برچسب: رستم قاسمی

  • قیمت بلیط هواپیما باید ۱۵ درصد کاهش یابد

    قیمت بلیط هواپیما باید ۱۵ درصد کاهش یابد

    به گزارش خبرگزاری مهر، وزیر راه و شهرسازی در توئیتر نوشت: با لغو محدودیت کرونایی در پروازهای داخلی تمامی ایرلاین‌ها می‌بایست ضمن تعدیل ۱۵ درصدی قیمت بلیط هواپیما، تمام خدمات گذشته را به حالت عادی بازگردانند.

    وی افزود: قطعاً در این خصوص با شرکت‌هایی که اقدام به فروش بلیط با قیمت بالاتر از نرخ مصوب نمایند برخورد جدی خواهد شد.

    قیمت بلیط هواپیما باید ۱۵ درصد کاهش یابد

  • دستور ویژه رستم قاسمی به شرکت‌های دانش بنیان در ساخت و سازها

    دستور ویژه رستم قاسمی به شرکت‌های دانش بنیان در ساخت و سازها

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از وزارت راه و شهرسازی، رستم قاسمی در ماموریتی ویژه از مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی خواست تا نسبت به کیفی‌سازی، سرعت در ساخت و همچنین مناسب‌سازی قیمت ساخت و ساز در کشور با همکاری شرکت‌های دانش بنیان و استفاده از توانمندی‌ها و دانش آنها، اقدام کند.

    وی با اشاره به اینکه صنعت ساختمان یک دانش است که ضرورت دارد تا از نظر کیفیت، قیمت و سرعت در ساخت به روز و متحول شود، گفت: مذاکره شرکت‌های خارجی با وزارت راه و شهرسازی در خصوص ساخت واحدهای مسکونی با قیمت کمتر از شرکت‌های ایرانی، نشان‌دهنده دانش فنی آنهاست که باید تلاش کنیم تا در همکاری با شرکت‌های دانش‌بنیان توان خود را به آن سطح برسانیم.

    وزیر راه و شهرسازی ادامه داد: در حوزه مسکن، قیمت‌ها با روش ساخت سنتی مناسب نخواهد بود. شرکت‌های خارجی پیشنهاد ساخت و ساز با قیمت‌های پایین‌تر از داخلی‌ها می‌دهند. اما استفاده از توان داخلی در اولویت قرار دارد و این نشان می‌دهد که کار علمی و فناوری در خصوص ساخت و ساز مسکن انجام نشده است و این یک ماموریت ویژه برای مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی است.

    قاسمی تاکید کرد: مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی باید با انتشار فراخوان از شرکت‌های دانش‌بنیان دعوت کند تا طرح‌های مناسب خود را در مورد ساختمان ارایه بدهند. مرکز تحقیقات ماموریت دارد تا به سرعت در حوزه ساخت و ساز، تحول ایجاد کند و ایجاد تحول نیز از طریق شرکت‌های دانش‌بنیان حاصل می‌شود.

    وزیر راه و شهرسازی شاخص‌های ارتقاء را شامل کیفیت، سرعت و مناسب‌سازی قیمت برشمرد و خاطرنشان کرد: سرعت ساخت در قیمت تمام‌شده تاثیر فراوانی دارد. بدین‌معنا که ساختمانی که در یکسال احداث می‌شود نسبت به ساختمانی که در طی دو سال و بیشتر احداث خواهد شد، از نظر قیمتی متفاوت است؛ بنابراین با توجه به اینکه قیمت‌های تمام شده ساختمان در کشور بسیار گران‌تر از سایر کشورها انجام می‌شود، باید مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی در این بخش اهتمام ویژه‌ای داشته باشد.

    قاسمی در روش‌های ساخت و ساز، توجه به اقلیم را نیز مورد تاکید قرار داد و اعلام کرد: در خصوص مسکن با توجه به وضعیت نه چندان مناسبی که به علت سنتی‌سازی وجود دارد، مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی ماموریت پیدا می‌کند تا نسبت به انتشار فراخوان و دعوت از شرکت‌های دانش‌بنیان برای بهره‌مندی از روش‌های نوین ساخت اقدام کند.

    قاسمی افزود: در کشور توانمندی برای ساخت و ساز به صرفه، کیفی و سریع وجود دارد و در بخش‌های دیگر این موضوع به اثبات رسیده است که باید این شیوه در ساخت‌وساز و ساختمان‌سازی نیز نهادینه شود.

    وی همچنین، روش‌های احداث زیرساخت‌ها را در حوزه‌های حمل‌ونقلی کشور نیز نامناسب ارزیابی کرد و گفت: در وزارت راه و شهرسازی، در حوزه روش‌های نوین ساخت کاری انجام نشده است که در این دوره باید جبران شود. برای همین، از شرکت‌های دانش‌بنیان و جدید دعوت کنیم تا در حوزه ساخت و ساز، مصالح و تجهیزات، روش‌های جدید را ارایه بدهند تا به کیفیت، سرعت و قدمت ساختمان‌ها و دیگر حوزه‌های حمل‌ونقل بیافزاییم.

    وزیر راه و شهرسازی توضیح داد: برای شرکت‌های دانش‌بنیانی که نمونه‌های مناسبی ارایه بدهند برای پایلوت حتماً سرمایه‌گذاری می‌کنیم و حمایت‌های لازم را از شرکت‌های دانش‌بنیان خواهیم داشت.

    قاسمی بر تغییر در روش‌های تامین مصالح نیز تاکید کرد و افزود: انجام تحقیقات، روی مواد و مصالح در ساختمان سازی بسیار مهم است. باید در روش‌های تامین مصالح تغییر ایجاد شود. همچنین باید از تجربیات کشورهای موفق در زمینه ساخت و ساز استفاده کنیم تا هم در بخش مصرف انرژی کیفیت لازم را داشته باشد و هم مقاوم در برابر زلزله باشند. این نگاه را در خصوص ارتقای مصالح ساختمانی و سبک سازی مصالح نیز باید داشته باشیم.

    وزیر راه و شهرسازی با اشاره به اینکه ۴ میلیون واحد مسکونی باید به سرعت و با کیفیت در دولت سیزدهم احداث شود، توضیح داد: در اجرای نهضت ملی مسکن، یکی از اهداف ما دستیابی به تحول ساخت در کشور است و همچنین روش‌های احداث زیرساخت‌های حمل ونقل نیز باید به روز و متحول شود.

  • ۱۵ هزار کیلومتر خط ریلی داریم؛ اما بهره‌وری زیر ۱۰ درصد است

    ۱۵ هزار کیلومتر خط ریلی داریم؛ اما بهره‌وری زیر ۱۰ درصد است

    به گزارش خبرنگار مهر، رستم قاسمی وزیر راه و شهرسازی روز دوشنبه ۱۰ آبان ماه سال جاری در مراسم تکریم و معارفه مدیران عامل پیشین و جدید سازمان بنادر و دریانوردی با اشاره به اهمیت ژئوپولتیک موضوع حمل و نقل در کشور عنوان کرد: امروز در حوزه حمل و نقل دریایی، سازمان بنادر و دریانوردی پیشگام است و توانسته از مسیر تحریم‌ها عبور کند، اما در حمل و نقل هوایی، ریلی و جاده‌ای، عقب‌ماندگی جدی در کشور وجود دارد که حتماً باید برای عبور از این شرایط، راهکارهایی را پیش بگیریم که مطالعات آن در دست انجام است. امیدواریم بتوانیم تحولاتی در حوزه حمل و نقل هوایی، ریلی و جاده‌ای ایجاد کنیم که بخشی از این تحولات شامل نوسازی ناوگان است.

    وی همچنین با اشاره به اهمیت تکمیل کریدورهای ریلی جنوب به شمال خاطرنشان کرد: اگر کریدورهای ریلی تکمیل شده بود، درآمد زیادی نصیب کشور می‌شد ولی الان از این درآمد محروم هستیم. ۱۴ تا ۱۵ هزار کیلومتر ریل در کشور داریم اما سهم ریل از حمل کالا در کشور ۱۰ درصد است که اصلاً قابل قبول نیست. بنابراین باید تغییر جدی در بخش حمل و نقل دریایی و حمل و نقل ریلی کشور اتفاق بیفتد.

    وزیر راه: ۱۵ هزار کیلومتر خط ریلی داریم ولی بهره‌وری زیر ۱۰ درصد است

    وزیر راه و شهرسازی ۱۸ آبان ۱۴۰۰ نیز در سیزدهمین همایش قیر و آسفالت با اشاره به تعیین سقف ۳۰ درصدی ظرفیت حمل بار ریلی در قانون برنامه ششم توسعه گفت: متأسفانه به این رقم نرسیدیم و در حال حاضر سهم ریل از حمل بار کمتر از ۱۰ درصد است.

    وی دیگر ایرادات صنعت ریلی را برشمرد و گفت: پایین بودن سرعت قطارها که سبب شده حمل بار بیشتر از معمول طول بکشد، متصل نبودن کریدورهای ریلی به چشمه‌های بار در کشور، فرسوده بودن ناوگان ریلی و پایین بودن بهره‌وری شبکه ریلی علی رغم وجود ۱۵ هزار کیلومتر خط ریلی در کشور از معایب حمل و نقل ریلی ماست.

    رئیس کمیسیون عمران مجلس: رقابت بین ریل و جاده منصفانه نیست

    محمدرضا رضایی کوچی رئیس کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی نیز چندی پیش با اشاره به اهمیت حوزه حمل و نقل ریلی گفته بود: بر اساس برنامه ششم باید حداقل ۳۰ درصد بار کشور از طریق شبکه ریلی جابه‌جا شود که امروز این عدد کمتر از ۱۰ درصد است. باید کالبدشکافی شود چرا به این هدف نرسیدیم و فاصله خیلی زیاد است. یکی از دلایل اصلی این است که شبکه ریلی در کشور کامل نیست و خیلی از کانون‌های بار کشور به شبکه سراسری راه‌آهن متصل نیست.

    این نماینده مجلس شورای اسلامی، رقابت غیرمنصفانه ریل و جاده را هم از دلایل مهم عدم تحقق اهداف ریلی عنوان کرد و افزود: کُندی سرعت شبکه ریلی یکی دیگر از مصائب این بخش است، در زمان حاضر متوسط سرعت کمتر از ۱۰۰ کیلومتر در ساعت است. این در حالی است که ایران می‌تواند مسیر ترانزیتی کشورهای منطقه باشد، با وجود تلاش‌هایی که صورت گرفته اما در بخش کریدورهای شمال و جنوب موفق عمل نکرده‌ایم.

    ریشه ناکامی راه آهن در حمل بیشتر بار و مسافر چیست؟

    فارغ از عدم توفیق راه آهن در رسیدن به اهداف برنامه، در سال‌های اخیر، شبکه حمل و نقل ریلی کشور، با افت در عملکرد حمل بار و مسافر مواجه شده است. مسئولان پیشین شرکت راه آهن، دلایلی از جمله کرونا، کمبود قطعات ناشی از تحریم در حوزه کشنده‌های ریلی، رقابت نابرابر ریل و جاده و نهایتاً عدم تکمیل شبکه ریلی را ریشه‌های افت در شاخص‌های عملکردی عنوان می‌کردند.

    این در حالی است که کارشناسان معتقدند این عوامل نمی‌تواند ریشه‌های بهره‌وری پایین شبکه حمل و نقل ریلی کشور باشد.

    کارشناس اقتصاد حمل و نقل: تقاضا برای حمل ریلی بار هست ولی بهره برداری از شبکه اشتباه است

    در همین ارتباط محمدجواد شاهجویی کارشناس اقتصاد حمل و نقل در گفتگو با خبرنگار مهر عنوان کرد: در دو سه سال اخیر، عملکرد حمل بار و مسافر ریلی نسبت به سال ۱۳۹۷ که اوج تاریخی عملکرد شبکه حمل و نقل ریلی کشور با جابه‌جایی ۵۰.۴ میلیون تن بار و ۲۸ میلیون مسافر ثبت شد، در حالی اتفاق افتاد که نه تنها شبکه با افزایش طول و توسعه زیرساخت‌ها همراه بود، بلکه اتفاقی چون کرونا توانست فرصتی برای ایجاد ظرفیت بیشتر برای حمل بار ریلی ایجاد کند که متأسفانه این اتفاق مهم رخ نداد.

    افزایش بهره‌وری ریلی، ۳ میلیارد دلار صرفه‌جویی به ارمغان می‌آورد

    این کارشناس اقتصادی میزان تقاضای موجود برای حمل بار توسط ریل را بالغ بر ۱۰۰ میلیون تن عنوان کرد و افزود: هم اکنون جدا از باری که در حال جابه‌جایی توسط ریل است، تقاضا برای حمل ۵۰ میلیون تن بار تماماً ریل پسند دیگر وجود دارد که شبکه به واسطه بهره برداری غلط و سنتی قادر به پذیرش آن نیست. بنابراین، ریشه‌ای‌ترین مشکل شبکه حمل و نقل ریلی کشور، بهره برداری غلط از شبکه است و دیگر مشکلات در اولویت‌های بعدی قرار می‌گیرند.

