کنایه تند میرسلیم به اصلاحطلبان: راه صحیح زندگی سیاسی اقلیت را یاد بگیرید
کنایه تند میرسلیم به اصلاحطلبان: راه صحیح زندگی سیاسی اقلیت را یاد بگیرید
به گزارش خبرآنلاین، مصطفی آقامیرسلیم منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم در کنایهای به اصلاحطلبان و انتقاد به تخریب شخصیتهای مجلس یازدهم در توئیترش نوشت: راه صحیح زندگی سیاسی برای اقلیت، پس از شکست فاحش در انتخابات مجلس یازدهم، در تحلیلهای غلط انداز و تخریب شخصیتهای اکثریت و ادعای اختلاف و رقابت بین آنها و تحقیر انتخاباتی که خود به دلیل ناکارآمدی سرمنشأ نتایج آن بودهاند، نیست.
توصیه میکنم با استفاده از فرصت ماه رمضان ، وقت خود را صرف تفکر درباره ریشه ضعف های جبهه سیاسی خود کنند.
سرنوشت ۱۴ فرمانده نخبه و جوان نیروهای مسلح /سرداری که بلای جان ضدانقلاب در کردستان شد/سردار برای همیشه در تاریخ گم شد +عکس
دفاع مقدس به عنوان سند مقاومت و مظلومیت انقلاب جمهوری اسلامی ایران در خاطره تاریخ ثبت و ضبط شده است؛ سند مقاومت از این رو که دشمنِ تا بن دندان مسلح به اتکای همه قدرتهای مستکبر و زورگو برای محو ارزشهای ملتی برآمده بود که مدت زیادی از پیروزی انقلاب بزرگ آنها سپری نشده بود.
جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که با دستور صدام حسین و حمله نیروهای نظامی عراق در شهریور سال ۱۳۵۹ به ایران آغاز شد یکی از مهمترین و طولانیترین جنگهای معاصر بود و پس از ۸ سال، بالاخره با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران در مرداد ماه سال ۱۳۶۷ به پایان رسید.
فرهنگ شهادت طلبی به واسطه ریشه و خاستگاههای تاریخی خود نوعی فرهنگ دینی و ملی است و میتواند نسخه شفابخشی برای حفظ تمامیت ارضی کشور در مقاطع متفاوتی باشد. این فرهنگ دارای مشخصهها و ویژگیهایی است که از دیگر فرهنگها و حتی فرهنگ مقاومت و پایداری دیگر کشور متمایز و ویژه شده است.
اما نکته مهم در جنگ تحمیلی، فرماندهی فرماندهان جوان و انقلابی بود که پوزه صدام و حامیانش را به خاک مالیدند؛ آن هم با دستان خالی و آنچه که زمینه پیروزی سربازان اسلام در برابر ارتش کفر فراهم آورد، نه تجهیزات و آموزشهای نظامی، بلکه مقوله هدف، انگیزه و رهبری بود.
یکی از فرماندهان عراقی هم در مورد جوانان ایرانی در همان زمان نوشته است که رزمندگان ایران را میبینم که پا میگذارند روی میدانهای مین، عبور میکنند، به ما حمله میکنند، اما سربازان خودمان ـ سربازان عراقی ـ را میبینم که پوتین هایشان را میکَنند، آهسته و بی صدا فرار میکنند! چطور میشود جنگید؟! چطور میشود عقب نشینی نکرد؟!
جوانان و نوجوانان دانش آموز در پیروزی انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس نقش برجسته و تعیین کنندهای داشته و با طلایه داری در جبههها و تقدیم بیش از ۳۶۰۰۰ شهید و هزاران جانباز و آزاده در طول دوران جنگ تحمیلی دین خود را به اسلام و انقلاب اسلامی به خوبی ادا نمودند. در ایام پس از جنگ تحمیلی نیز «بسیج دانش آموزی» به عنوان میعادگاه تداوم دفاع همه جانبه نوجوانان دانش آموز ازدستاوردهای انقلاب اسلامی در عرصههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و علمی عرصه دیگری از حیات خویش را به نمایش گذاشت و همین امر به خوبی موید این نکته است که در دوران اخیر توجه بیش از پیش و همه جانبه به این سازمان قانونی لازم و ضروری به نظر میرسد.
شهید محمدابراهیم همت
شهید محمدابراهیم همت در سال ۱۳۳۴، در شهر قمشه اصفهان، به دنیا آمد. او در تشکیل سپاه پاسداران قمشه نیز نقش چشمگیری داشت و عضویت در شورای فرماندهی سپاه پاسداران و مسئولیت واحد روابط عمومی را برعهده گرفت. بهدنبال غائله کردستان، به شهرستان پاوه عزیمت کرد و مسئولیت روابط عمومی سپاه آنجا را برعهده گرفت، اما با شهادت ناصر کاظمی به فرماندهی سپاه پاوه منصوب شد و تا آغاز جنگ تحمیلی در این سمت باقی ماند.
با شروع عملیات رمضان، در تاریخ ۲۳ تیر ماه ۶۱ در منطقه شرق بصره، فرماندهی تیپ ۲۷ محمد رسولالله(ص) را در سن ۲۷ سالگی برعهده گرفت و بعدها با ارتقای این یگان به لشکر، تا زمان شهادتش، در سمت فرماندهی آن لشکر انجام وظیفه کرد و سرانجام در عملیات خیبر دعوت حق را لبیک گفت و به شهادت رسید.
شهید مهدی باکری
مهدی باکری متولد ۳۰ فروردین ۱۳۳۳ از شهرستان میاندوآب است. او از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خلال جنگ ایران و عراق بود و فرماندهی لشکر ۳۱ عاشورا را برعهده داشت. شهردار ارومیه در عملیاتهای فتحالمبین، بیتالمقدس، رمضان، مسلم بنعقیل، والفجر مقدماتی، والفجر ۱، ۲، ۳ و ۴، همچنین عملیات خیبر حضوری فعال داشت و در عملیات بدر در روستای حریبه، بر اثر اصابت تیر مستقیم، به درجه رفیع شهادت نایل میآید و پیکرش در اروندرود مفقود میشود تا در تاریخ بنویسند که شهردار ارومیه در ۲۵ اسفند ۱۳۶۳ در جزیره مجنون به شهادت رسید.
شهید محمد بروجردی
شهید محمد بروجردی در سال ۱۳۳۳ در توابع شهرستان بروجرد به دنیا آمد. او در نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، زمانیکه فتنه و آشوب را در مناطق کردنشین به راه افتاد، با فرمان تاریخی حضرت امام(ره) مبنی بر مقابله و سرکوب ضدانقلاب، عازم پاوه شد. پس از تصویب طرح تشکیل سازمان پیشمرگان کرد مسلمان، مسئولیت این کار از طرف شهید آیتالله بهشتی و مرحوم آیتالله هاشمیرفسنجانی به او سپرده شد.
