برچسب: برجام

  • نفرت ملی از دولتِ روحانی شکل گرفته است

    نفرت ملی از دولتِ روحانی شکل گرفته است

    اعتمادآنلاین| عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران جزئیاتی از سازوکار اصلاح‌طلبان برای انتخابات ۱۴۰۰ را تشریح کرد و گفت: در جبهه اصلاح‌طلبان تعیین تکلیف انتخابات ۱۴۰۰ به صورت «اجتماع و اجماع مشایخ» میسر است.

    «عطریانفرِ کارگزاران؟»، بله! کجا؟ مؤسسه «مشکوه الرسول»؛ قرارمان فیکس شد. به وقت ماه شمسی و ساعت ایران به یکی از محله‌های شمال شهر تهران رفتیم. آقای عطریانفر اینجا کجاست؟ «کار یه سری از مدارس خارجی را انجام می‌دهند»، عجب! شما اینجا چه می‌کنید؟ «هیچی، علاف و بیکارم؛ حتی حکم مشاوره هم ندارم». خداقوت!

    «عطریانفرِ کارگزاران» را در این مصاحبه، بسیار متناقض دیدم؛ از یک سو می‌گوید اصلاح‌طلب نمی‌تواند ساختار شکن باشد، یاد سال ۸۸ افتادم که چگونه مغزافزار ساختارشکن‌ها شده بود و در دستگاه عدلیه چه می‌گفت و چه می‌شنیدیم ازش. باز هم گفتم اشکالی ندارد، رفتیم جلوتر باز تناقض دیدم. می‌گوید مشکلاتی که احمدی‌نژاد به وجود آورده تا ۳۰ سال قابل حل نیست! عجب، جناب عطریانفر مشکل برجام بود یا احمدی‌نژاد؟ از احمدی‌نژاد که ۷ سال می‌گذرد و قرار بود ۱۰۰ روزه مشکلات دولت احمدی‌نژاد را حل کنیم، پس چه شد؟ هیچی! آهان، پس دوباره آخر دولت شد و «کی بود کی بود، من نبودم»؟؛ مکث می‌کند و با عتاب می‌گوید: بذار حرفم منعقد شود بعد تناقض بگیر!

    مصاحبه این دفعه ما فرق دیگری هم داشت، «عطریانفرِ کارگزاران» بازنشسته هم شده بود؛ جنس حرف‌هایش هم فرق می‌کرد. حرف‌هایی را هم به رهبری منتسب کرد ولی خب جوابش را دادیم؛ تصورم از آن حرف‌ها و ادعاها را خودش می‌گفت. آنجایی که گفت نفرت و کینه ملی از روحانی شکل گرفته است؛ کدام روحانی؟ روحانی ای که با حمایت پدر معنوی کارگزاران سازندگی به ۵۵ درصد رسید، اما برای بازسازی رای‌شان، راهش درست نبود برای اینکه نفرت و کینه را از مردم برداشت نباید به دیگران حرف‌هایی را نسبت داد که حقیقت ندارد. خلاصه گفتگوی ما و عطریانفرِ کارگزاران دو ساعتی طول کشید؛ کارمندهای مؤسسه مشکوه الرسول هم ظاهراً حوصله شأن سر رفته بود، رفتند و درها را هم بستند… مشروح گفت‌وگو با محمد عطریانفر به شرح ذیل است:

    *از کارگزاران چه خبر؟ برنامه حزب چیست و مطالبی که در جلسات شورای مرکزی مطرح می‌شود پیرامون چه موضوعاتی است؟

    کارگزاران با عبور از حوادث تلخ سال ۸۸ از جمله احزاب پا به رکابی بود که علیرغم فشارهای سیاسی وارده بر جبهه اصلاحات در میانه سو تفاهم‌های وسیع از همه بیشتر سر به سلامت برده و فعالیت‌های سیاسی خود را نسبتاً بهتر از دیگر اقمار سیاسی در جبهه اصلاحات دنبال می‌کند. متأسفانه یکی دو حزب متحد و مؤثر جبهه اصلاحات در سال ۸۸ از ناحیه نهادهای نظارتی و قضائی آسیب‌های جدی دیدند، یکی حزب مشارکت بود و دیگری سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی. علت تاکیدم به خاطر نقش و نفوذ پیشین آنها در جبهه سیاسی مشترک و تعامل سیاسی کارآمدی بود که امروز تضعیف شده است. در جبهه‌های سیاسی نوعاً احزاب از وزن برابر برخوردار نیستند. تعدادی از آنها موقعیت‌های جدی تر، مؤثر و فراگیر دارند و دیگران به شکل اقماری همراهی می‌کنند.

