گپ و گفت خواندنی با یکی از کارگزاران رژیم پهلوی در مورد امام خمینی: یک پاپاسی از وجوهات را جابجا نمی کرد/امام خمینی در حد پاپ است
نصیر عصار، معاون نخست وزیر و رئیس سازمان اوقاف بین سال های ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۰ و همچنین معاون سیاسی وزارت خارجه از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ بوده است. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی از ایران رفت و سال ۱۳۶۱ در شهر واشنگتن، طی مصاحبه ای با اردشیر آق اولی کارنامه و خاطرات خود از دوران مسئولیت را مرور کرده است.
از جمله سخنان جالب توجه این کارگزار رژیم پهلوی، اذعان به اجتهاد و ساده زیستی امام خمینی(س) است. او مؤکدا بیان می کند که انقلاب اسلامی دفعتا واقع نشده و نتیجه سیر تدریجی علاقه مردم ایران به آیت الله {امام} خمینی است. در ادامه بخشی از این مصاحبه را که در کانال تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران منتشر شده، می خوانید:
آقای {امام} خمینی در حدود سال ۴۲ که تبعید شد در چه مرحله ای بود؟ تا جایی که اطلاع دارید.
بسیاری از مراجع تقلید یا اصلا وارد این مرحله نشده اند و یا از حدود مقدمات تجاوز نکرده اند؛ ولی ایشان خیلی بیشتر از مقدمات تجاوز کرده است. یکی از اساتید ایشان را هم، که خودش مرد فاضل و ملّای مسلمی بود و من هم به ایشان ارادت بسیار داشتم چون خیلی مرد ملّایی بود، مرحوم آیت الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی(رحمت الله علیه) بود. یکی از بهترین اساتید و معلمین حکمت و فلسفه و فرهنگ اسلامی در دوره ما است. این مرد استاد آقای خمینی بوده و آقای خمینی هم خیلی پیش ایشان درس خوانده است. بنابر این از لحاظ علمی هیچ کس نمی تواند بر آقای{امام} خمینی ایراد بگیرد.
در دوران ۱۴ ساله ای که آقای خمینی در تبعید بود، تا حدی که اطلاعات جمع آوری داشته باشید، ایشان به چه نحوی گذران زندگی می کرد و به چه نحوی می توانست به تدریج توسعه یک نفوذی را ایجاد کند؟
تا آنجا که بنده اطلاع دارم و جسته گریخته شنیده ام، من دوستان مختلفی در رده های مختلف داشته ام. خود من بچه محله بازار تهران هستم. در بازار به دنیا آمده ام و زندگی کرده ام. دوستان بازاری و غیر بازاری از بچگی زیاد داشته ام. در مراحل مختلفی که آمده ام بنده همه جور رفیق در زندگی ام داشته ام و دارم. بنابر این بر خلاف خیلی از همکاران دولتی بی اطلاع نیستم که زندگی معینی داشتند و در یک جای معینی در اجتماع بوده اند. همه جای اجتماع بوده ام.
در موقعی که نجف و تبعید بوده اند، ایشان مثل همه مراجع کوچک ترین و ارزان ترین زندگی ممکن را داشته اند. میلیون ها پول دست آنها می آید و می رود و یک پاپاسی از آن را جا به جا نمی کنند. تمام چیزی که به «سهم امام» معروف است پولی مال آنها است و طبق موازین شرعی از شیر مادر هم برای آنها حلال تر است. ولی تمام این پول از یک طرف می آید و از یک طرف دیگر می رود. آدمی که در حد پاپ است، زندگی او در حد ارزان ترین زندگی است. البته بعضی از آنها کارهای تجارت، صنعت و زراعت می کردند. ولی مرجع تقلیدی که معیشت او از وجوهات است، اقلّ معیشت را دارند؛ در کوچکترین خانه زندگی می کنند و تمام زندگی آنها جز یک خورد و خوراک مختصر یا به اصطلاح خودشان «یک نان و پنیر طلبگی»، هیچ چیزی نیست.
ایشان به تدریج و یا شاید دفعاتا و آنی موفق شد که این مقدار نفوذ برای خودش ایجاد کند؟
اولا دفعتا نبود و به قول شما به تدریج بود و تدریجش هم خیلی ساده است. اصولا نفوذشان ساده است. ما یک دقیقه مثل همه شرقی ها فکر نکنیم. اگر مسائل را از مجاری طبیعی خودش نگاه کنیم، مسأله روشن می شود. آقای {امام} خمینی مرد شجاعی است؛ ضمنا، معتقد به حرف هایش هست. اگر این مطالب را روی هم بریزید جواب شما آماده می شود. دو، سه نطقی که در قم در بحبوحه اصلاحات {ارضی} زده را بعد از پانزده، شانزده سال هم که می خوانم می گویم با سر و جانش بازی کرده است. آن هم در مملکتی که شجاعت علی بن ابیطالب(ع) مردم را جذب کرده است. در حالی که علی بن ابیطالب(ع) فصیح ترین آدمی است که عرب به خودش دیده است. به طوری که دشمنانش اذعان کرده اند.
وقتی یزید خواست جلوی صحبت حضرت زینب(ع) را بگیرد، گفت این دختر علی(ع) است، اگر حرف بزند تمام دستگاه را بر هم می زند. هرکسی از چنین آدمی خوشش می آید.
بعضی جاها نوشته اند، البته راست و دروغش چه باشد را نمی دانم، ولی می گفتند که در آن گیر و دار تحولات و یا تکوین انقلاب یکی از نخست وزیران آن دوران این را گفت.
