
۲۶۶ ۲۵۶
دامنۀ توجه روز به روز کاهش مییابد. دیگر آنقدر صبر و حوصله نداریم که درست مطالعه کنیم. نسخۀ مکتوبِ چاپشده فناوریای مرده است و آینده روی کتابهای الکترونیک و صفحات وبِ هایپرلینکشده میچرخد. گوشدادن به کتاب صوتی بهاندازۀ خواندن کتاب کاغذی خوب نیست. اینها باورهای رایجی است که حتماً به گوشتان خورده. اما آیا این حرفها درست هم هست؟ لیا پرایس، استاد ادبیات انگلیسی دانشگاه هاروارد، میگوید ما خیلی زود فرض را بر این میگذاریم که عصری به نام عصر طلایی خواندن داشتهایم و از آن تنزل کردهایم. سمیر رحیم از مجلۀ پراسپکت پس از انتشار کتاب جدید پرایس، وقتی دربارۀ کتابها سخن میگوییم از چه سخن میگوییم، دربارۀ این کتاب با او به گفتوگو نشست. این مصاحبه ویرایش شده است تا خلاصهتر و شفافتر بشود.
سمیر رحیم: در اواخر کتاب، از مارشال مکلوهان نقل قول کردهاید که کتابها را جزء عتیقههای خارج از رده ذکر کرده است. یک مدت خیلیها پایان عصر کتاب را اعلام میکردند، درست است؟
لیا پرایس: وقتی مردم از مرگ کتاب حرف میزنند، اغلب دربارۀ دو چیز کاملاً متفاوت سخن میگویند. یکی مرگ نوعی شئیِ خاص است که ظاهر و حس و بوی خودش را دارد. و دیگری مجموعهای از کارکردها و فعالیتهایی است که آن شئی انجام میداده است. شاید بشود آن را همان تفاوت فُرم و کارکرد دانست. برای شخصِ من زندهماندن آن شئی اهمیتی ندارد؛ من به تداوم آن کارکردها و فعالیتهای انسانی اهمیت میدهم.

رحیم: اینجاست که افسانه خوانندۀ آرمانی مطرح میشود، موافقید؟
پرایس: در عصر دیجیتال وقتی میبینیم کسی در تختخواب وول میخورد و کتاب میخواند یا زیر درختی نشسته و کتاب میخواند، فکر میکنیم دارد تفریحی مطالعه میکند و احتمالاً یکی از آثار کلاسیک ادبیات تخیلی را میخواند. اما در بخش عمدۀ تاریخ کتب چاپی، این نوع خواندن مخصوصِ اقلیتی محدود بوده است. اگر از نسل گذشته میپرسیدید چه کتابهایی در خانه دارند، پاسخ رایج کتاب مقدس و کتاب شمارههای تلفن بود. پس عادلانه نیست که نبود کتاب چاپی را عامل پریشانخاطری، بیصبری و سطحینگری جهان دیجیتال بدانیم. ما سناریوی آرمانی خواندن از روی کاغذ را با ارزیابی واقعبینانهتر خواندن دیجیتال مقایسه میکنیم. اگر فکر کنیم که حضور کتابهای چاپی به شکلی معجزهآسا ما را دقیقتر و متمرکزتر میکند، خودمان را گول زدهایم.
رحیم: در رسانههای اجتماعی، افرادی را میبینیم که عکسهای خودشان را در حال مطالعه به اشتراک میگذارند یا عکسهایی از مجموعه کتابهایی تلنبار شده که آن ماه خواندهاند. میشود گفت نمایشِ نوعی هویت کتابخوانی است.
پرایس: اگر نگاهی به آیکون کیندل آمازون بیندازید، تصویر کسی است که در طبیعتی زیبا زیر درختی نشسته و غرق در خواندن کتاب است. اما در طول تاریخ بسیاری از کتابها در قطار و اتوبوس یا در حال انتظار در مطب دکتر خوانده شدهاند. وقتی کتاب چاپی را آرمان میکنیم، در واقع نوعی از خود را میستاییم، نوعی خواننده که آرزو داریم جای او بودیم. درست همانطور که مایلیم شرارتهای خود را گردن ابزارهای دیجیتال بیندازیم و مثلاً میگوییم: «نه اینکه من بیحال و حوصله باشم، تلفن بیحوصلهام میکند». یکی از کارکردهای مطالعۀ تاریخِ خواندن این است که نوستالژی را اصلاح میکند، نوستالژیای که به چند دهه محدود بود. در قرن بیستم، وقتی سطح سواد بالا بود، کتاب ارزان شد. رسانۀ دیگری هم نبود که بر سر وقت و توجه ما با کتاب رقابت کند. مانع ما برای خواندن ادبیاتِ والا
تا میانۀ قرن نوزدهم، نوشتن در کتابها خرابکردنِ آنها محسوب نمیشد. امروز نوشتن در کتاب به همان اندازه زشت است که گذاشتن پا روی میز کتابخانه
هرگز رسانه نبوده است؛ بلکه تقریباً همیشه این مانع زمان است. موضوعْ سایر فعالیتهایی است که برای مطالعه باید کنار بگذاریم.

رحیم: شاید خوانندگان نسلهای قبل هم بهاندازۀ ما محدودیت زمانی داشتهاند یا مثل ما کتابها را ورق میزدهاند. یاد جملهای از ساموئل جانسون افتادم: «شاید کتابی به هیچ دردی نخورد؛ یا تنها یک نکته به درد بخور در آن باشد؛ آیا باید کل کتاب را بخوانیم؟»
پرایس: غالب کتابهای چاپی گذشته آثار برجستهای در ادبیات تخیلی نبودهاند که بنا باشد از اول تا آخر خوانده شوند. دایرهالمعارف و واژهنامه و فهرست بودهاند. پس وقتی برای کتابهای چاپی افسوس میخوریم، در واقع برای نوع خاصی از انفعال و پذیرش افسوس میخوریم، مدلی از خواندن که کتابی را باز میکنید و میگذارید سراسر وجودتان را شستشو دهد. اما بیشک دکتر جانسون خوانندهای بود به شکل عجیبی همهچیزخوان و به شکل عجیبی غیرمحترم که این طرف و آن طرف میپرید و توی کتابها سرک میکشید و آنها را سرسری میخواند و از این کارها خجالت هم نمیکشید. خوانندگان معمولاً زیکزاک حرکت میکنند و مسیر خود را در خواندن کتاب کوتاه میکنند و این کاملاً شبیه زندگی فعلی آنلاین ماست که همواره در حال جستوجو و ولچرخیدن هستیم.
رحیم: وقتی کتابی را در کیندل میخوانیم یکی از چیزهایی که کمی روی اعصاب است، این است که میتوانیم ببینیم دیگران زیر کدام عبارتها خط کشیدهاند.
پرایس: آنچه همیشه به نظرم ناراحتکننده میآید این است که سایر خوانندگان زیر جملاتی خط کشیدهاند که بیش از همه قابل نقلقولکردن است و منطق سریعالوصولی دارد؛ یک چیزی شبیهِ طالعبینی وسط یک داستان. باوجوداین، این کار با خطکشیدن در کتابهای چاپیِ کتابخانهای تفاوت زیادی ندارد، کتابهایی که بیشترین بندهای برگزیده در آنها همان موعظههای دینی و اخلاقی قابل نقل هستند.
رحیم: مطمئنم شما داستان کشفِ نسخهای از نمایشنامههای شکسپیر که متعلق به میلتون بوده را با حاشیهنویسیهای اطرافش میدانید.
