خبرگزاری مهر– گروه بین الملل: همه گیری ویروس کرونا در هر گوشهای از دنیا در جریان و باعث ناامیدی بسیاری از کشورها در مقابله با این ویروس شده است. به همین سبب، مردم و دولتها در مواجهه با این ویروس به وحشت افتادهاند و اقتصادها از هم پاشیده است. انتظار میرود این بحران بدون تمایل و همکاری جدی جهانی، بیشتر و بیشتر شود.
با توجه به تأثیر بسیار زیاد این ویروس بر جهان از جنبههای مختلف، بسیاری معتقدند تغییر در نظم موجود جهانی و روابط بین الملل در دوره پساکرونا اجتناب ناپذیر خواهد بود.
در خصوص مسائل فوق خبرنگار مهر گفتگویی با پروفسور «آرشین ادیب مقدم»، رئیس مرکز مطالعات ایران در انستیتوی خاورمیانه دانشگاه لندن تنظیم نموده که در ادامه میآید.
*ویروس کرونا چه تأثیراتی بر نظم فعلی جهان خواهد گذاشت؟
Covid-۱۹ فاش کرد که فقدان عقلانیت سیاسی و عدم مهارت دولت که مخالف هرگونه گفتگو در مورد نظمها و سیستم هاست، به وضوح قابل درک است. این بیماری همه گیر وحشتناک در شرایطی رخ میدهد که شاهد دولتهای بدتری در این سیستم هستیم.
تنها نظمی که قابل مشاهده است بر اساس مشارکت جامعه است. مردم، با وجود بی کفایتی رهبران سیاسی خود، بار دیگر کسانی هستند که این بار را تحمل میکنند. اما در یک سطح انتزاعیتر، این بیماری همه گیر روندی را که از قبل آغاز شده تسریع میکند- سقوط آهسته اما قطعی ایالات متحده آمریکا به عنوان رهبر جهانی.
*نظم فعلی جهان بیشتر مبتنی بر رویکردهای لیبرالیسم و تا حدودی رئالیسم است. نقایص رویکردهای گفته شده در مواجهه با ویروس کرونا چیست؟
سیستم بین المللی فعلی پیچیدهتر از آن است که مبتنی بر این تئوریها باشد. در حقیقت، هیچ چیز واقع بینانه ای درباره بسیاری از گفتگوها در محافل دولتی وجود ندارد، اما ایده آل گرایی غیر منطقی به وفور قابل مشاهده است.
بنابراین این موضوع بستگی به نحوه تعریف این شرایط دارد. آنچه مهم است رویکردی منطقی و مبتنی بر علم در مورد زندگی و هستی در سیاره ماست – رویکردی جهانی که پیوند اجتناب ناپذیر زندگی بشر را میپذیرد که این بیماری همه گیر به طور دردناکی آن را آشکار نمود.
هیچ نظریهای نمیتواند این پیچیدگی ذاتی وجود انسان را توصیف کند. شکست رئالیسم و نئولیبرالیسم این است که نمیتوانند پیچیدگی ذاتی وجود انسان را توصیف کنند. اینها رویکردها حاوی ایدههایی هستند که فقط ادعا میکنند؛ آنچه را که آنها نمیتوانند فراهم کنند: یک اقتصاد کارآمد و عادلانه و حکومتداری خوب. ما هم این مواهب را نداریم، در هر زمینهای که ما به آن نگاه میکنیم.
*اگرچه شیوع ویروس، رویکردهای رئالیسم و اصل محوری این مکتب یعنی «خودیاری» را در کانون توجه قرار داده است، اما نواقص رویکرد رئالیسم را که مبتنی بر امنیت دولتی با موضوع امنیتی نظامی است را نشان داده است. شیوع ویروس همچنین نشان داد که اقتصادهای نظامی نیز قادر نیستند امنیت ملتها و دولتها را در دوره پسا کرونا حفظ کنند. نظر شما در مورد این چیست؟
این بیماری همه گیر دقیقاً آنچه را که تئوریهای واقع گرایانه در روابط بین الملل بر آن مبتنی است، آشکار کرد: دولت محوری. احمقانه است اگر فرض کنیم که میتوان با این بیماری همه گیر – که به تعریفی جهانی است – بدون هماهنگی و همکاری جهانی مقابله کرد.
آنچه ما نیاز داریم حاکمیت جهانی بهتر، چند جانبه گرایی بیشتر و وجود یک آزمایشگاه جهانی با بهترین دانشمندان است که بتواند واکسنهای مخصوص علیه بیماری های همه گیری مانند Covid-۱۹ را پیدا کند. درعوض، ما ناسیونالیسم روانی داریم. این سرنوشت عصر ما و چالش نسل ماست. اگر ما شکست بخوریم، بشریت شکست خواهد خورد.
*اگر بپذیریم که نظم جهانی پساکرونا، نسبت به نظم فعلی متفاوت میباشد آیا این تغییرات، ساختاری و اساسی خواهند بود؟ کدام مفاهیم تغییرات اساسی را تجربه خواهند کرد؟
یک نظم اساساً جدید جهانی فقط با یک برداشت بنیادی متفاوت از حاکمیت و توزیع مجدد قدرت سیاسی به دور از دولت ایجاد میشود. در سطح جمعی ما به یک سیستم فدرالیسم نیاز داریم که قدرت را به جوامع کوچک واگذار میکند تا بیمارستانها، خانههای مراقبت و امکانات خود را داشته باشند. دفاع و امنیت رسمی میتوانند در سطح ملی سازماندهی شوند و نیازی به حکومتداری نیست.
فراتر از میکرو لایه فدرال و لایه ملی، ما به یک سطح قدرتمند جهانی در مدیریت و همکاری چندجانبه که مربوط به حاکمیت ملی است نیاز داریم. قدرت نیاز به توزیع در بالا و پایین دولت-ملت دارد. فقط در این صورت افراد میتوانند برای خودشان تصمیم گیرند و فقط در این صورت ما میتوانیم منابع خود را برای مبارزه با بیماریهای همه گیر، تخریب محیط زیست یا هرگونه تهدید وجودی دیگر که سرنوشت من را به شما و شما را به هر کس دیگری در کره زمین متصل میکند جمع کنیم. تصور کنید آنرا.
ترامپ: آمریکا «نقطه اوج» ابتلا به کووید-۱۹ را پشت سر گذاشت!
