به گزارش خبرگزاری مهر، حسین امیر عبدالهیان دستیار ویژه رئیس مجلس شورای اسلامی در امور بین الملل در توئیتی نوشت: بایدنرئیس جمهور جدید آمریکا در شعارهای انتخاباتی خود از جنگ علیه تروریسم سخن گفت اما دستور وی برای حمله به نیروهای بومی مبارزه کننده با داعش نشان داد که کاخ سفید با اعمال سیاست دوگانه در استفاده از تروریسم، دوست داعش میماند. فقط ماسک مستأجران جدید کاخ سفید تغییر کرده است.
اعتمادآنلاین| رئیسجمهور کشورمان در دیدار با وزیر امور خارجه عراق گفت: همکاری و مساعدت ایران و عراق در دوران تهاجم نیروهای داعش نمونه بسیار خوبی برای تقویت روابط دو جانبه است.
حسن روحانی عصر امروز چهارشنبه (۱۵ بهمن ماه) در دیدار “فواد حسین” وزیر خارجه عراق گفت: ایران و عراق با توجه به ظرفیتهای اقتصادی که دارند میتوانند به عنوان دو اقتصاد، مکمل همدیگر را پوشش دهند و باید با برداشتن گامهایی حجم مبادلات تجاری به چشم انداز ۲۰ میلیارد دلار در سال برسد.
رئیس جمهور با اشاره به برگزاری کمیسیون مشترک دو کشور، اظهار کرد: با پیگیری و اجرای توافقات این کمیسیون، میتوان گام مهمی در توسعه روابط اقتصادی دو کشور برداشت.
روحانی با اشاره به حل مشکلات اجرایی راهآهن شلمچه – بصره گفت: ما معتقدیم این پروژه کاملاً اقتصادی، تجاری و در راستای متنوعسازی راههای مواصلاتی میان ایران و عراق است.
رئیس جمهور همچنین با تاکید بر اینکه برای ایران حمایت از ثبات و امنیت، استقلال و تمامیت ارضی، تقویت عزت و اقتدار عراق و ارتقای جایگاه منطقهای و بینالمللی آن از اولویت ویژهای برخوردار است، گفت: همکاری و مساعدت دو کشور در دوران تهاجم نیروهای داعش برای نجات منطقه از دام تروریستهای تکفیری نمونه بسیار خوبی برای تقویت روابط دو جانبه است.
روحانی با بیان اینکه تهران با هرگونه مداخله خارجی در امور داخلی عراق مخالف است و آن را به ضرر مردم عراق و کل منطقه میداند، افزود: ترور ناجوانمردانه شهید حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس نمونه و مصداق بیشرمانهترین دخالت خارجی در امور داخلی عراق بود که در قالب عملیات تروریستی دولتی انجام شد و قهرمانان پیروزی بر داعش را هدف قرار داد.
رئیس جمهور همچنین تاکید کرد که ایران از حضور عراق در تعاملات منطقهای حمایت میکند و معتقد است که عراق وزنه مهمی در تعاملات سیاسی و امنیتی منطقه است.
روحانی ابراز امیدواری کرد دولت جدید آمریکا به این نتیجه برسد که حضور آن در این منطقه به ضرر امنیت است و در این سیاست تجدیدنظر کند.
فؤاد حسین وزیر امور خارجه عراق نیز در این دیدار سفر رئیس جمهور ایران به عراق را تاریخی و فراموش نشدنی توصیف و تصریح کرد: این سفر ضمن آنکه به تعمیق روابط دو جانبه انجامید، موجب به وجود آمدن زمینههای بیشتر برای همکاریها و سرعت گرفتن اجرای توافقات شد و کمیته همکاریهای مشترک با ایران در حال پیگیری اجرای مصوبات و توافقات روسای دو کشور است.
وزیر خارجه عراق گفت: بر اساس توافقات مختلفی که مقامات دو کشور داشتهاند، تعاملات و روابط در حوزههای مختلف اقتصادی و تجاری در حال پیگیری است و عراق به دنبال گسترش و توسعه همه جانبه روابط با ایران است.
وزیر خارجه عراق افزود: ملت و دولت عراق همواره قدردان همراهیها و همکاریهای ایران در مبارزه با تروریسم در عراق و به ویژه داعش است و این موضوع را هیچگاه فراموش نخواهد کرد.
وی اظهار کرد: بغداد مصرانه خروج نیروهای خارجی از عراق را دنبال میکند و با مذاکرات و اقداماتی که انجام گرفته این موضوع در حال انجام است.
اعتمادآنلاین| سخنگوی گروه طالبان در گفتوگو با رسانه روسی با رد هر گونه ارتباط این گروه با سازمان تروریستی القاعده گفت: طالبان با سازمانهای تروریستی همکاری نمی کند.
“شیر محمد عباس استانکزی” از اعضای ارشد مذاکره کننده طالبان در دوحه و سخنگوی این گروه امروز (جمعه) به ریانووستی گفت: مطابق توافقنامهای که با آمریکا امضا کردهایم، حضور کشورهای دیگر و سازمانهای (نظامی) خارجی در قلمرو افغانستان غیرقابل قبول است.
وی افزود: ما بر اساس توافقنامه عمل می کنیم و اجازه حضور جنگجویان خارجی در افغانستان را نمی دهیم.
سخنگوی گروه طالبان گفت: برخی افراد و خبرگزاریها ادعا می کنند که در منطقه گروههای تروریستی حضور دارند. اما ما اجازه نمیدهیم که چنین وضعیتی بوجود بیاید و با آن مقابله می کنیم.
استانکزی با رد ادعای کمک طالبان به گروه تروریستی داعش اظهار داشت: هزاران نفر از اعضای طالبان در دفاع از کشور خود توسط تروریستهای داعشی کشته شده اند.
وی خاطرنشان کرد که مساله دیگر که دولت کابل در گذشته بارها مطرح کرده است، حضور سازمان القاعده در افغانستان و همکاری آن با گروه طالبان است و این ادعا به منظور گمراه کردن رهبران کشورهای مختلف و جامعه جهانی است تا حضور نیروهای آمریکایی در خاک افغانستان را توجیه کند.
سخنگوی طالبان ادعای مطرح شده از سوی آمریکا مبنی بر زد و بند این گروه با روسیه به منظور کشتن سربازان آمریکایی در خاک افغانستان را رد کرد و آن را ادعای بی اساس خواند.
گروه طالبان سالهاست که با نیروهای نظامی و امنیتی افغانستان می جنگد و این نبردها تاکنون دهها هزار قربانی گرفته است.
این گروه در ماه سپتامبر سال ۲۰۲۰ در دوحه مذاکرات با دولت افغانستان را آغاز کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاعرسانی شورای نگهبان، آئین تکریم و معارفه سرپرست قدیم و رئیس جدید دفتر نظارت و بازرسی انتخابات این استان امروز ۷ بهمنماه با حضور عباسعلی کدخدایی عضو حقوقدان و سخنگوی شورای نگهبان و همچنین مسئولان ارشد استان فارس همچون نماینده رهبر معظم انقلاب، استاندار و سرپرستان دفاتر ۱۵ گانه دفتر نظارت در سطح استان برگزار شد.
کدخدایی در این نشست ضمن قدردانی از حضور مسئولان ارشد استان فارس، یاد و خاطره شهدای انقلاب اسلامی که برای پیروزی انقلاب اسلامی جان خود را فدا کردند و همچنین یاد سردار سرافراز اسلام، سردار دلها، شهید سلیمانی و شهید فخریزاده و علمایی نظیر مرحوم آیتالله یزدی، آیتالله مؤمن، آیتالله شاهرودی و آیتالله مصباح یزدی که سهم بزرگی در پیروزی نهضت امام و بعد از انقلاب هم سهم بزرگی برای انجام وظایف دینی و تربیت شاگردان داشتند را گرامی داشت.
وی افزود: اگر بگوییم تمام اینها را از برکت وجود یک فرد الهی مانند امام خمینی (ره) داریم، اغراق نکردهایم و در واقع این راهی بود که امام راحل برای همه ما ترسیم و چراغی روشن کردند که تبدیل به نهضت و انقلاب اسلامی شد و بعد از آن هم این نظام به لطف خدا و با پشتیبانی مردم، مرز چهل سالگی را پشت سر گذاشت.
سخنگوی شورای نگهبان نگاه امام را یک نگاه راهبردی توصیف کرد که با استفاده از آموزههای اسلامی برای ملت ایران ترسیم کردند و سپس ادامه داد: امام راحل مصداق دقیق «مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ» و یک انسان خود ساختهای بودند که همه وجودش برای خداوند بود و با خودسازی که انجام داده بودند، توانست مردم را هدایت کند و نهایتاً وظیفه دینی خویش را انجام دادند و به همین دلیل انقلاب اسلامی مردم ایران یک انقلاب دینی و الهی شد و با آنچه که در کشورهای دیگر اتفاق میافتد، متفاوت بود.
وی با بیان اینکه مردم امام خمینی (ره) را باور کردند و همراه ایشان بودند، گفت: قبل از انقلاب اسلامی گروههای مختلف مبارز داشتیم که آوازه آنها نه تنها در ایران بلکه در خارج از کشور هم پیچیده بود اما موفقیتی نداشتند. شاید برای امثال ما که جوانان آن دوران هم بودیم، خیلی انگیزههای خوبی هم وجود داشت و مبارزه مسلحانه برای جوانان بسیار جاذبه داشت اما امام خمینی هیچگاه مبارزه مسلحانهای را شروع نکردند و تمام تکیهشان بر مردم بود و در نهایت هم با حضور مردم و هدایت الهی امام (ره) و راهنمایی صحیح ایشان، انقلاب اسلامی پیروز شد.
کدخدایی با تصریح اینکه امام راحل تعابیر زیادی برای انقلاب اسلامی مطرح کردند، یکی از این تعابیر را استقلال برشمرد و گفت: با کلیدواژه استقلال، انقلاب اسلامی راه خود را طی کرد تا به پیروزی رسید. البته استقلال از یک سو به مفهوم زیربار ظلم نرفتن، نفی استعمار، نفی استثمار، نفی ظلم رژیم طاغوت و از طرف دیگر خودکفایی در همه ابعادی که آثارش را تاکنون مشاهده میکنیم و بیشتر هم خواهیم دید.
عضو حقوقدان شورای نگهبان ادامه داد: امام معتقد بودند که نفی استعمار باید صورت گیرد ولی از آن طرف نیز باید خودکفایی در حوزه اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی انجام شود تا بتوانیم راه خود را ادامه دهیم.
سخنگوی شورای نگهبان تصریح کرد: طبیعتاً امروز ممکن است گاهی اوقات انتقادهایی هم از سوی برخی از جوانان و کسانی که دوره قبل از انقلاب را ندیدند، باشد و ممکن است این انتقادات هم درست باشد و کم کاری من و امثال من موجب این انتقادات شده باشد، این مسئله اشکالی ندارد اما وقتی بخواهیم قبل و بعد از انقلاب را مقایسه کنیم، فاصله بسیار زیادی مشاهده خواهیم کرد.
وی با تأکید بر اینکه امام خودباوری را در میان ملت ایران ایجاد کرد و آن زنجیرهایی که به دست و پای مردم ما توسط رژیم طاغوت و کشورهای استعماری بسته شده بود، را باز کرد، گفت: دولتهایی که بعد از انقلاب اسلامی بر روی کار آمدند، همگی در جهت تعالی و رشد کشور حرکت کردند و کم و بیش در این زمینه حرکت داشتهاند اما اصلاً نمیتوانیم وضعیت موجود را با قبل از انقلاب و زمان طاغوت مقایسه کنیم.
استاد حقوق دانشگاه تهران به شرایط اوایل پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: ۸ سال جنگ تحمیلی به مردم ایران تحمیل شد و همه کشورهای بزرگ و کوچک پشت صدام آمدند اما یک وجب از خاک ما به برکت خون شهدا و با تدابیر امام راحل کم نشد و بعد از امام هم با تدابیر رهبر معظم انقلاب این راه ادامه دارد.