گفتند در بودجه دولت مبلغی بوده است که اگر اشتباه نکنم محمدرضا شاه در کتابش رقمش را هم داده است. این بودجه در اختیار شخص رئیس دولت بوده و آن را در میان بعضی از روحانیون تقسیم می کرد و ظاهرا {مبلغ} این بودجه را زده اند. ظاهرا این قضیه درست است. برای اینکه محمدرضا شاه هم در کتابش اشاره کرده است. من هم تعریفش را از جاهای دیگر شنیدم. ولی به شما عرض می کنم که دادن این پول کمکی به تعدیل روحانیت نمی کرد و قطع کردنش هم هیچ تأثیری در داستان انقلاب نداشت.
یک چیزی را من بگویم. اگر این پول ۱۰ برابر این هم بود، باز بنده و جنابعالی همین جایی بودیم که الآن نشسته ایم. یعنی آن داستان دیگری است و به انقلاب ایران مربوط نیست. داستان انقلاب ایران به این صحبت ها ارتباطی ندارد. ضمن اینکه در عین حال یک ارتباط هم دارد. اگر سازمان اوقاف موفق شده بود به صورت رضایت روحانیت را جلب کند، طبعا اوضاع فرق می کرد. ولی چند اشکال در آن راه بود. این را بنده به عنوان وظیفه ای که برای خودم می دانستم اینجا برای شما اشاره می کنم. زمان من بود و بعد از من هم بود و بعد از من بدتر هم شد.
اشکال اول قضیه روحی بود. اصولا در مملکت یواش یواش تقسیمی پیدا شده بود و آن تقسیم طبقه روشنفکر و بقیه جامعه بود. یواش یواش صفت ممیزه این طبقه روشنفکر از بقیه این شده بود که به دین و دستگاه روحانیت کم عقیده و یا احیانا بی عقیده شده بود. در نتیجه بقیه توده مملکت که دنبال روحانیت و مذهب و مسجد بودند نسبت به ما که جور دیگری فکر می کردیم و ارزش های دیگری یواش یواش برای ما پیدا شده بود و هدف های دیگری داشتیم و نسبت به ما بیگانه شدند و با کمال تأسف بنده شخصا آنچه که سعی کردم به جایی نرسید. برای اینکه من و جانشینانم خلاف جریان جامعه شنا می کردیم.
تنها کاری که بنده توانستم در آن موقع انجام بدهم برنامه درس دادن بود که آخوندهای سطح دو را جمع کنیم و چیزهایی به آنها بدهیم و کمک هایی هم به معاش و زندگی آنها کرده باشیم. ابتدای کار هم مقداری کلاس این طرف و آن طرف برای طلبه های جوان درست کردم که غیر از درس هایی که در ۵۰۰ سال اخیر همان مطالب و همان درس ها و کتاب ها است، بدون اینکه با اقتضائات روز تطبیق داده شود، این طلبه ها اقتضائات روز را در کلاس های ما بخوانند.
البته چون روحانیت در قم این را به عنوان دهان کجی به خودش تلقی کرد، ما از آن منصرف شدیم. ولی مقداری از این کلاس ها درست کردم و چند معلم هم برای آنها گذاشتم که حقوق مدنی بخوانند. آن وقت فقه می خواندند اما حقوق مدنی که از فقه اقتباس شده را نمی خواندند. مثلا غیر از مسائلی که در فقه می خوانند و بیشترش روی عبادیات و حج و از این حرف ها است، قانون تجارت داریم که عین مبحث تجارت در فقه هم هست. آخوند باید این را بفهمد که باز شود. قاعده ای که مثلا راجع به شرکت حاج محمدحسن کمپانی و پسران است، راجع به جنرال موتورز جور دیگری است و یک ذره فرق دارد.
این نکته را هم بگویم، برای اینکه خلاف این و یا لااقل غیر از این را همه جا شنیده اید. فقه اسلامی، همان جوری که از وظیفه اش پیدا است، باید از حالا تا قیامت را جوابگو باشد. اما در فقه اسلامی به اصول و کلیاتی دست می یابید که ژنی یا جنبه الوهیت است.
رئیس بانک مرکزی از رفع توقیف ۱.۶ میلیارد دلار به روحانی گزارش داد
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، حجتالاسلام حسن روحانی در گفتگو با رئیس کل بانک مرکزی ضمن دریافت گزارشی از روند درخواست وام از صندوق بین المللی پول، بار دیگر با رد هرگونه تبعیض بین ایران و دیگر کشورها، تصریح کرد: صندوق بینالمللی پول در این شرایط سخت باید بدون تأثیر پذیری از شیطنتهای دشمنان ملت ایران، به وظیفه خود نسبت به تعهدات بینالمللی عمل کند.
عبدالناصر همتی در این گفتگو اقدامات انجام گرفته را تشریح و اعلام کرد که درخواست، در مرحله طرح در هیأت اجرایی صندوق است و ما مصمم به پیگیری آن هستیم.
رئیس کل بانک مرکزی در این گفتوگو گزارشی را از نحوه پیگیری استفاده از منابع بانک مرکزی در بانکهای خارج از کشور و سایر منابع در دسترس برای تأمین نیازهای مردم بهویژه مواد مورد نیاز در مبارزه با کرونا، ارائه کرد.
وی همچنین در این گفتگو از موفقیت حقوقی ایران در رفع توقیف یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار منابع بانک مرکزی در «کلیر استریم لوکزامبورگ»، گزارش داد.
پروژههای آب و برق و انرژی طبق برنامه مورد بهرهبرداری قرار بگیرد
پروژههای آب و برق و انرژی طبق برنامه مورد بهرهبرداری قرار بگیرد
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاستجمهوری، حجتالاسلام روحانی در گفتگو با وزیران نفت و نیرو، ضمن دریافت گزارشی از روند اجرای طرحهای مرتبط با این دو وزارتخانه تاکید کرد که پروژههای زیربنایی در حوزه فعالیت این دو وزارتخانه در شرایط جدید، طبق برنامه باید مورد بهره برداری قرار بگیرد.
