

۴۱۴۱
خبر سیاسی و تحلیل خبرهای جدید در روابط بین المللی



لکن با کمال تاسف جمع بسیاری از مخاطبان به دلیل سوابق ذهنی قبلی از جناب حداد عادل، فرصت را مغتنم شمردند و به بدگویی مشعول شدند و جماعت دیگر نیز به ستایش از خدمات فرهنگی او پرداختند. در این میان همه مخالفان و موافقان از اصل مطلب غافل ماندند و در حاشیه با یکدیگر به دوئلی به نام «حداد عادل ومدرسه غیرانتفاعی فرهنگ» پرداختند. در حالی که دردآورترین موضوع این بود که مجری پس از ابراز نگرانی خانم ماهروزاده مبنی براین که مدرسه مناسب ازحیث تربیتی در تهران پیدا نکردیم، باصراحت تمام در رسانه ملی گفت:
« این با فلسفه اصلی تاسیس حکومت اسلامی در تعارض است و خیلی متوجه نمی شوم پس از چهل سال …»
جا دارد من هم به عنوان شهروندی از این دیار که نمی دانم حقی برای اظهارنظر دارم یا خیر! بگویم « من هم متوجه نشدم، بعدازچهل سال چه می خواستیم و به چه چیزی، رسیده ایم؟!»
لذا مناسب است به جای نزاع های حاشیه ای و بعضاً زرگری، صادقانه بررسی شود که آیا فرهنگ حاکم بر جامعه از حیث دینداری و مردم داری و معیشت و اخلاق حاکمیتی و سیاسی و اقتصادی و… موفق و منطبق با آرمان های روزهای اول انقلاب بوده است و آیا شرایط عمومی کشور با شعارهای روزهای اولیه بعد ازانقلاب منطبق است یا خیر؟
قصد سیاه نمایی ندارم ولی باید پرسید که آیا واقعا آنچه که می خواستیم باشیم، همین است که الان هستیم؟!
اگرچنین است که بنده باید بر جوانی خودم افسوس بخورم که به راحتی هدر رفت! گرچه افزایش بنیه دفاعی و تهاجمی تنها بیت الغزل حاکمیت است که به آن افتخار می کند، در حالی که قرارمان این بودکه « ایران خانه همه باشد»؛ آیا چنین است؟ آیا واقعاً بدون هرگونه تعصب، فرهنگ عمومی حاکم به ویژه صاحبان قدرت و طبقه حاکمان مورد قبول مان است؟
در دوره ای از تاریخ این سرزمین از حوزه های علمیه، صدای صلح و دوستی و عدالت به گوش می رسید. آیا امروز نیز این چنین است؟ در تجمع سیزده آبان در حوزه علمیه، به صراحت رئیس جمهور قانونی کشور به مرگ تهدید می شود و با این روش ها فرضا می خواهند مردم و جامعه را به بهشت هدایت کنند و متاسفانه صدای اعتراض بزرگان حوزه هم در تقبیح این نوع حرکات مذبوحانه شنیده نمی شود. این درحالی ست که با بی تفاوتی صفحات زرین اسلاف خویش را به سیاهی مبدل می کنند و آهنگ ارتباط مردم و روحانیت را به سردی و ناکامی هدایت می کنند!
لذا باید خطاب به خانم ماهروزاده و مجری محترم برنامه تلویزیون بگویم:
من هم نفهمیدم چرا این چنین شد ولی می دانم چرا درست نمی شود وهر روز شکاف بیش از پیش می شود!
قصد داشتم به نمونه هایی از آسیب ها اشاره کنم ولی از حوصله نوشتار خارج است و فقط تاکید می کنم نگرانی از داشتن محیط امن از جهات مختلف برای فرزندان، نه تنها بعد از تاسیس مدارس پسرانه و دخترانه فرهنگ برطرف نشده است بلکه بر نگرانی های فراگیر اجتماعی همه ما افزوده شده است و اگر بیست سال پیش دغدغه های معدودی داشتیم، امروز دغدغه ها به فراوانی غیرقابل شمارش است و گسترش پیدا کرده است. چنانکه امید به زندگی سالم را کاهش داده و گسست بین آحاد جامعه از حیث رفتار و اعتقاد و باورهای دینی و … به وضوح دیده می شود که کمتر امیدی هم به درمانش می توان یافت. یا حق.
* حقوقدان و پژوهشگر


سردار سرتیپ پاسدار ابوالفضل شکارچی سهشنبه شب دریادواره شهید عسگری جمکرانی در قم گفت: بصیرت دینی مسالهای است که درمقابل تهدید نرم دشمن پاسخگو میباشد و باید بیش از پیش به آن توجه کرد.
وی با اشاره به انهدام پهپاد آمریکایی گفت: پهپادهای شکارشده آمریکا برفراز آبهای داخلی ایران از پیشرفتهترین و گران قیمتترین جنگندههای دنیا به شمار میرفت.
وی بیان کرد: تمام تجهیزات فوق سری جاسوسی در پهپادهای آمریکای منهدم شده به کار رفته بود، این پهپادها میتوانند از فراز دریای عمان، شهر تهران را رصد کنند.
شکارچی اظهار داشت: پیشرفتهای نظامی امروز کشور محصول هشت سال جنگ تحمیلی است، امروز موشکهای ایران با برد ۲ هزار کیلومتری خطایی در حدود یک متر دارند که نشان از عظمت پیشرفتهای جمهوری اسلامی است.
وی خاطرنشان کرد: درآغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، جمهوری اسلامی از ساخت سادهترین ابرازهای نظامی مانند نارنجک عاجز بود اما امروز به پیچیدهترین ابزارهای نظامی دست یافته است.

شکارچی گفت: رعب و وحشت آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی بیجهت نیست، آنها به عمق پیشرفتهای نظامی ایران پیبرده اند.
وی بیان داشت: روزی شعار اصلی اسرائیل «از نیل تا فرات بود» اما امروز شعار آنها صرفا گنبد آهنین و دفاع از مرزهای کنونی این رژیم جعلی است، رژیم صهیونیستی قطعا روزی از هم خواهد پاشید و چه بسا آن روز دور نباشد.
وی اظهار داشت: انقلاب اسلامی فقط یک خط به نام ولایت فقیه دارد و تمام مواضعی که در برابر ولایت فقیه قرار بگیرد باطل و در مسیر آمریکاست.
شکارچی با اشاره به هراس استکبار جهانی از ایران اسلامی گفت: تمام مشاوران ترامپ پیش بینی کردند شروع جنگ با فروپاشی دولت ترامپ همراه خواهد شد، حوادث امروز خلیج فارس بیدلیل نبوده و با جهتگیریهای خاص صورت می گیرد.