کدخدایی در ادامه به نقش محوری ایران در مبارزه با داعش اشاره کرد و افزود: جمهوری اسلامی ایران توانست با کمک به کشورهایی مانند سوریه و عراق که بیش از ۷۰ درصد خاک آنها در تصرف تروریستهای داعش بود، این مناطق را آزاد کند.
سخنگوی شورای نگهبان تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران علیرغم همه فشارها و مسائلی که داشت، وظیفه خود میدانست که کشورهای حامی مقاومت را حمایت کند و بالاخره سردار شهید سلیمانی پایان داعش را اعلام کرد آن هم با وجود تمام تحریمها و مشکلات که البته اینها نعمتهای کمی نیستند.
وی در عین حال با پذیرش اینکه مشکلاتی وجود دارد و باید سعی کرد این مشکلات را برطرف کنیم، گفت: اگر جایی فساد و ناکارآمدی وجود دارد، باید با آن برخورد کرد و هیچکس با این موارد موافق نیست. در رأس این نظام فردی مانند حضرت امام خمینی بوده است و امروز همان مسیر هم توسط رهبر معظم انقلاب ادامه مییابد.
کدخدایی با تأکید دوباره بر مبارزه با فساد و مسئولان ناکارآمد گفت: باید عدالت، محور کارها باشد و این همان فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی است که هم در سخنرانی رسمی و هم در قالب سیاستها اعلام فرمودهاند و باید در قالب قانون اجرا شوند و این مسیری است که باید ادامه پیدا کند.
عضو حقوقدان شورای نگهبان در بخش دیگری از سخنان خود به بحث انتخابات اشاره کرد و آن را یکی از دستاوردهای بزرگ جمهوری اسلامی برشمرد و گفت: قبل از انقلاب، به هیچ عنوان انتخابات نداشتیم اما بعد از انقلاب و در نظام جمهوری اسلامی مردم محور شدند.
وی با تأکید بر اینکه انتخابات در این نظام یک امر فرمایشی نبوده و نیست و از روز اولی که مردم به نظام جمهوری اسلامی رأی دادند، تاکنون همین مردم پای صندوقها بودهاند، گفت: تاکنون دشمن هر کاری کرده که مردم را از این نظام جدا کند، موفق نشده البته نباید به این مسئله اکتفا کنیم و باید همچنان این مسیر را ادامه دهیم تا حضور مردم را همواره حفظ کنیم.
کدخدایی خواستار شناسایی و رفع عواملی که موجب کاهش حضور مردم در انتخابات میشود، شد و گفت: اگر مشکل در حوزههای اقتصادی است، مسئولان اجرایی تلاش بیشتری کند و اگر در حوزههای دیگری هم مشکلاتی وجود دارد، حتماً آنها بررسی و مرتفع شوند.
وی بر ضرورت حفظ و پاسداری از نظام جمهوری اسلامی تأکید کرد و گفت: امروز مردم به راحتی و با خواست خودشان به پای صندوقهای رأی میروند و کسی به آنها نمیگوید که به چه کسی رأی دهید، در صورتی که در برخی از کشورها اگر مردم در انتخابات حضور نیابند، جریمه میشوند.
سخنگوی شورای نگهبان با تأکید بر اینکه انتخابات بعد از انقلاب و در زمان جمهوری اسلامی مفهوم پیدا کرد، گفت: البته شرایط انتخابات در زمان اوایل انقلاب با امروز متفاوت بود چرا که وحدت سیاسی بیشتری وجود داشت و گروهها کمتر پراکنده بودند اما امروز فعالیت گروهها و احزاب بیشتر شده و نیاز است که قوانین کارآمدتری داشته و روشهای بهتری را برای جذب مشارکت حداکثری مردم در انتخابات فراهم کنیم.
کدخدایی با بیان اینکه اگر در نظام انتخاباتی ما اشکالاتی وجود دارد، باید آن را برطرف کنیم، گفت: انتخابات در همه دنیا یک کنش عظیم سیاسی و اجتماعی است و مردم با تشخیص و شناخت خودشان در آن حضور مییابند لذا لازم است که مشکلات آن برطرف شود.
وی این نکته را متذکر شد که شورای نگهبان ناظر قوانین است و پاسخگوی همه چیز نیست و نمیتوان همه مسائل را با ابزار وزارت کشور و شورای نگهبان تنظیم کرد زیرا اکنون رقابتها سیاسی شده و مفهوم دیگری پیدا کرده و باید به سراغ ابزارهای دیگر برویم. شاید لازم باشد جایگاه احزاب را بهتر تعریف کنیم.
عضو حقوقدانان شورای نگهبان ادامه داد: بخشی از وظایفی که ما داریم و اشکالاتی که ممکن است ایجاد شود، شاید مربوط به احزاب باشد و باید این قضیه ساماندهی شود تا بتوانیم پاسخگوی نیازهای مردم باشیم.
کدخدایی اظهار کرد: گاهی اوقات مشاهده میکنیم شورای نگهبان از هر دو طرف مورد اعتراض است که چرا فلانی تأیید شد یا فلانی تأیید نشد و گروهی میگویند تأیید باید انجام شود و برخی دیگر برخلاف آن نظر دارند در صورتی که شورای نگهبان قانون انتخابات دارد و باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کند و وظیفه ما هم رعایت مر قانون و رعایت بیطرفی است و نمیتوانیم بگوییم این جناح و آن جناح ارجحتر است.
وی اهمیت توجه به جذب مشارکت حداکثری مردم در انتخابات را یادآور شد و افزود: در بحث مشارکت مردم در انتخابات باید ارزیابی کنیم که سهم مباحث اقتصادی و معیشتی چند درصد است و باید آن را احصا کرده و مدنظر قرار گیرد.
سخنگوی شورای نگهبان بیان کرد: گاهی اوقات از ما خواسته میشود که خلاف قانون عمل کنیم، به عنوان مثال در انتخابات مجلس گفتند که موارد رد صلاحیت افراد را اعلام کنیم در صورتی که قانون چنین اجازهای به ما نداده بلکه قانون مقرر کرده است که باید این موارد به صورت محرمانه به افراد ارائه شود.
کدخدایی، رعایت قانون از سوی شورای نگهبان و وزارت کشور را عاملی جهت افزایش مشارکت مردم در انتخابات برشمرد و گفت: اگر در جایی هم قانون اشکال دارد باید این اشکال برطرف شود.
وی با بیان اینکه هماهنگیها و ارتباطات نزدیکی با وزارت کشور داریم، گفت: جلسات کارشناسی با حضور کارشناسان وزارت کشور و شورای نگهبان در این زمینه برگزار میشود و مباحث مطرح میشود تا بتوانیم کارشناسیتر عمل کنیم.
کدخدایی با تأکید بر اینکه شورای نگهبان ناظر نهایی است و قانون اساسی این وظیفه را به عهده این شورا گذشته است، گفت: اگر جایی اشکالی وجود دارد که به آن نظارت اخلال ایجاد میکند، طبیعتاً نظر شورای نگهبان حاکم است. البته ممکن است مسئولان اجرایی نظراتی داشته باشند که میتوانیم این نظرات را در جلسات کارشناسی مورد بحث و بررسی قرار دهیم.
سخنگوی شورای نگهبان در بخش پایانی سخنان خود از فعالیت ۴ ساله حسن جوکار در کسوت سرپرست دفتر نظارت و ارزیابی شورای نگهبان در سطح استان فارس قدردانی کرد و گفت: سابقه همکاری خوبی در انتخابات گذشته از سوی مسئولان ارشد استان با دفتر نظارت و بازرسی بر انتخابات داشتیم که جای قدردانی دارد و امیدواریم این همکاریها در دوره سرپرست جدید نیز ادامه داشته باشد.
در ادامه این مراسم، آیتالله لطفالله دژکام، نماینده رهبر معظم انقلاب در فارس و امام جمعه شیراز نیز با بیان اینکه رهبر عظیم الشأن انقلاب بسیار زمانشناس و موقعیتشناس هستند، ابلاغ بیانیه گام دوم انقلاب از سوی معظم له را مصداق این ویژگیها برشمرد و گفت: در این بیانیه رهبر معظم فرمودند در گام دوم عرصه وسیعی برای خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی به وجود آمد که باید این کارها را انجام دهیم.
وی با بیان اینکه در مرحله تمدنسازی عقب نیستیم و کار مرحله به مرحله جلو میرود، گفت: گاهی اوقات این پرسش مطرح میشود که تقسیم کار چگونه انجام میشود و چه کسی باید در کجا تصمیم بگیرد که باید اینها بر مبانی خودش استوار شود.
آیتالله دژکام، وظیفه شورای نگهبان را در این زمینه سنگین توصیف کرد و گفت: باید آموزشهای لازم انجام شود تا هر کسی آگاهانه وارد انتخابات شود.
امام جمعه شیراز با تأکید بر اینکه در عرصه مدیریت اخلاق و توانمندی مدیر بسیار کارساز است گفت: همه ما در هر جایی که مسئولیتی داریم باید بدانیم که زیر ذرهبین الهی قرار داریم و باید جواب دهیم. امیدواریم به آن نقطه مورد نظر خود برسیم و انسانهایی باشیم که در چارچوب خواست خدا عمل کنیم.
عنایتالله رحیمی، استاندار فارس هم در این نشست با تأکید بر اینکه انقلاب اسلامی ایران هیچگاه وابسته به یک جناح و شخص نبوده است، گفت: همگی این اعتقاد داریم که ضامن این انقلاب و حافظ آن حضرت بقیه الله الاعظم (عج) است و حتماً مسیر تکاملی خود را طی میکند.
وی با تصریح اینکه امروز نظام جمهوری اسلامی دستاوردهای بسیار خوب و شگرفی در ابعاد مختلف استانی، منطقهای، ملی و بینالمللی دارد، گفت: شرایط امروز اصلاً قابل قیاس با قبل از انقلاب نیست و آمارها چنین چیزی را ثابت میکنند و انتخابات هر ۴ سال یکبار در چارچوب قانون اساسی برگزار میشود.
رحیمی در ادامه با ذکر این نکته که شورای نگهبان مورد اعتماد مردم و نظام بوده و پاسدار فرایند انتخابات است، گفت: شورای نگهبان همواره تلاش کرده تا بر مبنای قانون و شرع عمل کند و همیشه هم در این زمینه اثرگذار بوده است.
استاندار فارس، وظیفه دستگاههای اجرایی را در برگزاری انتخابات یادآور شد و گفت: وظیفه ما در این راستا اجرای انتخابات سالم، ایمن و با امنیت است که حتماً در انتخابات آینده هم این نکات را رعایت خواهیم کرد.
وی با تأکید بر اینکه باید راهکارهای مختلفی برای جذب مشارکت حداکثری مردم انجام دهیم، گفت: یکسری اقدامات باید انجام دهیم تا مردم امیدوارتر به آینده و پرشورتر و با نشاط تر به عرصه انتخابات ورود پیدا کنند و قطعاً با تلاش و کار انتخابات خوبی خواهیم داشت.
همچنین در این مراسم حسن جوکار، سرپرست سابق دفتر نظارت و بازرسی شورای نگهبان در استان فارس هم با ذکر این نکته که ۴ سال در این مرکز مشغول به خدمت بوده است، گفت: خدا را شاکرم که توانستهام در طول ۴۰ سال انقلاب اسلامی، مسئولیتهایی هم در شورای نگهبان داشته باشم که البته تجربه بسیار خوبی بود.
وی با تأکید بر اینکه مسئولیت شورای نگهبان را آگاهانه پذیرفتم و کارها را با مشورت و هماهنگی دوستان انجام میدادیم، گفت: باید تلاش کنیم تا محور کلیه فعالیتهای حبلالله و وحدت و رویش باشد.
