برچسب: جدیدترین اهنگ

  • نماهنگ «بهاربارونی» با صدای حسین حقیقی منتشر شد

    نماهنگ «بهاربارونی» با صدای حسین حقیقی منتشر شد

    به گزارش خبرنگار مهر، مرکز موسیقی انقلاب اسلامی «مأوا» از مجموعه‌های سازمان هنری رسانه‌ای اوج همزمان در آستانه تحویل سال نو و همزمانی آن با سالروز شهادت حضرت امام موسی کاظم (ع) نماهنگ «بهار بارونی» را منتشر کرد.

    در این قطعه سید جواد پرئی ترانه سرا، رضا تاجبخش نوازنده پیانو، احسان جوادی میکس و مستر، طاها چوگان باز تهیه کننده و حسین حقیقی به عنوان آهنگساز و خواننده گروه اجرایی را تشکیل می‌دهند.

  • دیوارنگاره میدان ولی‌عصر (عج) بهاری شد

    دیوارنگاره میدان ولی‌عصر (عج) بهاری شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه طراحان انقلاب اسلامی، در آستانه آغاز سال‌نو و همچنین فرهنگ سازی توصیه‌های مکرر برای خانه نشینی در ایام نوروز و قطع زنجیره انتقال بیماری کرونا از جدیدترین طرح دیوارنگاره میدان ولیعصر (عج) رونمایی شد.

    در این طرح که توسط خانه طراحان انقلاب اسلامی، طراحی شده است، بر ماندن مردم در خانه‌هایشان و دید و بازدید مجازی به منظور قطع زنجیره انتقال تاکید شده است و هشتگ «امسال بهار تو خونه‌ها» نیز روی این طرح دیده می‌شود.

  • نجات یک جوان دیگر از اعدام توسط محسن چاوشی و هوادارانش

    نجات یک جوان دیگر از اعدام توسط محسن چاوشی و هوادارانش

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محسن چاوشی خواننده مطرح عرصه پاپ که به تازگی آلبوم «بی‌نام» با صدای او منتشر شد و مورد استقبال قرار گرفت، با راه‌اندازی کمپین نجات و جمع‌آوری مبلغ دیه به کمک هوادارانش موفق به نجات جان یک جوان محکوم به اعدام دیگر شد. 

    چاوشی تاکنون به همیشه و با همراهی هوادارانش و راه‌اندازی کمپین در صفحات مجازی‌اش بیش از ۳۰ جوان محکوم به اعدام را با پرداخت دیه از چوبه دار نجات داده است.

    ۲۵۸۲۵۸

  • پشتِ پرده خوانندگان تازه کار در برنامه‌های تلویزیون/ سود ماجرا به جیب چه کسی می‌رود؟

    پشتِ پرده خوانندگان تازه کار در برنامه‌های تلویزیون/ سود ماجرا به جیب چه کسی می‌رود؟

     روزهای پایانی سال ۱۳۹۸ است و بیشتر مردم در قرنطینه‌ خانگی هستند تا از شیوع ویروس کرونا جلوگیری کنند. در این اوضاع بازار برنامه‌های نوروزیِ تلویزیون هم داغِ داغ است.

    اما این برنامه‌ها در چه راستایی حرکت می‌کنند و چه خوراک فرهنگی به مردم می‌دهند؟

    طبق معمول پرمخاطب‌ترین برنامه‌ها در دستِ مجریانِ محدودی است که خط فکری و عملی‌شان در سال‌های گذشته معلوم و مشخص بوده است. این مجریان هیچ تلاشی برای اشاعه‌ فرهنگ اصیل ایران نداشته و ندارند؛ و حتی گاهی خلاف این مسیر هم حرکت می‌کنند.

    در شب‌های گذشته خوانندگانی مهمان «فرمول یک» بودند که اجراهایشان از هرگونه جنبه‌ی هنری عاری بود. برخی از خوانندگانِ مهمان در این برنامه تقریبا نام و نشانی هم در عرصه موسیقی نداشتند. حال باید پرسید که علت دعوت کردن این خوانندگان به برنامه «فرمول یک» چیست؟ چرا باید چنین خوانندگانی با کمترین سطح سوادِ موسیقی و البته آثاری مبتذل به رسانه ملی دعوت شوند؟
    راستی آمدنِ این خوانندگان به چنین برنامه‌هایی سودش برای کیست و جیب چه کسانی با این کار پُر از پول می‌شود؟

    در سال‌های گذشته شاهد بودیم که خوانندگان گُمنامی به برنامه‌های پُربیننده‌ تلویزیون می‌آمدند و یک شبه ره صد ساله را برای مشهور شدن طی می‌کردند. برخی معتقدند که این خوانندگان برای حضور در این برنامه‌ها پول‌های هنگفتی پرداخت می‌کنند.
    وگرنه چرا باید خواننده‌ای با کمترین میزانِ سواد هنری و با کمترین سابقه فعالیت هنری به پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیون دعوت شوند.

