برچسب: خبرسیاسی

خبر سیاسی و تحلیل خبرهای جدید در روابط بین المللی

  • ابلاغ پیام همدردی رهبر معظم انقلاب به زلزله زدگان

    ابلاغ پیام همدردی رهبر معظم انقلاب به زلزله زدگان

    حجت الاسلام والمسلمین آل هاشم در این بازدید پیام تسلیت و همدردی مقام معظم رهبری را به آسیب دیدگان زلزله ابلاغ کرد.

    وی همچنین در این بازدید با حضور در چادرهای زلزله زدگان و گفتگو با امدادگران در جریان آخرین وضع این مناطق قرار گرفت.

    زمین لرزه ۵.۹ ریشتری ساعت ۲:۱۷ دقیقه بامداد دیروز، حوالی شهر تَرک در شهرستان میانه را لرزاند و ۶ شهر و ۱۴۵ روستای منطقه را تحت تاثیر قرار داد.

    این زلزله ۶ کشته و بیش از ۵۰۰ زخمی بر جای گذاشت.

    حدود دو هزار و ۳۰۰ واحد مسکونی در شهرستانهای میانه و سراب در این زمین لرزه آسیب دیده است.

    ۲۷۲۱۹

  • انتقاد مقام بلند پایه ارتش از یک تصمیم نظامی دولت مهندس بازرگان /آمریکا بداند آماده پاسخ به هر تهدید و تعرض به مرزهای کشورمان هستیم

    انتقاد مقام بلند پایه ارتش از یک تصمیم نظامی دولت مهندس بازرگان /آمریکا بداند آماده پاسخ به هر تهدید و تعرض به مرزهای کشورمان هستیم

    لباس سفیدش هنوز ما را به یاد دوران مسئولیتش در نیروی دریایی ارتش می اندازد. همان نیرویی که از پَسِ مجاهدت‌های او از سوی فرمانده کل قوا لقب «راهبردی» گرفت اما این بار در کسوت معاون هماهنگ کننده ارتش جمهوری اسلامی ایران صندلی خود را مقابل‌مان گذاشت تا سئوالاتمان را با همان لهجه شیرین شیرازی خطه مادری‌اش جواب دهد. او امیردریادار حبیب الله سیاری است.

    معاون هماهنگ‌کننده ارتش در واکنش به سخنان اخیر رئیس جمهور آمریکا که مجددا کشورمان را به استفاده از گزینه نظامی تهدید کرده بود، گفت: «ما بارها گفته و اعلام کرده ایم و دشمن نیز به خوبی می داند نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه و جهان یک نیروی مسلح مقتدر و آماده است و این اقتدار و توان بالای بازدارندگی به راحتی به دست نیامده است و آماده پاسخ به هر تهدیدی هستیم.»

    امیر سیاری در بخش دیگری از اظهاراتش با اشاره به اعمال سنگین ترین تحریم ها در حوزه نظامی علیه ایران تصریح کرد: امروز افتخار ارتش آن است که علی رغم سنگین ترین تحریم ها به خودکفایی رسیده و ما با افتخار اعلام می کنیم که در عرصه های زمینی دریایی و هوایی امروز به جایی رسیدیم که می‌توانیم تمامی تجهیزات مورد نیاز خود را در همه ابعاد تامین کنیم.

    بخش هایی از این گفتگو را بخوانید؛

    *امنیت دو بعد داخلی و خارجی دارد که هر دو مهم است، یعنی هم باید امنیت داخلی مقتدرانه حفظ شود و شما می بینید به لطف خدا و با هدایت های فرماندهی معظم کل قوا و پا در رکاب بودن نیروهای مسلح و البته حمایت‌های همه جانبه ملت ما از نیروهای مسلح امروز امنیت در این کشور با کشورهای همسایه ما و کشورهای دیگر قابل قیاس نیست و این را شما به خوبی می توانید مشاهده کنید. به نظر شما امنیت موجود در کشور ما با سایر کشورها قابل مقایسه است؟ قطعا قابل مقایسه نیست، بنابراین مشخص می شود که امنیت داخلی به خوبی مستقر است، در بیرون نیز به همین شکل است.

    *امنیت در بیرون از مرزها نیز به همین شکل است. ما اگر امنیت بیرونی را ایجاد و مواظبت نکرده بودیم و بازدارندگی و اقتدار ملی کشور را بالا نبرده بودیم و توانمندی نیروهای مسلح را برای دفاع از تمامیت ارضی کشور نشان نداده بودیم شما فکر می کنید همان دشمنی که به کشورهای غرب و شرق ایران تهاجم نظامی کرد و دست به آن جنایت ها زد با کشور ما این کار را نمی کرد؟

    *بنا بر اعتراف آمریکایی ها آنها چیزی بیش از ۷ هزار میلیارد دلار در منطقه هزینه کرده اند، اما شما می بینید که امروز جایگاه آنها در منطقه چیست و در کجا قرار دارند و به چه چیزی دست یافته اند.

    *{در پاسخ به تهدید به حمله نظامی به ایران توسط ترامپ}: هر کسی نسبت به مرزها و یا منافع ملت ما، عملیات تعارضی داشته باشد آینده خود و اتفاقی که برایش می افتد را خودشان باید پیش بینی کنند و بدانند آماده پاسخ به هر تهدیدی هستیم.

    *ما بارها گفته و اعلام کرده ایم و دشمن نیز به خوبی می داند نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه و جهان یک نیروی مسلح مقتدر و آماده است و این اقتدار و توان بالای بازدارندگی به راحتی به دست نیامده است و آماده پاسخ به هر تهدیدی هستیم.

    *تا امروز دشمنان ما جرأت نکرده اند کوچکترین تعرضی به منافع ما داشته باشند. همانطور که گفتم در غرب و شرق ما اقدام کردند و کشورهای جنوب خلیج فارس نیز کاملا در اختیار آنهاست اما کوچکترین اقدامی علیه منافع ما انجام نمی دهند.

    *پیش از انقلاب یک سری تجهیزات از کشورهای مختلف خریداری کرده بودیم که بنا به تصمیماتی که در مقطع زمانی دولت موقت گرفته شد این تجهیزات باز پس فرستاده شد. اگر این تجهیزات که حق کشور ما بود و هزینه آنها را پرداخت کرده بودیم را می گرفتند به نفع ما بود، اما متاسفانه این تجهیزات که در حوزه های مختلف مانند جنگنده،  زیر دریایی و سایر حوزه ها بود را پس فرستادیم و هنوز هم آمریکا مبالغی که برای خرید تجهیزات پیش از انقلاب به آنها داده بودیم را به کشور ما نداده اند.

    *اینکه فکر کنیم چون از آن تجهیزات محروم شده ایم و تجهیزاتی که خریداری شده بود نیز به دستمان نرسید ما نتوانستیم کارمان را به درستی انجام دهیم، به هیچ عنوان اینگونه نیست.

    *بعد از پیروزی انقلاب در کنار اقدامات دولت موقت و پس فرستادن تجهیزات و تسلیحات، عده ای به دنبال انحلال ارتش بودند، گروه‌های مخالف نظام که در پشت پرده اقدامات خود را انجام می دادند به دنبال آن بودند که به طریقی ارتش را از صحنه انقلاب حذف کنند، آنها تصمیمات خاصی برای انقلاب داشتند و می‌خواستند بازوی توانمند انقلاب اسلامی برای دفاع از خود را از بین ببرند.  گروه‌های ضد انقلاب تا سال ۵۸ تلاش بسیاری کردند تا با شعار های مختلف مانند «ارتش بی طبقه توحیدی» و امثال آن ارتش را از صحنه حذف کند، اما عمق نگاه حضرت امام خمینی (ره) موجب شد ایشان در ۲۸ فروردین ماه سال ۱۳۵۸ روز ۲۹ فروردین را روز ارتش نامگذاری و در آن فرمان چهار دستور صادر کنند، که ارتش متعلق به جمهوری اسلامی ایران و مردم است و با ساز و برگ در خیابان ها رژه برود و مردم از ارتش حمایت و پشتیبانی کند.این ها مضمون پیام امام خمینی (ره) بود و روز ۲۹ فروردین سال ۱۳۵۸، روز تولد ارتش جمهوری اسلامی ایران بود و از این زمان به بعد حفاظت از انقلاب ماموریت و مسئولیت اصی و رسمی ارتش شد.