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از راشاتودی، «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا با استناد به برخی داده ها مدعی شد که موارد ابتلای جدید به کرونا در سرتاسر این کشور از نقطه اوج خود رسیده است و وعده داد که روز پنج شنبه دستورالعملهای لازم برای بازگشایی کسب و کارها در آمریکا را اعلام می کند.
این ادعای ترامپ در حالی مطرح می شود که «مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری» (CDC) در آمریکا نشان می دهد که از دوم آوریل، موارد جدید ابتلا به کرونا در آمریکا روند نزولی داشته اما در عین حال تأکید کرد که داده ها ممکن است ناقص باشند.
گفتنی است که تاکنون ۶۳۲،۸۷۸ مورد ابتلا به «کووید -۱۹» در آمریکا تأیید شده است که از میان آنها، ۲۷۸۵۰ نفر جان خود را از دست داده اند- که تقریباً یک سوم این جانباختگان به شهر نیویورک تعلق داشت.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا در تصمیمی ناگهانی به دولت خود دستور داد تا پرداخت سهمیه مالی این کشور به سازمان بهداشت جهانی را بطور موقت متوقف کند.
ترامپ در توجیه این تصمیم، عملکرد این نهاد جهانی را در مقابله با بیماری عالم گیر کووید -۱۹ مطرح کرد. وی مدعی شد که این سازمان «در انجام وظایف اصلی خود قصور ورزیده و باید پاسخگوی [این اِهمالکاری] باشد».
رئیس جمهور آمریکا همچنین دولت چین را به «ارائه اطلاعات غلط» در خصوص بیماری کووید -۱۹ که احتمالاً عامل شیوع گسترده این بیماری بوده، متهم کرد.
گفتنی است که ایالات متحده آمریکا بالاترین میزان سهمیه مالی را به سازمان بهداشت جهانی می پردازد و در سال ۲۰۱۹ با پرداخت بیش از ۴۰۰ میلیون دلار به این نهاد، نزدیک به ۱۵% بودجه آن را تأمین کرده است.
اما قطع ناگهانی این سهمیه مالی با واکنش مقامات کشورها و برخی از شخصیتهای برجسته در جهان همراه بوده است.
* چین
«ژائو لیجیان» سخنگوی وزارت خارجه چین با دعوت از دولت آمریکا به انجام تعهدات خود در قبال سازمان بهداشت جهانی تأکید کرد که شیوع ویروس عالمگیر کووید -۱۹ با نزدیک به دو میلیون فرد مبتلا در سرتاسر جهان، اکنون در مرحله حساسی قرار دارد و اینکه تصمیم دولت آمریکا برتمام کشورها تأثیر خواهد گذاشت.
* آلمان
«هایکو ماس» وزیر خارجه آلمان نیز در پیامی توئیتری به این تصمیم ترامپ واکنش نشان داد. وی در این باره نوشت: «تقصیرها را به گردن دیگران انداختن کمکی نمی کند. ویروس مرز نمی شناسد».
ماس در ادامه می نویسد: «ما باید برای مقابله با کووید -۱۹ همکاری کنیم. یکی از بهترین سرمایه گذاریها تقویت سازمان ملل به ویژه نهاد فرعی آن سازمان بهداشت جهانی است، به عنوان نمونه در زمینه توسعه و توزیع آزمایشها و واکسن ها».
* نیوزلند
«جاسیندا آردرن» نخست وزیر نیوزلند نیز در این باره گفت: «در ایامی همچون این روزها ما به اشتراک اطلاعاتی نیاز داریم و همچنین نیازمند توصیه هایی هستیم که بتوانیم به آنها اتکا کنیم، و سازمان بهداشت جهانی این نیازها را تأمین کرده است. ما به حمایت از این نهاد و پرداخت سهمیه خود ادامه خواهیم داد».
* استرالیا
«اسکات موریسون» نخست وزیر استرالیا ضمن موافقت با انتقادهای ترامپ از سازمان بهداشت جهانی، به ویژه حمایت این سازمان از بازگشایی «بازارهای تره بار» در چین که محل فروش گوشت تازه حیوانات وحشی است، اظهار داشت: «اما باید گفت که سازمان بهداشت جهانی سازمانی است که کارهای مهم زیادی از جمله در منطقه ما در اقیانوس آرام انجام داده است و ما با آنها همکاری نزدیک داریم. ما نمی خواهیم که بجای درست کردن، این وضعیت را خرابتر کنیم. اما این سازمان نیز از انتقاد و از اینکه می توانست امور را بهتر انجام دهد [اما انجام نداد] مصون نیست».
* سازمان ملل
«آنتونیو گوترش» دبیرکل سازمان ملل نیز در واکنش به تصمیم ترامپ گفت که «اکنون وقتِ» کاهش منابع مالی برای عملیاتهای سازمان بهداشت جهانی نیست. وی همچنین گفت: «اکنون زمان اتحاد و برای جامعه جهانی زمان همکاری نزدیک و منسجم برای متوقف سازی این ویروس و قطع زنجیره انتقال آن است».
پمپئو خواستار شفافیت کامل چین پیرامون اپیدمی کرونا شد
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، در شرایطی که مقامات واشنگتن فشارهای خود بر پکن را به بهانه شیوع ویروس «کووید -۱۹» افزایش داده اند، «مایک پمپئو» وزیر خارجه آمریکا نیز روز چهارشنبه در گفتگو با همتای چینی خود بر لزوم شفافیت کامل چین و به اشتراک گذاری اطلاعات برای مقابله با اپیدمی کرونا و پیشگیری از شیوع این بیماری در آینده تأکید کرد.
وی در این گفتگو مدعی شد که سازمان ملل در عمل به وعده های خود کوتاهی کرده است و باردیگر پکن را به پنهان کاری و عدم ارائه اطلاعات صحیح در خصوص گستره شیوع این بیماری در روزهای نخست متهم کرد.
پمپئو همچنین به وزیر خارجه چین گفت که واشنگتن برای اقدام پکن در تسهیل صادرات تجهیزات پزشکی به آمریکا با هدف تأمین نیازهای اساسی در این کشور «ارزش و اهمیت فراوانی» قائل است.
