تمامی حقوق این سایت برای خبرآنلاین محفوظ است.
نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright © ۲۰۱۸ khabaronline News Agancy, All rights reserved
تفریح و سرگرمی در کشورهای گوناگون

تمامی حقوق این سایت برای خبرآنلاین محفوظ است.
نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright © ۲۰۱۸ khabaronline News Agancy, All rights reserved

به گزارش خبرنگار مهر، واگذاری اراضی در محدوده طولانیترین غار نمکی جهان به مرکز پرورش میگو، تبدیل به جدیترین تهدید برای خروج ژئوپارک قشم از یونسکو شده است. رئیس ژئوپارک و کارشناسان معتقدند، واگذاری این اراضی که بیشتر با هدف احداث مزرعه پرورش میگو و آبزیان، پلاژ و شهرکهای صنعتی بوده، این ژئوپارک را مورد تهدید قرار میدهد.

زمینهای اطراف ژئوپارک قشم پیش از تخریب
اینتهدید نیز زمانی جدی شده که علیرضا امری کاظمی مدیر ژئوپارک جهانی قشم از تخریب یکمیلیون و ۲۰۰ هزار مترمربع از زمینهای حریم این ژئوپارک خبر داده و میگوید: این تخریب بازرسان یونسکو را تحت تأثیر قرار میدهد.

زمینهای اطراف ژئوپارک قشم پیش از تخریب
قرار است تعدادی بازرس، خرداد ماه ۹۹ به ایران بیایند و از ژئوپارک دیدن کنند و در صورتیکه اینزمینها همچنان به همینصورت باشند، امکان حذف این ژئوپارک از فهرست جهانی وجود دارد.

زمینهای اطراف ژئوپارک قشم بعد از تخریب
پیش از این، بنا به گفته مدیر ژئوپارک قشم، مسئولان سازمان شیلات از دو ارگان برای فعالیتهایی که در ژئوپارک انجام میشود، مجوز گرفتهاند. این در حالی است که از سازمان منطقه آزاد قشم هیچ مجوزی گرفته نشده و حتی اگر ارگانی هم به آنها مجوز داده باشد، تخلف محرز است. چون این اقدامات در حریم ژئوپارک و حریم میراث طبیعی و ملی غار نمکدان انجام شدهاند. بنابراین یا استعلام گرفته نشده یا اگر هم مجوزی به آنها داده شده، خلاف قانون بوده است.

زمینهای اطراف ژئوپارک قشم بعد از تخریب
مدیر ژئوپارک جهانی قشم در ادامه گفت: منطقه آزاد قشم چند ماه است از راههای قانونی و رسمی، اخطارهای لازم را از طریق سیستم قضائی داده است. البته آن زمان هنوز تخریبها آغاز نشده بود ولی اکنون این تخریب در حال انجام است. چشمانداز میراث طبیعی و اصالت آثار ثبت شده با ایجاد حوضچه بزرگ پرورش میگو، برداشت خاک زمین و تلنبار شدن آن در اطراف حوضچه پرورش میگو از بین میرود. همچنین شاهد تغییر شکل گسترده این اثر ثبت جهانی خواهیم بود.



