|بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

محسن رضایی از آیتالله هاشمی تبعیت نکرد و فاو از دست رفت / در اواخر جنگ با امام روراست نبودیم
اعتمادآنلاین| سردار محمد عزلتی مقدم، معاون ارشد سیاسی پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و از فرماندهان دفاع مقدس در گفتگویی با امتداد، ضمن تشریح برخی از این وقایع در ابتدا به حضور خود در عرصه جنگ اشاره کرده و اظهار داشت: من در ابتدای جنگ حدود ۲۴ سال سن داشتم که وارد عرصه جنگ تحمیلی شدم و با توجه به اینکه، مستاجر بودیم و همسرم هم تنها بود، این حضور با مخالفت خانواده همراه شد.
او در خاطرهای از بازداشتش در ماجرای جنبش سبز میگوید: زمانی که در سال ۸۸ دستگیر شدم، همسرم به گروهی که برای دستگیری به منزل ما مراجعه کرده بودند، گفت که در زمان جنگ ما ۴ تا ۵ ماه هر بار از سلامت همسرم بیاطلاع بودیم و حال که بر اثر اتفاق از عرصه جنگ، زنده بیرون آمده، شما اینگونه رفتار میکنید؟ مامورین هم در پاسخ میگفتند که برای بردن من به وزارت اطلاعات، صرفا مامو و معذور هستند.
متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
زمان جنگ، فرماندهی با نگاه امام صورت میگرفت و هرکس که کار اجرایی کرده باشد به خوبی میداند که فرماندهی، بدون ایراد، غیرممکن خواهد بود. من برای کسانی که به فرماندهی جنگ ایراد وارد کردند، احترام قائل هستم، اما اینکه انگیزه اشتباهات چه بوده، باید مورد بررسی قرار بگیرد.
من به شخصه، منتقد فرماندهی محسن رضایی در جنگ هستم و اعتقاد دارم که ایشان، حرف فرمانده خود که مرحوم آیتالله هاشمی بود را گوش نکرد. پیشتر و در زمان ارتحال مرحوم آیت الله هاشمی هم عنوان کردم در جلسهای که میان ایشان و محسن رضایی، ۳ ساعت به طول انجامیده و نوار آن هم در نشریه نگین به چاپ رسیده، محسن رضایی، میگوید که ما باید نیروها را به غرب کشور برده و با عراق بجنگیم و آیت الله هاشمی، عنوان میکند که من این مسئله را قبول ندارم و ما باید سرنوشت جنگ را در جنوب پیگیری کنیم.
کاش رضایی برای تغییر فضای نبرد از جنوب به غرب کشور، قبل از اقدام از آیت الله هاشمی به عنوان فرمانده خود، استمزاج و نظرخواهی میکرد اما در مقابل، محسن رضایی، میگوید که من لشگرها را فرستادم و وقتی آیتالله هاشمی در مقابل عمل انجام شده قرار میگیرد به ناچار آن را قبول میکند. متاسفانه وقتی سپاه نیروهای خود را به غرب میفرستد، یعنی در نوروز سال ۶۷، عراق فاو را به تسخیر نیروهای خود در میآورد.
از آنجا که من خودم در قرارگاه رمضان بوده و از نزدیک با جلال طالبانی و نوشیروان، معاون او و اعضای کمیته مرکزی اتحادیه میهنی کردستان عراق آشنا بوده بودم، اما اینکه، چه کسی با محسن رضایی صحبت کرده و او را مجاب به بردن نیروها به غرب کرد را نمیدانم.
متاسفانه آن زمان در غرب، چیزی گیر سپاه نیامد و در این منطقه وسیع، تهدیدی علیه صدام وجود نداشت با این وجود، بصره و فاو، تهدیدهای بزرگی علیه صدام حسین بودند و از این نظر، باید کاوش کنیم تا مشخص شود که چرا چنین تصمیمی در آن زمان گرفته شده است. البته، سپاه همان موقع، جوابیهای علیه من منتشر کرد که مقدم، به ذهن خود تکیه کرده و ما منابعی داریم که انگیزه این اقدام را روشن میکند. خب! من هم کاملا موافقم که همین منابع به جامعه اطلاعرسانی شود تا شاهد اقناع افکار عمومی باشیم. به هر حال، باید روشن شود که چرا سپاه به غرب رفته و ما فاو را که با هزینه و زحمت بسیار به تسخیر درآورده بودیم از دست دادیم.
ولی در کلان کار، جنگ ما، افتخارآمیز بود و رضایی در ۱۶ سال فرماندهی سپاه، بد عمل نکرد، البته من، مواضع کنونی ایشان را قبول ندارم. به هر حال، انتقاد به ایشان وارد است و اگر بخواهیم حرف بزنیم، سخن بسیار خواهد بود.
البته، من به این مسئله هم انتقاد دارم که لزوما، تنها نظامیان باید تاریخ جنگ را روایت کنند، چرا که وقتی نظامیان مینویسند، به ایرادات خود اشاره نمیکنند و دیگرانی هم که دستی بر آتش دارند باید وارد عرصه روایتگری در جنگ شوند. اما اینکه چه کسانی بیش از همه در جنگ، مظلوم واقع شدند؛ به اعتقاد من، شهدا بودند که در گمنامی و بدون امکانات از کیان کشور دفاع کردند.
من در سال ۸۸ به عنوان ناظر پروژههای دفاع مقدس درسمیناری که از طرف ستاد کل نیروهای مسلح برگزار میشد، شرکت داشتم، فیروزآبادی به عنوان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، سخنران اول مراسم بود و در سخنان خود، گفت که من اجازه نخواهم داد تا تاریخ جنگ به گونهای نوشته شود که مقام معظم رهبری، محور آن نباشد و نباید اجازه دهیم که اسم کسانی که نقشی در فتنه داشتند نیز آورده شود.
سخنران بعدی این مراسم، شمخانی بود و در سخنان خود گفت که باید در تاریخ واقعیتها را به مردم بگوییم. حال باید هر کسی که کار خوبی در جنگ کرده را عنوان و از برجسته کردن شخص یا کمرنگ کردن شخص دیگر بپرهیزیم.
به نظر من، یک تصمیم اشتباه در این زمینه گرفته شده و صدا و سیما و امثال آن هم بر مبنای همین تصمیم اشتباه عمل میکنند و این رفتار، جفای به جنگ است. جنگ، پدیده بزرگی از نظر فرهنگی و توان نظامی و رشادتهای مردم است که وقایع آن باید بدون هیچ کم و کاستی به اطلاع مردم برسد.
به هر حال، آیت الله هاشمی رفسنجانی، فرمانده جنگ بوده و در بطن جبههها حضور داشته است. من خودم، بارها ایشان را در خط مقدم غرب و جنوب با لباس بسیجی دیدم.
همچنین، مهندس میرحسین موسوی نیز از طرف آیت الله هاشمی به عنوان لجستیک جنگ انجام وظیفه میکرده و هیئت دولت در تمام دوران دفاع مقدس در خدمت جنگ بودهاند. حرفهایی که متاسفانه، رفیق دوست بعد از سال ۸۸ زد، نادرست بود و این در حالی است که ایشان، خودش در هیئت دولت بود و میدانست که فکر و ذکر دولت، مسئله جنگ بوده است.
من در قرارگاه خاتم بودم که آقایان دری نجف آبادی و غلامحسین نادی به منطقه آمده و به دیدار محسن رضایی رفتند. هر دوی این آقایان گفتند که ما در کمیسیون بودجه مجلس هستیم و بنا داریم که جنگ را به سامان برسانیم و نظر او را جویا شدند. محسن رضایی در جواب گفت که باید همه دانشگاه و دولت و سایر ارکان را تعطیل کنیم و نیروی انسانی و بودجه کشور صرف جنگ شود.
