بعد از کدام سخنان تاریخی سردار سلیمانی، ترامپ از حمله نظامی به ایران منصرف شد؟
به گزارش خبرآنلاین، کانال تلگرامی منتسب به سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی فیلم سخنرانی تاریخی فرمانده شهید نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بازنشر کرد.
بر اساس این گزارش دو سال پیش در تاریخ پنجم مردادماه سال ۹۷ سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در همایش یادواره شهدای استان همدان در یک سخنرانی تاریخی با «قمارباز» خطاب کردن رئیس جمهور آمریکا، پاسخ تهدیدات وی را داد.
سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در بخشهایی از فیلم با خطاب قرار دادن رئیس جمهور آمریکا گفته بود:«ترامپ قمارباز! من حریف تو هستم. شما برای ما خط و نشان میکشید؟ ایران را نمیخواهد، نیروهای مسلح ایران را نمیخواهد؛ من حریف شما هستم؛ نیروی قدس حریف شماست. بدانید هیچ شبی نیست که ما بخوابیم و به شما فکر نکنیم. به شما میگویم آقای ترامپ قمارباز! بدان در آنجایی که فکر نمیکنی، ما در نزدیک شما هستیم.»
«در هر کجا که تصور نمیکنید ما در کنار شما هستیم. ما ملت شهادت هستیم، ما ملت امام حسین(علیهالسلام) هستیم. بپرس ما حوادث سختی را پشت سر گذاشتیم.»
«بیا! ما منتظریم؛ ما مرد این میدان برای شما هستیم. شما میدانید این جنگ یعنی نابودی همه امکانات شما، این جنگ را شما شروع میکنید اما پایانش را ما ترسیم میکنیم.»
«بنابراین نباید به ملت ایران اهانت بکنید، نباید به رئیس جمهور ما اهانت بکنید، باید بدانید که چه میگویید. از پیشینیان خودتان بپرسید. از تجربهی آنها بهره ببرید. یقینا در داخل آمریکا کسانی هستند و موسسات مطالعاتی فراوانی هستند که اینها را مطالعه میکنند، به او گوشزد میکنند و به او یادآوری میکنند.»
گفتنی است پس از این سخنرانی لحن مقامات آمریکایی و رژیم صهیونیستی در خصوص حمله نظامی به ایران تغییر کرد.
شامگاه روز پنجشنبه دوم مردادماه رسانهها از تعرض دو جنگنده به هواپیمای مسافربری ایران متعلق به شرکت هواپیمایی ماهان، در آسمان سوریه گزارش دادند. منابع خبری ابتدا این جنگندهها را متعلق به رژیم صهیونیستی اعلام کردند اما بعد از یکی دو ساعت خلبان هواپیما از آمریکایی بودن آن خبر داد. خبرگزاری رسمی سوریه (سانا) نیز اعلام کرد جنگنده مزاحم آمریکایی و از پایگاه التنف سوریه به پرواز درآمده بود. رژیم صهیونیستی هم بلافاصله اعلام کرد که جنگنده یا جنگندههایی که هواپیمای ایرانی را رهگیری کردند اسرائیلی نبودهاند. در پی این مزاحمت خلبان هواپیمای ایرانی برای پیشگیری از برخورد، ارتفاع هواپیما را به سرعت کاهش داده و بر اثر این تغییر ناگهانی چند تن از مسافران دچار آسیب شده و بلافاصله پس از فرود هواپیما جهت درمان به بیمارستان منتقل شدند. پرواز ۱۱۵۲ هواپیمایی ماهان در ساعت ۲۳:۱۰ فرودگاه بیروت را ترک کرده و در ساعت ۲:۵۰ بامداد روز جمعه ۳ مرداد ماه در تهران به زمین نشسته است.
ساعاتی پس از این اقدام خلاف عرف جنگندههای آمریکایی، مهمترین گمانهزنی از دلیل آن، تلاش برای سردرگم کردن و به اشتباه انداختن پدافند هوایی سوریه برای ساقط کردن هواپیمای ایرانی بود. پیش از این در ۱۸ بهمن ۱۳۹۸ وزارت دفاع روسیه اعلام کرد که رژیم صهیونیستی در حملات هوایی خود به سوریه از پوشش و سپر هواپیماهای غیرنظامی استفاده می کند تا عملکرد سامانههای پدافند هوایی سوریه را مختل کند. این گمانه گرچه با اعلام عدم پوشش آن منطقه از سوی نیروهای سوری، رد شد اما پرسشها همچنان درباره تازهترین اقدام غیرقانونی کاخ سفید همچنان ادامه دارد.
ترامپ به دنبال جنگ با ایران است؟ /رمزگشایی از تعرض جنگنده آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایران
سابقه تعرض و مزاحمتهای هوایی آمریکا علیه هواپیماهای ایرانی چهل ساله است. پیش از این نیز مدعیان حقوق بشر، در ۱۱ تیرماه ۱۳۶۷ با ناو «یواساس وینسنس» آمریکایی در خلیجفارس به هواپیمای ایرباس شرکت هواپیمایی ایران ایر شلیک کردند و تمامی ۲۹۰ سرنشین آن که شامل ۴۶ مسافر غیرایرانی و ۶۶ کودک (زیر ۱۳ سال) را به شهادت رساندند.
در نخستین ساعات روز جمعه «سید عباس موسوی» سخنگوی وزارت امورخارجه و «مجید تخت روانچی» نماینده ایران در سازمان ملل متحد نسبت به هرگونه تعرض به هواپیمای ایرانی در مسیر بازگشت هشدار دادند. ساعاتی بعد «بیل اوربان» سخنگوی سنتکام مدعی شد که این تعرض برای “بازرسی بصری با هدف اطمینان یافتن از امنیت پرسنل نیروهای ائتلاف در پایگاه التنف” صورت گرفت و زمانی که خلبان اف-۱۵ هواپیما را به عنوان هواپیمای مسافربری ماهانایر شناسایی کرد، اف-۱۵ به صورت امن اقدام به فاصله گرفتن از هواپیما کرد.
«محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه در پیامی توییتری این اقدام را گستاخی واشنگتن برای برتری دادن بیقانونی بر قانونمندی دانست و خواستار رویارویی جامعه جهانی با رفتارهای واشنگتن شد و نوشت: این افراد یاغی و مخالف قانون باید پیش از اینکه فاجعهای به بار آورند، متوقف شوند.