از سوی دیگر، رادیو و تلویزیون دولتی چین (CCTV) نیز گزارش داد که «یانگ جیه چی» وزیر خارجه چین به همتای آمریکایی خود گفته است که مدیریت درست روابط دو کشور در دوران شیوع ویروس کرونا برای پکن و واشنگتن ضروری است و ابراز امیدواری کرد که آمریکا بر همکاری و مساعدت در جهت بهبود روابط دو کشور تمرکز کند.
گفتنی است که تنشها میان این دو اقتصاد بزرگ جهان بر سر بیماری ویروسی کووید -۱۹ پس از آن شدت گرفت که «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا از قطع کمکهای مالی این کشور به سازمان بهداشت جهانی به بهانه همکاری این نهاد با پکن در پنهان سازی آمار دقیق کرونا خبر داد.
مانع تراشی آمریکا در برابر درخواست ایران از صندوق بین المللی پول
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، برخی منابع آگاه اعلام کردهاند که ممکن است آمریکا از اقدام صندوق بینالمللی پول برای برداشت ویژه که به «اس دی آر (SDR)» معروف است، مانع تراشی کند.
گفته شده است که قابلیت اس دی آر این امکان را برای صندوق بین المللی پول ایجاد خواهد کرد که تا سقف ۵۰۰ میلیارد دلار نقدینگی مورد نیاز در مواقع اضطراری را برای ۱۸۹ کشور عضو این صندوق تأمین کند.
از سوی دیگر منابع آگاه اعلام کردهاند که آمریکا به عنوان سهامدار اصلی صندوق بینالمللی پول به شدت با ایجاد این مکانیسم جدید مخالف خواهد کرد.
این منابع گفتهاند که دولت ترامپ نمیخواهد ایران و چین به میلیاردها دلار منابع جدید دسترسی پیدا کنند، بدون اینکه تعهدی داشته باشند.
قرار است موضوع برداشت ویژه صندوق بینالمللی پول به زودی در نشست آتی وزرای دارایی کشورهای عضو در جلسه اینترنتی به بحث و گفتگو گذاشته شود و احتمال داده شده که ممکن است آمریکا در این نشست مخالف خود را با این اقدام صندوق بینالمللی پول اعلام کند.
پیشتر ایران به صورت رسمی از صندوق بینالمللی پول خواستار یک وام ۵ میلیارد دلاری در راستای مقابله با شیوع بحران کرونا شده بود و در پاسخ نیز مقامات این نهاد مالی اعلام کردهاند که این درخواست در حال بررسی است.
پیش از این سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اعلام کرده بود که این کشور موضع خود را برای «صندوق بینالمللی پول و جهان» روشن کرده و مخالفت خود با هرگونه تخصیص وامی به ایران را اعلام کرده است.
آمریکا خواستار فشار علیه چین درباره اطلاعات مرتبط با کرونا شد
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از جورزالیم پست، «مارک اسپر»، وزیر دفاع آمریکا در سخنانی چین را متهم کرد که همچنان از انتشار اطلاعات مرتبط با ویروس کرونا که مورد نیاز جامعه جهانی است، جلوگیری میکند.
وزیر دفاع آمریکا در این ارتباط مدعی شده که چین میتواند شفافتر عمل کند، اگرچه تا کنون این گونه نبوده است.
در حالی که دولت آمریکا از شب گذشته اعلام کرده که کمکهای مالی خود به سازمان تجارت جهانی را متوقف میکند، اما وزیر دفاع آمریکا مدعی شده که نیاز است تا فشار به چین برای به اشتراک گذاری اطلاعات لازم ویروس کرونا افزایش یابد.
این ادعاهای مقام آمریکایی در حالی مطرح شده که تصمیم اخیر رئیس جمهور این کشور در تعلیق کمکهای مالی به سازمان بهداشت جهانی با واکنشهای منفی جهانی روبرو شده و سازمان بهداشت جهانی نیز از تصمیم اخیر دولت آمریکا ابراز تأسف کرده است.
«وارن» از «بایدن» برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا حمایت کرد
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سی ان ان، «الیزابت وارن»، نامزد سابق رقابتهای درون حزبی دموکراتها در آمریکا، چندی پس از کنارهگیری از این رقابتها حال حمایت خود را از «جو بایدن» به عنوان شانس نخست حزب موکرات در انتخابات ریاست جمهوری پیش روی آمریکا اعلام کرد.
وارن در حساب کابری خود در توئتیر اعلام کرده که در این زمان بحرانی، خیلی مهم است که رئیس جمهور بعدی آمریکا اعتبار و اعتماد آمریکاییها را بازگرداند، و من جوبایدن را به عنوان کسی در نظر دارم که به بازسازی ملت ما کمک میکند.
این سناتور آمریکایی در ادامه همچنین گفته است که او با افتخار بایدن را به عنوان رئیس جمهور (بعدی) آمریکا قبول دارد.
حدود یک ماه پیش، الیزابت وارِن دو روز پس از شکست در رقابت انتخاباتی موسوم به «سهشنبه بزرگ» تصمیم به کنارهگیری از رقابتهای درونحزبی دموکراتها گرفت.
هرچند کارزار انتخاباتی وارِن توانست او را در طول پاییز در صدر نظرسنجیها نگاه دارد، اما با گذر زمان او از گردونه رقابتها عقب افتاد.
وارن کارزار انتخاباتی خود را از حدود یک سال پیش آغاز کرده بود. شعار اصلی او این بود که طبقه کارگر و متوسط آمریکا، از مزایای رشد و توسعه اقتصادی این کشور به اندازه کافی بهره مند نشده است.
در حال حاضر «جو بایدن» شانس اصلی و بخت نخست دموکراتها برای رقابت با «دونالد ترامپ» در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا به شمار میرود.
نظم آتی جهان وابسته به موفقیت چین یا آمریکا در مقابله با کروناست
خبرگزاری مهر – گروه بینالملل – پیمان یزدانی: کرونا از سویی باعث شده تا گرایشات ناسیونالیستی و مرزهای ملی اهمیت ویژهتری بیابد و خودیاری(self-help) از مبانی و اصول اساسی رئالیسم است مورد توجه کشورها قرار گیرد. این خودیاری را در عدم همکاری مؤثر برخی کشورها با یکدیگر در مقوله کمکهای پزشکی و … شاهد هستیم.
