برچسب: تولید فیلم

  • شان پن با مقامات لس‌آنجلس برای انجام تست کرونا همکاری می‌کند

    شان پن با مقامات لس‌آنجلس برای انجام تست کرونا همکاری می‌کند

     

    شان پن با مقامات لس‌آنجلس برای انجام تست کرونا همکاری می‌کند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، بازیگر ۵۹ ساله هالیوودی که برای کارهای بشردوستانه‌اش به اندازه بازیگری مشهور است، هرکاری بتواند برای مردم لس‌آنجلس در دوران همه‌گیری ویروس کرونا انجام می‌دهد.

    این بازیگر و سازمان غیرانتقاعی وی CORE، با مقامات شهری برای راه‌اندازی یک مرکز تست کرونا ویروس در شرق لس‌آنجلس همکاری می‌کند.

    معاون شهردار لس‌آنجلس در توییتر نوشت: شان پن از تو متشکریم و نیز از داوطلبان CORE که برای راه‌اندازی یک مقر تست کرونا ویروس همکاری کردی.

    بر اساس سایت CORE، این موسسه با مقامات شهر لس‌آنجلس همکاری می‌کند تا آزمایش تشخیص کووید -۱۹ ایمن و کارآمد انجام شود و این خدمات به مردم آسیب پذیر ارایه شود.

    اطلاعات بیشتر در این باره و اینکه آیا شان پن نیز در این مقر حضور خواهد داشت و یا محل دقیق آن کجاست ارایه نشده است.

    شان پن در جریان زلزله هاییتی در سال ۲۰۱۰ کمک‌های زیادی به مردم آنجا کرد.

    چهره‌های دیگر سینمایی از جمله رایان رینولدز و بلیک لایولی، کمک‌های زیادی برای کمک به بیمارستان‌ها در پاسخ به درمان مبتلایان به کرونا انجام داده‌اند.

  • هالیوودی‌ها در سوگ ترانه‌نویسی که با کرونا رفت؛ از هنکس تا کینگ

    هالیوودی‌ها در سوگ ترانه‌نویسی که با کرونا رفت؛ از هنکس تا کینگ

    هالیوودی‌ها در سوگ ترانه‌نویسی که با کرونا رفت؛ از هنکس تا کینگ

    هالیوودی‌ها در سوگ ترانه‌نویسی که با کرونا رفت؛ از هنکس تا کینگ
    هالیوودی‌ها در سوگ ترانه‌نویسی که با کرونا رفت؛ از هنکس تا کینگ

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، در حالی که آدام شلزینگر آهنگساز و ترانه سرای سرشناس هالیوود و برادوی دیروز بر اثر کرونا جان باخت، شماری از بزرگان هالیوودی در شبکه‌های اجتماعی از او و دستاوردهایش تقدیر کردند.

    شلزینگر که به عنوان استاد ترانه‌سرایی شناخته می‌شود در ۵۲ سالگی بر اثر ابتلا به ویروس کرونا جان باخت.

    آدام شلزینگر که سال ۲۰۱۸ با دو ترانه از ترانه‌های نمایش «دوست دختر سابق دیوانه» در جوایز امی حضور داشت، جایزه بهترین ترانه‌سرایی را از آن خود کرده و به عنوان موسس و خواننده گروه «فانتینز آف وین» شناخته می‌شد.

    حال این چهره موسیقایی که در یک هفته اخیر در نیویورک در بیمارستان بستری بود از سه شنبه به وخامت رفته بود.

    وی برای کسب جوایز اسکار، تونی، گرمی و امی نامزد دریافت جایزه شده بود و تنها ۱۰ بار نامزدی جوایز امی را کسب کرده بود و ۵ نامزدی تونی را در کارنامه داشت. او سال ۱۹۹۷ برای نوشتن ترانه فیلمی که تام هنکس کارگردانی‌اش کرده بود نامزد اسکار شد و نامزدی گلدن گلوب را هم برای همان فیلم کسب کرده بود.

    تام هنکس که بازیگر و تهیه کننده «کاری که می‌کنی!» بود و شلزینگر سازنده آهنگ آن فیلم بود با ارسال توییتی دلنشین درباره این فیلم که متعلق به سال ۱۹۹۶ بود نوشت: دیگر ترنمی بدون آدام شلزینگر نخواهد بود و از دست دادن او یک غم جانکاه است.

    ریچل بلوم بازیگر نمایش «دوست دختر سابق دیوانه» در برادوی که در نوشتن شماری از ۱۲۵ ترانه این نمایش با شلزینگر همکاری کرده بود نوشت: او قابل جایگزین شدن نیست. حتی نمی‌توانم کلمات را برای بیان احساسم پیدا کنم.

    استیون کولبر کمدین و مجری برنامه «لیت شو» سی‌بی‌اس که با شلزینگر در چندین مورد همکاری داشت که از جمله آنها همکاری در تولید ترانه‌ای بود که برنده گرمی شد، نوشت: او یک هنرمند بزرگ و با استعداد بود که کار کردن با او برایم یک خوش‌شانسی محسوب می‌شود. از شنیدن خبر درگذشتش بسیار غمگین شدم.