    *امروز افتخار ارتش آن است که علی رغم سنگین تحریم ها به خودکفایی رسیده و ما با افتخار اعلام می کنیم که در عرصه های زمینی دریایی و هوایی امروز به جایی رسیدیم که می‌توانیم تمامی تجهیزات مورد نیاز خود را در همه ابعاد تامین کنیم.

    *اگر سفارت آمریکا یا بهتر بگویم همان لانه جاسوسی آنها می ماند و به کار خود ادامه می داد اقدامات و فعالیت‌های بسیاری برای آسیب به انقلاب ملت ایران انجام می‌دادند

    ۲۷۲۷

  • امیر پوردستان پاسخ می دهد:چرا ادبیات فرماندهان ارتش و سپاه به هم نزدیک است؟/ حد ورود نیروهای مسلح به سیاست کجاست؟

    امیر پوردستان پاسخ می دهد:چرا ادبیات فرماندهان ارتش و سپاه به هم نزدیک است؟/ حد ورود نیروهای مسلح به سیاست کجاست؟

    بخشهایی از مصاحبه را می خوانید:

    امروز می‌بینیم که گفتمان و ادبیات فرماندهان ارتش، بسیار به ادبیات و گفتمان فرماندهان سپاه پاسداران نزدیک شده است. دلیل نزدیکی این ادبیات چیست؟ آیا این نزدیکی در حوزه رزم یعنی شیوه‌های جنگیدن هم اتفاق افتاده است یا خیر؟ زیرا در دفاع مقدس می‌بینیم که شهید صیاد شیرازی بیشتر به رزم کلاسیک باور داشت، اما سپاه بر بسیج نیروها تأکید داشت.
    من تفاوتی نمی‌بینیم. گفتمانی که شما به آن اشاره کردید و فرماندهان ارتش آن را تکرار می‌کنند، از ابتدای انقلاب بوده است. به عبارت دیگر، گفتمان وحدت ارتش و سپاه از ابتدا مطرح بود که رویه شهیدان نامجو و فلاحی و صیاد و بابایی همین بود. هنگامی که شهید صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی و فرمانده جنگ ارتش شده بود، در نخستین اقدام، قرارگاه مشترک ارتش و سپاه را دایر کرد. ایشان گفتند دیگر نگویید «ارتشی و سپاهی، دو لشکر الهی» بلکه بگویید «ارتشی و سپاهی، یک لشکر الهی.»
    بنابراین، این گفتمان از ابتدا وجود داشت، اما چرا امروز اینقدر بروز و ظهور پیدا کرده است، این به خاطر فضای رسانه‌ای است که دشمنان سعی در ایجاد آن دارند. امروز رسانه‌های معاند و خارجی تلاش می‌کنند میان ارتش و سپاه جدایی بیندازند و این طور القا کنند که سپاه پاسداران، حافظ نظام جمهوری اسلامی ایران است و ارتش به خاطر ساختار، بافت و روابطی که دارد، مقداری از این گفتمان فاصله گرفته یا اینکه خدای نکرده، ارتش به مثابه آلترناتیو و در مقابل سپاه است. در پاسخ به چنین جوسازی‌های رسانه ای است که چنین ادبیاتی از سوی سران و فرماندهان ارتش تکرار و رساتر شده است، برای اینکه این شبهه، نگرانی‌ای را در ملت عزیزمان ایجاد نکند می‌گوییم اصلاً چنین جدایی و تفاوتی متصور نیست، ارتش و سپاه از ابتدای انقلاب با هم بودند و اکنون هم با هم هستند. این امان‌نامه‌هایی که شمرهای زمان می‌آورند، نمی‌تواند بین این دو برادر جدایی ایجاد کند.
    در عملیات‌های دفاع مقدس هم همین طور بود. ارتش و سپاه به صورت مشترک درکنار هم می‌جنگیدند؛ یعنی در یگان‌های ارتش برادران سپاه و در یگان‌های سپاه برادران ارتش حضور داشتند و اساساً تا پایان جنگ هیچ عملیات غیرمشترکی اجرا نشد. مثلاً در عملیات والفجر ۸ که توسط برادران سپاه فاو فتح شد، ۱۰۰۰ لوله توپ ارتش از سپاه پشتیبانی می‌کرد، نیروی هوایی، نیروی مهندسی ارتش و یگان‌های قایق نیروی دریایی هم حضور داشتند. همین حالا هم برای هر مرزی طرح دفاعی مشخصی تعریف شده است. مثلاً مشخص است که اگر دشمن بخواهد از شمال غرب کشور وارد شود، هریک از نیروهای مسلح چطور باید دفاع کنند یا سازمان مشترک ارتش و سپاه چیست. این طور نیست که ارتش یا سپاه به تنهایی بخواهند عمل کنند، بلکه در هم ادغام هستند. ناظم این کار هم ستاد کل نیروهای مسلح است. در شرایط فعلی به خاطر پوشش فضای رسانه‌ای و جلوگیری از شبهه‌افکنی دشمنان، ما ندای وحدت ارتش و سپاه را رساتر کردیم. وگرنه چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.
     برخی می‌گویند ما تنها کشوری هستیم که دو نیروی مسلح داریم، بجز پدافند که یک نیرو است، دو نیروی دریایی، هوایی و زمینی داریم. از این رو معتقد هستند که به لحاظ ساختار، نیروی انسانی، امکانات و هزینه، این دوگانگی ظاهری به چشم می خورد. اما شما چشم‌انداز دیگری ارائه کردید، مبنی بر اینکه در طرح‌های دفاعی ما   لایه‌بندی و نقش ارتش و سپاه تفکیک شده است.
    قانون اساسی تکالیف و وظایف ارتش و سپاه را مشخص کرده است. به این ترتیب، برخی مأموریت‌ها برای ارتش و برخی مأموریت‌ها برای سپاه تعریف شده است. اما زیبایی کار آنجا است که این دو سازمان، در بسیاری موارد به هم کمک و از هم پشتیبانی می‌کنند. در حوزه مرزهای زمینی، هوایی و دریایی، هرجا ارتش نیاز داشته باشد تا برخی خلأها پوشش داده شود، این سپاه است که وارد می‌شود و متناسب با نیاز کشور در خودش انعطاف ایجاد می‌کند ودرباره سپاه هم به همین ترتیب. اساساً یکی از ویژگی‌های سپاه این است که متناسب با نیاز کشور در خود قابلیت ایجاد می‌کند. بنابراین مرز مأموریت‌های این دو سازمان مشخص است، یعنی در مأموریت‌های خاص، ارتش یک وظیفه و سپاه وظیفه دیگری دارد و در مقابل یکدیگر را پشتیبانی می‌کنند. در حوزه‌های مختلف اطلاعاتی، عملیاتی، آمادی، آموزشی هیچ کار موازی که هزینه‌های اضافی را به دنبال داشته باشد وجود ندارد. در طرح‌های دفاعی هم تا کوچک‌ترین و جزئی‌ترین امور وظایف مشخص و تعریف شده است، ضمن اینکه برای هماهنگی بیشتر در رزمایش‌ها هم تمرین می‌شود که مثلاً در تهدیدات هوایی، زمینی، دریایی، سایبری و… چگونه به‌صورت هم‌افزا عمل شود.
    بنابراین این طور می‌توان گفت که به رغم همپوشانی‌ها و همکاری‌های ارتش و سپاه، فاصله‌ای که میان این دو نیرو در افکار عمومی ترسیم شده است، ناشی از نوع دسترسی به رسانه است، به این معنی که دسترسی سپاه بیشتر است و طبیعتاً بیشتر روی توانایی‌های این نیرو در رسانه‌ها تأکید می‌شود.
    ارتش و سپاه به‌عنوان بازوهای مسلح نظام از یک دکترین تبعیت می‌کنند ولی متناسب با مأموریت‌های واگذاری، راهبردهای مختص خود را دارند. من فکر می‌کنم مردم عزیز ما به یک میزان فرزندان و برادران ارتشی و سپاهی خود را دوست دارند و علاقه‌مند هستند که این دو بازو در کنار هم باشند. سپاه به خاطر بافت مردمی خود یعنی استفاده از نیروی بسیج یک نیروی مردمی است. البته ارتش هم در طول دفاع مقدس تعداد زیادی سرباز در سازمان رزم خود داشت، تا جایی که ۵/۲ میلیون سرباز در طول دفاع مقدس در ارتش آموزش دیدند و جنگیدند. سپاه نیز به همین میزان و شاید بیشتر  نیروی بسیج را به کار گرفت. با وجود این، ارتباط سپاه با بدنه مردم به مراتب بیشتر از ارتش است و همین است که سپاه در رسانه‌ها و در نگاه مردم جایگاه نزدیک تری دارد. بحمدالله در سال‌های اخیر با حضور فرماندهان نسل انقلاب این ارتباط با مردم به مراتب گسترده‌تر و نمایان‌تر شده و نمونه‌های بارز آن را می‌توان در امدادرسانی‌های مختلف در سیل ، زلزله، بازسازی‌ها و … مشاهده کرد.
    ارتش نیروی سیاسی و مؤثر در سیاست داخلی نیست، پس چرا همچنان از عبارت «عقیدتی سیاسی» برای این نهاد درون ارتش استفاده می‌شود؟
    جهت‌گیری و عملکرد ارتش در راستای مأموریت‌های واگذاری است. ورود نکردن ارتش به مسائل سیاسی تدبیر امامین انقلاب است، یعنی هم تدبیر حضرت امام(ره) بود و هم تدبیر رهبر معظم انقلاب است که نیروهای مسلح نباید در احزاب، گروه‌ها و دسته‌های سیاسی ورود کنند. ضمن اینکه قانون هم تصریح دارد که ارتش نباید وارد مسائل سیاسی شود. اما این امر به آن معنا نیست که ارتش از سیاست بی اطلاع باشد.
    سیاسیون و نظامیون دو جزء لاینفک هستند. در علوم راهبردی گفته می‌شود که جنگ ادامه سیاست است، اما به زبان دیگر یعنی در مناسبات بین‌المللی وقتی سیاسیون به نتیجه نرسیدند، نظامی‌ها هستند که باید وارد کار شوند و در مرحله بعد، نظامی‌ها باید در جایی توقف کنند و سیاسیون وارد شوند و کار را دنبال کنند. سیاسیون و نظامیون در حوزه راهبردی در کنار هم هستند، اما در جمهوری اسلامی این دو حوزه سیاسی و نظامی گری، هیچ گاه نباید در هم ادغام شوند. این چیزی است که تصریح قانون و تصریح فرمانده معظم کل قوا است، اما به آن معنا نیست که نظامی‌ها از سیاست بی اطلاع باشند، بلکه باید سیاست را در حد خود بدانند. این مسأله رتبه‌بندی هم دارد، یعنی هرکسی در حد و حوزه مسئولیت خود، باید به مسائل سیاسی اشراف داشته باشد تا بصیرت لازم را در بزنگاه‌های لازم داشته و بتواند تصمیم درست بگیرد. یکی از وظایف عقیدتی سیاسی در حوزه سیاسی برای همین معناست، یعنی هم سیاست و پیچیدگی‌ها و زوایای آن را برای کارکنان تعریف کند و هم مرزها را مشخص گرداند و هم تدابیر و سیاست‌های کلی نظام را در این حوزه شفاف‌سازی کند تا کارها در مسیر و مجرای خود جریان پیدا کند.
  • مردم می‌فهمند که اف‌ای‌تی‌اف چون مشکل این دولت را حل می‌کند نباید تصویب شود!