حجتالاسلام محمد عباسزاده جهرمی، سرپرست جدید دفتر نظارت و ارزیابی شورای نگهبان استان فارس هم بهعنوان آخرین سخنران این نشست ضمن قدردانی از فعالیتهای انجام شده در این دفتر، بر لزوم روند وحدت و همگرایی با نهادهای مختلف استان به خصوص در بحث انتخابات تأکید کرد و گفت: برنامهریزیهای خود را مبتنی بر وحدت و انسجام انجام خواهیم داد.
در پایان این نشست نیز از زحمات ۴ ساله حسن جوکار قدردانی و حجتالاسلام محمد عباسزاده جهرمی بهعنوان سرپرست جدید دفتر نظارت و ارزیابی شورای نگهبان استان فارس معارفه شد.
خبرگزاری مهر، گروه سیاست – هادی رضایی؛ اگرچه بیش از یک سال است از شهادت سپهبد سلیمانی میگذرد اما باور اینکه دیگر او در میان ما نیست برای همه مردم ایران و مظلومین جهان سخت است. آنهایی که نجات جان و مال و ناموس خود را مدیون تلاشهای شبانه روزی حاج قاسم و همرزمانش میدانند، هنوز غمی بزرگ در سینه دارند که چگونه آمریکایی که داعیه مبارزه با داعش و گروههای تکفیری را سر میدهد خود به شیوهای ناجوانمردانه دست به ترور بزرگترین سردار مقابله با تکفیر و تروریسم میزند و به این اقدام غیر انسانی و ناجوانمردانه نیز میبالد. اگرچه در یکی دو سال اخیر مطالبی درباره حاج قاسم و تلاشهای او برای عزت ایران و اسلام منتشر شده است اما هنوز بخش عظیمی از مجاهدتهای چهل سالهی او ناگفته مانده و شاید همچنان این مجاهدتها از دید همگان پنهان بماند همانگونه که همواره خود حاج قاسم میخواست در گمنامی بماند.
واکنش حاجقاسم به حوادث آبان ۹۸/جنگ سردار با سه گروه در افغانستان
در سالگرد شهادت حاج قاسم برای بیشتر شنیدن از مجاهدتها و ویژگیهای شخصیتی این بزرگمرد با «حجتالاسلام عبدالله حاجی صادقی» نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به گفتگو نشستیم.
متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
در آستانه سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی هستیم، در ابتدا مختصری در مورد نحوه آشنایی خود و همکاریهایی که در این چهل سال با ایشان داشتید بگویید؟
چطور میشود یک انسان زندگی و شهادتی پر از برکت داشته باشد، حاج قاسم انسانی بود که با کسب عبودیت خدا هم عمری پر برکت و هم شهادتی پر برکت داشت که باید به او تبریک گفت زیرا حاج قاسم گمشده خود را پیدا کرد. او با این شهادت فریاد فُزتُ و رَبّ الکَعبه سرداد و به جبهه انقلاب و رهبر انقلاب هم به خاطر تربیت چنین انسان وارسته ای تبریک عرض میکنم، به خودمان هم تسلیت میگویم که ایشان را از دست دادیم.
آشنایی من با حاج قاسم به دوران دفاع مقدس برمیگردد، زمانی که حاج قاسم به عنوان فرمانده لشکر ثارالله مشغول فعالیت بود که یکی از لشکرهای توانمند و منسجم بود. یکی از ویژگیهای خاص او مسائل معنوی اش بود. خاطرهای خدمت حضرت آقا گفتم، میخواهم دوباره عرض کنم؛ در یک مقطعی عراق دوباره مهران را از ما گرفته بود، از بالا دستور آمد که باید مهران پس گرفته شود، جلسهای در قرارگاه گذاشته شد.
فرمانده قرارگاه تشخیص داده بود که اگر مهران را از دست عراقیها بگیریم اما تپههای مشرف بر مهران به نام قلاویزان را نگیریم، گرفتن مهران ارزشی ندارد. چون دشمن بر این تپهها مسلط بود و هر وقت اراده میکرد میتوانست دوباره مهران را از ما بگیرد پس میبایست اول تپههای قلاویزان را میگرفتیم و فتح تپههای قلاویزان کاری دشوار بود چون دامنهای صاف داشت و راه پنهانی نداشت و عراقیها در بالای تپه مستقر بودند کوچکترین حرکتی در این دامنه را به سرعت منهدم میکردند.
فرمانده قرارگاه در آن جلسه پرسید که چه کسی برای مانور و عملیات داوطلب میشود و چندینبار از لشکریانش درخواست داوطلب کرد، همه میدانستند که رفتن به آنجا رفتن به قتلگاه و کاری بسیار دشوار است. حاج قاسم که در آن زمان جوانی زیبا روی بود بلند شد و با لهجه کرمانی گفت: دو گردان دارم که خوب گریه میکنند، به لطف الهی با این دو گردان تپههای قلاویزان را میگیرم، نگفت دو گردان آموزش دیده و قوی دارم. حاج قاسم با همین دو گردان رفت و تپهها را گرفت.
حاج قاسم معنویت، عبودیت و اخلاص را در وجود خودش و مجموعهای که با آنها کار میکرد تقویت میکرد
مرحوم شهید میثمی که نماینده امام در قرارگاه خاتم بودند خواستند بروند و از این دو گردان بازدید کنند گفت ببینم این دو گردانی که حاج قاسم به وسیله آنها تپههای قلاویزان را فتح کرد چطور هستند، ایشان وقتی برگشت گفت ۹۰ طلبه تبلیغی رزمی در دو گردان لشکر ثارالله بودند. حاج قاسم از همان آغاز مثل بسیاری از فرماندهان دیگر ما معنویت، عبودیت و اخلاص را در وجود خودش و مجموعهای که با آنها کار میکرد تقویت کرده بود و در نیروی قدس هم این کار را محقق کرد.
من از همان دوران دفاع مقدس با ایشان افتخار آشنایی داشتم، در دوران فرماندهی حاج قاسم در نیروی قدس این آشنایی بیشتر شد، حاج قاسم ۲۲ سال نیروی قدس را فرماندهی کردند، در این اواخر به خاطر بعضی از ضرورتها در نشستهای خصوصی با هم بودیم. از همان اول که قضایای سوریه پیش آمده بود درخواست کردم که به آنجا بروم در آن زمان مسئولیت فعلی را نداشتم اما ایشان موافقت نمیکردند، حضرت آقا به ما فرموده بودند زمانی مجاز هستید به سوریه بروید که آقای قاسم سلیمانی با شما موافقت کنند و بدون اجازه ایشان نمیشود. بعد از مدتی ایشان اجازه داد که به سوریه و لبنان بروم و چند وقت بعد از اینکه از آنجا برگشتیم گفتند یک سفر هم به عراق بروید. بعد از آن دیدارهایمان باهم بیشتر شد و توفیق بهره مندی و همنشینی با این انسان بزرگ خدا را داشتیم.
آخرین باری که حاج قاسم را دیدید چه زمانی بود و چه حرفهایی بین شما رد و بدل شد؟
حاجقاسم بعد از اتفاقات آبان ۹۸ غصه میخورد و میگفت چرا با مردم ما اینطور بازی میکنند تا آنجا که خاطرم هست بعد از اتفاقات آبان سال ۹۸ جلساتی گذاشته شد، حاج قاسم را در آن جلسات دیدم که بسیار آشفته و درهم بود، غصه میخورد و میگفت «چرا با مردم ما اینطور بازی میکنند.» حاج قاسم خدا و مردم را مقابل هم نمیدید. او بسیار دغدغه و درد مردم را داشت. این عشقی که مردم نسبت به او ابراز کردند به خاطر این بود که تمام وجود او عشق به مردم بود.
میدانید که یکی از ویژگیهای حاج قاسم توانمندی مدیریت بحران بود او ضمن اینکه این توانمندی را داشت، نسبت به مردم بسیار دل رحم بود و دلش میسوخت که چرا ما باید شاهد این مسائل باشیم که بخشی از جوانهای ما اسیر نقشههای دشمنان شوند. غصه بچههایی را میخورد که فریب خورده بودند و به خیابانها آمده و اغتشاش میکردند. میگفت که غصه می خورم چرا این جوانها به جای اینکه در صف گروههای انقلاب باشند و از انقلاب دفاع کنند، بازیچه شدند؛ آخرین دلواپسی ایشان همین بود.
به نظر شما حاج قاسم چه ویژگیهایی داشت که از او یک شخصیت چند بعدی و محبوب در سطح بین الملل ساخت؟
خدا به عمر و مرگ حاج قاسم برکت داد. من به اینکه چرا حاج قاسم اینطور تأثیرگذار بود بسیار فکر کردهام و به آنها اشاره میکنم. اولاً عرض کنم شهادت حاج قاسم سه بعد دارد یکی برای خود ایشان. دنیا بداند شهادت برای حاج قاسم رسیدن به مقصود و آرزویش بود، برای حاج قاسم شهادت آزادی بود، او پیرو مولایی بود که شهادت را فُزت وَ رَبّ الکَعبه میدانست، بنابراین دشمن فکر نکند که به حاج قاسم ضربه زده است بلکه حاج قاسم را به مقصودش رسانده است.
حاج قاسم برای مکتب انقلاب اسلامی و برای انقلاب احیاگر بود چون خدا به ما آموخته شهید فقط زنده نیست بلکه زنده کننده هم هست. حاج قاسم شهادت بسیار با برکتی داشت زمانی فکر میکردم که حاج قاسم شهادت را برای خودش آرزو میکند چون میخواهد زودتر از قید دنیا آزاد شود ولی بعد از شهادتش فهمیدم که اشتباه میکردم؛ حاج قاسم میدانست که شهادتش چه حماسهای میآفریند، میدانست که زحمات ۴۰ سالهاش با خونش استوار، پایدار و تضمین میشود.
یکی از آخرین دغدغههای حاج قاسم فتنه افکنی دشمن بین ملتهای ایران و عراق بود
حاج قاسم میدانست یک چیزی کم دارد و آن چیزی که کاستی او را از بین میبرد خون اوست. یکی از واپسین دغدغههایش در روزهای آخر نگرانی فتنه افکنی دشمن بین ملتهای ایران و عراق بود اما شهادتش هم طوری بود که با یک حاج قاسم عراقی بنام ابو مهدی در کنار هم شهید شدند حتی خونشان و تکههای بدنشان با هم مخلوط شد و این پیوند را ناگسستنی کرد. بعضیها قبل از شهادت ایشان میگفتند حاج قاسم در عراق چه کار دارد و دیدند که حاج قاسم در عراق و برای نجات مردم عراق جانش را داد، آنها میدانند موصل را حاج قاسم برایشان آزاد کرد.
بعد سوم حاج قاسم به عنوان یک مکتب بود، جواب سوال شما همین است. چه چیزی است که حاج قاسم را مکتب کرد، حاج قاسم تربیت شده مکتب امام و رهبری بود که مکتب امامت و هدایت است. در جریان کربلا یک مکتب امام حسین (ع) داریم که همان ولایت و یک مکتب حضرت ابوالفضل (ع) است که مکتب سربازی و ولایت مداری است. حاج قاسم مکتب ولایت مداری و سربازی را به ما یاد داد. اینکه میگویند چه انسانهایی باید باشند تا امام زمان ظهور کند اگر بخواهیم یک الگو معرفی کنیم بدون شک آن شخص حاج قاسم است.
اولین ویژگی شخصیتی سردار سلیمانی جامعیت بود، حاج قاسم در متن نظامی گری یک انسان بسیار عاطفی و مهربان بود، در متن سیاست معنویت داشت، هرگز عرفان او را از جهاد و جهاد او را از عرفان باز نمیداشت، علم و ایمان را به عنوان دو بال پرواز داشت. ایمان غیر عالمانه ما را به تحجر و علم غیر از ایمان هم ما را به سمت روشنفکری منفعل میکشاند اما هر دوی اینها در کنار هم دوبال پرواز هستند.