    ریک اسپرینگ‌فیلد از آهنگسازان پاپ نوشت جهان یک صدای زیبا را از دست داد. من چند ترانه با او نوشته بودم و وقتی در نیویورک زندگی می‌کردم او یک موهبت فوق‌العاده برای خلق ملودی بود.

    فیل مورفی فرماندار نوشت: برای صحنه موسیقی نیوجرسی از دست دادن شلزینگر یک فقدان خیلی خیلی غمگنانه است.

    استیون کینگ نویسنده مشهور ضمن تسلیت نوشت: آدام شلزینگر موسس گروه «فانتینز آف وین» یک خواننده خوب و ترانه سرای شوخ طبع بود.درگذشت او در ۵۲ سالگی بر اثر این ویروس واقعاً وحشتناک است. کینگ از یکی از ترانه‌های گروه آنها به عنوان ترانه محبوبش یاد کرد و آن را اوج طنز و وضوح خواند.

    جیمی کیمل مجری و کمدین نیز نوشت: از شنیدن این خبر وحشتناک درباره آدام خیلی خیلی متاسف شدم. لذت کار کردن با او را می‌دانم و با او برای نوشتن تم یک ترانه همکاری کرده بودم. او استعدادی فوق‌العاد بود که از دست رفت.

    شمار هنرمندانی که درباره این ترانه‌سرا و خواننده نوشته‌اند، تقریباً بی‌پایان است.

  • هالیوودی‌ها در سوگ ترانه‌نویسی که با کرونا رفت؛ از هنکس تا کینگ

    هالیوودی‌ها در سوگ ترانه‌نویسی که با کرونا رفت؛ از هنکس تا کینگ

    هالیوودی‌ها در سوگ ترانه‌نویسی که با کرونا رفت؛ از هنکس تا کینگ

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، در حالی که آدام شلزینگر آهنگساز و ترانه سرای سرشناس هالیوود و برادوی دیروز بر اثر کرونا جان باخت، شماری از بزرگان هالیوودی در شبکه‌های اجتماعی از او و دستاوردهایش تقدیر کردند.

    شلزینگر که به عنوان استاد ترانه‌سرایی شناخته می‌شود در ۵۲ سالگی بر اثر ابتلا به ویروس کرونا جان باخت.

    آدام شلزینگر که سال ۲۰۱۸ با دو ترانه از ترانه‌های نمایش «دوست دختر سابق دیوانه» در جوایز امی حضور داشت، جایزه بهترین ترانه‌سرایی را از آن خود کرده و به عنوان موسس و خواننده گروه «فانتینز آف وین» شناخته می‌شد.

    حال این چهره موسیقایی که در یک هفته اخیر در نیویورک در بیمارستان بستری بود از سه شنبه به وخامت رفته بود.

    وی برای کسب جوایز اسکار، تونی، گرمی و امی نامزد دریافت جایزه شده بود و تنها ۱۰ بار نامزدی جوایز امی را کسب کرده بود و ۵ نامزدی تونی را در کارنامه داشت. او سال ۱۹۹۷ برای نوشتن ترانه فیلمی که تام هنکس کارگردانی‌اش کرده بود نامزد اسکار شد و نامزدی گلدن گلوب را هم برای همان فیلم کسب کرده بود.

    تام هنکس که بازیگر و تهیه کننده «کاری که می‌کنی!» بود و شلزینگر سازنده آهنگ آن فیلم بود با ارسال توییتی دلنشین درباره این فیلم که متعلق به سال ۱۹۹۶ بود نوشت: دیگر ترنمی بدون آدام شلزینگر نخواهد بود و از دست دادن او یک غم جانکاه است.

    ریچل بلوم بازیگر نمایش «دوست دختر سابق دیوانه» در برادوی که در نوشتن شماری از ۱۲۵ ترانه این نمایش با شلزینگر همکاری کرده بود نوشت: او قابل جایگزین شدن نیست. حتی نمی‌توانم کلمات را برای بیان احساسم پیدا کنم.

    استیون کولبر کمدین و مجری برنامه «لیت شو» سی‌بی‌اس که با شلزینگر در چندین مورد همکاری داشت که از جمله آنها همکاری در تولید ترانه‌ای بود که برنده گرمی شد، نوشت: او یک هنرمند بزرگ و با استعداد بود که کار کردن با او برایم یک خوش‌شانسی محسوب می‌شود. از شنیدن خبر درگذشتش بسیار غمگین شدم.

    ریک اسپرینگ‌فیلد از آهنگسازان پاپ نوشت جهان یک صدای زیبا را از دست داد. من چند ترانه با او نوشته بودم و وقتی در نیویورک زندگی می‌کردم او یک موهبت فوق‌العاده برای خلق ملودی بود.