    مردم می‌فهمند که اف‌ای‌تی‌اف چون مشکل این دولت را حل می‌کند نباید تصویب شود!

    فساد، که امروزه مشکل بزرگ اقتصادی کشور است، از همینجا شروع می‌شود و ادامه و گسترش می‌یابد. اگر تبلیغات کسانی که با حمایت ایران از ملت‌های مظلوم منطقه مخالفت می‌کنند در میان مردم طرفدار پیدا می‌کند، به همین دلیل است که بسیاری از مردم با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می‌کنند و نمی‌توانند حمایت از ملت‌های دیگر که هزینه دارد را بپذیرند. مسئولان باید به اقتصاد سروسامان بدهند، مشکلات معیشتی مردم را حل کنند، بیکاری را ریشه‌کن نمایند، موانع کسب و کار را از بین ببرند و از هرجهت رفاه مردم را تامین کنند تا کسی در داخل با حضور جمهوری اسلامی ایران در خارج مرزها مشکلی نداشته باشد. مسئولان ما باید این واقعیت را لمس کنند که مردم با هزینه کردن برای تامین منافع ملی مخالف نیستند به این شرط که دچار مشکلات و تنگناهای شدید معیشتی نباشند و با چشم خود تبعیض‌ها را نبینند.
    رتبه دوم در میان مسائل داخلی متعلق به جنگ قدرت میان متصدیان بخش‌های مختلف نظام است. مردم از ریزه‌کاری‌های این جنگ خبر دارند و می‌دانند که این منازعات و مانع‌تراشی‌ها برای خدا و حتی برای مصالح ملت و کشور و نظام نیست، بلکه برای اینست که چرا بخشی از قدرت در دست تو باشد و به‌صورت کامل در اختیار من نباشد. حتی این را هم می‌فهمند که برجام اگر کار این دولت نبود و کار من بود خیلی هم خوب بود و اف‌ای‌تی‌اف هم چون مشکل این دولت را حل می‌کند نباید تصویب شود. اینها را مردم در کوچه و بازار و خانه و محل کار به زبان می‌آورند و تمام بازی‌های جدید رسانه‌ای و فضای مجازی علیه برجام و لوایح مرتبط را حقه‌های تبلیغاتی برای انتخابات می‌دانند. این، یعنی قربانی کردن منافع ملی در برابر مطامع شخصی و جناحی.
    مسئولان باید به شعور مردم احترام بگذارند و آن را نادیده نگیرند. مردم ایران صاحب تشخیص و درک بالائی هستند و با مسئولان همراهی می‌کنند بشرط آنکه از آنها صداقت ببینند.

    ۱۷۳۰۲

  • اعضای مجمع بهانه می گیرند؛کمک به جبهه مقاومت هیچ ربطی به FATF ندارد

    اعضای مجمع بهانه می گیرند؛کمک به جبهه مقاومت هیچ ربطی به FATF ندارد

    بخشهایی از مصاحبه را می خوانید:

