همیشه حضور در کنار جاذبههای طبیعی جهان از حال و هوای خاصی برخوردار بوده و در بین آنها غارهای تاریک و نسبتا مخوفی که در اثر گذر زمان و فرسایشی سالانه تشکیل شده اند، دارای جایگاه و اهمیت فراوانی بالاخص برای زمین شناسان هستند.
غارها حفرههایی هستند که به صورت رایج بر اثر حل شدن سنگها با آب و ذوب شدن یخها ایجاد میشود. بزرگترین و شگفت انگیزترین غارها در سنگهای آهکی بوجود آمده اند. برخی غارها، تنها یک حفرهٔ کوچک اند که تنها یک نفر میتواند وارد آن شود. بعضی دیگر، گذرگاهها و اتاقکهای تو در تو دارند. در این مطلب با غار پشوم یزد یکی از بزرگترین تالار غارهای ایران آشنا خواهید شد.
کشف غار پشوم یزد
در زمستان ۱۳۹۱ فتحعلی حیدری از وجود دهانه غاری عمودی در نزدیکی شهر مهریز باخبر شد و بااطلاع به انجمن کوهنوردی یزد باعث گردید که محققان به آن جا بروند و بعد از حفاری ۵۰ متر به داخل غار راه پیدا کنند بعداز متوجه شدن یک غار در آن منطقه یک تیم متخصص را اعزام کردند و به حفاری انجا مشغول شدند. غار پشوم یزد با نام غار دوسر معروف است و علت نام گذاری آن قرار گرفتن ورودی غار بین دو تپه میباشد.
غار پشوم یزد بزرگترین تالار غار ایران
توصیه میکنیم حتماً در سفر به شهر یزد از آن بازدید بعمل آورید، با چاهی به عمق ۱۹ متر و شیبی در حدود ۷۰ درجه روبرو خواهید شد که تازه بعد از پشت سر گذاردن این قسمت از غار و پیمودن مسیر دستیابی به آبراهه، دوباره با چاهی رو به رو خواهید شد که از عمقی ۸۰ متری برخوردار است و درست در قسمت پایینی آن یک تالار بسیار بزرگ و عظیم قابل مشاهده بوده که از وضعیت جلگهای مانند برخوردار هست و به همین خاطر، میتوان غار پشوم یزد را بعنوان یکی از بزرگترین تالار غارهای ایرانی در جهان به حساب آورد.
مساحت تالار غار پشوم بر اساس نقشه برداری صورتگرفته، حدود ۸۱ هزار و ۵۰۰ متر ثبت شده است. این تالار بیضیشکل با طول ۳۸۵ متر، عرض ۲۶۵ متر و ارتفاع ۷۰ متر است.
گردشگران عزیز توجه داشته باشید این غار در یزد به تازگی کشف شده و هنوز از امکانات رفاهی و صد البته ایمنی بخصوصی بهرهمند نیست و به همین خاطر توصیه میکنیم که درصورتی که فاقد شرایط لازم برای ورود به داخل غار پشوم هستید، لطفا تنها به بازدید از محوطه خارجی این جاذبه طبیعی بسنده کنید، چون ورود به غار ملزم بهمراه داشتن وسایل فنی و از همه مهمتر تخصص حضور در چنین اماکنی بوده و صرفا نباید به دلایل ماجراجویانه وارد فضای داخلی آنها شد، مگر این که یک غارنورد حرفهای باشید.
دسترسی به غار از یزد
پس از انتخاب مبدا خود از یزد، به طرف شهر مهریز حرکت کنید و پس از آن جاده انحرافی را انتخاب کنید. پس از ورود به جاده خاکی، ۳۰ کیلومتر فاصله دارید تا به غار پشوم یزد برسید. پیش از رسیدن به دهانه غار یک مسیر پیاده روی در دشت با شیب آرام به فاصله ۱٫۵ کیلومتر خواهید داشت. نکته بسیار مهم در سفر به غار پشوم این است که این مکان منطقه محافظت شده محیط است و باید پیش از شروع سفر هماهنگیهای لازم را با آنان انجام دهید.
مهدی مجیدی عصر یکشنبه ۳۱ فروردین ماه در جمع خبرنگاران، بیان کرد: پس از تعطیل شدن غار علیصدر برای حدود ۱۵۰ نفر نیروی انسانی شاغل در مجموعه تدابیری اندیشیده و سرانجام با پیگیریها و هماهنگیهای انجام شده حق و حقوقشان پراخت شد و از امتیازات بیمه بیکاری برخوردار شدند.
وی اضافه کرد: در کنار بهرهمندی کارگران مجموعه از بیمه بیکاری، بسته معیشتی به مبلغ ۵۰۰ هزار تومان به آنها داده شد و این در حالیست که پرسنل رسمی شرکت هنوز حقوقی دریافت نکردهاند، علاوه بر این مقرر شد وام قرضالحسنه دو میلیون تومانی نیز به آنها تعلق بگیرد.
مجیدی با اشاره به اینکه در این مدت علاوه بر غار علیصدر، مجموعه پیرامونی آن و مجموعه سیاحتی عباس آباد، بهره برداران بخش خصوصی نیز تعطیل بودهاند، تصریح کرد: در قراردادهای بهره برداران لحاظ شد که حق و حقوقشان به طور کامل حفظ شود.
وی با بیان اینکه در حال حاضر ۳۰ درصد از نیروها در مجموعه مشغول به کار هستند، تاکید کرد: ۷۰ درصد باقیمانده نیروها تعدیل نشدهاند بلکه به بیمه بیکاری معرفی و از مزایای آن استفاده میکنند و پس از برگشتن به شرایط عادی قطعا در مجموعه به کار خود ادامه خواهند داد.
مجیدی در ادامه درباره شرایط بازگشایی مجموعه غار پس از رفع خطر کروناویروس توضیح داد: طی جلسههایی که با کارشناسان بهداشت و درمان داشتهایم مقرر شد پروتکلهای بهداشتی در نظر گرفته و عملیاتی شود؛ به عنوان مثال با حداقل ظرفیت وارد کار شویم و از ازدحام جمعیت جلوگیری شود همچنین شیب ملایم پذیرش و زمان بندی مناسب مسافرها از موارد دیگر است.
وی با بیان اینکه در حال حاضر نگهداری فضای سبز، بهبود تجهیزات و تاسیسات و ضدعفونی کردن فضاها در حال انجام است، اظهار کرد: از تمامی صاحبنظران در حوزه گردشکری، فرهنگی، معماری و تمامی کسانی که دغدغه و ایده دارند دعوت به همکاری در دو مجموعه علیصدر و عباس آباد میکنیم و با توجه به اینکه مجموعه عباس آباد تا حدودی مغفول واقع شده درصدد هستیم برنامههای فرهنگی و هنری را با همکاری سمن ها برای تغییر فضا انجام دهیم.
مجیدی با تاکید بر اینکه از تمامی سرمایهگذاران استانی و برون استانی برای همکاری در دو مجموعه علیصدر و عباس آباد دعوت به همکاری میکنیم و برای سرمایه گذاری برندها تخفیف نیز در نظر میگیریم، گفت: در حال حاضر طرح جامع غار علیصدر نیز در حال تهیه است و بر اساس آن میتوانیم سرمایه گذار را راهنمایی کنیم.
