منطقه گلمکان واقع در ۷۰ کیلومتری شمال مشهد مقدس واقع شده است. این منطقه در دامنه شمالی رشته کوه بینالود قرار دارد که از شمال به دشت مشهد و محور مشهد- چناران، از جنوب به شهرستان نیشابور، از غرب به کوه تخته رستم و از شرق به مناطق زشک و شاندیز می رسد. پاییز با تغییرات محسوس خود جلوه خاصی به طبیعت می بخشد. میوههای جامانده روی درختان، ریزش برگها، صدای پرندگان و حیوانات، رودخانههای جاری، خلوت کوچه باغها و… همه دست به دست هم می دهند تا یک فصل بسیار زیبا و شاعرانه را ترسیم کنند.
به گزارش ایسنا، دومین جلسه مقدماتی دور اول کلاسهای «شیوههای آموزش نگارش و نوشتن خلاق به کودکان و نوجوانان» با حضور بیش از ۳۰ معلم و مربی دانشآموزان در کاخ گلستان برگزار شد که تاکید بر نوع آموزش به کودکان و فراگیری خط و زبان فارسی به عنوان یکی از مهمترین مواریث فرهنگی کشور را مدنظر قرار داد.
سید احمد محیط طباطبایی – رییس ایکوم ایران – دربارهی برگزاری این کارگاه آموزشی به معلمان و مربیانِ کودک و نوجوان به ایسنا میگوید: هدف اصلی کارگاه، تقویتِ «زبان فارسی» در خواندن و نوشتن است، پدیدهای که در طول سالهای گذشته، دچار ضعف در سطوح مختلف شده است که باید به نوعی آن را تقویت کرد.
او با بیان اینکه کارگاهِ «انشای خلاق» توسط علیاکبر زینالعابدین به عنوان متخصصِ این حوزه و برای مربیان و معلمان در ردههای «انشا» و «کودک» برگزار میشود، رویکرد اصلی این اقدام را این طور توضیح میدهد: «انشای خلاق با توجه به همه جوانب مختلف نوشتن که مهمترین شیوه انتقال مفهوم یک فرد به دیگری است، باید مدنظر قرار گیرد. این کار میتواند به تقویت افراد جامعه در سطح آموزشی منجر شود. در واقع در این حوزه و در حد خود، میتوانیم نقطه ضعفهایی که مسایل مختلف مانند کامپیوتر و افراد در نوشتن به وجود آوردهاند را تقویت کرد، چیزی که به شدت در سالهای گذشته و با حذف بسیاری از پدیدههایِ موردِ رواجِ امروزی، جای خود را به موارد دیگری داد.
وی با بیان اینکه اگر فراموش نکنیم هدف از تعریفِ موزه، پاسخگویی به رفع مشکلات و نیازهای جامعه جدایِ از مکانِ موزه است که وظیفهی حفظ و شناخت بخشی از میراث فرهنگی، طبیعی، تاریخی و هنری یک جامعه را بر عهده دارد، تاکید میکند: موزهها در زمینههای مختلفی که به نوعی به هویت فرهنگی هر جامعه مربوط میشود، فعالیتهای مختلفی را انجام میدهند و فضای خود را برای فعالیت آماده میکنند.
او با تاکید بر اینکه زبان و ادب فارسی یکی از مهمترین میراثهای فرهنگی کل جامعه ایرانی در داخل و خارج از کشور است، ادامه میدهد: تقویت این امر در سطوح مختلف میتواند یکی از دستاوردهای مهم موزه در فعالیتهای جانبی آن شمرده شود.
رییس ایکوم ایران با اشاره به حضور مربیان و معلمانِ شرکت کننده در این کارگاه از چند استان مختلف کشور، رویکرد و نگاه اصلی آنها را قشر نوجوان میداند.
وی با اشاره به تفاهمنامهای که «کانون توسعه فرهنگی کودکان» با ایکوم ایران برای برگزاری این کارگاهها امضا کرده است، ادامه میدهد: این کانون فرهنگی تلاش میکند تا کتابخانهها و آموزش زبان فارسی را در این سطوح تقویت کند تا همیاری و ایجاد فضا و تعامل مشترک در آن اتفاق بیفتد.
کاخ گلستان را به موزه دوستدار کودک تبدیل میکنیم
سامان خلیلیان – معاون فرهنگی کاخ موزه گلستان – نیز در گفتوگو با ایسنا در این زمینه میگوید: بخشی از برگزاری کارگاه در کاخ جهانی گلستان به عنوان لوکیشن کارگاه بود، اما دلیل انتخابِ این لوکیشن، فقط دادنِ یک فضای کارگاهی نیست، بلکه ارتباط آن با مجموعه ایکوم و کاخ گلستان است تا «کلید واژهی داستان کودک و نوجوان» شکل بگیرد.
او با اشاره به برنامهریزیهایی که به تازگی در کاخ گلستان انجام شده تا بخش کودکی این مجموعه جهانی را بار دیگر احیا کند، ادامه میدهد: این بخش از مجموعه هر چند در طول سالهای گذشته فعال بود، اما به نظر میرسد برای مدتی سازماندهی درستی برای ادامهدار بودن فعالیت آن انجام نشد و طرح موفق نبود قدری منفعل شده بود و برنامههای کاخ، ویژهی روز کودک و بیشتر به ۱۶ مهر و روز جهانی کودک و یک ویژه برنامه برای آن روزها محدود میشد، همچنین در طول سال نیز شاید بعضا معدود برنامههایی برای آن برگزار میشد، اما اکنون قصد داریم کاخ گلستان را به موزه دوستدار کودک تبدیل کنیم، بنابراین هدفمان برنامهریزی برای کارگروه ویژه کودک و نوجوان و بخش کودکی کاخ گلستان است.
وی با اشاره به ایجاد فضایی در کاخ گلستان در طول سالهای گذشته به نام «گُلَک» که لوگویی نیز برای آن طراحی شده بود، اما بعد از مدتی کار آن متوقف شد، اظهار میکند: در برنامهریزی فرهنگیِ جدیدِ انجام شده، قرار است تا بخش کودکی کاخ گلستان، در آیندهای نزدیک در مکانی مشخص، جانمایی شود تا بتوان بار دیگر موزه کودکی را در این فضای جهانی احیا کرد.
خلیلیان با تاکید بر اینکه مربیان و معلمانِ شرکت کننده در این کارگاه قرار است با پایان دورهی آموزشها در مناطق کاری خود؛ گفتمانِ میراث دوستی، فرهنگ و آشنایی کودکان با فضاهای موزهای را در دستور کار خود قرار دهند تا رویدادهای بعدی نیز در این دوره آموزشی لحاظ شود، میافزاید: آنها با برداشتن این قدمها به سفیران آموزشی کودکی در موزهها تبدیل میشوند.
او با تاکید بر ایجاد سرفصلهای مشخص درسی برای برگزاری این کارگاهها؛ این اقدام را یک فصل مشترک همکاری کاخ گلستان با ایکوم ایران تعریف میکند و میگوید: مربیان مهدکودک و مدرسه که دورههای آموزشی خود را در همین مسیر فرا میگیرند، با تناسب گروه و رده سنی مشخص شده میتوانند به مجموعه بیایند، همچنین براساس همان گروه بندی سنی، برنامههای ویژهای برای آنها اجرایی می شود. این اقدامات کارهای مشترکی است که با کاملتر شدن پکیج و مداومت و برنامهریزی میتواند به نقطهای برسد که حتی هر هفته یک روز به عنوان روز کودک مشخص شود.