وی افزود: حوادث اخیر کشور عراق نیز با دخالت های مستقیم آمریکا در وقوع است، استکبار جهانی میخواهد این مساله را به مردم القا کند که فقر و مشکلات زیرساختی آنها به دلیل همکاری دولت عراق با ایران است.
وی گفت: آمریکا اجازه نمیدهد ۷۰ درصد بودجه این کشور صرف زیرساختهای این کشور شود، عامل اصلی فقر و کاهش خدمات عمومی عراق، دخالتهای آمریکا در این کشور است.
سخنگوی ارشد نیروهای مسلح کشور درادامه با اشاره به جوانانی که در مسیر اهداف والای اسلام و انقلاب جان خود را فدا کردند ، اظهار داشت:مصداق بارز رستگاری واقعی عالم خلقت ، شهدای مسیر دفاع از آرمانهای اسلام هستند.
وی ادامه داد: رمز اصلی شهادت، هجرت از علاقههای مادی و دلبستگیهای رایج دنیوی است، فردی که از این امور نتواند هجرت کند نمیتواند به مقام شهادت نائل شود.
۲۷۲۷


زهره ترسایی: طرح سرا (سامانه رای گیری اصلاح طلبان) اگرچه این روزها با هدف تهیه لیست انتخاباتی اصلاحطلبان برای انتخابات مجلس با بهره گیری از بدنه اجتماعی مطرح شده اما از همان ابتدا با مخالفت های جدی روبرو شد به طوریکه غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران آن را روش انتخاب قلابی و دموکراسی وارونه توصیف کرد.
با این حال موافقان این طرح که گفته می شود بیشتر یاران و همفکران حزب اتحاد ملت هستند بر این باورند که طرح سرا گام جدید شورای عالی سیاستگذاری به سمت انتخاب دموکراتیک تر، شفافتر و کاراتر بوده ضمن اینکه این شیوه ارتباط میان یک جریان سیاسی با بدنه اعضا و حامیانش را تقویت کرده و مشارکت اعضای یک جریان سیاسی را به نحوی معنادار در فرآیند انتخاب نامزدها جلب میکند.
مخالفان اما نظر دیگری دارند، اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی این طرح را بسیار خام و غیرکارشناسی می داند و می گوید: این طرح تنها تامین کننده منافع افرادی است که می خواهند افراد مورد نظر خودشان را در لیست نهایی قرار دهند.
متن کامل گفت و گوی خبرآنلاین با اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی در ادامه می آید:
******
آقای گرامی مقدم! اخیرا طرح سرا (سامانه رایگیری اصلاحطلبان) با ایده واگذاری تهیه لیست انتخاباتی اصلاحطلبان به بدنه اجتماعی مطرح شده که مخالفانی دارد. اظهارنظرهایی مبنی بر اینکه این طرح پشت پرده هایی دارد و با هدف تامین منافع گروهی خاص تهیه شده وجود دارد، نگاه شما به ایده مطرح شده چیست؟
بنده از ابتدای طرح این موضوع با آن مخالف بوده و در جلساتی هم مخالفت خود را ابراز کردم. دلایل مخالفتم ابعاد مختلفی داشت. ببینید اینکه خاستگاه و نقطه عزیمت این طرح از کجا بوده چندان مهم نیست بلکه آنچه اهمیت دارد این است که خروجی این طرح چه خواهد شد و چه دستاوردی برای اصلاح طلبان خواهد داشت.
به عنوان کسی که سال ها در عرصه انتخابات کار کردم از هم اکنون برای من روشن است که این طرح، نخواهد توانست نظر مردم را جذب کرده و مشکل اصلی فعلی اصلاح طلبان را رفع و رجوع کند به ویژه در آن قسمتی که طراحان معتقدند به جای اینکه لابی در سطح بالای احزاب سیاسی برای تهیه لیست ها اتفاق بیفتد در بدنه اتفاق بیفتد.
«سرا» طرحی دموکراتیک نیست چون…
تجربه نشان داده وقتی خروجی لابی در سطح سران اصلاح طلب و احزاب سیاسی و دبیران کل تا این اندازه همراه با نارضایتی بوده به طور قطع وقتی لابی ها قرار است در لایه های پایین تر که کمتر کار حرفه ای کرده اتفاق بیفتد نواقص مان بیشتر خواهد شد.
موافقان این طرح بر این نظرند که طرح سرا طرحی به سمت انتخاب دموکراتیک تر، شفافتر و کاراتر است و…
بله به اعتقاد برخی دوستان طرح سرا طرحی دموکراتیک است اما من معتقدم این طور نیست زیرا خود احزاب سیاسی به روش دموکراتیک دبیران کل شان را انتخاب کرده اند به این معنی که احزاب در سراسر کشور کنگره برگزار کرده و دبیران خود را انتخاب می کنند که به نمایندگی از آنها در جلسات حضور پیدا کرده و لابی می کنند بنابراین احزاب قبلا روش دموکراتیک را طی کردند.
با طرح سرا، حزب کارگزاران از همان ابتدا بازنده انتخابات است/سرا تنها به نفع احزاب اقماری است
اما ایراد دیگر طرح سرا این است که در شورای عالی سیاست گذاری افراد حقیقی و افراد حقوقی با هم هم وزن هستند، شما اسامی را لیست کنید و ببینید احزاب و اشخاص حقیقی تاچه میزان متفاوت هستند؛ همه می دانند که یکی از احزاب به ۱۵ حزب منشعب شده و اینها احزاب اقماری هستند که پشت صحنه تصمیم میگیرند و در شورای عالی طرح می کنند.
وقتی در طرح سرا بناست در لایه اول هر حزبی ۲۰ نفر را معرفی کند روشن است که حزبی مانند حزب آقای اصغرزاده ۳۰۰ نفر را در شورای عالی سیاستگذاری معرفی می کند این در حالی است که حزبی مانند کارگزاران که دو نماینده دارد تنها می تواند ۴۰ نفر را معرفی کند که اختلاف زیادی است، نتیجه چنین رویکردی این است که حزب کارگزاران از همان ابتدا بازنده انتخابات است. در واقع این روش به نفع احزابی است که احزاب اقماری و متعدد دارند که به تبع آن رای بیشتری هم خواهند داشت که از ایرادات جدی طرح سرا است.

طرح سرا باعث تنش و نزاع در شهرستان ها خواهد شد
نکته مهم دیگر این است که این طرح در شهرستان ها به شدت تنش زا بوده و منجر به تشدید نزاعها می شود به عبارتی به دلیل محلی بودن انتخابات در شهرستان ها، برگزاری انتخابات زودهنگام و مقدماتی باعث افزایش و تشدید نزاع ها می شود. تاکید می کنم همین که ما بتوانیم نزاع ها در شهرستان ها را با کدخدامنشی و شورای عالی رفع و رجوع کنیم گامی موثر برداشته ایم ونباید با طرح ایده هایی مانند سرا موجب تشدید اختلاف ها شویم.
