برچسب: رشد اقتصادی

  • انتخابات هیجان موقت برای بورس ایجاد می کند/ چه سهم‌هایی شانس بیشتری دارند؟

    انتخابات هیجان موقت برای بورس ایجاد می کند/ چه سهم‌هایی شانس بیشتری دارند؟

    به گزارش خبرآنلاین بورس تهران در پایان معاملات امروز با رشد ۱۵ هزار و ۶۸۲ واحد به رقم یک میلیون و ۲۰۲ هزار و ۶۳۹ واحد رسید. شاخص کل نیز با معیار هموزن با رشد ۱۶۷ واحد به رقم ۴۲۷ هزار و ۴۵۰ واحد رسید. ارزش روز بازار به بیش از ۴ میلیون و ۸۱۱ هزار میلیارد تومان رسید.

    معامله گران امروز بیش از ۶ میلیارد سهام‌، حق تقدم و اوراق مالی در قالب ۴۷۲ هزار نوبت معامله و به ارزش ۴۳۷۳ میلیارد تومان داد و ستد کردند.

    امروز همه شاخص‌های بورس سبزپوش شدند و شاخص کل و شاخص قیمت با معیار وزنی ـ‌ ارزشی ۱.۳ درصد افزایش یافت. همچنین شاخص کل و شاخص قیمت با معیار هموزن هر کدام ۴ صدم درصد رشد کردند.

    شاخص آزاد شناور ۱.۱ درصد رشد کرد، شاخص بازار اول بورس ۱.۶ درصد رشد کرد، شاخص بازار دوم بورس ۹۸ صدم درصد، رشد کرد.

    علی حیدری، کارشناس اقتصادی، در گفت و گو با خبرآنلاین در خصوص روند بازار سرمایه تا پایان سال گفت: روند بازار سرمایه تا پایان سال کج دار و مریض ادامه خواهد داشت. اول این که از لحاظ اقتصادی چشم انداز روشنی درمورد بودجه عمرانی یا رشد اقتصادی از نظر اعداد و ارقام واقعی دیده نمیشود. دوم این که بانک مرکزی به خوبی ارز را مدیریت میکند و انضباطی که ایجاد کرده هرچند خیلی آهسته است اما باعث شده انتظارات تورمی در سطح جامعه کاهش پیدا کند. از طرفی فضای آشفته سیاسی داخلی و خارجی سبب نوسانات شدید در بازار خواهد شد.

    وی افزود: از نظر پولی و مالی نیز روند بازار سرمایه تا بهمن ماه یک روند یکنواخت و در بیشتر مواقع نزولی است اما اگر از نظر تنش‌های سیاسی نگاه کنیم روند بازار سرمایه تا پایان سال با صعودهای هیجانی لحظه‌ای همراه است.

    این کارشناس اقتصادی اظهار کرد: ارجاع دادن به این که فلان سازمان بین المللی عنوان کرده که ما رشد اقتصادی خواهیم داشت یعنی تایید تعمدی یک اشتباه. چرا که مبنای محاسبات این این سازمان‌ها دلار ۴۲۰۰ تومانی است در صورتی که نرخ دلار این رقم نیست. در سال ۱۴۰۰ در بهترین حالت رشد اقتصادی صفر خواهیم داشت.

    حیدری با اشاره به این که برای بازار سرمایه، این که چه کسی و چه جناحی در انتخابات امسال پیروز میشود اهمیت ندارد، گفت: تقریبا ۳ سال است که اجماع‌ها در سطح مسئولین و نهادها همسو میشود با رویکرد حاکمیتی و یک طرفه شده است. اما اگر رییس جمهور آینده دیدگاه سیاست گذاری او حتی در کلام همسو با حاکمیت باشد بازار از شوک‌های سیاسی دور خواهد ماند و روند یکنواختی میگیرد. اگر هم رویکرد مالی و تجاری دولت همسو با سیاست‌های بانک مرکزی باشد میشود امیدوار بود که یک رویکرد مثبتی باشد اما کلا به جایگاه اقتصادی ویژه‌ای نخواهد رسید.

    وی افزود: به طور کل انتخابات هیجان موقتی در بازار سرمایه ایجاد میکند و بعد از آن بازار خود را با تورم و تنش‌های سیاسی موجود وفق میدهد. 

    وی در خصوص این که چه سهم‌هایی در حال حاضر شانس بیشتری در بازار دارند گفت: در مرحله اول سهام‌های پتروشیمی و بعد از آن گروه فولادی شانس بالایی دارند چرا که رویکردهای بین المللی دارند. گروه سوم خودرویی‌ها است. علاوه بر این‌هه میتوان بیمه را هم نام برد. ولی هیچکدام را بدون یک منبع خبری موثق پیشنهاد نمیکنم

    ۲۲۳۲۲۹

  • مهمترین خبر اقتصادی سال ۹۹ چه بود؟

    مهمترین خبر اقتصادی سال ۹۹ چه بود؟

     به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کاربران خبرانلاین به این سئوال که مهمترین خبر اقتصادی سال ۹۹ که بر زندگی شما تاثیر مستقیم داشت، چه بود؟ پاسخ‌های متعددی دادند.
    برخی کاربران تاکید کرده‌اند ریزش بورس و افزایش تورم یکی از مهمترین اخبار اقتصادی بوده است. این موضوع یکی از پرتکرارترین موضوعات در میان پاسخ‌ها بود . بر این اساس بررسی‎ها نشان می‎دهد ریزش بورس در کنار از دست رفتن قدرت خرید یکی از مهمترین دغدغه‎های کاربران خبرانلاین بوده است .
     بسیاری معتقدند سال ۹۹ سال بسیار سختی برای اقتصاد ایران بود و اغلب مردم در این سال موقعیتی نامناسب را به لحاظ رشد قیمت‎ها شاهد بودند. در این میان حسن نیز گفته است: بدترین تجربه اقتصادی نوسانات قیمت بود که هر روز ما مردم قدرت خرید را از دست دادیم .
    برخی دیگر از پاسخ ها نیز به مساله ریزش ارزش پول ملی بازمی‌گشت که شکلی دیگر از بازگوی بحران تورم بود.
    ۲۲۳۲۲۳