گفتند که ما بالغ بر دو سوم بودجه را برای جنگ اختصاص داده و مابقی را صرف امورات روزمره کشور میکنیم و رضایی گفت که نه! همه بودجه را باید به جنگ اختصاص دهیم. سپس آقایان نماینده گفتند که اگر ما دست به چنین کاری زدیم و بعد چیزی گیر کشور نیامد و پیروز نشدیم چه؟ در مقابل، محسن رضایی هم جوابی برای این سوال نداشت.
جنگ بعد از سال ۶۴ و مشخصا پس از عملیات فاو، تقریبا در بنبست قرار گرفته بود. از سویی، دشمن به شکل قابل ملاحظهای تجهیز شده و از سوی دیگر با آغاز جنگ نفتکشها و بروز مشکلات ارزی، پولی برای خرید تجهیزات و ملزومات در دولت، ارتش و سپاه وجود نداشت.
همچنین، مشکل دیگر نیز این بود که مردم و بسیجیها هم به شکل قبل به جبههها نمیآمدند و ما برای فراخوان نیروها تا چند ماه زمان صرف میکردیم. به هر حال، روحیه نیروها هم از این تاریخ به نوعی دستخوش تغییر شده بود و وقتی نیرویی، میدید که فرمانده آن درون ماشین لندکروز با کولر روشن نشسته با روحیه دیگری وارد عرصه میشد.
بنابراین، اگر ما این مسائل را درست به امام منتقل میکردیم، شرایط به گونه دیگری رقم میخورد. کما اینکه، حتی اگر واقعیات را هم درست منتقل میکردیم، فرماندهی به آن انتقاد میکرد. مثلا، حسن داناییفر(ار اعضای سازمان مجاهدین انقلاب و نزدیک به محسن رضایی) که آن زمان از فرماندهان بود به من میگفت که چرا به عنوان نمونه، عنوان کردهاید که ۵درصد در جبههها خلاف صورت میگیرد و موضع من هم این بود که باید همه واقعیتها را به امام بگوییم.
اگر واقعیات را به امام میگفتیم، یک مرتبه با این مسئله مواجه نمیشدیم که محسن رضایی در سال ۶۷ در نامهای به امام عنوان کند که ما باید پس از خرید تانک، لیزر، هواپیما و آموزش نظامی نیروها، آن هم بعد از ۲سال برای پیروزی در جنگ آماده شویم.
البته این نامه درابتدا سری بود و ما در اداره سیاسی در سال ۶۷ به آن دسترسی داشتیم. ولی بعدها، وقتی محسن رضایی، مدام به آیتالله هاشمی انتقاد میکرد، ایشان آن نامه را منتشر کرد. محسن رضایی، حتی در آخر نامه هم به امام نوشته بود که اگر شما بفرمایید، ما به مانند امام حسین(ع) و به شکل عاشورایی وارد عمل شده و جان خود را خواهیم داد. البته، امام هم در پاسخ، نوشتند که این ادعا، شعاری بیش نیست و شما وقتی این درخواستها را دارید، نام بردن از سیدالشهدا و عمل عاشورایی، دیگر یک شعار است.
همان زمان من به محسن رضایی گفتم که چرا شما به امام این نامه را نوشتید و وقتی رزمندگان حاضرند تا با مژهای، کوه را از جا بردارند، بیان این درخواستها دیگر چه موضوعیتی داشته است. کلا ما در آن زمان، خیلی از دست رضایی ناراحت شدیم. به هر حال، محسن رضایی در فرماندهی خود در کلان کارخوب بوده، ولی باید بپذیریم که اشتباه داشته است.
درست این بود که سپاه، واقعیت را به امام میگفت و نباید اجازه نگارش آن نامه از سوی رضایی به امام را میداد. اگر ما واقعیتهای جنگ را همانگونه که بود در آن سال به امام میگفتیم، حتما ایشان چارهاندیشی لازم را میکرد. اگر نیروی انسانی در سالهای پایانی جنگ کمتر شد، من ایراد را از خودمان میدانم. اگر با روش امام جلو میرفتیم، حتما سرنوشت جنگ، بهتر از این میشد و البته، همین حالا هم، سرنوشت جنگ، قابل اعتنا و دفاع بوده حتی سازمان ملل هم، عراق را متجاوز اعلام کرد.
به نظر من در اواخر جنگ، آنگونه که باید و شاید، گزارشها را به امام ندادیم و با ایشان روراست نبودیم. البته به نظر من، بعد از فتح فاو، دنیا هم تصمیم دیگری گرفته و بنا کرد که نه ایران و نه عراق، برنده جنگ نباشد.
منبع: امتداد
|بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

سردار قاآنی با سر و صورت و لباس گلی وارد جلسه ارتشیهای اتو کشیده شد
«حمیدرضا فراهانی» راوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در کتاب «راویان صحنه جنگ» روایتگر شهید «محمدرضا ملکی»، درباره سردار سرتیپ «اسماعیل قاآنی» داستانی را نقل کرده که بدین شرح است:
یکی از خاطرههایی که شهید «محمدرضا ملکی» برای من تعریف کرد، این بود که میگفت ارتش و سپاه میخواستند در اطراف «امالرصاص» عملیاتی ایذایی و تأخیری اجرا کنند؛ به همین دلیل، جلسهای مشترک بین سپاه و ارتش برقرار شده بود، من هم راوی آقای «قاآنی» فرمانده (وقت) تیپ ۲۱ امام رضا (ع) بودم.
فرماندهان ارتش همه با لباسهای خیلی تمیز و مرتب و اتوکشیده در جلسه حضور پیدا کرده بودند، همراه با آقای «قاآنی» وارد جلسه شدم، ایشان تازه از عملیات شناسایی برگشته بود و تمام سروصورت و لباسش پوشیده از خاک و گل بود.
فرماندهان ارتش بیوقفه سراغ فرمانده تیپ سپاه، یعنی آقای «قاآنی» را میگرفتند که قرار بود در جلسه حضور پیدا کند، هیچکدام از فرماندهان ارتش فکر نمیکردند که آن مرد با لباس خاکی فرمانده تیپ باشد.

آقای «قاآنی» از آنجا که دوست نداشت خود را فرمانده معرفی کند، میگفت «شما ادامه بدهید الآن میآید.»
خلاصه فرماندهان ارتش با آنتنهای نشانگری که داشتند، خیلی جدی منطقه عملیاتی را روی کالک توضیح میدادند تا اینکه در خصوص چگونگی عبور نیروها از خاکریز و پنهان ماندن از چشم عراقیها، بحث به بنبست رسید.
اینجا بود که آقای «قاآنی» بلند شد و خود را معرفی کرد و پیشنهاد حفر یک کانال مخفی را از زیر خاکریز داد ،تا نیروها بتوانند دور از چشم عراقیها، از خط خود عبور کنند و به خط دشمن بزنند. این پیشنهاد کارگشا واقع شد و در عمل هم، طرحی موفقیتآمیز از کار درآمد.
۲۳۲۷۲۷
منبع : خبرآنلاین

اعتمادآنلاین| چارلز براون، فرمانده نیروی هوایی آمریکا، مکان احتمالی یک جنگ بزرگ آینده را با مشارکت این کشور اعلام کرد.
به گفته براون، جنگ آینده با مشارکت آمریکا مشابه درگیریهای دو دهه گذشته نخواهد بود.
وی گفت: «جنگ آینده از سواحل ما دور نخواهد بود».
این ژنرال آمریکایی اطمینان دارد که جنگ آینده با مشارکت آمریکا با توجه به تلفات نظامی و خطراتی که برای ملت این کشور وجود دارد، یادآور جنگ جهانی دوم و اتفاقاتی که بر سر آمریکا آمد، خواهد بود.
