مهدی قمصریان، سخنگوی سازمان برنامه و بودجه کشور در گفتگو با خبرنگار مهر درباره اینکه حدود سه میلیون نفری که مشمول دریافت کمک بلاعوض ماهانه دولت (چهار ماه اسفند، فروردین، اردیبهشت و خرداد) در پی بیماری کرونا شدهاند، چه شرایطی دارند، گفت: این افراد کسانی هستند که هیچیک از اعضای خانوار دارای شغل ثابت یا موقت نبوده و فاقد هرگونه درآمدی هستند؛ هیچ نوع حق بیمهای برای هیچیک از اعضای خانوار پرداخت نمیشود، مستمری بگیر مراکز حمایتی مانند کمیته امداد و بهزیستی و… نیستند و منزل شخصی و اتومبیل ندارند.
وی افزود: ممکن است برخی از این گروه مشمول دارای خودرو باشند اما خودروی آنها مدل پایین و بسیار ارزان قیمت و به تعبیری، اسقاطی محسوب شود.
وی تاکید کرد: کسانی که کمک بلاعوض را دریافت کردهاند همه شروط مذکور را با هم دارند و اینطور نیست که حائز برخی شرایط مذکور باشند و برخی شرایط را نداشته باشند.
این مقام مسئول در پاسخ به این سوال که آیا هیچیک از شاغلانی که در اثر شیوع کرونا شغل خود را به طور موقت از دست دادهاند، مشمول دریافت این کمک بلاعوض قرار گرفتهاند یا خیر، توضیح داد: با توجه به شروط چهارگانه ای که اشاره شد، افرادی که حق بیمه پرداخت میکنند شامل این کمک بلاعوض نیستند.
وی تاکید کرد: این کمک بلاعوض فقط برای افرادی است که کل اعضای خانوار آنها طی یکسال گذشته فاقد هرگونه درآمدی بودهاند؛ نه اینکه اخیراً و موقتاً بدلیل شیوع کرونا بیکار شده و فاقد درآمد شده باشند.
«با این توصیف، مشمولان کمک بلاعوض افرادی هستند که از گذشته آسیب پذیر بودهاند. پس چرا دولت در این مقطع روی حمایت از این اقشار مانور داده است؟»
قمصریان در پاسخ به این سوال گفت: این جمعیت حدود سه میلیون نفر کسانی بودهاند که از طریق یارانه نقدی، کمک معیشتی و کمکهای خیریهها و مردم گذران زندگی میکنند و با توجه به شیوع کرونا و احتمال کاهش فعالیتهای خیرخواهانه و آسیبهایی که بیماری کرونا در زندگی سایر مردم داشته، این نگرانی وجود داشت که مشمولان این طرح برای گذران زندگی با چالشهای بیشتری مواجه شوند به همین دلیل دولت تصمیم گرفت به این افراد طی چهار ماه کمک بلاعوض پرداخت کند.
وی گفت: در اسفند ماه برای مشمولان این طرح که حدود ۳میلیون نفر هستند جمعاً ۳۳۰ میلیارد تومان کمک بلاعوض به حساب سرپرستان خانوارها واریز شده است. که واریز این کمک بلاعوض در پایان فروردین، پایان اردیبهشت و پایان خرداد تکرار خواهد شد.
قمصریان در پاسخ به این سوال که اگر کسی در شمول دریافت این کمک بلاعوض قرار نگرفته باشد اما شروط ۴ گانه ای که اشاره کردید را داشته باشد، چطور میتواند خود را در شمول دریافت این کمک قرار دهد، گفت: با توجه به اطلاعات مندرج در پایگاه رفاه ایرانیان (وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی) تمام کسانی که شروط ۴ گانه مذکور را داشتهاند، در شمول دریافت کمک بلاعوض قرار گرفتهاند.
قمصریان گفت: کمک بلاعوض دولت فعلاً فقط برای اقشار شدیداً اسیب پذیری که شرایطشان بیان شد پیش بینی شده است و سایر اقشار آسیب پذیر فاقد درآمد ثابت مانند رانندگان تاکسی، اتوبوس، مینی بوس و کرایههای بین شهری، دستفروشان و کارگران فصلی روزمزد با تشخیص وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی از طریق دریافت تسهیلات یک تا دومیلیون تومانی قرض الحسنه تحت حمایت دولت قرار خواهند گرفت.
کرونا پیروزی مجدد ترامپ را با تردید مواجه ساخته است
خبرگزاری مهر – گروه بین الملل: بازگشت به ناسیونالیسم و راست گرایی افراطی در اروپا و آمریکا در سالهای اخیر به معضل بزرگی برای این کشورها مبدل شده است. این معضل به عنوان میراث پایدار اتحادیه اروپا علاوه بر تبعات و پیامدهای ناخوشایند، نگرانیهای جدی را در کشورهای عضو این بلوک سیاسی و اقتصادی برانگیخته است.
از سوی دیگر خیزش چین به عنوان قدرتی بزرگ در منطقه و جهان، قدرت هژمون ایالات متحدۀ امریکا را به چالش کشیده است. بنابراین میتوان گفت یکی از مشکلات اساسی آمریکا در حال حاضر و در آینده چین است. در اسناد مختلف امنیتی غربی از جمله در بیانیه کنفرانس امنیتی مونیخ چین به همراه روسیه به عنوان تهدید مطرح شدهاند. سوال اینجاست که آیا واشنگتن قادر به مهار چین است؟
علاوه بر مسائل فوق، مسئله مهم جهانی در حال حاضر نحوه مقابله با ویروس کرونا و کاهش پیامدهای اقتصادی آن است. شیوع ویروس کرونا این نکته را یادآور شد که تهدیداتی وجود دارند که در سایه همکاری کشورها راحت تر قابل حل هستند.
خبرنگار مهر در گفتگو با اندیشمندان بین المللی به بررسی این موضوعات پرداخته است که در ادامه می آید.
*پروفسور «مهران کامروا» رئیس مرکز مطالعات بین المللی و منطقهای دانشگاه جرج تاون آمریکا است. وی دکترای خود را در علوم اجتماعی و علوم سیاسی از دانشگاه کمبریج اخذ کرده و صاحب مقالات و کتابهای زیادی است. کتابهای «قطر؛ کشور کوچک، سیاست بزرگ»، «خاورمیانه معاصر، تاریخ سیاسی پس از جنگ جهانی اول» و «انقلاب فکری ایران» از جمله آثار وی به شمار میرود.
*پروفسور «ریچارد فالک»، استاد حقوق بین الملل دانشگاه پرینستون امریکا است. «ریچارد فالک» گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در فلسطین در سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۴ نیز بوده و بالغ بر ۲۰ کتاب از وی منتشر شده است.
*پروفسور «پل پیلار» از اساتید دانشگاه «جرج تاون» آمریکا است و تاکنون مسئولیتهای متعددی را بر عهده داشته که از جمله آنها میتوان به ریاست واحد تحلیل عملیاتهای سیا در شرق نزدیک، خلیج فارس و جنوب آسیا اشاره کرد. پیلار همچنین سابقه حضور در شورای اطلاعات ملی آمریکا را به عنوان یکی از اعضای اصلی این شورا در کارنامه فعالیت خود دارد.
*مهمترین دلایل اقبال به راستگرایان و ناسیونالیستها در اروپا و آمریکا چیست؟
مهران کامروا: ظهور جناح راست در ایالات متحده آمریکا و اروپا حاصل تلاقی چندین تحول است. در وسیعترین سطح، ما واکنشهای ملی و محلی نسبت به جهانی سازی داریم. تبادلات جهانی و وابستگیهای متقابل همیشه وجود داشته است.
اما در سالهای اخیر، با گسترش رسانههای اجتماعی و دسترسی فوری به اطلاعات خام و فیلتر نشده از هر نقطه از جهان، شاهد واکنشهای محلی نسبت به تحولات جهانی یا حداقل درک و یا برداشتهای غلط از تحولات جهانی هستیم.