شهید بروجردی در کردستان تمام حرکات ضدانقلاب را بهعنوان فرمانده عملیات زیرنظر داشت؛ در جریان درگیری پاوه، درگیری سنندج و حوادث دردناک شهرهای کردستان همواره یکهتاز مقابله با ضدانقلاب بود و شهرها یکی پس از دیگری با دلاوریهای محمد بروجردی و یارانش آزاد شد. شهید محمد بروجردی سرانجام اول خرداد ۱۳۶۲ درحالیکه با عدهای دیگر از همرزمانش در مسیر جاده مهاباد، نقده حرکت میکردند بر اثر انفجار مین به آرزوی دیرینهاش رسید و به فوز عظیم شهادت نایل آمد.
حاج احمد متوسلیان
احمد متوسلیان، فرمانده لشکر بیستوهفت محمد رسول الله در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود. وی در سال سیودو در محله امام زاده سید اسماعیل، خیابان مولوی تهران متولد شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران، احمد متوسلیان وارد سپاه شد و دوره سوم آموزش نظامی سپاه را در سعدآباد تهران گذراند و بدین ترتیب فعالیت خود را در سپاه آغاز کرد. در سال ۱۳۵۸ به دنبال درگیریهای گنبد به آنجا رفت و پس از بازگشت از گنبد و تشکیل گردانهای رزمی سپاه، فرماندهی گردان دوم سپاه را به عهده گرفت.
متوسلیان پس از فتح پاوه به حکم سردار بروجردی به سمت فرماندهی سپاه پاوه منصوب شد و در این دوران وی طی عملیاتهای مختلف توانست ارتفاعات و مناطق حساس منطقه را پاکسازی کند. دراردیبهشت ۱۳۵۹ وی، عازم مریوان شد و به دستور بروجردی مسئولیت آزادسازی این شهر را برعهده گرفت.
حاج احمد متوسلیان در پاییز سال ۱۳۶۰، پس از بازگشت از سفر حج اقدام به تشکیل تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) کرد و خود نیز به فرماندهی این تیپ منصوب شد. تیپ محمد رسولالله (ص) با فرماندهی، شهید احمد متوسلیان یک ماه پس از عملیات فتح المبین موفق به خنثی کردن توپخانه عراق شده و پیروزی در این عملیات شد. در دومین عملیات خود یعنی عملیات بیت المقدس شرکت کرد. این عملیات که از مهمترین عملیات دوره جنگ هشت ساله ایران به شمار میآید در شب ۱۰ اردیبهشت سال ۱۳۶۱ به وقوع پیوست و در طی مراحلی در روز سوم خرداد ۱۳۶۱ منجر به آزادسازی و فتح خرمشهر شد.
پس از آزاد سازی خرمشهر و تثبیت مواضع رزمندگان اسلام در آنجا، اواخر خرداد سال ۱۳۶۱، طی ماموریتی همراه یک هیات عالیرتبه سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران، به سوریه و لبنان سفر کرد تا راههای کمک به مردم مظلوم و بیدفاع لبنان را از نزدیک بررسی کند. اما در ظهر روز چهاردهم تیرماه ۱۳۶۱ حاج احمد متوسلیان به همراه اتومبیل سفارت جمهوری اسلامی ایران در لبنان هنگام عزیمت به بیروت در یک پست ایست و بازرسی موسوم به حاجز باربرا به فاصله ۴۰ کیلومتری بیروت متعلق به شبه نظامیان مارونی وابسته به حزب کتائب متوقف شد و چهار سرنشین آن به رغم داشتن مصونیت دیپلماتیک توسط تروریست به گروگان گرفته شدند و پس از شکنجه و بازجویی به نظامیان اسرائیل تحویل گردیدند که تا کنون هم از سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست و حاج احمد برای همیشه در تاریخ گم شد.
سرلشکر سید علیرضا یاسینی
با شروع جنگ ایران و عراق از جمله خلبانانی بود که در عملیات ۱۴۰ فروندی در حمله به خاک عراق نقش مهمی ایفا کرد و به علت شایستگیهای نشانداده در ۱۰ اسفند ۱۳۷۲ به سمت رئیس ستاد و معاون هماهنگکنندهٔ نیروی هوایی ارتش ایران منصوب شد و تا هنگام شهید شدن، این سمت را بر عهده داشت. شهید یاسینی در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۷۳ در یک سانحه هوایی به همراه چند نفر از فرماندهان عالیرتبه نیروی هوایی به شهادت رسید. او در میان فرماندهان جوانی است که در سن ۳۳ سالگی یعنی در سال ۱۳۶۳ فرماندهی پایگاههای شکاری همدان و چابهار و در سال ۱۳۶۷ فرماندهی پایگاه ششم شکاری بوشهر را برعهده میگیرد.
شهید حسن باقری
میان افراد شاخص و نخبگان سالهای انقلاب و دفاع مقدس، شخصیت حسن باقری (غلامحسین افشردی) بهعنوان یکی از شاخصترین این افراد مطرح بوده است، شخصیتی که از میدان خبر به میدان نبرد آمد. پس از آنکه محسن رضایی با حسن باقری صحبت میکند در او استعدادی عجیب میبیند، از همین رو با همکاری در اطلاعات سپاه موافقت میکند و نام حسن باقری را برای او برمیگزیند و از همین جاست که نام غلامحسین افشردی به حسن باقری تغییر میکند.
دانشجوی ۲۴ ساله رشته حقوقی قضایی دانشگاه تهران، با شناخت عمیق از دشمن و چیرگی بر منطقه جغرافیایی جنگ و تغییرات حاصل از آن علاوه بر طراحی و اجرای عملیاتهای مهم، در شکلگیری سازمان رزم، برآورد اطلاعات و تهیه طرح عملیات، کادرسازی و تربیت فرماندهان تأثیرگذار و کارآمد نقشی اساسی ایفا کرد. بالاخره در روز ۹ بهمن ماه سال ۶۱ حسن باقری در محور عملیاتی فکه زمانی که همراه شهید مجید بقایی مشغول شناسایی عملیات والفجر مقدماتی بود در سنگر دیدهبانی بر اثر اصابت خمپاره بهشهادت میرسد.
شهید مهدی زینالدین
سال ۱۳۳۸ هجری شمسی در کانون گرم خانوادهای مذهبی، متدین و از پیروان مکتب سرخ تشیع، در تهران دیده به جهان گشود. در خاطرهای از زبان علی صلاحی همرزم شهید زینالدین آمده ۲۷ آبان ۱۳۶۳ من و علی اصغر محراب – شاید هم مجید ایافت – به همراه محمود کاوه برای شرکت در جلسه ای پیرامون هماهنگی های آخر عملیات به باختران رفتیم. موقع اذان ظهر رسیدیم. بعد از نماز، جلسه آغاز شد. مصطفی ایزدی فرمانده قرارگاه نجف، مهدی زین الدین و برادرش مجید و تعدادی از مسئولین قرارگاه در جلسه حاضر بودند. در آن جلسه، کاوه و زین الدین گزارش شناسایی دادند. این جلسه حوالی عصر به پایان رسید.