پرایس: تا میانۀ قرن نوزدهم، نوشتن در کتابها خرابکردنِ آنها محسوب نمیشد. امروز نوشتن در کتاب به همان اندازه زشت است که گذاشتن پا روی میز کتابخانه. اما در زمان میلتون، نوشتن در کتاب خرابکردن آن نبود بلکه غنا بخشیدن به آن بود. اگر شما بچهمدرسهای بودید و چیزی در کتابتان نمینوشتید، معلوم میشد تنبلی کردهاید و واقعاً درگیر بحث نشدهاید. از حوالی ۱۸۵۰ دیگر این در روی پاشنۀ قبلی نچرخید، یعنی زمانی که کتابخانههای عمومی با بودجۀ حاصل از درآمدهای مالیاتی در بریتانیا و ایالات متحده ساخته شدند. ساده بود، از بچهمدرسهایها خواستند چیزی در کتابها ننویسند. البته این ماجرا ارتباطی هم با این باور پسارمانتیک داشت که خواننده باید گیرنده باشد و نه فعال؛ اینکه کتاب باید ما را متحول کند و نه بالعکس. اما اگر نگاهی به کتابهای چاپی اولیه بیندازید، نوعی تلاش جمعی در کار است و کتاب چاپی مادۀ خامی محسوب میشود که کاربر با استفاده از آن نوع اختصاصی خود را شکل میدهد. این ماجرا حتی میتواند بدین شکل درآید که کتابی حقیقتاً چندپاره شود و صفحات آن از نو بازیابی شوند.

رحیم: با رشد کتابهای صوتی، بحثی بالا گرفته است که آیا گوشدادن به کتاب واقعاً به معنای خواندن آن است؟ باز هم البته وقتی نرخ سواد پایین باشد کاملاً عادی خواهد بود که افراد به جای خواندن کتاب به شنیدن آن روی آورند.
پرایس: همچنین شاید نوعی منزلت اجتماعی محسوب میشده. اگر اشرافزاده بودید، در حالی که داشتید موهای خود را مرتب میکردید، خدمتکاری پشت صندلیتان میایستاد و با صدای بلند برایتان کتاب میخواند؛ این نوعی مصرف حریصانه است. هرچند، میتوانست در قالب گروهی از مردان طبقۀ کارگر نیز در آید که کسی روزنامه را با صدای بلند در جمع برایشان میخوانده. رواج دوبارۀ بلندخوانی را میتوان تا حد زیادی به مشکل استفاده از وقتهای مرده نسبت داد. از اوایل قرن نوزدهم، زمان رفت و آمد روزانه از بهترین زمانهای مطالعه بوده است. عصر طلایی روزنامه در قرن نوزدهم عصر طلایی خطوط ریلی نیز بوده است. میبینید که امروز کتاب صوتی جایگزین روزنامه در قطار شده است.
رحیم: دست کم در بریتانیا،
رواج دوبارۀ بلندخوانی را میتوان تا حد زیادی به مشکل استفاده از وقتهای مرده نسبت داد
بستن کتابخانهها تغییراتی با خود داشته است. برای آن دسته از ما که کتابخانهها را مکانهایی مقدس میدانستیم، خبر وحشتناکی بود. اما با وجود گوگل و کتابهای دست دوم با قیمت یکپنی و دانلود رایگان آثار کلاسیک، بیش از حد احساساتی نشدهایم؟
پرایس: اصلاً فکر نمیکنم احساساتی شده باشیم. کتابهای گوگل تا حد زیادی، حاصل زحمات کتابدارانی هستند که آن کتابها را فهرست کردهاند و فراداده را فراهم کردهاند. نکتۀ دیگر این است که کتابخانه یکی از معدود فضاهای شهری است که افراد از طبقات اجتماعی و زمینههای فرهنگی مختلف میتوانند در کنار هم قرار بگیرند و همه فعالیت مشترکی به نام مطالعه را انجام دهند. این امر تقابلهای بسیاری را برانگیخته است. پس از تأسیس کتابخانهها در میانۀ قرن نوزدهم، باور عمومی بر این بود که این کتابخانهها سبب گسترش بیماری میشوند: همان کتابی که در دست فردی بیمار و کثیف از طبقه کارگر بوده در دستان فردی از طبقه متوسط قرار میگرفت که از نظرات داخل کتاب متأثر نمیشود بلکه از شرایط فیزیکی کتاب تأثیر میپذیرد. همین شد که کتابخانهها به فکر ضدعفونی کردن کتابها افتادند؛ ابتدا هم با اتاق گاز. (در اولین سالهای بحران ایدز در ایالات متحده نیز چنین نگرانیهایی مطرح بودند). این بحث تا امروز هم کشیده شده است؛ یکی از کارهای مهم نمادین کتابدارها در کشورهای مختلف اروپایی این بوده است که تأکید کنند کتابخانهها به روی همۀ کاربران، فارغ از مدارک شهروندی و اقامت، باز هستند. کتابخانهها فضاهای برابر مهمی هستند. جایی که بچهها تکالیفشان را انجام میدهند، افراد به دنبال توصیهای برای گرفتن تخفیف مالیاتی میگردند یا به دنبال یک سرویس بهداشتیاند یا از باران فرار میکنند و در آن پناه میگیرند.
رحیم: علیرغم همۀ بحثها دربارۀ انقلاب کتابهای الکترونیک، به نظر میرسد دست کم در رمان نسخۀ چاپی همچنان محصول درجۀ اول باقی میماند و کتاب الکترونیک نسخۀ فرعی آنها خواهد بود. به نظرتان با وجود رسانههایی که تواناییهای مختلفی را در خود دارند، جای بیشتری برای خلاقیت و تغییر چگونگی عملکرد نثر وجود ندارد؟
پرایس: در اولین روزهای متن الکترونیک، بر سر هایپرلینک هیاهوی بسیاری شد. اینطور تصور میشد که با وجود رسانههای جدید، یک خط روایی ساده به خطوط روایی چندگانه تبدیل میشود. تقریباً هرگز چنین اتفاقی نیفتاد. این مثالی است که نشان میدهد پیشبینی کاربرد مجموعۀ مشخصی از احتمالات فنی بسیار دشوار است. البته، کتاب صوتی کمتر از کتاب چاپی این سو و آن سو میرود. تجربهای منفعلانهتر است. به نظرم دیوانهکننده است که آدم نتواند چیزی را پیدا کند، نتواند ارجاع دهد، نتواند به عقب بازگردد. حاشیه نوشتن هم بسیار دشوار است. بدین معنا، میتوان گفت خوانندگان قالبی کمتر تجربی و با محدودۀ تنگتر را برگزیدهاند.
منبع: ترجمان علوم انسانی – گفتوگوی سمیر رحیم با لیا پرایس، پراسپکت
۲۱۲۱
به گزارش روابط عمومی ایرانسل، شبکه NB-IoT یا شبکه کم پهنای اینترنت اشیا، بستری است که اطلاعات دریافتی از حسگرهای حوزه اینترنت اشیا را به سیستمهای تحلیل داده منتقل میکند و ایرانسل، برای نخستین بار جامعترین نسخه از این شبکه کاربردی، برای دستیابی به شهر هوشمند را در سومین همایش و نمایشگاه «تهران هوشمند» ارائه کرده است.
ایرانسل با ارائه زیرساختهای لازم، در این نمایشگاه سعی دارد دانشجویان و کسب و کارهای نوپا و صنایعی که میتوانند از شبکه NB-IoT بهره بگیرند را، شناسایی کرده و برای همکاری با آنها گامهای مؤثری بردارد.

دکتر بیژن عباسی آرند، مدیر عامل ایرانسل، فردا، سه شنبه ۱۹ آذرماه از ساعت ۱۱، در نشستی تخصصی در سالن سعدی برج میلاد، با موضوع «نقش اینترنت اشیا در شهر هوشمند»، ضمن بحث درباره جدیدترین فناوریهای اینترنت اشیا در حوزه شهر هوشمند، اقدامات ایرانسل در زمینه هوشمندسازی شهرها را تشریح میکند.
در شهرهای هوشمند، از دادهها و فناوریهای موجود برای ارتقای کارآیی، توسعه اقتصادی و بهبودی کیفیت زندگی شهروندان استفاده میشود که با توسعه یافتن تکنولوژیهای شهر هوشمند، موارد استفاده بیشتری از IoT نیز ایجاد خواهد شد. از جمله خدمات هوشمند شهری که توسط ایرانسل، تا امروز ارائه شده است میتوان به «پارکینگ هوشمند»، «روشنایی هوشمند معابر»، «دوچرخه اشتراکی»، «کنتور خوانی هوشمند»، «مدیریت هوشمند ناوگان» و «نظارت بر تجهیزات و داراییها» اشاره کرد.
