به گزارش خبرگزاری مهر، اکبر افتخاری با اشاره به پیگیریهای بازنشستگان از جلسات و مذاکرات مربوط به همسانسازی حقوقها در سازمان برنامه و بودجه، توضیحاتی را درباره جزئیات این موضوع مطرح کرد.
وی در آخرین پست اینستاگرامی خود نوشت: ابتدا قرار بود، ۳,۵۰۰ میلیارد تومان به همسانسازی حقوق بازنشستگان کشوری تخصیص پیدا کند که با پیگیریهای صندوق بازنشستگی کشوری، این رقم حدود دو برابر شد و به ۶,۵۰۰ میلیارد تومان افزایش پیدا کرد.
افتخاری با اشاره به اینکه رقمی که اکنون به عنوان میانگین افزایش حقوق بازنشستگان اعلام شده است، شامل دو بخش افزایش حقوق و همسانسازی است، افزود: به این معنی که ابتدا حقوق کلیه بازنشستگان از گروه یک تا گروه بیست، ۱۵ درصد افزایش پیدا میکند و سپس، مبالغی نیز برای همسانسازی به آن افزوده میشود.
مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری با اعلام اینکه همسانسازی به شکل پلکانی نزولی انجام میشود، ادامه داد: این به این معناست که کسانی که حقوق کمتری میگیرند، مبلغ بیشتری را برای همسانسازی دریافت میکنند و بالعکس، کسانی که حقوق بیشتری میگیرند، مبلغ کمتری را برای همسانسازی دریافت میکنند.
او با اشاره به اینکه همسانسازی در گروههای پایینتر به شکلی است که حداقل حقوق، برای افراد با سنوات کامل (۳۰ سال) ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان خواهد بود، افزود: همان طور که قبلاً اعلام شده، مجموع دو رقم «۱۵ درصد افزایش حقوق» و «همسانسازی»، به طور میانگین حدود ۸۰۰ هزار تومان است که از فروردینماه جاری اعمال خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از بغداد الیوم، یک منبع امنیتی عراق امروز اعلام کرد که ۵ موشک به سوی شرکت آمریکایی «هالبرتون» در غرب استان «بصره» (جنوب عراق) شلیک شده است.
این شرکت در میدانهای نفتی غرب بصره قرار دارد. این منبع همچنین خبر داد که منابع امنیتی محل پرتاب موشکها را کشف کردهاند و تحقیقات در این خصوص کماکان ادامه دارد.
این منبع ادامه داد که یکی از موشکها در نزدیکی چاه نفتی «۲۰» برخورد کرده که از بزرگترین چاههای نفتی عراق به شمار میرود.
گفته می شود کارکنان آمریکایی این شرکت پیشتر از آن خارج شدند و تنها کارکنان عراقی در این شرکت حضور داشتند.
باغ لالههای بوستان شهید چمران کرج در فروردین و اردیبهشت سالهای گذشته پذیرای هزاران گردشگر از گوشه و کنار کشور بود که امسال به دلیل جلوگیری از شیوع کرونا ویروس این باغ لاله تا عادی شدن شرایط تعطیل است.
خبرگزاری مهر، گروه بینالملل- مهدی عزیزی: تا همین لحظه، هیچیک از اقدامات رژیم صهیونیستی در ابعاد امنیتی، سیاسی و حتی ورزشی در جهت شناسایی و کسب مشروعیت بجایی نرسیده است. حداکثر نتیجهای که به دست آمده است، شتاب درروند عادی سازی روابط آن هم نه با ملتها بلکه با ساختار سیاسی عربی است.
قرار بود، شرایط کنونی زمان تثبیت صهیونیسم و تحمیل معادله امنیتی آن بر منطقه و نیز پیشبرد توهم سرزمین موعود باشد نه زمان شکستهای میدانی و بی هویتی.
