
تصویربردار و تدوینگر: عماد نعمتی / خبرنگار: محمد عبداللهی / گوینده: پرستو حسنی
تفریح


تصویربردار و تدوینگر: عماد نعمتی / خبرنگار: محمد عبداللهی / گوینده: پرستو حسنی

«اشکان بروج» در کارگاه آموزشی ویژه فعالان گردشگری که دیروز در مرکز شتابدهنده پیشگامان یزد برگزار شد، با اشاره به ضرورت شناخت گردشگری به عنوان یک صنعت پاک و درآمدزا، اظهار کرد: برای اطمینان از مطلوب بودن این صنعت برای فعالیت و سرمایهگذاری باید بدانیم گردشگری در دنیا اقتصاد چندم است چرا که این موضوع نشان خواهد داد که جایگاه گردشگری در آینده چه روندی خواهد داشت.
وی با بیان این که در کشورهای بدون منابعی مانند «سنت کیس» گردشگری اقتصاد اول است، گفت: این صنعت در حالی جایگاه دوم و سوم اقتصاد برخی از کشورهای توسعه یافته مانند آمریکا و کشورهای اروپایی را از آن خود کرده است که میتواند به جایگاه اول نیز برسد اما به علت چالشهای موجود و تاثیرگذار نبودن بر سایر صنعتها، اقتصاد اول این کشورها نیست.
وی گردشگری را یک صنعت پرچالش و مانع عنوان کرد و گفت: عوامل انسانی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی و محیطی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر این صنعت هستند به طوری که در حال حاضر نیز به دنبال بحران سیاسی کشورمان شاهد ریزش تا ۷۰ درصد تورهای خارجی ورودی کشورمان هستیم.
این مدرس گردشگری ایران را ارزانترین کشور دنیا برای سفر اعلام کرد و گفت: گاهی این عوامل قابل توجه و مثبت در صنعت گردشگری، به دنبال بیتوجهی به عواملی کم اهمیت از دست میروند به عنان نمونه در حال حاضر مهمترین و اساسیترین چالش گردشگری برای گردشگرانی که به ایران سفر کردهاند، همچنان سرویسهای بهداشتی است.
وی با بیان این که گردشگرانی که هنوز وارد کشورمان نشدهاند درگیر تبلیغات بسیار منفی علیه کشورمان هستند، گفت: این نوع گردشگران به دنبال نوسانات سیاسی، به کشور سفر نمیکنند یا عواملی مانند برجام نیز در محیط سیاسی منجر به تغییرات چشمگیری در این صنعت کشورمان شد.
بروج با بیان این که گردشگری در آینده جزو یکی از صنایع پویا و فنانشده خواهد بود، اطمینان داد که فعالیت در این صنعت اشتباه نیست و در این رابطه تصریح کرد: تنها حدود ۳۰ درصد از گردشگران کل کشور ورودی کشورهای دیگر هستند و مابقی گردشگران داخلی هستند، لذا با وجود نوسانات فعلی سیاسی نیز فرصتهای بسیار زیادی در این صنعت باقی مانده که مورد غفلت قرار گرفته است.
وی با بیان این که تفکر اشتباه درآمدزایی و خرید تورهای خارجی باید اصلاح شود، گفت: گردشگری زنجیره بزرگی از فعالیتها و مشاغل است ولی ما آن را به گردشگران خارجی و تورهای خارجی محدود کردهایم در حالی که میتوانیم روی ۷۰ درصد گردشگران داخلی سرمایه گذاری کنیم.