سرپرست مجموعه سیاحتی علیصدر ادامه داد: با توجه به اینکه در این مدت آژانس علیصدر زیانده بوده است، با روش فعلی نمیتوان کاری انجام داد بلکه باید رویکرد تغییر و مدیریت به بخش خصوصی داده شود.
وی در ادامه درباره دستورالعمل حفاظت و بهره برداری از غارها گفت: سال قبل طرحی مبنی بر اینکه حفاظت و نظارت از مجموعه علیصدر باید بر عهده میراث فرهنگی و بهره برداری بر عهده مجموعه سیاحتی علیصدر باشد، تصویب شد و بر اساس آن از سال ۹۹ حیطه فعالیت هر یک مشخص و عملیاتی خواهد بود.
به گزارش ایسنا به نقل از روابطعمومی معاونت گردشگری وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، سومین جلسه «کمیته گردشگری و فضاهای ورزشی ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا» به ریاست «ولی تیموری» ـ معاون گردشگری و «دبیر کمیته گردشگری و فضاهای ورزشی ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا» ـ با حضور تمام نمایندگان دستگاههای عضو در محل معاونت گردشگری تشکیل شد. در این نشست اعضا ضمن تشریح گزارشی از اقدامات انجامشده، به بررسی آخرین وضعیت کسبوکارهای مرتبط با ماموریت کمیته گردشگری و فضاهای ورزشی پرداخته و پیشنهاداتی را برای طرح در جلسه ستاد ملی مدیریت کرونا آماده و ارائه کردند.
بر این اساس، معاون گردشگری با اشاره به تصمیم ستاد ملی کرونا مبنی بر آغاز تردد بین استانها از ابتدای اردیبهشتماه و ضرورت توجه هوشمندانه به ابعاد اقتصادی این بیماری به موازات رعایت کامل الزامات بهداشتی، اظهار کرد: تمهید مقدمات و شرایط لازم برای سفرهای ضروری و کاری مردم از قبیل تهیه بلیت و مراکز اقامتی مجاز در شرایط جدید پیشآمده، به طور حتم به روند مدیریت بیماری کرونا در کشور کمک خواهد کرد.
تیموری با بیان اینکه «سفر انفرادی و هوشمند» با توجه به شرایط جامعه، الگوی مناسبی برای پاسخگویی به این نیاز مردم است، افزود: به هر حال فردی که برای گذران امور شخصی یا شغلی ناگزیر به سفر است، باید خدمات استاندارد و تحت نظارتی را دریافت کند.
او یادآور شد: مغفول ماندن آثار و تبعات اقتصادی کرونا در شرایط خاص کشور، صدمات و لطمات به مراتب بیشتری از تبعات بهداشتی میتواند به دنبال داشته باشد.
مراکز اقامتی از فهرست مشاغل پرخطر خارج شود
دبیر کمیته گردشگری و فضاهای ورزشی در ادامه با ارائه گزارشی از آخرین پیگیریهای به عمل آمده در کمیته بررسی آثار اقتصادی بیماری کرونا برای حمایت از کسب وکارهای موضوع ماموریت کمیته، از نهایی شدن دستورالعمل پرداخت تسهیلات بانکی و ابلاغ قریبالوقوع آن به دستگاهها، ابلاغ پروتکلهای بهداشتی مربوط به ارائه خدمات گردشگری منفرد و هوشمندانه به فعالان گردشگری، فراهم شدن بازدیدهای مجازی از بیش از شش هزار جاذبه مهم گردشگری، متوقف نشدن فعالیتهای اطلاعرسانی، آگاهیبخشی و آموزش گردشگری، تشدید نظارتهای تخصصی بر مراکز گردشگری همزمان با تصمیم ستاد ملی مدیریت کرونا برای آغاز تردد بین استانها خبر داد.
تیموری همچنین گفت: وزارت گردشگری از مراجع ذیربط خواسته فهرست مراکز کسبوکار پر خطر را بازبینی و تجدیدنظر کنند و مراکز اقامتی دارای مجوز از این وزارتخانه از آن فهرست خارج شود.
در این نشست فهرست دهگانهای از پیشنهادات کمیته گردشگری و فضاهای ورزشی تهیه و برای تایید و ارسال به ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا در اختیار وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی به عنوان رییس کمیته گردشگری و فضاهای ورزشی ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا قرار گرفت.
در نشست کمیته گردشگری و فضاهای ورزشی ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا، مسؤولان مرتبط به عنوان نمایندگانی از وزارت ورزش و جوانان، وزارت راه و شهرسازی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزارت علوم و تحقیقات، وزارت آموزش و پرورش، نیروی انتظامی و پلیس اماکن عمومی ناجا، مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری و معاونتهای تخصصی تابعه وزارت گردشگری حضور داشتند.
به گزارش ایسنا به نقل از لایو ساینس، به عبارتی دیگر اگر استخوان شکار را به عنوان یک ظرف کنسرو در نظر بگیریم این ابزار باستانی به عنوان دربازکن مورد استفاده قرار میگرفتهاند.
باستانشناسان این آثار باستانی منحصربهفرد را در برخی از قدیمیترین محوطههای باستانشناسی جهان واقع در آفریقا، اروپا و آسیا کشف کردهاند.
با توجه به اینکه باستانشناسان برای دهههای متوالی از کاربرد این گویهای دومیلیونساله اطمینان نداشتند، این اکتشاف را دستاوردی قابل توجه میتوان ارزیابی کرد.
برای پی بردن به راز این گویهای سنگی باستانی، «امانئولا کریستیانی» باستانشناس دانشگاه «ساپینزای رم» و سرپرست این پروژه تحقیقاتی این گویها را توسط میکروسکوپ مورد بررسی قرار دادند و به این ترتیب به نشانههایی از فرسایش و بقایای مواد خوراکی برخوردند که نشان میداد ساکنان غارها از این سنگها برای شکستن استخوان حیوانات و خارج کردن مغر استخوان آنها استفاده میکردند.
شیوع ویروس کرونا باعث شده تا بسیاری از کسب و کارها تحت تاثیر آن دچار رکود، تعطیلی و ورشکستگی قرار بگیرند. یکی از مشاغلی که بیشترین آسیب را در این روزها متحمل شده صنعت گردشگری و به طبع آن صنعت هتلداری است. برای مسافران چراغهای روشن لابی، راهروها و بو و طعم غذای رستوران و کافه هتلها همیشه نشانهای پر رنگ از یک مسافرت است و برای میزبان نشانهای از رونق کسب و جریان مداوم ثبت برشهایی هرچند کوتاه از زندگی مهمانهایشان.
اما شاید کمتر مسافری بتواند خاموشی و سکوت هتلی که زمانی در آن مهمان بوده را تصور کند. هرچند که اینروزها این تصور تبدیل به واقعیتی تلخ برای مدیران، کارکنان و صاحبان صنعت هتلداری شده است. صنعتی که در آخرین ماههای سال گذشته خودرا آماده کرده بود تا بتواند میزبان شایستهای برای مسافران نوروزی خود باشد امروز با تعطیل شدن سفرها و مراکز اقامتی به دلیل جلوگیری از شیوع ویروس کرونا با خطر جدی ورشکستگی و تعدیل نیرو مواجه است. در میان همه شهرهای ایران، مشهد به عنوان مقصدی زیارتی و صنعت هتلداری آن با سهمی ۵۶ درصدی از کل هتلهای کشور با حدود ۴۱هزار تخت، در حال تجربه سختترین دوران خود است.
