برچسب: دموکراسی

  • مسئله قدس فقط اولویت ایران نیست/ صلح در منطقه را دنبال می‌کنیم

    مسئله قدس فقط اولویت ایران نیست/ صلح در منطقه را دنبال می‌کنیم

    به گزارش خبرگزاری مهر، علی ربیعی سخنگوی دولت در یادداشتی به مناسبت روز قدس نوشت: «روز قدس سال‌هاست به عنوان یک آرمان مشترک میان امت اسلام و آزادی خواهان جهان مطرح بوده است.

    روز قدس را می توان یک نمادسازی بدیع و ماندگار دانست که با معنویت ماه مبارک رمضان و انتخاب آخرین جمعه آن در هم آمیخته است.

    مسئله قدس شریف فقط اولویت جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه اولویت امت اسلام و همینطور کشورهای مستقل و روشنفکران برجسته آزادی خواه و عدالت خواه می‌باشد.

    سرزمین فلسطین نه به عنوان یک جغرافیا، بلکه به عنوان نمادی از ایجاد دولت سازی جعلی همراه با آدم کشی، نسل کشی، زورگویی در عصری است که مدعیان دموکراسی و حقوق بشر به بهانه آن کشورهای مظلوم زیادی را مورد هدف موشک ها و بمب های خود قرار دادند. مساله بیت المقدس و قدس شریف نه فقط به عنوان یک مکان مقدس بلکه به عنوان نماد اشغالگری فرقه ای به نام صهیونیست علیه فرهنگ و مذهب بزرگ اسلامی است.

    رژیم اشغالگر اسرائیل همواره تلاش داشته تا این اولویت را از اذهان جامعه اسلامی بزُداید و در سال‌های اخیر در یک حرکت تفرقه افکنانه تلاش نمود که با دامن‌زدن به نزاع‌های دروغین و کاذب، ایران را به عنوان معضل امنیتی معرفی کند.

    هر گاه ایران در مواضع به حق خود به سمت یک تعامل سازنده با جهان حرکت می‌کند، رژیم اسرائیل، به تکاپو می افتد تا به زعم خود،‌ در این مسیر که با منافع ظالمانه‌اش در تضاد است، اختلال ایجاد کند.

    برجام به عنوان نماد موفقیت جمهوری اسلامی ایران و تعامل سازنده، از روز اول در معرض آماج صهیونیست‌ها قرار داشته و هنوز هم ادامه دارد.

    به نظر من صهیونیست ها، برجام را به مثابه «انتفاضه دیپلماتیک» علیه خود تلقی کرده و تمام تلاش خود را برای ناکام گذاشتن آن به کار بستند.
    این مطلب از تکاپوها، واکنش‌های سراسیمه و هراس‌آلود صهیونیست‌ها واضح است.

    اسرائیل از روز اول تلاش کرد با تحریک دیگران، در مسیر عدم اجرای توافق برجام و خروج از آن، گام بردارد. برای همین از ترور فیزیکی دانشمندان هسته ای گرفته تا ترور حیثیتی و شخصیتی دیپلمات‌های ما، از هیچ کاری دریغ نکرد و به اقدامات ویرانگر خود همچنان ادامه می دهد.

    مقابله با ظلم و جعلی به نام رژیم صهیونیستی برای نسل های گذشته ایران همواره یک مسئله آرمانی بوده است. به یاد دارم در استادیوم فوتبال امجدیه تهران در مسابقه بین تیم های فوتبال ایران و رژیم اسرائیل در سال ۱۳۴۹، چگونه بیش از ۳۰ هزار نفر یکپارچه تنفر خود را از ظلم رژیم اسرائیل ابراز می کردند و آن پیروزی فوتبالی به یک جشن ملی همراه با شعارهایی علیه اسرائیل تبدیل شد.

    در روز قدس ۱۴۰۰ نسل جدید به رغم همه نقدهایی که به ما دارند، در مورد منافع ملی ایران با هوشمندی و بیش از هر زمانی به خوبی کینه و حقد علیه ملت ایران را درک کرده اند. همگان دیدند که چگونه با دسیسه های مختلف و بازیچه قرار دادن دولت ترامپ در آمریکا رنج و سختی بر زندگی مردم ایران تحمیل کردند. و چگونه هراسناک از برداشته شدن این رنج از سر مردم ایران هستند. و وقتی مسائل ساخته شده جعلی بین ایران و جهان رو به حل شدن است و تحریم ها در حال عقب نشستن؛ با ترور و ارعاب، جاسوسی، جعل و خبرسازی علیه منافع ایران اقدام می کنند.

    روز قدس ۱۴۰۰ با به ثمر نشستن و خنثی کردن دو فتنه اساسی صهیونیست‌ها، مقارن شده است.

    نخست در تعامل سازنده با جهان، موفق شدیم پیروزی اخلاقی و حقوقی و اثبات حقانیت جمهوری اسلامی را به دست آوریم و در عین حال با شکست فشار حداکثری آمریکا در به عقب راندن تحریم‌ها نزدیک شده‌ایم .

    دوم آنکه در منطقه و در واکنش به پیام‌های صلح آمیز مکرر ایران، پاسخ های امیدوار کننده‌ای شنیده می شود. ما همچنان سیاست صلح در منطقه را با اعتقاد و جدیت دنبال می کنیم.

    امسال ایرانیان نه فقط با شعار بلکه با درکی تحلیلی، انزجار خود را از عداوت و کینه رژیم صهیونیستی علیه مردم مظلوم منطقه و علیه ایران ابراز می کنند. »

     

    اخبار سیاسی |

  • وقتی جامعه نادان باشد، حاکم خوب هم باشد مردم او را تنها می گذارند

    وقتی جامعه نادان باشد، حاکم خوب هم باشد مردم او را تنها می گذارند

    اعتمادآنلاین| حسن رحیم‌‌پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در نوزدهمین اردوی تشکیلاتی جهاداکبر اتحادیه انجمن‌های دانشجویان مستقل با اشاره به برگزاری انتخابات آمریکا گفت: انتخابات برخی کشورها در ظاهر خوب است اما همه چیز آن ها عوام فریبی است. ترامپ ایده‌ای داشت که باطن لیبرال دموکراسی و سرمایه‌گذاری را کاملاً نشان داد و هویت باطنی آمریکا را رو کرد.

     

    وی ادامه داد: در مردم سالاری اسلامی باید مردم رشد کنند و بصیرت و آگاهی پیدا کنند. انتخاب نباید جاهلانه و بدون آگاهی و بر اساس دروغ باشد آیا هر انتخابی به نفع مردم است؟ خیر انتخاب بر مبنای آگاهی و آزادی به نفع مردم است.

     

    رحیم‌پور ازغدی تاکید کرد: انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب توحیدی است در طول تاریخ و مانند پیامبران هدف هایش تربیت انسان است؛ هدف نهایی این است که از همه شعارها و انتخابات به جامعه الهی تر انسانی تر و قدیمی تر و اخلاقی‌تر برسیم.

     

    عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: همانطور که خدا می فرماید سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خودشان تغییر کنند، پس از تغییر ابتدا باید در خود انسان باشد. هر ملتی را لایق همان حاکم نیست که دارند خود مردم هستند که تصمیم می‌گیرند رای می‌دهند و مسئول انتخاب فرد مورد نظر هستند.

     

    وی گفت: مثل مردمی که لایق امام حسن(ع) نبودند اما لایق معاویه بودند؛ وقتی جامعه نادان باشد امام و حاکم خوب هم باشد مثل ما حسن علیه السلام مردم باز هم او را تنها می گذارند. ملت ها و نهادها باید بیدار شوند و در این صورت است که می توانند با استکبار جهانی و استبداد برخورد کنیم.

     

    رحیم پور ازغدی ادامه داد: بنابر سخن امام علی (ع)، فرد مورد انتخاب باید عالم متخصص باشد، عادل و متعهد باشد، رابطه مردم و حکومت را رشد دهد، دنبال باند بازی و به دنبال منافع خود نباشد. فردی که اعتقاد به سنت‌های دینی ندارد و خلافش عمل می کند جامعه اسلامی را به نابودی می کشاند.

