برچسب: دانشگاه

دانشگاه و درباره دانشگاههای دولتی و دانشگاه آزاد , university

  • این روزهای محمد بحرانی؛ از قرنطینه جناب‌خان تا دلتنگی برای کلاه‌قرمزی

    این روزهای محمد بحرانی؛ از قرنطینه جناب‌خان تا دلتنگی برای کلاه‌قرمزی

    فاطمه پاقلعه‌نژاد: شاید کمتر پیش بیاید که طرفداران برنامه‌های عروسکی نام صداپیشه یک عروسک را بدانند و او را بشناسند. اما «جناب‌خان» مانند همه عروسک‌ها نبود. او که در ۵ فصل، بخش جدانشدنی «خندوانه» بود، به خاطر دغدغه‌هایش برای مسائل اجتماعی، کل کل شیرینش با رامبد جوان و البته اطلاعات فوتبالی فوق‌العاده‌اش جای خود را در دل مخاطبان باز کرده بود و محبوبیت زیادی داشت. برای همین هم کنجکاوی برای شناختن صداپیشه‌اش زیاد بود و همین باعث شد تا مخاطبان چهره محمد بحرانی را هم مانند صدایش بشناسند.

    بحرانی که خاستگاهش صحنه تئاتر است، در چند فیلم و سریال و با کارگردان‌های بزرگی مثل کیومرث پوراحمد و ایرج طهماسب کار کرده و در «کلاه قرمزی» هم برای دو شخصیت محبوب «ببعی» و «آقوی همساده» صدا ساخته بود.

    محمد بحرانی این شب‌ها در سریال نوروزی شبکه سه با نام «دوپینگ»، نقش یکی از کاراکترهای اصلی را ایفا کرده است. به همین بهانه با او گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

    کمدی فانتزی سریال «دوپینگ» می‌تواند مخاطب را جذب کند؟

    البته کمدی این سریال، فرم کمدی مرسومی در تلویزیون نیست. در این سال‌ها برای ساخت کمدی خیلی سعی شده و بیشتر آنها ناتورالیستی بودند و من خودم طرفدار آنها بودم. مثلا خیلی «پایتخت» را دوست دارم و تمام آن را دنبال می‌کنم و هر وقت هم می‌بینم می‌خندم. «دوپینگ» هم سبک کمدی متفاوتی دارد و حداقل من متن مشابه آن را تابه‌حال نخوانده بودم.

    بازیگران متفاوتی هم در این سریال مشغول هستند.

    همه گروه‌هایی که کار می‌کنند حرفه‌ای هستند اما بازیگران این سریال تیمی هستند که شاید ترکیب غریبه‌ای باشد و از این نظر جذاب است.

    «دوپینگ» اولین تجربه کارگردانی آقای مقصودی در زمینه سریال است.

    بله. حرفه اصلی آقای مقصودی در تمام این سال‌ها فیلمنامه‌ بوده و همه هم در سینما او را به عنوان فیلمنامه‌نویس می‌شناسند. فیلمنامه‌های گردن کلفتی داشته و در هیات انتخاب جشنواره بوده ولی بعد از فیلم «خجالت نکش» که در سینما موفق بود، الان هم با اولین سریالش آمده.

    امسال «خندوانه» را نداشتیم. دل‌مان برای جناب خان تنگ شده.

    من هم خیلی زیاد هم برای رفقا در «کلاه قرمزی» و هم برای جناب خان دلم تنگ شده. هم من و هم اکیپی که در عروسک‌گردانی و ایده‌پردازی با هم کار می‌کردیم. واقعا ای کاش می‌شد در این روزها حضور داشته باشیم ولی از طرف دیگر شاید واقعا الان جمع نشدن عاقلانه‌ترین کار باشد. دوستانی که استندآپ و کارهای فردی انجام می‌دهند خیلی خوب است که این روزها فعال هستند و از خانه و در فضای مجازی برای مردم کار می‌کنند، کار درست و ارزشمندی است. یک مقدار ولی این روزها برای تیم‌های عروسکی سخت است. چون بالاخره برای یک کار عروسکی باید چندین نفر دور هم جمع شویم و این خلاف توصیه‌هایی است که این روزها می‌شود. برای همین فکر می‌کنم جناب خان هم این روزها خودش را در خانه قرنطینه کرده.

    و یک رابطه لانگ دیستنس را با احلام تجربه می‌کند.

    جناب خان که همه عمرش با احلام رابطه لانگ دیستنس بوده.

    پس با تصمیم آقای جوان درباره نساختن «خندوانه» موافق بودید؟

    کار عاقلانه‌ای بود. من درباره اتفاقات مدیریتی و اینکه «خندوانه» باشد یا نباشد اصلا نه صاحب‌نظرم و نه نظری می‌دهم ولی اینکه این جمع نشدن با هر دلیلی و به هر بهانه‌ای، به نظرم اتفاق عاقلانه‌ای است.

    شما یک طرفدار سرسخت فوتبال هستید. از فوتبال چه خبر؟

    این روزها که همه لیگ‌ها تعطیل شدند و عملا فوتبال‌دوست‌ها باید منتظر باشند. من بازی آخر یونتوس را دیدم و بعد از گل‌های یوونتوس بازیکن‌ها برای شادی گل روی سر و کله هم می‌پریدند من همان‌جا گفتم که همه بازیکن‌ها در شهر رفت‌وآمد دارند و این خطرناک است. دو روز بعد خبر آمد که یکی از بازیکن‌های یوونتوس مبتلا به کرونا شده است.

    امسال تقریبا اغلب مربی‌های خارجی که به ایران آمدند، بعد از چند هفته رفتنی شدند.