این مدرس گردشگری علت عمده سفر در دنیا و ایران را تفریح و خوش گذارنی دانست و گفت: افراد برای عواملی شامل بازدید از اقوام و اَشنایان، سلامت، خرید سوغاتی و فرهنگها، مذهب و کار به سفر میروند که هر کدام فرصتهای بسیار زیادی را برای ایجاد اشتغال در این صنعت فراهم میکند.
وی با اشاره به وجود ۱۰ درصد مشاغل دنیا در حوزه گردشگری، تصریح کرد: این نسبت در برخی از کشورها مانند تایلند یک به چهار است یعنی به ازای هر چهار شغل یکی از آنها به گردشگری اختصاص دارد، این نسبت در ایران نیز از یک به ۱۱ در حال حاضر به یک به ۱۴ رسیده است.
بروج از توجه به گردشگران چینی به عنوان یکی از مهمترین گردشگران دنیا یاد کرد و گفت: گردشگران اروپایی تعداد کمتر اما با هزینه کرد بیشتری سفر میکنند اما گردشگران چینی با تشکیل ۳۰ درصد از جمعیت گردشگران دنیا از تعداد بیشتری برخوردارند هرچند که کمتر از دیگر گردشگران هزینه میکنند.
وی از ادغام استارتاپها و شرکتهای فعال در حوزه گردشگری و سیار بخشهای این حوزه به عنوان راهکار حفظ بقا و توسعه صنعت گردشگری در کشورمان خبر داد و گفت: در دنیا نیز شرکتها بزرگتر سایر شرکتها را تحت پوشش و حمایت خود در میآورند و با تغییر عنوان یا ادغام عنوانها به سرمایه فعالیتهای خود، توسعه میبخشند.
این مدرس حوزه گردشگری با اشاره به برخی مقاومتها از سوی فعالان این حوزه در کشور برای ادغام شدن، گفت: متاسفانه به دلیل آموزش ندیدن در کار تیمی فعالان این حوزه هنوز نتوانستهاند ادغام شوند اما در صورت نیاز، کار تیمی را یاد خواهند گرفت.
وی با تاکید بر این که فعالان این حوزه نباید به پشتوانه مالی دولت امیدوار باشند، گفت: اگر دولتها هیچ سنگاندازی به خصوص در زمینه اعطای مجوزها نداشته باشند، فعالان گردشگری باید بدون پشتوانه مالی دولتها در این عرصه ایدههای خود را به اجرا برسانند.
این فعال گردشگری کشور در بخش دیگری از سخنانش با تاکید بر ضرورت آگاه سازی جامعه محلی در زمینه توسعه گردشگری، خاطرنشان کرد: گاهی یک سری مشکلات مانند پیاده محور نشدن بافت تاریخی و همگانی نشدن دوچرخه در یزد با آگاه کردن جامعه محلی و به مرور قابل حل است از طرفی باید همت مسئولان نیز وجود داشته باشد چرا که در رشت و تهران همت زیادی که از سوی مسئولان شد که توانست منجر به ایجاد گذر پیاده روی و گردشگری شب شود.
بروج در پایان نیز خاطرنشان کرد: فعالان گردشگری باید منابع موجود و ظرفیتها را شناسایی و با بکارگیری و ایجاد اشتغال برای اهالی محلی و بومی منجر به گسترش این صنعت شوند چرا که گردشگری یک سنعت پویا و در حال رشد است و باید همواره آن را توسعه بخشیم.



