کانالهای آب در ونیز تمیز شدند | کرونا چطور به محیط زیست کمک میکند؟
چمدان – هرچه مردم بیشتر در داخل خانه و خارج از آبراهها بمانند، تأثیرات فعالیت روزانه خود را بر محیط زیست می بینند. ونیز به طور متوسط ۲۶ تا ۳۰ میلیون نفر گردشگر در سال دارد. ماه مارس به طور معمول آغاز فصل گردشگری است، و افراد با کشتی های بزرگ کروز مسافرت می کنند و از تاکسی های آبی خصوصی، کشتی های عمومی و گوندولا استفاده می کنند تا مسیر خود را به پیش ببرند.
به اینها، ترافیک قایقهای محلی، که شامل آمبولانس ها، پلیس و قایق های شخصی نیز میشود اضافه کنید و تصور کنید که چقدر شلوغ می شود. تمام این ترافیکها باعث می شود که رسوب موجود کانال ها در آب حل شده و ظاهر تیره و تار به آب ببخشد. این فعالیت همچنین اجازه نمی دهد تا ماهی ها و دیگر گونههای دریایی به درستی شنا کنند.
اما اکنون تصاویری که از ونیز منتشر می شود، نشان می دهد که تنها در چند هفته کوتاه، طبیعت دوباره در حال بازسازی خود است. ماهی ها و قوهای فراوانی در حال شنا در کانالها میباشند.
یکی از مکانهای دیدنی و تاریخی اصفهان در دوره صفوی که شاهکار کم نظیری از کاشی کاری و معماری استادانه است را می توان به جرات مسجد شیخ لطف الله دانست. نقوش و رنگهای به کار رفته در کاشیکاری استادانه گنبد مسجد شیخ لطف الله، از زیباترین کاشیکاری های موجود در معماری ایران است. در بخش ایرانگردی امروز قصد داریم شما را به بازدید از این مسجد بینظیر ببریم، پس همراهمان باشید.
عکس از: Tina Azimi
مسجد از پنجره های مشبکی که در جوانب گوناگون ساقه گنبد ساخته شده اند نور خود را تامین می کند. محراب مسجد شیخ لطف الله از شاهکارهای بی نظیر معماری ایران است. ویژگی خاص این مسجد نداشتن صحن و مناره است. چرخش ۴۵ درجه ای که از محور شمال به جنوب نسبت به محور قبله دارد، گنبد کم ارتفاع مسجد، محراب بی بدیل مسجد و کتیبه های نفیس و طره های سردر که درون گلدان مرمرین جای گرفته اند.
عکس از: Tina Azimi
مسجد شیخ لطف الله به دستور شاه عباس اول در ۱۸ سال ساخته شد. در دوران رضاشاه دستور به بازسازی و مرمت مسجد شیخ لطفالله صادر شد. مسجد شیخ لطف الله در ضلع شرقی میدان نقش جهان و مقابل عمارت عالی قاپو و در کنار مسجد امام واقع شده است. مسجد را شاه عباس اول به احترام و افتخار شیخ لطف الله جبل عاملی، روحانی شیعه آن روزگار که از لبنان به ایران آمده بود ساخته است.
عکس از: Tina Azimi
عکس ها از: ehsantrips
توجه: هدف ما از معرفی این جاذبه آشنایی شما با جاذبههای زیبا کشورمان است. با توجه به شرایط ایجاد شده در کشور بهتر است، زمان بازدید از این جاذبه را تا پایان بحران ایجاد شده عقب بیاندازید و بعد از حذف بحران ایجاد شده با تنی سالم به این منطقه زیبا سر بزنید
در اینجا چند نکته وجود دارد که باید قبل از بازگشت مسافران به آسمان، دریا و هتل ها در نظر گرفت:
۱. مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری هر کشور باید اعلام کند که امکان سفر برای همه وجود دارد. هنگامی که هشدار لغو سفر و قرنطینه خانگی برداشته شود، مسافران میتوانند برنامه ریزی برای تعطیلات خود را از سر بگیرند.