از جلسه که بیرون آمدیم، پای ماشین ها، کاوه به زین الدین گفت: «برنامه ی شما چیست؟» زین الدین گفت: «ما از جادهی بانه به سردشت می رویم.» کاوه گفت: «الان وقت خوبی نیست. ما می خواهیم برویم سپاه کامیاران، شب آن جا بخوابیم، شما هم با ما بیایید. صبح با هم از کامیاران می رویم.» زین الدین نپذیرفت و گفت: «نه، تا غروب نشده می رویم، هرجا هم به شب خوردیم، در یک پایگاه می مانیم، صبح می رویم.» او همراه برادرش مجید، با استیشن فرماندهی راه افتاد، ما هم به سپاه کامیاران رفتیم.
شب حدود ساعت یازده، از قرارگاه تلگرافی آمد مبنی بر این که در جاده بانه – سردشت، دستگاه استیشن فرماندهی کمین خورده است. به محض این که کاوه نامه را دید، گفت: «بچه ها! زین الدین را زدند!»
سرلشکر پاسدار احمد کاظمی
او که جزء اولین اعضای سپاه پاسداران بود، به همراه یک گروه ۵۰ نفره در آبادان حضور یافت؛ گروهی که پس از مدتی لشکر زرهی ۸ نجف اشرف به فرماندهی احمد کاظمی شد و صدها تانک و نفربر و ماشینآلات جنگی از نیروهای عراقی به غنیمت گرفت.
دو سال فرماندهی جبهه فیاضیه آبادان و ۶ سال فرماندهی لشکر ۸ نجف اشرف از سمتهای او در جنگ تحمیلی و همچنین یک سال فرماندهی لشکر ۱۴ امام حسین علیهالسلام، هفت سال فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهداء و قرارگاه رمضان و همچنین پنج سال فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران، بخشی از مسئولیتهای شهید کاظمی بوده است. یکی از جوانترین فرماندهان دفاع مقدس در ۱۹ دی ۱۳۸۴ در جریان سانحه هوایی سقوط هواپیمای فالکن در نزدیکی ارومیه به شهادت رسید.
سردار سپهبد پاسدار قاسم سلیمانی
سردار سپهبد پاسدار حاج قاسم سلیمانی یکی دیگر از فرماندهان جوان جنگ تحمیلی بوده که در ۲۰ اسفند ۱۳۳۵متولد شد و در عملیاتهای فتح فاو، کربلای ۴ و ۵ و همچنین تک شلمچه حضور داشت. او که در ابتدای انقلاب برای مبارزه با جداییطلبان به مهاباد رفته بود، پس از بازگشت به ریاست پادگان قدس سپاه در کرمان منصوب شد و با آغاز جنگ به آموزش چندین گردان از سپاهیان کرمان میپردازد.
سردار سلیمانی پس از جنگ به مبارزه با اشرار در کرمان پرداخت و از سال ۱۳۷۶ به فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد و در جنگهای بسیاری مثل جنگ ارتش عراق و سوریه با تروریستهای داعش حضور مستشاری داشت. سردار دلها سرانجام در تاریخ سیزدهم دیماه سال ۹۸ توسط ارتش تروریست ایالات متحده آمریکا در فرودگاه بغداد ترور شد و به شهادت رسید.
امیر دریابان علی شمخانی
دریابان علی شمخانی دبیر شورایعالی امنیت ملی ایران، از پایهگذاران سپاه پاسداران و فرمانده سپاه در استان خوزستان بود که در آغاز جنگ تحمیلی ۲۵ سال داشت و پس از پایان جنگ با انتقال به ارتش، به فرماندهی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی منصوب شد. شمخانی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در زمان دولت اصلاحات نیز بود.
سردار سرتیپ پاسدار حسین دهقان
وزیر سابق دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در مقام فرماندهی سپاه تهران در دهه ۶۰، نقش تعیینکنندهای در ایجاد امنیت پایدار در تهران ایفا کرد؛ او در این مقطع حدود ۳۰ سال سن داشت.
سردار دهقان با فرماندهی سپاه یکم و قرارگاه عملیاتی ثارالله در سالهای دفاع مقدس، فرماندهی عالی مجموعه یگانهای رزمی استان تهران را عهدهدار شد. پیروزیهای غرورآفرین لشکرها و تیپهای این استان در عملیاتهای متعدد نشان روشنی از شایستگیهایش در مقام فرماندهی یگانهای عملیاتی به حساب میآید.
شهید حسین خرازی
حسین خرازی در سال ۱۳۳۶ هجری شمسی، در خانواده ای متدین و مذهبی در محله خیابان «مسجد سید» در شهر اصفهان به دنیا آمد. با پیروزی انقلاب اسلانی ایران، به عضویت کمیته دفاع شهری اصفهان در آمد و در درگیری با ضد انقلاب منطقه، دستگیری عناصر ساواک و عمال حکومت نظامی شاه و حراست از جایگاه های حساس شهر نقش تعیین کننده ایی را بر عهده داشت. وی به دلیل شایستگی هایی که در جریان دفاع از شهر از خود نشان داده بود مورد اعتماد بقیه قرار گرفت و مسئولیت اداره این کمیته به وی واگذار شد.
با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، شهید حسین خرازی به همراه پنجاه نفر از نیروهای خود، راهی منطقه جنوب ایران شد و به عنوان فرمانده اولین خط دفاعی در منطقه دارخوین، با تجهیزات جنگی و امکانات تدارکاتی بسیار ناچیز با شجاعت در مقابل نیروهای اشغالگر عراقی ایستاد.
در سال ۶۰ بعد از عملیات طریق القدس که منجر به آزادسازی بستان شد، تیپ امام حسین (ع) را رسمیت داد که بعدها به دلیل رشادت ها و جانفشانی های این تیپ به لشگر امام حسین (ع) ارتقا یافت. خزاری شخصا به شناسایی می رفت و در عملیات هایی چون والفجر سه و چهار از شب تا صبح در عملیات خاکریزش شرکت داشت و در تمامی عملیات ها پیشقدم بود. وی پس از پیروزی بزرگ در عملیات طریق القدس، عملیات فتح المبین با رمز یا زهرا (س) و در عملیات بیت المقدس، توانست الگوی یک فرمانده نظامی دلاور را در عمل نشان دهد.
وی در عملیات والفجر ۸، توانست پیروزیهایی در منطقه فاو و کارخانه نمک کسب کند و لشکر تحت فرماندهیش تلفات سنگینی بر دشمن وارد کند. همچنین در عملیات کربلای ۵، که فرماندهی لشکر را بر عهده داشت، لشکر امام حسین (ع) با عبور از خاکریزهای هلالی که در پشت رود جاسم از کنار اروندرود تا جنوب کانال ماهی ادامه داشت ضربات سهمگینی بر نیروهای عراقی وارد کند و باعث سقوط یکی از دژهای شرق بصره شود. سرانجام در روز ۸ اسفند ۱۳۶۵، طی عملیات تکمیلی کربلای ۵، حسین خرازی به درجه رفیع شهادت رسید.