احمدعلی موهبتی ۳۰ بهمن ماه در نشست ستاد اجرایی خدمات سفر سیستان و بلوچستان اظهار کرد: برای افزایش حضور گردشگران به استان برقراری ارتباط با استانهای همجوار به روشهای مختلف از جمله هوایی ضروری است و باید به یارانه سفر نیز توجه ویژه شود.
وی ادامه داد: ظرفیتهای مطلوبی در بخش خصوصی، آموزش و پرورش و سایر دستگاهها برای جذب گردشگر به سیستان و بلوچستان وجود دارد که باید به بهترین نحوه از آنها بهره گرفت.
استاندار سیستان و بلوچستان با اشاره به سیل اخیر گفت: گرچه سیل آثار مخرب فراوانی را برای منطقه به همراه داشت اما از سوی دیگر سبب تغییر نگاه مردم کشور به این استان و شناخت بهتر آنان از فرهنگ و آداب این دیار شد و به نوعی چهره واقعی مردمان این منطقه را نمایان کرد.
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی سیستان و بلوچستان نیز در این نشست گفت: برای افزایش جذب گردشگر به استان برنامههای متنوعی نظیر اجرای جشن نوروزی با مشارکت کشورهای همسایه، نوروز بازار در شهرستانهایی نظیر زابل و چابهار، برگزاری همایش شاهنامه خوانی در کوه خواجه، معرفی استان در نمایشگاه ملی و بینالمللی نظیر برلین، حضور بازیگران مشهور کشور در استان و برپایی رقابتهای بومی و محلی مورد توجه قرار گرفته است.
علیرضا جلالزایی افزود: انتشار کتاب راهنمای گردشگری سیستان و بلوچستان به پنج زبان، تهیه و انتشار برنامههای تلویزیونی متنوع از ظرفیتهای گردشگری استان و پخش آنها در صدا و سیمای کشور از دیگر برنامهها برای تغغیر نگاه به استان و افزایش جذب گردشگر به آن بوده است.
وی گفت: سال گذشته ۹۹ نوروزگاه در سیستان و بلوچستان برپا شد که امسال بر اساس برنامه ریزیهای انجام شده شمار آنها به ۱۱۷ نوروزگاه افزایش مییابد.
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی سیستان و بلوچستان گفت: با اقداماتی نظیر معرفی ظرفیتهای گردشگری و جاذبههای دیدنی منطقه سفر به این استان پهناور در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ۲۸ درصد افزایش یافته است.
وی گفت: افزایش پروازها و تاسیسات گردشگری،آموزش جوامع محلی و فعالان گردشگری، بهبود زیرساختها و معرفی همه جانبه استان در سطح ملی از نتایج پویش ملی معرفی و سفر به سیستان و بلوچستان بود.
جلالزایی بیان کرد: مرحله دوم پویش ملی معرفی و سفر به سیستان و بلوچستان پس از بُعد ملی که نتایج مثبتی در برداشت آغاز شد.
وی گفت: مرحله جدید پویش ملی معرفی و سفر به سیستان و بلوچستان پس از بُعد ملی که نتایج مثبتی در برداشت آغاز راهی بزرگ و نگاه به تعاملات بینالمللی و میزبانی کشورهای حاشیه اقیانوس هندبرای سال ۱۴۰۰ است.
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی سیستان و بلوچستان اظهار داشت: قرار است سال ۱۴۰۰ این استان پایتخت گردشگری کشورهای حاشیه اقیانوس هند شود که گام نخست در سال آینده با میزبانی از وزرای گردشگری حاشیه اقیانوس هند آغاز خواهد شد.
وی رفع مشکل آب آشامیدنی محوطه جهانی شهر سوخته، حل مشکل سوخت مسافران نوروزی در ایام نوروز ، رفع مشکل راههای دسترسی و جادهای استان، راهاندازی جاده موقت دسترسی به کوه خواجه و مشارکت دستگاههای عضو ستاد اجرایی خدمات سفر در شکلگیری نوروزی متفاوت برای مسافران را خواستار شد.
انتهای پیام