  • آیا رشد اقتصادی ایران مثبت شده است؟

    آیا رشد اقتصادی ایران مثبت شده است؟

    نکته  اول : وجود تناقضات همیشگی بین آمار های اعلامی دو مرجع رسمی بانک‌مرکزی و مرکز آمار ایران بطور مثال : مرکز آمار ایران رشد بخش کشاورزی را در سه ماه اول ۹۹ حدود ۰/۱ درصد اعلام کرده، درحالی‌که بانک‌مرکزی از رشد بخش ۳/۷ً درصدی بخش کشاورزی در سه ماه اول سال ۹۹ خبر داده است یا رشد بخش صنعت در بهار ۹۹ توسط بانک مرکزی ۱/۳ درصد مثبت اعلام شده در حالیکه طبق آمار برآورد شده  مرکز آمار ایران این نرخ منفی ۴ /۰ درصد گزارش شده  که در این مورد مصادیق فراوان است . این تشتت آماری ناشی از دریافت داده های متفاوت توسط این دو منبع اطلاع رسانی اماری کشور است یا بنا بر اقتضائات سیاسی داده ها دستکاری میشوند تا پس از پردازش در دستگاه محاسباتی ستانده های  بهتری در عرصه داخلی و برون مرزی ارائه شوند .  
    نکته دوم عدم هماهنگی بین نرخ متغیرهای اقتصادی است که منبعث از تناقضات آماری است که صحت آنها را تردید آمیز می‌سازد اما مسئله اصلی واقعیات اقتصاد کشور است که هیچ نشانی از بهبود در آن دیده نمی‌شود دامنه فقر گسترده‌تر شده ،ارزش پول ملی به شدت افت کرده و گرانی روز افزون کالاها به ویژه کالاهای سبد متعارف مصرفی  قدرت خرید کثیری از آحاد آسیب دیده و آسیب پذیر و صاحبان درآمدهای ثابت و به طور کلی اقشار کم برخوردار و حتی لایه‌های بالای طبقه  متوسط را کاهش داده و آنان را به آستانه و یا به زیر خط فقر کشانده. مردم به آمارهای تورم، نرخ بیکاری و رشد اقتصادی و دیگر آمارهایی‌که‌ آثار آن را در زندگی خود احساس و ادراک نمی‌کنند باور ندارند. سالهای ۹۷ و۹۸ مجموعا” با رشد منفی۱۴ درصدی روبرو بودیم امسال دولت رشد اقتصادی را مثبت اعلام کرده این در حالیست که دستیابی به رشد اقتصادی مثبت مستلزم ضرورت‌های پیشینی است که متاسفانه اقتصاد سال ۹۹ در استمرار و تداوم سیاستگذاری‌های دو سال گذشته که به تدریج منافذ ورودی ارز به کشور چه از بابت کمیت صادرات اعم از نفتی  و غیرنفتی وچه از جهت تحریم مبادلات بانکی تنگتر و بسته‌تر شده کمبودهای ارزی و به تبع ریالی بیشتری را تجربه کرده و لذا درآمدها قادر به پوشش بخش اعظمی از بودجه جاری دولت هم نشده و دولت با وجود تمهیداتی در راستای غیر پولی کردن تامین کسر بوجه نظیر فروش بخشی از دارایی‌های خود و عرضه برخی از سهام شرکت‌های دولتی به بورس و انتشار اوراق بدهی ، اجازه انتشار اوراق ودیعه دوساله  و انجام عملیات بازار باز  و افزایش نرخ سود بانکی ، باز هم کمبود منابع  را از برداشت از صندوق توسعه ملی و استقراض از بانک‌مرکزی تامین نمود که نتیجه آن  افزایش پایه پولی و گذر کردن نقدینگی از مرز ۳۳۰۰ هزار  میلیارد  تومان بود که اگر با حجم نقدینگی ۴۹۲ هزار میلیارد تومانی خرداد ۹۲ که شروع دوره ریاست جمهوری روحانی  بود مقایسه کنیم درمی‌یابیم که بیش از ۶/۷ برابر و یا ۶۷۰ درصد رشد نشان میدهد  ،که هیچ تناسبی با میانگین رشد اقتصادی اعلامی صفر درصد در این بازه زمانی نداشته است که لذا باید آن‌را به افزایش مداوم رشد تورم معطوف کرد . اما همان‌طور که عرض کردم در سال ۹۹ ضرورت‌های پیشین برای دستیابی به رشد اقتصادی مثبت فراهم نبود زیرا یکی از مهمترین ملزومات رشد اقتصادی  افزایش رشد سرمایه گذاری و رشد بهره وری است که در هردو مورد با رشد منفی روبروبوده ایم که از عوامل تضعیف تولید است
    تضعیف بخش واقعی اقتصاد از چهار منظر ، در سال ۹۹ قابل تأمل است
    یکم : عدم حمایت دولت از بخش واقعی اقتصاد  و دخالت های نامطلوب در بازار و قیمت گذاری ،به بهانه تنظیم بازار و کنترل قیمتها
    دوم : آثار مخرب تحریم‌های حداکثری آمریکا  که تمام بخشهای اقتصادی ایران را در هدف داشته است در بخش پولی نیز بخشی از رشد متغیرهای پولی متاثر از اثرات غیر مستقیم تحریم‌های آمریکاست.
    سوم: تبعات سهمگین ویروس کرونا بر کسب وکارها و تولیدات کالاها و خدمات که منجر به تضعیف تولید و کاهش اشتغال شده است.
    چهارم : اتخاذ سیاستهایی با انتظار ایجاد رضایت بخشی های زودهنگام از طریق ارائه کمک‌های نقدی و جنسی ناکافی به مردم و پرداخت ارز با نرخ ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی برای واردات کالاهای اساسی که منجر به ادامه وقوع فساد و اختلاسهای هزاران میلیاردی که بانکها را از اعطای اعتبارات به بخش واقعی اقتصاد تهی ساخت . بجای  اصلاح رفتار مالی دولت بویژه کاستن از کسر بودجه و اتخاذ سیاستهای بهینه مدیریت منابع مالی وارزی و ریالی.
    فی‌الواقع تأثیرات سوء همین عوامل بر اقتصاد کشور رشد منفی اقتصادی را در سال‌های ۹۷ و۹۸ رقم زد . اینک چگونه ممکن است در سال ۹۹ که شاهد بهبود مدیریت مالی و پولی و ارزی دولت نبوده‌ایم با رشد تولید ناخالص داخلی مثبت روبرو باشیم در حالیکه شرایط اقتصادی سال ۹۹ نسبت به دو سال پیشین به مراتب وخیم تر بوده است . براساس آمار رسمی دولتی رشد تولید ناخالص  داخلی با نفت  به نقل از گزارش ۹۹/۶/۱۲ اقتصاد نیوز متکی بر آخرین گزارش فصلی مرکز آمار ایران در ۳ ماهه ابتدای سال گذشته منفی ۳/۵ درصد بوده که اگر همین روند را تا پایان سال در نظر بگیریم با اغماض باید رشد اقتصادی حدود منفی ۱۰ درصد را تجربه کرده باشیم که نگارنده در پاییز سال گذشته پیش بینی نموده بود . بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول نیز که نرخ رشد اقتصادی دنیا وچند کشور منتخب را در جدولی منتشر ساخته نرخ رشد اقتصادی ایران در سال‌های ۹۷و ۹۸و۹۹ به ترتیب منفی ۴/۸۴ درصد ، منفی ۹/۴۶ درصد ومنفی ۵/۹۸ درصد بوده که به واقعیت نزدیکتر است . البته بر کسی پوشیده نیست که رشد قابل توجهی در عرصه تولیدات تسلیحاتی وموشکی و شناورهای نظامی داشته‌ایم که باعث افزایش میانگین نرخ رشد اقتصادی شده اما تامین معیشت مردم را به سبب تخصیص منابع بیشتر باین حوزه  سخت‌تر نموده است . در اردیبهشت ۹۸ تعداد خانوارهای ایرانی زیر خط فقر ۵۵ درصد اعلام شده بود که کثیری از آنها زیر خط گرسنگی به سر میبرند اما در دی ماه ۱۳۹۹  با توجه به آمارهای گوناگون همچون حقوق دریافتی و گرانی‌ها، اعلام شد که: «۵۸ درصد مردم ایران برای زنده ماندن تلاش می‌کنند نه زندگی کردن». با این اوصاف اگر هم در سال ۹۹ به رشد اقتصادی مثبت دست یافته باشیم بیانگر هیچ آثار بهبودی در زندگی اکثریت آحاد جامعه نبوده است ، گرچه رشد اقتصادی در زیر ساخت‌های کشور هم که بر اساس یک استراتژی توسعه گرا و نگاه به آینده صورت گیرد تغییرات زودهنگامی را بر بهبود رفاه جامعه ایجاد نخواهد کرد اما متاسفانه سیاستگذاری در بخش تاسیسات زیر ساختی و پروژه های ساختارهای اقتصادی اجتماعی فرهنگی بهداشتی و زیست محیطی که تامین مالی آنها همه ساله در چارچوب بودجه های عمرانی کشور تدوین میشود نیز  از عقلانیت عملی بی بهره بوده و بخش عمده ای از منابع عمرانی مصروف هزینه های جاری دولت شده و هزاران طرح ‌وپروژه عمرانی ناتمام بر زمین‌مانده و اغلب توجیه اقتصادی خود را از دست داده و از سوی دیگر مطالبات پیمانکاران بخش خصوصی لاوصول مانده و بورشکستگی آنان منجر شده است .
    – دورنمای اقتصادی سیاسی اجتماع سال جاری نیز حامل شرایط نوید بخشی نخواهد بود . زیرا بر اساس گفته آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا راه بسیار طولانی برای انجام  مذاکرات در پیش است. از سوی دیگر جمهوری اسلامی با اتکاء به قرار داد ۲۵ ساله اخیر با چین‌ به اتخاذ موضع محکمتری در برابر مواضع آمریکا مبادرت ورزیده . که اگر این قراداد که هنوز منافع و مضار آن بر ملت ایران‌ در هاله ای از ابهام است اجرایی شود . کشور ما در سال جاری علاوه بر اینکه با تشدید تحریم‌های آمریکا روبرو خواهد بود طیف گسترده‌ای از کشورهای اروپایی و عربی و کشورهای حامی آمریکا در دیگر نقاط جهان هم در برابر ایران رسما” موضع خواهند گرفت. ضمن آنکه ایران از ترکش‌های جنگ اقتصادی غرب با چین مصون نخواهد بود.
    * اقتصاددان
    ۲۲۳۲۲۳