این کارشناس فرهنگی ایکوم ایران؛ همچنین با اشاره به تهیهی تقویم هفتگی برای کاخ گلستان، حتی برای حضور کودکان در موزهها اظهار میکند: بیشترین اطلاع رسانی و برنامهریزیها را باید برای کودکان انجام دهیم تا بتوانیم آشنایی کودکان را با فضای موزه همراه داشته باشیم.
او همچنین با اشاره به این نکته که در برخی موارد مربیان و مسوولان مدارس که دانشآموزان و کودکان را به فضاهای موزهای میآورند واقف به این نیستند که کودک را وارد چه فضایی کردهاند، میافزاید: گاهی این احساس را دارند که این حرکت مانند آوردن بچهها به یک اردو یا پارک بوده، یعنی تمیزِ بین این که آداب موزه و ارتباط کودک و مربیان با موزه باید چطور باشند، را نمیدانند. اتفاقی که معمولا به دلیل آشنایی نداشتن و نبود اطلاعات از این محوطهها رخ میدهد.
وی با تاکید بر لزوم برنامهریزی و تهیهی پلنهایی برای حضور کودکان در موزه، ادامه میدهد: قطعا میتوانیم با آگاهی این معلمان را در مجموعه با نگاه کودکی آشنا کنیم تا این مفاهیم برای آنها نیز جانمایی شود و ذهنیتی درست را برای آنها به وجود آورد. اجرایی کردن این برنامه نیز بخشی از همان راهبرد است که ما هنوز در ابتدای راهِ آن هستیم.
خلیلیان همچنین به احتمالِ ایجادِ موزه کودکی در یکی از فضای موزهای کاخ گلستان اشاره میکند و میگوید: در یک دوره بروشورهای مخصوص کودکی طراحی و چاپ شدند، اما درست عملیاتی نشدن طرح باعث توقفِ فعالیتها در دورهای شدند. ولی خوشبختانه اکنون با بهتر شدن نوع نگاهها تلاش میکنیم این اتفاق را بار دیگر در کاخ گلستان عملیاتی کنیم تا برای هر رده سنی وسطحِ خاص، برنامههای مشخص خود را داشته باشیم.
به گفتهی او بررسی و امکانسنجی موقعیتهای مختلف برای رسیدن به یک توافق اولیه است.
خط و زبان فارسی، مهمترین میراث فرهنگی کشور
علی اکبر زینالعابدین – مسوول و مدرس کارگاه انشای خلاق – در کاخ گلستان نیز در گفتوگو با ایسنا، دربارهی شرح درسِ کارگاهِ «انشای خلاق» در کاخ گلستان؛ اظهار میگوید: این دورهها بر اساس شرح درس خاصی برنامهریزی شدهاند تا در چهار دوره، دو دوره مقدماتی و دو دورهی پیشرفته برای معلمان، مربیان و تسهیلگران برگزار شوند و آنها در مدارس و خارج از مدرسهها بتوانند با کودکان، کار آموزش، نگارش، انشا، داستان نویسی و نوشتن خلاق را انجام دهند.
او با بیان اینکه روندِ در حال انجام ، کارگاهی در چهار دورهی کامل است، اظهار میکند: هر دوره یک روزه و با فاصلههای یک ماهه و به صورت مرتب تکرار میشود، شرکتکنندگان از همهی شهرهای مختلف در آن حضور دارند.
وی با اشاره به توانمند عمل نکردن آموزش و پرورش و معلمان در این زمینه ادامه میدهد: اگر امکان سراسری شدن این نوع شبکهها و آموزشها فراهم شود، میتوان گفت که نوشتن بچهها مهمترین ابزاری است که میراث فرهنگی را از نسلهای قبل به بعد منتقل و نوشتن را به آنها میتواند معرفی کند.
این نویسنده کودک و نوجوان و مدرس کارگاههای نوشتن خلاق؛ با اشاره به همکاری ایکوم ایران و کانون توسعهی فرهنگی کودکان و کاخ گلستان؛ اظهار میکند: نخستین جلسهی این دور از کارگاهها؛ در سرای پروین «دفتر ایکوم ایران» برگزار شد و دومین جلسه نیز در کاخ گلستان، اما هنوز مکان دو دورهی بعدی به طور دقیق مشخص نشده است، ولی در هر صورت قرار است که در فضاهای موزهها برگزار شوند.
او اما علت حضور و برگزاری این کارگاهها در فضاهای موزهای و تاریخی را تاکید روی این نکته دانست که «خط و زبان فارسی به عنوان مهمترین میراث فرهنگی کشور» حائز اهمیت است و میگوید: اگر کودکان ما بدون دیدن و شنیدن چنین اطلاعاتی رشد کنند و بالنده شوند، بچهها دیگر چیزی به نسلهای بعدی منتقل نمیکنند.
او برگزاری چنین کارگاههایی توسط کانون توسعه فرهنگی کودکان به عنوان مجری طرح در روستاهای محروم کشور و توسط گروههای مردمنهاد را یکی از اقداماتی میداند که میتواند به رشد بهتر این فرآیند کمک کند و ادامه میدهد: در این راستا راهاندازی کتابخانه و تربیت و آموزشِ مربیانِ این روستاها نیز میتواند به رعایت عدالت آموزشی کمک کند.
وی به حضور ۳۴ نفر از مربیان و معلمان مدارس و کلاسهای آزاد در سراسر کشور از استانهای تهران، اصفهان، خوزستان، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی، اردبیل، قم، البرز و فارس اشاره میکند و میگوید: به شرکتکنندگان در این کارگاه؛ گواهی از سوی فرهنگستان زبان وادب فارسی داده میشود.
زینالعابدینی با اشاره به ارائهی طرحِ خود به فرهنگستان زبان وادب فارسی و تربیت مدیران گروه آموزشی اظهار میکند: تمایل داشتیم تا این طرح را خارج از فرهنگستان انجام دهیم که خوشبختانه حمایتهای مورد نیاز انجام شد، چون قرار نبود حرکت فردی انجام شود، در نهایت میتوان این حرکت را گسترده کرد تا نهادها از آن پشتیبانی کنند.
مصطفی فاطمی در گفتوگو با ایسنا درباره وضعیت هنرهای منسوخشده استان یزد و برنامههایی که برای احیای این هنرهای فراموششده در نظر گرفته شده است، با بیان اینکه «تعداد هنرهای منسوخشده یزد بسیار است» اظهار کرد: در استان یزد انواع دستبافتهای سنتی از دوران صفویه وجود داشته است که البته بسیاری از این صنایع هنری تا هماکنون منسوخ شدهاند.
او ادامه داد: یکی از صنایعی که کاملاً از بین رفته است، هنر زربافی است. این هنر که ریشه آن به دوره صفویه باز میگردد، از تارهای مختلف ابریشم، طلا و نقره بافته میشود. در سالهای اخیر تلاش شد تا این هنر احیا شود، اما به دلیل اینکه قیمت این پارچه به شدت گران است، بازار زیادی پیدا نکرد و در نتیجه تمایلی هم به تولید آن نیز وجود نداشت. البته توانستیم دستگاه این هنر را احیا کنیم و مقدار کمی از آن پارچه را ببافیم تا اینکه صرفا هویت این هنر زنده نگه داشته شود.