حجتالاسلام حسن روحانی با توجه به نامگذاری سال جاری از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان سال”جهش تولید”، نقش طرحهای این دو وزارتخانه از جمله در حوزه آب و برق و انرژی را در توسعه بخشهای مختلف اقتصادی کشور، محوری و بسیار با اهمیت خواند و بر بهرهبرداری از طرحهای بزرگ در این حوزهها طبق زمانبندیهای تعریف شده، تاکید کرد.
روحانی همچنین به وزیر نفت دستور داد در روند اتمام پروژه لوله نفت از گوره به جاسک تسریع شود تا این طرح هر چه سریعتر به بهرهبرداری برسد.
رئیسجمهور همچنین ضمن قدردانی از تلاش بی وقفه پرسنل وزارتخانههای نفت و نیرو برای تأمین نیازهای کشور در حوزه انرژی در روزهای مبارزه با کرونا، اظهار داشت: حفظ سلامت کارکنان فعال در حوزههای تولید و خدمت رسانی به مردم، اولویت نخست است و پروتکلهای بهداشتی باید به دقت در همه بخشهای این وزارتخانهها رعایت شود.
بیژن زنگنه وزیر نفت در این گفتوگو، گزارشی را از وضعیت بازار جهانی و قیمت نفت و مباحثی که قرار است امروز به صورت ویدئو کنفرانس بین وزرای انرژی کشورهای صادرکننده گاز مطرح شود، ارائه کرد.
رضا اردکانیان وزیر نیرو نیز در این تماس تلفنی، با تاکید بر اجرای دقیق دستورات رئیس جمهور در خصوص بهرهبرداری از پروژههای زیربنایی آب و برق طبق برنامه و رعایت دقیق پروتکلهای بهداشتی در همه بخشهای وزارتخانه، گزارشهایی را از روند اجرای طرحهای صنعت آب و برق و پروژههای شبکههای آبیاری و زهکشی ارائه کرد.
ضدعفونی کردن معابر قم از سوی نیروهای حشدالشعبی صحت دارد؟
چند روز پیش خبرگزاری اعلام کرده بود جمعی از جوانان الحشدالشعبی عراق که در شهر قم مشغول به تحصیل دروس حوزوی در جامعه المصطفی هستند، در اقدامی جهادی با توزیع مایع ضدعفونی کننده و همچنین گندزدایی از سطوح، در برخی از محلات قم به مبارزه با کرونا رفتند.
البته قبلا مسئولان بر پرهیز از موازی کاری درخصوص مقابله با کرونا و هماهنگی با ستاد ملی تاکید کرده بودند؛ به ویژه که مساله کرونا متفاوت از سیل است و وجه تخصصی و بهداشتی ماجرا اهمیت بیشتری دارد.
در همین رابطه سرهنگ پاسدار مهدی کبیریپور، معاون هماهنگکننده سپاه علیابنابیطالب(ع) قم درباره نهاد هماهنگکننده نیروهای داوطلب الحشدالشعبی برای ضدعفونی معابر قم، به ایرناپلاس میگوید: ابتدا باید تأکید کنم این افراد، عضو الحشدالشعبی نیستند، چراکه الحشدالشعبی خاص عراق است. اما اینها اعضای «شباب المقاومه» هستند. این گروه هم متشکل از اتباع عراقی و لبنانی ساکن قم است و در اموری از این قبیل و مسائل فرهنگی فعالیت و همکاری میکنند.
وی میافزاید: ضدعفونی معابر قم توسط این گروه نیز با هماهنگی بسیج قم بوده است. البته این گروه برای مقابله با کرونا تشکیل نشده است و از گذشته وجود داشته، اما به شکل نمادین برخی از معابر شهر را ضدعفونی کردند تا برد رسانهای لازم را نیز داشته باشد.
ضدعفونی کردن معابر قم از سوی نیروهای حشدالشعبی صحت دارد؟
چند روز پیش خبرگزاری اعلام کرده بود جمعی از جوانان الحشدالشعبی عراق که در شهر قم مشغول به تحصیل دروس حوزوی در جامعه المصطفی هستند، در اقدامی جهادی با توزیع مایع ضدعفونی کننده و همچنین گندزدایی از سطوح، در برخی از محلات قم به مبارزه با کرونا رفتند.
البته قبلا مسئولان بر پرهیز از موازی کاری درخصوص مقابله با کرونا و هماهنگی با ستاد ملی تاکید کرده بودند؛ به ویژه که مساله کرونا متفاوت از سیل است و وجه تخصصی و بهداشتی ماجرا اهمیت بیشتری دارد.
در همین رابطه سرهنگ پاسدار مهدی کبیریپور، معاون هماهنگکننده سپاه علیابنابیطالب(ع) قم درباره نهاد هماهنگکننده نیروهای داوطلب الحشدالشعبی برای ضدعفونی معابر قم، به ایرناپلاس میگوید: ابتدا باید تأکید کنم این افراد، عضو الحشدالشعبی نیستند، چراکه الحشدالشعبی خاص عراق است. اما اینها اعضای «شباب المقاومه» هستند. این گروه هم متشکل از اتباع عراقی و لبنانی ساکن قم است و در اموری از این قبیل و مسائل فرهنگی فعالیت و همکاری میکنند.