انتهای پیام

اسماعیل کهنسال در گفتوگو با ایسنا با اشاره به بررسیهای باستانشناسی چند سال گذشتهی اسماعیل یغمایی در معبد «مهرکده محمدآباد دشتستان» بیان میکند: اکتشافاتی از این معبد تاریخی در منطقهی برازجان استان بوشهر انجام شد، اما متاسفانه کاوشها تکمیل نشد و محوطه به حال خود رها شد.
وی با اشاره به اینکه یغمایی ـ باستانشناس ـ معتقد است، احتمالا «مهرکده سنت کلمنت ایتالیا» با اقتباس از مهرکده محمدآباد دشتستان بوشهر ساخته شده، بیان میکند: بر اساس نتایج آن، احتمال میرود این محوطه متعلق به دوره اشکانی باشد، دورهای تاریخی که آثار آن هنوز در کشور محدودند.

او با تاکید بر اینکه با وجود ثبت ملی این محوطه به طور کامل در فهرست آثار ملی در دهم مهرماه ۱۳۸۰ به شماره ۴۱۹۲، در طول چند سال گذشته هیچ حفاظتی از این محوطه انجام نشده است و دستکم طاقها تا دو سال گذشته سالم بودند، اظهار میکند: بعد از دو سال پنجشنبه ۲۶ دی ماه به این محوطه تاریخی رفتم، اما به چشم خود دیدم که علاوه بر تخریب طاقهای معبد، گیاهان هرز روی سطح محوطه سبز شده و یک گودال بسیار بزرگ در حدود ۵۰ متری آن حفر شده است.

تاریخی که استخر آب کشاورزان به باد داد !
این دانشآموخته تاریخ در مقطع کارشناسی ارشد با اشاره به اینکه کف گودال حفر شده به طور کامل کامپکت شده است، بیان میکند: مردم محلی میگویند این کار توسط کشاورزان و برای احداث یک استخر انجام شده تا با جمعآوری آب داخل آن، بتوانند مزارع خود را آبیاری کنند.
کهنسال با اشاره به اینکه دپوی سنگهای باقی مانده از حفر این گودال در کنار آن ادامه میدهد: از یک سو مشخص نیست خاکهای این محوطه را کجا دپو کردهاند، از سوی دیگر در سنگهای دپو شده در کنار این محوطه، تعدادی آثار به چشم میخورد، مانند «سنگ مکال» که شی سفالی است که از شیراف تا دشتستان در بیشتر سایتهای تاریخی وجود دارد و برخی معتقدند که در گذشته با آن گندم کوبیده میشده و به اعتقاد برخی دیگر در وسیلهای قرار گرفته و به سمت دشمن پرتاب میکردهاند.
در این فیلم نمای مهرکده و گودال حفاری شده که جمعه ۲۷ دی توسط علی فولادنیا ثبت کرده، دیده میشود
وی با اشاره به وجود «سنگ سیاه» در بین سنگهای دپو شده در این محوطهی تاریخی بیان میکند: کاخهای هخامنشی قرار گرفته در این منطقه از استان بوشهر، منحصربهفرد هستند، چون پایه ستونهای آنها دو رنگ سیاه و سفید را به صورت مخلوط دارد یا یک رنگ در بالای سنگ و رنگ دیگر در پایین آن است، از این نوع سنگ، فقط در یکی از کاخهای پاسارگاد در استان فارس نیز وجود دارد، اما هنوز معدن آن در بوشهر کشف نشده است. نمونه سنگ پیدا شده در این محوطه نیز به احتمال بسیار زیاد میتوان گفت که شبیه سنگهای محوطهی “چرخاب” و “بردک سیاه” است و متعلق به دورهی هخامنشیهاست.

او با اشاره به این که احتمالا در حجم بزرگ خاکی که از این محوطه برداشت شده، آثار زیادی وجود داشته که باستانشناسان میتوانستند اطلاعات زیادی از آنها به دست آورند، بیان میکند: معبد مهرآباد در ۵۰ متری جنوب شرقی زمین حفاری شده و منطقهای است که زمینهای کشاورزی زیادی در اطراف آن کشت شدهاند.

درخواست باستانشناس برای بررسی مهرکده محمدآباد
احسان یغمایی ـ باستانشناس این محوطهی تاریخی ـ پیشتر دربارهی «کاوشهای باستانشناسی در مهرکده محمدآباد» برازجان در بوشهر گفته بود: «دانستههای ما از کیش مهر و چگونگی نیایش پیروان آن در مهرکدهها، بسیار ناچیز، پراکنده و دگرگون شده است. از دیگر سو، بیشتر آگاهیهای ما از مهرپرستی از رهگذر پژوهشهای بیگانگان به دست آمده است. پژوهشهای آنان نیز گاه آلوده به غرضورزی است.
بررسی و شناسایی مهرکدهها در ایران نیز آشفته، پراکنده، بیهدف و بیبنیاد است. آنچه میدانیم، بیشتر شفاهی است. مطالعاتم در جاهایی همانند دخمه ایوان فرهاد، مهرکده محمدآباد و مهرکده گوسعیدی در دشتستان برازجان بوده است. در این میان بررسی مهرکده محمدآباد برازجان را باید در شمار نخستین گامها دانست؛ هر چند همین بررسی هم با گسستگی دهساله همراه بوده است».