«محمدباقر قالیباف» رییس مجلس هم با تاکید بر اینکه آمریکاییها دروغ می گویند، در حساب توییتری خود نوشت: «آمریکاییها به دروغ میگویند در مسیر مانور استاندارد و همیشگی پرواز کردند در حالی که خلبان به علت نزدیک شدن بیش از اندازه دو جنگنده در بالا و پایین هواپیما دو بار اخطار TCAS دریافت کرده است.» دیگر نمایندگان مجلس هم در توییتها و گفت و گوهایی اقدام ماجراجویانه آمریکا را محکوم کردند.
«لعیا جنیدی» معاون حقوقی رییس جمهوری تاکید کرد: «اقدام صورت گرفته جنگندهها قابلیت تعقیب حقوقی دارد.»، «محمد اسلامی» وزیر راه و شهرسازی هم گفت: «تعرض به هواپیمای مسافری یک اقدام تروریستی است و چطور ممکن است هواپیمای مسافربری که طبق پروتکلهای هوانوردی در مسیر تجاری خود در حال پرواز است از سوی جنگندههای یک کشور مورد تعرض و تهدید قرار بگیرد؟»، «سیدعباس صالحی» وزیر فرهنگ و ارشاد هم این اقدام را نشانه ادامه تروریسم دولتی آمریکا دانست. «کاظم غریب آبادی» سفیر و نماینده دائم کشورمان نزد سازمانهای بین المللی در وین، تعرض به هواپیمای مسافری را کثیفترین نوع سیاست دانست.
در همین راستا سازمان هواپیمایی کشوری در واکنش به تعرض جنگندههای آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایران، اعلام کرد: ایران مراتب اعتراض جدی خود را رسما به شورای سازمان بینالمللی هواپیمایی کشوری (ایکائو) ارائه و خواستار رسیدگی فوری به موضوع است.
کاخ سفید در پی چیست؟
سطح تنشها در منطقه خاورمیانه به دلیل حضور نیروهای خارجی به قدری بالاست که هرگونه ماجراجویی در آن میتواند عواقب خطرناکی در پی داشته باشد. به طور قطع تصمیمگیران آمریکا هم از این گزاره به خوبی آگاه هستند و میدانند که در چنین شرایطی هرنوع تعرض به مرزها و مردم ایران با پاسخ جمهوری اسلامی همراه خواهد بود. با وجود این آگاهی اما چرا زیاده خواهیهای واشنگتن در منطقه ادامه دارد؟ «دونالد ترامپ» رییس جمهوری آمریکا این روزها بیش از هر زمان دیگری نیاز به معجزهای دارد تا وی را از شدت هجمهها در داخل آمریکا برهاند. افکار عمومی ترامپ را در بحران کرونا ضعیفتر از همیشه ارزیابی میکنند، اعتراضات نژادی نه تنها با تدابیر او فروکش نمیکند بلکه یکی از مهمترین دلایل این گسترش این اعتراضات اقدامات وی اعلام شده است. وعده تحقق آمریکای بزرگ در مرحله اجرا با موانع جدی روبروست و در عرصه بینالملل هم ابتلای ترامپ به نارسیسم دیپلماتیک، اعتبار آمریکا را بیش از هر زمان دیگری زیر سوال برده است. رویارویی با حریف قدری چون چین هم توان و تمرکز را از تصمیم گیران کاخ سفید ربوده و این میان ترامپ هم مانند بسیاری از اسلاف رییس جمهوری خود این معجزه را در هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای آمریکا و در جنگی تازه میجوید.
کاخ سفید برای آغاز این جنگ بهانه نیاز دارد و به شیوه های مختلف در پی کسب این بهانه است تا جامعه جهانی را متقاعد به خطرناک بودن ایران دستکم در ظاهر کند. گاهی با پهپاد وارد حریم هوایی ایران میشود و گاهی با ناوها به مرزهای آبی جمهوری اسلامی نزدیک میشود. زمانی با تروریسم اقتصادی مردم ایران را هدف قرار میدهد و گاهی با مزاحمتهای هوایی. گاهی فرمانده ارشد جمهوری اسلامی را ترور میکند و گاهی راههای ارتباطی ایران را با جهان بن بست مواجه میکند. با این همه پاسخ های ایران تاکنونی به قدری استراتژیک، صبورانه و توام با منطق بوده است که ترامپ بهانه مورد نیاز را نیافته است. در هر بار بهانه جویی، جمهوری اسلامی ضمن دفاع از حقوق کشور و مردم، اقدامات قانونی خود را بر اساس پروتکلهای بین المللی صورت داده است تا بیش از همیشه غیرقانونی بودن تعرضات آمریکا آشکار شود.
یاغیگریهای آمریکا با اقدامات قانونی ایران سرانجام جامعه جهانی را متوجه این واقعیت مهم خواهد کرد که آرمان شهر مورد ادعایی کاخ سفید ویرانهای از ادعاهاست و در صورت عدم مقابله با این قانونشکنیها، این زیاده خواهیها روزی حیات و ممات آنها را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد.
من در سالنامه «ایران» در اسفند ۹۷ با توجه به تداوم تحریم امریکا، تنگتر شدن حلقه فشارها علیه ایران، هدفگیری شکستن فیزیکی جامعه در کنار آن فروریختن ذهنی جامعه و از سویی مشاهده برخی اختلافات در ساخت قدرت که به جامعه کشیده شده بود و بیان آن در میان جامعه و تصور مردم از اختلاف در نخبگان سیاسی و با سابقهای از اتفاقات دی ۹۶ یک پیشبینی از ظرفیت هیجانی جامعه در سال ۹۸ داشتم و نوشتم: «برای جامعه امکان بروز تحرکات اجتماعی و انتقال ناآرامیهای ذهنی به ناآرامیهای فیزیکی را کاملاً متصورم.»
در آبان ۹۸ همان پیشبینی محقق شد و مطابق سابقه امریکا و تحریمگران که درصدد سوءاستفاده از اعتراضات هستند، در آنجا نیز برای تداوم ناآرامیها به تحریک رسانهای و موجسواری پرداختند. حال در هفته گذشته حکم اولیه سه نفر از جوانان مرتبط با اتفاقات آبان ۹۸ اعلام شد که در شرایط کنونی بازتابهای مختلفی را دربرداشت. بازتابهای این حکم که طیف بسیار متنوعی از گرایشها را از سوی فعالان سیاسی و مدنی و جوانان و گروههای اجتماعی دربرمیگرفت که با نوعی نگاه همدلانه هشتگی را داغ کردند.