شهید محمد جهانآرا
او از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جنگ ایران و عراق به شمار میآمد و در سالهای نخست جنگ تحمیلی بهعنوان فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر فعالیت میکرد و در عملیاتی چون نبرد خرمشهر و حصر آبادان، نقشی کلیدی ایفا کرد.
اما در هشتم مهرماه سال ۱۳۶۰ درحالیکه سرداران و سربازان فاتح ارتش اسلام پس از رزمی بیامان با بعثیان متجاوز، با سرافرازی از جبهه نبرد حق علیه باطل باز میگشتند، هواپیمایی که این عزیزان را به تهران میآورد، در حوالی کهریزک دچار سانحه غمانگیزی شد و سقوط کرد.
در این حادثه، علاوه بر شهید شدن تعدادی از رزمندگان اسلام، فرمانده سرافراز و نامور سپاه خرمشهر، محمدعلی جهانآرا به همراه چهار سردار بزرگ اسلام سرلشکر فلاحی جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش، سرتیپ نامجو وزیر دفاع، سرتیپ فکوری جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش و شهید یوسف کلاهدوز قائم مقام فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند.
سپهبد شهید علی صیاد شیرازی
امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی در سال ۱۳۲۳ در شهرستان درگزمتولد شد. از مهمترین اقدامات او پس از پیروزی انقلاب اسلامی، میتوان به تهیه طرحهای عملیاتی که منجر به شکستن حصر شهرهای سنندج و پادگانهای مریوان، بانه و سقز شد، اشاره کرد. سپهبد علی صیاد شیرازی پس از خلع بنیصدر، برای پایان دادن به ناهماهنگی ارتش و سپاه در آن دوران، قرارگاه مشترک عملیاتی سپاه و ارتش را راهاندازی کرد و بهعنوان فرمانده ارشد در آن قرارگاه مشغول به فعالیت شد.
او در مهرماه سال ۱۳۶۰ به پیشنهاد رئیس شورایعالی دفاع از سوی امام خمینی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی منصوب شد. در این منصب فرماندهی نیروهای ارتش اسلام در عملیاتهای پیروزمند ثامنالائمه، طریق القدس، فتحالمبین و بیتالمقدس را برعهده داشت. شهید صیاد شیرازی در ۲۳ تیرماه ۱۳۶۵ در حکمی از سوی حضرت امام خمینی(ره) به عضویت شورایعالی دفاع منصوب شد.
آن شهید در مهرماه سال ۱۳۶۸ به درخواست رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح و موافقت مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا به سمت معاونت بازرسی ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح و سپس در شهریورماه سال ۱۳۷۲ با حکم فرماندهی معظم کل قوا به سمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد. شهید سپهبد علی صیادشیرازی روز شنبه ۲۱ فروردین ماه ۱۳۷۸ در حوالی خانهاش مورد سوءقصد عوامل منافقین قرار گرفت و به شهادت رسید.
اقدام «شورای انتقالی جنوب» تبعات فاجعه باری در یمن دارد
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اسپوتنیک، محمد الحضرمی وزیر خارجه دولت فراری یمن در واکنش به اقدام شورای انتقالی جنوب این کشور تحت حمایت امارات مبنی بر اعلام دولت خودمختار در شهر عدن و تعدادی از استانهای جنوبی اعلام کرد که این اقدام ادامه شورش مسلحانه ای است که در ماه اوت گذشته آغاز شد.
وی در ادامه افزود: این اقدام مخالفت و عقب نشینی کامل از توافق ریاض میان دولت مستعفی یمن و شورای انتقالی به شمار میرود.
الحضرمی خاطرنشان کرد: شورای انتقالی به تنهایی مسئولیت تبعات خطرناک و فاجعه بار این اقدام را برعهده دارد و بهتر است عاقلانه رفتار کرده و به توافق ریاض پایبند باشد.
لازم به ذکر است که گروه شبه نظامیان تحت حمایت امارات در یمن موسوم به «شورای انتقالی جنوب» بامداد روز یکشنبه از اِعمال حالت فوق العاده و وضعیت خودگردان بر جنوب یمن خبر داد.
«شورای انتقالی جنوب» پس از برگزاری یک نشست فوق العاده در شامگاه شنبه با صدور بیانیهای اعلام کرد که از بامداد روز یکشنبه در عدن و دیگر استانهای جنوب یمن حالت فوق العاده و وضعیت خودگردان برقرار میشود.
این در حالی است که شهر عدن در جنوب یمن شامگاه شنبه شاهد تظاهرات مردم خشمگین علیه دولت مستعفی و شورای انتقالی جنوب یمن بود.
الجزیره نیز در گزارشی از اعتراضات مردم عدن به قطعی برق در این شهر از پنج روز پیش و تظاهرات علیه دولت مستعفی یمن به ریاست منصور هادی و شورای انتقالی جنوب خبر داد.
گفتنی است نشست فوق العاده هیأت رئیسه شورای انتقالی جنوب یمن که با ریاست سرلشکر «احمد سعید بن بریک» رئیس مجمع عمومی این شورا و در حضور فرماندهان عالی این شورا برای بررسی تحولات در جنوب یمن برگزار شد، در بیانیه پایانی خود از افزایش حجم توطئهها علیه جنوب یمن با هدف تشدید درد و تألم و گرسنگی مردم این منطقه سخن گفت.
حسام الدین آشنا: مسئولان کشور گاهی حفظ ظاهر می کنند، اما اختلافات زیادی پشت صحنه است
بخشی از مصاحبه را می خوانید:
ارزیابی شما از انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی چیست؟
تحلیل انتخابات، پیش از انتخابات یک وضعیت دارد و پس از انتخابات وضعیت دیگری. نگاه پیشبینانه به انتخابات، قبل از برگزاری انتخابات، به ما میگفت نظرسنجیها نشان میدهد میزان مشارکت نسبت به سالهای گذشته بسیار کمتر خواهد بود. این مسأله هنگام انتخابات روشن شد و اکنون که انتخابات پایان یافته و آمارها دقیقتر شده،مشخص است که ما کاهش میزان مشارکت را درانتخابات مجلس تجربه کردیم.تحلیلهای متعدد و متفاوتی میتوان داشت، اما من از زاویهای شروع میکنم که شاید کمتر به آن پرداخته میشود. به باور من،ما بخشی از ویژگیهای نظام پارلمانی را گرفتیم، اما درمقابل بخش مهمی از مختصات نظام پارلمانی را جدی نگرفتیم و نتایج جدی نگرفتن اموری که باید جدی گرفته شوند را بتدریج میبینیم.