حمیده بانو عنقا در گفتگویی با ایسنا درباره راهاندازی خانه موزه اکبر رادی توضیح داد: در ده سال گذشته بارها برای راهاندازی این خانه موزه تقاضا دادهایم و دوستان شورای شهر و شهرداری هم با این موضوع اعلام موافقت میکنند ولی هنوز مکانی برای راهاندازی این موزه مشخص نشده است.
وی درباره راهاندازی این خانه موزه در خانه اکبر رادی خاطرنشان کرد: سه سال پیش این پیشنهاد مطرح شد ولی من به دلایل شخصی، امکان پذیرش آن را نداشتم اما امیدوارم پیگیریهای ده ساله ما به نتیجه برسد و دوستان در شهرداری بتوانند مکانی مناسب را برای راهاندازی این خانه موزه مشخص کنند.
به گفته همسر اکبر رادی، در حال حاضر دفتر کار این هنرمند به همان شکل سابق در خانه او باقی مانده و ازآنجاکه تابلوی بزرگی از او نصب شده، گویی اکبر رادی پشت میز کار خود مشغول نوشتن است.
حمیده بانو عنقا اعلام کرد که تمام وسایل رادی از جمله وسایل شخصی مانند لباسها، عینک، خودکار، کتابخانه این نمایشنامهنویس در کنار دستنوشتههای او در خانه این نویسنده نگهداری میشوند و با راهاندازی خانه موزه اکبر رادی این وسایل در معرض دید بازدیدکنندگان قرار خواهند گرفت.
حمیده بانو عنقا همچنین امیدوار است بعد از شکلگیری این خانه موزه، جلسات بنیاد رادی در همان مکان برگزار شود چراکه در حال حاضر این جلسات در خانه این هنرمند برپا میشود که محدودیتهایی به همراه دارد.
اکبر رادی زاده ۱۰ مهر ۱۳۱۸ در شهر مه گرفته رشت و یکی از مهمترین ستونهای ادبیات نمایشی ایران است که در کارنامه هنریاش نگارش نمایشنامههایی همچون «روزنه آبی»، «لبخند با شکوه آقای گیل»،«افول»، «پلکان»، «شب روی سنگفرش خیس»، «آهسته با گل سرخ»،«ملودی شهر بارانی»، «منجی در صبح نمناک»، «از پشت شیشهها»، «آمیز قلمدون»، «ارثیه ایرانی»،«باغ شبنمای ما»، «هاملت با سالاد فصل»، «تانگوی تخممرغ داغ» و … را دارد.
او در کنار نگارش بخش مهمی از نمایشنامههای فارسی، یکی از استادان نمایشنامهنویسی ایران بود و شاگردان زیادی را در تئاتر ایران پرورش داد.
رادی ۵ دی ماه سال ۱۳۸۶ بعد از یک دوره بیماری درگذشت و چندی بعد بنیاد این هنرمند به کوشش همسرش و تعدادی از نمایشنامهنویسان راهاندازی شد.
این بنیاد این روزها دومین جشنواره تئاتر اکبر رادی را با دبیری بهزاد صدیقی برگزار میکند.
انتهای پیام



بیژن نامدار زنگنه در گفتوگو با ایسنا، درباره آخرین وضعیت تعیین سهمیه بنزین نوروزی اظهار کرد: هنوز هیچ تصمیمی درباره اختصاص سهمیه بنزین نوروزی برای سفرهای مردم در ایام نوروز گرفته نشده است.
وی همچنین در خصوص صحبت های مطرح شده مبنی بر احتمال تک نرخی شدن بنزین در بودجه ۹۹ و برنامه وزارت نفت و دولت در این خصوص اظهار کرد: در دولت و وزارت نفت هیچ برنامهای برای تک نرخی شدن بنزین وجود ندارد.
به گزارش ایسنا، ۲۷ بهمن ماه علیاصغر مونسان وزیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در پاسخ به پیگیری ایسنا درباره اختصاص سهمیه بنزین سفر برای نوروز ۹۹، گفت: این پیشنهاد به دولت داده شده و سخنگوی دولت درباره آن اطلاعرسانی میکند.
انتهای پیام