اپلیکیشن بازدید مجازی از نمایشگاههای موزه ملی فعال شد
به گزارش ایسنا، جبرئیل نوکنده با بیان اینکه پیشگیری از شیوع بیماری کووید ۱۹ (ویروس کرونا) و ضرورت حضور مردم در خانه باعث دور شدن آنها از فضای نمایشگاههای موقت موزهها شد، ادامه داد: در این شرایط با آغاز فعالیت پویش «# موزهها را در _ خانه _ببینید»، موزه ملی ایران موفق شد با تولید تور مجازی، مجموعه نمایشگاههای موقت خود را در خانه به مردم نمایش دهد.
او از طراحی و ارائه اپلیکیشن آراوین با حمایت فنی و مالی بخش خصوصی، در راستای فراهم شدن بستر مناسب دسترسی مجازی برای بازدید از این نمایشگاهها خبر داد و افزود: استفاده از امکانات و ابزارهای فضای مجازی موزهها را قادر میکند تا ارتباط خود را با مخاطبان حفظ کرده و با توجه بیشتر به نظرات و درخواستهای آنها، در آینده بتوانند برنامهریزی بهتری برای معرفی آثار انجام دهند.
وی تاکید کرد: موزهها مهمترین نهادهای فرهنگی هر جامعه هستند که میتوانند در مواقع بحران با نمایش رفتارهای مناسب و اقدامات مسئولانه کارکردهای دیگر خود را به عنوان ارکان فرهنگی جامه عمل بپوشاند.
نوکنده همچنین در توضیح عملکرد این اپلیکیشن با نشانی http://jahanaco.com/spage/arawinapp گفت: این اپلیکشن برای علاقهمندان قابل دسترس بوده و در دو بخش مجزا برای بازدیدهای حضوری و غیرحضوری طراحی شده و همچنین قسمتی مجزا نیز برای کودکان و نوجوانان با قابلیتهایی مانند سرگرمی و نقاشی در نظر گرفته شده است.
او با بیان این که کاربران از طریق این اپلیکیشن میتوانند از نمایشگاههای موقت موزه ملی ایران در قالبهای مختلف مانند عکس، فیلم همراه با حضور کارشناسان، متن، تصاویر ۳۶۰ درجه، مدلهای سهبعدی با فناوری واقعیت مجازی و افزوده بازدید کنند، ادامه داد: همچنین مخاطبان پس از دریافت اطلاعات میتوانند در چالشها و مسابقات مختلف شرکت کرده و بر اساس آموختههای خود امتیاز کسب کنند.
مدیر کل موزه ملی ایران تاکید کرد: در فاز نخست این اپلیکیشن، نمایشگاه موقت «میراث باستان شناسی اسپانیا» قابل بازدید است و نمایشگاههای «منتخب هفدهمین گردهمایی سالیانه باستانشناسی کشور» و «انسان و دریا: مروری بر هزاران سال ارتباط انسان و دریا در ایران» به صورت مرحلهای و هفته به هفته برای بازدید در اختیار علاقهمندان قرار میگیرد.
نمایشگاه “میراث باستان شناسی اسپانیا” شامل ۳۰۰ اثر ارزشمند با قدمت ۳۵۰ هزار سال تا دوران معاصر فرهنگ و هنر اسپانیا را روایت میکند. این آثار در سه گالری به نمایش درآمدهاند: گالری اول مشتمل بر آثاری از دوران پارینهسنگی تا پایان دوره مفرغ است و قدیمیترین اثر آن ۳۵۰۰۰۰ هزار سال قدمت دارد. گالری دوم آثار دورههای آهن، فنیقی، ایبری، رومی، اسلامی، مسیحیت، قرون وسطی و گالری سوم دوره مدرن و معاصر را درخود دارد.
این نمایشگاه که در ۳۱ شهریور سال گذشته با حضور مقامات بلندپایه دو کشور در موزه ملی ایران گشایش یافت، فعالیتa در کشور تا ۱۰ تیر ماه ۱۳۹۹ ادامه دارد که در صورت عبور از بحران کرونا و بازگشایی موزههاT مخاطبان تا آن زمان میتوانند از این نمایشگاه دیدن کنند.
بر اساس اعلام روابط عمومی موزه ملی ایران، برای استفاده از اپلیکیشنِ بازدید مجازی، نخست باید برنامه آراوین از طریق پیوند اعلام شده در بالا از کافه بازار دانلود و نصب شود و در ادامه با ورود به برنامه، حساب کاربری مشخص تعریف و فعال شود. در ادامه کاربر میتواند با انتخاب محل بازدید دلخواه خود، وارد بخش بازدید مجازی شود.
خاطرهای از تخریب حمام خسروآقا که برای اولین بار منتشر میشود
پروندۀ تخریب حمام خسرو آقا (خسروآغا) اگرچه سالها مسکوت ماند، اما در چشم و قلب شهروندانِ میراث دوستِ اصفهان تا زمان مجازات عاملان تخریبش همیشه باز است. ایسنا در گزارش پیش رو پردهای دیگر از اتفاق بُهتآور تخریب حمام خسرو آقا را کنار میزند و خاطرهای را منتشر میکند که در آن فردی از واقعۀ تلخ تخریب حمام خسرو آقا بهعنوان یکی از افتخارات دوران مسئولیتش یاد کرده است!
این گزارش، مشروح گفتههای شنیدنیِ حسین مسجدی، دکترای زبان و ادبیات فارسی و عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور واحد اصفهان و نویسندۀ کتاب «فرهنگوارۀ گرمابه» است. وی در سال ۱۳۸۱ در فصلنامۀ «فرهنگ اصفهان» و در مقالهای با عنوان «ازین سَموم که بر طرف بوستان بگذشت» از افرادی که تصمیمساز و تصمیم گیر و مجری تخریب حمام خسرو آقا بودهاند، بهعنوان «شب صفت» یادکرده و آورده است : «تراژدی تخریب حمام خسرو آقا در نیمهشب بیست و دوم فروردینماه ۱۳۷۴ هیچگاه سینههای مجروح و پر از نفرت میراثداران واقعی ایران و اصفهان را رها نمیکند. کنار هم نشستن چنین تخریبی با یاد صحنۀ جنگ، بسیار به هم مانند است؛ گرچه آنان شبشکن بودند و اینان را باید شب صفت نامید که روزگاری به وقت فرصت، در دل شب که شهر در خواب ناز خفته بود، همۀ برق منطقه یکباره قطع گشت، راهها بسته شد و در سکوت و سیاهی، دهها بولدوزر و گریدر، بزرگترین شاهکار در بین حمامهای تاریخی موجود جهان را در ظرف ساعتی تسطیح و بدل به پارکینگ و راه گذر عدهای محدود کردند و «چو سر زد ز البرز صبح سپید» همه دیدند که حمام خسرو آقا به آب شسته و به رؤیاها و خاطرات پیوسته است.»