واقعیت این است که اسرائیل تا امروز در محاصره بحرانهای سیاسی، امنیتی و بویژه هویت اجتماعی است. تمامی بودجه این رژیم در ابعاد نظامی هزینه میشود تا همواره اعتماد به نفس جامعه یهودی تضمین شود.
رژیمی که پیش از آن در برابر هیچ سازمان یا گروهی پاسخگو نبود و تمام نسلکشیها را مرتکب میشد بدون آنکه حتی نگران کوچکترین واکنش کاغذی کشورهای عربی و اسلامی باشد.
برای درک مفهوم این شکست باید به اصلیترین عنصر نگاه دارنده جامعه صهیونیستی یعنی قدرت و برتری نظامی آن نگاه کرد. بویژه اینکه جامعه صهیونیستی مانند دیگر جوامع انسانی بر اساس مؤلفههای اقتدار ملی، پشتوانه تاریخی، فرهنگی و مردمی بنا نشده است.
در آغاز یک قدرت نظامی بر اساس پشتوانه غرب شکل میگیرد و سپس با تکیه بر همین قدرت نظامی اقدام به مهاجرت یهودیان دیگر میکند البته این مهاجرت با ابزارهای متفاوت تطمیع و انگیزههای اقتصادی، ندادن مالیات و وعده سرزمین رویایی موعود انجام میگیرد که قرار است از آن یک ارتش اسطورهای شکست ناپذیر هم حمایت کند.
این موضوع انگیزهای کافی برای جامعه آواره و اجارهای صهیونیستی است. زندگی در سرزمینی بدون ملت! با یک ارتش قوی و البته آدم کش حرفهای!
بنابراین همه چیز برای پیوستن به رؤیای سرزمین موعود آماده است. تنها باید سازمانها و آژانسهای یهودی زمینه را برای مهاجرت فراهم کنند. تا پروژه ملت سازی آماده شود.
اما از سال ۲۰۰۰ زمان عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان و بعد از ۲۰۰۶ (شکست در جنگ ۳۳ روزه) همین ارتشی که قرار بود اساس قدرت و تصمیم گیری رهبران سیاسی و اعتماد به نفس جامعه صهیونیستی شود به نقطه آغاز متلاشی شدن هویت جامعه صهیونیستی و اعتماد به نفس آنان تبدیل شد که در نتیجه شکستهای پی در پی از مقاومت از ادعاهای افسانهای خود عقب کشیده بود.
در داخل اسرائیل نیز شکافهای عمیقی در نتیجه سیاستهای نژادپرستانه ایجاد شد به گونهای که یهودیان آفریقایی تبار در بدترین شرایط به سر میبرند.
بعد از این همه شکست اکنون نوبت به یک ویروس رسیده است تا ادعاهای سرزمین رویایی موعود را در هم شکند. حتی کار بجایی رسیده است که برخی فلسطینیهای ساکن مناطق ۱۹۴۸ (مناطقی که اسرائیل در سال ۱۹۴۸ اشغال کرد) امروز به جای پزشکان اسرائیلی در خط مقابله با ویروس کرونا قرار میگیرند و به عبارتی قرار است آنها به جای اسرائیلیها به این ویروس مبتلا شوند.
اسرائیلیها بشدت ترسیدهاند. شکستهای محیط پیرامونی اسرائیل در کنار بی ثباتی سیاسی داخل و نبود دولت و اختلاف جریانهای سیاسی و نژادپرستی درباره طبقات مختلف جامعه مهاجر صهیونیست کم نبود که اکنون یک ویروس هم به آن افزوده شد.!
واقعیت این است که برخلاف ادعای پیشرفتهای پزشکی این رژیم و تلاش ماشین رسانهای اسرائیل اما امروز تمام جامعه اسرائیل وحشت زده است. جامعهای که به امید رفاه کامل در سرزمین موعود آمده بود اکنون در اندیشه بازگشت است. از همین رو در ماههای گذشته روند مهاجرت معکوس افزایش یافته است و دیگر کسی حاضر نیست در سرزمین فلسطین ماندگار شود. چون در سرزمین اشغالی فلسطین، اسرائیلیها همه چیز خود از جمله هویت، اعتماد به نفس را وابسته به قدرت ارتش میدانند.