حاج قاسم در صحنهای که باید سخن میگفت سخنرانی استوار و منطقی میکرد. در جایی که باید تصمیم میگرفت جامع تصمیم گیری میکرد. اما معنای جامعیت چیست؟ به قول آقای مطهری در اسلام انسان عابد تنها کامل نیست، عالم تنها کامل نیست، مجاهد تنها کامل نیست، در اسلام انسانی کامل است که همه ارزشهای انسانی را به طور هماهنگ با هم داشته باشد. حاج قاسم یکی از ویژگیهایش این جامعیت فوق العاده بود. مثلاً حاج قاسم در میدان جنگ به طور قاطعانه تصمیم میگرفت و به شدت عمل میکرد اما در محراب نماز، در روضه امام حسین، در نماز شب با حالتی عاطفی حضور داشت. او از مردم میپرسید آیا از من راضی هستید، کفن و پارچهای را برداشته و به سوی علما و مؤمنین رفته بود تا برایش امضا کنند، یعنی هم در تعبد و هم در تعقل محکم بود، این ویژگی بسیار مهم او بود.
خیلیها را سراغ داریم که دلشان میخواهد ولایتمدار باشند اما قدرت درک درست از ولایت و مواضع ولایت را ندارند ویژگی دومی که حاج قاسم را بزرگ کرد ولایت مداری در بالاترین درجه بود، سرباز ولایت بود. حاج قاسم نسبت به رهبری گیرندگی بالایی داشت و خوب مسائل را میفهمید امروز خیلیها را سراغ داریم که دلشان میخواهد ولایتمدار باشند اما قدرت درک درست از ولایت و مواضع ولایت را ندارند، حاج قاسم هم در فهم و هم در عمل ولایت مدار بود. همه او را سردار دلها، سر دار سرداران میدانستند اما خودش میگفت من سرباز ولایت هستم و این مدال افتخار بسیار بزرگ است و خیلی جاها ما از حاج قاسم این ویژگی را در عمل دیدیم.
سومین ویژگی او نگاه وسیع و بلندش به همه جهان بود که متعلق به ایران نبود، دغدغه همه عالم اسلام و بشریت را داشت، عاشق و حامی محرومان جهان بود، البته نسبت به برخی عشق عجیبی داشت مثلاً نسبت به فرزندان شهدا بسیار دلسوز بود وقتی بچه شهیدی میدید دیگر حاج قاسم نبود و در آن حالت بسیار منفعل میشد مثل مولایمان امیرالمومنین نسبت به یتیم و فرزند شهید خود را کوچک میکرد اما در نگاه کلان جهان را میدید.
چهارمین ویژگی او توانمندی و قدرت فرماندهی اش بود، حاج قاسم قدرت تصمیم گیری به موقع و ریسک پذیری بالایی داشت، برخی بصیرت دارند اما صراحت و شجاعت ندارند. حاج قاسم این طور نبود قدرت مدیریت بحران و جسارت و جرأت را در بحث مدیریتی با هم داشت مثلاً زمانی که فرودگاه دمشق در محاصره کامل بود نه با سلاحهای موشکی بلکه با کوچکترین سلاحها هم میتوانستند هواپیما را بزنند، ایشان در این شرایط سوار هواپیما شد و گفت روحیه نیروهای سوری دارد خرد میشود. حاج قاسم تشخیص داد که با هواپیما در همان فرودگاه بنشیند که خود این کار دشمن را متزلزل و نیروهای خودی را استوار و ثابت قدم کرد. خیلیها در مورد اینکه در یک جایی عملیات انجام شود یا خیر مردد بودند اما حاج قاسم این ویژگی را داشت که به موقع تصمیم بگیرد، در تدبیر تحت ولایت الهی بود، من معتقدم حاج قاسم را خدا مدیریت میکرد.
زمانی که فرودگاه دمشق در محاصره کامل بود، حاجقاسم تشخیص داد که با هواپیما در همان فرودگاه بنشیند حاج قاسم چون جاهَدوا فینا را انجام داده بود لَنَهدیِّنَهم سُبُلَنا برایش محقق شده بود، گویی خدا از زبان و دست حاجقاسم حکم و فرمان میداد، این چیز عجیبی نیست خدا میگوید اگر کسی عاشق من شد من هم عاشق او میشوم، عاشق دستش، چشمش، گوشش و زبانش میشوم.
ویژگی دیگر حاج قاسم منطق مستحکم و استوارش بود، او در تعاملات دیپلماتیک بسیار تأثیرگذار بود، با شخصیتهایی مثل سید حسن نصرالله، رئیس جمهور سوریه و ابرقدرتی مثل روسیه و پوتین دیدار کرد و او را متقاعد کرد به سوریه بیاید و با تروریسم تکفیری و داعش تولید شده توسط آمریکا بجنگد، شخصی که میتوانست این کار را انجام بدهد حاج قاسم بود حتی دیپلماتهای رسمی ما نتوانستند روسیه را به میدان جنگ با آمریکا در جبهه دفاع از مظلوم بیاورند، حاج قاسم چنین شخصیتی داشت. آقای پوتین آدمی نیست که تحت تأثیر قرار بگیرد، بسیار سیاستمدار است اما وقتی با حاج قاسم صحبت کرد گفت متقاعد شدم.
ویژگی دیگر او اخلاص فوق العاده اش بود و شاید همه چیز به این موضوع برگردد. چرا خدا حاج قاسم را یک شخصیت برجسته کرد چون حاج قاسم میخواست گمنام بماند اما خدا گفت من تو را نشان خواهم داد، این یک سنت الهی است. واقعاً حاج قاسم دنبال این بود که او را نبینند در جلساتی که حضور داشت جایی مینشست که دوربین نباشد وقتی به او میگفتم بیا به فلان جلسه برویم میگفت نگرانم که جلسه به هم بریزد، شما اطلاع دهید که من آمده بودم، حاج قاسم هیچ وقت خودش را نمیدید، غرق در بندگی خدا بود و لذا خدا هم به او این جایگاه رفیع را داد.
ویژگی دیگر او ساده زیستی است، حاج قاسم زندگی خیلی ساده و آزاد از دنیا داشت، من شهادت میدهم در مدتی که با ایشان بودم او دنیا را مزرعه آخرتش کرده بود، از دنیا برای ساخت آخرتش استفاده میکرد، چون اسلام میگوید اینقدر به دنیا بد نگویید، دنیا ظرف ساختن ابدیت است. حاج قاسم ۶۳ سال عمر کرد از ۲۳ سالگی دوران انقلاب شروع شد، او در این چهل سال چه کرد که چنین آخرتی برای خود ساخت. مکتب حاج قاسم به ما یاد میدهد تا در دنیا هستید آخرت خود را بسازید.
ویژگی دیگر او روحیه عاشورایی و حسینی است. اینکه حاج قاسم میگفت ما پیرو امام حسینیم ما پیرو شهادتیم، چه چیزی میخواست به ما بگوید؟ مگر امام حسین (ع) چه گفت که حاج قاسم از او آموخت؟ به امام حسین (ع) گفتند آقا دارید به کربلا می روید آنجا کشته میشوید، گفت می دانم؛ گفتند فرزندانت اسیر خواهند شد، گفت می دانم؛ گفتند پس چرا می روید؟ گفت می دانم نتیجه عملیات کشته شدن خودم و فرزندانم و اسارت زن و فرزندانم است. این فرموده امام حسین (ع) مکتب حاج قاسم را میسازد.
امام حسین (ع) گفت یا باید فاتحه اسلام خوانده شود یا شهادت نامه من نوشته شود، من سر میدهم اصغر و اکبر را میدهم تا دین خدا سر ندهد؛ همین را شاگرد مکتب امام حسین حضرت ابوالفضل یاد داد اِنّی اُحامی اَبدا عَن دینی و عَن اِمام صادق یَقینی من دستم، پایم و همه چیزم را میدهم اما دینم را نمیدهم، حاج قاسم یاد گرفته بود که همه چیزش و زندگیش را بدهد اما دین خدا و انقلاب را ندهد؛ لذا هرجایی میرفت فرهنگ عاشورایی را زنده میکرد.
یک ویژگی دیگر او تکلیف گرایی برخاسته از تکلیف شناسی بود، او هر کجا بود میتوانست بفهمد الان خواسته خدا از او چیست و محکم روی این تکلیف شناسی میایستاد، خلاصه حاج قاسم مصداق آیات فراوانی از قرآن بود. در قرآن آیات فراوانی داریم که من میتوانم بگویم حاج قاسم مصداق آنها بود مثل آیاتی که میگوید کسانی که اهل ایمان و عمل صالح باشد خدا محبتش را در دل آنها قرار میدهد و یا اَشِداءُ عَلی الکُفار و رُحَماءُ بینَهُم بودن و بسیاری از آیات دیگر مصداق او بود.
یکی از ویژگیهای حاج قاسم نگاه ایشان به جامعه بود و تاکید ایشان به وحدت و جذب حداکثری، در یکی از سخنرانیهای آخر خود قبل شهادت هم تاکید داشتند که از راندن افراد دوری کنیم، نگوییم فلانی چپی و فلانی راستی است، اصولگرا یا اصلاح طلب است، همه اینها فرزندان ما هستند، نظر شما در خصوص این بُعد شخصیتی حاج قاسم چیست؟
او به معنای واقعی ولایت را میفهمید و به همین جهت همانطور که ولایت به همه جا تعلق دارد حاج قاسم هم به همه تعلق داشت. او میگفت ببینید حضرت آقا میفرمایند دشمن و جبهه استکبار با یکدیگر خوب نیستند و نامتجانس هستند اما با هم وحدت دارند، میگفت ما جنسمان یکی است و باید تنوع را بپذیریم، میگفت آنچه که میتواند جبهه انقلاب را در برابر جبهه استکبار مقاوم نگه دارد انسجام و وحدت است.
حاجقاسم دسته بندیهای درونی جامعه را بازی خوردن توسط دشمن میدانست
حاجقاسم این دسته بندیهای درونی را بازی خوردن توسط دشمن میدانست، او میدانست که این مسائل دعوا نیست. گاهی گلایههایی پیش میآمد که فلان جریان اینطور عمل کرده میگفت آنها نمیفهمند، سراغشان برویم، به خود من و بعضی از دوستان پیشنهاد کردند که پیش فلان جریان برویم و حرفهایمان را بزنیم، ما هم میگفتیم فایده ندارد، میگفت من تجربه کردهام ما نباید دست برداریم.
او از فرهنگ قرآن آموخته بود؛ خدا به موسی میگوید که حتی فرعون را هم رها نکن. زمانی من به او گفتم چرا به فلان جریان انقدر محبت میکنی، گفت من برای اینکه نیروهای انقلاب و سربازان حضرت آقا همه به وحدت برسند دست هرکسی را می بوسم. ایشان یک تکه کلام داشت که میگفت دست بوسم، به او گفتم چرا فلان جا این کلمه را نوشتی، گفت من برای انقلاب دست که هیچ پا هم میبوسم.
شما چه نقشی برای حاج قاسم سلیمانی در شکل گیری محور مقاومت قائل هستید؟
من عامل اصلی شکل گیری جبهه مقاومت را فرمانده حاج قاسم یعنی حضرت آقا میدانم؛ اما اینکه بفهمیم حضرت آقا چه میخواهد، خیلیها ادعا میکنند الان هم میگویم که همه خوب و ولایت مدار هستند اما اینکه عمق مطالبات ایشان را بفهمیم و این باور را داشته باشیم که میتوانیم خواسته ایشان را محقق کنیم بسیار مهم است.
