برچسب: دانشگاه

دانشگاه و درباره دانشگاههای دولتی و دانشگاه آزاد , university

  • نورعلی تابنده درگذشت

    نورعلی تابنده درگذشت

    به گزارش خبرنگار مهر، نورعلی تابنده صبح امروز در یکی از بیمارستانهای تهران در گذشت. وی از چندی پیش به دلیل بیماری های ناشی از کهولت سن در بیمارستان بستری شده بود که صبح امروز درگذشت.

    بنابر اعلام پزشکان معالج، علت درگذشت وی کهولت سن و عدم پاسخ به درمانهای پزشکی بوده است.

    این گزارش می‌افزاید پیکر تابنده در حال انتقال به بیدخت گناباد برای دفن در آن محل مطابق با وصیت خودش است. 

  • معیار بیمه سلامت برای پرداخت هزینه سمعک/مدارک و مستندات لازم

    معیار بیمه سلامت برای پرداخت هزینه سمعک/مدارک و مستندات لازم

    امیر ندرلو، در گفتگو با خبرنگار مهر، اظهار داشت: بیمه سلامت برای پرداخت هزینه های بیماران بابت کالاهای پزشکی که تهیه می کنند، بر اساس مصوبه دبیرخانه شورای عالی بیمه اقدام می کند. 

    وی با اعلام اینکه بر هر کالای پزشکی یک سقف قیمتی تعیین و ابلاغ شده است، افزود: سقف قیمت سمعک، یک میلیون و ۲۶۰ هزار تومان است که بیمه سلامت ۷۰ درصد این رقم را به بیمار پرداخت می کند.

    ندرلو با عنوان این مطلب که پرداخت به بیمار بر اساس ۷۰ درصد فرانشیز ۸۸۰ هزار تومان می شود، ادامه داد: هزینه سمعک به عنوان خسارت متفرقه تلقی می شود که بیمار می بایست برای دریافت هزینه، فاکتور و مدارک پزشکی ارائه بدهد.

    رئیس گروه تجهیزات پزشکی سازمان بیمه سلامت، در خصوص قیمت های متفاوت سمعک در بازار و سایت اداره کل تجهیزات پزشکی، گفت: با توجه به تنوع سمعک و قیمت ها، به سایت اداره کل تجهیزات پزشکی استناد می کنیم.

    وی افزود: سازمان بیمه سلامت به طور میانگین در سال بابت ۱۲ هزار سمعک، رقمی در حدود ۱۰.۵ تا ۱۱ میلیارد تومان پرداختی دارد.

  • فعالیت فیزیکی کودکان در قالب بازی آموزش داده شود

    فعالیت فیزیکی کودکان در قالب بازی آموزش داده شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، محمد رازی، گفت: با توجه به اینکه رشد عصبی- عضلانی استخوانی کودکان یا سیستم نوروماسکولار از شیرخوارگی باید آغاز شود، والدین موظف هستند در همان سنین، در قالب بازی کردن به کودکان فعالیت های فیزیکی و ورزشی را آموزش دهند. این آموزش ها  از نوزادی تضمین کننده پیشگیری از آسیب ها در دوران نوجوانی و جوانی خواهد بود.

    وی افزود: امروزه همه آسیب های ورزشی مهم هستند ولی متاسفانه در کشور ما آسیب های مفصل زانو به خصوص آسیب لیگامان کروشیت قدامی یا ACL به مراتب شیوع بیشتری دارد و یکی از علل آن انگیزه بالای نوجوانان و جوانان به روی آوردن ورزش است و علت دیگر آن نوجوانانی است که در سنین بلوغ و بعد از بلوغ علاقه شدیدی به ورزش هایی مثل فوتبال و بازی‌های توپ دار  پیدا می کنند، ولی سیستم عضلانی عصبی آنها رشد چشمگیری نکرده است.

    این متخصص ارتوپدی تصریح کرد: بچه ها باید از کودکی و شیرخوارگی، ورزش و فعالیت های فیزیکی را شروع کند و هنگامی که راه می افتند، فعالیت های فیزیکی را به نحو صحیح و به مقدار متناسب انجام دهند. به همین خاطر کودکانی که مرتب در پارک ها بازی می کنند و از وسایلی که در پارک ها نصب شده یا در زمین آزاد یا در جایی که روی ماسه و زمین خاکی بازی می کنند و رشد می‌کنند، سیستم عصبی عضلانی و اسکلتی آنها رشد صحیح تری پیدا می کند و هنگامی که به سن بالاتر می رسند میزان آسیب دیدگی لیگامان کروشیت قدامی در آنها کمتر است.

    رئیس ششمین کنگره بین المللی دوسالانه انجمن جراحی زانو، آرتروسکوپی و آسیب های ورزشی ایران، ادامه داد: ولی متاسفانه امروزه زندگی آپارتمانی توأم با نداشتن وقت از طرف والدین برای اینکه بچه ها را به هر روز به مکان‌های مناسب برای انجام بازی و ورزش ببرند باعث شده که بچه ها رشد سیستم عصبی عضلانی استخوانی نرمالی را نداشته باشند. و گاهی که به ورزش‌های ارگانیزه و ورزش‌های تیمی و کلاس های ورزشی می روند ممکن است کم بیاورند  و در فعالیت‌های چرخشی و پیچشی باعث پارگی لیگامان کروشیت  قدامی شوند.

    رازی افزود: نتیجه می گیریم با توجه به اینکه رشد عصبی- عضلانی استخوانی کودکان یا سیستم نوروماسکولارشان باید از شیرخوارگی آغاز شود  باید در همان سنین فعالیت فیزیکی و ورزشی در قالب بازی کردن به کودکان آموزش داده شود . که این آموزش ها  از نوزادی تضمین کننده پیشگیری از آسیب ها در دوران نوجوانی و جوانی خواهد بود.

    وی در ادامه به ششمین کنگره بین المللی دوسالانه انجمن جراحی زانو، آرتروسکوپی و آسیب های ورزشی ایران، اشاره و تاکید کرد: در این کنگره متخصصانی از اقصی نقاط دنیا حضور دارند و تمامی ابعاد آرتروسکوپی و آسیب های ورزشی و پروتزهای زانو، پرتزهای مفصل شانه، آسیب های ورزشی شانه، آسیب های ورزشی مچ پا، آسیب های تاندونی و عضلانی و ورزشی را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهند.

    ششمین کنگره بین المللی دوسالانه انجمن جراحی زانو، آرتروسکوپی و آسیب های ورزشی ایران، در روزهای ۲۲ تا ۲۵ بهمن ۹۸ با شرکت جامعه ارتوپدی کشور به خصوص جراحان زانو آرتروسکوپی آسیب های ورزشی، جراحان شانه، جراح مفصل مچ پا، جراحان مفصل هیپ، در جزیره کیش برگزار می شود.

  • درمان زخم نیاز به کار تیمی دارد/ زخم‌های مرگ آفرین

    درمان زخم نیاز به کار تیمی دارد/ زخم‌های مرگ آفرین

    به گزارش خبرگزاری مهر، محمد رضوان، در حاشیه برگزاری سمینار یکروزه مدیریت زخم اظهار داشت: در این سمینار که در بیمارستان عرفان نیایش با حضور اساتید و صاحبنظران برجسته برگزار شد، جدیدترین دستاوردهای علمی و درمانی در حوزه زخم مورد بحث و گفتگو قرار گرفت.

    وی با اشاره به اینکه تشخیص به موقع زخم، نوع زخم و درمان صحیح آن بسیار حائز اهمیت است، گفت: به طور کلی زخم ها به دو نوع حاد و مزمن تقسیم می شود که نوع حاد شامل زخم های ناشی از بریدگی یا زخم جراحی است ولی زخم های مزمن مانند زخم بستر مزمن، زخم ناشی از دیابت و زخم گرفتگی عروق مزمن است و یا اینکه فرد بر اثر بیماری خاص در پوستش ایجاد زخم شود.

    عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بیان داشت: تعریف زخم، صدمه به بافت زنده پوست است و اینکه آیا زخم می تواند سبب مرگ و میر افراد شود بستگی به محل زخم و نحوه درمان آن و اینکه چه موقع تشخیص داده شود، دارد.

    رضوان گفت: بیماری‌هایی مانند سکته های مغزی می‌تواند سبب زخم بستر به دلیل ناتوانی و عدم تحرک ناشی از سکته مغزی در فرد شود و این زخم می‌تواند تبدیل به عفونت و سپس به خون منتقل شود و در نهایت مرگ فرد را به همراه داشته باشد. همچنین زخم پای دیابتی اگر به موقع درمان نشود ممکن است عوارض جبران ناپذیری را از جمله قطع پای بیمار به‌همراه داشته باشد که البته در سال‌های اخیر با راه اندازی کلینیک های زخم و درمان‌های منسجم این عوارض ناشی از زخم به شدت کاهش یافته است.

    وی با تاکید بر اینکه درمان زخم یک اقدام انفرادی نیست و نیاز به برنامه و هماهنگی گروه بالینی و ارزیابی کامل بیمار قبل از درمان دارد،گفت: درمان زخم باید با همکاری جراح عمومی، جراح پلاستیک، متخصص داخلی، متخصص عفونی، قلب و عروق و کارشناس مجرب به زخم حتی متخصص تغذیه، بیهوشی و فوق تخصص درد صورت ‌گیرد.

    رضوان خاطرنشان کرد: هرگز زخم یکسان در دو فرد متفاوت مشابه نیست و روند درمان یکسانی ندارند و این مسئله بستگی به شرایط جسمانی و فیزیکی و حتی وضعیت بیماری های مزمن در فرد دارد که همه این موضوعات در کلینیک زخم باید مورد بررسی قرار گیرد تا درمان موفق برای بیمار انجام گیرد.

    وی گفت: تعداد کلینیک های زخم استاندارد در کشور انگشت شمار است و توسعه آن ضرورت دارد البته ساخت اولین کلینیک زخم حدود ۱۵ سال پیش انجام گرفت و امروزه برخی از افراد اقدام به راه اندازی کلینیک هایی می کنند که تعریف کلینیک زخم در آنها وجود ندارد به عبارتی درمان زخم به صورت گروهی و تیمی انجام نمی‌شود.

  • مالیات بر محصولات دخانی در ایران اجرا نمی شود

    مالیات بر محصولات دخانی در ایران اجرا نمی شود

    آزاده نظری، در رابطه با وضعیت مالیات بر دخانیات در کشور به خبرنگار مهر گفت: مالیات بر دخانیات متأسفانه نه تنها بر اساس قانون جامع مبارزه با دخانیات اجرا نمی‌شود، بلکه با استانداردهای سازمان بهداشت جهانی فاصله زیادی دارد و از این جهت، از اغلب کشورهای منطقه عقب‌تر هستیم.

    وی با اشاره به حضور کارشناسان سازمان بهداشت جهانی در کشورمان و ارائه مدلی برای مالیات بر دخانیات در سال ۹۳ افزود: در آن زمان، یک مدل ۵ ساله برای وضع مالیات ویژه بر دخانیات با هدف کاهش مصرف توسط کارشناسان سازمان بهداشت جهانی ارائه شد که متأسفانه در بایگانی ماند و هیچ وقت به اجرا در نیامد.

    نظری در ادامه تاکید کرد: اگر این مدل اجرا می‌شد، مالیات ویژه محصولات دخانی از ۲ هزار میلیارد تومان در سال پایه به ۱۲ هزار میلیارد تومان در سال جاری رسیده بود و می‌توانست، سهم زیادی در کاهش مصرف داشته باشد. متأسفانه این مسئله نه‌تنها تاکنون محقق نشده، بلکه قانون مبارزه با دخانیات مصوب سال ۸۵ که بر افزایش ۱۰ درصدی در سال تاکید دارد نیز همچنان مهجور مانده است.

    وی در ادامه با اشاره به اینکه مالیات بر نرخ خرده‌فروشی محصولات دخانی نیز در وضعیت خوبی به‌سر نمی‌برد، ادامه داد: این مالیات در کشور ۲۰ درصد است و تا استاندارد جهانی که همان ۷۵ درصد قیمت خرده‌فروشی محصولات دخانی است، حدود ۵۵ درصد فاصله دارد. این فاصله علاوه بر اینکه از استانداردهای جهانی به‌دور است، علاوه بر انجام نشدن سیاست‌های کاهش مصرف، باعث شده دولت از یک منبع درآمدی قابل توجه نیز محروم بماند.

    این کارشناس حوزه دخانیات، با اشاره به آمارهای اعلام شده مبنی بر تولید سالانه ۵۵ میلیارد نخ سیگار و نیز مصرف سالانه ۱۰ الی ۱۱ هزار تن تنباکوی قلیان در کشور تصریح کرد: اگر مالیات بر هر نخ سیگار یا هر بسته تنباکو بر اساس قانون و استاندارهای جهانی اخذ می‌شد، درآمد حاصل از آن می‌توانست در بخش سلامت یا سایر بخش‌ها نقش مهی را ایفا کند که متأسفانه این مسئله تاکنون محقق نشده است.

    نظری در ادامه افزود: در صورتی می‌توان به کاهش ۳۰ درصدی استعمال دخانیات رسید و هزینه‌های وارده به بدنه نظام سلامت به دلیل بیماری‌های ناشی از استعمال انواع محصولات دخانی را کاهش داد که وضع مالیات بر این کالای آسیب‌رسان سلامت، به‌درستی انجام شود؛ یعنی همان ۷۵ درصد قیمت خرده فروشی و نیز افزایش ۱۰ درصدی سالیانه.

    وی در ادامه با اشاره به بهانه‌های صنایع دخانی در مقابل افزایش مالیات بر این کالای آسیب‌رسان تصریح کرد: مواردی مانند اینکه افزایش مالیات سیگار، افزایش قاچاق را به همراه دارد، مانع حمایت از تولید داخلی می‌شود، افزایش نرخ بیکاری و غیره، کارشناسی نیستند و تجربیات بسیاری از کشورهای منطقه، خلاف این را نشان داده است. به‌طور مثال کشورهایی مانند عربستان و ترکیه با وضع مالیات بالا بر سیگار توانسته‌اند بر بسیاری از مشکلات اقتصادی کشورشان فائق شوند.

    نظری به وضعیت مالیات بر دخانیات در کشور عربستان اشاره کرد و گفت: این کشور اعلام کرده است که تا سال ۲۰۳۰ مصرف دخانیات را از ۱۲/۷ درصد به ۵ درصد کاهش خواهد داد. بنابراین مالیات سیگار را تا ۱۰۰ درصد افزایش داده و با اجرای طرح یکپارچه‌سازی مالیات بر ارزش افزوده و مالیات بر کالاهای آسیب‌رسان، در نظر دارد بخشی از کسری بودجه خود را جبران کنند.

    وی به افزایش درآمد مالیاتی دولت ترکیه به رقم ۷۵۸ میلیارد لیره در سال ۲۰۱۸ نیز اشاره و تاکید کرد: در سال ۲۰۱۷ درآمد مالیات دخانیات کشور ترکیه ۴۶ میلیارد لیر بوده که اگر هر لیر را ۲ هزار تومان در نظر بگیریم، تقریباً معادل ۹۰ درصد مالیات کشور ما است. این رقم در ترکیه توانسته سهم زیادی در تأمین منابع مالی برای برنامه‌های عمرانی این کشور داشته باشد.