    فیل مورفی فرماندار نوشت: برای صحنه موسیقی نیوجرسی از دست دادن شلزینگر یک فقدان خیلی خیلی غمگنانه است.

    استیون کینگ نویسنده مشهور ضمن تسلیت نوشت: آدام شلزینگر موسس گروه «فانتینز آف وین» یک خواننده خوب و ترانه سرای شوخ طبع بود.درگذشت او در ۵۲ سالگی بر اثر این ویروس واقعاً وحشتناک است. کینگ از یکی از ترانه‌های گروه آنها به عنوان ترانه محبوبش یاد کرد و آن را اوج طنز و وضوح خواند.

    جیمی کیمل مجری و کمدین نیز نوشت: از شنیدن این خبر وحشتناک درباره آدام خیلی خیلی متاسف شدم. لذت کار کردن با او را می‌دانم و با او برای نوشتن تم یک ترانه همکاری کرده بودم. او استعدادی فوق‌العاد بود که از دست رفت.

    شمار هنرمندانی که درباره این ترانه‌سرا و خواننده نوشته‌اند، تقریباً بی‌پایان است.

  • دلقک قاتلی که جای «قهرمان» می‌نشیند/ «جوکر» و یک تناقض هالیوودی

    دلقک قاتلی که جای «قهرمان» می‌نشیند/ «جوکر» و یک تناقض هالیوودی

    دلقک قاتلی که جای «قهرمان» می‌نشیند/ «جوکر» و یک تناقض هالیوودی

     

     

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: به این دلیل که خواکین فونیکس یکی از بهترین بازی‌های تاریخ سینما را رقم می‌زند؛ به این دلیل که با شرایط سیاسی معاصر هم‌خوانی دارد؛ به این دلیل که پر است از ارجاعات مناسب به تاریخ، سینما، موسیقی و آثار هنری که همه‌اش در یک بافت متناسب در هم تنیده شده و هر کدام قابل شناخت و ترجمه است و شاید به همین دلیل که بهترین فیلم تادفیلیپس نیز هست؛ دعوت به تماشای «جوکر» دلایل متعدد دیگری هم دارد.

    مثلا اینکه بازنمایی و اقتباس از یک شخصیت معروف کمیک بوک است یا یادآور جوکرهای نولان و تیم برتون برای فیلمبازان است. این دلایل کافی مجموعه‌ای است که جوکر و دیدن آن را برای علاقه‌مندان به سینما و هنر الزامی می‌کند؛ و این الزام تا حدی پیش رفته که از جنبش وال استریت تا اسلاوی ژیژک نسبت به این فیلم واکنش نشان می‌دهند.

    چرا خوب – چرا بد؟

    از نظر محتوایی، همه چیز روشن است. فیلم تاد فیلیپس قرار است تا سمپاتی شما را با یک آنارشیست برقرار و حفظ کند و به این سوال بپردازد که جامعه چرا یک آنارشیست می‌زاید. اگر بخواهیم این مسئله را بپذیریم، به‌زودی دچار این قضاوت خواهیم شد که «جوکر» از اساس یک پیام اخلاقی بد دارد و ضد اجتماعی است.

    اما از نگاهی دیگر «جوکر» زاییده می‌شود تا سیستم را زیر سوال ببرد و طرف افرادی بایستد که جامعه آن‌ها را پس‌زده است، تحقیر کرده است و در گندآب نگه داشته است. این مسئله واضح «جوکر» آن را در برابر سرمایه‌داری قرار می‌دهد اما مگر ساخت همین فیلم بوسیله دستگاه سرمایه‌داری صورت نپذیرفته است؟!

    این یک تناقض همیشگی در هالیوود است. هالیوود همیشه دست به انتقاد از خود می‌زند اما آیا باید این انتقاد را پذیرا هم باشد؟ اساساً آیا سرمایه‌داری انتقادپذیر است؟! برای رشد خود و فهم خود بله. این را تاریخ نشانمان داده است.

    از فرامتن دور شویم. به درون متن برویم. جامعه‌ای که تادفیلیپس با اقتباس از گاتهام بتمن ساخته است، شباهت زیادی به نیویورک دارد یا دیگر شهرهای صنعتی غول‌آسای سرمایه‌داری. اما جامعه‌ای است از درون متلاشی. جامعه‌ای که محبت و آرزو را نمی‌پذیرد و با آن دست به گریبان هم می‌شود، مانند سکانس اول فیلم.

    تکلیف مشخص است. زمانی که چنین جامعه‌ای وجود داشته باشد از درون آن روان‌رنجورهایی چون آرتور بیرون می‌آیند. وقتی آرتور به سرکوب خود دست می‌زند در طغیانی غیرقابل کنترل ممکن است دست به هر کاری بزند، قتل، آشوب و اغتشاش.