اگرچه کرونا باعث شده تا رویکرد رئالیستی و اصل خودیاری(self-help) مورد توجه کشورها قرار گیرد اما از سوی دیگر باعث شده تا ناکارآمدی رویکرد رئالیسم به امنیت که مبتنی بر «امنیت دولتی» (state security) است و اولویت را به «امنیت نخبگان حاکم» میدهد و موضوع امنیت را صرفاً نظامی می بیند، مشخص شود. از سویی شیوع این ویروس نشان داد اقتصادهای میلیتاریستی هم تأمین کننده امنیت عموم مردم نیست و دولتها باید در جهان پساکرونایی به مقوله «امنیت انسانی» (human security) توجه بیشتر نشان دهند و همپوشانی «امنیت دولتی» با «امنیت انسانی» بیشتر از قبل باشد تا بتوانند بقا داشته باشد.
خبرنگار مهر در خصوص این موضوع گفتگویی با پروفسور «لری بی کر» استاد حقوق و امور بینالملل دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا در آمریکا انجام داده که مشروح آن در زیر آمده است.
لری بی کر عضو موسسه حقوق آمریکایی و عضو انجمن مطالعات حقوقی اروپایی چین، موسسه حکومت شرکتهای اروپایی میباشد و در دانشگاههای مختلف اروپا و آمریکا به تدریس سیاست و حقوق اساسی، شرکتها و اتباع خارجی مبادرت می ورزد.
وی همچنین بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۳ ریاست دانشکده سنای دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا را عهده دار بوده است. لری بی کن همچنین کتابها و مقالات متعددی را در خصوص جهانی شدن منتشر کرده است.
*ویروس کرونا چه تاثیراتی بر نظم فعلی جهان خواهد گذاشت؟
ابتدا این موضوع اهمیت دارد که تاکید کنیم ویروس کرونا تأثیراتی بر نظم فعلی جهان خواهد گذاشت. این یک فرضیه مهم است زیرا لزوماً در شروع یک بیماری همه گیر چیزی قابل پیش بینی نخواهد بود. بنابراین، برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید پاسخ به سوال دیگری داده شود که آیا عناصر موثر برای حفظ نظم جهانی که بیماری همه گیر ویروس کرونا بر روی آنها اثر خواهد گذاشت مشخص شدهاند؟ پاسخ این سؤال، از اواسط آوریل ۲۰۲۰ روشن شده است. بیماری همه گیر ویروس کرونا باید تأثیراتی را در نظم جهانی ایجاد کند. در اواخر سال ۲۰۱۹ این موضوع مشخص شد که نظم جهانی آماده تغییر است. در واقع، ویروس کرونا اثراتی در نظم جهانی خواهد گذاشت، دقیقاً به این دلیل که کسانی که در مقام قدرت برای شکل دادن به روایاتی که بر اساس آنها جامعه متوجه موضوعاتی میشود، آن مفاهیم را به بیماری همه گیر نسبت دادهاند. آیا با این قدرت تغییر، سرمایه گذاری در زمینه همهگیری لازم بود؟ نه! اما آیا این موضوع دیگر اهمیت دارد؟ مطمئناً نه!
ثانیاً، با تصمیم برای سرمایه گذاری در همه گیری جای با این اهمیت که لزوماً بر نظم جهانی تاثیرگذار خواهند بود، سؤال اصلی بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. این سؤال در رابطه با تغییر در نظم جهانی فعلی که ممکن است ظهور کند، پیش میآید. تاثیرات و جهت این بیماری همه گیر را نمیتوان به عنوان یک موضوع طبیعی در نظر گرفت به عبارت دیگر یک ارتباط ارگانیک بین وجود این بیماری همه گیر و جهتگیریهای تغییر ناشی از آن وجود دارد. عکس این قضیه درست است. تغییرات ایجاد شده در نظم جهانی ناشی از بیماری همه گیر، منعکس کننده کاربرد ایدئولوژیهای رقیب است که از طریق آنها، قدرتهای بزرگ دنیا را میبینند.
بیماری همه گیر و مبارزه علیه آن در دولتهای مانند چین، اثبات کننده توانمندی و قدرت مدل سیاسی-اقتصادی این کشور برای مقابله و غلبه بر چالش ویروس کرونا میباشد. این توجیه در عوض موجب میشود که احتمال ظهور یک سیستم بینالملل کمونیستی جدید پیرامون اصول سیستم مارکسیستی لنینیستی چین، برای اولین بار در کشورهای در حال توسعه شرکت کننده در طرح کمربند و جاده، و پس از آن در کشورهای دیگر افزایش یابد. نتیجه آن، در بهترین حالت، ظهور یک رویکرد جدید برای نظم بینالمللی است که مبتنی بر چشمانداز چین با کاربرد فراملی است.
در مورد کشورهای دموکراتیک لیبرال نیز همین موضوع صادق است. در اینجا همهگیری نیز یک آزمون میباشد که از طریق آن اصول اساسی نظم اقتصادی سیاسی مورد آزمایش و اصلاح قرار میگیرند و از آن آزمایش قویتر ظاهر میشوند. در این موارد، احتمالاً دو تغییر وجود دارد که منعکس کننده شکافهای باستانی بین جهان قدیمی روم (اتحادیه اروپا) و مرزهای شمالی آن است که اکنون تحت رهبری ایالات متحده به عنوان کاملترین نیروی پیشتاز خود است. در جایی که سیستم چین بر تمرکز، برنامهریزی و برتری بخش سیاسی تأکید میکند، نسخههای لیبرال دموکراتیک بر عدم تمرکز، بازارها (قدرت خصوصی) و برتری بخشهای اقتصادی و اجتماعی تأکید میکنند.
بنابراین، اثرات ویروس کرونا به معنای انقلابی در رها کردن سیستمهای قدیمی نخواهد بود. در عوض، تمایلاتی را که قبلاً به خوبی بررسی شده بودند را تسریع میکند. همچنین تمایل به تمایز و انتخاب بیشتر به جای همگرایی، اصلاح خواهد شد. اما باز هم، این ایدئولوژیهای غالب، همهگیری را با یک نشانه بسیار خاص سرمایه گذاری کردند: این یک آزمایش بود (که میتوان آن را با اصطلاحات علمی مذهبی یا سکولار توجیه کرد). این آزمون برای اثبات ارزش سیستم آزمایش شده بود. همچنین این آزمون به معنای کورهای بود که در آن میتوان نقاط ضعف آن سیستمها را از بین برد و تنها هستهای محکم از آن سیستم که میتواند تغییر کند و دوباره احیا شود، باقی میماند. اما به روشهایی تغییر یافته است که بیش از حد بر بعضی از اصول سازماندهی آن تأکید میکند (که در بالا توضیح داده شد) و بقیه را از بین میبرد.
