برچسب: دانشگاه

دانشگاه و درباره دانشگاههای دولتی و دانشگاه آزاد , university

  • ارتباط شدت آسم و میکروبیوم های دستگاه تنفسی فوقانی

    ارتباط شدت آسم و میکروبیوم های دستگاه تنفسی فوقانی

    به گزارش خبرنگار مهر، مطالعه جدید محققان دانشگاه واشنگتن نشان می دهد میکروبیوم های مجاری هوا می توانند در شدت علائم بیماری آسم نقش داشته باشند و می توان در مطالعات بعدی به این موضوع پرداخت که آیا تغییر در نوع این باکتری های ساکن در مجاری فوقانی هوا می تواند به بیماریان مبتلا به آسم کمک کند.

    این مطالعه شامل ۲۱۴ کودک ۵ تا ۱۱ ساله مبتلا به بیماری آسم از شدت ملایم تا متوسط بود.

    محققان دریافتند کودکانی که شدت آسم شان به ناگاه افزایش می یابد احتمالا باکتری های مرتبط با بیماری از جمله Staphylococcus، Streptococcus و Moraxella در مجاری تنفسی فوقانی شان ساکن هستند.

    «یانجیائو ژو»، سرپرست تیم تحقیق، در این باره می گوید: «داده های ما اثبات می کند که تغییرات سریع در میکروبیوم های مجاری هوا در کودکان موجب تغییر وضعیت سلامت تنفسی آنها می شود.»

    محققان درصدد انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه بر روی موش ها هستند.

  • داروی سرطان به تسکین علائم پارکینسون کمک می کند

    داروی سرطان به تسکین علائم پارکینسون کمک می کند

    به گزارش خبرنگار مهر، محققان در آزمایشات بالینی دریافتند داروی nilotinib موجب افزایش تولید دوپامین شده و روند کاهش در عملکرد حرکتی را متوقف می کند.

    «چاربل موسی»، سرپرست تیم تحقیق از دانشگاه جرج تاون واشنگتن، در این باره می گوید: «ما دریافتیم مصرف دوزهای ۲۵ تا ۵۰ درصد کمتر از دوز تجویزشده برای سرطان از داروی nilotinib ایمن و مطمئن است.»

    به گفته وی، «ما همچنین متوجه شدیم داروی nilotinib موجب افزایش میزان ماده شیمیایی دوپامین در مغز می شود. این ماده شیمیایی در بیماری پارکینسون کاهش یافته یا کاملا از بین رفته است.»

    وی در ادامه تاکید می کند: « nilotinibموجب کاهش میزان پروتئین های سمی هم می شود که در نهایت منجر به کاهش تدریجی مرگ نورون های دوپامین در مغز می شود.»

    محققان مشاهده کردند بعد از یک سال درمان، گروه دریافت کننده nilotinib وضعیت پایداری داشتند و معیارهای بالینی حرکتی و غیرحرکتی شان کاهش نیافته بود.

    بیماری پارکینسون یک اختلال مغزی است که منجر به لرزش، رعشه، سفتی اندام و مشکل در راه رفتن، حفظ تعادل و هماهنگی می شود.

    این بیماری زمانی روی می دهد که سلول های عصبی مغز کنترل کننده حرکت نابود می شوند. زمانیکه این سلول ها می میرند، دوپامین کمتری تولید می شود که منجر به بروز علائم پارکینسون می شود.

    در این مطالعه، ۷۵ بیمار مبتلا به پارکینسون، دارونما، یا ۱۵۰ میلیگرم nilotinib یا ۳۰۰ میلیگرم nilotinib به طورتصادفی دریافت کردند و نه بیمار و نه دانشمندان نمی دانستند کدام بیمار، کدامیک را دریافت می کند. بیماران به مدت ۱۲ ماه این شیوه را دنبال کردند.

    تیم تحقیق دریافت بیماران دریافت کننده nilotinib دارای میزان کمتر دو پروتئین سمی متداول در بیماران مبتلا به پارکینسون بودند؛ پروتئین سمی Alpha-synuclein ۲۰ درصد و تائو ۳۰ درصد در آنها کاهش یافته بود. همزمان، میزان دوپامین بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته بود.

    محققان معتقدند خلاصی از این پروتئین های سمی موجب افزایش تاثیر و کارآمدی دوپامین در مغز می شود.

    در برخی بیماران دریافت کننده nilotinib هم عملکرد حرکتی بهتر و بهبود کیفیت زندگی مشاهده شد.