در این فیلم رد چرخ های ماشین سنگین در داخل گودال حفاری شده، مشخص است
انتهای پیام

به گزارش ایسنا، برای برخی گردشگران شهر اصفهان، مزار کمالالدین اسماعیل اصفهانی همانند سیوسه پل، عمارت عالیقاپو و … توقفی است که آنها را به روزگار یک شاعر در قرن هفتم هجری میبرد. آخرین قصیدهسرای بزرگ ایران تا آغاز حمله مغول؛ اما انگار مزارش نیز چون نامش مغفول مانده است.
پارک «کمال» واقع در خیابان «کمال» جایی است که آرامگاه کمالالدین اسماعیل واقع شده است اما آنچه از بیرون بنا به نظر میآید بیشتر شبیه به یک ملک رها شده است. هر چه به آن نزدیکتر میشویم، بیشتر چهره یک بنای مخروبه و رها شده را به خود میگیرد. وضعیت فعلی مزار این شاعر یا راه گردشگران را پیش از ورود به سویی دیگر کج میکند و یا موجب تعجب و شوخی درباره آن میشود.

تختههای رها شده، کیسههای گچ و سیمان و ابزار بنایی این روزها تنها مهمان این آرامگاه هستند و بر سنگ مزار این شاعر به جای فاتحه و گل، لباس، فلاسک و قند کارگرانی به جا مانده است که مشغول بهسازی این بنا بودهاند! قدمی سمت این سنگ مزار نمیآید اما یک جفت کشف کارگری در کنار آن به جا مانده است تا این بنای تاریخی که انگار در حال بهسازی است را هر چه بیشتر به یک بنای نیمهکاره یا متروکه شبیه سازد.
کمی آن طرفتر از کیسههای گچ و سیمان، در کنار دیوار کتابهای ناگرفته و ورق ورق شدهای بر زمین افتادهاند و هیچ چیز در مزار این شاعر نه شبیه یک بنای تاریخی است و نه حتی شبیه یک آرامگاه!

برخی که تا حدی از سرگذشت این بنا اطلاع دارند میگویند که زمین این بنا در میان دعوای بین سازمان اوقاف و شهرداری چنین افتاده است.


بر اساس آنچه در روزنامه «اخگر» مورخ آبان ۱۳۰۹ نوشته شده، بنا بوده است که بین پل خواجو و سیوسه پل برای این شاعر آرامگاهی ساخته و گور او به آنجا منتقل شود که خیابان واقع در آن مسیر به همین سبب «کمال» نام گرفت اما پس از گذشت سالها هنوز مزار او منتقل نشده است.
بخش مربوطه در روزنامه «اخگر» مورخ آبان ۱۳۰۹ که در پی میآید:
«همان طوری که از جدیت حکمران محترم اصفهان انتظار میرفت و بالاخره مسأله مقبره کمال اسماعیل از مرحله حرف قدم در دایره عمل گذارده، و اخیراً بر حسب صوابدید معظمالیه مقرر شده است که مقبره آن سرمایه افتخار اصفهان و اصفهانی از جوباره که به مناسباتی ساختمان آن صورت پذیر و مقتضی نبود به خیابان جدید دنبال رودخانه واقع بین پل چهارباغ و پل خواجو، که یکی از بهترین خیابانهای اصفهان خواهد شد، منتقل شود و در قسمت زمینی که در اول خیابان مذبور بایر افتاده و متعلق به اداره بلدیه است، بنای زیبای قشنگی ساختمان و خاک قبر کمال الدین به عمارت جدید انتقال یابد.
گرچه زمینی که انتخاب شده تا حدی قلت وسعتش متناسب با بنای مقبره آن شاعر عظیمالشأن نیست ولی اهمیت موقع و محل آن جبران کسر را میکند. مقبره جدیدالبنا دارای باغچه، گلکاری زیبا و عمارت مخصوصی جهت کتابخانه و قرائت خانه خواهد شد و به همین جهت همه روزه مطاف صدها افراد اهالی این شهر شده و رونق و ابهت مخصوصی به خود خواهد گرفت. مخصوصاً برای مزید خدمت به ابقای نام آن شاعر بزرگوار در نظر گرفته شده است که همین خیابان مهم نیز به نام «کمال اسماعیل» منسوب و موسوم شود.»
کمالالدین اسماعیل بن محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاقالمعانی، شاعر سبک عراقی نیمه نخست قرن هفتم هجری، و آخرین قصیدهسرای بزرگ ایران در اوایل حمله مغول است که در گیرودار هجوم و قتلعامهای آنان از میان رفت.
از آثار او میتوان به «دیوان اشعار»، «رساله فی وصف القرین» به عربی که میکروفیلم آن در کتابخانه دانشگاه تهران موجود است، «رساله فی العشق المجازی و الحقیقی» به فارسی و بیشتر به نظم که میکروفیلم آن در دانشگاه تهران موجود است، «رساله القوس یا رساله قوسیّه» به عربی، «سوگندنامه» و … اشاره کرد.
انتهای پیام