ایراد بعدی طرح این است که ما حتی یک تجربه جهانی هم از این طرح سراغ نداریم البته تجربه جهانی از انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری داریم اما هیچ نهاد حزبی و نظام انتخاباتی نداریم که برای مجلس از قبل رای گیری کنند. طرح سرا موضوع جدید و بدیعی است که در حقیقت به تقلید از انتخابات ریاست جمهوری در تلاش است آن را به انتخابات مجلس تعمیم دهد.
با همه این تفاسیر و با وجود مخالفت احزاب موثر و بزرگی مانند انجمن معلمان، کارگزاران، حزب پیشتاز و اعتماد ملی با طرح سرا به دلایل گفته شده اما رای آورد، علت رای آوری هم متعدد بودن احزاب اقماری حزب موافق این طرح بود. حال باید منتظر ماند و دید احزاب چه تصمیمی خواهد گرفت یعنی آیا می خواهند با همین فرمان جلو بروند یعنی می خواهند احزاب بزرگ چشم شان را روی اتفاقاتی که می افتد ببندند یا اینکه شورای عال سیاستگذاری به دنبال این است که اصلاحاتی را به وجود بیاورد. اگر اصلاحات بنیادین در این طرح انجام گیرد از جمله اینکه شورای عالی سیاستگذاری دو برابر نامزدها را انتخاب کند و بعد بقیه را در معرض این آرا بگذارد، شاید بتوان امید به تامین منافع اصلاح طلبان در سایه اجرای طرح سرا داشت.
در نهایت باید عرض کنم اگر بخواهم با دیده اغماض به این طرح نگریسته و حد اعتدال را در مورد آن رعایت کنم باید بگویم طرح سرا بهتر است ابتدا به عنوان الگو و به صورت پابلوت در یکی از استان ها به جز تهران مثلا در اصفهان یا کرمان اجرا شود تا بازخورد و خروجی آن ارزیابی شود و در نهایت بعد از تایید، در دوره های بعدی به سراسر استان ها تعمیم داده شود.
با طرح سرا، بازهم افرادی ناشناخته راهی مجلس می شوند
آقای گرامی مقدم یکی از انتقادات اصلاح طلبان به لیست امید این بود که گزینه های لیست امید اولویت های چهارم و پنجم آنها بوده و از افراد شناخته شده و شناسنامه دار و در واقع اولویت های اول آنها نیستند. به نظر شما طرح سرا مجدد انتخاب ها را به سمت افرادی که چندان شناخته شده نیستند سوق نخواهد داد؟
دقیقا همین اتفاق می افتد. ببینید دوستان در انتخابات سال ۹۴ در راهبردی به این تصمیم رسیدند که افراد غیراصلاح طلب را در لیست امید بگذارند که البته در آن مقطع تصمیم درستی بود ولی در انتخابات پیش رو ما چنین نگرانی نداریم یعنی تجربه نشان داده که اگر با هویت اصلاح طلبی وارد عرصه انتخابات شویم نه تنها ارزشمندتر خواهد بود بلکه اعتماد مردم را همچنان پشت خود خواهیم داشت. ای کاش به جای ۱۰۰ نماینده متعلق به لیست امید، ۳۰ نماینده با اندیشه های اصلاح طلبی و وفادار به آرمان های اصلاح طلبی داشتیم که در آن صورت خیلی کارها قابل انجام بود.
به هر حال، عرض بنده این است که ما در انتخاب لیست امید یا لیست شوراها مسیر تکاملی پشت سر گذاشته و امروز با آن تجربه که به طور حتم نقایصی هم داشت به این جا رسیدیم، حال همه این تجربیات را کنار می گذاریم و به سراغ کل بدنه اصلاح طلبی می رویم که سازمان دهی آن در شورای سیاست گذاری با ۲۰ حزب اقماری است، در چنین شرایطی مشخص است که بقیه احزاب از همان ابتدا بازنده هستند.
شائبه فامیل بازی در طرح سرا
آقای گرامی مقدم! گفته می شود شائبه فامیل بازی هم در این طرح وجود دارد، به طور مثال آقای کرباسچی در مصاحبه ای اعلام کرده بودند که ممکن است یک نفر بتواند ۵۰ نفر را معرفی کند و یک نفر نتواند هیچکس را معرفی کند و برای معرفی به سراغ اقوام و فامیل برود. این نگرانی ها درباره این طرح وجود دارد؟
بله، ببینید این اجتنابناپذیر است همین که انتخاب را در اختیار من نوئی قرار می دهند، من همحزبیهای خود را وارد می کنم تازه این درباره شخصی مانند بنده است که فعال حزبی هستم، ولی فرد حقیقی که حزبی نیست و سابقه و توانمندی ندارد طبیعی است که برای معرفی ۲۰ نفر موردنظر خود به فامیل و دوست و آشنا برای قرار گرفتن در لیست مراجعه می کند به همین دلیل است که عرض می کنم این شیوه هیچ تناسبی با کار حزبی ندارد و در حقیقت زمینه ساز بروز مشکلاتی از جمله فامیل بازی خواهد شد.
به جای طرح سرا باید در تعامل با حاکمیت، فکری به حال نظارت استصوابی کنیم
بنده معتقدم امروز اصلاح طلبان وشورای عالی سیاستگذاری از مهم ترین مسائل روز کشور یعنی نظارت استصوابی غافل شده اند، امروز به جای طرح ایده هایی مانند طرح سرا شورای عالی سیاستگذاری باید به دنبال طرحی باشد که در تعامل با حاکمیت فکری به حال نظارت استصوابی کند.
طرح سرا به دنبال سازماندهی لیستی با افراد خاص است
تاکید می کنم طرح هایی همچون طرح سرا نخواهد توانست اصلاح طلبان را از وضعیتی که دارند رهایی ببخشد، اینکه فکر کنیم با چنین طرحهایی مردم و بدنه اجتماعی دوباره برای انتخاب یک لیست قرار است به اصلاح طلبان اعتماد کنند و در صحنه حاضر شوند باید بگویم این طور نیست. به صراحت عرض می کنم کل انگیزه موجود پشت این طرح این است که بتوانند لیست را به نوعی سازماندهی کنند تا افراد خاص خودشان خروجی آن باشند.