به دروغ گفتند محل فساد است…
عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور اصفهان با بیان اینکه تخریب حمام خسرو آقا، اصفهان را در بُهت فرو برد، به ایسنا چنین گفت: «من در سال ۱۳۷۴ ،یعنی همان سالی که حادثۀ مهیب تخریب حمام خسرو آقا اتفاق افتاد در ساختمان توحیدخانۀ دانشگاه هنر اصفهان تدریس داشتم. محلی که حمام در آن قرار داشت با ساختمان توحیدخانۀ دانشگاه هنر چند متر بیشتر فاصله نداشت و من هم مانند سایر مردم شهر بهخصوص ساکنان آن نواحی و آدمهایی که آن محدوده را میشناختند از تخریب این حمام بسیار بهتزده شدم که چگونه بنایی که در فهرست میراث ملی ثبت بود یکشبه تخریب شد!
وی ادامه داد: حمام خسرو آقا بهنوعی اثری جهانی محسوب میشد چون پلانها و نقاشیهایی از فضای داخلی این حمام با سرقلم فلزی در سفرنامههای خارجی توسط افرادی مانند پاسکال کوست و اوژن فلاندن ترسیمشده و آنها عنوان کردهاند که حمام خسرو آقا در دنیا بینظیر است و ما اثری مانند این حمام در آنسوی جهان مشاهده نکردهایم؛ بنابراین اگر حمام خسرو آقا ثبت جهانی نشده بود به دلیل کاهلی ما بوده است.
مسجدی خاطرنشان کرد: من هم مثل بقیۀ مردم بهتزده شدم از اینکه اثر مهمی به نام حمام خسرو آقا که باید به مرمت و احیای آن بپردازیم و درِ آن را باز کنیم تا بقیه مردم از آن دیدن کنند، چگونه یک شبه از صفحۀ روزگار پاک شد! مگر کاغذ است که بشود آن را مچاله کرد؟ مگر آدم است که حتی بشود آن را از صفحۀ روزگار محو کرد؟ فراهم کردن مقدمات تخریب چنین مکانی خیلی کار دارد.
این مدرس دانشگاه گفت: بعد از این حادثه، اصفهان در بهت فرو رفت و حرفوحدیثهای بسیاری در شهر بر سر زبانها جاری بود که چه اتفاقی افتاده است؟ البته کسانی که دستهای پشت پردۀ این ماجرا بودند، از سالها قبل مقدمات این اقدام را فراهم کرده بودند و در افکار عمومی این موضوع را عنوان کرده بودند که حمام خسرو آقا محل فساد است! حتی نمایشی هم در بحبوحۀ انقلاب راه انداخته و این حمام را با نارنجک مورد تعرض قرار داده بودند. ظاهراً حمام دیگری در نزدیکی حمام خسرو آقا وجود داشت که محل تجمع معتادین شده بود و این موضوع باعث شده بود که مخربانِ حمام خسرو آقا از همین نقطۀ ضعف و پاشنۀ آشیل استفاده کنند و بگویند که حمام خسرو آقا محل فساد است!
خراب کردند و روی دیوار نوشتند: مبارک…
این اصفهان پژوه افزود: بعد از تخریب حمام خسرو آقا، وقتیکه ما به محل این حمام رفتیم، مشاهده کردیم که در آن محل نخاله و ماکادون ریخته و حمام را با خاک یکسان و صافکردهاند! بر روی دیوارهای اطراف هم نوشته بودند که اقدام امت حزبالله مبارک باشد! یعنی حتی متن شعارها را هم آماده کرده بودند! ولی واقعاً امت حزبالله هم از این قصه اطلاعی نداشت، امت حزبالله به این مسائل چهکار دارد؟ امت حزبالله سرش در آبونان خودش است و به یک مجموعه بزرگ فرهنگی به نام حمام خسرو آقا چهکار دارد که متعلق به یک رجل بلندپایۀ دورۀ صفویه است؟!
وی تأکید کرد: تصمیم به تخریب حمام خسروآغا از خیلی وقت قبل گرفتهشده بود چراکه محلی که این حمام در آن قرار داشت یک محل استراتژیک و نقطه عطفی در بافت محلات شهر بود. ازیکطرف به میدان نقشجهان، از طرف دیگر به بافت و از طرفی به دروازه دولت نزدیک است و از سویی دیگر جزئی از دولتخانه صفوی به شمار میرود؛ به همین دلیل هر سانتیمتر از آن محدوده اهمیت بسیاری دارد چه رسد به زمینی با ابعاد بزرگی که حمام در آن واقع بود.
افتخار به تخریب حمام!
نویسندۀ کتاب «فرهنگوارۀ گرمابه» با بیان یک خاطره ادامه داد: بُهت من از تخریب حمام خسرو آقا دائمی شد و این سؤال تا سالها در ذهن من بود تا اینکه حدود شش سال بعد از حادثۀ تخریب حمام، برای برگزاری یک کارگاه علمی- اداری به شهرستان بروجن دعوت شدم که متولّی و سفارشدهندۀ آن کارگاه، فرماندار وقت شهرستان بروجن بود. ایشان ناهار را با من صرف کرد و حدود دو ساعت و نیم با هم حرف زدیم. او که خبر نداشت سؤالی همیشگی دربارۀ عامل تخریب حمام خسرو آقا در ذهن من است حین صرف ناهار از افتخارات خودش گفت.
مسجدی گفتههای شهردار وقت منطقه سه اصفهان را چنین شرح داد: یکی از فخرهایی که میکرد این بود که بهعنوان شهردار وقت منطقۀ سه اصفهان، مجری تخریب حمام خسرو آقا بوده است! او ماجرای تخریب خسرو آقا را با جزئیات اینطور تعریف کرد که «وقتی ما دستور تخریب حمام خسرو آقا را گرفتیم، خبر را محرمانه نگه داشتیم و در نیمهشب، با قطع برق و تلفن و پاکسازیِ آن منطقه از چند خیابان اطرافِ آن، طرح را نیمهشب اجرا کردیم اما با تمامی احتیاطها و هماهنگیهایی که با بعضی از دوایر در شهر انجام دادیم، بااینوجود سه نفر تخریب حمام را دیدند که یکی از آنها سرباز امریهای در میراث فرهنگی در چهلستون بود که با سروصدای تخریب بیدار شده بود و از لای نردههای چوبی آرم شهرداری را بر روی ماشینهای موجود در محل حمام دیده بود و دو نفر دیگر هم رهگذر عادی بودند که باوجودی که همه خیابانهای منتهی به حمام را بسته بودیم ظاهراً از کوچهها تردد داشتند و فعالیت ما برای تخریب حمام خسرو آقا را دیدند.»
