برچسب: تئاتر

  • برنده جایزه «پولیتزر» در تالار سایه/ اجرای سه نمایش تمام شد

    برنده جایزه «پولیتزر» در تالار سایه/ اجرای سه نمایش تمام شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از واحد ارتباطات، آموزش و پژوهش مجموعه تئاتر شهر، با پایان یافتن اجراهای «سوگ جامه» به کارگردانی میثم عباسی  در تالار سایه، «خاک و تاج» به کارگردانی زهرا صبری و «دست‌های آلوده» به کارگردانی مسعود موسوی در تالار قشقایی سه اثر تازه راهی سالن‌های قشقایی و سایه مجموعه تئاترشهر شدند.

    «سقوط در کوه مورگان» عنوان نمایشی به نویسندگی آرتور میلر درام نویس برجسته  قرن بیستم و کارگردانی منیژه محامدی است که از روز چهارم دی ماه در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر اجرای خود را آغاز می‌کند. این اثر یکی از نمایشنامه‌های متاخر میلر است که در سال ۱۹۹۱ نوشته شده و تصویرگر بحران‌های یک خانواده  آمریکایی است. در این اجرا که تا هفتم بهمن ماه ساعت ۱۹:۳۰ با مدت زمان ۹۰ دقیقه و قیمت ۳۵ هزار تومان روی صحنه است، محمد نادری، آیلار نوشهری، مهوش افشارپناه، نسترن پیکانو، فرناز رهنما، محمد اسکندری، نسترن باقرزاده به عنوان بازیگر حضور دارند.

    «کَر» نمایش جدید دیگر تئاتر شهر است که از روز هشتم دی ماه به نویسندگی و کارگردانی فریدون ولایی در تالار سایه اجرای خود را آغاز می‌کند. در این اثر نمایشی که از تاریخ یاد شده  تا هفتم بهمن ماه ساعت ۱۷:۳۰ با مدت زمان ۷۵ دقیقه و قیمت بلیت ۳۵ هزار تومان روی صحنه می‌رود رضا جهانی، عادل عزیز نژاد، مریم برومند، صفورا خوش طینت، الهه نادری ایفای نقش می‌کنند.

    نمایش «جنایات قلب» به نویسندگی بث هنلی و کارگردانی دلارا نوشین نیز به عنوان یکی از تازه ترین آثار نمایشی مجموعه تئاتر شهر از روز هشتم دی ماه تا هفتم بهمن ماه ساعت ۱۹:۳۰ با مدت زمان ۷۰ دقیقه و قیمت بلیت ۳۵ هزار تومان در تالار سایه روی صحنه می‌رود.

      «جنایت‌های قلب» معروف‌ترین اثر بث هنلی است. هنلی این نمایشنامه را در سال ۱۹۷۸ میلادی با نام انگلیسی «Crimes of the Hearts» منتشر کرده و در همان سال برای این اثر کمدی-تراژدی به جایزه پولیتزر در بخش نمایشنامه دست یافته است. وی در «جنایت‌های دل»، داستان سه‌خواهر با نام‌های «بیب»، «مگ» و «لنی» را روایت می‌کند که اکنون بعد از این‌که لنی همسر خود را به ضرب گلوله کشته است، در خانه قدیمی پدربزرگ خود دور هم جمع می‌شوند. هریک از این سه‌خواهر زندگی از هم گسیخته‌ای دارند و ناچارند با پی‌آمد اشتباهات‌شان و به تعبیر نویسنده «جنایت‌های قلب» ِ خود مواجه شوند

    هنلی برای فیلمی که از این اثر در سال ۱۹۸۶ ساخته شد، نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم‌نامه اقتباسی هم بوده است. به این‌ها باید جوایز بهترین نمایشنامه آمریکایی از «حلقه منتقدان نیویورک» در سال ۱۹۸۱، جایزه  «Theatre World Award» در سال ۱۹۸۲، نامزدی دریافت جایزه «تونی» در سه رشته مختلف (برای اجرای صحنه‌ای این نمایش) و نامزدی دریافت «Drama Desk Award» را هم اضافه کرد. همچنین منتقدان ادبی هم اکثرا به این اثر نظر مثبت داشته‌اند که این حجم از اعتبار برای نمایشنامه‌ای ۱۰۰ صفحه‌ای قابل اعتناست.

    آزاده اسماعیل‌خانی، تینا بخشی، علیرضا مویدی، سارا توکلی، پگاه ارضی و تورج ثمینی پور بازیگران این اثر نمایشی هستند.

    در کارگاه نمایش نیز نمایش «فردای شب» به عنوان اولین پروژه «رویدادهای اجرایی – پژوهشی کارگاه نمایش» که از روز بیست و چهارم آذر ماه روی صحنه رفته، تا روز ششم دی ماه به اجرای خود ادامه می‌دهد. در این نمایش مژده دایی، مونا سهراب حقیقت، فرنوش نیک اندیش به عنوان بازیگر حضور دارند.

    تالار اصلی مجموعه همچنان میزبان اجرای «فرانکنشتاین» به نویسندگی وکارگردانی ایمان افشاریان و بازی پژمان جمشیدی، بانیپال شومون، آناهیتا افشار، محمد پویا، سوده شرحی، سیاوش میری، حامدابریشمی، امید رضایی، فرید کیامرثی، محمد حقیقی پور، مهدی روحانی، مجتبی نصرت، سعید زینلی، حسین آیرمی، مبین تقوی، توحید لواسانی، امین رجایی و پویا نجفی ساعت ۲۰ با مدت زمان ۹۰ دقیقه و قیمت بلیت ۶۰ تا ۹۰ هزار تومان تا هفتم بهمن روی صحنه می‌رود.

    همچنین نمایش «چُنور» به نویسندگی و کارگردانی قطب الدین صادقی و بازی فرشید گویلی نیز ساعت ۲۰ با مدت زمان ۶۰ دقیقه و قیمت بلیت ۴۰ هزار تومان در تالار چهارسو تا هفتم بهمن ماه میزبان علاقه مندان تئاتر است.

  • نمایشنامه‌خوانی «حرف‌هایی که بهش نگفتم» در تماشاخانه «سپند»

    نمایشنامه‌خوانی «حرف‌هایی که بهش نگفتم» در تماشاخانه «سپند»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، «حرف‌هایی که بهش نگفتم» به نویسندگی نیما جوادی و کارگردانی سیدمحمدصادق سیادت، ۷ دی ماه ساعت ۱۹ در سالن شماره‌ی ۲ تماشاخانه سپند روی صحنه می‌رود.

    در این اثر نمایشی بهنام سرلک، آزاده شمس، بابک صحرایی، محمدرضا شجاعی، دینا غلامی سرخه، بیتا عالمی، مهدی افشاری، حمید مهدیار، نسیم هروی، نسترن لونی، ایمان محبوبی کیا، رایان حبیبیان، زهرا رئیسی، محمدصادق محمدنیا، شهاب الدین عسگری، سارا عاکف، فائزه دربندی به ایفای نقش می‌پردازند.

    از دیگر عوامل نمایشنامه خوانی «حرف‌هایی که بهش نگفتم» می‌توان به تهیه‌کننده: مهدی غلامی سرخه، مشاور کارگردان: شبنم قلی‌خانی، طراح حرکت: آزاده شمس، طراح صحنه: علی سیبی، دستیار کارگردان: محمدرضا شجاعی، عکاس: مریم هاشمی، طراح پوستر: علی دولت آبادی و ساخت تیزر: رضا نائینی اشاره کرد.