    استراماچونی برای استقلال فوق‌العاده بود و البته من کالدرون را به اندازه برانکو دوست نداشتم و معمولی بود ولی باز جایگاه پرسپولیس بد نبود. خیلی جالب می‌شد اگر این دو تیم، استقلال با استراماچونی و پرسپولیس با برانکو در لیگ می‌ماندند و لیگ ادامه پیدا می‌کرد. دو تیم خیلی قوی بودند و رقابت جذابی می‌شد. ولی در شرایط مالی که الان کشور ما دارد و هر مربی و هر بازیکنی ۶ماه بعد در فیفا از ما شکایت دارد، نمی‌دانم شاید الان وقش نیست. عملا هر خارجی که وارد فوتبال ایران می‌شود چندماه بعد یک شکایت و چندصدهزار یورو از ما می‌گیرد.

    بعضی می‌گویند نگه داشتن این مربی‌ها خسارت کمتری دارد.

    متاسفانه بله. آنها که پول‌شان را می‌گیرند در هر صورت؛ خیلی هم قانونی. مثل ویلموتس که ۱۹۰روز کار کرد و اندازه همه مربی‌های ایرانی پول گرفت.

    چالش‌های متفاوتی برای  بهتر کردن حال مردم در این روزها راه افتاده. به عنوان کسی که سال‌ها مردم را خندانده فکر می‌کنید چه می‌شود کرد که حال مردم خوب شود؟

    سوال سختی است. چون خودمان هم با این حال درگیریم و رطب خورده منع رطب چه کند. خودمان هم در خانه هستیم و یک ساعت‌هایی در روز آدم بی‌حوصله و کلافه می‌شود. و از طرف دیگر خیلی‌ها در ایران روزمزد هستند و باید کار کنند. اگر بخواهم توصیه کنم مثلا فیلم ببینند یا کتاب بخوانند، این برای کسانی نیست که روزمزد هستند و نیاز دارند سر کار بروند، برای همین گفتم سوال سختی است. کسانی که چنین توصیه‌هایی می‌کنند شاید حواس‌شان نباشد خیلی‌ها اصلا امکان مالی این کارها را ندارند.

    امیدوارم غول مرحله آخر باشد.

    من یک چیزهایی خواندم که این کرونا احتمالا سبک زندگی آدم‌ها را به صورت جدی عوض خواهد کرد. نوع سفرهایشان، ارتباطاتشان، وسواس‌های بیش از حد و بیمارگونه آدم‌ها درباره لباس و تفریح و … من امیدوارم چیزی که از این اتفاق باقی می‌ماند چیز خوبی باشد و شاید نوع نگاه مسوولانه‌ای که کرونا در بعضی از اقشار ایجاد کرده، اگر بماند می‌تواند یادگار درستی از این روزهای بد باشد.

    ۲۵۸۲۵۸

  • چرا بازیگر «پایتخت» را به مجلس راه ندادند؟

    چرا بازیگر «پایتخت» را به مجلس راه ندادند؟

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در فصل ششم از مجموعه «پایتخت» به کارگردانی سیروس مقدم که از  شبکه یک سیما در حال پخش است، شاهد شغل جدید نقی معمولی هستیم. او در این فصل، نقش راننده یک نماینده مجلس را عهده‌دار است. نقش آقای مالکی، نماینده مردم ساری در مجلس را، سیدامیر سیدزاده، تهیه‌کننده سینما برعهده دارد. او که برای نخستین بار است جلوی دوربین می‌آید، پیش‌تر در مقام تهیه‌کننده با سیروس مقدم (کارگردان) و محسن تنابنده در مجموعه تلویزیونی «پیامک از دیار باقی» همکاری داشته است.

    سیدامیر سیدزاده، تهیه‌کننده سینما که برای اولین بار بازیگری را در سریال پایتخت و در نقش یک نماینده مجلس تجربه می‌کند٬ از حضور خود در این سریال پرمخاطب می‌گوید.

    او درباره نقش خود در این فصل از سریال «پایتخت» و چگونگی حضورش گفت: «آذرماه آقای تنابنده تماسی با من داشتند که من در ایران نبودم و پیشنهاد دادند با توجه به فیزیک جسمانی قصد دارند نقش یک نماینده را در این مجموعه عهده‌دار شوم. با حضورم در ایران به منطقه شیرگاه در مازندران (محل تصویربرداری) رفتم و در اولین سکانس‌ها که جلوی دوربین قرار گرفتم هر دو عزیز آقایان تنابنده و مقدم اذعان  داشتند که همانطور که نقش در ذهن‌شان طراحی شده بود، اجرا شد.»

    مالکی باعث دلخوری نمایندگان نمی‌شود

    این تهیه‌کننده درباره طراحی نقش نماینده و احتمال اعتراض به نوع شخصیت‌پردازی و حرکت روی لبه تیغ گفت: «نماینده مجلس به درستی طراحی شده بود و من با صحبت‌هایی که با آقای تنابنده داشتم با مالکی به درستی آشنا شدم و اطمینان داشتم به گونه‌ای این شخصیت را طراحی و نوشته‌اند که باعث دلخوری و نگرانی نمایندگان نخواهد شد. در این مجموعه، مخاطب با نماینده پاکدستی مواجه است که به حق قصد خدمت به مردم شهر را دارد.»

    سیدزاده درباره شخصیت مالکی در طول داستان توضیح داد: «در هر صنفی افراد خوب و بد وجود دارد. مالکی کاراکتری است که به استناد سوگندی که خورده انجام وظیفه و خدمت به مردم را از مسئولیت‌های خود دانسته و متعهد به انجام وظیفه است. شخصیت به گونه‌ای طراحی شده که شاهد تعهد و انجام وظایفش در طول داستان هستیم اما در طول خدمت به مردم دچار چالش‌هایی می‌شود و افراد از او توقعاتی دارند که مالکی به حسب وظیفه خود با این نوع خواسته‌های نابجا برخوردهای مناسبی خواهد کرد.»