این مهم زمینه گستردهتر ظهور سیاستمداران پوپولیست را تسهیل کرده است کسانی که بر موج ترس و اضطراب محلی سرمایه گذاری کردهاند و این ترسها و اضطرابها با تضعیف مداوم شرایط اقتصادی، قدرت خرید، اشتغال واقعی و چشم انداز آینده پررنگتر شدهاند. همه این عوامل با هم جمع شدهاند تا منجر به ظهور جناح راست در ایالات متحده و اروپا شوند.
ریچارد فالک: گمانه زنیهای بسیاری وجود دارد مبنی بر اینکه چرا این تحولات غیر منتظره در طول سالهای اخیر رخ داده است. شکی نیست که یک توضیح اصلی، بیگانگی گسترده ناشی از اثرات جهانی شدن نئولیبرال است. به نظر میرسد نئولیبرالیسم مزایای رشد اقتصادی را ناعادلانه توزیع میکند و این باعث میشود که ثروتمندان بسیار غنیتر شوند و وضعیت اکثر افراد جامعه بدتر شود.
چنین الگوی سیستمی وجود دارد اگرچه ترکیبی از دلایل بسته به شرایط ملی متفاوت است. مجموعه دوم توضیحات مربوط به جریانات پناهندگان و مهاجران ناشی از درگیریهای طولانی در سوریه، یمن و عراق است که به نظر میرسد انسجام اجتماعی و قومی بسیاری از جوامع اروپایی را به چالش می کشند.
این مهاجران که به دنبال دستیابی به زندگی قابل تحمل با حرکت به کشورهای مرفهتر هستند، باعث میشود مقاومت در این کشورها بر اساس فشار کار برای حفظ شغل و نگه داشتن دستمزدها در سطوح بالاتر تقویت شود.
با این شرایط، بخش فزاینده ای از مردم در اروپا و آمریکای شمالی آماده هستند از رهبرانی حمایت کنند که قول میدهند از منافع شهروندان سرزمینی محافظت کنند و جهانی سازی اقتصادی را به علت شغلهای از دست رفته و نابرابریهای درآمد مقصر بدانند زیرا سیاستهای جهانی سازی اقتصادی به جریان و کارایی سرمایه بیش از رفاه مردم اهمیت میدهد.
بنابراین به نظر میرسد اکثر افراد در این جوامع به توضیحات مربوط به پریشانی خود توسط رهبران با دیدگاههای بسیار ناسیونالیستی علاقمند هستند و به نظر میرسد ترجیح میدهند از رهبران مستبدی که حقوق بشر را نقض میکنند و ارزشهای دموکراتیک را کنار میگذارند حمایت کنند. این الگو نه تنها در غرب بلکه در سایر نقاط جهان از جمله هند، برزیل و فیلیپین نیز قابل مشاهده است.
پل پیلار: ظهور ناسیونالیسم راست گرایانه -به عنوان مثال، راهپیمایی ملی در فرانسه، گزینه جایگزین برای آلمان در آلمان و کل پدیده ترامپ در ایالات متحده -عمدتا احساس ناامنی و تهدید از دست دادن در بین شهروندان سفیدپوست بومی – مخصوصاً مردان طبقه متوسط را نشان میدهد.
یک عامل اقتصادی بزرگ برای این امر وجود دارد که متکی به ترس از دست دادن شغل و امنیت مالی است. آنها تقصیر ضرر شغلی را گردن مهاجران و سایر خارجیها میاندازند حتی اگر اتوماسیون ارتباط بیشتری با چنین ضررهایی داشته باشد. با این حال ترس و جذابیت ناسیونالیسم بیگانه هراسی فراتر از اقتصاد میرود و شامل ترس عمومیتر از دست دادن قدرت و جایگاه برای افراد، نژادها و قومیتهای مختلف نیز میشود.
*یکی از مهمترین مسائل مرتبط با تحولات خاورمیانه اعلام آمریکا مبنی بر خروج نیروهایش از این منطقه بود. ولی در عمل این موضوع رخ نداده است. به نظر شما آمریکا در چه صورتی نیروهای خود را از منطقه خارج میکند؟
مهران کامروا: مانند بسیاری از کشورها، وقتی صحبت از سیاست خارجی میشود، یک دیدگاه رسمی در ایالات متحده وجود ندارد. وقتی صحبت از حضور نظامی امریکا در خاورمیانه میشود، سه دیدگاه کلی در ایالات متحده آمریکا وجود دارد.
اول دیدگاه کسانی که پایان تدریجی به درگیریهای گران قیمت و دشوار نظامی آمریکا در خاورمیانه و حتی اروپا را ترجیح میدهند. در حال حاضر، این تمایل توسط «دونالد ترامپ» نشان داده شده است.
دوم افرادی که به دفاع از حضور نظامی سنگین ایالات متحده امریکا ادامه میدهند و معتقدند حضور نظامی واشنگتن برای کمک به متحدین ایالات متحده در منطقه – یعنی اسرائیل و عربستان سعودی – و همچنین مقابله با تهدیدات علیه منافع آمریکا، به ویژه از سوی ایران و متحدان غیر دولتی آن ضروری است. این دیدگاه که توسط مایک پومپئو و بسیاری دیگر از جمهوریخواهان در کنگره ایالات متحده ارائه میشود، حتی از تقابل نظامی با ایران حمایت میکند.
سوم، کسانی هستند که از یک دیدگاه میانه دفاع میکنند، یعنی ادامه وضع موجود، یعنی حضور طولانی مدت پایگاهها و سربازان آمریکایی در سراسر منطقه به منظور محافظت از منافع و متحدان ایالات متحده آمریکا در صورت لزوم. این تفکر تقریباً همه دمکراتها است.
در حال حاضر، من این احتمال را نمیدهم که ایالات متحده آمریکا نیروهای خود را از خاورمیانه خارج کند. این امر در آمریکا از لحاظ سیاسی بسیار گران است، به خصوص در فصل انتخابات.
تنها راهی که نیروهای آمریکایی از این منطقه خارج میشوند این است که ترامپ موفق شود مردم آمریکا را متقاعد کند که انجام این کار به نفع آنها است. اکثر افراد در حزب جمهوریخواه و اکثریت قریب به اتفاق دموکراتها با این نظر موافق نیستند. بنابراین نیروهای آمریکایی احتمالاً برای آینده قابل پیش بینی در منطقه خواهند ماند.
ریچارد فالک: به نظر میرسد که خروج نظامی از منطقه خاورمیانه هدف اصلی سیاست ترامپ و وعده اصلی مبارزات انتخاباتی وی در سال ۲۰۱۶ است اما در واشنگتن اصطکاکی از نیروهای اصلی کنترل سیاست خارجی آمریکا از سال ۱۹۴۵ وجود دارد، آنچه که من به آن سه ستون می گویم: وال استریت، پنتاگون و اسرائیل.
تأثیر این اصطکاک بر زمان و خروج از منطقه احتمالاً به عوامل بسیاری بستگی دارد از جمله آشکارتر شدن بحران فعلی سلامت و اینکه آیا سیگنالهای تقابل یا سازش از جانب ایران است یا خیر. پیش بینی در این مرحله دشوار است، مگر اینکه ناآرامیهای منطقهای غیرمنتظره ای وجود داشته باشد که عدم موفقیت ارتش را نشان دهد و انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده ممکن است روند را تسریع کند.
سیاست استقرار مجدد نظامیان آمریکایی در سه پایگاه در عراق پس از حملات موشکی اخیر، اگرچه نمونهای از خروج نیست، اما به نظر میرسد در جهت خلع سلاح اتخاذ شده است.
پل پیلار: بین آنچه که عموم مردم آمریکا در مورد خروج ارتش آمریکا از خاورمیانه میخواهند و اینکه چگونه مسائل خاص و تهدیدات درک شده در آن منطقه از لحاظ سیاسی نقش بازی میکنند ناهماهنگی وجود دارد.