حیدرعلی عابدی که طی روزهای گذشته، به همراه تعدادی از منتقدان مرمت گنبد شیخ لطفالله با مسئولان میراث فرهنگی اصفهان دیدار کرده بود، در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: در نشستی که ما داشتیم، اشکالات و ابهاماتی در خصوص تغییر رنگ گنبد شیخ لطفالله پس از مرمت و همچنین مصالح استفادهشده مطرح و بنا شد که این مواد و مصالح برای آزمایشگاه فرستاده شود تا ببینند چه اتفاقی برای گنبد افتاده است.
وی ادامه داد: اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی نیز به این نتیجه رسیده بود که باید مصالح را به آزمایشگاه بفرستد چون بههرحال مرمت دست پیمانکار بوده و میخواهند بدانند که کار را درست انجام داده است یا نه.
نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی گفت: درصورتیکه پیمانکار کار را درست انجام نداده باشد، باید خسارت بدهد و گنبد را از نو درست کند اگرنه هم که مشکلی نیست.
عابدی با اشاره به اینکه مرمت تنها روی دو شانزدهم از گنبد شیخ لطفالله انجامشده و هنوز ۱۴ قسمت آن دستنخورده است، گفت: این آزمایش کمک میکند که اگر اشتباهی هم در قسمت مرمتشده رخداده، در بقیه ترکها تکرار نشود و پیمانکار هم باید جوابگو باشد.
وی تصریح کرد: گنبد شیخ لطفالله از نوادر روزگار است و در آن کاشی و آجر باهم بهکاررفته؛ اعتقاد کارشناسان بر این بود که این ویژگیِ استثنایی، باعث میشده هنگام بارندگی نم به آجرها نفوذ کرده و برای مدتی رنگ آن تیرهتر جلوه کند و با خشک شدن، دوباره تغییر رنگ بدهد و به حال اول بازگردد اما در حال حاضر اگر مصالح استفادهشده، مانع جذب رطوبت باشد، دیگر شاهد چنین صحنهای نخواهیم بود.
عابدی خاطرنشان کرد: مسئولان میراث قول دادند که یک سری از مصالح را برای آزمایشگاه بفرستند و تا بعد از عید صبر کنند و تغییرات رنگ را ببینند، سپس اگر خواستند، بقیه قسمتها را بر اساس مطالعات جدید ادامه بدهند.
نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی یادآور شد: عدهای از کارشناسان میگفتند که باید مرمت بقیه ترکها به شکل موضعی باشد و همان مصالح استفاده شود، مسئولان میراث هم اصرار داشتند که ۹۵ درصد از کاشیها همان کاشیهای قبلی است.
وی افزود: مهم این است که اگر اشکالی هم باشد قابل جبران است و درهرصورت پیمانکار ضامن است که مشکل را اصلاح کند. اداره کل میراث فرهنگی در مسئله مرمت گنبد شیخ لطفالله ذینفع و ضرر نیست و نتیجه آزمایش هر چه باشد این پیمانکار است که باید به میراث پاسخگو باشد.
عابدی با بیان اینکه پیگیری میکند تا کارشناسان منتقد، بازدیدی از گنبد داشته باشند، اظهار کرد: منافع مردم برای ما مهم و جدی است. مسئله گنبد شیخ لطفالله هم یک مسئله جهانی و آبروی کشور است و نمیتوان از آن گذشت.
نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی از برگزاری سمیناری برای بررسی و مشورت دربارۀ مرمت تعدادی از آثار تاریخی اصفهان نیز خبر داد و گفت: قرار است بعد از عیدِ نوروز سال ۱۳۹۹، با حضور گروهی از مرمتگران بهعنوان مشاور، سمیناری برگزار شود و نهفقط مرمت گنبد شیخ لطفالله که مرمتهای انجامشده بر آثار دیگر هم بررسی شود تا به نسخهای کلی برای نظارت بر امر مرمت در همۀ آثار تاریخی برسیم چراکه این آثار میراث فرهنگی بشر هستند و نباید لطمهای به آنها وارد شود.
انتهای پیام