    تاد فیلیپس با گزینش بسیاری از عناصر، به خوبی این روند را نمایش می‌دهد. مجموعه موسیقی که انتخاب کرده است، ارجاعاتی که به نقاشانی چون هوپر و بیکن دارد و ارجاعاتی به فیلم‌هایی نظیر «سلطان کمدی» با حضور خود دنیرو، و نیز پایبند بودن به الگوی داستانی خود یعنی بتمن، بافت منسجمی را تشکیل داده که با اجرای خوبی نیز همراه است.

    اما تاد فیلیپس به همین‌ها بسنده نمی‌کند بلکه با پارانویای شخصیت نخست خود، یعنی جوکر، به داستان بعد دیگری می‌دهد. اینکه شاید همه چیز خیال بوده، در ذهن آرتور گذشته است؛ به فصل آخر فیلم رجوع کنید، زمانی که آرتور در تیمارستان مشغول خیال‌بافی است و به پرستار می‌گوید تو درک نمی‌کنی! و با این فصل تردیدی در رخ دادن این روند در ذهن مخاطب می‌کارد. اینکه شاید تمامی آنچه در طول فیلم شاهد بوده‌ایم محصول تخیل یک ذهن بیمار باشد و بس!

    بهترین سکانس؛ وقتی دلقک قاتل قهرمان می‌شود!

    جوکر سکانس‌های خوب فراوانی دارد. سکانس رقصیدن جوکر در دستشویی عمومی پس از اولین قتل‌هایی که انجام داده یا حتی سکانسی که در بالای ماشین ایستاده و مسیح‌وار از خون خود لبخندی بر روی لب‌هایش می‌کشد.

    اما می‌خواهم به سکانسی اشاره کنم که جوکر تصویر یک دلقک را روی روزنامه می‌بیند و آهنگ لبخند بزن که از روی تم چارلی چاپلین در «روشنایی‌های شهر» ساخته شده آغاز می‌شود. جایی که دوست او این مرد شرور قاتل، دلقکی که چند نفر را کشته است، یک مرد جسور و قهرمان می‌خواند. تداوم صحنه‌ها در این سکانس و دیدن مردی که در تاکسی یک ماسک دلقک دارد، همگی و همگی بافتی منسجم است برای دنیای درونی جوکر و تشویش روحی او.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    می‌توانید به مجموعه «بتمن» سری بزنید از بتمن تیم برتون که در آن جک نیکلسون نقش جوکر را بازی کرده است تا بتمن نولان که هیث لجر در آن نقش جوکر را ایفا کرده است.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    در برابر فیلم تاد فیلیپس سه نگرش اصلی نقادانه قابل تفسیر است؛ نگرش فلسفی، جامعه‌شناختی و روانشناختی. سه نگرشی که به ارتباط بین جامعه و شخصیت جوکر می‌تواند بپردازد و شهر جوکر، خود جوکر و فلسفه عمل او را شرح دهد. با توجه به این نگرش‌ها، می‌توانید نقد اسلاوی ژیژک بر روی فیلم جوکر را از نظر بگذرانید.

  • بازیگر «جنگ ستارگان» بر اثر کرونا جان باخت

    بازیگر «جنگ ستارگان» بر اثر کرونا جان باخت

    بازیگر «جنگ ستارگان» بر اثر کرونا جان باخت

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ناسیونال، اندرو جک «بازیگر» فیلم های «جنگ ستارگان» بر اثر ابتلا به ویروس کرونا از پا درآمد.

    وی در «جنگ ستارگان: آخرین جدای ۳» در نقش ژنرال امات ظاهر شده بود و در فیلم «سولو: یک داستان جنگ ستاره‌ای» و «جنگ ستارگان: نیرو بیدار می‌شود» جلوی دوربین رفته بود.

    این بازیگر از مربیان آموزش لهجه نیز بود.

    اندرو جک نتوانست در روزهای آخر زندگی‌اش در کنار همسرش باشد زیرا او که هفته پیش به نیوزیلند رفته بود، طبق قانون استرالیا باید دو هفته در قرنطینه باشد تا سالم بودنش اثبات شود.

    جک که دیروز سه‌شنبه در بیمارستانی در سوری درگذشت، پیش از ابتلا به کرونا مشغول کار در پروژه «بتمن» جدید بود.

    همسر وی در توییتر نوشت اندرو دو روز پیش به کرونا مبتلا شد.

  • آن هاتاوی «خبرنگار» می‌شود/ بچه‌های فرانسوی غذا پرت نمی‌کنند!

    آن هاتاوی «خبرنگار» می‌شود/ بچه‌های فرانسوی غذا پرت نمی‌کنند!

     

    آن هاتاوی «خبرنگار» می‌شود

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، عنوان فیلم بعدی آن هاتاوی «بچه‌های فرانسوی غذا پرت نمی‌کنند» خواهد بود که با اقتباس از کتاب زندگینامه‌ای پاملا دراکرمن ساخته می‌شود.