     در بیش از یک سال گذشته، یکی از پرحاشیه‌ترین موضوعاتی که به مجمع تشخیص مصلحت نظام گره خورد، بحث FATF است. شما به‌عنوان یک عضو مجمع برای ما بفرمایید چرا در این نهاد بااین‌همه جلسه و توضیحاتی که ارائه شده درباره پیوستن به این نهاد، به نتیجه نمی‌رسد؟
    داستانش طولانی است. یک‌بار که درباره این موضوع بحث شد، به این نتیجه رسیدند که ممکن است تعداد مخالفان پیوستن به FATF بیشتر از موافقان باشد و ظاهرا هم این‌طور بود.
     این جلسات چه زمانی بود؟
    سال گذشته یعنی سال ۹۷٫ جمع‌بندی اعضا این بود که در آینده CFT هم به مجمع می‌آید و بهتر است که این دو را باهم بررسی کنیم؛ به این دلیل به تأخیر افتاد. جالب است (قبل از عید) همان‌هایی که مخالف پالرمو بودند، می‌گفتند مخالفتمان را اعلام نکنیم، چون اگر اعلام کنیم شب عید است، بر نرخ ارز تأثیر می‌گذارد و به مردم فشار می‌آورد. همان‌جا گفتم خب در این حرف شما تناقض وجود دارد. اگر می‌دانید مخالفت‌تان بر مسائل اقتصادی کشور تأثیرگذار است، چرا مخالفت می‌کنید؟ پس به ما بپیوندید که فکر می‌کنیم عضویت در این نهاد، به نفع کشور است؛ حداقل تحریم جدیدی برای روابط تجاری و بانکی‌مان ایجاد نمی‌کنیم. اما دوستان پاسخی برای این نقد نداشتند. حرف ما موافقان این بود که شما وقتی درک می‌کنید تصمیمی که به آن اعتقاد دارید، باعث ایجاد مشکلات برای کشور می‌شود، چرا این تصمیم را می‌گیرید.
      از انتقادهای مخالفان FATF که به فضای رسانه‌ای درز کرده این است که گویا اعضای مجمع نگران همکاری جمهوری اسلامی با جبهه مقاومت و حمایت از آن، بعد از پیوستن به FATF هستند. یا این پیوستن را یک جور امتیاز می‌دانند که ما به آن نهاد یا جامعه جهانی می‌دهیم، پس در ازای آن باید آنها به ما امتیازی بدهند. پاسخ شما به‌عنوان عضو موافق در جلسات به این موضوعات چه بود؟
    من سال‌ها مسئول کمک به جبهه مقاومت اعم از حزب‌الله، حماس و جهاد اسلامی بودم. [در دولت اصلاحات] که معاون عربی آفریقایی وزارت خارجه بودم، مسئول این موضوع بودم. وقتی دوره کاری دولت آقای خاتمی تمام شد، در اولین ملاقات آقای احمدی‌نژاد با آقای سیدحسن نصرالله (سال ۸۴)، سیدحسن نصرالله گفت در دوره آقای خاتمی آن‌قدر که به ما و مقاومت کمک شد، قبلا چنین اتفاقی نیفتاده بود و ما از پشتیبانی دولت اصلاحات راضی بودیم.
     نقل‌قولی که شما از سیدحسن نصرالله مطرح کردید، حتما در افکار عمومی داخلی ایران بازتاب زیادی خواهد داشت. لطفا برای ما درباره این کمک‌ها بیشتر توضیح بدهید. بیشتر حمایت مالی بود یا معنوی؟
    هردو بود. نمی‌توانم با اعداد دقیق بگویم. بحث مقاومت و لبنان، بحث امنیت ملی ماست. یکی از پرسش‌های مردم، مخصوصا جوانان این است که با توجه به اینکه داخل کشور مشکلات اقتصادی داریم، چرا به آنها کمک می‌کنیم. آنها به این نکته توجه نمی‌کنند که کمک‌کردن به حزب‌الله و لبنان وظیفه ماست؛ برای اینکه امنیت ایران، مرزها، کشورمان و امنیت انقلاب را تأمین کنیم و باید از تهدیداتی که همیشه برای ما وجود دارد، جلوگیری کنیم. واقعیت این است که اسرائیل و آمریکا برای ایران تهدید هستند و شوخی هم ندارند. الان کم‌کم خبرهایش منتشر می‌شود که اسرائیل چقدر در ایران کار اطلاعاتی- امنیتی انجام می‌دهد و حتی سعی می‌کند به سری‌ترین بخش‌های ایران نفوذ کند. اقداماتی که درباره مسائل هسته‌ای انجام می‌دهد یا جنگ‌های سایبری که علیه ایران دنبال می‌کند، همه تهدیدهایی است که اسرائیل با کمک آمریکا انجام می‌دهد. بنابراین باید از این تهدیدات جلوگیری کنیم. اگر کمک‌ها به جبهه مقاومت و همکاری با آنها نبود، چه‌بسا اسرائیل یا آمریکا به ایران حمله نظامی می‌کردند. این یکی از توان‌های ماست که آنها را از حمله به ایران بازمی‌دارد. 
     شما معتقدید ما با کمک‌هایمان به جبهه مقاومت، ‌یک‌جور حصار دور مرزهای خودمان می‌کشیم.
    نگوییم حصار. درواقع برای کشور امنیت ایجاد می‌کنیم.
     برگردیم به بحث قبلی، به منتقدان مجمع در مورد پیوستن به FATF که معتقدند کمک‌های ما به جبهه مقاومت محدود می‌شود، چه جوابی دادید؟
    به‌هیچ‌وجه کمک‌های ما را محدود نمی‌کند. هم در گذشته انجام می‌شد و الان هم انجام می‌شود. روش کمک ما روشی نیست که بتواند از طریق FATF یا CFT جلویش گرفته شود. این آقایان چون نمی‌دانند، این را بهانه می‌کنند؛ مثلا مخالفان در مورد CFT می‌گویند به بهانه مبارزه با تروریسم جلوی همکاری ما با جبهه مقاومت را می‌گیرند. غافل از این نکته که تعریف «تروریسم» در هر کشور برعهده خودش است. اگر آمریکا اعلام کرد یک گروه تروریستی است به این معنی نیست که CFT یا پالرمو یا FATF از آن تبعیت می‌کند. در بندهای CFT این نکته هست که هر کشوری خودش تروریسم را تعریف کند. بر این اساس، شورای‌عالی امنیت ملی ما تعریف می‌کند که چه گروهی از نظر ما تروریستی است. تعریف تروریسم از جنبه بین‌المللی هم توسط سازمان ملل انجام می‌شود که به‌جز داعش، القاعده و طالبان گروه دیگری در آن نیست که ما آنها را تروریستی بدانیم. بر این اساس، به‌هیچ‌وجه گروه مقاومت، حزب‌الله و فلسطین از منظر بین‌المللی جزء گروه‌های تروریستی نیستند.
     تحلیل مخالفان پیوستن به FATF در مجمع چیست؟ آیا طیفی از راست سنتی هستند که می‌خواهند با دولت مخالفت کنند یا برجام را شکست‌خورده می‌دانند و می‌خواهند این‌گونه قید هرگونه همکاری با جامعه بین‌المللی را بزنیم؟
    در پاسخ به این سؤال باید بگویم که بیایید تلاش کنیم در گام اول یاد بگیریم که نیت‌خوانی نکنیم؛ یعنی نگوییم به این دلیل مخالفت می‌کنند، چون از نیت افراد به‌جز خدا کسی مطلع نیست. آنچه مخالفان می‌گویند (که اشتباه هم می‌گویند) این است که با پیوستن به پالرمو یا CFT با توجه به اینکه در تحریم آمریکا هستیم، برای دورزدن تحریم‌ها دچار مشکل می‌شویم. خب باید این را بپرسیم که از لحاظ اجرائی چه کسی باید تحریم‌ها را دور بزند؟ غیر از این است که باید دولت، بخش‌های اقتصادی، بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و دارایی، سازمان برنامه‌وبودجه و وزارت نفت باید انجام دهند؟ خب همه این نهادها می‌گویند اگر FATF را تصویب نکنید برای ما مشکل ایجاد می‌کند. برای اثبات یک چیز یا باید دلایل عقلی آورد یا دلایل نقلی. دلایل عقلی این امر که مشخص است؛ می‌گوییم اگر اینها را رد کنیم، هدیه بزرگی به ترامپ داده‌ایم؛ یعنی کمک می‌کنیم که تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا به تحریم‌های بین‌المللی تبدیل شود. مطمئنم که بسیار هم خوشحال خواهد شد. اما دلیل نقلی؛ ببینیم آنهایی که دست‌اندرکار این قضیه هستند چه می‌گویند. بانک مرکزی، معاون حقوقی رئیس‌جمهور و … همه در این زمینه صحبت کرده‌اند، بنابراین عقل و نقل هر دو حکم می‌کند که حتما اینها را تأیید کنیم. 
     چندی پیش آخرین جلسه گروه ویژه اقدام مالی در پاریس برگزار شد و اگرچه چهار ماه دیگر به ایران فرصت دادند، اما بیانیه هشدارآمیزی به ما دادند که اگر تا موعد زمانی اعلام‌شده این لوایح تصویب نشود، شرایط ما به عقب بازمی‌گردد. به نظرتان تا بهمن‌ماه جلسه‌ای در مجمع خواهیم داشت که به این موضوع بپردازد و امیدوار به تغییر نظر دوستان هستید؟
    سعی می‌کنم امیدوار باشم. با توجه به مطالبی که گفته شد، عقل حکم می‌کند که اینها را تصویب کنیم، چون به نفع جمهوری اسلامی و مردم است برای اینکه حداقل در فشارهای بیشتر اقتصادی قرار نگیریم.