اشاره کردید که کاهش مشارکت مردم در انتخابات قابل پیشبینی بود. اگر بخواهیم یک نگاه تاریخی به مسألهای بهنام صندوق رأی داشته باشیم، به نظر شما نگاه امروز مردم به صندوق رأی چگونه است؟ با توجه به اینکه در سالهای ۷۶ تا ۹۶ ما شاهد حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رأی بودیم، آنان امروز به قابلیتها و ظرفیتهای این سازوکار چطور نگاه میکنند؟
از جهت ساختاری تفاوت ما با نظام پهلوی در این است که ما از نظام سلطنتی موروثی وارد نظام جمهوری شدیم. اما معنی جمهوریت در انتخابات مجلس نبود، زیرا از لحاظ ساختاری، قانونی و حقوق اساسی، انتخابات مجلس در زمان شاه هم بود، آنچه به ساختار حقوقی اضافه شد، انتخابات ریاست جمهوری بود. بهصورت دقیق، منظور من این است که نظام جمهوری اسلامی با ریاست جمهوری معنا پیدا میکند. همه کسانی که به جای انتخابات مستقیم مردم دنبال نظام پارلمانی هستند، دارند جمهوریت نظام را کم بها تلقی میکنند. مردم با امید و با انتخاب شروع کردند، اما همواره اینگونه بوده است که ما انتخاب رئیس قوهمجریه و مجموع قوه مقننه در جمهوری اسلامی ایران را ذیل ولایت فقیه در نقش رهبری، نقش تقدس و جلوهای از دینی بودن حکومت داشتیم. اتفاقی که در این سالها افتاد، این است که ما از مقام ریاست جمهوری معمولاً توقعاتی داشتیم که این توقعات بتدریج تعدیل شده است. خود رؤسای جمهور هم از خودشان تصوراتی داشتند که بعداً تعدیل شده است.
اگر بخواهیم از درون به نظام جمهوری اسلامی ایران نگاه کنیم، جمهوری اسلامی نظامی است که تقریباً در همه مواردش جز با وفاق، جز با همدلی و همراهی همه قوا هیچ کاری در آن انجام نمیشود. به صراحت میگویم که هیچ رئیس قوه مجریهای یا رئیس قوه قضائیهای، نمیتوانند هیچ کاری در کشور انجام دهند که دیگری نتواند در کارش اخلال کند. تجربه من به من میگوید اگر سه قوه و نیروهای مسلح با هم هماهنگ باشند، همه کار میشود کرد و اگر هماهنگ نباشند، هیچ کدام نمیتوانند هیچ کاری انجام دهند.
ما تجربههای متعددی از ناهماهنگیها در کشور را دیدیم و آثار آن را هم مشاهده کردیم. بنابراین اگر رئیس جمهوری بتواند همراهی قوای دیگر را داشته باشد، اگر بتواند همراهی نیروهای مسلح را داشته باشد، اگر بتواند در چارچوبی عمل کند که مجموع دیدگاههای رهبری را بتواند دنبال کند، از نظر سطح بالای حکومت مشکلات کمی خواهد داشت. این امری است که ما در دوره اول ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی و دوره اول ریاست جمهوری آقای احمدینژاد شاهد هستیم، یعنی یک نوع هماهنگی، همراهی و پشتیبانی وجود داشت. دو بار این را از آقای هاشمی رفسنجانی شنیدم که گفت من در دوره اول ریاست جمهوری تقریباً هیچ مشکل جدی درون حاکمیت نداشتم، بلکه باید میرفتم مسائل را حل کنم، نه اینکه در درون مشکلی داشته باشم. در تعارض، ناهماهنگی و در اختلافات درون یا بین قوا، آنچه نابود میشود و کاهش پیدا میکند، توان حل مسأله دولت، توان حل مسأله قوه مقننه و توان حل مسأله قوه قضائیه است. زیرا درصورت فقدان هماهنگی، این ارکان بیشتر به هم میپردازند تا اینکه به حل مسائل بپردازند. اما مردم چه میبینند؟ مردم ناکارآمدی میبینند. وقتی ناکارآمدی مشاهده شد، اگر تحلیلگران، رسانهها و حتی خود مسئولان حکومتی، مسائل را آنگونه که هست به مردم بگویند، مردم میتوانند تصمیم بگیرند. یعنی در انتخابات بعدی این فرد یا آن فرد را انتخاب کنند یا نکنند، این دولت را انتخاب کنند یا نکنند و درنهایت اینکه قضاوت کنند.
مشکلی که اینجا وجود دارد، آلودگی اطلاعاتی است. آلودگی اطلاعاتی یکی از بحرانهای جدی در کشور ما است، یعنی یک نوع تعارف و رودربایستی در میان مسئولان و نهادهای حاکمیتی وجود دارد که اجازه نمیدهد مسائل کاملاً مشخص و دقیق بیان شود. در ظاهر همه حفظ ظاهر میکنند،اما در پشت صحنه، میبینید که اختلافات زیادی هست. درنظامهای دیگر،به خاطر نظام حزبی این مسائل کاملاً شفاف و اختلافات روشن میشود، به این معنی که معلوم میشود اختلافات سر چیست، هر کسی به چه چیزی استناد میکند و نتایج سیاستش هم قابل ارزیابی است. اما وقتی نه به روشنی گفته میشود که هر کس چه میخواهد، نه به روشنی گفته میشود که چرا آن را میخواهد و نه به روشنی گفته میشود که طرف مخالفش واقعاً کیست و در نهایت اینکه گفته نشود که اگر این کار انجام نشود، چه اتفاقی میافتد، میبینید که در یک ابهام گفتمانی زندگی میکنیم و این ابهام گفتمانی، ناکارآمدی را تشدید میکند.
قطعاً این ابهام گفتمانی کارکردی داشته است که در ۴۰ یا ۳۰ سال گذشته ادامه داشته است، به این معنی که جریانها یا افراد حاضر در قدرت از این ابهام گفتمانی نفعی بردند.
با توضیحات شما، میتوان گفت کاهش مشارکت در انتخابات، ناظر بر دلسردی مردم از سازوکارهای صندوق رأی و اینکه میشود از دل صندوق سازوکار تازهای بر حاکمیت اعمال کرد نیست، بلکه ناشی از دلسردی از جریانها یا پایان افراد صاحب سرمایه سیاسی است؟
ما با دو نوع دلسردی مواجه هستیم، یک نوع دلسردی، دلسردی روشنفکرانه و جناحهای سیاسی است، یعنی کسانی که وظیفه داشتند افراد و فهرست معرفی کرده و مشارکت نامزدها در انتخابات را افزایش دهند. مسأله دیگر، مردم است. نظرسنجیهای ما نشان میدهد بحث سر این نیست که اصلاً صندوق مهم است یا خیر، بحث بسیار روشن این است به این معنی که مردم دیگر افراد را نمیشناسند، مردم چندان به فهرستها اعتماد ندارند. صریح بگویم؛ قدرت مجلس در جمهوری اسلامی ایران بسیار بالا است. هرچیزی که مجلس نخواهد، در کشور نمیشود، هرچیزی هم که مجلس بخواهد، از نظر حقوقی باید بشود و هر دولتی که آن را انجام ندهد، متخلف است و مجلس قدرت این را دارد که با سؤال، استیضاح یا اینکه اساساً با رأی به عدم کفایت رئیس جمهوری دولت را مجازات کند. بنابراین از نظر ساختار حقوقی، نه قدرت مجلس کاهش پیدا کرده و نه توان آن مشکلی پیدا کرده است، مسأله این است که این مجلس یا آن مجلس برای حل مسأله چه ایدهای دارد یا برای شناخت مسأله چه توانی دارد. مشکل اینجا است. مشکل این است که آیا مجلس میتواند طرحی را تصویب کند که قدرت حل مسأله را داشته باشد؟ یا اینکه مجموع طرحهایی که مجلس تصویب کرده است، در بسیاری از موارد باعث پیچیدهتر شدن مسائل شده است؟ هنوز در جمهوری اسلامی عملکرد مجلس ارزیابی نشده است. باید بررسی کرد که عملکرد مجلس یا تبعات مصوبات و تصمیمات آن در ۴۰ سال گذشته بر واقعیات سیاسی و اجتماعی ما چه بوده است.