با قرنطینه شدن و خانهنشینی بیش از دو میلیارد نفر از ساکنان کرۀ زمین و خلوت شدن فضای شهرها، برخی حیوانات به سرعت تغییر رفتار میدهند و محدودۀ زیستی خود را گستردهتر میکنند.
ساخت دارویی که از تکثیر ویروس کرونا جلوگیری میکند
به گزارش خبرگزاری مهر، ویروس کرونا SARS-CoV-۲ به شیوع بیماری تنفسی کووید ۱۹ منجر میشود و با توجه به شیوع سریع بیماری به دارویی برای درمان کووید ۱۹ نیاز است.
در همین راستا گروهی از محققان آلمانی و چینی طی تحقیقات خود به یک داروی احتمالی دست یافتهاند که پروتئازهای اصلی در ویروس کرونا (Mpro که ۳CLpro نیز نام دارد) را هدف میگیرد. این پروتئاز نوعی آنزیم مورد نیاز برای تکثیر ویروس است.
رولف هیلژنفیلد محقق آلمانی و همکارانش اخیراً «آلفا- کتوآمیدهایی پپتیدومتریک»(peptidomimetic α-ketoamides) را طراحی کرده و ساختهاند که به عنوان بازدارنده پروتئاز اصلی ویروس کرونا عمل میکند. محققان برای طراحی آلفا کتوآمیدهای بازدارنده، ساختار کریستالی Mpro متعلق به ویروس SARS-CoV-۲ را مشخص کردند.
این ساختار مشابه Mpro های مرتبط با ویروس SARS است.
محققان از ساختار کریستالی واکنشهای Mpro برای تحقیق درباره واکنش آلفاکتوآمیدها و ارتقای داروی جایگزین استفاده کردند.
آنها دارویی ساختهاند که باز دارنده ویروس SARS-CoV-۲ Mpro است. آزمایش این داروی احتمالی روی موشها نتایج رضایتبخشی داشت. داروی مذکور برای مدتی در بافتهای ریه باقی میماند و میتوان با استنشاق از آن استفاده کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، شمار مبتلایان جدید به ویروس کرونا در چین با ۹ مورد افزایش نسبت به روز گذشته، به ۳۹ نفر رسید که ۳۸ نفر آنها از دیگر کشورها وارد چین شدهاند.
این در حالی است که شمار افراد بی علامت (مشکوک به کرونا) نیز از ۴۷ نفر در روز گذشته به ۷۸ نفر افزایش یافت.
گفتنی است افراد بی علامت و خارجیهایی که وارد کشور میشوند؛ به بزرگترین دغدغه چین برای مهار کرونا تبدیل شدهاند.
شمار مبتلایان به کرونا در چین ۸۱ هزار و ۷۰۸ نفر و شمار قربانیان نیز تا این لحظه ۳ هزار و ۳۳۱ نفر است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مرکز اطلاع رسانی فلسطین، «آویگدور لیبرمن» رهبر حزب صهیونیستی «اسرائیل خانه ما»، وزارت بهداشت این رژیم را به ارائه آمار غلط در مورد شمار مبتلایان به کرونا متهم کرد.
بر اساس این گزارش، لیبرمن گفت که کابینه وزارت بهداشت رژیم صهیونیستی تعاملی کاملاً سیاسی با مساله شیوع ویروس کرونا دارند و آمار واقعی مبتلایان به کرونا بسیار بیشتر از آن چیزی است که تاکنون اعلام شده است.