    اصلاحات چند حزب مؤثر دارد و در عرصه عمل سیاسی و فعالیت مدیریتی سه نهاد حزبی، جریان‌های عمده اند؛ کارگزاران، مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی. در این سه گانه هژمون، حزب مشارکت خود را تجدید ساختار کرد و در قالب «اتحاد ملت» ظاهر شد، اما حزب کارگزاران با فراز و فرودهایی که داشت همچنان متکی بر ساختار پیشین حیات سیاسی خود را دنبال می‌کند.‌

    *شما خودتان را ذیل جبهه اصلاحات تعریف می‌کنید،؟مواضعی از آقای کرباسچی هست که ایشان کارگزاران را بیرون از جبهه اصلاحات می‌بینند…

    نمی دانم منظورتان چیست، اما واقعیت این است که کارگزاران به لحاظ فضل تقدم، قطب مرکزی اصلاحات است. هم به لحاظ تاریخی، هم به لحاظ عمل سیاسی و هم به لحاظ گفتمان و رویکردی که در مصالحه جهانی و تشنج زدایی دارد. در عرصه اصلاح‌طلبی، ابتدا تبارشناسی تاریخی احزاب باید مورد توجه قرار گیرد، دوم گفتمان سیاسی و سوم تشکیلات. این ارکان سه گانه است که هویت، واقعیت و فلسفه وجودی یک نهاد سیاسی را ترسیم می‌کند.

    جریان و منظومه فکری اصلاح‌طلب از منظر نسبت تاریخی، همزاد انقلاب ایران است. انقلاب خود تحول و تحرک اصلاح‌طلبانه بود و نمایندگانی این فکر اصلاحی را در موقعیتی نهادسازی و نظام سیاسی ایران را تأسیس کردند. این نظام مستقر و اصلاح‌طلب، فرآیندی را در دهه اول طی کرد اما درگیر جنگ شد و بعد از ترک مخاصمه با رژیم بعث عراق، دولت سازندگی با محوریت‌هاشمی رفسنجانی با هدف جبران تأخیر روندهای اصلاح‌طلبانه که جنگ مانع توسعه مندی آن شده بود، روی کار آمد.

    رویکرد رهبران سیاسی کشور در آن مقطع اصلاح‌طلبانه بود و در ادامه شخصیت ممتاز عضو دولت سازندگی توانست با حمایت قاطع ملت، دولت اصلاحات را در سال ۷۶ تشکیل دهد. آقای خاتمی و نیروهای همفکر او از درون کابینه سازندگی ساخته و پرداخته و تربیت شده بودند.

    غلط مشهوری که با هدف تخریب و تفرقه انگیزی دامن زده می‌شود به خاطر این است که جریان کارگزاران در درون جبهه اصلاحات نظریات متفاوتی مطرح می‌کند و عمدتاً تاکیدش روی واقع گرایی سیاسی است، درحالیکه شاخص کلیدی سیاست ورزی اصلاحات، ابتناء اش بر واقع بینی است.

    رادیکال‌های جبهه اصلاحات با سیاست حذف و طرد، تلاش می‌کنند کارگزاران را از حق ذاتی و طبیعی اش محروم کنند و از انجام تکالیف ملی اش بازبدارند، در حالی که واقعیت تاریخی بر حق تاریخی و نقش مؤسس کارگزاران شهادت می‌دهد.