    نظری در ادامه تاکید کرد: در هنگام تصمیم‌گیری در خصوص بودجه، نباید از مالیات زیادی که می‌توان از این بخش دریافت کرد، چشم‌پوشی کنیم چراکه استعمال مواد دخانی، هزینه‌های زیادی نیز به بدنه سلامت کشور وارد می‌کند.

    وی با اشاره به مطرح بودن درخواست اجرایی شدن لایحه ارزش افزوده همزمان با لایحه بودجه کشور، خواستار افزایش مالیات بر محصولات دخانی بر اساس قوانین مصوب شد و اظهار امیدواری کرد که نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی در کنار سازمان امور مالیاتی در بررسی لایحه بودجه سال آینده، نسبت به دریافت مالیات از این کالای آسیب‌رسان سلامت، بهترین تصمیم را اتخاذ کنند.

  • آقای روحانی! پرستاران از تبعیض ها در نظام سلامت گلایه دارند

    آقای روحانی! پرستاران از تبعیض ها در نظام سلامت گلایه دارند

    به گزارش خبرگزاری مهر، در نامه محمد شریفی مقدم دبیرکل خانه پرستار، آمده است: امروز مقوله سلامتی از نیازهای اساسی و دغدغه اصلی مردم و یکی از چالش های مهم دولت ها است و جامعه پرستاری به عنوان بزرگ ترین گروهی که بیشترین خدمات بهداشتی درمانی را در نظام سلامت ارائه می نمایند می تواند در تحقق این مهم نقش به سزایی داشته باشد و با عنایت به حساسیت خدمات ارائه شده، این حرفه از اهمیت ویژه ای در کشور های توسعه یافته برخوردار است.

    یازدهم دی، سالروز ولادت با سعادت حضرت زینب کبری(س) و روز پرستار که مصادف با آغاز سال ۲۰۲۰ میلادی است، از طرف نهادهای بین المللی به دلیل نقش حیاتی و محوری پرستاران در جامعه، زندگی و سلامت مردم، به نام سال پرستاری نامگذاری شده است.

    هر ساله در این ایام مدیران پرستاری، روسای بیمارستان ها و دانشگاه های علوم پزشکی، وزرات بهداشت و برخی نهادهای پرستاری، اقدام به برگزاری جشن های نمایشی با عناوین تجلیل، بزرگداشت، نکوداشت، قدرانی، پرستار نمونه، فرشته های آسمانی و…، می نمایند. نمایشی تکراری که با سخنرانی مسئولین و تکرار وعده های عمل نشده شروع و نهایتا با معرفی پرستارانی به ظاهر نمونه خاتمه می یابد تا به زعم حاکمان بر نظام سلامت از جامعه پرستاری کشور قدردانی کرده باشند.

    در ادامه این نامه سرگشاده عنوان شده است: آقای رئیس جمهور! وقتی پرستاری کشور زیر فشار سنگین کار ناشی از کمبود شدید نیروی انسانی و از طرفی مواجهه مکرر با عوامل بیماری زای خطرناک مثل ایدز، هپاتیت، سل، سوانح و آنفلوانزا جانشان تهدید می شود و حتی در محیط کار امنیت جانی ندارد و همواره در معرض خشونت های کلامی، رفتاری و فیزیکی بیماران، همراهان و بعضی پزشکان قرار گرفته و بدون اینکه خود مقصر باشند، مورد ضرب و شتم قرار می گیرند آیا جشن معنا پیدا می کند.

    زمانی که تبعیض های همه جانبه از اختلاف فاحش و چند ده برابری در پرداخت ها تا تبعیض در برخورداری از مزایای قانونی و امکانات گرفته تا تبعیض در جایگاه ها، برخوردها، نگاه ها و رفتارها در لایه لایه سطوح مدیریتی جاری است، نمی دانم جشن چه توجیهی دارد.

    وقتی قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری مصوب مجلس شورای اسلامی و به رغم تکلیف دولت در برنامه ششم و بعد از ۱۳ سال اجرایی نمی شود، آیا جامعه پرستاری باید خوشحال باشد.

    وقتی پرستاری از مزایای قوانین سخت و زیان آور و حتی ارتقا بهره وری به بهانه های واهی محروم و حتی تفاوت تطبیق حکمی که می گرفته ، قطع شده است، آیا باید در جشن روز پرستار شرکت نماید.

    آیا برای حقوق حدود ۲ تا ۳ میلیون تومانی در ماه و اضافه کاری اجباری که چندین ماه پرداخت نشده و چندر غاز کارانه ای که ۱۶ ماه پرداخت نشده است و در تامین حداقل های زندگی مشکل دارند و یا برای تحقیر و تهدید پرستاران توسط مدیران، روسای بیمارستان ها و دانشگاها ها و عوامل آنها، باید در جشن روز پرستار شرکت کرد.

    آنچه مسلم است این مراسم ها به مثابه پتکی است بر سر پرستاران و شلاقی است بر جسم ناتوان پرستاری و توهینی به شعور جامعه فرهیخته پرستاری و نمکی است بر زخم های کهنه پرستاری که در بدترین شرایط ممکن به سر می برند. و اگر جامعه پرستاری تا کنون سکوت کرده نشان از نفهمیدن و ندانستن آنها نیست، بلکه به خاطر نجابت پرستاری است.

    بدون شک جامعه بزرگ پرستاری و دانشجویی کشور به جز مدیرانش که آن هم به خاطر میز و منصب است، از وضعیت موجود به شدت ناراضی هستند. و این در حالی است که بنا بر سیاست های نادرست، ده ها هزار میلیارد تومان بودجه به طور مستقیم و صد ها هزار میلیارد به طور غیر مستقیم از جیب مردم گرفته تا یک درصد مالیات بر ارزش افزوده و منابع هدفمندی یارانه که همگی از بیت المال بوده که حدود ۹ درصد درآمد ناخالص ملی است و این رقمی بسیار عظیم است، به «چاه ویل» نظام سلامت واریز کرده و نتیجه آخر آن می شود که نه دریافت کنندکان خدمت راضی هستند و نه ارائه دهنگان خدمت و از طرفی دیگر شیفت منابع به سمت نظام سلامت منجر به خالی شدن سفره های مردم حتی از لبنیات و گوشت به عنوان قوت اصلی و پایه مردم شود که کمبود آن می تواند باعث سوءتغذیه و منشا بسیاری از بیماری هایی شود که در آینده هزینه های درمانی سنگینی در پی خواهد داشت.

    در این نامه سرگشاده خطاب به رئیس جمهور، آمده است: سهم جامعه بزرگ پرستاری که بیشترین خدمات بهداشتی درمانی را ارائه می نماید، از این منابع ده ها هزار میلیارد تومانی چقدر است. و اینها محصول ضعف در حکمرانی نظام سلامت و دولت است که به علت عدم مشارکت واقعی بقیه گروه ها در تصمیم سازی و تصمیم گیری و سیاست گذاری ها، عدم حاکمیت قانون، نبود نظارت از سیستم های مستقل، عدم شفافیت نبود حسابدهی موثر، باعث می شود تا افراد و یا گروهی که به دنبال منافع چندگانه و اغلب متضاد و با تفکرات انحصارگونه، و داشتن منفعت های ثانویه و با زیاده خواهی های بی حد و حصر بر وزرات بهداشت حاکمیت مطلق داشته و جهت پایدار کردن و استمرار منافع هنگفت جاری شده تا بالاترین لایه های حاکمیتی نفوذ تا منافع شان حفظ شود، و در این صورت زمینه فساد فراهم می شود و چون حاکمان بر وزرات بهداشت هم دارای قدرت هستند و هم دسترسی به ثروت یعنی منابع دارند، بدون در نظر گرفتن اولویت های بیماران، مردم، نظام سلامت و حتی کشور، تصمیم سازی ها، تصمیم گیری ها و سیاست گذاری ها به سمتی سوق داده می شود که صرفا منافع گروهی خاص تامین شود و برای پیشبرد اهدافشان و بدون در نظر گرفتن شرایط احراز و شایسته سالاری و با انتصاب و دادن پست و میز به عده ای و اعطای امتیاز رانت آور به عده ای دیگر و…، اشخاصی وابسته و فرمانبردار را به عنوان نمایندگان خود منتصب تا در راستای اهداف تعیین شده اطاعت امر نمایند و در ساختار وزرات بهداشت، مدیران به ظاهر پرستاری که باید دغدغه بیماران و مردم را داشته باشند، بیشتر با فشار بر مجموعه پرستاری سعی در تامین منافع گروه حاکم را داشته و در این سیستم حکمرانی نه تنها پرستاری بلکه مردم هم فراموش و اصلا دیده نمی شوند و در حقیقت سیاست های حاکمان بر وزارت بهداشت در حوزه پرستاری باعث شده سرمایه اجتماعی و یا به عبارتی اعتماد جامعه پرستاری به وزرات بهداشت، نظام سلامت و دولت به حداقل ممکن رسیده است و این خطری است که تا دیر نشده بایستی چاره ای اندیشید.