در همین زمینه است که میتوان اثرات جهانی سازی را در نظر گرفت. بسیاری از اعضای بخش روشنفکر که برای زندگی میتوانند تجزیه و تحلیل کنند و همچنین بخشهای برنامهریزی ارگانهای دولتی، اکنون با آنچه که ممکن است آن را به عنوان ظهور دوباره دولت تفسیر کنند، وسواس گرفتهاند. چگونگی کنترل کردن دولتها در زمان احیای مجدد مرزها در نظر بگیرید. مرزها همیشه یکی از عناصر اصلی جهانی سازی اقتصادی بودهاند. تولید جهانی، که بر مبنای سازماندهی بخشها میباشد نیاز به نظارت و محافظت از آن بخشها دارد.
جهانی سازی اقتصادی به شکلهای امروزی خود وجود نداشت اگر این بخشها که از آنها برای تفکیک و مهار خطر استفاده میشد محافظت نمیشدند. سپس کشورها از طریق نظم جهانی قصد داشتند مانند محفظههای ضد آب در کشتی قرن بیستم کار کنند. با توجه به کشور، خطر جهانی شدن این بود که بخشها در صورت لزوم نمیتوانند بسته شوند. این موضوع تا حدودی یکی از دلایلی بود که باعث شد مهاجرت به عنوان یک بحران در قرن بیست و یکم فوران کند. با توجه به این امر، حداقل کشور باید بیشتر شبیه بخشهای تایتانیک باشد تا واحدهای کاملاً قابل مهار (به استثنای کره شمالی).
بنابراین نقش دولتها باید به وضوح مشخص شود. همهگیری دقیقاً همان لحظهای بود که کشورها را ملزم به استفاده از نیروی پلیس و مرزهای خود برای حمایت از تولید جهانی میکرد. اما در عین حال، از یک طرف همهگیری تفاوت بین دولتها را به عنوان عامل حمایت از حرکت آزاد کالاها، سرمایه و سرمایه گذاری (حتی در مواردی که ممکن است بین سه امپراتوری بزرگ جهانی در حال ظهور تقسیم شود) و استفاده از دولت به عنوان متولی سرمایه انسانی مربوطه را واضحتر نشان داد.
اما مهمترین موضوع این است که این مسئله برای بازگرداندن نقش دولت به عنوان حافظ سرمایه انسانی استفاده خواهد شد و از طریق ابزارهای مربوطه مورد استفاده قرار میگیرند. این ابزارها که قبلاً به عنوان کشورها شناخته میشدند، اکنون به هدف مهم دیگری تحت عنوان مدیران میانی تولید جهانی خدمت میکنند. البته تأثیر دیگر بیماری همه گیر این خواهد بود که تمایز بیشتری در شخصیت آن نقش بین کشورهایی که در نوک و پایین این مجموعه هستند قائل شود.
*نظم فعلی جهان بیشتر مبتنی بر رویکردهای لیبرالیسم و تا حدودی رئالیسم است. نقایص رویکردهای گفته شده در مواجهه با ویروس کرونا چیست؟
در سادهترین پاسخ، باید بگوییم که هر رویدادی مانند بیماریهای همه گیر، نقاط ضعف و همچنین نقاط قوت سیستمهای غالب نظم دهنده زندگی سیاسی-اقتصادی-اجتماعی را با توجه به سلسله مراتب تنظیم شده که در آن برخی از عناصر ممتاز هستند و برخی میتوانند زنده بمانند نشان میدهد. این پاسخ در مورد همه سیستمها اعمال میشود و فقط مربوط به سیستمهای دموکراتیک لیبرال نیست. در واقع همهگیری، نقاط قوت و ضعف همه سیستمها را در مقابله با استرسهای ایجاد شده نشان میدهد.
با این وجود، باید با دقت بیشتری به این مسئله نگاه کنیم که استرس بیماری همه گیر ممکن است نقص سیستمهای قدرتمند یا تاثیرگذار را نشان دهد. تا سال ۲۰۱۹، کلیشهای در بین کلیه بخشهای سیاسی و روشنفکرانی که مبانی اصولی را برای نتیجهگیری فراهم میکردند، وجود داشت مبنی بر اینکه نظم لیبرال دموکراتیک پس از ۱۹۴۵ و تجلی آن در دستورالعملهای قوانین معاصر و چارچوب بینالمللی اصولی که قرار بود بر اساس آن پایه گذاری شود، یا از بین رفته و یا نیاز به اصلاح دارد.
البته نظریه پردازان مارکسیستی-لنینیستی، نظریههای نظمهای سیاسی-اخلاقی به اصطلاح جهان سوم و نظریه پردازان توسعه گرا که در حاشیه آن بحث قرار دارند از این بحث داخلی سود میبرند. در حالی که بسیاری این امر را به عنوان نشانه ضعف سیستم در نظر گرفتند، برای سایرین از جمله من، این امر حاکی از قدرت اساسی بود. این امر حاکی از آن بود که این سیستم هنوز کاملاً زنده بود به این معنا که هنوز هم عنصر اصلی نظم واقعیت است که به واسطه آن میتوان سیستمهای سیاسی-اقتصادی و اجتماعی را نظم داد.
ظهور فوقالعاده همه گیر در کمترین زمان ممکن باعث از بین بردن بخش بزرگی از حجابهایی که در پشت این بحثها و نبردها برای کنترل قلب سیستم در جریان بود شد. و برای آنهایی که در وسط نبرد هستند، این سیگنال و نشانه را فراهم میکند که آنها به دنبال کنترل هنجارهای سفارشی نظام، تفسیر را به عنوان اجازه تسریع در حرکت آنها انتخاب کنند. این بدین معناست که شخصی به خوبی ممکن است دیدگاه کاملاً واقعی، در مورد کمبودهای سیستم لیبرال دموکراتیک و همچنین شیوهای که همه گیر در آن بهانه لازم را برای آشکار کردن آنچه که قبلاً در بالاترین سطوح رهبری آن سیستم به چالش کشیده شده فراهم کرده را درک کند.