    از باب بیان فکت‌های تاریخی عرض می‌کنم، آقای خاتمی ابتدا از طریق کارگزاران دعوت به حضور در انتخابات ریاست جمهوری شد. بعد از امتناع و مخالفت اولیه ای که آقای خاتمی داشت با توجه به توجیهات و اقناع لازم نهایتاً پیشنهاد را پذیرفت و ایشان با تکیه بر ضرورت همکاری مؤثر کارگزاران آماده به حضور در عرصه رقابت شد. بر اساس شواهد تاریخی اگر آقای خاتمی این همدلی و همراهی تشکیلاتی و تضمین را از کارگزاران برای مشارکت، حمایت، ترویج و تبلیغ ایشان دریافت نمی‌کرد چه بسا اساساً دوم خردادی رخ نمی‌داد.

    *در واقع به نظر شما ماهیت سیاسی آقای خاتمی از کارگزاران شکل گرفته است؟

    هویت واقعی و فرهنگی و روح تسامح و تساهلی که شما در آقای خاتمی می‌بینید، برخاسته از همین روح حاکم بر فرآیندهای دولت مدرن در عصر سازندگی است. همین نقدی که به قول شما آقای کرباسچی مطرح می‌کند دلالت بر حیات اصلاح‌طلبی کارگزاران دارد. اصلاح‌طلبی فرآیندی مستمر، نوشونده و همیشگی است، به این معنا که اصلاح‌طلب باید در هر مقطع زمانی لاجرم بهبودخواه باشد و به تناسب شرایط و پیرامون، تدبیر سیاسی کند.

    سیاست امر سلبی نیست که فرضا در یک برهه تاریخی اتفاق افتاده و همچنان باید روی همان فرم بایستیم، خیر. صیرورت، تحول، بهبودطلبی، رفتارهای هماهنگ با قانون، فاصله گرفتن از رفتارهای خشن کلامی و عملیاتی و قاعده روند تدریج، از عوامل مکونه اندیشه اصلاح‌طلبی است و کارگزاران اساساً به همین مولفه‌هایی که برشمردم شناخته می‌شود.

    *با توجه به مطلب شما، انتقادهای تندی که گاه از طرف دبیرکل حزب کارگزاران نسبت به آقای خاتمی مطرح می‌شود ریشه در چه موضوعی دارد؟ آیا آقای خاتمی از کارگزاران فاصله گرفته یا موارد دیگری از جمله مسئله تعیین شهردار تهران عامل موضع‌گیری آقای کرباسچی بوده است؟

    این نکته که شما روی آن تاکید می‌کنید ناشی از یک سو برداشت است. آقای کرباسچی مواضع انتقادی تند ندارد، مواردی را تبیین می‌کند و نقدی راهم که مطرح می‌کند خطاب به سو استفاده کننده‌هایی است که می‌خواهند از حریم و حیثیت آقای خاتمی به ناحق بیش از سهم خود بهره ببرند.

    آقای کرباسچی نوعاً روی یک امر کلیدی تاکید دارد و آن این است که آقای خاتمی، آقای‌هاشمی، رهبری ایران و امام خمینی (ره)، هیچ انسانی در پرده عصمت قرار ندارد. اینها جزو ائمه معصومین نیستند که نشود عمل و رفتار آنها را نقد مشفقانه و خیرخواهانه کرد و در مقام اظهار نظر متفاوت از آنها سخن گفت. وقتی رهبر ایران حضرت آقای خامنه ای خود به صراحت اعلام می‌کنند که هر کسی می‌تواند متفاوت از رهبری، نظرش را ابراز کند، ما چطور‌هاله‌ای از قدسیت پیرامون شخصیت‌های محوری خود ترسیم کنیم و اجازه ندهیم متفاوت از آنها اظهار نظر و یا نقدی شود.

    متأسفانه برخی از غالیان اطراف آقای خاتمی علاقه مند هستند که‌هاله‌ای از قدسیت پیرامون عزیزانی از این دست بکشند درحالیکه خودشان به شدت ابا دارند و پرهیز می‌کنند و البته هدف آنها اینست که خود را در حریم همان قدسیت خودساخته قرار دهند و به نام بزرگان نظر خود را تحمیل کنند. این نوعی استفاده سو و رفتار فریب کارانه ای است که به آن انتقاد می‌شود.