۲. سازمان بهداشت جهانی شرایط را برای سفر ایمن اعلام کند. معنای هشدارهای بسیار فنی WHO کاملاً واضح است: در خانه بمانید. سایت این سازمان را مرتب چک کنید. وقتی ببینید که هشدارهای WHO در حال کم شدن است ، ممکن است زمان برنامه ریزی سفر بعدی شما رسیده باشد.
اگر فقط یکی از این نهادها هشدارهای خود را لغو کنند کافی نیست. برای ایمن بودن ، منتظر بمانید.
داستان گنبدی در شمال غرب ایران که پس از ویرانی، دوباره زنده شد! +تصاویر
تبریز دورهای از سلسله صفویان پایتخت کشور بوده است. در زمانی که تبریز پایتخت سلسله صفویان بود، آثار بسیاری در این شهر بنا شد یکی از این آثار مسجد صاحب الامر یا مسجد شاه طهماسب است. امروز در بخش پیشنهادات ایرانگردی لستسکند به معرفی این جاذبه تاریخی تبریز رفتهایم. با ما همراه باشید.
معرفی مسجد صاحبالامر تبریز
مسجد صاحبالامر یا مسجد شاه طهماسب یکی از مسجدهای قدیمی شهر تبریز است. این بنا به دستور شاه طهماسب یکم بنا شد و در آغاز متعلق به وی بود. شکل گنبد و منارههای مسجد با سایر مساجد آن دوره متفاوت است. از زمان شاه طهاسب یکم، تنها دو طاق مرمرین در این مسجد باقی مانده که جنبه تاریخی دارد. در کنار یکی از طاقها سنگ نوشتهای مرمرین و در بالای طاق دیگر سوره الجن نوشته شده است. مسجد صاحبلامر بعدها با حمله سپاهیان عثمانی به ایران به طور کامل ویران شد. اما بعد از عقبنشینی عثمانیان مسجد توسط میرزا محمد ابراهیم (وزیر آذربایجان در زمان شاه سلطان حسین) بازسازی شد.
عکس از: محمد فتاحی
مسجد صاحب الامر در مرکز شهر و در میدان صاحبآباد قدیم تبریز درست انتهای خیابان دارئی واقع شده است. این مسجد کنار مهرانرود قرا دارد و امروزه موزه قرآن و کتابت تبریز در مسجد صاحبالامر دایر است.
عکس از: محمد فتاحی
شاه طهماسب یکم
شاه طهماسب یا تهماسب یکم، پسر ارشد اسماعیل یکم و دومین پادشاه سلسله صفویان بوده است. وی بعد از پدرش تاج شاهی را بدست آورد و در همان بدو حکومت با آشوبهای داخلی و حمله ازبکان و عثمانیان مواجه شد. بعد از پشت سر گذاشتن این آشوبها وی دورهای طولانی در حدود ۵۴ سال در صلح و ثبات به ایران حکومت کرد. مذهب وی شیعه دوازده امامی بوده است .
شاه طهماسب شیفته هنر بود و در هنر خوشنویسی و نقاشی دست داشت. تنها تصویر بر جای مانده از وی مجلس بزمی است که در موزه توپقاپو سرای ترکیه قرار دارد. وی بعد از اینکه پادشاه ایران شد به تبریز پایتخت کشور رفت و در مدتی که تبریز پایتخت حکومت وی بود، آثار بسیاری در این شهر ساخته شد که مسجد صاحبالامر یکی از این آثار است.
عکس از: نادر مزرعه شادی
معماری مسجد صاحبالامر
مسجد دارای یک گنبد و دو مناره است. شکل ظاهری گنبد با مساجد دوره صفویان متفاوت و از ارتفاع کمتری برخوردار است. منارههای مسجد نیز تفاوت بسیاری با دیگر منارههای آن عصر دارند.
عکس از: نادر مزرعه شادی
عکس از: نادر مزرعه شادی
همانطور که گفته شد مسجد دارای دو طاق پوشیده با سنگ مرمر است. بر روی یکی از طاقهای مرمرین کتبیهای با عبارت بسم الله الرحمن الرحیم وجود دارد که این بخش با نقوش زیبای اسلیمی و طرح گل و گیاه مزین شده است. کتیبهای دیگر در این طاق قرار دارد که فرمان شاه طهماسب و عنایات وی به مردم تبریز را شامل میگردد. طاق دوم داخل شبستان مسجد قرار دارد.