  • حرکت جالب رضا صادقی برای غافلگیر کردن مردم

    حرکت جالب رضا صادقی برای غافلگیر کردن مردم

     

    حرکت جالب رضا صادقی برای غافلگیر کردن مردم

    در این ویدئو رضا صادقی در صندلی عقب یک تاکسی نشسته و داخل تاکسی آهنگی از این خواننده پخش می‌شود. بعد صدای خود او پخش می‌شود که می‌گوید: «آیا ممکنه هنرمندان بین مردم بیان؟ یعنی ممکنه تو تاکسی به بغل‌دست‌تون یا پشت سرتون نگاه کنین و هنرمندی رو ببینید؟»

    وقتی ذهن مسافران آماده می‌شود حالا خود رضا صادقی شروع به پرسیدن همین سوال می‌کند و وقتی آن شخص صدا را می‌شنود برمی‌گردد و چهره رضا صادقی را می‌بیند.

    انتشار این ویدئو از خوشحالی مردم حین دیدن رضا صادقی حس خوبی را بین مردم به‌وجود آورده است. کاربری نوشت: «همین کارهای کوچیک می‌تونه حداقل نشاط کوچکی به جامعه بده و حال چند نفر رو هم خوب کنه. به نظرم کار جالبی کرده رضا صادقی».

    ۲۴۱۲۴۱

  • سازی افسانه‌ای که صدایش، ناله حضرت زکریا است

    سازی افسانه‌ای که صدایش، ناله حضرت زکریا است

    حسن احمدی‌فرد: دوتار همزاد مردمان دشت است. آن‌ها از وقتی چشم به دنیا باز می‌کنند تا وقتی در دل خاک آرام می‌گیرند، روز و شب‌شان با این صدای اساطیری می‌گذرد. خنیاگران، میراث‌داران جهان کهن، حکایت‌های بسیاری را با این ساز به امروزه‌روز رسانده‌اند. دوتار تربت جام اما خودش هم حکایت‌های فراوانی دارد که اسفندیار تخم‌کار آن‌ها را خوب می‌داند. او، پدرش و پدربزرگش، ساز می‌ساخته‌اند. هنر ساخت دوتار، دست‌کم سه نسل در خانواده او جریان داشته است. دوتارهایی که مُهر اسفندیار بالای دسته‌شان حک شده، در میان اهالی موسیقی مقامی، مشتاقان فراوانی دارد.

    اسفندیار تخمکار علاوه بر این، سال‌ها رییس انجمن موسیقی تربت‌جام هم بوده است. او حالا در ۵۶ سالگی در خانه باصفایش در همسایگی شیخ احمد جام زندگی می‌کند و دوتار می‌سازد. در یکی از آخرین شب‌های پاییز، به بهانه ثبت جهانی این ساز، مهمانش شدیم تا برای‌ ما هم از دوتار بگوید و هم دستی به دوتار ببرد.

    دوتار در موسیقی خراسان چه جایگاهی دارد؟

    ساز دوتار، محور موسیقی خراسان است. همه مقام‌های موسیقی، چه در شرق و جنوب خراسان و چه در شمال آن، با این ساز نواخته می‌شود. در تربت جام، همه مقام‌های موسیقی با دوتار اجرا می‌شوند. دوتار قدمتی چند هزار ساله دارد. ظاهرا اسنادی هست که تا سه هزار سال، تاریخ این ساز را نشان می‌دهد. نقلی هم هست که سینه به سینه بین بزرگان گفته می‌شود؛ این که این ساز هفت هزار سال قدمت دارد. با این حساب عمر دوتار، برابر با عمر آدمی‌زاد است، بر روی زمین.

    یعنی همین ساز با همین شکل، هفت هزار سال قدمت دارد؟

    دوتار مطمئنا از اول این ساختار را نداشته. این شکل و این وضعیت حتما حاصل تجربه‌ها و نوآوری‌های فروانی است. حتی این ساز در ابتدا یک سیم داشته. کوکی هست که در موسیقی منطقه کوک همصدا نام دارد؛ در موسیقی کلاسیک به این کوک، کوک اوکتاو می‌گویند.

    خدا رحمت کند مرحوم پورعطایی را؛ خیلی دلش می‌خواست بتواند در این کوک آواز بخواند. در این کوک درواقع هر دو سیم یک صدا تولید می‌کند و یکی می‌شود. خب این کوک مطمئنا مال همان موقعی است که این ساز، یک سیم داشته. این تغییر و تکامل در ساز، طبیعی است. اما دوتار از همان قدیم از چوب توت درست می‌شده؛ الان هم همین است. سازی هم که از چوب درخت توت ساخته شود، داستان دارد.

    دوتارنواز باید یتواند کوکش را با صدای خواننده هماهنگ کند. جنس صدا هم مهم است. موسیقی منطقه شرق خراسان، موسیقی دشت است. موسیقی فریاد است و روایت سختی‌هایی است که بر این اقوام گذشته است.

    باوری قدیمی هست که صدای سازهایی که از چوب توت ساخته می‌شوند را به ناله‌های حضرت زکریا نسبت می‌دهد. می‌گویند دشمنان در تعقیب پیغمبر خدا، حضرت زکریا بوده‌اند. حضرت زکریا همچنان که از دست دشمنانش می‌گریخته است، در وسط بیابان ناگهان چشمش به درخت توتی می‌افتد. می‌گوید: «ای درخت پناهم بده»، درخت توت، آغوش باز می‌کند، حضرت زکریا وارد درخت می‌شود و درخت دوباره به هم می‌آید. دشمنان پای درخت می‌رسند و می‌فهمند که زکریا در دل درخت پنهان شده. می‌گویند درخت را اره می‌کنیم. حضرت زکریا از داخل درخت صدای دشمنان را می‌شنود. آن جا به یاد خدا می‌افتد و می‌گوید: «خدایا کمکم کن». خدا به زکریا می‌گوید: «تو که از درخت پناه خواستی درخت هم که پناهت داد». حضرت زکریا می‌فهمد که غفلت کرده است. همان جا توبه می‌کند. خدا می‌گوید توبه‌ات را قبول می‌کنم به شرط آن که رنج اره شدن را تحمل کنی و دم بر نیاوری و حضرت زکریا می‌پذیرد. دشمنان پیغمبر خدا با اره درخت توت را تکه تکه می‌کنند و از حضرت زکریا صدایی نمی‌آید. به جای آن، ناله‌های بی‌صدای زکریا در جسم و جان توت می‌نشیند. برای همین هم، سازی که از درخت توت ساخته شود، ناله‌های زکریایی دارد. صدای دوتار هم در ذات خودش صدای حزن‌انگیزی است.