     

    ۱۷۳۰۲

  • مخالفان اف ای تی اف می گفتند چون امریکا رئیس آن است به ایران فشار می آورد، حالا۳ماه است که چین رئیس است و باز هم فشار می آورند

    مخالفان اف ای تی اف می گفتند چون امریکا رئیس آن است به ایران فشار می آورد، حالا۳ماه است که چین رئیس است و باز هم فشار می آورند

     

    بخشهایی از مصاحبه را می خوانید:

    به نظر می‌رسد که یکی از ضرورت‌های بهره‌برداری از دستاوردهای اقتصادی توافق هسته‌ای، تسهیل مراودات بانک‌ها و مؤسسات اقتصادی ایرانی و خارجی و رعایت استانداردهای مورد نظر «FATF» از سوی جمهوری اسلامی است. استانداردهایی که برای رسیدن به آن، تصویب دو کنوانسیون مربوط به این نهاد مالی بین‌المللی از سوی ایران ضروری به شمار می‌آید. با وجود درک چنین ضرورتی هنوز نهادهای تصمیم‌گیر داخلی بر سر رعایت اصول «FATF» و در نتیجه عادی سازی رابطه با آن دچار تردید هستند. ادامه این تردیدها چه هزینه‌هایی را به کشور تحمیل می‌کند؟
    یکی از مباحثی که طی روزهای گذشته پیرامون «FATF» مطرح شده، این است که دولت و موافقان تلاش برای عادی‌سازی وضعیت کشور در «FATF»، نگاه فرصت محور و مخالفان، نگاه تهدید محور دارند. من معتقدم اتفاقاً این موافقان هستند که نگاه تهدیدمحور دارند؛ یعنی این نگاه وجود دارد که با رفع موانع اجرای استانداردهای «FATF» می‌توان از تهدیدهای بسیار بزرگ ممانعت به عمل آورد.
    «FATF» نهادی است که یکسری استاندارد تدوین کرده و بر اجرای آنها از سوی کشورها نظارت می‌کند و درست یا غلط  تمام کشورها، بانک‌ها و مؤسسات مالی به استثنای کره شمالی و ایران از این نظرات تبعیت می‌کنند. هرچند ممکن است غربی‌ها مانند هر جای دیگر در این نهاد نفوذ داشته باشند اما «FATF» یک نهاد غربی نیست. الان چین ریاست «FATF» را عهده‌دار شده است. سال گذشته امریکا رئیس بود و هر بار که در دوره ریاست این کشور بر «FATF» آن مسئول امریکایی علیه ایران صحبتی می‌کرد، صحبت‌های او به طور برجسته از سوی مخالفان FATF در داخل ایران با نام و عنوان «رئیس FATF» بازتاب داده می‌شد و این طور القا می‌شد که «FATF» علیه ایران موضعگیری می‌کند. این درحالی است که ریاست سالانه این نهاد از چند ماه گذشته به چین واگذار شده است و روسیه هم همیشه از اعضای با نفوذ و قدرتمند این نهاد بوده است و باز هم ضرورت تصویب کنوانسیون‌های مورد نظر این نهاد از سوی مسئولان «FATF» و این کشورها که جزو کشورهای دوست ایران به شمار می‌آیند، مورد تأکید قرار می‌گیرد. موضوع خیلی شفاف و روشن است؛ «FATF» مجموعه‌ای از استانداردها را تدوین و به دنیا اعلام کرده و اگر کسی این استانداردها را نپذیرد، بانک‌ها و مؤسسات مالی با آنها کار نمی‌کنند. این طور نیست که ما برای کسی شرط  بگذاریم و در ازای آن بخواهیم چیزی به دست آوریم.
    حالا ممکن است اصلاً ما بگوییم سیاست جمهوری اسلامی این است که نمی‌خواهد با هیچ جای دنیا روابط مالی داشته باشد؛ خب این هم یک انتخاب است و اگر سیاست نظام این باشد، آن وقت بله؛ نیازی به رعایت استانداردهای «FATF» نخواهد بود. اما اگر سیاست ما این نیست و می‌خواهیم با دنیا تعامل داشته باشیم، چنانکه مقام معظم رهبری در ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، در توصیف آن می‌گویند اقتصاد مقاومتی «درون‌زا است، امّا برون‌گرا است؛ با اقتصادهای جهانی تعامل دارد، با اقتصادهای کشورهای دیگر با قدرت مواجه می‌شود. بنابراین درون‌زا است، امّا درون‌گرا نیست.» پس این نیاز وجود دارد که مؤسسات مالی و بانکی بتوانند طبق اصول و مقررات پذیرفته شده جهانی با مؤسسات خارجی تعامل کنند. واقعیت این است که اگر اقدامات تقابلی «FATF» بازگردد، تمام این مراودات با محدودیت‌هایی بسیار شدید روبه‌رو شده و عملاً به سوی قطع شدن می‌رود.
    برخی جریان‌های مخالف، ناکامی کشورهای منظومه غرب در محقق کردن منافع اقتصادی ایران در چارچوب برجام را به مسأله الحاق ایران به «FATF» گره می‌زنند و معتقدند تا تکلیف برجام مشخص نشده است نباید درباره رعایت استانداردهای «FATF» تصمیم‌گیری کرد.
    بله برخی از دوستان می‌گویند اگر تحریم‌ها را بردارند، آن وقت ما قواعد «FATF»را رعایت می‌کنیم. اما واقعاً این موضوع محل چندانی ندارد. این طور نیست که ما بتوانیم برای این نهاد شرط بگذاریم. FATF طرف معامله ما نیست که بخواهیم چانه‌زنی کنیم. «FATF» می‌گوید این استانداردها وجود دارد و مخصوص ایران هم نیست و اگر شما رعایت نکنید کسی با شما کار نمی‌کند. من یک توضیحی هم  بدهم و آن اینکه ما قرار نیست به «FATF» بپیوندیم. هم فکر نمی‌کنم سیاست ما این باشد که به این زودی‌ها عضو این نهاد سی و چند کشوری شویم و هم این احتمال وجود ندارد که آنها نیز در آینده‌ای نزدیک ما را به عنوان یکی از اعضا بپذیرند. بحث اصلی، رعایت استانداردهاست؛ یعنی چه این نهاد خوب باشد یا بد باشد، یکسری استانداردها را تعیین کرده و بر اجرای آنها از سوی کشورها نظارت می‌کند و کشوری که آنها را اجرا نکند، علیه‌اش اقدام تقابلی انجام می‌شود. حالا نکته اینجاست که همه کشورها اقدامات تقابلی‌ای که «FATF» علیه کشوری تجویز می‌کند، اجرا می‌کنند و این مسأله‌ای نیست که جای چانه‌زنی داشته باشد.
    این ادعا مطرح می‌شود که مشروط کردن رعایت استانداردهای «FATF» به اجرای تعهدات برجامی شرکای ایران، می‌تواند تلافی عهدشکنی امریکا در این توافق باشد؟
    اتفاقاً باید بگویم که ما با نادیده گرفتن قواعد و اصول «FATF» که رعایت آنها را برای همه کشورهای جامعه بین‌المللی ضروری کرده، تمام هزینه‌هایی را که امریکا در نتیجه خروج یکجانبه از برجام متحمل شده است، از روی دوش این کشور برمی‌داریم. یادمان نرود که امریکا برای فشار بر ایران و ایجاد اجماع علیه آن متقبل هزینه‌های سنگین اقتصادی، انسانی و سیاسی شده است تا بتواند تحریم‌هایش علیه ایران را با موفقیت اعمال کند و کشورها را مجبور به اجرا کند. گفته می‌شود کارگروهی که امریکا برای تحریم ایران تشکیل داده، شامل نزدیک به ۸۰۰ نفر است. مقام‌های امریکایی برای فشار علیه ایران سفرهای مداومی در سطوح مختلف به کشورهای دیگر انجام می‌دهند. سفرا و دیپلمات‌های این کشور مدام وقت می‌گذارند و به بانک‌ها و شرکت‌ها می‌روند و فشار می‌آورند. از آنجایی که تحریم‌های امریکا علیه ایران یکجانبه است و مبنای بین‌المللی‌ ندارد، امریکا در کنار ابزار تهدید باید در خیلی از جاها از ابزار تطمیع هم استفاده کند و بالاجبار امتیازاتی را به طرف‌های مقابل بدهد تا آنها تحریم‌های امریکا علیه ایران را جدی بگیرند و اعمال کنند؛ یعنی باید یک هزینه سنگین سیاسی و اقتصادی بدهد تا بتواند تحریم‌های خود را به مرحله اجرا درآورد. بازگشت اقدمات تقابلی «FATF» که با عدم رعایت ضوابط آن از سوی ایران اتفاق خواهد افتاد، باعث می‌شود هزینه‌های یاد شده به طور کامل از دوش امریکا برداشته شود. یعنی امریکا دیگر نیازی به زحمت اضافی ندارد و هزینه سیاسی نمی‌دهد. کشورها دیگر از آن پس ایران را نه زیر فشار امریکا بلکه بر اساس یک مبنای بین‌المللی یعنی اقدامات تقابلی «FATF» و به نحو گسترده‌تر، جامع‌تر و عمیق‌تر تحریم می‌کنند. بنابراین دیگر لازم نیست مسئولان امریکایی بانک به بانک و کشور به کشور بروند و فشار بیاورند که آنها نباید با ایران کار کنند. کسی هم از امریکا گلایه‌مند نخواهد بود و امریکا را ملامت نخواهد کرد. بلکه بار ملامت به طور کامل بر دوش ایران می‌افتد.
    به نظر می‌رسد صرف نگرانی برخی جریان‌های داخلی با قوانین و لوایح مبارزه با پولشویی که از جمله اصول و مقررات «FATF» است، معطوف به دغدغه‌های خاص گروهی باشد… آقای ظریف هم اخیراً به این مسأله اشاره داشت.
    مخالفان با لوایح «FATF» عمدتاً افرادی دلسوز هستند و به طور طبیعی دغدغه امنیت و منافع ملی دارند و شاید به دلایلی همچون نداشتن اطلاعات کافی یا توجیه نشدن به مخالفت برخاسته‌اند که طبیعتاً باید با این افراد گفت وگوهای بیشتری انجام داد و با در اختیار قرار دادن اطلاعات حقوقی و کارشناسی و فنی نگرانی‌های آنها را مرتفع کرد. بویژه اینکه با تشکیل شورای عالی مبارزه با پولشویی که وزارتخانه‌های مربوطه دولتی و نیز تمام نهادهای نظارتی و امنیتی کشور در آن عضو هستند، راهبری و نظارت بر تمامی این فرآیندها در این نهاد متمرکز خواهد بود و قاعدتاً جایی برای کمترین نگرانی باقی نمی‌ماند. اینکه احیاناً کسانی با انگیزه‌های دیگر مخالف این فرآیند باشند بحث دیگری است، که قاعدتاً بخش‌های ذیربط بر آنها اشراف دارند و اقدام لازم را صورت می‌دهند.