این نشریه خاطر نشان میکند که فرمانده جدید نیروی هوایی آمریکا با مخالفت نمایندگان کنگره که مخالف تعطیلی پایگاههای نظامی با هواپیماهای منسوخ در مناطق خود هستند، مواجه خواهد شد.
همچنین این نشریه خاطرنشان کرد که عمده هزینههای نوسازی در دوران رهبری براون بر عهده شرکت نظامی –صنعتی Northrop Grumman است که مسؤول ایجاد بمب افکنهای استراتژیک سنگین بی-۲۱ و راکتهای بین قارهای جدید بازدارنده استراتژیک Ground based است.
در ماه سپتامبر، والری اینسینا، روزنامه نگار نشرینه Defence News، در مورد بازید از مرکز عملیات رزمی، ایجاد شده در پایگاه نیروی دریایی آمریکا اندروز؛ جایی که وی عملیات شبیه سازی شدهای از «سیستم کنترل جنگ انقلابی» را مشاهده کرد گفت که طی آن پاسخ واشنگتن به حمله یک دشمن بالقوه (احتمالاً مسکو) نشان داده شد.
منبع: ایسنا

اعتمادآنلاین| چارلز براون، فرمانده نیروی هوایی آمریکا، مکان احتمالی یک جنگ بزرگ آینده را با مشارکت این کشور اعلام کرد.
به گفته براون، جنگ آینده با مشارکت آمریکا مشابه درگیریهای دو دهه گذشته نخواهد بود.
وی گفت: «جنگ آینده از سواحل ما دور نخواهد بود».
این ژنرال آمریکایی اطمینان دارد که جنگ آینده با مشارکت آمریکا با توجه به تلفات نظامی و خطراتی که برای ملت این کشور وجود دارد، یادآور جنگ جهانی دوم و اتفاقاتی که بر سر آمریکا آمد، خواهد بود.
این نشریه خاطر نشان میکند که فرمانده جدید نیروی هوایی آمریکا با مخالفت نمایندگان کنگره که مخالف تعطیلی پایگاههای نظامی با هواپیماهای منسوخ در مناطق خود هستند، مواجه خواهد شد.
همچنین این نشریه خاطرنشان کرد که عمده هزینههای نوسازی در دوران رهبری براون بر عهده شرکت نظامی –صنعتی Northrop Grumman است که مسؤول ایجاد بمب افکنهای استراتژیک سنگین بی-۲۱ و راکتهای بین قارهای جدید بازدارنده استراتژیک Ground based است.
در ماه سپتامبر، والری اینسینا، روزنامه نگار نشرینه Defence News، در مورد بازید از مرکز عملیات رزمی، ایجاد شده در پایگاه نیروی دریایی آمریکا اندروز؛ جایی که وی عملیات شبیه سازی شدهای از «سیستم کنترل جنگ انقلابی» را مشاهده کرد گفت که طی آن پاسخ واشنگتن به حمله یک دشمن بالقوه (احتمالاً مسکو) نشان داده شد.
منبع: ایسنا

همانگونه که در رسانه های بین المللی شاهد هستیم، تشدید تنش های سخت در روابط آمریکا با چین طی چند ماه اخیر با اعمال فشار فزاینده آمریکا به همپیمانان خود (به طور مشخص در ائتلاف پنج چشم شامل کانادا، انگلیس، استرالیا، نیوزیلند و …) برای تحریم و قطع همکاری با کمپانی فناوری هوآوی به اوج خود رسید، ده ها دانشمند چینی در آمریکا بازداشت یا اخراج شدند، کنسولگری چین در هیوستون تگزاس به بهانه جاسوسی سایبری و سرقت اطلاعات بسته شد و فعالیت شبکه های اجتماعی تیک تاک و وی چت در آمریکا ممنوع شد و در لیست سیاه قرار گرفت.
این تنش ها پس از فراز و نشیب های فراوان، در نهایت به جایی رسید که ماه گذشته میلادی (ژوئیۀ ۲۰۲۰) مایک پومپئو وزیر خارجۀ امریکا با متهم کردن حزب کمونیست چین به دیکتاتوری و نقض حقوق بشر و … رسماً اعلام کرد که استراتژی «تعامل کورکورانه» با چین شکست خورده است و این کشور دیگر نمیتواند اختلافات ایدئولوژیک خود با حکومت چین را نادیده بگیرد!.
واقعیت این است آنچه از منظر سیاسی «اختلافات ایدئولوژیک» نامگذاری شده، در تاریخ روابط دو کشور موضوع جدیدی نیست. قدمت این اختلافات به بیش از شش دهه می رسد و همواره نیز از سوی آمریکا در قالب تهدیدات کلاسیک بیان می شده است. حتی آمریکا در سال ۲۰۱۲ به همین بهانه سیاست نگرش به شرق آسیا برای مهار چین را در پیش گرفت.
با اینحال در اوج تنش های کلاسیک، آمریکا تنها اقدام به برگزاری مانور نظامی می کرد، رژیم های تحریم برقرار می ساخت، سلاح نظامی به تایوان می فروخت و یا تعرفه ای حداکثر تا سقف ۲۰۰ الی ۵۰۰ میلیارد دلار به کلاهای چینی می بست. اما هیچگاه تنش ها به این درجه از اقدامات خصمانه و آشکار نرسیده بود که یک طرف یعنی آمریکا، رسما اعلام شکست در مدیریت روابط دو کشور کند.

مساله مهمی که در تنش های اخیر دو کشور وجود دارد، این است که سنخیتی بین اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک کلاسیک آمریکا با چین و جنس اقدامات عملیاتی که علیه چین اتخاذ شده، وجود ندارد.
این اقدامات نه ارتباطی با دعوا و منازعه کلاسیک آمریکا با چین در حوزه موضوعات سیاسی (همچون حقوق بشر، آزادی بیان، آزادی جریان اینترنت و …) دارد و نه ارتباطی با توسعه طلبی چین در منطقه شرق آسیا (همچون اختلافات در دریای جنوبی چین، مساله تایوان و هنگ کنگ و …). اما یک ویژگی مشترک دارند و آن اینکه همگی در حوزه فناوری و عرصه سایبری اتفاق افتاده است.
لذا سوال اصلی این است که ریشه تشدید این منازعه در ماه های اخیر چیست؟ آمریکا در کجا احساس خطر کرده است؟ و چرا به رغم روایت کلاسیک از اختلافات سیاسی دو کشور، آمریکا در عرصه سایبری دست به اقدام عملیاتی علیه چین می زند؟
پاسخ به این سئوالات را باید در یک نبرد حساس فناورانه در عرصه سایبری جستجو کرد که تا آستانه گذار پارادایمی مهم در الگوی حاکم بر روابط بین المللی نیز پیش رفته است. برخی از ابعاد این نبرد فناورانه به شرح ذیل است:
الف) از اواخر سال ۲۰۱۷ دنیا در حال گذار مهم در حوزه زیرساخت های مهم اطلاعاتی و ارتباطی از فناوری نسل چهارم به فناوری نسل پنج (۵G) است. به اعتقاد تحلیلگران، فناوری وایرلس نسل پنج، انقلابی در زیرساخت های کلیدی جهان محسوب شده و درست همانند دیگر مقاطع حساس تاریخ (همچون اختراع صنعت چاپ، اختراع رادیو و تلویزیون، اختراع ماهواره و اختراع اینترنت)، تحولی شگرف و بنیادین در نظم و الگوی حاکم بر روابط بین الملل ایجاد خواهد کرد.
ب) اشرافیت راهبردی در حوزه فناوری نسل پنج و به این اعتبار تضمین قدرت و نفوذ جهانی، از آن کشوری است که بتواند در این زمینه استانداردسازی کند، پروتکل های اطلاعاتی و امنیتی این فناوری را توسعه دهد و به جامعه جهانی تحمیل کند؛ درست همان کاری که آمریکا چند دهه پیش از طریق آیکان (ICANN) و آیانا (IANA) در زمینه اینترنت و در سال های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ در زمینه فناوری نسل چهار با جامعه جهانی انجام داد.