    همه اجزای دوتار هم در قدیم از توت بوده. کاسه و صفحه و دسته و خرک همه از چوب توت بوده. حتی سیمش هم از رشته ابریشم بوده که آن هم باز کرمش، برگ درخت توت خورده است.  برای همین هم می‌گویند اسم قدیم این ساز، «توت‌تار» بوده. اصلا شاید همین کلمه دوتار، عوض شده کلمه توت‌تار باشد؛ یعنی سازی که از درخت توت درست شده است. درخت توت هم در منطقه فراوان است.

    تا چند سال پیش، روی دوتارها نخ ابریشم بسته می‌شده؟

    تا حدود صد سال پیش، همه دوتارها با نخ ابریشم بوده. البته از زه تابیده هم استفاده می‌شده. روده گوسفند را به رشته‌های باریک تبدیل می‌کرده‌اند و از آن، زه ساز می‌ساخته‌اند. مرحوم پدرم دوتاری داشت که روی آن زه گوسفند بود اما می‌گفت قبل از آن تارش از ابریشم بوده. بعدها هم که سیم آمد و روی همه دوتارها سیم فلزی نشست.

    آن اوایل، پدرم سیم سازش را خودش می‌ساخت؛ آن هم از نقره. یک سکه نقره را می‌کوبید و از آن یک مفتول می‌ساخت، بعد سر مفتول را از یک سوراخ باریک رد می‌کرد و می‌کشید. بعد مفتول باریک شده را از سوراخ دیگری رد می‌کرد؛ تا سوراخ آخر که در حد سوراخ سوزن بود. از یک سکه، یک قرقره سیم نقره‌ای به دست می‌آمد که پدرم با آن، سیم‌های دوتارش را می‌بست. حتی پرده‌های دوتار پدرم از سیم نقره بود. البته استقامت این سیم‌های فولادی را نداشت اما از زه محکم‌تر بود. پدرم از نسلی بود که هم دوتار ابریشمی نواخته بود، هم دوتار زهی و هم دوتار سیمی.

    دوتارسازی را هم از ایشان یاد گرفتید؟

    بله. من دوتارسازی و دوتارنوازی را از پدرم یاد گرفتم؛ او هم از پدرش یاد گرفته بود. اگر برگردیم به چهل پنجاه سال پیش، در همه تربت جام، پنج تا دوتار هم نبود. از آن چهار پنج تا دوتار، همیشه یکی دوتایش، در خانه ما بود. بعدها بود که دوتارسازی رواج پیدا کرد و الا آن سال‌ها، کی دوتار ساختن بلد بود. الان هنرجوهایی که می‌خواهند دوتار بسازند، فراوان هستند. البته من همان اول به همه آن‌ها، سختی‌های این کار را می‌گویم تا اگر واقعا علاقه‌مند هستند، وارد این کار بشوند.

    یکی از سختی‌هایی که خیلی‌ از علاقه‌مندها چیزی درباره‌اش نمی‌دانند، حساسیت‌هایی است که کار با چوب توت ایجاد می‌کند. می‌دانید که این چوب، از همه چوب‌های دیگر، آرسنیک بیشتری دارد. آن‌هایی که با چوب توت کار کرده‌اند، می‌دانند گازی که از این چوب متصاعد می‌شود، آدم را اذیت می‌کند. بیشتر آن‌هایی که با چوب توت کار می‌کنند، گرفتار این مشکل هستند.

    همه اجزای دوتار در قدیم ازچوب  توت ساخته می‌شده است. حتی سیمش هم از رشته ابریشم بوده که آن هم باز کرمش، برگ درخت توت می‌خورده است.  برای همین هم می‌گویند اسم قدیم این ساز، «توت‌تار» بوده است

    خود من حدود هفده هجده سال پیش گرفتار این مشکل شدم. دکتر هم زیاد رفتم اما کسی تشخیص درستی نمی‌داد تا این که سفری پیش آمد که حدود یک ماه طول کشید. آن جا دیدم حالم بهتر و بهتر شد. وقتی که برگشتم، مشکل حساسیت هم برگشت. همان ایام دوباره سفر رفتم و حالم بهتر شد. فهمیدم مشکل از همین چوب‌هایی است که در کارگاه دارم. آن ایام چند تکه چوب داشتم که وقتی اره‌شان می‌کردم یا رنده می‌کشیدم، چشم‌هایم هم میسوخت. فهمیدم مشکل از همان‌هاست. اما خب نمی‌شد کار هم نکرد. این بود که به ناچار برای خودم با لوله خرطومی از راه دودکش، مسیر هوا درست کردم. توی کارگاه بودم اما هوای بیرون را تنفس می‌کردم…

    این هنرهای مقامی، همه‌اش، سینه به سینه منتقل می‌شده. من کار را از پدرم یاد گرفتم و او هم پدرش. دست‌ کم تا سی‌صد سال پیش از این را، من از نقل پدرم علی‌جمعه و پدربزرگم احمد، می‌دانم که دوتار در خانواده ما بوده.

    مرحوم پدرتان، شغلش دوتارسازی بود؟

    نه؛ پدرم بنا بود اما کار چوب هم می‌کرد. هنرش، کار با چوب بود. منبت و معرق و مشبک درست می‌کرد. دوتار، فقط یکی از چیزهایی بود که می‌ساخت.

    در قدیم، صندوق‌ها تمامش چوبی بود. بعدها که حلبی هم آمد، روکش حلبی هم به صندوق‌ها اضافه شد؛ اما تا قبل از آن، همه صندوق‌ها چوبی بود. پدرم از آن صندوق‌ها می‌ساخت. صندوق‌ها تزیینات هم داشت. پدرم همه‌اش را خودش می‌ساخت. حتی صندوقی داشتیم که برای خودمان ساخته بود. آن صندوق، یک قفل مخفی هم داشت. ته یکی از پایه‌ها سوراخی داشت که از آن‌جا با یک کلید مخصوص، در صندوق باز می‌شد.

    غمچین هم می‌ساخت. غمچین، یک دسته چوبی دارد و چند تا رشته چرمی؛ و با آن به بدن اسب می‌زنند تا حیوان حرکت کند یا تندتر برود. پدرم غمچین‌ها را از چوب عناب می‌ساخت. آن هم نه یک دسته معمولی؛ نه. مثلا غمچینی می‌ساخت که قسمت چوبی‌اش سر اسب بود، یا یک چکمه بود. آن وقت‌ها هر کسی اسب نداشت. اسب یا مال ارباب‌ها بود یا مال پیشکارها و میرزاها. برای همین هم غمچین‌ یک حالت تزیینی و تشریفاتی داشت. پدرم روی دسته غمچین‌ها منبت‌کاری هم می‌کرد و روی آن شکل می‌انداخت…  

    من دوتارساختن را از مرحوم پدرم یاد گرفتم و سعی کردم کار را ارتقا هم بدهم.

    نگاه گذشتگان ما به این ساز چه بود؟

    همان موقع هم، نگاه‌ها متفاوت بود؛ اگرچه بیشتر مردم موسیقی را دوست داشتند.

    زمان قدیم، مردم واقعا سرگرمی نداشتند، برای همین هم شب‌های بلند زمستان را دور هم جمع می‌شدند، شعر می‌خواندند، قصه می‌گفتند، آواز می‌خواندند. مردم، شب‌ها شاهنامه می‌خواندند، هزار و یک شب می‌خواندند، امیرارسلان نامدار می‌خواندند.