دانشجویان و صاحبان کسب و کارهای مرتبط میتوانند با حضور در غرفه ایرانسل، واقع در طبقه همکف مرکز همایشهای برج میلاد، با ارائه اطلاعات خود، هماهنگیهای لازم برای گفت و گوهای بعدی با ایرانسل را انجام دهند. همچنین علاقه مندانی که امکان حضور در این نمایشگاه را پیدا نمیکنند نیز میتوانند با مراجعه به بخش کسب و کارهای سازمانی در وبسایت ایرانسل، به نشانی business.irancell.ir برای ثبت اطلاعات خود، اقدام کنند.
سومین همایش و نمایشگاه «تهران هوشمند»، امروز و فردا، ۱۸ و ۱۹ آذرماه در برج میلاد تهران با حضور ایرانسل برگزار میشود.
۲۱۲۱

مجری پروژه جویشگرهای بومی
درباره نقاط قوت و ضعف موتور جستوجوگرهای بومی نیز گفت:نقطه قوت آنها در این است که ما به یک فناوری در کشور دست یافتیم که با دقت قابل قبولی کار میکند و توسعهپذیر است و حتی با افزایش سرور امکان خدمات دهی به میلیونها کاربر وجود دارد اما مهمترین نقطه ضعف آن همانطور که گفتم هنوز از سوی مردم مورد پذیرش قرار نگرفته.یعنی مردم آنها را جایگزین جویشگرهای غیربومی نکردهاند و این یعنی ضعف در بازاریابی و برندینگ.
یاری با بیان اینکه از آنجایی که سیاستهای قبلی حاکمیت و دولت در زمینه جویشگرهای بومی نتیجه مثبتی در بر نداشته و آنها باید سیاستهای خود را در زمینه موتورهای جستوجوی ملی تغییر دهند، گفت: به عبارتی دولت نباید تنها حمایت مالی کند چون تنها فراهم کردن یک رأس مثلث جوابگو نخواهد بود و باید به رگولاتوری و محتوایی هم نیز توجه شود. در زمینه محتوایی نیز باید در صندوقچه اطلاعات سازمانها به روی موتور جستوجوی ملی باز شود. اطلاعاتی که حتی گوگل نیز آنها را در اختیار ندارد.
مقایسه پراید با بنز
محمـــدجواد مطهــری شریـــــف کارشناس فناوری اطلاعات معتقد است آنچه در زمینه موتورهای جستوجوی ملی اتفاق افتاده این است که متأسفانه ما تکنولوژی به بلوغ رسیده را وارد کشور کردیم و بعد بهدنبال بومیسازی آن رفتیم و حال محصول بومی خود را با یک محصول خارجی که ۲۰ سال زمان برده و برای آن میلیاردها دلار هزینه شده تا به بلوغ رسیده، مقایسه میکنیم.
مطهری شریف به «ایران» گفت: مقایسه دو محصول به بلوغ رسیده و ابتدای راه شدنی نیست. گویی ما در حال مقایسه محصولی بهنام پراید با بنز هستیم. گوگل که از ابتدا گوگل کنونی نبوده و از یک سوله با هزینهای میلیارد دلاری به اینجا رسیده است. اگر ما موتور جستوجوی ملی را با خودش و با میزان پولی که برای آن هزینه، تبلیغ و استفادهای که از آن شده یا با میزان فناوری که برای آن بهکار رفته، مقایسه کنیم دیگر کلمه ناموفق را برای آن بهکار نمیبریم.
وی افزود: یک فرد دانش بنیانی موتور جستوجویی بهنام پارسیجو را طراحی و راهاندازی کرده این در حالی است که تا پیش از قطعی اینترنت جهانی مردم نام این موتور جستوجوی ایرانی را نشنیده بودند چون برای دیده شدن و معرفی آن هیچ اقدامی مؤثری نشده بود.
این کارشناس فناوری اطلاعات با اشاره به اینکه اگر موتورجستوجویی مانند «یاندکس» روسیه موفق بوده به این دلیل است که حاکمیت به تمام معنا از آن حمایت کرده، گفت: پروژههای ملی مانند ایمیل، موتور جستوجو، پیام رسانها و… که جزو نرمافزارهای پایه هستند با ۵ میلیارد تومان هزینه بهجایی نمیرسند و باید آنها را به تیمهای دانشگاهی دانش بنیان واقعی سپرد و از آن پشتیبانی کرد و سپس ابتدا بهصورت محدود پشتیبانی و آزمایش کرد.
وی افزود: برای رشد آن هم باید از مدارس شروع کرد. باید ۱۴میلیون دانشآموز خود را مجبور کنیم تا اطلاعات خود را از موتورجستوجویهای داخلی پیدا کنند. باید نسل جدید را با موتورهای جستوجوی ملی آشنا کنیم. یا چون کارمندان ادارهها کار تحقیقاتی انجام نمیدهند میتوان آنها را ملزم کرد تا از موتور جستوجوهای داخلی برای جستوجوی مطالب فارسی استفاده کنند. از سوی دیگر باید برای جویشگرهای بومی کسب و کار تولید شود و یکی از آنها این است که دولت از این موتورهای جستوجو، داده بخرد. مثلاً اگر دانشآموزان در جستوجوگر داخلی سرچ کنند مشخص میشود که دانشآموزان ما بهدنبال چه نوع دادههایی هستند و میتوان آن دادهها را خرید و برای متون درسی، پرورشی و برنامهریزی استفاده کرد.
ورود حاکمیت
«در زمان قطعی اینترنت جهانی بزرگترین مشکلی که کاربران با آن مواجه شدند و کسب و کارها نیز خسارت دیدند، نبود موتور جستوجوی ملی قوی بود.»
مصطفی مؤمنی استاد دانشگاه با بیان مطلب فوق به «ایران» گفت: موتورهای جستوجوی ملی را برای چنین روزهایی آماده نکرده بودند. بههمین دلیل با افزایش ناگهانی کاربران نتوانست به نیاز آنها پاسخ دهد، به طوری که یکی از این موتورهای جستوجوی ملی همان ابتدای کار با هجوم کاربران از کار افتاد و دیگری هم نتوانست به خوبی پاسخگوی خیل عظیم کاربران باشد.
مؤمنی با اشاره به اینکه مردم آدرس هیچ سایتی را یادداشت نمیکنند و همیشه برای پیدا کردن آن به موتور جستوجو مراجعه میکنند، افزود: کاربران در مدت ۱۰ روز قطعی اینترنت نتوانستند از طریق موتورجستوجوهای ملی به آدرسها دست یابند و بههمین دلیل کسب و کارهایی هم که در داخل میزبانی میشدند، مشتری نداشتند.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: اگر کشوری مانند چین با قطعی اینترنت جهانی دچار آسیب نشده و کسب و کارهای آنها دچار ضرر و زیان نمیشوند به این دلیل است که حاکمیت آنها در زمینه موتور جستوجوی ملی بموقع ورود کرده و توانسته موتورهای جستوجوی خود را راهاندازی و به قدری ارتقا دهد که جوابگوی نیاز کاربران خود باشد. موتورهای جستوجوی ملی هنوز نتوانستند پیشرفتی حاصل کرده و در زمینه ارائه خدمات به کاربران موفق عمل کنند.
وی افزود: علت اینکه جویشگرهای ملی نتوانستند پاسخگوی نیاز کاربران در شرایط حساس باشند به این دلیل است که مجموعه بخش خصوصی در حقیقت پتانسیل لازم را برای ارائه موتور جستوجوی ملی با آن گستردگی بالا را ندارد. باید حتماً در این زمینه حاکمیت (شورای عالی فضای مجازی) و دولت (وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات) ورود کرده و خود یک موتور جستوجوی ملی ایجاد کنند. زیرساخت لازم را سازمان فناوری اطلاعات دارد و میتواند از متخصصان خود استفاده کند و در عرض یک سال موتور جستوجوی خوبی را روانه بازار کرده و آن را به مردم معرفی کند که اگر خدای نکرده دوباره با قطع اینترنت بهدلیل مشکلات داخلی یا از سوی دشمنان خارجی روبهرو شدیم کسب و کارهای داخلی و کاربران دچار مشکل نشوند.