    یکی از برنامه‌هایی که در سال‌های گذشته خوانندگان نوپایی را به بازار موسیقی وارد کرد، «دورهمی» با اجرای مهران مدیری بود. بررسی‌ها نشان می‌دهد که آن خوانندگان با آمدن به برنامه‌ای مانند «دورهمی» یک شبه معروف شدند و خیلی زود هم وارد چرخه اقتصادی موسیقی ایران با اجرای کنسرت شدند.

    روایت است و برخی ادعا می‌کنند که آن خوانندگان برای حضور در برنامه‌هایی مانند «دورهمی» رقم‌های بالایی به افرادِ وابسطه به برنامه‌ پرداخت می‌کردند. برخی رسانه‌ها نسبت به این روند انتقادهایی جدی مطرح کردند که در نهایت به توقف موقت آن روند منجر شد.

    اما اکنون شاهدیم که باز هم همان روند در برنامه‌های تلویزیونی در حال شکل گیری است. این مسئله در شب‌های گذشته در برنامه «فرمول یک» به اوج خود رسیده است. تهیه کنندگان برنامه‌هایی مانند «فرمول یک» و «دورهمی» باید پاسخگوی این مسئله باشند که متر و معیارشان برای دعوت از خوانندگان و مهمانان‌شان چیست؟

    البته در این میان باید توجه داشت که جامعه به معرفی هنرمندان جدید هم نیاز دارد اما این کار هم ضوابط و شرایط خود را دارد.

    صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ,
    مهراد جم شب گذشته مهمان برنامه فرمول یک بود و کیفیت پایینِ خواندنش موجب واکنش‌های تندی به او و برنامه علی فرمول یک  شده است

    هنرمندان تازه کار با هدف رسیدن به مادیات / لزوم بازپروری هنر در جامعه

    در همین باره امان الله قرایی‌مقدم جامعه‌شناس نکات مهمی را بیان می‌کند:

    «هنر باید در خدمت جامعه باشد. یعنی هنر باید بتواند پیامی داشته باشد و باری از دوش جامعه بردارد. هنرمندان جدید هم ممکن است حضورشان موثر باشد. اما اینگونه هنرمندان تازه کار اگر هنرشان تنها برای رسیدن به مادیات باشد و به پیامِ هنرشان توجه نکنند، کارشان از نظر جامعه شناسی ارزشی ندارد. در اوضاع کنونی که جامعه با خانه نشینیِ مردم روبه روست، باید به فکر پرکردن اوقات فراغت و خانه نشینی مردم بود؛ از این رو جامعه به شادی و نشاط نیاز دارد و لازم است که جامعه از خبرهای بد دور باشد.

    هنرمندان جوان می توانند نسل جوان را سرگرم کند. اما اگر کارشان با پیام نادرست همراه باشد، به هیچ وجه پذیرفتنی نیست.
    من با ورود هنرمندان جوان و جدید مشکلی ندارم. جامعه نیاز دارد که به طور مرتب در بازپروری هنرمندان کوشش کند. باید توجه داشته باشیم که پذیرش یا عدم پذیرش هنرمند برعهده من و شما نیست و این مردم هستند که انتخاب می‌کنند. برخی آمدند و قبول شدند و برخی هم قبول نشدند؛ شجریان معلمی در مشهد بود که کسی او را نمی‌شناخت اما وقتی مردم هنرش را دیدند و شنیدند او را پذیرفتند. بنان و تاج هم اینگونه بودند. هنرمندان بزرگی مانند جوزپه وردی و کورساکوف هم اینگونه بودند. هنر وقتی عرضه می شود، جامعه قضاوت می‌کند و اگر مورد قبول باشد پذیرفته می‌شود.