جلایی پور و پدر و پسر نقشی در طرح سرا داشتند؟
یعنی این طرح پشت پرده ای دارد و…
نه اینکه من معتقد باشم بلکه همه معتقدند هر طرحی دارای پشت پرده و پشت صحنه ای است، طرح که از آسمان نمی آید، کسانی که این طرح را پیشنهاد دادند گرایش حزبی شان روشن است. آقای جلایی پور پدر و پسر گرایش حزبی شان روشن است. ببینید اگر پسر من امروز طرحی بیاورد چه کسی است که باور کند این طرح بدون مشورت من آمده است؟ بنابراین هر طرحی پشت صحنه ای دارد و پشت صحنه این طرح احزاب اقماری هستند که آن را مطرح کردند و همه چیز روشن است.
با سرا چطور از حقوق کاندیداهای ردصلاحیت شده دفاع کنیم؟
در این طرح برای احتمال رد صلاحیت شورای نگهبان راهکاری درنظر گرفته نشده است؟
یکی از ایرادات همین است. موافقان می گویند ما می گذاریم بعد از اینکه شورای نگهبان نظر خود را داد سیستم سرا کار خواهد کرد، خب سوال این است که شورای نگهبان تا آخرین روز تایید و رد می کند، شما چطور می خواهید از حقوق نامزدها که حقوق ملت است دفاع کنید.
در مرحله اول ممکن است شورای نگهبان ۱۵ تا ۲۰ درصد اصلاحطلبان را تایید کند، چرا باید مردم را معطل بگذاریم و بگوییم لیست بسته شده در حالیکه ۱۰ الی ۱۵ روز دیگر یکسری نامزدهای توانمند تایید می شوند، اینکه برای آنها چه فکری کردند در این سامانه به آن پرداخته نشده است.
به طور کلی نسبت به این طرح ناامید هستم ولی امیدواریم که دوستان در اصلاح جزئیات حداقل به نظراتی که مخالفان داشتند توجه کنند، اگر این اتفاق ها نیفتد قاعدتا شورای سیاستگذاری در مسیری قرار می گیرد که در درون آن بی اعتمادی حاکم می شود که به نفع جریان اصلاحات نیست. ما به عنوان حزب اعتماد ملی همچنان بر انسجام اصلاح طلبان تاکید می کنیم ولی اتفاقاتی از این دست خود به خود باعث نارصایتی خواهد شد.
با طرح سرا هم ائتلاف منتفی است هم نحوه نظارت شورایعالی مشخص نیست
با این طرح پس موضوع ائتلاف اصلاح طلبان برای انتخابات آینده منتفی است؟
بله، نکته دیگر اینکه این طرح با اساسنامه شورای عالی سیاست گذاری هم در تضاد است. در اساسنامه شورای سیاست گذاری آمده است تهیه لیست ها در تهران برعهده شورای عالی سیاست گذاری و در استان ها با کمیته انتخابات است ولی عملا طرح سرا این وظیفه ذاتی را از شورای عالی گرفته و به یک نرم افزار واگذار کرده که معلوم نیست شورای عالی سیاست گذاری تا چه اندازه بتواند بر آن نظارت داشته باشد.



در کشورما به حدی التهاب سیاسی بر چگونگی گفتمان افراد خواه مدیر و خواه فرد عادی، اثر گذارده است که بیانات ما نشانهای از هیجان، اقدامات ما نشانهای از اهداف مخرب و به نوعی حذف رقیب از گردونه قدرت به هر وسیله و سازوکار ممکن است.
مسلما مردم یک جامعه در الگوپذیری برای سلوک اجتماعی و زندگی جمعی از مدیران جامعه و جناحهای حاکم اثر میپذیرند. در کشور ما در این دو سه دهه اخیر در هر زمان کوشش کردهایم که به نوعی به جای تکمیل برنامههای انجام شده و ارائه راهحل برای مشکلات و چالشهای باقی مانده در جزیره مدیریتی با هر بهانهای رقیب را به سخره گرفته یا با نقد غیرمنصفانه و اقدامات و انتصاب برخی از اتهامات اهداف تخریبی را پی بگیریم. قطعا بدانید که گفتمانهای مطروحه در همایشها، مجامع و شعارهایی که داده میشود نمیتواند بیتاثیر از این نوع رقابت مضر سیاسی باشد. رقابتهای مدیریتی و جناحی در چارچوب اصول جامعه شناسی قابل تعمیم، انتشار و الگوگذاری برای افراد عادی جامعه خواهد بود.
متاسفانه با وصف زیانهای فراوانی که مردم و مدیران جامعه و مهمتر از همه اخلاق اجتماعی از این شیوه و روش تامل کردهاند گویا بدون تجربه اندوزی از مضار و معایب چنین شیوههایی بدون آنکه درس گرفته باشیم از اثرات مخرب این روشها و اخلاق عمومی از هر فرصتی کماکان استفاده میکنیم تا رقیب را آنگونه که ممکن است در هر فرصتی با استفاده از ادبیاتی غیر متعارف مورد حمله و تخریب قرار دهیم. تصور میکنم که اگر مدیران کشور در سیاست فرهنگیای که بهکار میبرند اندکی دقت کنند با وجود هزینههای ناشی از افول اخلاق عمومی و استفاده از مزایای دموکراسی و آزادی بیان زین پس کوشش خواهند کرد که با رعایت نزاکت اجتماعی و سیاسی در چارچوب قوانین از طرفداران خود و آنهایی که از جبهه آنها حمایت میکنند درخواست کنند که شعارها، مطالب، مکنونات قلبی و دیدگاههای اجتماعی و سیاسی خود را با ادبیاتی متعارف و در چارچوب عرفی بیان کنند و اگر نقدی دارند همراه با دلیل، مستند و با راهحل ارائه دهند.
در تطبیق با قوانین قطعا استفاده از ادبیات یا اعمال و رفتاری که نشانه بیاحترامی به شخص به گونهای که توهین تلقی گردد و یا بتوان آن را به عنوان نشر اکاذیب یا افترا شناخت و یا آنکه تهدید تلقی گردد قابل تعقیب و مجازات است. اما واقعیت این است که در چارچوب جامعهشناسی حقوقی و اصول مرتبط با آن برخورد با این شیوهها با مجازات و اقدامات قهرآمیز چندان موثر نخواهد بود مگر آنکه با شیوههای پیشگیرانه فرهنگی و همچنین با فرهنگسازی و آموزش این مسائل را حل و فصل کنیم. اصولا همزیستی مسالمتآمیز در جامعه مسیر نخواهد بود مگر آنکه ما به یکدیگر احترام بگذاریم. آزادی در تمام دنیا محدود به این است که موجب اعتراض اعم از مادی و معنوی نشود. من آزاد هستم سخن بگویم، اما این آزادی نمیتواند موجب شود که با سوءاستفاده از آن به دیگران از لحاظ مالی و جسمی ضرری وارد شود.