لیبرمن افزود: طبق آمارهای رسمی اعلام شده، یک سوم ساکنان شهرها و شهرکهای العاد، رمات بیت شمس، بیتار عیلیت، مودیعین علییت و مئیا شهاریم به کرونا مبتلا هستند که در خوشبینانهترین حالت این به معنای ابتلای ۲۰۰ هزار اسرائیلی به این ویروس است.
وی در پایان از کابینه رژیم صهیونیستی خواست تا آمار واقعی را در اختیار وزارت بهداشت قرار دهد.
گفتنی است، رژیم صهیونیستی تاکنون شمار مبتلایان را بیش از ۸ هزار نفر اعلام کرده و از طرف دیگر اخبار و گزارشها از ابتلای ۳۸ درصد از ساکنان شهر بنی براک در مجاورت تل آویو که ۷۵ هزار نفر جمعیت دارد، حکایت دارند.
به گزارش خبرنگار مهر، مهران رحمانی هنرمند نقاش کشورمان که در برنامه «عصر جدید» با خلق تابلویی از لبخند سردار حاج قاسم سلیمانی، نمایشی جذاب از تکنیکی جدید در نقاشی هایپررئال ارائه کرد، شب گذشته در صفحه شخصی خود در اینستاگرام از دریافت انگشتر شهید حاج قاسم سلیمانی به عنوان هدیه از سوی خانواده سردار خبر داد.
وی با انتشار تصویر این انگشتر در نوشتهای کوتاه نوشت: «بماند به یادگار
انگشترحاج قاسم
یک اتفاق باورنکردنی
انشالله لایق این هدیه خاص باشم.»
هدیه ارزشمند خانواده شهید سردار سلیمانی به هنرمند خلاق «عصر جدید»
رحمانی همچنین در استوری خود نیز نوشت: «این هدیه از طرف خانواده محترم حاج قاسم خیلی برای من با ارزش و جذاب بود.
من کاری نکردم که لایق محبت شما باشم. ممنون و ارادتمندم»
مهران رحمانی پیش از این در گفتگویی با خبرگزاری مهر درباره انگیزه خلق این اثر و نیز برنامه خود برای ادامه حضور در برنامه «عصر جدید» توضیحاتی ارائه کرده و گفته بود: دوست داشتم پرتره سردار سلیمانی را در برنامه «عصر جدید» اجرا کنم و از قبل نیز برنامهریزی دقیقی از نوع فرم پوشش گرفته تا حرکات قلم را طراحی کرده بودم و بسیار خوشحالم که این اجرا به خوبی انجام شد و موردتوجه قرار گرفت.
وی ادامه داد: انتخاب لباسی که به تن داشتم به این دلیل بود که بگویم یک جوان امروزی هستم و آرمان و هدف خودم را دارم و نشان دهم که همسو با هدفم حرکت میکنم. البته برخی میگفتند که برای اجرای این اثر و سلام نظامی، باید لباس نظامی میپوشیدم اما میخواستم بگویم جوان امروزی اگر ایدهای دارد ارتباطی به لباس و قیافهاش ندارد.
خبرگزاری مهر – گروه فرهنگ: اولین روزهایی است که کرونا وارد ایران شده است. محل حادثه فعلاً قم است. مشهورترین شهر مذهبی ایران. قم به شهر روحانیون مشهور است و طلاب و روحانیون زیادی در آن تحصیل و زندگی میکنند. ورود کرونا به این شهر مذهبی در عین حال که حرم مطهر حضرت معصومه (س) را با احتمال تعطیلی روبرو کرده است (اتفاقی که سوابق تاریخی نشانی از تعدد و تکرار آن ندارد) مردم قم را نیز به شدت هراسان کرده است. اخبار سراسری هر روز اخباری از افزایش مبتلایان به کرونا در این شهر اعلام میکند.هراس بر شهر سایه انداخته است. خیابانهای قم چنین خلوتی را به خود ندیدهاند؛ مغازهها بستهاند و سایه ترسناک کرونا؛ این بیماری اپیدمیک بر شهر سنگینی میکند. مبتلاشده ها، پرستارها، پزشکان و همه کسانی که این روزها در بیمارستانها هستند در ناامیدترین حالت ذهنی و روحی به سر میبرند. بیماری جدید است و میزان درگذشتگان روزانه آن هراس را به دل هر مبتلاشده و پزشک و پرستاری که در معرض این آلودگی قرار گرفته است انداخته است.