    وی افزود: اگر هم اکنون بهبود بهره‌وری در شبکه حمل و نقل ریلی اتفاق بیفتد و میزان عملکرد شبکه ریلی کشور به اندازه میانگین سایر کشورها شود، قابلیت جابه‌جایی بالغ بر ۱۵۰ میلیون تن بار ریل پسند موجود و بالفعل که در حال جابه‌جایی به وسیله جاده‌ها هستند، در مجموعه شبکه ریلی وجود خواهد داشت. حمل این ۱۵۰ میلیون تن بار در شبکه حمل و نقل ریلی، می‌تواند علاوه بر رسیدن به اهداف برنامه‌های توسعه، از زیان ۳ میلیارد دلاری در مصرف سوخت توسط ناوگان جاده‌ای کشور جلوگیری کند. به بیان دیگر، با این مهم کشور قادر خواهد بود در شرایط فعلی اقتصادی، ۳ میلیارد دلار بیشتر فرآورده‌های سوختی صادر کند و ارز حاصله را به جای مصرف در راستای جابه‌جایی بار جاده‌ای، خرج توسعه زیرساخت‌های اقتصاد کند.

    اعطای مجوز بهره برداری از محورهای ریلی مطابق با قانون

    شاهجویی راهکار ریشه‌ای حل مشکلات حمل و نقل ریلی کشور را، خروج دولت و خصوصاً شرکت راه آهن از فعالیت‌های تصدی‌گری در حوزه حمل بار و مسافر دانست و عنوان کرد: شرکت راه آهن باید به نقش تنظیم‌گری به جای تصدی‌گری در حوزه حمل بار بپردازد. اساساً، یکی از عوامل توفیق بیشتر حمل جاده‌ای نسبت به حمل ریلی نیز در کم بودن نقش تصدی گرایانه دولت در این حوزه است.

    این کارشناس اقتصادی تأکید کرد: طبق نص صریح قانون، دولت می‌تواند فعالیت تصدی گرایانه خود در حوزه حمل و نقل ریلی را به بخش غیردولتی و به عبارتی مردم واگذار کند و در قامت تنظیم‌گر به اجرای وظایف واقعی خود بپردازد. بدون شک، انتقال مجوز بهره برداری از محورهای ریلی به بخش غیردولتی با وجود نظارت شرکت راه آهن می‌تواند به بهترین شکل به این مساله جامه عمل بپوشاند و وضعیت وخیم فعلی حمل و نقل ریلی کشور را به درستی سامان دهد.

  • اختلاف نظر دولت و کارشناسان/ساخت یک میلیون مسکن، تورم‌زاست یا نه؟

    اختلاف نظر دولت و کارشناسان/ساخت یک میلیون مسکن، تورم‌زاست یا نه؟

    به گزارش خبرنگار مهر، یکی از مهمترین برنامه‌های اعلام شده از سوی دولت سیزدهم، احداث سالانه یک میلیون واحد مسکونی یا ۴ میلیون واحد تا پایان دولت فعلی است.

    تعهدی که همزمان با تصویب و ابلاغ قانون جهش تولید مسکن بود که اصلی‌ترین برنامه دولت در بخش مسکن را یاری کرده و با مکلف کردن بانک‌ها به اعطای ۳۶۰ هزار میلیارد تومان تسهیلات بانکی، عملیاتی شدن قول مسکنی رئیس جمهور به مردم را امکانپذیر خواهد کرد.

    به خصوص که بخش مسکن چه در اقتصاد ایران و چه در دنیا بانک محور است و مردم با کمک تسهیلات بانکی خانه دار می‌شوند.

    صورت‌های مالی بانک‌ها و ناتوانی در پرداخت ۳۶۰ هزار میلیارد تومان به مسکن

    از سوی دیگر اخیر با دستور وزیر اقتصاد، بانک‌ها ملزم به شفاف سازی صورت‌های مالی خود برای مردم از طریق سامانه کدال شده‌اند که بر این اساس تقریباً همه بانک‌های دولتی و شبه دولتی یا با تراز منفی روبه‌رو بوده‌اند یا اگر ترازشان مثبت است، با ارقامی شبیه درآمدهای سالانه بنگاه‌های کوچک و متوسط (مثلاً مثبت ۳۳ میلیارد تومان برای بانک عامل بخش کشاورزی) سود یک ساله خود را اظهار کرده‌اند.

    چرا تراز مالی بانک تخصصی بخش مسکن منفی است؟

    حتی بانک تخصصی بخش مسکن در صورت مالی‌ای که از سال ۱۳۹۹ از خود منتشر کرده، با منفی ۷.۵ هزار میلیارد تومان تراز مالی، وارد تراکنش‌های بانکی سال ۱۴۰۰ شده است.

    محمود محمودزاده، معاون مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی اخیراً در مجمع عمومی بانک مذکور به عنوان نماینده وزارت راه و شهرسازی حضور داشت و درباره منفی شدن تراز بانک عامل بخش مسکن به خبرنگار مهر گفت: هر ساله بانک در آستانه برگزاری مجامع عمومی خود، به نوعی برای آنکه اجازه افزایش سرمایه داشته باشند، سعی در منفی نشان دادن صورت‌های مالی شان دارند.

    اعطای تسهیلات بانکی به بخش مسکن تورم‌زاست؟

    کارشناسان اقتصاد پولی و مالی بر این اعتقادند که با توجه به صورت‌های مالی منتشر شده از سوی بانک‌ها، امکان اختصاص رقم مذکور در قانون بودجه امسال (۱۴۰۰) و قانون جهش تولید مسکن که در هر دو قانون، ۳۶۰ هزار میلیارد تومان در نظر گرفته شده تا به ساخت یک میلیون واحد مسکونی شهری و روستایی پرداخت شود، وجود ندارد.

    وزیر راهی که خط اعتباری مسکن مهر راه عامل تورم می‌دانست

    برخی اقتصاددانان می‌گویند این موضوع می‌تواند به خلق پول از سوی بانک‌ها و سپس ایجاد تورم عمومی منجر شود؛ کما اینکه عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی دولت یازدهم، خط اعتباری ۵۰ هزار میلیارد تومانی مسکن مهر را عامل ایجاد تورم در سال‌های پس از آن عنوان می‌کرد.

    رستم قاسمی: تورم‌زا نیست

    با این حال رستم قاسمی وزیر راه و شهرسازی با بیان اینکه هدف بزرگی در بخش مسکن پیش‌بینی شده است، گفت: این طرح با مطالعه کارشناسی و با برنامه‌ریزی آماده شده است.

    به گفته وزیر راه و شهرسازی، برخی می‌گویند ساخت یک میلیون مسکن تورم ایجاد خواهد کرد؛ اما این طور نیست؛ چراکه برای احداث این واحدها از منابع دولتی استفاده نمی‌کنیم. روش‌هایی برای تأمین منابع مالی این برنامه پیش‌بینی کردیم که تورم‌زا نیستند.

    رئیس کمیسیون عمران مجلس: بانک‌ها وام ۳۶۰ هزار میلیارد تومانی مسکن را ندهند، ۷۲۰ هزار میلیارد تومان جریمه مالیاتی می‌شوند

    محمدرضا رضایی کوچی، رئیس کمیسیون عمران مجلس در گفت‌وگو با خبرنگار مهر درباره منابع مالی طرح مسکنی دولت سیزدهم (ساخت سالانه یک میلیون واحد مسکونی) اظهار کرد: بر اساس قانون جهش تولید مسکن و قانون بودجه امسال ۳۶۰ هزار میلیارد تومان تسهیلات بانکی به همراه اقساط بازگشتی خط اعتباری مسکن مهر و همه درآمدهایی که از محل خانه‌های خالی، خانه‌های لوکس و زمین‌های بایر در نظر گرفته‌ایم، همه اینها در صندوق ملی مسکن تجمیع می‌شوند.

    وام ۳۶۰ هزار میلیارد تومانی، یارانه‌ای است

    وی افزود: قرار است نرخ سود تسهیلات ساخت مسکن بین ۱۰ تا ۱۲ درصد و با بازپرداخت بالای ۲۰ سال باشد تا مردم بتوانند استفاده کنند.

    رئیس کمیسیون عمران مجلس اظهار کرد: بانک‌های عامل پرداخت ۳۶۰ هزار میلیارد تومان را ابلاغ کرده‌اند و قرار است این تسهیلات را پرداخت کنند؛ برای بانک‌ها در قانون جهش تولید جریمه در نظر گرفته و اعلام کرده‌ایم اگر این تسهیلات را پرداخت نکنند، دو برابر این رقم باید مالیات بدهند.

    چرا مسکن مهر هنوز هم به اتمام نرسیده است؟

    وی درباره علت عدم تکمیل طرح مسکن مهر با وجود گذشت بیش از یک دهه از آغاز ساخت آن، گفت: یکی از دلایل توقف برخی پروژه‌های مسکن مهر این بود که جانمایی آنها صحیح نبود و بر روی گسل ساخته شده است یا در مناطقی است که با فرونشست مواجه است.

    به گفته رضایی کوچی، حدود ۵۰ هزار واحد مسکن مهر باقی مانده است که بناست تا سال آینده همه آنها به اتمام برسد؛ البته این واحدها، عمدتاً فاقد متقاضی هستند؛ ضمن اینکه به لحاظ کیفیت ساخت و ساز، دسترسی به زیرساخت‌ها و جانمایی از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند؛ لذا متقاضی ندارد.

    معاون مسکن وزارت راه: قرار نیست تسهیلات ۳۶۰ هزار میلیارد تومانی، خط اعتباری، یارانه‌ای یا خلق پول باشد

    محمود محمودزاده، معاون مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی در گفت وگو با خبرنگار مهر درباره تورم‌زا بودن یا نبودن طرح ساخت یک میلیون مسکن اظهار کرد: در این موضوع خلق پولی صورت نمی‌گیرد؛ بلکه تولید مسکن از دو منبع اقتصادی یا تأمین مالی صورت می‌گیرد که منبع نخست، آورده متقاضیان و منبع دوم تسهیلات بانکی است.

    وی افزود: ۳۶۰ هزار میلیارد تومان منابع بانکی در نگاه اول، رقم بزرگی به نظر می‌رسد؛ اما اگر به کل تسهیلات بانکی در سال ۱۴۰۰ نگاه می‌کنید می‌بینید که بیش از ۲ هزار هزار میلیارد تومان بوده که به همه بخش‌های اقتصادی پرداخت شده بود؛ بنابراین می‌بینید که رقم ۳۶۰ هزار میلیارد تومان در مقایسه با کل تسهیلات بانکی رقم قابل ملاحظه‌ای نیست.

    ۱۰ سال سهم مسکن از تسهیلات بانکی زیر ۵ درصد بود که قرار است جبران شود

    معاون وزیر راه و شهرسازی گفت: بخش مسکن نزدیک به یک دهه مطالبات از بانک‌ها دارد؛ موقعی که سهم مسکن در سال‌های مختلف زیر ۵ یا ۷ درصد بود، طبیعی است که در این خصوص باید جبرانی داشته باشیم تا به یک تعادل برسیم.

    وی تأکید کرد: قرار نیست در بخش مسکن خلق پولی صورت گیرد همچنین قرار نیست چاپ پول، یارانه دولتی، خط اعتباری و امثال اینها انجام شود بنابراین طبیعتاً نمی‌توان گفت باعث تورم می‌شود؛ هر چند این حرف مطلق نیست.

    ۷۰ درصدِ ۳۶۰ هزار میلیارد تومان به تولید مصالح ساختمانی اختصاص می‌یابد

    محمودزاده ادامه داد: ۷۰ درصد این ۳۶۰ هزار میلیارد تومان به بخش تولید مصالح ساختمانی تزریق می‌شود؛ ما برای تولید مسکن ۷۰ درصد هزینه‌های آن به مصالح ساختمانی و ۳۰ درصد به دستمزد برمی‌گردد یعنی بیش از ۲۳۰ هزار میلیارد تومان این تسهیلات به بخش صنعت منتقل می‌شود؛ یعنی جایی که اقتصاد مولد و مفید محسوب شده و گردش اقتصاد مثمر و اشتغال پایدار در پی دارد.

    کارشناس اقتصادی: تسهیلات تکلیفی، یکی از عوامل اصلی تورم در سال‌های اخیر بود

    وحید شقاقی شهری، عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه خوارزمی در گفت‌وگو با خبرنگار مهر درباره نتایج تورمی طرح ساخت یک میلیون مسکن با بیان اینکه طراحان این طرح علم اقتصاد نمی‌دانند گفت: هر مبلغی که بر اساس قانون از بانک‌ها دریافت کنیم، تسهیلات تکلیفی خواهد بود؛ ریشه تورم در سال‌های گذشته، عمدتاً تسهیلات تکلیفی بوده است؛ بانک‌ها ناترازی بالایی ندارند، منابع آزاد هم ندارند و عمده منابعشان، منجمد و بلوکه شده است.