    دراکرمن یک روزنامه‌نگار آمریکایی است که این کتاب را پس از آنکه در پاریس صاحب فرزند شد و به رفتار بچه‌های فرانسوی توجه نشان داد، نوشت. این خبرنگار به خاطر شغل همسرش به پاریس رفت و در کتاب نشان می‌دهد که چطور تلاش کرد خانواده‌اش را حفظ کند.

    هاتاوی قرار است نقش همین خبرنگار را بازی کند که در تلاش است تا بین شغل و وظیفه مادری توازن برقرار کند.

    کارگردان این فیلم هنوز انتخاب نشده است.

    جیمی مینوپریو و جاناتان استرن جدیدترین نسخه فیلمنامه این فیلم را با اقتباس از کتاب نوشته‌اند.

    این پروژه با همکاری بلوپرینت و استودیوکانال فرانسه تولید می‌شود. بلوپرینت تهیه کننده فیلم‌هایی چون «اما» و «سه بیلبورد بیرون ابینگ میزوری» بوده است.

    هاتاوی برنده جایزه اسکار بازیگر زن نقش مکمل برای فیلم «بینوایان» در سال ۲۰۱۲ بود. او به تازگی در فیلم «آخرین چیزی که او می‌خواست» برای نتفلیکس بازی کرده و فیلمی بعدی وی که باید اکران شود «ساحره‌ها» ساخته رابرت زمکیس است.

  • روایتی بی‌پرده از تقابل فرهنگی چین و آمریکا/ آدم‌ها و کارخانه‌ها

    روایتی بی‌پرده از تقابل فرهنگی چین و آمریکا/ آدم‌ها و کارخانه‌ها

    روایتی بی‌پرده از تقابل فرهنگی چین و آمریکا/ آدم‌ها و کارخانه‌ها

     

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: مستند «کارخانه آمریکایی» ساخته ریچرت و بوگنار به‌عنوان یک زوج مستندساز، یک همراهی چند بعدی است با کارگران و اتصال وضعیت معیشتی آن‌ها به اقتصاد آمریکا، چین و جهان.

    اگر مقوله اقتصاد و به خصوص همکاری غول‌های اقتصاد جهان برای‌تان اهمیت دارد تماشای این مستند را از دست ندهید.

    اما این نکته نیز حائز اهمیت است که فیلم تنها درباره این کلیت نیست؛ بلکه فیلم از این کلیت، از این لانگ‌شات، جزئیات شگفت‌انگیز انسانی و فرهنگی می‌سازد. اقتصاد همانطور که مقوله‌ای ریاضیاتی است با هوش و ذکاوت انسانی هم طرف است و فیلم نیز دقیقاً همین بحث را پیش گرفته و انسان را مورد تمرکز و هدف خود قرار داده است.

    چرا خوب – چرا بد؟

    مستند «کارخانه آمریکایی» به‌شدت همراهانی پرحوصله را می‌طلبد و از این نظر یک مستند طاقت‌فرساست، بدون لحظات شگفت‌انگیز، بیش از هر چیزی همچون یک کارخانه خشک و بی روح است اما این تنها جنبه‌ای از ماجراست؛ درست است که فیلم به درون زندگی هیچ کدام از کارگران رسوخ نمی‌کند تا همذات‌پنداری با آنها داشته باشیم، اما اشاراتی به زندگی آن‌ها می‌کند که البته اشاراتی گزارشی و پراکنده است. اشاراتی که می‌شد به آن افزود و از گزارشات درباره کارخانه «فویائو» کاست.

    به هرحال این مستند طاقت‌فرسا، همانطور که بیان شد چند بعدی است و این نیمه پرلیوان است؛ نخست اینکه ورشکستگی «جنرال موتورز» و بی‌کاری کارگرانش را نشان می‌دهد. سپس حضور تاجر میلیاردر چینی را در اوهایو گزارش می‌کند. بعد به سراغ امیدواری کارگران «جنرال موتورز» می‌رود که حالا می‌توانند در کارخانه چینی/ آمریکایی شغلی دست و پا کنند و پس از این‌ها، فیلم به اضافه شدن کارگران چینی می‌پردازد.

    پرده آخر فیلم نیز جدلی است انتخاباتی برای اینکه کارگران این کارخانه به اتحادیه کارگران مرکزی متصل شوند که رای‌گیری به نتیجه منفی می‌رسد. فیلم با این پیرنگ یا پیرنگ‌ها می‌تواند لانگ‌شاتی کامل از فضای کارخانه‌ای دو ملیتی را نشانمان دهد. کارخانه‌ای که در آن جنگ فرهنگ‌ها، فرهنگ چینی که سریع و پرشتاب است و فرهنگ آمریکایی که مغرور و کم حوصله است، راه افتاده است.

    کارفرمای چینی از آمریکایی‌ها راضی نیست اما به هرحال مجبور است تا آن‌ها را حفظ کرده و تعدادشان را به حداقل برساند. در این میان شاید دردناک‌تر از همه حقوق کارگران آمریکایی است که به نصف تقلیل پیدا کرده و شاید سویه انتقادی پر رنگ فیلم نیز همین باشد و تا انتهای آن موردتوجه قرار گیرد.