    من متولد صیدآباد هستم؛ روستایی در منطقه پایین جام، در بیست و چند کیلومتری تربت جام. ما از هزاره‌ها هستیم. هزاره‌ها هم شاخه شاخه هستند. ما از هزاره‌های جمشیدی هستیم. بسیاری از مقام‌های موسیقی منطقه مثل مقام «هزارگی»، «جمشیدی»، «بادغیسی» و «قلعه‌جایی» ریشه‌اش به ایل هزاره بر می‌گردد…

    دوتار، مادر سازهای زهی است. موسیقی مقامی ما هم به همین خاطر، یک موسیقی غنی و کهن است

    در روستاها و از جمله در همین صیدآباد، رسم بود که همه، در خانه کدخدا یا بزرگتر روستا جمع می‌شدند. معمولا در این شب‌نشینی‌ها، موسیقی هم بود. مردها که دور هم جمع می‌شدند، اول یک دور، همه از یک کنار، یا شعری می‌خواندند تا اوسنه‌ای می‌گفتند یا معمایی طرح می‌کردند؛ بعد، آن‌هایی که صدای بهتری داشتند یا ساز بهتری می‌زدند، شروع می‌کردند به ساز زدن و آواز خواندن. مرحوم پدرم غزل‌های حافظ را حفظ بود. اول غزل را که می‌خواندی، تا انتهایش را برایت می‌خواند. از بس که خوانده بودشان. شاهنامه را هم خیلی دوست داشت و شخصیت‌های شاهنامه را می‌شناخت. اسم من را اسفندیار گذاشت و اسم برادرم را جهانشیر؛ البته دو برادر دیگر به نام‌های ضیا و محمد هم دارم.

    او علاوه بر این، سواد ویژه‌ای داشت. دانشمندهای جهان را می‌شناخت؛ از افلاطون و سقراط و بقراط بگیرد تا نیوتن و کپلر. قصه این‌ها را برای ما تعریف می‌کرد. ما هم گوش می‌کردیم، بعدها که بزرگتر شدیم فهمیدیم که این‌ها کی هستند و هر کدام چه خدمتی به بشریت کرده‌اند. نمی‌دانم این سواد را از کجا آورده بود…

    خلاصه که ساز و آواز در زندگی مردم بود و مردم آن را دوست داشتند. 

    چه باورهایی درباره دوتار بین مردم وجود داشت؟

    خب نگاه‌های عرفانی، در منطقه ما، پررنگ است. دوتار هم با همین نگاه‌ها دیده می‌شد و دیده می‌شود. می‌گویند شکل کاسه دوتار، تداعی‌کننده یک قطره اشک است. یا می‌گویند این، یک نیمه از قلب انسان است. اگر شما دو تا دوتار را از سمت صفحه، روی هم بگذارید، کاسه‌هایشان شکل قلب را می‌سازند.

    دوتار تربت جام هفت تا پرده دارد. می‌دانید که هفت، عدد خاصی است. هفت عدد آفرینش است؛ هفت آسمان، هفت زمین، هفت دریا. دسته دوتار را هم می‌گویند نردبان رسیدن به خداست. برای همین هم دوتارنوازها، همیشه دسته را رو به آسمان می‌گیرند. آدم از طریق دلش به خدا می‌رسد. این پرده‌ها درواقع پله‌هایی است که آدم را به خدا می‌رساند. این هفت پرده، هفت مرحله سیر و سلوک هم هست. شیطان هم البته بر سر راه رسیدن انسان به آسمان قرار دارد. می‌دانید که به آن سیمگیر بالای دسته، شیطانک می‌گویند.

    دو تا سیم هم داریم که یکیش سیم همخوان است؛ یعنی همان سیمی که به آن زخمه می‌زنیم و یکی هم سیم واخوان یا ملودی. ما در تربت جام می‌گوییم این‌ها آدم و حوا، یا لیلی و مجنون هستند. سیم همخوان، آدم یا مجنون است و سیم واخوان، حوا یا لیلی. این دو تا با هم، قصه عشق را روایت می‌کنند. درواقع همه قصه‌ها از ازل تا ابد، در همین دوتار جمع شده است. هر چه هست، همین قصه‌ای است که دوتار آن را روایت می‌کند.

    همه دوتار همین است. کاسه و صفحه و دسته و پرده‌ها یا دستان. دستان یعنی همان جایی که دست قرار می‌گیرد. در طول دسته هر جایی که دست بگذارید طول سیم کوتاه‌تر می‌شود و صدای آن زیرتر. پرده‌ها هم فقط محل دست گذاشتن را مشخص کرده‌اند و الا کارکرد دیگری ندارند. سازهایی هست که اصلا پرده ندارد و نوازنده، بدون داشتن پرده، انگشت می‌گذارد روی سیم. ما در دوتار هفت پرده داریم. فاصله هر پرده تا پرده بعدی، یک نت است. یک اکتاو در این هفت پرده تمام می‌شود. دو تا پرده پایین هم داریم که تکرار دو پرده بالاست. فریادهای ما کله‌فریاد است؛ در اوج است. برای همین لازم است که پرده‌های پایین را هم ببندیم. 

    حالا در میان این هفت پرده می‌شود نیم‌پرده، ثلث‌پرده و ربع‌پرده را هم بست که بعضی از نوازنده‌ها، آن‌ها را هم روی دسته دوتار می‌بندند.

    کاسه دوتار را از کنده درخت توت می‌سازند. تکه‌های اره شده را از پهنا به سه تا چهار قسمت تقسیم می‌کنند. یعنی محیط دایره کنده را به سه یا چهار قسمت تقسیم می‌کنند و می‌برند؛ و هر قسمت می‌شود چوبی که از آن، کاسه دوتار را می‌سازند. سر و ته درخت هم مهم است. بالای کاسه، جایی که به دسته وصل می‌شود، باید همان قسمت بالاتر درخت باشد.

    دسته دوتار را الان از چوب زردآلو می‌سازند. قدیم‌ها همان را هم از چوب توت می‌ساختند. اما خب چوب توت برای دسته دوتار مناسب نبود. پرده‌ها روی دسته دوتار بسته می‌شوند و انگشت‌گذاری‌ها هم روی دسته است و این‌ها باعث فرسایش می‌شد. برای همین هم دوتارسازها سراغ چوب محکم‌تری رفتند که همین چوب زردآلو باشد؛ بویژه که این چوب همرنگ چوب توت است. چوب گردو هم هست. از چوب عناب هم برای دسته دوتار استفاده می‌شود که البته مشکلاتی دارد. دیده‌اید شیشه که وقتی سرد باشد، در هوای اتاق، بخار می‌گیرد، چوب عناب هم بخار می‌گیرد. اما بیشتر از همه، از همان چوب زردآلو استفاده می‌شود.

    الان که دوتارسازی رواج پیدا کرده، درخت کم نمی‌آید برای دوتارسازی؟

    حتی اگر درخت هم زیاد باشد، باز هم درست نیست که درخت‌ها را بخاطر ساز ساختن، برید. اگر درخت قطور باشد از هر کنده‌اش، شاید سه یا چهار تا کاسه دوتار دربیاید و باقی‌اش به کار نمی‌آید. خب این مشکلی است. همان قدیم هم که درخت توت زیاد بود و دوتار و دوتارساز کم، مرحوم پدرم هر جا که درختی بریده شده بود، در فصل نهال‌کاری، به جایش درخت می‌نشاند. می‌گفت دیگران کاشته‌اند تا ما استفاده کنیم، حالا ما باید بکاریم تا دیگران استفاده کنند.

    برای همین‌ها من از هفده هجده سال پیش، آمدم و کاسه ترکه‌ای ساختم. چندتایی ساختم و صبر کردم تا ببینم چطور می‌شود که دیدم از این دوتارها هم مثل دوتارهای دیگر، استقبال شد. الان چند سالی است که بیشتر سفارش‌هایم، سفارش دوتارهایی است که کاسه‌شان ترکه‌ای است.