     

    عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار داشت: کسانی که این خصوصیات را ندارند اما در راه اهداف انقلاب کارها و مشکلات مردم معطل می‌کنند و سعی می‌کنند محافظه‌کارانه عمل کنند اینها کل جامعه را خراب میکنند.اهمیت رشد اجتماعی و آگاهی مردم بالاست که اگر نباشد هیچ حال تحقق نمی یابد.

     

    منبع: فارس

     
     

     

    اخبار اقتصادی

  • وقتی جامعه نادان باشد، حاکم خوب هم باشد مردم او را تنها می گذارند

    وقتی جامعه نادان باشد، حاکم خوب هم باشد مردم او را تنها می گذارند

    اعتمادآنلاین| حسن رحیم‌‌پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در نوزدهمین اردوی تشکیلاتی جهاداکبر اتحادیه انجمن‌های دانشجویان مستقل با اشاره به برگزاری انتخابات آمریکا گفت: انتخابات برخی کشورها در ظاهر خوب است اما همه چیز آن ها عوام فریبی است. ترامپ ایده‌ای داشت که باطن لیبرال دموکراسی و سرمایه‌گذاری را کاملاً نشان داد و هویت باطنی آمریکا را رو کرد.

     

    وی ادامه داد: در مردم سالاری اسلامی باید مردم رشد کنند و بصیرت و آگاهی پیدا کنند. انتخاب نباید جاهلانه و بدون آگاهی و بر اساس دروغ باشد آیا هر انتخابی به نفع مردم است؟ خیر انتخاب بر مبنای آگاهی و آزادی به نفع مردم است.

     

    رحیم‌پور ازغدی تاکید کرد: انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب توحیدی است در طول تاریخ و مانند پیامبران هدف هایش تربیت انسان است؛ هدف نهایی این است که از همه شعارها و انتخابات به جامعه الهی تر انسانی تر و قدیمی تر و اخلاقی‌تر برسیم.

     

    عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: همانطور که خدا می فرماید سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خودشان تغییر کنند، پس از تغییر ابتدا باید در خود انسان باشد. هر ملتی را لایق همان حاکم نیست که دارند خود مردم هستند که تصمیم می‌گیرند رای می‌دهند و مسئول انتخاب فرد مورد نظر هستند.

     

    وی گفت: مثل مردمی که لایق امام حسن(ع) نبودند اما لایق معاویه بودند؛ وقتی جامعه نادان باشد امام و حاکم خوب هم باشد مثل ما حسن علیه السلام مردم باز هم او را تنها می گذارند. ملت ها و نهادها باید بیدار شوند و در این صورت است که می توانند با استکبار جهانی و استبداد برخورد کنیم.

     

    رحیم پور ازغدی ادامه داد: بنابر سخن امام علی (ع)، فرد مورد انتخاب باید عالم متخصص باشد، عادل و متعهد باشد، رابطه مردم و حکومت را رشد دهد، دنبال باند بازی و به دنبال منافع خود نباشد. فردی که اعتقاد به سنت‌های دینی ندارد و خلافش عمل می کند جامعه اسلامی را به نابودی می کشاند.

     

    عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار داشت: کسانی که این خصوصیات را ندارند اما در راه اهداف انقلاب کارها و مشکلات مردم معطل می‌کنند و سعی می‌کنند محافظه‌کارانه عمل کنند اینها کل جامعه را خراب میکنند.اهمیت رشد اجتماعی و آگاهی مردم بالاست که اگر نباشد هیچ حال تحقق نمی یابد.

     

    منبع: فارس

     
     

     

    اخبار اقتصادی

  • بی‌اعتمادی ما به آمریکا براساس واقعیت‌هاست

    بی‌اعتمادی ما به آمریکا براساس واقعیت‌هاست

    به گزارش خبرگزاری مهر، رهبر انقلاب در سخنرانی تلویزیونی ۱۹ دی درباره‌ی گمانه‌زنی‌ها و مباحث جاری در فضای سیاسی کشور پیرامون رفتار جمهوری اسلامی در قبال برجام و وظایف آمریکا در این خصوص، گفتند «ما هیچ اصراری نداریم، هیچ عجله‌ای نداریم که آمریکا به برجام برگردد؛ اصلاً مسئله‌ی ما این نیست که آمریکا به برجام برگردد یا برنگردد. آنچه مطالبه‌ی منطقی ما و مطالبه‌ی عقلانی ما است، رفع تحریم‌ها است؛ این حقّ غصب‌شده‌ی ملّت ایران است.» این جملات مواضعی بود که رهبر انقلاب آن را به عنوان «سخن پایانی و قطعی» جمهوری اسلامی اعلام کردند.

    پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در مجله اینترنتی نگار، ذیل پرونده «حرف قطعی» موضع جمهوری اسلامی در زمینه‌ی تحریم‌ها و برجام را در گفت‌وگو با آقای دکتر علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی و از اعضای هیئت نظارت بر اجرای برجام بررسی می‌کند.

    * چرا غربی‌ها موظف هستند که تمام تحریم‌ها را بردارند؟ و چرا رفع تحریم‌ها اساساً از بازگشت آمریکایی‌ها به برجام مهم‌تر است؟

    تحریم‌ها از اساس یک امر ظالمانه‌ای بود و اصلاً ما چرا تحریم شدیم؛ چون دنیا، دنیای منطق نیست. دنیای منطق زور است نه زور منطق؛ لذا عده‌ای حاکمیت و شیوه‌ی حکمرانی ایران را مطابق میل خودشان در نظم جهانی نمی‌بینند و با ما درگیرند. اصلش این است؛ یعنی حکمرانی ما از دیدگاه آن‌ها مشکل است، والا بحث هسته‌ای، حقوق بشر و دموکراسی مباحثی نیستند که واقعاً مهم باشند؛ چون ما موارد زیادی در کشورهای اطرافمان داریم. کدامشان دموکراسی و حقوق بشر دارند؟ اصلاً کدامشان واقعاً انتخابات درست حسابی دارند؟ امّا می‌بینید که مشکلی ندارند و در مدار سیاسی کشورهای استکباری می‌چرخند و کارشان را هم انجام می‌دهند. پس محوری‌ترین چالش ما با غرب همان شیوه‌ی حکمرانی ماست. برای آن‌ها یک چیز مجهولی است و چنین چیزی در دنیا وجود نداشته که بر اساس اصل ولایت فقیه باشد.

    * البته کشورهای همسایه مشکل زیاد دارند، ولی ظاهراً مشکل تحریمی و خارجی ندارند.

    بله، منظورم این است که آن‌ها با دنیای غرب چالش ندارند، ولی مشکل معیشتی و اقتصادی‌شان فراوان است. بنابراین چالش ما واقعاً هسته‌ای نیست؛ چون هسته‌ای یک بحث فلسفی نیست و یک بحث دو دو تا چهارتاست. مباحث هسته‌ای علمی است و باید به یک نتیجه‌ای برسیم، امّا در مباحث فلسفی ممکن است هیچ‌گاه به نتیجه‌ای نرسیم. حالا برگردیم به همان بهانه‌ی هسته‌ای که برای ما گرفتند؛ حتی اگر ما هسته‌ای را یک بهانه تلقی بکنیم، جایگاهی به این اعتبار ندارد برای اینکه بهانه‌هایشان ساختگی است. گاهی یک بهانه ریشه‌ای دارد، ولی بهانه‌ی هسته‌ای ساختگی است. بعضی از متفکرین آمریکایی کتاب نوشتند و گفتند ما بهانه‌ی تصنعی برای ایران ایجاد کردیم که بتوانیم با ایران وارد چالش شویم.

    از اوّایل دهه‌ی هشتاد، ما را به اعتبار اینکه فعالیت‌های سری انجام می‌دادید و به آن‌ها نگفتیم، تحریم کردند که این کذب مطلق است. من دارم مستند می‌گویم. زمانی که آقای البرادعی مدیرکل بود، اگر اشتباه نکنم سال ۸۱، بنده نماینده‌ی ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بودم. وقتی که منافقین اعلام کردند ایران در نطنز دارد مثلاً تأسیسات سری می‌سازد، قبل از آن ما آقای البرادعی را به ایران آورده بودیم و به اصفهان هم رفته بود. در فاصله‌ی دو سه سال، دو بار به ایران آمد و من آن موقع نماینده‌ی ایران بودم. در اصفهان به او گفتیم ما داریم در اینجا تأسیسات UCF برای تبدیل اورانیوم درست می‌کنیم؛ یعنی اورانیوم را به گاز UF۶ تبدیل می‌کنیم. آنجا به او گفتم می‌دانی ما برای چه می‌خواهیم گاز UF۶ تولید کنیم؟ چون آقای البرادعی متخصص هسته‌ای نبود و حقوقدان بود، گفت چرا؟ گفتم ما می‌خواهیم غنی‌سازی بکنیم، والا پودر اورانیوم نگه داریم، آسان‌تر از گاز است.