    در خلاصه داستان این اثر آمده است: «کاش زمان همین جا وامیستاد، ما از هم جدا می شدیم؛ وقتی بعد از چندسال برمی‌گشتیم پیش هم، زمان دوباره از نو شروع می‌شد…»

    تماشاخانه سپند در خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹ واقع شده است.

  • «ماناترین لحظه قشقایی» در تئاتر شهر روایت می‌شود

    «ماناترین لحظه قشقایی» در تئاتر شهر روایت می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از  واحد ارتباطات، آموزش و پژوهش مجموعه تئاترشهر، آیین یادبود شهید حسین قشقایی ساعت ۱۸ روز شنبه هفتم دی ماه با برگزاری جلسه نمایشنامه‌خوانی «ماناترین لحظه قشقایی» به نویسندگی ندا ثابتی و کارگردانی احمد جولایی در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر برگزار می‌شود. در این اجرا محمودهندیانی، کریم اکبری مبارکه، شهاب راحله و تعدادی از دانشجویان هنرهای نمایشی به عنوان نقش خوان حضور دارند.

    ندا ثابتی  از جمله پژوهشگران عرصه تئاتر است که طی سال های اخیر پژوهشگری است درباره زندگی شهید قشقایی پژوهش‌هایی داشته و آن را در قالب کتاب داستان‌های دراماتیک با عنوان «در پی عشق دویدن» منتشر کرده است.

    حسین قشقایی یکی از هنرمندان عرصه تئاتر است که پیش از انقلاب در سال ۵۷ به شهادت رسید. او تحصیلات خود را در دانشگاه هنر گذراند. نمایشنامه «نهضت حروفیه» از آثار قشقایی است که در زمان حیاتش امکان اجرای آن میسر نشد؛ اما پس از شهادت او داود دانشور این اثر نمایشی را روی صحنه برد.

  • پوستر «مانستر» منتشر شد/ نمایشی با موضوع اسکیزوفرنی

    پوستر «مانستر» منتشر شد/ نمایشی با موضوع اسکیزوفرنی

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی نمایش، «مانستر» به نویسندگی کوروش شاهونه و حمیدرضا اسدزاده و طراحی و کارگردانی کوروش شاهونه از هشتم دی‌ماه در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می‌رود.

    تهیه‌کنندگی این اثر را سجاد افشاریان برعهده دارد. «مانستر» بر پایه پژوهشی پیرامون بیماری اسکیزوفرنی طراحی شده که در آن، ابراهیم ناییج، علی حسین‌زاده و ریحانه رضی به ایفای نقش می‌پردازند.

    روند روایت این نمایش، با صدای سجاد افشاریان و لیلی رشیدی پیش می‌رود و دیگر عوامل این اجرا عبارت‌اند از مدیر تولید: آرمان خوزستانی، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: داوود ونداده، طراح پوستر و بروشور: مهدی دوایی، طراح گریم: تینا بخشی، طراح صحنه: کوروش شاهونه، طراح لباس: ریحانه رضی، طراح نور: مسعود رنجبر، موشن‌گرافی و ساخت تیزر: رامین برجی، طراحی صدا و آهنگسازی: بهراد ضحاکی و شایان محسنی، مدیران صحنه: امیررضا رحمانی و جواد حیدری، عکاسان: اشکان مستی و علی مارل و روابط عمومی: ندا کاوندی و مهران عشریه.

    این نمایش، از هشتم دی‌ماه تا یازدهم بهمن‌ماه ۱۳۹۸، هرشب جز شنبه‌ها، از ساعت ۱۸ به مدت هفتاد دقیقه در پردیس تئاتر شهرزاد به نشانیِ خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی روی صحنه خواهد بود.

  • تئاتر را از هویتش دور کرده‌اند/ آغاز اجرایی درباره تنهایی آدم‌ها

    تئاتر را از هویتش دور کرده‌اند/ آغاز اجرایی درباره تنهایی آدم‌ها

    سهراب سلیمی کارگردان نمایش «آقای اشمیت کیه؟» که از ۴ دی در سالن عباس جوانمرد ساختمان جدید خانه تئاتر روی صحنه می‌رود، درباره این اثر نمایشی و دغدغه‌ای که برای اجرای آن داشته، به خبرنگار مهر گفت: اصولا نمایشنامه‌هایی را برای اجرا انتخاب می‌کنم که جهانشمول باشند؛ اینکه چگونه در عصر حاضر به جای اینکه علم و بخش‌های دیگر در خدمت انسان باشند، انسان بازیچه آن‌ها شده است.

    وی اظهار کرد: در دنیای معاصر از عشق گرفته تا مسائل اجتماعی و سیاسی، هویت انسان را آهسته آهسته می‌گیرند. همه انسان‌ها به سمتی می‌روند که تنها و تنهاتر می‌شوند و ارتباط‌ها کمتر و در نهایت همه از هم بیگانه می‌شوند.

    سلیمی با اشاره به اینکه این موضوع در آثار نویسندگان مطرح جهان از جمله اشمیت و داریو فو که وی پیش‌تر آثار آن‌ها را به صحنه برده بود مطرح است، توضیح داد: در نمایش «آقای اشمیت کیه؟» به شخصیت اول نمایش تحمیل می‌شود که امکان رهایی و آزادی و زندگی خارج از دغدغه برای او وجود ندارد.

    وی ادامه داد: این موضوعات همیشه دغدغه من برای انتخاب و اجرای یک اثر نمایشی بوده و هست.

    کارگردان «آقای اشمیت کیه؟» درباره زمان و مکان اجرای این اثر نمایشی گفت: نمایش از ۴ دی در تماشاخانه عباس جوانمرد واقع در ساختمان جدید خانه تئاتر روی صحنه می‌رود. این سالن یکی از دغدغه‌های من بوده که ۱۱ سال عمرم را در کنار ایرج راد عزیز و مرحوم عزت الله انتظامی صرف ساخت آن کردم تا یک مجموعه نفیس به مجموعه‌های فرهنگی کشور اضافه شود.

    سلیمی درباره شرایط حال حاضر تئاتر و گیشه محور شدن تئاتر، تصریح کرد: به زعم من و بر اساس تعاریف اصولی، تئاتر را از هویت خود دور کرده اند و دولت حمایت خود را از تئاتر قطع کرده است. در تمام نقاط کشور اهالی تئاتر را در بیابانی برهوت رها کرده اند و به آن‌ها می‌گویند بروید و خودتان پول دربیاورید. متأسفانه از غنای تئاتر کم شده و هویت تئاتر با ظواهری رقم خورده که صرفا گیشه و فروش است.

    این هنرمند با سابقه تئاتر در بخش پایانی سخنان خود تأکید کرد: شرایط به گونه‌ای است که افرادی که بودجه بالایی در اختیارشان هست در امنیت به تولید و اجرای آثار نمایشی می‌پردازند و برای من و امثال من شرایط به لحاظ اقتصادی و همچنین امکانات تبلیغاتی بسیار محدود و سخت است. شرایط به گونه‌ای رقم خورده که من به جای اینکه درگیر صحنه و کیفیت اجرا باشم، درگیر حواشی شوم ولی باز به دلیل باورهایی که دارم اجازه نمی‌دهم که حتی لحظه‌ای از کیفیت دور شوم.