به عبارت دیگر همانطور که ماهواره، اینترنت و فناوری نسل چهار تسلط آمریکا بر جهان را برای چند دهه تضمین کرد، امروزه توسعه فناوری نسل پنج تضمین کننده قدرت، نفوذ و سلطه جهانی کشورها در چند دهه آینده است.
پ) برخلاف اینترنت و فناوری نسل چهار که استانداردها و پروتکل های امنیتی آن تماما در اختیار آمریکا بود، در فناوری نسل پنج -تا زمان حاضر- چین پیشگام بوده است. در بین غول های فناوری جهان، هوآوی بزرگترین کمپانی آیتی و تجهیزات مخابراتی چین، در تنظیم پروتکل ها و استانداردهای فناوری نسل پنج پیشگام است.
بر اساس برآوردهای جهانی از بین پنج شرکت بزرگ آیتی جهان، کمپانی هوآوی با اختلاف بسیار زیادی بیشترین تعداد استاندارد و پروتکل امنیتی مربوط به فناوری نسل پنج را توسعه داده است. پس از آن به ترتیب شرکت های اریکسون، نوکیا، کوالکام و چاینا موبایل در رده های بعدی قرار دارند. جالب آنکه در بین پنج کمپانی برتر، دو کمپانی چینی هستند.
ت) اسناد رسمی چین در خصوص فناوری نسل پنج حکایت از سرمایه گذاری عظیم ۱۰۰۰ میلیارد دلاری همراه با نیروی کار ۹.۵ میلیون نفری در این کشور تا سال ۲۰۳۵ دارد. این میزان در آمریکا ۷۱۹ میلیارد دلار همراه با نیروی کار ۳.۴ میلیون نفری می باشد.
با توجه به نقشه راه سرمایه گذاری چین در فناوری نسل پنج، این کشور پا به پای احیای «جاده ابریشم» کلاسیک، به طور جدی نقشه «جاده ابریشم اطلاعاتی» از طریق پروژه های کابل نوری زیردریایی بین قاره ای و ارتباطات فضایی (ماهوارهای) را نیز در دست توسعه دارد که کرانه های آن آمریکا، اروپا، آسیا و آفریقا را نیز شامل می شود.
در دسامبر ۲۰۱۶، چین از یک برنامۀ بلند مدت در زمینۀ ساخت و بروزرسانی شبکه های مخابراتی در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و حتی اروپا رونمایی کرد که سرمایۀ مورد نیاز آن رویهمرفته معادل ۱۷۳.۷۳ میلیارد دلار تخمین زده شده است .
در بخشی از این پروژه بلند مدت، شرکت چاینا کام سرویس، یکی از شرکت های تابعۀ چاینا تلکام، ساخت مشترک ابربزرگراه اطلاعاتی آفریقا بین چین و آفریقا را با سرمایه گذاری ۱۵ میلیارد دلاری و یک کابل نوری ۱۵۰هزار کیلومتری که ۴۸ کشور آفریقایی را تحت پوشش قرار می دهد، آغاز کرده است. همچنین چاینا یونیکام در حال کابل کشی فیبر نوری برای اتصال آسیای میانه، آسیای جنوب شرقی و امریکای جنوبی است. مشابه همین برنامه را نیز چین در کشورهای اروپای شرقی از جمله ترکیه (خرید شرکت مخابراتی نتسا)، لهستان، چک و … دنبال می کند .
ث) صرف نظر از مزیت های فناورانه نسبت به نسل چهار، فناوری نسل پنج در اقتصاد سیاسی قرن ۱، دو معنا و دلالت مهم دارد:
۱- ده ها تریلیون دلار درآمد برای کشورهای صاحب این فناوری در چند دهه آینده. باید دانست که فناوری نسل پنج نه فقط حوزه تلکام و اپراتورهای مخابراتی، بلکه تمامی حوزه ها اعم از سلامت، کشاورزی، اقتصادی، گردشگری، فرهنگ، بانکداری، امنیت، بیمه، و … کشورها را متحول خواهد ساخت. قابل ذکر است که گردش مالی فناوری نسل ۵ تنها در حوزه سلامت تا سال ۲۰۲۵، ۱.۳ تریلیون دلار پیش بینی شده است .
۲- ایجاد وابستگی جهانی و تضمین سلطه و دسترسی راهبردی به تمامی زیرساخت های کلیدی جهان (به خصوص کشورهای مصرف کننده این فناوری) در آینده. در حال حاضر، رقابت بسیار سنگین و نزدیکی بین چین و آمریکا برای دسترسی به این منبع عظیم درآمد و نیز ایجاد وابستگی جهانی به خود در حوزه فناوری نسل پنج در جریان است. کشورهای ژاپن، آلمان، انگلیس با اختلافات بسیار فاحش در رده های بعدی قرار دارند.
براین اساس، به نظر می رسد در پَس این تهدیدات کلاسیک و سنتی از اختلافات آمریکا با چین، روایت و واقعیت کاملا متفاوتی وجود دارد. به رغم ادعای این اختلافات در قالب روایت های سنتی، نبرد واقعی در حوزه فناوری و در عرصه سایبری بین دو کشور در جریان است.
براساس ارزیابی های فعلی، چین به پشتوانه قدرت و رشد اقتصادی و آمریکا به پشتوانه قدرت سیاسی و هژمونی تاریخی، هریک به نوعی برای حفظ برتری و ترسیم خطوط آینده این فناوری و در نتیجه اثرگذاری بیشتر بر آینده زیرساخت های کلیدی کشورها و جامعه جهانی تلاش می کنند.
پیش افتادگی نسبی چین در حوزه فناوری نسل ۵، هرچند به دلیل پیچیدگی موضوع هنوز چشم انداز روشنی برای آن وجود ندارد، می تواند به معنای پایان حاکمیت و اشرافیت راهبردی امریکا در دنیای فناوری اطلاعات و ارتباطات و درنتیجه پایان هژمونی این کشور در جهان تعبیر شود.
لذا باید اذعان داشت که پس از حدود سه دهه رقابت مستقیم، عقاب ها نه در زمین، دریا و فضا، بلکه در عرصه سایبری گرفتار اژدها شده اند.
منبع : خبرگزاری ایرنا
فرمانده کل ارتش:مبارزه با بیماری کرونا در استمرار حماسه دوران هشت سال دفاع مقدس است /سردار فدوی:۴۱ سال است در جنگند و حتی یک پیروزی نداشتند
همزمان با فرا رسیدن روز پزشک و بزرگداشت ابن سینا، سردار سرلشکر پاسدار حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پیامی با گرامی داشت این روز تاکید کرد: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی افتخار دارد حوزه بهداشت، درمان و دفاع زیستی در منظومه سازمانی خود را به آوردگاه سترگ همراهی با مجاهدان سلامت به ویژه پزشکان فداکار و خستگیناپذیر گسیل داشته و جلوه هایی شکوهمند در دفاع از سلامت ملت ایران را در حافظه تاریخی مردمان این دیار به ودیعت نهاده است.
متن پیام فرمانده کل سپاه به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
فرارسیدن “روز پزشک ” که در تلاقی با حلول ماه محرم و موسم سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)و یاران باوفایش و فضای ناشی از مقابله جهانی باشیوع ویروس کرونا ، از حال و هوای خاصی برخوردار است را گرامی میدارم و به روح تابناک پزشکان عالیقدری که با شهادت خود در این عرصه خطیر نجات بخش خیل عظیمی از مردمان این سرزمین و موجب عزت و افتخار بین المللی ایرانیان شدند، درود می فرستم.