وی میافزاید: ضدعفونی معابر قم توسط این گروه نیز با هماهنگی بسیج قم بوده است. البته این گروه برای مقابله با کرونا تشکیل نشده است و از گذشته وجود داشته، اما به شکل نمادین برخی از معابر شهر را ضدعفونی کردند تا برد رسانهای لازم را نیز داشته باشد.
گزارش سازمان منع تسلیحات شیمیایی یک رسوایی دیگر به بار آورد
گزارش سازمان منع تسلیحات شیمیایی یک رسوایی دیگر به بار آورد
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از العهد، وزارت خارجه سوریه با صدور بیانیه ای اعلام کرد که گزارش سازمان منع گسترش تسلیحات شیمیایی درباره استفاده از مواد سمی در منطقه اللطامنه در سال ۲۰۱۷ بر اساس اطلاعات دروغین و ساختگی تدوین شده است.
در این بیانیه تاکید شده است: این گزارش با هدف وارونه جلوه دادن حقایق و متهم کردن دولت سوریه ارائه شده است. در این گزارش از منابع دروغین وابسته به تشکیلات تروریستی جبهه النصره و گروه تروریستی کلاه سفیدها با هدف اجرای اهداف آمریکا و ترکیه و برخی از کشورهای غربی استفاده شده است.
در ادامه این بیانیه آمده است: سوریه به شدت گزارش سازمان مذکور را محکوم کرده و اعلام می دارد که هرگز از گازهای سمی در این منطقه و یا هیچ منطقه دیگری در سوریه استفاده نکرده است. این گزارش یک رسوایی دیگر برای سازمان منع گسترش تسلیحات شیمیایی به شمار می رود.
لازم به ذکر است که نهادهای بین المللی تحت فشار آمریکا و کشورهای غربی همواره با استناد به مدارک دروغین به دنبال متهم کردن دولت سوریه در این خصوص هستند.
گزارش سازمان منع تسلیحات شیمیایی یک رسوایی دیگر به بار آورد
گزارش سازمان منع تسلیحات شیمیایی یک رسوایی دیگر به بار آورد
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از العهد، وزارت خارجه سوریه با صدور بیانیه ای اعلام کرد که گزارش سازمان منع گسترش تسلیحات شیمیایی درباره استفاده از مواد سمی در منطقه اللطامنه در سال ۲۰۱۷ بر اساس اطلاعات دروغین و ساختگی تدوین شده است.
در این بیانیه تاکید شده است: این گزارش با هدف وارونه جلوه دادن حقایق و متهم کردن دولت سوریه ارائه شده است. در این گزارش از منابع دروغین وابسته به تشکیلات تروریستی جبهه النصره و گروه تروریستی کلاه سفیدها با هدف اجرای اهداف آمریکا و ترکیه و برخی از کشورهای غربی استفاده شده است.
در ادامه این بیانیه آمده است: سوریه به شدت گزارش سازمان مذکور را محکوم کرده و اعلام می دارد که هرگز از گازهای سمی در این منطقه و یا هیچ منطقه دیگری در سوریه استفاده نکرده است. این گزارش یک رسوایی دیگر برای سازمان منع گسترش تسلیحات شیمیایی به شمار می رود.
لازم به ذکر است که نهادهای بین المللی تحت فشار آمریکا و کشورهای غربی همواره با استناد به مدارک دروغین به دنبال متهم کردن دولت سوریه در این خصوص هستند.
کروناافسانه دهکده جهانی را شکست/غربگرایان ازغرب وحشی عبرت بگیرند
کروناافسانه دهکده جهانی را شکست/غربگرایان ازغرب وحشی عبرت بگیرند
احمد علیرضابیگی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد خوی وحشیگری در غرب و واکنش غرب به بحران کرونا گفت: با شیوع این بحران و واکنشهایی که جهان غرب داشت، افسانه دهکده جهانی منتفی شد و تئوری جهان به هم پیوسته کاملاً شکست خورد.
نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: غربیها فهمیدند که اگر پایش بیفتد، ایالات متحده حاضر است بین اروپا و آمریکا دیوار بکشد. رفتارهای ترامپ، چهره عریان جامعه آمریکا است.
وی افزود: شاید غربگرایان حرفهای ما را قبول نکنند اما امروز هیچ مانعی برای درک واقعی چهره کریه غرب وجود ندارد و اگر افرادی منکر این واقعیت هستند، خود را به خواب زدهاند و هیچگاه بیدار نخواهند شد.
عضو شورای مرکزی فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس در خصوص تلاشهای دولت برای کمک گرفتن از غرب و جامعه بینالملل جهت مبارزه با بیماری کرونا گفت: آمریکا و غرب چندینبار امتحان خود را پس دادهاند اما به نظر میرسد غربگرایان نمیخواهند این واقعیت را بپذیرند. ترامپ با نقض مکرر برجام، تمام سرمایه غربگرایان را به آتش کشید اما متأسفانه طیف سیاسی غربگرایان هنوز حاضر نیستند از اندیشه خود دست بکشند.
وی با تأکید بر اینکه تجربه تاریخی دشمنی غرب و آمریکا با ایران را با گرانترین قیمت به دست آوردیم، گفت: حیات و ممات غربگرایان به تلاش برای برقراری رابطه با آمریکا و اروپاست بنابراین تلاش دارند تا به این تفکر تنفس مصنوعی بدهند.
با شرایط موجود همراهی می کنیم/ضرورت خروج نظامیان آمریکایی از عراق
با شرایط موجود همراهی می کنیم/ضرورت خروج نظامیان آمریکایی از عراق
به گزار خبرگزاری مهر به نقل از سومریه نیوز، قیس الخزعلی، دبیر کل جنبش عصائب اهل الحق عراق تاکید کرد که نقض قانون اساسی توسط رئیس جمهور این کشور باعث شد یک ماه کامل از عمر دولت عراق از بین برود.