    آن موقع هنوز تأسیسات نطنز به این صورت کلید نخورده بود. بعد از یکی دو سال تأسیسات نطنز کلید خورد و منافقین اعلام کردند که جمهوری اسلامی دارد مخفیانه این کار را می‌کند؛ چون به آقای البرادعی اطلاع داده بودیم که ما می‌خواهیم غنی‌سازی بکنیم، فوری جواب داد که من مطلع بودم و از قبل به من اطلاع دادند و این‌ها کار سری انجام نمی‌دهند و تمام شد؛ امّا دستگاه تبلیغاتی و رسانه‌ای قوی غرب این دروغ بزرگ را جاانداختند و از آنجا ما را وارد یک چالش جدی کردند. ببینید این بهانه‌ی تصنعی که آژانس بین‌المللی در زمان آقای البرادعی رد کرد را آن‌ها همچنان ادامه دادند. پایبند هم بودند و تحریم ادامه پیدا کرد. بنابراین تحریم ظالمانه بود و هیچ دلیل و توجیهی نداشت که آن‌ها ما را تحریم کردند و حالا باید تحریم را بردارند.

    * چه گام‌های مشخص و عملی آمریکا و اروپا باید برای رفع تحریم‌ها بردارند؟

    خیلی آسان است. ببینید عمده‌ی بخش تحریم ما به تعاملات بانکی برمی‌گردد. اگر ما دادوستد بانکی و نقل‌وانتقالات مالی‌مان روان بشود و مشکلی نداشته باشیم و فروش نفتمان هم مشکل نداشته باشد، دیگر مشکلی نداریم و کارمان را انجام می‌دهیم. این محوری‌ترین قسمت تحریم است؛ یعنی اوّلاً جلوی فروش نفت و سایر تولیدات در جمهوری اسلامی را نگیرند، ثانیاً روابط بانکی را تسهیل بکنند که ما بتوانیم تراکنش‌های بانکی و تعاملات بین‌المللی داشته باشیم.

    * با توجه به تصمیمی که مجلس گرفته است تا گام‌به‌گام تعهدات برجامی را لغو کند، چه تأثیر و پیامدهایی خواهد داشت؟ و تحلیلتان از این تصمیم چیست؟

    این تصمیم در ادامه‌ی تصمیم پنج گامی است که قبلاً دولت گرفته بود. وقتی که در ۱+۵ به این تفاهم رسیدیم که آن‌ها تحریم‌ها را بردارند، ما هم یک‌سری محدودیت‌ها را در صنعت هسته‌ای پذیرفتیم. خب تحریم‌ها بعد از یکی دو سال تا حدودی برداشته شده بود و تعاملات بانکی ما داشت انجام می‌گفت. البته همان اوّایل هم مقداری مشکل آفریدند، ولی اصل کار داشت جلو می‌رفت و فعالیت‌های اقتصادی از هر حیث داشت رشد پیدا می‌کرد و تقویت می‌شد. وقتی آقای ترامپ از برجام خارج شد، کلاً تحریم‌های ثانویه‌ی را بر ما وارد کرد. البته تحریم‌ها دیگر منشأ شورای امنیت سازمان ملل را نداشت و این دفعه تحریم‌ها منشأش تحریم‌های ثانویه‌ی آمریکا بود، ولی اروپایی‌ها می‌گویند اغلب شرکت‌های ما با آمریکا کار می‌کنند و آمریکایی‌ها سهیم هستند و عقب نشستند. کشورهای دیگر هم مثل هند که یک کشوری بزرگی است تمکین کردند. علتش هم منطق زور آمریکا است.

    * پس شما می‌فرمایید که این تصمیمی که الآن مجلس گرفته مطابق است با آنچه که در جریان تفاهمات تصمیم‌گیری شد؟

    بله، وقتی آن‌ها تحریم کردند و تمام امتیازاتی که قرار بود ما از برجام بهره‌مند بشویم، جلویش را گرفتند، طبق قاعده‌ی عقلی ما هم باید به تعهداتی که داریم دیگر التزامی نداشته باشیم. طبق بند ۲۶، ۳۶ و ۳۷ ما اعلام کردیم که در پنج‌گام نسبت به تعهداتی که دادیم عقب‌نشینی می‌کنیم و مجلس آمد و این را یک قدم جلو برد و درست هم هست و ما هم خودمان را ملزم به اجرای قانون مجلس می‌دانیم. این یک واقعیتی است و هم دولت، هم سازمان انرژی اتمی اعلام کرد که ما در پیاده‌کردن قانون مجلس در ابعاد فنی هیچ مشکلی نداریم و در عرض ۲۴ ساعت، غنی‌سازی ۲۰ درصد را راه‌اندازی کردیم.

    * ماجرای تاکید رهبر انقلاب راجع به غنی‌سازی ۲۰ درصد چیست؟

    رهبر انقلاب یک بار فرمودند که غنی‌سازی ۲۰ درصد نماد تحقق و تجلّی اراده‌ی ملی است. سال ۸۸ که بنده مسئولیت سازمان انرژی اتمی را عهده‌دار شدم، به من اطلاع دادند که سوخت رآکتور تهران رو به اتمام است. سال ۱۳۶۶ من و آقای مهندس ذاکر همزمان هرکدام برای مأموریتی در آرژانتین بودیم. ایشان مسئول تأمین سوخت ۲۰ درصد رآکتور بود و برای تهیه سوخت به آرژانتین آمده بود. ۲۰ درصد از آرژانتین تأمین شد و سال ۶۷ وارد ایران شد و سال ۸۸ داشت رو به اتمام می‌رفت که ما از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تقاضا کردیم که ۲۰ درصد را برای ما تأمین بکنند. این بار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی شرط گذاشت. آقای البرادعی به من گفت آقای صالحی آمریکایی‌ها و روس‌ها گفتند به‌شرطی ۲۰ درصد را می‌دهیم که شما اورانیوم ۴ درصد غنی‌شده‌تان را بدهید تا در خارج از کشور تبدیل به ۲۰ درصد بشود.
    آن زمان می‌دانستیم که آن‌ها به ما ۲۰ درصد نمی‌دهند و ما خودمان ۲۰ درصد را در چهارچوب تعهدات پادمانی شروع کردیم، امّا نیاز نبود که همه مطلع باشند. بدون اینکه تعهدات پادمانی‌مان را به هم بزنیم، طراحی ۲۰ درصد را از صفر شروع کردیم و کمتر از دو سال تقریباً هجده ماه کارخانه‌اش را ساختیم. وقتی ۲۰ درصد ساخته شد، ما به خارجی‌ها گفتیم دیگر ۲۰ درصد را نمی‌خواهیم و در لحظات آخر اعلام کردیم ۲۰ درصد را تولید کردیم. غربی‌ها گفتند این‌ها بلوف می‌زنند و دروغ است، مگر می‌شود چنین چیزی اتفاق بیوفتد. واقعاً تحول عظیمی بود و رهبر انقلاب در صحبت‌هایشان با این مضمون فرمودند که این تحقق اراده‌ی یک ملت است.