مطابق معمول در کنار یک خواست طبیعی افکار عمومی – که به اعتقاد من باید به آن احترام نهاد زیرا هر اقدامی که از سوی دولت به مفهوم اعم صورت میگیرد، باید با نگاهی به مصلحت و منفعت مردم، ثبات و آینده ایران و جامعه باشد – این بار هم در یک برنامه موجسوارانه رئیس جمهور امریکا با وقاحتی باورنکردنی در توئیتی به زبان فارسی خواستار توقف اعدام این متهمان شد
ترامپ میان اظهار نظر طبیعی یک جامعه و گفتوشنودی که میباید بین آنان صورت گیرد دخالتی مداخلهگرانه کرده که اتفاقا نهتنها هیچ کمکی به این گفت وشنود نکرده بلکه با پارازیت این گفتوگوی طبیعی را دچار اخلال مینماید.
من معتقدم که غرب و بهخصوص امریکا همیشه به زیان دموکراسی در ایران عمل کرده و به قصد موج سواری و بهم زدن اوضاع فرآیند گفتوگو و نتیجهگیری در ایران را با بنبست مواجه می کنند. اینان نهتنها هیچ دلسوزی برای جان سه جوان ایرانی ندارند، بلکه همانگونه که شواهد نشان میدهد کشته شدن کودکان و آوارگی میلیونها نفر نیز برای آنها دارای هیچ اهمیتی نیست. او ظاهراً فراموش کرده که همین چند ماه پیش و پس از قتل وحشیانه جورج فلوید، صدای میلیونها نفر را که خواستار پایان دادن به دههها تبعیضنژادی علیه رنگینپوستان در امریکا بودند، نشنیده گرفت و هنوز هم مفتخرانه از برپا ماندن تمثال قهرمانان بردهداری در گوشه و کنار امریکا حمایت میکند. این نباید باعث شود که واکاوی جامعهشناختی و بیرون کشیدن حقیقت از میان انبوهی از زواید دروغین را کنار بگذاریم. این حساسیت فکری که میراثی از مردمسالاری در انقلاب اسلامی است، ما را دعوت به شنیدن و اندیشیدن پیرامون هر آن پژواکی میکند که مظنون به انعکاس دادن دیدگاه حتی جزئی از ملت ماست.
تحلیل علی ربیعی از هشتگ #اعدام _ نکنید، بازتابهای یک حکم و موجسواری ترامپ و نتانیاهو
البته در عصر رسانههای مجازی، تشخیص صداهای اصیل و برخاسته از بطن جامعه از صداهای جعلی و هدایت شده از دستگاه تبلیغاتی دشمنان آسان نیست اما ما با این اعتقاد که باید برای تحمل همدلانه و گذشتن از شرایط سخت همه صداها را شنید با تفکیک اعتراض از تخریب، گریزی از ارتقای مهارتهای خود در تشخیص این تمایزها نداریم. چهل سال پیش، وقتی مردمسالاری دینی را به عنوان سرشت انقلاب اسلامی برگزیدیم، میدانستیم که این انتخاب بیهزینه نیست.
به رسمیت شناختن حق اعتراض، خطر تحریک سوءاستفادهکنندگان به اقدامات جهتدار را هم به دنبال دارد و تعهد به شنیدن صدای مردم، مستعد موجسواری دشمنان هم میشود. اما هیچیک از این مخاطرات، نه ما را به پاک کردن صورت مسأله تشویق میکند و نه ما را از تعقیب و اصرار بر مردمسالاری و افزایش مشارکت مردم منصرف خواهد کرد. در میان همه آنهایی که خواستار توقف اعدام آن متهمان بودند، شاهد همصدایی تعدادی از هنرمندان و فعالان اجتماعی خوشنام هم بودیم که نه تعلق سیاسی به حزب و جناحی دارند و نه به فکر انجام یک عمل سیاسی بودند و شاید فقط از سر نگرانی ملی به این کارزار مجازی پیوسته باشند. همینطور میتوانستیم هزاران توئیت دیگر را ببینیم که چه موافق آن باشیم و چه مخالف، باید بپذیریم که دارای خاستگاهی طبیعی درون جامعه ایران نیز هستند. در طیف دوم، انبوه توئیت دیگر را میتوان سراغ گرفت که بطور مشخص برخاسته از سودجویی و فرصتطلبیهایی بود که نه تنها تمایلی به تمام شدن ناآرامیهای آبان ۹۸ نداشتند و برای آنها تداوم خشونت ایده و ایدهآل است و امروز نقاب کهنه انداخته و در قامت دلسوزان قربانیان به میدان آمدهاند.
طی روزهای اخیر یک گسست آشکار میان تفسیرها این ماجرای حکم اعدام به چشم میخورد. برخی از متنهایی که آن بالا در قاب کوچک توئیت نوشته شده بود با آن چیزی که در پایین متن به شکل هشتگ درآمده هیچ شباهتی نداشت. به عنوان مثال وقتی توئیتی با عنوان «ایران را سراسر آبان می کنیم» در فضای مجازی منتشر میشود، بهراحتی میتوان دریافت که چنین گزاره در خفا، در اعماق کانونهای بدخواه ایران و«توئیت به مزد» طراحی شده برای ایجاد گسست در همان هشتگ. همجوارسازی منافقانه آن گزاره و این هشتگ به طور روشن در خدمت القای یک خط و شکل دادن یک واکنش است: به عبارت روشنتر برخی از آن توئیتهایی که هشتگ را در پای خود داشت، لزوماً به معنای «اعدام نکنید» نبود، دقیقاً برعکس؛ هدفی جز تسریع و القای شتابزدگی در صدور و اجرای حکم تعقیب نمیکرد. هوشمندی ما در این است که در این دام نیفتیم. هدف اینان کوبیدن بر طبل خشونت در جامعه ایران است و نه دفاع از جان سه جوان.
دسته سوم، دولتهای بدخواه ایران بودند که مثل همیشه فرصت مداخله پیدا کرده و از جوشش احساسات طبیعی مردم برای پیشبرد اهداف سیاسی خود بهره میبرند. دو دسته اخیر همان زواید و حاشیههایی هستند که باید دور ریخته شوند اما هنر سیاسی انقلاب ما در این است که اجازه ندهیم دغدغه و صدای گروه اول در این هیاهو شنیده نشود. آنها به هر تعدادی که باشند، جزئی از ملت و مردم ما هستند و به همان اندازه اهمیت دارند.
مجاب شدن این شهروندان به این که عدالت در میهن آنها در عالیترین شکل خود به اجرا گذاشته میشود، حق آنهاست و مجاب کردن آنها تکلیف ما. اما خطرناکتر از مداخله ترامپ و نتانیاهو در این ماجرا، باور آنهایی است که گمان میکنند چون دشمنان ایران بر این موج سوار شدند، پس مقابله با آنها مستلزم عملی بر خلاف آن خواستهای است که بر زبان راندهاند. ظواهر همیشه فریبآمیزند. امریکا و اسرائیل از حامیان سرسخت آشوب و هرج ومرج در ایران بوده و همچنان هستند. حتی اگر وانمود کنند که مخالف اعداماند، از صمیم قلب از اعدام آنها خرسند خواهند شد.