ماجرای اخیری که در حواشی راهپیمایی ۱۳ آبان اتفاق افتاد و طی آن برخی با شعارهایی به تخریب و تهدید رئیسجمهور پرداختند در گذشته نیز سابقه داشته و واقعا نمیدانیم که چرا مسئولان کشور نمیخواهند با استفاده از آسیب شناسی علمی علت این شیوه واکنشی در میادین ورزشی، اجتماعی و تظاهرات را شناسایی کنند. به چه میزان باید هزینه این نوع فرهنگ غیرقابل مهار را بپردازیم؟ افرادی که محرک این نوع ادبیات هستند به خوبی میدانند که از لحاظ بدآموزی و الگوگذاری ممکن است این شیوه مورد استفاده رقیب نیز قرار گیرد و طرفداران آنها در اولین فرصت ممکن مبادرت به تقابل و پاسخگویی نمایند. اگر واقعا ما مسلمان و دلسوز این کشور و مردمیم باید در تمام سکنات و رفتارها بهگونهای عمل کنیم که طرفداران ما از ما الگوهای مثبت دریافت کنند و تحریک افراد به توهین، تخریب، دادن شعارهای غیر متجانس با فرهنگ و ارزشهای اخلاقی و دینی مانند نشستن بر شاخ و بریدن بن است.
قطعا این افول موجب شکست محورهای اخلاقی و سقوط همه خواهد شد. آیا به اندازه کافی جامعه ایران دچار بد اخلاقی نشده و آیا این سقوط اخلاقی را با چشم بصیرت نمیبینیم و حس نمیکنیم؟ آمار بالای فساد اداری، جرم، جنایت، درگیریهای فیزیکی، ارتشا، اختلاس، احتکار و گرانفروشی کفایت نمیکند؟ قطعا جناحها بدانند هرچه سطح اخلاقی اجتماع افول کند و تضعیف شود آنها نیز در مدیریت خود دچار چالش خواهند شد و قطعا هزینه بیشتری برای حصول به اهداف خواهند پرداخت.
* حقوقدان
* منتشر شده در روزنامه آرمان ملی ۱۴ آبان۹۸



حجتالاسلام حیدر مصلحی عصر امروز در همایش روشنگری در دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان به تحلیل روابط ایران و آمریکا و همچنین فتنه دشمن در کشور پرداخت و اظهار داشت: در طول این ۴۰ سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد، تاریخ انقلاب آنگونه که باید تجزیه و تحلیل نشده است و نسل امروز ما بهدرستی و کامل با این تاریخ پرفرازونشیب آشنایی ندارد، از همین رو مشاهده میکنیم در بخشی از بیانیه گام دوم، رهبر معظم تاریخ ۴۰ ساله انقلاب را مورد تحلیل و بررسی قرار میدهند.
وزیر سابق اطلاعات با اشاره به کمک ۴۰ میلیاردی عربستان در جنگ ایران و عراق به رژیم بعث صدام ادامه داد: استکبار جهانی از همان ابتدای پیروزی انقلاب تا به امروز همه توطئههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی نظامی خود را به کار گرفته است تا نظام مقدس جمهوری اسلامی را نابود کند، برای نمونه میتوان به جنگ ۸ ساله دفاع مقدس و اذعان ولیعهد اسبق عربستان مبنی بر کمک ۴۰ میلیاردی این کشور به رژیم بعث اشاره کرد، البته تأکید میکنم این کمکها فقط منحصر به عربستان نیست و همه جهان علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی قد علم کرده تا الآن هم آرام ننشستهاند.
وی با تأکید بر مطالعه تاریخ ۱۳ آبان افزود: دشمن، انقلاب اسلامی را در وضعیتی میبیند که استکبار را به نابودی میکشاند؛ امروز آمریکا، قدرتی که برخی از او بهعنوان کدخدا یاد میکنند در حال فروپاشی است؛ بهطوریکه هیأت علمیها دانشگاههای آمریکا در مقالات خود اذعان به این موضوع دارند و در بیش از ۷۰ درصد این مقالات، علت این فروپاشی، انقلاب اسلامی مطرح میشده است، چراکه مبنا این نظام مقدس، اسلام ناب محمدی و قرآن کریم است.
مصلحی با تأکید بر مسأله نفوذ ابراز داشت: طراحی که دشمن امروز برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی دارد بر مبنا نفوذ است و سرمایهگذاری جدی هم بر روی انجام داده است و در برخی از دستاندازها موفق هم بوده است، اما نتوانسته و نخواهد توانست که بر روی مسیر اصلی قرار بگیرد.
وزیر سابق اطلاعات نفوذ را به دو نوع موردی و جریانی تقسیم کرد و در توضیح نفوذ موردی بیان داشت: در نفوذ موردی نخستین قدم ترور فیزیکی است، یعنی همان ترور نخبگان و افراد تأثیرگذار جامعه که میتوان به ترور دانشمندان هستهای اشاره کرد، البته نوع واکنش و جنبش دانشجویان ما در آن سال این حرکت را متوقف کرد.
نفوذبه بالاترین سطوح کشور
وی اضافه کرد: مرحله دوم ترور موردی، ترور شخصی است، یعنی تربیت جاسوس و نفوذ آن تا بالاترین سطوح جامعه، برای نمونه میتوان به ادعای جان کری اشاره کرد؛ او میگوید: «من هر زمان که میخواستم با ظریف مذاکره کنم ابتدا با عامل نفوذیمان صحبت میکردم و هر آنچه او میگفت را در جلسه مطرح میکردم»، این فردی که جان کری از او یاد می کند دریک مقطع زمانی، معاون امور بینالملل شورای عالی امنیت ملی کشور بوده است.
مصلحی تصریح داشت: سومین مرحله تأثیر و نفوذ بر روی افکار شخصیت است، بهطور مثال کدیور که یک آخوند انقلابی بود، با تمرکز CIA و MI6 او امروز برخلاف گذشتهاش در راستای اهداف این سازمانها در آمریکا مشغول فعالیت است و یا در سال ۶۸ این سازمانها بر روی سروش تمرکز کردند و الآن او هم همچون کدیور در دست دشمن است، در آخرین مرحله موردی، دشمن بر روی شخص سرمایهگذاری میکند تا در یک پروژه طولانی مثلاً ۳۰ ساله بتواند از آن استفاده کند و مشابه این موضوع در تاریخ اسلام بهخوبی قابلدرک است.
ریشه مشکلات امروز جامعه در اشتباهات محاسباتی مردم و مسؤولان است
وزیر سابق اطلاعات در ادامه به تبیین نفوذ جریانی پرداخت و بیان داشت: فعالیتهای نفوذ جریانی بهمنظور جریان سازی در کشور طراحی میشود و طی ۶ سال اخیر شاهد انواع این جریان سازیها در کشور بودهایم، یکی از چیزهایی که در این نفوذ از آن استفاده میشود این است که مردم، مسؤولان و نخبگان را دچار اشتباه محاسباتی کنند؛ از همین رو مشکلاتی که امروز در کشور وجود دارد، ناشی از همین اشتباهات محاسباتی است.