به گزارش ایسنا، علی نجفیتوانا در روزنامه «اعتماد» نوشت: در رابطه با جرایم علیه اموال تاریخی و فرهنگی، قانون مجازات اسلامی در فصل نهم بهطور مشخص برای تخریب اموال تاریخی، فرهنگی، سرقت یا خرید و فروش آنها و همچنین خارج کردن اموال تاریخی از کشور، حفاری و کاوشهای غیرمجاز و حتی کسانی که به صورت تصادفی آثاری را پیدا اما از تحویل آن خودداری میکنند، انتقال مالکیت و تغییر کاربری و حتی تقلب در آثار فرهنگی و تاریخ، مجازاتهای مختلفی را پیشبینی کرده است که از ۱ تا ۳ یا ۱ تا ۵ و ۱ تا ۱۰ سال حبس در نظر گرفته شده که جزو مجازاتهای متوسط و رو به سنگین به شمار میروند.
در کشور ما به عنوان یک کشور باستانی که از تمدن بسیار بالایی برخوردار است، دارای آثار تاریخی و فرهنگی بسیاری است که یا شناخته نشدهاند یا در صورت شناسایی هنور تمامی آنها مورد کاوش قرار نگرفتهاند و در شرایط فعلی که بحث بیکاری، مشکلات اقتصادی از یک طرف و از طرف دیگر آز و طمع اشخاص دست به دست هم دادهاند تا ما را تبدیل به یکی از ممالکی کنند که از قربانیان این جرایم محسوب میشویم در حدی که بخشی از این بزهکاریها به صورت سازمانیافته صورت میگیرند و اقدامات ما تاکنون موثر واقع نشدهاند، توسل صرف به مجازات به گونهای که آن را تنها سازوکار مبارزه با تعرض به آثار فرهنگی و تاریخی تلقی کنیم، یک سادهاندیشی غیرعلمی است، چراکه اصولا در جوامعی که اقدامات مقدماتی و پیشگیرانه از اماکن و اموال و همچنین مراقبتهای دایمی صورت نمیگیرد، نمیتوان تنها با اعمال مجازات (آن هم مجازاتهایی که در قانون ما ضعیف و ناکامل هستند) با این پدیده مبارزه کرد.
در سال ۱۳۹۲ قانونگذار مجازاتهای جایگزین حبس را پیشبینی کرد یعنی در حالی که اقدامات پیشگیرانه را انجام نمیدهیم و مراقبتهای لازم را نمیکنیم و مجازاتهای موجود هم آنگونه که باید نمیتوانند جوابگوی این هجمه از جرایم علیه آثار تاریخی باشند، برای کمکردن جمعیت کیفری و به نوعی خالیکردن زندانها ضوابطی پیشبینی شدند و مقامات قضایی هم با دستورالعمل و بخشنامه قضات را به استفاده حداکثری از مجازاتهای جایگزین حبس راهنمایی میکنند.
اقداماتی مانند وادار کردن بزهکار به ارایه خدمات عمومی رایگان، جزای نقدی و در واقع اعمال برخی تدابیر به عنوان تدابیر مراقبتی با توجه به سن و جنس و شخصیت و سابقه جزایی و غیره پیشبینی شده است و در کنار آنها از تدابیری مانند تعلیق مجازات، تعویق صدور حکم و آزادی مشروط هم میتوانیم استفاده کنیم. اینجا باید به نکتهای اشاره کنم. قانون مجازات اسلامی ما به تاسی از قانون جزایی فرانسه در این خصوص وارد ارفاقات و حمایتها و جایگزینها شده است، در مورد بسیاری از مجرمان خطرناک این وجه را به کار میگیرد و این سبب میشود که آن را بهشت بزهکاران تلقی کنیم. به خصوص در مورد جرایمی که در مورد تاریخ و فرهنگ ما و به صورت سازمانیافته انجام میشوند، این مورد میتواند سبب جفا به مردم و تاریخ ما شود.
مجازاتهای جایگزین حبس معمولا در مورد جرایمی با مجازاتهای سبکتر صورت میگیرند که مثلا ۶ ماه تا دو سال حبس را به دنبال دارند یا در دایره جرایم مالی قرار میگیرند. این دسته از مجازاتها برای مجرمان اتفاقی دو ثمره مثبت دارد: اول اینکه به جای اعمال برچسبزنی به این مجرمان آنها را از عواقبی مانند بیماریهای روحی، خانوادگی، اقتصادی و حتی حیثیتی و تربیتی برای فرزندانشان دور کرده و دوم اینکه از توانمندیهای آنها با توجه به نوع تخصصهایشان استفاده میکنیم. اما کنار این نوع تدابیر وحشت از مجازاتهایی مانند حبس را برای مجرمانی که (بهویژه) به صورت سازمانیافته مشغول قاچاق و خرید و فروش و تخریب آثار تاریخی و فرهنگی هستند، داریم از میان میبریم. این جرایم بعضا به صورت بینالمللی انجام میشوند اما مرتکبان یا به زندان نمیروند یا در نهایت با تامین وثیقه مجازات کامل را نمیگذرانند و جنبه تنبیهی مجازات از میان میرود.
من به عنوان یک آسیبشناس و آشنا به حقوق جزا و جرمشناسی با این نوع حمایتها موافق هستم اما نه در جامعهای که جمعیت کیفری بالایی دارد و اختلالات بالای آن ختم به تصرف اراضی ملی، تخریب محیط زیست و آثار فرهنگی و تاریخی میشود. استفاده از این نوع ارفاقها به جای آثار مثبت، تبعات منفی به بار میآورد.
انتهای پیام