    هیچ لزومی ندارد که هنرمندی که برای نخستین بار در یک برنامه تلویزیونی به مردم معرفی می‌شوند، حتما سابقه هنری مفصلی داشته باشند. مگر موذن زاده اردبیلی که آن اذان معروف را خوانده و ماندگار شده، قبلش آلبوم منتشر کرده بود؟ او فقط با یک اثر خود را جاودانه کرده است.

    حسن گل‌نراقی تنها یک قطعه خوانده و آن هم «مرا ببوس» است. همین قطعه توانست زمینه نارضایتی از حکومت پهلوی را فراهم کند. این قطعه هنوز هم و پس از گذشت چندین دهه، شنیدنی است.»

    پشتِ پرده‌ی خوانندگان تازه کار در فرمول یک چیست / سود ماجرا به جیب چه کسی می‌رود

    شکی نیست که جامعه به شناختنِ هنرمندان جدید نیاز دارد و شکی نیست که هنرمند ممکن با نخستین آثارش جاودانه شود. اما این درباره هنرمندانی صدق می‌کند که به راستی هنرمند باشند و تخصص و سواد بالایی داشته باشند.

    آیا هر خواننده‌ای با هر کیفیتی می‌تواند به پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیون بیاید؟

    اما به راستی فلان خواننده‌ی جوان که جز چند تک قطعه‌ی سخیف از نظر هنری، چیزی در کارنامه ندارد؛ چرا باید مهمانِ برنامه‌ای در شبکه‌ی یک سیمای جمهوری اسلامی باشد؛ آن هم در پربیننده‌ترین ساعت‌های تلویزیون ملی؟

    به راستی پشتِ پرده‌ی این مهمانان چیست؟

    بیایید کمی شفاف‌تر مسئله را بررسی کنیم؛

    فرض کنید خواننده‌ای که یک تهیه کننده هم دارد، شش ماه یا یک سال است که شروع به خواندن کرده و چند قطعه هم اجرا و ضبط کرده و در فضای مجازی هم منتشر کرده است. تعداد طرفدارانِ این خواننده در صفحه‌ی اینستاگرامش هم عددِ پایینی است.

    به یک باره و براساس معجزه، تیمِ تهیه برنامه «فرمول یک» یا مهران مدیری و تیم تهیه «دورهمی» تصمیم می‌گیرند، خواننده‌ی جوانِ کارنابَلَدِ قصه‌ی ما را به برنامه‌شان دعوت کنند.

    او هم به برنامه می‌آید و گفت و گویی مهندسی شده میانشان شکل می‌گیرد. برنامه که تمام می‌شود، خواننده‌ی قصه‌ی ما با همان ویژگی‌های آماتوری‌اش؛ یک شبه مشهور می‌شود.

    آقای تهیه کننده هم بلافاصله میرود سراغِ برنامه ریزی برای کنسرت‌ها و در ادامه هم درآمدهای هنگفتی است که از کنسرت‌ها نصیبِ تهیه کننده و خواننده می‌شود.

    حال باید پرسید که چرا چنین خوانندگانی باید از راه رسانه ملی مشهور شوند؟

    هنر در بند است / خوانندگانِ فرمول یک و دورهمی تاریخ مصرف دارند

    قرایی مقدم در این باره هم توضیح‌هایی از دیدگاه جامعه شناسانه بیان می‌کند:

    «بازار هنر محدود است. تعداد هنرمندانی که اجازه حضور در این برنامه‌ها را دارند محدود است و اجازه به همه داده نمی‌شود. هنر در بند است. صدها جوان هنرمند در سراسر ایران هستند که کارهای بزرگی انجام می‌دهند اما هرگز راهی به چنین برنامه‌هایی در تلویزیون ندارند.

    زمینه بروز هنر را جامعه تعیین می‌کند. اگر فضای جامعه هنرپرور باشد؛ ۱۰ خواننده می‌آیند و کارشان را ارائه می‌کنند و مردم یکی را انتخاب می‌کنند. اما آنچه امروز در برنامه‌های تلویزیونی رخ می‌دهد این است که یک نفر براساس رابطه ونه براساس ضابطه به این برنامه‌ها می‌آید؛ وقتی افراد خاصی به مردم معرفی می‌شوند، جامعه هم همان یک خواننده را می‌شنود و به عنوان معیار دُرست می‌پذیرد. باید بگویم که امروز در جامعه ما هنر اسیر شده است.