وی ابراز داشت: در نفوذ جریانی نخستین کار تهدید و ترس است و در انتخابات ریاست جمهوری این مسأله بهخوبی مشهود بود و دوقطبی کشور بر اساس جنگ و صلح شکل گرفت و یا در بحث تهدید، در موضوع برجام، هر زمان که بنابود مذاکره انجام بگیرد اوباما شب و یا صبح روز قبل از مذاکره اعلام میکرد گزینههای نظامی ما روی میز است و در دانشگاه تهران ظریف بر این مسأله دامن زد، که البته هوشیاری دستگاههای نظامی ما، پیرو بازدید وزیر خارجه از برخی مراکز نظامی او را متوجه این اشتباهش کرد.
مصلحی خاطرنشان کرد: اقدام دوم در نفوذ جریان ساز، دادن وعده دروغ است که نمونههای این بحث را هم بهخوبی میتوان در مسأله برجام دید و آخرین مرحله مشغول کردن مسؤولان و مردم به خیالپردازی و آرزوهای دورودراز است.
برجام ابزاری برای همنشینی ایران وآمریکا
وزیر سابق اطلاعات در ادامه متذکر شد: مسائل مطرحشده فقط برای روشنگری است، نه دوقطبیسازی؛ از همین رو باید آگاهانه و با بصیرت عمل کرد تا دوقطبی سازی در کشور شکل نگیرد چرا دشمن تمام تلاشش را بر آن گرفته تا کشور ایران را همچون کشور لیبی دوقطبی و یا چندقطبی کند تا اینگونه از داخل توسط خود مردم ازهمپاشیده شود.
وی در ادامه یادآور شد: ۴ سال پیش استکبار جهانی برنامهای با مبنای ۶ طرح برای مقابله با انقلاب اسلامی طراحی کرد، نخستین طرح مسأله برجام بود، چراکه برجام را ابزاری میدانستند تا وزیر خارجه آمریکا و ایران در مقابل هم بنشینند و گفتوگو کنند؛ والا برجام بهطور حقیقی و بدین شکل که برخیها با لذت از آن میگویند، برای آنها معنایی ندارد، اقدام دوم افزایش سرسامآور قیمت دلار بود که هنوز هم ادامه دارد، سوم ایجاد نارضایتی عمومی بود، که البته در این طرح در سال ۸۸ شکست مواجه شد، همچنین جلوگیری از بازگشت هستهای ازجمله ۶ طرح این برنامه هستند.
چرا رهبری کاری نمیکند؟
مصلحی بابیان آنکه مدام سؤال میشود که چرا رهبری در این راستا کاری انجام نمیدهند؟، گفت: یکی از اهداف دشمن این است که زاویه مطالبه گری مردم تغییر پیدا کند و ازآنجاییکه باید، مطالبهای صورت نگیرد، به لطف خداوند جایگاه دستگاه اطلاعات ما جایگاه بلندی است و ضعف بزرگ دشمن هم همین است که هر کاری کرد چراکه او هر تصمیم بگیرد و اقدامی کنند از همان ابتدا کار ما متوجه این موضوع خواهیم شد، دستگیری زم برای چندمین بار تمام دنیا، بهخصوص فرانسه را بسیار متعجب کرد و سیستم ضدانقلاب را به تکاپو انداخت.
۲۳۲۳۱



به گزارش خبرآنلاین، تاثیر فضای مجازی بر حوزه سیاست به ویژه در عرصه انتخابات این روزها به موضوعی انکار ناپذیر تبدیل شده است، با این حال به نظر می رسد در کنار کارکردهای مثبت، فضای مجازی آسیب هایی را هم ممکن است متوجه انتخابات و تحرکات ناشی از آن کند.
تجربه استفاده از فضای مجازی در چند انتخابات اخیر ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی حاکی از آن است که با درنظر گرفتن ملاحظاتی می توان از ظرفیت های فضای مجازی در پرشور کردن فضای انتخابات بهره گرفت، ایده ای که البته مخالفانی هم دارد.
خبرگزاری خبرآنلاین در همین زمینه از کاربران خود خواسته است تا نظر خود را درباره این سوال که “آیا فضای مجازی می تواند به افزایش مشارکت در انتخابات کمک کند؟” اعلام کنند که واکنش های متفاوتی را به دنبال داشته است.
اعتماد به فضای مجازی، خطایی استراتژیک
گروهی از کاربران اعتماد به فضای مجازی را خطایی استراتژیک توصیف کرده اند و در توضیح دلایل خود به عدم امکان شناسایی افراد و صحت و سقم مطالب منتشر شده در آن اشاره می کنند.
موافقان این ایده همچنین تاکید دارند که فضای مجازی به دلیل افشای ندانم کاری برخی باعث کاهش مشارکت خواهد شد.
یکی از کاربران در این زمینه نوشته است: ” فضای مجازی ملغمه ای از انواع آدمها از بی سواد ترین آنها تا باسواد ترین آنها است، انواع انگیزه ها در آنها وجود دارد. از خصمانه ترین و توطئه آمیزترین تا دلسوزانه ترین. آدم های واقعی در آن هستند، آدم های فیک و کاملا دروغین در آن هستند. وفادارترین آدم ها به نظام در آن هستند و همزمان دشمن ترین و مخالفترین ها نسبت به نظام در آن هستند. سرعت نشر شایعات و دروغ و جعلیات در فضای مجازی از سرعت نور بیشتر است. .. واقعا چطور میشه به چنین فضایی اعتماد کرد.”
فضای مجازی بزرگ ترین دشمن رسانه های انحصاری
با این حال اما گروهی دیگر به کارکردهای مثبت فضای مجازی اشاره کرده و بر این باورند که فضای مجازی بزرگترین دشمن و چالش برای رسانه های انحصاری و حکومتی است.
مخاطبی در این باره نوشته است:” فضای مجازی باعث میشه جامعه از حالت بسته و تک صدایی خارج بشه، دیگه تعدادی رسانه وابسته به حکومت مخصوصا رادیو تلویزیون نمیتونن افکار و نظرات خود را به مردم دیکته کنن. گاهی بیننده های یک کلیپ و ویدئو در فضای مجازی چندین برابر بیننده های تلویزیون است. حتی فیلترینگ هم نمیتونه مانع آن شود. از این جهت ارزش زیادی دارد.”