  • پورمحمدی: اقتصاد ونزوئلایی و تورم چندصد درصدی را پشت سرگذاشتیم

    پورمحمدی: اقتصاد ونزوئلایی و تورم چندصد درصدی را پشت سرگذاشتیم

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مرکز اطلاع رسانی، روابط عمومی و اموربین‌الملل سازمان برنامه و بودجه کشور؛ مشروح گفتگو با پورمحمدی ،معاون سازمان برنامه و بودجه در پی می‌آید . پورمحمدی سه دوره مدیریتی رده بالا در سه دولت مختلف از زمان اصلاحات تا تدبیر و امید را در کارنامه دارد و در ۱۸ سال اخیر در وزارت امور اقتصادی و دارایی، بانک مرکزی و دست آخر سازمان برنامه و بودجه در رفت و آمد بوده است. به گفته خودش، گنجینه‌ای از تاریخ شفاهی تحریم‌ها و جنگ اقتصادی با خود همراه دارد. سیدحمید پورمحمدی گل سفیدی اهل استان چهارمحال و بختیاری در اوج تحریم‌های سال ۹۱-۹۰ قائم مقام بانک مرکزی بود که برای اولین بار این بانک تحریم شد و برای بار دوم در سال ۹۷ در یکی از حساس‌ترین پست‌ها مسئول تهیه و تنظیم بودجه کشور بوده که درآمدهای نفتی تقریبا به صفر رسید. مشروح این گفت‌وگو بدین شرح است:
    سازمان برنامه و بودجه فارغ از اصلاح ساختار بودجه یک مأموریت جدی و کلی دارد که باید جلوی درآمدهای غیرواقعی را بگیرد که بودجه تراز باشد. آن هم در شرایطی که دچار محدودیت‌های جدی هستیم و از دستگاه‌های دیگر نمی‌توان انتظار داشت تا  جلوی افزایش هزینه را بگیرند.  رئیس جمهور نیز معتقد است بودجه‌ جای شعار نیست و باید عملیاتی باشد. آقای جهانگیری می‌گوید بودجه چوب ادب سیاست‌مداران است، منتها با این مسأله مواجه هستیم که در ۴ سال اخیر پیش‌بینی درآمدها غیرواقعی بود. به خصوص درآمدهای نفتی یعنی رقم‌هایی که همه می‌دانیم محقق نمی‌شود، سازمان هم می‌داند اما بازهم داخل بودجه گذاشته می‌شود و بعد هم توجیهاتی برای آن آورده می‌شود که قابل درک نیست. مثلاً می‌خواهیم پیغام به بیرون از کشور بدهیم. چرا با وجود تحریم و جنگ اقتصادی اصرار بر درج درآمدهای غیر واقعی در بودجه وجود دارد؟ پورمحمدی: امیدوارم این گفت‌وگو بتواند گره‌ای از مشکلات باز کند و با همه آنهایی که با اقتصاد و بودجه سروکار دارند، الفت ایجاد کند. قبل از این که به سؤال جنابعالی پاسخ دهم، می‌خواهم به اصلاح ساختاری بودجه بپردازم. کارشناسان سازمان برنامه و بودجه روی اصلاحات ساختاری کار کردند و دل بستند که می‌شود بسیاری از ایرادهای همیشگی و متصلب (سخت و سفت) بحث بودجه و مشکلات اقتصاد را در این قالب حل کنند. موقعی این کار را شروع کردیم که بنده تزلزل‌ها را به همکاران منتقل نمی‌کردم و در دلم نگه می‌داشتم. چند نظر وجود داشت چون باید تیم را دلگرم نگه می‌داشتم. به آنها می‌گفتم شما کسانی هستید که می‌توانید مقدرات همیشگی بودجه کشور و اقتصاد را رقم بزنید تا بودجه از ایرادات منزه باشد. چند نکته را همه مسؤولان ابتدا گوشزد می‌کردند؛ اول اینکه در زمان سخت‌ترین تحریم‌ها وضع شده، تاب و تحمل اصلاحات ساختاری وجود ندارد. اصلاح ساختار یعنی پوست‌اندازی جدید. وقتی با تحریم‌های دردناک روبرو هستیم، تحمل برای همه بخش‌های کشور وجود ندارد و کشور متوقف می‌شود. این مسأله را هیچ گاه به همکارانم منتقل نکردم. می‌گفتم اگر زمانی بشود آرمان‌ها را محقق کنیم و پول نفت را دست‌کم در بودجه جاری به صفر برسانیم و اصلاح ساختاری انجام دهیم، بهترین زمان همین وقت است که در تنگنا هستیم. وقتی در تنگنا هستیم و نفتی وجود ندارد بهترین وقت پارادایم شیفت (تغییر رویکرد) است. اختلافی در بین متولیان و بنده بود که من می‌گفتم می‌توانیم، آنها می‌گفتند شدنی نیست. مسئله دیگر این بود که تا زمان تدوین کلیات همه با ما متحد بودند، زمانی که به اجرا و اصلاح می‌رسد که درد و مشکلات آن موقع نمایان می‌شود و داستان مولوی را مثال می‌زنند که «شیر بی یال و دم و اِشکم که دید». سوزن اصلاحات وقتی یک قسمتی بخواهد فرو برود، صدای همه درمی‌آید. این کار شدنی نیست و نمی‌توانید انجام دهید. باز هم من اینها را منتقل نمی‌کردم. امید می‌دادم تا کار جلو برود. مسأله بعدی این بود که چرا فراتر از آن چیزی که خواسته شده، می‌روید. وظیفه شما در همین قسمت است و مسؤولیت اجرا ندارید. در اختیار سران قوا قرار دهید یا می‌پذیرند یا نمی‌پذیرند، بنابراین حد پروازتان آنجاست و صلاحیت بیش از این کار را ندارید. باز هم منتقل نمی‌کردم و می‌گفتم قطعا اجرا می‌کنیم و بهترین زمان است و باید دیگران را متقاعد کنیم. این سه مورد اثر خود را گذاشت، ما کارمان را به شایستگی انجام دادیم، هنوز هم در مورد نکات اصلاح ساختاری بودجه باور عمیق داریم، ولی سه ایرادی که گوشزد می‌کردند و من در انعکاس آن تحفظ (خویشتنداری) می‌کردم، محقق شد. دو بحث دیگر نیز در مورد اصلاحات وجود داشت. زمانی که مطرح می‌شود همه صف می‌بندند که باید چنین و چنان شود، اما بعد از یک مدتی به عنوان موضوعات عادی جامعه تلقی می‌شود. بسیاری از مباحثی که به عنوان اصلاحات ساختاری مطرح کردیم به تدریج در ادبیات دولت، وزارت نفت و مراجع تصمیم‌گیر بالاتر نمایان است. بخشی از آنها مطالبه جای دیگر بوده و برای ما خوشایند است. همچنین به ذهن رسید چون ماه‌های پایانی دولت دوازدهم است این مسأله را مکتوب و منتشر کنیم. ای بسا کتابی شود و تاریخ شفاهی مانند موانع و مشکلات را کنار آن بگذاریم. همان طور که اشاره کردید، بله، سازمان برنامه و بودجه هست که می‌تواند بودجه را به سامان ببرد و بقیه را متقاعد کند، اما سازمان بین دو موضوع گیر کرده بود. آیا محکم به سمت جراحی برود یا در نتیجه تحریم‌ها که فشار سخت معیشتی که به مردم و کارمندان و بازنشستگان می‌آید کدام را زودتر به نتیجه برساند و سرپا نگه دارد. بنا به ملاحظات و هشدارهایی که مکرر به سازمان برنامه دادند که در این شرایط، تحریم‌ها به شدت افزایش پیدا می‌کند و به رکود فرو رفتیم و تورم به شدت افزایش پیدا کرد که ناشی از بالا رفتن شدید نرخ ارز بود؛ گفته شد، خوب است دولت وقت خود را به روی معیشت کارمندان و بازنشستگان بگذارد. این به معنای حفظ وضعیت موجود و عبور از گردنه در کوتاه مدت است و به شدت سازمان برنامه خود را برای معیشت جامعه هزینه کرد. در زمانی که درآمد نفت و سایر درآمدها کم بود، ولی آن چیزی که برای سازمان در این مقطع حائز اهمیت بود، تامین حداقل معیشت جامعه  بود تا از گردنه عبور کند.  