  • تخم مرغ ریسک سکته و بیماری قلبی را افزایش نمی دهد

    تخم مرغ ریسک سکته و بیماری قلبی را افزایش نمی دهد

    به گزارش خبرنگار مهر، به گفته محققان، معمولا رژیم های غذایی حفظ سلامت قلب به طورطبیعی دارای کلسترول پایین هستند و می توانند به کاهش ریسک بیماری قلبی و سکته کمک کنند، اما افزودن یک عدد تخم مرغ ارتباطی با ریسک بیماری قلبی عروقی ندارد.

    وجود مقدار زیاد کلسترول در خون در تشکیل رسوبات ضخیم و سخت در عروق تاثیر دارد، فرایندی که عامل بروز اکثر بیماری های قلبی و سکته ها است.

    طبق اعلام انجمن قلب آمریکا، کاهش کلسترول رژیمی از طریق تمرکز بر رژیم های غذایی دوستدار قلب است که در آن، چربی های پلی اشباع نشده جایگزین چربی های اشباع شده می شوند و در نتیجه میزان LDL در حد سالم باقی می ماند.

    «جو آن سنت کارسون»، سرپرست تیم تحقیق، در این باره می گوید: «چربی های پلی اشباع نشده نظیر روغن های ذرت، کانولا یا سویا باید جانشین چربی های اشباع شده که عمدتا در محصولات حیوانی نظیر گوشت، لبنیات پرچرب و روغن های گرمسیری وجود دارند، شوند. مصرف غذاهای سرشار از مواد قندی و سدیم هم باید محدود شود.»

    محققان با بررسی مطالعات دریافتند خوردن یک عدد تخم مرغ کامل در روز (معادل با ۸۵ گرم میگو) بخشی از رژیم غذایی دوستدار قلب برای افراد سالم است.

  • مصرف غذاهای فرآوری شده ریسک دیابت را افزایش می دهد

    مصرف غذاهای فرآوری شده ریسک دیابت را افزایش می دهد

    به گزارش خبرنگار مهر، مطالعه محققان فرانسوی نشان می دهد به ازای افزایش هر ۱۰ درصد مصرف مواد خوراکی فوق فرآوری شده، ریسک ابتلا به دیابت ۱۵ درصد افزایش می یابد.

    «برنارد اسرور»، سرپرست تیم تحقیق از دانشگاه پاریس، در این باره می گوید: «من و تیم تحقیقاتی ام قبلاً به رابطه بین مصرف زیاد غذاهای فوق فرآوری شده و ریسک بالاتر ابتلا به سرطان، بیماری قلبی، افسردگی و مرگ زودهنگام پی برده بودیم.»

    به گفته اسرور، «غذاهای فوق فرآوری شده، محصولات از قبل بسته بندی شده ای هستند که در معرض طیف وسیعی از دستکاری های صنعتی قرار گرفته اند.»

    این مواد فوق فراوری شده اغلب حاوی مواد نگهدارنده، طعم دهنده های مصنوعی، مواد افزودنی غذایی، قندها، شیرین کننده های غیرقندی و رنگ ها هستند.

    به گفته محققان، برخی از مواد خوراکی فوق فراوری شده شامل انواع نودل ها، ناگت مرغ، نوشابه های گازدار، آب نبات، مارگارین، شیرینی جات، غلات صبحانه، شیر طعم دار، سبزیجات بسته بندی شده، سس ها، پیتزاهای آماده برای گرم شدن، و وعده های غذایی پودری یا غنی شده هستند.

    این مواد خوراکی در جوامع غربی رایج بوده و ۲۵ تا ۶۰ درصد رژیم غذایی مدرن را تشکیل می دهند.

    از سوی دیگر، بیماری دیابت یک مشکل بسیار نگران کننده است و طبق آمار، در سال ۲۰۱۷، حدود ۴۲۵ میلیون نفر در جهان مبتلا به دیابت بوده اند. پیش بینی می شود این رقم تا سال ۲۰۴۵، به ۶۲۹ میلیون نفر برسد.

    محققان در توضیح وجود این رابطه عنوان می کنند تنها ارزش غذایی پایین این مواد خوراکی به دلیل وجود میزان بالا چربی، نمک و قند علت وجود این رابطه نیست. بلکه ترکیبات شیمیایی مشکل ساز که موجب اختلال در فرایند هضم می شوند در این زمینه نقش دارند. از سوی دیگر مواد بسته بندی هم مشکل ساز هستند.