شهر همچنان خلوت است و در سکوت؛ هراسناک و ترسیده. اخبار دفن کشته شدگان کرونا بدون برگزاری مراسم تغسیل و کفن و دفن شرعی در شهری همانند قم به شدت دلهره آور است و این هراس اجتماعی هولناک تازه آغاز شده است.
در همین حوالی و در میانه اخبار هولناک شدت گرفتن بیماری و افزایش تعداد کشته شدگان، اتفاق جالبتوجهی در شهر قم رخ میدهد که به زودی شهرهای درگیر دیگر را نیز دربرمیگیرد. طلبهها و روحانیون جوان به طرز غافلگیرکننده و بی سابقهای برمیخیزند و وارد بیمارستانها و مراکز درمانی میشوند. عبا از تن بیرون میکنند؛ لباسهای مختص حفاظت در برابر بیماری را به تن میکنند؛ عمامههای سفید و سیاه را بر سر میگذارند و در بیمارستانها، روحیه مردمانی میشوند که به شدت ترسیدهاند و امیدشان را از دست دادهاند. گل می خرند و به بیمارستانها میبرند و از پزشکان و پرستارانی که ساعتها بدون وقفه کار کردهاند و خسته شدهاند؛ اینگونه قدردانی میکنند. لباس خدمت به تن میکنند و از جارو کردن زیر تخت بیماران تا غذا دادن به بیماران مسن و همه کارهایی که پرستاران خسته به آنها نمیرسند را بر عهده میگیرند و با روی باز و شوق انجام میدهند.
طلبهها و روحانیون جوان به طرز غافلگیرکننده و بی سابقهای برمیخیزند و وارد بیمارستانها و مراکز درمانی میشوند. عبا از تن بیرون میکنند؛ عمامههای سفید و سیاه را بر سر میگذارند و در بیمارستانها، روحیه مردمانی میشوند که به شدت ترسیدهاند و امیدشان را از دست دادهاند
آنها روح تازهای هستند که در شهر قم دمیده شده است. روح نزدیکی به مردم؛ کمک به مردم؛ بودن در کنار مردم آسیب دیده و علاوه بر همه آنها حمایت از مردمانی که روزگاری ولی نعمت همه انقلابیون و به ویژه روحانیون بودند. حضور طلاب و روحانیون در بیمارستانها و مراکز درمانی شهر قم به عنوان یکی از مؤثرترین حرکات آرمانگارایان ایران به زودی ثبت و ضبط میشود و با استقبال گسترده مردم دیگر مناطق ایران مواجه میشود. آنها خطر کردند و مزد خطر کردنشان را با همراهی مردم گرفتهاند.
میدان به جای منبر؛ مردم به جای سیاست/قهرمانهای جدید گام دوم
چندی بعد اتفاقی جالب توجه که به افسانهها میماند حضور طلاب و روحانیون در قم را به شدت تاثربرانگیز میکند. یک طلبه جوان که برای کمکرسانی و همیاری به مبتلایان به کرونا در بیمارستانهای قم حضور پیدا کرده است همسر و فرزند هنوز متولد نشدهاش را از دست میدهد. در همان روز تصویری مبهم از او منتشر میشود که به بیرون بیمارستان آمده است و تنها و آرام گریه میکند تا روحیه خدمه بیمارستان و بیماران را مکدر نکند.
