خورشید می‌آوردند، او راضی نمی‌شود و زندگی به سختی پیش می‌رود تا این که یکی از بچه‌های کتابخوان، راه حل را پیدا می‌کند. راهی که از دل افسانه‌ها و اسطوره‌هایی همچون سیمرغ و اژدها می‌گذرد و شادی و عشق را به کره‌ی زمین باز می‌گرداند.

    این کتاب همچنین با تصویرگری ویژه‌ای اثر هنرمند ایران منان عنیشی همراه شده است. در این تصویرگری استفاده از عنصر تخیل در شخصیت‌سازی برای خورشید و ماه مورد توجه قرار گرفته است. استفاده از استفاده از عنصر تخیل در شخصیت‌سازی برای خورشید و ماه و نیز استفاده از زاویه‌ی دید از بالا که برای کودکان تازگی دارد و به آنها کمک می‌کند تا از فاصله‌ای بسیار دور به زمین و ماجراهای آن بنگرند و برای لحظاتی از خودمحوری و خودبزرگ‌بینی که یکی از ویژگی‌های رایج نسل فعلی است، فاصله بگیرند از مهمترین ویژگی‌های تصویرگری این اثر است.

    کتاب نیستان این مجموعه را در قالب چهارمین جلد از مجموعه کتاب اندیشه‌های خوشمزه منتشر کرده است.

  • بیوه‌کشی چاپ سیزدهمی شد

    بیوه‌کشی چاپ سیزدهمی شد

    به گزارش خبرنگار مهر، رمان بیوه‌کشی برای سیزدهمین نوبت از سوی نشر آموت روانه کتابفروشی‌ها شد.

    بیروه کشی نخستین رمان یوسف علیخانی است که وی در سال ۱۳۹۴ آن را منتشر کرد.

    داستان این رمان به سنتی قدیمی در جامعه روستایی باز می‌گردد که مطابق با آن در صورت فوت همسر زن، او باید صبر کند تا برادر کوچک‌تر همسرش با وی ازدواج کند و امکان زندگی با کسی جز او را ندارد. «بیوه کشی» در چنین بستری با مرگ همسر زنی به نام «خوابیده خانم» در روستای میلک شروع می‌شود؛ همسری که شش برادر کوچک‌تر از خود دارد و گفته می‌شود که اژدر مار ساکن کوه‌های اطراف میلک باعث مرگ او شده است.

    فضای داستانی این رمان همانند سه مجموعه داستان قبلی علیخانی در روستایی به نام میلک می‌گذرد که همنام زادگاه علیخانی است اما نویسنده معتقد است میلک داستان‌های او با میلک واقعی تفاوت‌های بسیاری دارد.

    یوسف علیخانی نویسنده و روزنامه نگار و پژوهشگر ادبیات عامه پیش از این، سه مجموعه داستان با عناوین «قدم به خیر مادربزرگ من بود»، «اژدها کشان» و «عروس بید» و نیز رمان «خاما» را منتشر کرده است.

    از میان این آثار مجموعه داستان «عروس بید» نامزد جایزه ادب مهرگان و برگزیده دهمین جشنواره ادبی شهید غنی پور شد. همچنین وی به خاطر مجموعه داستان «اژدها کشان» نامزد جایزه ادبی گلشیری و در نخستین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد شایسته تقدیر معرفی شد.

    همچنین مجموعه داستان «قدم به خیر مادربزرگ من بود» از این نویسنده نیز نامزد جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و برنده جایزه ویژه شانزدهمین جشنواره ادبی روستا شد.

    از علیخانی همچنین آثار دیگری چون «معجون عشق»، «عزیز و نگار»، «نسل سوم داستان نویسی ایران»، «قصههای مردم الموت»، «قصه های پرهیزکاران» و نیز زندگی نامه داستانی حسن صباح، ابن بطوطه، صائب تبریزی و ناصرخسرو منتشر شده است.

  • «فوبیا» منتشر می شود

    «فوبیا» منتشر می شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب «فوبیا» با ترجمه مرتضی منصف به زودی روانه بازار نشر خواهد شد.