    محققان تاکید می کنند مصرف مواد خوراکی فوق فراوری شده معمولا در بین افراد سیگاری، چاق، کم تحرک تر، و افرادی که گوشت قرمز بیشتر مصرف کرده و مصرف غلات کامل، میوه و سبزیجات شان کمتر است به مراتب بیشتر است.

  • «لاله» پروژه سینمایی جنجالی دوره احمدی‌نژاد با ده میلیارد تکمیل شد

    «لاله» پروژه سینمایی جنجالی دوره احمدی‌نژاد با ده میلیارد تکمیل شد

    فاطمه پاقلعه‌نژاد: «نزدیک به هفتاد درصد فیلمبرداری فیلم «لاله» تمام شده و تنها صحنه‌های پیست باقی مانده که وقتی دولت عوض شد، شبانه پیستی را که ساختیم تخریب و پروژه را تعطیل کردند. به گفته خودشان نزدیک به هفت‌میلیارد از پول ملت را خوابانده‌اند و متأسفانه فقط من هستم که می‌پرسم این پول کجا رفته و چرا نمی‌گذارید پول ملت به نتیجه بنشیند؟» 

    اسدالله نیک‌نژاد که آن زمان، در نیمه سال ۹۴ حدود دوسال‌ونیم برای این پروژه جنگیده بود و به جای خاصی نرسیده بود، درباره فیلمش می‌گفت: «درباره «لاله» مزخرف زیاد گفته و شنیده می‌شود. ولی واقعیت یک روی بیشتر ندارد. دو سال‌ونیم است که با لبخند می‌گویند موافق راه‌اندازی دوباره پروژه هستند، ولی مدتی است که عنوان می‌کنند پول ندارند. شنیده بودم فیلم‌نامه‌های دفاع مقدسی چند اصلاحیه می‌خورند اما فیلم‌نامه من که در هالیوود نوشته شده، هیچ اصلاحیه‌ای از وزارت ارشاد نخورده.»

    تقریبا ۴ سال بعد از آن گفته‌ها بود که او توانست این پروژه را تکمیل کند. بعد از اینکه کار به دادگاه کشید و دیوان رای داد.

    سرانجامِ قصه «لاله» اما از نشست مشترک طباطبایی‌نژاد رئیس پیشین مرکز گسترش سینمای مستند تجربی با نیک‌نژاد در سال ۹۶ رقم خورد. نیک‌نژاد درباره این پروژه جنجالی به خبرآنلاین می گوید: اولش دعوا بود اما به مرور به تفاهم رسیدیم و پول بیت‌المال هدر نرفت. ۶سال جنگیدم اما حالا اصل فیلمبرداری‌ها اتفاق افتاده است. ما فقط چند نمای دیگر تا پایان این پروژه، فیلمبرداری داریم. نمی‌دانم مالک و تهیه‌کننده فیلم چه برنامه ای برایش دارند اما من وظیفه دارم فیلم را تحویل بدهم. خوشحالم که آقای طباطبایی‌نژاد و آقای حمیدی مقدم کمک کردند این فیلم بعد از این همه قصه به سرانجام برسد و امروز اگر از من بپرسی ارزش این همه دعوا را داشت؟ می‌گویم حتما داشت!

    در سوی دیگر این پروژه جنجالی و خبرساز سینمای ایران، مرکز گسترش سینمای مستند تجربی است که میراث‌دار یک پروژه نیمه‌تمام ۵ میلیاردی بود. پروژه‌ای که داشت خاک می‌خورد و قرار شده بود با دو میلیارد از محاق درآید و تکمیل شود. فیلمی که آنها می‌خواهند به جشنواره فیلم فجر برسد.

