برچسب: حزب کارگزاران سازندگی

  • واکنش حزب کارگزاران به تحریم انتخابات چه خواهد بود؟ / آیا محسن هاشمی به خواست بدنه کارگزاران، کاندیدای ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ می‌شود؟

    واکنش حزب کارگزاران به تحریم انتخابات چه خواهد بود؟ / آیا محسن هاشمی به خواست بدنه کارگزاران، کاندیدای ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ می‌شود؟

    واکنش حزب کارگزاران به تحریم انتخابات چه خواهد بود؟ / آیا محسن هاشمی به خواست بدنه کارگزاران، کاندیدای ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ می‌شود؟

     

    اعتمادآنلاین| سیدمحمود علیزاده طباطبایی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران، در پاسخ به این سوال که آیا کارگزاران با کاندیدای مستقل وارد انتخابات ۱۴۰۰ خواهد شد یا اینکه به همراه سایر احزاب اصلاح طلب کاندیدایی واحد را معرفی خواهد کرد گفت: آخرین تصمیمی که در شورای مرکزی کارگزاران گرفته شد برای حدود یک ماه پیش بود؛ مسئله ای که مورد تاکید کرباسچی، هاشمی و مرعشی بود این است که تحت هماهنگی با اصلاح طلبان در انتخابات شرکت خواهیم کرد. آنچه قطعی است کارگزاران در انتخابات شرکت می کند و نظر حزب بر مشارکت فعال در انتخابات است.

    او افزود: حال اینکه اگر گروه‌های دیگر اصلاح طلب بخواهند انتخابات را تحریم کنند کارگزاران تبعیت نمی‌کند اما اگر قرار شد، کاندیدایی مطرح شود اصلاح طلبان یک کاندیدای مشترک دارند و قطعاً روی یک نفر توافق می‌کنند و اجازه نمی دهند، آراء شان پراکنده شود.

    این چهره اصلاح طلب در پاسخ به این سوال که وضعیت اصلاح طلبان برای انتخابات ۱۴۰۰چگونه است؟ گفت: وضعیت اصلاح طلبان مانند سال ۸۴ نیست که هر کدام بخواهند، کاندیدای مستقل معرفی کنند. در حال حاضر اصلاح طلبان از انسجام خوبی برخوردارند اما برخی گروه های اصلاح طلب بر این باورند که اگر بناست کاندیدای مدنظرشان تایید نشود در انتخابات شرکت نمی کنند اما اگر بنا بر، این است که روی یک نفر توافق شود باید شانس تایید صلاحیت شدنش بالا باشد.

    علیزاده طباطبایی درباره رایزنی با کاندیداها عنوان کرد: هنوز به صورت جدی رایزنی با کاندیداها صورت نگرفته است. در حال حاضر چهره های مختلف برای انتخابات ۱۴۰۰ اعلام آمادگی کردند اما هنوز جمع بندی در این باره بین اصلاح طلبان انجام نشده است.

    او در پاسخ به این سوال که چه کاندیداهایی در کارگزاران مطرح هستند؟ تصریح کرد: اگر نظر بدنه کارگزاران را در نظر بگیریم با توجه به اینکه بنده با بسیاری از شهرستانها در ارتباط هستم، همه بدنه کارگزاران به صورت جدی خواهان حضور محسن هاشمی در انتخابات ۱۴۰۰ هستند اما محسن هاشمی در این باره هنوز تصمیمی نگرفته است.

    این عضو حزب کارگزاران در این باره که محسن هاشمی گفته است «آدم عاقل نامزد ریاست جمهوری نمی شود»، گفت: ممکن است بسیاری عاشق باشند؛ این بدین معنا که ممکن است عاشق خدمت باشند از این رو نیازی نیست عاقل باشند.

    منبع: برنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • علما و بزرگان ورود کنند لاریجانی می‌آید

    علما و بزرگان ورود کنند لاریجانی می‌آید

    اعتمادآنلاین| مشاور علی لاریجانی درخصوص برخی اخبار مبنی بر تشکیل ستاد‌های انتخاباتی لاریجانی در استان‌ها با حضور نمایندگان ادوارگفت: بنده در جریان این موضوع نیستم و فکر نمی کنم این اتفاق صورت گرفته باشد چراکه اگر چنین کاری انجام شده باشد آقای لاریجانی حتما ما را در جریان قرار می داد.

    منصور حقیقت‌پور، نماینده دور نهم مجلس و مشاور علی لاریحانی با اشاره به برخی از زمزمه‌ها مبنی بر حمایت حزب کارگزاران سازندگی از علی لاریجانی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ گفت: آنگونه که بنده اطلاع دارم هنوز آقای لاریجانی برای حضور در انتخابات اعلام آمادگی نکردند و ایشان هیچ برنامه‌ای فعلا ندارد.

    وی ادامه داد: طبعاً حزب کارگزاران سازندگی هم مانند سایر احزاب با توجه به اینکه هرچه به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می‌شویم بررسی‌های خود را در رابطه با نامزدها انجام می‌دهند اما همانطوری که عرض کردم تا جایی که بنده اطلاع دارم آقای لاریجانی هنوز برای ورود به انتخابات اعلام آمادگی نکرده‌اند.

    حقیقت‌پور با رد این موضوع که گفته شده آقای لاریجانی منتظر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست تا برای ۱۴۰۰ برنامه ریزی کند، گفت: انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هیچ ربطی به انتخابات ریاست جمهوری ما ندارد زیرا ما یک دولت و کشور مستقل هستیم که برای خودمان با دیدگاه‌هایی که مردم عزیزمان دارند رئیس‌جمهور خودمان را انتخاب می‌کنیم، بنابراین انتخابات آمریکا هیچ تاثیری روی انتخابات سال آینده کشور ما ندارد.

    وی تصریح کرد: آمریکایی‌ها اگر بخواهند چنگ و دندان نشان بدهند مقاومت می‌کنیم اما اگر بخواهند آدم بشوند و یک گفتمان برابر داشته باشند ما هم حاضریم یک گفتمان برابر داشته باشیم.

    مشاور علی لاریجانی درخصوص برخی اخبار مبنی بر تشکیل ستاد‌های انتخاباتی لاریجانی در استان‌ها با حضور نمایندگان ادوارگفت: بنده در جریان این موضوع نیستم و فکر نمی کنم این اتفاق صورت گرفته باشد چراکه اگر چنین کاری انجام شده باشد آقای لاریجانی حتما ما را در جریان قرار می داد.