عکس از: نادر مزرعه شادی
عکس از: نادر مزرعه شادی
در داخل مسجد صندوقی مشبک از جنس چوب به شکل مقبرهای چوبی وجود دارد که هیچ قبر یا آرامگاهی داخل آن قرار ندارد. امروزه در بخشهایی از مسجد آیینهکاری زیبا دیده میشود که این آیینهکاریها در زمان قاجار به بنا اضافه شده است.
عکس از: نادر مزرعه شادی
ویژگی منحصر به فرد مسجد صاحبالامر
در ورودی مسجد صاحبالامر با صورتکهای فلزی پوشیده شده است. در گذشته مردم برای دخیل بستن و دعا کردن این صورتکها را تهیه میکردند و به در مسجد وصل میکردند.
موزه قرآن و کتابت تبریز
امروزه در مسجد صاحبالامر موزهای تحت عنوان موزه قرآن و کتابت قرار دارد. در این موزه انواع قرآنهای خطی و تاریخی و نسخههایی از کتابهای دعا و ادعیهها قدیمی به نمایش گذاشته شده است. این موزه بیش از ۲۲۰۰ اثر قرآنی دارد و در میان این آثار تابلوهای خوشنویسی و ظروف چینی نیز دیده میشود. مهمترین اثرهای موجود در موزه، آثار ملا عبدالباقی تبریز استاد خط ثلث، آثار میرزا محمد شفیع تبریزی و میرزا طاهر خوشنویس از دیگر استادان خط نسخ است.
سخن نهایی
مسجد صاحبالامر روزگاری محل برگزاری جلسه علمای تبریز با سید علی محمد باب بوده است و این جلسات از مهمترین دلایل اهمیت تاریخی این مسجد است. مسجد صاحبالامر در نزدیکی بازار بزرگ تبریز قرار دارد. به راحتی میتوانید بعد از بازدید از بازار بزرگ و زیبای تبریز به این مسجد نیز سر بزنید. اگر شما هم از این مسجد در گذشته دیدن کردهاید، نظرتان خود درباره این مسجد با ما در میان بگذارید.
توجه: هدف ما از معرفی این جاذبه آشنایی شما با جاذبههای زیبا کشورمان است. با توجه به شرایط ایجاد شده در کشور بهتر است، زمان بازدید از این جاذبه را تا پایان بحران ایجاد شده عقب بیاندازید و بعد از حذف بحران ایجاد شده با تنی سالم به این منطقه زیبا سر بزنید
اسکلتهای غار شانهدر در اربیل عراق از شیوه تدفین عجیبشان می گویند!
اسکلتی از انسانهای غارنشین کشف شده است که بسیاری از مسائل تدفین آنها را روشن میکند. باستان شناسان فقط به دنبال کشف شیوهها و فرهنگ زندگی گذشتگان نیستند، بلکه برای آنها بسیار مهم است که گذشتگان چگونه مراسم تدفین را انجام میدادهاند! آنها اعتقاد دارند با درک آداب و رسوم مراسم تدفین، اطلاعات بسیار خوبی درباره زندگی افراد روشن میشود و در واقع این آیینها بخش زیادی از سطح مهارتی یک فرهنگ را نمایان میسازند و اطلاعاتی درباره باورهای مذهبی آنها بدست میدهند. در لست سکند همراه ما باشید تا ببنیم اسکلتهای غار شانهدر در اربیل عراق چه اطلاعاتی را در اختیار باستان شناسان قرار داده است.
انسانهای غارنشین در غار شانهدر
درک ما از انسانهای غار نشین با کشفیات انجام شده در غار ۷۰۰۰ ساله شانهدر (محل حفاری باستانشناسی در کردستان عراق) بسیار پیشرفت کرده است. طبق گفته محققان در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، بقایای اسکلت مردان، زنان و کودکانی کشف شد که گنجینهای از امکانات تحقیقاتی در مورد رژیم غذایی انسانهای غار نشین و رسوم آنها و به ویژه شیوههای دفن را فراهم کرده بود.