حاج قاسم فهمید تنها عاملی که استکبار را زمین میزند، گفتمان مقاومت و ولایت است
حاج قاسم میفهمید که حضرت آقا میخواهد گفتمان حاکم بر منطقه گفتمان مقاومت باشد، نه سازش با دشمن. حاج قاسم فهمید تنها عاملی که استکبار را در منطقه به زمین میزند هیچ گفتمانی جز گفتمان مقاومت و ولایت نیست. من نفر اول را ایشان و نفر دوم را سید حسن نصرالله می دانم. وقتی که خدمت سید حسن رفتم و ولایت مداریش را دیدم از خودم خجالت کشیدم. در زمان حیات حاج قاسم بود که سید حسن میگفت ما در ولایت مداری شاگرد مکتب حاج قاسم هستیم.
حاج قاسم این مکتب را چگونه انجام داد؟ اَلّذین قالوا رَبُنا الله اش این بود که فهمید ولایت چه میخواهد ثُمّ اَستَقاموی او این بود که خیلی زجر کشید، او در این ۲۲ سال خیلی زحمت کشید، رفت و آمد کرد و با خیلیها نشست، خیلیها او را تحویل نگرفتند، خیلی جاها از او قدرشناسی نکردند، اما ایستاد. او دنبال این نبود که کسی از او تشکر کند، خیلی جاها آنطور که شایسته بود با او رفتار نشد، اما ایستاد.
حاج قاسم در افغانستان با آمریکا، جریانات انحرافی و گروههای ضد انقلاب در جدال بود گفتمان مقاومت که آمریکاییها را شکست و آنها را در سراشیبی سقوط قرار داد و امروز به برکت انقلاب اسلامی و گفتمان مقاومت مرگ تدریجی آمریکا را رقم زده، حاصل نقش دوم و نقش عملیاتی حاج قاسم بود. هدایت و فرماندهی توسط حضرت آقا بود. از دست رفتن سردار سلیمانی برای حضرت آقا سنگین بود، نمازی مثل نماز حضرت آقا بر حاج قاسم دیده نشده و هیچ جای دیگر رهبرمان اینطور ناراحت نبودند و فرمودند کسی را از دست دادم که هم من و انقلاب را خوب میفهمید و هم خوب عمل میکرد.
من نقش اول عملیاتی را حاج قاسم میدانم، حاج قاسم گفتمان مقاومت را گفتمان غالب همه مدیران کرد، خیلیها باور داشتند حاج قاسم مقاومت را گفتمان کرد. روزی مقاومت یک نظریه بود و گفتمان نشده بود اما امروز حتی کسانی که این گفتمان را قبول نداشتند به تأثیر آن برای پیشبرد اهداف و منافع ملی در آوردگاههای دیپلماسی و مذاکره در موضوعات مرتبط پی بردهاند و پشتشان به گفتمان مقاومت گرم است.
بخشی از فعالیتهای حاج قاسم و نیروی قدس سپاه در افغانستان بود، در این باره لطفاً مطالبی را برای مخاطبان ما بفرمائید؟
حاج قاسم همه جا حضور داشت و هر جایی که حضور داشت دنبال این نبود که آدمی با خود ببرد و میگفت همان جا بهترین جوانان را دارد. او در لبنان با بچههای حزبالله لبنان کار میکرد، با وجود حاجقاسم ارتش سوریه چه بود و چه شد. شهید همدانی یکی از دست پروردههای حاج قاسم روزی پیش من آمد و راجع به ارتش سابق سوریه برایم گفت که چه بوده و حاج قاسم در آنجا چه تأثیری گذاشته است، همین کار را در افغانستان و در عراق انجام داد.
حاج قاسم در افغانستان با دو جبهه در جدال بود، یکی آمریکا و دیگری جریانهای انحرافی و گروههای ضد انقلاب در افغانستان و هدفش این بود که مردم خودشان مصلحت خود را تشخیص دهند و صلاح شان بردگی آمریکا نیست.
درباره فاطمیون شایعاتی وجود دارد که اینها را به زور به سوریه بردهاند، فاطمیون چه کسانی بودند و چطور داوطلبانه به سوریه آمدند؟
لشکر امام زمان محدودیت جغرافیایی ندارند وقتی پرچم لا اله الا الله بلند میشود همه با هم متحد میشوند. در صورتیکه ما و عراق زمانی با هم دشمن بودیم. یکی از خدمات بزرگ حاج قاسم گسترش مرزهای جبهه مقاومت بود زیراکه اسلام و جغرافیایش، باور و عقیده اش بود و نه خاکش.
فاطمیون عمدتاً داوطلب و در ابتدا از افغانیهای مقیم ایران بودند، اینطور نبود که ایشان از افغانستان نیرو ببرد، خودشان داوطلبانه آمدند و گفتند میخواهیم در جنگ حضور پیدا کنیم. قاسم در ابتدا تعدادی از آنها را برد اما بعداً که دید داوطلبان زیادی آمدهاند به آنها سازمان بخشید.
آمریکاییها فهمیدند حاج قاسم اگر یک دهه دیگر زنده میماند نه تنها فاطمیون افغانی و زینبیون پاکستانی بلکه نیروهایی از آمریکا، انگلیس و فرانسه دورش جمع میشدند
عزیزانی از پاکستان آمده بودند به آنها سازمان داد، کم کم سایر داوطلبین هم آمدند. حاج قاسم از سراسر دنیا داوطلبان زیادی داشت. خدا آمریکاییهایی که حاج قاسم را از ما گرفتند نابود و ذلیل کند، آمریکاییها فهمیدند حاج قاسم اگر یک دهه دیگر زنده میماند نه تنها فاطمیون افغانی و زینبیون پاکستانی بلکه نیروهایی از آمریکا، انگلیس و فرانسه دورش جمع میشدند، چون انقلاب به سایر نقاط جهان صادر شده است، امام به دنیا فرمودند ما سنگرهای کلیدی جهان را فتح میکنیم، همه تصور کردند منظور امام سازمان ملل است اما منظور امام قلوب ملتها بود که فتح شد.
حاج قاسم قلوب مردم را تصرف کرده بود مگر حاج قاسم کسی یا چیزی را به یمن برده بود، خیر حاج قاسم یک اندیشه به یمن برد و آن گفتمان مقاومت بود و میگفت ما باید از یمنیها، از مردانگی و استقامت شأن یاد بگیریم. حاج قاسم گفتمان مبارزه با استکبار و ظلم ستیزی را گسترش داد و همه دورش جمع شدند. تعبیر من این است که حاج قاسم به دنبال آنها نرفت و وقتی حرف حق را زد همه به دور او جمع شدند. همه عشق میکردند که با حاجقاسم باشند.
داعش و جبهه النصره و سایر گروهها با اعتقادات مردم کار داشتند، ادعای اسلام داشتند و همیشه دم از قرآن میزدند و اعتقاد داشتند که با کشتن افراد به بهشت میروند، حاج قاسم توانست در این صحنه مسموم افراد را جذب و این فتنهها را خنثی کند، راهبرد حاج قاسم در این حوزه چه بود؟
در زمان فتنه مدیریت کردن امور بسیار سخت است. امام علی (ع) میگوید: فتنه تاریک کننده فضاست. داعش و امثالهم فتنه گر بودند، با شعار شهادت فضا را تاریک میکردند. کسی که دوستش شهید میشد میگفت ای وای دوستم ناهار مهمان رسول الله است، فکر نکنید این موضوع طنز است من خودم این را از نزدیک دیدم، شهید همدانی تعریف میکرد که نوجوان ۱۷ سالهای را به خاطر سن کمش نزده بودند، این نوجوان گریه میکرد و میگفت: بیانصاف ها رفیقانم بر سر سفره پیامبر نشستهاند اما شما نگذاشتید من بروم.
در صدر اسلام بسیاری از افراد نتوانستند در زمان فتنه کنار علی بن ابی طالب بمانند و گفتند انا شَککنا فی هذا با مسلمان جنگیدن سخت است، میگفتند جنگ در زمان پیامبر جنگ با کفار و کاری آسان بود اما جنگ با فرد نماز شب خوان سخت است.
حاج قاسم فهمید در فتنه داعش، دین علیه دین قیام کرده است
حاج قاسم عماری بود که هم خودش خوب میفهمید دین بر علیه دین قیام کرده است. تشخیص این بسیار سخت است آن جایی که به اسم دین افراد را بکشند قرآن بیاورند که قرآن را به سر نیزه بزنند. حاج قاسم میفهمید کجا قرآن سر نیزه است و قدرت این را داشت که به سایرین بفهماند قرآن آوردهاند که قرآن را از بین ببرند، این توانمندی حاج قاسم و نیروی قدس بود. حاج قاسم میراث بزرگی برای ما گذاشت و آن نیروی قدس بود، او بچههایی تربیت کرده که مثل خود ش گمنام هستند گرچه او بعداً نامش پرآوازه شد.
ما کسانی را داریم که در مکتب حاج قاسم بزرگ شدند و استکبار باید بداند بچههای حاج قاسم انتقام او را خواهند گرفت، خدا و انسانهای الهی صبرشان زیاد است. شخصی در زمان پیامبر گفت: یا رسول الله دشمن دارد مدینه را میگیرد، شما دارید دور خود خندق میکنید و وعده میدهید که روزی امپراطوری روم را میگیریم و با تمسخر گفت: زودتر این گودال را بکنید که دشمن به شهر ما نیاید، نمیخواهد امپراطوری را بگیرید! خدا آن شخص را زنده نگه داشت و دید که چطور امپراطوری ها به دست مسلمانان افتاد، بچههای حاج قاسم این کار را انجام خواهند داد.
در پایان اگر سخنی با مخاطبان ما دارید بفرمائید؟
دوری حاج قاسم بسیار سخت است، لحظه آخری که ایشان را در قبر میگذاشتند آنجا بودم، برای خانوادهاش بسیار سخت بود، اما چیزی که ما را آرام میکند این است که حاج قاسم جای بسیار خوبی و عند ربهم رفت. آرزوی ما این است اگر مَن قضا نَحبه نبودیم از مِنهُم مَن یَنتَظِر باشیم. جوانان عزیز، حاج قاسم یک فرمانده تافته جدا بافته نبود بلکه یک جوان روستایی بود و با هوشیاری عمرش را با برکت کرد و رمز موفقیت او خدا بود.
فاطمیون عمدتاً داوطلب و از افغانیهای مقیم ایران بودند، حاجقاسم از افغانستان نیرو به سوریه نبرد، خودشان داوطلبانه آمدند و او به آنها سازمان بخشید با خدا میشود به بزرگی رسید. بیاید در زندگیمان خدا را پررنگتر کنیم، بیایید باور کنیم خدا میشنود، می بیند، ضبط و کمک میکند، وعدههای خدا را باور کنیم. من دیدم که انگشتری در قبر حاج قاسم گذاشتند، پرسیدم این چیست گفتند انگشتری است که با آن نماز شب می خوانده و وصیت کرده که در قبرش بگذارند. جوانان عزیز اگر در دل شب به خدا وصل شوید، شارژ میشوید و در روز نور میدهید. اگر حاج قاسم از خود نور میتابید، این نور را از خدا و اهل بیت میگرفت.
توصیه من این است در زندگی خدا را پررنگ کنید در آن صورت همه چیز پررنگ خواهد شد و دشمن نمیتواند بر ما مسلط شود. اگر کسی در دلش خدا جای بگیرد هیچ دلربایی نمیتواند صاحب این دل شود، اگر میخواهید در برابر هجمههای دشمنان بصیرت داشته باشید با خدا باشید. حاج قاسم نمیخوابید اما بیداری برایش لذتی داشت که خواب برای ما نداشت، او نماز شب میخواند و گریه میکرد اما لذت میبرد، شیرینی لذت با خدا بودن را بچشیم.
خبرگزاری مهر، گروه سیاست-هادی رضایی؛ متولد سال ۱۳۲۷ در روستای مهدیآباد شیراز است، با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران، پیش از آنکه سپاه استان فارس تشکیل شود، حکم تأسیس سپاه نورآباد را از جواد منصوری اولین فرمانده سپاه دریافت کرد و با شروع جنگ تحمیلی همراه با گروهی از جوانان نورآباد عازم خوزستان شدو پس از آن مسئول محور آبادان شد. با تشکیل تیپهای سپاه، تیپ امام حسن مجتبی (ع) بهفرماندهی وی تشکیل شد و پس از آن به قرارگاه فتح رفت.