    حقیقت‌پور همچنین خاطرنشان کرد: بنده معتقدم که آقای لاریجانی به درد شرایط کنونی کشور و نظام ما می خورد اما اینکه شرایط سیاسی کشور هم برای آقای لاریجانی آماده است؟! ما چنین پالسی هنوز نگرفته‌ایم. مگر شرایط به‌گونه‌ای باشد که علما و بزرگان ورود کنند و از ایشان خواهش کنند که به صحنه انتخابات بیاید.

    منبع: انتخاب

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • انتخابات ۱۴۰۰ | دولت سیزدهم دولتی تکنوکرات خواهد بود / اگر ۶۰ میلیون نفر از ۸۰ میلیون ایرانی فقیر هستند،‌ فاتحه ما خوانده شده است

    انتخابات ۱۴۰۰ | دولت سیزدهم دولتی تکنوکرات خواهد بود / اگر ۶۰ میلیون نفر از ۸۰ میلیون ایرانی فقیر هستند،‌ فاتحه ما خوانده شده است

     

    انتخابات ۱۴۰۰ | دولت سیزدهم دولتی تکنوکرات خواهد بود / اگر ۶۰ میلیون نفر از ۸۰ میلیون ایرانی فقیر هستند،‌ فاتحه ما خوانده شده است

     

    اعتمادآنلاین| سید افضل موسوی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در  گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در‌باره شرایط کنونی کشور و  انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ اظهار داشت: با وجود نقدها و نظرهایی که در مخالفت با یک‌دست شدن قدرت در کشور مطرح می شود، به نظر من چنین حالتی موجب این خواهد شد که دستگاه‌ها نتوانند مشکل را به گردن دیگری بیاندازند. یعنی در این شرایط بحرانی به جای اینکه انرژی‌ها صرف حل مساله‌های موجود شود، مجلس فریاد می‌کشد و دولت هم درد می‌کشد. اگر قدرت در اختیار یک تفکر باشد، دیگر کسی این و آن را مقصر نمی‌داند و آن وقت است که همه ارگان‌ها باید پاسخگو باشند.

    عضو حزب کارگزاران سازندگی در ادامه گفت: اگر بخواهیم درباره پیگیری منافع ملی و تلاش برای کاهش مشکلات اظهارنظر کنیم، باید تاکید کرد که با روش‌های فعلی منافع ملی تامین نمی‌شود. برای بهبود شرایط و به آرامش رساندن مردم لازم است که شایسته‌سالاری را به‌هیچ وجه فراموش نکنیم. در واقع شایسته‌سالاری موجب پیشرفت و ترقی کشور شده و اطمینان‌خاطر و همچنین اعتماد را به جامعه تزریق می‌کند. چون در چنین حالتی آدم‌هایی مسئولیت می‌گیرند که تخصص، تعهد و البته توانایی لازم را برای برداشتن موانع‌ دارند.

    او همچنین تصریح کرد:‌ درباره اینکه دولت سیزدهم با چه رویکردی روی کار خواهد‌ آمد، قویا معتقدم که دولت سیزدهم دولتی تکنوکرات خواهد بود. دولتی که فکر و ذکرش انجام کارهای درست و کارشناسی شده خواهد بود تا هدف مهمی چون ترقی و تعالی را محقق کند. بلکه مردم از این همه گرفتاری رهایی پیدا کرده و با شور و نشاط بیشتری روزگار را سپری کنند.

    وی توضیح داد: در واقع دولت آتی «فن»سالاری را سرلوحه قرار می‌دهد و با فنون علمی و اصولی امور را مدیریت خواهد کرد تا از این طریق مردم بتوانند روزمره‌شان را از درآمدشان تامین کنند و اینطور نباشد که چشم به بسته‌های حمایتی دولت داشته باشند.

    سید افضل موسوی در پایان گفت: مجلس یازدهم از ارایه یارانه‌ حمایتی به ۶۰ میلیون نفر خبر داده است که باید گفت، اگر ۶۰ میلیون نفر از ۸۰ میلیون ایرانی فقیر هستند،‌ فاتحه ما خوانده شده است.

    چکیده گفت‌وگو با سید افضل موسوی

    -اگر قدرت یک‌دست شود دستگاه‌ها نمی توانند مشکل را به گردن دیگری بیاندازند

    -با روش‌های فعلی منافع ملی تامین نمی‌شود

    -دولت آتی «فن»سالاری را سرلوحه قرار می‌دهد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • محمدرضا خاتمی کاندیدای ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ می‌‌شود؟ / حزب اتحاد ملت هم پس از کارگزاران از گزینه‌های احتمالی ۱۴۰۰ رونمایی می‌کند

    محمدرضا خاتمی کاندیدای ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ می‌‌شود؟ / حزب اتحاد ملت هم پس از کارگزاران از گزینه‌های احتمالی ۱۴۰۰ رونمایی می‌کند

    محمدرضا خاتمی کاندیدای ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ می‌‌شود؟ / حزب اتحاد ملت هم پس از کارگزاران از گزینه‌های احتمالی ۱۴۰۰ رونمایی می‌کند

     

    اعتمادآنلاین| شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان تشکیلاتی از هم پاشیده است. با دو استعفا و ماه‌ها تعلیق جلسات حتی دوگانه بازسازی و ترمیم یا انحلال هم از رسانه‌ها یا صفحات مجازی کنشگران اصلاح‌طلب رخت بسته است. شورای هماهنگی جبهه اصلاح‌طلبان هم که همواره از تشکیلات نسبتا بی‌اثر این جریان سیاسی بوده و در سال‌های اخیر هم کنش قابل‌توجهی از دل جمع این احزاب بیرون نیامده است. از سویی به نظر می‌رسد که سیدمحمد خاتمی بنا ندارد این بار شخصا و به ‌صورت مستقیم به مقوله انتخابات وارد شود و از همین روی می‌توان پیش‌بینی کرد که شورای مشورتی هم در راس تصمیم‌سازی قرار نداشته‌ باشد. این گزاره کنار هم و البته تحرکات انتخاباتی هر چند اندک برخی اصلاح‌طلبان نشان می‌دهد که احتمالا فصل دیگری در کنشگری اصلاح‌طلبان رقم خواهد خورد و آن معرفی کاندیدای حزبی است. شنیده‌ها و رصد تحرکات انتخاباتی و زمزمه‌های شطرنج انتخاباتی نشان می‌دهد که میان احزاب اصلاح‌طلب، تاکنون کارگزاران سازندگی و اتحاد ملت مصادیقی در‌نظر گرفته‌اند و در جلسات خصوصی‌شان بر سر انتخاب آنها بحث و بررسی‌‌هایی در جریان است؛ گرچه تفاوت رویکرد این دو حزب برای کیفیت و کمیت ورود به انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ از زمین تا آسمان است. در میان همه نام‌هایی که شنیده می‌شود «رضا خاتمی» برادر کوچک‌تر سیدمحمد خاتمی یکی از مهم‌ترین گزینه‌هاست که حزب اتحاد ملت در حال بررسی شرایط کاندیداتوری آن است.