    نمایش «آقای اشمیت کیه؟» نوشته سباستین تیری و ترجمه شهلا حائری، با حضور ایرج راد، شهره رعایتی، میثم رازفر، سینا خدابخشی در ساعت ۱۹:۳۰ به صحنه می‌رود.

  • ۲ پیام تسلیت برای درگذشت یک هنرمند تئاتری

    ۲ پیام تسلیت برای درگذشت یک هنرمند تئاتری

    به گزارش خبرگزاری مهر، شهرام کرمی مدیر کل هنرهای نمایشی و حمید نیلی مدیرعامل انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس برای درگذشت عبدالرضا حیاتی پیشکسوت تئاتر پیام های تسلیتی صادر کردند.

    متن پیام شهرام کرمی، مدیرکل هنرهای نمایشی برای درگذشت عبدالرضا حیاتی، هنرمند پیشکسوت خوزستانی به شرح زیر است:

    «تئاتر ایران و به طور اخص تئاتر خوزستان، بزرگمردی را از دست داد که جای خالی‌اش در عرصه نگارش نمایشنامه‌هایی با موضوع دفاع مقدس و با رویکرد ترغیب به مقاومت و دفاع از میهن، مگر به مدد حضور شاگردانی پر شود که در طول ۶۶ سال عمر پربارش پرورده است.

    عبدالرضا حیاتی، هنرمندی که یکی از بی‌شمار کارِ کرده‌اش، اجرای نمایش در مناطق عملیاتی دفاع مقدس به نیت تغییر روحیه رزمندگان بود.

    فقدان او که اکثر هنرمندان فعلی هنر نمایش اهواز از شاگردانش بوده‌اند بر آن‌مان می‌دارد تا بار دیگر پاس بداریم میراث گرانبهایی را که برای‌مان به یادگار گذاشته است و از جمله نمایشنامه‌های «لبخند بزن رزمنده»، «قاصدک‌ها»، «بوی خوش جنگ»، «فرشته‌ای با بال‌های شکسته» و… را دوباره و دوباره بخوانیم.

    درگذشت عبدالرضا حیاتی را که به غیر از نمایشنامه‌نویسی در هنر شاعری، نقاشی و خوشنویسی صاحب جایگاه بود، به خانواده محترم ایشان، به دوست‌داران و علاقه‌مندانش، به مردم خوزستان و به اهالی تئاتر سراسر ایران تسلیت می‌گویم.»

    حمید نیلی مدیرعامل انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس نیز  درپی درگذشت عبدالرضاحیاتی نمایشنامه‌نویس، کارگردان و بازیگر تئاتر کشور پیام تسلیتی صادرکرد.

    متن این پیام بدین شرح است:

    «رشد و بالندگی تئاتر مقاومت که ریشه در حماسه ها و رشادت های غیورمردان و سلحشوران تاریخ معاصر ایران دارد مرهون تلاش و مجاهدت فرهنگی انسان هایی است که دل درگرو ارزش های انسانی اسلامی این مرزوبوم دارند و حیات و مماتشان در این راه همچون تاروپود یک نقش مانا گره خورده است.

    حقیقتا عبدالرضا حیاتی این نویسنده پرتوان و بااخلاص در زمره این مجاهدان می باشد که با قلم راستین خود دوران باشکوه دفاع مقدس را برای ثبت در تاریخ و به زبان فاخر هنرو نمایشنامه نویسی ،برای آیندگان ماندگار کرد و آثار قابل توجه و مهمی رادراین عرصه رقم زد.

    درگذشت این هنرمند فرهیخته و متعهد بی شک فقدانی بزرگ برای تئاترمقاومت  است و اینجانب به نمایندگی جمعی از فعالان این حوزه، درگذشت ناگهانی ایشان را خدمت خانواده معظم ایشان و جامعه بزرگ هنرمندان شریف استان خوزستان و ایثارگران این خطه  لاله گون،تسلیت عرض نموده و از خداوند منان  علو درجات آن فقید سعید را مسئلت دارم.»

  • معرفی تعدادی از نمایش‌های مسابقه آثار صحنه‌ای جشنواره تئاتر فجر

    معرفی تعدادی از نمایش‌های مسابقه آثار صحنه‌ای جشنواره تئاتر فجر

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره، براساس فراخوان سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر بخش مسابقه این دوره شامل فهرست نمایش‌های زیر از میان آثار متقاضی، برگزیدگان جشنواره‌های تئاتر استان‌ها و تعدادی از آثار مهمان خواهد بود.

    هیات انتخاب این بخش متشکل از پیام دهکردی، شهرام زرگر و رضا گوران از بین آثار متقاضی ۱۵ نمایش را برای حضور در رقابت نمایش های صحنه ای جشنواره معرفی کرده‌اند.

    عناوین این آثار به شرح زیر و به ترتیب حروف الفبا معرفی می شود:

    «است» به نویسندگی و کارگردانی پرنیا شمس از تهران

    «باق وحش» به نویسندگی فراز مهدیان دهکردی و کارگردانی امیربهاور اکبرپور دهکردی از شهرکرد

    «بیوه سیاه بیوه سفید» به نویسندگی مژگان خالقی و کارگردانی حسن جودکی از تهران

    «پروانه الجزایری» به نویسندگی پیام لاریان و کارگردانی سعید حسنلو از تهران

    «پنجاه پنجاه» به نویسندگی هاله مشتاقی نیا و مرتضی اسماعیل کاشی و کارگردانی مرتضی اسماعیل کاشی از تهران

    «دریم لند» به نویسندگی صبا نجاتی و کارگردانی مرتضی جلیلی دوست از تهران

    «روایت فرزانه از جمعه ۱۴ آبان» به نویسندگی و کارگردانی محمدحسین زیکساری از تهران

    «شاه‌ماهی» به نویسندگی رضا بهاروند و احمد سلگی و کارگردانی رضا بهاروند از تهران

    «شک» به نویسندگی و کارگردانی مهدی کوشکی از تهران

    «کریم‌لوژی» به نویسندگی مهران رنجبر و کارگردانی رضا بهرامی از تهران

    «کمیته نان» به نویسندگی و کارگردانی لیلی عاج از تهران

    «مارلون براندو» به نویسندگی و کارگردانی مهران رنجبر از تهران

    «مشق شب» به نویسندگی و کارگردانی امیر نجفی از تهران

    «من» به نویسندگی و کارگردانی سیاوش پاکراه از تهران

    «همان چهاردقیقه» به نویسندگی نغمه ثمینی و کارگردانی صابر ابر از تهران

    سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی‌مرند ۱۰ تا ۲۰ بهمن ماه امسال برگزار می‌شود.

     آدرس سایت جشنواره fitf.theater.ir است.

  • مدیر روابط عمومی دومین جشنواره تئاتر اکبر رادی مشخص شد

    مدیر روابط عمومی دومین جشنواره تئاتر اکبر رادی مشخص شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از گزارش امور ارتباطات رسانه ای جشنواره، بهزاد صدیقی دبیر دومین جشنواره تئاتر اکبر رادی در حکمی مصطفی محمودی منتقد و روزنامه نگار سینما و تئاتر و مدرس دانشگاه در حوزه ارتباطات، روابط عمومی و امور فرهنگی را برای دومین سال متوالی به عنوان مدیر روابط عمومی این رخداد فرهنگی هنری منصوب کرد.