وی افزود: آن فرماندار که شهردار وقت منطقۀ سه شهرداری اصفهان بود، چنین ادامه داد که «بعد از استعفای رئیس وقت میراث فرهنگی استان و در ماههای بعد از تخریب حمام خسرو آقا، این اداره با ریاست جدیدِ خود متوجه شده بود که این سه نفر چگونگی تخریب حمام خسرو آقا را دیدهاند و آنها را پیداکرده و از آنها بهعنوان شاهدان این ماجرا دستخط گرفته بود. ما که هم دیدیم پروندهای برای ما در قوه قضاییه باز شده است، رفتیم و باوجودی که حدود یک سال هم از ماجرای تخریب حمام خسرو آقا گذشته بود به هر شکلی که بود این سه نفر را پیدا کردیم؛ این در حالی بود که آن سرباز ترخیص شده بود و پایان خدمتش را گرفته و به شهرستان خودش در یکی از استانهای دیگر رفته بود ولی بههرحال این سه نفر را راضی کردیم و از آنها دستخط گرفتیم که گفتهها و نوشتههای قبلی خود را انکار کنند و بهاینترتیب هر آنچه را دیدند انکار کردند و آمدیم و آن پرونده را مختومه کردیم. بنابراین دیگر هیچ شاهدی وجود نداشت که اداره میراث فرهنگی بتواند علیه ما اقامۀ دعوی کند!
عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور اصفهان تصریح کرد: او تمام این داستان تلخ را آن روز با افتخار در زمان صرف ناهار برای من تعریف کرد و خبر نداشت که من خودم یکی از زخمخوردههای حادثۀ تخریب حمام خسرو آقا هستم و آن را دنبال میکنم! رسیدن به این فرد و شنیدن گفتههایش به مصداق یک مَثَل قدیمی که حدیث پیامبر(ص) است که هرکس چیزی بخواهد و بکوشد، مییابد و مصداق بیت مولوی که «گفت پیغمبر که گر کوبی دری، عاقبت زان در برون آید سری». این حادثه هم مسئلۀ ذهنی من بود و شگفت که سرنوشت باید آن را در شهر و استان دیگری بهصورت دقیق برای من حل کند!
تخریب میراث و تخریب آیینها
مسجدی با ابراز تأسف از تداوم تخریب میراث فرهنگی و تاریخی، به نمونههای دیگر این تخریبها در استان اصفهان اشاره کرد و گفت: به دلیل نابخردیهای ذیربطان در موضوع تخریب حمام خسرو آقا و بیتدبیریهایی که در مقابل آثار فرهنگیمان داریم، متأسفانه هنوز مسئلۀ تخریب آثار تاریخی ادامه دارد و اگرچه الان تخریب آثار سخت شده و رسانههای مجازی کمتر به کسی اجازه میدهد که یک اثر ملی و یا حتی یک اثر غیر ملی را بهراحتی و با پنهانکاری تخریب کنند ولی هنوز ماجرا ادامه دارد؛ چنانچه در همین دهۀ ۹۰ و با گذشت بیش از ۲۰ سال از حادثۀ مهیب تخریب حمام خسرو آقا، یک بنای دیگر به نام بقعۀ ابودردا که آن هم اثری ملی بود و در خیابان میرزا طاهر قرار داشت، یک شبه با خاک یکسان شد، وقتی نسبت به تخریب آن کمی سروصدا شد، چون قبر یک شهید هم در زیر آن بقعه واقع بود، به خاطر اینکه سر وصدا را ببندند یک نماد و چارطاقی مانندی به شیوۀ مدرن روی آن ایجاد کردند!
این مدرس دانشگاه تصریح کرد: یکی از بحثهایی که بهصورت تخصصی پیگیر آن هستم و آن را تدریس میکنم، ادبیات عامه است. در فولکلور و ادبیات عامه، مسئلۀ فرهنگِ عامه با فضایی که در آن به وجود آمده عجین است. اگر شما آن فضا را گرفتید و خواستید آن آیین حفظ شود این خواسته محال است. نمیتوانید یک فضای فیزیکی خاص را حذف کنید و انتظار داشته باشید که فرهنگ و آیین و آدابورسومی که در آن فضا به وجود آمده با بازسازی و نوسازیِ آن حفظ شود؛ کمااینکه در کتاب «فرهنگواره گرمابه» هم نوشتهام به غیر از استحمام، نزدیک به ۲۰ مسئلۀ دیگر در حمامهای قدیم اتفاق میافتاد که بخشی از آن همین آئینها و آداب و رسوم و مسائل اجتماعی بوده و هنوز کسانی که به حمامهای سنتی قدیم میرفتند و از آنها استفاده میکردند زنده هستند و برای ما نقل میکنند اما با غیرفعال کردن حمامهای کهن و تبدیل کردن آنها به موزه و عکس خانه و کتابخانه و باوجود هزینههای میلیاردی و مرمت این حمامها هیچکدام از آن آیینها دیگر وجود ندارد،آخر چطور میتواند وجود داشته باشند؟!
وی یادآور شد: بقعۀ ابودردا هم به همین صورت بود، یک قبر زیر بقعه وجود داشت به نام ابودردا که منسوب به یکی از یاران پیامبر (ص) است و البته ممکن است آن ابودردا نباشد ولی بههرحال یک قبر قدیمی بود که بانوان بر روی سنگ این قبر، آشی به نام آش ابودردا تهیه میکردند. این بقعه را نابخردانه تخریب کردند درحالیکه نه بر سر راه بود، نه آسیب داشت و نه در حال تخریب بود! هرکسی بگوید این بقعه درحال تخریب بود دروغ میگوید چون این بقعه ثبت آثار ملی بود و شمارهاش موجود است، اما اداره میراث فرهنگیِ و شهرداری یکی بدتر از آن یکی عمل میکند و هیچکدام پیگیر این مسئله نیستند؛ بنابراین این تخریبها همچنان بهصورت پنهان ادامه دارد.
حمام خسرو آقا یک میراث جهانی بود
عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور اصفهان با بیان اینکه هیچکدام از عوامل اجرایی و تصمیمسازی و تصمیمگیری تخریب حمام خسرو آقا محاکمه نشدند و موضوع تخریب این حمام مسکوت ماند، گفت: مسئلۀ حمام خسرو آقا برای ما مسئلۀ جهانی است و مسئلۀ یک بقعه در کنار خیابان میرزاطاهر نیست. حمام خسرو آقا یک میراث جهانی است؛ چنانچه اوصاف این حمام در سفرنامههای خارجی وجود دارد و قبل از اینکه این سفرنامهها ترجمهشده و به دست ما برسد، در آنطرف دنیا نوشتهشده و عکسهای حمام خسرو آقا در دنیا منتشرشده است؛ دنیا به ما میخندد که ایرانیها با داراییهای فرهنگیشان که آنها را در دنیا تبلیغ کرده و هوار میزنند، چه میکنند! اما متأسفانه کسی گوشش بدهکار نیست و هیچکدام از عوامل اجرایی و تصمیمسازی و تصمیمگیری تخریب حمام خسرو آقا محاکمه نشدند. موضوع تخریب این حمام با شانتاژ و جوسازی مسکوت ماند، نه پروندهای به جریان افتاد، نه کسی برکنار شد و نه کسی جریمهای شد، فقط امروز بعضی از آنها چنانچه در سایتها میبینیم از ترس اینکه فردا محاکمه نشوند آمدند و مصاحبه میکنند و حمام صفوی را به پهلوی منسوب کرده و هنوز هم کارکرد فرهنگی حمام را به فساد منسوب میکنند و برای خودشان هم کتاب قطور چند صدصفحهای بهعنوان یادنامه هزینه و چاپ کردهاند! درحالیکه تمام حرفهایشان فقط برای تطهیر و تنزیه چهرۀ تخریبگر خودشان در دهههایی است که یکی از اقداماتشان این است که حمام خسرو آقا را تخریب کردند.