    «FATF» در جلسه اخیر خود اعلام کرد که اگر ایران تا فوریه ۲۰۲۰ میلادی (چهار ماه دیگر)، تصویب کنوانسیون پالرمو و کنوانسیون CFT را نهایی نکند، اقدامات تقابلی این نهاد بازخواهند گشت. چه عواقبی در نتیجه ادامه یافتن تردیدها در داخل کشور برای تصویب لوایح در انتظار کشور است؟
    «FATF» به کشورهای جامعه بین‌المللی درخصوص کار با کشورهایی که در سیستم‌های مالی خود با دشواری‌هایی روبه‌رو هستند، هشدار می‌دهد. به آنها می‌گوید که در مراوده با این کشورها احتیاط کنند. این طور هم نیست که فقط ما بوده باشیم؛ کشورهای مختلف در چندین سال گذشته هر کدام به درجاتی وارد این مسیر شده‌اند و خارج شده‌اند؛ از کشورهای اروپایی گرفته تا آسیایی و آفریقایی هدف هشدارهای «FATF» بوده‌اند و این طور نبوده که «FATF» فقط گریبان ایران و کره شمالی را گرفته باشد. درجه هشدار درباره کشورها متفاوت است. به عنوان مثال، ایران و کره شمالی از جمله کشورهایی هستند که «FATF» بالاترین درجه هشدار را درباره آنها اعمال کرده است. به این ترتیب که لیستی از اقدامات تقابلی وجود دارد که این لیست تا پیش از امضای برنامه اقدام میان ایران و «FATF» علیه کشورمان اعمال می‌شد اما بعد از امضای این برنامه میان طرفین، «FATF» پذیرفت که اقدامات تقابلی را علیه جمهوری اسلامی تعلیق کند. در واقع آنها به ایران زمان دادند تا آن برنامه را تکمیل کند. برنامه هم شامل موارد دشوار و غیرممکنی نبود؛ یعنی اجرای بندهای مختلف آن برای ما سخت نبود کمااینکه ما اکثر قریب به اتفاق این موارد را تاکنون اجرا کرده‌ایم ولی مشکل این است که بدون تصویب این دو کنوانسیون، برنامه اقدام (اکشن پلن) در کلیت آن تکمیل نشده و به همین دلیل «FATF» نپذیرفته است.
    به همین دلیل چندبار فرصت الحاق ایران به «FATF» را تمدید کردند؟
     بله؛ یک دلیل آن هم که در این مدت به ما زمان بیشتری دادند و چندبار تمدید کردند همین بود که ایران پیشرفت خوبی داشت یعنی ما قوانین داخلی‌مان را به روز کردیم، آیین‌نامه‌های لازم را تصویب کردیم، نهادهای قانونی لازم را تعبیه کردیم و اگر این نهادها از قبل هم وجود داشت، سازوکار آنها را گسترش دادیم، در بخش‌هایی که باید نیروهای اجرایی، قضایی و انتظامی خود را آموزش می‌دادیم، این کار را انجام دادیم و پیشرفت خوبی داشتیم و این باعث می‌شد «FATF» به رغم شیطنت‌هایی که برخی از اعضا مانند امریکایی‌ها انجام می‌دادند، چندبار فرصت ایران را تمدید کند اما بعد از سال گذشته شاهد بودیم که بتدریج اقدامات تقابلی را برگرداندند؛ یعنی اول یک آیتم و در نشست بعدی دو آیتم را برگرداندند که در نشست اخیر اتفاق افتاد و الان هم به ما این ضرب‌الاجل را دادند که تا ماه فوریه سال آینده میلادی یعنی حدود سه ماه آینده اگر این برنامه اقدام را تکمیل نکرده باشیم، «FATF» دیگر برای بازگرداندن اقدامات تقابلی تصمیم‌گیری نخواهد داشت و این اقدامات به صورت اتوماتیک برمی‌گردد و این به منزله این است که ارتباط مالی و بانکی کشورهای دیگر با ایران با محدودیت‌های بسیار شدیدی روبه‌رو خواهد شد. برای تمام بانک‌ها و مؤسسات مالی کشورهای مختلف این مسأله خیلی مهم است که خودشان با خواسته‌های«FATF» منطبق باشند. خیلی برایشان ریسک خواهد بود که بخواهند با نهادهای مالی کشوری کار کنند که اقدامات تقابلی «FATF» علیه آن اجرا شده است.  
    من به دفعات شنیدم که می‌گویند آیا می‌توان تضمین داد که بعد از این، درخواست جدیدی از ما نشود و مشکل جدیدی برای ما ایجاد نشود؟ این سؤال اصولاً اشتباه است. بالاتر از سیاهی که رنگی نیست؛ ما به لحاظ مشکلاتی که FATF ممکن است بتواند برای ما ایجاد کند، در ماه فوریه در بدترین حالت ممکن خواهیم بود. بعد نگران باشیم که اگر از این وضعیت دربیاییم، ممکن است در آینده شاید یک زمانی باز هم برای ما در FATF مشکلی ایجاد شود؟ در واقع مثل این است که نگران باشیم اگر از چاه بیرون بیاییم، این احتمال وجود دارد که کسی دوباره سعی کند ما را به درون یک چاله‌ای هل دهد. جواب واضح به این نگرانی‌ها این است که آن موقع سعی می‌کنیم در برابر افتادن به چاله مقاومت کنیم و تدبیر داشته باشیم. اما این اصلاً منطق درستی نیست که بگوییم ما تلاشی برای بیرون آمدن از یک وضعیت بسیار دشوار نکنیم تا مبادا کسی بعداً دوباره تلاش کند که ما را به چاله‌ای هل دهد.  به لحاظ روابط پولی و بانکی  در صورت بازگشت اقدامات تقابلی FATF ما با دشوارترین وضعیت روبه‌رو خواهیم بود و این استدلال که ما از این وضعیت بیرون نیاییم چون اگر بیرون بیاییم، باز هم ممکن است کسی سعی کند به بهانه‌های دیگر برای ما مشکل ایجاد کند، قابل قبول نیست.
    نکته‌ای را هم اجازه دهید اضافه کنم و آن هم بحثی است که خیلی از جاهای مختلف شنیدیم که آیا تضمین می‌شود کرد که با رعایت استانداردهای  FATF اوضاع اقتصادی مملکت بهتر می‌شود و مشکلات حل می‌شود؟ برای پاسخ به این سؤال می‌خواهم مثالی بزنم. اگر ما قوانین راهنمایی و رانندگی در یک شهر فرضی را (اینجا این شهر یعنی شبکه مؤسسات پولی و بانکی دنیا) نپذیریم، اصولاً اجازه تردد به ما نمی‌دهند. حالا فرض کنیم ما همه قوانین را پذیرفتیم و اجازه تردد هم به ما داده شد، آن سؤال مثل این است که ما بگوییم آیا به صرف پذیرفتن این قوانین و مقررات برای تردد در این شهر، خود به خود مالک یک خودرو مناسب و راهوار هم خواهیم شد؟ و آیا ما حتماً به مقصد می‌رسیم؟ خب این طور نیست. اما در سوی مقابل، این را می‌شود قطعی گفت که اگر حتی بهترین ماشین و بهترین راننده را هم در اختیار داشته باشیم اما اجازه تردد را در این شهر به ما ندهند، به درد ما نخواهد خورد. نباید توقع داشت که صرف داشتن اجازه تردد در شهر، ما را به مقصد برساند. مواردی مثل لیست سیاه FATF یا تحریم‌ها یا غیره، دست ما را می‌بندند. با دست بسته کاری نمی‌شود کرد. بله، بسیاری از کشورها هستند که در حال حاضر در لیست سیاه FATF نیستند اما الزاماً اقتصاد موفقی هم ندارند. اما در سوی دیگر، هیچ کشوری را پیدا نمی‌کنید که اقتصاد موفقی داشته باشد، ولی در فهرست سیاه FATF باشد و مشمول اقدامات تقابلی این نهاد واقع شده باشد.