    صف کاندیداهای بالقوه 

    کارگزاران سازندگی، اینکه مصادیق این حزب برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری مشخص شده را تکذیب کرد و تازه اوایل مهر ماه بود که خبری مبنی بر برگزاری جلسه حزب با محوریت انتخابات ۱۴۰۰ منتشر شد و در آن محمد عطریانفر گزارشی از جلسات کارگروه «تدوین برنامه‌ها و بررسی مصادیق انتخابات ریاست‌جمهوری» ارایه داد و مقرر شد، تصمیمات کارگروه پس از بررسی در کمیته سیاسی در شورای مرکزی مطرح شود. همچنین محسن هاشمی به نمایندگی از کارگروه «رایزنی برای انتخابات ریاست‌جمهوری» از تصمیمات این کارگروه گفت و بر این اساس مقرر شد پس از تدوین برنامه‌های حزب در انتخابات ۱۴۰۰ رایزنی‌هایی با شخصیت‌ها، احزاب تاثیرگذار اصلاح‌طلب و اهالی رسانه انجام شود. البته جزییات بیشتری از این خبر درز پیدا نکرد اما پیش از این زمزمه گزینه‌های جدی و قابل ‌تامل کارگزاران در فضای رسانه‌ای و مجازی شنیده شده‌ بود. از علی لاریجانی اصولگرای معتدل که با کارگزارانی‌ها رابطه خوبی دارد تا سردار حسین دهقان نظامی، از نوه امام که عقبه خانوادگی‌اش می‌تواند توجه افکار عمومی را جلب کند تا اسحاق جهانگیری و محسن هاشمی اعضای حزب فهرستی از اسامی هستند که گفته می‌شد این گروه در لیست خود قرار داده‌اند. در این میان محسن هاشمی یکی از جدی‌ترین گزینه‌هاست.

    پیش از آن نیز صحبت از کاندیداهای احتمالی حزب اتحاد مطرح بود. ۳ نام محمدرضا خاتمی، محسن صفایی‌فراهانی و مصطفی معین اسامی‌ای بودند که اولین‌‌بار عبدالله ناصری، عضو شورای مشورتی خاتمی صراحتا از آنان به عنوان گزینه‌های اصلاح‌طلبان- مشخصا اصلاح‌طلبان نزدیک به شورای مشورتی و اتحاد- نام برد. البته هیچ‌کدام از این افراد اظهارنظر صریحی در رد یا تایید این ادعا نداشتند. علاوه بر نام این افراد، شنیده‌های «اعتماد» حاکی از آن است که گزینه‌های دیگری نیز در این حزب مورد بررسی قرار گرفته‌اند و در صف کاندیداها قرار دارند. محمدرضا ظفرقندی، جراح، رییس سازمان نظام پزشکی همچنین عضو انجمن اسلامی پزشکان که اصلاح‌طلب حامی خاتمی و در انتخابات سال ۸۴ طرفدار معین بود یکی از این گزینه‌هاست. او در جریان انتخابات سال ۸۸ نیز از میرحسین موسوی و سال ۹۲ از حسن روحانی حمایت کرد. اخیرا به دلیل شیوع کرونا و بحران سلامتی که دولت با آن دست به گریبان است، فرصت بیشتری برای حضور در رسانه‌ها پیدا کرد اما اینکه ظفرقندی گزینه طیفی از اتحادی‌هاست در این پررنگ شدن فعالیت‌های اخیرش نیز بی‌تاثیر نبود. علاوه بر او محمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز طرفداران خود را در اتحاد دارد. صدر دیپلمات اصلاح‌طلبی است که از مشاوران سیدمحمد خاتمی و از موسسان حزب مشارکت بوده است. او و محسن امین‌زاده از مدیران ارشد وزارت خارجه در دوران اصلاحات بوده‌اند و ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند. طیف دیگر اما اقلیتی نیز گزینه‌ای چون عباس آخوندی را مناسب می‌دانند. وزیر دولت هاشمی و روحانی که گروهی تکنوکرات بودن او را نقطه قوتش می‌دانند. در واقع دو پزشک- خاتمی و ظفرقندی و احتمالا معین-، یک دیپلمات- صدر- و یک لیبرال که مدیر اجرایی ارشد بوده- آخوندی- و البته شاید محسن صفایی‌فراهانی به عنوان یک مدیر اقتصادی موفق و سیاستمدار گزینه‌های اتحادی‌ها هستند.

    دو حزب کارگزاران سازندگی و اتحاد ملت هم گزینه‌های حزبی و هم فراحزبی دارند و احتمالا منتظرند که نتیجه رایزنی‌های درون ‌تشکیلاتی مشخص شود و دماسنج سیاسی‌شان وضعیت و احوال زمین انتخابات را نشان دهد تا دست به تصمیم‌گیری قطعی بزنند. با این حال تفاوت مهم این دو حزب در انتخاب گزینه‌هاست. کارگزارانی‌ها همان‌طور که انتظار می‌رفت بر تکرار استراتژی کاندیدای اجاره‌ای و ائتلافی اصرار دارند، استراتژی‌ای که به نظر در نتیجه شکست‌‌ خورده می‌آید. از آن‌ سو اتحادی‌ها بر انتخاب گزینه اصلاح‌طلب تمام‌‌عیار تاکید دارند که نام‌های ردیف شده پشت هم نشان می‌دهد که این استراتژی هم به ‌دلیل شرایط موجود در عمل شکست خورده است.