سؤال کردید که چرا دولت رقم نفت را بالا می‌بیند؟ در حالی که در باورش این گونه نیست. این مسئله فرایندی نیست که توسط یک کارشناس و در سازمان برنامه و بودجه رقم بخورد. بودجه فرایندی است که در مسیر خودش باید نظرات وزرای مختلف را جلب کند. اقتصاد سیاسی کار خودش را در بودجه می‌کند، نمی‌توانید بگویید مسائل سیاسی و به خصوص تعاملات بین المللی را نادیده بگیرید. طبیعی است اگر خالص نظر سازمان و بودجه را بخواهید، همیشه این است که وابستگی بودجه به نفت را حداقل ممکن ببیند، حالا هر چقدر بیشتر شد، برای سازمان بهتر است. کار تدوین بودجه هر چه وقتی جلوتر می‌رود اقتصاد سیاسی، تعاملات بین المللی و امید دادن و چگونگی حفظ بازار ارز را باید در نظر گرفت. بالاخره بودجه باید تراز باشد. مثلاً اگر نفت ۵۰۰ هزار بشکه در روز پیش بینی شد از آن طرف ناگزیر هستید نرخ ارز را خیلی بالا بگیرید. یعنی دولت دارد به  جامعه علامت می‌دهد که در آینده نرخ ارز بالا می‌رود و خودش یک مانع است. در دولت نظراتی دارند و ناگزیریم؛ همیشه فعال مایشاء (آنچه که بخواهد انجام دهد) نیستیم؛ بلکه باید بتوانیم نظرات را اعمال کنیم. بعد به مجلس که می‌رویم در گام اول همین سوالات شما را می‌پرسند که چرا وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی زیاد است، اما آخر سر وقتی می‌خواهند بودجه را ببندند آنها نیز مثل دولت مقداری آشکارا و پنهانی، تهاتری و در ردیف‌ها درآمد نفت اضافه می‌شود و نمی‌شود کاری کرد. تجربه به دست آمده این است که امیدواریم اجماعی در مسؤولان ایجاد شود با پشت سر گذاشتن سختی و تلخی تحریم کار به نتیجه صحیح برسد. زمان تحریم‌ها فرصت خوبی برای اصلاحات ساختاری بود که پشت سر گذاشتیم و در زمان دیگری ببینیم می‌توان این کار را انجام داد یا خیر.   فرمایش شما را متوجه می‌شوم و صحیح است که وظیفه کاهش وابستگی به نفت برعهده سازمان برنامه است، اما اکنون اختیاری در این زمینه وجود ندارد؛ یعنی درآمدی وجود ندارد و یک مرحله جلوتر هستیم. فایده رقم بالاتر گذاشتن درآمد نفت برای چیست؟ در حالی که چند سال این موضوع تجربه شد. ممکن است بفرمایید فایده آن تراز شدن بودجه است و روی کاغذ نشان می‌دهد کسری بودجه وجود ندارد. شما فردی عملیاتی و در جایگاه عملیاتی هستید، آیا واقعا فایده‌ای دارد که کسری بودجه را روی کاغذ بپوشانیم؟ کسری در عالم واقع خود را نشان می‌دهد، وقتی نفتی فروخته نمی‌شود هر چقدر هم رقم بگذارید اصلاً از ۲,۵ میلیون بشکه ۵ میلیون بگذارید، تغییری در واقعیت رخ نمی‌دهد. در واقع مثلاً فروش یک میلیون بشکه است، چه اتفاقی می‌افتد اگر درآمدها را واقعی ببینیم؟ کمک نمی‌کند که هزینه‌ها واقعی شود؟ پورمحمدی:  (روش و رسم) سازمان برنامه این است که درآمد نفت را حداقل ببیند تا به تبع آن هزینه‌ها را نیز حداقلی باشد و کشور را با هزینه کمتر اداره کند، ولی به نظرات توجه کنید؛ اگر اول سال ۹۹ قرار می‌گرفتیم طبیعی بود صادرات نفت را به کمتر از ۳۰۰ هزار بشکه می‌دیدیم، چون تحریم‌ها به اوج رسیده بود و حتی شماره موتور و بدنه کشتی‌ها را رصد می‌کردند. حقیقتا خیلی محکم این مسیر را پشت سر گذاشتیم. به چند صد درصد میزان صادرات آن موقع رسیدیم و افزایش پیدا کرد. آن وقت سیاست‌گذار با من این گونه روبرو می‌شود، اگر می‌خواستم به حرف تو گوش بدهم، هیچ گاه تحریم‌ها را دور نمی‌زدم. با همان ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار بشکه می‌ماندم و به رقم‌های بالا اصلاً نمی‌رسیدم. وظیفه من این است که دستگاه اجرایی و بقیه ارکان حکومتی را مکلف کنم که نفت را از زیر تحریم‌ها بیرون بیاورد و صادر کند، کما این که این کار را کرد. نقد خواست بنده و شما این است که میزان حداقلی به میزان قابل توجه برسد. ابتکاراتی بود که انجام شد. هدف‌گذاری بالاتر که صورت می‌گیرد به معنای این است که بروید راه را باز کنید. بنابراین با فشار و تحکم و خواسته‌ای نشان می‌دهد که می‌شود. نکته دوم؛‌ با فرض این که میزان صادرات نفت را در بودجه کم در نظر بگیرید، که ما این را کم در نظر می‌گیریم. بدین معنا است که میزان ارز حاصل از صادرات نفت برای واردات کالاهای اساسی کافی نیست و نرخ ارز باید در بازار افزایش یابد. چرا آقای دکتر؟ دلیلی ندارد قیمت ارز بالا برود. به جز کالای اساسی درآمد نفت صرف امور دیگری نمی‌شود، نیازی به افزایش نرخ ارز نیست. نرخ ارز برای کالای اساسی ثابت است و صادرات نفت به نسبت نیاز ارز کالای اساسی اندکی بیشتر است. پورمحمدی: مهم‌ترین مولفه‌ای که همواره روز نرخ ارز تأثیر می‌گذارد، ارز خود دولت است که حاصل از صادرات نفت و گاز و موارد این گونه است. اگر بگویید ارز نداریم، اما باید منابع کالای اساسی را تأمین کنیم، بدان معناست که باید از بازار ارز خریداری کنید یا از پول پرقدرت بانک مرکزی تأمین کنید که هر دو آن تورم بسیار بالا و قیمت ارز بالا را به وجود می‌آورد. هر دو این موارد اتفاق افتاد؟ پورمحمدی: خب، قبول دارم؛ این را فراموش نکنید وقتی تحریم‌ها شروع شد بسیاری از این حکام کشورها با رئیس جمهور در سازمان ملل جلسه داشتند. (مهر ماه سال ۹۷) ترامپ گفته بود، اگر دو ماه ایران را رها کنید مطمئناً زیر بار تحریم‌ها له خواهد شد و حاکمیت‌شان فرو خواهد پاشید. اما الان سال ۹۹ به پایان رسید و اتفاقی نیفتاد. همه می‌گفتند با کمبود منابع و تحریم‌های شدید حتی اگر نفت را با دور زدن تحریم صادر کنیم، اما هیچ گونه تراکنشی نمی‌توانیم داشته باشیم و پول آن دست‌تان نمی‌رسد. اقتصادی مثل کشور ونزوئلا با  تورم چند صد درصدی خواهیم داشت. ما این فضا را پشت سر گذاشتیم. نقادی سر جای خودش. با افتخار سخت‌ترین تحریم‌ها را در سه سال پیاپی پشت سر گذاشتیم که در هر سال آن یک بحران زلزله، سیل و کرونا داشتیم و در عین حال تحریم‌ها که اقتصاد و معیشت مردم را وسط یک مقراض (قیچی) قرار داده و به آن فشار می‌آورد، ولی اقتصاد ما ونزوئلایی نشد. به سمت ابرتورم نرفتیم، در حال خارج شدن از رکود هستیم و توانستیم شرایط را حفظ کنیم و رو به بالندگی اقتصادی برویم. مقایسه کنید.  