    او درباره بازی در مقابل تنابنده توضیح داد: «به جد، محسن یکی از باهوش‌ترین افراد در طراحی کاراکتر و بازیگری و بازی‌گیری از بازیگر نقش مقابل خود است. به عقیده من افراد در کنار او به خوبی یاد می‌گیرند و برای هر بازیگری جلوی خودش موقعیت خلق می‌کند. به عنوان سرپرست نگارش فیلمنامه، ایده‌ها و سوژه‌های بکری در ذهن می‌پروراند که در بالا بردن سطح فیلمنامه بسیار موثر است.»

    بازیگر نقش مالکی درباره امکان بداهه‌گویی سر صحنه گفت: «بخش‌هایی از دیالوگ‌هایی که من سر صحنه می‌گویم بر اساس ری‌اکشن‌های نقی است و بخش زیادی از آن بداهه بود که با تایید آقایان مقدم و تنابنده اجرا می‌شد.»

    کرونا اجازه حضور در مجلس را نداد

    بازیگر نقش مالکی در سریال «پایتخت» درباره حضور نماینده در مجلس شورای اسلامی در قسمت‌های دیگر داستان گفت: «متاسفانه به دلیل شیوع کرونا و تعطیلی مجلس شورای اسلامی نتوانستیم ایده‌های آقای تنابنده درباره حضور مالکی در مجلس شورای اسلامی را اجرایی کنیم و حضور من به مازندران محدود شد. اما حضور مالکی در بخش‌های دیگر سریال پررنگ‌تر می‌شود.»

    او درباره شیوع بیماری در منطقه مازندران و فیلمبرداری در این منطقه توضیح داد: «عوامل سازنده مجموعه تا روز ۲۷ اسفندماه در مناطق مختلف مازندران حضور داشتند و من به دلیل شرایط کاری مجبور به رفت و آمد به تهران بودم. اما از روز اول به خوبی با نکات بهداشتی و ایمنی افراد سر صحنه حاضر شدند و محل اقامت و تهیه غذا به درستی ضدعفونی می‌شد. «پایتخت» یکی از مجموعه‌هایی است که افراد زیادی سر صحنه حاضر بودند و اگر یک نفر مبتلا می‌شد، کار تعطیل می‌شد که خوشبختانه با تمهیداتی که اندیشیده شد هیچ یک از اعضای گروه دچار مشکل نشدند و کار به اتمام رسید.»

  • محمود اکبرزاده، از مداحان پیشکسوت به کما رفت

    محمود اکبرزاده، از مداحان پیشکسوت به کما رفت

    محمود اکبرزاده، متولد سال ۱۳۱۲ است که مداحی را از ۱۳۲۵ شروع کرده‌ است و علاوه بر پیرغلامی اهل بیت (ع)، خادم حرم امام رضا (ع) نیز هست. او همچنین سابقه ریاست کانون مداحان مشهد را داراست.

    این پیرغلام اهل بیت (ع)، این روزها براثر بیماری در کما بستری است.

    ۵۷۵۷

  • لعنت به کرونا، لعنت به زندان؛ پست اینستاگرامی ارسطوی «پایتخت»

    لعنت به کرونا، لعنت به زندان؛ پست اینستاگرامی ارسطوی «پایتخت»

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، این روزها با شیوع ویروس کرونا، بیشتر مردم، وقت خود را در خانه می‌گذرانند. تماشای سریال «پایتخت»، یکی از سرگرمی‌ها در این شرایط است که پخش فصل تازه آن از اول فروردین آغاز شده است.

    در نخستین قسمت پخش شده از «پایتخت۶»، احمد مهرانفر، بازیگر نقش ارسطو، پس از یک سال حبس از زندان آزاد می‌شود. این بازیگر با انتشار عکسی از صحنه آزادی‌اش در این سریال و با اشاره به بحران کرونا، در پستی اینستاگرامی نوشته است:

    «لعنت به زندان، لعنت به قفس
    لعنت به کرونا، لعنت به قرنطینه
    در خانه می‌مانیم.»

    دعوت متفاوت ارسطو از مردم برای ماندن در خانه

    ۵۷۵۷

  • آمار کرونا به عدد ۲۱۶۳۸ رسید/۷۹۱۳ نفر بهبود یافته اند

    آمار کرونا به عدد ۲۱۶۳۸ رسید/۷۹۱۳ نفر بهبود یافته اند

    به گزارش خبرنگار مهر، کیانوش جهانپور، بعد از ظهر یکشنبه و مطابق روزهای گذشته، به ارائه تازه‌ترین اخبار مربوط به کرونا در کشور پرداخت.

    وی در ابتدا از اینکه برخی از هموطنان نسبت به توصیه‌های بهداشتی بی اعتنا هستند، به شدت گلایه کرد و گفت: متأسفانه برخی از مردم، این بیماری را جدی نگرفته اند و همین مسئله باعث شده تا کار همکاران پزشک و پرستار و پرسنل بیمارستان‌ها، دو چندان شود.

    جهانپور، تبعات بی اعتنایی به توصیه‌های بهداشتی را طولانی شدن زمان ماندگاری ویروس کرونا در کشور دانست و افزود: اگر در خانه نمانیم، دوره انتقال ویروس کرونا همچنان ادامه خواهد داشت.

    سخنگوی وزارت بهداشت، ضمن قدردانی از آن دسته از هموطنانی که با توصیه‌های وزارت بهداشت همراهی و همکاری می‌کنند، گفت: امیدواریم بتوان هرچه زودتر زنجیره انتقال این ویروس را قطع کرد تا شرایط زندگی در جامعه عادی شود.