وی در ادامه افزود: ما تصمیم گرفته ایم با شرایط موجود همراهی کنیم. اگر نگوییم یک اجماع سیاسی ولی یک توافق در میان گروه های شیعه بر سر نامزد جدید به دست آمده است.
الخزعلی تصریح کرد: موضع گیری ما در قبال ضرورت خروج نظامیان آمریکایی از عراق هم چنان ثابت است.
لازم به ذکر است که برهم صالح رئیس جمهور عراق امروز مصطفی الکاظمی را بعد از انصراف عدنان الزرفی به عنوان مأمور تشکیل کابینه جدید معرفی کرد.
صوفی: در ۱۴۰۰ اگر کاندیدای اصلاحطلب داشتیم، شرکت میکنیم
کیاوش حافظی: بین انتخابات مجلس تا ریاست جمهوری فاصله آنقدر کوتاه است که جریانات سیاسی خیلی فرصت ندارند به اهداف بلندمدت فکر کنند. در شرایط عادی آنها به فکر این هستند که چه کسی را کاندیدای خود در انتخابات بعدی کنند تا از قدرت فاصله نگیرند.
اصلاح طلبان در همین شرایط عادی مشکل خود را دوچندان می بینند، چرا که دغدغه آنها برای عبور از فیلتر شورای نگهبان بیش از رقبا بوده است. فکر کردن درباره این معادلات در شرایط عادی رخ می دهد. حالا که شرایط کرونایی شده شاید آنها بیش از رقبا تحت تاثیر قرار بگیرند مخصوصا حالا که از راهیابی به مجلس یازدهم بازمانده اند و کرونا فرصت گردهم آمدن شان برای برنامه ریزی برای انتخابات ۱۴۰۰ را از آنها سلب کرده است.
علی صوفی، وزیر دولت اصلاحات و عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان معتقد است با ادامه پیدا کردن کرونا در کشور شاید اصلا مصلحت نباشد که انتخابات ۱۴۰۰ برگزار شود. انتخابات که بدون برپایی ستاد انتخاباتی و میتینگ شدنی نیست.
وی با تاکید براینکه در ۱۴۰۰ هم به مانند انتخابات ۹۸ باید کاندیدای یکدست اصلاح طلب را مدنظر داشت به خبرآنلاین می گوید بدنه رأی اصلاحات دیگر به کاندیدای اجاره ای رأی نمی دهد.
خبرآنلاین با این فعال سیاسی اصلاح طلب در ارتباط با وضعیت اصلاح طلبان تا انتخابات ۱۴۰۰ گفت و گو کرده است که متن آن را در ادامه می خوانید.
***********
آقای صوفی،می توان انتظار داشت کلید انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ درهمین سال ۹۹ زده شود.اصلاح طلبان به رغم پیروزی در سه انتخابات۹۲، ۹۴ و ۹۶ در انتخابات دوم اسفند موفق نبودند.حتی آقای خاتمی که در ادوار گذشته از تصمیمات توسط شورای عالی اصلاح طلبان حمایت می کرد در این دوره پشت هیچ لیستی نایستاد. جبهه اصلاحات در سطح کلان هم مثل گذشته به میدان نیامد و حضور این جریان سیاسی در انتخابات به لیست چند تشکل سیاسی محدود شد. با توجه به انتقاداتی که در درون جریان اصلاح طلب به شورای عالی سیاستگذاری وجود دارد آیا این شورا به سبک و سیاق گذشته به فعالیت خود ادامه می دهد یا آنکه برای ادامه حیات جریان اصلاحات، فعالان سیاسی اصلاح طلب باید به فکر چاره دیگری باشند؟
شورای عالی سیاستگذاری در حال حاضر فعال نیست. بعد از انتخابات دوم اسفند ۹۸ دیگر جلسه ای نداشته است. شرایط فعلی [کرونایی] هم اجازه تشکیل جلسه نمی دهد. اینکه تا کی اوضاع به حالت عادی برگردد و شورای عالی سیاستگذاری جلسه تشکیل بدهد را الان نمی شود پیش بینی کرد.
شورای عالی سیاستگذاری به کار خود ادامه می دهد اما…
یعنی این شورا کماکان وجود دارد و مثل سابق فعالیت خواهد داشت؟
طبق آیین نامه شورای عالی سیاستگذاری، این شورا به کار خود ادامه خواهد داد. اما مثل گذشته نیست؛ بعد از هر دو دوره قبلی شورا -که شورای عالی سیاستگذاری برای انتخابات سال ۹۴ و انتخابات شورای شهر و ریاست جمهوری ۹۶ شکل گرفته بود – شورا بعد از انتخابات جلسات خود را تعطیل کرد و منتظر ماند تا دوباره مجوز فعالیت خود را از آقای خاتمی بگیرد و با ترکیب متفاوتی به فعالیت خود ادامه دهد.
کمااینکه ترکیب شورای سیاستگذاری اول با ترکیب شورای سیاست گذاری دوم متفاوت بود. ترکیب شورای عالی سیاستگذاری سوم هم که برای انتخابات ۹۸ شکل گرفت با شورای دوم تفاوت داشت. اما این بار آیین نامه ای در شورا تدوین و در آن تصریح شد که شورای عالی سیاستگذاری به کار خود ادامه خواهد داد و به این صورت ممکن است تغییری در ترکیب آن صورت بگیرد. بنابراین در حال حاضر ما بر اساس آیین نامه شورای عالی سیاستگذاری، این شورا را به رسمیت می شناسیم.