سردار محمدجعفر اسدی در سال ۱۳۶۱ فرماندهی تیپ ۳۳ المهدی (عج) را بهعهده گرفت و تا پایان جنگ فرمانده این یگان ماند. او پس از جنگ بهمدت ۴ سال فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا و سپاه پنجم باقرالعلوم (ع) در شمالغرب کشور بود. وی پس از آن به ستاد کل سپاه رفت و بهمدت یک سال معاون بازرسی سپاه شد. او همچنین ۶ سال فرمانده لشکر ۱۹ فجر استان فارس شد و پس از آن به تهران آمد و به جانشینی فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد. او پس از ۶ سال جانشینی فرماندهی نیرو، به ستاد کل نیروهای مسلح رفت و بهمدت ۳ سال جانشین بازرسی ستاد کل شد.
سردار اسدی در تیرماه سال ۸۷ با حکم فرمانده معظم کل قوا به سمت فرماندهی نیروی زمینی سپاه منصوب شد و تا اردیبهشت سال ۸۸، عهدهدار این مسئولیت بود. سپس به ستاد کل نیروهای مسلح رفت و پس از آن برای چند سال در لبنان و سوریه حضور یافت و حتی فرماندهی نیروهای ایرانی در سوریه را نیز بهعهده گرفت. او اکنون معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا (ص) است.
ایده حاج قاسم برای ارتش سوریه/سلیمانی جلوی آمریکا کوتاه نمیآمد
سردار محمدجعفر اسدی در باره چگونگی آشناییاش با حاج قاسم سلیمانی میگوید: آشنایی من و قاسم به دوران جنگ تحمیلی برمی گردد. قاسم سلیمانی در همان روزها اول جنگ موظف شد تیپی به نام تیپ ۴۱ ثارالله تشکیل دهد، در آن زمان پیش ما آمد و امکاناتی را طلب کرد، ما هم به ایشان کمک کردیم. رفاقت ما از سال ۶۱ شروع شد. بعداً که ما تیپ ۳۳ المهدی را از برادر آقای فضلی تحویل گرفتم در همه عملیاتها در کنار قاسم عمل میکردیم، یعنی هم لشکر ۳۳ المهدی و هم لشکر ۴۱ ثارالله در کنار هم عمل میکردند و در یک نامهای هم امیر شمخانی ما را تشویق کردند.
وی ادامه داد: ما بعد از آن به تبریز رفتیم و در لشکر ۳۱ عاشورا در خدمت برادران آذربایجانی بودیم و بعد از آن در لشکر ۱۵ فجر در خدمت برادران استان فارس بودیم و بعد از آن هم ما و هم برادر عزیزمان سردار سلیمانی به تهران آمدیم. ایشان فرمانده نیروی قدس شدند و بنده هم جانشین نیروی زمینی که در آن زمان فرمانده آن سردار جعفری بود، شدم. من تقریباً بعد از یک ماه به آقای سلیمانی در نیروی قدس سر زدم و برای اولین بار دیدم که پشت میز نشستهاند، خندیدم و گفتم؛ قاسم پشت میز نشین شده! گفت: من به حول و قوه الهی برنامه ۲۰ سال آینده را برای نیروی قدس نوشتهام و هفته آینده به دنبال اجرای آن میروم و دیگر ندیدم که پشت میز باشد، همیشه در میدان و دنبال عملیات بود.
سردار اسدی درباره چگونگی همکاری با سپهبد سلیمانی در مأموریتهای برون مرزی نیروی قدس سپاه نیز گفت: قاسم بعد از چند سال من را صدا زد و گفت که به کمک ما بیا و به مدت سه سال از ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ در خدمت ایشان در لبنان، سوریه و فلسطین بودیم و بعد به ایران آمدیم و مسئولیت را تحویل برادر عزیزمان آقای پاکپور دادیم. دوباره ایشان ما را خواست که آقای همدانی آنجا تنهاست شما باید بیایید کمک کنید دو سال هم در درگیریهای سوریه در خدمت ایشان بودیم. در آزادسازی حلب، پس گرفتن نبل الزهرا از دست مسلحین در عملیاتهای مختلف در خدمت ایشان بودیم.
مشروح این گفتگو به شرح زیر است:
آشنایی شما با حاج قاسم سلیمانی به چه زمانی باز میگردد؟
آشنایی من و قاسم به دوران جنگ تحمیلی برمی گردد. در دوران دفاع مقدس از سراسر کشور برادران پاسدار و نیروهای مردمی و بسیجی به جبههها آمده و در مقابل دشمنی که قریب ۱۷ هزار کیلومتر از کشور ما را غصب کرده بودند، خط تشکیل دادیم. زمانی که در کنار ارتش جمهوری اسلامی ایران قرار گرفتیم بنا شد که یگانهایی شبیه به آنها داشته باشیم و ابتدا تیپ تشکیل دادیم و تیپها را با شماره و اسم نامگذاری کردیم مثل تیپ ۸ نجف و تیپ ۳۳ المهدی.
آقای قاسم سلیمانی نیز در همان روزها موظف شد تیپی به نام تیپ ۴۱ ثارالله تشکیل دهد، در آن زمان پیش ما آمد و امکاناتی را طلب کرد، ما هم به ایشان کمک کردیم. رفاقت ما از سال ۶۱ شروع شد. بعداً که ما تیپ ۳۳ المهدی را از برادر آقای فضلی تحویل گرفتم در همه عملیاتها در کنار قاسم عمل میکردیم، یعنی هم لشکر ۳۳ المهدی و هم لشکر ۴۱ ثارالله در کنار هم عمل میکردند و در یک نامهای هم امیر شمخانی ما را تشویق کردند.
این داستان آشنایی ما با برادر عزیزمان سردار سلیمانی بود. ما بعد از آن به تبریز رفتیم و در لشکر ۳۱ عاشورا در خدمت برادران آذربایجانی بودیم و بعد از آن در لشکر ۱۵ فجر در خدمت برادران استان فارس بودیم و بعد از آن هم ما و هم برادر عزیزمان سردار سلیمانی به تهران آمدیم. ایشان فرمانده نیروی قدس شدند و بنده هم جانشین نیروی زمینی که در آن زمان فرمانده آن سردار جعفری بود، شدم.
من تقریباً بعد از یک ماه به آقای سلیمانی در نیروی قدس سر زدم و برای اولین بار دیدم که پشت میز نشستهاند، خندیدم و گفتم: قاسم پشت میز نشین شده! گفت: من به حول و قوه الهی برنامه ۲۰ سال آینده را برای نیروی قدس نوشتهام و هفته آینده به دنبال اجرای آن میروم. و دیگر ندیدم که پشت میز باشد، همیشه در میدان و دنبال عملیات بود.
چه شد که در سوریه مجدداً با حاج قاسم همکاری کردید؟
قاسم بعد از چند سال من را صدا زد و گفت که به کمک ما بیا و به مدت سه سال از ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ در خدمت ایشان در لبنان، سوریه و فلسطین بودیم و بعد به ایران آمدیم و مسئولیت را تحویل برادر عزیزمان آقای پاکپور دادیم. دوباره ایشان ما را خواست که آقای همدانی آنجا تنهاست شما باید بیایید کمک کنید دو سال هم در درگیریهای سوریه در خدمت ایشان بودیم. در آزادسازی حلب، پس گرفتن نبل الزهرا از دست مسلحین در عملیاتهای مختلف در خدمت ایشان بودیم.
برای تشکیل دفاع وطنی در سوریه و حشد الشعبی در عراق چه اقداماتی انجام دادید و چه راهبردی به کار گرفتید؟
یک تجربه بسیار ارزشمند که ما در دوران دفاع مقدس کسب کردیم بسیج مردمی بود که بسیار در هشت سال دفاع مقدس مؤثر و مفید واقع شد. سال اولی که در سوریه جنگ را تحمیل کردند نه ارتش سوریه و نه حتی آقای بشار اسد قائل به استفاده از نیروی مردمی نبودند و میگفتند ارتشی درست شده و ارتش باید این کارها را انجام دهد و این تجربه تقریباً یک سال طول کشید تا در سوریه پیاده شود، یعنی زمانی که برادر شهید بزرگوارمان آقای همدانی بود و آنها به سختی قبول کردند و بعد از آن خیلی به آنها مزه کرد و «دفاع وطنی» در سوریه شکل گرفت.
در ایران هم سردار سلیمانی نیروهای داوطلب از برادران افغانستانی، پاکستانی، عراقی، لبنانی و ایرانی را که مایل بودند به سوریه بیایند را جمع و تقریباً چند ارتش در سوریه درست شد که یکی از آنها دفاع وطنی بود که از خود مردم سوریه تشکیل شده بود و ارتشی نیز توسط برادران حزب الله لبنان و ارتشی از برادران عراقی و افغانستانی و سایر کشورها تشکیل شد و در نگهداری از دولت قانونی سوریه بسیار مؤثر و مفید بود.
مسائلی درباره حضور فاطمیون در سوریه و اینکه ایران هم از آنها حمایت کرده مطرح میشود، فاطمیون چه کسانی بودند؟ چرا به سوریه آمده بودند؟
دشمن تلاش میکند سرمایههای ما را مسئله دار کند. ما در این چهل سال بخصوص در دوران دفاع مقدس دوست و دشمن خود را خیلی خوب شناختیم و متوجه شدیم که باید روی پای خود بایستیم.
ما توانستیم از دوستان خود مانند فاطمیون و زینبیون و کسانی که داوطلب بودند کمک بگیریم، کسی نمیآید برای دو قِران جان خود را به خطر بیندازد مگر اینکه آدم متعهد و دینداری باشد و بگوید من برای دفاع از مظلوم و مقابله با ظالم در سوریه میجنگم و ما هم باید خرج خانواده اش را بدهیم، این طور نیست که بگوییم این فرد برای پول به جبهه جنگ آمده؛ خیر، این طور نیست و هیچکس برای پول به سوریه نرفته است، اینها کسانی بودند که در ایران بودند و داوطلبانه به آنجا آمدند و خواستند که به مظلوم در مقابل ظالم کمک کنند.
حاج قاسم چه ویژگیها و شخصیتی داشت که در افغانستان، ایران، عراق، سوریه و سایر کشورها چهرهای محبوب و دوست داشتنی است؟
حاج قاسم بسیار تیزهوش، شجاع و فداکار بود و مسائل را خوب میفهمید
حاج قاسم اولین مشخصه اش این بود که بسیار تیزهوش بود و مسائل را بسیار خوب میفهمید، برنامه ریزی خوبی برای مسائل داشت. دومین مشخصه ایشان این بود که بسیار شجاع بود، از چیزی نمیترسید و نگران چیزی نبود و بسیار فداکار بود، از جان خود و از زندگی خود مایه میگذاشت. او بسیار مؤدب بود حتی در مقابل بچه بسیار مؤدبانه برخورد میکرد و این ادب سبب شده بود در دل همه جا باز کند.
قاسم اهل حکمت بود و کارهای خود را با حکمت انجام میداد. اخلاصی که در وجود ایشان بود بی نظیر بود، مخلصانه در همه کارها وارد میشد و این کارها به دل مینشست و همه از اخلاص ایشان رضایت داشتند. طبق فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری این مشخصات مشخصه یک ایرانی است، همه ایرانیها باهوش، شجاع و مخلص هستند و ایشان یک ایرانی مؤمن و متدین بود.
شما دیدید که در زمان تشییع ایشان صغیر و کبیر، چپ و راست همه و همه آمدند و اگر ایشان را به تبریز میبردند همین اتفاقی که در تهران، قم، مشهد و کرمان افتاد در آنجا هم میافتاد هر استانی که ایشان را میبردند همین اتفاق میافتاد و این به خاطر اخلاص حاج قاسم بود، قاسم مخلصانه در این چهل سال زحمت کشید.