  • صف بلند منتقدان طرح «سرا» /مردِ پشت پرده تمام قد دفاع کرد

    صف بلند منتقدان طرح «سرا» /مردِ پشت پرده تمام قد دفاع کرد

    به گزارش خبرآنلاین، اسمش را گذاشته‌اند «سرا»؛ این آخرین راهکاری است که از پشت درهای بسته شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان بیرون آمده است  تا با تکیه بر آن لیستی کم دردسرتر از لیست انتخابات ۹۶ را ساماندهی و ارائه دهند.

    فضا با چهارسال پیش خیلی تفاوت دارد .دیگر خبری از آن شور و شوقی که بدنه رأی با یک «تَکرار» پای صندوق‌های رای آمد تا نتیجه ۳۰ بر هیچ را بر تارک تاریخ رقابت‌های جناحی ثبت کند وجود ندارد، حالا برای کم کردن این فاصله اصلاح‌طلبان آستین‌ها را بالا زده‌اند تا به یک برنامه یا سازوکار برسند و در این میان چه راه کاری بهتر از اینکه اعلام  کنند بدنه اجتماعی درباره لیست نظر بدهد و آنها بگویند چه کسانی را در لیست ۹۸ قرار دهند. این تصمیمی است که با اکثریت آرا در جلسه شورای عالی سیاستگ‌ذاری تصویب شد.

    سرا چه می گوید؟

    طرح سرا  یا همان سامانه رأی‌ﺳﻨﺠﯽِ اصلاح‌طلبان، طرحی است که گفته می شود از سوی حزب اتحاد ملت به شورای عالی سیاستگذاری پیشنهاد شده است.در «سرا» که یک وب‏سایت اینترنتی است، اصلاح ‏طلبان به عنوان «انتخاب‌کننده» به عضویت درمی‏ آیند و در یک رای ‏گیری شفاف و دموکراتیک، از میان نامزدهای واجد شرایط، فهرست نامزدهای اصلاح‏ طلبان را در تهران و مراکز استان‏ها برمی گزینند.

    آذر منصوری سخنگو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان در این رابطه گفت: «طرح «سرا» گام بعدی اصلاح‌طلبان به سمت انتخاب دموکراتیک‌تر، شفاف‌تر و کارآتر نامزدهای جبهه‌ اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس و نوعی رای‌سنجی مقدماتی است. این شیوه‌ شفاف و دموکراتیک انتخاب نامزدها در سده‌ گذشته در احزاب و جریان‌های سیاسی ده‌ها کشور جهان آزموده و پرورده شده است، فساد سیاسی و نقش لابی‌های ناسالم در برآمدن نامزدها را می‌کاهد، به شکل‌گیری فضای انتخاباتی و افزایش مشارکت و استفاده از فرصت انتخابات برای آگاهی‌افزایی کمک می‌کند، به شناسایی و برآمدن نامزدهای شایسته‌ و معرفی چهره‌های توانا و جدید به جامعه می‌انجامد، اقتضای دموکراتیزاسیون در سطح احزاب و جریان‌های سیاسی است و ارتباط میان یک جریان سیاسی با بدنه‌ اعضا و حامیانش را تقویت و مشارکت اعضای یک جریان سیاسی را به نحوی معنادار در فرآیند انتخاب نامزدها جلب می‌کند.»

    بنا به گفته منصوری از اعضای شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان، در «سرا» همه‌ فعالان اصلاح‌طلب کشور با معرفی احزاب و اعضای عضو شورای عالی سیاست‌گذاری در چند لایه به عضویت درمی‌آیند و در یک رای‌سنجی شفاف و دموکراتیک از میان نامزدهای واجد شرایط، فهرست نامزدهای اصلاح‌طلبان را در تهران و مراکز استان‌ها انتخاب می‌کنند.

    این عضو اتحاد ملت البته این را هم تاکید کرده است که رئیس دولت اصلاحات از موافقان این طرح است.

    صف بلند منتقدان طرح سرا

    هرچند این طرح با یکباره اما پرسروصدا اعلام موجودیت کرد و گفته شد رای مثبت اکثریت اعضای شورای سیاست‌گذاری را در پس خود دارد اما آنطور که گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی به خبرآنلاین می‌گوید گویا حزب کارگزاران، اعتماد ملی، حزب اسلامی کار و انجمن اسلامی معلمان از مخالفان این طرح بوده اند. او به خبرآنلاین از پشت‌پرده‌های طرح روایت کرده و می گوید:«هر طرحی دارای پشت پرده و پشت صحنه ای است، طرح که از آسمان نمی آید، کسانی که این طرح را پیشنهاد دادند گرایش حزبی شان روشن است. آقای جلایی پور پدر و پسر گرایش حزبی شان روشن است. ببینید اگر پسر من امروز طرحی بیاورد چه کسی است که باور کند این طرح بدون مشورت من آمده است؟ بنابراین هر طرحی پشت صحنه ای دارد و پشت صحنه این طرح احزاب اقماری هستند که آن را مطرح کردند و همه چیز روشن است. همه معتقدند هر طرحی دارای پشت پرده و پشت صحنه ای است، طرح که از آسمان نمی آید، کسانی که این طرح را پیشنهاد دادند گرایش حزبی شان روشن است. آقای جلایی پور پدر و پسر گرایش حزبی شان روشن است. ببینید اگر پسر من امروز طرحی بیاورد چه کسی است که باور کند این طرح بدون مشورت من آمده است؟ بنابراین هر طرحی پشت صحنه ای دارد و پشت صحنه این طرح احزاب اقماری هستند که آن را مطرح کردند و همه چیز روشن است.»

    تندترین انتقادات به طرح نوآمده در جریان اصلاح طلب بازهم از سوی غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران و از منتقدان سرسخت شورای عالی سیاستگذاری مطرح شده است. او ابتدا در توئیتی که به نظر می‌رسید بیشتر مخاطبش محمدرضا عارف است، نوشت: «واگذاری تهیه لیست انتخاباتی اصلاح‌طلبان به بدنه اجتماعی: آن چه انتخابات را معنادار می‌کند و به مردم رغبت رای دادن می‌بخشد، نتیجه‌ رای دادن است و نه مناسک آن. شکل‌گرایی و مناسک‌گرایی سیاسی چه برای حکومت چه برای اصلاحات بیراهه است. به فکر کارآمدی اصلاحات باشیم». وی در ادامه نوشته است که «بدنه اجتماعی اصلاحات از پایین به بالا شکل می‌گیرد، نه از بالا به پایین! چه کسی حق دارد بدنه اجتماعی اصلاحات را انتخاب کند؟ آنان باید ما را انتخاب کنند یا ما آنان را؟! بگویید در مجلس یازدهم چه می‌کنید تا مردم درباره‌ی رای دادن و ندادن به شما تصمیم بگیرند. برای مردم اهمیتی ندارد که چگونه نامزد شده‌اید، مهم این است که چه می‌کنید.» او یک روز بعد در اظهاراتی تند و تیزتر بازهم به «سرا» و حامیان آن تاخت و آن را یک طرح قلابی نامید.