    کاسه‌های بعضی از دوتارها در تربت جام، خیلی بزرگ است. چرا؟

    دوتارها در تربت جام، از همان قدیم استانداری داشت؛ یعنی مثلا اندازه کاسه دوتار معلوم بود و کسی آن را بزرگتر یا کوچکتر نمی‌ساخت. بعدها با مهاجرت‌هایی که انجام شد، کسانی دیگری هم شروع به ساختن دوتار کردند. آن‌ها بیشترشان، خیلی دوتارنواز نبودند و نگاه‌شان این بود که هرچه کاسه دوتار بزرگتر باشد، بهتر می‌شود برایش مشتری پیدا کرد. اما مساله اصلی در کاسه دوتار، طول و عرض کاسه است و عمق آن، یا همان چیزی که شما به آن می‌گویید بزرگی کاسه دوتار، تأثیری در صدادهی ساز ندارد. 

     نگاه‌های عرفانی، در منطقه تربت‌جام، پررنگ است. دوتار هم با همین نگاه‌ها دیده می‌شود. می‌گویند شکل کاسه دوتار، تداعی‌کننده یک قطره اشک است. یا می‌گویند این، یک نیمه از قلب انسان است. اگر شما کاسه دو ساز دوتار را از سمت صفحه، روی هم بگذارید، کاسه‌هایشان شکل قلب را می‌سازند

    آن وقت‌ها، یک کربلایی‌محمد بود که ما به او کَرممّد می‌گفتیم. کربلایی‌نعمت هم بود و علی‌جمعه زحمتکش. این‌ها از دوره‌گردهایی بودند که ساز می‌ساختند. نه این که هنر ساخت دوتار متعلق به دوره‌گردها باشد، نه. عمر حضور این اقوام به نسبت عمر دوتار آن‌قدرها طولانی نیست. اما این‌ها صنعتگران خوبی هستند. برای همین هم خوب می‌توانند چیزهای مختلف را بسازند. و الا دوتار، یک ساز باستانی است. در داستان پیدایش سازها، چهارمین ساز، دوتار است.

    چه داستانی؟

    می‌گویند اولین سازی که بشر ساخته، ساز پوستی بوده؛ یعنی اجداد همین دایره و دف امروزی. انسان حیوان را که شکار می‌کرده و می‌دیده پس از مدتی پوستش خشک می‌شود و از ضربه خوردن روی آن پوست خشک شده، صدا تولید می‌شود. آن‌جا اولین سازها شکل گرفته است. دومین سازها، سازهای بادی است که از استخوان پرندگان یا حیوانات ساخته شده. انسان پس از شکار، استخوان‌ها را دور می‌ریخته و می‌دیده پس از مدتی، عبور باد از درون این استخوان‌ها، صدا تولید می‌کند. از آن‌جا، سازهای بادی ساخته شده.

    اما بشر بعد از آن که یاد می‌گیرد که ابزار بسازد، کمان را می‌سازد تا هدفش را در فاصله دورتر با دقت بیشتر بزند. کمان یک زه دارد. از رها شدن تیر و ارتعاش زه، صدا تولید می‌شود. بشر این را کشف می‌کند و می‌فهمد هر چه طول زه کمتر باشد، صدایش زیرتر است؛ و بر همین اساس چنگ را می‌سازد. چنگ، اولین ساز زهی است. بعدها هم یاد می‌گیرد که این زه را روی دسته و کاسه سوار کند تا صدادهی آن بهتر و بیشتر بشود.

    دوتار، مادر سازهای زهی است. موسیقی مقامی ما هم به همین خاطر، یک موسیقی غنی و کهن است. بیشتر مقام‌های موسیقی تربت جام در دستگاه «شور» است. چند تا مقام هم داریم که در «ماهور» و «همایون» است. مقام‌های «قلعه‌جایی» و «کوهسانی» در دستگاه همایون است. مقام کوهسانی یا کوهستانی، همان «گوشه شوشتری» است در دستگاه همایون. حالا همین کوهسانی هم، باز جزیی از مقام هزارگی است؛ «هزارگی زار» است…

    طی سال‌ها و قرن‌ها، هنرمندان هر جا مانده‌اند، تغییری در این ساز داده‌اند و آن را برای منظوری که داشته‌اند، مناسب‌تر کرده‌اند. مثلا چون دوتار، ساز بزرگی است و در قدیم آن‌قدرها در دسترس همه نبوده، هنرمندها آمده‌اند و سه‌تار را ساخته‌اند که کوچک‌تر و شخصی‌تر است. بعد، سه‌تار کاسه عبایی یا کتابی را ساخته‌اند که به راحتی در زیر عبا جا می‌شده و راحت می‌شده جابجایش کرد. حتی مشهور است که مشتاق‌علی‌شاه، عارف و شاعر نامدار، یک شب در مسجدی، سعی می‌کند کوک قاری‌ای که آن جا قرآن می‌خوانده را بنوازد؛ چون نمی‌تواند متوجه نقصی در سه‌تار می‌شود و یک سیم دیگر به آن اضافه می‌کند. الان سه‌تارها چهار سیم دارند که اسم آن سیم اضافی، «سیم مشتاق» است. یا «سیم آخر». این اصطلاح زدن به سیم آخر هم از همان‌جا آمده. می‌گویند حاکم وقت که مطلع می‌شود مشتاق‌علی‌شاه همراه قرآن‌خوانی سه‌تارنوازی کرده، او را می‌گیرد و به زندان می‌اندازد. در زندان هر که از او می‌پرسیده که چرا به زندان افتادی، می‌گفته: چون زدم به سیم آخر.

    اما در دوتار ظاهرا نوآوری‌هایی از این دست کمتر شده.

    دوتار، ساختمان کاملی دارد و همین هم نیاز به نوآوری را کم کرده. با این وجود در سازهای مختلفی که از همین خانواده است، نوآوری‌هایی شده. مثلا تنبور کرمانشاه و کردستان، سه تا سیم دارد. سیم ملودی آن، دو تا سیم است. یا دمبوره که دوتار هراتی است، از نظر نوع صدادهی، با دوتار تربت جام فرق دارد. چرا؟ چون جایگاه آن ساز در موسیقی آن منطقه متفاوت از جایگاه دوتار در موسیقی تربت جام است. آنجا عمدتا رباب محور است و دمبوره کنار آن قرار می‌گیرد. برای همین هم شکل آن دوتار متناسب با آن ویژگی تغییر کرده.

    شکل دمبوره را خودشان می‌گویند از دمبه بره گرفته‌اند. اصلا دمبوره همان دم‌بره است. جالب است که تاجیک‌ها هم سازی دارند از همین خانواده که روی دسته اش دو تا شاخ هستند که می‌گویند الهام گرفته از شاخ قوچ است…

    در همین تربت جام هم این سال‌ها، کارهایی شده. مثلا آمده‌اند سیم همخوان را دوتا گرفته‌اند یا بم دوتار ساخته‌اند. خب این‌ها هم نوآوری است و اگر مناسب باشد، ماندگار می‌شود. این‌جا یک نکته وجود دارد و آن این که در همه سال‌های پیش از این، دوتارها یا از زه گوسفند بوده یا ابریشم؛ و خواه ناخواه صدای جرسی نداشته و صدایش بم‌تر از دوتارهای امروزی بوده. این، در ناخودآگاه ما هست. با آن که ما آن صدا را نشنیده‌ایم اما آن صدا جایی در ذهن و ضمیر ما هست و برای ما آشناتر است؛ برای همین هم در تجربه‌های نوآورانه سعی می‌کنیم به آن صدای بم نزدیک بشویم. این که در این سال‌ها تلاش شده دوتارهایی با صدای بم‌تر تولید شود، برای همین است.

    صدای آوازخوان‌ها چقدر در شکل‌گیری این ساز نقش داشته؟

    حتما نقش داشته. دوتارنواز باید یتواند کوکش را با صدای خواننده هماهنگ کند. جنس صدا هم مهم است. موسیقی منطقه ما، موسیقی دشت است. موسیقی فریاد است و روایت سختی‌هایی است که بر این اقوام گذشته.