    محتوای این کتاب از زیرشاخه‌های روانشناسی است که ریشه‌های اختلال فوبیا را بر اساس نظریه‌های فروید بررسی می‌کند. در این کتاب تعدادی از پرونده‌های پزشکی فروید به عنوان نمونه ذکر و تشریح شدند تا اطلاعات کامل‌تری از شیوه شکل گیری فوبیا در اختیار خوانندگان قرار بگیرد. نویسنده کتاب سعی دارد با مثال‌هایی از آلفرد هیچکاک و ادگار آلن پو که از مفهوم فوبیا در آثارشان استفاده کرده اند، تأثیر این اختلال بر زندگی افراد را نشان دهد. کتاب «فوبیا» به دلیل نثر ساده و قابل فهم برای عموم افراد جامعه و دانشجویان رشته روان شناسی خواندنی است.

    ایوان وارد نویسنده کتاب «فوبیا» سرپرستی بخش آموزشی موزه فروید در لندن را بر عهده دارد. وی تاکنون کتاب‌های «ایده هایی در زمینه روانکاوی»، «مقدمه ای بر روانکاوی» و… را منتشر کرده است.

    «فوبیا» نهمین اثر انتشارات سیب سرخ در حوزه ترجمه کتاب‌های نظری (روانکاوی) است که از سوی مرتضی منصف ترجمه شده است و مراحل پایانی چاپ و نشر را طی می‌کند.

  • آغاز داوری باشگاه‌های کتابخوانی دو هزار شهر و روستا

    آغاز داوری باشگاه‌های کتابخوانی دو هزار شهر و روستا

    به گزارش خبرگزاری مهر، ابراهیم حیدری مدیرکل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی فرهنگی و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، گفت: در چهارمین دوره جام باشگاه‌های کتابخوانی کودک و نوجوان دو هزار شهر و روستا با قریب به بیست و پنج هزار باشگاه کتابخوانی مشارکت داشتند. هر شهرستان در بخش‌های چندگانه این رقابت می‌توانند سه اثر شرکت دهند. همچنین شهرهای دارای پنجاه باشگاه کتابخوانی می‌توانند در هر بخش پنج اثر را برای رقابت ارسال کنند. بخش‌های رقابتی جام باشگاه‌های کتابخوانی کودک و نوجوان عبارت است از؛ «بهترین فیلم موبایلی»، «بهترین باشگاه کتابخوانی»، «بهترین نامه به نویسنده»، «بهترین کتاب به انتخاب کودکان و نوجوان‌ها»، «بهترین مهد کودک»، «کتابفروش برگزیده» و «تسهیل‌گر برگزیده» و همچنین جایزه ویژه بخش استمرار به باشگاهی اهدا می‌شود که فعالیت‌هایش در این سال‌ها مستمرا ادامه یافته است.

    دبیر جام باشگاه‌های کتابخوانی کودک و نوجوان همچنین درباره مؤلفه‌های ارزیابی آثار در بخش‌های مختلف گفت: فیلم‌های موبایلی ارسالی باید واجد ویژگی‌های رسایی – شیوایی، وضوح هنری، کیفیت هنری صدا و تصویر، خلاقیت و تازگی، رعایت زمان ۶۰ ثانیه، قرارداشتن نام کتاب در فهرست آثار معرفی شده از سوی دبیرخانه. همچنین برای ارزیابی باشگاه‌ها مولفه‌هایی مانند تعداد کتاب‌های خوانده شده، خلاقیت و ابتکار در فعالیت باشگاه‌ها، بحث و گفت‌وگو درباره کتاب‌ها، اطلاع‌رسانی و فعالیت‌های ترویجی، مشارکت و نظم اعضای باشگاه، تعداد نامه‌های نوشته شده‌ی اعضا، تعداد فیلم‌های ساخته شده اعضا، همکاری با گروه‌ها، نهادها، یا سازمان‌های همکار و شیوه‌ی مشارکت با آن‌ها، برنامه‌های آینده، مستندسازی. همچنین نامه به نویسنده با این معیارهای ارزیابی می‌شود. توانایی ارتباط با مخاطب، خلاقیت و نویسندگی، دارا بودن زبان و نگاه کودکانه یا نوجوانانه، کیفیت ادبی فرم و محتوای نامه.