خانه رسولیان مربوط به دوره قاجار است و در یزد واقع شده است و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ماه ۱۳۷۵ بعنوان یکی از اثرهای ملی ایران به ثبت رسیده است.
این خانه نخست کاربری مسکونی داشت، ولی در سال ۱۳۶۸ بصورت وقف در اختیار دانشگاه یزد قرار گرفت و بعد از این که بازسازیهایی در آن انجام گرفت، تبدیل به بخشی از دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه یزد گردید و هم اکنون هم یک محیط علمی و آموزشی به شمار میرود.
این مجتمع هنرى، گذشته از نقش آموزشى و پژوهشى آن، تابحال محل برگزارى سمینارهاى گوناگون علمى و پذیراى شخصیت هاى داخلى و خارجى بوده است.

ویژگیهای خانه رسولیان:
خانه تاریخی رسولیان از دو بخش اندرونی و بیرونی تشکیل شده است. قسمت بیرونی خانه شامل حوضخانه، تالار، زیرزمین، بادگیر و اتاق ارسی میشود. بخش اندرونی هم که در واقع فضای خصوصی خانه محسوب میشود، از اتاقهای سه دری، پنج دری، بادگیر، تالار، کلاه فرنگی، ارسی و حیاط مشجر تشکیل شده است. خانه رسولیان داراى حمام سنتى است که حدفاصل حیاط بیرونى و اندرونى قرار دارد.
در قسمت اندرونی خانه هم حیاطی وجود دارد که حیاط اندرونی نام دارد. این حیاط که بخش خصوصی خانه محسوب میشود، حوضی وسیع در وسط خود دارد و با درختان اطرافش زیبایی خاصی به خود گرفته است.
در این خانه یک آرامگاه وجود دارد. این آرامگاه مربوط به مرحوم استاد محمد کریم پیرنیا است. ایشان که در سال ۱۲۹۹ چشم به جهان گشودند به دلیل تحقیقات فراوانی که در زمینه معماری سنتی ایران داشتند و همچنین تلاش بسیارزیادی که برای زنده نگه داشتن این معماری با نوشتن مقالههای بسیار داشتند، بعنوان پدر معماری سنتی ایرانی شناخته میشوند. ایشان در سال ۱۳۷۶ به دیار حق شتافته و آرامگاه ایشان بر طبق وصیت او در بنای خانه رسولیان انجام داده شد.

آدرس خانه رسولیان:
یزد، خیابان امام خمینی، محله سهل بن علی، کوچه شهید صدوقی
منبع:بیتوته

به گزارش خبرنگار این شبکه در حال حاضر این منطقه که از آخرین مناطق تحت کنترل مخالفان دولت اسد است جمعیت زیادی ندارد و بیش از آنکه با مردم روبهرو شویم گربهها را در خیابانهای شهر میبینیم.
او در گزارش خود آورده است: به طور مثال صلاح جعار ۳۲ ساله که برای در امان ماندن از حملات هوایی زیر یک ساختمان پناه گرفته یک جین گربه را هم در کنار خود میبیند که آنها هم ظاهراً برای در امان ماندن از حملات هوایی پناه گرفتهاند.
این شهروند سوری میگوید: همین که جانور دیگری هم در کنار من است به نحوی احساس امنیت میکنم.