    رضا خاتمی آری، رضا خاتمی نه؟

    آن‌‌طور که شنیده می‌شود صفایی‌فراهانی و مصطفی معین تمایلی به حضور در کارزار انتخابات ندارند. آخوندی برای کاندیداتوری آماده است اما طیف همراه او در اتحاد اقلیت هستند. صدر و ظفرقندی هم دست بالا را ندارند و هم برای افکار عمومی چهره‌ای کاریزما، شناخته شده یا تاثیرگذار نیستند. بنابراین با نگاهی به گزینه‌های موجود می‌توان گفت که رضا خاتمی مهم‌ترین گزینه اتحادی‌هاست که اکثریت با حضور او موافق هستند. یک اصلاح‌طلب تمام‌عیار که نایب‌رییس مجلس ششم و دبیرکلی جبهه مشارکت را در کارنامه دارد و البته شاید در اذهان یادآور حضور سیدمحمد خاتمی هم مسند ریاست‌جمهوری باشد. به نظر می‌رسد که گزینه خاتمی، گزینه جدی باشد. روز گذشته هم روزنامه شرق و کانال خبری امتداد، ارگان رسانه‌ای حزب اتحاد به‌ صورت همزمان مصاحبه‌ای از رضا خاتمی منتشر کردند. در این مصاحبه که مصاحبه‌کننده حسین نورانی‌نژاد، سخنگوی حزب اتحاد و از فعالان رسانه‌ای سابق است با محوریت «جنگ» بود. خاتمی در این گفت‌وگو از شروع جنگ تا فتح خرمشهر گفته و به این پرسش، پاسخ داده که «آیا پس از فتح خرمشهر پایان دادن به جنگ امکان نداشت؟» پرسشی که حتی سال‌ها پس از جنگ پرسش کلیدی محسوب می‌شود و کیفیت و کمیت پایان جنگ به نوعی جریان‌بندی و جناح‌بندی و نگاه امروزشان به سیاست را مشخص می‌کند. او در این مصاحبه از اختلافات جناحی و سیاسی در دوران جنگ نیز گفته است. رضا خاتمی همان‌طور که در این مصاحبه نیز گفته هیچ‌وقت به عضویت سپاه درنیامده‌، ‌تا زمان فتح خرمشهر در جبهه حضور داشته و پس از آن به‌ دلیل مجروح شدن به تهران بازگشته و درسش را ادامه داده‌ است. آن‌طور که خودش گفته از طریق محسن میردامادی و رضا سیف‌اللهی با رده‌ بالاهای سپاه در ارتباط بوده و در جلسات سیاسی و تحلیل ایدئولوژیک‌شان شرکت می‌کرده است. پس از آن هم وقتی سپاه تهران تشکیل شده برای انجام کارهای روابط‌ عمومی و فرهنگی حضور کوتاه‌مدتی داشته است.

    بنابراین اگر به مجموعه مصاحبه نگاه کنیم، بیان جریان‌شناسی سیاسی در دوران جنگ است و شاید اولین تریبون نسبتا انتخاباتی رضا خاتمی که از دوران جنگ شروع شده و احتمالا ادامه پیدا خواهد کرد.

    اما به ‌واقع رضا خاتمی یک کاندیدای واقعی برای بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان است؟! پاسخ این پرسش از سال ۱۳۸۸و پس از انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری مشخص شد. نه ‌تنها رضا خاتمی بلکه اکثر گزینه‌های اصلاح‌طلب با کیفیت این جریان سیاسی پس از بازداشت‌ها و زندان‌ها و جمله حوادث آن روزها متوجه شدند که باید قید زمین سیاست را دست‌کم تا سال‌ها بزنند. اغلب گزینه‌های مد‌نظر اتحادی‌ها از‌جمله رضا خاتمی از گزینه‌هایی هستند که احتمالا پشت سد نظارت شورای نگهبان خواهند ماند و تایید صلاحیت آنها دور از ذهن است مگر آنکه تغییری غیرقابل پیش‌بینی و شگفت‌انگیز در چارچوب فرآیند احراز صلاحیت شورای نگهبان اتفاق افتد یا مجموعه حاکمیت برای بازتر شدن فضا مجوز حضور برخی چهره‌های سیاسی را صادر کند. اگر چنین اتفاقی رخ ندهد و رضا خاتمی رد صلاحیت شود، تنها یک عایدی دارد و آن اینکه اصلاح‌طلبان پیشرو پیام مد‌نظرشان را به جامعه داده‌اند. پیامی از این قرار که زمین بازی‌شان آنچنان محدود است که نه می‌توانند اصلاح‌طلبانه پای کار بیایند و نه می‌توانند متکی به کاندیدای اجاره‌ای کاری از پیش ببرند. در همین شرایط اما گزینه کارگزارانی‌ها احتمال تایید صلاحیت بالاتری نسبت به اتحادی‌ها دارد.

    مردم چه می‌خواهند؟

    شاید پرسش مهم‌تری که باید از همه جریان‌های سیاسی و حتی از طیف‌های مختلف اصلاح‌طلب پرسید این باشد که «مردم چه می‌خواهند؟ مردم کجای سیاست‌ورزی کنشگران سیاسی و صاحبان قدرت ایستاده‌اند» در این ایام اغلب فعالان سیاسی با استناد به آمار حداقلی مشارکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی و فضای اجتماعی متاثر از حوادث و مصایب سال ۹۸ و البته عملکرد دولت و مجلس مدعی شدند که مردم رغبت چندانی برای حضور در انتخابات ندارند. این گزاره اما نصف و نیمه ماند و هیچ‌کدام از طیف‌ها یا تشکیلات دست‌کم اصلاح‌طلب راهکار عملیاتی برای جلب و احیای امید مردم به صندوق رای ارایه نکردند و البته در این راه و آسیب‌شناسی جریانی نیز گامی برنداشتند. در این روزها که صحبت از کاندیداهای هر دو جریان به میدان آمده همه مولفه‌ها در انتخاب گزینه نهایی دخیل هستند. از انتخاب امریکا تا شرایط دیپلماتیک و برجام تا فضای سیاسی کشور اما به نظر می‌رسد آنچه اساسا درنظر گرفته نمی‌شود و جزیی از مولفه‌های مهم این شطرنج سیاسی نیست، این است که «مردم چه می‌خواهند؟»

    منبع: روزنامه اعتماد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • هنوز هم احتمال ائتلاف اصلاح‌طلبان با اصولگرایان وجود دارد؟

    هنوز هم احتمال ائتلاف اصلاح‌طلبان با اصولگرایان وجود دارد؟

    هنوز هم احتمال ائتلاف اصلاح‌طلبان با اصولگرایان وجود دارد؟

    اعتمادآنلاین| شرایط انتخاباتی اصلاح‌طلبان خاص و تعیین‌کننده است زیرا معلوم نیست آنها به کدام سمت می‌روند؛ به سمت معرفی یک نامزد کاملا اصلاح‌طلب یا به سمت حمایت از یک اصولگرای میانه‌رو. تقریبا آنچه که اخیرا محمدعطریانفر، از اعضای حزب کارگزاران گفته که اصلاح‌طلبان همچنان می‌توانند بر حمایت از لاریجانی حساب کنند اماد آیا واقعا علی لاریجانی می‌تواند نماینده اصلاح‌طلبان باشد؟ یا آنکه اصلا می‌توان او را بعد از مواضع معتدل چندسال اخیرش اصلاح‌طلب دانست؟