    وی با اشاره به ۱۰۲۸ نفر مورد جدید کرونا در کشور، گفت: تاکنون ۲۱۶۳۸ نفر در کشور به کرونا مبتلا شده اند.

    جهانپور افزود: از این تعداد مبتلا، ۷۹۱۳ نفر بهبود یافته اند. ضمن اینکه تاکنون ۱۶۸۵ مورد فوتی داشته ایم.

    وی گفت: ۶۸ درصد فوت شدگان بالای ۶۰ سال بوده اند.

  • «فرارِ» آلیس مونرو برای پنجمین بار به‌بازار آمد

    «فرارِ» آلیس مونرو برای پنجمین بار به‌بازار آمد

    آلیس مونرو، نویسنده پرآوازه کانادایی، یکی از تواناترین نویسندگان داستان کوتاه دوران معاصر است. او را با چخوف مقایسه می‌کنند و به اعتقاد بسیاری از منتقدان، داستان‌هایش به لحاظ قدرت ادبی و احساسی به رمان نزدیک است. داستان‌های آلیس مونرو، اگرچه غالباً در گذشته و در فضاهای روستایی و شهرهای کوچک کانادا اتفاق می‌افتد، داستان همه آدم‌ها در همه زمان‌هاست.

    آلیس مونرو با قلم توانایش قادر است داستان‌هایی خلق کند که برای خوانندگان نخبه و معمولی به یک میزان لذت‌بخش‌اند. همین است که هر کتاب جدیدش به حادثه‌ای ادبی تبدیل می‌شود و در فهرست آثار پرفروش جای می‌گیرد. مونرو در طول فعالیت حرفه‌ای خود جوایز ادبی متعددی به دست آورده است، مجموعه داستان «فرار» نیز در سال ۲۰۰۴ دومین جایزه گیلر را برایش به ارمغان آورد. آلیس مونرو در این مجموعه، چون اغلب آثارش، روایتگر زندگی زنان در مراحل مختلف عمر است، روایت‌هایی همراه با واقعگرایی و صداقتی کم مانند، و سرشار از لحظه‌های روشنگر که هم طنزآلودند و هم دردناک. گویی دریچه‌ای رو به دنیا می‌گشاید و بی آنکه پلک بزند خوب نگاه می‌کند و آنچه را که می‌بیند نشان می‌دهد. زندگی زنان در روستاها و شهرهای کانادا از درون مایه‌های آثار اوست.

    در دهم اکتبر ۲۰۱۳ آکادمی سوئد اعلام کرد که جایزه نوبل ادبیات به آلیس مونرو تعلق گرفت. او که در زمان اعلام این خبر ۸۲ ساله بود، یکصد و دهمین برنده جایزه ادبی نوبل، اولین کانادایی برنده این جایزه و سیزدهمین زنی بود که از ۱۹۰۱ تا کنون موفق به گرفتن این جایزه معتبر ادبی شد. پیش تر از این در یک دهه اخیر زنانی چون هرتا مولر و دوریس لسینگ این عنوان را از آن خود کرده بودند. تنها نویسنده‌ای که برای داستان‌های کوتاهش برنده جایزه ادبی نوبل شده، آلیس مونرو است.

    مجموعه داستان «فرار» از آلیس مونرو را مژده دقیقی به فارسی ترجمه و انتشارات نیلوفر آن را در ۳۹۴ صفحه و به قیمت ۵۵,۰۰۰ تومان به بازار کتاب عرضه‌کرده‌ است.

  • پرفروش‌های روزهای قرنطینه مشخص شد؛ از «سفر فراعنه» تا «آینه و نور»‌

    پرفروش‌های روزهای قرنطینه مشخص شد؛ از «سفر فراعنه» تا «آینه و نور»‌

    رمان «آینه و نور»‌ که سومین جلد از سه‌گانه «تالار گرگ» نوشته هیلاری مانتل محسوب می‌شود، داستان وقایع پس از اعدام آن بولین را روایت می‌کند. مانتل، پیش از این رمان‌های «تالار گرگ» و «مجرمان را بیاورید» را  منتشر کرده بود که به روایت پیشرفت توماس کرامول، صدر اعظم هنری هشتم و توطئه و دسیسه‌هایی که در نهایت منجر به اعدام آن بویلن شدند، پرداخته بودند.

    تاکنون در مجموع بیش از ۵ میلیون نسخه از کتاب‌های «تالار گرگ» و «مجرمان را بیاورید» در سراسر جهان به فروش رفته است و حالا رمان «‌آینه و نور» در نخستین هفته از حضورش در فهرست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز رتبه نخست را از آن خود کرده است.

    مانتل برای خلق دو جلد نخست این سه‌گانه، دو مرتبه موفق به کسب جایزه بوکر شد. رمان «تالار گرگ»‌ این نویسنده از سوی نشریه گاردین به عنوان رتبه نخست فهرست برترین رمان‌های قرن ۲۱ انتخاب شد.

    ۸۰ هفته از حضور رمان «جایی که خرچنک‌ها آواز می‌خوانند» در فهرست پرفروش‌های این نشریه می‌گذرد و این اثر این‌بار در رتبه دوم فهرست به چشم می‌خورد. «‌جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» اثر «دلیا اوئنز که نخستین تجربه این نویسنده در حوزه کتاب‌های داستانی محسوب می‌شود، داستان دختری به نام «کیا» و حوادث پیچیده‌ای را که به دنبال کشف جنازه مرد جوانی در شهر محل زندگی این دختر مشهور به «دختر مرداب» به وقوع می‌پیوندد، روایت می‌کند.