    *در ماجرای شهرداری تهران نامه‌ای که آقای کرباسچی درباره آقای نجفی خطاب به آقای خاتمی نوشتند، یکی از مصادیق انتقاد تند آقای کرباسچی نسبت به خاتمی است…

    براساس اطلاعات موجود کارگزاران حضور آقای دکتر نجفی به عنوان شهردار موفق را با توجه به مسائل حاشیه‌ای مردود می‌دانستند. آقای نجفی از شخصیت‌های مؤثر اصلاح‌طلبی بود که از کارگزاران سهم می‌برد و نام ایشان در این اردوگاه ثبت شده بود. با توجه به مجموعه اطلاعاتی که داشتیم جناب آقای نجفی را علیرغم صلاحیت‌های ذاتی که برای او در عالی‌ترین سطوح مدیریتی کشور قائل بودیم از ریاست جمهوری تا موقعیت‌های پایین‌تر اما برای شهرداری ایشان را مناسب نمی‌دانستیم و می‌دانستیم که اگر این تصمیم عملیاتی شود فرجامی نمی‌یابد و حتماً به شکست می‌انجامد و بارها به دوستان در جبهه اصلاحات گفته شد، اما کسانی که علیرغم نظر خیرخواهانه و مشفقانه کارگزاران، درجهت تثبیت آقای نجفی در شهرداری اقدام کردند به ایشان لطمه زدند و نتیجه عمل خلاف خود را دیدند.

    در این رابطه حتی اگر جناب آقای خاتمی هم پشتیبان و حامی آن فکر بودند که آقای نجفی به رغم اطلاعاتی که بدان وقوف داشتند، حتماً باید شهردار می‌شد، این نقد به ایشان هم وارد است. گرچه این نقد شفقت آمیز به آقای خاتمی هیچگاه از ارزش پرچمداری ایشان در امر اصلاح‌طلبی نمی کاهد.

    *طیف چپ جبهه اصلاحات موسوم به مشارکتی‌ها معتقدند کارگزاران از آن جهت که تلاش می‌کند که در نظر و عمل خود را به حاکمیت نزدیک کند، ماهیت رفرمیستی خود را از دست داده است. از همین جهت تلاش می‌کنند کارگزاران را از ذیل جریان اصلاح‌طلبی خارج کنند و خیلی از این نیروها صراحتاً معتقدند که کارگزاران جزو اصلاح‌طلبان نیست. به نظر می‌رسد که این مشکل ناشی از آن است که ما هنوز نمی‌دانیم ماهیت اصلاح‌طلبی چیست و مانیفست واحدی وجود ندارد که دال‌های مرکزیش مشخص باشد و ما با آن دال‌ها بفهمیم که بالاخره مشارکت اصلاح‌طلب است یا کارگزاران. تکلیف این مانیفست واحد بالاخره کی مشخص می‌شود تا بتوان اصلاح‌طلب را از غیراصلاح‌طلب تمیز داد؟

    در امور حیاتی از جمله مسائل سیاسی برخی مستقلات عقلی داریم که فارغ از دلبستگی، احساس، عاطفه، عشق و یا نفرت و دسته بندی‌های گروهی واقعیت خارجی دارد. درست مشابه آنچه که مثلاً در فلسفه ریاضی دو به اضافه دو می‌شود چهار. این دو به اضافه دو در هر حوزه‌ای چه در تفکر دینی، چه غیردینی، سیاسی و غیر سیاسی یک امر واقع است و نتیجه اش می‌شود چهار. عزیزانی که در جبهه اصلاحات اینچنین اظهار نظر می‌کنند چهره‌های رادیکال غیر اصلاح‌طلب هستند.

    آنها عنوان اصلاح‌طلبی و رفرم را بر اساس منویات و مطالبات خود یدک می کشند و مصادره می‌کنند؛ در واقع مربعی را اراده می‌کنند که مثلث دارد! اتفاقاً حزب کارگزاران می‌خواهد بگوید، «اصلاح‌طلب یعنی رفرمیستی که نومحافظه کار است.» اصلاح‌طلب، رفرمیستی است که با قدرت حاکم در تعامل است و ارتباط می‌گیرد. رفرمیست محافظه کار، شخصیت اصلاح‌طلبی است که بر اساس واقعیت، سیاست ورزی می‌کند. رفرمیست اصلاح‌طلب پایه اش محافظه کاری است.