اسکلتی با نام شانهدر ۴ به عنوان “دفن گل” معروف شد، زیرا استخوانهایش با گرده چسبیده گل کشف شدند. این استخوانها به عنوان استخوانهای مردی ۳۰ تا ۴۵ ساله شناسایی شدند و کشف آنها منجر به این شد که برخی دانشمندان نتیجهگیری کنند که انسانهای غارنشین ممکن است نسبت به آنچه قبلا تصور میشده است، در مراسم تدفین شان پیچیدگی بیشتری به خرج داده باشند. در واقع اگر آنها مردم خود را با گُل دفن میکردهاند، این این امر نشاندهنده نوعی پیچیدگی است که پیش از این شناخته نشده بود.
البته تئوری دیگری نیز وجود دارد که بیان میکند این گرده گل توسط حیوانات به زیر زمین منتقل شده است و نشانهای معنادار در مورد رسوم مردم غار نشین نیست. درهر صورت به تازگی اسکلتی کشف شده است که باستان شناسان را بسیار متعجب کرده است. این اسکلت شانهدر زِد نام دارد و با توجه به امکانات و فنآوریهای جدید میتوان اطلاعات جدیدی در مورد تدفین آنها بدست آورد.
از جمله میتوان از طریق دسترسی بهتر به اطلاعات در مورد بسیاری از مسائل مانند DNA به کشف بیشتر تکامل انسانهای غار نشین و ارتباط آنها با انسانهای امروزی پرداخت. همچنین پاسخهای بیشتری به بحث و سوالات طولانی در مورد روشها و مراسم تدفین انسانهای غار نشین و مراسم مذهبی شبیه به انسانهای امروزی پاسخ داد.
شانهدر زِد اسکلتی خاص و کشفی جدید
مکانی که شانهدر زِد در آن کشف شده است، از مکان کشف سایر اسکلتها متفاوت تر است. مکان دفن او نشان میدهد که آنها آگاهانه و با شیوهای خاص مردگان را در قبر قرار میدادهاند. دانشمندان با تحقیقاتی متوجه شدهاند که بر خلاف آنچه قبلا فکر میکردند، گذشتگان، انسانهایی خشن و ابتدایی نبودهاند و پیچیدگی خاص خود را داشتهاند. ظاهرا غارنشینهای شانهدر از این محل برای مراسم مذهبی مردگان خود استفاده میکردهاند و این خود نشان دهنده نوعی پیچیدگی فرهنگی و نظم بالا است.
شما در ایران غارهایی را میشناسید که مانند غار شانهدر کردستان عراق محل دفن مردگان بوده باشند؟
رژه بوش؛ یکی از عجیب ترین رژه های دنیا را از نزدیک تماشا کنید!
هیرنیموس بوش یکی از فریبنده ترین نقاشان دوره رنسانس بود. گرچه درباره زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست، نقاشیهای سورئال و پوچ او در قرون پانزده و شانزده میلادی مملو از جزییاتی باورنکردنی است که تأثیر آنها همچنان روی هنرمندان امروزی ادامه دارد. در حقیقت رژهای که رژه بوش نامیده میشود با الهام از تخیل فانتزی این هنرمند شکلگرفته است. این رژه شناور روی رودخانهای در زادگاه این هنرمندی هلندی برگزار میشود.
رودخانه دامل در هرتوژنبوش محلی برای برگزاری رژه بوش است که در سال ۲۰۱۹ برگزار شد. بیش از ۲۵۰۰۰ تماشاچی در حال نظاره داستانی بودند که توسط ۱۵ پرده نقاشی مجزا به نمایش درآمده بود. هرکسی که با نقاشیهای بوش مانند” باغ لذتهای زمینی” آشنایی داشته باشد از دیدن برخی بازیگران دیوانه در رژه تعجب نخواهد کرد. هریک از این بازیگران با پوشیدن لباسهایی رنگارنگ، تبدیل به جزئی از این نمایش شده اند.