    رتبه سوم این فهرست اما به رمان تازه وارد «سفر فراعنه» نوشته کلایو کاسلر و گراهام براون اختصاص یافته است. این رمان که هفدهمین جلد از سری داستان‌های پرونده‌های «NUMA» محسوب می‌شود، داستان تیم نظامی «NUMA» را روایت می‌کند که به کمک سازمان «ام آی ۵» بریتانیا سعی دارند روند ربوده شدن آثار باستانی توسط دلالان عتیقه را متوقف کنند.

    رمان «غبار آمریکایی» نوشته جنین کامینز پس از گذشت ۸ هفته، این بار در جایگاه چهارم قرار گرفته است. این رمان درباره داستان زنی مکزیکی است که پس از کشته شدن همسرش توسط یک باند توزیع مواد مخدر، به همراه پسرش به سمت مرز ایالات متحده فرار می‌کند.

    «محله خوب» نوشته ترزا آن فولر، دیگر اثر جدید فهرست پرفروش‌های داستانی بخش «hard cover» نشریه نیویورک‌تایمز است که در رتبه پنجم قرار گرفته است.

    ۵۷۵۷

  • توزیع بسته های حمایتی در مطب‌ها/ درخواست نظام پزشکی از خیرین

    توزیع بسته های حمایتی در مطب‌ها/ درخواست نظام پزشکی از خیرین

    به گزارش خبرگزاری مهر، مسعود حبیبی که مسئولیت رایزنی برای تهیه این ملزومات را به عهده دارد، به سختی تهیه این اقلام در بازار روز اشاره کرد و افزود: هر یک از محتویات بسته حمایتی داستان خاص خود را دارد و تهیه آن مستلزم رایزنی‌های فراوان با بخش دولتی و خصوصی است. حتی با دلال‌ها رایزنی کردیم اما قیمت متفاوت و گاه فرای بودجه‌ای بودند که در اختیار بود.

    وی ادامه داد: خوشبختانه با توجه به مصوبه وزارت بهداشت برای تأمین ماسک و مواد ضد عفونی برای مطب‌ها توسط نظام پزشکی و پیگیری‌های مستمری که از سازمان غذا و دارو داشتیم اواخر سال گذشته در بحث تهیه ماسک هرچند اندک اما کمک‌هایی شد و قرار است این روال ادامه یابد.

    معاون اجتماعی و امور مجلس سازمان نظام پزشکی افزود: ما از یک ماه قبل با اکثر شرکت‌ها و حتی بازار آزاد در حال مذاکره بودیم اما تقاضای فشرده اجتماع ونیاز بالا بیمارستان‌ها امکان تأمین را بسیار سخت کرد البته ما با جلسات چند ساعته در وزارت بهداشت، سازمان غذا دارو و برخی شرکت‌های تولیدکننده نهایتاً در اواخر سال به نتایجی رسیدم هرچند هنوز وضعیت دلخواه ما نیست. سازمان‌های نظام پزشکی در سراسر کشور نیز در این مدت و موازی با ما در استان‌های خود خدمات خوبی کردند و حتی دربعضی از شهرها با کمک خیرین اقلام مورد نیاز مطب‌ها و مراکز درمانی را توزیع کردند اما میدانیم که هنوز به حد دلخواه و بی دغدغه نرسیده است.

    حبیبی گفت: هم وزارت بهداشت و هم ما به این مهم واقفیم که اگر مطب‌ها تأمین نشوند عملاً خودمان مردم را به سمت بیمارستان‌ها و مراکز درمانی گسیل کرده ایم. برای کاهش بار مراکز درمانی و اسکرین بیماران مطب‌ها باید فعال باشند و برای فعالیت مطب‌ها با توجه به کمبود شدید اقلام حفاظتی در بازار وظیفه همه ماست تا این اقلام را تهیه و در اختیار قرار دهیم.

    وی در پایان با اشاره به نرخ این اقلام در بازار نقش خیرین و کمک‌های مردمی را همچون زمان جنگ بسیار ارزنده و راهگشا دانست و با اعلام شماره موبایل ۰۹۰۱۶۳۸۵۸۸۵۳ آمادگی سازمان نظام پزشکی را برای دریافت این کمک‌ها اعلام نمود.

    بر اساس گزارش روابط عمومی سازمان نظام پزشکی، طی یک ماه آخر سال ۹۸ با هدایت سازمان نظام پزشکی بسیاری از شرکت‌ها و خیرین با تهیه‌های بسته‌هایی تحت عنوان خدا قوت دلاور با تهیه اقلام خوراکی این بسته‌ها در اختیار مراکز درمانی قرار گرفت تا بین پرسنل صف مقدم مبارزه با کووید ۱۹ توزیع شود.

  • فشارخون بالا ریسک ابتلا به کرونا را افزایش می دهد

    فشارخون بالا ریسک ابتلا به کرونا را افزایش می دهد

    به گزارش خبرنگار مهر، «رالف باریس» عضو تیم تحقیق دانشگاه گیلینگز کارولینای شمالی، در این باره می‌گوید: ما می‌دانیم ویروس کرونا، عامل بیماری COVID-۱۹، از طریق گیرنده‌های ACE۲ وارد ریه‌ها می‌شود و از این رو افراد مبتلا به فشارخون بالا با شرایط وخیم‌تری روبرو هستند.

    محققان در حال انجام تحقیقات در این زمینه هستند که آیا افزایش نرخ وقوع بیماری COVID-۱۹ در افراد مبتلا به فشارخون بالا ناشی از سن و سلامت عمومی بیمار است یا به دلیل نقش گیرنده‌های ACE۲ هم در فشارخون بالا و هم در عفونت COVID-۱۹ است.

    اگر تحقیقات بعدی تأیید کند که دلیل ارتباط بین فشارخون بالا و بیماری COVID-۱۹، وجود گیرنده‌های ACE۲ است، احتمالاً داروهای بازدارنده ACE می‌تواند به افراد دارای بالاترین ریسک ابتلاء به بیماری COVID-۱۹ کمک کند.