مریم ارباب که سالها در حوزه صنایع دستی سفالی استان سیستان و بلوچستان فعالیت میکرد، به گفته برخی از فعالان این حوزه آخرین استادکار سفال فنوچ (از هنرهای سنتی و باستانی استان) بود.
او که از هنرمندان قدیمی و روستانشین بود، درحالی دار فانی را در روز چهارشنبه (۲۵ دیماه) وادع گفت که در هیاهوی سیل استان، کمتر کسی از این موضوع مطلع شد و حتی در پیگیریهای خبرنگار ایسنا برخی از مسئولان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان نیز در جریان نبودند.
محمد بهروز عیسی زهی – معاون صنایع دستی سیستان و بلوچستان – در گفتوگو با ایسنا این خبر را تایید و ضمن عرض تسلیت، اظهار کرد: مریم ارباب از هنرمندان قدیمی استان و ساکن روستای فنوج بود. او یکی از هنرمندان سفالگر قدیمی سیستان و بلوچستان و از مربیان خوب ما بود.
انتهای پیام


در گفتوگویی که ایسنا ۲۵ آبان ماه با ناصر طاهری، معاون اداره کل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری استان اصفهان داشت، وی درباره قدمت کاشیهای این گنبد اظهار کرد: هیچ گنبدی امروز با همان کاشیهای صفوی وجود ندارد، چون تقریباً هر ۵۰ سال یکبار مرمت و بازسازیشده است. حتی نقش کاشیهای ۱۵۰ سال پیش مسجد امام هم با نقش کاشیهای فعلی آن فرق دارد و بههرحال بهمرورزمان کاشیها نوسازی میشوند.
فریبا خطابخش، مدیر پایگاه میراث جهانی نقشجهان نیز اگرچه در بخشی از صحبتهای خود در همان گفتگو برای توضیح شیوه مرمت دو ترک از گنبد مسجد شیخ لطفالله اعلام کرد گنبد مسجد شیخ لطفالله، قبلاً هم مرمتشده بود و کاشیهای آن صفوی نبودند، در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: کاشیها صفوی بود و ما نمیخواستیم آنها را نو کنیم بلکه میخواستیم مرمت کنیم.
البته خانم خطابخش در روزی که خبرنگاران و اهالی رسانه را برای بازدید از گنبد مسجد شیخ لطفالله روی این گنبد دعوت کرده بود نیز بر همین اظهارنظر دوم خود تأکید کرد و گفت: ۹۵ درصد کاشیهای ترک مرمتشدۀ گنبد همان کاشی اصل صفوی است و چیزی اضافه نشده بلکه آنچه اضافهشده کاشیهایی است که ریخته یا تخریبشده و دیگر قابلاستفاده نبوده است.
ایسنا در رابطه با این اظهارنظرهای متفاوت، چهارم آذرماه از عبدالله جبل عاملی، مدیرکل سابق اداره کل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری اصفهان درباره قدمت کاشیهای گنبد مسجد شیخ لطفالله سؤال کرد و وی در پاسخ به سؤال ایسنا با رد سخن معاون میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری اصفهان که اعلام کرده بود «کاشیِ هیچ گنبدی صفوی نیست» اعلام کرد: این حرف درست نیست. شاید درباره مسجد امام که سه بار کاشیهای آن برچیده و دوباره ساختهشده درست باشد اما گنبد شیخ لطفالله همیشه موضعی مرمتشده و نمیتوان گفت که کاشیِ صفوی نداشته است.
و اما فریدون اللهیاری، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری اصفهان، آخرین فردی بود که درباره قدمت کاشیهای گنبد مسجد شیخ لطفالله اظهارنظر کرد. او ۲۵ دیماه در گفتگو با بخش خبری ساعت ۲۰ شبکه چهارم سیما گفت: به استحضار برسانم که بخش عظیمی از کاشیها و آجرهای گنبد در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی از بین رفته بود و سال ۱۳۱۳ تا ۱۳۱۵ مرمت کاملی روی این گنبد انجام شد. اکنون بخش مهمی از آجرها و کاشیهای گنبد شیخ لطفالله از دوره پهلوی اول است که اوایل دهه شصت نیز مجدداً با توجه به آسیبدیدگیهایی که مشاهده شد، سعی کردند بهصورت موضعی روی گنبد مرمتهایی را انجام بدهند.
وی با اشاره به مرمتی که از سال ۱۳۹۷ بر روی این گنبد آغازشده و اکنون مورد بحث است، تأکید کرد: در دو ترک مرمتشده بیش از ۹۵ درصد آجرها و کاشیهای سطح گنبد همان آجرها و کاشیهای دوره پهلوی بوده که دوباره بهکاربرده شده و شاید فقط ۵ درصد به علت از بین رفتن و ریختگیها بهتازگی ترمیمشده باشد اما عمده همان است.
اکنون و با این تناقضها، این سؤال به وجود میآید که بالاخره کاشیهای گنبد مسجد شیخ لطفالله صفوی بوده یا پهلوی؟
حسین مصدق زاده (متولد ۱۳۰۴) که به همراه مرحوم استادمحمد مصدق زاده، در دورۀ پهلوی مرمت گنبد شیخ لطفالله را بر عهده داشته، در این رابطه به ایسنا گفت: در آن زمان کاشیهای دو ترک از گنبد که آسیب بیشتری دیده بود بهطور کامل برچیده و کاشیهای قدیمی که سالم بودند مجدداً استفاده شد. موارد کمبود هم با کاشیهای نو به همان سبک قدیم بازسازی شد. ضمن اینکه سایر قسمتهای گنبد هم که آسیب کمتری دیده بود بهصورت موضعی مرمت شد.
بدیهی است، اگر بنا به تأکیدات مکرر مسئولان اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اصفهان، مطالعات دقیقی پیش از مرمت اخیر گنبد شیخ لطف الله انجام شده باشد، نباید شاهد چنین اظهارنظرهای متفاوت و متناقضی در بحث تعیین قدمت کاشیهای این گنبد باشیم.
انتهای پیام