فاطمی خاطرنشان کرد: از دیگر صنایع دستی که رو به افول است، ترمه دستبافتِ ابریشم است که شهر یزد سالها خاستگاه این هنر بوده است. برای احیای این هنر نیز تلاشهای بسیاری صورت گرفت؛ البته هم اکنون ترمه دستبافت به صورت عمده برای بازار تولید نمیشود و صرفا برخی از کارگاهها به صورت محدودی در این حوزه تولید دارند. در این میان یکی از موضوعاتی علاوه بر کاهش تعداد هنرمندان، در کاهش تولیداین صنایع هنری تاثیرگذار است، افزایش کارگاههای صنعتی است که ترمههای ارزانتری را وارد بازار میکنند و طبیعتا ترمههای دستبافت با اقبال چندانی مواجه نمیشوند.
او هنر مخمل را از دیگر هنرهای فراموششده استان یزد برشمرد و گفت: این هنر نیز از جمله هنرهای فراموششدهای است که از سالهای پیش از انقلاب منسوخ شده بود و دیگر در یزد بافته نمیشود. به طور کلی در دورهای از تاریخ (صفویه) بافتهای این استان بسیار مشهور بودند و بزرگترین شخصیتهای شرقی و غربی از بافتهای این استان برای لباسهایشان سفارش میدادند. جالب است بدانید که بخش عمدهای از درآمد جنگ چالدران نیز توسط بافندههای یزدی تامین شده بود.
فاطمی افزود: یکی از هنرهای دیگری که رو به افول قرار دارد، زرگری یزدی همانند بافت زنجیر چینابی است که تولید آن بسیار سخت است. در دورههای مختلف این صنایع با طلا ساخته میشدند که به مرور مس و نقره جایگزین شدند. اما از آنجایی که تولید آنها بسیار سخت بود، به مرور زمان رو به افول قرار گرفت؛ البته در سالهای اخیر بار دیگر تلاش شد تا این هنر مورد توجه قرار گرفته شود و کارگاههای آموزشی آن نیز احیا شد. چراکه در تلاشیم تا بتوانیم یزد را به عنوان شهر زیورآلات مطرح کنیم و آن را به ثبت برسانیم.
مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری یزد همچنین اظهار کرد: البته بسیاری از بافتهای یزدی همانند دارایی بافی و ترمه دارایی همچنان زنده و اتفاقا جزو صنایع پُرکار استان محسوب میشوند. برخی از بافتها نیز همانند سفره خمیر و چنتهبافی در سالهای اخیر احیا شدهاند و هماکنون نیز تولید میشوند. زرتشتی دوزی نیز با وجود اینکه تعداد هنرمندان آن بسیار کم است، اما هنوز تولید میشود.
فاطمی بیان کرد: صنایع دستی استان یزد علاوه بر انواع بافتها در حوزههای دیگری نیز فعال است؛ از فرش اردکان گرفته تا زیلوی میبد و نمدمالی ابروکوه از جمله هنرهایی است که اتفاقا در سالهای اخیر با پیشرفتهای خوبی نیز همراه بودهاند. ثبت میبد به عنوان شهر جهانی زیلو در سال گذشته باعث رونق بسیاری در این هنر شد. سفالهای میبد نیز همچنان با همان سبک و سیاق و نقوش سنتیتتولید میشود و در کنار آن نیز کارهای جدید و متنوعتری نیز در حال تولید است.
به گزارش ایسنا، حرفها از صدور مجوز برای کاوش و نظارت بر محوطهی آکروپل شوش، توسط دو باستانشناس و یک مرمتگر تزئینات آثار تاریخی شروع شد، هر چند یک فارغالتحصیل فوق لیسانس باستانشناس که مجوزِ سرپرست هیات کاوش به نام او صادر شد، یک دانشجوی فوق لیسانس باستانشناسی در مرحلهی پایاننامه و کارشناس ارشد مرمت آثار تاریخی که مجوز نظارت بر این پروژه را گرفته بودند، اکنون به اواخر کار خواناسازی صفه و کاوش در گورستان هزاره پنجم شوش رسیدهاند، اما همچنان رییس پژوهشکده باستانشناسی معتقد است مجوزِ صادر شده فقط برای خواناسازی صفه است و نه کار بیشتری.
هر چند نخستین مجوز را ۱۶ مهر رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در نامهای خطاب به مدیر کل میراث فرهنگی استان خوزستان، صادر کرد و در آن اعلام شد تا «برنامه گمانهزنی به منظور خواناسازی و پیگیردی صفّه خشتی آکروپل را به منظور تدقیق خطوط معماری در راستای انجام فعالیتهای حفاظتی و مرمتی» انجام شود، اما یک هفته بعد از صدور این مجوز، دومین نامه با همین مضمون نیز خطاب به موسوی نوشته شد. رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی -عمرانی- در مجوزی که با نام «اصلاحیه» صادر شده بود، خطاب به موسوی نوشته بود: «اصلاحیه مجوز برنامه خواناسازی سکوی بلند و کاوش روشمند در گورستان هزاره پنجم آکروپل شوش» با همان سرپرست پروژه و همان ناظران.
بیشترین اظهار نظرها و نقدها به دنبال صدور این مجوزها به انتخاب کارشناسانِ اعلام شده برای این پروژه بود، وگرنه بُعد جوانگرایی که اقدامی شایسته در کشور محسوب میشود. البته از سوی دیگر یکی از نقدهایی که به حضور باستانشناسان پیشکسوت در سایتهای کاوش مطرح میشود، ارائه ندادن گزارش کار به پژوهشکده باستانشناسی توسط برخی از آنها بعد از گذشتِ سالها، آنهم از زمانی است که در سایتهای تاریخی زیر نظر مدیریت خود کاوش کردهاند.
اما کمتر از نیم قرن از آخرین کاوشها در «صُفّه خشتی آکروپل» و «گورستان هزاره پنجم آکروپل» شوش میگذرد، مدت زمانی که در ظیِ آن، مجموعه باستانی شوش آسیب زیادی دید.
با این وجود هنوز باستانشناسان معتقدند؛ شوش آن اندازه مهم است که برای هر اقدام جدی در آن باید متخصصان را گرد هم آورد و نشستی تخصصی برگزار کرد، هر چند برگزاری چنین نشستها و همایشهایی برای بررسی نقاط قوت و ضعفِ موجود در این محوطه، به منظور رسیدن به نتیجهای مشخص، بهندرت عملیاتی شده است تا بتوان بر مبنای آنها پژوهشها و طرحهای حفاظتی در شوش را برنامهریزی کرد.
در این مجوز با اشاره به مادّه ۱۱ قانون حفظ آثار ملّی و در اجرای بند ۳ مادّه قانون اساسنامه سازمان میراث فرهنگی، مصوب سال ۱۳۶۷ با انجام برنامه گمانهزنی به منظور خواناسازی و پیگیردی صفه خشتی آکروپل به منظور تدقیق خطوط معماری در راستای انجام فعالیتهای حفاظتی و مرمتی شهرستان شوش به سرپرستی … و با نظارت … و … از یک آبان ماه تا ۱۴ آذر موافقت کرد.
حالا میتوان گفت حدود ۲۰ روز از آغاز کاوش در این محوطه گذشته و آن روزهای میانی خود را از حضورِ این تیم باستانشناس سپری میکند، اما بعد از انتشار نخستین خبرها از صدور مجوزهای عمرانی؛ حالا اعلام میشود که یک کارشناس باستانشناسی نیز به عنوان ناظر فنی به پروژه اضافه شده است.