    محمد حمیدی‌مقدم چندی پیش در کافه خبر درباره سرنوشت «لاله» اینگونه گفته است: «این پروژه در واقع دچار مشکلات حقوقی بود و خوشبختانه از دی سال گذشته، قبل از اینکه من بیایم، مدیرعامل قبلی مرکز گسترش آقای سیدمهدی طباطبایی‌نژاد با دستور سازمان سینمایی سازوکاری را فراهم می‌کنند که پروژه «لاله» مجددا استارت زده شود. درواقع آن سازوکارِ خوب، قرارگیری یک حکمیت برای حل مشکلات بود و به عنوان مدیر حل پروژه آقای رضاداد جلو می‌رود تا ببینند که آیا می‌شود پروژه از حالت قفل خارج شود و باقی سکانس‌ها را فیلمبرداری کنند. درنهایت با اتفاقاتی که افتاد تیرماه این جابه‌جایی شکل گرفت و من هم به نوبه خودم بعد از مطالعه این طرح در جریان مشکلات آن قرار گرفتم و در ادامه تولید موافق بودم که این تولید به سرانجام برسد و خوشبختانه با ورود من به مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برآوردی انجام شد و ما مسیر را هموار کردیم تا با مدیریت جناب رضاداد و تهیه‌کنندگی آقای تورج منصوری و کارگردانی اسدالله نیک‌نژاد چندین پلان میانی و سکانس‌هایی که می‌توانست کار را منسجم کند مشخص شد. اما سال‌ها گذشته بود و با جلسه‌های کارشناسی زیاد، تقریبا از شهریور کار را شروع کردیم و گروه موفق شد در حدود ۲۰جلسه پلان‌های باقیمانده را بگیرد. هدف ما در مرکز گسترش کامل کردن یک پروژه و کامل کردن یک سرمایه نامعلوم بود. سرمایه‌ای که از ما صرف شده و رفته بود و معلوم نبود به چه چیزی ختم شده چون نتیجه و محصول را نمی‌دیدیم. این استراتژی و این سیاست منجر شد به این که این پروژه به نتیجه برسد.»

    حمیدی‌مقدم جزئیاتی دقیق درباره هزینه‌های فیلم هم  ارائه کرده و گفته است: «۶میلیارد و هشتصد هزینه شده بود و ما هم چیزی حدود ۲میلیارد و چهارصد در پروسه جدید هزینه کردیم ولی خوشبختانه پیش‌بینی برای فروش فیلم خوب هست.»

    او البته در پاسخ به سوال ما که می‌پرسیم با این هزینه ۹میلیاردی باید حداقل ۲۷میلیارد بفروشد برای اینکه هزینه خودش را برگرداند می‌گوید: «ما فکر می‌کنیم فیلم در اکران و فروش مخصوصا فروش بین‌المللی بتواند سرمایه را بازگرداند.»
    آنها امید دارند قصه «لاله» که برگرفته از زندگی لاله صدیق قهرمان اتومبیلرانی است این قدر جذاب باشد که پولش را دربیاورد و نیک نژاد هم می‌گوید فیلمش مثل ماهی است، حالا هم که از آب گرفته شود تازه است و وعده می‌دهد که کمی منتظر بمانیم تا اکران شود.

    متن کامل گفت و گو با نیک‌نژاد را به زودی در خبرآنلاین بخوانید.

    ۲۵۸۲۵۸

  • فریدون جیرانی با پرویز پرستویی برمی‌گردد

    فریدون جیرانی با پرویز پرستویی برمی‌گردد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فریدون جیرانی در قسمت نهم برنامه کافه آپارات، میزبان بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون پرویز پرستویی است که به بهانه اکران فیلم سینمایی «مطرب» مهمان این برنامه شده است.
    فریدون جیرانی، یک ماه پیش همزمان با پخش برنامه عزت‌الله ضرغامی، بر اثر سکته خانه‌نشین شده بود، قرار است از او در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به پاس چهار دهه فعالیت هنری تجلیل به عمل آید.  

    جیرانی که در ادوار جشنواره فیلم فجر به عنوان روزنامه‌نگار، منتقد، کارگردان، نویسنده، تهیه‌کننده و عضو هیات انتخاب و داوری حضور داشته است. او حضور در سینمای حرفه‌ای را در سال ۱۳۶۰ با نوشتن فیلم‌نامه فیلم «آفتاب نشین‌ها» تجربه کرد و فعالیت در مطبوعات را با سردبیری در مجله سینما در سال ۱۳۷۰ آغاز کرد.

    جیرانی تا به امروز در برنامه کافه آپارات، میزبان عوامل فیلم سرکوب و افرادی چون  همایون اسعدیان، مازیار میری، طناز طباطبایی،جواد عزتی، خانواده محمد علی فردین و …. بوده است.

    این برنامه به تهیه‌کنندگی عمار سبحانی و سردبیری و اجرا فریدون جیرانی روزهای سه شنبه ساعت ۲۲ از آپارات پخش می‌شود.

    ۲۵۸۲۴۵

  • بهرام رادان در نقش بهرام رادان در فیلمی به تهیه‌کنندگی خودش/عکس

    بهرام رادان در نقش بهرام رادان در فیلمی به تهیه‌کنندگی خودش/عکس

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ۲۵ مهرماه امسال بود که «گربه سیاه» در شهر تهران جلوی دوربین رفت.