این تصویر شاید از لحاظ رسانهای بردی یک هفتهای داشت و به زودی از صدر رسانهها به ذیل آمد؛ اما برای تاریخ روحانیت و انقلابیون در ایران تصویری به شدت تاریخ ساز است. روحانیون، طلاب، انقلابیها، آرمانگرایان و … وارد مرحله جدیدی از تاریخ حیات خود شدهاند. آنها در مرحلهای که به تعبیر رهبرشان گام دوم انقلاب لقب گرفته است بار دیگر بعد از چند ده سال حاشیهروی تعداد زیادی از آنها وارد فاز خدمت به مردم شده اند. آنها با مردم یکی شده اند و تصور کلیشهای و رنگ و رورفته جدایی روحانیون و حزباللهیها از مردم را به همین سادگی از بین بردهاند.
در میان همه شلوغیهای این روزها و آن روزهای ورود کرونا به ایران؛ به دلایلی طبیعی مثل ترس و وحشت سراسری از فراگیری مردم به این اتفاق مهم تاریخ حضور آرمانگرایان و انقلابیها در ایران توجه چندانی نشد. مذهبیها، حزباللهیها، بسیجیها، روحانیون و طلاب از امتحان برگ کرونا سر بلند بیرون آمدند. اگر قائل به این باشیم که وظیفه اصلی آرمانگرایان در دوران جدید توجه به مردم است. از بیمارستانها و غسالخانهها و درمانگاهها تا اماکن عمومی و خیابانها و کوچهها در تمام این روزها مردمی آدمهایی را میدیدند که به حزباللهیها مشهور بودند و حالا به این نتیجه رسیده بودند که ایدئولوژیک ترین کار ممکن، مفیدترین اتفاق حاضر و پرنتیجهترین اقدام ممکن توجه به مردم است. این راه اما آسان به دست نیامده است…
مذهبیها، حزباللهیها، بسیجیها، روحانیون و طلاب از امتحان برگ کرونا سر بلند بیرون آمدند. اگر قائل به این باشیم که وظیفه اصلی آرمانگرایان در دوران جدید توجه به مردم است.
***
«میلیونها ماهی در یک ماه گذشته در خشکی دریاچههای کشور تلف شدند»؛ «موج مهاجرت از روستاها به تدریج در حال افزایش است و تعدادی از روستاهای مناطق مختلف کشور بدون سکنه رها شدهاند»؛ «دومین کودک سیستانی و بلوچستانی در تابستان اخیر زیر آوار مدرسه فرسودهای جان داد»؛ «بیش از هزاران تن از کودکان جنوب کشور همچنان در مدارس کپری تحصیل میکنند»؛ «زنان روستایی در بخش جنوبی کرمان همچنان در دریاچ روستا استحمام میکنند»؛ «میزان رشدیافتگی استان سیستان و بلوچستان، کماکان در رده آخر ۳۲ استان کشور است» و…
اخباری از این دست به شکل مرتب و متناوبی در رسانههای ایرانی تکرار میشود و طرفداران بیشماری دارد. بمبارانی از اخبار تلخ و تکاندهنده درباره مصائب کشور که متضمن به وجود آوردن نوعی خشم اخلاقی بیپیرایه است. چیزی که به طور ضمنی حاوی نوعی تأمل ضدنظری هم است؛ فکر کردن را رها کنید. بس است دیگر. اما این تأمل، جدای از ضدنظری بودنش سویه دیگری هم دارد که مدنظر ماست. آرمانگرای داستان ما، سهم خود از محرومیت در ایران را در فرایندی شیک، سریع و بیدردسر، با سرپرستی یک کودک درمانده در روستاهای محروم منطقه، ماه به ماه بدون اینکه حتی یک روز به تأخیر بیفتد پرداخت میکند و حالا دیگر وجدانش آسوده است. گویی حقالسکوتی برای دیگر نشنیدن صدای کودکان درمانده و تضمینی برای وجدان آرام گرفته بعد از این… این سرنوشت تعداد زیادی از مذهبیونی بوده است که این سالها به قصد انجام یک عمل خیر وارد این عرصه شده اند.