بیشتر آمریکاییها از دخالت کمتر ایالات متحده در جنگها در خاور میانه حمایت میکنند و دونالد ترامپ به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری از این مضمون و شعار استفاده کرد. اما هنوز هم در گفتمان سیاسی آمریکا این حس قوی وجود دارد که ایالات متحده باید در صورت لزوم بتواند مشکلات آن منطقه و هر منطقه دیگر را با نیروی نظامی حل کند.
سیاستمداران آمریکایی تمایلی به عقب نشینی ندارند – اگر فرصتی وجود داشته باشد که مخالفان سیاسی آنها را برای اتفاقات بدی که متعاقباً در هر کشوری که از آن خارج میشوند رخ دهد مقصر بدانند.
بنابراین ایالات متحده حتی از لحاظ نظامی از خاورمیانه خارج نمیشود، علی رغم آنچه ترامپ یا هر نامزد دیگری ممکن است باعث شده رأی دهندگان این انتظار را داشته باشند.
*یکی از مشکلات اساسی آمریکا در حال حاضر و در آینده چین است. در اسناد مختلف امنیتی غربی از جمله در بیانیه کنفرانس امنیتی مونیخ چین به همراه روسیه به عنوان تهدید مطرح شدهاند. آمریکا چگونه قادر خواهد بود چین را مهار کند؟ آیا سیاست مهار جواب خواهد داد؟
مهران کامروا: پاسخ به این سوال دشوار است زیرا بخش اعظم آن به سیاستهای خاصی بستگی دارد که هر طرف اتخاذ میکنند. راه مبارزه این دو قدرت از طریق تجارت است و در حال حاضر به نظر میرسد واشنگتن همچنان به عنوان یک ابرقدرت اقتصادی در مقایسه با چین در موقعیت قویتری قرار دارد – اگرچه ایالات متحده تسلط جهانی که در گذشته داشته است را از دست میدهد.
بنابراین اساساً، در یک جنگ تجاری باید دید طرف تا چه حد حاضر به تحمل درد است تا دیگری را به زانو درآورد. مشخص کردن این کار دشوار است. به نظر من در آینده قابل پیش بینی، تنشهای تجاری بین دو طرف همچنان ادامه دارد.
ریچارد فالک: آینده روابط ایالات متحده آمریکا / چین، چالش برانگیزترین مسئله ژئوپلیتیکی زمان ما است. این دو کشور دارای دیدگاههای متمایز نسبت به تمدن هستند. من ایالات متحده آمریکا و چین را «کشورهای جهانی» مینامم که نقشه و حتی حضور آنها را نمیتوان با مرزهای سرزمینی ارزیابی کرد.
هر دو این کشورها سطحی جهانی دارند که هیچیک از بازیگران سیاسی دیگر از آن برخوردار نیستند، اما آنها هیچ شباهتی با هم ندارند. ایالات متحده آمریکا در درجه اول به تواناییهای نظامی خود جهت مجازات و اجبار آن کشورهایی که مخالف اهداف جهانی واشنگتن هستند، وابسته است.
ایران و ونزوئلا دو قربانی رویکرد فشار حداکثری بر اساس تهدیدات و تحریمهای تنبیهی هستند. در مقابل، چین با تکیه بر ابزارهای غیر نظامی، از جمله تجارت، سرمایه گذاری و کمکهای خارجی نفوذ و رونق خود را افزایش داده است. این دو کشور جهانی نمونهای از برخورد بین سیاست خارجی مبتنی بر قدرت سخت و نرم را نشان میدهد و باعث ایجاد رقابتی منحصر به فرد در تاریخ روابط بین الملل شده اند. این رقابت خطرات یک جنگ سرد جدید یا حتی جنگ به معنای نبرد مسلحانه را ایجاد میکند.
بر اساس تاریخ، وقتی یک قدرت صعودی بازیگر سیاسی مسلط را تهدید میکند، همانطور که اکنون چین ایالات متحده امریکا را تهدید میکند، به جنگ ختم میشود زیرا دولت مسلط در تلاش برای شکست دادن چالشگر است در حالی که هنوز هم به نظر میرسد دست بالا را دارد. البته چشم انداز جنگ با سلاحهای هستهای منجر به احتیاط بیشتر رهبران نسبت به گذشته میشود، اما این اطمینان را به ما نمیدهد که رهبران فعلی تحت فشار بحران، یا در صورت درک یک تهدید، محتاطانه و منطقی عمل کنند.
من اطمینان ندارم که آیا سیاست مهار مربوط به پاسخ غربیها به چالش چین است یا خیر. مهار، دکترینی بود که برای جلوگیری از گسترش نظامی علیه اتحاد جماهیر شوروی ایجاد شد. این سیاست در واقع در شرایط ژئوپلیتیکی اتخاذ شد که در آن دو دولت قدرتمند پیشرو هم از نظر اقتصادی و هم ایدئولوژیکی در سراسر جهان با یکدیگر رقابت میکردند. سیاست مهار کشور جهانی دارای قدرت نرم مانند چین به شکل جنگهای تجاری و تلاشهایی را برای محدود کردن نفوذ آن در بازارهای خارجی میباشد. متأسفانه این نوع رویاروئی در دوره ریاست جمهوری ترامپ سرعت گرفته، که با اتخاذ سیاست ملی گرایی و معامله گر تقویت شده است.
پل پیلار: لازم به یادآوری است که سیاست اصلی مهار همانطور که در مورد اتحاد جماهیر شوروی اعمال میشد مبتنی بر ایده خرید زمان، تا زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از تضادهای داخلی خود بود.
سیستم شوروی سرانجام فرو ریخت، اما هنوز مشخص نیست که آیا چیزی قابل مقایسه با سیستمی که حزب کمونیست چین برپا کرده است رخ خواهد داد یا خیر.
بنابراین سیاست مهار ممکن است به همان روش کار نکند. در این میان، احتمالاً چین نیز باید بر مواردی از جمله حفظ ناوبری در دریاها در منطقه شرق آسیا و اقیانوس آرام تمرکز کند، بدون تلاش برای ادعای تسلط بر آن منطقه توسط ایالات متحده آمریکا.
سیاست ایالات متحده و سیاست دیگر کشورهای غربی نیز باید در جهت تشویق چین جهت اینکه پکن به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی بازیگری مسئول و سازنده باشد – موقعیتی که قدرتش به آن داده است – باشد.
*شیوع ویروس کرونا این نکته را یادآور شد که تهدیداتی وجود دارند که در سایه همکاری کشورها راحت تر قابل حل هستند. آیا جامعه جهانی از آسیبهای ناشی از شیوع این ویروس درس خواهد گرفت و آیا شاهد افزایش همکاری بین المللی برای رفع تهدیدات جهانی خواهیم بود؟
مهران کامروا: گفتن اینکه کرونا ویروس چه درسهایی به انسانها داده و آنچه در هر صورت بازیگران جهانی باید از آن فرا گیرند، خیلی زود است. تاکنون، پاسخ هر کشور بستن مرزهای خود و محدود کردن ورود از خارج از کشور بوده است.
ما میبینیم کشتیهای دریایی از ورود مسافران به بندر خودداری میکنند و مسافران اجازه ندارند سوار هواپیماها شوند. بسیاری از کشورها صادرات کالاها و تجهیزات پزشکی را ممنوع کردهاند تا بتوانند در داخل کشور از آنها استفاده کنند.
بنابراین در این بحران همه گیر جهانی، انگیزه تقریباً در همه جا محافظت از منافع ملی بوده است و چه پوپولیست ها در بیشتر نقاط جهان در قدرت باشند یا تأثیرگذار باشند، کمبود رهبری اصولی وجود دارد که میتواند برای مقابله با این همه گیری در همکاریهای بین المللی شرکت کند. فعلاً حداقل، من امکان همکاری بهتر را نمی بینم.
ریچارد فالک: ممکن است انگیزه همکاری جهانی به پوشش نقرهای چالش COVID-19 تبدیل شده باشد. حتی برای ملی گرایانه ترین دیدگاهها آشکار شده است که ما با کمک به دیگران به خودمان کمک میکنیم و با صدمه زدن به دیگران خودمان را آزار میدهیم. فقط با همکاری با حسن نیت میتوان به پاسخهای سازنده در گسترش این ویروس دست یافت.