کاربر دیگری کارکرد و اهمیت فضای مجازی را در بالا بردن ارا خاموش جامعه دانسته و در توجیه نظر خود نوشته است: ” یکسری که رای دادن را وظیفه دینی میدانند و احتیاج به تحریک برای مشارکت ندارند و عده ای هم رای دادن را نوعی مخالفت مدنی میدانند و سعی در ابراز ان هستند.برخی ها هم بسته به فضا در رای گیری ها شرکت میکنند که به نظرم فضای مجازی فقط در به صحنه کشاندن این افراد اهمیت دارد که در این انتخابات پیش رو بعید میدانم تاثیر چندانی داشته باشد.”
و گروه سوم…
گروهی دیگر اما فضای مجازی را هم دارای کارکرد مثبت و هم منفی می دانند. به این معنی که اگر از ظرفیت های آن به شکل مدیریت شده بهره گرفته شود به طور قطع نتایج مثبتی خواهد داشت در غیر این صورت آسیب های آن غیر قابل جبران است.
یکی از کاربران با تایید این ایده تاکید کرده است که ” فضای مجازی اگر به حقایق راستی بپردازد حتما بدرد بخور خواهد شد و گرنه نه تنها بدردنمی خورد بلکه مضر و غیر مفید است پس باید همه را به مثبت اندیشی و روشنگری دعوت کنیم”
۲۷۲۱۹



اما بسیاری در لابلای یادداشت او به دنبال پاسخ این پرسش بودند که چرا او و همفکرانش ۱۴ آبان، درست فردای تسخیر لانه جاسوسی و در اعتراض به آنچه «انقلاب دوم» نامیده شده بود، استعفا کردند.
بازرگان در این مقاله که در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۵۸ و در کنار دفاعیه امیرانتظام درباره اتهام جاسوسی برای آمریکا به چاپ رسیده است، نوشته است: «پایهگذاران و اعضاء و علاقهمندان “نهضت مقاومت ملّی” نه تنها با آمریکا بلکه با بعضی از کشورهای اروپا و نیز با دولت وقت، ارتباطهای کم و بیش پنهانی داشتهاند.» او میافزاید: «در دوران فعالیت نهضت مقاومت ملّی به خاطر آنکه کنترل روی خارجیهای مقیم یا مأمور به ایران زیاد بود، ارتباط به طور غیرمستقیم و با تدابیر احتیاطی صورت میگرفت. نهضت مقاومت ملیّ ایران به وسیله دو نفر از اعضای خود، آقای امیرانتظام و مرحوم رحیم عطایی با یک جوان دانشجوی آمریکایی ارتباط منظم داشت.»
خاطرات و اسناد منتشر شده نشان میدهد منظور بازرگان ریچارد کاتم است فردی که هویتش کمی با تعبیر «جوان دانشجو» فاصله دارد.
مارک گازیوروسکی پژوهشگر آمریکایی که خود ارتباط نزدیک با مقامات سیا دارد، میگوید: «کاتم از ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۸با عنوان مأمور سیا در ایران فعالیت میکرد و به طرفداری از مصدق و جنبش ملی شدن نفت شهرت داشت.» اما او در این پوشش، در حقیقت به مصدق خیانت میکرد. مارک گازیوروسکی در مصاحبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۳ با بیبیسی فارسی تأکید میکند که «یکی از اولین ماموریتهای کاتم جوان، فعالیتهای تبلیغاتی در پشت صحنه کودتای ۲۸ مرداد علیه مصدق و هوادارانش در حزب توده بود.»
روابط ابراهیم یزدی با کاتم تا آنجا عمیق بود که در ۷ دی ماه ۱۳۵۷ او را به عنوان استاد علوم سیاسی دانشگاه پیترزبورگ ایالت پنسیلوانیای آمریکا در نوفللوشاتو به محضر امام خمینی برد. کاتم در آن دیدار ضمن توضیح تحقیق قبلی خود درباره ایران و کتابهایی که نوشته است، گفت که برای تکمیل مطالعات خود درباره انقلاب ایران عازم تهران است و مایل است قبل از سفر به ایران، از نظریات امام مطلع شود. امام با هوشمندی او را به مطالعه درباره نکات مهمی درباره تحولات ایران ارجاع میدهند و تأکید میکنند: «فرق بین مصدق و این زمان، مابین نهضت دکتر و این نهضت، این است که آن نهضت سیاسی بود و مردم ما هم با جنبه سیاسی وارد شده بودند – وارد نهضت – و بعضی اشتباهات هم بود؛ که آن اشتباهات منجر به شکست شد. لکن این نهضت، نهضت مذهبی – اسلامی است؛ و پیش ما، قدرت اسلام فوق قدرتهای مادی ابرقدرتهاست.»
اگرچه امام در آن مصاحبه، مواجهه هوشیارانهای داشتهاند، اما در مقابل ابراهیم یزدی کاتم را به صورت کامل مورد اعتماد تلقی میکرد تا آنجا که هنری پِرِکت، رئیس بخش ایران وزارت خارجه آمریکا در دوران انقلاب، میگوید که ابراهیم یزدی در دوره وزارت خارجهاش یک بار صراحتا به او گفت اگر دولت کارتر واقعا حسن نیت دارد و جمهوری اسلامی را پذیرفته است، ریچارد کاتم را به عنوان سفیر در تهران منصوب کند. (بیبیسی فارسی ۱۳ بهمن ۱۳۹۳)
به نظر میرسد چگونگی تعامل نهضت آزادی – که خود را عمیقا وفادار به مصدق میدانست- با کاتم به عنوان یک بخش از رابطه با آمریکا، آشکار کننده واقعیت کلیت نوع نگاه این گروه به آمریکا است. در خوشبینانهترین حالت اعتمادی ساده انگارانه به یکی از عوامل کودتا برای جلوگیری از کودتا! این همان نقطه آسیب پذیری مصدق در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است، روزی که مصدق به دیدار سفیر آمریکا رفت تا از کودتا جلوگیری کند اما از این مهم غافل بود که آمریکا خود یکی از محورهای کودتا است.
البته شاید این نگاه خوشبینانه درباره مصدق راهگشا باشد اما نگاهی به کارنامه اعضای نهضت آزادی، این حسن ظن را درباره آنها دشوار میسازد. چهآنکه رابطه با آمریکا تا سالهای طولانی بعد نیز ادامه یافت. به عنوان مثال در پرونده سال ۱۳۶۹ این گروه، نام بهرام بهرامیان دوباره مطرح شد.