تعریفِ مجوز «خواناسازی و کاوش روشمند در گورستان هزاره پنجم آکروپل شوش» از زبان شیرازی
روحالله شیرازی – رییس پژوهشکده باستانشناسی – اما در گفتوگو با خبرنگار ایسنا همچنان پروژهی در حال انجام را خواناسازی مصطبه میداند و نه کاوش.
او تاکید میکند: کار در حال انجام، کاوش نیست، خوانا سازی در مصطبهای است که قبلا فرانسویها در این بخش حفاری و کار کردهاند و قصد داشتند تا آن را حفاظت و مرمت کنند، چون وضعیت حفاظتی بدی داشت و آن را آب و باران زده بود.
وی با اشاره به اینکه این پروژه به پیشنهاد پایگاه شوش مطرح شد و در حال حاضر زیر نظر ناظر عالی علمی «عباس مقدم» در حال انجام است، میگوید: جایی که اکنون تیم در حال کار است، قبلا کاوش شده است، یک احتمال نیز وجود دارد که از تدفینهایی موجود در گذشته هنوز ردی باشد. با این وجود،گمانهی بسیار کوچکی در حال کار است.
او با وجود یادآوری خبرنگار ایسنا که در «مجوز اصلاحیهی رییس پژوهشگاه کاوش در «گورستان هزاره پنجم آکروپل شوش» عنوان شده است، تاکید میکند: کار در حال انجام، کاوش در شوش یا کاوشِ آکروپلِ شوش نیست، بلکه فقط خوانا سازی مصطبه و روشن کردن وضعیتِ آنجا است.
رییس پژوهشکده باستانشناسی ادامه میدهد: زمانی که قرار بر کاوش بزرگ و گسترده در شوش باشد، قطعا باید از باستانشناسان با تجربه و پیشکسوت که از نظر علمی توانا هستند، استفاده کنیم. اما کار کنونیِ پایگاه، در حد خوانا سازی با هدف حفاظت است که قبل از آن میخواهند یک شناخت از محوطه داشته باشند.
شیرازی با بیان اینکه اگر قرار بر انجام برنامهای جامع باشد باید معیارهای ان نیز مدنظر قرار گیرد، اظهار میکند: در حال حاضر کارِ کاوشی بزرگ در برنامه نداریم و حتی پروژهی در حال انجام، یک برنامهی ادامهدار نیست، بلکه یک برنامه مقطعی است.
ابراهیم پورفرج به نمایندگی از آژانسهای گردشگری که در زمینه جذب گردشگر خارجی به ایران فعالیت میکنند، در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: با هیچ آژانسی در خارج از کشور نمیتوانیم مکاتبه داشته باشیم. از نتایج تصمیمات آنها درباره سفر ایران اطلاعی نداریم. همه رایزنیهای قبلی با آژانسها و توریستهای خارجی بدون جواب مانده است. نمیدانیم پیشنهاد سفر به ایران را پذیرفتهاند یا منصرف شدهاند. رویه کار معمولا اینطور بود که از طریق پیامرسانهای اینترنتی با توریستها و آژانسهای خارجی ارتباط برقرار میکردیم و کمتر ارتباط مستقیم تلفنی یا فکسی برقرار میشد. حالا با قطع اینترنت همه دسترسیها نیز قطع شده است.
وی ادامه داد: ایران در میانه فصل گردشگری به سر میبرد. معمولا برخی گردشگران وقتی کشوری با شرایط اضطراری مواجه میشود، در دقیقه آخر تصمیم میگیرند سفر خود را لغو کنند. ما حتی نمیدانیم تکلیف تورهایی که در راه ایران هستند چه میشود. آیا آنها قرار است به ایران سفر کنند یا تصمیمشان متوقف شده است.
او درباره وضعیت توریستهایی که هماکنون در ایران به سر میبرند نیز گفت: با توجه به ناآرامیهایی که در برخی شهرها ایجاد شده برنامه بازدید بعضی از گردشگران محدود شده است.
رییس جامعه تورگردانان ایران سپس به بلاتکلیفی آژانسهای ایرانی که ارتباطهای خود را با آژانسهای خارجی از دست دادهاند، اشاره کرد و گفت: نامهای برای شورای عالی امنیت ملی با شرح مشکلات پیش آمده در یک هفته اخیر پس از قطع اینترنت فرستادهایم تا دستکم برای صنعت گردشگری ایران تا پیش از آنکه بیشتر متضرر شوند، راهکاری ارائه دهند. کشور برنامههای بلندمدتی برای توسعه گردشگری ترسیم کرده. قرار بود این صنعت جایگزین نفت شود و منبعی برای درآمدزایی کشور باشد.
او درباره اقداماتی که برای خنثی کردن اثر ناآرامیها بر گردشگری کشور باید انجام داد، بیان کرد: هر گونه ناآرامی و ناامنی اثر مستقیم و سریعی در گردشگری دارد که اقتصاد را نیز متاثر میکند. این ناآرامیها در هر کشوری ممکن است رخ دهد اما معمولا کشورها بعد از این اتفاقات بلافاصله گام بعدی را برای خنثی کردن اثر آن برمیدارند و روی معرفی کشورشان و پاکسازی چهره منفی ایجاد شده متمرکز میشوند و برای آن هزینه میکنند تا به مردم جهان اعلام کنند آماده پذیرایی شدهاند و محیط امن برای سفر فراهم شده است.
وی به یک نمونه اشاره کرد و افزود: زمانی که آن توریست آلمانی کتک خورد اخبار منفی به شکل گستردهای منتشر شد و شبکههای خارجی خبری بارها به این اتفاق پرداختند اما درباره اقدامات مثبت بعدی در راستای آن حادثه خبری منعکس نشد یا خبر دستگیری آن دو توریست استرالیایی که در همه رسانهها و شبکههای اجتماعی بازتاب پیدا کرد اما پس از آزادی خبر آن به شکل محدودی منتشر شد و تقریبا خیلیها اطلاع نداشتند این توریستها آزاد شدهاند. طبیعی است که این جریان یکطرفه خبری ذهنها را نسبت به امنیت ایران آشفته میکند.
پورفرج گفت: یکی از امتیازهای ایران امنیت آن بوده است. ما در همه رویدادهای بینالمللی ایران را به عنوان مقصدی امن معرفی میکنیم که اثرگذاری مثبتی هم داشته اما حالا که ناآرامیهای داخل کشور منعکس میشود ضرورت دارد پس از آرام شدن اوضاع حرکت مثبتی انجام دهیم.
رییس جامعه تورگردانان درباره اثر سهمیهبندی و اصلاح قیمت بنزین بر سفر نیز اظهار کرد: هنوز اثر آن مشخص نشده است. تصمیمی گرفته شده که بهتر بود همهجانبه باشد. بنزین سهمیهبندی شد اما برای اتومبیلها یا موتورسیکلتهای خارجی که به ایران سفر میکنند، فکری نشده است، معلوم نیست سوخت این وسایل نقلیه چگونه باید تامین شود. هفته گذشته ما برای تامین سوخت گازوئیل اتومبیل دو گردشگر خارجی بلاتکلیف مانده بودیم، چون به کارت گازوئیل دسترسی نداشتیم؛ یعنی برای تامین سوخت یکسری از وسایل نقلیه فکری نشده است.