    طبق داده‌های مرکز کنترل و پیشگیری بیماری چین، بیش از ۴۰ درصد افراد مبتلا به این عفونت شدید، مبتلا به فشارخون بالا بودند.

  • اقدام جوانان هیاتی و انقلابی استان سمنان در برابر ویروس کرونا

    اقدام جوانان هیاتی و انقلابی استان سمنان در برابر ویروس کرونا

    خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها – محمدحسین عابدی: این روزها که استان سمنان با بیماری کرونا درگیر است و از لحاظ جمعیت به تعداد مبتلایان یکی از بالاترین آمارهای کشور را دارد، روحانیان، جوانان هیأتی و گروه‌های بسیجی و جهادی به کمک مردم آمده‌اند و شب‌ها معابر، خیابان‌ها، کوچه‌ها، پارک‌ها و حتی درون آپارتمان‌ها و منازل مردم را ضدعفونی و گندزدایی می‌کنند اقدامی درخور توجه و جالب که معنای کار جهادی است.

    اهل مصاحبه و بردن نام‌هایشان نیستند حتی وقتی غروب اولین روز سال ۹۹ مقابل مسجد افتخاری شاهرود به انتظارشان ایستاده بودیم می‌گفتند بگذارید تا ماسک‌هایمان را بزنیم بعد عکس بگیرید تا صورتمان دیده نشود. برای رضای خدا کار می‌کنیم نه عکس و تصویر و خبر و گزارش!

    هوا خنکی‌اش را از دست‌داده اما تقریباً همه این ۱۰، ۱۲ جوان شاهرودی که قرار است تا لحظاتی دیگر پشت وانت مزدا قرار گیرند، بادگیر تنشان کرده‌اند، زیپ لباس را تا انتها بالا کشیده‌اند و دستکش‌های لاتکسی شأن را دست شأن کرده‌اند با یک ماسک و عینکی که بیشتر شبیه اشنوگل قواصی است.

    جهاد از نوع دیگر

    یکی‌شان وقتی به نگاه متعجب من روبرو می‌شود می‌گوید: گرم است ولی چاره‌ای هم نیست نباید خودمان هم خیلی خیس شویم و در معرض مواد ضدعفونی‌کننده قرار بگیریم چراکه پوستمان دانه می‌ریزد، قرمز می‌شود و خارش می‌گیرد آن‌وقت شب بعد نمی‌توانیم بیاییم و ازآنجاکه به این کار اعتیاد پیداکرده‌ایم دلمان نمی‌خواهد حتی یک‌شبش را هم از دست بدهیم!

    ۱۷ سال بیشتر ندارد چهره‌اش معلوم است کمی زیرخط ریشش سیاه شده و کمی هم‌روی خط سبیلش بقیه صورتش اما به زمینی بایر می‌ماند مشخصاً دبیرستانی است اما به‌گونه‌ای از احتمال محروم شدن از کار جهادیان هم برای یک‌شب حرف می‌زند که انسان ناخودآگاه یاد فیلم‌های مستند رزمندگان دوران دفاع مقدس و مرتضی آوینی می‌افتد.

    آن فیلم‌هایی که رزمنده‌ای مجروح را نشان می‌دهد که دستش مجروح شده و وقتی خبرنگار از او درباره دستش می‌پرسد او بدون توجه به مشکلات بیماری، درباره فتح و پیروزی شب گذشته می‌گوید و بعدازاینکه اصرار خبرنگار را می‌بیند می‌گوید یکدست دیگر هنوز دارم که سالم است.

    گروه‌های جهادی آغاز به کار کردند

    قرار است تا جایی با آن‌ها بروم درراه با مسئول این گروه ضدعفونی‌کننده جهادی صحبت می‌کنم درست است که مسئولیت دارد اما او هم زیر ۳۰ سال سن دارد با اصرار می‌گوید نامش علیرضا است اما فامیلش را بیان نمی‌کند و می‌گوید: اینجا همه اسم کوچک صدا می‌زنیم به بزرگ‌ترهایمان هم سید، حاجی و آقا می‌گوئیم اینجا اسم‌ها مهم نیستند.

    از او درباره کارشان می‌پرسم و می‌گوید: تقریباً از اولین روز هفته دوم اسفندماه کار را آغاز کرده‌ایم بیش از ۲۰ شبی می‌شود که گندزدایی می‌کنیم محلول را با کمک کمیته مردمی مقابله با کرونا که در دفتر حجت الاسلام عباس امینی امام‌جمعه شاهرود جلساتش برگزار می‌شود یا با کمک خیران و مردم می‌گیریم در مسجد و هیئت معمولاً مخازن هزار، دو هزار و پنج هزار لیتری را پر می‌کنیم به این شکل که ماده گندزدا را به نسبت یک‌به‌ده با آب مخلوط می‌کنیم و سپس با برنامه‌های از پیش تعیین‌شده به سمت بخش‌های مختلف شهر می‌رویم.

    علیرضا می‌گوید: در آغاز خیلی روند کار بد بود چهار، پنج گروه جهادی درست‌شده بود هر کس چند جوان را راهی کرده بود و سم‌پاش به کول، خیابان‌ها را ضدعفونی کرد بدون نقشه، بدون برنامه و … این امر سبب می‌شد تا یک خیابان دو بار توسط دو گروه ضدعفونی شود اما خیابان بعدی دست‌نخورده باقی بماند.