روزنامه اعتماد:اصلاحطلبان در تدارک جلساتی برای بازسازی اصلاحات در آینده نزدیک هستند/ عارف همچنان دلخور است
شکستِ اصلاحطلبان دراین انتخابات اما بهواقع پای صندوق رای رقم نخورد.آنها اگر شکست خوردند،بخشی به عملکرد بدخودشان در سالهای گذشته باختند و بخشی مهمتر،به این دلیل قافیه را به رقیب باختند که مطالبات پایگاه رایشان بهواسطه شعارهایی که از جانب کاندیداهای غیراصلاحطلب موردحمایت اصلاحات مطرح شده بود، بالا رفت.
مردم هم که گناهی نداشتند.آنها به اسم اصلاحات اعتماد داشتند و وقتی کاندیداهای مورد حمایت این جریان، شعارهای مطلوب دادند، رایشان را به صندوق این جناح ریختند. منتها اصلاحطلبان از آنجا که خودشان مستقیم رییس دولت و مجلس نبودند، وقتی وارد میدان عمل شدند، نتوانستند همه آنچه دیگران شعارش را سر داده بودند، عملیاتی کنند.
اصلاحطلبان حالا به جبر این شکستِ ناگزیر، بیرون گود مانده و دستکم تا بخواهند فرصت دارند تا ایرادهای ریز و درشتشان را رفع و رجوع کنند و پایههای جنبش و گفتمان سیاسی متبوعشان را ترمیم و بازسازی. این اما نیازمند عزمی جدی است و البته ابزار و لوازم مقتضی. اینکه اصلاحطلبان عزمشان برای بازسازی گفتمانی، جزم است یا نه، به خودشان مربوط است و کسی لااقل از حالا که هنوز یک ماه مانده تا آغاز به کار دوره چهار ساله مجلس اصولگرای یازدهم، نمیداند آنها چه خواهند کرد. اما آنچه معلوم است این بازسازی گفتمانی، پیش و بیش از هر چیز نیازمند روح تازه و نیرویی جوان و پویاست و این مهم محقق نمیشود مگر با خالی کردن میدان ازسوی قدیمیها برای جوانان و به نفع جوانی و پویایی اصلاحات.
آخرین ساعات هفتهای که گذشت،نشانهای از اینکه اصلاحطلبان(لااقل بعضی بزرگان این جریان سیاسی) به فکر خالی کردن میدان برای جوانان افتادهاند، دیده شد.وقتی حجتالاسلام موسویلاری، وزیر کشور دولت اصلاحات و نایب رییس شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان در نامهای به محمدرضا عارف، رییس فراکسیون امید مجلس و رییس این شورای عالی، از ادامه حضور خود در این مقام استعفا داد تا چنانکه در نامه استعفایش هم نوشته، «تغییرات اساسی در ساختار و سازوکار شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان ایجاد شود و نقش احزاب پررنگتر شود.»
موسوی لاری صراحتا در بخشی از نامه استعفای خود نوشته است:«تا چند هفته دیگر عمر مجلس دهم به پایان میرسد و مجلس دیگر با حال و هوایی متفاوت پا به عرصه وجود مینهد. دولت فعلی نیز آفتابش بر لب بام است و هرچه بود و هرچه هست به ماههای پایانی خود نزدیک میشود. در چنین شرایطی نباید از بازنگری در ساختار و سازوکار نهادهای اجماعی اصلاحطلبان در عرصههای گوناگون غفلت کرد.»
این نامه اما درحالی خطاب به محمدرضا عارف نوشته شده که شنیدههای «اعتماد» از دفتر رییس بنیاد ایرانیان، از دلخوری نسبی عارف از فضای سیاسی حاکم بر کشور حکایت دارد.
دلخوری و نارضایتی از نحوه برگزاری انتخابات اخیر و چگونگی برخورد شورای نگهبان با کاندیداهای اصلاحطلبی که در غیبت انتخاباتی رییس شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان، این انتخابات تنهاتر از همیشه بودند.
پیگیریهای «اعتماد» از چند عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان نیز از این حکایت دارد که آنها در حال تدارک جلساتی با حضور موسویلاری و دیگر بزرگان اصلاحات برای یافتن راهکاری برای اصلاحِ اصلاحاتند و احتمالا تا پایان هفته جاری، بیش از این از اصلاحِ اصلاحات خواهید شنید.
همین دیروز حزب اتحاد ملت جلسهای مهم برگزار کرده تا ابعاد موضوع را دقیقتر بررسی کند. با این حساب، اصلاحطلبان دستکم تا انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰، بیش از یک سال فرصت دارند تا فکری به حال اصلاحات کنند و طرحی نو برای اصلاح امور اصلاحات و مملکت دراندازند. اینکه چطور از این فرصت بهره خواهند برد، از حالا معلوم نیست اما آنچه مسلم است، روزها و هفتهها و ماههای پیشرو تا افق ۱۴۰۰ به همان سرعتی خواهند گذشت که روزها و هفتهها و ماههایی که اصلاحطلبان در مجلس دهم، صاحب فراکسیونی بودند به نام «امید.»
کیهان: آقای سرلیست تهران! یا اقتصاد را درست کن، یا ول کن برو
کیهان: آقای سرلیست تهران! یا اقتصاد را درست کن، یا ول کن برو
پدر شهیدی در حرم حضرت معصومه(س) حرف عجیب اما صادقانهای به سرلیست وحدت تهران میگوید که به غیرت هر جوان انقلابی و جهادی برمیخورد. وی گفت «یا اوضاع اقتصادی را درستش کنید یا ول کنید بروید، ما خانوادههای شهدا جلوی مردم شرمندهایم»!
به گزارش خبرگزاری مهر، «شورای انتقالی جنوب» پس از برگزاری یک نشست فوق العاده در شامگاه شنبه با صدور بیانیه ای اعلام کرد که از بامداد روز یکشنبه در عدن و دیگر استانهای جنوب یمن حالت فوق العاده و وضعیت خودگردان برقرار می شود.
این در حالی است که شهر عدن در جنوب یمن شامگاه شنبه شاهد تظاهرات مردم خشمگین علیه دولت مستعفی و شورای انتقالی جنوب یمن بود.
الجزیره نیز در گزارشی از اعتراضات مردم عدن به قطعی برق در این شهر از پنج روز پیش و تظاهرات علیه دولت مستعفی یمن به ریاست منصور هادی و شورای انتقالی جنوب خبر داد.