    ما حدود دویست سیصد کیلو ۲۰ درصد تولید کردیم که برجام اتفاق افتاد. یکی از تقاضاهای برجام این بود که ما ۲۰ درصد را برای یک مدتی متوقف کنیم. این نکته را هم بگویم که ما در برجام در حوزه‌ی فنی هیچ‌کدام از حقوق فنی هسته‌ای‌مان را واگذار نکردیم، امّا محدودیت زمانی را پذیرفتیم. الآن ۲۰ درصد ذخیره‌ای که برای رآکتور تهران داریم، مال حدود پنج سال پیش است. حالا بعد از پنج سال محدوده‌ی زمانی تمام شده و ما ۲۰ درصد را مجدداً آغاز می‌کنیم. در برجام آمده است که اگر ۲۰ درصد زودتر تمام شد یا ما تولید می‌کنیم یا آن‌ها به ما می‌فروشند. رآکتور بدون سوخت نمی‌ماند و آن‌ها متعهدند طبق برجام قبل از انتهای آن زمان به ما ۲۰ درصد بدهند یا اینکه خودمان تولید می‌کنیم. حالا آن‌ها بدقولی کردند و از برجام بیرون آمدند و قانون مجلس ۲۰ درصد را الزامی کرد و ما هم آغاز کردیم.

    البته باید قبلش به آژانس اطلاع می‌دادیم. پروتکلی در آژانس است که باید انجام بگیرد و انجام گرفت. ما وقتی ۲۰ درصد را شروع کردیم، در ۲۴ ساعت طبق آخرین خبری که دارم ۲۰ گرم در ساعت دارند تولید می‌کنند؛ یعنی عملاً داریم نیم کیلو در روز تولید می‌کنیم. ما این ۲۰ درصد را تولید و ذخیره می‌کنیم و اگر آن‌ها به برجام برگشتند، ما هم به تعهدمان برمی‌گردیم. رهبر انقلاب همین چند روز پیش در سخنرانی‌شان فرمودند که اگر آن‌ها تحریم‌ها را برداشتند، ما هم به همان تعهداتمان برمی‌گردیم.

    * با توجه به تجربه‌ای که از برجام به‌دست آوردیم و تذکر رهبر انقلاب درباره مکانیسم تعهد در مقابل تعهد، به نظر شما مسیر ما از این به بعد چگونه باید باشد؟

    ببینید مؤمن از یک سوراخ دو بار نباید گزیده شود. قبل از این موقعی که من وزارت خارجه بودم، در ارتباط با مذاکره با آمریکا خدمت رهبر انقلاب رسیدم و ایشان فرمودند آمریکا قابل اعتماد نیست. این را تذکر داده بودند و در جریان مذاکره هم ایشان تأکید داشتند که حواستان جمع باشد. برخی توصیه‌ها را می‌کردند که ما چگونه باید عمل بکنیم که پیشاپیش جلوی بدعهدی آن‌ها را بگیریم؛ یعنی پیش‌بینی‌هایی بکنیم که آن‌ها نتوانند بدعهدی بکنند. خیلی تأکید داشتند، ولی خب تأمین این نظر سخت بود. بعد از اینکه این اتفاق افتاد، آمریکایی‌ها دوباره بدعهدی کردند. حالا اگر بخواهند برگردند، جمهوری اسلامی باید اطمینان لازم را پیدا بکند. اگر می‌خواهد نسبت به گام‌هایی که برداشته عقب‌نشینی بکند، باید این اطمینان لازم را داشته باشد.

    مثلاً اگر این‌ها گفتند ما بیانیه می‌دهیم که تحریم‌ها را برداشته شود، ما هم بیانیه می‌دهیم که گام‌هایمان را برمی‌داریم. اگر کار عملیاتی کردند ما هم عملیاتی به موازات آن‌ها انجام می‌دهیم؛ یعنی بیانیه در مقابل بیانیه، عمل در مقابل عمل و تعهد در مقابل تعهد. دیگر مثل گذشته نخواهد بود که ما فقط تعهداتمان را انجام بدهیم. نوع کار آن‌ها نرم‌افزاری است؛ یعنی مثل قانون است که می‌گوید من ایران را تحریم کردم، حالا تحریم‌ها را بردارید. یک نوع دستورالعمل و بخشنامه است که باید صادر کنند؛ امّا نوع کار ما فنی است؛ یعنی باید ۲۰ درصد را متوقف کنیم و سانتریفیوژها را برچینیم. لذا اگر ما از نظر فنی عقب‌نشینی بکنیم، بازگشتش مشکل است.

    * شرایط حقوقی تفاهم‌نامه‌ی برجام چگونه است؟ آیا طرفین متعهد می‌توانند شروط جدیدی برای رفع تحریم‌ها اضافه کنند؟ اخیراً شاهد بودیم که آقای بایدن صحبت‌هایی راجع به مسئله‌ی موشکی ایران کرد که در موضوع برجام محلی از اعراب نداشت.

    نه، این مسئله را که صراحتاً مسئولین کشور خصوصاً آقای رئیس جمهور و آقای دکتر ظریف اعلام کردند که ما هیچ شرط‌وشروط دیگری را نمی‌پذیریم. اگر می‌خواهند برگردند، برجام همان برجام قبلی است. اوّل باید این دیوار بی‌اعتمادی که از بین رفته، دوباره اعتمادسازی‌اش انجام بگیرد. نه ما به آن‌ها اعتماد داریم و نه آن‌ها به ما اعتماد دارند. البته بی‌اعتمادی ما به آن‌ها بر اساس واقعیت‌هاست و حقانیت ما را نشان می‌دهد، ولی آن‌ها بی‌اعتمادی‌شان به ما بر اساس این ضرب‌المثل است که می‌گوید: کافر همه را به کیش خود می‌پندارد.

    * بارها شنیده‌ایم که رهبر انقلاب تأکید کرده‌اند مهم‌ترین و محوری‌ترین راهکار برای بهبود بخشیدن به اوضاع و احوال اقتصاد ملی، خنثی‌سازی تحریم‌هاست. صرف‌نظر از اینکه طرفین برجام چه تصمیماتی می‌گیرند و آمریکایی‌ها به برجام برمی‌گردند یا نه، چگونه خنثی‌سازی تحریم‌ها می‌تواند راهکار اصلی برای بهبود اوضاع و احوال اقتصاد ملی باشد؟

    وقتی ما در مقابل یک چالش بیرونی قرار می‌گیریم، یک اصلی را که باید مدنظر قرار بدهیم، اصل بازدارندگی است. این بازدارندگی می‌تواند در امور نظامی، در امور اقتصادی یا در امور فرهنگی باشد. در تمامی این حوزه‌ها ما باید این اصل بازدارندگی را ایجاد بکنیم. به‌عبارت دیگر تا قوی نشویم، نمی‌توانیم واقعاً در مقابل دشمن بایستیم. خب دنیا هم دنیای پیچیده‌ای است. دنیایی که رحم و انسانیت در آن نیست. یک ظاهرسازی دارند، ولی پشت سر این ظاهر واقعاً نیات شیطانی خوابیده است. انسان باید با بصیرت باشد و حواسش را جمع بکند. باید برای دهه‌ها و چه بسا سده‌ها برنامه‌ریزی کرد. اساس تمام این‌ها هم استقلال سیاسی است. انقلاب مقدس جمهوری اسلامی ایران، استقلال سیاسی را برای ما به ارمغان آورد. به‌عبارت دیگر ما غلام حلقه به گوش کسی نیستیم. خودمان برای خودمان تصمیم می‌گیریم و در مدار سیاسی خودمان می‌چرخیم، نه در مدار سیاسی دیگران. این خیلی مهم است.

    بنابراین انقلاب این بستر را برای ما فراهم کرد که بتوانیم خودمان را بسازیم؛ امّا چگونه می‌توانیم خنثی‌سازی بکنیم؟ ببینید خوشبختانه خداوند نعمات زیادی به جمهوری اسلامی ایران عنایت کرده است. کشور ما جمعیت قابل توجهی دارد و می‌تواند یک اقتصاد خود اتکا داشته باشد. شما نمی‌توانید با صد هزار نفر اقتصاد خود اتکا داشته باشید. مثلاً کشور اسلوونی دوونیم میلیون جمعیت و صنایع زیادی دارد. آن موقع جزئی از یوگوسلاوی بود و تولیداتش را به کل یوگوسلاوی ارائه می‌داد. وقتی از یوگوسلاوی جدا شد، مانده بود که این تولیدات کجا برود؛ یعنی با دو میلیون نمی‌توانست یک اقتصاد متکی به خودش داشته باشد.