    داریوش قنبری، فعال سیاسی اصلاح‌طلب درباره دوراهی اصلاح‌طلبان میان حمایت از نامزد اصولگرای میانه‌رو یا معرفی نامزد کاملا اصلاح‌طلب گفت: «درباره ائتلاف دو نظر وجود دارد؛ برخی می‌گویند که در این دوره باید حتما با هویت اصلاح‌طلبانه وارد انتخابات شد تا سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان به سمت اصولگرایان هدایت نشود و بار مسئولیت رئیس‌جمهور اصولگرا ولو میانه‌رو بر گردن اصلاح‌طلبان نیفتد و در مقابل برخی دیگر از اصلاح‌طلبان معتدقند که با حمایت از نیروهای معتدل ولو آنکه پایگاه سیاسی‌شان اصلاحات نباشد، می‌توان جلوی پیش روی تندروها را گرفت و اجازه نداد که دولت هم مانند مجلس در اختیار نیروهای رادیکال قرار بگیرد. حال اینکه کدام یک از دو نظر در نهایت غالب شود، نیاز به زمان دارد تا ببینیم در ماه‌های منتهی به انتخابات چه تصمیمی در جبهه اصلاحات گرفته می‌شود و هنوز نمی‌توان احتمال ائتلاف مجدد را رد کرد».

    او ادامه داد: «واقعیت این است که نمی‌شود تأثیر ائتلاف سال۹۲ بر انتخابات سال آینده را نادیده گرفت. در آن زمان باتوجه به شرایط موجود نوعی همکاری میان اصلاح‌طلبان و اصولگرایان معتدل رخ داد که واقعا هم از روی کار آمدن تندروها جلوگیری کرد».

    او ضرورت مهم این انتخابات را مشارکت حداکثری مردم دانست و تصریح کرد: «مشکل بزرگ این روزهای عالم سیاسی در ایران نگرانی از عدم تحقق مشارکت حداکثری در انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده است. در مجموع همه جریان‌های سیاسی باید تلاش کنند تا مردم پای صندوق‌ها بیایند، با صندوق‌های رأی آشتی کنند و اعتماد از دست‌رفته‌شان بازگردد».

    قنبری در پایان درخصوص تأثیر حزب کارگزاران سازندگی در روند انتخابات۱۴۰۰ هم گفت: «کارگزاران سازندگی یکی از احزاب مهم و تأثیرگذار اصلاح‌طلب است و نمی‌شود نقش این حزب را نادیده گرفت. اکنون هم هنوز این حزب دارای منزلت بالایی است و می‌تواند تعیین‌کننده اما به نظر من حزب کارگزاران تک‌روی نخواهد کرد و خود را جدا از جبهه اصلاحات جدا نمی‌کند. اینکه عده‌ای بگویند این حزب اصلاح‌طلب نیست، کاملا سخن نادرستی را مطرح کرده‌اند. هویت کارگزاران کاملا اصلاح‌طلب است و هیچکس نمی‌تواند منکر این موضوع شود».

    منبع: نامه‌نیوز

  • راز «انشقاق ابدی» در اصلاحات/ دود نزاع اصلاح‌طلبان در چشم مردم

    راز «انشقاق ابدی» در اصلاحات/ دود نزاع اصلاح‌طلبان در چشم مردم

    راز «انشقاق ابدی» در اصلاحات/ دود نزاع اصلاح‌طلبان در چشم مردم

     

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست؛ در آستانه انتخابات ۲ اسفند ۹۸ و با التفات به شکست احتمالی اصلاح طلبان در این انتخابات، برخی چهره‌های شاخص اصلاح طلبی که عمدتاً متعلق به طیف چپ اصلاحات هستند، مباحثی که بوی اغتشاش از آن به مشام می‌رسید را در مقابل ایده طیف راست این جریان یعنی «قدرت محوری» تحت هر شرایطی مطرح کردند.

    سعید حجاریان، محمدرضا تاجیک، مصطفی تاج زاده، عبدالله ناصری و اعضای شاخص حزب اتحاد ملت که عمدتاً برخاسته از حزب منحله مشارکت هستند، شاخص ترین اصلاح طلبانی هستند که بر طبل جامعه محوری (بخوانید اغتشاش یا شورش!) می‌کوبند و به برخی از تکنوکرات های دوم خردادی و برخی کارگزارانی ها به خاطر اصالت بخشیدن به قدرت سیاسی خرده می‌گیرند. با این حال برخی حوادث اخیر از جمله یادداشت فوق الذکر به قلم حجاریان نشان می‌دهد که فقدان یک مانیفست واحد اصلاح طلبی تناقضات فاحش در میان جریان اصلاحات را به همراه داشته است، اگر چه عکس این موضوع نیز صادق است؛ یعنی اختلافات و تناقضات سبب شده تا رسیدن به یک مانیفست واحد امری محال به نظر بیاید. بنابراین به نظر می‌رسد که نسبت مانیفست واحد و تناقض‌های گفتمانی اصلاح طلبان یک نسبت دیالکتیک است.

    رادیکال‌ها علیه قدرت محوری راست مدرن

    اصلاح‌طلبان نه امروز بلکه چند وقتی است در دوگانه‌ای سیاسی قرار گرفته‌اند؛ «بازگشت به جامعه» یا «حضور در قدرت». همین دوگانه باعث به وجود آمدن صف‌بندی‌های جدیدی شده است. نیروهای دست راستی این جریان سیاسی در گفت‌وگوهای مختلف بارها اعلام کرده‌اند که اصلاح‌طلبی بدون حضور در قدرت سیاسی معنی ندارد و اگر اصلاح‌طلبان از کرسی‌های قدرت کناره گیری کنند، جریان اصلاحات با مرگ سیاسی مواجه خواهد شد. غلامحسین کرباسچی، دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی در گفت و گویی اظهار کرد که «من به دوستان اصلاح‌طلب خودمان می‌گویم، شما که مدام می‌گوئید باید جامعه‌محور باشیم و روی به جامعه بیاوریم و فقط به فکر این نباشیم که در قدرت باشیم، خب این الان جامعه! آقایان و خانم‌های اصلاح‌طلب، چه طرح و چه همبستگی‌ای برای خدمت به این مردم و رفع مشکلات آنها در مسئله کرونا ارائه دادید؟»