هر بخش دارای یک آهنگ مجزاست. در حقیقت موسیقی جزئی کلیدی در ویرایش هشتم این رژه محسوب میشود. ۳۵ عضو همسرا، ۱۵ خواننده تکخوان، ۷ نوازنده ادوات برنجی، ۸ نوازنده آلات کوبهای و یک نوازنده گیتار الکتریک این رژه را اجرا میکنند. همچنین یک پیانوی بسیار بزرگ شناور نیز در این میان به چشم میخورد. این موسیقیدانها تنها بخشی از ۲۵۰ نفری هستند که با ادای احترام به هیرنیموس بوش باعث لذت بردن جمعیت از این رژه شدهاند.
به گفته مدیر برنامه: «این رژه شناور و شاعرانه از کارهای هنری بوش، راوی داستانی جهانی از قدرت و ضد قدرت، جنگ، هرجومرج و امید است. از هرج مرج پس از جنگ یکروند جدید متولد میشود. درنهایت مخالفان قدیمی پایه امید جدیدی را در این داستان بنا مینهند که مملو از سمبل ها و فانتزیهای مختلف است که در کارهای بوش به چشم میخورد.»
اگر این رژه شناور نظر شما را نیز جلب کرده، زمانش رسیده که سفری به این قسمت از کره زمین داشته باشید. رژه بعدی بوش در ۱۷-۲۰ ژوئن ۲۰۲۱ در هرتوژنبوش هلند برگزار خواهد شد.
۱۵ پرده نقاشی شناور که از کارهای هنری نقاش هلندی عصر رنسانس الهام گرفتهشدهاند.
حدود ۲۵۰ نفر این رویداد هنری را در زادگاه بوش اجرا میکنند.
آیا مردم جهان به خاطر این غذای عجیب ژاپنی در خطرند!
نسلهاست که خانوادهها در سراسر ژاپن زنبورها را شکار کرده، پروش داده و میخورند. اما آیا رسم خوردن این خوراکی قدیمی بهزودی ناپدید خواهد شد؟ یکی از شکارچیان زنبور در دهکده ما را بهپای یکی از کندوهای زنبور برد و تکهای از آن را که هنوز نوزادان زنبور در آن بود به ما نشان داد. به ما یک غذای لذیذ و محلی که فقط یکبار در ماه نوامبر در دسترس است پیشنهاد شده بود، غذایی که به قیمت ۹۰۰۰ ین فروخته میشد. ما نیز این تکه خوشمزه را زندهزنده خوردیم. طعمی سبک و خامهای و عالی داشت.
در ژاپن نسلهاست که حشره زنبور غذایی لذیذ و گرانقیمت تلقی میشود
هرساله در ژاپن فستیوالی با عنوان “کوشیهارا هبو ماتسوری” برگزار میشود. هبو یک کلمه محلی است که به دو گونه زنبور سیاه اطلاق میگردد، این زنبورها تهاجمی نبوده و میتوان آنها را بهراحتی شکار کرد. هرساله در هفته اول نوامبر اهالی کندوهای زنبورها را از سراسر جنگل جمعآوری کرده تا در مسابقه وزنکشی کنند. به کسانی که کندوهای سنگینتری دارند جایزهای تعلق میگیرد.
هرچند این پایان داستان نیست. در اوایل تابستان همه شروع به جمعآوری این کندوها میکنند. آنها تکهای کاغذ سفید را به یک ماهی تازه نقرهای وصل کرده و منتظر میشوند. زنبورها به سمت طعمه میآیند و اهالی کندوهایی که به این روش ایجاد شده را روی زمین میگذارند و زنبورها را به قفسههای چوبی انتقال میدهند و تا پاییز آنها را پرورش میدهند. غذای این زنبورها شکر، آب و گوشت خام است.
وقتی زنبورها به لانه خود بازگشتند، شکارچیان کندوها را جمعآوری کرده و تا تولید کرم زنبور آنها را پرورش میدهند.
این کار نسلهاست که در ژاپن انجام میشود اما امروزه فقط نسلهای قدیمیتر به چنین کاری مبادرت میورزند. هنوز مشخص نیست که چه کسانی برای اولین بار این کار را آغاز کردهاند. درگذشته طبق منابع موجود زنبورها منبع مهمی از پروتئین محسوب میشدند. ۱۰۰ گرم هبو دارای مقدار زیادی پروتئین است اما در واقعیت کسی چنین مقدار پروتئینی نمیخورد.