عصر امروز (پنجشنبه، ۳۰ آبانماه) از آغاز اتصال اینترنت به صورت محدود خبر میرسد.
به گزارش ایسنا،برگزاری نمایشگاه «میراث باستانشناسی اسپانیا» نیز از این قاعده مستثنی نیست، نمایشگاهی که میتوان گفت بیشتر به دنبال یک اتفاقِ موزهای رخ داد، یعنی بازدید کارشناسان موزهدار آلیکانته از آثار ایرانی به نمایش در آمده در موزهای در هلند که نمایشگاه «ایران: مهد تمدن» را در خود داشت.
واین اتفاق باعث شد تا درخواستِ طرف اسپانیاییها برای نمایشِ این پکیجِ تاریخی در موزهی آلیکانتهی اسپانیا مطرح شود و همان شد که با طرحِ صحبتهای دو طرفه، تصمیم به برگزاری نمایشگاه متقابل از دو موزه در دو کشور گرفتند و بعد از پایان نمایشِ تاریخِ ایران در اسپانیا، حالا «میراث باستانشناسی اسپانیا» از حدود دو ماه قبل کار نمایش خود را در موزهی ملی و در سالن نمایشگاههای موقت موزه باستانشناسی و هنر دوره اسلامی آغاز کرد تا برای هفت ماه یعنی تا ۲۶ فروردین، تاریخِ اسپانیا را به رخِ تاریخ و تمدنِ غنی ایرانیها بکشد.
در این میان اما برخی نارضایتیها از آثار انتخاب شده که بیشتر آن را از نظر ارزشِ تاریخی در موزهی مادر ایران کماعتبارتر از آثار تاریخی نمایش درآمده در نمایشگاه «ایران: مهد تمدن» میدانستند، باعث شد تا این پرسش برای دومین در طول برگزاری نمایشگاههای بینالمللی موزه ملی ایران مطرح شود؛ «معیارِ انتخاب آثار به نمایش درآمده در این نمایشگاه چه بود؟» پرسشی که در زمان رونمایی از آثار نمایشگاه «لوور» در ایران نیز مطرح شده بود.
جبرئیل نوکنده – مدیر کل موزه ملی ایران – اما نخست ترجیح میدهد تا نمایشگاه میراث باستانشناسی اسپانیا – گزیدهای از موزه باستانشناسی آلیکانته – را اینطور معرفی کند:
«نمایشگاهی که در موزه ملی ایران، با ۳۰۰ اثر از دوره پارینه سنگی یعنی از ۳۵۰ هزار سال قبل تا قرن ۱۹ و ۲۰ روایتگر تاریخ منطقه آلیکانته اسپانیا تا دریای مدیترانه است. نمایشگاهی که آثارِ نمایش داده شدهاش حاصل کاوشهای علمی باستانشناسی از استان والنسیاست؛ منطقهای که موزه باستانشناسی الکیانته در ۱۹۳۲ میلادی در آن ساخته شد و از نظر سابقهی سال ساخت موزه، از موزه ملی ایران چند سالی قدیمیتر است.»
او حتی حضور باستانشناسان موزه آلیکانته در ایران برای مطرح کردن تجربیاتشان را اینطور تشبیه میکند؛ «این نخستین زمانی است که به صورت رسمی سفیرِ فرهنگی بین دو کشور رد و بدل شد» و ادامه میدهد: این اقدام یک تجربهی ارزشمند در باستانشناسی زیر آب و در سایت موزههاست.
وی با بیان اینکه باستانشناسان کشورمان، تجربهی جدی چندانی دربارهی باستانشناسی زیرآب ندارند، اظهار میکند: میدانیم که اسپانیا کشوری گردشگر پذیر با تجربیاتی خوب است که در دی ماه تجربیات خود را در قالب نشستهای تخصصی به ایرانیها ارائه میکند.
او با اشاره به تلاشهای موزه ملی ایران برای بالا بردن شناختِ ایرانیها از فرهنگ و تمدن اسپانیاییها، اظهار میکند: وظیفه موزه ملی این است که سطح آموزش عمومی را در حوزه فرهنگ بالا ببرد، ما فوتبال اسپانیا را به خوبی میشناسیم و میدانیم کشوری گردشگر پذیر است، اما اطلاعاتی جزئی از این اتفاق داریم.
این باستانشناس به همین دلیل برگزاری نمایشگاه «میراث باستانشناسی اسپانیا» را نخستین تصویر جدی از باستانشناسی و عمق تاریخ و فرهنگ اسپانیا در ایران معرفی میکند.
اسپانیاییها در انتخاب نمایشگاه «ایران: مهدتمدن» دخالتی نداشتند
نوکنده، اما انتخاب آثارِ تاریخی اسپانیاییها برای نمایش در موزه ملی ایران را بدون ارتباط به آثار نمایش داده شده در نمایشگاه «ایران: مهد تمدن» که بعد از هلند به اسپانیا رفت، میداند.
او با بیان این توضیح که در زمان برگزاری نمایشگاه «ایران: مهد تمدن» در هلند، مسوولان موزه آلیکانته اسپانیا با دیدن این نمایشگاه، درخواست برگزاری آن در آلیکانته را مطرح کرده و درخواست داشتند تا همهی آثار آن نمایشگاه را در این موزهی باستانشناسی نمایش دهند، تاکید میکند: «بنابراین آنها هیچ دخالتی در انتخاب آثار به نمایش درآمده در موزه اسپانیا نداشتند.
زمانیکه ما نمایشگاهی موزهای برگزار میکنم، حتما کشورِ میزبان، ذائقههایی دارد که برایش اهمیت دارند، همچنین نظراتی از سوی موزهی مقابل اعلام میشود و دربارهی هر کدام از آنها ساعتها بحث میشود تا درباری سناریو و انتخاب آثار، گاهی پژوهشگران خارج از موزه با اطلاعاتِ خوبِ خود به ما کمک کنند.»
طرف اسپانیایی در انتخاب آثار نمایشگاه «ایران:مهد تمدن» دخالتی نداشت، طرف ایرانی آثار آلکیانته را برای موزه ملی کامل بررسی کرد
وی با اشاره به پیشنهاد موزه ملی ایران در زمان مطرح شدن این بحث برای دو طرفه بودن این نمایشگاه، میگوید: «ما پیشنهاد دادیم نمایشگاه متقابل باشد یعنی با برگزاری نمایشگاه در اسپانیا، نمایشگاهی از آثار موزهای آلیکانته را در تهران نیز به نمایش بگذاریم.
با استقبال مسوولان موزهای آلیکانته، در زمان حضور تیم کارشناسی موزه ملی ایران در کشور اسپانیا برای چیدمان موزهای آثار ایران؛ ما از مخازن و سالنهای موزهای آلیکانته دیدن کردیم و چند جلسه با هیاتهای کارشناسی برگزار کردیم، همچنین با توجه به ارتباط موزهای تعدادی از همکاران موزه ملی با موزهداران دیگر کشورها و گرفتن کمک از آنها، در نهایت به لیستی نهایی و مشترک برای رایتِ تاریخِ اسپانیا در موزه ملی ایران رسیدیم.
از سوی دیگر مطالب منتشر شده در وبسایت موزه و کتابِ راهنمای موزهی آلیکانته، نیز به انتخابِ آثار آن موزه برای نمایش در ایران به ما کمک کردند.»