اما این موضوع، نوعی از نواقص اساسی را که ممکن است سیستم را به خطر اندازد، نشان نمیدهد. در این شرایط، نواقص را باید در زمینه فهمید و آن زمینه را میتوان به دو بخش تقسیم کرد. یک زمینه، نقایص نظم لیبرال دموکراتیک را از منظر نظم بخشیدن به اصول سیستمهای سیاسی-اقتصادی-اخلاقی که اساساً با نظم لیبرال دموکراتیک ناسازگار هستند، بررسی میکند. برای این منظر، دقیقاً چیزی جز نقصان نمیتواند باشد زیرا ایجاد معنا با توجه به اساسیترین موضوعات نظم اجتماعی، امکان پذیر نیست.
آنها به سادگی نمیتوانند یک چیز را به همان شیوه مشاهده کنند. از این منظر درست است، همانطور که سوال نشان میدهد، این همهگیری همه شکستهای مهم نظم دموکراتیک از قبیل تصرف سیاستهای عمومی توسط نهادهای خصوصی، اثر فرسایش حاکمیت بازارها بر سیاست، ناکارآمدی ارگانهای عمومی که در معرض چندین لایه مشاوره و شکاف اقتدار هستند، و فلج ذاتی در سیستمهایی که قدرت در آن به شدت نگه داشته شده و موفقیت اجرای آن به طور گسترده پراکنده است را نشان میدهد.
در مقابل با این تجزیه و تحلیل چشم انداز خارجی، یک دیدگاه داخلی ممکن است یک تحلیل متفاوت ارائه دهد. چشمانداز داخلی، نقایص نظم لیبرال دموکراتیک را که یکی از دو موضع تحلیلی متمایز است را بررسی میکند. اولین مورد با توجه به اصول بنیادی سازمانی آن نظم و در عوض بر نواقص اجرای آن متمرکز میشود. این نقایص ممکن است ناشی از خرابی سیستم باشد (به عنوان مثال، مؤسسات سیاسی باید اصلاح شوند تا اصل را به درستی منعکس کنند، یا قانون باید مطابق با استفاده صحیح از اصل و غیره اجرا شود). مورد دوم بر لزوم اصلاح یا توسعه بیشتر خود اصول نظم اساسی متمرکز است. در زمینه همه گیر، اینها ممکن است در تقسیم اختیارات بین سطوح مختلف دولت تا تقسیم اختیارات در یک نهاد سیاسی باشد.
در ایالات متحده این موضوع به مباحث درمورد نحوه جلوگیری از فدرالیسم آمریکا یا پیشبرد مبارزه با بیماری همه گیر تبدیل شده است. اما آنها ممکن است خودشان هم به اصل اصول توجه داشته باشند و این ممکن است یک فضای گفتمانی پیرامون فساد ایجاد کند (برای مثال، آیا دولت باید از مشاغل یا افراد شاغل حمایت کند؟ منابع پزشکی چگونه باید تقسیم بندی شوند؟ دولت یا بازیگران خصوصی تا چه میزان ممکن است رفتار شخصی در میان اجتماعها را تحمیل کنند؟)
در حوزه بینالملل، این نواقص توسط مرزهای بین بخشهای دولتی و خصوصی مشخص میشود که در سازماندهی تولید جهانی مشهود است. به عنوان مثال، لزوم تحمیل مسئولیت بر شرکتهای چند ملیتی در مورد اثرات تصمیمات اقتصادی اتخاذ شده در نتیجه بیماری همه گیر که باعث صدمه شدید به اقتصادهای محلی در زنجیره تولید آنها میشود. این امر به ویژه در زمینه تولید پوشاک کاملاً مشهود است که در آن تصمیمات گرفته شده توسط شرکتهای بزرگ چند ملیتی غربی ممکن است به شدت بر روی ماندگاری اقتصادهای دولتهایی مانند بنگلادش تأثیر بگذارد.
از این منظر، گزارش معمول در مورد برندگان و بازندگان از اهمیت بسیار واقعی محروم میمانند. این همهگیری هیچ برنده و بازندهای ندارد. نکته بسیار جالبتر این است که روشنفکران و طبقات سیاسی که در آن خدمت میکنند، در پی ایجاد گفتمان پیرامون همه گیر بودند که اهمیت زیاد آن، شیوه تصمیمگیری یا تغییر مسیرهای جنگ برای رهبری جهانی است. این نوعی از مواد است که افکار عمومی را به منظور جنگهای تبلیغاتی که بخشی جدایی ناپذیر از رقابت بین سیستمی است، تغذیه میکند. آنها برای خشمی که با آنها دنبال میشوند و توانایی آنها برای تغییر درک مشترک مهم هستند. اما آنها ارتباط چندانی با حرکت واقعی تسلط تحت شرایط ندارند که در آن هیچ سیستمی پیروزمندانه ظاهر نشده است.
اگر همهگیری، همه چیز را به جهانیان نشان دهد، این است که تمام سیستمهای تحت استرس باید با توجه به شکستهای خود تغییر کنند و نیاز به بهره برداری از مناطقی دارند که هر کدام را به بهترین وجه نشان دادهاند. از این رو، نبردهای کنترل روایت جهانی، رهبری و مانند آن ادامه خواهد یافت، حتی وقتی شخصیت مبارزان تغییر کند. اما این تغییرات، مجدداً با تأکید بر چشم انداز شروع، هیچ ارتباطی با خود ویروس ندارد. این همه ارتباطی با روشی دارد که مردم این اقدامات را با معنا سرمایه گذاری میکنند، و تا چه اندازه چنین معنایی را به طور گستردهای پذیرفته است. هیچ جادویی در اینجا نیست. و هیچ پیشرفت ارگانیکی برای پیروزی یک یا دیگر جناحها وجود ندارد. این همه استراتژی، کار، و نظم و انضباط است. با این وجود، مواردی را میتوان در قوانین سیستم عامل مربوطه این بازیگران پیش برد.