۲۳۳۰۲


آدام گرنت، روانشناس سازمانی در دانشگاه پنسیلوانیا است و کتابی در مورد کاستیها و معایب آزمون مایرز-بریگز به رشته تحریر در آورده است. او میگوید «هیچ مدرکی پشت این آزمون نیست، ویژگیهایی که توسط آزمون سنجیده میشوند قدرت پیش بینی ندارند که مشخص کنند فرد در یک موقعیت چقدر خوشحال خواهد بود، در شغلش چه عملکردی خواهد داشت، یا در ازدواج چقدر موفق خواهد شد.»
ارزیابیها نشان میدهند که آزمون در پیشبینی میزان موفقیت اشخاص در شغلهای گوناگون کاملا ناکارآمد است.
این آزمون مدعیست که میتواند بر اساس ۹۳ پرسش تمام افراد جهان را در ۱۶ «تیپ» شخصیتی جداگانه دستهبندی کند و با این کار «چارچوبی قدرتمند برای ساخت روابط بهتر، ایجاد تغییرات مثبت، مهارت نوآوری و ابتکار، و دست یابی به برتری» ایجاد میکند. اکثر افرادی که این آزمون را قبول دارند، از این آزمون به عنوان ابزاری برای تشخیص گزینش شغل مناسب استفاده میکنند.
اما این آزمون در دهه ۱۹۴۰ و بر اساس نظریههای اثبات نشده کارل یونگ تدوین شده است و امروزه جامعه روانشناسی اهمیتی برای آن قائل نیست. حتی یونگ هشدار داده بود که این «تیپ» های شخصیتی تنها تمایلات/گرایشات نسنجیده و محاسبه نشدهای هستند که وی در افراد مشاهده کرده، نه اینکه دسته بندیهای دقیق و مشخصی باشند. ارزیابیهای متعددی نشان داده اند که این آزمون در پیشبینی موفقیت افراد در مشاغل گوناگون ناکارآمد است، و تقریبا نیمی از افرادی که برای بار دوم آزمون را انجام میدهند هر بار به نتایج متفاوتی میرسند.
با این حال حتما تا به حال افرادی به شما گفته اند که تیپ شخصیتی شان “ENFJ” (برونگرا، درک شهودی، درک حسی، قضاوت) یا “INTP ” (درونگرا، درک شهودی، فکری، ملاحظه کننده) یا یکی دیگر از ۱۶ تیپ شخصیتی هستند که از مطالعات یونگ گرفته شده است و شاید حتی در موقعیتهای شغلی خودتان در این آزمون شرکت کرده باشید. در ادامه توضیح میدهیم چرا این برچسبها بیمعنا هستند و چرا هیچ سازمانی در قرن بیست و یکم نباید در هیچ موردی بر نتایج این آزمون تکیه کند.
در سال ۱۹۲۱ یونگ کتاب انواع روانشناختی را منتشر کرد. در این کتاب یونگ چند نظریه جالب اما تایید نشده ارائه کرد در مورد اینکه عملکرد مغز انسان چگونه است.
در کنار موارد دیگر یونگ شرح میدهد که میتوان انسانها را در دو تیپ عمده جای داد: ملاحظه کننده و قضاوت کننده. گروه ملاحظه کننده را میتوان به افرادی تقسیم کرد که حسی/حس گرا هستند و افراد دیگری که درک شهودی (شمی) را ترجیح میدهند. گروه قضاوت کننده نیز به افراد فکری و احساسی تقسیم میشود. بدین ترتیب روی هم چهار تیپ شخصیتی ایجاد میگردد. تمام این چهار تیپ شخصیتی را میتوان بر اساس طرز برخورد به درونگرا و برونگرا تقسیم کرد. البته این دسته بندیها تقریبی بودند؛ یونگ مینویسد: «هر فردی استثنایی در این قاعده است».
این دسته بندیهای تقریبی حتی بر مبنای آزمایشات و تجربیات یا دادههای کنترل شده نبودند. گرانت، روانشناس دانشگاه پنسیلوانیا میگوید زمانی که یونگ این کتاب را نوشت روانشناسی هنوز دانشی تجربی نبود. یونگ این دستهبندیها را بر اساس تجربیات شخصی خودش ایجاد کرد. اما یونگ تاثیر چشمگیری در آغاز حوزه روانشناسی داشت، و به ویژه ایده «تیپ» رایج شد.
هیچکدام از این دسته بندیها بر مبنای آزمایشات و تجربیات یا دادههای کنترل شده نبودند، فقط جنبه نظری داشتند.
بعدها کاترین بریگز و دخترش ایزابل بریگز مایرز با اقتباس از اصول و قواعد کلی یونگ، آزمونی طراحی کردند. این دو خانم آمریکایی هیچگونه پیشینه تحصیل رسمی در حوزه روانشناسی نداشتند. بریگز برای آنکه تکنیکهای آزمون سازی و ارزیابیهای آماری را بیاموزد با ادوارد های همکاری کرد. ادوارد های مدیر منابع انسانی در یکی از بانکهای فیلادلفیا بود.
آنها در سال ۱۹۴۲ «آزمون تیپ شخصیتی» شان را آزمودند. در این آزمون انواع شخصیتی یونگ کپی سازی شد اما واژگان کمی تغییر کرد و به گونه ای بازسازی شد تا افراد بر اساس پاسخهایی که به مجموعه پرسشهای دو گزینهای میدادند در یکی یا دو تا از چهار دسته بندی قرار بگیرند.
اگر دو (تعداد احتمالات در هر دسته) را به توان چهار (تعداد دستهها) برسانیم به عدد ۱۶ میرسیم: تیپهای شخصیتی متفاوتی که ظاهرا تمام مردم جهان در این ۱۶ دسته جای میگیرند. مایرز و بریگرز برای هر یک از این تیپها عنوانی برگزیدند، برای مثال مجری، حامی، دانشمند و ایده آل گرا.
در طی سالها بر محبوبیت این آزمون افزوده شد، به ویژه از سال ۱۹۷۵ که توسط شرکت سی پی پی به کار گرفته شد، اما در طی این سالها تغییر چندانی نکرده است. هنوز هم در این آزمون یک تیپ شخصیتی چهار حرفی به شما داده میشود که بیانگر نتیجه ایست که شما از هر چهار دسته بندی گرفته اید.
در مورد اکثر خصوصیات رفتاری، انسانها روی نقاط مختلفی در امتداد یک طیف قرار میگیرند. اگر از افراد بپرسید ترجیح میدهند فکر کنند یا احساسی عمل کنند، یا ترجیح میدهند قضاوت کنند یا درک کنند، اکثر افراد میگویند اندکی از هر مورد. یونگ خودش هم این قضیه را تصدیق میکند، وی اشاره میکند که تفکر دوگانه (باینری) شیوه سودمندی برای مطالعه در مورد انسانها بوده است اما مینویسد «هیچ انسانی درونگرای مطلق یا برونگرای مطلق نیست. چنین فردی جایش در آسایشگاه روانی خواهد بود.»
اما این آزمون اساسا بر این مبنا ساخته شده است که تمام انسانها یا درونگرا هستند یا برونگرا. این آزمون با ارائه پرسشهایی نظیر «آیا با دیگران همدردی میکنید» دست به نتیجه گیری میزند و تنها پاسخهای قطعی و صریحی که در اختیار فرد شرکت کننده میگذارد «بله» یا «خیر» است.
علاوه بر این، دلایل تجربی قابل قبولی پشت این گزینههای دوگانه وجود ندارد، گزینههایی که به نظر نمیرسد بتوانند واقعیتی که ما میشناسیم را توصیف کنند. در واقع این گزینهها از نظریههای اثبات نشدهی متفکری در اوایل قرن بیستم گرفته شده اند که به مفاهیمی همچون ادراک فراحسی و ناخودآگاه جمعی باور داشته است.
اما دادههای حقیقی به روانشناسان میگویند که این خصوصیات رفتاری از توزیع دو نمایی (دووجهی) بر خوردار نیستند. برای مثال بررسی تعاملات یک گروه از افراد با دیگر اشخاص نشان میدهد درست همانطور که یونگ اشاره کرده بود هیچ فردی درونگرای مطلق یا برونگرای مطلق نیست، بلکه اکثریت افراد در میانه این طیف جای میگیرند.