بی شک عنصر “سلامت” به عنوان یکی از نعمتهای الهی و مولفه های اصلی در امنیت و پایدار سازی سلامتی جامعه به سمت پیشرفت و تعالی، نیازمند مراقبت های جدی و مستمر است که نام و نقش آفرینی های جامعه بافضیلت پزشکی ایران عزیز در این عرصه الهام بخش و با شرافت و عظمت بیکران همراه است.
پیشتازی بیادعا و بیمنت پزشکان گرانقدر و متعهد میهن اسلامی برای حضور در میدان مبارزه با شیوع ویروس کرونا در ماههای اخیر، معانی و مفاهیم نوینی از فداکاری و ایثار را خلق کرد و آنان را در زمره “مجاهدان فی سبیل الله”، ضامن سلامت جامعه در عصر موسوم به کرونا قرار داده است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز افتخار دارد حوزه بهداشت، درمان و دفاع زیستی در منظومه سازمانی خود را با نماد دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله الاعظم (عج) ، بیمارستانهای صحرایی و سیار تخصصی و فوق تخصصی و خیل عظیم پاسداران و بسیجیان سلحشور، به آوردگاه سترگ همراهی با مجاهدان سلامت به ویژه پزشکان فداکار و خستگیناپذیر گسیل داشته و در اوج ایثار و از خودگذشتگی، جلوه هایی شکوهمند در دفاع از سلامت ملت ایران را در حافظه تاریخی مردمان این دیار به ودیعت نهاده است.
اینجانب با قدردانی و سپاس صمیمانه از همت و غیرت دینی، انسانی و صنفی جامعه پزشکان جمهوری اسلامی ایران در آزمون بزرگ مبارزه با بیماری کووید ۱۹ که در استمرار حماسه ایثار و فداکاری دوران هشت سال دفاع مقدس، تلاش ممتاز خود در ارتقای جایگاه علمی و مرتبت والای پزشکی کشور را به رخ جهانیان کشیده است، تداوم موفقیت های باشکوه و منزلت آفرین پزشکان فرزانه، فرهیخته و متعهد کشور عزیزمان در ایفای رسالت بزرگ شان که برای تضمین سلامت همنوعان و هموطنان خود مردانه، عاشقانه و شجاعانه ایستادهاند را از درگاه خدای سبحان مسئلت جسته و سلامتی و بهروزی یکایک آنان را آرزو می کنم.
سرلشکر پاسدار حسین سلامی
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سردار علی فدوی صبح شنبه در سومین کنگره بزرگداشت وزرا و شهدای کارمند در مرکز همایشهای صدا وسیما، اظهارداشت: امت اسلامی وقتی به تکالیف خود عمل نکرد باعث شد تا جنایتکارانی مثل شمر و ابن زیاد در این جامعه نفوذ پیدا کنند که خیل عظیمی را روز عاشورا در این سرزمین جمع کند و بزرگترین ظلمهایی که نمیتوان تصور کرد را بر سر اهل بیت بیاورند که ذهن ما تاب و توان آن را ندارند.
>>> در همین رابطه بخوانید؛
جانشین فرمانده کل سپاه در ادامه به تشکیل دولت اسلامی اشاره کرد و افزود: انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی یکی از مراحل تحقق پنجگانه مورد نظر رهبر معظم انقلاب است که تا این محقق نشود نمیتوان انتظار داشت جامعه اسلامی تحقق یابد و منجی عالم ظهور کند.
جانشین فرمانده کل سپاه با بیان اینکه دولت فقط شامل قوه مجریه نیست بلکه همه قوا را در بر میگیرد، گفت: بزرگانی چون شهید رجایی و بهشتی و دیدن آنها در خطوط مقدم جبهه چیز عادی بود و این نبود که رییس جمهوری در محل خدمتش باشد و رزمندگان جبهه در خط مقدم باشند در خط مقدم بزرگان اجرایی کشور را میدیدیم.

فدوی افزود: از اول انقلاب در همه عرصهها چون دعوا، جنگ و جبهه حق و باطل، پیروزی با انقلاب اسلامی بوده است و دشمنان ۴۱ سال با انقلاب اسلامی در حال جنگ هستند اما یک پیروزی نداشتهاند. ما انقلاب اسلامی را نمیتوانیم با اول انقلاب و حتی ۲ دهه گذشته انقلاب مقایسه کنیم چرا که خیلی نیرومند شدیم.
وی به حضور مدافعان حرم در سوریه اشاره کرد و گفت: رییس جمهوری آمریکا در قضیه سوریه ایستاد و گفت ما و همه متحدان خواستیم که در سوریه این دولت نباشد نتوانستیم، چرا؟ چون ایران نخواست، چرا ایران توانست این کار را بکند برای این که دلدادگان حق تا پای جان به میدان رفتند و سر عقیده و ایمان خود ماندند و از خداوند متعادل و معصومین تبعیت کردند.
فدوی یادآور شد: در هر عرصهای که تقابل جبهه حق و باطل وجود داشته، پیروزی متعلق به انقلاب اسلامی بوده است؛ امروز دلدادگان انقلاب اسلامی به چنان پیشرفتهایی در حوزههایی چون دفاعی رسیده اند که وقتی از موشکهای تولید شده خود استفاده میکنند جبهه باطل انتظار آن را ندارد؛ چرا که میگویند آنها در تحریم هستند و حتی نمیتوانند دارو وارد کنند چگونه میشود که به این جا رسیدهاند.جانشین فرمانده کل سپاه در پایان گفت: در این ۴۱ سال به برکت وعدههای خدا و اینکه به تکلیف عمل کردیم نتایجی بهتر از این نمیتوانستیم برابر جبهه باطل به دست بیاوریم.
۲۱۶۲۱۹

اعتمادآنلاین| سفیر اسبق امریکا در قطر در یادداشتی تحت عنوان «سورپرایز اکتبر: جنگ با ایران» در «نشنال هرالد» نوشت: اواسط اکتبر است. موج دوم کووید-۱۹ که با بازگشت فصل آنفولانزا تقویت شده، بار دیگر در ایالات متحده بروز کرده است و هیچ کس از آن در امان نیست. مدرسه ها علیرغم هشدار سایر کشورها که می گویند مجبور هستند مدارس را ببندند، باز می شوند. اواخر تابستان رقابت های حزبی تشدید شده و ویرانی های اقتصادی ناشی از همه گیری افزایش یافته است و میلیون ها نفر دیگر به لیست بیکارها افزوده شده اند. به نظر می رسد که بر اثر اختلال در عملکرد اداره ی پست، مردم طرفدار حزب دموکرات به سوی موجی از رای گیری زودهنگام سوق داده شده اند که نتایج منفی در بردارد. قانونگذاران جمهوری خواه که در معرض خطرند، وحشت کرده اند. ویلیام بار، دادستان کل آمریکا به تازگی لیستی از جرائمی که ممکن است علیه او در صورتیکه شغلش را از دست بدهد، علیه او در دادگاه طرح شود، به وکیل شخصی اش ارائه داده است.
در ادامه این مطلب آمده است: ترامپ آشکارا اقدام به ابطال انتخاباتی کرده است که به نفع وی نیست. با این حال، همه به جز هواداران پر و پا قرص ترامپ به سختی می توانند از او در این عمل مبتنی بر ناامیدی، حمایت کنند.
پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا به همراه الیوت آبرامز، نماینده ویژه ایالات متحده در امور ایران که اخیراً منصوب شده است، به دفتر رئیس جمهور در کاخ سفید می روند. پمپئو شروع به حرف زدن می کند و می گوید: «آقای رئیس جمهور، الیوت راه حلی برای معضل شما دارد. همانطور که می دانید الیوت وفاداری خود را به دفتر رئیس جمهور ثابت کرده است. وی به خاطر تعهد به محافظت از رئیس جمهور ریگان در جریان امور ایران کنترا در سال ۱۹۹۱ محکوم به قانون شکنی شده است.»