    محمد علی وکیلی، نماینده اصلاح طلب مجلس دهم نیز در یادداشتی در روزنامه ابتکار درباره این نزاع نوشت: «اصلاح‌طلبی یک جنبش روشنفکری نیست بلکه از همان ابتدا داعیه اصلاح حکومت و قدرت را داشت. این اصلاحات را نیز می‌خواست از درون قدرت انجام دهد.» او همچنین تاکید کرد: «دوگانه جامعه‌محوری / قدرت‌محوری، بر اتفاقات صحنه هشتاد و هشت نیز اثر گذاشت. عده‌ای متأثر از نگاه نخست به کف خیابان رفتند و امر اصلاح را در خیابان پی گرفتند و عده‌ای نیز معتقد بودند هرچند بخشی از حاکمیت در آن زمان عبوسی می‌کند و سخت می‌گیرد اما نباید همه پل‌های ورود به آن و همه راه‌های گفت‌وگو با آن را بست. آسیبی که من «تنازع رهبران» نام نهادم همین بود؛ نزاع جامعه محوری و قدرت محوری به میان رهبران اصلاحات کشیده شده است.»

    «جامعه محوری» برای اینها در واقع اسم رمزی است به منظور شوراندن جامعه علیه حاکمیت و هزینه تراشی برای کشور اما فراز مهم یادداشت وکیلی که خود در این تقسیم بندی در طیف قدرت محورها قرار می‌گیرد آنجاست که بر این نزاع صحه گذاشته و تاکید می‌کند «اکنون در سایه این نزاع، طرفین چهره یکدیگر را مخدوش کرده‌اند. جامعه محوران، «قدرت‌محوری» را قدرت‌طلبی تعبیر کرده‌اند و به طعنه غایت آن را کسب قدرت تعریف کرده‌اند. در حالی که مدعای قدرت‌محوری این است که اصلاح‌پذیری ساختارها و نظام، با اصلاحاتِ درون قدرت ممکن‌تر و از ضریب توفیق بیشتری نسبت به اصلاحاتِ جامعه محور برخوردار است. قدرت‌محوران نیز جامعه‌محوری را با طعنه سیاست‌ورزی فانتزی می‌نوازند و جامعه‌محوری را مساوی «بی‌مسئولیتی» معرفی می‌کنند؛ در حالی که این تعبیر اصلاً منصفانه نیست و سقف نقد وارد بر آن این است که نسخه‌هایش، تناسب راهبردی با پروژه اصلاحات ندارد. علت آن هم این است که این ایده اساساً از پارادایم سیاست متولد نشده است بلکه اصالتاً روشنفکری است.»

    طیف مقابل اما اصرار دارد که حضور در قدرت تنها در صورتی مفید و مؤثر است که خواسته‌های اصلاح طلبان از طرف حاکمیت تأمین شود. این ایده عمدتاً از سوی دست چپی‌های اصلاح طلبان مطرح می‌شود که بیش از هر چیز به فشار بر حاکمیت علاقه دارند و «جامعه محوری» برای اینها در واقع اسم رمزی است به منظور شوراندن جامعه علیه حاکمیت و هزینه تراشی برای کشور. مصطفی تاج زاده یکی از رادیکال‌ترین نیروهای اصلاح طلب در یک نشست گفته است که «راه اصلاح جامعه تقویت جامعه مدنی برابر دولت است و حضور در قدرت بدون داشتن جامعه مدنی قوی اشتباه است»؛ یعنی حالا که دستمان به کرسی‌های قدرت نمی‌رسد تا برای اعمال فشار بر حاکمیت از آن استفاده کنیم و نظم کشور را بهم بریزیم، پس چاره در آن است که با سو استفاده از برخی نابسامانی‌ها مردم را علیه حاکمیت بشورانیم و از این طریق باج بگیریم.

    اما شاخص ترین چهره‌ای که همواره نسخه گذار از قدرت محوری به جامعه محوری را تجویز می‌کرد سعید حجاریان است. استراتژیستی که برای اصلاح طلبان در حکم مغز متفکر است و برای باج خواهی آنها ادبیات نظری دست و پا می‌کند. چند ماه قبل از انتخابات ۲ اسفند ۹۸ و زمانی که برای اصلاح طلبان مسلم شد که اقبال مردم به آنها برای ورود به مجلس منتفی است و به زودی این کرسی را از دست خواهند داد، حجاریان طی یادداشتی با تجویز راهبرد «مشارکت مشروط» آن را تنها را راه باج خواهی از حاکمیت توصیف کرد. حجاریان صراحتاً نوشت که «به لحاظ منطقی و با توجه به پیشینه تاریخی چنانچه اصلاح‌طلبان (دارای پروژه سیاسی مشخص) و معترضان به وضع معیشت یک‌صدا شوند نخستین گزینه برخورد قهری اصلاح‌طلبان خواهد بود نه توده مردم حاضر در خیابان …. این مدل درباره انتخابات نیز کاراست. اصلاحات باید موضع خود در برابر انتخابات را به‌صراحت اعلام کند.» او همچنین با لحنی تهدید آمیز تاکید کرد: «شاید عقلانی‌ترین راهبرد را بتوان در «مشارکت مشروط» جست؛ از فرصت انتخابات استفاده کرد ولی چنان چه شروط مطرح شده برآورده نشد، عطای انتخابات را به لقایش بخشید.

    گردش از چپ به راست؛ «بی قدرتی مردود است»

    اما به فاصله کوتاهی پس از آخرین گفت و گوی سعید حجاریان و اتخاذ مواضع رادیکال، او در یادداشت «خشمگین از امپریالیسم و ترسان از انقلاب» به کلی تغییر موضع داد و در قامت یک کنشگر سیاسی درون حاکمیتی ظاهر شد. او که در گفتگوی پیشین خود «اکبر گنجی» را یک «اصلاح طلب تراز» و در اصلاح طلبی اصیل‌تر از بهزاد نبوی توصیف کرده بود، در یک تغییر موضع آشکار نوشت که «اصلاحات یعنی تغییرات از درون!»، (حال چطور می‌شود که هم اکبر گنجی بود و هم اصلاحات درون حاکمیتی انجام داد خود سوالی است که حجاریان باید پاسخ دهد) او اضافه کرد که «طبعاً عامل چنین تغییراتی نیروهای درون حکومت هستند؛ نیروهایی که یا تمامی قدرت را در اختیار دارند یا لااقل بخشی از آن را. از این منظر می‌توان گفت، مادامی که نیرویی درون قدرت نباشد، قادر به اصلاح نیست» و در کمال ناباوری تاکید کرد که «بنابراین، این گزاره که بی‌قدرتی اصلاح‌جویان به‌دلیل حضورشان در قدرت است، مردود است!»