تمامی دسته بندیهای آزمون مایرز-بریگز از چنین نواقصی رنج میبرند و روانشناسان میگویند این دسته بندیها شیوهی سودمندی برای تشخیص تیپهای شخصیتی متفاوت نیستند. گرانت میگوید «به ندرت پیش میآید که دانشمندان اجتماعی معاصر به مطالعه اموری این چنین بپردازند که آیا برای مثال فرد هنگام تصمیم گیری، عقلانی تصمیم میگیرد یا بر اساس احساسات، زیرا همه ما از هر دو مورد استفاده میکنیم. تمام این دسته بندیها، دوگانگیهایی ایجاد میکنند؛ در حالی که ویژگیهای شخصیتی که در دو سر این طیف قرار گرفته اند یا کاملا از یکدیگر مستقل هستند یا با یکدیگر مرتبط هستند. حتی دادههای خود آزمون مایرز-بریگز نشان میدهند که در هرکدام از دسته بندیها اغلب افراد در میانه طیف قرار دارند اما در نهایت در یکی از دسته بندیها جای داده میشوند.
به همین خاطر است برخی از روانشناسان به جای ویژگیهای شخصیتی دیگر در مورد حالات شخصیتی صحبت میکنند و به همین خاطر است که به ندرت میتوان روانشناسی حقیقی در هر کجای دنیا پیدا کرد که برای بیمارانش از آزمون مایرز-بریگز استفاده کند.
این گزینههای محدود مشکل دیگری هم دارند: متوجه میشوید که کلماتی همچون «خودخواه»، «تنبل» یا «بدجنس» هیچ کجای این طیف دیده نمیشود. فرقی نمیکند در کدامیک از دسته بندیها قرار میگیرید به هر حال آزمون توصیف تملق آمیزی از شما ارایه میکند: «متفکر»، «عملگرا» یا «پرورش دهنده».
گویا این آزمون طراحی نشده تا افراد به درستی دسته بندی کند، بلکه به نحوی طراحی شده تا فرد پس از این آزمون احساس خوشحالی کند. از جمله دلایلی که این آزمون با وجود اینکه مورد تایید روانشناسان قرار نگرفته سالهای متمادی در میان سازمانها پابرجا مانده همین است.
از جنبه نظری، اگر آزمون مایرز-بریگز به درستی مشخص کند که افراد شرکت کننده در آزمون به کدام سر طیف در هر دسته بندی نزدیکتر هستند باز هم آزمون ارزشمندی بود.
اما مساله این است که آزمون آشکارا از تناقض رنج میبرد. تحقیقات نشان داده است ۵۰ درصد از افرادی که برای بار دوم در آزمون شرکت کرده اند، حتی فقط پنج هفته بعد از بار نخست، نتایج متفاوتی گرفته اند.
علت آن است که ویژگیهایی که آزمون قصد سنجش آنها را دارد ویژگیهایی نیستند که پیوسته در میان افراد متفاوت باشند. اغلب ما در طول زمان حالتهای متفاوتی را نسبت به این ویژگیها تجربه میکنیم، برای مثال بسته به حالت روحی که در زمان آزمون داریم ممکن است فکر کنیم که با دیگران همدردی میکنیم یا نمیکنیم. اما این آزمون تنها بر اساس پاسخهایی که به چند پرسش دو گزینه ای داده ایم به ما میگوید آیا «تفکری» هستیم یا «احساسی» بدون اینکه هیچ فضایی میان این دو سر طیف قایل شود.
عامل دیگری که نشان میدهد آزمون مایرز-بریگز نادرست است این است که تحلیلهای متعدد گوناگونی نشان داده اند این آزمون در پیش بینی موفقیت افراد در شغلهای گوناگون کارایی خاصی ندارند.
حال اگر این آزمون چنین نتایج نادرستی را به افراد میدهد چرا هنوز افرادی بسیاری در این آزمون شرکت میکنند؟ یک دلیل توصیفات تملق آمیز و مبهمی است که در تیپهای شخصیتی ارائه شده و تیپها همپوشانی بالایی دارند، به نحوی که افراد بسیاری میتوانند در چندین تیپ جای بگیرند.
این شیوه اثر فورر نامیده میشود و همان تکنیکی است که از زمانهای دور مورد استفاده طالع بینان، فالگیران و دیگر افرادی قرار میگرفت که با دانش کاذب خود مردم را قانع میکردند اطلاعات صحیح و دقیقی در مورد افراد دارند.
همه این دلایل باعث شده تا روانشناسان، افرادی که بر درک و ارزیابی رفتارهای انسانی تاکید دارند، آزمون مایرز-بریگز را در پژوهشهای معاصر به طور کامل رد کنند.
اگر در هر کدام از مجلات (جورنال) برجسته روانشناسی در مورد آزمونهای شخصیتی جستجو کنید چندین سیستم متفاوت پیدا خواهید کرد که دههها پس از معرفی آزمون تدوین شده اند، اما از خود آزمون مایرز-بریگز خبری نیست. به جر چند ارزیابی که نتیجه گرفته اند آزمون مایرز-بریگز دارای نقص و کاستی است، هیچکدام از مجلات برجسته روانشناسی پژوهشی در مورد این آزمون چاپ نکرده اند، در حالی که اکثر این مجلات، از قبیل مجله تیپهای روانشناسی مخصوص پژوهشهایی از این دست راه اندازی شده اند.
شرکت سی پی پی، که این آزمون را منتشر میکند، سه روانشناس برجسته در هیات مدیره خود دارد، اما هیچکدام از آنها در تحقیقات خود از این آزمون بهره ای نگرفته اند. کارل تورسن از روانشناسان دانشگاه استنفورد و عضو هیات مدیره شرکت سی پی پی این مساله را تصدیق میکند و در مصاحبه ای با واشنگتن پست در سال ۲۰۱۲ میگوید «همکاران دانشگاهی من استفاده از این آزمون را زیر سوال خواهند برد».
بر خلاف جنبه درونگرا-برونگرا در آزمون مایرز-بریگز، آزمونهای جدیدتر که برمبنای دادههای مشاهده ای/تجربی ارایه شده اند بر دستهبندیهای کاملا متفاوتی تاکید دارند. مدل پنج عاملی شخصیت به ارزیابی گشودگی (نسبت به پذیرش تجربه)، وظیفه شناسی، برون گرایی، تطابق پذیری و روان رنجوری میپردازد، عواملی که طبق دادههای حقیقی جمع آوری شده واقعا میان افراد تفاوت بسیاری دارند و شواهدی موجود است که این طرح در تعیین توانایی افراد قدرت پیشگویی دارد و میتواند موفقیت آنان را در شغلهای متعدد و دیگر موقعیتها تخمین بزند.
تنها چیزی که کم دارد دستگاهی اداری برای بازاریابی است، همان چیزی که آزمون مایرز-بریگز برخوردار است.
آزمون مایرز-بریگز تنها یک فایده دارد: سرگرمی. هیچ اشکالی ندارد برای سرگرمی و تفریح آزمون را انجام بدهید، شبیه تستهای سایت بازفید (BuzzFeed).
اما مساله در تبلیغاتی است که شرکت سی پی پی از آزمون میکند «معتبر و قابل اعتماد، با پشتوانه پژوهشهای جهانی در حال پیشرفت». این شرکت سالانه در حدود ۲۰ میلیون دلار از طریق آزمون مایرز-بریگز به عنوان مهم ترین محصول شرکت، درآمد کسب میکند. در میان موارد دیگر، این شرکت از هر شخصی که بخواهد در آزمون شرکت کند بین ۱۵ تا ۴۰ دلار، و از هرکسی که بخواهد عامل برگزار کننده معتبر این آزمون شود ۱۷۰۰ دلار هزینه دریافت میکند.