    متن حکم انتصاب مصطفی محمودی به این شرح است:

    «به نام خداوند قلم و زیبایی، فرهیخته گرامی

    جناب آقای مصطفی محمودی

    با توجه به تجربیات و فعالیت های ارزنده جناب‌عالی در عرصه روابط عمومی و رسانه ای و نظر به تجربه موفقیت آمیز دوره نخست جشنواره تئاتر اکبر رادی، بدین وسیله جناب عالی به عنوان مدیر روابط عمومی دومین جشنواره تئاتر اکبر رادی منصوب می شوید. امید می رود با توجه به حضور و خدمات ارزش مندتان در این عرصه، همه تجربیات و توانایی های خود را  همچون دوره نخست برای هر چه بهتر برگزارشدن دومین جشنواره ی تئاتر اکبر رادی به کار گرفته تا شاهد جشنواره ای تأثیرگذار، پویا، شایسته و پر رونق باشیم.

    از جناب عالی و همکاران تان خواهان آنم تا با انجام فعالیت های این بخش و اطلاع رسانی از این رویداد ملی فرهنگی که شامل تهیه و تولید اخبار و گزارش های خبری و مستندسازی از رویدادها و بخش های متعدد جشنواره، ارتباط موثر با رسانه های مکتوب، دیداری و شنیداری، نظارت بر محتوای انتشار اخبار و رویدادهای جشنواره است و نیز بتوانید با ایجاد تعامل و ارتباطات مؤثر با نهادهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به منظور حمایت بیش تر از این رخداد ملی هنری، دومین جشنواره تئاتر اکبر رادی را به کلیه مخاطبان، هنرمندان و مدیران فرهنگی و اجتماعی به نحو احسن معرفی و اطلاع رسانی کنید. قدردان پذیرش مسئولیت تان در این رویداد ملی فرهنگی هستم. برای جناب عالی آرزوی سربلندی و پیروزی دارم.»

    دومین جشنواره تئاتر اکبر رادی از ۲۵ دی ماه سال جاری به مدت چهار روز با دبیری بهزاد صدیقی و همکاری اداره کل هنرهای نمایشی، شورای اسلامی شهر تهران، فرهنگسرای سرو و اداره کل هنرهای نمایشی رادیو (رادیو نمایش) در تهران برگزار می شود.

  • تئاتر «مخاطب» می‌خواهد نه «مشتری»/ قربانی «لاکچری»ها شده‌ایم!

    تئاتر «مخاطب» می‌خواهد نه «مشتری»/ قربانی «لاکچری»ها شده‌ایم!

    خبرگزاری مهر -گروه هنر-آروین موذن‌زاده، فریبرز دارایی: این روزها نمایش «پنجره‌ای رو به آسمان» به کارگردانی امیر دژاکام در تماشاخانه سپند روی صحنه است. نمایشی که در آن به زبان طنز به مشکلات مردم جامعه اشاره می‌کند و تلاش دارد بدون افتادن به دام کمدی سخیف، لبخند روی لب مخاطبان بنشاند.

    این نمایش با حضور بازیگرانی چون بهرام ابراهیمی، شهره سلطانی، امیر کربلایی‌زاده، عمار تفتی، حسین شهبازی، ابوالفضل جمشیدی که همگی از هنرمندان تئاتر هستند و بدون بازیگران چهره که این روزها برای تضمین فروش گیشه انتخاب می‌شوند، به صحنه می‌رود اما با استقبال خوب مخاطبان روبرو شده است.

    به بهانه اجرای این اثر نمایشی از امیر دژاکام کارگردان و امیر کربلایی‌زاده بازیگر نمایش دعوت کردیم تا با حضور در خبرگزاری مهر درباره مباحث کلان تئاتر صحبت کنند.

    در این نشست بیش از اینکه درباره نمایش «پنجره‌ای رو به آسمان» بحث شود، ترجیح دادیم به استناد تجربه اجرای موفق این نمایش بیشتر درباره وضعیت این روزهای تئاتر صحبت کنیم. به‌خصوص که امیر دژاکام از هنرمندان قدیمی و فعال تئاتر است و به دلیل فعالیت مداوم حرفه‌ای از ابتدای انقلاب و حضور در فضای آکادمیک و دانشگاهی اشراف درستی نسبت به وضعیت تئاتر دارد.

    امیر کربلایی‌زاده نیز از جمله بازیگرانی است که سال‌ها در تئاتر فعالیت کرده و جوایز بسیاری نیز از جشنواره‌های مختلف تئاتری دریافت کرده است اما با این وجود در چند سال اخیر با اجرای استندآپ کمدی در برنامه «خندوانه» توانسته محبوبیت بیشتری نزد عامه مردم پیدا کند. از همین رو با این بازیگر درباره ورود چهره‌ها به تئاتر و تاثیری که رسانه‌ها می‌توانند در معرفی و مطرح کردن هنرمندان داشته باشند، صحبت کردیم.

    بخش اول گفتگو خبرگزاری مهر با کارگردان و بازیگر نمایش «پنجره‌ای رو به آسمان» را در ادامه می‌خوانید؛

    * آقای دژاکام شما هنرمندی هستید که سال‌هاست در فضای آکادمیک و حرفه‌ای تئاتر مشغول فعالیت هستید و به‌عنوان یکی از هنرمندان فعال سال‌های بعد از انقلاب شناخته می‌شوید. در حال حاضر وضعیت تئاتر کشور را چگونه می‌بینید و به نظرتان در سال‌های اخیر تئاتر چقدر توانسته به گونه‌های مختلف تئاتری اجازه فعالیت دهد.

    امیر دژاکام: به‌عنوان کسی که تقریباً از سال ۵۷ کارش را در تئاتر آغاز کرده و شکل‌گیری تئاتر، تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌های تئاتر بعد از انقلاب را دنبال کرده است، می‌توانم تحلیل جامعی درباره وضعیت تئاتر در کشور داشته باشم. زمانی که در سال ۶۱ اولین دوره جشنواره تئاتر فجر برگزار شد تنها ۶ گروه تئاتری در جشنواره حضور داشتند که من هم در اولین دوره فجر شرکت داشتم.

    وقتی سال ۶۳ دکتر علی منتظری جشنواره تئاتر دانشگاهی را توسط جهاد دانشگاهی با ۴ گروه تئاتری برگزار کرد، کتاب‌های اندکی در زمینه تئاتر به چاپ رسیده بود. بعد از گذشت این دهه در سال ۷۶ با کمک دولت به تئاتر مواجه می‌شویم و تئاتر تا حدود سال‌های ۸۶ رونق می‌گیرد و تصمیم‌گیری‌ها باعث شکوفایی تئاتر شده و باعث می‌شود همه کسانی که نمی‌توانستند تئاتر کار کنند دوباره وارد عرصه شوند. در دهه بعدی که بین سال‌های ۸۶ تا ۹۶ است اتفاقات مختلفی در تئاتر رخ می‌دهد.