این شکل از توجه به مردم و ورود به عرصه خدمات اجتماعی و رسیدگی به آسیبهای اجتماعی دچار یک آسیب اصلی بود.طلبه و دانشجوی بسیجی، دو هفته در سال را به سیستان و بلوچستان اختصاص میدهد و بقیه سال را روزگار میگذارند، با این تفاوت که از کشیدن بار دیدن و شنیدن محرومیت منطقهای در نظام اسلامی، چون سهم خودش را پرداخت کرده، آسوده شده است. کاهشدهند سریع و تضمینی رنج برخوردار بودن خود و برخوردار نبودن دیگری؛ یک معامله دو سر سود.
این مسیر ادامه پیدا میکند تا به بزرگترین خیرین ایرانی میرسد. عجیب نیست که خیلیها وقتی از نزدیک با بزرگترین خیرین ایرانی برخورد میکنند که سالانه صدها میلیون تومان صرف امور خیریه میکنند، متعجب میشوند. بازاریان بیرحمی که برای رسیدن به سود بیشتر هر مانعی را از سر راه خود برمیدارند و بخشی از این سود سالانه که رقم اندکی هم نیست را به طور منظم و بیتأخیر به نیازمندان میبخشند؛ سبک جدید زندگی متمولانه در ایران. واقعیتهای دردناک اجتماعی بیرون حالا دیگر انکار نمیشود.
این بخشی از تاریخ توجه آرمانگرایان به مسئله ویژه و خاص مردم است و این البته یک سر ماجراست.
**
کمی آن طرفتر ماجرای دیگری هم در جریان است. «غر زدن» و «تقدیس بیعملی» ارزشهای نوظهوری بودند که بیرویه در حال پاگرفتن در طیفهای فکری و فرهنگی مذهبی جامعه ایرانی بودند. ارزش پررونقی که علاوه بر اینکه نشانهای سخیف برای نمایشی برتریجویانه بر تودههای عادی مردم بدل شده بود دوباره خدمت اجتماعی و رسیدگی به مردم در قشرهای مذهبی را دچار سوءتفاهم کرده بود.
به چند نمونه از گزارههای عامهپسندانه ای که در این سر ماجرا تکرار میشود توجه کنیم.
*صد جفت کفش امروز به کودکان روستایی در منطقه محرومی اهدا شد.
– فقط صد جفت؟ میدانید چند کودک در این منطقه وجود دارد که در کپرها از گرسنگی در حال مرگ هستند. اصلاً کفش میخواهند چه کار؟ وقتی نانِ خوردن ندارند.
*یک مسجد در روستایی از مناطق دورافتاده ساخته شد.
– ما نان نداریم بخوریم اینها به فکر مسجد هستند. خدا راضی است؟
*یک مستندساز برجسته ایرانی، مستند جدیدش را با موضوع محرومیت در ایران کلید زد.
– چه چیزی میخواهد بگوید؟ چیزی هم مگر باقی مانده است که ندانند. همه میدانند اینجا چه خبر است. نمیخواهند بشنوند.
*طرح فراخوان سرمایههای خرد برای ساخت کارخانهای در مناطق محروم آغاز شد.
– ۳۰ سال کجا بودهاند که الان پیدایشان شده است؟
این انفعال و بیعملی فقط به توصیهای ضمنی درباره بیعملی محدود نمیشود، در لوای خود به کاهش شدید انگیزهها تا سطح صفر دلزدگی و نهایتاً رها شدن در این وضعیت بغرنج میانجامد. جدای از جنبههای اغراق در عمق فاجعه که با لذت بردن دیوانهواری از خودمفلوکبینی مداوم همراه است و معلوم نیست از کی و کجا دامنگیر حزب اللهیها شده است؛ این غر زدنهای مداوم به هر نوع تلاش برای رهانیدن آدمها از وضعیت رهاشده ایران نشانه خوبی برای نبود همبستگی میان شاخصهای نمادین رشد فکری مثل رفتن به دانشگاه و دسترسی به رسانهها و … با رشد واقعی در کشور است.