    مثلا در صدای آقای غفاری (استاد غلامحسین غفاری) یک حزنی هست. این حزن، صدای او را برای مقام کوهسانی یا هزارگی زار مناسب کرده. صدای آقای شریف‌زاده (مرحوم استاد ابراهیم شریف‌زاده) ویژگی عجیبی دارد. اول که صدای او را می‌شنوی، در آن غرق می‌شوی. آن قدر جذاب است که آدم نمی‌فهمد چه شد. بعد باید دوباره اجرا را گوش کنی تا بفهمی تحریرش چه بود یا مثلا چطور از وسط بیت اوج گرفت بدون نفس‌گیری. صدای شریف‌زاده صدای اصل کویر ست. صدای سوخته است. جغرافیای منطقه در صدای او هست. صدا او را که می‌شنوی می‌فهمی این صدا مال یک جغرافیای کویری است. دوتار باید بتواند با این صدا و با این مقام همراهی کند.

    ۵۷۵۷

  • بساط زیرمیزی پزشکان همچنان پهن است/بهانه ای به نام تعرفه

    بساط زیرمیزی پزشکان همچنان پهن است/بهانه ای به نام تعرفه

    به گزارش خبرنگار مهر، موضوع زیرمیزی یا به قول جامعه پزشکی، دریافت‌های غیر معمول، سال‌های سال است که جایگاه پزشکان پاک دست را متزلزل ساخته است و باعث شده احترام پزشکان نزد مردم و بیماران، تا حدودی رنگ ببازد. این موضوع را جامعه پزشکی نیز باور دارد و می‌داند که عده‌ای قلیل و اندک از همکاران آنها، با رفتارهای غیر اخلاقی خود، این جایگاه را تضعیف ساخته‌اند.

    عیسی مالمیر رئیس سازمان بسیج جامعه پزشکی تهران بزرگ، در گفتگو با خبرنگار مهر، مهم‌ترین چالش نظام سلامت کشور را مادی گرایی شدن حرفه پزشکی دانست و گفت: به دلیل اینکه بحث مادی گرایی در جامعه پزشکی بیش از پیش و بسیار فراتر از حد انتظار رسوخ پیدا کرده است، اخلاق پزشکی به فراموشی سپرده شده است.

    وی بر بازبینی طرح تحول سلامت و همچنین طرح‌های مشابه در حوزه سلامت تاکید کرد و افزود: تعرفه‌ها نباید به گونه‌ای تصویب شود که بعضی پزشکان به درآمدهای کلان برسند و برخی گروه‌های پزشکی مثل خدمات پاراکلینیکی، آزمایشگاه‌ها و…، با همه زحمات و سختی‌هایی که رشته آنها دارد، از تعرفه‌ها محروم شوند.

    حسین قشلاقی عضو شورای عالی نظام پزشکی، معتقد است که عدم اعمال تعرفه واقعی و حق واقعی درمانگر مطابق عرف و قانون، تبعات قابل توجهی دارد از جمله اینکه شاهد افزایش دریافت‌های نامتعارف خواهیم بود که اثرات روحی و اجتماعی نامناسبی در جامعه ایجاد می‌کند.

    به نظر می‌رسد، نباید بین تعرفه‌ها و دریافت زیرمیزی، ارتباط چندانی برقرار شد. زیرا، وقتی تعرفه‌ها در سال آغازین اجرای طرح تحول سلامت، به یکباره رشد ۱۲۰ تا ۳۰۰ درصدی یافت، حالا نمی‌بایست شاهد زیر میزی می‌بودیم. اما، خب هست و همچنان این سفره پهن است.

    ایرج خسرونیا رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران، در پاسخ به این سوال که تعرفه‌های کدام گروه‌های پزشکی می‌بایست افزایش یابد، به خبرنگار مهر، گفت: آن دسته از پزشکان نسخه نویس که در مطب نشسته‌اند و بیمار ویزیت می‌کنند، فقط با همین تعرفه‌ها امورات خود را می‌گذرانند. یعنی باید از پول ویزیت بیمار، هزینه‌های اجاره مطب، حقوق منشی، پول آب و برق و گاز و…، را بپردازند.

    وی به موضوع زیرمیزی و راهکار قطع ارتباط مالی بین پزشک و بیمار اشاره کرد و افزود: زیرمیزی همیشه بوده، اما شامل همه پزشکان نمی‌شود. بلکه درصد اندکی هستند که این قبیل پول‌ها را می‌گیرند و مردم هم این پول‌ها را می‌دهند.

    محمد شریفی مقدم دبیرکل خانه پرستار، در واکنش به دریافت‌های زیرمیزی در حرفه پزشکی، به خبرنگار مهر، گفت: بدبختی نظام سلامت وقتی شروع شد که پای پول به نظام سلامت باز شد و گروهی منفعت طلب به بهانه افزایش کیفیت خدمات پزشکی و حضور بیشتر پزشکان در مراکز درمانی، اقدام به تعرفه گذاری خدمات پزشکی کردند.

    جریمه ۴ پزشک متخصص در تهران به دلیل دریافت‌های غیر معمول از بیماران، نشان داد که تعرفه‌ها ارتباط چندانی با موضوع زیر میزی ندارد و برخی از پزشکان که البته درصد زیادی از جمعیت پزشک کشور نیستند، همچنان عادت به گرفتن زیرمیزی دارند.

    محمدعلی اسفنانی مدیرکل تعزیرات حکومتی استان تهران، در ارتباط با خبر محکومیت ۴ پزشک متخصص، گفت: بازرسان ویژه دانشگاه علوم پزشکی گزارشی در مورد دریافت مبالغی خارج از تعرفه مصوب و دریافت ۶۰۰ میلیون ریال از ۱۲۴ بیمار به شعبه تعزیرات ارسال کردند که برای رسیدگی به شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات بهداشت، دارو و درمان تعزیرات حکومتی تهران ارجاع شد.

    وی افزود: شعبه پس از رسیدگی پرونده، تخلف این چهار پزشک را محرز دانست و آنها را در مجموع به پرداخت ۱۱ میلیارد ریال جریمه نقدی در حق دولت و استرداد حدود ۷ میلیارد ریال به شکات محکوم کرد.

    این خبر نشان می‌دهد، آن دسته از پزشکان که زیرزیرمیزی می‌گیرند، می‌خواهند قداست و جایگاه حرفه پزشکی را زیر سوال ببرند.

  • تیتر «وطن امروز» تذکر گرفت/ موافقت با صدور مجوز ۵۶ رسانه

    تیتر «وطن امروز» تذکر گرفت/ موافقت با صدور مجوز ۵۶ رسانه

    به گزارش خبرآنلاین، دبیر هیات نظارت بر مطبوعات از تذکر این هیات به روزنامه «وطن امروز» خبر داد و گفت: این نشریه به دلیل درج تیتری توهین‌آمیز و بر خلاف منافع و مصالح ملی و دستگاه دیپلماسی کشور هنگام سفر رئیس جمهور به کشور ژاپن، در صفحه یک آن روزنامه، توسط هیات نظارت بر مطبوعات تذکر گرفت.

    سیدعلاءالدین ظهوریان دوشنبه شب با اشاره به جزئیات نشست امروز هیات نظارت بر مطبوعات، گفت: در این جلسه اعضای شورا با صدور مجوز برای فعالیت شماری از رسانه مکتوب و الکترونیک موافقت کردند.

    وی ادامه در این نشست ضمن طرح موضوعات نظارتی در حوزه رسانه‌های مکتوب و برخط، شماری از تقاضاهای صدور مجوز نشریات، مورد بررسی قرار گرفت که با صدور مجوز برای ۵۶ رسانه و تغییر وضعیت ۴۳ رسانه موافقت شد.

    ۲۳۲۳