    تئاتر، زمانی کاملاً دولتی بود و نظارت کامل بر آن وجود داشت و همه به راحتی نمی‌توانستند فعالیت کنند، بعد در برهه‌ای از زمان تعداد بیشتری از هنرمندان می‌توانند فعالیت کنند اما هرچه جلوتر می‌آییم شرایط به گونه‌ای رقم می‌خورد که حالا دیگر همه می‌توانند فعالیت کنند! این «همه» به معنای این است که حتی یک طباخ، سلمانی، جراح مغز یا یک خانم خانه دار نیز می‌توانند، فعالیت کنند و هیچ قانونی مانع کار کردن هیچ کسی نیست! در حالی که مثلاً اگر شما بخواهید کله‌پزی باز کنید قوانینی وجود دارد که به همین راحتی به شما اجازه این کار را نمی‌دهد.

    دژاکام: شرایط به گونه‌ای رقم خورده که حالا دیگر همه می‌توانند فعالیت کنند! این «همه» به معنای این است که حتی یک طباخ، سلمانی، جراح مغز یا یک خانم خانه دار نیز می‌توانند، فعالیت کنند و هیچ قانونی مانع کار کردن هیچ کسی نیست! در دوره‌های مختلف تئاتر در کشور، آثار ترجمه شده، نمایش‌های ایرانی و سنتی، کارهای کارگردانان بزرگ کشور و یا حضور جوانان در تئاتر مورد توجه قرار می‌گیرد، اما در این دوره به کارهای «بِرفوش» (بفروش!) اهمیت می‌دهیم. این لفظ «برفوش» را آقایان دقیقاً با همین تلفظ هم به کار می‌برند! در این دوره است که اصالت‌هایمان لغزنده شده است.

    راه‌های تولید تئاتر بسیار در جهان گوناگون است و هنرمندان مختلف از روش‌های مختلفی استفاده می‌کنند. وقتی که ما همه این راه‌ها را می‌رویم و همه می‌توانند این راه‌ها را بروند، تئاتر موفقی خواهیم داشت؛ یعنی تئاتری که همزمان متکی‌بر تئاتر ملی و فرهنگ ایرانی باشد، به تجربه‌ها و ترجمه‌ها و آثار مختلف دنیا اهمیت دهد، به تجربه‌گرایی و شیوه آزمایشگاهی توجه کند و دیدگاه‌های جدید و رویکردهای روز دنیا را بپذیرد، تئاتر موفقی است اما هر وقت ما در یکی از این گونه‌ها ماندیم، شکست خوردیم و موفق نبودیم. در حال حاضر نیز در مقطعی هستیم که به کارهای «برفوش» اهمیت می‌دهیم. شاید ارزش زیبایی‌شناسی تئاتر ما هیچ وقت تا این اندازه نزول پیدا نکرده بود که کارهایی را به صحنه ببریم که از مردم دور هستند.

    به عنوان نمونه در حال حاضر همه مردم ما به جز قشر متمول سرمایه‌دار، گرفتاری اقتصادی دارند. حالا این مشکلات اقتصادی کجای تئاتر ما جریان دارد. تنسی ویلیامز، یوجین اونیل، آرتور میلر، چخوف یون فوسه و… بدون اینکه ادعای مصلح اجتماعی بودن داشته باشند، از مشکلات و نیازهای مردم در آثارشان سخن می‌گویند و ما حتی به بزرگترین درام‌نویسان دنیا نیز اقتدا نکردیم. هیچ‌گاه تئاتر ما به این اضمحلالی که الان دچارش شده، نرسیده بود.

    * مسبب این اتفاقات را خود هنرمندان می‌دانید یا مدیران و سیاستگذاران فرهنگی؟

    دژاکام: سیاستگذاران کلان و اتاق فکرهایی که سیاستگذاری کلان می‌کنند و می‌گویند تئاتر باید «برفوش» باشد، مقصر این اتفاق هستند. شما نمی‌توانید پدیده‌ای را که برای تحقق امر دیگری است، به منظور امر دیگری استفاده کنید. هیچ وقت نمی‌توان با تراکتور آب میوه گرفت! هنر به نیاز انسان به زیبایی پاسخ می‌دهد و اقتصاد هم به نیاز انسان به مسائل مالی، پس چطور می‌توانیم هنر را تبدیل کنیم به اقتصاد؟ البته این مبحث با این استدلال که تئاتر باید تماشاگر داشته باشد، متفاوت است. بله تئاتر باید تماشاگر داشته باشد، اما مساله برسر این است که آیا تئاتر باید «مشتری» داشته باشد؛ مشتری‌هایی که باید ۲۵۰ هزار تومان بدهد و نمایش ببیند. کدام دانشجو و کارمندی می‌تواند این تئاترها را ببیند. پس یک آپارتاید شکل گرفته است که در آن تئاتر مختص پولدارها و سرمایه‌دارها شده است.

    دژاکام: تئاتر باید تماشاگر داشته باشد، اما مساله برسر این است که آیا تئاتر باید «مشتری» داشته باشد؛ مشتری‌هایی که باید ۲۵۰ هزار تومان بدهد و نمایش ببیند. کدام دانشجو و کارمندی می‌تواند این تئاترها را ببیند. پس یک آپارتاید شکل گرفته است که در آن تئاتر مختص پولدارها و سرمایه دارها شده است کدام خانواده‌ای می‌تواند ۵ تا بلیت ۲۵۰ هزار تومانی بخرد و برود تئاتر ببیند. برای خود من که ۲۸ سال است استاد دانشگاه هستم، مقدور نیست که با خانواده‌ام بروم این کارها را ببینم. این وضعیت برای کسانی که می‌خواهند کاسبی کنند و پول در بیاورند، خوشایند شده است و برای کارشان هم فلسفه مردمی کردن تئاتر و اینکه هر کسی می‌تواند، کار کند، دارند در حالی که این‌طور نیست و خیلی از بچه‌های تئاتر را سراغ دارم که خانه و زندگی‌شان را می‌فروشند و با ۱۵-۲۰ تماشاگر در سالن‌های خصوصی کار اجرا می‌برند چون یک عده به جای دیدن کار آن‌ها می‌خواهند بروند چندتا هنرپیشه چهره را ببینند.

    البته من هیچ‌گاه مخالف اجرای نمایش‌های لاکچری نبودم، بلکه گفتم استحقاق ما این نیست که همه تئاتر ما تئاتر لاکچری شود. می‌بینم که بچه‌های تئاتر دارند قربانی این وضعیت می‌شود و نمایش‌های جذاب و دوست داشتنی با ۱۰-۱۵ تماشاگر به صحنه می‌روند.