چرا باید کسی اینقدر پول بدهد تا در آزمونی ناقص و معیوب شرکت کند؟ وقتی شما از عنوانی نظیر مشاور شغلی برخوردار هستید میتوانید خدمات خود را به کسانی که به دنبال شغل هستند و نیز هزاران شرکت بزرگ بفروشید، شرکتهایی نظیر مک کنزی یا جنرال موتورز و ۸۹ شرکت گزارش شده دیگر از ۱۰۰ شرکت پرفروش آمریکا. این شرکتها از آزمون استفاده میکنند تا کارمندان و نیروهای تازه استخدام شده را در «تیپهای شخصیتی» دسته بندی کنند و برنامههای آموزشی مناسب و مسئولیتهای درخور به آنان اختصاص دهند. زمانی که افراد، عامل برگزار کننده معتبر این آزمون میشوند، به حامیان و مشوقان این آزمون بدل میشوند که استفاده مداوم از این ابزار منسوخ شده را تضمین میکنند.
اگر شرکتهای خصوصی میخواهند با آزمون مایرز-بریگز پولشان را دور بریزند، اختیار با خودشان است. اما در حدود ۲۰۰ اداره دولتی نیز برای این آزمون هزینه میکنند، از جمله وزارت امور خارجه و سازمان سی آی ای (CIA). به ویژه ارتش روی آزمون مایرز-بریگز تاکید بسیار دارد، و یک چهارم از کارکنان سازمان حفاظت محیط زیست در این آزمون شرکت کرده اند.
هزاران روانشناس حرفه ای آزمون مایرز-بریگز را که قدمت آن به قرن رسیده مورد ارزیابی قرار داده اند و دریافته اند که این آزمون نادرست و بی حساب و کتاب است و سیستمهای بهتری برای تحلیل شخصیت تدوین کرده اند. بیایید دیگر از این آزمون منسوخ شده استفاده نکنیم، آزمونی که ارزش و اعتبار علمی آن به اندازه گفتههای طالع بینان است، و از این پس از آزمونهای دیگری استفاده کنیم.
نویسندگان جوزف استرومبرگ و استل کاسول، Vox.com
منبع: باشگاه اندیشه
نزدیک به سه ماه از عرضه آخرین نسخه سیستم عامل اندروید، با نام Android 10 میگذرد؛ با این حال تاکنون تعداد محدودی از گوشیهای هوشمند به اندروید ۱۰ آپدیت شدهاند. بعضی از شرکتهای سازنده مانندوان پلاس، نوکیا وشیائومی آپدیت اندروید ۱۰ را برای برخی از گوشیهای خود ارائه کردهاند؛ اما تا زمانی که سازندگان بزرگی مثل هوآوی انتشار آن را آغاز نکنند، رشد قابل توجهی برایاین نسخه از اندروید رقم نخواهد خورد.

شرکت سامسونگ، تاکنون عرضه بهروزرسانی پایدار و نهایی One UI 2.0 را همراه آپدیت اندروید ۱۰ شروع نکرده، اما هوآوی که در تست اولیه نسخه بتا اندروید Q شرکت کرده بود، به تازگی انتشار آپدیت اندروید ۱۰ و رابط کاربری EMUI 10 را آغاز کرده است.

آپدیت جهانی EMUI 10 از اواسط ماه گذشته میلادی آغاز شده و مدلهای Huawei P30/P30 Pro و Huawei Mate 20 Proمیتوانند این این آپدیت را دریافت کنند. مانند آپدیتهایمهم نرم افزاری دیگر، بهروزرسانی اولیه EMUI 10 را برای دستگاههای محدودی امکان پذیر است.

کاربران مدلهای Huawei P30, P30 Pro, Mate 20, Mate 20 Pro, Mate 20 X, Mate 20 RS Porsche Design و Nova 5Tبرای دریافت آپدیت آخر که شامل اندروید ۱۰ و رابط کاربری EMUI 10است، نیازمند استفاده از آخرین نسخه از برنامه HiCare هستند. میتواننددر این برنامه با مراجعه به بخش بهروزرسانی و گزینه بررسی آخرین آپدیت را انتخاب کنند.

با فعالسازی شارژ خودکار کیف پول آپ میتوانید به جای آنکه همیشه کیف پولتان را شارژ کنید این وظیفه را به اپلیکیشن آسانپرداخت بسپارید. کافی است یکی از حسابهای بانکی خود را به این کیف پول متصل کنید. برای ثابت نگه داشتن موجودی این کیف پول میتوانید طی قراردادی (با مشخص کردن بازه زمانی) اجازه برداشت از حساب بانکیتان را (با سقف مشخص) صادر کنید.
با فعالسازی سرویس شارژ خودکار کیف پول، پس از درخواست خودرو از اپلیکیشن اسنپ میتوانید تنها با انتخاب پرداخت از کیف پول، بدون نیاز به وارد کردن رمز دوم و مشخصات کارت بانکی هزینهی سفر خود را پرداخت کنید.
سرویس شارژ خودکار کیف پول شما را به حساب بانکیتان متصل میکند و امکان مدیریت سقف برداشت و تعیین محدوده زمانی را به شما میدهد. این سرویس یکی از روشهای معمول پرداخت در جهان است که اکنون به واسطهی محصول مشترک اسنپ و آپ میتوانیم برای اولین بار در ایران از امکانات آن بهره ببریم و در مدیریت مالی از آن استفاده کنیم.
پیش از این نیز اسنپ و آپ با راهاندازی کیف پول مشترک خود پرداخت هزینه غذا، سفر با اسنپ و اسنپبایک در اپلیکیشن اسنپ و شارژ، عوارضی آزادراه و دیگر خدمات را در اپلیکیشن آپ تسهیل کرده بودند.
۲۱۲۱
امسال هم شاهد ظهور نسل جدید این نمایشگرها و چهار برابر شدن طول و عرض پیکسلی تلویزیونها هستیم. شرکتهای گوناگونی تلویزیونهای جدید خود را با استاندارد ۸K روانه بازار کردهاند و به تائید استانداردهای فراوانی، الجی صاحبعنوان بهترین کیفیت ۸K شده است؛ اما منظور از ۸K چیست و چه فرقی با نسلهای قبلی دارد؟ و آیا باید آن را بخریم؟
یک تصویر با فرمت ۸K دربردارنده ۷۶۸۰ ردیف پیکسل افقی و ۴۳۲۰ ردیف پیکسل عمودی است؛ یعنی یک صفحهنمایش۸K دارای بیش از ۳۳ میلیون پیکسل است. به دلیل اینکه تعداد پیکسل افقی آن به عدد ۸۰۰۰ بسیار نزدیک است، آن را فرمت ۸K مینامند. داستان ۴K هم همینگونه است. تلویزیونهای۴K رزولوشنی برابر با ۳۸۴۰ در ۲۱۶۰ پیکسل دارند. همانطور که میبینید تعداد پیکسلهای عرضه به عدد ۴۰۰۰ نزدیک است.
اگر بخواهید بزرگی ۸K را بهتر درک کنید، باید چند مقایسه ساده انجام دهیم. نمایشگرهای HD که اغلب مردم هنوز از آن استفاده میکنند و تقریباً استاندارد یکپارچهپخش شبکههای تلویزیونی و ماهوارهای، پخش آنلاین ویدیو و دیسکهای بلوری است، رزولوشنی برابر با ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل دارد. این بدان معنی است که یک نمایشگر HD دارای بیش از ۲ میلیون پیکسل است.
همانطور که پیشتر گفتیم، یک نمایشگر ۴K از ۳۸۴۰ در ۲۱۶۰ پیکسل تشکیلشده و با بهرهگیری از ۸ میلیون پیکسل تصاویر را میسازد. این در حالی است که یک نمایشگر ۸K با رزولوشن ۷۶۸۰ در ۴۳۲۰ پیکسل بیش از ۳۳ میلیون پیکسل در اختیارتان میگذارد؛ یعنی اینکه رزولوشن تلویزیون ۸K چهار برابر تلویزیون ۴K و ۱۶ برابر تلویزیون Full HD است.
به زبان ساده، هنگام استفاده از یک تلویزیون ۸K (حالا هرچقدر بزرگ) پیکسلهایتشکیلدهنده یک تصویر ۸K با چشم معمولی انسان غیرقابل تشخیص هستند.