    امّا ۸۵ میلیون واقعاً یک عددی است که می‌تواند یک اقتصاد قائم به ذات خودش داشته باشد و تولید و مصرفش را هم دارد. مسئله‌ی دوم، نیروی انسانی است که در جمهوری اسلامی تربیت شده‌اند و اصلاً قابل مقایسه با هیچ کشوری در منطقه نیست و ما در عرصه‌ی جهانی رتبه‌ی خیلی خوبی داریم. مسئله‌ی سوم، موقعیت جغرافیایی است. ما پانزده همسایه‌ی دریایی و زمینی داریم و کمتر کشوری هست که پانزده همسایه داشته باشد. موقعیت ترانزیتی‌ای داریم که آسیای مرکزی را به اروپا و دریای سیاه و خزر را به خلیج فارس وصل می‌کند. مسئله‌ی چهارم، منابع طبیعی فراوان نفت و گاز و معادن است. این‌ها واقعیتی است که جمهوری اسلامی دارد.

    بنابراین ما هر آنچه که برای اقتصاد متکی به خود نیاز داشته باشیم را داریم، فقط باید حرکت بکنیم. البته به این مفهوم نیست که ما می‌خواهیم دور خودمان یک دیوار بکشیم و بگوییم با دنیا هیچ رابطه‌ای نداریم. نه، اصلاً به این مفهوم نیست؛ امّا باید از درون قوی باشیم که وقتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم، ارتباط معنادار و دوطرفه‌ای باشد. بنابراین برای خنثی‌سازی تحریم اوّل باید اقتصادمان را تحت عنوان اقتصاد مقاومتی بسازیم تا بتوانیم ارتباط معناداری با دیگران برقرار بکنیم و بعد از آن رشد و تعالی پیدا بکنیم.

    * با تصمیماتی که ترامپ گرفت و از برجام خارج شد، خساراتی به کشور ما وارد کرد. بعضی از این خسارات جنبه‌ی عمومی و بعضی دیگر جنبه‌ی فنی داشتند. چگونه این خسارات باید محاسبه بشود؟ و در نهایت چطور باید از طرف ملت و حاکمیت ایران مطالبه بشود؟

    در این دو سه سالی که ترامپ از برجام خارج شد، جلوی صادرات ما را گرفتند. ما قبل از خروج ترامپ حدود ۲.۵ میلیون بشکه نفت فقط صادر می‌کردیم و بعد از خروج از برجام به زیر یک میلیون بشکه رسید. جلوی صادرات نفت ما را گرفتند و بعد یواش‌یواش جلوی صادرات منابع دیگرمان را هم گرفتند؛ حتی بعداً جلوی پتروشیمی را گرفتند و همین‌جور روزبه‌روز تحریم‌ها را اضافه کردند. این‌ها ضرر و زیان دارد. وقتی که می‌توانستیم نفت بفروشیم و درآمد داشته باشیم و سرمایه‌گذاری بکنیم و آن سرمایه‌گذاری زایش داشته باشد، با تحریم‌ها همه‌ی این‌ها را از دست دادیم.

    باید همت عالی به خرج دهیم و همان حرکت اقتصادی بومی خودمان را جلو ببریم؛ یعنی مردم با نشاط، با امید، با جدیت کامل، با وحدت و با انسجام اقتصاد ملی را بسازند، امّا دولت و سایر قوا در کشور هم باید برای این کار بسترسازی کنند. ما باید بسترسازی درست برای حرکت مردم در امور اقتصادی و معیشتی فراهم بکنیم.

    امّا راجع به حقوق ما اینجا به وزارت امور خارجه برمی‌گردد که باید با کمک وزارت اقتصاد، معاونت حقوقی ریاست جمهوری و … مطالبه‌ی حقوقی بکند و از وزارتخانه‌های مختلف گزارش تهیه بکند که ضرر و زیان چقدر بوده است و بعد پیگیری بشود. ضرر و زیان یک امری نیست که ما بخواهیم بی‌توجه نسبت به آن باشیم و یک واقعیتی است که باید دنبال کنیم.

    * با توجه به اتفاقاتی که افتاده است، تأکیدات رهبر انقلاب و مصوبات مجلس و برنامه‌های جدید سازمان انرژی اتمی را توضیح بدهید.

    الآن سازمان انرژی اتمی در حوزه‌های مختلف دارد کار می‌کند. اوّلین و محوری‌ترین کار سازمان انرژی اتمی این است که نیروگاه برق بسازد. رهبر انقلاب هم فرمودند بین ۲۰ تا ۳۰ هزار مگاوات نیاز داریم که باید ظرفیت برق هسته‌ای را در کشور ایجاد بکنیم. ما الآن هزار مگاوات داریم و دو هزار مگاوات دیگر هم داریم می‌سازیم. الآن بوشهر دو و سه را در حال ساخت داریم که دو سال است شروع‌شده و به‌خوبی هم جلو رفته است. امیدواریم هفت هشت سال دیگر عملیاتی بشود.

    محوری‌ترین کار سازمان انرژی اتمی تولید برق هسته‌ای است که ما الآن داریم دو نیروگاه می‌سازیم؛ امّا هزینه‌ی ساخت این نیروگاه‌ها خیلی زیاد است. نیروگاه‌های هسته‌ای با نیروگاه‌های فسیلی متفاوت است و سرمایه‌گذاری اوّلیه‌اش خیلی زیاد است، امّا سرمایه‌گذاری ثانویه و ادامه‌ی کارش بسیار پایین است؛ یعنی هر نیروگاه هزار مگاواتی هسته‌ای، پنج میلیارد دلار قیمتش است، ولی هرکدام از این نیروگاه‌ها شصت هفتاد سال عمرشان است و هزینه‌ی راهبری‌شان حدود صد میلیون دلار در سال است.

    بنابراین محوری‌ترین کار، نیروگاه است که داریم می‌سازیم. بحث استراتژیک دیگری که سازمان انرژی اتمی با آن روبه‌رو هست، تأمین مواد اوّلیه است. برای ساخت نیروگاه باید اطمینان پیدا کرد که سوخت مورد نیازش را هم می‌توانیم در داخل تأمین کنیم. هر نیروگاه ۳۰۰ تن اورانیوم طبیعی در سال می‌خواهد. ما امسال تازه به ۴۰ تن رسیدیم و خیلی باید کار بکنیم تا به ۳۰۰ تن برسیم.

    * اساساً نگاه رهبر انقلاب به پیشرفت‌های علمی در عرصه هسته‌ای و نیروهای جوانی که وارد این عرصه می‌شوند چگونه است؟

    ما هر از چندگاهی گزارش‌هایی را خدمت رهبر انقلاب می‌فرستیم. آخرین گزارشی که فرستادیم در ارتباط با فناوری کوانتومی بود که یک گزارش راجع به پیشرفت در پیشران هسته‌ای بود. چندسال پیش هم یک نمایشگاه اختصاصی در حسینه‌ی امام خمینی رحمه‌الله‌علیه برگزار کردیم و ایشان از مجموعه‌ی دستاوردها بازدید کردند. ایشان وقت مفصلی هم گذاشتند و با تک‌تک جوان‌ها در حوزه‌های خودشان بحث و سوال می‌کردند و تشویقشان می‌کردند. جوانان ما هم عمدتاً کمتر از سی سال‌اند؛ یعنی متوسط عمر مهندسین و نخبگان ما کمتر از سی سال است.

     

    اخبار سیاسی |

  • اشغال کنگره ⁧آمریکا پایان لیبرال دموکراسی را رقم زد

    اشغال کنگره ⁧آمریکا پایان لیبرال دموکراسی را رقم زد

    به گزارش خبرگزاری مهر، حسین امیرعبداللهیان دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین‌الملل در صفحه شخصی خود در توئیتر، نوشت: اشغال کنگره ⁧آمریکا پایان قطعی و رسمی لیبرال دموکراسی را رقم زد.

    امیرعبداللهیان تاکید کرد: وقایع ۴ ساله ریاست جمهوری ترامپ و اشغال اخیر کنگره ⁧آمریکا⁩، پایان قطعی و رسمی لیبرال دموکراسی را رقم زد.

    وی گفت: ‌شاید بایدن بتواند مدتی چهره متناقض و پر تبعیض جامعه آمریکا را روتوش کند اما سرطان مزمن نژادپرستی، تبعیض و نقض سیستماتیک حقوق بشر در آمریکا نیازمند علاج است نه روتوش.