    آنچه امروز در برنامه‌های تلویزیونی مانند «فرمول یک» و «دورهمی» به مردم ارائه می‌شود، تاریخ مصرف دارند و خیلی زود فراموش می‌شوند.

    هنری جاودان می‌ماند که به قول تولستوی از جامعه برخواسته باشد. پیام رسان باشد. یک هنرمند را آقای مدیری یا علی ضیا می‌آورد و همان یک نفر را هم مردم می‌شنوند.

    شنیدن مهم نیست، گوش دادن مهم است. موسیقی که مردم گوش بدهند فراموش نمی‌شود. شجریان و بنان و خونساری فراموش نمی‌شوند. موسیقی اینها بر دل می‌نشییند چون از دل برمی‌خیزد.

    دین اسلام با شادی همراه است و جامعه باید شاد باشد چرا که همه چیز در حالت شادی خوب است. شادی همه چیز است و این هنر است که شادی را به مردم هدیه می‌دهد.»

    چرا رسانه ملی اعتبارش را خرج خوانندگانی ضعیف می‌کند

    پرسش اصلی؛ چرا رسانه ملی خود را باید خرجِ چنین خوانندگانی کند که بیشترشان هم در عرصه موسیقی پاپ فعالیت می‌کنند؟
    به راستی چه رقم‌هایی و میان چه کسانی رد و بدل می‌شود تا خواننده‌ای یک شبه مشهور و جیبِ تهیه کننده هم پر از پول شود؟

    این جریان‌های پنهان باعث شده که خوانندگانی با پایین‌ترین سطح کیفی در پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیونی خودنمایی کنند که در نهایت نتیجه‌اش پایین آمدن سطح سلیقه شنیداریِ مردم است.

    ۲۵۸۲۵۸

  • از «ادوار ایقاعی» دوران قدیم تا کنترپوان «ریتم صلح» امروز

    از «ادوار ایقاعی» دوران قدیم تا کنترپوان «ریتم صلح» امروز

    علم تالیف به صوت و چگونگی تولید آن و مشخصه های صوت ،چون زیری و بمی ،ابعاد موسیقایی ،شدت صوت و …اشاره دارد و علم ایقاع به شناسایی اوزان موسیقی و قوانین و اصول حاکم بر نقرات(ضرب ها) ،سکوت ها و ادوار می پردازد که معادل امروزی آن  همان ریتم است.
    ریتم، امروزه برای توضیح روش هایی استفاده می شود که آهنگساز بر اساس آنها صداهای موسیقایی را دسته بندی می کند و در یک قطعه موسیقی، الگوی تکرار شونده ای از ضرب ها ایجاد می شود که ضربان مستمر و تپش قلب اثر موسیقی خواهد شد.

    فارابی در کتاب “الموسیقی الکبیر” خود ایقاع را اینگونه تعریف می کند ؛“اندازه گیری زمان نقرات در یک محدوده زمانی با مقادیر و نسبت های معین که بر روی نغمات انتقال یابد “و نزدیک به همین توضیح اما کامل تر را در تعاریف دیگر موسیقی دان های قدیم از جمله صفی الدین ارموی ، بنیانگذار مکتب منتظمیه  میتوان دید؛” مجموعه نقراتی که بین آنها زمان هایی با مقدار محدود وجود داشته و آن شامل دورهایی است که مقدار آنها مبتنی بر حالات مخصوص است”

    در آن دوران،  موسیقی دان ها برای تعیین وزن موسیقی از اتانین (تقطیع اوزان از دو حرف ت و ن و ترکیب های آنها  )استفاده می کردند و ارکان ایقاعی را با حروف سیاق و سپس با نشانه های ابجدی مشخص می کردند که امروزه با عناوین و مقادیر نت گرد ، سفید ،سیاه، چنگ و…بیان می شود اما در قدیم ،امتداد را به زمان بین ضرب ها میداده اند وبه نظر می آید شیوه نت نویسی مستقل ریتم در قدیم،  ساختار و نظام پیچیده ای داشته است و به عقیده روح اله خالقی: “نشان دادن وزن های قدیم با سبک نت نویسی امروز ممکن نیست” و برای نت نگاری نغمه ها هم حروف ابجد را به کار می بردند و کامل ترین نغمه نگاری موسیقی قدیم ایرانی را در کتاب “الادوار” صفی الدین ارموی میتوان یافت که بعد از او تمام موسیقی دان های ایران و سایر کشورهای اسلامی از آن شیوه پیروی نمودند.