ارائه خدمات وظیفه یک مسئول است
وی افزود: آنها میگویند در طول مسئولیت خود خدمت کردهاند! کسی منکر خدمات یک مسئول نیست. یک مسئول که نمیتواند در طول ده یا بیست سال در یک شهر حکمفرمایی کند ولی خدمتی نداشته باشد! مگر چنین چیزی میشود؟ بالاخره در معرض مسئولان بالاتر است، در معرض مردم است، نمیتواند خدمات نداشته باشد، خدمات وظیفۀ یک مسئول است اما این تخریبها یک نابخردی ست که زیر ذرهبین میرود.
قصدم محکوم کردن شهرداری یا میراث نیست
این اصفهان پژوه تأکید کرد: البته وقتی میگوییم شهرداری، باید متوجه این نکته بود که شهرداریها پُرتغییرترین و پُرتردّدترین مراکز دولتی هستند. یک شهردار که عوض میشود، هرمی از شهرداران و معاونان و مسئولان شهری تغییر میکنند، بنابراین «فکر» و «اقدام» نیز در شهرداری متغیر و گاه متضاد است. مثلاً همه به یاد داریم شهرداری روزگاری به جان تخت فولاد افتاد و بخشی از آن را نابود کرد و محو ساخت، سروصدای مردم و منبریها و هنرمندان که درآمد و زمزمه به تهران رسید، نوار معکوس گذاشتند و شهرداری، خود، متولّی احیا و مرمت تخت فولاد شد! بقیۀ نهادها و سازمانها هم بهتناوب، همین گونهاند و منظور من محکوم کردن شهرداری یا میراث نیست؛ در همین میراث فرهنگی اصفهان روزگاری مدیری آمد به نام آقای وکیل که اتفاقاً از شهرداری آمده بود، حضور او در میراث یکی از اتفاقات درخشان این سازمان است چون یکتنه در برابر بسیاری از تخریبها میایستاد و شاید به همین دلیل هم رفتنی شد!
فرزندانمان از آثار تاریخی جز تأسف و تحسر چیزی در کف ندارند
وی بخشی از سفرنامۀ «فرد ریچاردز» را که شامل توصیف تخریب میراث فرهنگی ایرانیان است چنین بازگو کرد: فرد ریچارز در سفرنامۀ خود نوشته «در ایران هیچچیز مانند عدم توجه به بناهای قدیم و یا آثار تاریخی تأسفآور نیست. پس از فتح شهری، اولین اقدام آنان، از بین بردن اغلب چیزهایی بود که باعث آبرو اعتبار بود و یا از زمانی حکایت میکرد که ممکن بود به نحوی از انحا، دورۀ خود آنها را تحتالشعاع قرار دهد. حتی در زندگانی روزمرۀ ایرانیان، پسر، خانۀ پدری را با نظم و ترتیب حفظ نمیکند و یا آن را مطبوعتر نمیسازد، بلکه ترجیح میدهد، بر اثر عدم توجه و مراقبت، بنای مزبور، روی به ویرانی نهد و سپس در گوشه دیگر باغ، خانه جدیدی بنا کند که معمولاً داخل و خارجش از بنای قدیمی پستتر است. در ایران فقط از مساجد و ابنیه مقدس و پلها خوب نگهداری میکنند. ولی بهطورکلی، این ابنیه نیز در بعضی از قسمتهای ایران، کهنه و خراب است. در همهجا غیر از تهران، خیابانهای قدیمی را مبدل به خیابانهای جدید میکنند. بهسختی میتوان از برخورد با دیوارهای فروریخته، ساختمانهای ترکخورده و مساجد و زیارتگاههایی که کاشیهای آن افتاده و با مشاهدۀ انبوه زباله در پشت پا داخل باغها و منارههای شکسته و عظمت و شکوه منهدم شده احتراز جست. با یکی دو مورد استثنا، علامت و نشانهای که حاکی از مراقبت و محافظت و تعمیر ابنیه باشد نمیتوان مشاهده کرد.»
مسجدی در ادامه اظهار کرد: نمونههای بسیاری برای گفتههای فرد ریچادرز میتوان یافت؛ از تخریب مدرسه خواجه ملک تا حمام خسرو آقا و بقعه ابودردا، از تخریب پل آهنی مرحوم پرورش در زرینشهر گرفته تا کارخانههای نساجی و مجموعه تخت فولاد، از تخریب کاخها و باغهای صفوی و چیزهایی که هنوز هم ادامه دارد.
بلایی که بر سر حیاط مسجد شیخ لطف الله آمد…
وی با اشاره به تخریب مدرسه خواجه ملک گفت: امروز مسجد شیخ لطفالله که از جواهر آثار اسلامی است، حیاط ندارد، اما در قدیم مدرسۀ خواجه ملک که طلبه نشین هم بوده، در حکم حیاط این مسجد به شمار میرفته است. نوشتهاند که برای تماشای آتشبازیها و چراغانیهای میدان شاه، حرم شاهی به بام مدرسه خواجه ملک برمیشدند. متأسفانه چندی این مدرسه خالی از طلبه و سکنه ماند، شبی به تحریک برخی، اجامر و اوباش، بدانجا رفته و به بادهخواری و قمار میپردازند. فردای آن شب فریاد وااسلاما بلند میشود که مدرسه طلبه نشین، محل فسق و فجور شده، باید در آن را بست. بستن در همان و بعد از مدتی، زمین و محوطه آن را فروختن همان! امروز محل مدرسه خواجه ملک، خانههای شخصی مردم است.
پل پرورش را کندند و داخل رودخانه انداختند!
این مدرس دانشگاه با شرح دیگر نمونههای تخریب در دهه هفتاد ادامه داد: منطقه لنجان و بهویژه ریز یا زرینشهر، آثار هنری و فرهنگی زیادی ندارد اما یکی از معدود آثار بهجای ماندۀ آن ناحیه، پلی آهنی بود که حدود نیمقرن پیش، مرحوم استاد علی پرورش ریزی بر زایندهرود بسته بود. استاد مرحوم جلالالدین همایی در مورد این پل ارزشمند مینویسد «پلی که استاد علی، با کوره و چکش معمولی ساخته و مورد تحسین مهندسان خارجی واقعشده است، عرضش سه متر و نیم و طولش سیوهفت متر است که بیستوشش متر آن، بدون پایه است و فشار آن حدود ده تن بار است که چهار خروار باشد و فقط بیستوهشت هزار تومان خرج شده است!» اما در سال ۱۳۷۷ شهردار آنجا به خاطر احداث پل بزرگی در همان حدود، بهاصطلاح، تحمل هوو نکرد و بهرغم اصرارهای مردم و حتی مسئولان و حتی نوشتن طومارها در مخالفت با تصمیم او، ناگهانی و نیمهشبی پایههای این یادگار ارزندۀ هنری را بهیکباره با جوش هوا برکند و داخل رودخانه انداخت و پس از حدود یک سال به نقطه نامعلومی برد!