محلهی چینیهای اینچئون در زمان افتتاح بندر اینچئون در سال ۱۸۸۳ تأسیس شد؛ هنگامی که مهاجران چینی در جستوجوی کار راهی این منطقه شدند. با گذشت سالها، این منطقه رونق خود را با توجه به تغییر تجارتهای دریایی از دست داد؛ به طوری که بسیاری از ساکنان آن در فقر زندگی میکردند؛ تا آنکه اخیرا برای جذب گردشگر مجددا توسعه یافت و صیقل داده شد. اکنون نسل دوم و سوم مهاجران چینی در این منطقه، نه با تجارتخانهها، بلکه بیشتر با رستورانهایشان میزبان مسافرانی از کره و دیگر نقطههای جهان هستند.
به گزارش ایسنا، در حالی که طبیعی است اگر فرهنگ سنتی نسل اول بهنوعی از بین رفته باشد، اما این منطقه هنوز هم بسیاری از طعمهای چینی را حفظ کرده است؛ درواقع مانند دیگر محلههای چینیها در دیگر کشورها (Chinatown) درواقع یک لوکیشن شبیهسازیشدهی فرهنگ و سبک زندگی چینی در جایی غیر از چین است.

نادیده گرفتن دروازهی ورودی عظیم محلهی چینیها، که درست روبهروی ایستگاه مترو هم واقع شده است، عملا ناشدنی است. این دوازه درواقع نوعی اعلام هویت منطقه، در پیشانی آن است. در اواخر قرن نوزدهم، شهرکنشینان محلی چینی در این دروازه ایستاده، عبادت میکردند. اما این دروازه یک کارکرد و هدف دیگر نیز داشت؛ کنترل ورود ارواح!
علاوه بر پلههای جالب توجهی که بخشهای مختلف و طبقاتی منطقه را به هم وصل میکنند و نماهای زیبا و در عین حال متفاوت ساختمانهای با کارکرد مختلف که هر کدام راوی یک تاریخچه از منطقههای چین و دیگر نقاط مانند ژاپن نیز هستند، دیوارهای نقاشیشده و کاشیکاری شده با رنگها و نقشهای فریبا، حتا اگر فلسفه و تاریخچهی هر یک از آنها را ندانید، شما را بهسوی خود جذب میکنند.
در این منطقه همچنین مرکز فرهنگی کره و چین برای تسهیل درک متقابل بین کره و چین با ارائه برنامههای آگاهی فرهنگی ساخته شده است. از جملهی این موردها، به نمایشهای متنوع، نمایشگاههای ویژه، سخنرانیهای فرهنگی و نمایش گوشهای از تجربهی فرهنگی چینی میتوان اشاره کرد.
در حال حاضر، از پررنگترین جاذبههای محلهی چینیها در اینچئون، نه بازارها و مغازهها، بلکه رستورانهایی است که با عرضهی غذاهای متنوع چینی، طرفداران بسیاری دارند که خیابانهای این محله را شلوغ و پر رفت و آمد میکنند.
هرچند که این روزها با شیوع ویروس کرونای جدید، خیابانهای محله از رونق همیشگی برخوردار نیستند، مخصوصا که مدام گفته شده است حرکت اولیهی این ویروس جدید، از خوراک و عادات غذایی چینیها بوده است؛ اما ساکنان محله و همینطور مسؤولان کرهای، امیدوارند که هر چه زودتر و با فرا رسیدن فصل بهار، با غلبهی جهانی بر این معضل بینالمللی، لحظههای پررونق به گذرها و رستورانهای محلهی چینیهای اینچئون باز گردد.