تعریف ۸K بهعنوان فرمت ویدیویی Ultra High Definition که کیفیتی چهار برابر فرمت ۴K دارد، فهم و درک آن را آسان میسازد؛ اما حالا سؤال مهمتری مطرح میشود: آیا واقعاً به ۸K نیاز داریم؟
یکی از مهمترین جنبههای پاسخ به این سؤال، بررسی میزان محتوای موجود برای این فرمت ویدیویی است. اگر بخواهیم سردستی و فوری به این موضوع جواب دهیم، اکنون بهجز تعدادی ویدیوی تست تولیدشده توسط سازندگان تلویزیونهای۸K، تقریباً هیچ محتوای اصلی ۸K در دسترس نداریم.
اما توجه داشته باشید که با توجه به نیازهای بازار در مدتزمان کوتاهی این مشکل مرتفع خواهد شد. هماکنون یکی از کانالهای شبکه ملی تلویزیون ژاپن با کیفیت ۴K و ۸K در حال پخش است. همچنین شبکههای زیادی در ژاپن، کره جنوبی و چین در حال برنامهریزی برای پخش ۸K مسابقات المپیک ۲۰۲۰ ژاپن هستند. البته نباید این موضوع را از یاد برد که فرمت ۸K مجموعه بسیار عظیمی از دادهها و اطلاعات است و انتقال آنها از هر طریقی نیازمند استانداردهای عالی برای فشردهسازی دادهها و همچنین پهنای باند بسیار بالایی است. به شکل تئوری برای پخش بهینه کیفیت ۴K نیازمند خط اینترنت ۲۵ مگابیت بر ثانیه هستید و برای فرمت ۸K هم این میزان باید حداقل دو برابر شده و به ۵۰ مگابیت بر ثانیه برسد.
هماکنون فیلمهای کمی وجود دارند که فرمت ۸K داشته باشند و هنوز بسیاری از فیلمها با کیفیت ۴K ضبط و پخش میشوند؛ اما در این میان استثنائاتی هم به چشم میخورند. برای مثال فیلم نگهبانان کهکشان ۲ با دوربین۸K Vista Vision شرکت RED و با کیفیت ۸K فیلمبرداری شد؛ اما برای پخش سینمایی کیفیت آن به ۴K تقلیل یافت و برای انتشار اینترنتی، به دلیل حجم بالای دادههای صحنههای اکشن، آن را به ۲K تبدیل کردند.
با توجه به زیرساختهای موجود برای ضبط و پخش ۴K به نظر میرسد که علاقه مالی یا تبلیغاتی چندانی برای سفر به ۸K وجود ندارد. هرچند که در بازار سرمایه و تبلیغات این داستان بهسرعتقابلتغییر است. بهگونهای که اکنون استودیوی برادران وارنر فیلم اعجابانگیز «۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی» استنلی کوبریک را با کیفیت ۸K از روی نگاتیو اسکن کرده و در حال آمادهسازی آن است.
یا برزیل در مسابقات فوتبال جام جهانی ۲۰۱۸ برخی مسابقات را با کیفیت ۸K برای تماشاچیان حاضر در موزه علم ریودوژانیرو به نمایش گذارد. Rakuten وعده داده از پایان سال ۲۰۱۹ سرویس ۸K را به خدماتش خواهد افزود. علاوه بر این تمامی فیلمهای ۱۵/۷۰ میلیمتری IMAX چنان کیفیتی دارند که در صورت اسکن میتوانند تصاویری با رزولوشن ۱۲K فراهم آورند. لذا داستان اصلی این است که چه زمانی زیرساخت لازم برای انتقال محتوای آنلاین و آفلاین ۸K آماده خواهد شد.
البته همینالان هم برای تجربه کیفیت ۸K روی تلویزیونهایتازهوارد بازار نیازی به محتوای اصلی ۸K نداریم؛ زیرا اغلب نمونههای موجود و بهخصوصتلویزیونهای۸K الجی از قابلیت ارتقا کیفیت بهرهمند شدهاند و میتوانند به شکل بسیار تأثیرگذاری محتوای ۴K و حتی HD را به ۸K تبدیل کرده و روی صفحهنمایش دهند. در این روشاز الگوریتمهای محاسباتی پیچیدهای استفاده میشود که زمینه تصاویر را تشخیص داده و با افزایش پیکسلهای لازم، شکاف میان HD و۴K تا ۸K را پر میکند. گفته میشود چیپهای پردازنده ارتقا کیفیت در تلویزیونهای۸K، علاوه بر قدرت پردازشی بسیار بالا، پایگاه داده کاملی از تصاویر مرجع را هم در اختیاردارند که مرتباً تکمیل میشود تا به این پردازنده در حدس پیکسلهای غایب کمک کند.

همانطور که در توضیحات پیشین مشاهده کردید، پاسخ به این سؤال بسیار سخت است و به شاخصهای فراوانی بستگی دارد. شاید اولین پاسخ برای کسانی باشد که همیشه بااحتیاط قدم برمیدارند و در هر خریدی نگران از دست دادن چیزی هستند و چندان به دستاوردنمیاندیشند. بدون شک برای این دسته از افراد هنوز زود است که وارد دنیای جذاب و واضح و شفاف ۸K شوند.
اما گروهی که همیشه به دنبال بهترینها و جدیدترینها هستند و میخواهند جذابیت تصویری حداکثری را در صفحه تلویزیونشان به تماشا بنشینند، پیشنهاد میکنیم که حتماً به فکر خرید یک تلویزیون ۸K باشند. فقط تلویزیونی را بخرند که حتماً امکان ارتقا کیفیت فرمتهای پایینتر را داشته باشد و البته امکان آپدیت برای پشتیبانی از فرمتها و استانداردهای آینده را هم در اختیارشان بگذارد.
در این میان تلویزیون ۸۵ اینچی الجی یکی از بهترین گزینهها است. هم اینکه با بهرهگیری از نسل دوم پردازندههای آلفا، یکی از کاملترین و دقیقترین شیوههای ارتقاء تصویر را در اختیار کاربران میگذارد و هم اینکه از پایان ۲۰۱۹ به باکس تبدیلی مجهز میگردد که امکان تبدیل و پخش تمامی فرمتهای ویدیویی را دارد و همچنین از طریق اینترنت آپدیتهای آینده را نیز دریافت میکند. خبر خوب اینکه الجی از ابتدای ۲۰۲۰ این باکس را بهرایگان برای خریداران فعلی ارسال خواهد کرد.
نکته مهم دیگر درباره خرید تلویزیون ۸K این است که پیشبینی کنیم واقعاً آینده بازار تلویزیون به کدام سمت میرود. برای این پیشبینی، قبل از همه باید نگاهی به تواناییهای چشم انسان داشته باشیم. چشم ما توان دریافت تصاویر با کیفیت ۵۷۶ مگاپیکسل را دارد؛ اما مشکل اینجا است که حداکثر توان پردازشی آن تنها ۴۰ مگاپیکسل است. بد نیست بدانید که محتوای ۴K تصاویر ۸.۵ مگاپیکسلی تولید میکند و ۸K تقریباً ۳۳ مگاپیسکل است؛ یعنی اینکه تلویزیونهای۸K بسیار نزدیک به مرزهای توانایی بینایی انسان هستند و به نظر میرسد ازنظر منطقی نسلهای بعدی تلویزیون چندان بهتر از این نخواهند بود. البته ممکن است رقابت شرکتهایتولیدکننده در آینده از مرز توانایی چشم انسان عبور کندکه در این صورت باید به دنبال دلایل بسیار خاصی برای توجیه خرید چنین محصولات کم کاربردی باشند.
۲۱۲۱


زومیت با بیش از ۹ سال سابقه و به عنوان پربازدیدترین رسانهی فناوری کشور با بهرهگیری از کارشناسان و جامعهی کاربری فعال انتخاب را برای شما سادهتر کرده است. بخش محصولات زومیت با نزدیک به ۱۲ هزار محصول از ۹ دستهی مختلف با هدف بینیاز کردن کاربران از مراجعه به منابع خارجی و آسانتر کردن فرآیند خرید از آذر ماه سال ۹۶ کار خود را آغاز کرد. ۹ دسته محصول زیر در بخش محصولات فعال هستند و به زودی بخشهای پردازنده، کارت گرافیک و حافظهها به دیتابیس محصول افزوده خواهد شد:
بهترین قیمت گوشی و قیمت لپ تاپ، دقیقترین مشخصات فنی برگرفته از معتبرین منابع به همراه بخش پرسشوپاسخ و بررسیهای کاربران فرآیند خرید را سادهتر کرده است. برای مثال شما به دنبال خرید یک گوشی از برند سامسونگ هستید در این صورت تنها کافی است با انتخاب فیلتر «قیمت داشته باشد» و انتخاب برند سامسونگ لیست کامل محصولات سامسونگ را مشاهده خواهید؛ با مشاهده لیست قیمت گوشی سامسونگ و انتخاب بودجه، محبوبترین محصولات از دیدگاه کاربران در آن بازهی قیمتی در دسترس شما خواهد بود.