پس از تحقیقاتی که در مناطق دیگر ژاپن که خوردن زنبورهای سیاه در آن رایج است انجام شد، محققان به این نتیجه رسیدند که حشرات بهصورت تصادفی توسط مردم شکار میشوند و صرفاً بهعنوان مکمل غذایی خورده میشوند. در مناطق دیگری بهجز کوشیهارا مردم منطقه فقط کندوها را جمعآوری میکنند اما مردم این منطقه نهتنها کندوها را جمعآوری کرده بلکه آنها را در خارج از خانههایشان پرورش میدهند. درنتیجه هبو در جشنهای محلی خورده میشود.
درحالیکه مردم سایر مناطق ژاپن فقط کندوها را جمعآوری میکنند، محلیها در کوشیهارا این کار را بهعنوان یک فعالیت اجتماعی انجام میدهند.
به همین خاطر و برای حفظ سنت دیرینه شکار زنبور، از سال ۱۹۹۳ فستیوالی برگزار میگردد. ایالات دیگر جشن کوچکی در این زمینه به راه میاندازند اما کوشیهارا تنها منطقهایست که عکاسان و رسانههای زیادی در آن حضور مییابند تا بتوانند شهرت این جشن را حفظ کنند.
برخی از مناطق اطراف شهری مانند” اِنا” به خاطر مهاجرت روستاییان به شهرها خالی از سکنه شده است. کوشیهارا نیز دیگر یک ایالت مستقل نیست و با انا یکی شده است. در سال ۲۰۱۰ کسانی که این جشن را برگزار میکردند پیشنهاد انتقال محل جشن به مکان نزدیکتری را مطرح کردند تا بدین شکل افراد جوانتر بتوانند در جشن آنها را یاری دهند.
به اعتقاد آنها تا زمانی که حتی یک نفر علاقهمند به این کار وجود داشته باشد، آنها انگیزه لازم برای برگزاری جشن را خواهند داشت.
۶ سال پیش عدهای از جوانان دهکده مسئولیت برگزاری جشن را به عهده گرفتند. عدهای به جمعآوری کندوها پرداختند وعدهای نیز در پی درک بهتر این مراسم با کمک نسلهای گذشته بودند.
هبو گوهی موچی که برنجی چسبنده و گریل شده و خوابانده شده در میسو، بادامزمینی و لارو زنبور است، یکی از غذاهای لذیذ محلی محسوب میشود.
هبو گوهی موچی از برنج و لارو زنبور تهیه شده است. درست کردن آن ساعتها وقت میبرد اما قرنهاست که این غذا در میهمانیها استفاده میشود.
علاوه بر زنبورهای سیاه، برخی از روستائیان زنبورهای سرخ و تهاجمی بسیار بزرگی را نیز شکار میکنند.
در جشن عدهای از دختران جوان با تیشرتهایی یکشکل شروع به خواندن سرود هبو میکنند و هبو گوهان میفروشند. این گروه پس از بازنشسته شدن زنان مسن دهکده قدم جلو گذاشته و برای فروش غذا داوطلب شدهاند.
در سالهای اخیر علاقه روزافزون به حشره شناسی در داخل ژاپن و بهصورت بینالمللی باعث شده که عده زیادی برای دیدن این جشن به ژاپن بیایند. این جشن فرصتی برای ارتباط مجدد با طبیعت و حفظ میراث فرهنگی منطقه است.
حال سؤال اینجاست که آیا نسلهای جدید نیز مانند پیشینیان خود این جشن و حال و هوای آن را زنده نگه خواهند داشت یا خیر. درحالیکه عدهای از جوانان با هیجان در جشن شرکت میکنند اما عدهای حتی تمایلی به خوردن اسنک زنبور ندارند.