    * در دوره‌ای به این متهم شدید که برای اجرای نمایش‌هایتان از دولت بودجه کلان می‌گیرید و جزو هنرمندانی هستید که محبوب مدیران تئاتری هستند و می‌توانند آثارشان را در سالن‌های بزرگ اجرا کنند. در آن زمان ترجیح دادید از این حرف و حدیث‌ها عبور کنید و بعد از مدتی کم‌کاری، کارهایتان را بدون حمایت دولت و به شکل مستقل در تماشاخانه‌های خصوصی اجرا کردید. نظرتان درباره اجرا در تئاترهای خصوصی و در شرایطی که دولت کاملاً دست حمایتش را از تئاتر برداشته و باعث ورود افرادی در هیات تهیه‌کننده، به تئاتر شده که به هر طریقی فقط به فکر مسایل اقتصادی و سود هستند، چیست؟

    دژاکام: سوال شما چند بخش دارد. در مورد سوال اول باید بگویم که مردم معمولاً دشمن ناشناخته‌هایشان هستند. توضیح دادم سال ۱۳۶۱ کلاً ۶ گروه تئاتری در جشنواره فجر حضور داشت که من هم یکی از آن‌ها بودم اما الان ۳۰۰- ۴۰۰ گروه تئاتری فعال هستند. من شاگرد ممتاز و بسیار فعال و عاشق تئاتر بودم و زیاد کار می‌کردم. آن دوران دولت ۳۰ هزار تومان کمک هزینه می‌داد که بالاترین رقم قرارداد من متعلق به نمایش «شهرزاد» است که یک میلیون و ۸۳۰ هزار تومان بود.

    من حاضر هستم تمام قراردادهای نمایش‌هایم را با مرکز هنرهای نمایشی اعلام عمومی کنم. سال ۷۶ من برای نمایش «محرمنامه خسروی» یک میلیون تومان قرارداد بستم که زنده یاد انوشیروان ارجمند و اردلان شجاع کاوه در آن بازی می‌کردند. اگر دستمزدهایی که ما در تئاتر گرفته‌ایم همه‌اش را کنار هم بگذارند، به اندازه دستمزد یک سریال من نمی‌شود. اگر این دستمزدها را گرفتم نوش جانم چون بابتش تلاش کردم و حقم را گرفتم.

    نکته دیگر درباره اجرای نمایش‌های مستقل در سال‌های اخیر است؛ باید بگویم که من هنرمند تئاتر هستم. وقتی دیدم بودجه و امکانات نیست سوار وانت بار شدم و رفتم خلازیر تیر و تخته و استانبولی و قرقره نخ و چیزهای دیگری خریدم که شد ۶۰۰ هزار تومان و تبدیل شد به دکور نمایش «صعود مقاومت پذیر آرتورو اویی». برای نمایش «ننه دلاور و فرزندانش» نیز پول نداشتم دکور بزنم و رفتم یک نردبان پیدا کردم، تنظیف خریدم و با یک تخته بنایی دکور زدم.

    کسانی که این روزها با دو میلیارد دکور می‌زنند، می‌توانند با ۸۰۰ هزار تومان هم دکور بزنند؟ معتقدم نمایش معجزه است و در خیال ما تحقق پیدا می‌کند. نمایش اصلاً امری سمعی بصری و جادویی نیست بنابراین می‌توان در فضای خالی نمایش اجرا کرد.

    * به این فکر نیفتادید که فردی را به‌عنوان تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار وارد کار کنید.

    دژاکام: نه اصلاً به این فکر نیفتادم. من حاضرم با هنرپیشه خوب سینما که تئاتر بلد است کار کنم که این کار را کردم و باز هم می‌کنم اما با «چهره» بلد نیستم کار کنم. بلد نیستم کپی کار کنم. من بلدم تماشاگر را بخندانم و در طول سال‌های گذشته ۱۰ نمایش کمدی روی صحنه برده‌ام. حتی در نمایش «پنجره‌ای روی به آسمان» که روی صحنه دارم تماشاگر ۴۰ بار در طول اجرا می‌خندد اما حاضر نیستم کمدی مبتذل کار کنم. پس من خودم را سازگار کردم، یعنی اگر یک زیرپله و چند ورق کاغذ به من بدهند چون معلم بازیگری و نویسنده هم هستم می‌توانم بازیگر تربیت کنم و کاری را اجرا کنم. حتی لازم نیست ماشین بیاید دنبالم تا به سر کار بروم، با مترو و اتوبوس هم می‌توانم بروم و ناهار هم نان و پنیر بخورم چون کار من عشق و زندگی من است.

    دژاکام: دلیل موفقیت «پنجره‌ای رو به آسمان» را راستگویی می‌دانم. راست‌گویی خیلی صفت خوبی برای هنرهای نمایشی است و در این سال‌ها هم بچه‌هایی در تئاتر و سینما موفق بودند که راستگویی را پیشه گرفتند برای این نمایش نیز اتهام زدند که من تماشاگر می‌آورم در حالی که مخاطب خودش بدون تخفیف بلیت می‌خرد و به دیدن کار می‌نشیند. من دلیل موفقیت «پنجره‌ای رو به آسمان» را راستگویی می‌دانم. راست‌گویی خیلی صفت خوبی برای هنرهای نمایشی است و در این سال‌ها هم بچه‌هایی در تئاتر و سینما موفق بودند که راستگویی را پیشه گرفتند.

    این نمایش نیز اثری ساده و راستگو است. من کمپوزیسیون‌های پیچیده زیاد کار کردم اما اگر این نمایش ساده است لازمه‌اش این است چون یک مجلس تقلید است که من هم به‌عنوان یک معین‌البکاء تعزیه کنار صحنه نشسته‌ام و در صورت لزوم وارد صحنه هم می‌شوم. من در طول چند سال اخیر در تالار حافظ، تماشاخانه ایرانشهر و سپند اجرا رفته‌ام و کار بعدی‌ام هم «ایوب خان» نام دارد و در تماشاخانه مهرگان خواهد بود. این را برای بچه‌های جوان می‌گویم که کل دکور و لباس همین نمایش تنها ۵ میلیون تومان هزینه برده است. هزینه سالن و تبلیغات هم ۱۰ میلیون تومان شده است و سرجمع با ۱۵ میلیون تومان می‌خواهم یک نمایش را به صحنه ببرم. من نمایش‌هایم را خیلی ارزان کار می‌کنم در حالی که می‌بینم بچه‌هایی جوانی که کارهای اولشان است دکورهای با هزینه می‌زنند که دلیلی ندارد.

    * سیاست‌گذاری‌ای که مدیران و تصمیم‌گیرندگان حوزه تئاتر داشته‌اند، غلط بوده و باعث به وجود آمدن این شرایط شده است؛ ولی این مساله را هم نباید نادیده گرفت که خود هنرمندان تئاتر هم فاقد استراتژی هستند. مثلاً یک کارگردان تئاتر هیچ استراتژی ندارد که در چه زمانی، در کدام سالن می‌خواهد چه نمایشی را به صحنه ببرد. به همین دلیل این شکست‌ها را شاهد هستیم. از سمت دیگر خود هنرمندان تئاتر هم به این سمت می‌روند که باید فروش گیشه داشته باشند و فروش گیشه هم مناسبات خودش را دارد و ما آنقدر کارگردانان و نویسندگانمان در پرورش سلیقه مخاطب اشتباه عمل کرده‌اند که دیگر نمی‌شود از مخاطب این توقع را داشت که کارهایی را که ستاره دارند یا طنز سخیف هستند برای دیدن انتخاب نکند. البته الان دیگر نمی‌توان مرزی بین تئاتر آزاد و تئاتر رسمی در حوزه نمایش‌های کمدی گذاشت. چون حتی در تئاتر رسمی هم از همان دیالوگ‌ها و شیوه‌ها برای خنداندن استفاده می‌کنند اما چون این کارها را یک چهره یا بازیگر تئاتر انجام می‌دهد، ایرادی ندارد اما در تئاتر آزاد می‌گویند که نمایش‌ها مبتذل و سخیف است! حتی شاهد هستیم برخی از هنرمندان که نفوذشان بیشتر است در سالن خصوصی اجرا می‌روند اما کمک هزینه دولتی هم می‌گیرند! در حال حاضر شرایطی به وجود آمده که الان نه تصمیم‌گیرنده‌های فرهنگ و هنر خودشان را مقصر می‌دانند نه هنرمندان و معلوم نیست این وسط چه کسی این شرایط را رقم زده است. مخاطبان هم ترجیح می‌دهند که وقتی قرار است هزینه کنند حداقل بروند و یک چهره سینمایی را ببینند.