گفتنی است نشست فوق العاده هیأت رئیسه شورای انتقالی جنوب یمن که با ریاست سرلشکر «احمد سعید بن بریک» رئیس مجمع عمومی این شورا و در حضور فرماندهان عالی این شورا برای بررسی تحولات در جنوب یمن برگزار شد، در بیانیه پایانی خود از افزایش حجم توطئهها علیه جنوب یمن با هدف تشدید درد و تألم و گرسنگی مردم این منطقه سخن گفت.
در این بیانیه همچنین دولت مستعفی یمن به عدم پرداخت حقوق نیروهای نهادهای نظامی و امنیتی و بازنشستگان و غیرنظامیان از چند ماه پیش تاکنون، تلاش برای ایجاد ناامنی و تفرقه میان مردم، حمایت از تروریسم و گروههای افراطی و خدمات رسانی بسیار ضعیف به مردم و در رأس آن تامین آب و برق و جاده سازی و و مقابله با بحران سیل در جنوب یمن متهم شده است.
شورای انتقالی در ادامه این بیانیه اعلام کرد: «در سایه ادامه سرپیچی دولت منصور هادی از عمل به مسئولیت خود در شرایطی که بر منابع مالی جنوب یمن چیره شده و بیت المال یمن را به حساب مفسدانی در خارج از یمن میریزد و همچنین به دلیل تعلل در اجرای توافق ریاض و سکوت غیرقابل فهم برادران ائتلاف عربی در قبال این رفتارهای دولت منصور هادی، شورای انتقالی جنوب در عدن و استانهای جنوبی حالت فوق العاده و وضعیت خودگردانی اعلام میکند».
در این بیانیه از مردم یمن، کشورهای عضو ائتلاف عربی و جامعه بین المللی درخواست شده است از تدابیر خودمدیریتی در جنوب یمن در راستای آنچه امنیت و ثبات ملت یمن و مبارزه با تروریسم خوانده شده، حمایت کنند.
گفتنی است که از زمان تسلط نیروهای عربستان سعودی و امارات بر شهرها و استانهای جنوبی یمن، این مناطق بشدت ناامن شده است.
چرا امام شخصا آیتالله منتظری را از قائم مقامی رهبری خلع کرد؟ /عبدالله نوری پیشنهاد داد منتظری عذرخواهی کند اما…
به گزارش خبرآنلاین، آیتالله امینی در دورههای اول، دوم و سوم مجلس خبرگان حضور داشت و شاهد مهمترین وقایعی بود که در مجلس خبرگان رقم خورد. یکی از برهههای مهم زندگی سیاسی آیتالله امینی، از نصب تا عزل آیتالله منتظری توسط خبرگان رهبری است.
وی اگرچه با آیتالله منتظری بهدلیل نجفآبادی بودن و تلمذ در محضر شیخ علی منتظری (پدر آیتالله منتظری) دوستی دیرینه داشت اما در ماجرای عزل وی از قائممقامی بر سر اصول انقلاب کوتاه نیامد و یکی از مقاطع اثرگذاری وی در تاریخ انقلاب، ماجرای عزل منتظری است.
بنا به گزارش تسنیم، آیتالله امینی در خصوص توجه امام خمینی(ره) به آیتالله منتظری گفته است: «امام از مراتب علم و دانش ایشان مطلع بودند، به همین دلیل از ایشان بهعنوان حاصل عمر خود یاد کردند. مضافاً بر اینکه آقای منتظری و فرزندش، در دوران مبارزه با رژیم شاهنشاهی زندانها و شکنجه و تبعیدهای زیادی را تحمل کرده بودند و مراتب قاطعیت و اخلاص و شجاعت آنها بر کسی پوشیده نبود»، اما در ماجرای انتخاب آیتالله منتظری معتقد بود که “انتخاب ایشان به قائممقامی، مقرون به صواب نبود.”
آیتالله امینی در ماجرای انتخاب و عزل منتظری از قائممقامی رهبری، عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری بود. روایتهای او از این ماجرا در کتاب خاطراتش توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی به چاپ رسیده و سند دست اول از اتفاقات رخداده است.
آیتالله منتظری در سال ۶۴ با انتخاب اعضای خبرگان رهبری به سمت قائممقامی و رهبری آینده نظام جمهوری اسلامی ایران منصوب شد.
البته آیتالله منتظری پیش از برگزاری جلسه خبرگان رهبری، طی نامهای از اعضای مجلس درخواست کرد تا از انتخاب او به قائممقامی صرفنظر کنند. آیتالله امینی در خاطرات خود عنوان کرده است: «سپس خبرگان باتوجه به نامه آقای منتظری و گزارش کوتاه گروه تحقیق و مذاکرات اجلاس گذشته وارد دستور جلسه شدند… چکیده این بود: ۱ ــ نامه آقای منتظری از باب تواضع و شکستهنفسی بوده و اصل مطلب را نفی و رد نکردهاند.»
اما امام سالها بعد در نامه معروف به عزل منتظری اعلام کرد که از ابتدا با انتخاب او موافق نبوده است. آیتالله امینی در این رابطه گفته است: «شاید خبرگان با این همه دقت و کنجکاوی از یک امر غفلت کرده باشند، و آن مشورت و استجازه از امام خمینی(ره) بود. باید در این مسئله بسیار حیاتی و مهم که از بزرگترین مسائل نظام اسلامی و مربوط به شخص حضرت امام(ره) بود، قبل از انجام عمل مشورت میشد، چنانکه خود امام بعداً در نامهاش به آقای منتظری نوشت: والله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم…».
او همچنین عنوان کرده است: «…جا داشت خبرگان مسئله را با امام در میان میگذاشتند و اگر چنین شده بود، با عواقب و آثار این انتخاب، آن هم در زمانهای آغازین انقلاب مواجه نمیشدیم.»
آیتالله امینی (سمت چپ) کنار آیتالله شیخ حسینعلی منتظری
آیتالله امینی در گفتگویی که سال ۹۶ با ماهنامه پاسدار اسلام داشته است، دلیل تردید و مخالفت امام با این موضوع را عدم مدیریت کافی و بینش صحیح سیاسی ــ اجتماعی آیتالله منتظری برشمرد و گفت: «شاید امام قلباً مایل بود و انتظار داشت آقای منتظری بعد از خودش در مقام رهبری قرار گیرد و اهداف او را تعقیب نماید، اما در یک جهت تردید داشت و آن، مدیریت کافی، بینش صحیح سیاسی ــ اجتماعی او در حد قدرت اداره امور رهبری که امری بسیار مهم و حساس بود، این مسئله برای امام روشن نبود و باید در طول ایام به اثبات میرسید، شاید به همین جهت بود که با انتخاب او به قائممقامی چندان موافق نبود و آن را زودهنگام میدانست. ولی صلاح نمیدانست که در کار خبرگان دخالت نماید.»