واقعیت این است که در فضای ابتذالآمیز سالیان پیش، چیزی به نام اصالت «مکتب غر» به وجود آمده است. هر دستگاهی که وارد میدان میشود، توهم توطئهای سریع طرح میشود و کل پروژه برچسب بیاعتمادی میخورد و فرصتها به همین راحتی از دست میرود. کسی تکانی نمیخورد، مطالبهای وجود ندارد و هر حرکت اصلاحی برای رشد با واکنشهای ناشیانهای مواجه میشود و همین چرخه دوباره تکرار میشود.آنها نام خود را عدالتخواهان میگذارند اما هر تلاش واقعی هر چند مختصر برای عدالت جویی را به شدت به حاشیههای مأیوس کننده میبرند. فضا را انقدر بد و سیاه نمایش میدهند که هر روزنه نوری را به سان نوری قطاری تعریف میکنند که در حال رد شدن از روی ماست.
این وضعیت از این هم پیچیدهتر میشود وقتی ما در موضع یک انقلاب مذهبی متکی بر مردم قرار میگیریم. انقلابی که به دست روحانیون مذهبی شکل گرفته است؛ در شرایطی که هیچ رسانه رسمی و هیچ قدرت اجرایی و هیچ نهاد حکومتی مؤثری در دست آنها نبوده است. روحانیون مذهبی توانستند در ایران یک انقلاب زیر و زبرکننده اجتماعی به راه بیندازند که رمز موفقیتش در به میدان آمدن مردم و استفاده از یک سرمایه اجتماعی عظیم بود و حالا رهبران انقلاب، روحانیون و طلاب و وابستگان به نهاد روحانیت که بر مصدر امور نشستهاند و بخش عظیمی از سرمایه مادی و اجرایی کشور به دست آنان است، در سالهای گذشته در حال از دست دادن این سرمایه اجتماعی بیسابقه بودند و مجموعه قریببهاتفاق اتفاقات اجتماعی معاصر امروز ایران، کاملاً در غیاب آنها در در سالهای گذشته در حال شکل گرفتن بود.
کرونا اما در حال تغییر دادن این وضعیت است. هر چند این وضعیت فقط به کرونا هم محدود نمیشود. مجموعهای از کارهای جهادی و خدمت رسانی و رسیدگی به آسیبهای اجتماعی در سالهای اخیر همه نمایشی بر تاکید دوباره بر توجه به مردم در منظومه جدید انقلابیون جوان است کرونا اما در حال تغییر دادن این وضعیت است. هر چند این وضعیت فقط به کرونا هم محدود نمیشود. مجموعهای از کارهای جهادی و خدمت رسانی و رسیدگی به آسیبهای اجتماعی در سالهای اخیر همه نمایشی بر تاکید دوباره بر توجه به مردم در منظومه جدید انقلابیون جوان است.
پرونده جدید مهر قصد دارد تا ورود آرمانگرایان ایرانی به فاز توجه به مردم را مورد توجه قرار دهد. در این پرونده قرار است درباره این صحبت شود که چگونه در گام دوم انقلاب انقلابیون و مذهبیها و روحانیون و طلاب به این نتیجه رسیدهاند که غفلت از مسائل عینی مردم و بیاهمیتی به مسائل روزمره آنها نه تنها به اصل انقلاب صدمه و آسیب زده است بلکه یکی از کارکردهای اصلی انقلاب یعنی رسیدگی به محرومین را هم زیر سوال برده است. به انتخابات برسیم به تجمعهای سیاسی، به تجمع علیه بیحجابی، به بحث و نزاعهای حاشیهدار عالم سیاست، دغدغه انقلابی را به منع ورود روشنفکری به فضای دانشگاه محدود کنیم و… آرمانگرایان جدید اینگونه فکر نمیکنند.