اشاره کردید دولت تصمیم می‌گیرد که درآمد صادرات نفت را بالا ببرد و فشاری به وزارت نفت بیاورد که صادرات افزایش یابد. نمی‌شد همین رویکرد برای درآمدهای غیر نفتی اتخاذ می‌شد که مثلاً سازمان مالیاتی شما باید این میزان درآمد وصول کنید. پورمحمدی: بله، کاملا درست است. صحبت قبل را تکمیل کنم. سیاست‌گذار با تعیین درآمد نفت چه علامتی به سال آینده می‌دهد؟ آیا نرخ ارز را بالا می‌برم؟ در تأمین کالای اساسی موفق می‌شوم؟ فراموش نکنید بودجه به عنوان سند مالی‌ دولت منتشر می‌شود. دولت همواره به دنبال این است که بازار نفت خود را مطالبه کند. اگر بگویید ۲۰۰ هزار یا ۵۰۰ هزار بشکه صادر نمی‌کنم یعنی اینکه عملا بازار من را هر کسی می‌خواهد تحویل بگیرد. این هم علامت دیگری است که نمی‌خواهد بازار بین المللی را از دست بدهد. بودجه فقط ارقام خشک نیست. اثر خود را در دولت، مجلس و قسمت‌های دیگر می‌گذارد. یکی از کش مکش‌های جدی ما که به اوقات تلخی بسیاری می‌انجامد نحوه محاسبه مالیات‌ها است. تقریبا پایان سالی نبوده که ما با دوستان وزارت اقتصاد تندی و قهر نکنیم. عمده بحث‌های روی مالیات است. برخی اوقات اختلاف نظر در مورد رقم مالیات در بودجه به ۶۰ تا ۷۰ درصد می‌رسد که ما رقم بالاتر را مطالبه می‌کنیم. آنها ظرفیت‌ها و وضعیت اقتصاد را نگاه می‌کنند. همین پیش بینی سال ۹۹ از سوی سازمان برنامه ۱۸۵ هزار میلیارد تومان بود، در دولت که رفتیم همه می‌گفتند ۱۴۵ هزار میلیارد تومان بیشتر نمی‌شود و استدلال آنها را ‌پذیرفتند. یک دفعه کرونا به کشور وارد شد و در جلسه سران قوا گفتند، نمی‌شود از مردم پول گرفت. مالیات در شرایط کرونایی حتی چند ماه عقب افتاد و تخفیف و بخشودگی هم اعمال شد. اصلاً گفتند ۱۰۰ هزار میلیارد تومان هدف‌گذاری کنید. دوستان سازمان مالیاتی همت کردند و شبانه روز گفت‌وگو و جلسه گذاشتیم و به رقم ۱۸۵ هزار میلیارد تومان برگشتیم. امسال اولین سالی است که مالیات را با این که حداکثری دیده بودیم از آن فراتر رفت. مالیات را هم باید عین نفت نگاه کنیم و در تنگنا از همه ظرفیت‌ها استفاده کنیم. همین رویکرد انبساطی برای دارایی‌ها و مالیات وجود دارد. دستگاه‌ها سال ۹۸ زیر بار فروش شرکت‌ها نمی‌رفتند. سال ۹۹ در همین محدودیت‌ها بود که دولت در بورس سهام فروخت تا درآمدهای بودجه را حداکثر کند. در بودجه سال ۱۴۰۰ برای فروش شرکت‌های دولتی ۹۵ هزار میلیارد تومان درآمد از بازار سرمایه پیش بینی شده است، در نیمه اول سال ۹۹ که شرایط بورس خوب بود، حداکثر فروش که داشتید ۳۰ تا ۳۵ هزار میلیارد تومان است. به نظر می‌رسد این رقم برای سال پیش رو غیرقابل تحقق باشد. پورمحمدی: بله، همیشه در مورد این موارد تصلب و مقاومت سنگینی وجود دارد و به تدریج که مقاومت‌ها هموار می‌شود می‌بینیم کار شدنی است. یادتان می‌آید راجع به اوراق مالی یک امر مذمومی در بودجه نگاه می‌کردند، اما به تدریج جای خود را باز کرده و به عنوان یکی از ابزارها، ریسک‌ها را می‌گیرد و اصل و سود آن داده می‌شود و همواره تحفظی روی هزینه‌ها دارد. نگرش این است که در میان مدت دخل و خرج را حفظ کند. دولت  دارایی‌های فراوان دارد ولی بعضا برای پرداخت برخی از ضرورت‌ها پولی دستش نیست؛ مثل آدم ثروتمندی که جیبش خالی است. سازمان برنامه و بودجه باید مغناطیس و مکثی ایجاد کند که منفذها باز شود. به عنوان مثال؛ شرکت نفت ما شرکتی است که از لحاظ دارایی کمتر از آرامکو (شرکت نفتی عربستان) نیست. آرامکو الان به عنوان یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های سهامی دنیا است، با چند درصد سهام می‌تواند کل مشکلات‌شان را حل کند، اما ساختار مالکیتی شرکت ملی نفت به گونه‌ای است که کلی بدهکار است و یکی می‌تواند بگوید مشمول ماده ۱۴۱ قانون تجارت است؛ چراکه از پرداخت بدهی‌ها استنکاف می‌کند یا نمی‌تواند پرداخت کند. به خاطر این که هیچ گاه از این زاویه نگاه نکردند که می‌تواند دارایی‌ را در خودش حفظ و به عنوان یک ثروت مطرح کند. چون نیازی نداشتیم فقط برمی‌داشتیم و هزینه می‌کردیم. سال ۸۵ و ۸۶ سیاست کلی اصل ۴۴ قانون اساسی از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شد تا دارایی‌ها را به مردم بدهیم و جلب مشارکت در اقتصاد شود، اما کماکان دارایی‌ها در اختیار دولت است. در نشست اخیر کارگزاران نظام با مقام معظم رهبری عنوان شد، چرا از دارایی بیشتر برای دولت استفاده نمی‌شود؟ همچنین برای انتشار اوراق اگر سه سال پیش بودیم کش مکش داشتیم که آیا می‌توانیم سهام دولت را بفروشیم یا نه. بعد سازوکار ETF و عرضه در بورس طراحی کردیم. دارایی‌ها را باید به طور جدی شناسایی کنیم، قیمت واقعی را به دست بیاوریم و بفروشیم. از لحاظ اقتصادی هیچ فرقی نمی‌کند که بنده اداره کنم یا شما. اثر خود را در تولید و اشتغال می‌گذارد فقط این که من به عنوان دولت بد اداره می‌کنم شما به عنوان بخش خصوصی چون باید سود را حداکثر کنید، با هزینه کمتر و با بهره‌وری بیشتر اداره می‌کنید. بنابراین حفظ می‌شود. نباید تنگ‌نظری بکنیم در این که دارایی‌ها را در بغل دولت نگه داریم و بخش خصوصی هم تحرکی نداشته باشیم. باید منفذها باز شود بودجه است که مغناطیس ایجاد می‌کند که کار به اجرا برسد.   بحث ظرفیت فروش بود؟ با توجه به اینکه در جریان هستید که چه فضایی حاکم است، خیی بعید به نظر می‌رسد که بازار سهام پذیرای این میزان سهام دولتی باشد. پورمحمدی: بورس یک نوع حراجی است که براساس عرضه و تقاضا عمل می‌کند، فقط باید قیمت‌ را متعادل کنید. الان هم با قیمت مناسب کشف قیمت و عرضه کنید نقدینگی از جاهای دیگر دوباره به بازار می‌آید. معنی این نیست که ظرفیت جدید وجود ندارد، بلکه با چه قیمتی می‌خواهید عرضه کنید. اگر دولت قیمت گران بگذارد، در این شرایط هیچ ترجیحی وجود ندارد. چون شفاف عرضه می‌کنید می‌تواند نقدینگی سرگردان در بازار را جذب کنید. بحث این است که اول باید تمرین کنید ادبیات آن را راه بیندازید. جامعه و اقتصاد، خودش را منطبق می‌کند. وقتی به سازمان برنامه و بودجه آمدم تنها اوراقی که منتشر می‌شد، اوراق مشارکت بود. بانک‌ها موظف بودند در سررسید و پیش از موعد نیز خریداری کنند. کل ریسک اوراق دولت به بانک‌ها منتقل می‌شد. اگر می‌گفتیم می‌خواهیم کار دیگری بکنیم، می‌گفتند زیر و رو می‌شود. در سال ۹۲ و یا ۹۳ با این که ذی‌نفع بودیم، الزام خرید اوراق توسط بانک‌ها را کنار گذاشتیم. نظام بانکی را از فشار بودجه‌ای نجات دادیم. اوراق جدید جایگزین کردیم. اگر می‌خواستیم مثل روال قبل برویم صدها هزار میلیارد تومان از اوراق دولت روی پیشخوان بانک‌ها می‌ماند، اما اکنون هیچ چیزی نیست و اوراق در بازار می‌چرخد. اموال و دارایی دولت هم همین‌طور است. ببینید، به چه میزان اموال و دارایی دولت رها است. طراحی صندوق قابل معامله بورسی ETF و مولدسازی به خاطر همین بود. هر دارایی که در اختیار دستگاه است به صورت اجاره باشد. در اصلاحات ساختاری دیده شده و به تدریج جای خود را در بودجه باز می‌کند. به موضوع نفت بازگردیم. مطرح کردید به ارقام حداقلی در مورد صادرات نفت در بودجه پایبند هستید، اما سیاست‌گذار نظر دیگری دارد که البته منظورتان از سیاست‌گذار کیست؟‌ مجلس در ظاهر مقاومت می‌کند و مدعی است که چرا وابستگی درآمد نفت در بودجه زیاد است. پورمحمدی: دولت و مجلس هر دو سیاست‌گذارند. در وادی امر هم دولت و هم مجلس مقاومت می‌کنند، اما آخر سر هر دو ارقام را بالا می‌برند. در بخش نفت اشاره کردید که دلیل استفاده از ارقام بالا که محقق نمی‌شود، به خاطر این است که می‌خواهیم بازار بین‌المللی را از دست ندهیم و مواردی دیگری هم مطرح کردید. نکته اینجاست که سازمان برنامه و بودجه با سازوکاری بخشی از درآمدهای نفتی که قابل وصول است را در ارقام بودجه بگنجاند و سقفی در نظر بگیرید که اگر مثلاً ۲ میلیون بشکه محقق شد بتواند به شیوه‌ دیگری از آن استفاده کند. نه این که کل رقم نفت را در بودجه پیش بینی می‌کنیم و از آن طرف مصارف قطعی در نظر بگیریم که منجر به کسری بودجه می‌شود و در نهایت دست به دامان سران قوا می‌شویم که فلان مقدار کسری بودجه داریم، راه‌های جایگزین ارائه می‌دهید. در رفتار سیاست‌گذاران از جمله سازمان برنامه و بودجه و دولت و سایر دستگاه‌ها این نگاه مشاهده نمی‌شود. پورمحمدی: نگاه کارشناسی سازمان برنامه را در اصلاحات ساختاری منعکس کردیم و برنامه را پیشنهاد دادیم. از  جمله جاهایی که باید از انواع نوسانات مصون باشد، بودجه است. مهم‌ترین نوساناتی که به بودجه وارد می‌شود، از ناحیه نفت است. نفت یک روز تحریم است، یک روز نیست. یک روز قیمت بالا است، یک روز پایین. یک روز دسترسی به منابع حاصل از صادرات نفت داریم، یک روز نداریم. همه این ریسک‌ها متوجه بودجه است. این نوسان در بود جه به طریق دیگری وارد بازار می‌شود که مباحث سلطه مالی و اثر در پایه پولی را به همراه دارد. در برنامه هفتم به روش تعیین نفت می‌پردازیم. نحوه تعیین سهم دولت از صادرات نفت از اشتباهات جدی ما در این سال‌ها است. تعیین سهم شرکت ملی نفت نیز اشتباه است. در همین دهه یک زمانی ۱۳۷ میلیارد دلار صادرات نفت داشتیم. بودجه، شرکت نفت و صندوق توسعه ملی سهم می‌برند. آن زمان که وفور درآمدهای ارزی بود برای من (سازمان برنامه و بودجه) نقمت بود، الان هم که کم شده بلا است. در وفور درآمدهای ارزی،‌ سیاست‌گذار هزینه‌هایی می‌کند که هزینه‌ها مستمر می‌شود. یارانه می‌دهد، پروژه و طرح شروع می‌کند. وقتی درآمد ارزی از ۱۳۷ میلیارد دلار کمتر می‌شود، پروژه و تعهدات روی دست ما می‌ماند. روش مناسب این است که نیاز بودجه را صندوق توسعه ملی یا بانک مرکزی پوشش دهند. به صورت درصدی خیر؟ بلکه رقم تعیین می‌شود و ثابت است. بنابراین آن موقع ریسک‌ها را در حوزه استقراض و فروش و نظایر آن نمی‌برم، می‌دانیم کل پول ما همین قدر است. در اصلاحات ساختاری پیش بینی شده بود که درآمدهای ارزی برای صندوق‌ توسعه ملی باشد. وقتی آقای همتی به بانک مرکزی آمد، گفت ما این موضوع را برای شما پوشش می‌دهیم با ما توافق کنید. تحریم‌ها آنقدر شدید شد که شدنی نبود. در شرکت نفت هم همین‌طور است. این فاجعه است که وفور درآمد ۱۴,۵ درصد و در شرایط کنونی هم ۱۴.۵  درصد باشد؛ چراکه باید تولید نفت و تجهیزات را ارتقاء دهد الان از کجا بیاورد؟ پیشنهاد این است که به ازای هر بشکه در میادین مختلف فی (قیمت) را تعیین کند تا رقابت و بهره‌وری بالا برود. از تکنولوژی استفاده کند و میادین با هم رقابت کنند. سازوکاری که وجود دارد موجب نوسان و دلخوری است. باید شیوه‌ای پیدا کنیم که مصون شویم. درآمدهای ارزی نفتی یک پایگاه لغزنده در بودجه است و هیچ کسی نمی‌تواند به آن ثبات بدهد. حالا بیاییم این طرف که چرا در سران قوا به کسری بودجه توجه شده است. وقتی بودجه ۹۹ پیش بینی شد ارقام میان مجلس و دولت توافق و نهایی شد. قانون که مصوب شد یک دفعه پدیده کرونا به وجود آمد. تحریم از یک طرف به اوج خود رسید، کرونا هم طرف دیگر، منبع دیگری نداشتیم. در کرونا حتی کامیون بنزین صادراتی جابجا نمی‌شد. یکی از درآمدها از محل فرآورده‌ها بود که باید هدفمندی را پیش بینی می‌کردیم و فروش روزانه ۹۵ میلیون لیتر بنزین مدنظر بود که یک دفعه به ۴۵ میلیون لیتر رسید و فروش داخلی به شدت افت کرد. بخشی از فرآورده‌ها صادر می‌شد. تمام مرزها بسته شد. یک حادثه غیرمترقبه شکل گرفت، طبیعی است باید دست به دامن مجلس یا سران قوا بشویم.
    ۲۲۳۲۲۳