    وی افزود: وقتی به این منابع بانک‌ها در قالب تسهیلات تکلیفی فشار می‌آوریم، بانک‌ها مکلف به آزاد کردن آن می‌شوند اما چون منابع کافی ندارند، دست به خلق بیشتر پول می‌زنند برای این ناترازی را پوشش دهند. لذا خلق نقدینگی جدید شده که به تورم منجر می‌شود.

    کارشناس اقتصادی درباره صورت‌های مالی بانک‌ها یادآور شد: بانک‌ها صورت‌های واقعی را منتشر نکرده‌اند و اگر با استانداردهای بین‌المللی بار دیگر حسابرسی شوند، میزان زیان دهی آنها خیلی بالاتر از این ارقام خواهد بود عمده بانک‌های ما، کفایت سرمایه ندارند و با آن ۸ درصدی که در بال ۲ باید به آن برسند، فاصله زیادی دارد؛ به نظر من این صورت‌های مالی که منتشر شده، فاصله معنی داری با واقعیت دارد.

    وزیر راه نباید به خاطر تولید مسکن، تورم را به کل جامعه تحمیل کند

    عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی ادامه داد: تجربه‌های سال‌های گذشته نشان داده است یکی از عوامل اصلی رشد نقدینگی و خلق پول، دست درازی دولت به منابع بانک‌ها بوده است که به تورم‌های سال‌های اخیر منجر شده است؛ بنابراین وزیر راه و شهرسازی نباید به خاطر تولید مسکن، تورم را به کل جامعه تحمیل کند.

    وی با اشاره به الزام بانک‌ها به پرداخت ۳۶۰ هزار میلیارد تومان به بخش مسکن گفت: وقتی این منابع از سیستم بانکی خارج می‌شود، برای بازگشت آنها تا ۲۰ سال زمان لازم است و عملاً در این فاصله، بار تورمی آن در اقتصاد تخلیه می‌شود؛ لذا من موافق چنین موضوعی نیستم.

    این پول را می‌شد به جای مسکن به زخم‌های دیگر اقتصاد زد

    شقاقی شهری درباره کارشناسی بودن طرح یک میلیون مسکن تصریح رد: معتقدم این طرح کارشناسی نیست؛ ما اولویت‌های دیگری هم در اقتصاد داریم همین ۳۶۰ هزار میلیارد تومانی که قرار است به منابع بانک‌ها فشار بیاورد را می‌توانیم به زخم‌ها و دردهای دیگر اقتصاد مانند صندوق‌های بازنشستگی، بحران کم آبی، بحران زیست محیطی یا بحران ناترازی نظام بانکی تزریق کنیم.

    وی خاطرنشان کرد: وظیفه دولت ساخت مسکن نیست؛ دولت باید نظارت و سیاست گذاری یا حمایت کند مثلاً اراضی را ۹۹ ساله در اختیار بخش خصوصی قرار دهد؛ سیاست تولید مسکن با سیاست‌های آمایشی، حمل و نقل، جمعیت، اشتغال و… هماهنگ است که لازمه آن مطالعات گسترده در این خصوص است. ما سرنوشت مسکن مهر را فراموش نکردیم؛ در حال حاضر فشار آوردن بر سیستم بانکی خطرناک است و سرانجام خوبی نخواهد داشت.

    طرح ساخت یک میلیون مسکن، سالانه ۳ درصد به تورم عمومی اضافه می‌کند

    عضو هیئت علمی دانشگاه با بیان اینکه تا پایان امسال تورم بیش از ۴۰ درصدی ادامه خواهد داشت، گفت: احتمال سال آینده هم بار تورمی را خواهیم داشت.

    وی درباره آثار تورمی ساخت یک میلیون مسکن بیان کرد: هر ۱۰ درصد رشد نقدینگی، حدود ۳ درصد بار نقدینگی دارد؛ در حال حاضر نقدینگی کشور حدوداً ۴ هزار هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود که ۱۰ درصد آن ۴۰۰ هزار میلیارد تومان است؛ بنابراین این طرح حداقل ۳ درصد بار تورمی را سالانه بر جامعه تحمیل می‌کند.

  • ثبت‌نام داوطلبان انتخابات ریاست‌جمهوری به ایستگاه سوم رسید

    ثبت‌نام داوطلبان انتخابات ریاست‌جمهوری به ایستگاه سوم رسید

    به گزارش خبرنگار مهر، سومین روز از ثبت‌نام داوطلبان انتخابات ریاست‌جمهوری سیزدهم صبح امروز (پنجشنبه) در محل ستاد انتخابات کشور در خیابان فاطمی تهران آغاز شد.

    به گفته دبیر ستاد انتخابات کشور، مجموعاً در دو روز گذشته ۱۳۰ نفر به ستاد انتخابات مراجعه و برای شرکت در سیزدهمین دوره ریاست‌جمهوری نام‌نویسی کردند.

    گفتنی است، ستاد انتخابات کشور روز گذشته یکی از پر هیاهوترین روزهای خود را تجربه کرد چراکه شاهد حضور محمود احمدی‌نژاد و هوادارانش بود. سیدامیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، رستم قاسمی، صادق خلیلیان، محمد عباسی، حسن سبحانی و محمدحسن قدیری ابیانه از دیگر چهره‌هایی بودند که در دومین روز ثبت‌نام سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به وزارت کشور رفتند.

     

    اخبار سیاسی |

  • چالش‌ روحانی با راستی‌آزمایی/ بوی عجله در احیای «برجام» می‌آید؟

    چالش‌ روحانی با راستی‌آزمایی/ بوی عجله در احیای «برجام» می‌آید؟

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست طیبه بیات؛ بهمن ماه ۱۳۹۹ بود که رهبر معظم انقلاب سیاست مشخص و روشن نظام در ارتباط با مساله احیای برجام را اعلام کردند و در واکنش به شروط غیرمتعارف آمریکایی‌ها مبنی بر اینکه ابتدا ایران باید به تعهدات برجامی‌اش عمل کند و سپس ایالات متحده به برجام باز خواهد گشت، فرمودند: «اگر می‌خواهند ایران به تعهدات برجامی -که چند تعهد آن را لغو کرده- برگردد، باید آمریکا تحریم‌ها را کلاً لغو کند؛ آن هم نه به زبان و روی کاغذ که بگوید لغو کردیم؛ نه، باید در عمل تحریم‌ها را لغو کنند و ما راستی‌آزمایی کنیم؛ این سیاست قطعی جمهوری اسلامی است»

    پس از اعلام این سیاست قطعی، دولتمردان نیز از تریبون‌های مختلف این مساله را تکرار کردند که شرط بازگشت ایران به برجام، اول رفع کامل تحریم‌ها و دوم «راستی‌آزمایی» از سوی ایران است.

    اما آنچه این روزها میان کارشناسان و دولتمردان محل بحث قرار گرفته است، موضوع زمان لازم برای راستی‌آزمایی رفع تحریم‌ها است، موضوعی که همانند بسیاری از مباحث مربوط به برجام محل نزاع منتقدین و موافقین قرار دارد.

    تناقض‌گویی‌های روحانی، ظریف و عراقچی در لغو تحریم‌ها

    ریشه این مباحثات به قبل از انعقاد برجام بازمی‌گردد، زمانی که منتقدین می‌گفتند تحریم‌ها از سوی آمریکا صرفاً تعلیق می‌شوند نه لغو اما دولتمردان در پاسخ می‌گفتند «تحریم‌ها لغو شده‌اند»، تا جایی که روحانی در یک سخنرانی در تیر ۹۴ به صراحت گفت: «امروز به ملت شریف ایران اعلام می‌کنم که طبق این توافق، در روز اجرای توافق تمامی تحریم‌ها، حتی تحریم‌های تسلیحاتی، موشکی هم به‌صورتی که در قطعنامه بوده، لغو خواهد شد. تمام تحریم‌های اقتصادی شامل مالی، بانکی، بیمه، حمل‌ونقل، پتروشیمی و فلزات گران‌بها بالمره (یکباره) لغو خواهد شد و نه تعلیق»

    نقض سخنان روحانی زمانی برای همه روشن شد که ترامپ رئیس‌جمهور وقت آمریکا در سال ۹۷ با یک امضا تمامی تحریم‌های مرتبط با برجام را برگرداند و از توافق هسته‌ای خارج شد.

    خروج ترامپ از برجام درحالی بود که روحانی در دی ماه ۹۴ در یک نشست خبری گفته بود: «تعهدی که امروز آمریکا در رابطه با برجام به ما داده، تعهد دولت آمریکاست، نه این دولت و آن دولت. این تعهدات استمرار پیدا می‌کند و فرقی ندارد که چه دولتی در آمریکا بر سر کار بیاید، هر دولتی که باشد به این چارچوب متعهد است»

    محمدجواد ظریف نیز در همان روزها در نشست شورای راهبردی روابط خارجی کشور در پاسخ به این سوال که برخی کاندیداهای ریاست جمهوری در آمریکا اعلام کردند که در اولین یا دومین روز ریاست جمهوری‌شان این توافق را لغو خواهند کرد، گفت: «الان رئیس‌جمهور بعدی می‌خواهد تحریم‌ها را با یک امضا برگرداند. خوب برگرداند. چه کسی در دنیا اجرا می‌کند؟ آمریکا نمی‌تواند از برجام خارج شود.»

    از سوی دیگر، برخی اعضای تیم مذاکره کننده نیز اظهارات منتقدین نسبت به تعلیق تحریم‌ها توسط آمریکا را نمی‌پذیرفتند و تاکید می‌کردند که تحریم‌ها لغو شده است. سید عباس عراقچی در آذرماه ۹۴ به لغو کامل تحریم‌ها اشاره کرد و گفت: «در روز اجرای برجام رسماً اعلام خواهد شد که از آن روز تحریم‌ها به صورت کامل و عملی برداشته می‌شود»

    مُهر تائید عراقچی بر ادعای منتقدین برجام

    این در حالی است که سید عباس عراقچی ۲۱ فروردین ۱۴۰۰ و در جریان مذاکرات وین برای احیای برجام سخنانی متفاوت از آنچه دولتمردان در سال ۹۴ می‌گفتند بیان کرد و مهر تائیدی بر سخنان منتقدین برجام زد.

    او در پاسخ به سوالی اختیار لغو تحریم‌ها را برعهده کنگره آمریکا عنوان و تعلیق، نه لغو، تحریم‌ها را تائید کرد و گفت: «این موضوع در برجام کاملاً پذیرفته شده است که لغو همه تحریم‌ها در اختیار رئیس‌جمهور آمریکا نیست و در اختیار کنگره است و، چون کنگره، آمادگی لغو را نداشت و احتمالاً نداشته باشند رئیس‌جمهور از اختیارات خودش در قانون اساسی استفاده و تعلیق می‌کند. اکنون نیز تحریم‌هایی که مصوب کنگره آمریکاست باید از جانب رئیس‌جمهور آمریکا ویو، اسقاط و متوقف شود»

    مرکز پژوهش‌ها: راستی‌آزمایی رفع تحریم‌ها حداقل ۶ ماه زمان می‌خواهد

    بررسی این دست از اظهارات دولتمردان و تناقض‌هایی که از سخنان آنها پس از خروج ترامپ از برجام آشکار شد، این شائبه را تقویت می‌کند که دولت با اهدافی داخلی و سیاسی، برجام را هدایت کرد.

    حال این روزها، دولتمردان و بخصوص رئیس‌جمهور تاکید دارند که «راستی‌آزمایی اقدامات آمریکا در رفع تحریم‌ها» پیچیده نبوده و آسان است اما در دیگر سو، برخی کارشناسان و نمایندگان مجلس می‌گویند که راستی‌آزمایی‌ها امری زمان‌بر و طولانی است.

    ۲۲ فروردین بود که مرکز پژوهش‌های مجلس با انتشار گزارشی نوشت: «راستی آزمایی واقعی رفع تحریم‌ها و تحقق شاخص‌های سنجش پذیر ارائه شده از طرف ایران، در چند ساعت و چند روز ممکن نبوده و حداقل ۳ تا ۶ ماه زمان نیاز دارد. همچنین ضروری است تداوم انتفاع اقتصاد ایران از محل رفع تحریم‌ها در بازه‌های زمانی معین (برای مثال هر ۶ ماه یکبار) مورد راستی آزمایی قرار گیرد»

    در همین زمینه، معاون مطالعات اقتصادی مرکز پژوهش‌ها در گفتگویی با خبرنگار مهر با اشاره به فرآیندهای لازم برای راستی‌آزمایی رفع تحریم‌ها می‌گوید: «باید تحریم‌های بزرگ مثل تحریم بانک مرکزی، بانک‌ها و بیمه‌ها اولویت اول رفع تحریم‌ها از نظر حقوقی باشد و در مرحله بعد باید یکسری شروط و شاخص‌های ملموس و سنجش پذیر از طرف ایران برای راستی‌آزمایی رفع تحریم‌ها تدوین شود.»