او انتخاب آثار موزهای برای نمایشهای بینالمللی در هر موزه را به دنبال بحث و نظرهای متفاوت و رد وبدل شدن دستکم ۲۰بارهی لیست آثارِ مورد قبول دو موزه میداند و ادامه میدهد: در مواقعی آثار انتخاب شده ممکن است از نظر حفاظتی و ایمنی امکان حمل و نقل نداشته باشد، یا متوجه شویم که موضوعِ شی انتخاب شده با ذائقه بازدیدکننده ایرانی چندان سازگار نیست، در نتیجه برای هر کدام از این موارد ساعتها بحث میکنیم تا در نهایت به یک نظر مشترک برسیم.
بیمههای خارجی، بیمهی نمایشگاههای بینالمللی موزه ملی را تقبل میکنند
مدیر کل موزه ملی ایران، اما بیمه شدن آثارِ موزه آلیکانته را مانند اکثر نمایشگاههای خارجی که در ایران برگزار شده بر عهدهی شرکتهای بیمهای موزهی مبدا میداند.
او توضیح میدهد: «زمانی میگویم برای برگزاری نمایشگاهِ موزهام در کشورِ دیگر توانم تا بیمهی ۵۰ میلیون یورو است، بنابراین باید آثار را طوری انتخاب کنم که بیمهی آنها زیر ۵۰ میلیون یورو شود، این مهمترین نکته برای انتخاب آثار نیز هست که تاثیر زیادی در این برگزاری هر نمایشگاهی دارد.
حتی برایمان پیش آمده نمایشگاهی که برای کشورِ دیگری انتخاب کردهایم، آنها ایمیل زده و درخواست حذف چند شیء را به دلیل مسائل بیمهای داشتهاند که “چند شیها به تنهایی همه هزینه نمایشگاه را میبرد”، بنابراین دو طرف توافق کردهایم تا تعداد اشیا را کم کنیم و همان تعدادی انتخاب شد که هم پوشش بیمهای صدر درصد داده شود و هم نمایشگاه با محتوای مورد نظر به هم نخورد.»
بیمهی هر اثر در انتخاب تعداد و نوع آثار نمایشگاههای بینالمللی نقش زیادی دارد، در نمایشگاه لوور با این اتفاق مواجه شدیم
او با بیان اینکه ممکن است پول بیمه یک شیء ۱۰ میلیون یورو و بیمهی شیِ دیگری یک میلیون یورو باشد، میگوید: «آثارِ انتخاب شده برای نمایشگاه «لوورِ لارنس» در زمانِ انتخاب توسط هیاتِ کارشناسی بررسی و اعلام شد که سقفِ بیمهای آثار بالاتر است، بنابراین تصمیم به جایگزین کردن دو اثر دیگر گرفتیم، این نوع اتفاقات میتواند برای هر نمایشگاهی در بحثهای بیمهای رخ دهد، چون همیشه و در همهی مکانهای فرهنگیِ حوزههای فرهنگ زیاد پولدار نیستند.»
وی با بیان اینکه پرداختِ بخشی از هزینههای انتشار کاتالوگِ نمایشگاه «میراث باستانشناسی اسپانیا» در ایران را کانون اتومبیلرانی بر عهده گرفت، میافزاید: ما همچنان در حال مذاکره هستیم تا بتوانیم هزینهها راپوشش دهیم، امیدواریم با گرفتنِ اسپانسر، بتوانیم برخی رویدادها را در این زمینه برگزار کنیم.
شرکت بیمهای در داخل کشور برای ورود به نمایشگاههای بینالمللی نداریم
نوکنده با این وجود با بیان اینکه «آثار نمایشگاهی صد درصد بیمه میشوند و این بیمه نیز معمولا نسبتی با شرکت حمل و نقل آثار هنری دارد»، اظهار میکند: «متاسفانه در کشور شرکت بیمهای وجود نداریم که این کار را انجام دهد، البته بیمه ایران برای یکی از نمایشگاههای موزهی ملی تا کنون با ما همکاری داشته است، که امیدواریم این همکاریها ادامهدار باشد.»
مدیر کل موزه ملی ایران با اشاره به تعهد طرف اسپانیایی برای تقبل هزینههای بیمه و حمل و نقل آثار نمایشگاه “میراث باستانشناسی اسپانیا” بیان میکند: «تا رسیدن آثار به فرودگاه امام خمینی (ره) هزینه حمل و نقل با طرف اسپانیایی بود، اما از فرودگاه تا موزه ملی، شرکتی حمل و نقلِ از تهران، این وظیفه را به عهده گرفت، این شرکت تا کنون برای نمایشگاههایی “لوور”، “کره”، “اسپانیا” و “ارمنستان” نیز به موزهی ملی ایران این کمک را کرده است.
با توجه به تایید این شرکت توسط شرکتهای خارجی این حوزه و داشتن مدرک حمل و نقل توسط آنها و حرفهای بودن کارشان، در این زمینه موفق بودهایم. اما هر نوع بیاحتیاطی میتواند یک خسارتِ جبرانناپذیر به بار آورد.
شرکتِ بیمهای که بیمهی آثار نمایشگاهی هر موزه را بر عهده میگیرد نخست شرکتهای حملونقل و بستهبندی را به دقت بررسی و کنترل میکند تا اشتباهی رخ ندهد.»
لزوم ایجاد زیرساختهای مناسب برای شرکتهای بیمهی داخلی
او با اشاره به افزایش برگزاری نمایشگاههای موزهای خارجی در کشور، میگوید: «در این شرایط باید ارتباطات فراملی خود را زیاد کرده و به این سمت برویم که شرکتهای بیمهای داخلی، بیمهی آثار تاریخی نمایشگاهی را تقبل کنند. علاوه بر برآورد مالی خوبی که به همراه دارد، میتوانیم با بالاترین درجه امنیت و دقت لازم، آثار تاریخی را بستهبندی کنیم، این اقدام هیچ ضرری را متوجه شرکتهای بیمهای نمیکند.»
شرکت بیمهای مستقلی برای حضور در نمایشگاهها ی بینالمللی نداریم، هنوز نگرانیهایی در حوزه بینالمللی در این زمینه وجود دارد، اما می توان آموزشهای لازم را به شرکتهای بیمهای ایرانی نیز داد
وی شرکت بیمهی ایران را تنها بیمهای معرفی میکند که تا کنون در این زمینه وارد عمل شده و ادامه میدهد: «برای برگزاری یک نمایشگاه در گذشته، شرایط و تعهداتی که یک شرکت بیمه باید مانند دیگر شرکتهایِ بیمه در نمایشگاههای خارجی قبول کند را این شرکت بیمه قبول کرد، اما طرفِ دیگر معتقد بود این شرکت، اگر میخواهد برای همیشه به بحثِ بیمهی آثار تاریخی وارد شود، نیاز به ایجادِ زیرساختهای مناسب در این زمینه دارد.»
ترجیحمان ورود شرکتهای داخلی بیمه به نمایشگاههای موزهای بینالمللی است
او لازمهی این کار را بیمه کردن موزهها و نمایشگاهها و جابجا کردن آثار هنری برای برگزاری نمایشگاههای مختلف میداند و ادامه میدهد: ما به طور دائم در حال جابجایی تابلوهای نقاشی برای برگزاری نمایشگاههای مختلف هستیم، اما مجبوریم آنها را توسط شرکتهای بیمهای در دیگر کشورها بیمه کنیم، در حالی که ترجیح ما این است تا شرکتهای داخلی وارد کار شوند.