    این روابط چندبعدی در فیلم اما دارای انسجام نیست. انسجامی محتوایی که بتوان از طریق آن سوژه موردنظر کارگردانان را دریافت کرد. فیلم همچون نوشته‌های پایانی‌اش یک سوژه ندارد و اتفاقاً طرف یک سوژه نیز نمی‌ایستد، فی‌المثل وقتی درباره کارگران چینی صحبت می‌کند، مخاطب را سمپات این کارگران می‌کند و وقتی درباره کارگران آمریکایی نیز تصویر می‌گیرد همچنین؛ با این حال نزاعی بین کارگران و سرمایه‌داری هم نمی‌سازد و اگر هم می‌سازد آنقدر تند و تیز نیست که هویدا باشد و تکلیف ما روشن.

    به هرحال فیلم در جمع‌بندی‌اش اشاراتی چندگانه دارد؛ نخست درباره اتوماسیون که بسیاری از کارگران را تا سال ۲۰۳۰ در جهان بی‌کار خواهد کرد و سپس حقوق اندکی که کارگران آمریکایی در این شرکت چینی-آمریکایی دریافت می‌کنند و این حقوق تا سال ۲۰۱۸ افزایش نیافته است.

    انتظار می‌رفت تا «کارخانه آمریکایی» سویه سیاسی نیز پیدا کند، سویه‌ای که بتواند به تجارت و اقتصاد آمریکایی نقدی تند داشته باشد و دستگاه اقتصاد آمریکا یا سیاست‌های اوباما و ترامپ را دستخوش نقد قرار دهد که این نقد بسیار محافظه کار و البته کم‌رنگ و غیر مستقیم بدست می‌آید و در نهایت ناکارآمد است.

    بهترین سکانس؛ درک یک تضاد فرهنگی

    شاید بهتر باشد یک فصل را به جای یک سکانس مورد اشاره قرار دهیم. فصلی که کارگران برگزیده آمریکایی به چین سفر می‌کنند تا کارخانه «فویائو» در چین را مورد ارزیابی قرار دهند.

    در این فصل از فیلم که تمرکز کارگران آمریکایی بر روی چین را می‌بینیم، به درکی از تضاد فرهنگی و انرژیک این دو ملت نیز دست می‌یابیم. تضادی که کارگران آمریکایی خود به آن اعتراف می‌کنند. اعترافی که می‌گویند کارگران چینی همچون یک ماشین سریع و دقیق هستند و ما نیستیم!

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    می‌توانید به مستند کوتاه دیگر این زوج نگاهی بیندازید به نام «آخرین کامیون» که داستانی دیگر است درباره تعطیلی کارخانه جنرال موتورز آمریکا. و یا به فیلم «راجر و من» ساخته مایکل مور توجه کنید که درسال ۱۹۸۹  ساخته شد و در آنجا نیز مور با لحن شوخ و کمیک خودش با کارگران جنرال موتورز گفتگو کرده است.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    بی‌شک نگرش‌های قابل طرح برای این فیلم می‌تواند سیاسی و اقتصادی باشد. نگرش‌هایی که از منظر اقتصاد جهانی قابل بررسی است و نیز می‌تواند به فعالیت‌های مشترک یا تخاصم‌های دو ملت چین و آمریکا بپردازد.

  • عوامل ساخت «ماتریکس ۴» چشم به کمک مالی از دولت آلمان دارند

    عوامل ساخت «ماتریکس ۴» چشم به کمک مالی از دولت آلمان دارند

     

    عوامل ساخت «ماتریکس ۴» چشم به کمک مالی از دولت آلمان دارند

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، صدها تن از عوامل ساخت «ماتریکس ۴» و «آن چارتد» که به دلیل جلوگیری از گسترش کرونا ویروس بی‌کار شده‌اند، از استودیو بابلزبرگ آلمان خواسته‌اند تا شامل حال بسته‌های حمایتی دولت آلمان شوند.

    در حالی که تولید این فیلم‌ها متوقف شده بسیاری از اعضای مستقلی که برای ساخت این فیلم‌ها استخدام شده‌بودند بدون دستمزد مانده‌اند و بیش از ۳۰۰ تن از آنها تهدید کرده‌اند که اگر به تواقفی با استودیو نرسند از آن شکایت خواهند کرد.

    هم فیلم لانا واچوفسکی که در ادامه فیلم پرفروش «ماتریکس» در دست ساخت بود و هم «آن چارتد» روبن فیشر با بازی تام هالند قرار بود با بابلزبرگ کارشان را ادامه دهند اما فیلمبرداری در عمل آغاز نشده بود. عوامل «ماتریکس ۴» در حال سفر به برلین بودند که کمپانی برادران وارنر به دلیل کرونا فیلمبرداری فیلم را لغو کرد و «آن چارتد» هم تنها چند روز با شروع عکاسی رسمی فیلم فاصله داشت.