*اگر بپذیریم که نظم جهانی پساکرونا، نسبت به نظم فعلی متفاوت میباشد آیا این تغییرات، ساختاری و اساسی خواهند بود؟ کدام مفاهیم تغییرات اساسی را تجربه خواهند کرد؟
اول، روابط بنیادی بین مؤسسات فردی و حاکم (دولت در سیستمهای لنینی مارکسیستی؛ مؤسسات دولتی و خصوصی در دستورالعملهای لیبرال دموکراتیک؛ و نهادهای دولتی) به طرز عمیق و کاملاً قابل توجه تغییر خواهند کرد. در حالی که به احتمال زیاد گفتمان آزادی شخصی و استقلال فردی در کوتاه مدت تغییر نخواهد کرد، کاربرد این اصول دستخوش تغییر خواهد شد. طرح کلی این تغییرات از قبل آشکار است. اولین خوشه تغییرات حول قدرت نظارت است. نظارت برای پیکرهبندی جامعه امری اساسی خواهد بود و درک حریم شخصی متناسب با نیاز تغییر خواهد کرد.
این بدان معنا نیست که گروه مخالفی وجود نخواهد داشت؛ قطعاً تضاد وجود خواهد داشت، بلکه این احتمال وجود دارد که اپوزیسیون فقط در حاشیهها تأثیر داشته باشد. در یک کلام، این امر نباید برای هیچکس تعجب آور باشد. همه سیستمها – برخی با شور و شوق – فرهنگ تطبیق پذیری و پاسخگویی در مورد تجارت و رفتار اقتصادی را پذیرفتهاند. تنها یک قدم کوچک برای انتقال این فرهنگ، که اکنون بسیار در مورد مسئولیتپذیری راسخ است، وجود دارد. نظارت و ارائه گزارش همان چارچوبی هستند که مسئولیت پذیری حول محور آن قرار میگیرد.
این امر در جمعآوری دادهها و قضاوت از طریق تجزیه و تحلیل آنها تجلی مییابد. این منطق ابتدا بر اساس حمایت از فرد خواهد پایه گذاشته میشود؛ و سپس در پی حمایت از جامعه و افرادی که رفتارشان (همیشه) تأثیرات فراوانی دارد بر میآید. مقاومت در برابر این مسیر همواره دشوار است و پافشاری علیه آن سایه بیماریهای همه گیر سختتر خوهد شد. اما نظارت فقط به معنای بک مشاهده صرف نخواهد بود. همانطور که گفته شد، این امر شامل مسئولیت پذیری و پیروی از سیستمهای پاسخگویی نیز میشود.
توسعه این مدل از قبل در سیستمهایی نظیر روسیه به چشم میخورد کی طی آن افراد به صورت هدفمند ردیابی میشوند و سپس به دیگران هشدار داده میشود که ممکن است در معرض آنها باشند. مشاهدات حاکی از آن است که تایوان و کره جنوبی سیستمهای اطلاعاتی خود را به منظور نظارت با اهداف خاص (بهداشت عمومی در این مورد) هماهنگ کردهاند. حتی در ایالات متحده، فعالیتهای اخیر پلتفرمهای بزرگ اینترنتی (به عنوان مثال گوگل) برای ردیابی مردم و استفاده از آن در خدمت نیروی پلیس در یک بحران، نشان میدهد که تا چه اندازه این نظارت در حال عادی شدن است. منطقی سازی این فرآیند و عقلانی جلوه دادن آن هنوز در مراحل اولیه انجام میشود.
دوم، دامنه اختیارات دولت به احتمال زیاد تغییر خواهد کرد، هرچند پیش بینی جهت این تغییر بسیار دشوار است چرا که این جهت به احتمال زیاد به شدت وابسته به شرایط است. بخشی به پشتیبانی از روش نظام برای توزیع بین ارگانهای دولتی و خصوصی خواهد پرداخت. اما ویژگی اصلی قدرت نیز تغییر خواهد کرد. به احتمال زیاد این روند تسریع خواهد شد، چرا که این شرایط در بسیاری از سیستمها دیده میشود که دیدشان را از نگاه اولیه به دولت به سطوح بالاتری ارتقا دادهاند.
بوروکراتیزه کردن همه جنبههای زندگی در واقع نشانگر حرکت قدرت از عناصر سیاسی به عناصر مدیریتی نهادها را نشان میدهد. این بیماری همهگیر نشان داد که دولت و اصول آن اسیر سرپرست، تکنسین، کارشناس حوزه و کسانی است که سیستمهایی را طراحی و راه اندازی میکنند که سیاست را به اجرا پیوند میدهند. کشورهایی که این ارتباط را به نمایش میگذارند به دنبال انجام بهتر امور هستند. کشورهایی که به دنبال سرکوب این مسیر با خفه کردن یا بهم زدن طرفداران تکنوکرات خود هستند، اغلب مورد انتقاد قرار میگیرند و تلاشهای آنها تضعیف میشود.
سوم، ماهیت مرزها تغییر خواهد کرد. همانطور پیش از این شرح داده شد، مرزها واقعاً برای کنترل مردم اهمیت بیشتری خواهند داشت. در عین حال، آنها برای سازماندهی فعالیتهای اقتصادی اهمیت کمتری خواهند داشت. با این توصیف، ماهیت تخلخل برای فعالیتهای اقتصادی بستگی به همسویی کشورهای خاص در خوشهای از کشورهایی دارد که در اطراف یک کشور پیشتاز سازمان یافتهاند.
این امر به سازماندهی مجدد بنیادی جهانی منجر خواهد شد. اما این غیرقابل توصیف است. بنابراین، انتظار داشته باشید که این تغییرات بدون اظهار نظر فراوان به شکل مکرر رخ دهند. همچنین انتظار داشته باشید که افراد حاضر در خط مقدم تغییر هرگونه منکر هرگونه فعالیتی در مسیر تغییر چیزی شوند. همچنین انتظار داشته باشید که در نهایت اصول جهانی سازی دوباره تفسیر شود تا از طریق این گفتمان به مشروعیت سازی یک سازمان جهانی در راستای فعالیتهای اقتصادی پرداخته شود.
چهارم، افراد معدودی در مورد مؤسسات مالی بینالمللی و نقش آنها در جهان پسا کروناویروس صحبت میکنند. این حیف است! هرچند این اتفاق تا حد زیادی عقب مانده است – شاید به عنوان یک مسئله سیاسی، شاید به دلیل اینکه بندهای اداری آنها حرکتهای زیرکانه را دشوار میکند – نقش موسسات مالی بینالمللی ممکن است تغییر یابد. از سویی، موسسات مالی بینالمللی عمومی میان مدت ممکن است به ابزاری مفیدی برای اجرای انتظارات جاری برای کنترل جمعیت خود تبدیل شود تا از حداکثر بهرهوری (و در نتیجه سهم حداکثر، در کل، به ثروت جمعی) اطمینان حاصل کمک کند.