    وی ادامه می‌دهد: «میزان صادرات نفت به میزانی که ایران مشخص می‌کند باید به صورت آزادانه انجام شود و پولی که از صادرات نفت به دست می‌آید، از طریق هر بانکی که ما اعلام می‌کنیم به ایران بازگردد و کالایی که اعلام می‌کنیم با این منابع وارد کنیم. همچنین باید بتوانیم قراردادهای مشخص سرمایه گذاری با شرکت و کشوری که خودمان تعیین می‌کنیم، منعقد کنیم.»

    شهبازی تاکید می‌کند: «باید این موارد مبنای راستی آزمایی رفع تحریم‌ها باشد، نه صرف رفع حقوقی تحریم‌ها. راستی‌آزمایی این موارد نیز حداقل سه تا ۶ ماه زمان نیاز دارد و باید به صورت ادوار ۶ ماهه مورد راستی‌آزمایی و بررسی قرار گیرد»

    در دیگر سو، ابوالفضل عمویی سخنگوی وزارت امور خارجه نیز با تاکید بر زمان‌بر بودن راستی‌آزمایی رفع تحریم‌ها می‌گوید: «راستی آزمایی لغو تحریم‌های آمریکا بین سه تا شش ماه زمان نیاز دارد. یک یا دو هفته برای راستی آزمایی لغو تحریم‌های آمریکا زمان کافی نیست.»

    روحانی: بعضی‌ها بلد نیستند، راستی‌آزمایی زمان نمی‌برد!

    اما در این میان، حسن روحانی رئیس‌جمهور که گویی برای احیای برجام همچون دوران انعقاد و امضای آن عجله دارد، خطاب به کارشناسانی که زمان لازم برای راستی‌آزمایی را طولانی می‌دانند می‌گوید: «راستی‌آزمایی زمان نمی‌برد»

    او ۲۵ فروردین بود که در جلسه هیئت دولت گفت: «بعضی‌ها بلد نیستند و حرف‌هایی می‌زنند این در حالی است که ما شرایط راستی‌آزمایی را طراحی کردیم و می‌دانیم که زمان زیادی نمی‌برد. اینکه وزیر نفت اعلام کند که می‌تواند نفت را بفروشد و رئیس بانک مرکزی بگوید که قادر است از جابجایی پول را براحتی انجام دهد، زمان زیادی نمی برد»

    روحانی ۲۶ فروردین مجدداً بر سخنان خودش مبنی کوتاه بودن زمان راستی‌آزمایی تاکید می‌کند و می‌گوید: «تنها راه موجود این است که آمریکایی‌ها به طور کامل به قطعنامه ۲۲۳۱ و توافق برجام برگردند و البته اگر آنها به طور کامل به برجام برگردند، بلافاصله بعد از یک راستی‌آزمایی‌هایی که زمانش خیلی طول نمی‌کشد، ما هم به کلیه تعهدات برجامی بر می‌گردیم»

    او همچنین در جلسه هیئت دولت که در اول اردیبهشت برگزار شد، مجدداً به زمان واقعی برای راستی‌آزمایی اشاره کرد و گفت: «راستی‌آزمایی هم به نظرم خیلی پیچیده نیست، اگر از قبل درست برنامه‌ریزی شود، همکاری کامل باشد، حسن نیت کامل باشد، در یک زمان نه چندان طولانی می‌شود این را گفت. یعنی همه دستگاه‌های ما که ۳ تا هستند یعنی وزیر نفت، وزیر راه و بانک مرکزی وقتی بگویند تحریم برداشته شده، می‌توانیم به راحتی به مردم اعلام کنیم تحریم برداشته شده است»

    سخنان روحانی در حالی مطرح می‌شود که رستم قاسمی وزیر سابق نفت راستی‌آزمایی در حوزه فروش نفت را زمان‌بر می‌داند و می‌گوید: «راستی‌آزمایی فروش نفت [پس از رفع تحریم‌ها] یک روزه شدنی نیست زیرا زمانی می‌خواهد که ما به تولید و صادرات خود برگردیم و این پروسه حداقل ۳ ماه زمان نیاز دارد»

    سخنگوی وزارت امور خارجه: راستی آزمایی اقدامات آمریکا دشوار است

    اما در این میان و با توجه به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، حتی سخنگوی وزارت امور خارجه، روحانی باز هم حرف‌های خودش را درخصوص راستی‌آزمایی تکرار می‌کند.

    سعید خطیب‌زاده سخنگوی وزارت امور خارجه در همین زمینه و در نشستی مجازی با برخی خبرنگاران خارجی راستی‌آزمایی اقدامات ایران برای آمریکا و طرف‌های برجام را آسان توصیف می‌کند اما در مقابل می‌گوید: «راستی‌آزمایی اقدامات آمریکا و دیگر طرف‌های برجام امری دشوار است.»

    آنچه ناظران سیاسی از سخنان حسن روحانی، در این روزهایی که دیپلمات‌ها در وین مشغول رایزنی‌های فنی و سیاسی برای احیای برجام هستند، برداشت می‌کنند نوعی عجله از جنس همان تعجیلی است که وی در سال ۹۴ و برای اجرای برجام به خرج داد.

    او دو هفته گذشته و در جلسه هیئت دولت با لحنی کنایه‌آمیز خطاب به منتقدانش گفت: «از مذاکره وین نترسید … مذاکره پیچیدگی‌های خودش را دارد، اینقدر نگران نباشیم» اما این در حالی است که مرور ضد و نقیض‌گویی‌های وی و هم‌طیفان سیاسی‌اش در سال ۹۴، این شائبه را ایجاد می‌کند که عجله دولت برای احیای برجام ممکن است اهدافی انتخاباتی و داخلی داشته باشد.

     

    اخبار سیاسی |

  • اوضاع فروش نفت خوب است/ موساد نتوانست من را در لبنان ترور کند

    اوضاع فروش نفت خوب است/ موساد نتوانست من را در لبنان ترور کند

    به گزارش خبرگزاری مهر، رستم قاسمی معاون اقتصادی نیروی قدس سپاه پاسداران و وزیر سابق نفت در گفتگویی با برنامه دستخط وضعیت فروش نفت را خوب توصیف کرد و گفت: آمریکایی‌ها بسیار تلاش کردند با فشار حداکثری صادرات نفت ایران را به صفر برسانند، هرگز نتوانستند و نمی‌توانند.

    قاسمی تاکید کرد: در دولت روحانی همین‌طور که آقای زنگنه اشاره کرد، من در کنار آقایان هستم و همین الان هم در بخشی از فروش نفت به دوستان کمک می‌کنم.

    مشروح کامل این گفتگو به شرح زیر است:

    سلام عرض می‌کنم، خیلی خوش آمدید.

    بسم الله الرحمن الرحیم

    من هم خدمت جنابعالی، همکاران و مردم عزیز ایران سلام عرض می‌کنم.

    از اینجا شروع کنیم که یکدفعه خبری آمد که اسرائیلی‌ها می خواسته‌اند آقای قاسمی را ترور کنند، درست بود؟

    قبل از سفر من به مأموریتی که داشتم، خوشبختانه دوستان امنیتی آمدند و عملاً مانع سفر من شدند و گفتند این سفر نباید انجام شود؛ به دلیل اینکه گزارش‌ها از سرویس‌هایی از منطقه کشف شده بود، فرمانده سپاه هم عملاً با این سفر مخالف بود. اما چون اهمیت سفر بسیار زیاد بود و باید انجام می‌شد، من گفتم هر طور تصمیم گرفته شود، من آن را انجام می‌دهم، منتها دوستان دیگری بودند که اصرار داشتند این سفر انجام شود، به هر حال تصمیم گرفته شد این سفر انجام شود، ولی خوشبختانه چون اطلاعات از قبل معلوم شده و مسیرها مشخص بود، توانستیم از این حادثه جان سالم به در ببریم.

    با بمب می‌خواستند اقدام کنند؟

    موساد در گزارش‌هایی که از قبل پیش‌بینی شده بود … آنجا هم دوستان به من گفتند که مسیرها را پیش‌بینی کرده بودند، محل‌هایی را، محل عبور ما، محل جلسه را… و خوشبختانه اتفاق نیفتاد.

    معاونت اقتصادی سپاه قدس از چه زمانی تشکیل شد، شما اولین معاون اقتصادی هستید یا قبل از شما هم کسی بوده است؟

    من از دوره دفاع مقدس رفاقت بسیار طولانی با شهید سلیمانی داشتم. ایشان خواستند، ما خدمت ایشان رفتیم و بنا شد که من در محور مقاومت به ایشان کمک‌هایی انجام دهم که خوشبختانه بعد از همان جلسه، بلافاصله سفری به لبنان داشتیم و بعد از آن مکرراً به لبنان می‌رفتم. با شهید عماد آنجا آشنا شدیم و کارهای مشترکی با هم انجام می‌دادیم.

    به هر حال مأموریت‌های اقتصادی نیروی قدس را ایشان به من واگذار کرد، برخی از مأموریت‌های مذاکراتی با برخی از این کشورهای محور مقاومت واگذار کردند و تقریباً یک دوره حدود هفت سال این توفیق را پیدا کردم که در کنار شهید سلیمانی باشم.

    حداقل چیزی که می‌خواهم بپرسم و فکر می‌کنم بتوانید بگویید، اینکه دوستان سپاه قدس در حوزه اقتصادی چه مراوداتی با کشورهای حوزه مقاومت دارند که سودش عملاً برای جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی ایران است؟

    اولاً قدرت منطقه‌ای امروز از مؤلفه‌های حکمرانی هر کشوری است. بسیاری از کشورهای بسیار دوردست، حتی خود آمریکایی‌ها برای اینکه بتوانند منافع و قدرتشان را در منطقه حفظ کنند، بر اساس گفته آقای ترامپ، بیش از ۷ هزار میلیارد دلار آمریکایی‌ها در این منطقه هزینه کرده‌اند، اما جمهوری اسلامی در مقطعی در محور مقاومت حضور پیدا کرد که اتفاقاً شجره خبیثه داعش شکل گرفت؛ یعنی می‌گفتند که ما محل عبورمان سوریه و عراق است، برای رسیدن به مرزهای ایران! من یک سال پیش با یکی از سران کشورهای منطقه ملاقاتی داشتم. به ایشان گفتم اگر داعش بود، مطمئناً حکومت شما امروز پابرجا نبود و او هم قبول داشت.

    اما درباره دستاوردهای اقتصادی که شما اشاره کردید، به هر حال عراق و سوریه یک بازار بزرگی است که می‌تواند در اختیار کشور ما باشد، ما توافقات بسیار خوبی هم با عراقی‌ها و هم با سوریه امضا کرده‌ایم. من یک جمله بگویم، حالا ممکن است در دوران کرونا این عدد تغییر کرده باشد؛ ما تقریباً بین ۱۲ تا ۱۳ میلیارد دلار صادرات به عراق داشته‌ایم…

    برخی‌ها می‌گویند خب ما رفتیم آنجا کمک کردیم، هم برای منافع خودمان، هم منافع سوریه و هم محور مقاومت، ولی الان که اوضاع مقداری آرام شده ما به لحاظ اقتصادی در عرصه کم هستیم و به نوعی عرصه را وا داده‌ایم برای شرکای دیگرمان.

    ابتدا در مورد سوریه عرض کنم؛ البته ما در عراق هزینه‌ای نکرده‌ایم، من قبلاً در یک مصاحبه‌ای گفته‌ام عراق نیاز به هزینه ما نداشته، چون عراق کشور پولداری است، نیازی به هزینه ما نداشته است. اگر ما در سوریه هزینه کرده‌ایم، اولاً دو اتفاق افتاده است؛ یک اتفاق اینکه ما با دولت سوریه توافق کردیم یک مابه ازایی بابت هزینه‌هایمان از سوریه گرفته‌ایم.

    توافقنامه بسیار خوبی که خود من آن موقع این را به امضای دو دولت رساندم، سال ۲۰۱۵ معروف به نام قرارداد ۲۰۱۵ که ما به ازایی از سوریه گرفتیم که من در یک مصاحبه مفصل این را گفته‌ام، ولی الان به یکی دو مورد از آن اشاره می‌کنم. در سال برای ارتقای وضعیت کشاورزی‌مان در کشور نیاز به کود فسفات داریم. در عوض، معادن بسیار غنی با کیفیت بسیار خوب فسفات در سوریه وجود دارد که ما بر اساس توافقی که با دولت سوریه کردیم بیش از هزار میلیارد تُن از بهترین معادن فسفات سوریه را (هم دولت سوریه و هم پارلمان سوریه تصویب کرده) که ما اگر بتوانیم خوب انتقال دهیم، ۱۰۰ سال طول خواهد کشید که ما بتوانیم از این منافع استفاده کنیم. ضمناً نه تنها برای کشور خودمان، بلکه می‌توانیم بدون هیچ عوارضی، به هر کشوری از دنیا صادر کنیم. مضافاً بر اینکه بالاخره کار اقتصادی و بستر اقتصادی دست دولت است، دولت باید کار اقتصادی انجام دهد، چون کسی که می‌خواهد در سوریه سرمایه‌گذاری کند، حتماً نیازمند این است که صندوق ضمانت صادرات او را ضمانت کند، خب دولت باید این کار را انجام دهد.