نوکنده امیدوار است تا با برگزاری چند نمایشگاه بینالمللی، شرکتهای بیمههای ایرانی نیز به سمت فرهنگ بیایند.
وی با بیان اینکه باید حداقل مسوولیت اجتماعی را به این سمت سوق داد تا شرکتهای بیمهی داخلی نیز تجربه کسب کنند، تاکید میکند: ما آمادگی داریم تا اطلاعاتِ تجربیات بیمهای با همه کشورها را در اختیار شرکتهای بیمهای قرار دهیم و از همتایان خود بخواهیم تا برای آنها ویزا بگیرند و به ایرانیان آموزش دهند تا برابر با ضوابط کشورمان، شرکتهای بیمهی داخلی نیز تعهدات خود را انجام دهند. هر چند به دلیل نداشتن تجربهی کافی نگرانیهایی نیز در حوزهی بینالملل وجود خواهد داشت.
مدیر کل موزه ملی ایران با تاکید بر لزوم تقبل هر نوع خطری که احتمال تهدید آثار تاریخی را داته باشد، بیان میکند: آنها نخست باید ریسک را بپذیرند تا در گامهای بعدی بتوانند کار خود را به درستی انجام دهند، بروز چنین اتفاقاتی به مثابه تصادف ماشین نیست که جبران شود، بلکه خسارتی جبران ناپذیر در عرصه فرهنگی محسوب میشود.
کنار گذاشتن اثر موزهای از لیست نمایشگاهی، سانسور یا حذف نیست
خبر حذف یک اثر از آثار تعیین شده برای نمایش از موزه آلیکانته برای نمایش در موزه ملی ایران که نخست توسط رسانهای اسپانیایی منتشر شد، واکنشهایی را به دنبال داشت، اما مدیر کل موزه ملی ایران، چنین اتفاقی را عادی قلمداد میکند.
هیچ اثری را از نمایشگاه «میراث باستانشناسی اسپانیا حذف نکردیم، آن به ذائقهی ایرانیها خوش نمیآمد. کنار گذاشتن اثر در نمایشگاه، اقدامی طبیعی است
او موزه را به زمینِ فوتبال و مسوولان موزهای را به مربیان فوتبالی تبیه میکند که در زمانِ چینش بازیکنان در زمینِ بازی، تصمیم به حذف یک بازیکن میگیرند و ادامه میدهد: «در واقع ما چیزی را حذف نکردیم، بلکه زمان چیدمان درباره یک اثر به این نتیجه رسیدیم که آن در بین آثار قابل نمایش قرار نگیرد، حذفی در کار نبوده است.
طرفِ اسپانیایی نیز در پاسخ به رسانهی داخلی خود این طور توضیح داد که “ما حذف نکردیم فقط حس کردیم که با ذائقهها همخوانی ندارد” اصلا بحث حذف نیست، دو طرف با یکدیگر هم لیست را انتخاب کردیم و در موزهی ملی به این نتیجه رسیدیم که یک اثر متناسب با ذائقهی مخاطبان موزه ملی نیست.»
وی انتشار این خبر در فضای رسانهای را به این دلیل میداند که «چون بازیِ موزههای داخلی کشور در دنیای موزهداری، هنوز تازه است، آن را چیزِ خاصی قلمداد کردهایم، در حالی که این یک امر عادی است وقتی نمایشگاهی برگزار میشود خیلی از اشیا ممکن است در مرحلهی نهایی از لیست نمایش خارج شوند.
نوکنده این اتفاق را سانسور نمیداند و تاکید میکند: دو طرف برای به نتیجه رسیدن، مدیر موزه و کارشناسان موزهای بودند. در واقع وقتی همه آثار در ویترینها چیده میشوند، آنها برای آخرین بارتوسط همه افراد حاضر مرور میشوند.
تصاویری از نمایشگاه «میراث باستانشناسی اسپانیا، گزیدهای از موزه باستانشناسی آلیکانته» که نخستین تصاویر از تاریخ شرق مدیترانه را در موزه ملی ایرانبه نمایش دراورده، در این ویدئو ببینید.
«سید امیر ناصر طباطبایی» در گفتوگو با خبرنگار ایسنا از کاهش ۴۰ درصدی ضریب اقامت در یزد خبر داد و اظهار کرد: به دنبال افزایش نرخ بنزین و قطع شدن اینترنت، سفر به یزد و به دنبال آن اقامت و اسکان در استان کاهش چشمگیری داشته به طوری که ضریب اقامت از ۶۰ درصد به ۲۰ درصد کاهش یافته است.
این مسئول با تاکید بر این که ارتباط شهر جهانی یزد با دنیا قطع شده است، گفت: انواع راههای ارتباطی با دنیای بیرون و گردشگران خارجی محدود و شهر جهانی یزد در حال حاضر هیچ ارتباطی با گردشگران خارجی ندارد و صنایع هتلینگ و گردشگری با مشکل روبرو شده است.
طباطبایی از مسئولان خواست تا این مشکل را با توجه به اهمیت صنعت گردشگری برای توسعه کشور در اسرع وقت مرتفع کنند.
به گزارش ایسنا، بازار ارز که در روزهای اخیر روند افزایشی به خود گرفته بود، چند روزی است که به ثبات رسیده و بر همین اساس، امروز (چهارشنبه ۲۹ آبان) ثابت ماند و قیمتها در بازار تغییری نداشته است.
قیمت خرید دلار در صرافیهای مجاز بانکی نسبت به روز گذشته ثابت بود و ۱۱ هزار و ۸۰۰ تومان است. قیمت فروش این ارز نیز ۱۱ هزار و ۹۰۰ تومان است.
همچنین هر یورو در این صرافیها ۱۳ هزار تومان خریداری و ۱۳ هزار و ۱۰۰ تومان فروخته میشود.
اما در بانکها قیمت خرید دلار و یورو اندکی افزایش داشت. هر دلار ۱۱ هزار و ۵۷۴ تومان و هر یورو ۱۲ هزار و ۷۸۸ تومان از مشتریان خریداری شده است.
قیمت ارز مسافرتی نسبت به روز گذشته ثابت ماند و همچون دیروز هر یورو مسافرتی حدود ۱۳ هزار و ۳۰۰ تومان برای مسافران قیمتگذاری شده که بالاتر از نرخ صرافیهاست.
مرضیه خالقی ـ معمار ـ در گفتوگو با ایسنا، در ابتدا از اجاره بهای گالریها برای برگزاری نمایشگاه و مشکلاتی که این امر پیش روی هنرمندان جوان میگذارد، صحبت کرد.
او توضیح داد: برای پیدا کردن گالری مناسب جهت برگزاری نمایشگاه اخیرم که «مَمَرآمود» نام داشت، با مشکلاتی مواجه شدم؛ چراکه گالریهای مشهورتر اجاره بالایی طلب میکنند. ولی در نهایت توانستم با کمک یکی از دوستانم در گالری مژده نمایشگاهم را برگزار کنم.
این هنرمند میگوید که چندین سال است مجموعههای هنری دارد ولی همیشه به دلیل مشکلات مالی یا پیدا کردن محل مناسب ارائه کار، نمایشگاهی برگزار نکرده بود.