    در این فیلم ترلان پروانه، حسین پورکریمی، کیارکنی، پیام احمدی‌نیا، احمد کاوری، آزاده سدیری، علیرضا استادی، ستایش رجایی نیا، عیسی حسینی، بهروز قادری، حسین ملکی با هنرمندی بهاره کیان افشار و با حضور علی اوجی ایفای نقش می‌کنند.
    اکنون همزمان با پایان فیلمبرداری، روابط عمومی «گربه سیاه» اعلام کرد که بهرام رادان علاوه بر تهیه‌کنندگی برای اولین‌بار در نقش خودش‌ جلوی دوربین مرتضی هدایی رفته است. 
    ۲۵۸۲۵۸
  • ۷هزار و ۹۱۸ نفر در هوای آلوده دچار مشکل تنفسی و قلبی شدند

    ۷هزار و ۹۱۸ نفر در هوای آلوده دچار مشکل تنفسی و قلبی شدند

    به گزارش خبرنگار مهر، مجتبی خالدی، در ارتباط با آمار مراجعات شهروندان به مراکز اورژانس به دنبال تشدید آلودگی هوا، گفت: به دنبال تشدید آلودگی هوا، ۷ هزار و ۹۱۸ نفر از هموطنان به علت مشکلات تنفسی و قلبی، به مراکز اورژانس مراجعه کردند. 

    وی افزود: بیشترین مراجعات به مراکز اورژانس، مربوط به تهران بوده است که ۶ هزار و ۳۶ مورد بوده است.

  • بازیگران محبوب‌تان را جلوی در ببینید و پول بلیت هم ندهید!

    بازیگران محبوب‌تان را جلوی در ببینید و پول بلیت هم ندهید!

    نرگس کیانی: «سکوت سفید» نام نمایشی است به کارگردانی کوروش سلیمانی براساس نمایشنامه‌ای از تام استوپارد که این روزها در عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه می‌رود.

    گروه تئاتر بیستون نام «سکوت سفید» را برای این اجرا از نمایشنامه استوپارد با نام اصلی «آرامش از نوعی دیگر» مناسب دانسته است. نمایشنامه‌ای که در خلاصه داستان آن آمده است: «جان براون، مردی در آستانه میان‌سالی که گذشته‌ای عجیب و دشوار را پشت سر گذاشته است برای دور شدن از اجتماع خشمگین و رسیدن به آرامش مورد نظرش به بیمارستان بیچ‌وود پناه می‌آورد و درخواست می‌کند که او را بدون هیچ بیماری‌ای بستری کنند، پرسنل بیمارستان این را نمی‌فهمند و این آغاز داستان است.»

    آن‌چه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگویی است با کوروش سلیمانی که از اجرای نمایشنامه استوپارد در سال‌های دور به عنوان کار پایان‌نامه این نویسنده، کارگردان و بازیگر شناخته‌شده آغاز شد، به اجرای وفادارانه او از متن استوپارد و پاسخ دادن به این سوال که آیا چنین اجرای وفادارانه‌ای راه را بر دیدن متن از نظرگاه کارگردان می‌بندد یا خیر رسید و با ناممکن بودن آن‌چه شخصیت اصلی این نمایشنامه می‌خواهد و به تعبیر یک منتقد «ناممکن بودن فرم زندگی کسی که نمی‌خواهد نظم جهان مدرن را بپذیرد» ادامه یافت. این گفت‌وگو با زخمی که حوادث آبان ۹۸ بر تن همه‌مان و از جمله اهالی تئاتر نشاند و دشواری‌های روی صحنه بردن نمایشی در مقام کارگردان و تهیه‌کننده با حضور بازیگران استخوان خردکرده تئاتر در شرایطی که با تیترهایی چون «چهره معروف اینستاگرام بازیگر تئاتر شد» مواجه‌ایم، به پایان رسید.  

    در گفت‌وگویی اشاره کرده بودید که «سکوت سفید» را در سال‌های دور به عنوان کار پایان‌نامه‌تان اجرا کرده بودید، صحبت‌مان را با یادآوری آن اجرا آغاز کنیم.

    این اتفاق سال ۱۳۸۰ در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رخ داد و با چند اجرای محدود روی صحنه رفت. آن اجرا، اجرایی دانشجویی بود و من در حال مشق کردن بودم. طبیعتا اجرایی که هم اکنون می‌بینید تنها احساسی از یادآوری آن کار درش باقی مانده است وگرنه شباهت ساختاری و شکلی‌ای به آن اجرا ندارد.