    ادبیات مدرن سیاسی، پایه اصلاح‌طلبی و رفرم، را نومحافظه کاری می‌داند. پس آیا می‌توان پذیرفت اصلاح‌طلبی داریم که ساختارشکن است؟! آیا می‌توان اصلاح‌طلبی داشت که رادیکال باشد؟! آیا می‌توانیم بگوییم اصلاح‌طلبی هست که از واقعیت‌ها فاصله می‌گیرد و در تخیلات و تمنیات آرمان‌گرایانه خود فرو می‌رود؟ خیر، عقل سلیم نمی‌پذیرد.

    *پس اصلاح‌طلب نمی‌تواند ساختارشکن باشد؟!

    نه! به هیچ وجه، به هیچ عنوان هیچ ساختارشکنی اصلاح‌طلب نیست. تنها در وصف علی بن ابیطالب علیه السلام است که پیامبر (ص) فرمود: الحق مع علی و علی مع الحق. اگر حق را اراده کردی، اراده کردی علی را و اگر فهمیدی علی کیست می‌فهمی که حق چیست. نسبتی متقابل و متعامل که در تاریخ فقط برای علی علیه السلام به رسمیت شناخته شده است. اما در مقام کلی پیامبر (ص) فرمود «اعرف الحق تعرف اهله.» اول حق را بشناس بعد اهلش را می‌شناسی. نمی‌توان بدون صلاحیت و حقانیت برای کسی کسوتی از حق پوشاند درحالیکه با حقیقت فرسنگ‌ها فاصله دارد.

    عزیزانی که با پوشش اصلاح‌طلبی از اندیشه رادیکال دفاع می‌کنند، از واقع گرایی فاصله می‌گیرند شعارهای دلفریب و زیبا می‌دهند، لکن در پوششی متعارض از نظریه‌ای دفاع می‌کنند که هیچ نسبتی با اصلاح‌طلبی ندارد.

    *از سوال اول کمی فاصله گرفتیم، درباره کارگزاران توضیح می‌دادید…

    کارگزاران بعد از ۸۸ تا به امروز توانسته است فعالیت‌های خود را رسماً در قالب جلسات، کمیته‌های مختلف و کنگره‌های سالیانه برگزار کند و مطابق با ظرفیت‌ها و الزامات حزبی خود نسبتاً فعال باشد. دفاتر استانی فعال است، کنگره‌های استانی برپا می‌شود، شوراهای استانی شکل گرفته…

    *در تمام استان‌ها دفتر دارید؟

    در همه استان‌ها هم شوراهای استانی داریم، هم دبیر اول و هم رئیس شورا و هم اعضا در زمان‌های مقرر تغییر می‌کنند. عزیزانی از کانون‌های حزبی در نشست‌های سالیانه شرکت می‌کنند و کنگره‌های سالیانه دست به انتخابات شورای مرکزی حزب می‌زنند، شورای مرکزی نسبت به راه اندازی سامانه‌های عملیاتی حزب که عبارتست از انتخاب دبیرکل، معاونین او و مدیران حوزه‌های اجرایی، اقدام می‌کند و هر سال ۵۰ درصد از اعضای شورای مرکزی با انتخابات از سوی کانون‌های کشوری تغییر می‌کنند. اجمالا فعالیت نسبی کارگزاران در مقایسه با سایر احزاب موفق تر است، اما در مقایسه با استاندارد فعالیت‌های حزبی دنیا بسیار عقب هستیم.

    *مسائلی که نوعاً در جلسات حزب مطرح می‌شود در چه حوزه‌ای است؟ با توجه به اینکه انتخابات ۱۴۰۰ را در پیش داریم کارگزاران سازندگی چه برنامه‌ای دارد؟