     

    اخبار سیاسی |

  • نسخه انتخاباتی برای اصلاح‌طلبان/ هاشمی: انتخابات ۱۴۰۰ جای آزمون و خطا نیست/ امینی: چرخه دموکراسی معیوب است

    نسخه انتخاباتی برای اصلاح‌طلبان/ هاشمی: انتخابات ۱۴۰۰ جای آزمون و خطا نیست/ امینی: چرخه دموکراسی معیوب است

    محمدهاشمی عضو اسبق مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره انتخابات ۱۴۰۰، گفت: امروز کشور با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می‌کند؛ بنابراین انتخابات ۱۴۰۰ عرصه آزمون و خطا نیست.

    در همین رابطه بخوانید؛

    لیلاز: مصلحت نیست یک اقتصاددان رئیس جمهور ۱۴۰۰ شود

    وی ادامه داد: در این انتخابات دیگر نمی‌شود افرادی صرفا با نقد عملکرد مجلس یا دولت گذشته رای جمع کنند، زیرا در انتخابات‌ گذشته شاهد بودیم که برخی افراد به جای ارائه برنامه درصدد تخریب مجلس و دولت پیشین بودند؛ امری که بیش از هرچیز به ضرر نظام بود.

    هاشمی افزود: در انتخابات آتی دیگر نباید آزمون و خطا کرد، بلکه باید افرادی کاندیدا شوند که توانایی‌شان برای حل مشکلات کشور به اثبات رسیده و برنامه‌ای منسجم و کابردی ارائه دهند، نه اینکه صرفا یک برنامه راهبردی معرفی کنند که از پس آن هم برنیایند.

    عضو اسبق مجمع تشخیص مصلحت نظام، بیان کرد: هرجناح باید خود را مسئول دانسته و کاندیدایی معرفی کند که آزمون خود را به خوبی پس داده و توانایی‌های خود را به مردم نشان داده باشد تا مردم هم بتوانند افراد توانمند را انتخاب کنند.

    وی با اشاره به ویروس کرونا ادامه داد: برای انتخابات سال آینده اگر شرایط کرونا همچنان ادامه داشته باشد، شرایط کمی متفاوت است و نمی‌شود انتخابات را فقط از یک شب تا صبح برگزار کنیم.هاشمی افزود: اگر با این ضوابط انتخابات برگزار شود ضریب مشارکت بسیار کاهش می‌یابد، بنابراین معتقدم وزارت کشور باید به نحوی برنامه ریزی کند که زمان انتخابات به چند روز افزایش  یافته تا مردم بتوانند با رعایت فاصله اجتماعی و پروتکل‌های بهداشتی در این انتخابات شرکت کنند.

    رمز پیروزی اصلاح طلبان انسجام است

    سید ابراهیم امینی نایب رئیس شورای شهر تهران نیز در همین رابطه در گفتگویی با ایرنا با تشریح وضعیت و جایگاه احزاب سیاسی در ایران گفت: در کشورهای دموکراتیک و مردم سالار اصل بر این است که جریان‌های سیاسی مختلف در انتخابات با ارائه برنامه‌های خود، نیروهایشان را معرفی کنند. در صورتی که مورد اقبال شهروندان قرار گرفت می‌توانند برنامه های خود را عملیاتی کنند و اقلیت هم این حق را برای اکثریت قائل هستند.

    نایب رییس شورای شهر تهران افزود: اما چرخه دموکراسی در کشور ما تا حدودی معیوب است و این معیوب بودن هم باعث بی انگیزگی شهروندان می‌شود به طوری که در برخی از مقاطع مردم رغبتی به مشارکت فعال در انتخابات ندارند.

    عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی ادامه داد: اگر یک حزب مورد اقبال شهروندان قرار گرفت و نتوانست برنامه‌های خود را محقق کند، در انتخابات بعدی تاوان آن را می‌پردازد و رای و اقبال شهروندان را از دست می‌دهد.

    امینی افزود: در کشور ما برخی از شخصیت‌های سیاسی با وجود اینکه اصل نظام را قبول داشته و بابت آن هزینه پرداخت کردند. سال ها حبس و شکنجه را تحمل کردند و در دفاع از استقلال و تمامیت ارضی وارد جبهه‌های جنگ شدند، اما انتقاداتی دارند و این نگاه انتقادی تبدیل به عاملی شده است تا مورد تایید واقع نشوند.

    نایب رئیس شورای شهر تهران با بیان اینکه در دموکراسی‌ها، احزاب منتقد بدون محدودیت فعالیت می‌کنند، افزود: این یکی از مشکلات احزاب و فعالیت حزبی در ایران است. نتیجه فعال نبودن احزاب، پیروزی فردی چون رییس دولت نهم و دهم در انتخابات ریاست جمهوری است که هیچ حزبی وی را تضمین نمی‌کند که بتواند برنامه‌هایش را ارائه دهد و در نتیجه مردم بر اساس شعارها به فردی رأی می‌دهند که نیرو و برنامه خاصی برای اداره کشور ندارد.

    نسخه انتخاباتی برای اصلاح‌طلبان/ هاشمی: انتخابات ۱۴۰۰ جای آزمون و خطا نیست/ امینی: چرخه دموکراسی معیوب است
    نسخه انتخاباتی برای اصلاح‌طلبان/ هاشمی: انتخابات ۱۴۰۰ جای آزمون و خطا نیست/ امینی: چرخه دموکراسی معیوب است

    وی با بیان اینکه جریان منتقد اگر مورد اقبال جامعه واقع شود باید بتواند نیروهایش را سرکار بیاورد و برنامه‌هایش را اجرا کند، اظهار داشت: در شرایط کنونی آیا رئیس جمهوری می‌تواند کسی را بر سر کار بیاورد که برنامه‌هایش را قبول داشته باشد و بتواند این برنامه‌ها را محقق کند؟ نتیجه چنین رویه‌ای بی‌اعتمادی جامعه و بی‌انگیزه شدن شهروندان و قهر با صندوق‌های رای است. این سیکلی است که در کشور ما طی می‌شود. مردم با عشق و علاقه رای می‌دهند اما منتخبان امکان تحقق برنامه‌های خود را ندارند.

    این فعال سیاسی گفت: این امر موجب بی انگیزگی شهروندان و قهر با صندوق های رای می‌شود و در نتیجه جریانی که از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار نیست با آرای حداقلی موفق به کسب قدرت می‌شود.

    وی یادآور شد: در دنیا نیروی انسانی توانمند فرصت بزرگی برای توسعه و رونق اقتصادی محسوب می‌شود. وقتی فارغ التحصیل دانشگاه شریف به راحتی در یک کشور خارجی جذب بازار کار می‌شود این فرصت سوزی برای کشور است که باید به آن توجه کرد.

    عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی گفت: اگر اصلاح طلبان با انسجام بیایند و فرصت داشتن داوطلب به آنان داده شود احتمال موفقیت آنان وجود دارد. اگر فضای رقابت در انتخابات ملی فراهم شود مردم نیز در این عرصه حضور پررنگی پیدا می‌کنند.

    وی افزود: برخی فکر می‌کنند با شروع این روند در مجلس یازدهم، ریاست جمهوری هم دست اصولگرایان می‌افتد، اما این موضوع قطعی نیست. اگر اصلاح طلبان اجازه داشتن نامزدی توانمند را داشته باشند می‌توانند رقابت خوبی را به عرصه نمایش بگذارند.

    این فعال سیاسی با اشاره به وضعیت شورای‌عالی سیاست‌گذاری جبهه اصلاح‌طلبان گفت: شورای‌عالی همانند سه دوره انتخابات ریاست جمهوری، مجلس دهم و شورای شهر که موفق عمل کرد، می‌تواند تاثیرگذار باشد.