من معتقد به درایت قوه قضائیه و رئیس محترم آن هستم که به نحوی عمل خواهند کرد که با آگاهی از همه ابعاد موضوع و لحاظ حساسیت کافی و مبانی حقوقی، رأفت و عدالت توأمان با حفظ منافع عامه و ثبات را به کار میگیرند. خوشبختانه قانون اساسی در کنار قوانین کیفری ما این عدالت را تضمین میکند، صرف نظر از بهرهجوییها و مداخلههای خارجی، تلاش مدنی شهروندان برای شنیده شدن و پاسخ حاکمان برای شنیدن صدای بیپیرایه مردم، از برکات انقلاب است که فرصت تجدید عهد با آرمانهای انقلاب ما را فراهم میکند. این یکی از مهمترین دارایی ماست که ارزش پاسداری و مباهات دارد.
محمدعلی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز در بخشی از گفتگوی لایو اینستاگرامی با خبرگزاری خبرآنلاین گفت: باور من این است که آمریکاییها دوست ندارند که ایران در یک فضای «آرامش» به سر ببرد. ایجاد یک فضای بحرانی در کشور فقط از جانب داخلیها شکل نمیگیرد و عوامل خارجی نیز دارد.
وی افزود: این یک روند سیاسی است که در جهان از آن استفاده میکنند؛ برای مثال زمانی که آقای احمدی نژاد از قدرت کنار رفت، نتانیاهو اعلام کرد که امروز روز عزای من است! زیرا وی از بحرانی که احمدی نژاد برای دولت او ایجاد میکرد، بهره سیاسی میگرفت.
احمدی نژاد که از قدرت کنار رفت، نتانیاهو گفت روز عزای من است /ابطحی: وقت مذاکره با ترامپ نیست
این چهره اصلاح طلب در بخش دیگری از این گفتگو تصریح کرد: «برجام» در زمان آقای «اوباما» شکل گرفت و اگر روند طبیعی خود را طی میکرد در نهایت منفعت زیادی برای مردم ما داشت. البته بنده باید تأکید کنم که هم اکنون نیز وقت مذاکره با آمریکا و فردی مانند «ترامپ» نیست. تجربه ترامپ نشان میدهد که به دنبال گرفتن انتقام از ایران است و نیت مذاکره ندارد.
ابحی گفت: بنده هم فکر میکنم ترامپ برای پیروزی در انتخابات نیاز به مذاکره با ایران دارد. از نظر آمریکاییها بهترین اتفاق ممکن این است که دوربینهای خبری لحظه نشست مشترک آنها در مذاکرات با رهبران ایران را ثبت کند. در قضیه کره شمالی هم همین سیاست را داشتند.
حمایت خانواده شهدای ترور از صدور حکم جلب برای ترامپ و ۳۵ نفر از عاملان ترور سردار سلیمانی
در پی اعلام دادستان تهران مبنی بر صدور دستور جلب و اعلام وضعیت قرمز از سوی پلیس بینالملل برای رئیس جمهور آمریکا و تنی چند از افرادی که در مباشرت، مبادرت و آمریت ترور سردار سلیمانی نقش داشتند، خانواده شهدای ترور با صدور اطلاعیهای ضمن حمایت از این اقدام، آن را تلاشی قابل تحسین برای بزرگداشت مبارزات شهید سلیمانی علیه تروریسم در سرتاسر منطقه دانستند.
در این بیانیه آمده است: اقدام شایسته تقدیر قوه قضائیه و دادستانی تهران در اعلام صدور جلب رئیس جمهور تروریست آمریکا که مستقیما دستور ترور فرمانده عالی نظامی کشورمان را صادر کرده بود، به همراهی تعداد دیگری از جنایتکاران، بدون تردید پاسداشت رشادتهای این فرمانده بزرگ در میدان مبارزه با تروریسم در غرب آسیا بوده است.
حمایت خانواده شهدای ترور از صدور حکم جلب برای ترامپ و ۳۵ نفر از عاملان ترور سردار سلیمانی
همچنان که این اقدام درخور، در هفته حقوق بشر آمریکایی، بیتردید اذهان و افکار عمومی را متوجه اقدامات تروریستی و ضدحقوقبشری دولتهای ایالات متحده آمریکا علیه شهروندان کشورهای دیگر و حتی شهروندان خود خواهد کرد و عمق دخالتهای کاخ سفید و دست داشتن مقامات آن در ریختن خون بیگناهان را بیشازپیش نشان خواهد داد.
در بخش پایانی این بیانیه آمده است: صدها سند معتبر داخلی و خارجی از نقض مکرر حقوق بشر و جنایات تروریستی ایالات متحده و گروههای تروریست وابسته به آن علیه شهروندان ایرانی در اختیار بنیاد هابیلیان است و این نهاد به عنوان متولی قربانیان تروریسم در کشور، آمادگی کامل برای همکاری با دستگاه قضایی کشور برای تحقق اقدامات قضایی علیه گروهک های تروریستی و حامیان آنها را دارد.
فرمانده شهید، حاج قاسم سلیمانی، ۱۳ دی ماه سال گذشته بههمراه تعدادی از همرزمانش، با آمریت رئیس جمهور آمریکا، در اطراف فرودگاه بینالمللی بغداد، ترور و به شهادت رسید.
سردار حسین دهقان، مشاور مقام معظم رهبری در امور نظامی در گفتوگو با شبکه الجزیره گفت: به هیچ وجه با دونالد ترامپ مذاکره نخواهیم کرد، زیرا ما او را “مجرم” می دانیم نه رئیس جمهور. ما در رابطه با سامانه های موشکی خود نیز مذاکره نخواهیم کرد و به سیاست منطقهای خود ادامه می دهیم.
وی تاکید کرد: هرگونه تحرکات نظامی آمریکا علیه ما در آب های خلیج فارس با پاسخ گسترده مواجه خواهد شد.
سردار دهقان در ادامه گفت وگوی خود با این شبکه قطری خاطرنشان کرد: سخن گفتن در رابطه با حمایت ایران از نیروهای خلیفه حفتر در لیبی مضحک است. ما از دولت وفاق ملی لیبی که در سطح بین المللی به رسمیت شناخته شده است حمایت می کنیم و خواهان ایجاد راه حل سیاسی در لیبی هستیم.