    این مقام مسئول همچنین درباره اهداف باشگاه‌های کتابخوانی گفت: ما با اجرای این طرح بر آن بودیم به افزایش سرانه مطالعه میان کودکان و نوجوانان کمک کنیم. همچنین تقویت فرهنگ گفت‌وگو و استدلال و مهارت در بحث و قدرت تحلیل و تفکر انتقادی در کودکان و نوجوانان، افزایش اعتماد به نفس کودکان ونوجوانان با شرکت آنان در بحث‌های گروهی، تشویق کودکان و نوجوانان به خواندن همراه با درک مطلب، عادت دادن دانش‌آموزان برای مراجعه به کتابفروشی، گسترش فرهنگ همکاری و مشارکت و کار گروهی، تلاش برای پیشرفت تحصیلی از راه برنامه‌های سرگرم کننده میان کودکان و نوجوانان، کمک به تأسیس و تقویت کتابخانه‌های کوچک کلاسی، مهدکودکی، کانونی، آپارتمانی، محله‌ای، مسجدی، برقراری ارتباط بین اهل قلم و کودکان و نوجوانان، کمک به گسترش، تبلیغ و معرفی کتاب از دیگر اهداف برگزاری این رویداد و پویش ملی است.

    مراسم پایانی چهارمین جام باشگاه‌های کتابخوانی کودک و نوجوان متعاقباً اعلام خواهد شد.

  • احتمال تعویق زمان برگزاری نمایشگاه کتاب تهران

    احتمال تعویق زمان برگزاری نمایشگاه کتاب تهران

    به گزارش خبرگزاری مهر، سید محمد طباطبایی گفت: در راستای صیانت از سلامت عمومی جامعه و به منظور پیشگیری از شیوع ویروس کرونا، تعویق زمان برگزاری سی و سومین دوره نمایشگاه کتاب تهران در دست بررسی است.

    وی توضیح داد: نمایشگاه کتاب تهران ابعاد گوناگونی دارد که تصمیم‌گیری درباره تعویق زمان برگزاری آن نیازمند بررسی دقیق است که نمی‌توان بدون توجه به همه جوانب تصمیم گرفت.

    مدیر روابط عمومی سی و سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران گفت: جمعیت مخاطب نمایشگاه کتاب تهران به عنوان بزرگترین رویداد فرهنگی کشور، تعداد چشمگیر افراد درگیر در برگزاری این رویداد و نوع تعامل در نمایشگاه از جمله مواردی است که توجه به آن‌ها در پیشگیری از شیوع بیماری ضرورت دارد.

    طباطبایی افزود: از سوی دیگر شیوع ویروس کرونا، شکل بین‌المللی پیدا کرده است و نمایشگاه کتاب تهران به عنوان یک رویداد بین‌المللی باید به این نکته هم توجه داشته باشد.

    وی اعلام کرد: در حال حاضر بررسی موضوع در دست انجام است و شورای سیاستگذاری نمایشگاه کتاب تهران به عنوان بالاترین مرجع تصمیم‌گیری در ساختار نمایشگاه، در روزهای آینده تشکیل جلسه خواهد داد و درباره تعویق زمان برگزاری سی و سومین دوره نمایشگاه کتاب تهران تصمیم‌گیری خواهد کرد. انتظار می‌رود تا هفته آینده تصمیم نهایی اتخاذ و اعلام شود.

  • مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه زنده‌یاد محسن سلیمانی منتشر ‌شد

    مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه زنده‌یاد محسن سلیمانی منتشر ‌شد

    به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه داستان «عید دیدنی و داستان‌های دیگر» آخرین کتاب مرحوم سلیمانی است و آنگونه که خود بیان داشته به نوعی جمع بندی یا حاصل عمر او در زمینه نگارش داستان کوتاه است.

    مرحوم سلیمانی درباره این کتاب می‌افزاید: از نظر نوشتن داستان کوتاه پرکار نبوده‌ام. چون در مجموع فقط در حدود سی داستان کوتاه نوشته‌ام اما چهارده داستان را قبل از اینکه خواننده‌ها از دستم کفری شوند خودم دور ریخته‌ام و در اینجا حدود شانزده داستان را آورده‌ام.