    انجام نداده است؟

    به هر حال دولت باید انجام بدهد و اگر دولت این کار را انجام دهد، طبیعتاً می‌تواند. زمینه کار ما با سوریه، توافقنامه بسیار خوبی است که ما می‌توانیم از آن استفاده کنیم.

    الان چند درصدش را استفاده کرده‌اید؟

    متأسفانه زیاد استفاده نشده است.

    و به دولتی‌ها گفته شده که استفاده نشده است؟

    بله، دولت هم تلاش‌هایی کرده ولی به نظر من کافی نیست.

    آقای زنگنه در صحبتی گفته بودند که آقای قاسمی، نه ۹۰ درصد، بلکه صد درصد الان کنار ما در وزارت نفت است و حتی خود شما هم اشاره کردید که در فروش نفت دارید به دولت کمک می‌کنید؛ همین‌طور است؟

    من هیچ گاه به دولت‌ها نگاه نکرده‌ام. از دوره‌ای که در سازندگی کشور حضور داشتم، از دولت آقایان هاشمی، خاتمی، احمدی‌نژاد، روحانی همیشه به مردم نگاه کرده‌ام نه به دولت؛ چون کارکردن برای مردم است. به هر حال دولت‌ها می‌آیند و می‌روند، ولی مردم هستند، انقلاب و کشور هست. در این دولت همین‌طور که آقای زنگنه اشاره کرد، من در کنار آقایان هستم، در مورد فروش نفت دارم کمک می‌کنم و همین الان هم در بخشی از فروش نفت به دوستان دارم کمک می‌کنم.

    خب نمی‌توان درباره فروش نفت صحبت کرد؛ چون یکی از مسائل راهبردی ما است و یکسری اطلاعاتی که نمی‌توان روی آنتن داد. ولی بطور کلی اوضاع چطور است؟

    خوب است. آمریکایی‌ها بسیار تلاش کردند با فشار حداکثری صادرات نفت ایران را به صفر برسانند، هرگز نتوانستند و نمی‌توانند.

    در جایی گفته بودید که یک زمانی به ما می‌گفتند کاسبان تحریم، ولی همین دولت آمد به ما گفت کمک کنیم و آمدیم کمک کردیم. واقعاً چنین چیزی می‌گفتند؟ چرا دولت دوباره برای فروش نفت سراغ افرادی رفت که روزی به آنها برچسب کاسبان تحریم می‌زد. این را شما گفته‌اید.

    حالا معمولاً دولت‌هایی که می‌آیند برای اینکه دولت‌های قبلی را تخطئه کنند، مخصوصاً این دولت، حرف‌های زیادی زده شده، این حرف‌ها را زدند، ولی ما هرگز به دل نگرفتیم، چون برای کشور، هدف ما کمک و خدمت به مردم بوده است، نه تنها در مورد نفت دارم کمک می‌کنم، بلکه در نیازمندی‌های کشور، مواد غذایی، نهاده‌های دامی که نیاز باشد، دوستان وزارتخانه‌ها به ما مراجعه می‌کنند و ما داریم برای آنها انجام می‌دهیم و کمک می‌کنیم.

    می‌خواهم این را بگویم روزی که به قول خودشان تحریم‌های فلج کننده علیه ایران اعمال کردند، چهار روز به قول خارجی‌ها … بود که به ما وقت دادند که ایران را ترک می‌کنیم، واقعاً هم ترک کردند.

    چه شرکت‌هایی ترک کردند؟

    همه شرکت‌های خارجی! کم نبودند، در آن زمانبندی که تعیین کرده بودند هیچ شرکت و هیچ فرد ایرانی، در صنعت نفت ایران باقی نماند، واقعاً می‌توانم بگویم صنعت نفت ایران به معنای واقعی ملی شد. ما اولاً همه شرکت‌های ایرانی را جایگزین شرکت‌های خارجی کردیم، بدون استثنا، دوم، بسیاری از این سازندگان تجهیزات صنعت نفت کشور که انصافاً صنعت های‌تک است در بالادستی صنعت نفت کشور، ایرانی‌ها ساختند.

    بسیاری از این کالاها که واقعاً سخت بود که ایرانی‌ها به این زودی بسازند، من با صنعتگران ایرانی هر دو هفته یک بار جلسه می‌گذاشتم و به آنها می‌گفتم برای ساخت به خصوصن پایلوت محدودیت مالی برای شما نمی‌گذارم. بروید و پایلوت بسازید، ما از شما می‌خریم. بسیاری از این کالاها…

    حتی اگر درنیاید؟

    حتی اگر درنیاید. بالاخره کار آزمایشی و تحقیقاتی همین است دیگر. برخی از این کالاها که یک کشور، شاید دو یا یک شرکت در دنیا می‌ساختند، ایرانی‌ها ساختند. بالاترین سطح توسعه در صنعت نفت ایران، در ۱۰۰ سال گذشته در سال ۹۰ و ۹۱ بوده است؛ ما ۱۷ فاز پارس جنوبی را با هم در دست اجرا داشتیم، هیچ وقت چنین چیزی وجود نداشته است.

    بدون حضور خارجی‌ها؟

    بدون حضور خارجی‌ها. بارها گفته‌ام پالایشگاه ستاره خلیج فارس با عدد ۷۰ درصدی حداقل که آقای مهندس زنگنه هم به صورت مکتوب این را تأیید کرده، تحویل دولت یازدهم داده‌ایم و اقدامات بسیار مؤثری در حوزه گازرسانی در حوزه دیپلماسی خارجی؛ من آن زمان رئیس اوپک بودم و این فرصت بسیار خوبی برای من بود که هم توانستم به دنیا سفر کنم، هم در بسیاری از نشست‌های بزرگ دنیا به خصوص در حوزه انرژی مشارکت و سخنرانی کنم و درست در شرایط سخت تحریم‌ها، قراردادهای بسیار خوبی در آن زمان با کشورهای بزرگ دنیا بستم.

    با چه کشورهایی قرارداد بستید؟

    با چینی‌ها قراردادهای بسیار خوبی بستیم. با چینی‌ها توافق کرده بودیم که برای توسعه دو میدان یادآوران و آزادگان برای اینکه تقریباً یک میلیون بشکه نفت ایران را در میدان مشترک آزادگان و یادآوران توسعه دهند و اتفاقاً پیوست این قرارداد هم این بود که در هر شرایطی یک میلیون بشکه نفت از ما بخرند، این قرارداد بسته شد و چینی‌ها آمدند شروع کردند، حدود ۱۸۰ چاه در کشور زدند، این قرارداد در آن شرایط سخت تحریم‌ها منعقد شد.

    سال ۹۱؟

    بله، چینی‌ها شروع کردند. کارهای بسیار بزرگی بود. در فروردین ماه سال ۹۲ بزرگترین انتقال گاز را درست در نقطه صفر مرزی در پاکستان کلنگ زدیم،

    چرا پاکستان به نتیجه نرسید؟

    پاکستان بعد از اینکه دولت جدید آمد، عملاً به نتیجه نرسید.

    چرا؟

    به هر حال دوستان اعتقاد داشتند که دولت پاکستان دولت فقیری است، پول ندارد، این قرارداد بی‌ربطی است! من در آن زمان اعتراض هم کردم، گفتم اولاً پاکستانی‌ها گاز را برای نیروگاه‌هایشان می‌خواهند که امروز از سوخت مایع استفاده می‌کنند. اساساً قیمت سوخت مایع سه برابر قیمت گازی است که ما با پاکستانی‌ها قرارداد بسته بودیم، با اینکه قیمت ما قیمت بسیار خوبی بود. سوخت مایع گران است. مضافاً بر اینکه قرارداد وقتی ظرف ۴۵ روز پرداخت نشد، کولر خانه مردم به نیروگاه وصل می‌شود و نیروگاه به گاز ما وصل می‌شود دکمه‌اش در دفتر وزیر نفت ایران است، می‌تواند به راحتی قطع کند.

    آن قراردادی که با چینی‌ها بسته بودید به همین سرنوشت دچار شد؟

    متأسفانه قرارداد چینی‌ها به همین سرنوشت دچار شد و چینی‌ها از ایران رفتند. وقتی برجام شروع شد انتظار این بود که کشورهای اروپایی با کیفیت اروپایی بیایند کار کنند، به هر حال توافقاتی

    شل، توتال و…

    بله، شل، توتال و … بیایند کار کنند، انتظار این بود، چون توافق هم انجام شده بود؛ اما وقتی که برجام نافرجام شد، چینی‌ها اساساً به ما روی خوشی نشان ندادند.

    یعنی تفاهمی که می‌توانست به ما منافع زیادی برساند و فشارها را هم کم کند!

    ببینید امروز ما به دنبال تفاهم با چینی‌ها هستیم؛ چند روز قبل تفاهم‌نامه، البته نه قرارداد، بلکه تفاهم نامه است، ولی دنبال امضای تفاهم‌نامه با چینی‌ها بودیم. در جای خودش کاری است که انجام شده، به هر حال چینی‌ها یک قدرت اقتصادی و یک جمعیت بزرگ دنیا هستند، یک قدرت اقتصادی هستند و با چینی‌ها در یک چارچوب کاملاً منطقی و منافع دو طرف می‌توانیم کار کنیم.

    گفته بودید ما روزی که تحریم شدیم یک دستگاه دکل حفاری دریایی در کشور متعلق به ایرانی‌ها نداشتیم، روزی که وزارت نفت را ترک کردم ۱۹ یا ۲۰ دستگاه حفاری در پارس جنوبی مشغول کار بودند که همگی تحت مالکیت ایرانی‌ها بودند.

    در بخش دریا و فلات قاره ما، تماماً شرکت‌های خارجی و ابزار حفاری متعلق به شرکت‌های خارجی بود. جالب است بدانید وقتی مقام معظم رهبری در فروردین ماه ۹۰ به عسلویه تشریف آوردند، نگرانی همه مسئولان وزارت نفت این بود که با رفتن این شرکت‌های خارجی که تجهیزاتشان هم تجهیزات دکل‌های حفاری بود، نمی‌توانیم دیگر گاز استخراج کنیم. حالا ما پالایشگاه هم بسازیم وقتی نمی‌توانیم گاز استخراج کنیم، که اینجا یک مُشت آهن فراهم کرده‌ایم.

    من این افتخار را می‌توانم داشته باشم که در مرداد ماه سال ۹۲ با اینکه می‌دانید فروش دکل حفاری به ایرانی‌ها بسیار کار سختی است، در شرایط سخت تحریم‌های فلج‌کننده، با چند دست باید خریداری می‌شد تا ایرانی‌ها بتوانند وارد خلیج فارس کنند و بتوانند انجام دهند. ۲۰ دستگاه دکل حفاری فقط ما برنامه‌ریزی کرده بودیم که برای رسیدن به برنامه زمان‌بندی پارس جنوبی حداقل ۲۵ دستگاه دکل حفاری داشته باشیم که ۲۰ دستگاه آن در مرداد سال ۹۲ در پارس جنوبی مشغول به کار بودند که اکثراً متعلق به ایرانی‌ها بودند.

    حالا کنار این موفقیت‌ها، حرف و حدیث‌هایی هم به وجود آمد، صحبت‌هایی هم شد؛ چه اواخر آن دولت، چه بعد از دولت، مثل اینکه یکی از دکل‌ها گم شد، معلوم نیست کجا رفت یا قصه بابک زنجانی. اینها را چطور می‌بینید؟! اینها مشکلات کار بودند یا نه سوءاستفاده‌هایی بودند که لاجرم به وجود آمد؟ یا فکر می‌کنید می‌شد همه آنها را بهتر از این مدیریت کرد؟

    اولاً این دستگاه دکل حفاری که بعد تعدادشان زیادتر هم شد، هیچکدام متعلق به وزارت نفت نیستند، چون اساساً وزارت نفت با توجه به اصل ۴۴ از خرید دکل حفاری عبور کرده بود. جالب است این را بدانید، من بعد از حدود ۵-۴ ماه که از وزارتخانه آمدم، یک روز در یکی از این نشریه‌ها و روزنامه‌ها، این داستان دکل نفتی گم شده را نگاه کردم، به دوستان زنگ زدم که این دکل مربوط به کدام شرکت است؟ معلوم شد که متعلق به شرکت بنیاد تعاون ناجا و بخشی از سهام آن هم متعلق به صندوق بازنشستگی نفت است که می‌روند این دکل را می‌خرند و بخشی از پول آن را پرداخت می‌کنند، بخشی را به دلیل مشکلات عدم انتقال پول نمی‌توانند پرداخت کنند، البته با واسطه‌هایی در میان بودند و نتوانستند پول آن را پرداخت کنند و گویا پرونده این دکل همچنان در دادگاه لندن مطرح است، هیچ ربطی به ساختار وزارت نفت و وزارت ما … اما می‌دانید متأسفانه مسائل سیاسی اینقدر در کشور ما جای خودش را به واقعیت‌ها داده که هر چیزی را مسیر اصلی‌اش را، برای اینکه با رقیب برخورد کنیم یا رقیب را بدنام کنیم، از این موضوعات زیاد است؛ به خصوص در اول این دولت بسیار زیاد در حوزه‌های مختلف اتفاق افتاد.