    وانت در دست‌انداز محکمی می‌افتد و مهره‌های کمرمان یک‌بار از ابتدا تا انتها جا می‌خورند و دوباره روی‌هم قرار می‌گیرند علی‌رضا با خنده‌ای بلند می‌گوید غیبت کردم خدا خواست بگوید نگو! او ادامه می‌دهد: بالاخره این روند عجیب یک‌هفته‌ای طول کشید تا اینکه در دفتر امام‌جمعه جلسه‌ای برگزار شد و همه در آن دعوت شدند و از آن موقع که تقریباً ۱۰، ۱۵ روزی می‌گذرد همه‌چیز بهتر شده و ما نقشه و برنامه داریم و همه می‌دانند که باید چه کنند. از طرفی سپاه هم وارد عمل شد و همراه با شهرداری یک نوع چتر درست کردند تا همه گروه‌ها را زیر بال خود بگیرند.

    کار شروع می‌شود

    مقصد شهرک امام خمینی (ره) شاهرود است بچه‌ها پیاده می‌شوند، دو ماشین دیگر هم می‌رسند یکی دو نفر هم با موتور می‌آیند از آن دور قیقاج (در گویش شاهرودی به معنای زیگزاگ) می‌روند و می‌خندند. این جوانان هم حال خوشی دارند! کار را که آغاز می‌کنند ساعت از ۱۰ شب هم گذشته است چرا قبل از شروع کار در محوطه کنار مزار شهدا جمع می‌شوند یک پیتی سیاه روغن ۱۷ کیلویی آورده می‌شود چند هیزم و چند لحظه بعد آتش کوچکی به راه می‌شود موبایل‌هایشان را درمی‌آورند عده‌ای سلفی می‌گیرند عده‌ای در فضای مجازی عکس می‌گذارند و عده‌ای هم به دنبال اطلاع‌رسانی هستند که مردم از خانه بیرون نیایند.

    نوای یک جوان که او را محمدی می‌نامند بلند می‌شود با صلوات شروع به خواندن دعایی می‌کند و نوایی از دوران جنگ تحمیلی و یادی از شهدای دوران دفاع مقدس «راه شهیدان ادامه دارد…» بلند و زیبا همه زیر لب زمزمه می‌کنند وقت بلند شدن است. ضدعفونی به دو شکل انجام می‌شود ابتدا سم‌پاش‌های بزرگی که پشت وانت هستند و دوم سم‌پاش‌های کولی که به پشت بچه‌ها بسته می‌شود. با اولی خیابان‌ها و معابر و با دومی درب منازل و راهروهایشان را ضدعفونی کنند.

    کار که شروع می‌شود یک‌باره بوی وایتکس محله را برمی‌دارد بچه‌ها دیگر همان بچه‌های یک ربع قبل نیستند یک‌باره انگار عملیات جنگی شروع‌شده، می‌دوند از این‌سو به آن‌سو یکی تاب شلنگ را باز می‌کند دومی فرمان می‌دهد سومی ماشین را آرام‌آرام می‌راند، چهارمی مسئول هماهنگی است و پنجمی توضیح می‌دهد که کجاها باقی ماند و گندزدایی نشد. مسئول این گروه کوچک اما مدام می‌گوید بچه‌ها قرار نیست سکوت را بشکنیم و مردم را بیدار کنیم.

    همه گردهم آمده‌اند

    بااینکه ساعت از ۱۱ هم گذشته اما درب خانه‌ها را می‌زنند به درون می‌روند راه‌پله‌ها، درها و … را ضدعفونی می‌کنند و بیرون می‌آیند! مردم اما هوایشان رادارند هنوز نیم‌ساعت نیست که کار را شروع کرده‌اند که یک‌باره عملیات توسط مسئول گروه قطع می‌شود خانمی با ذکر یا فاطمه الزهرا (س) برایشان یک قابلمه غذا و یک فلاسک چای آورده است همه می‌آیند و من نظاره گر محفلی از عشق خالصانه برای خدمت به مردم و میهن اسلامی.

    گرد بانوی شاهرودی جمع می‌شوند، نه برای غذا خوردن بلکه برای تشکر و تقدیر از او غذا در کابین عقب مزدا قرار می‌گیرد و کار دوباره از سر گرفته می‌شود مسئول این گروه می‌گوید هرکس گرسنه باشد غذا هست می‌آید می‌خورد اما هیچ‌وقت نشده این غذاها استفاده شود همه‌شان را دست‌نخورده به در خانه آنانی که ندارند می‌بریم بچه‌ها اصلاً فکر غذا نمی‌کنند فقط چای می‌نوشند آن‌هم نه حالا…

    علیرضا می‌گوید: کار تا اذان صبح طول می‌کشد بچه‌ها نماز را در خیابان و به امامت یک روحانی به جماعت می‌خوانند و می‌روند دنبال کارشان در بین این گروه‌های جهادی معلم، روحانی، دانش‌آموز، دانشجو، مغازه‌دار، لباس‌فروش، حتی یک دست فروش که جوراب می‌فروشد، یک کفاش، یک تکنسین اتاق عمل! یک خوشنویس، یک شاعر، چند مداح و … هستند خلاصه همه بچه هیئتی هستند.

    ایده کار از کجا شروع شد

    مسئول این گروه هیئتی کمی فکر می‌کند و با تردید که مبادا تاریخ‌ها را اشتباه کند می‌گوید: ایده کار روز هشتم اسفندماه به سرمان زد در فضای مجازی و در گروه پایگاه و هیئت خودمان اعلام کردم که پنج‌تا هفت نفر برای گندزدایی خیابان‌ها و معابر بیایند چراکه دایی من یک وانت داشت و یک دستگاه سم‌پاش هزار لیتری می‌توانستیم تهیه کنیم و قصد داشتیم دو گروه سه نفره درست کنیم که خیابان‌ها سم‌پاشی شوند اما فردای آن روز ۴۷ نفر بچه هیئتی مخلص اعلام آمادگی کردند!