    در یکی از نقدهایی که بر نمایش‌تان نوشته شده بود در کنار توصیف اثرتان با کلماتی چون «استاندارد، سربه‌راه و تماشایی» بر این نکته تاکید شده بود که وفاداری‌تان به متن چنان است که «از نظرگاه شخصی و گشودن چشم‌انداز یکسره متفاوت کارگردان خبری نیست»، تا چه میزان با این نظر موافقید؟

    زمانی که شما اثری را به عنوان کارگردان روی صحنه می‌برید یا خودتان متن را نوشته‌اید یا متن دیگران را انتخاب کرده‌اید و طبیعتا باید آن قدر در مرحله انتخاب متن وسواس به خرج داده و دقت کرده باشید که به میزان بسیار زیادی با ذهنیت‌تان هماهنگ باشد. من این گونه کار می‌کنم و برایم مهم است متنی را که انتخاب می‌کنم، قبول داشته باشم و وقتی به تمامی می‌پذیرمش چه به لحاظ فرمی و چه به لحاظ محتوایی، چه در زمینه شخصیت‌پردازی، چه دیالوگ‌ها و چه هر چیز دیگر، ترجیح می‌دهم تغییراتی اساسی در آن ایجاد نکنم. حال این را می‌توان وفاداری نامید یا چیزی دیگر. این اتفاق به خصوص زمانی برای من پررنگ می‌شود که نویسنده، نویسنده معتبری است و به سادگی نمی‌توان متنش را تغییر داد و انتظار نتیجه خوبی داشت.

    تئاتر را باید به خاطر اندیشه‌اش دید، به خاطر نویسنده‌اش و دست کم به خاطر کارگردانش و نمی‌دانم این را که «برویم فلان بازیگر را ببینیم!» چه طور می‌توان توجیه کرد؟! آیا نمی‌توان بیرون از سالن تئاتر هم همان بازیگر را دید؟! دم در بایستید و بلیت هم نخرید و پولتان را هم خرج نکنید و رد که می‌شود ببینیدش و لذت ببرید

    من این متن را به همین شکل دوست داشتم و بر این نکته تاکید می‌کنم که «آرامش از نوعی دیگر» تام استوپارد متنی دشوار برای کارگردانی است. متنی است که می‌تواند برای هر کارگردانی چالش‌برانگیز باشد و من هم این چالش را دوست داشتم اما بیش از آن معنایی که منتقل می‌کرد و تلنگری که به مخاطب می‌زد که چقدر مراقب آرامش و خلوت شخصی‌اش است، برایم اهمیت داشت. این پرسش در روزگاری مطرح می‌شود که کسی اساسا به اهمیت آرامش و خلوت فکر نمی‌کند که پس از آن بخواهد در پی‌اش باشد.

    می‌پذیرید که «سکوت سفید»، «روایت ناممکن بودن فرم زندگی کسی است که نمی‌خواهد نظم جهان مدرن را بپذیرد» و به ناممکن بودن آن‌چه جان براون به عنوان شخصیت اصلی این نمایشنامه می‌خواهد معتقدید؟ 

    بله، موقعیت نمایشی این اثر موقعیتی عجیب‌وغریب و به گونه‌ای طنزآمیز است. این که یک آدم سالم بخواهد در بیمارستان بستری شود از دید ما طبیعی نیست و چنین موقعیتی نمی‌تواند در جامعه و از سوی اعضای آن پذیرفته شود. تلاش جان براون برای عملی کردن چنین ایده‌ای تنها چند روز جواب می‌دهد و او هر چند می‌کوشد با زیرکی دم به تله ندهد اما در نهایت گیر می‌افتد.

    جان براون در جایی از متن، نقل به مضمون، می‌گوید آن بیرون می‌تواند جنگی رخ دهد که برای نخستین بار، به خاطر بودن خودخواسته او در بیمارستان، هیچ ربطی به او نداشته باشد، می‌تواند هر اتفاقی بیفتد بی‌آن‌ که او ناچار باشد از آن مطلع شود و… اما عملی شدن چنین بی‌خبری و چنین انغعالی در واقعیت ناممکن است. 

    دراین جا دو نکته مطرح می‌شود. بعضی دوستان من نیز بحث انفعال جان براون را مطرح کردند و من در پاسخ گفتم که نه تئاتری‌ها می‌توانند انسان‌های منفعلی باشند و نه من، به شخصه، موافق این انفعالم. اساسا تئاتر کار کردن ما در این شرایط و با وجود سختی و مشقات موجود، بیانگر چیزی ضد این انفعال است. من بیش از هر چیز با آن بخش از شخصیت جان براون همذات‌پنداری می‌کنم که در پی آرامش و آزادی شخصی بودن می‌ناممش، این چیزی بود که من دوستش داشتم.