    و مولانا که با اوزان افاعیل در شعر و اتانین در موسیقی آشناست می گوید:

    چو چنگم لیک اگر خواهی که دانی وقت  ساز من
    غنیمت دان آن دم را که در تن تن تنن باشم

    از دیر باز تا کنون برای درک و دریافت مفهوم و معنای درست موسیقی و ثبت آن  ابداعات فراوانی صورت گرفته و نت نگاری به تدریج به تکامل رسیده تا به فرم کنونی و رایج امروزی اش رسیده است.در دوران قاجار موزیسینی فرانسوی به نام “آلفرد لومر” معروف به “مسیو لومر” رهبر گروه موزیک نظام ، موسیقی ایران را وارد فصل جدیدی می نماید.او تعدادی از آهنگ های ایرانی را در دستگاه های ماهور، چهارگاه ، همایون و …نت نگاری نمود و در ادامه  به همت ” علینقی وزیری” دانش آموخته مدارس عالی موسیقی پاریس وبرلین موزیسین های ایرانی با نظام نت نگاری غربی آشنا شدند.

    نخستین بار، ابوالحسن صبا که نت نگاری را از وزیری آموخته  بود برای ساز کوبه ای تنبک از نت استفاده نمود و اولین کتاب آموزشی تنبک ازنوازندگی های  پدر تنبک نوازی ایران ، “حسین تهرانی” با همکاری تعدادی از موزیسین های مطرح و سرشناس از جمله هوشنگ ظریف، مصطفی کمال پورتراب ، فرهاد فخرالدینی وبه کوشش حسین دهلوی تالیف گردید و در ادامه کتاب های دیگر آموزش تنبک ازاساتید تنبک نوازی چون : بهمن رجبی، محمد اسماعیلی ، محمد اخوان  و….به چاپ رسید.در حال حاضر کتاب های فراوانی در زمینه آموزش تنبک نوازی به چاپ رسیده اند والبته  کما بیش بسیاری از آنها روایت تکراری از مطالب و محتوی آموزشی کتاب های  پیش از خود هستند!اما دراین میان کتاب “آموزش تنبک” به روایت فربد یداللهی  در حقیقت روایتی متفاوت و ممتازی از آموزش تنبک می باشد .کتابی موفق که اکنون به چاپ دهم خود رسیده و در هر تجدید  چاپ ،مطالب آموزشی و علمی ویرایش وبه روز گشته است . خلاقیت ویژه و نگرش نوین یداللهی در متد تدریسش کم نظیر است او اعتقادی به تکرار و طولانی نمودن بی مورد دروس ندارد و اتودها و تمرین های کوتاهی که در انتهای پاره ای از درس  های کتابش نوشته شده یکی از ابتکارات جالبی است که هرکدام هدفی خاص را برای بالا بردن سطح نوازندگی دنبال میکند و همچنین در این روش به شکوفایی خلاقیت هنرآموز توجه وتمرکز بسیار شده است که با بسط و گسترش دروس به این مهم میتوان دست یافت و جهت تقویت دو نیمکره مغز از تکنیک ها و فیگورهای مناسبی برای هر دو دست استفاده شده است.

    یداللهی در کتاب دوم خود با نام  “لنگار”( نگارش لنگ )دریچه  روشن دیگری رابر نوازندگان تنبک می گشاید ودر مقدمه  این کتاب ضمن تاکید به آموزش اصولی و آکادمیک ساز تنبک به این موضوع اشاره میکند که:”این کتاب پایان را نیست و چاه ریتم عمیق تر از آنست که به کسی ختم شود پس تا آنجا که دانش و تکنیکم اجازه میدهد کاری میکنم که اگر کسی در انتخاب بین ساز پیانو و تنبک مردد ماند از ترس پیچیدگی های ساز تنبک، پیانو را انتخاب کند!…این دیدگاه کسی است که موسیقی را با پیانو آغاز نموده است و در نت نگاری و تدریس تنبک سعی نموده چون نوازندگی در پیانو ،  دو نیم کره مغزرا به درستی به کار گیرد.