    اکنون چارلی ووبکِن مدیر عامل بابلزبرگ گفته است که ممکن نبود بتوانیم به عوامل این فیلم‌ها بگوییم چه زمانی فیلمبرداری این دو فیلم با توجه به شرایط فعلی آغاز می‌شود. وی تاکید کرده به همین دلیل استودیو وادار شده قراردادهایی را که با کارکنان مستقل داشته است فسخ کند.

    اما در یک کنفرانس مطبوعاتی آنلاین، نمایندگان این گروه گفتند امیدوارند استودیو برای دریافت کمک به آنها از دولت آلمان، اقدام کند اما مسئولان بعید می‌دانند این گروه در بسته کمک به صنعت فیلم که دولت آلمان روز جمعه ارایه کرد، جای بگیرند؛ زیرا فیلمبرداری آن‌ها شروع نشده بود و از طرفی تولید کنندگان این دو فیلم فقط درخواست کرده بودند که تخفیف مالیاتی ۲۵ درصدی شامل حال آنها شود.

    در عین حال این استودیوی آلمانی گفته است ممکن است این گروه شامل دیگر برنامه‌های کمک مالی فدرال که اخیراً از سوی دولت آلمان ارایه شده، بشوند. یک بسته کمک ۵۵ میلیارد دلاری برای مشاغل کوچک و کارگران مستقل که مطرح شده ممکن است عوامل این پروژه‌ها را نیز شامل شود.

    قرار بود «ماتریکس ۴» و «آنچارتد» ۲۵ میلیون یورو و ۲۱.۱۵ میلیون یورو تخفیف مالیاتی دریافت کنند.

  • کارگردانی که «رنج و افتخار» خود را فیلم کرد/ تکه‌هایی از «زندگی»

    کارگردانی که «رنج و افتخار» خود را فیلم کرد/ تکه‌هایی از «زندگی»

    کارگردانی که «رنج و افتخار» خود را فیلم کرد/ تکه‌هایی از «زندگی»

     

     

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: شاید این علت بسیار جسارت‌برانگیز باشد اما «رنج و افتخار» ساخته پدرو آلمودوار یکی از بهترین آثار اوست. یک دهه، بعد از «وولور» حالا شاهد فیلمی منسجم و دارای ارزش‌های زیبایی شناختی از او هستیم.

    سینمای آلمودوار شاید سینمای مورد توجه عموم مخاطبان نباشد اما موضوعاتی که او در قالب آثارش برای ما نمایش می‌دهد، تکه‌ای از زندگی است که شاید کمتر مورد توجه مردم عادی باشد. تکه‌ای عاشقانه و در عین حال ساده از زندگی همانطور که کارگردان مولفی چون تورناتوره در سینمای ایتالیا چنین موضوعاتی را مورد تأکید خود قرار می‌دهد؛ ساده، عمیق و بی‌آلایش.

    اما تفاوت‌های زیادی میان آلموودوار و تورناتوره وجود دارد. آلموودوار لهجه و نگاهی اسپانیایی دارد، چون خودش اسپانیایی است، اتمسفر معاصر این کشور و حتی شکل ارتباطات را به نمایش می‌گذارد و به خوبی می‌داند که تجربه زیستی‌اش در این زمینه او را منحصر به فرد کرده است. تجربه زیستی در اسپانیای معاصر که البته آن را نمی‌توان با اسپانیای دهه‌های گذشته پیوند نداد.

    به هرحال «رنج و افتخار» فیلم تازه آلمودوار است، کارگردانی که اهالی جشنواره کن دوستش دارند، جوایز زیادی به او داده‌اند و آنتونیو باندراس هم برای همین اثر، یعنی «رنج و افتخار»، جایزه بهترین بازیگر این فستیوال را در سالی که گذراندیم از آن خود کرد.

    چرا خوب – چرا بد؟

    «رنج و افتخار» را می‌توان یک داستانگویی بی‌آلایش و بدون خرده داستان‌های اضافه دانست. داستانی که میان گذشته و امروز یک کارگردان، که آن را می‌توان خود آلمودوار دانست، پیوندی درست و بجا برقرار می‌کند و دقیقاً نام اثر را در اتمسفر فیلم گسترش می‌دهد؛ رنج کشیدن کارگردانی که در حال مرگ است.

    او دوره پایانی زندگی‌اش را می‌گذراند و می‌داند که دیگر تمام است. اما افتخارش همین زندگی است که نصیبش شده، زندگی که داشته و به همین خاطر فیلم به گذشته سرک می‌کشد، گذشته‌ای که در واقع خود یک فیلم و اثر هنری است؛ چنانچه در پایان نیز متوجه ساختگی بودن آن می‌شویم.