    دژاکام: بله درست است کارگردانان ما استراتژی ندارند و اگر نگاه بلندمدت به همراه یک هدفگذاری مشخص داشته باشند موفق‌تر عمل خواهند کرد اما معتقدم کارگردانان بزرگ ما استراتژی دارند مثلاً محمد رحمانیان، حسین کیانی، اسماعیل خلج، علیرضا نادری، آتیلا پسیانی و… استراتژی دارند و در مسیر درست ادامه می‌دهند. اما یک سری جوان علاقه‌مند هم هستند که سرمایه‌دار پشتشان بوده و ناگهان آمده‌اند چند کار پشت سر هم کارگردانی کرده‌اند و میلیاردی برایش بودجه گذاشته‌اند.

    سیاستگذاران ما تمام مسیرها را مهیا کرده‌اند که تئاتر تجاری شود و همه تعاریف و بخشنامه‌هایشان حاکی از این است که تئاتر باید درآمدزا باشد و بعد هیچ‌کس هم به سوال پاسخ نمی‌دهد که فعالیت هنری چه فرقی با فعالیت اقتصادی دارد. اگر همان زمان که فردوسی در حال نگارش «شاهنامه» بود از او انتظار درآمدزایی داشتند این اشعار چطور سروده می‌شد.

    قصد بی‌احترامی ندارم اما آیا تئاتر شهر به مثابه یک بنگاه اقتصادی فعالیت می‌کند و همان فاکتورهایی که بر یک بنگاه اقتصادی حاکم است بر تئاتر شهر هم حکومت می‌کند؟ احتمالاً مدیران ما می‌گویند نه این‌طور نیست اما تمام بخشنامه‌ها و آیین نامه و سخنرانی‌هایشان می‌گوید بله. باید از مسئولان ما پرسید اصلاً تفاوت فعالیت فرهنگی با فعالیت اقتصادی در کجاست؟

    * آقای کربلایی‌زاده شما سال‌هاست که در تئاتر فعالیت می‌کنید و حضورتان در تلویزیون و اجرای استندآپ کمدی در برنامه «خندوانه» هم به واسطه تئاتر رقم خورد. تلویزیون به دیدن شدن شما کمک کرد یا اینکه موفقیت‌تان در سال‌های اخیر را مدیون تئاتر می‌دانید؟

    دژاکام: آیا تئاتر شهر به مثابه یک بنگاه اقتصادی فعالیت می‌کند و همان فاکتورهایی که بر یک بنگاه اقتصادی حاکم است بر تئاتر شهر هم حکومت می‌کند؟ احتمالاً مدیران ما می‌گویند نه این‌طور نیست اما تمام بخشنامه‌ها و آیین نامه و سخنرانی‌هایشان می‌گوید بله. کربلایی‌زاده: من از سال ۷۶ کارم را در تئاتر و با بازی در نمایش «تلخ بازی قمر در عقرب» شهره لرستانی در تئاتر شهر شروع کردم و بعد «پیک نیک در میدان جنگ» را کار کردم که یادم است آنجا هم بازیگر بودم هم مدیر صحنه که آن زمان آقای دژاکام که بعد از ما در همان سالن نمایشی را روی صحنه داشت، یکبار بچه‌های گروهش را آورد و گفت ببینید کربلایی‌زاده چطور در عرض یک ربع صحنه را جمع می‌کند.

    همکاری با آقای دژاکام نیز از نمایش «رویاهای خلیج فارس» شروع شد. در طول این سال‌ها این ماجرای چهره بودن همیشه برایم عجیب بوده چون آدم که از شکم مادرش چهره بیرون نمی‌آید، پس باید ویترینی باشد که تو در آن دیده شوی و مگر نه اینکه ویترین در همه جای دنیا یعنی جایی که تو بتوانی با هنرت خودت را مطرح کنی. من آن زمان احساس می‌کردم در تئاتر با حضور در جشنواره‌های مختلف این اتفاق می‌افتد و جشنواره‌ها محلی برای دیده شدن یک بازیگر است که اشتباه می‌کردم چون حداقل در ایران این اتفاق نمی‌افتد!

    شما اگر در ویکی‌پدیا رزومه من را سرچ کنید، می‌بینید که چقدر جایزه یک و دو بازیگری از جشنواره‌های مختلف دارم از جشنواره دفاع مقدس و فتح خرمشهر گرفته تا جشنواره رضوی و ماه و نامزدی فجر. من این همه تجربه را از سر گذراندم اما به چیزی که دلم می‌خواست نرسیدم تا بالاخره در سال ۹۰ که با کار کردن در نمایش «چی شد که من مار خوردم» با مقوله استندآپ کمدی آشنا شدم و تحقیق کردم و متوجه شدم که در ایران بعد از انقلاب استندآپ کمدی نداریم. بعد شروع کردم به تحقیق درباره استندآپ کمدی و کارهای قدیمی را دیدم و ایده اجرایی‌ام را به مرکز هنرهای نمایشی در زمان آقای طاهری ارائه دادم اما آقای طاهری به من گفت ما بندی برای اجرای استندآپ کمدی نداریم یعنی شما نمی‌توانی اجرای استندآپ داشته باشی!

    به من گفتند برای اینکه بتوانی اجرا کنی باید کارگروه تشکیل دهیم و ۴ سال طول می‌کشد تا این کارگروه به جایی برسد برای همین تو برو کارت را انجام بده و اکر گرفتنت ما پشتت در می‌آییم! برای شروع من بزرگان تئاتر مثل آقای دژاکام، امین تارخ، داریوش مودبیان، علیرضا نادری، گلاب آدینه و خیلی‌های دیگر را به کافه‌ای دعوت کردم تا اولین استندآپ کمدی من را ببینند و در آن سال تیوال هم بدون مجوز، بلیت‌های من را فروخت.

    یک شبکه انگلیسی کار من را پوشش خبری داد و بعد هم آقایی از قطر با من تماس گرفت و من را برای اجرا دعوت کرد. در همان زمان هم سجاد افشاریان که آن دوران در «خندوانه» بود با من تماس گرفت و چون من قبلاً فیلم‌های استندآپم را به او نشان داده بودم، من را دعوت کرد به آن برنامه و به رامبد جوان معرفی کرد. بعد از اینکه در «خندوانه» برنامه اجرا کردم نگاه رفقای تئاتری‌ام ۱۸۰ درجه نسبت به من عوض شد، چون همان زمان خیلی‌ها به من اعتراض می‌کردند که چرا بعد از این همه سال تئاتر کار کردن رفتی در کافه استندآپ اجرا می‌کنی! بعداً به این نتیجه رسیدم آدم‌هایی که در قاب تلویزیون هستند بیشتر جای دیده شدن دارند.