  • کدام کشورها پایین‌ترین نرخ تورم در جهان را دارند؟

    کدام کشورها پایین‌ترین نرخ تورم در جهان را دارند؟

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در بین ده کشوری که نرخ تورم آنها نسبت به سایر کشورهای دنیا پایین تر است نام کشورهای آفریقایی و عربی بارها تکرار شده است و نرخ تورم در بین ده کشوری که در ده جایگاه اول این فهرست قرار گرفته اند زیر صفر است.
    تورم منفی یا افت قیمت‌ها در اقتصاد به معنای کاهش شاخص قیمت کالاها و خدمات است و همان طور که تورم، ارزش واقعی پول را در طول زمان کاهش می‌دهد به عکس، تورم منفی ارزش واقعی پول (واحد پول ملی یک کشور یا یک اقتصاد منطقه‌ای) را افزایش می‌دهد. یعنی یک نفر می‌تواند در طول زمان با مقدار ثابتی پول کالای بیشتری خریداری کند.

    در جایگاه اول این فهرست نام یک کشور آفریقایی آمده  است؛ اِریتره با نام رسمی جمهوری اِریتره کشوری است بر کرانه دریای سرخ در شمال شرقی آفریقا و نزدیک به تنگه ی باب المندب که در سال ۱۹۹۳ با جدا شدن از اتیوپی مستقل شد. پایتخت این کشور اسمره است و جمعیت آن نزدیک به ۶ میلیون نفر است؛ بنابر آخرین گزارش ها نرخ تورم این کشور منفی ۲۷.۶ درصد تخمین زده شده است.
    دومین کشوری که پایین ترین نرخ تورم را در جهان دارد یکی دیگر از کشورهای آفریقایی است؛ این کشور گینه بیسائو نام دارد.
    گینه بیسائو با نام رسمی جمهوری گینه بیسائو کشوری است در غرب آفریقا در کناره اقیانوس اطلس شمالی بین گینه و سنگال که پایتخت آن بیسائو است. بر اساس آخرین سرشماری ها جمعیت این کشور کمی بیشتر از ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر است و نرخ تورم آن منفی ۲.۵۸ درصد است.
    متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید.
    ۲۲۳۲۲۷

  • هشدار ایران به بانک جهانی؛ از مداخلات سیاسی در امور حرفه‌ای و فنی پرهیز کنید

    هشدار ایران به بانک جهانی؛ از مداخلات سیاسی در امور حرفه‌ای و فنی پرهیز کنید

    فرهاد دژپسند وزیر امور اقتصادی و دارایی در گفتگو با رادیو اقتصاد در مورد نامگذاری سال ۱۴۰۰ گفت: خوشبختانه تقریبا بالغ بر ده سال است که شعار سال در حوزه اقتصاد تعریف می شود و این نشانگر توجه عالی‌ترین مقام کشور به مقوله اقتصاد است و از این زاویه برای ما در خور توجه و تقدیر است.
    وی با بیان اینکه در سه سال اخیر هم این شعار پیرامون تولید است افزود: آنچه که اقتصاد را در دراز مدت و میان مدت به صورت پایدار حفظ می کند، سرمایه گذاری بر روی تولید است که خوشبختانه سال اول رونق تولید، سال دوم جهش تولید و امسال هم پشتیبانی و رفع موانع تولید است که از این زاویه که کمک می کند سبکبال تر روند اقتصاد بهبود و تحقق پیدا کند حائز اهمیت است. اساسا وقتی سرمایه گذاری می خواهد به عرصه سرمایه گذاری خدمت یا تولید ورود کند، نباید با انبوهی از غل و زنجیرهایی مواجه شود که دست و پایش را می بندد. این همان بحث مقررات زدایی و پشتیبانی است. یعنی وقتی سرمایه گذاری منابع، توان مدیریتی و اراده اش را در حوزه تولید می آورد باید بداند که وارد یک محیط پر ازمشکلات گسترده و توان فرسا وارد می شود.
    وزیر امور اقتصادی و دارایی در پاسخ به این سوال که آیا بر رفتار کشورهای موفقی مانند مالزی و سنگاپور یا حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس با سرمایه گذاران مطالعه شده است گفت: بله هم مطالعه کرده ایم و هم قوانینی که برای سرمایه گذاران خارجی داریم یکی از مدرن ترین ها است و برنامه هایی هم که طی یکی دو سال اخیر، در این حوزه اجرا کرده ایم از اقدامات شایان توجهی است. اول دولت یازدهم شاخص رتبه ما در فضای کسب و کار ۱۵۲ بود و الان با اصلاحاتی که صورت گرفته ۱۲۷ است یعنی بهبود پیدا کرده است اما قطعا این رتبه رتبه خیلی بالایی (نامطلوب) است.

    وی تصریح کرد: این رتبه متاسفانه تا حدی متاثر از مسائل سیاسی است. ما در سال ۹۹ یازده اقدام مهم و بهبود بخش این رتبه را انجام دادیم. از این یازده اقدام، هشت اقدام به تائید سه اتاق بازرگانی، تعاون و اصناف رسیده، یعنی بخش خصوصی کاملا آن را تائید کرده است. بانک جهانی به واسطه این که منابع خاصی دارد هنوز آن ها را نپذیرفته است و بنابراین آثار آنها بر روی رتبه ما هنوز مشخص نشده است. به همین دلیل رئیس سازمان سرمایه گذاری خارجی ما طی نامه ای به رئیس بانک جهانی نوشته است هشدار داده است که باید از مداخله امور سیاسی در امور حرفه ای فنی پرهیز کنند.
    دژپسند ادامه داد: بحث دیگر هم این بود که ما به قوانین و مقرراتی نیاز داشتیم که تا حدی دست هیات مقررات زدایی بازتر شود و ضمانت اجرایی داشته باشند که خوشبختانه در سال گذشته با همکاری خوب دولت و مجلس موفق به اخذ آنها شدیم. بنابراین الان از نظر قوانین و مقررات کاملا آماده شده ایم که بتوانیم یک گام مهمتری را برداریم. به عنوان مثال در حوزه تشکیل دادگاه تجاری و یا پنجره واحد صدور مجوز شرکت ها در استان تهران و چهار استان دیگر اقدام شده است که نتایجش در سال ۱۴۰۰ مشهود خواهد بود.
    وزیر امور اقتصادی و دارایی در مورد بازار سرمایه هم گفت: یکی از مباحث مهم پشتیبانی تولید، تامین مالی است که باید انجام بگیرد. نرخ بهره برداری که از ظرفیت اسمی بخش تولید داریم متاسفانه یک نرخ مطلوب نیست که حدود ۵۰ -۶۰ درصد و خیلی کم است. وقتی بررسی می کنیم می بینم که برخی از واحدهای تولید از تکنولوژی کهنه ای استفاده می کنند و بازار ندارند. اما برخی دیگر هم به خاطر عدم دستیابی یا برخوردای از منابع مالی مکفی است. به طور سنتی و در اغلب موارد ما برای تامین این منابع مالی به دنبال بازار پول می گردیم چرا که برای ما راحت تر است اما در دوسال اخیر مسیر جدیدی را مشخص کردیم به نام «بازار سرمایه» که دو بازار «سرمایه» و «بدهی» را دردرون خودش دارد . خوشبختانه بازار بدهی ما برای بخش خصوصی جا افتاده و می توانند در آن اقدام به فروش اوراق و تامین مالی کنند.
    وی با بیان اینکه در سال ۹۹ از این بازار حدود ۳۵ هزار میلیارد تومان برای بخش خصوصی تامین شده است گفت: من بارها گفته ام که بازار سرمایه بالغ بر ۵۰۰ هزار میلیارد تومان برای بخش تامین مالی کرده است که برخی به اشتباه فکر کرده اند دولت این کار را کرده است در حالی که دولت در این زمینه سهم کوچکی دارد و بخش خصوص این کار را کرده که نکته حائز اهمیتی است.
    فرهاد دژپسند در پایان اظهار داشت: در سال ۱۴۰۰ با توجه به زیرساخت های فنی-حقوقی در بازار سرمایه ایجاد شده، اگر مداخلات غیر حرفه ای کاهش پیدا کند، امیدواریم که بازار سرمایه یک روند متعادلی پیدا کند و بتوان بر آن برای تامین مالی اقتصاد اعتماد کرد، به خصوص در سالی که می خواهیم از تولید پشتیبانی کنیم.
    223227

  • رشد اقتصادی ایران مثبت شد

    رشد اقتصادی ایران مثبت شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مرکز آمار ایران، در پاییز امسال  رشد اقتصادی کشور، به مثبت ۰.۸ درصد و رشد اقتصادی بدون نفت به مثبت ۰.۲ درصد رسیده است.

    این در حالی است که رشد گروه کشاورزی به مثبت ۵.۵ درصد، گروه صنایع و معادن به مثبت ۳.۷ و گروه خدمات به منفی ۱.۸ رسیده است.

    رشد اقتصادی ایران مثبت شد

    محصول ناخالص داخلی به قیمت ثابت سال ۱۳۹۰ در ۹ ماهه نخست سال ۱۳۹۹ به ۵۲۳ هزار میلیارد تومان  با نفت و ۴۵۴ هزار میلیارد تومان بدون احتساب نفت رسیده است، در حالی که در مدت مشابه سال قبل با نفت ۵۲۹ هزار میلیارد تومان و  بدون نفت ۴۵۹ هزار میلیارد تومان بوده که نشان از رشد منفی ۱.۲ درصدی  رشد اقتصادی با نفت و منفی یک  درصدی  بدون نفت دارد.

    در ۹ ماهه اول امسال فعالیت‌های گروه کشاورزی ۳، گروه صنایع و معادن ۰,۸  و گروه خدمات  ۳.۳- درصد نسبت به دوره مشابه سال قبل، رشد داشته است.

    ۲۲۳۲۲۷

  • بلایی که کرونا بر سر آلمان آورد

    بلایی که کرونا بر سر آلمان آورد

    بلایی که کرونا بر سر آلمان آورد

     

    طی این مدت شمار افراد بیکار آلمانی با ۰.۵ درصد افزایش نسبت به ماه قبل یک دو میلیون و ۹۶۰ هزار نفر رسیده و جمعیت شاغلان نیز در آلمان در این مدت با ۰.۱ درصد کاهش نسبت به ماه قبل به ۴۲ میلیون و ۲۵۰  هزار نفر رسیده است. در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، شمار بیکاران آلمانی ۱.۴ درصد بیشتر و شمار افراد شاغل ۱.۵ درصد کمتر شده است.