آنچه در رابطه با همه گیری کرونا ویروس صادق است، در مورد سایر موضوعات در حوزه جهانی نیز صادق است: فقر شدید، تغییرات آب و هوایی، مهاجرت جهانی، تنوع زیستی، نظامی گری و تسلیحات هستهای. گسترش تجربه و همکاری در رابطه با سیاستهای بهداشت و درمان با سایر حوزههای سیاست ممکن است چندان آسان نباشد.
اگر مزایای همکاری ناهموار، کمتر فوری و انتزاعیتر باشد، همکاری میان حوزه بهداشت با سایر حوزهها دشوار یا غیرممکن است. هر زمان که منافع ویژه ای در ساختارهای اداری و بخش خصوصی تعبیه شده باشد احتمالاً شاهد مقاومت دولت نیز خواهیم بود. این مقاومت تا حدی ناشی از دیدگاه واقع گرایی روابط بین الملل (بازی با حاصل جمع جبری صفر) است نه عرصهای که در آن به دنبال نتایج پیروزی / پیروزی و سود پایدارتر برای همه باشد.
پل پیلار: این ویروس مطمئناً به لزوم همکاری بین المللی در پاسخ به چنین تهدیدهای جهانی اشاره دارد و میتوان امیدوار بود که در این رابطه درسهایی فرا گرفته شود. متأسفانه برخی از پاسخها به این بیماری همه گیر مناسب نیست زیرا اقدامات بهداشت عمومی ممکن است نگرشها را در جهت مخالف سوق دهد. ناسیونالیستهای بیگانه هراس به این ویروس به عنوان یک تهدید خارجی که از مرزهای بین المللی عبور میکند و باید مرزها بسته شود نگاه میکنند.
*آثار اقتصادی ناشی از ویروس کرونا بر اقتصاد جهانی چه خواهد بود؟ این موضوع چه تأثیری بر انتخابات آینده آمریکا خواهد داشت؟
مهران کامروا: در پی شیوع ویروس کرونا بخش عمدهای از تجارت جهانی به سرعت متوقف شده است. هواپیمایی در حال پرواز نیست، مسافران مسافرت نمیکنند و جریان بین المللی کالا و تجارت به طور جدی مختل شده است. همچنین، اقتصادهای محلی عملکردی ندارند. اکثر فروشگاهها تعطیل است، مردم خانه را ترک نمیکنند، رستورانها، مشاغل کوچک و انواع بسیاری از تجارت تعطیل است. بورسهای محلی و جهانی بطور جدی کاهش یافتهاند، اما گفتن اینکه همه اینها چه تأثیری بر اقتصاد جهانی خواهد داشت، سخت بوده و بهبودی این مسئله در طی چند سال بسیار دشوار و دشوار خواهد بود.
در مورد تأثیر آن بر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، پیش بینی این مسئله بسیار دشوار است. موفقیت بزرگ ترامپ افزایش شدید بازار سهام آمریکا بوده و این دستاورد تقریباً در دو هفته گذشته ناپدید شده است. اگر این نزول ادامه یابد و اگر «جو بایدن» یک کارزار هوشمندانه را مدیریت کند، ترامپ در زمینه انتخاب مجدد خود با مشکلات اساسی روبرو خواهد شد.
ریچارد فالک: خیلی زود است که بگوییم اثرات اقتصادی کرونا ویروس چه خواهد بود، اما به نظر میرسد این تأثیرات هم برای اقتصاد جهان و هم برای اقتصاد ملی شدید خواهد بود و به آسیب پذیرترین نقاط جامعه ضربه محکمی خواهد زد.
بسته به منابع، نظم جوامع مختلف و مهارت مقامات دولتی تأثیر اقتصادی کرونا ویروس از دولتی به دولت دیگر متفاوت خواهد بود. به نظر میرسد اکنون اقتصاد جهانی رکود قابل مقایسه با وضعیتی که باعث رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ شد و به شیوع فاشیسم و جنگ جهانی دوم کمک کرد، را تجربه میکند.
چالش فعلی کرونا ویروس به طرق بی سابقهای در حال آشکار شدن است و ارزیابیهای ما باید به عنوان اقدام آزمایشی و به طور مکرر به روز شود، زیرا در قلمرو ناشناختهای حرکت میکنیم. همین نگرش احتیاط آمیز پاسخ من به تأثیرات آن بر انتخابات نوامبر ایالات متحده آمریکا را شکل میدهد.
به نظر میرسد تأثیرات اقتصادی کرونا ویروس به شانس انتخاب مجدد ترامپ آسیب میرساند زیرا از نظر رأی دهندگان رهبر کشور، مسئول رکود است خواه مقصر باشد یا خیر. اگر اقتصاد به خوبی پیش رود، رئیس جمهور فعلی مزایایی را به دست میآورد، خواه شایسته باشد یا نه، در حالی که اگر اقتصاد عملکرد بدی داشته باشد، رهبران فعلی مسئولیت آن را بر عهده دارند خواه مقصر باشند یا نباشند.
علاوه بر این، این تفسیر با این واقعیت تقویت میشود که بسیاری از آمریکاییها، از جمله جمهوری خواهان معتقدند ترامپ این چالش را به طور بد مدیریت کرده است به خصوص در مراحل اولیه بسیار مهم و نسبت به جدی بودن شیوع چنین بیماری بی اعتنا بوده و در نتیجه اقدامات اساسی برای کاهش سرعت شیوع بیماری را به تعویق انداخته است.
اما از اکنون تا زمان انتخابات ناشناختههای زیادی وجود دارد. اگر اوضاع بهتر نشود، یا بدتر شود، به راحتی میتوان وضعیتی را تصور کرد که انتخابات مطابق با شرایط اضطراری به تعویق افتد، در حالی که اگر اوضاع به طور غیر منتظره بهبود یابد، ممکن است ترامپ به راحتی برنده مجدد انتخابات شود، به خصوص اگر با نامزد ضعیفی مانند جو بایدن روبه رو باشد.
پل پیلار: از قبل مشخص بود که رکود اقتصادی ناشی از آن شدید خواهد بود، احتمالاً در مقیاس رکود سالهای ۲۰۰۸-۲۰۰۹. معمولاً چنین رکود اقتصادی خبرهای بدی برای رهبران سیاسی فعلی است و از این نظر رکود اقتصادی علیه انتخاب مجدد ترامپ مؤثر خواهد کرد.
با این حال، آنچه رأی دهندگان آمریکایی به آن واکنش نشان میدهند، جهت تغییر در وضعیت اقتصادی آنها است. اگر رکود اقتصادی در تابستان سال ۲۰۲۰ شکوفا شود و بهبود اقتصادی تا زمان انتخابات در ماه نوامبر آغاز شود، ممکن است وضعیت سیاسی ترامپ از گذشته بهتر به نظر برسد.
سهمیه بنزین کارت سوخت از بین نمی رود/ مردم نگران نباشند
فاطمه کاهی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اینکه از ابتدای اجرای طرح سهمیه بندی سوخت بنزین، طبق مصوبه هیئت وزیران هر کارت سوخت «خودروی شخصی» ابتدای هر ماه ۶۰ لیتر بنزین با نرخ ۱,۵۰۰ تومان را قابل استفاده دارد، گفت: این میزان بنزین سهمیهای میتواند برای ۶ ماه قابل ذخیره باشد؛ به عبارتی در صورتی که یک خودروی شخصی به هیچ عنوان از بنزین سهمیهای خود استفاده نکرده باشد، در پایان ۶ ماه، ۳۶۰ لیتر بنزین دارد.
سخنگوی شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی افزود: تنظیمات کارت سوخت خودروهای شخصی به صورت سیستمی به این شکل طراحی شده است و در ماه هفتم که ۶۰ لیتر بنزین سهمیهای برای کارت سوخت خودروهای شخصی شارژ میشود، در صورتی که شخصی ۳۶۰ لیتر بنزین سهمیهای خود در ۶ ماه را مصرف نکرده باشد، شامل این افزایش سهمیه بنزین نمیشود. یعنی در ماه هفتم نیز ۳۶۰ لیتر بنزین سهمیهای دارد نه ۴۲۰ لیتر.