    ۲۷۲۱۹

    منبع : خبرآنلاین

  • رابطه دولت با مردم باید براساس کرامت و عزت مردم باشد

    رابطه دولت با مردم باید براساس کرامت و عزت مردم باشد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره کل روابط عمومی مجمع تشخیص مصحلت نظام، محسن رضایی، عصر روز شنبه ۲۰ خردادماه در تالار ملل دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، با اشاره به قتل شهروند سیاهپوست آمریکایی که موجی از اعتراضات را در آمریکا و کشورهای غربی به راه انداخته گفت: پلیس امریکایی برای یک نظم بیست دلاری پا روی گلوی یک انسان بیگناه سیاهپوست می گذارد و او را خفه می کند. بسیاری این رویداد را یک اقدام نژاد پرستانه می دانند و اعتراضات مردم را اعتراض به نژادپرستی می دانند. در حالی که موضوع فراتر از نژاد پرستی است. رویداد قتل جرج فلوید، فشار پای دولت لیبرالی روی گلوی مردم را به نمایش گذاشت. این حادثه رونمایی دیگری از ماهیت درونی نظام های سرمایه داری و لیبرالیسم بود.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام به یادداشت اخیر خود اشاره کرد و گفت: در آن یادداشت، نوشتم که امروزه مردم در کوچه و خیابان‌های اروپا و امریکا فریاد کمک خواهی سر داده اند ولی یاوری نمی‌یابند. بیش از شصت درصد مردم کشورهای صنعتی و پیشرفته اقتصادی، به اقدامات دولت‌هایشان بی اعتماد هستند. چرا؟ علت بی کسی انسان‌ها در مقابل کرونا، گسستن بشر از خدا، اَتُمیزه شدن جوامع، گسستگی اجتماعی از یکطرف و تکبر و استبداد سیاستمداران و دولت‌ها و رخت بر بستن کرامت انسانی است، که نتیجه همه اینها «تنهایی بشر» است.

    وی افزود: اکنون کرونا، با رونمایی از بیماری باطنی غرب و با فعال کردن آن بیماری، شکل‌گیری رویدادهای عمیق‌تری در جهان غرب را آغاز نموده که ممکن است ابعاد آن در آینده گسترده‌تر شود.

    عضو هیئت علمی دانشگاه جامع امام حسین (ع) گفت: قیام مردم امریکا درمدرنترین دولتهای جهان فراتر از مبارزه با نژاد پرستی است. مبارزه علیه پای دولت ها روی گلوی مردم است. به قول فوکو یاما، مردم در غرب معتقدند که دولت‌ها ارزشی برای مردم قائل نیست. ایشان کسی است. که سال‌ها قبل پایان تاریخ را حاکمیت مطلق نظام‌هایی از جنس دولت‌های مشابه امریکا یعنی لیبرال دموکراسی می‌دانست ولی این‌قدر از آزادگی برخوردار است که امروز بگوید همان دولت‌ها برای مردم ارزشی قائل نیستند و اعتقادت قبلی خود را در مقابل حقایق جدید تجدیدنظر می‌کند و متأسفانه نشخوارکنندگان او و افراد مشابه در ایران خود را مطلق می بینند و حاضر نیستند نقد منطقی از خود و مدیریت خود را در مقابل آسیبهای جدی که به اقتصاد وفرهنگ وارد کردند را ببینند.

    رضایی افزود: آنچه که امروزه مردم جهان درمحاصره کاخ سفید امریکا می بینند یک نهضت اجتماعی سیاسی بر علیه اندیشه و نحوه حکمرانی لیبرالی است. قیام علیه بی توجهی دولت‌ها به کرامت و شخصیت مردم است.
    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: انقلاب اسلامی بازگشت انسان به حقیقت خودش است و همانطور که نظام سیاسی را تغییر داده است تا اصلاح رفتار دولت با مردم پیش خواهد رفت. رابطه دولت با مردم باید براساس به حساب آوردن مردم و توانایی ها آنها و کرامت و عزت مردم باشد.

    منبع : مهرنیوز

  • حکمرانی مردمی و تحول گرا یا حکمرانی محفلی و وارداتی؟

    حکمرانی مردمی و تحول گرا یا حکمرانی محفلی و وارداتی؟

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست-محمد اسکندری؛ مدیریت یعنی بکارگیری مؤثر از منابع انسانی، مادی و علمی در برنامه ریزی، سازمان دهی و بسیج منابع برای دستیابی به یک هدف خاص. در واقع شاخص‌های اصلی مدیریت کارآمد عبارتند از منابع انسانی و مادی یک کشور. پس از انقلاب اسلامی و مشخصاً جنگ تحمیلی دو نوع رویکرد متفاوت در میان مدیران و متفکران کشور وجود داشته است؛ مدیریت مردمی با رویکرد استفاده از ظرفیت‌های علمی، مادی و نیروی متخصص و ماهر داخلی و مدیریت وارداتی عمدتاً بدون در نظر گرفتن پتانسیل‌های داخل کشور.

    در اندیشه مدیریت و حکمرانی محفلی_وارداتی، نیروی انسانی جوان و متخصص کشور مغفول واقع می‌شود و به جای تکیه بر منابع و پتانسیل‌های عظیم کشور، رویکرد وارداتی غالب است. حال آنکه در مدیریت مردمی تحولگرا و انقلابی اندیشه اصلی بر مبنای مدیریت جهادی پایه ریزی شده است. مدیریت جهادی یعنی خودباوری و اعتماد به نفس در استفاده از جوانان و نیروی انسانی کشور، دوری از تقلید کورکورانه، مسئولیت پذیری و استقلال در فکر و عمل، حرکت مبتنی بر علم، دوری از مصرف گرایی، اشرافی گری و سستی، نگاه نقادانه از سوی اهل فن و توکل به خداست. در یک کلام مشارکت مردمی و عزم ملی در این نوع حکمرانی، لازمه پیشرفت و توسعه کشور است. در واقع تفاوت اصلی حکمرانی مردمی و وارداتی، توجه به ظرفیت عظیم نیروی انسانی و منابع داخلی است.

    در سالیان اخیر اندیشه حکمرانی محفلی و وارداتی در میان مدیران ارشد کشور موجب عقب ماندگی اقتصادی و فرهنگی کشور شده است. این خسارت از چند منظر قابل بررسی است که مهمترین آن مهاجرت نیروی انسانی جوان و متخصص کشور به کشورهای پیشرفته است. در واقع عدم کادرسازی و استفاده از جوانان شایسته و متعدد و گمنام کشور همزمان با شعار ما نمی‌توانیم، موجب یاس و ناامیدی سرمایه عظیم منابع انسانی کشور شده است. استفاده از یک حقله بسته از مدیران ناکارآمد وابسته به جریان‌های حزبی و رانتی و عدم تربیت و ارتقا مدیران شایسته نیز از دیگر خسارت‌های اندیشه یاد شده است. واردات بی رویه بدون تولید دانش فنی و بومی سازی و بی توجهی به واحدهای تحقیق و توسعه، موجب عقب ماندگی صنعتی کشور شده است که مثال شاخص آن صنایع خودروسازی است که با بازگشت تحریم‌ها و تغییر قیمت ارز و عدم ورود قطعات خارجی نتوانسته پس از چند دهه سرمایه گذاری بعنوان یک صنعت کارآمد در میان جامعه علمی و اجتماعی کشور نمود پیدا کند. عدم توجه و تکمیل زنجیره تولید در صنایع مختلف نظیر فولاد، غذایی و کشاورزی و خوراک دام و طیور (زنده به گور کردن جوجه‌های ۱ روزه) و خام فروشی نفت و عدم توجه به تولید ارزش افزوده از صنایع بالا دستی و پایین دستی صنعت عظیم پتروشیمی، از دیگر نتایج نفوذ این اندیشه در میان مدیران ارشد کشور بوده است. عدم واگذاری مدیریت امور اقتصادی به مردم به معنای واقعی از نقاط ضعف اصلی این اندیشه لیبرالی است. در عرصه سیاسی شعار اصلی این اندیشه عادی سازی و تنش زدایی و مذاکره با غرب است که نتیجه آن منجر به برجامی می‌شود که پس از خروج یک کشور و عدم استقلال کشورهایی اروپایی منجر به تغییرات شدید نرخ ارز و تورم سرسام آور و خسارت‌های اقتصادی می‌شود.

    و اما از طرف دیگر شالوده اصلی مدیریت مردمی و انقلابی، کادرسازی و تربیت جوانان و نیروی ماهر داخلی است که نماد آن شناسایی جوانان و مدیریت و اعتماد به آنها دردوران دفاع مقدس است که این رویکرد منجربه فتح خرمشهر می‌شود. حسن باقری، قاسم سلیمانی، محمدباقر قالیباف، طهرانی مقدم و باکری و … محصول توجه نگاه حکمرانی مردمی به ظرفیت عظیم نیروی انسانی کشور است.