پومپئو نگاه عجیب و غریب رئیس جمهور را که نشان می دهد هرگز درباره ی ایران کنترا نشنیده است، نادیده می گیرد و ادامه می دهد: «ما روش مطمئنی برای پیروزی در انتخابات آتی داریم. الیوت ثابت کرده است که می تواند فتنه هایی را برانگیزد و جنگ هایی را سامان دهد. او مغز متفکر حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بود!» ترامپ، مبهوت مانده است و به پومپئو می گوید: «می دانید که من جنگ را یک فاجعه خواندم و خارج شدن از عراق بخشی از وعده های انتخاباتی من است. من بولتون را اخراج کردم زیرا او در تلاش بود تا مرا وارد جنگ کند.»
پومپئو پاسخ می دهد: «به یاد داشته باشید که در سال ۲۰۰۴ به نظر می رسید بوش با مشکلات جدی روبرو است اما به هر حال پیروز شد. او حتی با وجود طوفان کاترینا و تعدادی از اشتباهات دیگر، آرای اکثریت مردم را به خود اختصاص داد. به نظر شما چرا چنین بود؟ زیرا، مردم آمریکا هرگز به رئیس جمهور زمان جنگ، پشت نمی کنند و رأی به خروجش از کاخ سفید نمی دهند. آقای رئیس جمهور، اگر می خواهید همه ی ما بعد از سه ماه دیگر که انتخابات صورت می گیرد، روی کار باشیم، باید وارد جنگ شوید. الیوت می تواند ترتیب آن را بدهد.»
همه چیز باورنکردنی است. این سوال وجود دارد که چرا برایان هوک، یک کارمند خوب و تا حدودی بی روح اما وفادار، در ماه آگوست از مقامش کناره گیری کرد؟ وی در کاخ سفید هیچ دشمنى نداشت و وظایف خود را به عنوان نماینده ویژه ایالات متحده در امور ایران در مدت ۱۱ ماه گذشته صادقانه انجام داده بود. او طوطی وار دروغ ها و گفته هایی را که برای اهریمن جلوه دادن ایران ساماندهی شده بودند، تکرار می کرد. هیچ کس نگران لفاظی های بی منطق برایان نبود زیرا ترامپ آشکارا فاش کرده بود که قصد ورود به جنگ در خاورمیانه را ندارد. در حقیقت، ترامپ می خواست به سرعت هر چه تمام تر به محض اینکه تیم امنیت ملی اش این اجازه را به او بدهد، خاورمیانه را ترک کند. گفتنی است، این تیم مخالف نظر رئیس جمهور بودند. سوال اینجاست که چرا پومپئو، الیوت آبرامز را به عنوان یک چهره ی جهانی گرا، به شدت مخالف ترامپ و یک عضو قدیمی از نومحافظه کارهای منفور را انتخاب کرد، کسانی که ترامپ آنها را به خاطر اشتباهات سیاست خارجی بوش مقصر می داند. این انتخاب منطقی به نظر نمی رسد، این طور نیست؟
اما اگر کسی به عزم پنهان پومپئو برای تحریک جنگ با ایران نگاه کند، این انتخاب منطقی خواهد بود. در واقع این موضع جنگ طلبانه ی پومپئو است که سیاست های وی را در قبال چین و سایر دشمنانی که توسط این دولت ایجاد شده یا درباره ی آنها اغراق شده است، مشخص می کند. او سعی دارد اقدام نظامی علیه ایران را تحریک کند. پمپئو به سختی توانست ناامیدی خود را از امتناع ترامپ از حمله به ایران پس از سرنگونی یک پهپاد آمریکایی توسط تهران پنهان کند. از سوی دیگر، پمپئو وقتی ترامپ با جدیت به دنبال خروج از عراق به عنوان یک کشور ناراضی و آشفته بود، ترور یک ژنرال ایرانی در خاک این کشور را مطرح کرد. حال حتماً این سوال برایتان پیش می آید که او چطور با این ایده که ترامپ نمی خواهد وارد جنگ شود، کنار می آید؟
ساده است. پمپئو کشف کرده است که اگر او به اندازه کافی خودشیفتگی ترامپ را تحریک کند، می تواند به عدم علاقه ترامپ به امور جنگ و دیپلماسی غلبه کند تا به وی اجازه دهد که در این راستا گام بردارد. بولتون اخراج شد، چون نمی توانست به خودش این اجازه را بدهد که به ترامپ ضربه بزند. البته انگیزه های پمپئو مشخص نیست. برخی بر این باورند که تعصب دینی پومپئو، او را به سمت جنگ با ایران سوق می دهد.
اما سوال این جاست که آیا بزرگان مذهبی مسیحیت یعنی پاپ ها هم از این طرز فکر او استقبال می کنند یا خیر. گفتنی است، پومپئو یک کتاب مقدس را بر روی میز کار خودش دارد و درباره همه مسائل به آن رجوع می کند. برخی دیگر به خشم عمیق پمپئو در پایان جنگ سرد در آلمان اشاره می کنند. وقتی که او به عنوان فرمانده یک جوخه تانک در پایان جنگ سرد خدمت می کرد زمانیکه اتحاد جماهیر شوروی دیگر یک تهدید نبود. او دید که چطور کشورها هنگام انتقال واحدهای خود از آلمان با شکوه و افتخار این کار را می کردند. به ویژه آنها به خاطر پیروزی افتخارآمیز در عملیات طوفان صحرا بسیار مفتخر بودند.
انگیزه ها را فراموش کنید. به این سوال بپردازید که چرا پومپئو یک نو محافظه کار مخالف ترامپ را عهده دار امور ایران کرد؟ گفتنی است، آبرامز و دیک چنی همزمان با نوشتن مانیفست نومحافظه کارانه در سال ۲۰۰۲ که طرفدار دموکراتیزه کردن خاورمیانه از طریق فتوحات ارتش آمریکا بود، با یکدیگر همکاری کردند. ترامپ قول داد که از جنگ دوری کند، اما این موضوع به او کمک نمی کند که در انتخابات آتی برنده باشد. در پایان باید این سوالات را مطرح کرد که آیا کمپین ترامپ می تواند پیروزی مجدد وی را در انتخابات تضمین کند؟ همچنین اگر پومپئو به ترامپ بگوید که مردم آمریکا هرگز به رئیس جمهور زمان جنگ رأی منفی نمی دهند، آیا حرف درستی زده است؟
منبع: انتخاب

لبنان وارد جنگ تازهای نخواهد شد
اعتمادآنلاین| حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا نوراللهیان گفت: اسرائیل در ماجرای انفجار اخیر بیروت از همه زودتر و شاید بیشتر ترسید. کسانی که تلاش می کنند القاء کنند انفجار بیروت کار اسرائیل بوده به چه زبانی بگویند تحلیلگر نیستند و شناختی از منطقه ندارند؟ همین موضع گیری آقایان نصرالله، میشل عون و نخست وزیر مستعفی نشان می دهد که مسائل لبنان به سرعت حل خواهد شد. حتی ممکن است دولت دیاب مجدد بر سرکار بیاید. از این رو، هرکدام از طرفین که می توانند به خاموش شدن آتش در لبنان کمک کنند باید به صحنه بیایند.
در پی وقوع انفجار بیروت که در نوع خود بی سابقه خوانده می شود، وضع فعلی لبنان با ناآرامیهایی همراه شده است و اعتراضاتی به دنبال داشته که حتی منجر به استعفای نخست وزیر این کشور شده است.
در همین رابطه، یک کارشناس با سابقه لبنان و مسائل منطقه و رئیس پیشین سازمان حوزهها و مدارس علمیه خارج از کشور معتقد است که جای هیچ نگرانی نیست و لبنان در مرداد سال۱۴۰۰ بهتر از امروز ساخته خواهد شد. چنانچه همین امروز نیز کمکها و وعدههای بسیاری از سوی کشورهای مختلف به آن داده شده است.