دلیل حضور مستشاری ایران برای مقابله با گروههای تروریستی و تکفیری در سوریه و عراق چه بود و اینکه آیا واقعاً گروههای تروریستی با توجه به شناختی که شما دارید قصد ورود و آسیب زدن به ایران را داشتند؟
شک نکنید هر اتفاقی اطراف کشور ما میافتد برای ایران است
هر اتفاقی که اطراف کشور ما میافتد در این چهل سال شک نکنید برای ایران است، هدف از ورود به افغانستان، عراق، سوریه و کشورهای اطراف ما ورود به ایران است، چون هدف اصلی استکبار جهانی این است یک کسی پیدا شده در این کره خاکی که زیر بلیط هیچ کسی نیست.
در گذشته کشورهای روی کره زمین به دو قسمت تقسیم شده بود، میگفتند فلان کشور شرقی و فلان کشور غربی است، سلاح خود را از غرب میآورد، آموزش را از غرب میگرفت، دیپلماتها همه غربی بودند و دستورات را از غرب میگرفتند و زیر بلیط غرب بودند و یا شرقی بودند.
شما در کره زمین کشوری پیدا نمیکردید که نه شرقی باشد و نه غربی چه برسد به یک گاو شیرده که از اول غربی بوده مثل عربستان. حجاز از اول یک گاو شیرده بوده برای غرب، کشور ما هم بزرگترین گاو شیرده برای آمریکا بود، یعنی یک روزی آمریکاییها ما را کدخدای منطقه برای خود میدانستند، آنها خان و ما کدخدا بودیم؛ اما یک دفعه با آمدن امام راحل همه برنامههایشان خراب شد، کشوری میخواست مستقل باشد نه غربی و شرقی، هم شرق و هم غرب به کشور ما حمله کرد و در جنگی که بر علیه ما شد میبینید که یک جنگ جهانی بود که آمریکا، انگلیس، فرانسه، شوروی و… همه بر علیه ما بودند، دلیلشان هم این بود که ما خواستیم مستقل باشیم و هیچکس فکر نمیکرد که ما بتوانیم حتی برای شش ماه مستقل باشیم.
حالا آمریکاییها میگویند ما داعش را ساختیم اما بعضیها میگویند نه، خود آمریکا پول داعش را داده و اقرار به ساخت آن کرده است اما عدهای احمق میگویند نه این طور نیست، در حالی که همه اینها بر علیه جمهوری اسلامی ایران ساخته شد و ایران توانست در این چهل سال در مقابل آنها قد علم کند و الحمدلله توفیقات زیادی داشته است. یکی از توفیقات ما سردار سلیمانی بود که در دنیا به چنین انسان شجاع و باهوشی که در مقابل استکبار ایستاده افتخار میکنند.
داعش، جبهه النصره و سایر گروهها با اعتقادات مردم کار داشتند همه حرف از دین میزدند، زمان شلیک الله اکبر میگفتند و گمان میکردند که به بهشت میروند، در این شرایط مسموم که تشخیص حق و باطل سخت است چه راهبردی از سوی جمهوری اسلامی ایران و حاج قاسم انتخاب شد که توانست معدلات را عوض کند؟
الحمدلله ما تاریخی بسیار غنی داریم از ۱۴۰۰ سال پیش با همین شرایط رو به رو بودیم، شما میبینید که امیرالمومنین در یک سو و معاویه در سوی دیگر بود، هر دوی آنها قرآن میخواندند و استناد به قرآن میکردند، وقت اذان ظهر لشکری به نماز ایستاده و در آن سوی میدان هم لشکر نماز میخواند، حالا کدام برحق و کدام باطل است؟
در جنگ جمل شخصی نزد امیرالمومنین (ع) آمده و میگوید: یادتان هست در فلان جنگ من و شما بودیم طلحه و زبیر هم بودند و این کارها را انجام دادند و یکی، یکی وقایع را یاد آوری میکند و میگوید حالا شما بفرمائید که حق با چه کسی است؟ حق با شماست و یا اینها؟ امیرالمومنین (ع) میفرماید: اشتباه شما این است که میخواهید از راه افراد حق را بشناسید، خیر شما باید اول حق را بشناسید و افراد را با حق محک بزنید.
امروز هم کسانی هستند که سر میبرند اما شبها نماز شب میخوانند و احساس میکنند که به بهشت میروند، اینها را آمریکا ساخته است. همه ترورهایی که در کشور ما توسط منافقین انجام شد هدفشان چه بود، گفتند به بهشت میرویم و همه دیدید که چطور در بغل آمریکا و اسرائیل غلطیدند و ایادی آنها شدند.
آمریکا امروز سمبل همه فسادهای روی کره زمین و شیطان بزرگ است و طوله آن در منطقه اسرائیل است و نتیجه آن را میبینید اینها آمدند از سنخ ما یعنی رافضیها استفاده کردند و یک سری از افراد که نمیدانند فریب خوردند. بسیاری از افرادی که در مقابل ما هستند به اصطلاح خود برای رضای خدا کار میکنند اما پشت آنها آمریکا، اسرائیل و فرانسه است، آنها دارند تلاش میکنند که از سنخ ما به جان ما بیندازند چون خودشان عرضه این کارها را ندارند و از این موضوع استفاده کردند.
آمریکا در منطقه ما و از طریق رسانه هزینه زیادی کرده تا مردم نتوانند درست تصمیم بگیرند، به نظر شما چطور شد که جمهوری اسلامی ایران توانست در منطقه نفوذ پیدا کند و توطئههای آمریکا را شکست بدهد؟
همانطور که حضرت آقا فرمودند فرهنگ ایران یک فرهنگ غنی است و با اسلامی که ما داریم دنیا توان مقابله با آن را ندارد. شما مصر را ببینید بعد از ۸۰ سال انقلابشان پیروز شد، اخوان المسلمین بیشتر از ۸۰ سال شکنجه شدند، شهید دادند، زندان رفتند تا انقلابشان پیروز شد اما ظرف یک سال تمام شد، چرا ما بعد از چهل سال داریم راه خود را ادامه میدهیم، رمز پیروزی ما ولایت فقیه است.
امام فرمودند اگر میخواهید به کشورتان آسیب نرسد پشتیبان ولایت فقیه باشید ما این رمز را باید همه جا داشته باشیم. آقای ترامپ وقتی آمد خودش اقرار کرد که ما بیش از ۷ تریلیارد پول در منطقه خرج کردیم و به عراق آمدیم اما میبینید که رئیس جمهور آمریکا بعد از این همه هزینه و نیرو به صورت شبانه و با چراغ خاموش در یک پادگان نظامی مینشیند ولی مسئولین ما در عراق به صورت آشکار در رفت و آمد هستند، زیارت میروند و جلسه میگذارند همه اینها نشان میدهد که آنها شکست خورده و ما پیروز شدهایم و رمز این پیروزی ولایت فقیه و اخلاص فرماندهان ماست.
به نظر شما چه شد که آمریکاییها پذیرفتند که خودشان شخصاً وارد صحنه شوند و حاج قاسم را که در یک سفر رسمی به سر میبرد و به آن شکل به شهادت برساندند؟
ما نفی نمیکنیم که آمریکاییها ابزار و امکانات دارند، آنها ابزار و امکانات وسیعی دارند، سالیان سال دنیا را غارت کردند و سرمایه گذاری کردند، چندین ناو هواپیمابر، ناو لجستیکی، ناو هلیکوپتر بر ساختند و کشور و نیروهای مسلحشان را دریا پایه کردند یعنی از آن طرف اقیانوس میتوانند ارتش را بردارند و در این طرف اقیانوس بجنگند.
چندین سال است که آمریکاییها در این منطقه هستند؛ در عراق، کویت، یمن، امارات و حجاز پایگاههای زیادی ساختند، آیا برای کسی که این همه امکانات دارد اینکه یک شخص را در یک شب تاریک در یک گوشهای گیر بیاورند و او را شهید کنند کار سختی است؟! ترور حاج قاسم و همراهانش به این شکل که رخ داد یک کار بسیار پست است، برای کسی که اینطور ادعای قدرت میکند کاری است که از جهت نظامی هیچ قیمتی ندارد.
آمریکا قاسم سلیمانی را زد که در گلویش گیر کرده بود؛ نه اهل سازش بود نه از مقابله با شیطان بزرگ دست بر میداشت. آمریکا این عمل زشت را انجام داد اگر مرد بود اعلام جنگ میکرد و میدید که چطور قاسم با آنها میجنگید، آمریکاییها کار مهمی نکردند و تلافی این کار هم خواهد شد.
شما چه زمانی از شهادت حاج قاسم مطلع شدید، کجا بودید و در این یک سال چه بر شما گذشت؟
در ایران بودم، قبل از اذان صبح برادرم خبر داد که قاسم را شهید کردند. فراق دوستی مثل حاج قاسم و برادرانی که در دوران دفاع مقدس از دست دادیم بسیار سخت است.
وقتی قضیه عاشورا را دنبال میکنید میبینید یک طرف پلید ترین انسانهای روی کره زمین و یک طرف هم پاکترین انسانهای کره زمین هستند و آنها این صحنهها را برای ما درست کردند که درس بگیریم. امام حسین (ع) در آن روز فرمودند؛ «کوناللظّالمخصماً و للمظلومعوناً» سردار قاسم سلیمانی خصم ظالم و یار مظلوم بود و مزد او شهادت بود.
خداوند تبارک و تعالی در قرآن میفرماید؛ شما مپندارید که شهدا مردهاند بلکه شهدا زندهاند نزد ما روزی میخورند و اگر ما این را بفهمیم دیگر نگران این نیستیم که قاسم به این درجه رفیع از شهادت رسید.
آخرین بار چه زمانی حاج قاسم را دیدید و با هم صحبت کردید آیا به خاطر دارید؟
کمتر از یک ماه قبل از شهادتش بود که در مقابل منزل، ایشان را دیدم چون منزلمان کنار هم است، با پیژامه بیرون آمده بود و بنده هم با پسر و عروسم بودم ایشان با ما سلام و احوالپرسی کرد و به ما پیشنهاد داد که اگر میخواهی عکس بگیری بیا عکس بگیریم عکس دسته جمعی گرفتیم که حاج قاسم با پیژامه در آن عکس بود و دیگر ایشان را ندیدم تا خبر شهادتش را شنیدم.
رهبر انقلاب بعد از شهادت حاج قاسم از مکتب سلیمانی صحبت کردند به نظر شما مکتب حاج قاسم چه ویژگیهایی دارد و آیا توانستیم در این یک سال این مکتب را برای جوانان معرفی کنیم؟
بله، ما داریم کار میکنیم، دشمن ما هم دارد کار میکند. چرا وضعیت جامعه ما اینطور است اینها همه کار دشمن است، دشمن حتی روی مسئولین ما هم کار میکند، اینکه بعضی از مسئولین ما بچههایشان و بعضی کل خانواده آنها آن سوی دنیا و پیش دشمن هستند، نشان میدهد دشمن دارد کار میکند، از این طرف هم ما داریم کار میکنیم کاری که ما میکنیم در ۹ دی، در تشییع پیگر حاج قاسم بروز میکند کاری که آنها میکنند هم در تظاهرات علیه حکومت بروز میکند، ما باید این دو را در کنار هم بگذاریم ببینیم ما چقدر کار کردیم و این مکتب سلیمانی است که دارد قدرت میگیرد. الحمدلله جوانها و نوجوانهایی داریم که عاشق و جان باخته قاسم سلیمانی هستند و مکتب او را دنبال میکنند.