     مطالب  آموزشی که در “لنگار”ارائه می شود چنانچه از نام آن پیداست بیشتر حول محور فرم هایی از ریتم های لنگ و همچنین ریتم های دیگر با سطح تکنیک بالاتر می باشد.نگارنده که خود مدرس مفاهیم ریتم و تنبک در دانشگاه است  به انتقال اصولی و صحیح مفاهیم آموزشی ،سخت ، پایبند و متعهد میباشد و تنها کسانی که در آزمون دشوارنوازندگی او موفق شوند گواهی صلاحیت  تدریس کتاب هایش را می یابند. البته همیشه هستند کسانی که در مقابل اندیشه های نو و دانش نوین قرارمیگیرند وایستادگی  میکنند اما این فرزانه ریتم که همواره در هر تجدید چاپ کتاب هایش نقد درست اهالی فن موسیقی را آگاهانه پذیرفته و لحاظ نموده ا زکنار ایرادات و اشکالات تهی از سازندگی و اصلاح ،بی درنگ می گذرد چراکه از بزرگترین معلم خود ،”موسیقی” آموخته است که گاهی باید “ضد ضرب” شد و با سکوت، گذر کرد وزمان هایی  نباید گذاشت “سنکوپ” ،صورت گیرد وضرب های افکار ضعیف، قدرت ضربه های قدم هایش در مسیری که به آن ایمان دارد را بگیرد. به تعبیر حافظ :

    “تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس “

     نگاهی به کارنامه هنری چند دهه اخیر فربد یداللهی از تاسیس آکادمی ریتم صلح گرفته تا شناسایی ومعرفی توانایی های منحصربفرد  تنبک و  پیگیری های مستمراو جهت حضور این ساز در جشنواره موسیقی جوان واولین برگزار کننده جشنواره تخصصی “ریتم صلح” در مرداد ۹۷ با  رپرتوار مشخص برای ساز تنبک،تولید  آلبوم های تخصصی از “گفتگوی چپ و راست” حاصل همکاری او با استادش بهمن رجبی  و تک نوازی های او، “خاک”،”آب و باد”، “عطارنامه”به خوانندگی محسن کرامتی ،”بوم ” و آلبوم ” نفوذ” تا برگزاری کنسرت های متعدد با هنرمندان پیشکسوت،  شرکت در فستیوال های جهانی و کسب مقام برگزیده در جشنواره بین المللی ساز های کوبه ای ۲۰۰۲در تایوان به همراه  بهمن رجبی ، اولین طراح و سازنده سازهای :اودو(کوزه)در ایران ، اودوی دوقلو(فرودو) ، هنگ اودو(کوزه ملودیک) در دنیا با فرکانسهای دقیق موسیقایی که چون ساز پیانو میتوان با این ساز ملودی نواخت و همچنین تالیف کتاب آموزشی” اودو نوازی “،ورود  ساز تنبک بعد از چند دهه  به سایر رشته های نوازندگی آکادمیک در دانشگاه موسیقی از سال آینده (که حاصل پیگیری های و رای زانی های مستمر او با مسئولین و مدیران  دانشگاه های هنر میباشد)همگی در کنار بسیاری دیگر ازاتفاقات نیک و روشن فرهنگی و هنری  نتیجه کوشش و تلاش های خستگی ناپذیر اومی باشد .

    یداللهی سال های سال برای ایفای رسالت و وظیفه هنری اش  در قبال فرهنگ ، هنر و هویت ایرانی تلاش نمود و حال که این بار پر بار فرهنگی و هنری را که به مقصد و سرانجام درستی رسانده،  سودای “باز جستن” دیگری را در سر دارد… او مصداق این سخن از نادر ابراهیمی است که میگوید :”من به سرسختانه جستن ،یافتن ،شناختن به کار گرفتن و باز جستن معتقدم “

     این همنورد افق های دور، اکنون  به دوستی انسان ها در جهانی آرام می اندیشد به اینکه هرضرب موسیقایی با هر سازی در هر جای دنیا با هر نژادی حامل پیام دوستی باشد  از این روی خردمندانه میکوشد تا ریتم را با صلح  ،پیوند زند  و “ریتم صلح” این جریان فکری و موسیقایی را ایمان و اعتقاد بپرورد. درختی که اگر تا دیروز نهالی خرد بود  اکنون به یاری او و تمام اهالی فرهنگ و هنر میرود تا سرشاخه هایش را با خورشید و ریشه هایش را با خاکی بی مرز و بی انتها گره بزند به یاد چکامه “نیایش” از “سهراب سپهری” می افتم:

    “ما چنگیم هر تار از ما دردی، سودایی

    زخمه کن از آرامش نامیرا ، مارا بنواز

    باشد که تهی گردم ،آکنده شویم از والا “نت” خاموشی

    هر سو مرز، هر سو نام

    رشته کن از بی شکلی، گذران از مروارید زمان و مکان

    باشد که به هم پیوندد همه چیز، باشد که نماند

    مرز، که نماند نام”

  • راز تازگی خراسانیاتِ شجریان پس از ۳۰ سال

    راز تازگی خراسانیاتِ شجریان پس از ۳۰ سال

    مجموعه نوازندگان که در کار «خراسانیات» ساز زدند، بچه‌های کانون چاووش بودند. خیلی از کارهایی که ما می‌خواستیم انجام بدهیم و فکر می‌کردیم در شأن مرکز حفظ و اشاعه موسیقی است، قابل اجرا نبود چون همکاری‌هایی که ما می‌خواستیم با ما انجام نمی‌شد. مثلا در مورد موسیقی مقامی می‌گفتند ما دسترسی به شهرستان‌ها نداریم و این برای ما هزینه‌بردار است. حتی با آقای علی‌اکبر شکارچی که می‌خواست کارهایی در زمینه موسیقی لری انجام بدهد، همکاری نکردند.

    شاید باور نکنید که حتی «نینوا»ی آقای حسین علیزاده را هم قبول نداشتند.  در چنین شرایطی بود که آقای مشکاتیان جلساتی را در خانه خود ترتیب می‌دادند که در واقع حکم نهاد و کانون نداشته ما را داشت. پنج، شش نفر بودیم و گاهی افراد دیگری هم می‎آمدند. مثلا یادم هست که یک بار خدابیامرز آقای منصور سینکی هم بودند. یا مثلا آقای کیوان ساکت و دیگران. من، اردشیر، ارژنگ و خود آقای مشکاتیان ثابت‌های گروه بودیم و در آن گروه هم ماندیم. کارهایی مثل «دستان»، «مرکب‌خوانی»، همین «خراسانیات» و … محصول آن دوره هستند.

    طرح اولیه «خراسانیات» را خود آقای شجریان پیشنهاد دادند. گفتند بیایید کاری هم برای خراسان انجام بدهیم. به هر حال ایشان و آقای مشکاتیان خراسانی بودند. شعرها را هم آقای شجریان انتخاب کردند و ضبط کردیم. اگر اشتباه نکنم آقای شجریان به پرویز گفته بودند که بهتر است یک دوتارنواز خراسانی هم در این کار باشد که بنا به دلایلی نشد، کار هم به دلایلی دیگر منتشر نشد تا امسال که به همت همایون عزیز و دیگران تدوین و آماده انتشار شد. البته کار قدری نسبت به آن نسخه اولیه تغییر دارد.

    کار، کار قابل‌اعتنایی است. همانطور که اگر یک دوتارنواز خراسانی هم با ما بود، باز هم کار مهم و قابل‌اعتنایی می‌شد اما با حال و هوایی دیگر. سراسر خراسان پر است از نوازندگان و گروه‌های بسیار خوب و ارزشمند که می‌توانستند به گروه بپیوندند که نشد. بخشی از دلایل آن قطعا به عدم حمایت مسوولان برمی‌گردد؛ مسوولانی که در قبال موسیقی و نیازهای آن کفایت لازم را نداشتند؛ اختلافات خیلی‌خیلی جزیی میان آقایان شجریان و مشکاتیان هم بی‌تاثیر نبود. کار بعد از ۳۰ و اندی سال کماکان تازه و با طراوت است چون هنر اگر هنر واقعی باشد، همواره تازه است و هیچ‌وقت کهنه نمی‌شود. هنر و به‌طور مشخص موسیقی با عواطف آدمی سر و کار دارد و اگر کارش را درست انجام بدهد، همواره پاسخگوی نیازهای این احساسات و عواطف انسانی خواهد بود.