مشروح گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا نوراللهیان را در ادامه میخوانید:
*با توجه به شناخت ۵۰ ساله شما از مسائل لبنان و تحولاتی که در این کشور به وجود آمده، همچنین انفجار اخیر بیروت، تحلیل شما از وضعیت فعلی «عروس خاورمیانه» چگونه است؟
نیم قرن است که با مسائل لبنان، خاورمیانه و حوزه دریای مدیترانه آشنایی دارم و به سبب سفرها و مسئولیتهایم با بزرگان این خطه ملاقاتها و جلساتی داشته ام. از این رو، مرحوم امام موسی صدر را نه در لبنان بلکه در کشوری ثالث زیارت کرده ام. همچنین با مرحوم علامه محمدجواد مغنیه، علامه سیدمحمدحسین فضل الله و مرحوم سیدعباس موسوی دبیرکل فقید و شهید حزبالله دیدارهایی داشتهام.
با آقای سیدحسن نصرالله نیز ارتباطاتی فرهنگی و سیاسی دارم. لذا به حدّی حوادث در لبنان سریع و پشت سر هم و با رویکردهای مختلف اتفاق می افتد که تحلیلگران نمی دانند باید از کجا شروع کنند.
لبنان سالهای متمادی است چنین شرایطی دارد. این کشور به تعبیری چهارراه خاورمیانه است. بافت عشیره ای و قبیله ای و تکثر ادیان و مذاهب از آن کشوری فعال و بانشاط ساخته است.
انفجار اخیر بیروت اتفاق بسیار نادری بود. گفته شده بعد از بمباران هیروشیما و ناکازاکی توسط آمریکا، انفجاری به این شدت و عظمت در جهان اتفاق نیفتاده است. خوشبختانه ۵۰ درصد این انفجار در آب بود وگرنه دیگر بیروتی باقی نمی ماند.
این انفجار سرآغاز بحثهای تازهای شد و پیشزمینهای داشت. زیرا جمعه یعنی امروز باید حکم پرونده ترور نخست وزیر اسبق لبنان آقای رفیق حریری از طریق دادگاه لاهه قرائت میشد. اینکه انفجار اخیر و این حکم چه ارتباطی با هم دارند بحثی است که بیشتر رسانههای دنیا به آن پرداخته اند.
اما هیچ شاهد و بیّنه ای تاکنون پیدا نکردم که اثبات کند انفجار اخیر بیروت غیرطبیعی بوده یا ناشی از حمله ای موشکی- تروریستی است. آنچه تاکنون مطرح بوده به حساسیتی بازمی گردد که مواد نیترات آمونیوم در انبارهای بندر بیروت داشته است.
دلیلی هم برای بمبگذاری در این انبارها وجود ندارد. بنابراین از آنجا که چنین دلیلی وجود نداشته، نمی توانیم بگوییم پشت پرده این انفجار آمریکا و اسرائیل بوده است. همچنین نمیتوانیم آن را به حزبالله یا گروههای دیگر نسبت دهیم. بنابراین چنین گمانههایی به طور کلی منتفی هستند.
براساس اطلاعاتی که تاکنون داریم، علت این انفجار را سهلانگاری می دانم. یعنی در زمان نخستوزیری آقای سعدحریری یک کشتی با بار نیترات آمونیوم وارد آبهای لبنان شد و فرماندهان نظامی وقتی متوجه ممنوعه بودن بار این کشتی شدند آن را توقیف و وارد انباری کردند. این مواد کمتر از ۷ سال در بندر بیروت نگه داری شد و به نظر می رسد که جوشکاری ای که در بدنه انبار انجام گرفته، باعث این انفجار شده باشد.
اگر انفجار اخیر بیروت حمله تروریستی یا عمدی بود، می توانست منجر به بروز درگیریهایی در منطقه شود. در حالی که هیچکدام از طرفین آماده پرداخت چنین هزینه ای نبودند. بنابراین آنهایی که حدس و گمانههایی را مطرح می کنند، توضیحی برای این وضعیت ندارند. متأسفانه نادر طالب زاده چنین ادعایی را مطرح کرده و جای تعجب است که چرا چنین تحلیلهای بی مبنایی از طریق صداوسیما و دیگر رسانهها مطرح می شوند.
به نظر شما چه عواملی در به بن بست رسیدن وضعیت سیاسی و اقتصادی لبنان دخیل هستند؟ زیرا گفته می شود که طایفههای مختلف باعث بی نتیجه ماندن تلاشهای سیاسی و اقتصادی در این کشور شده اند.
لبنان بارها ویران شده است. این کشور از وقتی مستعمره فرانسه بوده تا جنگ ۳۳ روزه بارها ویران ولی مجدد ساخته شده است. در این باره کافی است نگاهی گذرا به نقش جدی چند کشور در لبنان بیندازیم. عربستان نفوذ زیادی در لبنان دارد. زیرا پول زیادی خرج می کند و عامل اصلی نفوذش هم خاندان حریری هستند.
این مسأله تاثیر زیادی در مسائل منطقه دارد. ضمن اینکه همیشه باید نخست وزیرش از اهل سنت باشد. با این وجود طبیعی است که عربستان منافع و اهدافی را از این طریق دنبال کند. ایران نیز حتی از زمان شاه، طرفدار شیعیانی است که در جنوب لبنان و بیروت قرار دارند. شیعیان در لبنان قدرتمند بوده و دارای رهبری فرزانه و عاقل هستند و ایران جای پای بسیار محکمی در لبنان دارد.
در گذشته، حافظ اسد، سیاست لبنان را پیش می برد. زیرا امکانات لبنانیها به نوعی در اختیار او بود. با رفتن مرحوم حافظ اسد و آمدن پسرش بشار، لبنان خود را از سیطره سوریه نجات داد. بیش از سی میلیون لبنانی در خارج این کشور زندگی می کنند و دو اتفاق یکی انفجار بیروت و دیگری اعلام حکم متهمین پرونده ترور رفیق حریری، توجه دنیای شرق و غرب و کشورهای پیرامونی لبنان را به خود جلب کرد.
پس از این انفجار مکرون به لبنان سفر کرد. او خودش را پدرخوانده لبنان می داند و با سخنرانی در لبنان مرتکب یک اشتباه محاسباتی شد. سخنرانی او درباره اصلاحات ساختاری مورد نظر فرانسه باعث شد تا حاضرین به سمتش تخم مرغ پرتاب کرده و شعارهایی علیه اش سردهند.
معنای ورود نیروهای فرانسه و آلمان به بندر بیروت آن است که اروپاییها نمی خواهند سطح درگیریها از حدّی معین بالاتر رود. بنابراین آمدن کشتیهای فرانسه و آلمان و… در بندر بیروت بدین خاطر است که سطحی از امنیت در آن منطقه برقرار شود و اسرائیل دست به کار خطایی نزند. همچنین از جانب ترکیه، عربستان، سوریه و ایران تهدیدی ایجاد نشود.
سیدحسن نصرالله در رابطه با حفظ بنیه حزبالله و شیعیان بسیار باهوش است و فراست قابل تقدیری دارد و درباره روحیه حماسی و مقاومت نیز او به «سیدالمقاومه» مشهور است. به نظرم در رابطه با این حادثه هم بسیار ملایم و به موقع موضع گرفت. او از مکرون که آن حرفها را گفته به خوبی یاد کرد. همچنین وزیر کابینه دولت مستعفی لبنان که نزدیک به حزبالله بود، سلام سیدحسن نصرالله را به مکرون رساند.
حزبالله و ایران به خوبی خود را از موج این اتفاق بیرون کشیدند و این اتفاق مبارکی بوده که تا اینجا افتاده است. مکالمه آقای روحانی با آقای مکرون نیز بسیار به جا و مناسب بود. آقای ظریف هم روز گذشته به لبنان رفته و با طرفهای درگیر در مسأله ملاقات کرده است.