انتهای پیام


با شیوع ویروس کرونا به خارج از چین، برخی کشورها و ایرلاینها از پذیرش گردشگران چینی خودداری کردند. ایران نیز به درخواست وزارت بهداشت، پروازهای چین را به حالت تعلیق درآورد و انجمن صنفی آژانسها نیز اجرای تورهای چین را موقتا متوقف کرد. وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی نیز با تعلیق جشن عید بهاره چینی، مواضع خود را همراستا و تابع تصمیمهای وزارت بهداشت تنظیم کرد.
با این حال برقرای پروازهای ترانزیت، راه ورود چینیها به ایران را کم و بیش باز گذاشته و جریان دوقطبی را در جامعه گردشگری به وجود آورده است؛ از سویی برخی فعالان گردشگری انتظار دارند حساسیتهای بیشتری در پذیرش گردشگران چینی، لحاظ و جلوی منفعتطلبیها گرفته شود و از طرفی بعضی فعالان گردشگری بر این عقیدهاند تصمیمهای اتخاذ شده در بحران کرونا، احساسی و غیرکارشناسی بوده است و این ترس در آینده تبعاتی برای کشور خواهد داشت. معاون گردشگری هم چند وقت پیش به گوشهای از اثرات این ترس که به عقیده فعالان بازار گردشگری چین، تبعات آن در آینده پدیدار خواهد شد، اشاره کرد و گفت: به خاطر حساسیتها در بعضی استانها اقامت چینیها با مشکلاتی روبرو شده است.
رامین ذبیحمند ـ راهنمای چینیزبان و عضو هیات مدیره جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی ـ در گفتوگو با ایسنا به برخوردهایی که با گردشگران آسیای شرقی از ترس کرونا میشود نیز اشاره کرد و افزود: هرچند که مسافران چینی، پس از تنشهای سیاسی، به ندرت به ایران سفر میکنند و پروازهای مستقیم بین دو کشور نیز با شیوع ویروس کرونا، تعلیق شده است اما هستند چینیهایی که واسطهای و با پروازهای ترانزیت به ایران سفر میکنند.
او با انتقاد از رفتاری که با برخی از این گردشگران شده است، اظهار کرد: وقتی در صدا و سیما فقط درباره این ویروس هشدار داده میشود و هیچ آموزش و اطلاعرسانی درستی وجود ندارد، اینطور میشود که مردم در مواجهه با هر ملیتی شبیه چینیها، ابراز نگرانی میکنند و یا میترسند، مثل اتفاقی که در اردبیل و اصفهان افتاد و برخی رستورانها و هتلها از پذیرش چینیها خودداری کردند.
این راهنمای چینیزبان ادامه داد: زمانی که اخبار مربوط به ویروس کرونا در ایران تشدید شد، با یک گروه چینی بودم تقریبا رفتار مردم با آنها نامحترمانه بود. گردشگران فیلیپینی و ژاپنی هم از این برخوردها بینصیب نماندند، مردم در مقابل هر ملیتی شبیه به چینیها یک واکنش نشان میدهد. برخی از تاجران ایرانی هم از فرصت استفاده کرده و در شبکههای اجتماعی چینی به تبلیغ کالاهایشان میپردازند، مثلا اینکه زعفران ایرانی خاصیت ضد ویروس کرونا دارد.
او با اعتقاد بر اینکه قطع پرواز بین ایران و چین، تصمیم احساسی، غیرکارشناسی و اشتباهی بود، ادامه داد: ضدعفونی کردن هواپیماها اقدامی است که بسیاری از ایرلاینها انجام میدهند، پس به قطع پروازها نیازی نبود، ایرلاینهای زیادی بودند که پروازهایشان را کامل به چین قطع نکردند، بلکه پروتکلها سازمان بهداشت جهانی را جدیتر اجرا کردند. دولت چین نظارت خوبی دارد و به افرادی که کارت سلامت نداشته باشند به هیچ وجه اجازه خروج نمیدهد.
ذبیحمند همچنین با بیان اینکه رسانه ملی به جای انتشار ترس و ایجاد چنین فضایی میتوانست رفتارهای انساندوستانه را تقویت کند، افزود: به جای قطع کامل رابطه با چین میتوانستیم شهرهای آن را با توجه به سطح انتشار ویروس، زونبندی و برنامه پروازی را بر آن اساس تنظیم کنیم یا اقدامات بشردوستانهای مثل اعزام گروههای امدادی و یا ارسال تعدادی محموله ماسک، انجام دهیم. قطعا جنبه انسانی این اقدامات میتوانست به نفع ایران باشد.
وی اقدامهای دفتر بازاریابی و تبلیغات گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی را برای راهاندازی کمپین دوستی بین مردم ایران و چین، هوشمندانه توصیف کرد و آن را شایسته قدردانی دانست.
عضو جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی در شرایطی که سفر به ایران کم شده است، گفت: صنعت گردشگری فراز و نشیب بسیار دارد، معمولا چندماه از آن پرکار و چندماهی کم کار است. معتقدم فصل کم کاری گردشگری بهترین فرصت برای رفع نقاط ضعف است؛ زمانی که به تقویت زیرساختها و نیروی انسانی، آموزش و تحلیل علمی اتفاقهایی که این مدت رخ داده است، میتوان پرداخت.
ذبیحمند تاکید کرد: مساله ما در حال حاضر فقط گردشگر چینی یا زیرساخت مورد نظر او نیست، باید به رفع نواقص کل بازار گردشگری پرداخت.
انتهای پیام


چیزی که در حال حاضر به نظر یک کارگاه هنری است که به دقت ساخته شده، در واقع بقایای کشتی SS City of Adelaide است که قبل از محاصره توسط درختان مانگرو ۵۰ سال در دریا شناور بوده است. کشتی در خلیج Cockle، جزیره Magnetic قرار دارد.