رئیس دولت اصلاحات با ادامه فعالیت شورای عالی سیاستگذاری موافق است؟
این که فعالیت این شورا ادامه پیدا خواهد کرد هم مورد تایید آقای خاتمی بوده؟ ایشان مطلبی در ارتباط با فعالیت این شورا گفته اند یا خیر؟
نه. هیچ مطلبی نگفته اند. البته من در جریان نیستم که ادامه فعالیت شورای عالی سیاستگذاری به تایید ایشان رسیده باشد. اما وقتی ادامه فعالیت شورا در شورای عالی مطرح می شود و با آن هیچ مخالفتی نمی شود معنایش این است که همه موافق ادامه فعالیت شورا هستند.
شاید برخی به شورایعالی اضافه و برخی کم شوند
از تغییر در ترکیب شورا صحبت کردید. در بین اصلاح طلبان انتقادات بسیار زیادی نسبت به عملکرد شورا و شخص آقای عارف – چه در مجلس و چه در خود شورا – وجود داشته این را پیش بینی می کنید که راس شورا تغییر کند؟
ببینید تغییر در ترکیب شورای عالی که خدمت شما عرض کردم در آیین نامه شورا نیامده است. آیین نامه فرض را بر این گذاشته است که همین ترکیب شورای عالی سیاستگذاری به فعالیت خود ادامه می دهد. من درباره احتمال تغییر در ترکیب صحبت کردم. این احتمال وجود دارد که تعدادی از شورا کم شوند و تعداد دیگری به آن اضافه شوند. اما هنوز این موضوع در آیین نامه نیامده و صحبتی هم نشده که ترکیب تغییر کند. در واقع من خواستم به این نکته تاکید کنم که اصل شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان به قوت خود باقی است.
در سالهای گذشته در بین اصلاح طلبان از سازوکارهای مختلفی صحبت می شد. یکی از ایده ها شکل گیری پارلمان اصلاحات بود. آیا موضوع جایگزینی نهاد دیگری به جای شورای عالی شدنی است؟
قبل از اینکه شورای عالی سوم تشکیل شود بحث پارلمان اصلاحات به موازات شورای عالی در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات مطرح بود. حزب ما (پیشرو اصلاحات) در سال ۹۷ حزبی تازه تاسیس بود و برای آن درخواست عضویت در شورای هماهنگی دادیم. این درخواست پذیرفته شد و به عنوان عضو اصلی که حق رای دارد به عضویت شورای هماهنگی درآمدیم. در نیمه اول سال ۹۷ که ما وارد شورای هماهنگی جبهه اصلاحات شدیم دیدیم یکی از مطالبی که در دستور کار قرار دارد پارلمان اصلاحات است.
پارلمان اصلاحات و شورایعالی سیاستگذاری در تعارض با هم نیستند
آن موقع هنوز شورای عالی سیاستگذاری سوم تشکیل نشده بود.در آیین نامه ای که برای پارلمان اصلاحات تدوین کرده بودند پارلمان اصلاحات به شورای عالی اصلاح طلبان تغییر نام داد اما کارش ناتمام ماند.یعنی کار آن به خاطر اختلاف نظرهایی که در ترکیب شورای عالی وجود داشت در رفت و برگشت و کش و قوس کمیته سیاسی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات باقی ماند. به این ترتیب شورای عالی سیاستگذاری پا گرفت. اما همانطور که عرض کردم در ترکیب این شورا تغییراتی وجود داشت. پارلمان اصلاحات و شورای عالی سیاستگذاری در تعارض با هم قرار نگرفتند و اینگونه نبود که موافقین پارلمان اصلاحات با تشکیل شورای عالی سیاستگذاری مخالفت کنند چرا که اساسا شورای هماهنگی جبهه اصلاحات که قبلا پایه گذار شورای عالی بود. همین شورای هماهنگی جبهه اصلاحات همچنان مصوب کرد که شورای عالی سوم هم باید مثل گذشته مورد حمایت قرار بگیرد.
جریان اصلاحات بیشتر در بخش انتخابی نقش ایفا می کند تا انتصابی
آقای صوفی ! سوالی که وجود دارد این است که شورای عالی سیاستگذاری توان این را دارد که در انتخابات ۱۴۰۰ نقش ایفا کند؟ آن هم با این وضعیت فعلی؟
جریان اصلاح طلب اولا در داخل نظام فعالیت می کند. ثانیا مبنای کار جریان اصلاح طلب قانون اساسی است؛ اصلاح طلبان بر اساس آن نظاره گر اوضاع و احوال هستند؛ این جریان و هرجا که ببیند که قانون اساسی در اجرا دچار مشکل می شود یا آنکه به طور یکسان و هماهنگ اجرا نمی شود وظیفه خود می دانند که با روش های خود دنبال برطرف شدن ایرادات باشند. این ایرادات می تواند از ناحیه هر قوه ای یا از کل حاکمیت باشد. البته رفع این ایرادات با ابزارهایی صورت می گیرد.
اولین ابزارهایی که می تواند به اصلاح طلبان کمک کند ابزارهایی است که در نهاد قدرت وجود دارد و بیشتر هم انتخابی است تا انتصابی چرا که در بخش انتصابی اصلاح طلبان نمی توانند نقش ایفا کنند. یکی از این ها قوه مجریه و دیگری قوه مقننه است. بنابراین عنصر دومی که اصلاح طلبان بعد از قانون اساسی به آن تکیه دارند خود مردم هستند. اگر قانون اساسی ملاک قرار می گیرد به این خاطر است که مردم در آن حقوقی دارند و این حقوق باید رعایت شود. به این ترتیب اصلاح طلبان با تکیه بر مردم سعی می کنند در نهادهای قدرت حضور پیدا کنند و تریبون هایی را در اختیار بگیرند و از طریق این نهادها بتوانند نقش اصلاح طلبانه خود را ایفا کنند.