وی افزود: زندهیاد استاد علی پرورش، با الهام از پل معروف اهواز، نخست ماکت پل را طراحی کرد و پس از محاسبات دقیق با همان وسایل ابتدایی – یعنی پتک و سندان سنتی – در طول سه سال تمام، پلی معلّق و بدون ستون و پایه بهصورت یکدست، به طول ۳۷ متر و عرض ۳ / ۵ متر ساخت که محل نصب آن در دویست متری پل آزادگان امروزی بود. این شهردار لجوج و خودرأی اتفاقاً اصفهانی هم بود و بعداً هم مسئولیتهای متعددی در شهرداری اصفهان گرفت.
مسجدی به ویران ساختن کارخانههای نساجی- یادگار معماری صنعتی- اصفهان نیز اشاره و اظهار کرد: در این مورد نیز، دیروز و امروز بسیار نوشتند و گفتند، اما گوش کسی بدهکار نبود و چون برخی از آن سود میبردند، با انواع نمایشها و خیمهشببازیها، نظیر به اعتصاب کشیدن عدهای کارگر، باز همان سناریوها آغاز شد.
اینکه آخرین یادگارها و نشانههای مجموعه باغهای دلانگیز عباسی و درختهای تناور آن را برکندند و بناهایی که حاصل طراحی استادانه بهرنز- معمار آلمانی- بود، با خاک یکسان کردند، برای آیندگان جز نفرین و افسوس باقی نمیگذارد. فرزندانمان همچنان که ما چهلستون را میبینیم و افسوس بناهایی چون نمکدان، آیینهخانه و… را میخوریم، ساختمان صداوسیما را مینگرند و از کارخانههای پنجگانهای که ظرف یکی دو سال نابود شد، جز تأسف و تحسر چیزی در کف ندارند.
اگر میراث اصفهان را تخریب نمیکردند…
این مدرس دانشگاه یادآور شد: در فاصله نهچندان دوری، حدود دویست سال پیش منطقه استانداری فعلی و اطراف آن مملو از زیباترین بناها و کاخهای صفوی و قاجاری و حمام و تالار و بناهای شگفتآور و چشمنواز بوده است؛ مانند عمارت خورشید، باغ کاج، تالار طویله، عمارت سرپوشیده، حمام مرمرین، میدان چهار حوض که عموم آنها نابوده شده است. تصور کنید همه این بناهای امروز احیاشده، وجود میداشت. در کنار میدان و عالیقاپو مسجدها و قیصریه، چه مجموعه عظیم و چشمگیری برای گردشگران داخلی و خارجی در دست بود! حتی اگر خرابههای آن حفظ میشد بیشک مرا یاد شهر زیبای رم میانداخت که در خیابان بین کلوسئوم و قصر ویکتور امانوئل دوم- سازنده ایتالیای جدید – رم سوخته وجود دارد و آن چیزی نیست جز زمینی مسطح با چند ستون و پایه ستون منهدم شده به عرض و طول میدان دروازه دولت و از قبل آن، چند بنای کماهمیت مانند چشمۀ آرزوها وجود دارد که فینفسه، ارزش دیدن ندارد. اما همه، آنچنان حفظشده که یک خیابان را کاملاً تبدیل به پیادهرویی شلوغ و پرتردد از گردشگران جهانی کرده است.
به نام احیا، امحا میکنند
مسجدی یکی دیگر از نمودهای واضح تخریب را ایجاد تغییرات غیراصولی در لباس کارشناسی، در مجموعه تخت فولاد اصفهان دانست و اظهار کرد: بسیاری از اصفهانیها سر در زیبا و محکم تکیه فاضل سراب را دیده بودند، همچنین اتاقهای انتهایی تکیه میر را که اساساً سند شخصی دارد. در یکی از اتاقها مزار میرزا تقیخان حکیم- پزشک خاص ظل السلطان- بود و خط اطراف اتاق به قلم زیبای میرزا محمد هاشم کاشی، مکمل اتاق هم رو به روی آن بود و خوشبختانه خط میر هنوز باقی است اما با چه مجوزی و بر اساس کدام اصول کارشناسی آنها بهیکباره محو شد؟ آن هم با توجیه احیای تخت فولاد؟ این تناقض را چه کسی باید حل کند که در لباس احیا منهدم میکنند؟ کدام مرمتگری چنین پروانهای صادر کرده است؟ دیگر میرزا تقیخان را باید در کجا یافت؟ در کجا جز تصویری در سفرنامه مادام دیو لافوا؟ میرزا کسی بود که از کثرت تألیفات و ترجمهها در زمان خود، ادیبالممالک فراهانی در روزنامه ادب در وصفش میگوید: نصف مردم ایران را او تربیتکرده است.
لزوم تشکیل دادگاه برای مخربان میراث تاریخی
عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور اصفهان تأکید کرد: امروزه حافظۀ تاریخی مردم بسیار سریعتر از اقدامات سازمان میراث فرهنگی عمل میکند و بنا یا اثری را به فهرست میراث میافزاید. از این سرمایههای ملی غافل نگذریم. امروز بهراحتی ظل السلطان یا دیگر شاهزادههای ویرانگر قاجاری را میتوان در جامۀ برخی از مسئولان و مدیران سودجوی بعضی شرکتهای ساختمانی دید و شناخت. امیدواریم یک روز جامعۀ ما به این عقلانیت برسد و همانطورکه در بسیاری جوامع دیگر بهصورت خرد یا کلان این اتفاق میافتد و همانطورکه بعد از پایان جنگ جهانی برای بعضی از مسئولان آن جنگ ویرانیهایش دادگاهی گرفته شد، یک روز هم برای شهر و کشور ما چنین اتفاقی بیفتد تا مسئولان بعدی به حفاظت دقیق از مواریث تاریخی توجه کنند و سرشان را چون کبک زیر برف کنند و فکر نکنند که کسی متوجه نیست و اگر هم کسی متوجه شد میتوانیم راحت دهانش را ببندیم!
مسجدی یادآور شد: یک روز در همین خیابانکشیها و تخریبهایی که برای مترو انجام شد، صدای آقای مهندس منتظر که زمانی ریاست میراث فرهنگی استان اصفهان را به عهده داشت بلند شد و گفت آقایان را محلّی که تخریب میکنید مربوط به دورۀ صفوی است اما فوری آمدند و یک حکم گرفتند و او را به بازداشتگاه بردند و با قرار آزاد شد! ببینید با یک مسئول خدوم فرهنگی که روزگاری رئیس میراث این شهر بوده و الان حافظۀ میراثی این شهر است چه کردند تا دهانش بسته شود! با بقیه هم با شیوههای دیگر همین کار را کردند، اما این شیوهای که بتواند در درازمدت جواب دهد نخواهد بود و امیدواریم جامعۀ مدیریتی ما به این عقلانیت برسد و روزی چنین افرادی که میراث شهر را تخریب کرده و تخریب میکنند مجازات شوند.