    سلیمانی ادامه می‌دهد: همان‌طور که در مقدمه کتاب نوشته‌ام از آن سال‌ها تا امروز مسلماً خیلی چیزها عوض‌شده است؛ مثل قیمت کالاها، کارتی شدن اتوبوس، آمدن مترو، شکل بعضی از ساختمان‌ها، ظهور پراید و … اما به نظرم مضامین زندگی ما خیلی فرق نکرده است. از جمله خشونت، عشق، بی‌رحمی، حسرت، عصبانیت نسبت به گذشته و به‌ویژه به قول همینگوی: داشتن و نداشتن.

    وی می‌افزاید: برای همین احساس می‌کنم بیشتر مضامین داستان‌های من در این کتاب هنوز هم نو است و شاید هنوز هم برخی بدشان نیاید آن‌ها را بخوانند.

    زنده یاد سلیمانی در ادامه اظهار می‌دارد: همیشه در آثارم به موضوع داشتن و نداشتن توجه دارم و همواره دل‌مشغولی من است. این مضمونی است که بزرگ‌ترین داستان‌نویس‌های عالم آن را در آثار سترگی چون بینوایان (ویکتور هوگو) و مردم فقیر (داستایوسکی)، خوشه‌های خشم (اشتاین بک) بسیار زیباتر از من به تصویر کشیده‌اند؛ اما این مانع نشده تا من هم طبعم را بیازمایم.

    در بخشی از این کتاب آمده: «یک کم که توی خیابان رفتیم، بابا گفت: «از داییت عیدی گرفتی؟»

    – آره.

    – خوب پسرم. لابد میدونی هر عیدی گرفتنی، عیدی دادنی هم داره. من هم باید به هرکدومشون اَقلکم صد تومن عیدی بدم، نه؟

    – چرا؟ دایی همه‌ش بیست تومن به من داد.

    – خوب، اما ما غرورمون قبول نمیکنه که. اگه ما فقیر فقرا مثل اونها عیدی بدیم، میگن ندارن، بدبخت‌ان، بیچاره‌ان. خوب حالا میدونی سه تا صد تومن یعنی چی؟ نه! تند نگو. فکر کن. یه کم فکر کن!

    – اما من تندی حساب کردم و گفتم: «کاری نداره. میشه سیصد تومن.»

    – نه پسر. گفتم فکر کن. نگفتم تند بگو که.

    – خوب حالا من بهت میگم یعنی چی. پسرم، سه تا صد تومن یعنی سه روز خرجی خونه‌مون.»

    این اثر در ۲۰۲ صفحه با قیمت ۳۰ هزار تومان منتشر شده است.

  • کنفرانس «بررسی ادبیات فارسی در سند» در حیدرآباد برگزار شد

    کنفرانس «بررسی ادبیات فارسی در سند» در حیدرآباد برگزار شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، به همت خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در حیدرآباد و با همکاری انجمن نویسندگان ترقی خواه پاکستان، کنفرانسی تحت عنوان «بررسی ادبیات فارسی در سند» با حضور احمد عبداله‌پور، وابسته فرهنگی و مسئول خانه فرهنگ کشورمان در حیدرآباد، مددعلی سندی، نویسنده و دانش پژوه، زین العابدین، رییس گروه زبان‌های خارجی دانشگاه سند، انس راجپر، صوفی و دانش پژوه از شهر تته، تهیم، رییس انجمن نویسندگان ترقی خواه سند، تاج جویو، رییس سابق فرهنگستان زبان سندی، سید آصف علی شاه، از خانواده فارسی‌زبانان معصومی سند، نصیر میرزا، رییس سابق رادیو دولتی حیدرآباد و تعداد زیادی از اساتید، ادبا و نویسندگان حیدرآباد در محل سالن کنفرانس خانه فرهنگ ایران برگزار شد.

    تاج جویو به عنوان اولین سخنران در این مراسم، گفت: رواج زبان فارسی در سرزمین سند در حکومت «سمون‌ها» آغاز شده است. همچنین در حکومت پادشاهان کلهوران و تالپوران تعداد زیادی از شعرای سندی به زبان فارسی شعر سروده و دارای دیوان اشعار فارسی هستند. این شعرا درباره فرهنگ و جامعه سند به زبان فارسی اشعار متعددی سروده‌اند.