    او که تا قبل از این نگاه قدرت محور را به کلی مردود می‌شمرد این بار حتی به تسلط بر «بخش هایی از بلوک قدرت» هم رضایت داد. او تصریح کرد که «قائلان به پروژه اصلاحات باید تلاش کنند ضمن آنکه پایی در میان مردم دارند، پایی درون قدرت باز کنند و اگر نتوانستند، لااقل بر بخش‌هایی از بلوک قدرت تأثیر بگذارند؛ بخش‌هایی از قدرت که به دورنمای منافع ملی وفادارتر هستند و حاضرند صدای اصلی اصلاح‌طلبان را در سطوح بالا –که تصمیم‌سازی در آن اتفاق می‌افتد- رِله کنند.»

    او حتی بر موضع حمایت خود نسبت به نامه موسوی خوئینی‌ها نیز خط بطلان کشید و با تاکید بر اینکه «جمعی از اصلاح‌طلبان متشکل از کارشناسان اجرایی، سیاستمداران حرفه‌ای و نخبگان آکادمیک مذاکره با رأس حاکمیت را در دستور کار قرار دهند و با بیانی منطقی و مبتنی بر داده‌های کارشناسی مسائل را موشکافی کنند و راهبردهایی را برای اصلاح ذهنیت تصمیم‌سازان و سپس بهبود وضعیت پیشنهاد دهند»، اظهار داشت که «جنس این فعالیت از سنخ نامه‌های سرگشاده» نیست.

    حجاریان در قامت یک چهره گفتمانی در حالی به «تسلط بر بخشی از بلوک قدرت» رضایت داده و از «مذاکره با رأس حاکمیت با بیانی منطقی و مبتنی بر داده‌های کارشناسی» صحبت کرده که تا کمتر از دو ماه پیش با طرح ایده «مشارکت مشروط» در پی تهدید حاکمیت بود و اعتقاد داشت که تا این شروط برآورده نشده باید عطای قدرت را به لقایش بخشید. با این وصف، سوال مطرح می‌شود که از دو ماه پیش تا امروز و یا از دوم اسفند ۹۸ تا این لحظه کدام شرط اصلاح طلبان برآورده شده که آنها اینچنین عقب نشینی کرده و از استراتژی «مشارکت مشروط» و «جامعه محوری رادیکال» به سمت «قدرت محوری» تغییر موضع داده و حتی به کسب «بخشی» از بلوک قدرت راضی شده‌اند؟ راز این تناقض گویی ها در چیست؟

    «انشقاق»؛ نتیجه تناقض ابدی اصلاحات

    پس از انتخابات اسفند ماه ۹۸ اصلاح طلبان در وضع «آچمز» قرار گرفته‌اند؛ از یک طرف به واسطه چسبندگی با کارنامه دولت و مجلس دهم و عملکرد ضعیف نیروهایشان مشروعیت خود را در میان مردم از دست داده‌اند و از طرف دیگر هم در حال سپردن کرسی‌های قدرت به جریان رقیب هستند. از این رو چهره‌های گفتمانی این جریان شدیداً در پی چاره‌ای برای برون رفت از این وضع هستند. تحرکاتی مثل نامه موسوی خوئینی‌ها را می‌توان در همین پارادایم تبیین کرد، اما فعالیت‌های از این جنس تنها برای فریب افکار عمومی و در کوتاه مدت پروژه اصلاح طلبان را پیش می‌برد و این آشفتگی و درگیری در اردوگاه اصلاحات با این ترفندها رفع و رجوع نمی‌شود. بنابراین اصلاح طلبان نیاز به یک راهبرد اساسی دارند تا بتوانند خود را از این وضع خارج کنند.

    در این میان بسیاری بر این باورند که مشکل اصلی اصلاح طلبان فقدان مانیفست مدون است و تا زمانی که این مانیفست تدوین نشود اصلاح طلبان به نتیجه مطلوب نمی رسند. محسن رهامی از فعالان اصلاح‌طلب معتقد است که «اصلاح‌طلبان باید طراحی جدیدی برای مانیفست اصلاحات پی‌ریزی کنند گرچه متأسفانه هیچ‌گاه چنین مانیفستی به درستی طراحی و ارائه نشده است تا مردم به درستی بدانند که اصلاح‌طلبان چه می‌خواهند و چه چیزی را می‌خواهند اصلاح کنند و چگونه و با چه ابزار و هزینه‌ای می‌خواهند این اصلاح صورت بگیرد.» رسول منتجب نیا دیگر فعال این جریان نیز بر این باور است که تا وقتی مانیفست اصلاح طلبی شکل نگیرد اصلاح طلبان ره به جایی نمی‌برند.

    اینکه چاره کار اصلاح طلبان تدوین مانیفست است بر هیچ اصلاح طلبی پوشیده نیست و چهره‌های شاخص این جریان هر کدام به سهم خود در این باره سخن رانده‌اند، اما تدوین چنین مانیفستی فرع بر وحدت اصلاح طلبان است؛ یعنی اگر قرار باشد همه اصلاح طلبان بر سر سفره یک مانیفست واحد بنشینند، قبل از آن باید یک توافق نسبی میان آنها باشد، در حالی که چنین توافقی نه امروز و نه هیچوقت پیش از این میان اصلاح طلبان نبوده است.

    نزاع میان دو جریان مدعی جامعه محوری که بر مدار سامان دهی یا تحریک مردم بر اغتشاش حرکت می‌کند و قدرت محور آنچنان بالا گرفته است که اصلاح طلبان دیگر نمی‌توانند بر روی یک صندلی بنشینند و انشقاق رسمی آنها نیز دور از این زمان نخواهد بود. بنابراین تدوین «مانیفست واحد اصلاح طلبی» از این جهت که گردآمدن اصلاح طلبان دور یک میز امری محال می‌نماید، خود محال ذاتی است.

    چنان که عبدالله ناصری نیز پیش از این گفته است که «مواضع احزابی مثل اتحاد ملت، توسعه ملی و انجمن اسلامی جامعه پزشکی خیلی با مواضع کارگزاران و مردم‌سالاری متفاوت شده است و ما منطقاً و عملاً نمی‌توانیم شورایی را شکل دهیم که هم احزاب اتحاد ملت و توسعه ملی در آن باشند و هم حزب اسلامی کار و مردم‌سالاری… [بنابراین] انشعاب در جبهه اصلاحات اجتناب‌ناپذیر است.»