به گفته این مقام مسئول، هر کارت سوخت خودرو شخصی میتواند تا سقف ۳۶۰ لیتر بنزین سهمیهای داشته باشد و اگر در کارت سوخت خودروی شخصی به طور مثال ۱۲۰ یا ۲۰۰ یا ۱۷۰ یا هر رقمی کمتر از ۳۶۰ لیتر بنزین سهمیهای وجود داشته باشد، تا ۶ ماه قابل ذخیره سازی بوده و سهمیه ۶۰ لیتر ماهیانه تا سقف ۳۶۰ لیتر به وی تعلق میگیرد؛ بنابراین دارندگان کارت سوخت خودروهای شخصی، نگران سهمیه بنزین خود نباشند.
به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به شیوع بیماری کرونا و محدودیت تردد بین شهری و لزوم کاهش تردد درون شهری، لازم است محدودیت ذخیره سوخت بنزین سهمیه خودروهای شخصی برای ۶ ماه برداشته شده یا سقف ذخیره سازی افزایش یابد چراکه در غیر این صورت، این محدودیت میتواند تبدیل به ابزاری برای تشویق مصرف یا سایر حواشی شود.
۶۰ واکسن احتمالی کرونا در مرحله پیش بالینی/ ۲ واکسن در فاز بالینی
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از بیزنس تودی، سازمان جهانی بهداشت اعلام کرد ۲ واکسن احتمالی ویروس کووید ۱۹ وارد فاز آزمایش بالینی شدهاند. همچنین ۶۰ واکسن احتمالی دیگر نیز در مرحله مطالعات پیش بالینی هستند.
یکی از این واکسنها به طور مشترک توسط شرکت CanSino Biological Inc و انستیتو فناوری زیستی پکن ساخته شده است. برای این منظور محققان از وکتور ویروسی غیر تکرار شونده به عنوان پلتفرم استفاده کردند تا واکسنی با «آدنوویروس ۵» بسازند. مشابه این روش برای تولید واکسنهای غیر ویروس کرونا مانند ابولا استفاده شده است.
آدنوویروس ها در حقیقت ویروسهای معمولی هستند که عامل بیماری ذات الریه به شمار میروند و میتوانند با انتقال یک آنتی ژنی به بدن انسان، تولید پادتن بیماری را در بدن او تحریک کنند.
شرکت CanSino Biological Inc با همکاری«انستیتوی مهندسی زیستی آکادمی علوم پزشکی ارتش چین» در سال ۲۰۱۷ واکسنی برای ابولا ساخته است.
دومین واکسنی که وارد مرحله آزمایشهای بالینی شده به شرکت آمریکایی مدرنا تعلق دارد. شرکت مدرنا با همکاری «انستیتو ملی آلرژی و بیماریهای عفونی آمریکا» این واکسن را ساخته است.
این نانوذرات لیپیدی (LNP) واکسن احتمال mRNA را در یک محفظه قرار میدهند و از یک بستر RNA استفاده میکنند.
در این روند اطلاعات ژنتیکی ویروس از دی ان ای آن رمزگشایی و پروتئینهایی ساخته میشود. mRNA نیز به عنوان واسطه میان اطلاعات ژنتیک در دی ان ای و توالی آمینو اسید در پروتئینها عمل میکند و به سلولها دستور میدهد برای مقابله با ویروس پروتئینی بسازند.
چرا با وجود صدقه و دعا، جامعه اسلامی گرفتار ویروس کرونا شده است؟
به گزارش خبرنگار مهر، آیت الله میلانی در پاسخ به این شبهه که چرا با وجود صدقه و دعا، جامعه اسلامی گرفتار ویروس کرونا شده است، گفت: توسّل و صدقه و غیرذلک هرچند لازم است علّت تامّه نیستند، بلکه مصالح محکّم، و خود رسول الله و ائمه تسلیم هستند.
وی ادامه داد: در روایتی داریم که اگر راه میرفتی و پایت به سنگ خورد و زخم شد فکر کن چه کردی که چنین شد…. و ما که مسلمان هستیم و به یک سلسله مسائل اعتقاد داریم به فکر میافتیم که آن رویداد را با آن باورها بسنجیم و بالاخره تطبیق دهیم.
متن این سوال و جواب آیت الله میلانی به شرح زیر است:
سوال:
بسمه تعالی
حضور حضرت استاد عالیقدر آیه الله میلانی دامت برکاته
پس از عرض سلام و ارادت
اکنون که این مرض عالم گیر اتفاق افتاده، بین ما این بحث پیدا شده که: با توجّه به باورهای دینی چرا این مرض دامنگیر ما شد و چرا رفع نمیشود؟ مگر نه این است که پیامبر و امام علیهم السلام نزد خدا وجاهت دارند، به آنها متوسّل میشویم شفاعت کنند، پس کو؟ مگر نگفتند صدقه دفع بلا میکند، صلۀ ارحام موجب طول عمر است؟
لطفاً توضیح بفرمائید.
جواب آیت الله میلانی:
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلاه والسلام علی خیر خلقه محمد وآله الطاهرین لا سیّما بقیه الله فی الأرضین ولعنه الله علی أعدائهم أجمعین.
همیشه رویدادهای مهم روزگار، انسانهای فهیم را به تفکّر وامیدارد، و خود این یکی از حکمتها است که در قرآن مجید مکرراً آمده، بلکه حادثه کوچک نیز، ولذا در روایتی داریم که اگر راه میرفتی و پایت به سنگ خورد و زخم شد فکر کن چه کردی که چنین شد… و ما که مسلمان هستیم و به یک سلسله مسائل اعتقاد داریم به فکر میافتیم که آن رویداد را با آن باورها بسنجیم و بالاخره تطبیق دهیم. این باورها از قرآن که کلام خدا است، و روایات معتبر که کلام اهل عصمت است، و از عقل، اخذ شده.
قرآن و روایت و عقل همگی میگویند: خدا که خالق بشر است مخلوق خود را دوست دارد. قرآن و روایت و عقل همگی میگویند: پیامبر و امام معصوم در نظام آفرینش نقش دارند.
پس چرا اینطور شد؟ و چه باید کرد؟
این چند کلمه را عرض میکنم، شاید تا حدّی موضوع روشن شود، و تفصیل مطلب را در درسها گفتهام:
۱. میدانیم که خدای تعالی رئوف و رحیم است و دلایل نقلی و عقلی بر این معنی بسیار…
۲. اما باید بدانیم که خدا حکیم است و هرچه میکند مطابق مصلحت است، چه آن مصلحت را بدانیم یا ندانیم.
۳. بنا بر این حق اعتراض نداریم… او عدل و حکیم است.
۴. بلی صدقه دفع بلا میکند، و صلۀ رحم طول عمر… اما دلایل صدقه و صله رحم مطلق نیستند…
۵.پ یامبر و امام نزد خدا قرب و وجاهت دارند قطعاً، و خدا به آنها هم علم داده و هم قدرت، اما آیا همیشه شفاعت میکنند؟ و در هر مورد توسّل به آنها مؤثّر و نتیجهبخش است؟
۶. بعضی از خودمان میگویند آنها در مثل این قضیّه نمیتوانند کاری بکنند، این مثل زهر است که سبب شهادت حضرات ائمه علیهم السلام شد، کشندگی زهر را نمیشود از زهر گرفت، شکنندگی سنگ را نمیشود از سنگ گرفت، سوزندگی آتش را نمیشود از آتش گرفت… اثر وضعی اصابت سنگ شکسته شدن شیشه، و اثر وضعی افتادن در آتش سوختن است… پس توسّل بیفائده است.
۷. این فکر نادرست و این سخن اشتباه است، و گویندۀ آن باید در اعتقادات خود تجدیدنظر کند.