او با بیان اینکه آثار هنری باید به هنر و فرهنگ یک کشور مربوط باشد، بیان کرد: به نظر میرسد هنر کشور دست افراد خاصی میچرخد که برگزاری نمایشگاه افرادی که کمتر معروف هستند را با مشکل مواجه میکنند. شاید باورتان نشود بعضی از نمایشگاهها به من میگفتند که باید یک سری روابط و افراد را بشناسم تا بتوانم وارد عرصه هنر شوم ولی این اصلا چیز خوبی نیست؛ چون هنر چیزی نیست که بخواهد مختص به عدهای خاص باشد و آنها بخواهند چرخه گردان آن را در دست بگیرند و ورود دیگران را به سلیقه خود ممکن کنند. زمانی که گالریها تنها به بحث مالی توجه کنند، مدام افرادی تکراری دیده میشوند.
خالقی گفت که پیشتر شنیده است، برخی از منتقدان مبالغ خیلی بالایی میگیرند تا یک سری آثار هنری و هنرمندان را نقد کنند و حتی گاهی از این راه میخواهند باعث دیده شدن افرادی خاص شوند.
این معمار با انتقاد از مافیای هنر بیان کرد که «درست نیست مثلا کیوریتورها افراد خاصی باشند و فضا به دیگران داده نشود؛ چون در چنین حالتی تنها کار آنها ملاک است و معلوم نیست که آیا کار خود را درست انجام میدهند یا نه؟ همچنین درباره هنرمندان نیز این امر صدق میکند و نباید تنها عده محدودی از هنرمندان را دید؛ زیرا شاید کسانی که به عنوان هنرمند فعالیت میکنند واقعا هنرمند نباشند.»
او تصریح کرد: زمانی که برخی گالریها شکل مادی پیدا میکنند، در حق هنر و هنرمند اجحاف میشود. بهترین راه این است که دولت پشتیبانیهایی داشته باشد و جاهایی را برای عرضه کارهای هنرمندانی که شاید از لحاظ مالی قوی نباشند ولی از لحاظ هنری و مادی قوی هستند، در نظر بگیرد. البته رسانهها نیز خیلی میتوانند تأثیرگذار باشند و بهتر میشود اگر در معرفی هنرمندان و کارشان کمک کنند؛ چون خبررسانی آنها مهم و مستند است.
این هنرمند در بخش پایانی صحبتهای خود درباره ایده و محتوای اصلی نمایشگاه اخیر خود گفت: ایده این نمایشگاه را از معماری بناهای ایرانی گرفتم. کار اصلی ارائه شده، لباسی بود که آن را باتوجه به بازارهای قدیم بم که پس از زلزله ویران شده بود، بر تن خودم طراحی کردم. در نهایت تصمیم گرفتم این لباس و کارهای مرتبط با آن را که طراحی کردم، در جایی نشان دهم.
او در توضیحات بیشتر درباره این نمایشگاه و آثار آن گفت: درواقع ساختار، حجم و قالب معماری بناهای قدیم را به پوششی برای انسان تبدیل کردم. صرفا از نقشهای ایرانی روی پارچه استفاده نکردم بلکه از فرم و حجم بهره بردم و آن را به یک تنپوش تبدیل کردم.
یک روز پس از قطع اینترنت، سایتهای فروش آنلاین بلیت قطار و هواپیما با انتشار آدرس وبسایتهای خود اعلام کردند دسترسی به این سامانهها به صورت مستقیم برقرار شده است اما همچنان در برخی از نقاط کشور مردم امکان خرید اینترنتی چنین خدماتی را ندارند، و سیستمهای فروش در پایانههای ریلی و پروازی بسته است. در نتیجه بلیتها به صورت دستی و گاهی با قیمتهایی متفاوت از آنچه سامانههای آنلاین فروش اینترنتی درج شده، فروخته میشود.
رحمتالله رفیعی در شرح وضعیت موجود به ایسنا گفت: دسترسی آژانسهای مسافرتی و مردم به بلیت پروازهای خارجی کاملا قطع شده است. البته آژانسها به خاطر شبکه اینترنت داخلی (اینترانت) امکان خرید و فروش بلیت قطار و یا هواپیما در مسیرهای داخلی را دارند اما خیلی از مردم چنین دسترسی ندارند.
وی اضافه کرد: بیشترین فروش آژانسها هم از بلیت پروازهای خارجی است. حتی بلیتهای رزرو شده قبلی را نمیتوان صادر کرد. آژانسهای مسافرتی مستأصل شدهاند و امکان اطلاعرسانی هم ندارند، چون تنظیم چنین اطلاعرسانیهایی روی شبکههای مجازی انجام شده بود.
رفیعی ادامه داد: انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی ایران نامهای را به وزارت ارتباطات فرستاده که برای صنف گردشگری تدبیری کند اما پاسخ روشنی دریافت نکردهایم. باید در این شرایط که اینترنت قطع شده است ابزاری برای مسافران تامین شود.
او درباره دسترسی برخی سایتهای آنلاین فروش خدمات گردشگری به اینترنت و فعالیت بدون مشکل آنها در این شرایط، گفت: آیا جای پرسش و تردید وجود ندارد که چگونه برخی از این وبسایتها به ایرلاینهای خارجی دسترسی دارند و میتوانند بلیتفروشی کنند اما آژانسهای مسافرتی از این امکان محروم شدهاند. ما با سازمان هواپیمایی در اینباره مکاتبه کردیم تا از طریق وزارت ارتباطات مشکلات مربوط به فروش خدمات سفر حل شود.
رییس هیات مدیره انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی و هوایی ایران بیان کرد: ما یک منافع ملی داریم یک منافع شخصی. وقتی منافع ملی مطرح است نادیده گرفتن منافع شخصی طبیعی است اما خوب است که تدبیر هم داشته باشیم. مثلا همین اینترنت که به هر دلیلی قطعی شده، به منافع شخصی همه ما آسیب وارد کرده و به صنف گردشگری و هر صنف دیگری که همه اموراتش را اینترنتی انجام میدهد، لطمه جدیتری وارد کرده است. حالا اگر احساس کنیم منافع ملی به خطر میافتد از منافع شخصی عدول میکنیم اما آیا اکنون چنین احساسی شکل گرفته است؟
او درباره تاثیر سهمیهبندی بنزین در سفر نیز گفت: توجیه آوردهاند مردم چون «دور دور» میکردند و بنزین زیاد مصرف میشد آن را سهمیهبندی و گران کردهاند تا سوخت کمتری مصرف شود. اگر میخواهند جلوی زیادهروی مصرف در بنزین را بگیرند پس چرا جلو قاچاق سوخت را که تریلی تریلی انجام میشود، نمیگیرند یا چرا برای ترافیک سنگینی که براساس مدیریت نادرست شهری اتفاق افتاده چارهجویی نمیکنند. این چه توجیهی است که برای مدیریت سوخت در رسانه ملی مطرح کردند.
رفیعی ادامه داد: حالا هم برای کنترل شرایط، اینترنت را قطع کردهاند. پس تکلیف اصناف و اداراتی که همه کارهایشان را اینترنتی انجام میدهد چه میشود. اظهارات مسؤولان نشان میدهد آنها قبلا پیشبینی چنین واکنشهایی را کرده بودند پس چرا برای تامین ابزار کار اصنافی مثل گردشگری پیشبینیهای لازم را نکرده بودند.