    حسین کمالی دبیر کل حزب اسلامی کار نیز که در لیست مخالفان قرار می‌گیرد  به خبرآنلاین می‌گوید: «اگر قرار باشد طرح سرا یا هر طرح مشابهی اجرا شود بهترین شیوه آن است که نامزدها با معرفی برنامه‌های پیشنهادی در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خودشان را در معرض سنجش و گزینش عمومی قرار دهند در غیر این صورت اگر مبنای انتخاب مقبولیت شخصیتی و ظاهری نامزدها باشد راه به جایی نخواهیم بود».

    محمدصادق حوادی‌حصار، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی هم از جمله مخالفانی است که می‌گوید: به صراحت اعلام کردم که از هر اقدامی در جهت اصلاح رفتار گذشته شورایعالی استقبال می‌کنم اما طرح سرا کاستی‌ها و نواقص قابل مشاهده‌ای دارد که گمان نمی‌برم در انتخابات پیش رو قابلیت اجرا پیدا کند.» انتقاد اعتماد ملی به طرح سرا آنقدر جدی است که حتی قرار این حزب بر بررسی ادامه حضور در شورای عالی سیاستگذاری یا خداحافظی با این شورا قرار گرفته است.

    بازی در زمین رقیب

    محمود صادقی نماینده مردم تهران و دبیرکل انجمن اسلامی اساتید دانشگاه‌ها از حامیان طرح سرا است که درباره این طرح به وب‌سایت امتداد می‌گوید: در ابتدای ارائه این طرح از سوی دوستان، شاهد ابهاماتی در آن بودیم که بر همین اساس از افراد دعوت شد تا در شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها، توضیحاتی در رابطه با آن داده شود. پس از چند جلسه بحث و بررسی، نهایتا جرح و تعدیل‌هایی با توجه به اشکالات مطرح شده صورت گرفت. جمع‌بندی‌ها بر اساس مباحث مطرح شده در هیئت رئیسه شورایعالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان این بود که سرا، طرح مناسبی است. 

    او ادامه می‌دهد: «طرح سرا برای شفافیت بیشتر در راستای جلب مشارکت و همکاری بیشتر بدنه اصلاح‌طلبی است. یکی از عواید آن، این خواهد بود که به احتمال زیاد، حرف و حدیث‌ها را کمتر کرده و مسئولیت تهیه فهرست انتخاباتی را در محدوده گسترده‌تری از افراد به شکل پائین به بالا تقسیم می‌کند. »

      او می‌گوید: «بیشترین مخالفت‌ها و نقدها درباره سرا این است که مدیریت طرح به دست کسانی بوده و آن افراد در جهت کاندیدای خود، آن را مدیریت کنند. در حالی که هر کدام از احزابی که در زمینه سلامت و شفافیت طرح، اشکال و ایرادی دارند، می‌توانند در نظارت بر طرح و اجرای آن مشارکت داشته باشند. در شیوه‌نامه نیز آمده که نظارت بر طرح بر عهده کارگروه پایش و ارزیابی عملکرد است که بنده هم عضو آن هستم.» صادقی در توصیه‌ای به صف اول مخالفان می‌گوید: «من، همین جا از همه دوستان، اعم از اعتماد ملی، کارگزاران و تمام کسانی که دغدغه داشته و نگران هستند، درخواست می‌کنم که همراهی و مشارکت جدی در این زمینه داشته باشند. » او همچنین می‌گوید: «دوستان، نظرات خود را اعلام کرده و برای رفع اشکالات تلاش کنند، اما مراقب سواستفاده رسانه‌ها و جریان‌های رقیب هم باشند. چرا که برخی از دوستان، ناخواسته در زمین رقبا بازی می‌کنند.»

    دفاع تمام قد 

    حمیدرضا جلایی پور  از اعضای حزب اتحاد ملت و کسی که گرامی مقدم او را این طرح می‌د مرد پشت پرده این طرح می داند در دفاع از سرا می‌گوید: «تجربه و «سامانه رای‌سنجی» در احزاب دنیا بیش از صد سال است که سابقه دارد. در «جبهه اصلاحات» هم که می‌خواهد در انتخابات فعال شود «سامانه رای سنجی» کاملا کاربرد دارد. گفتم این درست نیست که «اندکی» از اصلاح‌طلبان انتظار داشته باشند که فعالان اصلاح‌طلب در انتخابات فعال شوند ولی در تصمیمات مهم نظر و مشارکت نداشته باشند! و بعد از انتخابات بروند به خانه‌هایشان و بر فعالیت منتخبان نظارت نداشته باشند. اتفاقا فعالان جبهه اصلاح‌طلب فقط عنصر بدنی، فیزیکی و ابزاری نیستند اکثر آنها شهروندان صاحب‌نظر و صاحب تشخیص هستند؛ اکثر آنها به حکم اصلاح‌طلبی مخالف اندک‌سالاری هستند. به بیان دیگر سرمایه اجتماعی جبهه اصلاحات در بدنه این جبهه است که سرا مکانیزمی است که جبهه اصلاحات می‌تواند از این سرمایه در تصمیمات مهم استفاده کند.

    حسن رسولی از چهره‌های نزدیک به محمدرضا عارف نیز به میدان آمده و خطاب به منتقدان می گوید«آنچه به عنوان طرح سرا مطرح شد و کلیات آن به تصویب رسیده است یقینا جای کار دارد و حتما باید در خصوص اشکالات اعضای منتقد یا مخالف طرح به جمع بندی برسیم. کلیات این طرح به تصویب رسیده ولی جزئیات آن جای بحث دارد.»

    رسولی با بیان اینکه سامانه سرا یک تکنیک است، خاطرنشان می کند« این سامانه نمی تواند وظایف، مسئولیت ها و اختیارات شورا را سلب کند. به عنوان مثال مسئول برگزاری انتخابات، وزارت کشور است، این مسئولیت چه انتخابات به صورت سنتی برگزار شود و یا تمام الکترونیک، ذات کار اجرایی آن وزارت خانه را دچار تغییر نمی کند. درباره شورای عالی سیاست گذاری هم به همین شکل است، راهبری و هدایت سیستم برگزاری انتخابات اصلاح طلبان بر عهده این شورا و کارگروه های وابسته به این نهاد است. علاوه بر این حتی پیش بینی شده در جزئیات اجرا از بین منتقدان یا مخالفانی چون احزاب اعتمادملی یا کارگزاران که نسبت به این طرح دچار شک و تردید هستند هیات نظارتی تشکیل شود که بر نحوه اجرای سامانه سرا نظارت کنند.»

    ۱۷۲۷۲۱۶

  • توهین ضرغامی به کمال تبریزی در باره حضورش در اشغال لانه جاسوسی

    توهین ضرغامی به کمال تبریزی در باره حضورش در اشغال لانه جاسوسی

    مسئول دفتر مهندس عزت‌الله ضرغامی جوابیه‌ای ارسال کرده است که متن کامل آن منتشر می‌شود: «مدیرمسئول محترم روزنامه شرق، با سلام و احترام؛ خبر مندرج در صفحه اول و دوم روزنامه مورخ ۱۴/۸/۹۸ مبنی‌بر عدم حضور آقای مهندس ضرغامی در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و یا مخالفت ایشان در آن زمان، با این اقدام انقلابی و تاریخ‌ساز، کذب محض است. اظهارات و توهمات یک فرد نامتعادل سیاسی که اصولا ارزش پاسخ ندارد، در مقابل محکمات غیرقابل‌انکار، نباید مبنای خبر و گزارش و تحلیل نادرست در روزنامه شود. دقت کنید! لطفا بر اساس قانون مطبوعات در همان محل اصلاح فرمایید».

    ۱۷۳۰۲

  • کیهان: محبوبیت رئیسی افزایش یافته اما رتبه او بعد از سلیمانی و ظریف قرار دارد

    کیهان: محبوبیت رئیسی افزایش یافته اما رتبه او بعد از سلیمانی و ظریف قرار دارد

    اخیرا هم نظرسنجی دانشگاه مریلند منتشر شد که نشان می‌دهد محبوبترین چهره ها  سلیمانی، ظریف، رئیسی، قالیباف و احمدی‌نژاد هستند.
    ۱۷۱۷