    مسلم است که نمی‌توان به واسطه وجود این تعداد از رسانه، چه رسمی و چه غیررسمی، از اتفاقاتی که آن بیرون رخ می‌دهد بی‌خبر بود و یکی از دردهای من همین است که این حجم از خبر برای چیست؟!

    کورش سلیمانی، بازیگر سینما و تئاتر و کارگردان نمایش «سکوت سفید»

    شاید به علت تاثیر مستقیمی که تک‌تک شان بر زندگی شخصی و سرنوشت‌مان می‌گذارند.

    من ناآگاهی و بی‌اطلاعی را تایید نمی‌کنم، ما باید مطلع شویم اما باور کنید شاید ۹۰ درصد این اخبار بیهوده و ساختگی است و تولیدکنندگانش فقط می‌خواهند روی اعصاب و روان مخاطب‌شان کار و سمت‌وسوی چیزی را تعیین کنند و تغییر دهند.

    در طول اتفاقاتی که در آبان ۹۸ رخ دهد، اینترنت نیز قطع و تعدادی از نمایش‌ها با تعطیلی موقت مواجه شدند. همان زمان در مصاحبه‌ای گفته بودید «در روزهایی که گذشت، بسیار غمگین شدم وقتی دیدم تعدادی از آثار دوستان تئاتری‌مان به شکل موقت یا کامل تعطیل شدند؛ این زخمی بود که بر تن همه ما نشست.»، این زخم سر گرفته و هم آمده است یا گمان می‌کنید عوارضش همچنان ادامه دارد؟

    آن اتفاق برای تئاتر ما فاجعه بود و متاسفم که بگویم هر چند اوضاع اندکی بهتر شده است اما مشکلاتی که در حوزه معیشتی برای مردم پیش آمده است قطعا تاثیرات خود را بیش از این بر مسائل فرهنگی نشان خواهد داد و ابعاد این فاجعه هنوز آشکار نشده است.

    طبیعی است که مردم با خود حساب و کتاب کنند و از خود بپرسند آیا پول بنزین بدهم یا پول بلیت تئاتر؟! طبیعتا اگر از من نیز بپرسند اول ترجیح می‌دهم به زن و بچه‌ام برسم تا به تماشای تئاتر بنشینم. طبقه متوسط اعم از دانشجویان و کارمندان بیش از پیش در مضیقه معیشتی قرار گرفته‌اند و به احتمال زیاد نخستین چیزی که حذف می‌کنند هزینه کردن برای فرهنگ از جمله تماشای فیلم و تئاتر و خریدن کتاب و… است و این غم‌انگیز است.  

    متاسفم که احتمال می‌دهم این رکود و این ریزش تماشاگر برای تئاترهای تفکربرانگیز و اصیل همچنان ادامه داشته باشد و چالش تماشاگر منجر به زمین‌گیر شدن و تعطیلی آثار بیشتری شود.

    ما در «سکوت سفید» تلاش کردیم به مدد حضور گروهی همراه، مقاومت کنیم و در روزهایی سخت و سرد به عشق تئاتر روی صحنه برویم و خدا را شکر می‌کنیم که با وجود همه سختی‌ها کوتاه نیامدیم و کارمان توانسته است نظر بسیاری از هنرمندان و مردم را جلب کند تا راضی از سالن خارج شوند. من نمی‌گویم کارمان کاری کامل، ایده‌آل و شاهکار است و هیچ‌گاه مدعی نبوده‌ام، اما معتقدم کار قابل دفاعی است و ما برای تولید و تهیه یک کار تروتمیز که اهداف معنایی خود را جست‌وجو می‌کند، نه ثانیه‌ای و نه ریالی کوتاهی نکرده‌ایم. چیزی که در کارهای قبلی‌مان از جمله «ناگهان پیت حلبی»، «فالومی» و «خرده نان» نیز قابل مشاهده بوده و همواره برایمان اهمیت داشته است که صحنه‌مان زمینه گفت‌وگو در مورد موضوعی را فراهم آورد که باید در مورد آن حرف زد و گفت‌وگو کرد.