    در مورد بابک زنجانی چطور؟

    چند بار در مصاحبه‌هایم گفته‌ام؛ اینجا هم چون سوال کردید عرض می‌کنم. وقتی که نفت کشور تحریم شد، بنا بود نفت ما تحریم شود، نتوانیم نفت بفروشیم. نفت را از هیچ شرکت ایرانی نمی‌خریدند، امروز هم نمی‌خرند، بر اساس مجوزی که از شورای عالی امنیت ملی گرفته بودیم باید شرکت‌هایی در خارج از کشور ثبت می‌کردیم که اینها حتی یک پاسپورت ایرانی هم جزو هیئت مدیره نباید باشد، فقط به نام شرکت‌های خارجی باشد و این ریسک بسیار بزرگی دارد. در کشورهای مختلفی هم این کار را انجام دادیم.

    در مورد بابک زنجانی هم از یکی از این شرکت‌ها نفت می‌خرد، گزارشی که به من دادند که ایشان یک کشتی نفت خریده، پولش را پرداخت کرده و مدارک آن هم موجود است و سپس می‌خواهد بیشتر نفت بخرد، حالا شاید ضرورتی هم نداشت بخواهم برای یک مشتری که شما می‌توانید ضمانت معتبر از او بگیرید نیازی به استعلام از مقامات امنیتی کشور کنم، منتها چون خدا وجود داشت ما این کار را انجام دادیم.

    نکته بعدی این است که ایشان می‌آید نفت را می‌خرد، ال‌سی می‌دهد از یکی از بانک‌هایی که تا آن زمان، آن بانک که در خارج از کشور ثبت شده بود، مدیریتش و سهام عمده‌اش متعلق به یکی از بانک‌های بزرگ کشور بود. بعد که ایشان این ال‌سی را می‌دهد که معمولاً نفت کشور ما حدود سه ماهه فروش می‌رود که همین الان هم معمولاً این گونه است، در این سه ماه ایشان می‌رود آن بانک را می‌خرد، ال‌سی متعلق به خودش، بانک را هم می‌خرد، همزمان هم می‌رود در تحریم. من آن زمان که در وزارت نفت بودم، همان موقع که بلافاصله شنیدم، از وزارت خواستم و نامه مکتوب نوشتم که ایشان ممنوع‌الخروج شود. در اواخر دولت دهم پرونده‌اش برای ارسال به دادگاه تکمیل شد و روزهای آخر فرستاده شد.

    یک تیم هم گذاشتیم برای اینکه اموال ایشان در خارج از کشور و داخل کشور شناسایی شود، چون باید این پول‌ها وجود داشته باشد، به هر حال یک نفر که این همه پول را نخورده است، یک بخشی از این پول‌ها باید داخل کشور باشد، بخشی از آن در خارج از کشور که من ضمن اینکه او ممنوع‌الخروج بود، تیم گذاشته بودم که پول‌ها را برگرداند. حالا زندان، اعدام، هر چیزی که حکمش هست در جای خودش، مهمتر اینکه پول‌ها به کشور برگردد. هیچ کارمند نفت در پرونده بابک زنجانی متهم نیست. جالب است من یک نوشته دارم در پرونده بابک زنجانی، وقتی که گردش کار کردند، زیر آن نامه نوشتم که با فروش نفت موافقم، منتها با أخذ ضمانت‌نامه معتبر، در پرانتز هم نوشتم ال سی، آن دوستانی که در وزارت نفت این کار را کردند انصافاً ریسک کردند، ولی برای عبور از تحریم و حفظ منافع کشور ریسک کردند.

    یعنی آن زمان راه دیگری وجود نداشت؟

    به هر حال شرایط کشور این بود؛ ما در سال ۹۰ و ۹۱ نزدیک به ۱۶۰ میلیارد دلار نفت فروختیم، فکر نمی‌کنم از امروز تا زمان … ما در دو سال ۱۶۰ میلیارد دلار نفت فروخته باشیم.

    خودتان هم این فرد را می‌شناختید؟

    یک بار او را در قرارگاه خاتم، برای موضوعی آمده بود با جمعی از بچه‌های شرکت صدرا که ما تازه خریده بودیم، وی با مدیرعامل شرکت صدرا، آن زمان کارهایی انجام می‌دادند، یک بار آمدند که من ایشان را تا قبل از این دیده بودم.

    یعنی رفاقت نداشتید؟

    نه، به هیچ عنوان.

    با توجه به اینکه شما گفتید با پیشرفت ۷۵-۷۰ درصد پالایشگاه ستاره خلیج فارس را به دولت یازدهم تحویل دادید، ولی فکر می‌کنم دولت زمان بیشتری گذاشت، زیاد طول کشید که به بهره‌برداری رسید. درست است؟

    من از علت تأخیر خیلی مطلع نیستم، چرا که تا دولت مستقر شد، ولی خیلی غیرمنطقی طول کشید تمام شدن آن.

    و اینکه دولت یازدهم که آمد گفت کیفیت بنزین‌ها خوب نیست، یک مدت وارد کرد. درست است؟

    دنبال وارد کردن بود، ولی دقیق اطلاع ندارم، ولی کیفیت بنزین ما بهترین کیفیت دنیاست

    و بعد هم برگشت از همین کیفیت استفاده کرد. الان هم ما بنزین را به ونزوئلا صادر کردیم، ونزوئلایی که مشکل داشت و داشت به مشکل می‌خورد، به ونزوئلا صادر شد. در این مورد نمی‌خواهید صحبت کنید؟

    اولاً می‌خواهم اینجا عرض کنم که ما مجانی به ونزوئلا بنزین ندادیم، قبلش منابع آن در تهران تحویل داده شد، بعد بنزین صادر شد. می‌خواهم تأکید کنم که این قدرت منطقه‌ای و دفاعی بین‌المللی ایران است؛ اواخر جنگ کشتی‌های نفتکش ما را می‌زدند، وقتی کشتی نفتکش ما را می‌زدند، ما یک کشتی آنها را می‌زدیم، آمریکایی‌ها برای حضور و ورودشان به خلیج فارس، وقتی ما این مقابله به مثل را شروع کردیم، یک کشتی بسیار بزرگی به نام بریشتون – بینندگان عزیز می‌توانند در اینترنت سرچ کنند، مستند بریشتون – بریشتون یک کشتی بسیار بزرگ آمریکایی با پرچم آمریکایی بود، با اسکورت ناوهای آمریکایی بیش از ۷۰-۶۰ خبرنگار هم حضور داشتند. با هیمنه و کب‌کبه وارد خلیج فارش شدند که بیایند نفت را از عربستان بگیرند و ببرند؛ ما همان کشتی را زدیم.

    اما کشتی ما در کنار آمریکا در دریایی کارائیپ، رئیس جمهور آمریکا که ترامپ بود که می‌گویند یک فرد دیوانه‌ای بود، درست یا غلطش را نمی‌دانم، آمریکایی‌ها می‌گویند (می‌خندد)، دستور داد و گفت ما نمی‌گذاریم این کشتی‌ها به ونزوئلا برسد؛ جمله رئیس‌جمهور آمریکا است، دستور حرکت ناوهای جنگی را داد، اما وقتی آمد، فقط با پرچم ایران روبرو شد. ما در آن زمان یک کلاشینکف و یک سرباز در روی کشتی‌ها نداشتیم! موضوعات مختلفی پیش آمد؛ حالا اخیراً گاندوی ۲ نشان داد، کشتی انگلیسی اینجا تخلف کرد، ما گرفتیم، وقتی گرفتیم انگلیسی‌ها اول قرار شد کشتی ما را آزاد کنند، کشتی ما که حرکت کرد، بعد کشتی انگلیسی‌ها حرکت کند؛ این قدرت ایران است. کشتی ما حدوداً ۴۰ روز آنجا مانده بود، موتورش روشن نشده بود، ملوانانش هندی بودند، از آمریکایی‌ها می‌ترسیدند نمی‌رفتند. هر کاری به ملوان و کاپیتان کردیم، من با آنها در تماس بودم…

    شخصاً؟

    بله، می‌گفتند که لنگر آنجا افتاده، نمی‌شود بلند کرد و لنگر مشکل پیدا کرده است، گفتم لنگر را پاره کنید، بدون لنگر حرکت کنید! تصمیم سختی بود، به هر حال این تصمیم گرفته شد. کاپیتان گفت اگر صد هزار دلار، ۲۰۰ هزار دلار هم به من بدهید من نمی‌روم، من می‌ترسم! جالب اینجاست که به خدمه ایرانی که ویزا نمی‌دادند، به پاکستانی‌ها ویزا نمی‌دادند، به بسیاری از کشورها ویزا نمی‌دادند، فقط به هندی‌ها ویزا می‌دادند. ما در آن روز مجبور شدیم، شاید بیش از ۱۵۰-۱۰۰ نفر هندی را در هتل دعوت کنیم، آنها را انتخاب کنیم، بسیاری از آنها به محض اینکه متوجه می‌شدند می‌خواهند روی گریس‌وان بروند، همان جا هتل را ترک می‌کردند. بالاخره با هزار مکافات توانستیم ۳۰ نفر را قانع کنیم، اینها را به بمبئی، از بمبئی به دوبی، از دوبی به لندن و از لندن به جبل‌الطارق، بالاخره یک داستان مفصلی بود.

    رساندن بنزین به ونزوئلا شد منشأ اقتدار ما؛ در قبال بنزین از ونزوئلا طلا گرفتیم؟

    بله، طلا گرفتیم.

    و مخازن طلایمان را غنی کردیم؟

    بله

    الان هم با ونزوئلا چنین مراوده‌هایی داریم؟

    داریم با ونزوئلا کار می‌کنیم. اخیراً بنزین و سوخت نفرستاده‌ایم، ولی به نوعی داریم با آنها کار می‌کنیم.

    آقای قاسمی، چه مقدار از مشکلاتی که ما الان داریم، به عنوان یک فرد و مدیر اجرایی که شما را برای جریان انقلاب می‌دانند، اما فرد جناحی نمی‌دانند به آن معنا، چقدر را به تحریم‌ها و چه مقدار را به مدیریت‌ها وابسته می‌دانید؟

    اعتقاد دارم که بخشی از آن حتماً مشکلات تحریم است، این بی‌انصافی است کسی بگوید تحریم هیچ تأثیر، هزینه و هیچ ریسکی ندارد اما این را می‌خواهم به شما بگویم که همه مشکلات کشور ما از تحریم نیست. می‌خواهم بگویم که ما باید روش‌های اداره کشور را تغییر دهیم.

    تغییر، نه اصلاح؛ من این موضوع را در دو سه جا گفته‌ام، برخی از دوستان گفتند یعنی چه؟ می‌خواهم بگویم در برخی از زمینه‌ها اصلاح‌پذیر نیست، تغییرپذیر است.

    مثلاً چه چیزی؟

    مثلاً در حوزه بازنشستگی کشور، امروز نگاه کنید وضع بازنشستگی کشور ما اصلاً خوب نیست، واقعاً معیشت آنها خوب نیست، درآمد خوبی ندارند، ولی شما می‌دانید همین درآمدی که بازنشستگان کشور دارند، چند درصد آن را دولت دارد پرداخت می‌کند؟ ۹۸ درصد حقوق بازنشستگان کشور را عین کارکنان خودش در زمانی که دارند برایش کار می‌کنند، پرداخت می‌کند؛ یعنی آنها کارکنان دولت نیستند، ولی کارمندان دولت هستند. تا چه زمانی می‌تواند ادامه پیدا کند؟ دولت چقدر می‌تواند، تا چه زمانی؟ روش ما اشکال دارد، ریل گذاری ما اشکال دارد. شما کارمند دولت هستید، من کارمند دولت هستم، ۳۰ سال بازنشستگی از حقوق من ماهانه پرداخت شده، این ۳۰ سال بازنشستگی من کجا رفته است که امروز از آن منابعی که ماهانه از حقوق بازنشستگی من استفاده می‌کرده، باید برای حقوق من استفاده شود؟ کجا رفته است؟ معلوم است. نمی‌خواهم بگویم دزدی شده، رفته در شرکت‌های سرمایه‌گذاری که هیئت مدیره و مدیرعامل آن دولتی بودند، سالانه هم مجمعی برگزار شده، نتیجه‌اش اینکه امروز آن شرکت‌هایی که در آنها سرمایه‌گذاری شده یا وجود دارد، نتیجه‌اش این است که نمی‌توانند بیش از دو درصد از حقوق بازنشستگان کشور را پرداخت کنند و دولت باید ۹۸ درصد پرداخت کند، این قابل اصلاح است؟

    در حوزه اقتصاد هم نگاه می‌کنیم، مثلاً در دوره آقای احمدی‌نژاد تحولی در چهار سال اول به وجود آمد، ولی چهار سال دوم بسیاری‌ها معتقد بودند، بسیاری از تیم‌های اقتصادی که کار می‌کنند همان تیم‌های قدیمی هستند.