    بازی باندراس در بهترین کیفیت خود قرار دارد. یک شخصیت‌پردازی درست و یک بازی بجا بدون کلیشه‌های پیشین و خارج از عادت. باندراس هرگز اینچنین درونگرایانه بازی را ارائه نداده بود و باید اعتراف کرد که همین ویژگی جایزه کن را برای او به ارمغان آورده است.

    در این میان شاید رک‌گویی و جسارت آلمودوار در عواطف و ارتباطات، برخی را آزرده خاطر کند، اما باید گفت پیوند فرهنگ معاصر و گذشته اسپانیا چنین برانگیختگی‌ای را می‌طلبد، چنانچه این فرهنگ در قرار پیشین با لورکا و شخصیت‌ها و اعمال افسار گسیخته‌شان شناخته می‌شود. شخصیت‌ها، رنگ‌ها، اتمسفر و رفتار آن‌ها در اثر آلموودوار نیز اینچنین است و این یک خصیصه فرهنگی / رفتاری است که وارد فیلم شده است.

    «رنج و افتخار» را البته با فاصله می‌توان یکی از عادی‌ترین داستانگویی‌های آلموودوار در سینما به حساب آورد، به خصوص هنگامی که آن را با «پوستی که درون آن زندگی می‌کنیم» به مقایسه در آوریم.

    بهترین سکانس؛ یک فاصله‌گذاری هوشمندانه

    سکانس پایانی شاید بهترین باشد. سکانسی که چند بار در فیلم تکرار می‌شود بدون اینکه بدانیم نوستالژی سالوادور از زندگی زاغه‌نشینی با پدر و مادرش، یک خاطره نیست، بلکه صحنه‌ای ست از فیلمی که خود او دارد می‌سازد. مادرش با بازی پنه لوپه کروز از جایش بر می‌خیزد و پسرش را نگاه می‌کند، می‌خندد، دوربین عقب می‌کشد و در لانگ شات بوم من (نگه دارنده بوم صدابرداری) دیده می‌شود و متوجه می‌شویم که تمامی فصول گذشته فیلمی بوده که سالوادور از زندگی خود ساخته است.

    این فاصله‌گذاری هوشمندانه، معمای آن چیزی که در ذهن سالوادور می‌گذشته را نشانمان می‌دهد و افشا می‌کند؛ سالوادور در واقع فیلم خودش را می‌سازد. همانند آلمودوار که گویی تجربه زیستی‌اش را جلوی دوربین آورده است.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    حتما فیلم‌های قبلی آلمودوار همانند «وولور» و یا «با او سخن بگو» پیشنهاد می‌شود و در کنار این فیلم‌ها از این فیلمساز می‌توان به فیلم‌های تورناتوره چون «باریا» و «سینما پارادیزو» نیز اشاره کرد که می‌توانید از نگاه بگذرانید.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    بیش از هر نگرش دیگری تمرکز «رنج و افتخار» بر روی فرهنگ زیستی اسپانیا در طول قرن پرحادثه‌ای که گذرانده و در واقع تمرکز بیشتر روی رفتارشناسی مردم آن می‌تواند مورد مطالعه قرار بگیرد.

  • پلاسیدو دومینگو خواننده مشهور اپرا بستری شد

    پلاسیدو دومینگو خواننده مشهور اپرا بستری شد

    پلاسیدو دومینگو خواننده مشهور اپرا بستری شد

    پلاسیدو دومینگو خواننده مشهور اپرا بستری شد
    پلاسیدو دومینگو خواننده مشهور اپرا بستری شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، پلاسیدو دومینگو خواننده اپرا به دلیل ویروس کرونا در بیمارستانی در آکاپولکوی مکزیک بستری شد. سخنگوی وی گفته است او در حال بهتر شدن است و بدنش دارد به معالجات پاسخ می‌دهد.

    ۲۲ مارس اعلام شده بود این خواننده ۷۹ ساله به کرونا مبتلا شده است. او در صفحه فیس‌بوکش اعلام کرده بود که تست کرونایش مثبت شده است.

    وی از مردم خواسته بود بسیار محتاط باشند و به راهنمایی‌های اساسی برای شستن دست به دفعات توجه و فاصله فیزیکی با دیگران را رعایت کنند تا بتوانند مانع از انتقال ویروس شوند.

    وی نوشته بود: بیش از همه مهم است که در خانه بمانید.

    اندکی پیش از این ماجراها این خواننده مشهور از انجمن هنرمندان موسیقی آمریکا استعفا کرده بود. ۲ تحقیق جداگانه یکی از سوی انجمن و دیگری از سوی اپرای لس‌آنجلس که دومینگو قبلاً مدیر آن بود، نشان داده بود که اتهام آزار جنسی که توسط برخی از همکارانش نسبت به وی مطرح شده بود، قابل پیگیری است.

    این اتهامات کنسرت‌های دومینگو در اروپا را لغو کرد که شامل کنسرت در اپرای سلطنتی لندن و نیز کنسرتی می‌شد که از سوی موسسه ملی اسپانیا برای هنر و موسیقی ترتیب داده شده بود.