آیتالله امینی در خاطرات خود به اشتباهات آیتالله منتظری و نحوه مواجهه رهبر انقلاب با این اشتباهات اشاره کرده است. او در این زمینه بیان کرده است: «ایشان در ابتدا میپنداشت که موضعگیریهای آقای منتظری از القائات و تلقینات برخی از اعضای دفتر و معاشران ایشان سرچشمه میگیرد، و با تعویض آنها کارها اصلاح خواهد شد، بدینجهت به اصلاح و پاکسازی اعضای بیت همت گماشت، گاهی بهطور کلی به اصلاح اعضای دفتر و پاسداران محافظ توصیه میکرد و گاهی در این رابطه به تعویض بعضی افراد خاص توصیه میفرمود.»
آیتالله امینی در این رابطه به ذکر خاطرهای هم پرداخته است: «روزی خدمت امام بودم، سخن از آقای منتظری به میان آمد، من عرض کردم: “شما آقای منتظری را خوب میشناسید و از سوابق مبارزاتی او اطلاع دارید. در دوران مبارزات و بعد از پیروزی انقلاب دشمنانی داشته و دارد که تخریب و تضعیف چهره او را بهنفع خود میدانند و در این رابطه شایعهپراکنی و فتنهانگیزی میکنند و این بهنفع نظام نخواهد بود”. امام در جواب فرمودند: “میدانم، اگر آقای منتظری اعضای دفترش را اصلاح کند، و رفتار و گفتارش را تغییر دهد، من همه اینها را جبران خواهم کرد.”، آنگاه به من فرمود: “به ایشان بگو در انتخاب اطرافیان و اعضای دفتر خود تجدیدنظر کند، افراد آبرومند و خوشسابقه را بهکار گیرد؛ بهطوری که پای علما و فضلا و اساتید محترم بدانجا باز شود. من از برخی پاسداران ایشان بدگمانم، انتخاب آنها را برعهده حفاظت بگذارد”. ولی وقتی من پیام امام(ره) را به آقای منتظری ابلاغ کردم، در جواب گفت: “من به اینها اعتماد دارم، مگر چه عیبی دارند؟”»
با بازداشت و محاکمه سیدمهدی هاشمی، آیتالله منتظری مواضع تندتری را اتخاذ کرد. آیتالله امینی گفته است: «در اینجا بود که عدم صلاحیت او برای تصدی مقام رهبری برای امام(ره) بهطور قطع به اثبات رسید و در عزل او احساس وظیفه کرد.»
بدین ترتیب در فروردین ماه سال ۶۸، امام خمینی اقدام به عزل منتظری از قائممقامی کرد. امام در روزهای تعطیل نوروز ۶۸ به دبیرخانه خبرگان دستور داد تا با برگزاری جلسه، موضوع منتظری حل و تمام شود. هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز چهارم فروردین سال ۶۸ نگاشته است: «آقای امینی از قم تلفنی خواست هیئت رییسه خبرگان فوراً جلسه داشته باشد، معلوم شد امام درباره رهبری آینده به آنها هم پیغام دادهاند، گفتم “جلسه پسفردا باشد، منتظر آمدن آیتالله خامنهای هستیم.”»
آیات خامنهای، هاشمی رفسنجانی، مشکینی و امینی برای مذاکره با امام به جماران رفتند که آیتالله امینی در کتاب خاطرات خود بهتفصیل درباره آن جلسه و اتفاقات قبل از آن سخن گفته است.
او در خاطرات خود آورده است که «امام که آثار اندوه بر چهره ربانیاش آشکار بود فرمود: “من در اطراف و جوانب این کار خوب فکر کردهام و تصمیم گرفتهام، دیگر حرف ندارد. من از اول با انتخاب ایشان مخالف بودم؛ ولی نخواستم در کار خبرگان دخالت کنم. من گفته بودم نامه را در اخبار بخوانند ولی در این باره کوتاهی شد… تشکیل مجلس خبرگان هم ضرورتی ندارد، من خودم او را خلع میکنم. چون اگر خبرگان او را عزل کنند معنایش این است که انتخاب سابق آنها کار درستی بوده در صورتی که من از اول مخالف این کار بودم.”»
آیتالله امینی در این بخش از خاطرات خود با اشاره به نامه ۶ فروردین امام خمینی به آیتالله منتظری، صحت این نامه را که در سالهای گذشته از سوی برخی افراد مورد تردید قرار گرفته بود تأیید کرده است.
او گفته است: «در روز ۶ فروردین سال ۶۸ خبردار شدیم که امام شخصاً وارد عمل شده و نامه عزل آقای منتظری را برای آقای هاشمی فرستادهاند تا ایشان بهاتفاق آقای خامنهای آن را برای آقای منتظری ببرند، یک نسخه را هم به صدا و سیما فرستادند که خوانده شود؛ اما آقای هاشمی به حاج احمد آقا گفته بود که “بهتر است جلوی خوانده شدن نامه را از صدا و سیما بگیرید تا ما بیاییم و حرفهایمان را به امام بزنیم، خواندن نامه دیر نمیشود!”… به دیدن آقای منتظری رفتم و جریان نامه امام و ملاقات با ایشان را گفتم و اشاره کردم که احتمالاً امروز نامه امام به دست ایشان خواهد رسید. بعدازظهر آن روز باز به دیدن ایشان رفتم و ایشان گفت که نامه امام حدود ظهر به دستش رسیده است. نامه را گرفتم و دو سه بار با دقت خواندم. در همین موقع شیخ عبدالله نوری هم آمد و نامه را گرفت و چند بار خواند و گفت: “تصور میکنم اگر این نامه پخش شود، مردم عکسالعملهای تندی نشان بدهند. بهنظرم بهتر است شما همین الآن یک نامه عذرخواهی برای امام بنویسید و از حوادث گذشته اظهار پشیمانی کنید و بدهید رادیو هم متن نامه شما را اعلام کند. به این ترتیب اوضاع آرام میشود”. آقای منتظری گفت: “من کار خلافی نکردهام که عذر بخواهم”! من هم با پیشنهاد آقای نوری موافق بودم، ولی آقای منتظری زیر بار نرفت.»
طغیان آب و رانش زمین در ویتنام پنج کشته و ۲۵ زخمی برجای گذاشت
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اسپوتنیک، رسانه های محلی روز شنبه به نقل از مقامات ویتنام گزارش دادند که بارش بارانهای سیل آسا که به طغیان آب و رانش شدید زمین انجامید، ظرف سه روز گذشته پنج کشته و ۲۵ زخمی برجای گذاشت.
روزنامه «وی ان اکسپرس» ویتنام به نقل از کمیته فرماندهی مرکزی برای کنترل و پیشگیری از بلایای طبیعی گزارش داد که این بلای طبیعی در چهار استان این کشور پنج کشته برجای گذاشت.
میزان کل خسارات وارده در حدود ۵.۵ میلیون دلار برآورد می شود. بیش از ۱۰،۰۰۰ منزل مسکونی و حدود ۷،۰۰۰ جریب زمین زراعتی برنج و سایر محصولات تخریب شده اند.
طبق پیش بینی هواشناسی ویتنام، این بارانها در شمال ویتنام تا روز یکشنبه ادامه خواهد یافت