مطمئنم که لبنان وارد جنگ تازه ای نخواهد شد. زیرا زمینه برای چنین جنگی مهیا نیست. البته امیدوارم که دولت ایران، وزیر امور خارجه یا نماینده ای را به فرانسه بفرستد و حلقه تدبیر خود را درخصوص لبنان کامل کند.
*دستاورد سفر اخیر آقای ظریف به لبنان را چگونه ارزیابی می کنید؟
جمهوری اسلامی ایران نیز مانند همه کشورهای دنیا که وقتی زلزله ای رخ می دهد یا بحران خاصی به وجود می آید، به کمک کشور آسیب دیده می روند، وزیر امور خارجه خود را به لبنان فرستاد تا هر کمکی از دست ایران برمی آید انجام شود.
در ایران نیز وقتی زلزله یا حادثه ای رخ می دهد از آمریکا هواپیمای کمک می نشیند، چه رسد به کشورهای دوست که حجم کمک از جانب آنها بسیار زیاد است. این عرف بین الملل است که در همان اولین ساعات وقوع حوادث و بحرانها در کشوری، کشورهای دیگر کمکهای خود را برای آن ارسال کنند. حتی کشورهای متخاصمی مانند آمریکا در قضایای اخیری که در ایران به وجود آمد می خواستند کمک کنند، اما ایران قبول نکرد.
بنابراین عرف این گونه است که نماینده ای از کشورها در منطقه آسیب دیده حضور پیدا کند. فرانسه علاوه بر رئیس جمهورش، وزیر دفاع خود را به لبنان فرستاد. وزرای خارجه کشورهای عربی نیز به لبنان رفتند. وزیر خارجه ایران نیز تقویت دولت موقت لبنان را در دیدارش با رئیس جمهور، نخست وزیر و همتای سیاسی خود در لبنان خواستار شده است.
دیگر مسأله مطرح شده از سوی آقای ظریف درباره اهدای کمک مردم ایران به لبنان بوده و تا جایی که می دانم ایشان حتی با کسانی که هم پیمان ایران محسوب می شوند، ملاقات نداشته است.
خبر رسید که پیش نویس قطعنامه ظالمانه آمریکا علیه ایران در شورای امنیت تنها دو رای مثبت آورده است. شاید یکی از دستاوردهای سفرهای خارجی از سوی مسئولین دیپلماسی کشور این است که توطئههای دشمنان را خنثی می کند.
*رسانههای فارسی زبان خارج از کشور دائما به کمکهای ایران به حزبالله اشاره می کنند و برخی مردم نیز به دلیل مشکلات اقتصادی و معیشتی موضعی نامناسب نسبت به این کمکها دارند، نظر شما در این رابطه چیست؟
بحث دیپلماسی فعال و سیاست خارجی ای که بتواند در عصر ما دوام آورد، در همه جای دنیا این گونه است که دولتها در خارج از مرزها، همفکران، یاران و کسانی را که همسو با سیاستهای خود هستند تقویت می کنند. مگر عربستان، امارات متحده عربی، قطر و ترکیه نیستند که تلاش می کنند در کشورهای نزدیک به خودشان و حتی دورتر نظیر لیبی، برای افزایش اقتدار خود یارانی دست و پا کنند؟
معلوم است که جمهوری اسلامی هم استثناء نیست و حزبالله یکی از نیروهایی است که می تواند در پیشبرد مسائلی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم آمده، یاری رساند. اینکه هزینهها در چه سطحی بوده و آیا ادامه دارد یا خیر، مهم است. باید بگویم که کمکهای ایران به حزبالله قطع شده و خود حزبالله در حوزههای مختلف کارهای اقتصادی انجام داده که درآمد ناشی از آنها کفاف اداره این گروه را می دهد.
قرار هم نبوده که کمکهای ایران همواره و همیشگی باشد. لذا این کمکها قطع شده اند. امیدوارم این خبر که موثق هم هست، مردم عزیزی را که با مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم می کنند، قانع کند.
*تحلیل و نگاه شما نسبت به مواضع اخیر آقای سیدحسن نصرالله چگونه است؟
ایشان فرد بسیار هوشمندی است و ظرایف خاصی را در به کار بردن واژهها رعایت می کند. از دیشب که ایشان انگشت اتهام را به سمت اسرائیل برد و تهدید کرد اگر اثبات شود این انفجار کار رژیم صهیونیستی بوده، حزبالله مقابله به مثل می کند، بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله فرانسه به تکاپو افتادند تا بگویند دست کسی در کار نبوده است.
این سخنرانی ضربه مهلکی به اسرائیل تلقی می شود. چنانکه لگدمال شدن قطعنامه پیشنهادی آمریکا علیه ایران در شواری امنیت نیز ضربه دیگری به اسرائیل بود. پیگیری سیدحسن نصرالله بر محور سخنرانی دیروز می تواند توپ را به زمین دشمن بیندازد. زیرا پیش از این تلاشهایی صورت گرفته بود برای اینکه انفجار اخیر را به نیروهای خودی و حزبالله نسبت دهند.
*راه امام موسی صدر را تا چه اندازه مناسب وضعیت فعلی می دانید؟ زیرا برخی معتقدند که راه ایشان نیز به نوعی مروج طایفه گری در لبنان بوده است.
مدیریت امام موسی صدر در لبنان به گونه ای بود که هیچ گاه بحث طایفه گری و فرقهها پیش نیامد. او هرگز مروج چنین مسأله ای نبود. متاسفانه با اینکه کارهای زیادی در خصوص تبیین اندیشه «امام موسی صدر» صورت گرفته، ولی انگار برخی ابعاد شخصیتی ایشان هنوز نادیده انگاشته می شود.
آقایان سیدعباس موسوی و سیدحسن نصرالله، نگاه درست و دقیقی به امنیت ملی، آرامش، رشد و ارتقاء اقتصادی کشور و همچنین ایستادگی و مقاومت در برابر دشمنی دارند که از نیل تا فرات را جزو مرزهای خود می داند.
بنابراین نباید گوش به رسانههای سعودی داد. همان رسانههایی که می خواهند چهره خاصی از حزبالله جلوه دهند. حزبالله آنقدر عزیزان خود را از دست داده تا مسیحیها و دروزیها، سنیها و شیعهها و… عزیز بمانند. معتقدم همچنان مسیر امام موسی صدر در حزبالله لبنان پیموده می شود، با این تفاوت که شرایط شکننده ای حاکم است.
اسرائیل در ماجرای انفجار اخیر بیروت از همه زودتر و شاید بیشتر ترسید. کسانی که تلاش می کنند القاء کنند انفجار بیروت کار اسرائیل بوده به چه زبانی بگویند تحلیلگر نیستند و شناختی از منطقه ندارند؟ همین موضع گیری آقایان نصرالله، میشل عون و نخست وزیر مستعفی نشان می دهد که مسائل لبنان به سرعت حل خواهد شد. حتی ممکن است دولت دیاب مجدد بر سرکار بیاید. از این رو، هرکدام از طرفین که می توانند به خاموش شدن آتش در لبنان کمک کنند باید به صحنه بیایند.
امیدوارم رسانههای ما نیز که به دلیل نوع حضور و ورود ایران در لبنان، بیشتر دیده می شوند، از جمله سایت خوب و فهیم «جماران» بتوانند تحلیلهای درستی به زبانهای عربی و انگلیسی برای مردم منطقه و دنیا و همچنین مردم خودمان ارائه دهند. خواهیم دید که لبنان در مرداد سال۱۴۰۰ بهتر از امروز ساخته خواهد شد. چنانچه همین امروز نیز کمکها و وعدههای بسیاری از سوی کشورهای مختلف به لبنان داده شده است.
منبع: جماران