پاسخ قاطعانه و صریح مشاور نظامی رهبر انقلاب درباره مذاکره ایران با ترامپ /تهران شرطی برای مذاکره با عربستان دارد؟
مشاور نظامی مقام معظم رهبری در ادامه در رابطه با تحولات یمن نیز گفت: اتفاقاتی که در یمن رخ می دهد هرج و مرجی نظامی و بیهوده است که در وهله اول عربستان مسئول آن است.
وی تاکید کرد: ریاض باید به شکست خود در جنگ یمن اعتراف کند و سیاست جدیدی را در پیش بگیرد. اگر عربستان قبول کند ما آماده گفت گو با آن ها بدون هیچ گونه پیش شرط هستیم.
سردار دهقان در رابطه با روابط ایران و امارات نیز تاکید کرد: روابط ما با امارات شاهد بهبودی است و موضع ابوظبی در رابطه با تغییر کرده است.
شرایط مختلف رویکرد، راهبرد و استراتژی مناسب و متناسب خود را میطلبد. در تاریخ چهل و یکساله انقلاب اسلامی، دولتهای مختلف هر کدام با شعارها، رویکردها و برنامههای خود را در معرض رای مردم قرار میدادند. بعداز پایان جنگ تحمیلی هشت ساله، دولت مرحوم آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی، استراتژی خود را بر ساختن کشور قرار داد و به دولت سازندگی معروف شد و چون این مفهوم اولویت و ضرورت آن مقطع کشور بود، با اصرار و اهتمام تمام و با استفاده از ظرفیت جهاد سازندگی و پشتیبانی و کمک گرفتن از امکانات و تجربیات نیروهای مسلح و نیروی انسانی آن، توانست تا حدود زیادی علاوه بر بازسازی خرابیهای ناشی از جنگ، زیرساختهای جدیدی هم در کشور ایجاد کند، این رسالتی بود که از حمایت همه ارکان نظام برخوردار بود و تا حد زیادی در به نتیجه رساندن این تعریف و استراتژی موفق عمل کرد.
دولت اصلاحات و توسعه سیاسی
در حالی که ایران آشفتگیهای ناشی از انقلاب، آسیبها و تخریبهای جنگ ۸ ساله عبور کرده و با بازسازی خرابیهای ناشی از جنگ در دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی کشور وارد مسیر تازه ای شده بود، سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ از خاستگاه مجمع روحانیون مبارز و با حمایت مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب کارگزاران سازندگی با شعار توسعه سیاسی و تقویت جامعه مدنی در رقابت با علیاکبر ناطق نوری پیروز کارزار انتخابات شد. با روی کار آمدن خاتمی نگرش جدیدی بر فضای کشور حاکم شد رویکرد کلی و تفکر حاکم براین دولت، توسعه سیاسی و فرهنگی بود با این حال دولت اصلاحات بحث توسعه و توجه به اقتصاد را هم فراموش نکرد و به اذعان کارشناسان منصف کارنامه قابل دفاع اقتصادی از خود به یادگار گذاشت. کند
وقتی منتقدان روحانی و ظریف، پدیده ترامپ را فراموش میکنند /«قدرت دیپلماسی» ایران در دولت روحانی
تنش زداییِ دولت اصلاحات به سبک روحانی
واقع امر این است که اراده جمهوری اسلامی ایران بر کنشگری مستقلانه در مناسبات بین الملل باب طبع قدرتهای بزرگ جهانی نبوده است. تا زمانی که شوروی سابق دچار فروپاشی نشده بود. رقابتها بین دو بلوک اصلی باعث می شد فضای تنفسی برای قدرتهای سطح متوسط در مناسبات بین المللی وجود داشته باشد. اما با فروپاشی شوروی، آمریکا به دنبال تحمیل خواست و اراده خود بر کشورهای مستقل برآمد. البته آمریکا و دولتهای همسو با آن پروندههایی همچون حقوق بشر، موضع گیری درباره صلح اعراب و اسرائیل و سیاستهای منطقه ای ایران را محمل مقابله با ایران قرار می دادند با این حال در این سالها پرونده هسته ای ایران با رویکردی سیاسی وارد فرایندی شد که تاکنون بخش زیادی از ظرفیتهای دیپلماتیک خود را به خود اختصاص داده است. در سال ۱۳۸۲، فعالیتهای هستهای ایران مورد توجه ویژه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار گرفت. ابتدائاً سازمان انرژی اتمی از سوی ایران مأمور مذاکره با آژانس بود. کارشناسان سازمان انرژی اتمی که تا شهریور ۱۳۸۲ مسئول پرونده بودند. پس از تصویب قطعنامه شورای حکام علیه ایران در سپتامبر ۲۰۰۳، سران کشور تصمیم گرفتند تا وزارت امور خارجه را مسئول مذاکره قرار دهند، اما نهایتاً با نظر وزارت خارجه، مسئولیت پرونده از مهر ۱۳۸۲ به شورایعالی امنیت ملی سپرده شد. بدین ترتیب دبیر شورایعالی امنیت ملی، حسن روحانی مسئول پرونده شد و با معرفی جمعی از بهترین دیپلماتهای وزارت خارجه توسط علیاکبر ولایتی و کمال خرازی به وی، نخستین تیم مذاکرهکننده هستهای شکل گرفت. هر چند دولت وقت تلاش کرد با گفت و گو و تعامل حتی الامکان مانع از هزینه زا شدن پرونده هسته ای برای کشور شود اما این تلاشها با کارشکنی دولت وقت آمریکا و بدعهدی سه دولت اروپایی به جایی نرسید و بعد از دولت اصلاحات مسیر جدیدی در تعاملات با غرب آزموده شد.