در اسناد لانه جاسوسی که سالها قبل از آن منتشر شده بود، اسناد مکرری درباره او وجود داشت. وی که از اعضای اصلی «نهضت آزادی» و از دوستان نزدیک مهندس بازرگان بوده است و مورد اشاره فرهاد بهبهانی در خصوص نقش او در همسویی مواضع آن مقطع نهضت آزادی با آمریکا قرار گرفت، اسناد متعددی منتشر شده بود. طبق یک سند «سری» سفارت آمریکا به تاریخ بیست و پنجم فروردین ماه۱۳۵۸، بهرامیان در ماه ژوئن۱۹۷۷ (خردادماه۱۳۵۶) به استخدام سازمان «سیا» درمیآید. کد رمز بهرامیان در سازمان سیا (اس.دی.ارن/۱) بوده است. (اسناد لانه جاسوسی، جلد۲۸، تهران: مرکز نشر اسناد جاسوسی آمریکا، بی تا، ص۳۹.)
همکاری وی با «سیا» در آغاز بر این اساس بوده است که نظرات گروه خود را از کانالی به دولت آمریکا برساند، به این امید که دولت آمریکا سرانجام برای تماس آشکار با این گروه و حمایت از آن تحت حکومت شاه، اقدامی نماید. طبق مفاد یک سند «سرّی» به تاریخ بیست و دوم شهریورماه۱۳۵۸، او مدت زیادی از پذیرفتن دستمزد امتناع ورزیده بود ولی از خردادماه۱۳۵۷، یک یادداشت دریافت حقوق را پذیرفت که به موجب آن سازمان «سیا» پول یک بیمه عمر معادل یکصد هزار دلار و سالانه پنج هزار دلار آمریکا در یک حساب غیرمستقیم را بپردازد.
در بخش دیگری از این سند گفته شده: «در جریان بدتر شدن اوضاع سیاسی و امنیتی، او یک عامل مخفی حقوق بگیر تمام عیار شده است.» (همان، ص۵۵)
بهرامیان توسط سازمان «سیا» آموزش نامریی نویسی، ارتباطات پنهان و حفاظت را دیده بود و «سیا» به وی یک رادیویی مخابراتی MX-۳۵۰ داده بود.
عمده گزارشهای بهرامیان در مورد رهبری، دولت موقت، شورای انقلاب و روحانیت بوده که از اهمیت بسیار بالایی برای «سیا» برخوردار بودهاند. وی در حد فاصل دی ماه۱۳۵۷ تا شهریورماه ۱۳۵۸، منبع ۶۷ گزارش بوده است. (اسناد لانه جاسوسی، جلد۱۸. پیشین، ص۱۵۵)
ارتباطات نهضت آزادی با آمریکا به همین نقطه و همین چهرهها منحصر نگردیده بود؛ اما بازخوانی همین مصادیق، نشان دهنده آن است که چرا بلافاصله پس از تسخیر لانه جاسوسی، شاهد استعفای آنها از دولت موقت بودیم و چرا حتی بازرگان در دفاعیه خود در روزنامه کیهان، ناگزیر به بیان مطالبی شد که چندی بعد با آشکار شدن هویت «کاتم» خود سندی بر ضرورت کنارهگیری آنها از مسیر انقلاب اسلامی بود.
*عضو حزب موتلفه اسلامی
۲۷۲۱۶



گفتوگویی که دربرخی رسانهها از قول محسن هاشمی، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران درباره موافقت با طرح سرا مطرح شده، تکذیب شد.
گفتنی است؛ نمایندگان حزب کارگزاران سازندگی ایران در شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان در جلسه رای گیری به این طرح رای منفی داده اند و کمیته سیاسی حزب نیز با این طرح مخالفت کرده بود.
۲۷۲۱۶



به گزارش خبرآنلاین، وزارت خزانهداری آمریک روز گذشته اعلام کرد نام ۹ فرد و یک نهاد را به فهرست تحریمی این کشور علیه ایران اضافه کرده است. بر اساس آنچه وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرده اسامی آقایان «محمد باقری»، «حسین دهقان»، «حجتالاسلام و والمسلمین محمد محمدی گلپایگانی»، «غلامعلی حداد حادل»، «وحید حقانیان»، «حجت الاسلام والمسلمین سید مجتبی خامنهای»، «آیتالله سید ابراهیم رئیسی»، «غلامعلی رشید»، «علیاکبر ولایتی» افرادی هستند که به فهرست تحریمها علیه ایران اضافه شدهاند.خزانهداری آمریکا همچنین ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را نیز به فهرست تحریمها اضافه کرده است.
ارتش جمهوری اسلامی ایران با انتشار بیانیهای اقدام سخیف و خصمانه دولتمردان آمریکا در تحریم تعداد دیگری از مقامات لشکری و کشوری نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را محکوم کرد. متن این بیانیه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دولت آمریکا در ادامه سیاستهای خصمانه خود علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، شماری از مقامات لشکری و کشوری را در فهرست تحریم خود قرار داده است. بدون شک دلیل این اقدام خفت بار دولت آمریکا، ناتوانی آن کشور در مقابل اراده و عزت مردم ایران است. دولت آمریکا در روز ۱۳ آبان که روز مبارزه با استکبار جهانی به رهبری آمریکا است، با وضع تحریمهای جدید علیه مقامات ایرانی عصبانیت خود را از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در سال ۱۳۵۸ از سوی دانشجویان پیرو خط امام(ره) و همچنین تداوم روحیه استکبارستیزی ملت ایران نشان داد.
مقامات کاخ سفید که از تروریسم اقتصادی خود تاکنون طرفی نبستهاند، اکنون سعی دارند تا با اعمال تحریم علیه برخی مقامات ارشد نظامی، اعتیاد خود به تحریم را بیش از گذشته به جهانیان نشان دهند. اما آنها از این نکته غافل هستند که اولاً، به اذعان خود مقامات آمریکایی تحریم و فشار حداکثری واشنگتن فاقد کارآیی لازم بوده؛ و ثانیاً این تحریم ها انسجام و همدلی ملت و نیروهای مسلح را روز به روز تقویت کرده و ثابت میکند دستان کاخ سفید از دیگر گزینهها خالی است و شیطان بزرگ برای فشار حداکثری به جمهوری اسلامی ایران به آخر خط رسیده و گزینه دیگری پیش روی ندارد بنابراین این اقدام آمریکا بیانگر استیصال و ناتوانی واشنگتن در مقابل راهبرد مقاومت فعالانه جمهوری اسلامی ایران است.
ارتش جمهوری اسلامی ایران ضمن محکوم کردن این اقدام سخیف و مضحک تأکید دارد که در کنار سایر قوای مسلح و تحت فرماندهی داهیانه مقام معظم رهبری در دفاع از کیان مقدس جمهوری اسلامی ایران مقتدرانه ایستاده و راهبرد مقاومت فعال نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را تنها راه غلبه بر توطئه های دشمنان بویژه آمریکای جنایتکار میداند.
۲۷۷۲