    نرخ بیکاری جوانان که بیانگر بیکاری جمعیت زیر ۲۵ سال است با ۰.۴ درصد کاهش نسبت به ماه قبل به ۴.۳ درصد رسیده است. از زمان اتحاد آلمان شرقی و غربی نرخ بیکاری در این کشور عموماً کاهشی بوده است. نخستین آمار بازار کار پس از اتحاد دو آلمان در سال ۱۹۹۰ منتشر و نرخ بیکاری این کشور ۴.۹ درصد اعلام شد.

    متوسط نرخ بیکاری در آلمان طی بازه زمانی ۱۹۴۹ تا ۲۰۱۹معادل ۵.۵۴ درصد بوده که بالاترین رقم ثبت شده مربوط به آوریل ۱۹۵۰با ۱۱.۵ درصد و کمترین رقم ثبت شده نیز مربوط به مارس ۱۹۹۶ با ۰.۴ درصد بوده است.

    به دنبال شیوع کرونا، بزرگ ترین بازار کار اروپا نیز تحت تاثیر قرار گرفت و انتظار می رود حال ناخوش اقتصاد آلمان کماکان ادامه دار باشد تا جایی که مرکز آمار آلمان در گزارشی اعلام کرد بزرگ‌ترین اقتصاد اروپا در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۰ به میزان ۹.۷ درصد کوچک شده که این رشد، ضعیف‌ترین رشد اقتصادی آلمان از زمان ثبت داده های رشد در سال ۱۹۷۰ میلادی تاکنون محسوب می‌شود. هم چنین در مقایسه با رشد مشابه فصل قبل نیز رشد اقتصادی ۵.۲ درصد کمتر شده است.

    ۲۳۳۰۲

  • اعطای تسهیلات دولتی برای جبران خسارت صنعت نوشت‌افزار

    اعطای تسهیلات دولتی برای جبران خسارت صنعت نوشت‌افزار

    اعطای تسهیلات دولتی برای جبران خسارت صنعت نوشت‌افزار

     

    به گزارش خبرآنلاین و به نقل از وزارت صنعت، معدن و تجارت، «مهدی صادقی نیارکی» در نشست بررسی مهمترین چالش های صنعت نوشت افزار و لوازم التحریر با تاکید بر اتخاذ تمهیداتی برای جبران زیان های اقتصادی ناشی از کاهش تقاضای نوشت افزار به دلیل شیوع ویروس کرونا اظهار داشت: صنایع متعددی به دلیل کاهش متقاضی و محدودیت های فضای کسب و کار با مشکلات مالی روبه رو شده اند و تمهیداتی برای آسیب های اقتصادی-صنعتی ناشی از این بیماری در نظر گرفته شد.

    وی با اشاره به دغدغه تولیدکنندگان و توزیع‌کنندگان صنعت نوشت افزار تصریح کرد: این بخش نیز بر خلاف آغاز سال تحصیلی با کاهش متقاضی روبه رو بوده و ضروری است برای کاهش آسیب های اقتصادی به این صنعت، تدابیری در نظر گرفته شود.

    وی افزود: این صنعت در شرایط کنونی با تکیه بر توسعه ساخت داخل و ممنوعیت ورود محصولات مشابه خارجی اقدامات خوبی را انجام داده است و بازار با کمبود لوازم التحریر روبه رو نیست.

    اعطای تسهیلات دولتی برای جبران خسارت صنعت نوشت‌افزار

    معاون امور صنایع وزارت صنعت خاطرنشان کرد: در حال حاضر تسهیلاتی برای صنایع آسیب دیده از شیوع بیماری کرونا در نظر گرفته شده است و در تلاش هستیم تا صنعت نوشت افزار نیز از حمایت های دولت برای بهبود وضعیت تولید وتوانمندسازی بهره مند شود.

    نمایندگان صنعت نوشت افزار با طرح مشکلات و چالش های پیش روی این صنعت از استقبال نکردن دانش آموزان و دانشجویان از خرید این وسایل، در شرایط کنونی اظهار نارضایتی کرده و خواستار اتخاذ تدابیری برای جبران زیان های اقتصادی ناشی از کاهش تقاضا در شرایط کنونی شدند.

    تسریع در ترخیص مواد اولیه مورد نیاز از گمرک و همکاری بانک مرکزی برای تخصیص ارز مورد نیاز این صنعت نیز از جمله دغدغه هایی بود که در این نشست به آن پرداخته شده و تصمیماتی برای بهبود وضعیت این صنعت اتخاذ شد.

    پیش از این «موسی فرزانیان» رییس اتحادیه لوازم التحریر و لوازم مهندسی به خبرنگار ایرنا گفته بود که فروش نوشت افزار فعالیتی فصلی است که از تیر تا پایان مهرماه مورد توجه قرار می گیرد اما در سال جاری معادل ۳۰ درصد سال گذشته نیز فروش نداشته‌ایم و در تابستان نیز با رکود قابل توجهی در فروش نوشت افزار مواجه بودیم.

    این روند به دلیل شیوع ویروس کرونا و در پی آن تعطیلی مدارس و برگزاری آنلاین کلاس های آموزشی به وجود آمده است.

    ۲۲۳۲۲۸

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • وضعیت رشد اقتصادی کشور از سال گذشته تا امسال

    وضعیت رشد اقتصادی کشور از سال گذشته تا امسال

    اعتمادآنلاین| بررسی وضعیت رشد اقتصادی از بهار پارسال تا امسال از این حکایت دارد که رشد تولید همراه با نفت از منفی ۹.۹ درصد در بهار پارسال به منفی ۳.۵ در بهار امسال رسیده که حدود ۶.۵ درصد بهبود یافته است. در این بین رشد اقتصادی در شش ماهه دوم سال گذشته به منفی ۱۰، ۹ ماهه به منفی ۷.۱ و در پایان سال گذشته منفی ۶.۹ درصد بوده است.

    در بخش بدون نفت نیز رشد اقتصادی از درجه منفی کمتری برخوردار است چرا که اثر کاهش صادرات نفت در این بخش ملموس نیست.   این در حالی است که تولید ناخالص داخلی ایران بدون نفت در بهار پارسال منفی یک بوده که در شش ماهه دوم به منفی ۰.۶، ۹ ماهه ۰.۲ و پایان سال منفی ۰.۵ درصد رسیده است، اما در بهار امسال رشد منفی تر شده و تا منفی ۱.۷ درصد ثبت شده است.

    اوضاع رشد در بخش های اقتصادی

    اما بررسی وضعیت رشد اقتصادی در بین ۱۷ فعالیت عمده اقتصادی نشان می‌دهد که ۱۱ رشته رشد منفی و ۶ رشته رشد مثبت دارد.

    این در حالی است که در گروه کشاورزی رشد اقتصادی از ۴.۷ در بهار پارسال به ۰.۱ در بهار امسال رسیده که ریزش ۳.۷ درصدی دارد.

    در گروه صنایع نیز رشد از منفی ۲۰.۳ به منفی ۴.۴ رسیده که نشان‌دهنده بهبود حدود ۱۶ درصدی ولی همچنان است. گروه صنایع و معادن بدون نفت نیز وضعیت بهتری در پیش گرفته و از منفی ۱.۳ در بهار پارسال به یک درصد افزایش دارد.

    در بخش استخراج نفت و گاز طبیعی نیز بهبود حدود ۲۷ درصدی ثبت شده؛ به نحوی که از منفی ۴۱.۳ در بهار پارسال به منفی ۱۴.۳ درصد می رسد.

    در بخش‌های دیگر می‌توان به رشد منفی ساختمان اشاره کرد که از ۸.۸ بهار پارسال به منفی دو در بهار امسال کاهش دارد.

    در گروه خدمات رشد همچنان منفی است و از منفی یک به منفی ۳.۵ کاهش دارد.

    اما بالاترین حد رشد منفی به گروه خدمات عمومی، اجتماعی و شخصی برمی‌گردد که از منفی ۰.۲ در بهار پارسال با ریزش نزدیک به ۶۳ درصدی به منفی ۶۳ درصد رسیده است.

    در واسطه‌گری مالی رشد وجود دارد و از ۰.۸ به ۱۰.۳ افزایش پیدا کرده است و در حوزه مستغلات، کرایه و خدمات کسب و کار نیز ریزش نزدیک به ۱۲ درصدی ثبت شده به طوری که از ۵.۸ تا منفی ۶.۱ ریزش داشته است.

    جدول رشد اقتصادی ایران

    منبع: ایسنا