    دو جمله در مورد اقتصاد کشور بگویم؛ اقتصاد ما سیاسی شده است، این غده سرطانی سیاسی باعث می‌شود که همه دولت‌ها گرفتارش شوند، نمی‌گویند که مدیرعامل توانیر باید متخصص حوزه برق باشد، می‌گویند این فرد با جناح ما می‌سازد یا نمی‌سازد؛ این فرد تفکر جناح ما را دارد یا ندارد. این آفت بزرگی است.

    در دولت جدید هم مسئول پیگیری «کرسنت» شده بودید، ظاهراً در آن کمیته بودید؟

    نه، در دولت جدید کمیته‌ای تعیین کردند که آقای فروزنده بود، ولی به جایی نرسید. من هم فکر می‌کنم در جلسه شرکت نکردم.

    چرا به نتیجه نرسید؟

    تا جایی که من اطلاع دارم. واقعاً من در دولت دهم به دنبال حل مسئله کرسنت بودم، انتظارات طرف کرسنتی انتظار بسیار بالایی است که عدد و رقم‌هایی که مدنظر آنهاست، عدد و رقم‌های بسیار بالایی است و من فکر نمی‌کنم کشور زیر بار پرداخت چنین عددهایی برود، ولی متأسفانه تا آن جایی که من می‌دانم اینها رفته‌اند حکم را گرفته‌اند، الان در حال تجدیدنظر است، امیدوارم مسئولان کشور بتوانند از آن دفاع کنند، چون آن جریمه‌ها، عدد و رقم‌هایی که مدنظر کرسنتی‌هاست، کشور هرگز توان پرداخت آنها را ندارد و قاعدتاً پرداخت نخواهد کرد.

    (بخش دوم برنامه)

    متولد سال ۴۳، روستای سرگاه، شهرستان مُهر هستید؟

    بله.

    شغل پدر چه بود؟

    پدرم کشاورز، مادرم هم کشاورز بود.

    هیچکدام در قید حیات نیستند؟

    نخیر، متأسفانه.

    خدا رحمتشان کند. پدر چون به اسم‌های ایرانی خیلی علاقه داشتند اسم شما را رستم می‌گذارند.

    بله، پدر من روستایی بود، ولی خیلی ایران دوست بود و معمولاً به چیزهای ایرانی بسیار فکر می‌کرد، جالب است که اسم خواهرهای من شیرین و زلیخا است.

    شما تنها پسر هستید؟

    نه، ما سه برادر و پنج خواهر هستیم.

    اسم دو برادر دیگر چیست؟

    بهروز و عبدالحسن

    شما گفتید، بعد از انقلاب که به سپاه رفتید، بسیاری از افراد اسم‌هایشان را عوض کردند، شما عوض نکردید؟

    من این موضوع را جایی تعریف کردم؛ گفتم در سپاه، اسم بسیاری از دوستان ما هم اسم‌های قبل از انقلاب بود، طبیعی هم بود، اسم من هم رستم بود، بسیاری از دوستان و همکاران من که در آن یگان، تیپ، لشگر و در قرارگاه خاتم بودیم، به من می‌گفتند شما اسمت را اسم اسلامی بگذار، اسمت را عوض کن. اولاً چون پدرم دوست داشت این اسم را گذاشت و هم اینکه خیلی فکر کردم با تغییر اسم چیزی اتفاق نمی‌افتد، بنابراین هیچ موقع اسمم را عوض نکردم.

    چه سالی ازدواج کردید؟

    سال ۶۳

    چطور آشنا شدید؟ شنیدم شرط خانم این بود جانباز باشید، آخر رفتید و جانباز شدید.

    بله، به خواستگاری آمدم، خانمم – خدا رحمتش کند – اهل شهرری بود، پدرشان روحانی بود، در شهرری زندگی می‌کردند، ما به واسطه‌ای اینجا خواستگاری آمدیم.

    چه کسی ایشان را معرفی کرد؟

    یک فامیلی نسبی هم با یکدیگر داشتیم، به خواستگاری رفتیم و تقریباً فکر می‌کردیم همه کارها تمام شده است. وقتی به آنجا رفتیم، هم پدر خانم، هم مادر خانم و هم بقیه موافق بودند، قرار شد با خانم صحبت کنیم، وقتی صحبت کردیم، ایشان گفت من چون نیت کرده‌ام با یک جانباز ۷۰ درصد ازدواج کنم، بنابراین معذورم، تنها دلیل من این است. کارمان درست نشد که ما باید جانباز شویم. دوستان می‌گفتند اگر دنبال جانبازی هستی ما را به کشتن نده (می‌خندد). در عملیات بعدی توفیق جانبازی پیدا کردیم،

    شیمیایی شدید؟

    بله، شیمیایی شدیم، بعد که جانباز شدیم، خیلی سریع این اتفاق رخ داد.

    بعد از ازدواجتان هم مجروحیت شدیدتری برای شما اتفاق افتاد؟

    بله، در عملیات کربلای ۴، شب عملیات سخت مجروح شدم، مدت زیادی روی ویلچر بودم.

    و خانم خدمت شما را انجام می‌دادند؟

    خانم من خیلی به من خدمت کرد، هم خدمت مجروحیت که من تقریباً کامل در گچ بودم، هم خدمت خیلی خیلی زیادی در دوران جنگ به من کرد و هم اینکه در دوران جنگ تا وقتی بچه‌ها بزرگ شدند و حتی چون بعد از جنگ هم مسئولیت بخش عمده‌ای از بازسازی کشور را داشتم، معمولاً بازسازی که در شهر انجام نمی‌شود، در بیابان‌هاست؛ مجبور بودم عمده وقتم را در بیابان بگذرانم، بنابراین تقریباً می‌توان گفت که بچه‌ها را او بزرگ کرد.

    خیلی به من وابسته بود، مخصوصاً روزهایی که مریض شد، هیچ وقت قبول نمی‌کرد که مادر یا خواهرش در بیمارستان پیش او بمانند، نه اینکه به او سر بزنند، پیش او بمانند. شاید ۶ بار عمل کرد، عمل‌های بسیار سختی کرد و هر بار حدود ۱۵-۱۰ روز کم یا زیاد در بیمارستان بود، در این مدت تنها خودم شب‌ها در بیمارستان بودم، می‌خواستم به خانه بروم دوش بگیرم و برگردم، قبول نمی‌کرد، می‌گفت زنگ بزن لباس‌ها را به بیمارستان بیاورند و اینجا دوش بگیر. وابستگی بسیار زیادی به من داشت. مریضی بسیار سختی بود، بعد از اینکه دکتر اعلام کرد به هیچ عنوان امکان کار پزشکی وجود ندارد و او را به خانه ببرید، مدتی هم طول کشید و من تقریباً کارم را رها کردم و سعی کردم همه آن کارهایی که یک پرستار خانم باید برای بیمار خانم انجام دهد، در این دوران خودم برعهده بگیرم تا بتوانم بخش کوچکی از زحمتی را که ایشان برای من کشیده بود، جبران کنم.

    خدا رحمتشان کند؛ بعد ازدواج کردید؟

    بله، ازدواج کردیم.

    در کار خانه به خانم کمک می‌کنید یا اصلاً نیستید؟

    واقعاً نیستم، ولی اگر باشم – اگر الان بگویم ممکن است خانم من اعتراض کند – ولی من در خانه خیلی کم کمک می‌کنم، چون نیستم. اگر باشم، کمک می‌کنم، ولی معمولاً در خانه نیستم اما روزهای جمعه، چون خانم من و بچه‌ها جدا زندگی می‌کنند، چون پسر من مجرد است، به خاطر اینکه او تنها نباشد برخی از شب‌ها نزد ایشان می‌روم و معمولاً روزهای جمعه همه بچه‌ها نزد من می‌آیند و من مسئول خانه هستم که ناهار درست کنم، پذیرایی کنم.

    بلد هستید غذا درست کنید؟

    بله، من آشپز خوبی هستم.

    قبل از پیروزی انقلاب در فعالیت‌های انقلابی حضور داشتید؟

    آن زمان ما نوجوان بودیم، در برخی از این تظاهرات‌ها شرکت می‌کردیم و هر جایی که لازم بود معمولاً در توزیع عکس حضرت امام (ره)، در برخی از کارهایی که لازم بود.

    دستگیری نداشتید؟

    دستگیری نداشتیم، ولی توگوشی داشتیم.

    عجب؛ یعنی کتک را خوردید. روز پیروزی انقلاب کجا بودید؟

    جزیره خارک بودم و آن روز یک روز به یاماندنی بود. با جمعی از دوستان روز پیروزی انقلاب…

    چطور به خارک رفته بودید؟

    به دلیل کاری که آنجا داشتیم، مدتی آنجا بودیم، در جزیره خارک بودیم و صبح اول نشستیم تلویزیون را نگاه کردیم که آن لحظه ورود حضرت امام (ره) را نگاه کردیم، ۲۲ بهمن هم که همه در خیابان بودند و ما هم مثل بقیه به خیابان آمدیم.

    چطور وارد سپاه شدید؟ علاقه‌مند بودید یا کسی شما را علاقه‌مند کرد؟

    ما دوستانی داشتیم که در سپاه بودند، سپاه آن روزها جایی بود که تقریباً هر کسی می‌خواست به نوعی در انقلاب حضور پیدا کند یا خدمت مؤثری داشته باشد معمولاً سعی می‌کرد در سپاه حضور پیدا کند. من یک روزی با تعدادی از دوستان نشسته بودیم، حرف شد که شما نظامی هستید و فلان، گفتم در بین همه افرادی که نشسته‌اند کدامتان یک دوره در سپاه نبوده‌اید؟! ممکن است دو سال، پنج سال وسط جنگ یا آخر جنگ رفته‌اید. می‌خواهم این را بگویم اساساً بخش عمده‌ای از مسئولان کشور، غیر از جوان‌هایی که بعد از جنگ متولد شده‌اند یا کودکی‌شان را در دوران جنگ گذرانده‌اند، فکر می‌کنم بسیاری از مسئولان کشور حتماً یک دوره را در سپاه گذرانده‌اند.

    وقتی من به وزارت نفت رفتم، روز اول یا دوم، مسئول معاونت نیروی انسانی وزارت نفت نزد من آمدند و گفتند آقای وزیر شما پرونده‌تان را به وزارت نفت بیاورید و حقوقتان اینقدر می‌شود، حقوق ما با حقوق سپاه و وزارت نفت متفاوت بود. گفتند پرونده‌تان را اینجا بیاورید، بازنشستگی شما شامل بازنشستگی نفت می‌شود. به او گفتم پرونده‌ام را به هیچ عنوان نمی‌آورم.

    فکر می‌کنید چند درصد از نمایندگان پرونده‌شان را به وزارت نفت آوردند؟

    آمار دقیقی ندارم، ولی تعدادشان کم نیست.

    سال ۶۰ که به سپاه رفتید، وارد جنگ نشدید؟

    بله، بسیجی بودیم، وارد جنگ شدیم

    در جنگ با کدام فرماندهان کار کردید؟

    ما بیشتر در بخش حوزه دریایی جنگ بودیم، در قرارگاه نوح بودیم، ایشان در منطقه دوم دریایی سپاه بودیم که بیشتر عملیات‌های دریایی مقابله به مثل را داشتند که از دوستان خیلی نزدیک من، شهید مهدوی که احتمالاً اسم ایشان را شنیده‌اید و از شهدای بنام و واقعاً رئیسعلی دلواری زمان آن روز ما بود و در مقابله با آمریکایی‌ها در جزیره فارسی شهید شد و من هم بیشتر کارهای مهندسی رزمی و کارهای پشتیبانی در دوران جنگ انجام می‌دادم.

    فکر می‌کردید که جانشین حضرت امام (ره)، حضرت آقا باشند؟

    تا قبل از اینکه امام به رحمت خدا بروند، خیلی‌ها فکر می‌کردند که رحلت حضرت امام (ره) یعنی پایان انقلاب! مخصوصاً بیرونی‌ها منظورم است، من فکر نمی‌کردم حضرت آقا رهبر انقلاب بشود، ولی بعدها که ایشان رهبر انقلاب شدند… به هر حال مقطعی در وزارت نفت بودم، خدمت ایشان می‌رسیدیم، وقتی برای اولین بار گزارشی در مورد اصلاح ساختار در وزارت نفت و مشکلات وزارت نفت را تهیه کرده بودم، خدمت حضرت آقا بردم، تقریباً دو نفری آن پیشنهادات و برنامه آینده وزارت نفت را خدمت ایشان ورق زدیم، یکی دو سوال فنی در حوزه نفت از من پرسیدند، برای من خیلی عجیب بود. به هر حال ایشان با دولت‌های مختلفی کار کرده بودند، تجربه داشتند، خودشان رئیس جمهور بودند، بعدش با چند دولت کار کرده بودند، ولی فکر نمی‌کردم حضرت آقا در حوزه فنی این سوالات را بخواهند از وزیر نفت بپرسند.