    هویت حزب کارگزاران با تکنوکراسی گره خورده است و با مفهوم دموکراسی و الزامات مداخله نهادهای مردمی و مسئولیت پذیر چسبندگی و پیوند دارد. این حزب عمدتاً حزب فن سالار و عمل گرا است. نوع گفتگوهایی که در کمیته‌ها و شوراهای استانی انجام می‌شود پیرامون مسائل مدیریتی کشور است. ضرورت بهبودسازی رفتارها و موضوع نظام مدیریتی کشور در دولت، وزارتخانه‌ها، شیوه تعامل و مسائل منطقه‌ای که به لحاظ دیپلماسی نوع موضوعاتش راجع به مسائل مدیریتی کشور است. سیاست داخلی، سیاست خارجی، مسائل اقتصادی و تشکیلاتی، در این حوزه‌ها نوعاً گفتگو صورت می‌گیرد و اخبار رد و بدل می‌شود و سرکشی‌هایی هم به استان‌ها انجام می‌شود.

    *با توجه به اینکه کارگزاران را یک حزب عملگرا می‌دانید، خروجی این جلسه‌ها چیست؟ آیا نتایج این بحث‌ها و گفتگوها در اختیار دولت و وزارتخانه‌ها قرار می‌گیرد؟

    اگر در ایران تأسیس دولت‌ها و انتخاب اعضای کابینه‌، نسبت تنگاتنگی با احزاب می‌داشت، این موردی که اشاره کردید محقق می‌شد، متأسفانه دولت‌ها در ایران گرچه در بدو پیروزی از حمایت احزاب برخوردارند اما به محض وصول به قدرت نه تنها رابطه تشکیلاتی بلکه رابطه عاطفی خود را هم با احزاب قطع می‌کنند.

    عملاً احزاب حامی دولت‌های مستقر همچون جزایر جدا افتاده‌ای هستند که تنفس سیاسی ضعیفی دارند و حتی اگر از گفتگوهای درونی حزب، خروجی و برون دادی هم حاصل آید دولت‌ها خیلی گوش شنوایی برای آنها ندارند. به هر حال برای زنده بودن و تحرک سیاسی لاجرم باید حزبمان را در همین حال و هوا حفظ کنیم.

    *حمایت‌های جدی کارگزاران از دولت در سال‌های اخیر این تلقی را به وجود آورده که میان دولت و حزب کارگزاران روابطی وجود دارد…

    رابطه کارگزاران و دولت رابطه‌ای یکسویه است؛ ما به دولت علاقه داریم و در حد توان حمایت می‌کنیم اما معلوم نیست دولت ما را دوست داشته باشد.

    *جلسات مستمر بین شما و دولت نیست؟

    حتی ارتباط با معاون اول ایشان هم که عضو حزب اند و رئیس شورای مرکزی ما بودند ارتباطی حداقلی است.

    *آقای مرعشی زمانی می‌گفت که ما با آقای جهانگیری جلسات اقتصادی داریم، آن جلسات هنوز برقرار است؟

    بله، روابطی که دولت با برخی افراد دارد معمولاً رابطه حزبی نیست، فردی است و نسبت تشکیلاتی با حزب ندارد. احزاب بماهو احزاب رابطه مسئولانه، مشفقانه و تأثیر گذار با دولت ندارند. کارگزاران که سهل است، حزب اعتدال و توسعه هم فاقد چنین رابطه‌ای با دولت است. این خلأ از آسیب‌های جدی دولت در ایران است. در عرصه سیاست ورزی جهانی در کشورهای توسعه یافته، احزاب موتور محرک و پشتیبان دولت هستند و دفاتر سیاسی احزاب برای آنها سیاست ورزی می‌کنند و برای پیشرفت دولت برنامه دارند. انقطاع میان احزاب و دولت در ایران انقطاع تلخ و رنج آوری است.

    *بالاخره الان دولت مستقر با حمایت‌های اصلاح‌طلبان بر سرکار آمد، با توجه به گذشت بیش از ۷ سال از عمر دولت، عملکرد دولت در سال‌های اخیر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    دولت یازدهم و دوازدهم به لحاظ تاریخی به دو دوره قابل تقسیم است. دولت اول آقای روحانی در مقام تأسیس، روندی نو بعد از سیاست‌های تشنج آمیز دولت دهم بود. انتخابات ریاست جمهوری با گام‌های لرزان و با حمایت‌های تردید آمیز اصلاح‌طلبان آغاز شد به گونه‌ای که آنها نمی‌دانستند حمایت و پشتیبانی از نامزد انتخاباتی اصولگرایی مثل آقای روحانی فرجامش چه خواهد شد.