    این یعنی دیر یا زود انشقاق اصلاح طلبان دست کم به دو گروه قطعی می رسندو موضوع تدوین مانیفست اصلاح طلبی به طریق اولی منتفی خواهد بود؛ در نهایت نیز این دو گروه در جریان اصلاح طلب نمی‌توانند خدمتی به مردم در زمینه اقتصاد و معیشت داشته باشند؛ زیرا از یک سو آن گروهی که بر مدار تحریک مردم به اغتشاش حرکت می‌کند، نشان داد هر جا وارد میدان سیاست شد نهایتاً دود تصمیماتش به چشم خود مردم رفت و وضعیت اقتصادی و معیشت مردم را خراب‌تر کرد و از سوی دیگر گروهی که معتقد است با رأی مردم به کرسی‌های مجلس و یا دولت دست پیدا کند در سال‌های گذشته کارنامه بسیار بدی را از خود به جای گذاشت؛ هم در دولت یازدهم و دوازدهم اصلاحات نتوانست نمره قبولی را از مردم بگیرد و هم در مجلس دهم. بنابراین پرواضح است دعوای درون جریانی اصلاح طلبان باز هم دودش به چشم مردم می‌رود و باید افکار عمومی مراقبت‌های لازم را به عمل آورد.

    منبع : مهرنیوز

  • نظام مشوق فعالیت حزبی است/ وجود صدها حزب در کشور بی‌معنی است

    نظام مشوق فعالیت حزبی است/ وجود صدها حزب در کشور بی‌معنی است

    نظام مشوق فعالیت حزبی است/ وجود صدها حزب در کشور بی‌معنی است

     

     

    محمد هاشمی رفسنجانی، عضو مؤسس حزب کارگزاران سازندگی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره نسبت جمهوری اسلامی با فعالیت حزبی گفت: تکثر احزاب موجود در کشور به خودی خود بیانگر وجود آزادی و امکانات لازم برای فعالیت احزاب در کشور است.

    وی افزود: معمولاً کشورهایی که به صورت حزبی اداره می‌شوند دو تا سه حزب عمده دارند که در رقابت با یکدیگر هستند و به صورت رقابتی قدرت را در نظر می‌گیرند، در حالی که در کشور ما چند صد حزب رسمی وجود دارد. با سیصد یا چهارصد حزب که نمی‌شود کشور را اداره کرد؛ بنابراین این حد از تکثر خود مخل کار حزبی است.

    وی همچنین گفت: البته این چند صد حزب در ایران در قالب دو یا سه جناح عمده تبلور یافته‌اند که به اصلاح طلب، اصولگرا و بین اینها یعنی اعتدالگرا تقسیم می‌شوند. در این جناح‌ها کادر برای اداره کشور وجود دارد؛ یعنی زمانی که رئیس جمهور اصلاح‌طلب روی کار می‌آید مدیران او عموماً از همین تفکر هستند و زمانی که رئیس جمهور اصولگرا یا اعتدالگرا باشد هم ماجرا به همین ترتیب است. در واقع به نظر من جناح‌ها در ایران تقریباً کار حزب در کشورهای با نظام حزبی را انجام می‌دهند.

    هاشمی با اشاره به اینکه ترتیب مجالس در کشور ما تقریباً جناحی بود افزود: من معتقدم که اگر چه جناح‌ها در کشور هستند و فعالیت می‌کنند اما تحزب و فعالیت حزب به معنای واقعی در کشور وجود ندارد.

    وی در ادامه تاکید کرد: نظام جمهوری اسلامی صد در صد مشوق فعالیت حزبی و افزایش نقش احزاب در کشور است. احزاب در کشورهای مختلف به دنبال کسب قدرت هستند و رقابت می‌کنند تا قوای مختلف را در اختیار بگیرند، اما ساختار سیاسی کشور ما به گونه‌ای است که برخی نهادها قابلیت رقابت حزبی و انتخاباتی را ندارد.

    وی در پایان گفت: اگر چه تفاوت‌هایی میان نظام سیاسی ما با برخی دیگر از کشورها وجود دارد اما می‌بینیم که رقابت‌های حزبی تا سطوح ریاست قوه رقابتی و قابل دسترسی است.

    منبع : مهرنیوز

  • کارگزاران معتقد به ساختار جدید رهبری در جریان اصلاحات است

    کارگزاران معتقد به ساختار جدید رهبری در جریان اصلاحات است

    به گزارش خبرگزاری مهر، حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران درباره دلایل اختلاف اصلاح‌طلبان برای حضور در انتخابات دوم اسفند به روزنامه آرمان گفت: در این زمینه دو دیدگاه در بین اصلاح‌طلبان وجود داشت. یک دیدگاه معتقد بود مردم از وضعیت موجود جامعه رنجیده هستند و از سوی دیگر پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان نیز آمادگی حضور در انتخابات را ندارد.

    وی افزود: دلیلی که این گروه ارائه می‌کردند کارکرد ضعیف مجلس و دولت بود. دیدگاه دیگر اما به‌دنبال مشارکت در انتخابات بود. در حزب کارگزاران سازندگی این موضوع مورد بحث قرار گرفت که هدف اصلی تشکیل شورای عالی سیاستگذاری حضور در انتخابات بوده و به همین دلیل باید تلاش کنیم مردم را برای حضور در انتخابات متقاعد کنیم.

    سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی درباره انتقادات کارگزاران به رئیس دولت اصلاحات، تصریح کرد: اگر انتقادی صورت می‌گیرد به‌دلیل این است که ما انتظار داریم رئیس دولت اصلاحات در تصمیم‌گیری‌ها نقش پررنگ‌تری ایفا کنند. ما امیدواریم رئیس دولت اصلاحات اعمال مدیریت بیشتری در مورد ضعف‌های جریان اصلاحات داشته باشند تا بتوانیم در آینده این ضعف‌ها را پوشش بدهیم.

    مرعشی با بیان اینکه برخی از دوستان علاقه دارند رئیس دولت اصلاحات را منحصر به خود کنند، گفت: این نظر برخی از دوستان است که ما به‌نظر آنها احترام می‌گذاریم اما این دیدگاه را به حال جریان اصلاحات مفید نمی‌دانیم. [البته] ما معتقد به ساختار جدید رهبری در جریان اصلاحات هستیم که در این ساختار جدید نیز رئیس دولت اصلاحات نقش محوری دارند.

    منبع : مهرنیوز