    می‌توانید یکی از سوال‌ها را بگویید؟

    مثلاً در مورد ذخایر نفتی کشورهای مختلف دنیا، اطلاعات بسیار عجیبی داشتند، من شاید آن روز که وارد وزارت نفت شده بودم، کمتر این اطلاعات را داشتم.

    بعد از جنگ وارد کار سازندگی شدید؟

    بله، بعد از جنگ یک نگاهی بود که برای بازسازی و سازندگی کشور، نیازمند حضور شرکت‌های خارجی هستیم. استدلال بسیاری از آقایان این بود ما که سد نساختیم، پالایشگاه نساختیم، بندر نساختیم، ولی ما اعتقاد داشتیم که این کار شدنی است، در همین مقطع بود که امام (ره) فرمود ما می‌توانیم. کارهای بزرگی انجام شد.

    ایده آمدن بچه‌های جنگ، بچه‌های سپاه به فعالیت‌های سازندگی اقتصادی از آقای هاشمی رفسنجانی بود؟

    اتفاقاً ایده از خود بچه‌های مهندسی رزمی سپاه بود، فرمانده کل سپاه هم نقش داشت. البته این را به شما بگویم در سپاه هم عده‌ای مخالف بودند، دلایل مخالفتشان برای حضور سپاه در بازسازی هم در برخی موارد دلایل درستی بود، اینکه سپاه وارد مسائل اقتصادی می‌شود تبعات خاص خودش را دارد و چیزهای دیگری، اما ترازوی موافقان و حُسن حضور سپاه در سازندگی و بازسازی کشور به خصوص در آن مقطع در واقع سنگین‌تر بود.

    ما بندر بزرگ نداشتیم، وقتی فازهای پارس جنوبی شروع به کار کردند – آنجا می‌دانید ۵-۴ فاز با فرآورده‌های متعدد و متنوع هست – تصمیم گرفته شد که بندر عظیمی در عسلویه ساخته شود، این بندر را در یک مناقصه بین‌المللی گذاشتند، ما آن زمان از مسئولان وزارت نفت خواهش کردیم که ما را در مناقصه شرکت بدهند، مجبور شدیم یک شرکت خارجی را هم شریک خودمان کنیم. وقتی در مناقصه برنده شدیم، برای اینکه اعتماد نداشتند که ما آن کار را انجام دهیم، شاید می‌گفتند این همه تأسیسات ساخته شود، اگر یک بندر ساخته نشود که ما نمی‌توانیم صادرات داشته باشیم. مناقصه را تجدید کردند، ما دوباره برنده شدیم، وقتی برنده شدیم، گفتند به جای ۵۲ ماهه باید ۴۲ ماهه تمام شود، چون فازها زودتر به بهره‌برداری می‌رسد. شریک خارجی ما نپذیرفت و رفت. من امضا کردم آن موقع که با مسئولیت خودمان این پروژه و این طرح بسیار عظیم را ظرف زمانی که کارفرما خواسته بود، انجام دهیم.

    اتفاقاً نه تنها در آن زمان انجام دادیم، بلکه زودتر انجام دادیم و پاداش هم گرفتیم. بندر شهید رجایی را در زمانی که در قرارگاه خاتم بودم شروع کردیم، فازهای مختلف آن را تمام کردیم، بندر چابهار را زمانی که در قرارگاه خاتم بودم شروع کردیم که بعد تمام شد.

    چند سوال سیاسی هم بپرسیم، رابطه آقای قاسمی با آیت الله هاشمی رفسنجانی چگونه بود؟

    خوب بود، ما رابطه بدی نداشتیم.

    چقدر ارتباط داشتید؟

    ارتباط کاری داشتیم، به هر حال بخشی از کارهای کشور را ما انجام می‌دادیم، در آبرسانی‌ها، آزادراه‌ها، خطوط انتقال گاز، برق، در حدی که لازم بود ارتباط داشتیم.

    آقای هاشمی چقدر حمایت می‌کرد؟

    چون در دوران آقای هاشمی کارهای زیرساختی زیادی انجام شد. منهای اینکه عده‌ای روی روش‌های اجرایی آقای هاشمی ممکن است نقد داشته باشند، ولی ایشان کارهای بزرگی انجام دادند.

    شما هم نقد داشتید؟

    در شیوه کار هر کسی می‌تواند اشکالاتی داشته باشد.

    سال ۷۶ آقای رستم قاسمی به چه کسی رأی داد؟ آقای ناطق یا آقای خاتمی؟

    من به آقای ناطق رأی دادم.

    سال ۸۴ به آقای احمدی‌نژاد رأی دادید یا خیر؟

    به آقای احمدی‌نژاد رأی دادم.

    هر دو دوره؟

    دوره دوم قطعاً به آقای احمدی‌نژاد رأی دادم. دوره اول را حقیقتاً تردید دارم.

    در سال ۹۰، چگونه آقای احمدی‌نژاد به شما پیشنهاد وزارت داد؟

    من با آقای احمدی‌نژاد رفاقت داشتم، وقتی ایشان شهردار تهران شد، ارتباطات من با ایشان بسیار زیاد بود، برای اینکه بخشی از کارهای قرارگاه خاتم را انجام می‌داد. در اکثر دوره‌های شهرداری هم ما کار کردیم، در دوره آقای احمدی‌نژاد هم این کارها شدت بیشتری گرفت. یادم هست که سفری با همدیگر رفتیم، دو سه نفر بودیم با هم جایی رفتیم.

    خارج از کشور؟

    نه، داخل کشور. ایشان به من گفت شما باید به دولت بیایید. بنا داشت که وزارت نفت و نیرو را با هم ادغام کند، جزو برنامه‌هایش بود که البته مجلس قبول نکرد.

    یک روزی به من زنگ زد، چون آن روز تازه این کار را انجام داده بود، لحظه‌ای که به من زنگ زد که کار فوری با شما دارم، متوجه شدم که می‌خواهد در مورد وزارتخانه با من صحبت کند. در بین راه که داشتم به پاستور می‌رفتم، به آقای جعفری فرمانده کل سپاه زنگ زدم، البته بحث قبلی‌مان را به آقای جعفری نگفته بودم، چون قرار بود بین من و آقای احمدی‌نژاد و آن دو نفری که در جلسه بودند، باقی بماند و به کسی گفته نشود.

    نمی‌گویید آن دو نفر چه کسانی بودند؟

    حالا؛ در راه داشتیم به پاستور می‌رفتیم، به آقای جعفری زنگ زدم، گفتم آقای جعفری من دارم نزد آقای احمدی‌نژاد می‌روم و آقای احمدی‌نژاد قطعاً برای مسئولیت وزارتخانه با من صحبت می‌کند و قطعاً برای این کار است و خواهش من این است، من با آقای احمدی نژاد رفاقت دارم، ممکن است رودربایستی‌هایی داشته باشم؛ شما موافقت نکنید. گفت مگر بحثی شده؟ گفتم به هر حال برداشت من این است.

    به آنجا رفتیم، این پیشنهاد را ایشان داد و از ایشان خواستم ضمن اینکه با آقای جعفری صحبت کند به من هم اجازه بدهد فکر کنم. یک جلسه‌ای بود، اتفاقی افتاد، آنجا در آن جلسه تصمیمی گرفته شد که من باید به وزارت نفت می‌رفتم.

    خیلی مبهم گفتید، چه جلسه‌ای بود؟

    یک جلسه‌ای بود، در خدمت بزرگان بودیم، تصمیم گرفته شد که من باید به وزارت نفت بروم. از آن جلسه که بیرون آمدم به آقای احمدی‌نژاد زنگ زدم که من آماده هستم.

    از دیدارتان با حضرت آقا گفتید، دیداری هم با اردوغان برای گاز داشتید.

    آقای اردوغان اصرار داشت که گاز شما گران است، در سفرهای مختلفی که من پیش او می‌رفتم، همیشه حرفش این بود، چون ترکیه دو قرارداد گاز با روسیه داشت، یک قراردادش گران‌تر از گاز ما بود، یک قراردادش ارزان‌تر از گاز ما بود؛ گاز ما وسط قیمت بود. همیشه هر موقع من می‌رفتم، در هر جلسه‌ای به من می‌گفت شما باید قیمت گازتان را به ما تخفیف بدهید. در یک جلسه‌ای خدمت مقام معظم رهبری بودیم، ملاقات با آقای اردوغان بود، من هم در آن جلسه بودم، آقای اردوغان این مسئله را مطرح کرد، گفت ما بارها با آقای قاسمی صحبت کرده‌ایم، قیمت گاز را به ما تخفیف دهید. بعد از جلسه حضرت آقا به من گفتند شما بررسی کنید ببینید می‌شود تخفیف داد یا نه.

    من بررسی کردم، به عدد خیلی کمی رسیدم که می‌شود به اردوغان تخفیف داد. خدمت حضرت آقا گفتم. گفتند در ملاقات‌هایی که با اردوغان دارید به او بگویید. در سفری به ترکیه با آقای اردوغان ملاقات داشتم، به او گفتم ما آمادگی داریم پنج درصد به شما تخفیف دهیم. اما این شرط را هم برای او گذاشتم که قرارداد دوم گاز ایران به ترکیه هم بسته شود. آقای اردوغان آن پنج درصد را قبول نکرد و گفت بیشتر تخفیف دهید. در ذهن من تا حدود ۷ درصد بود با آن قرارداد دومشان، داشتیم مذاکره می‌کردیم و وزیرش در جلسه‌ای که داشتم، آقای … آن زمان وزیر نفت ترکیه بود، من عدد نهایی را گفتم، اگر آن قرارداد بسته شود تا این عدد آمادگی را داریم به شما تخفیف دهیم و با هم کنار بیاییم.

    با شیخ محمد آل مکتوم ارتباط نزدیکی دارید؟

    من با شیخ محمد ارتباطات زیادی داشتم. معمولاً ارتباطات ما خوب بود به گونه‌ای که من معمولاً محل کار ایشان نمی‌رفتم، در محلی که ایشان برای کار پیش‌بینی کرده بود، آنجا جلسه گذاشتند، با هم شام یا ناهار می‌خوردیم و موضوعات را تا آن موقع به ما تا حدی کمک می‌کردند.

    ولی اماراتی‌ها سابقه خوبی در این چند سال از خودشان به جای نگذاشتند!

    بله، متأسفانه اماراتی‌ها به خصوص در چند سال گذشته به ویژه در اقدامات اخیرشان در مورد بحث مذاکره، در روابط با اسرائیل، اصلاً اقدامات خوبی نکردند و برخوردهایشان اصلاً برخوردهای قابل قبولی نیست.

    فکر می‌کنید رابطه دو کشور چه خواهد شد؟

    سیاست جمهوری اسلامی در همه دولت‌ها ارتباط با همسایگان بوده و هست و ما باید کاری کنیم که به هر دلیلی بتوانیم ارتباطمان را با همسایگان تقویت کنیم، ولی اقداماتی که آمریکایی‌ها و به خصوص اماراتی‌ها کردند، شایسته کشورهای اسلامی هم نیست.

    بعد از این قضایا ارتباط و پیغامی با یکدیگر نداشتید؟

    سفارش‌ها و پیغام‌هایی بوده، ولی مذاکراتی صورت نگرفته است.

    دوست دارم خاطره روزهای آخرتان با حاج قاسم سلیمانی را بگویید.

    ارتباط زیادی داشتیم، بسیاری از زمان‌ها، ساعت ۲ نیمه شب از خارج به فرودگاه بر می‌گشت، به ما زنگ می‌زد. شهید سلیمانی معمولاً صبح‌ها خیلی زود به محل کار می‌رفت و زود هم زنگ می‌زد، اما به خصوص در این ۷۲ ساعت آخر عمر شهید سلیمانی، دیروقت بود که شهید پورجعفری زنگ زد و گفت که حاج قاسم ساعت ۶ صبح در یک محلی در منطقه … ایشان گفتند برای جلسه ساعت ۶ آنجا باشید.

    آخر جلسه که بحث کردیم، یک مشکلی در سوریه داشتیم که با حضور ایشان حمل می‌شد، من به ایشان گفتم لازم است که من با شما و بشار اسد یک جلسه مشترکی داشته باشیم که موضوعات حل شود. ایشان گفتند من به عراق می‌روم، شما جمعه به دمشق بیایید و صبح شنبه می‌توانیم با بشار اسد جلسه مشترک داشته باشیم. ما هم گفتیم خیلی خب، ما روز جمعه دمشق هستیم.

    شهید سلیمانی آن روز هم یک مقدار تب داشت، چون جلسه طول کشید، به من گفت من یک مقدار تب دارم، سرماخوردگی و تب داشت، رفتند و بعد از اینکه به فرودگاه می‌روند، سپس به خانه می‌روند و بعد تغییر مسیر می‌دهند، به جای اینکه به عراق و به دمشق بروند، اول به دمشق می‌روند، آن شب به لبنان می‌روند، ظهر هم با فرماندهان سپاه سوریه ملاقات داشتند که بسیاری از آن فرماندهان از دوستان نزدیک من بودند، تعریف کردند که آن روز شهید سلیمانی کاملاً متفاوت‌تر از هر روزش بود.

     

    اخبار سیاسی |