    همچنین در مدیریت مردمی و با در نظر گرفتن مدیریت صحیح علمی، مطالعه شکست‌ها و ناکامی‌ها و تجمیع ظرفیت‌های داخلی کشور منجر به ساخت و تولید انبوه انواع پهپادها، موشک‌های نقطه زن و کشتی‌ها در عرصه نظامی گری شده است. مثال دیگر آن ساخت پتروپالایشگاه ها توسط مهندسین جوان و گمنام کشور و تولید بنزین و صادرات آن به کشورهای دور و نزدیک است. واگذاری امور اقتصادی به مردم و مشارکت آنها در سرمایه گذاری (واگذاری سهام شرکت‌ها در بورس) و مدیریت شرکت‌ها (شکستن حلقه انحصاری بسته مدیران ناکارآمد) مبنای اصلی این نوع حکمرانی در مدیریت اقتصادی کشور است. در عرصه سیاسی روحیه جهادی و ایستادگی در برابر تهدیدها و حس اعتماد به نفس و توکل بر خدا در این نوع اندیشه منجر به توقف نفت کش متخلف انگیسی در آب‌های خلیج فارس، واقعه عین الاسد و در ادامه آن دریانوردی در دریای کارائیب است. حکمرانی مردمی مخالف مذاکره و عادی سازی روابط با غرب و شرق نیست بلکه مخالف غفلت از منابع عظیم نیروی انسانی، ظرفیت‌های مادی و معنوی موجود در کشور و متوقف کردن و گره زدن توسعه علمی، اقتصادی و فرهنگی کشور به دنیای خارج با رویکرد تقلید کورکورانه و عدم توجه به بومی سازی است.
    اکنون باز گردیم به پرسش ابتدایی مقاله حاضر: حکمرانی مردمی و تحول گرا یا حکمرانی محفلی و وارداتی؟ حال مردم و نخبگان با رویکرد مطاله گری و پرسش از مسئولان و انتخاب افراد اصلح در انتخابات، می‌توانند موجب تقویت و ضعف یکی از رویکردهای مدیریتی فوق در کشور شده و سبب توسعه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور در آینده نزدیک بشوند.

    منبع : مهرنیوز

  • جهانی گرفتار بدبختی ها

    جهانی گرفتار بدبختی ها

    به زعم آنها جهان موجود پر از تضاد و مالامال از جنگ نهفته طبقاتی است و هم اینک سمبل و نماد منفی این پویایی فلسفی، کنش جامعه شناختی و نابرابری اقتصادی دولت آمریکاست که در تقابل با حقوق کارگران و اجرای استثمار مدرن چهره واقعی کاپیتالیسم را به نمایش گذاشته است. مارکسیست های اورجینال بر این باورند، بهترین زمان تحقق پیش بینی های مارکس فرا رسیده است و اگر عوامل مزاحم و مداخله مصنوعی کنار گذاشته شود، با تکیه بر آگاهی زمّردگونه کارگران می توان به بهار سوسیالیسم رسید و جهان را در مرحله شکوفایی، صلح و صفا دید.

    به زعم اندیشمندان این حوزه که نقابی ورای تحلیل های رام شده و تجدیدنظرطلبانه دارند، دلار نماد حاکمیت سرمایه داری و جهان زرّاد خانه ای است. اقتصاد جهان به دلار وابسته است و هفتاد و پنج درصد ذخایر کشورها با همین ارز است. منشأ و منبع آلودگی های زیست محیطی هم کشوری است که با دلار و اقتصاد نیویورکی اداره می شود، در واقع آمریکا پنج درصد جمعیت جهان را دارد، اما بیست و پنج درصد نفت جهان را مصرف می کند.

    ارتش آمریکا در جهان نزدیک به یک هزار پایگاه نظامی در اختیار دارد و بزرگترین ماشین جنگی را راه انداخته است که از قِبل روشن شدن موتور این ماشین فضا، دریا، زیر دریا، زمین و هوا به شکل وحشتناکی آلوده می شود. آمریکایی ها، بیست و پنج درصد از زباله جهان را تولید می کنند و در حوزه سیاسی- اجتماعی، بیست و پنج درصد از زندانیان جهان را آمریکاییان دارند. نیمی از بودجه نظامی دنیا متعلق به دولت آمریکاست. با این تبیین دولت آمریکا بزرگترین دشمن صلح، رفاه، آزادی، محیط زیست، دموکراسی و حقوق بشر است و تا زمانیکه هست و تغییر ماهیت نداده است، دنیا با همه گرفتاری ها و بدبختی ها دست و پنجه نرم خواهد کرد و کشورهایی چون چین و روسیه توان مقابله با آن را نخواهند داشت.

    مارکسیست ها خواسته یا ناخواسته خود را از تحلیل تاریخی کارکردگرایانه کنار می کشند و رویارویی جدی بلوک شرق-غرب در دوران جنگ سرد را آنچنان برجسته نمی کنند و خصومت اتحاد جماهیر شوروی و مائوئیسم را در راستای تحقق ایده های سوسیالیستی نمی دانند، بلکه برای آنها نقش ضدفئودالی و ضدسرمایه داری قائلند. البته برای سرپوش گذاشتن بر عملکرد غیرقابل دفاع کمونیسم در طول قرن بیستم، خویشتن را دچار فراموش تاکتیکی می کنند و بین نظریه مارکس و عملکرد کشورهای کمونیستی تفاوت قائلند در صورتی که در حوزه دیانت، عملکرد داعش، وهابیّت و نظام های بدکردار را به حساب اسلام و ادیان الهی می گذارند.

    نگرانی عمده دیگر که عارض مارکسیست های دست اول است، مداخله مصنوعی و مصلحتی است که سوسیالیست های آمریکا و جهان با تمایل به صندوق رأی (که حاصل فریب سرمایه داری جهانی است) راه را بر نظام سرمایه داری هموار می کنند. اینان توصیه افرادی چون نوام چامسکی و برنی سندرز دایر بر مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و رأی دادن به جو بایدن را تعویق دینامیک جهانی می دانند که مارکس پیش بینی کرده بود. دموکراسی آمریکایی و صندوق رأی به زعم تحلیل گران این حوزه گوساله سامری است که توجه کارگر را از رویارویی و انقلاب باز می دارد و در واقع او را الینه می کند.

    گمان می کنم مارکسیست ها ناخواسته در تشخیص واقعیت های جهانی باز از قواعد فلسفی تخطی می کنند، چرا که تحقق پیش بینی مارکس را در حال حاضر به ویروس کرونا ارتباط میدهند و توجیه می کنند. در شرایط فعلی و حال حاضر این ویروس کرونا است که ماهیت واقعی نظام سرمایه داری و امپریالیسم را برای کارگران جامعه آمریکا رونمایی می کند و بیکاری میلیون ها نفر از کارگران و نقص اساسی و جدی در نظام درمانی و بیمه در پناه کاتالیزوری مثل بیماری کوید ۱۹ است که مثل بمب ساعتی کار می کند و هر آن لحظه انفجارش نزدیک است.

    مارکس پیش بینی کرده بود، سرمایه داری عاقبتی دو بُعدی دارد. یا بعلت کارکرد ناسازگارش به بربریت می انجامد که آنگاه کوچک ناپلئون ها یا هیتلرها سر بر می آورند و یا اینکه جامعه به سوسیالیسم می رسد. با این اوضاع و احوال باید منتظر ماند و و در آمریکا سناریوهای محتمل زیر را از نظر گذراند؛

    ۱-بازسازی چرخه ای کاپیتالیستی که بارها بعد از بحران های نظام سرمایه داری آن را رفوگری کرده است.

    ۲-فرا رسیدن نظریه پایان تمدن که در نظریه پردازی غایتگرایان ملحوظ است.

    ۳-تحقق پیش بینی مارکس که طرفدارانش آن را مطرح می کنند.

    ۴-ظهور و بروز عوامل عدم قطعیت و پیش بینی نشده که هرآن ممکن است برای نظام های سیاسی اتفاق بیافتد.

    * نماینده مردم میاندوآب و شاهین دژ در مجلس دهم

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبر آنلاین