خدای تعالی قادر است برّندگی چاقو را از چاقو بگیرد، قادر است سوزندگی آتش را از آتش بگیرد، بلکه آتش را (بَرْدًا وَسَلَامًا) کند، و این قدرت را به مقام عصمت داده است، و در روایات آمده که آتش را برداً و سلاماً کرده، و حیوان درّنده را رام و مهربان نمودهاند. اجمالاً، خدا قادر است خاصیّت شیء را از شیء بگیرد بلکه به ضدّ آن مبدّل کند، و این قدرت را به مقام عصمت و سایر اولیا الله داده است.
بنابراین نباید گفته شود توسّل بیاثر است و یا قدرت ندارند چون خواستن چیزی است که شدنی نیست. بلکه حق آن است که بگوییم:
اولاً: عالم ملک خدا است و او در ملک خود طبق مصالح تصرّف میکند.
و ثانیاً: توسّل و صدقه و غیرذلک هرچند لازم است علّت تامّه نیستند، بلکه مصالح محکّم، و خود رسول الله و ائمه تسلیم هستند.
و ثالثاً: باید بدانیم که خیلی اوقات آنچه پیش میآید (بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ) است، و بدانیم که (إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ). اگر تغییری در حالمان پیدا شود و تضرّع و انابه نمائیم و توسّل کنیم، امید است فرج حاصل میشود، اللهمّ عجّل لولیّک الفرج.
در جریان جنگ جهانی دوم، یک افسر آلمانی از کارگاه نقاشی پیکاسو در پاریس بازدید کرد. در آنجا به تابلوی «گرونیکا» برخورد کرد و از آشوب نوگرایانهای که در آن بود به شدت یکه خورد. از پیکاسو پرسید: این کار شماست؟ و پیکاسو پاسخ داد: خیر، کار شماست..
کنایهای به وضعیتی که آلمانها برای آن روز اروپا به وجود آورده بودند و تأثیر آن بر وضعیت همه مردمان، که حالا اینجا از یک نقاشی بیرون زده بود.
دیروز وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در توئیتی رندانه از ۵ قسمت ابتدایی مجموعه پایتخت تقدیر میکند و به طور تلویحی به فصل ششم سریال طعنهای میزند. او وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران است و در خوشبینانهترین حالت یکی از سه مقام بلندبالای کنترل و هدایت فرهنگ در جامعه ایران.
این اولین واکنش رسمی بزرگترین نهاد فرهنگی کشور به سریال پرماجرا و جنجالی پایتخت است. اما واکنشهای غیررسمی به این مجموعه از قسمتهای میانی پایتخت اوج گرفت و در قسمتهای پایانی ماجرا شدت گرفت. فصل مشترک انتقادات به فصل ششم پایتخت به تصویر غیرواقعی و در عین حال غیراخلاقی سریال از فرهنگ عمومی جامعه برمیگردد. اینکه در سریال همه دروغگو شدهاند، کوچکترها با بزرگترها بد و تحقیرآمیز برخورد میکنند؛ همه به دنبال منفعت شخصی خودشان هستند؛ از هیچ تلاشی برای دستیابی به هدف خاصی که معمولاً شخصی و انفرادی است مضایقه نمیکنند و در نهایت اینکه همه پایتختیها که در فصلهای پیشین خاطره خوشی از مهربانی؛ همیاری و همگرایی آنها با خانواده و جامعه محل زندگی خود وجود داشت حالا تبدیل به موجوداتی غیرقابل تحمل شدهاند که با هیچ معیار اخلاقی و اجتماعی خاصی به دل نمینشینند. آدمهایی که به فردیت محض رسیدهاند، کاملاً اتمیزه شدهاند و این داستان تمایلات فردگرایانه آنهاست که پایههای پیشرویی سریال را میسازد و قصههای فصل ششم را میسازد.
جدا از اینکه سریال در مجموعه ششم ساختار کیفی به شدت پایینی دارد و جدا از اینکه شیطنتهای واضح مغز سازنده سریال در انتقامگیری از برخی از موارد خاص و متلکپراکنی به برخی مفاهیم و مصادیق کاملاً واضح و مشخص است؛ اما ما حالا در مواجهه با سریال پایتخت با یک سوال اساسی، مهم و حیاتی برای زندگی اجتماعی دهه ۹۰ ایرانیها روبرو هستیم: اگر دوز اغراقآمیز موقعیتساز فردگرایی شخصیتهای «پایتخت ۶» را به تناسب تمایز واقعیت و داستان به موقعیتهای واقعی کاهش دهیم و زندگی آدمهای پایتخت را با آدمهای پیرامونمان مقایسه کنیم و اگر خوشخیالیهای رسمی و و کارتابلی را کنار بگذاریم آیا با جامعهای جز آنچه پایتخت روایت میکند در سالهای جاری روبرو بودهایم؟
پاسخ به این سوال ما را ما در معرض سه سوءتفاهم یا نکته اساسی در مطالعه نسبت پایتخت با فرهنگ عمومی امروز جامعه مان مواجه میکند. به آنها میپردازیم.
اول اینکه همه انتقاداتی که در تمام این روزها به پایتخت شده است با خطر تعویق رسیدگی به این فردگرایی همه گیر و در حال گسترش روبروست. بسیار ساده است که دوباره انتقادات از پایتخت را با شعارهای دهان پرکن اخلاقی جواب دهیم و دوباره برای هزارمین بار تکرار کنیم که جامعه ما؛ جامعهای اخلاقی، دلنشین و پر از زیباییهای نادیده است و پایتخت فقط بدیها را دیده است و با اصطلاح محبوب مدیران فرهنگی در تمام سالهای اخیر سیاهنمایی کرده است. تذکری به مدیران صداوسیما بدهیم؛ اسنادی از مراوده مالی محسن تنابنده با یکی از بدنامهای عرصه تجاری فرهنگ بلافاصله بعد از آخرین قسمت منتشر کنیم و دوباره رسیدگی به اینکه بالاخره آمارهای وحشتناک فردگرایی و آسیبهای اجتماعی در جامعه ایرانی واقعی است یا خیر را به تعویق بیندازیم و هشدارهایی حتی نازلی مانند پایتخت را نادیده بگیریم و زندگیمان را ادامه دهیم در انتظار فاجعهای که دیگر پایتخت و غیر پایتخت نمیشناسد.آیا همین زمان انتشار مراودات مالی پایتخت با یکی از متهمین عرصههای مالی نشانی از این وضعیتی که پایتخت تصور میکند نیست؟
دومین سوءتفاهم؛ ندیدن نقش همه آنهایی است که امروز در قالب منتقد مثلاً منصف پایتخت فرو رفتهاند و خیال میکنند که نقششان در به وجود آوردن وضعیتی که پایتخت نمایش میدهد با ژستهای انتقادی قابل فراموش است. خیر! همه مدیران فرهنگی تمام این سالها که وظیفه تنظیف و تنظیم روابط اخلاقی فرهنگی جامعه را بر عهده داشتهاند مثلاً جناب وزیر ارشاد امروز باید به جای انتقادات طعنهآمیز و رندانه از پایتخت خود را در جایگاه یک متهم واقعی بدانند که حالا به هشداری کج و معوج به نام پایتخت رسیدهاند و شاید الان وقت خوبی باشد برای آنها که پاسخ دهند که آنها در تمام این سالها چه کار کردهاند و با اصلیترین وظیفه قانونی و شرعی آنها که اخلاقیتر کردن فرهنگ اجتماعی ایران بوده است چهگونه مواجه شدهاند که سریال شیرین و دلچسبی مانند پایتخت که چیزی در حدود ده سال سعی میکرد؛ این کجرفتاریها را به حداقل نمایشیاش تقلیل دهد و بیشتر از زیباییها صحبت کند هم به چنین وضع مفتضحی افتاده است.