    ۲۴۱۲۴۱

  • حمید هیراد برای نخستین بار از بیماری سرطان‌اش گفت؛ به من اعلام کردند بیش از یک ماه زنده نیستم

    حمید هیراد برای نخستین بار از بیماری سرطان‌اش گفت؛ به من اعلام کردند بیش از یک ماه زنده نیستم

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محمد علیزاده، خواننده موسیقی پاپ با برنامه «بهار جان» که شب گذشته (دوشنبه ۲۶ اسفند)، روی آنتن زنده شبکه پنج سیما رفت، برای اولین‌بار حضور در عرصه اجرا را تجربه کرد. او که هیراد حاتمی را در اجرای این برنامه همراهی می‌کرد، حضور در برنامه «بهار جان» را یک وظیفه ملی در قبال مردم دانست تا شاید بتواند در این بحران، یک خدمتی در حق مردم انجام دهد؛ چرا که این مردم هستند که هنرمندان را بزرگ می‌کنند و به آنها جایگاه می‌دهند.

    در ابتدای برنامه، علیزاده در پاسخ به این پرسش که «اولین صدایی که به دلت نشست و بسیار از آن استقبال کردی چه زمانی و صدای چه کسی بود؟»، گفت: «حدودا نه سالم بود و آن زمان در ماه مبارک تلویزیون یک آوازی را از استاد محمدرضا شجریان پخش می‌کرد که آواز افشاری بود. آن زمان  شیفته آن صدا شدم و فهمیدم چه قدر به موسیقی علاقه دارم و عاشق آن هستم.»

    او ادامه داد: «بسیار خوشحالم در دوره‌ای زیست می‌کنم که صدای استاد شجریان و صدای تار  استاد محمدرضا لطفی را شنیدم این بسیار برای من با ارزش است و از همین جا برای استاد شجریان آرزوی سلامتی و بهبودی می‌کنم.»

    مهمان ویژه اولین برنامه «بهار جان»، حمید هیراد بود؛ خواننده‌ای که از روز گذشته خبر ابتلای او به بیماری سرطان خون با بازتاب‌های زیادی همراه بوده است. او که پس از انتشار این خبر، اولین‌بار بود که در یک برنامه تلویزیونی حاضر می‌شد، پس از اینکه ویدئویی از ساز زدنش بر روی تخت بیمارستان پخش شد، گفت: «دو سال و نیم پیش، شهریور ۹۶ یک سری غدد لنفاوی زیر گلویم درآمد. ساخت اثر «شوخیه مگه» هم از روی تخت بیمارستان شروع شد.»

    او در ادامه، با اشاره به واکنش‌ها به این قطعه گفت: «آرزوی هر خواننده‌ای این است که آهنگی که می‌سازد به دل مردم بنشیند. این اتفاق برای من افتاد و در آن لحظه که می‌دیدم دابسمش می‌سازند با این آهنگ و به من محبت دارند، اشک می‌ریختم. در آن واحد به من خبر داده شد که حداکثر یک ماه دیگر زنده هستم. اصلا به این فکر نبودم که چرا یک ماه دیگر زنده هستم و هیچوقت هم نشده که فکر کنم چرا من؟ یک دانشمندی می‌گفت وقتی همه چی خوب است، چرا نمی‌گویید چرا من؟ قطعا من باید یک سری چیزها را در ده، دوازده سال یاد می‌گرفتم ولی این اتفاق باعث شد در پنج، شش ماه متوجه این شوم که دنیا فانی و گذرا است.»

    حمید هیراد در پاسخ به این سوال که چرا همان زمان خبر ابتلا به این بیماری را رسانه‌ای نکردی گفت: «ذات من و قلب من طوری است که اصلا دوست ندارم خبر بدی را به کسی بگویم و نمی‌خواستم با این خبر کسی را ناراحت کنم.»

    او سپس از ویدئویی گفت که در همان زمان منتشر شد؛ از پلی‌بک خواندنش در یک کنسرت، ویدئویی که انتقادات فراوانی را روانه این خواننده پاپ کرد. او برای اولین بار درباره دلیل پلی‌بک خواندنش روی صحنه کنسرت شیراز چنین گفت: «در آن شرایط که آن اتفاق افتاد، از زمانی که این خبر را به من دادند، من شروع به شیمی درمانی کردم . دو، سه ساعت قبل از آن اتفاق، حال من بد شد. هیچ‌کس نمی‌دانست من چه مشکلی دارم و اصلا نمی‌خواستم بگویم این بیماری را دارم و نمی‌توانستم سه ساعت مانده به کنسرت آن را لغو کنم.  دکتر به من گفت نمی‌توانی قسمت بالای صدایت را بخوانی؛ به مغزت فشار می‌آید. در یک قسمت از یک ترک، این اتفاق افتاد و اولین و آخرین بار در کنسرت‌های من رخ داد.»

    ۵۷۲۴۵