شرط اعطای وام، کمک فنی و مواردی از این دست، و ابزارهای مدیریت این موسسات که دیگر کهنه پنداشته میشوند را میتوان برای این اهداف مورد استفاده قرار داد. اما این امر مستلزم اجماع در مورد آنچه که دقیقاً از دولتها انتظار میرود میباشد. پروژه آخر احتمالاً پنجرهای را برای کنترل جهانی روایت در میان ایالات متحده-چین-اتحادیه اروپا با قدرتهای مرتبه دوم فراهم میکند، قدرتهایی که با عصبانیت در حاشیهها کار میکنند.
پنجم، گفتمان مهاجرت و همچنین مدیریت آن احتمالاً تغییر خواهد کرد. یکی از پیامدهای عجیب این بیماری همهگیر، که بیش از پیش بسیار مورد توجه قرار گرفته است، روشی است که کشورها، بدون مقاومت زیاد، توانستند مرزهای خود را برای حمایت از جمعیت خود بازسازی کنند. اما مرزها ابزاری با کاربردهای فراوان هستند – حتی اگر فقط علیه مردم هدایت شوند.
در حالی که تغییر گفتمان مهاجرت در کوتاه مدت بعید است، ممکن است که مدیریت مهاجرت – به ویژه در جاهایی که میتوان آن را به عنوان محصول شرایط فردی، بلکه به عنوان حرکت مردم (حرکت جمعی) در نظر گرفت – شکل دیگری، و آن هم شکلی سختگیرانه، به خود بگیرد. در عین حال، این جنبش گسترده با توجه به چالشهای ملی هر کشور، اشکال گوناگونی به خود خواهد گرفت. جالبتر اینکه میزان مهاجرت در بین کشورهای دارای جمعیت آسیبپذیر به عنوان یک چالش بیشتر از مهاجرت بین مناطق حاشیهای و “کلان شهرها” خواهد بود.
ششم، ماهیت قدرت پلیس نیز به احتمال زیاد تغییر خواهد کرد. این احتمال وجود دارد که آینده قدرت به همان اندازه توسط مدلهای مبتنی بر تجزیه و تحلیل دادهها شکل بگیرد، زیرا این امر با استفاده از اصول و قضاوت انسانی پایه گذاری میشود. یادگیری و مدل سازی ماشینی، صرف نظر از الگوی سیاسی-اقتصادی یا اخلاقی که دولتها پیروی میکنند، توانسته پاسخی به شرایط موجود پس از شیوع کروناویروس بدهد. عوامل انسانی از تدوین رویکردهای محافظت از افراد در سازمانهای اجتماعی محدود شده است.
یکی با جمعیت “در معرض خطر”، با علم انتقال، و تجزیه و تحلیل پیشبینی صحبت میکند. یکی دیگر با استفاده از تجزیه و تحلیل برای هماهنگی سلامت، پایداری، پیامدهای اقتصادی و سیاسی صحبت میکند. در پایان میتوان ظهور مدیریت خودکار را به عنوان پیامد اصلی این بیماری همهگیر در شیوه تصور و مدیریت نظم جهانی دانست. به احتمال زیاد رقابتهای قدرت در آینده بین رویکردهای متمایز به تجزیه و تحلیل دادهها و اثربخشی الگوریتمهای مورد استفاده برای انگیزه و مجازات خواهد بود نه آنچه در مورد اصول اساسی در حول محور جامعه – حتی جامعه جهانی – قرار دارد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از یونهاپ، «مارک اسپر»، وزیر دفاع آمریکا در سخنانی اعلام کرد که کره جنوبی میتواند و باید هزینه بیشتری بابت استقرار نظامیان آمریکایی پرداخت کند.
این سخنان را وزیر دفاع آمریکا در نشست خبری خود اعلام کرده، اما به سوالی که از او درباره پیشنهاد کره جنوبی برای افزایش ۱۳ درصدی سهم پرداختیاش عنوان شده، پاسخ نداد.
اسپر همچنین به گفتگوی خود با همتای کره جنوبیاش اشاره کرد و گفت که از او خواسته است تا سهم بیشتری را به آمریکا پرداخت کند.
پیش از این نیز، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در حساب توئیتری خود نوشته بود: کره جنوبی با پرداخت پول بیشتر به ایالات متحده به منظور دفاع از آن مقابل کره شمالی موافقت کرده است. در دهههای گذشته کره جنوبی هزینه بسیار کمی به آمریکا پرداخت میکرد اما سال گذشته به درخواست ترامپ کره جنوبی ۹۹۰ میلیون دلار پرداخت کرد.
از ۱۹۹۱ سئول بخشی از هزینههای نظامیان آمریکایی در کره جنوبی را مانند استخدام شهروندان کره جنوبی توسط نیروهای آمریکایی و یا ساخت تأسیسات نظامی را متحمل شده است.
در سال ۲۰۱۸، سئول حدود ۸۸.۲ میلیارد ین را برای حضور نظامیان آمریکایی اختصاص داد. این رقم برای سال ۲۰۱۹، به حدود ۹۵.۴ میلیارد ین افزایش یافت و حال آمریکا بازهم برای سال ۲۰۲۰ این رقم را افزایش داده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، «باراک اوباما» رئیس جمهوری سابق آمریکا در اظهاراتی گفت: انتخاب جو بایدن به عنوان معاون ریاست جمهوری، یکی از بهترین تصمیمهای من بود و او تبدیل به یکی از دوستان نزدیک من شد. معتقدم که جو تمام ویژگیهایی که یک رئیس جمهور باید داشته باشد را دارد.
اوباما در ادامه گفت: مفتخرم که از نامزدی بایدن حمایت میکنم. کشور ما باید با دانش و تجربه اداره شود.
هر چند اوباما پیشتر اعلام کرده بود که تمام تلاش خود را به کار میگیرد تا از انتخاب نهایی «برنی سندرز» برای نامزدی حزب دموکرات آمریکا جلوگیری کند اما اظهارات اخیر او اولین حمایت رسمی وی از نامزدی بایدن برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا محسوب میشود.