    سخنران بعدی، غلامحسین سچاروی، شاعر و فارسی‌شناس سندی بود. وی ضمن معرفی برخی از شعرای اردو زبان که دارای دیوان شعر فارسی هستند، اشعاری از سروده‌های خود را در موضوع انقلاب اسلامی و حضرت امام خمینی(ره) و اشعاری از حضرت سچل سرمست به زبان فارسی در موضوع حقیقت برای مخاطبان خواند.

    عشرت علی خان، نویسنده معروف و شاعر اردو زبان فارسی‌گوی در سخنانی، گفت: کلام فارسی به عنوان زبانی کامل، کلام سرائیکی به عنوان زبان مادر و زبان سندی به عنوان زبان محلی شناخته می‌شود. وی از احمد سلیم به عنوان یکی از شعرای اردو زبان فارسی‌گو در حیدرآباد نام برد و دوران کلهوران و تالپوران را اوج شکوفایی زبان فارسی در سند نامید.

    سید آصف علی شاه معصومی سخنران بعدی این کنفرانس بود. وی درباره شخصیت‌ها و شعرای فارسی‌گوی نظیر میر معصوم بکری، بیدل، بیکس و سچل سرمست، مطالبی را ارائه کرد.

    مدد علی سندی، دانشور و نویسنده معروف سند، به عنوان مهمان ویژه نیز در سخنانی گفت: از دوران سلسله پادشاهان کلهوران و بعدا سلسله میرها (تالپوران)، شهر حیدرآباد به عنوان مرکزیت ادبیات فارسی در سند شناخته شد و به همین دلیل ادبیات فارسی به عنوان ادبیاتی فاخر و قابل ستایش وارد فرهنگ و ادبیات سندی شد و موجب تعالی آن شد.

    نصیر میرزا نیز در سخنانی گفت: دیوان شعر کرم به زبان فارسی یکی از مشهورترین دیوان شعر در دوران حکمرانی میر کرمعلی تالپور یکی از پادشاهان تالپوران است. وی از میر عبدالحسین سانگی، میرزا قلیچ بیگ و میر مراد علی خان به عنوان شعرای زبر دست فارسی گوی سند نام برد.

    عبداله‌پور هم در سخنانی، گفت: سند وارث تمدنی پنج هزار ساله است و روابط ایران و سند مبتنی بر بیش از دو هزار سال سابقه است که تأثیر زیادی بر فرهنگ و زبان سندی داشته است. اینکه مردم سرزمین سند به شعر فارسی به عنوان یک ادبیات برتر و یک طبقه و جایگاه اجتماعی والا می‌نگریستند نشان از اهمیت و تاثیرگذاری ادبیات فارسی در سند دارد.

    در پایان این کنفرانس مقرر شد؛ نشستی علمی ـ ادبی با موضوع «تأثیر نثر جدید فارسی بر ادبیات سند» برگزار شود.

  • ایران سرزمین شعر و شاعری است

    ایران سرزمین شعر و شاعری است

    به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، همه ساله روز ۲۱ فوریه، در تقویم یونسکو به روز جهانی زبان مادری نامگذاری شده است و کشورهای مختلف نسبت به برگزاری مراسم‌های مختلف در ‌خصوص آن، اقدام می‌کنند.

    در اتیوپی نیز به ابتکار سفارت کشور بنگلادش و همکاری دفتر یونسکو و دانشگاه ادیس آبابا مراسمی در روز جمعه (۲ اسفند ۱۳۹۸) در موزه دانشگاه ادیس آبابا برگزار شد.

    در این مراسم که تعداد زیادی از سفرا، پژوهشگران و زبان‌شناسان دانشگاه شرکت کرده بودند، برنامه متنوعی برای میهمانان شامل نمایش مستندی در خصوص زبان مادری، سخنرانی سفیر بنگلادش، نماینده یونسکو در اتیوپی، رییس دانشگاه ادیس آبابا و همچنین اجرای موسیقی فولکلور کشورها اجرا شد.

    همچنین، نمایندگان هر کشور در حوزه‌های زبانی مختلف نسبت به خواندن شعری از زبان بومی خود و ترجمه آن به انگلیسی اقدام کردند.

    سلمان رستمی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در مراسم روز جهانی زبان مادری در اتیوپی، با قرائت غزلی برای حاضرین در این مراسم، ایران را سرزمین شعر و شاعری نامید و پیرامون تنوع زبان‌ها و گویش‌های مختلف مردم ایران به ایراد سخن پرداخت.