«علی اصغر صمدیانی یزد» به دنبال انتشار تصاویری از تخریب بافت تاریخی در مجاورت مسجد جامع یزد در گفتوگو با خبرنگار ایسنا، با اشاره به این که این تصویر مربوط به عملیات خاکبرداری در بافت تاریخی است، اظهار کرد: در این محل تنها ابزار خاکبرداری، ماشینهایی کوچک مخصوص این عملیات است.
این مسئول اطمینان داد که این ماشینها آسیبی به بافت تاریخی شهر وارد نمیکنند و عملیات خاکبرداری با دقت لازم انجام میشود.
صمدیانی در پایان نیز از نظارت یگان حفاظت اداره کل میراث فرهنگی بر این بافت خبر داد و گفت: خوشبختانه جامعه یزد در حال رشد و ارتقا در زمینه اطلاعرسانی و حفاظت از این بافت جهانی است.
انتهای پیام


«علی اصغر صمدیانی یزد» به دنبال انتشار تصاویری از تخریب بافت تاریخی در مجاورت مسجد جامع یزد در گفتوگو با خبرنگار ایسنا، با اشاره به این که این تصویر مربوط به عملیات خاکبرداری در بافت تاریخی است، اظهار کرد: در این محل تنها ابزار خاکبرداری، ماشینهایی کوچک مخصوص این عملیات است.
این مسئول اطمینان داد که این ماشینها آسیبی به بافت تاریخی شهر وارد نمیکنند و عملیات خاکبرداری با دقت لازم انجام میشود.
صمدیانی در پایان نیز از نظارت یگان حفاظت اداره کل میراث فرهنگی بر این بافت خبر داد و گفت: خوشبختانه جامعه یزد در حال رشد و ارتقا در زمینه اطلاعرسانی و حفاظت از این بافت جهانی است.
انتهای پیام