بخش نظارتی حاکمیت میانه خوبی با اصلاح طلبان ندارد
اما در اینجا اصلاح طلبان برای اینکه در قدرت حضور پیدا کنند با یک سری موانع هم رو به رو هستند. بالاخره رکن بعدی حاکمیت است که آیا به اصلاح طلبان اجازه می دهد که خود را در معرض انتخاب مردم قرار دهند یا نه؟ تا الان نشان داده شده که ابزاری که الان در حاکمیت برای نظارت بر انتخابات وجود دارد میانه خوبی با اصلاح طلبان ندارد و هرجا که توانسته اصلاح طلبان را از کاندیداتوری و حضور در انتخابات بازداشته است. نمونه آن همین انتخابات مجلس یازدهم است که اساسا اصلاح طلبان را رد کردند. اصولگرایان اعم از تندرو یا میانه رو مشکلی ندارند، اما اصلاح طلبان با این مانع جدی مواجه هستند. اگر این موانع برطرف شود اصلاح طلبان همواره به دنبال ایفای نقش هستند.
مردم از عملکرد منتخبین اصلاح طلب خود راضی نیستند
یک مانع دیگری هم به وجود آمده است. متغیری که تاثیر اصلی در انتخابات را دارد خود مردم هستند. مردم هم از عملکرد منتخبین خود که توسط اصلاح طلبان در شرایط خاصی به آنها معرفی شده بودند راضی نیستند. اصلاح طلبان هم ناچارا به خاطر مانعی که از طریق حاکمیت برای حضور در قدرت برای آنها ایجاد شده بود و کاندیداهای اصلی اصلاح طلبان رد شدند این کاندیداها را معرفی کرده بودند.
اصلاح طلبان به دنبال جلوگیری از حاکمیت تندروها بودند
در سال ۹۲ اصلاح طلبان علی رغم اینکه آقای روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز که وابسته به جریان اصولگراست – و نه مجمع روحانیون مبارز – ایشان را معرفی کردند. آقای روحانی هیچ جا نگفته است که من اصلاح طلبم. به هرحال شرایط به گونه ای شد که اصلا کاندیدا برای اصلاح طلبان باقی نماند. اصلاح طلبان برای اینکه جلوی ادامه حاکمیت جریان تندرو که مصیبت هایی برای اداره کشور به وجود آورده بود را بگیرند ناچار شدند به مردم بگویند بیایید به آقای روحانی رای دهید. آقای روحانی کاندیدای اصلاح طلب نبود اما به دلیل محدودیت هایی که برای اصلاح طلبان به وجود آمد کاندیدای اصلاح طلبان شد. در سال ۹۴ هم همین شد؛ لیستی که اصلاح طلبان ارائه کردند بر مبنای کمک به دولتی بود که در سال ۹۲ سر کار آمده بود و تقریبا تا آن زمان عملکرد قابل قبولی داشت. اصلاح طلبان در انتخابات ۹۴ لیست امیدی دادند که آنها هم اصلاح طلب نبودند تا بتوانند جریان تندرو را از مجلس حذف کنند. در سال ۹۶ هم اصلاح طلبان باز هم کاندیدای اصلاح طلب نداشتند که دوباره به آقای روحانی رای دادند.
در ۱۴۰۰ هم اگر کاندیدای اصلاح طلب داشتیم شرکت می کنیم
فکر می کنید همین بخش نظارتی که اشاره کردید در ۱۴۰۰ به اصلاح طلبان اجازه می دهد که کاندیدای اصلاح طلب داشته باشند یا نه؟
اگر اجازه ندهند اصلاح طلبان مثل همین روندی که درانتخابات مجلس یازدهم پیش گرفتند عمل می کنند؛شورای عالی سیاستگذاری سال گذشته و قبل از انتخابات راهبردی را تصویب کرد که بر اساس آن فقط کاندیداهای اصلاح طلب می توانستند مورد قبول آنها قرار بگیرند. آنها اعلام کردند که اگر ما کاندیدای اصلاح طلب نداشته باشیم مثل سال ۹۴ عمل نمی کنیم و دیگر لیست نمی دهیم. برای ۱۴۰۰ هم من فکر می کنم چیزی عوض نشده است.
اصلاح طلبان باید اعتبار خود را حفظ کنند و برنامه ایجابی داشته باشند نه سلبی
اصلاح طلبان برای اینکه اعتبار خود را حفظ کنند دیگر نمی توانند مثل گذشته رویکرد سلبی داشته باشند و بگویند مردم بیایید به این لیست که ما هم آنها را نمی شناسیم رای دهید تا تندروها بر سر کار نیایند،بلکه آنها الان باید بگویند ما یک برنامه ایجابی به شما معرفی می کنیم که با آن وضع معیشتی و اوضاع اقتصادی شما خوب شود و افرادی که ما در مجلس یا ریاست جمهوری معرفی می کنیم می توانند این برنامه را پیگیری کنند.
با روندی که توصیف کردید و شکستی که در انتخابات مجلس نصیب اصلاح طلبان شد و از آنجایی که فاصله زیادی تا انتخابات ۱۴۰۰ نیست فکر می کنید اصلاح طلبان باید منتظر شکست در انتخابات باشند یا…
نه این شکست نبود. اصلا شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان بیانیه داد که ما به دلیل اینکه کاندیداهایمان رد شده اند و نداشتن کاندیدای اصلاح طلب امکان ارائه لیست نداریم. با این حال به احزاب این اجازه داده شد که خودشان هر طور که می خواهند فعالیت کنند.