حالا پس از گذشت ۲۴ سال از آن حادثۀ شوم و مهیب، شهرداری اصفهان متولی بازسازی حمام تاریخی خسرو آقا شده است و بنا بود این بازسازی، تا پایان سال گذشته به اتمام برسد. مدیر منطقه سه شهرداری اصفهان، شهریورماه ۱۳۹۸ در گفتگویی اعلام کرد که بازسازی دیگر بخشهای این حمام، منوط به آزادسازی قسمتی از خیابان حکیم است؛ همان خیابانی که روزی ایجاد آن موجب تخریب شاهکار حمامهای ایران و جهان شد!
فرید قاسمی که از او با عنوان حافظه گویای مطبوعات ایران یاد میشود در گفتوگویی با ایسنا، یادآور میشود: تهران آغازین و پسین نوروز سده چهاردهم خورشیدی را با فرمان قرنطینه به تماشا نشست؛ از کودتا تا کرونا. در آستانه نوروز ۱۳۰۰ خورشیدی در اعلامیه «حکم میکنم» (۱۴ جمادی الثانی ۱۳۳۹ قمری) آوردهاند که «اجتماعات در منازل و نقاط مختلفه به کلی موقوف و در معابر هم اگر بیش از سه نفر گرد هم باشند با قوه قهریه متفرق خواهند شد … تمام ادارات و دوایر دولتی غیر از اداره ارزاق تعطیل خواهند بود. پستخانه، تلفنخانه و تلگرافخانه هم مطیع این حکم خواهند بود».
او ادامه میدهد: اعلام این ماده یادشده برای آگاهی عموم شهروندان دیوارکوب شد تا قرنطینه امنیت برقرار شود. تهرانیها با اطلاعیه رئیس قزاقها خانهنشین شدند و «سال کهنه» را در کنج منزل به «سال نو» رساندند. دست سرنوشت اینچنین رقم خورد که نوروز پایانی قرن نیز قرنطینه سلامت و قیامت دنیوی را با گریز از همدیگر ببینیم و ندانیم که «این چه رازیست که بهار هر بار با عزای دل ما میآید».
این پژوهشگر مطبوعات میگوید: در این چلهنشینی خانگی مدام رخدادهای ناخوشایند به گوش میرسد و خبرها حکایت از درگذشت انسانهای تاثیرگذار معاصر دارد؛ از کارگشاها تا ثمربخشها و اثرآفرینها. لحظه لحظه آرزو میکنیم که زندگی و کارنامه مشاهیر کرونا و ایام کووید ۱۹ کتاب قطوری نشود. در عرصه مطبوعات خبر درگذشت سیدهادی خسروشاهی، فریبرز رئیسدانا، علی بهزاد و شماری دیگر از مجلهنگارها و روزنامهنویسها و به طور کلی مطبوعاتیها بازتاب رسانهای یافت و خبر بعضی از جوانترها را در کانال باشگاه روزنامهنگاران ایران خواندم. بسیاری هم از قلم و نشر، بیانعکاس و غریبانهتر از دیگران به دیار خاموشان رفتند.
قاسمی یادآور میشود: مهدی فشنگچی از آن زمره است که خبر درگذشتش را در تهران آقای فرید کاردان، خواهرزادهاش از کانادا اطلاع داد. مهدی فشنگچی متولد ۱۳۱۰ که از سال ۱۳۳۳، مرد شماره دو مجله «امید ایران» بود و بیشتر عمرش را با مطبعه و مطبوعات گذراند. او دلبسته کاغذ و چاپ بود. از کتابفروشی/ بنگاه مطبوعاتی شهپر خرم آباد و جانشینی مدیریت نشریه فروغ لرستان شروع کرد و پله پله در نظام استاد شاگردی پیشین با طی طریق، مدیر داخلی مجله «امید ایران» شد و اندک زمانی به سردبیری رسید. روزگاری که دیگر نتوانست در تحریریه تنفس کند، به نشر روی آورد و در سازمان انتشارات هفته آثار پرشمارگانی منتشر کرد.
به گزارش ایسنا، با انتشار خبرهای مختلفی که از آسیب به بناهای تاریخی و تخریبهایی حکایت داشتند که توسط سودجویان با استفاده از خلوتی روزهایی که برای توقف انتقال زنجیره کرونا در سراسر کشور پیش آمده بود، انجام میشد، نخست تعدادی از مسوولان و کارشناسان پیشکسوت میراث فرهنگی از این وزارتخانه درخواست توجه به بناها و محوطههای تاریخی را داشتند، حتی متولیان پایتختنشین در فراخوانی از مردم درخواست کردند هر جا با این تخریبها و آسیبها مواجه شدند، به اداره کل میراث فرهنگی استان تهران اطلاع دهند.
تا امروز که جامعه باستانشناسی نیز در نامهای جداگانه به وزیر میراث فرهنگی درخواست کرده راه بر فرصتطلبان بسته شود و با بهرهگیری از امکانات موجود و پایش محوطههای تاریخی از وقوع آسیبهای بیشتر جلوگیری کنند.
در این نامه خطاب به علیاصغر مونسان – وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی – آمده است: «همانگونه که میدانیم در روزها و هفتههای اخیر برای مبارزه با گسترش شیوع ویروس کرونا، هیئت دولت طرحهای متنوعی چون “فاصلهگذاری اجتماعی” یا “فاصلهگذاری هوشمند” را به اجرا گذاشته و بسیاری از نهادها و سازمانهای دولتی تعطیل شده یا به صورت پارهوقت به فعالیت مشغولند.
این طرح در کنار مزایایی که دارد و به پیشگیری از همهگیری بیماری کرونا و حفظ سلامت جامعه کمک میکند، میتواند بستری برای برخی فرصتطلبان و غارتگران میراث فرهنگی فراهم آورد و در هنگامه این بحران و نبود نظارت کافی، گزندی به آثار و محوطههای تاریخی و فرهنگی میهنمان برساند. متاسفانه در فضای مجازی و رسانهها، اخبار ناخوشایندی از تخریب و آسیب به عرصه و حدود آثار تاریخی و فرهنگی سراسر کشور به ویژه استانهای کرمانشاه، فارس و دیگر استانها به گوش میرسد که ما را بیش از پیش بیمناک کرده است.
این در حالی است که تا قبل از بحران کرونا نیز بسیاری از محوطههای باستانی، موزهها و حتی محوطههای ثبت ملی و جهانی میهنمان فاقد برخی از مهمترین و ابتداییترین امکانات حفاظتی بوده و سلامت و تأمین امنیت آنها همواره یکی از مسائل و نگرانی های کارشناسان حوزه میراث فرهنگی بوده است.
«جامعه باستانشناسی ایران» در راستای دغدغهها و اهداف خود ضمن ابراز نگرانی از وضعیت موجود و با اعتقاد به این امر که همواره در طول تاریخ، بروز بیماریهای واگیردار و صعبالعلاج، به بحرانهای اجتماعی انجامیده و بسترساز مسائل و مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بوده است، از وزیر محترم میراث فرهنگی تقاضا دارد با بهرهگیری از همه امکانات تخصصی و عمومی کشور و با تکاپوی موثرتری، به شرایط کنونی آثار و محوطههای باستانی و مراقبت از آنها توجه ویژهای داشته باشند و با پایش گسترده از آسیبهای احتمالی واردشده بر میراث فرهنگی کشور گزارشی را ارائه کنند تا بتوان بر اساس اطلاعات و آمار دقیق به برنامهریزی بهتر پرداخت.»