اما سومین سوءتفاهم موردنظر ما امروز به وضعیتی برمیگردد که سازندگان پایتخت تلاش پنهان فراوانی برای جاانداختن این گزاره انجام میدهند که ما صدای فروخفته و فراموش شده جامعهای هستیم که حالا در رسانه سفارشدهنده سریال هم سانسور میشویم؛ صدای مردم هستیم که روزگاری چنین نمایش میدادیم و روزگاری اینچنین. واقعیت ایناست که پایتخت به دلیل ساده بیمایه بودن و نداشتن صلاحیتهای مسئولیتساز لازم برای قضاوت اخلاقی (مثلاً اینکه در رقابت بین دو کفه سنگین جذابیت و اخلاق؛ حالا به انتخاب جذابیت روی آوردهاند؛ یا اینکه همواره سعی) شرایط لازم برای گرفتن ژست قهرمانانه در شرایط فعلی جامعه ما را ندارند. پس بنابراین بهتر است به نقش هشدار غیرعامدانه خود راضی شوند و تصور نکنند که پایتخت در موقعیت فعلی میتواند نقش یک مصلح اخلاقی هشداردهنده را پیدا کند. چنانچه پایتخت در روزگار نمایش شیرینش میتوانست پرچمدار اخلاق اجتماعی در جامعه در حال خطر ایران باشد؛ اما امروز چنین ادعای به دلیل بیدقتیهای فراوان پایتخت در نمایش آدمها، سردرگمی و نامعلومی کاری که خودشان در حال انجام هستند و نهایتاً به جهت مسئله بسیار مهم انباشته شدن از حاشیههای فرامتنی گزنده سازندگان نمیتواند چنین ادعایی داشته باشد. پایتخت خود یکی از محصولات دورانی است که توصیف میکند.
در نهایت باید تکرار کرد کرد که پایتخت اگر چه در پنج فصل گذشته با نگاهی کارکردگرایانه کاملاً در قامتی متفاوت با فصل ششم آن قرار میگیرد و در حال دعوت ما به زندگی بهتری بود که با هزاران شرایط و اما و اگر در یک جامعه کوچک قابلتحقق بود؛ اما واقعاً از این باب که پایتخت (البته ندانسته و فکر میکنم غیرعامدانه) حالا به تصویر تلختری از جامعه ایران که بنابرمدعای خیلیها تصویر واقعیتری نیز هست نزدیک شده است قابل انتقاد است؟ شاید صرفاً به جهت ملامت از بین بردن یکی از نوستالژیهای دلپذیر دوران جوانی ما.پایتخت البته تا دلتان بخواهد مشکلات بنیادین دیگر دارد؛ چنانچه گفته شد بیمایه و در مواقعی هرز ساخته شده است و در مجموع بازی خطرناکی با یکی از خوشترین خاطرههای تصویری ایرانیان آغاز کرده است اما آنچه که امروز در انتقاد از پایتخت گفته میشود به نظر گزافه میآید. به ابتدای متن برمیگردیم؛ سازندگان پایتخت البته آنقدر باهوش نیستند اما به راحتی میتوانند همان جواب پیکاسو به افسر آلمانی را تکرار کننند: آیا این پایتخت را شما ساختهاید؟ خیر کار شماست؛ آقای وزیر و همه مسئولین فرهنگی دیگر که در تمام این سالها به اتمیزه شدت و فردگرایی بیحد و حصر جامعه ایران واکنشی نشان ندادید؛ در مواجهه با پایتختهای دیگر از انگ سیاهنمایی استفاده کردید؛ هیچ تلاشی در جهت دگرگون کردن این وضعیت انجام ندادهاید و حالا اگر چه با اغراق اما با وضعی مشابه مواجه شدهاید که دوباره میتوانید با انتخاب شعارهای اخلاقی دهان پرکن رسیدگی به آن را به تعویق بیندازید. سالهاست مشغول این کار هستید.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پژوهشکده پولی و بانکی، حدود ۸ میلیون و ۶۰۰ هزار فقره چک به ارزشی حدود ۱۲۱۹ هزار میلیارد ریال در بهمن ماه ۱۳۹۸ در کل کشور مبادله شد که نسبت به ماه قبل از نظر تعداد و مبلغ به ترتیب ۱.۶ درصد و ۱۰.۳ درصد افزایش نشان میدهد. در ماه مورد گزارش در استان تهران حدود ۲ میلیون و ۹۰۰ هزار فقره چک به ارزشی بالغ بر ۶۳۰ هزار میلیارد ریال مبادله شد.
در بهمن ماه سال گذشته ۵۲ درصد از تعداد چکهای مبادلهای کل کشور در سه استان تهران، اصفهان و خراسان رضوی مبادله شده است که به ترتیب با ۳۳.۷ درصد، ۱۰.۴ درصد و ۷.۹ درصد بیشترین سهم را در مقایسه با سایر استانها دارا بودهاند. همچنین ۶۴.۱ درصد از ارزش چکهای فوق در سه استان تهران (۵۱.۷ درصد)، اصفهان (۶.۴ درصد) و خراسان رضوی (۶ درصد) مبادله شده است که بیشترین سهم را در مقایسه با سایر استانها دارا بودهاند.
چکهای وصولی
در بهمن ماه ۱۳۹۸، در کل کشور بالغ بر ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار فقره چک به ارزشی بیش از ۱۱۰۲ هزار میلیارد ریال وصول شد که نسبت به ماه قبل از نظر تعداد و مبلغ به ترتیب ۱.۵ درصد و ۱۱ درصد افزایش نشان میدهد. از کل تعداد و مبلغ چکهای مبادله شده در ماه مذکور به ترتیب ۹۱.۶ درصد و ۹۰.۵ درصد وصول شده است. درصد تعداد و مبلغ چکهای وصول شده در دی ماه ۱۳۹۸ به ترتیب معادل ۹۱.۸ درصد و ۸۹.۸ درصد و در بهمن ماه ۱۳۹۷ به ترتیب برابر ۹۰.۳ درصد و ۸۸.۹ درصد بوده است.
در بهمن ماه ۱۳۹۸ در استان تهران حدود ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار فقره چک به ارزشی حدود ۵۷۷ هزار میلیارد ریال وصول شد که از نظر تعداد ۹۲.۶ درصد و از نظر ارزش ۹۱.۵ درصد از کل چکهای مبادلهای وصول شده است. در ماه مذکور در بین سایر استانهای کشور، بیشترین نسبت تعداد چکهای وصولی به کل چکهای مبادلهای در استان، به ترتیب به استانهای گیلان (۹۲.۹ درصد)، البرز (۹۲.۷ درصد) و یزد (۹۲.۶ درصد) اختصاص یافته است و استانهای کهگیلویه و بویراحمد (۸۳.۳ درصد)، خراسان شمالی (۸۷.۲ درصد) و چهارمحال و بختیاری (۸۷.۳ درصد) پایینترین نسبت تعداد چکهای وصولی به کل چکهای مبادله شده در استان را به خود اختصاص دادهاند.
در ماه مورد بررسی در بین سایر استانهای کشور، بیشترین نسبت ارزش چکهای وصولی به کل ارزش چکهای مبادلهای در استان به ترتیب به استانهای البرز و ایلام (هر کدام ۹۱.۹ درصد)، خوزستان (۹۱.۴ درصد) و گیلان (۹۰.۵ درصد) اختصاص یافته است و استانهای کهگیلویه و بویراحمد (۸۴.۴ درصد)، خراسان شمالی (۸۵.۲ درصد) و هرمزگان (۸۵.۳ درصد) کمترین نسبت ارزش چکهای وصولی به کل ارزش چکهای مبادله شده در استان را به خود اختصاص دادهاند.
چکهای برگشتی
حدود ۷۱۹ هزار فقره چک به ارزشی بالغ بر ۱۱۶ هزار میلیارد ریال در بهمن ماه ۱۳۹۸ در کل کشور برگشت داده شده است که نسبت به ماه قبل از نظر تعداد و مبلغ به ترتیب ۳.۶ درصد و ۴.۱ درصد افزایش نشان میدهد. بدین ترتیب از کل تعداد و مبلغ چکهای مبادله شده در بهمن ماه ۱۳۹۸ به ترتیب ۸.۴ درصد و ۹.۵ درصد برگشت داده شده است.