اصلاح طلبان اصلا وارد بازی انتخابات مجلس نشدند که شکست بخورند
فکر نمی کنید اگر اصلاح طلبان در ۱۴۰۰ کاندیدای اصلاح طلب هم داشته باشند احتمال پیروزی بسیار اندکی خواهند داشت؟
نمی دانم که تا ۱۴۰۰ چه خواهد شد و مردم چه رویکردی از خودشان نشان می دهند.ما الان نمی توانیم مبنا را بر چیزی که درسال ۹۸ اتفاق افتاده بگذاریم. اصلا در سال ۹۸ اتفاقی که افتاد این نبود که اصلاح طلبان به میدان آمدند و رای نیاوردند. آنهایی که به میدان آمده بودند از سوی جریان اصلاح طلب معرفی نشده بودند بلکه از سوی احزاب اصلاح طلب معرفی شده بودند. این دو با هم فرق می کند؛ نماینده جریان اصلاح طلب شورای عالی سیاستگذاری است. قبل از انتخابات پیش از آنکه سوت بازی به صدا در بیاید جریان اصلاح طلب کنار گذاشته شد و اصلاح طلبان اصلا وارد بازی نشدند. اینکه چند حزب اصلاح طلب در انتخابات برای خود کاندیدا معرفی کردند به جریان اصلاح طلب ربط ندارد. باید این دو را از هم تفکیک کرد.
مردم دیگر به کاندیداهای اجاره ای اصلاح طلبان رأی نخواهند داد
فکر می کنید در یک سال باقی مانده تا انتخابات امکان بازسازی اعتماد و ترمیم شکافی که بین جریان اصلاح طلب و بدنه رای آنها به وجود آمده هست؟
هست؛ چرا نباشد؟ اولا پیش بینی ما این است که اگر اجازه دهند کاندیدای مورد نظرمان را وارد صحنه کنیم اوضاع تغییر خواهد کرد. اما مردم دیگر با کاندیداهای دست دوم، اجاره ای و … پای صندوق نمی آیند. ممکن است کاندیدای اصلی ما وارد صحنه شود مردم تصمیم بگیرند که پای صندوق بیایند.
اگر کاندیدای اصلی را وارد صحنه کنیم نظر مردم برای رأی دادن تغییر می کند
ثانیا اوضاع کرونایی که الان به وجود آمده اصلا معادلات را به هم زده و مشخص نیست که این شرایط تا کی ادامه داشته باشد. اگر این شرایط ادامه پیدا کند معلوم نیست چه خواهد شد. بنابراین الان اساسا نمی شود با این شرایط ناپایداری که ایران و جهان دارد درباره ۱۴۰۰ نظر داد.باید منتظر بمانیم تا ببینیم اوضاع چه می شود. بالتبع مردم هم معلوم نیست دراین اوضاع چه نقشی را ایفا کنند. بنابراین باید ببینیم مردم چه رویکردی خواهند داشت.نقطه امید ما این است که اولا حاکمیت به ما اجازه دهد که ما کاندیدای اصلی خود را بیاوریم و ثانیا اینکه با این اوضاع و احوال اگر ما کاندیدای اصلی داشته باشیم احتمال می دهیم که نظر مردم راجع به انتخابات تغییر کند.
جهانگیری و عارف کاندیدای احتمالی هستند اما…
اصلاح طلبان برای ۱۴۰۰ شخص خاصی را در نظر دارند؟
نه. ممکن است که راجع به بعضی مصادیق گمانه زنی ها و قضاوت هایی درباره افرادی مثل آقای جهانگیری که در سال ۹۶ کاندیدا بود یا آقای عارف کاندیدای سال ۹۲ بشود. اما نظر من این است که الان نمی شود اوضاع را به گونه ای ارزیابی کرد که ما را به اهدافی که در ۱۴۰۰ داریم برساند.
مجالی برای تغییر سازوکار شورای عالی سیاستگذاری تا ۱۴۰۰ نداریم
فکر می کنید در یک سال باقی مانده تا ۱۴۰۰ مدل هایی مثل پارلمان اصلاحات یا دیگر ساز و کارها جایگزین شورای عالی سیاستگذاری شود و در واقع تغییری در ساختار تصمیم گیری اصلاح طلبان اتفاق بیفتد؟
نه. چون اصلا مجالی برای تشکیل جلسات نیست. معلوم هم نیست که اصلا اوضاع عادی شود که اصلاح طلبان بتوانند جلسات شورای هماهنگی یا شورای عالی داشته باشند. چشم اندازی که وجود دارد این است که دست کم در شش ماه اول امسال چنین امکانی نیست. شش ماه دوم هم موسم انتخابات است. در واقع اگر اوضاع عادی شود همه نظرات معطوف به انتخابات می شود. من می توانم در این رابطه با قطعیت بگویم که شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان این مجال را ندارند که ساختار موجود را برای ۱۴۰۰ تغییر دهند.
در واقع اگر برای حضور در انتخابات قرار است اتفاقی بیفتد یک مدل فردی پاسخگو خواهد بود. مثلا آقای خاتمی تدبیری بیندیشد؟
بله. البته اگر شورای عالی و شورای هماهنگی نتوانند جلسه ای تشکیل دهند این سوال پیش می آید که آیا اصلا می شود که انتخابات برگزار کرد که مردم پای صندوق های رای بیایند؟ همه این ها زیر سوال می رود. اگر شرایط [کرونایی] این گونه ادامه پیدا کند اساسا امکان برگزاری انتخابات هم که مستلزم تشکیل تجمعات وسیع است که این هم ریسک دارد تبعا از نظر امنیتی ممکن است مصلحت دانسته نشود.