با کوچکتر و پیرتر شدن جمعیت کوشیهارا، کودکان کمتری نحوه شکار و جمعآوری کندوها را فرامیگیرند. سؤال اینجاست که چه کسی تکنیکهای شکار را به نسل بعدی خواهد آموخت. بسیاری از جوانترها در منطقه در حال آموزش هستند اما علاقه چندانی از خود نشان نمیدهند. با رفتن مردم از دهکده برای یافتن کار، دیگر اهالی دهکده نمیتوانند این کار را بهعنوان سرگرمی انجام دهند.
برای این منظور کمیته اجرایی این فستیوال در جولای سال بعد یک مأموریت شکار برای گروه کوچکی از روستائیان ترتیب داده است. مدیر این کمیته شکار را از سه سال قبل آغاز کرده است و از نظر او شهرت جشن در سالهای اخیر دلگرمکننده بوده است.
مسافرخانه ای ترسناک که هنوز مهمانان مخصوص به خودش را دارد!
نظرتان درباره یک شب رویایی در مسافرخانهای جنزده چیست؟ مهمانخانه پری دریایی چند قرن از عمرش میگذرد و در شهر رآی انگلستان قرار دارد. صاحب فعلی آن جودیت بلینو همه امکانات مدرن از صبحانه گرفته تا وای فای را ارائه میدهد. اما شاید این مسافرخانه مالکین دیگری نیز داشته باشد که بعضی اوقات صدای آنها به گوش میرسد و بعضی اوقات نیز سکوت میکنند. ولی در هر صورت حضور آنها احساس میشود. ما را در لست سکند همراهی کنید تا ببینیم داستان این مهمانخانه چیست!
به نظر میرسد این مسافرخانه یکی از جن زده ترین مکانهای بریتانیا باشد. قدمت این ساختمان درجه ۲ حدودا به قرن دوازدهم میلادی میرسد. البته بعضی حتی تاریخ زیر زمین سنگی آن را به سال ۱۱۵۶ نسبت میدهند. در سال ۱۴۲۰ این مهمانخانه به شکلی که امروزه مشتریان آن را میشناسند، تغییر پیدا کرد و نام خیابانش نیز به خیابان پری دریایی تغییر یافت.
به نظر میرسد این تغییر نام به دلیل هیجان انگیز شدن آدرس مسافرخانه اتفاق افتاده است. مشهور است که ارواح نا آرام در اتاقهای این مسافرخانه پرسه میزنند و احتمالا مشهورترین ساکنان این مسافرخانه گروه قاچاقی هاوخورست بودهاند که برای مخفی شدن از این مسافرخانه استفاده کردهاند.
چرا “رآی”؟ این شهر تا حدی بالاتر از قانون بود، زیرا کشتیهای سلطنتی را تامین میکرد. اهمیت آن برای ارتش و تجارت بسیار زیاد بود، بنابراین یک دسته یاغی به این شهر رفتند که شاید بتوانند چیزی به دست آورند. دسته هاوخورست “از سال ۱۷۳۵ تا ۱۷۴۹ جنوب شرقی انگلستان را به وحشت انداخته بودند. آنها چیزی بیش از ارعاب ایجاد میکردند، درواقع هر کس که به آنها احترام نمیگذاشت را میکشتند.
سایت مسافرخانه مینویسد که، تونلهای مخفی زیادی وجود دارد که یکی از آنها از طریق زیرزمین به مهمانخانهای قدیمی در خیابانی موازی خیابان پری دریایی میرسد و امکانات فرار سریع نیز در آن فراهم شده است. عدهای اعتقاد دارند که توماس کینگزهیل و شریکش آرتور گری هنوز روحشان در این مسافرخانه حضور دارد و در راهروها پرسه میزند، یا حتی شاید بر روی صندلی گهوارهای اتاق شماره ۱۷ نشسته است. البته تطابق پذیری با این مسافرخانه و محیط آن خیلی سخت نیست ولی شاید برای کسانی که قلبی ضعیف تر دارند مناسب نباشد.
در این مسافرخانه بعضی حس میکنند که مردانی از میان دیوارها عبور میکنند و زنانی شبحوار اقلامی مثل لباسهای خیس را حمل میکنند. بسیاری از این اتفاقات بخصوص در اتاقی مشهور به اتاق جیمز دیده شده است.این اتاق به افتخار شهردار سابق رای «چارلز جیمز» نام گذاری شده است.