    * چقدر حضور چهره‌ها و به اصطلاح سلبریتی‌ها را در تئاتر می‌پسندید. البته مساله صرفاً حضورشان در این عرصه نیست بلکه هزینه کلانی که برای حضورشان در تئاتر می‌شود و یا تعیین تکلیفی که این روزها شاهد هستیم برای گروه و حضور بازیگران مقابلشان و یا موارد دیگر می‌کنند..

    کربلایی‌زاده: من سال ۸۸ نمایشی را با علی عابدی به نام «عروسی در سایه» کار کردم که آن نمایش را در آلمان هم به صحنه بردیم و آنجا خیلی موفق بود. وقتی به ایران بازگشتیم یک اجرا برای خبرنگاران داشتیم که تنها چند نفر به دیدن نمایش آمدند در حالی که کارگردان بیش از صد نفر را برای اجرا دعوت کرده بود و از این اتفاق ناراحت بود. در این میان یکی از خبرنگاران به ما گفت نمایشتان خیلی خوب بود اما چون چهره نداشت کسی مایل به دیدنش نبود. تازه از آن سال بود که من با واژه «چهره» آشنا شدم و این ماجرا برایم خیلی عجیب بود.

    کربلایی‌زاده: بعد از اینکه در «خندوانه» برنامه اجرا کردم نگاه رفقای تئاتری‌ام ۱۸۰ درجه نسبت به من عوض شد، چون همان زمان خیلی‌ها به من اعتراض می‌کردند که چرا بعد از این همه سال تئاتر کار کردن رفتی در کافه استندآپ اجرا می‌کنی! بعداً به این نتیجه رسیدم آدم‌هایی که در قاب تلویزیون هستند بیشتر جای دیده شدن دارند نکته جالب برای من این بود که وقتی ما در آلمان و در تئاتر «چولی» تئاتر اجرا کردیم، می‌دیدیم که بازیگران تئاتر آلمان از بازیگران تلویزیونی‌شان مطرح‌تر بودند بدون اینکه در تلویزیون مطرح شده باشند. چرا؟ چون رسانه آن‌ها را مطرح کرده بود. در رسانه‌های آلمان همان اندازه که از یک بازیگر تلویزیونی مصاحبه و عکس و خبر وجود داشت، از بازیگران تئاترشان هم وجود داشت.

    آنجا متوجه شدم که آنها باشگاه هواداران مختص به خودشان دارند و اگر هم بازیگری از تلویزیون به تئاتر بیاید مردم راغب هستند، ببینند او چکار کرده اما خود تئاتری‌ها آنقدر برای خودشان پروپاگاندا دارند و جایگاهشان در میان مردم توسط بازوی رسانه مستحکم است که نیازی به ورود چهره‌های دیگر در تئاتر ندارند.

    تا سالیان سال اگر یک تئاتری به دفتر فیلمسازی مراجعه می‌کرد همه می‌گفتند که الان می‌خواهد «آرش کمانگیر» را برایمان اجرا کند و لحن و بازی‌اش غلوشده و over act است در حالی که از زمانی که بلک باکس‌ها وارد ایران شده دیگر بازیگری تبدیل به علم شده است و کسی که در چنین بلک باکس‌هایی اجرا می‌کند به دلیل فاصله کمی که با تماشاگر دارد بازی بین بازی سینمایی و بازی تئاتری ارائه می‌دهد. حالا اگر همین شیوه بازیگری را به سینما ببرید از آن نوید محمدزاده، هوتن شکیبا، امیر جعفری، حمید آذرنگ و… در می‌آید که در سینما موفق هستند. در سینما برعکس تئاتر که اول ضابطه مهم است بعد رابطه، داشتن رابطه اهمیت بیشتری دارد.

    فکر می‌کنید چرا این روزها برخی نمایش‌هایی که در آن‌ها چهره وجود دارد فروش بیشتری دارند چون رسانه توانسته آن چهره سینمایی یا تلویزیونی را بیشتر برای مردم پررنگ کند. مردم واقعاً برای دیدن آن چهره به سالن تئاتر می‌آیند وگرنه خیلی‌هایشان تا به حال پایشان به تئاتر نرسیده است. جالب اینجاست که تئاتری‌های خودمان به همان چهره اجازه می‌دهند که کست بچیند و آن فرد تعیین می‌کند که کی بیاد و کی نیاید. این اتفاق چندسال قبل برای خود من رخ داد و به من گفتند کسی که سر کار آمده کل گروه بازیگران را عوض کرده است.

    خب آن بازیگر آمده به خانه ما، ما که نرفتیم به خانه او. مثل این است که من به عنوان یک بازیگر تئاتر وارد سینما بشوم و بازیگران را به سلیقه خودم عوض کنم. مردم مقصر نیستند چون این ما هستیم که به مردم خوراک می‌دهیم.

    ادامه دارد…

  • «گورستان چند ملیتی» در عمارت نوفل‌ لوشاتو

    «گورستان چند ملیتی» در عمارت نوفل‌ لوشاتو

    به گزارش خبرگزاری مهر، نمایش «گورستان چند ملیتی» به نویسندگی و کارگردانی سعید درآینده از چهارم دی‌ماه در عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه می‌رود. در این نمایش، چند انسان با فرهنگ‌های مختلف در جایی شبیه یک دادگاه بازخواست می‌شوند و رویدادهای متعددی برای هریک از آنها رقم می‌خورد اما در انتها، حکم اجرایی در این دادگاه بسیار متفاوت است.

    در توضیح این نمایش آمده است: در زندگیِ هر انسانی، تجربیات گوناگونی رخ می‌دهد. زندگی برای هرکس معنای خاصی دارد و شرایط زندگی برای هرکس متفاوت است، گویی زندگی، مجموعه‌ای از افتادن‌ها، برخاستن‌ها و به پیش‌ رفتن‌هاست.

    بازیگران این اثر محسن امامی، علی ریاحی‌زاده، مریم نوروزی، سعید درآینده، پوریا میرمجیدی، امیرحسین رئیس دانایی، اهورا فیجانی، مسعود میاحی‌پور، فاطمه آمی‌احمدی، زهرا عبداللهی، آرش عمادی و محدثه گودرزی هستند.

    دیگر عوامل این نمایش عبارتند از: دستیار کارگردان: سهیل صمدی، مدیر تبلیغات: فریبا جدیدی، هماهنگی: شهرآشوب مفتاحی، تیزر: گروه هنری آرت‌کات، طراح دکور و نقاش: مژده حسینی، پوستر و گرافیست: رویا معتمدی، عکاس: فرشاد فیض‌شلدی و رویا معتمدی، گریم: فرزانه جدید، آیدا خواجه وند و محیا اکبری، منشی صحنه: زهرا عبداللهی و صدا و نور: سهیل صمدی و امیرحسین نامور.

    فروش اینترنتی «گورستان چند ملیتی» در سایت تیوال صورت می‌گیرد. این اثر از چهارم تا بیست‌وهشتم دی‌ ماه ساعت ۱۹:۳۰ به مدت شصت دقیقه در عمارت نمایشی نوفل‌لوشاتو به نشانی حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، بعد از چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه خواهد بود.