اگر بخواهیم قاسم سلیمانی را خلاصه کنیم در این پیام عاشورا خلاصه میشود که «کوناللظّالمخصماً و للمظلومعوناً» ما باید یار مظلوم باشیم و در مقابل ظالم بایستیم. اگر شما دو تا سیم را به هم دیگر بزنید و هیچ اتفاقی نیفتد یا این سیمها به جایی وصل نیستند و یا یکی وصل و دیگری قطع است، نمیشود یکی وصل به مثبت و یکی وصل به منفی باشد و بزنید به همدیگر، اگر ما خودمان را مثبت و شیطان بزرگ را منفی میدانیم هرچقدر ما اخلاص داشته باشیم باید در مقابل منفی واکنشی داشته باشیم، اگر شما ۱۵ هزار ولت برق را در یک سیم جریان بدهید نیاز نیست که آنها را به هم بزنید حتی اگر به هم نزدیک هم باشند آتش به پا میشود.
قاسم سلیمانی به هیچ وجه حاضر نبود مقابل آمریکاییها کوتاه بیاید
قاسم کسی بود که به دشمن نزدیک نمیشد ولی بعضیها به دنبال مذاکره با دشمن هستند آنها یا هم سنخ با هم هستند و یا اخلاص ندارند اگر به دین و اخلاص وصل باشند این اتفاق نمیافتد. برخی میخواهند این اتفاق را به اسلام وصل کنند و میگویند امام حسین (ع) هم خیمهای برپا کرد برای مذاکره با عمر سعد اما امام حسین (ع) هیچ وقت مذاکره نکرد. ایشان از روی امامت عمر سعد را صدا زد و او را نصیحت کرد، نصیحت اسمش مذاکره نیست، مذاکره یعنی چیزی داده و چیزی گرفته شود.
امام حسین (ع) به عمر سعد فرمود: تو از گندم ری هم نخواهی خورد و از این راه برگرد و عمر سعد به مسخره گفت جو آن هم برای ما کافیست. آنهایی که دنبال مذاکره هستند واقعاً نمیتوانند مثبت باشند، مثبت قاسم سلیمانی بود که به دین خدا وصل بود و به هیچ وجه حاضر نبود در مقابل آمریکاییها کوتاه بیاید. ما باید خود را به جایی برسانیم که دشمن از ما بترسد و قاسم سلیمانی خود را به آنجا رسانده بود. خداوند در قرآن میگوید «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ» یعنی بترسانید دشمنان خدا و دشمن خودتان را و ما این را سرلوحه پاسداری خودمان قرار دادیم و روی سینه مان نوشتیم «وَأَعِدّوالَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّهٍ» و قاسم دنبال این بود، مکتب سلیمانی یعنی آرمی که روی سینه قاسم است و ما باید خود را به آنجا برسانیم.
مسئلهای که بعد از شهادت حاج قاسم مطرح شد بحث انتقام سخت بود، شما در خصوص خواست مردم برای انتقام نظرتان چیست؟
مردم هیچ نگرانی نداشته باشند ما انتقام خواهیم گرفت
برای انتقام گرفتن فرصت داریم انتقام اینطور نیست که همین فردا جوابشان را بدهیم ما سر حوصله جواب دشمن را خواهیم داد و انتقام خواهیم گرفت و مردم دنیا هم خواهند دید که این انتقام گرفته خواهد شد. مردم هیچ نگرانی نداشته باشند ما انتقام خواهیم گرفت و همه مردم دنیا هم خواهند دید.
به نظر شما بعد از شهادت حاج قاسم مسیری که ایشان ایجاد کرد چه شد؟
این مسیر ادامه دارد و حتی قوتش هم بیشتر شده، ما اعتقاد داریم که شهدا خونی در رگ جامعه هستند و خون باعث حیات جامعه است، شهادت حاج قاسم به جامعه ما حیات مجدد داد و حیات نیروهای مسلح مدیون همین شهداست. دشمن این را نمیفهمند این را حضرت امام (ره) میفهمید که گفت بکشید ما را ما قویتر میشویم.
دلیل اینکه جمهوری اسلامی اینقدر قدرت پیدا کرده دادن همین شهداست. از اول پیروزی انقلاب تا همین امروز ما در مقابل آمریکا همیشه در حال اوج گرفتن هستیم، ما زیاد شهید دادهایم و این شهدا باعث ارتقای ما هستند و شهید سلیمانی یک ارتقا کلی به ما خواهد داد.
حاج قاسم خودش از نوجوانی وارد این مسیر نورانی و راه حق شده و در زمان جوانی فرمانده یک لشگر بود، در جای، جای این کشور جنگید و از خاک ایران دفاع کرد. علیرغم برخی افراد که مدعی ملیگرایی بودند به جنگ که نیامدن هیچ بلکه چوب لای چرخ جنگ هم گذاشتند. قاسم سلیمانی در جوانی برای گرفتن یک تپه از این کشور دهها شهید داد تا توانست آن تپه را از دشمن پس بگیرد.
حاج قاسم قبل از هر چیزی ملیگرایی را برای ما معنی کرد، علاقه مند به کشور و ایران بود با اخلاص، مسلمان و متدین بود و تا روز آخر به جوانان علاقه داشت. چقدر عکس با جوانان گرفته بود هر کس که میخواست با ایشان عکس بگیرد دست بر گردنش میانداخت و با او عکس میگرفت. ما دیدیم در سوریه، لبنان و جاهای مختلف به جوانها چقدر علاقمند بود و من احساس میکنم که امروز هم این جوانان هستند که علاقهمند قاسم سلیمانی هستند. امیدواریم هر کدام از جوانها برای مملکت ما یک قاسم سلیمانی باشند.
به گزارش خبرگزاری مهر، وزارت امور خارجه در حساب کاربری خود در توئیتر در آستانه سالگرد شهادت شهید سلیمانی، نوشت: منطقه ما یک مبارز واقعی صلح را از دست داد.
در این مطلب با اشاره به تلاشها و مجاهدتهای سردار سلیمانی، آمده است: از کمک به کنفرانس بن تا مبارزه خستگیناپذیرش برای خلاص کردن منطقه از داعش، سردار سلیمانی در نبرد برای ثبات در خاورمیانه و فراتر از آن نقشی منحصر به فرد داشت.
به گزارش خبرگزاری مهر، حسین امیر عبداللهیان در ویژه برنامه تیتر امشب شبکه خبر به مناسبت سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی گفت: به رغم اشتیاق همه دوستداران و عاشقان و مشتاقان سردار، به واسطه شرایط کرونایی با هماهنگیهایی که با ستاد ملی کرونا داشتم، بیشتر مراسم سالگرد سردار سلیمانی مجازی برگزار میشود.
سخنگوی ستاد سالگرد مردمی شهید سلیمانی گفت: در ملاقاتها با مقامات غربی به آنها گفته ام باید به ژنرال سلیمانی مدال بدهید چرا که اگر رشادتهای او نبود الان سوای شهرها و پایتختهای اروپا حتی جای جای آمریکا هدف حملات داعش قرار میگرفت.
حسین امیر عبداللهیان افزود: همه برنامههای سالگرد به صورت مردمی و خودجوش، اما با هماهنگی ستاد سالگرد مردمی شهید سلیمانی برگزار میشود.
او گفت: در مراسم حضوری، اما محدودی که روز جمعه با حضور شماری از شخصیتهای خارجی و داخلی در فضای باز و با رعایت همه پروتکلها برگزار میشود از «خاطره دست نوشته سردار سلیمانی» رونمایی میشود و قرار است این خاطره به ۷ زبان دنیا ترجمه و منتشر شود.
سخنگوی ستاد سالگرد مردمی شهید سلیمانی گفت: در خود آمریکا هم دوستداران شهید سلیمانی در ۱۰۳ نقطه به صورت خودجوش برای سردار سلیمانی مراسم بزرگداشتی گرفته اند.
امیر عبداللهیان افزود: بیش از ۱۶ هزار عنوان برنامه بزرگداشت سردار دلها در داخل کشور با حرکتهای خودجوش خود مردم دارد انجام میشود، در جهان و دیگر کشورها هم از ۲ هفته پیش مراسم خودجوش سالگردها شروع شده است.
او در خصوص پیگیری قضائی عاملان و آمران ترور سردار حاج قاسم سلیمانی هم گفت: همه ظرفیتهای قضائی فراهم آمد و کمیتههای فنی و حقوقی تشکیل شد و همه مستندات به صورت دقیق و با ذکر همه جزئیات برای صدور کیفر خواستی جدی و بازدارنده و پشیمان کننده برای عاملان و آمران این عملیات تروریستی فراهم شده است و به زودی کیفر خواست صادر خواهد شد.
امیر عبداللهیان در بخش دیگری از صحبتهایش به آینده نگری و افق دید شگفت انگیز سردار شهید اشاره کرد و گفت: سال ۹۷ در جلسهای که خدمت سردار بودیم ایشان گفت احساس میکنم که در کمتر از ۲ سال آینده روابط کشورهای عرب حوزه خلیج فارس با رژیم صهیونیستی آشکار میشود و دیدیم که این اتفاق افتاد.
سخنگوی ستاد سالگرد مردمی شهید سلیمانی تاکید کرد: به اعتقاد من فعالیتها و رشادتهای سردار دلها حداقل تا ۵ دهه آینده در منطقه همچنان تأثیرگذار خواهد بود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سپاه نیوز، عصر امروز (دوشنبه) جمعه عناد سعدون وزیر دفاع جمهوری عراق همراه با سرلشکر شهاب جاهد علی زنگنه فرمانده نیروی هوایی، سرلشکر معن زید ابراهیم السعدی فرمانده پدافند هوایی و سرلشکر سمیر زکی حسین فرمانده هوانیروز ارتش این کشور با حضور در پارک ملی فن آوری نیروی هوافضای سپاه با سردار سرتیپ پاسدار امیرعلی حاجی زاده دیدار و از نمایشگاه دائمی دستاوردها و توانمندیهای راهبردی این نیرو نیز بازدید کردند.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه در این دیدار با ابراز خرسندی از حضور هیئت عالیرتبه عراقی در ایران و بازدید از نمایشگاه دستاوردها و توانمندیهای نیروی هوافضای سپاه گفت: این دستاوردها که در حوزههای پهپادی، موشکی، پدافندی، پروازی، راداری و فضایی حاصل شده است محصول تلاشهای جوانان و نخبگان کشور بوده و بصورت کاملاً بومی رقم خورده است.
وی با اشاره به اهمیت توسعه و گسترش همکاریهای دفاعی، آموزشی و تبادل تجارب بین دو کشور، لزوم توجه به راهبردها و نقشههای پلید دشمنان امت اسلامی به ویژه رژیم تروریستی آمریکا برای منطقه از جمله کشور عراق را مهم ارزیابی کرد و افزود: آمریکا همواره در پی چاههای نفت و تجزیه عراق و تفرقه بین ملت و مسئولین این کشور است.
سردار حاجی زاده همکاریهای آموزشی، عملیاتی و مستشاری سپاه با ارتش عراق طی دوران مبارزه با داعش و تروریسم تکفیری در این کشور را تعیین کننده و سرنوشتساز توصیف و تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران، دوست دوران سخت ملت عراق بوده و همواره به یکپارچگی و قدرتمندتر شدن این کشور میاندیشد.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه همچنین انتقام از اقدام آمریکا در ترور سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی را حتمی و قطعی دانست و خاطر نشان کرد: ملت ایران و عراق هیچگاه فراموش نمیکنند که امریکای تروریست حاج قاسم سلیمانی را که مهمان شما و در خانه شما بود، شهید کردند و نباید فراموش کنیم که قهرمان ملی عراق ابومهدی المهندس را آمریکا شهید کرد.
جمعه عناد سعدون وزیر دفاع جمهوری عراق نیز با قدردانی از یاری بخشی ایران به مبارزه ارتش و ملت عراق با تروریسم داعش گفت: عراق هیچگاه حمایتهای برادرانه جمهوری اسلامی ایران از عراق در مقابله با داعش را فراموش نخواهد کرد و امیدواریم با توسعه همکاریها و مناسبات فی مابین توانمندیهای نیروهای مسلح عراق برای مقابله با دشمنان استقلال، امنیت و آرامش این کشور تقویت شود.