    آن مقطع دیدگاه‌ها متفاوت بود اما نفس حمایت مرحوم آیت الله‌هاشمی رفسنجانی در این قضیه مؤثر بود و رأی کمتر از ۵ درصدی آقای روحانی را به ۵۵ درصد رساند، بنابراین دوستان اصلاح‌طلب موفق شدند دولتی از جنس اسمی اصولگرا اما در محتوا و مسّمی اصلاح‌طلب را سر کار بیاورند.

    دولت با آغازی شکوهمند کار خود را شروع کرد، زمینه‌های مثبتی در جامعه و پشتیبانی نسبتاً وسیعی از جنس اصلاح‌طلب فراهم‌شد. این دولت ۴ سال درنگ کرد و مأموریت اصلی اش برگرداندن قطار اداره کشور به ریل اصلی بود که در دوره آقای احمدی‌نژاد از ریل خارج شده بود، موضوع هسته‌ای و برجام به نقطه قابل قبولی رسید و تنش زدایی و اعتماد جهانی را با خود آورد و سیاست ورزی داخلی را از روند شکننده به نقطه قابل قبولی رساند و در حوزه اقتصاد هم به ثبات نسبی دست یافت.

    این وضعیت چنان کارنامه درخشانی را دست دولت داد که در سال ۹۶ زمانی که رقابت سنگین شد و جریان رقیب تمامی همت خود را در شخصیت محترمی مثل آقای رئیسی تجمیع و متمرکز کرد، باز هم آقای روحانی پیروز شد. او در دور دوم در برابر رقیب قدر قدرت و جامع الاطرافی قرار داشت که جریان حامی او همه اختلافات درون جبهه‌ای خود را کنار گذاشت و اجماع کردند که ایشان پیروز شود اما علیرغم ترفند هوشمندانه رقیب، باز روحانی به پیروزی بزرگ دست پیدا کرد و این پیروزی ناشی از آن بود که اصلاح‌طلبان در دور دوم با شوق و بدون هرگونه تردید و شرطی حمایت خود را در سبد او قرار دادند.

    این اتفاق که متأثر از کارنامه دولت اول است، این نکته را تفهیم می‌کند که مدیریت آقای روحانی در دوره اول بالاتر از انتظار متوسط جامعه ظاهر شد و این توفیق را مرهون مجموعه‌ای از همراهی‌های تاریخی و توانمندی‌هایی می‌دانیم که متمرکز شد و دولت آن را به کار بست. لذاست از همین‌جا این تفاهم را داریم که دولت اول آقای روحانی در محکمه نظارتی و داوری اصلاح‌طلبان، تجربه موفق و کارنامه قابل دفاعی را ارائه کرده است.

    دولت دوم با سندی امضا شده از برجام بدون پشتوانه اجرایی آغاز به کار کرد. تغییراتی که در دولت آمریکا رخ داد اوباما رفت و ترامپ آمد، مخالفت‌های سنگینی را از ناحیه دیپلماسی خارجی علیه ایران و برجام ببار نشاند و با توجه به اینکه دولت دلبسته به این بود که با حل مسئله هسته‌ای و امضای توافقنامه برجام بین ایران و کشورهای ۱+۵ می‌تواند گام‌های بلندی را در عرصه توسعه و تقویت زیرساخت‌های اقتصادی بردارد، با چنین روحیه‌ای آغاز به کار کرد. اما به سرعت این آرزو رنگ باخت، ریشه این یأس و رنگ باختن هم این بود که مطابق آنچه که رهبری تاکید می‌کنند از جانب محور اصلی (CORE) گفتگو کنندگان بدعهدی خیانت آمیزی صورت گرفت و عملاً دولت را دچار فلجی مضاعف کرد و همه امیدها بر باد رفت و هر روز شرایط سخت و سخت‌تر شد.