احمدینژاد تا ۹۲
با روی کار آمدن محمود احمدینژاد در سال ۱۳۸۴ عملا معادلات حاکم بر سیاستهای داخلی و بینالمللی به هم ریخت. احمدی نژاد با شعار عدالت محوری و آوردن پول نفت بر سر سفره مردم، عدالت اجتماعی، مبارزه با اشرافیگری و کاخنشینی در حالی رییس جمهور ایران شد. آن هم در زمانی که قیمت نفت به بالاترین حد خود رسیده و ایران به لحاظ درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت، میعانات و گاز در بهترین زمان قرار داشت به طوری که تا پایان دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد میگفتند این درآمدها با تمام ازر حاصل از فروش نفت از بدو اکتشاف برابری میکند (در دولت احمدی نژاد مجموعا ۷۲۰ میلیارد دلار درآمد نفتی نصیب کشور شد و کل درآمدهای سه دولت قبلی روی هم برابر ۴۳۲ میلیارد دلار بود). با این حال این حجم بالای درآمدهای نفتی ولی نه عدالتی در پی داشت، نه پایه پول ملی تقویت شد، نه اقتصاد رونق گرفت و نه کاخنشینی بر افتاد. بلکه از ذوق پول فراوان و افسانهای حاصل از فروش نفت، احمدینژاد به اقدامات عامه پسندانهای دست زد که موجب افزایش نقدینگی در کشور و به تبع آن افزایش تورم شد و معادلات طبیعی عرضه و تقاضا را نادیده گرفت. تقاضا با وجود تقسیم پول بالا رفت آن هم در حالی که تولید کشور قدرت عرضه کافی نداشت. دولت در مواجهه با این شرایط اقدام به واردات زیاد کرد که این کار هم موجب ورشکستگی بنگاههای تولیدی کوچک و بزرگ داخلی شد. افزایش نقدینگی در بخش مسکن مهر اقدام دیگری بود که شتاب فلش تورم به سمت بالا را زیاد کرد.
تا جایی که به سیاست خارجی مربوط است احمدی نژاد با طرح مموضوعات غیرلازم مانند هولوکاست، زمینه مظلوم نمایی رژیم صهیونیستی را در مجامع بین المللی فراهم کرد. در این مقطع فرایند تعاملات با آژانس بین المللی انرژی اتمی وارد فاز جدیدی شد. البته این فاز جدید عملا قبل از دوران احمدی نژاد و در زمان دولت اصلاحات برداشته شد. این مسیر در نهایت به آنجا ختم شد که آژانس بینالمللی انرژی اتمی عدم پایبندی ایران به توافق را به شورای امنیت سازمان ملل متحد گزارش کرد. انتقال پرونده ایران از آژانس به شورای امنیت سازمان ملل متحد پرونده هسته ای ایران را در مسیر جدیدی قرار داد. خلاصه اینکه عوامل بالا و دیگر اقدامات عامهپسندانه که بعضا به تصمیمات دولت احمدینژاد برمیگشت موجب شد بسیاری از شاخصهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و علمی سقوط کنند. در حالی که در سال ۱۳۸۴ احمدی نژاد کشور را با نرخ تورم ۱۰.۴ تحویل گرفت زمانی که وی در سال ۹۲ دولت را به روحانی داد، نرخ تورم به بیش از ۳۴ درصد رسید.
روحانی و وعدهایی که داد
در آن روزها این نگاه در جامعه و در بین کارشناسان جا افتاده بود که خروج از بحرانهای مختلف اقتصادی ایران در گرو اتخاذ راهبرد و رویکردی بر محور تنشزدایی و در نهایت اقداماتی است که نتیجه آن لغو تحریمهای ناجوانمردانه و کم سابقه سازمان ملل، آمریکا و اروپا باشد. حسن روحانی هم شعارها و برنامههایی را اعلام کرد که کارشناسان از ضرورتهای آن روز کشور میدانستند. او در روز ۲۲ فروردین ۹۲، با شعار «دولت تدبیر و امید» در میان هوادارانش رسماً اعلام کاندیداتوری کرد.
وی تدوین «منشور حقوق شهروندی» را از جمله اولویتهای خود در صورت انتخاب برای ریاست جمهوری عنوان کرد و گفت: دولت من، دولت تدبیر و امید است و گفتمان آن، «نجات اقتصاد، احیای اخلاق و تعامل با جهان» است. جمله معروف «سانتریفیوژها باید بچرخد و زندگی مردم نیز باید بچرخد» از جمله مواضع مشخص روحانی در خصوص برنامه هستهای کشور بود.
این مفهوم که ما بمب هسته ای نمیخواهیم بلکه کشور توسعه می خواهد در مبارزات انتخاباتی خیلی خوب شنیده شد و این راهبرد و استراتژی از ابتدا مبنای حرکت روحانی بوده است. شروع دوره ریاست جمهوری حسن روحانی مصادف با دهمین سال مذاکرات هستهای ایران با کشورهای غربی به حساب میآید. ورود حسن روحانی در نقش رئیسجمهور ایران در شرایطی صورت گرفت که در طول این سالها دستاورد قابل ملاحظهای در مذاکرات هستهای حاصل نیامد و تنها تغییر، تبدیل طرف مذاکرهکننده با ایران از نمایندگان ۳ کشور آلمان، فرانسه و انگلیس؛ به نمایندگان ۵ عضو دائم شورای امنیت بهعلاوه آلمان بودهاست.
کارشناسان تحقق وعدههای اقتصادی حسن روحانی را در گرو لغو تحریمهای بینالمللی علیه ایران قلمداد کردند که آن نیز در گروه به ثمر نشستن مذاکرات هستهای ایران با کشورهای مذکور بود. حس روحانی تمرکز دولت خود را بر مذاکرات، امری که به آن مسلط بود گذاشت و با هماهنگیهای لازم با مقام معظم رهبری و سپردن پرونده هسته ای به وزارت امور خارجه به رهبری محمدجواد ظریف اولین و مهمترین قدم و وعده انتخاباتی خود که روشن شدن تکلیف پرونده هسته ای ایران و لغو تحریمها بود را برداشت و با تمام سختیهایی که این کار از نیویورک تا لوزان داشت موفق شد، پدیده برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) را در تیر ماه ۱۳۹۴ رقم بزند.
برجام توافقی بود که کارشناسان آن را یک توافق برد- برد برای همه طرفها و پیروزی بزرگی برای دیپلماتهای ایرانی معرفی کردند. حداقل نتیجه سیاست و رویکرد دیپلماتیک و تنشزدای روحانی در این رهگذر خارج شدن ایران از ذیل فصل ۷ منشور ملل متحد بود. قدرتهای غربی تلاش کرده بودند با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و صدور قطعنامههای متعدد ایران را به ناحق به عنوان خطر امنیتی بین المللی معرفی کنند. در موارد مشابه هر کشوری که پیشتر در ذیل بند ۷ این منشور قرار گرفته نسبت به او مداخله نظامی صورت گرفته بود، تنها کشوری که تهدید مذکور را به فرصت تبدیل کرد ایران بود که به برجام ختم شد. از این منظر میتوان لوزان را ایستگاه اثبات توانمندی دستگاه دیپلماسی کشورمان خواند.
قدرت «دیپلماسی ایرانی»
حاصل همه تلاشهای حسن روحانی و کابینه او از سال ۹۲ تا ۹۴ به وجود آمدن آرامشی نسبی در اقتصاد و امنیت روحی مردم و اتمسفر امیدوار کنندهای بود که در عرصهها و شئون مختلف زندگی ایرانیان به وجود آمد. مهمترین دستاورد روحانی پیروزی «دیپلماسی ایرانی» در این سطح و توافق برجام و البته عوایدی بود که از این توافق به طور مستقیم نصیب اقتصاد ایران کرد.