با انتخاب گوشیهای مورد نظر و استفاده از قابلیت مقایسه (حداکثر تا ۴ محصول) تفاوتهای قیمت، امتیاز کاربران، امتیاز زومیت و مشخصات فنی را مشاهده خواهید کرد. لیست فروشگاهها و قیمتهای محصولات به صورت پیوسته در حال بهروزرسانی است تا کاربر تمام قیمتهای یک محصول را به صورت یکجا در یک صفحه در اختیار داشته باشد تا کاربر با توجه به مدل، گارانتی و دیگر موارد بهترین گزینه را انتخاب کند.
بررسیهای تخصصی که با دقت فراوان توسط کارشناسان زومیت برای کاربران تهیه میشود دیگر راهنمای شما برای انتخاب محصول یا حذف آن از فهرست خریدتان خواهد بود؛ بنابراین توصیه میکنیم پیش از خرید حتما به نکات ضعف و قوت محصول توجه کنید؛ شما همچنین میتوانید از بخش پرسش و پاسخ موجود در صفحهی هر محصول نیز سوالات و ابهامات خود را مطرح کنید تا کاربران و کارشناسان زومیت پاسخگوی شما باشند.
با جستجوی نام یک محصول و ورود به صفحهی آن بخشهای زیر را مشاهده خواهید کرد:
بازخوردهای دریافتی از مراجعهکنندگان به بخش محصولات زومیت حاکی از آن است که کاربران در شناخت معیارهای خرید یک محصول مانند گوشی به نتیجهگیری رسیدهاند اما در این که کدام محصول تطابق خوبی با معیارها و نیازهای آنها دارد نیازمند راهنمایی هستند؛ بخش پرسش و پاسخ در کنار راهنمای خرید هوشمند که با دریافت نیازهای کاربر عمل میکند خریدی آگاهانهتر را برای شما به ارمغان خواهد آورد.

در پایان از شما دعوت میکنیم تا علاوه بر استفاده از این بخش، با امتیازدهی و نوشتن بررسی کوتاه از گجتهای خود در این بخش به غنیتر کردن محتوای آن در کنار زومیت باشید. پیش از خرید محصول نیز میتوانید از طریق بخش پرسش و پاسخ از راهنمایی کارشناسان زومیت و دیگر کاربران استفاده کنید.
۲۱۲۱


به گزارش اداره کل ارتباطات شرکت ارتباطات سیار ایران، علی بقایی در جلسه معارفه مدیرعامل جدید همراه اول ضمن تقدیر و تشکر از فعالیت های حمید فرهنگ در طول ۲۳ ماه حضور در این شرکت و برشمردن اقدامات ارزنده وی نظیر تدوین و اجرای برنامه پنج ساله استراتژیک همراه اول، ابراز امیدواری کرد که آقای اخوان بهابادی با همراهی و همکاری هیات مدیره و بدنه اجرایی شرکت بتواند اهداف این برنامه استراتژیک را تحقق ببخشد.
رئیس هیات مدیره شرکت ارتباطات سیار ایران با بیان اینکه آقای اخوان بهابادی به مدت دو سال در رأس هیات مدیره همراه اول حضور داشته و به مدیریت شرکت از منظر کلان پرداخته است، اظهار کرد: در این شرایط، بهترین گزینه برای تصدی مقام اجرایی شرکت خود ایشان است و انشاالله با حمایت هایی که هیات مدیره دارند، بتوانند جایگاه همراه اول را به عنوان رهبر بازار ICT کشور حفظ کنند.
وی اجرای فاز هشتم برنامه توسعه شبکه را از اقدامات پر زحمتی دانست که هم زمان با اعمال تحریم های ظالمانه علیه ایران و سخت شدن روال انتقال پول صورت گرفت و عنوان کرد: همین موضوع باعث شد تا هزینه سرمایه گذاری های شرکت افزایش یابد و زمینه جهش در برنامه استراتژیک فراهم شود؛ لذا از آقای اخوان می خواهیم هر یک روز کاری را تبدیل به دو یا سه روز کاری کنند تا بتوانیم از جایگاه اول مان در بازار ارتباطات و فناوری اطلاعات چه از منظر تعداد مشترکان، درآمد، مباحث فنی و بازار حراست کنیم.
بقایی با تأکید بر اینکه حفظ جایگاه رهبری بازار ICT نیازمند رعایت یکسری الزامات نظیر تعریف و طبقه بندی چشم انداز برنامه استراتژیک «تحقق رویای دیجیتال» است، اذعان کرد: نهضت تحول دیجیتال چند ماهی می شود که در سطح شرکت آغاز شده و تمامی بازار ICT و سهامداران منتظر هستند تا ببینند برای این مهم، درصدد انجام چه کارهایی هستیم؛ پیش از هر چیز نیاز داریم تحول را به سطوح «درون سازمانی»، «برون سازمانی(حوزه کسب و کار)» و «زیرساخت شبکه» تقسیم بندی کنیم.
رئیس هیات مدیره خاطر نشان کرد: با توجه به اقدامات قابل توجهی که در فاز هفتم توسعه شبکه صورت و زیربنای تحول دیجیتال که همان پهنای باند وسیع است، شکل گرفت، لذا از منظر زیرساخت شبکه، نگرانی ای نداریم.
وی ادامه داد: هر چند استراتژی و برنامه های عملیاتی تحول دیجیتال تدوین شده، ولی لازم است اقدامات بیشتر و جدی تری در این راستا انجام شود؛ طبیعتا شرکتی که ادعای تحقق رویای دیجیتال را می کند باید ابتدا خودش را دیجیتالی کند و این تحول باید در اعماقش صورت گیرد.
بقایی تحول کسب و کاری را سخت تر از تحول سازمانی دانست و ابراز کرد: در برنامه استراتژیک لایه Beyond Core را با نگاه به همین این بُعد درنظر گرفتیم و شرکت «حرکت اول» را هم برای تحقق این لایه و تقویت کسب و کارهای دیجیتال به صورت مستقل در نظر گرفتیم.
وی بهینه سازی ساختار سازمانی را از جمله وظایف مهم دیگر مدیریت جدید بیان کرد که در راستای تحول درون سازمانی باید سریع تر به سرانجام برسد و درباره دیگر اقدامات تصریح کرد: انتظار اجرای سریع تر فاز هشتم توسعه را دارم؛ زیرا تکنولوژی به سرعت در حال تحول است و کشورهای توسعه یافته بر سر اجرا و پیاده سازی نسل۵ در حال رقابت هستند. قطعا با توجه به هزینه های سنگین سرمایه گذاری در این نسل نمی توانیم از رهبران پیاده سازی این تکنولوژی در دنیا باشیم، اما می توانیم جایگاه نخست را در میان کشورهای همسایه و منطقه در اختیار بگیریم.
رئیس هیات مدیره همراه اول با تأکید بر اینکه این اپراتور یک بنگاه اقتصادی است، اظهار کرد: همانطور که ICT به مرور وارد دیگر صنایع نظیر سلامت، بانکداری و… می شود، باید بدانیم تنها با روحیه کار تیمی و انسجام می توانیم برنامه های کلان شرکت را تحقق بخشیده و به سر منزل مقصود برسانیم که امیدواریم با انتصاب مدیریت جدید به این مهم جامه عمل پوشانده شود.
گفتنی است در این مراسم مهدی اخوان بهابادی رسما به عنوان مدیرعامل جدید شرکت ارتباطات سیار ایران معارفه شد.
۲۱۲۱