    شما در موقعیتی نمایش «سکوت سفید» را به عنوان کارگردان و تهیه‌کننده با حضور بازیگران باتجربه تئاتری روی صحنه برده‌اید که کار از حضور ستاره‌های سینما، تلویزیون و موسیقی بر صحنه تئاتر گذشته است و با تیترهایی چون «چهره معروف اینستاگرام بازیگر تئاتر شد» مواجه‌ایم، امری که بی‌شک با دشواری‌های بسیاری برایتان همراه بوده است.   

    یکی از مشکلات ما آسیبی است که به واسطه فرهنگ‌سازی غلط متوجه بحث تماشاگران تئاتر شده است. گونه‌هایی از تئاتر روی صحنه می‌روند که تماشاگر را از نگاه هنری عمیق روشنفکرانه نسبت به تئاتر به سمت نگاهی تهی اما هیجان‌انگیز می‌برند. به این معنا که طیف جدیدی از تماشاگران پیدا شده‌اند که به دنبال هیجان‌زده شدن از آن‌چه روی صحنه می‌بینند هستند. این هیجان‌زده شدن از دید آن‌ها می‌تواند به واسطه زدوخورد روی صحنه، ریخته شدن خون، داد زدن و وقوع اتفاقات عجیب و غریب بدون قصد انتقال معنا باشد. در نتیجه تماشاگران از سالن‌هایی که اتفاقات جدی هنری در آن‌ها رخ می‌دهد و یک گروه استخوان خردکرده آشنا با مقوله تئاتر متنی خوب را در آن جا روی صحنه می‌برند و منتقدان و هنرمندان دیگر نقدهایی مثبت در مورد آن می‌نویسند فاصله می‌گیرند، یعنی این فاکتورها برایشان اهمیتی ندارد و مسائل دیگری برایشان مهم شده است که هیچ ربطی به هنر تئاتر ندارد.

    من معتقدم بازیگر ممکن است از سینما یا تلویزیون به تئاتر بیاید و اگر توانمند باشد و این حضور نه صرفا به خاطر اسمش بلکه به خاطر هنرش اتفاق افتاده باشد هیچ مشکلی با آن ندارم و خیلی هم خوب است اما بخش خنده‌دار ماجرا این جاست که تماشاگران را به سمتی سوق داده‌ایم که به خاطر آقا یا خانم x که در فلان کار بازی می‌کند به تماشای یک اثر بنشینند و گمان می‌کنم مانوری که برخی گروه‌های تئاتری ما روی این موضوع می‌دهند در هیچ کجای دنیا قابل مشاهده نیست. تئاتر را باید به خاطر اندیشه‌اش دید، به خاطر نویسنده‌اش و دست کم به خاطر کارگردانش و نمی‌دانم این را که «برویم فلان بازیگر را ببینیم!» چه طور می‌توان توجیه کرد؟! آیا نمی‌توان بیرون از سالن تئاتر هم همان بازیگر را دید؟! دم در بایستید و بلیت هم نخرید و پولتان را هم خرج نکنید و رد که می‌شود ببینیدش و لذت ببرید! متاسفم که این گونه سهل‌انگارانه با تئاتر برخورد می‌شود و برای ما که این هنر را در دهه ۷۰ در محضر اساتید آموخته‌ایم فهم این موضوع سنگین است! 

    ۵۷۵۷

  • انتشار آلبوم «تیغ و ترانه» تا اسفند به‌تعویق افتاد

    انتشار آلبوم «تیغ و ترانه» تا اسفند به‌تعویق افتاد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هامان وافری با انتشار بخشی از کلیپ ویدئوی «تیغ و ترانه» در صفحه اینستاگرام خود، از تاخیر در رونمایی آلبوم تا نیمه نخست اسفند خبر داد. او با اشاره به این تاخیر ناخواسته، از این فرصت برای تکمیل پروژه‌های تصویری با همکاری کارگردانان موفق سینما یاد کرده است.

    این آلبوم که پیشتر قرار بود در پاییز ۹۸ رونمایی شود، مجموعه‌ای صوتی و تصویری، شامل ۱۰ قطعه موسیقی و ۴ کلیپِ ترانه‌های «کافه»، «تیغ و ترانه»، «سفر»، «پرواز آخرعقاب» است. محمدرضا چراغعلی، ساخت و تنظیم موسیقی این آلبوم را برعهده داشته و ترانه‌ها از سروده‌های هامان وافری است.

     هامان که از خوانندگان سبک پاپ- کلاسیک است، آواز را زیر نظر اساتید خود محمد نوری و پری زنگنه آموخت. او سال ۱۳۸۱ نخستین آلبومش با عنوان «ماهی سیاه» را منتشر کرد.

    ۵۷۲۴۵