در سال ۱۸۶۳ کشتی SS City of Adelaide از Glasgow (شهری در اسکاتلند) به عنوان شاتل مسافران بین مقاصدی مانند سیدنی، ملبورن و هونولولو شروع به کار کرد. بعد از نزدیک به سی سال کشتی تعمیر و به یک کشتی بادبانی تبدیل شد. مشکلات از همینجا شروع شد. ابتدا کشتی مسافربری به یک انبار ذخیره زغال سنگ و بار دیگر به یک کشتی باربری تبدیل شد. در سال ۱۹۱۲ کشتی آتش گرفت و برای چندین روز در آتش سوخت تا توانستد آتش را خاموش کنند.

بعد از سه سال کشتی توسط جورج باتلر (George Butler) ساکن جزیره Magnetic خریداری شد، او تصور میکرد میتواند از کشتی به عنوان موج شکن برای یک اسکله در خلیج Picnic استفاده کند. متاسفانه زمانی که کشتی را با یدککش به مقصد میبردند در خلیج Cockle به گل نشست. کشتی SS City of Adelaide تا به امروز در همانجا مانده و با گذشت چند دهه وضعیتش بدتر شده است.

در حقیقت بدشانسیهای کشتی SS City of Adelaide با گذشت زمان بیشتر میشد. در سراسر جنگ جهانی دوم مشخص شد لاشه کشتی خطرناک است زیرا یکی از دکلهای کشتی باعث سقوط یک هواپیمای بمب افکن در حین تمرین شد. سه عضو نیروی هوایی سلطنتی استرالیا و یک عضو نیروی دریایی آمریکا در این سانحه کشته شدند. سپس در دهه ۱۹۷۰ یک تُوفند (تندباد دریایی) در نزدیکی کشتی رخ داد که باعث شد پوسته آهنی کشتی تا حدی فرو بریزد.

این اتفاق به همراه تجزیه طبیعی کشتی، به آرامی آنچه از SS City of Adelaide باقی مانده بود را از بین برد. اکنون لاشه کشتی تبدیل به جنگل در حال رشدی از درختان مانگرو شده است. درختان در شرایط بسیار سخت راهی برای زندگی در کشتی پیدا کردهاند. جالب اینجاست که کشتی SS City of Adelaide در حدود صد سال پیش در اینجا توسط درختان مانگرو محاصره شد اما مانگروها به تازگی شروع به رشد کردهاند.

نویسنده Redditor میگوید: «یادم میآید در حدود ۲۰ سال پیش، درست زمانی که کودک بودم، در هنگام قدم زدن بر لاشه کشتی تنها چند حرا میتوانستی ببینی. اما امروزه بدنه کشتی قطعه قطعه شده و به آرامی تبدیل به جنگل حرا میشود. Redditor همچنین خاطر نشان میکند که کشتی در پارک دریایی استرالیا واقع شده و از حمایت ویژهای برخوردار است. وورد ماهیگیران تجاری و کشتیهای باری به این منطقه ممنوع است و این موارد به مانگرو اجازه میدهد که در صلح و به آرامی به دنیای صنعتی غلبه کند. گردشگران همچنان به دنبال این هستند تا بدانند که از کشتی SS City of Adelaide به عنوان یکی از بیست کشتی که در اطراف جزیره وجود دارد، چه چیزی باقی خواهد میماند.

در سال ۱۹۱۶، SS City of Adelaide در سواحل جزیره Magnetic به گل نشست.

در طول بیست سال گذشته مانگرو در لاشه کشتی ریشه دوانده است.

این تنها یکی از بیست کشتی است که در اطراف جزیره وجود دارد.
منبع: لست سکند
۲۱۲۱