اما ظهور پدیده منحصر به فردی به نام ترامپ تقریبا تمام معادلات و قوانین و مقررات بین المللی را به هم ریخت. این روزها برخی از منتقدان دولت با انتشار ویدئوهایی از نشستهای تخصصی که ظریف و یا سایر دپیلماتهای کشورمان درباره استحکام برجام صحبت میکردند هستند و به زعم خود غلط بودن دیدگاه و نظر دیپلماتها را به رخ آنها میکشند با این حال اگر قرار باشد از فضای احساسی و سیاست زده فاصله بگیریم میتوان گفت مفروض دیپلماتها و حتی همه کارشناسان “برخورد عقلایی” هر کسی بود که به کاخ سفید راه مییافت.
واقع امر این است که برجام در صورت اجرای درست می توانست و میتواند یک توافق برد- برد برای همه اطراف آن باشد با این حال کینه و عداوت ترامپ را اوباما از سویی و افتادن در دام مشاوران غلط از سوی دیگر باعث شد ترامپ مسیری را انتخاب کند که نتیجه آن باخت – باخت برای طرفهای توافق و البته جامعه جهانی است. ترامپ نه تنها از برجام بلکه از بسیاری از توافقات و معاهدات جهانی و مورد اجماع بین المللی خارج شده است. رفتارهای متناقض ترامپ در عرصه داخلی و خارجی تمامی ندارد و شاید همین رفتارهاست که امروز آثار و نتایج خود را در مبارزه و شورش سیاه پوستانآمریکا نشان می دهد. با این حال دوره ترامپ هم دیر یا زود میگذرد و ایران با اتکا به ظرفیتهای غیرقابل انکار خود به مسیر شد و توسعه خود ادامه میدهد.
عبدالرضا رحمانی فضلی، در این نشست که با حضور مسئولان دستگاهها و نهادهای مختلف اجرایی، قضایی، انتظامی و امنیتی و با مشارکت ویدئوکنفرانسی فرمانداران سراسر استان مازندران برگزار شد، با بیان اینکه در چارچوب قوانین بین المللی و احترام متقابل با کشورهای جهان تعامل داریم، افزود: امروز برای تمام کشورهای دنیا مشخص شده است که رئیسجمهوری فعلی آمریکا قابل اطمینان نیست و وی نه تنها از برجام، بلکه از برخی دیگر از تعهدات بین المللی نیز خارج شده است.
وی اظهار داشت: رئیسجمهوری آمریکا نشان داد که به هیچ یک از تعهدات سازمانهای بین المللی نیز متعهد نیست و نه تنها با جمهوری اسلامی ایران بلکه با برخی دیگر از کشورهای جهان از جمله چین و روسیه نیز مشکل پیدا کرده است و مشکلات را حتی به داخل کشورش نیز میکشاند. در چنین شرایطی با این رئیسجمهوری که آمریکا دارد، امکان گفت و گو وجود ندارد و برای تمام دنیا هم ثابت شده است که ترامپ فرد مطمئنی برای گفت و گو و تعهدات بین المللی نیست و در واقع خوی استکباری آمریکا برای تمام دنیا به اثبات رسیده است.
رحمانی فضلی در ادامه گفت: اگرچه ما با خوی استکباری آمریکا مشکل داریم ولی دشمنی ما با آن کشور ذاتی نیست و همان گونه که بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند با دولت آمریکا مشکل داریم و با مردم آن کشور هیچ دشمنی نداریم. تا زمانی که آمریکا دست از خوی استکباری خود بر ندارد و نخواهد استقلال جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت بشناسد، امکان گفت و گو با آن را نداریم.
نظر وزیر کشور درباره مذاکره ایران و آمریکا /ترامپ فرد مطمئنی نیست /برجام راهگشایی خوبی از لحاظ اقتصادی و سرمایهگذاری در کشور ایجاد کرد
وزیر کشور با اشاره به اجماع همگانی نسبت به برجام در داخل کشور، تصریح کرد: به هر حال با برجام راهگشایی خوبی از لحاظ اقتصادی و سرمایهگذاری در کشور ایجاد شد و شاهد رشد سرمایه گذاری و اقتصادی در کشور بودیم. با خروج آمریکا از برجام در پی بدعهدی رییس جمهوری فعلی آن کشور، اگرچه در ابتدا مشکلات اقتصادی بویژه برای عموم مردم ایجاد شد ولی بعد از زمان اندکی توانستیم با حمایتهای رهبر معظم انقلاب اسلامی و همکاری مردم و سایر نیروهای داخل نظام بر این مشکلات فائق آییم و خط بطلان بر پیشبینیهای بدبینانه در مورد آینده کشورمان بکشیم.
رحمانی فضلی ادامه داد: تجربه به ما ثابت کرده است که برای افزایش قدرت چانه زنی در دنیا باید در حوزه اقتصادی نیز همانند حوزه نظامی به توانمندی و به توان بازدارندگی برسیم و در این صورت میتوانیم اهداف خود را در دنیا دنبال کنیم.
وزیر کشور با تشکر از همه تلاشگران عرصه مقابله با کرونا در استان مازندران که بخوبی با هدایت استاندار موفق به مدیریت این بیماری شدند، گفت: صیانت از امنیت، معیشت و آزادی های قانونی مهم ترین محورهای خدمت همه مدیران در وزارت کشور باشد.
به گزارش خبرگزاری الشرق الاوسط، «سعید ابوعلی» معاون دبیرکل اتحادیه عرب در امور فلسطین و سرزمینهای اشغالی، گفت: احداث شهرکهای استعماری در جولان سوریه همانند اراضی فلسطینی، غیر قانونی است و اتحادیه عرب تداوم نقض قوانین بین المللی را محکوم میکند.
وی افزود: دبیرخانه اتحادیه عرب از مبارزات مردم سوریه در جولان که همه روزه در مقابل پروژههای شهرکسازی، تخریب و مصادره ایستادگی میکنند، حمایت میکند.
معاون دبیر کل اتحادیه عرب همچنین از جامعه جهانی خواست تا با فشار بر مقامهای رژیم اشغالگر اسرائیلی، این اقدامات خصمانه را متوقف و قوانین و تعهدات بینالمللی از جمله قطعنامه شماره ۹۴۷ شورای امنیت را که از اسرائیل می خواهد به اشغال بلندی های جولان پایان دهد، رعایت کند.