درصد تعداد و مبلغ چکهای برگشت داده شده در دی ماه ۱۳۹۸ به ترتیب معادل ۸.۲ درصد و ۱۰.۱ درصد و در بهمن ماه سال ۱۳۹۷ به ترتیب برابر ۹.۷ درصد و ۱۱.۱ درصد بوده است. در ماه مورد گزارش در استان تهران حدود ۲۱۴ هزار فقره چک به ارزشی بیش از ۵۳ هزار میلیارد ریال برگشت داده شد که از نظر تعداد ۷.۴ درصد و از نظر ارزش ۸.۵ درصد از کل چکهای مبادلهای برگشت داده شده است. در ماه مذکور در بین سایر استانهای کشور، بیشترین نسبت تعداد چکهای برگشتی به کل چکهای مبادلهای در استان، به ترتیب به استانهای کهگیلویه و بویراحمد (۱۶.۷ درصد)، خراسان شمالی (۱۲.۸ درصد) و چهارمحال و بختیاری (۱۲.۷ درصد) اختصاص یافته است و استانهای گیلان (۷.۱ درصد)، البرز (۷.۳ درصد) و یزد (۷.۴ درصد) پایینترین نسبت تعداد چکهای برگشتی به کل تعداد چکهای مبادله شده در استان را به خود اختصاص دادهاند.
در ماه مورد بررسی در بین سایر استانهای کشور، بیشترین نسبت ارزش چکهای برگشتی به کل ارزش چکهای مبادله شده در استان به ترتیب به استانهای کهگیلویه و بویراحمد (۱۵.۶ درصد)، خراسان شمالی (۱۴.۸ درصد) و هرمزگان (۱۴.۷ درصد) اختصاص یافته است و استانهای البرز و ایلام (هر کدام ۸.۱ درصد)، خوزستان (۸.۶ درصد) و گیلان (۹.۵ درصد) کمترین نسبت ارزش چکهای برگشتی به کل ارزش چکهای مبادله شده در استان را به خود اختصاص دادهاند.
چکهای برگشتی به تفکیک علل
در بهمن ماه ۱۳۹۸، در کل کشور بالغ بر ۶۹۱ هزار فقره چک به ارزشی حدود ۱۱۱ هزار میلیارد ریال به دلایل کسری یا فقدان موجودی برگشت داده شده است. در واقع در کل کشور از نظر تعداد ۹۶.۲ درصد و از نظر ارزش ۹۵.۲ درصد از کل چکهای برگشتی به دلایل کسری یا فقدان موجودی بوده است. در ماه مورد بررسی در استان تهران حدود ۲۰۲ هزار فقره چک به ارزشی بالغ بر ۵۰ هزار میلیارد ریال به دلایل کسری یا فقدان موجودی برگشت داده شده است. در واقع در استان تهران از نظر تعداد ۹۴.۴ درصد و از نظر مبلغ ۹۴.۳ درصد از کل چکهای برگشتی به دلایل کسری یا فقدان موجودی بوده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سی ان ان، «اندرو کومو»، فرماندار نیویورک آمریکا از جهش ۱۰ هزار نفری مبتلایان به کرونا در این ایالت طی ۲۴ ساعت گذشته خبر داد.
در این ارتباط فرماندار ایالت نیویورک اعلام کرده است که آمار مبتلایان به کرونا در این ایالت به ۱۱۳ هزار و ۷۰۴ نفر رسیده است.
همچنین فرماندار نیویورک اعلام کرد که از روز جمعه تاکنون ۶۳۰ نفر دیگر در این ایالت جان خود را بر اثر ابتلاء به کرونا از دست دادهاند و مجموع قربانیان کرونا در نیویورک ۳ هزار و ۵۶۵ نفر شده است.
در این میان اعلام شده که بیشترین تعداد مبتلایان به کرونا در نیویورک به شهر اصلی این ایالت مربوط است.
از نیویورک به عنوان کانون اصلی شیوع کرونا در آمریکا یاد میشود.
آمار مبتلایان به کرونا در آمریکا از ۳۰۰ هزار نفر تجاوز کرده و مجموع مرگ و میر ناشی از کرونا در این کشور نیز به تعداد بیش از ۸ هزار نفر رسیده است.
در آمریکا بر اساس آخرین آمار طی ۲۴ ساعت گذشته ۲۲ هزار نفر به آمار مبتلایان به کرونا افزوده شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روسیا الیوم، عناصر وابسته به تشکیلات تروریستی داعش ۸ تن از غیرنظامیان در استان دیرالزور واقع در شرق سوریه را ربودند و آنها را اعدام کردند.
خبرگزاری سانا گزارش داد که این عناصر تروریست جنایت جدیدی را در حق غیرنظامیان در منطقه التبنی واقع در حومه شمال غربی دیرالزور انجام دادند.
این نخستین باری نیست که تروریستهای برجای مانده از تشکیلات داعش به غیرنظامیان حمله کرده و آنها را در حومه دیرالزور اعدام میکنند.
این در حالی است که ارتش سوریه تلاش دارد تا عناصر باقیمانده از تشکیلات داعش را نابود کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، «کنت پولاک»، تحلیلگر سابق سیا و نویسنده کتابی جامع درباره روابط ایران و آمریکا، در مقاله جدیدی مینویسد که علیرغم برخی اشتباهات در مورد مبارزه با کرونا در ایران، اما جمهوری اسلامی نه فقط در حال سقوط نیست، بلکه نیروهای محافظهکار پر قدرت تر شدهاند.
پولاک این مقاله را با عنوان «کرونا جمهوری اسلامی را از پای در نمیآورد» در «فارن پالیسی» منتشر کرده و در آن ابتدا به آمار ویروس کرونا در ایران به عنوان هفتمین کشور درگیر این بحران در جهان اشاره میکند.
پولاک در ادامه یادداشت خود به تأثیر تحریمهای آمریکا بر اقتصاد ایران و شرایط اجتماعی کشور پرداخته و توضیح میدهد که چگونه این تحریمها هزینههای اقتصادی بر دولت و حتی تأثیرات اجتماعی گستردهای را در جامعه ایران برجای گذاشته است.
نویسنده مقاله با توجه به تأثیرات منفی تحریمهای آمریکا علیه ایران، این سوال را مطرح میکند که آیا ممکن است بحران شیوع کرونا به فروپاشی و سقوط جمهوری اسلامی ایران منجر شود؟ پاسخ نویسنده به این سوال منفی است، چون به اعتقاد او همچنان بخش قابل توجهی از مردم ایران از رهبران این کشور تمام قد حمایت میکنند.
تحلیلگر سابق سیا این را نیز میافزاید که در حال حاضر هیچ نشانهای دال بر این موضوع وجود ندارد که ثابت کند بحران شیوع کرونا تواناییهای دولت و حاکمیت را در ایران به تحلیل برده است.
وفاداری کامل نیروهای نظامی به حاکمیت و همچنین قدرت رو به فزاینده سپاه پاسداران از دیگر نکات قابل توجه در یادداشت کنت پولاک است. نویسنده همچنین به دلایلی اشاره میکند که امکان هرگونه دگرگونی و انقلاب را در ایران غیرمحتمل میسازد:
نخست اینکه هیچ انقلابی بدون اعتراضات گسترده و فراگیر رخ نمیدهد و در حال حاضر به دلیل بحران شیوع کرونا، احتمال اعتراضات و راهپیماییها کمتر شده است. به اعتقاد نویسنده، کرونا حتی جنبشهای اعتراضی در لبنان و عراق را نیز به تحلیل برده است.
دوم اینکه واکنش و پاسخ عمومی گروههای محافظه کار در ایران با مسئولیت پذیری بیشتری در مقایسه با گروههای عملگرا بوده است. در این یادداشت نوع واکنش سپاه پاسداران در برابر بحران شیوع کرونا بسیار مناسبتر و به موقع در مقایسه با دیگران عنوان شده است.
نویسنده در پایان نتیجه گیری میکند که بعید است بحران شیوع کرونا به تضعیف حاکمیت در ایران منجر شود و برخلاف این تصور، کرونا حتی میتواند به تقویت گروههای محافظه کار در ایران بیانجامد.