البته ترسناکترین اتاق مسافرخانه به عنوان اتاق دکتر سین نامگذاری شده است. سین یکی از شخصیتهای اصلی قاچاقچیان بوده است که ظاهرا در اتاقش یک راهروی مخفی وجود داشته است و این راهرو در نهایت به یک کافه ختم میشده است. عدهای در این اتاق صداهایی شبیه به صدای جنگ و شمشیر زنی دو شخص را شنیدهاند.
این مسافرخانه از سال ۱۷۷۰ بسته بوده است و از سال ۱۹۹۳ صاحب فعلی آن را خریداری کرده است و مسافران و مشتریان خاص خود را دارد. این مسافرخانه از طریق فیلم یلوبِرد با بازی گراهام چپمن به شهرت رسید.
شما تا به حال حضور در چنین مسافرخانهای را تجربه کردهاید؟
سوتلانا کازینا، عکاس روس، علاقه بسیار زیادی به طبیعت دارد. علاقه او به حدی است که حدود بیست سال پیش کارش را رها میکند و همراه با خانوادهاش به یک روستای کوهستانی در نزدیکی مرز قزاقستان میرود. در این روستا، کازینا به موقعیتهایی عالی برای هنرنمایی و پیشرفت در عکاسی دست پیدا کرده است. یکی از مکانهای مورد علاقه او برای عکاسی و شکار منظره، بلندترین قله سیبری، یعنی کوه بلوخا است. در لست سکند همراه ما باشید تا ببینیم این عکاس روس چه منظرههای دیدنی را توانسته است شکار کند.
کازینا در یک روز زمستانی برای عکاسی به این منطقه کوهستانی سیبری میرود و در این میان با ابرهای رنگینتابی که منظره و چشم اندازی خیره کننده ایجاد کرده بوند و در بالای قله شناور بودند، روبرو میشود و بلافاصله دوربین خود را برای ثبت عکسهایی به یاد ماندنی حاضر میکند.
این کوه توسط محلیها به عنوان یک کوه مقدس شناخته میشود و ۴۵۰۰ متر ارتفاع دارد. بله همانطور که حتما به نظر شما هم رسیده است، رسیدن به بالای کوهی با این ارتفاع آنقدرها هم آسان نیست. مسیر رسیدن به کوه بلوخا در سیبری حدود سه روز زمان نیاز دارد که یک روز آن از طریق وسیله نقلیه و دو روز پیاده روی است.
با این اوصاف احتمالا تنها کسانی که در زمان حضور این عکاس روس در منطقه حضور داشتهاند، دانشمندان و هواشناسانی بودهاند که به تحقیق و مطالعه در منطقه مشغول بودهاند. ولی تحمل این سختیها برای کازینا پاداشی باورنکردنی داشته است و پدیدهای بسیار نادر و خاص را ثبت کرده است.
هنگام صبح که شرایط آب وهوایی سرد و خشک همراه با یخ بندان بود، ابرهایی رنگینتاب خودنمایی کردند که کازینا تا به حال چنین منظرهای را به چشم ندیده بود. با وجود اینکه این پدیده به راحتی توسط چشم غیر مسلح نیز قابل مشاهده است ولی اگر نور خورشید خیلی قوی نباشد، دوربین به سختی قادر به ثبت آن است.
بنابراین کازینا با استفاده از یک فیلتر مخصوص از ابرهای رنگین تاب سیبری عکاسی کرده است. او میگوید، هر ابر ظاهری منحصر به فرد دارد و ممکن است شکلی آبنباتی یا پنبهای داشته باشد. حتی ممکن است فکر کنید حبابهای صابون بسیار بزرگی در آسمان پدید آمده است. این عکاس روس، نتایج هنرعکاسی خود را در اینستاگرام و صفحات شخصیش نیز منتشر کرده است و از طرفی از طریق فروش عکسها برای کارهای آینده خود تامین مالی میکند.
شما تا به حال چه پدیدههای ابری را در آسمان مشاهده کردهاید؟ آیا تا به حال موفق به عکاسی از آنها شدهاید؟