رژیم صهیونیستی روز یکشنبه کار احداث شهرک جدید صهیونیستی به نام «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا را در بلندیهای جولان اشغالی آغاز کرد.
بر اساس این گزارش، بودجه اولیه احداث این شهرک صهیونیستی ۲.۳ میلیون دلار است و قرار است ۱۲۰ خانواده یهودی در این شهرک اسکان داده شوند.
کابینه نتانیاهو سال گذشته ساخت شهرکی به نام دونالد ترامپ را در خوشخدمتی این اقدام رئیس جمهوری آمریکا که در مارس ۲۰۱۹ حاکمیت رژیم صهیونیستی بر بلندیهای جولان اشغالی را به رسمیت شناخت، تصویب کرد.
همچنین رژیم صهیونیستی در جنگ سال ۱۹۶۷ کنترل بلندیهای جولان سوریه را به دست گرفت و در سال ۱۹۸۱ این منطقه راهبردی را ضمیمه سرزمینهای اشغالی کرد. این در حالی است که حاکمیت رژیم صهیونیستی بر این بخش از خاک سوریه از سوی جامعه جهانی به رسمیت شناخته نشده است.
حشمت الله فلاحت پیشه، در مورد تلاشهای اخیر آمریکا در شورای حکام و شورای امنیت سازمان ملل جهت تصویب قطعنامههایی علیه کشورمان گفت: واقعیت قضیه این است که در داخل آمریکا تلاشهای جدی در حال صورت گرفتن است تا سیاستهای فشار بر ایران فراتر از اقداماتی باشد که ترامپ علیه ایران در حال انجام آن است. در واقع دشمنان ایران در آمریکا در تلاش هستند که به گونهای پرونده ایران را در این کشور دچار وخامت کنند که حتی در صورت رای نیاوردن ترامپ امکان بازگشت این کشور به برجام وجود نداشته باشد.
وی با بیان اینکه در همین چهارچوب میبینیم که در کنگره آمریکا اقداماتی فراتر از احکام اجرایی ترامپ علیه ایران در حال صورت گرفتن است، گفت: در این فرآیند جمهوری خواهان و دموکراتها هر دو با یکدیگر در این فرآیند مشارکت دارند و ایران چون لابی در آمریکا ندارد دشمنان ایران در این کشور جولان میدهند.
این نماینده پیشین مجلس با اشاره به سیاستی که آمریکا علیه ایران در عرصه بینالمللی از جمله شورای حکام، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل متحد دنبال میکند اظهار کرد: من پیش از این نیز گفتهام به رغم برخی از بحثهایی که وجود دارد برجام یک توافق قابل دفاع بود. این سخن البته به معنای خوب بودن یک چیز نیست. برجام در شرایطی بسته شد که قدرتهای دنیا در برابر ایران در حال مذاکره بودند.
احتمال بازگشت آمریکا به برجام در صورت رأی نیاوردن ترامپ وجود دارد؟ /روایت فلاحت پیشه از اقدامات ضدایرانی کنگره
فلاحت پیشه با تاکید بر اینکه برجام نقطه ضعفها و پاشنه آشیلهایی دارد گفت: در کنار این مباحث چندین نقطه قوت نیز دارد که از جمله آن این است که ایران تنها کشوری در دنیا است که بر اساس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و همچنین رژیم منع اشاعه که اکثر قدرتهای دنیا آن را امضا کردهاند، از حق غنی سازی هستهای برخوردار است و میتواند این فناوری را داشته باشد.
وی افزود: البته در جریان این فرآیند محدودیتهایی نیز برای ایران در نظر گرفته شده است که این محدودیتها سقف زمانی دارد و وقتی که این محدودیتها برداشته شود ایران بدون هیچ گونه محدودیتی میتواند فعالیتهای خود در این عرصه را دنبال کند و این یک امکان خوب برای ایران است. آمریکا به دنبال این است که در مورد این موضوع در شورای حکام برای ایران ایجاد مشکل کند. چنانچه روند به نحوی پیش برود که حقوق ایران در این عرصه ضایع شود.
فلاحت پیشه گفت: دومین ویژگی برجام در همین قالب این است که از ۲۷ مهر ماه سال جاری ایران عملا میتواند اقدام به مبادله سلاحهای متعارف در قالب خرید و فروش با کشورهای مختلف کند. در حال حاضر بیش از ۳۰ کشور تولیدات نظامی ایران را خریدار هستند و ایران میتواند بعد از رفع این تحریمها به صورت جدیتر و گستردهتر در این عرصه فعالیت کند و این موضوعی است که آمریکاییها را نگران کرده و آنها تلاش دارند که مکانیزم ماشه را در این راستا فعال کنند.
رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در بخش دیگر از صحبتهای خود با بیان اینکه آمریکا از قدرت ایجاد اجماع به مانند قبل برخوردار نیست در پاسخ به این سوال که به چه میزان این احتمال وجود دارد که چین و روسیه در برابر قطعنامههای جدید آمریکا علیه ایران به عنوان دو عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل ایستادگی کنند، اضافه کرد: ترامپ با نوع رفتار و موضع گیریهای خود توان سیاست خارجی آمریکا را به تحلیل برده است. چنانکه حتی برخی از کشورهای همپیمان آمریکا از نوع رفتارهای این کشور در عرصه سیاست خارجی دل چرکین هستند و از طرف دیگر سیاستهای تحریمی آمریکا متوجه چین و روسیه هم هست و این دو کشور میدانند که هر گونه عقب نشینی در برابر فشارهای آمریکا به ایران به منزله عقب نشینی آنها از سیاستهای خود در مورد آمریکاست. بنابراین در برابر این فشارها ایستادگی میکنند.
فلاحت پیشه ادامه داد: از طرف دیگر باید به این موضوع توجه داشت که ایران در عرصه تحولات بینالمللی نقش همپا و همتای قدرتهای بزرگ را داشته است و نمیتوان ایران را با کشورهای همچون سوریه، لیبی و عراق که خود را نیازمند حمایت دیگر قدرتها میدانند، مقایسه کرد.
وی تصریح کرد: ایران در برابر اقدام آمریکا در ترور سردار سلیمانی اقدام به حمله به پایگاه نظامی عین الاسد کرد و آمریکا نتوانست اقدامی را در برابر این حمله انجام دهد، ایران در عرصه منطقهای دارای عمق استراتژیک است و کشورهای دیگر در موضوعات مختلف توقع حمایت ایران از خود را داشتهاند. بنابراین وزنه کنونی ایران در برابر مکانیزم ماشهای که آمریکا دنبال میکند پرزورتر از گذشته است.