    علی‌رضا می‌گوید: شرمنده این جوان‌ها شدیم فکرش را هم نمی‌کردیم آن‌قدر جوان اهل‌دل در بینمان داشته باشیم حدس می‌زدم که وقتی می‌گویم پنج نفر ۱۵ نفر بیایند جلو اما نزدیک ۵۰ نفر را هرگز! حتی شاید باورتان نشود اما سه تایشان خانم هستند! می‌گویند برای سم‌پاشی می‌آییم حداقل کاری به ما بدهید که صبح‌ها در پایگاه ماسک می‌دوزند و شب‌ها ماسک‌ها را به ما و گروه‌های دیگر جهادی می‌دهند. ما که زمان جنگ را ندیده‌ایم اما شک ندارم همین روحیه آنجا هم بود.

    به او می‌گویم یک خاطره خوب از این شب‌ها بگوید و او تعریف می‌کند: یک‌بار داشتیم جایی را سم‌پاشی می‌کردیم خانم پیری با عصایی که انتهایشان چهار شاخه می‌شود برای اینکه عصا سر نخورد و خدایی ناکرده انسان را به دردسر نیندازد نزدیک من شد شاید چند دقیقه طول کشید تا ۱۰ متر راه را بیاید از زیر چادرش پلاستیکی درآورد دو نان تافتون (در گویش شاهرود همان نان شیرمال) به ما داد معلوم بود هرچه دارد آورده و آن شب خیلی گریه کردم که چقدر مردم بزرگوار هستند.

    موانع کار جهادی

    سوال اصلی اما اینکه در این راه آیا کسی هم مانع شد و علیرضا می‌گوید: سوال سختی است هم بله هم خیر؛ دو نوع مانع بر سر راهمان است نخست برخی مسئولان هستند که اصلاً معنای کار جهادی را نمی‌دانند، کار جهادی همانطور که رهبر معظم انقلاب اسلامی می‌فرمایند یعنی آتش به اختیار، کاری برای مردم و شهر خود کنی اما برخی مسئولان انتظار دارند نامه بیاوری، نامه برود در سیکل اداری، چند روز طول بکشد برود بیاید و تا آن موقع کرونا فراگیر شده من نمی‌دانم کدام کار جهادی است که نامه‌نگاری بخواهد؟

    علیرضا می‌گوید: برای مثال کارگاه یکی از دوستان ما می‌خواست ماسک تولید کند ۱۰ چرخ خیاطی، قیچی برقی آمده و.. فقط پارچه می‌خواست یا کمی کمک که بتواند ۱۰ هزار ماسک تولید کند آنقدر نامه‌نگاری شد و دست آخر هم که پارچه از غرب کشور تهیه شد به فردی که می‌خواست برای رضای خدا کار جهادی کند گفتند که باید تعهد بدهی که کسی کرونا نگیرد! که دست‌آخر فرد یادشده پشیمان شد.

    باید از من گفتن‌ها دوری کرد

    این مسئول گروه جهادی می‌افزاید: کجا دیده‌اید که ارتش و سپاه و شهرداری بگوید من من من! نمی‌خواهیم حرف از کمبودها و… بزنیم اما یکی دیگر از نیازهای ما و موانع کارمان فقدان ماسک و دستکش و لباس مناسب است.

    ساعت از ۱۲ شب هم گذشته و این جوان‌ها تازه گرم کار شده‌اند، می‌گویند قرار است منطقه‌ای به بزرگی یک و نیم کیلومتر را در همین یکی دو ساعتی گندزدایی کنند یکی از این جوان‌ها که دستش خالی شده، تعریف می‌کند: بیشتر مقابل درب خانه‌ها، زیر اتومبیل‌ها، دیوارها تا کمر یا تا جایی که دست برسد، موزائیک ها که کفش روی آنها قرار می‌گیرد و درون خانه‌ها را ضدعفونی می‌کنیم.

    این جوان که علی نام دارد، می‌گوید: هشت شب توفیق داشتم و آمده‌ام، کار خوبی است و یقیناً اجر معنوی بزرگی در نزد خدا دارد، مدارس و دانشگاه‌ها هم تعطیل هستند لذا صبح‌ها در منزل درس می‌خوانیم و شب‌ها هم اینجا درس عاشقی مشق می‌کنیم و چه از این بهتر.

    باید عزم را جزم کرد

    چه از این بهتر که برای شهر خود و مردم کار کنی چه از این بهتر که بتوانی اندازه خودت سهمی در مقابله با کرونا داشته باشی و چه از این بهتر که بدانی همه‌مان درد مشترک داریم و باید به اندازه خودمان با آن مقابله کنیم. کرونا مهمان ناخوانده ما است اما خودمان که می‌توانیم برای بیرون کردن آن نمک به کفشش بریزیم!

    باید عزم را جزم کرد مثل این بچه‌های بسیجی و جهادی مثل آن پرستاران و دکترهایی که دست‌هایشان امروز زخم شده از بس در کمبود امکانات دستان شأن را شسته‌اند و الکل زده‌اند مثل آن کادر درمانی که شبانه‌روز بیدارند مثل پزشکی که از هشت صبح تا سه و نیم بامداد روز بعد در بیمارستان است و دوباره هفت صبح با انرژی مقابل بیمارانش می‌ایستد.

    عزم جزم جوانان هیئتی و روحانیان همانند سپاه و بسیج و ارتش و شهرداری که شبانه‌روز در راستای مقابله با کرونا فعالیت دارند. مثل مسئولانی که تصمیم‌های درست را در زمان درست می‌گیرند البته نه مانند آن مسئولانی که چند روزی است معلوم نیست حتی کجا هستند! در برابر دشمنی به نام کرونا باید جهادی ایستاد.