    *یعنی برجام دولت را فلج کرد؟

    بدعهدی طرف آمریکایی دولت را فلج کرد. الان در نقطه‌ای قرار گرفته ایم که اگر کسی از آقای روحانی و دولتش حمایت کند تعجب‌برانگیز می‌نماید، دوگانه‌ای چون «دولت اول موفق و پیروز و دولت دوم فلج و مفلوک!» بنابراین یک نفرت و کینه فراگیر و ملی در مواجهه با دولت شکل گرفت. علیرغم مظلومیت دولت اما نمی‌توان به مردم ایراد گرفت که اشتباه می‌کنید. مردم با نجابت هر تکلیفی که نسبت به دولت دارند انجام می‌دهند و انتظار دارند دولت که پیشانی نظام است به آنها پاسخ قانع کننده دهد.

    مشکلی که مردم دارند این است که آنها پشت صحنه را نمی‌بینند. تمام مصائب را از چشم دولت می‌بینند ولو اینکه سهم دولت در آن اندک باشد. مردم از طریق رسانه‌ها بین نظام و دولت فرقی قائل نیستند و تمامی عوارض را جزو مشکلات دولت قلمداد می‌کنند.

    *آیا کارگزاران و به طور کلی اصلاح‌طلبان که فرمودید در دوره دوم مشتاقانه از آقای روحانی حمایت کردند در حال حاضر مسئولیت این کینه و نفرت ملی را می‌پذیرند؟

    ناچارند بپذیرند، اما حق نیست. در مقام انصاف، حجم بزرگی از این نفرت و کینه باید بر سر بدعهدی آمریکا شکسته شود و اگر قرار باشد به داخل هم نیم نگاهی داشته باشیم، بسیاری کسان در پشت صحنه هستند که نسبتی با دولت ندارند اما باید این مسئولیت مشترک را بپذیرند.

    *آقای روحانی که گفتند مسئولیت مذاکرات با من است؟

    مذاکره ظاهر ماجرا است. وقتی در دیپلماسی خارجی دولت اختیار مطلق ندارد پس نمی‌توان پاسخگویی مطلق را از او انتظار داشت. در فقه عبارت «من کان له الغنم فعلیه الغرم» را داریم که یعنی اگر کسی غنیمت می‌برد باید غرامت بدهد و اگر کسی غرامت می‌پردازد غنیمت هم از آن اوست و این ازباب تقریب به ذهن برای بحث ما گویای مسائلی است.

    موضوع برجام فراتر از دولت بود و البته به جا هم‌بود. از منظر واقعیت خارجی امروز جامعه ایرانی تمامی دغدغه‌ها و ناراحتی‌ها و دلخوری‌ها و گلایه‌ها و کینه و نفرت خود را بر سر دولت تخلیه می‌کند، اما حقیقتاً آیا دولت مستحق این میزان فشار است؟ مردم هم چاره‌ای ندارند چون گرفتارند و دچار بار سنگین زندگی شده اند و معیشت آنها بهم خورده است، نسبت به آینده امیدی ندارند و نمی‌دانند باید چه کنند لذا فریاد و نفرین خود را روانه دولت می‌کنند.اگرچه روحانی هم شیوه تعامل با مردم را در این آشفته بازار نمی‌داند و یا قصد توجیه منطقی شهروندان را ندارد.

    *اصلاح‌طلبان می‌پذیرند که در کوچک شدن سفره مردم نقش داشته اند؟

    فرض بفرمائید شما مسئول خانواده ۵ نفره ای هستید، تلاش هم می‌کنید شغلی داشته باشید تا زندگی را تأمین کنید. در خبرگزاری مهر کار می‌کنید و خبرگزاری هم به خاطر ناتوانی اقتصادی حقوق شما را سر موقع نمی‌دهد و شما نمی‌توانید هزینه خانواده خود را تأمین کنید و تک تک اعضای خانواده نسبت به این عدم تأمین از ناحیه شما ناراحت می‌شوند و می‌گویند چرا پدر نیاز ما را تأمین نمی‌کند. درظاهر امر شما مسئولید اما اگر خانواده شما از فهم منطقی برخوردار باشند متوجه می‌شوند که پدر مقصر نیست و در می‌یابند که خبرگزاری حقوق پدر را نداده است. این مثال ساده را اگر بزرگ کنید در سطح کشور همین وضع حاکم است. بله دولت به یک معنا مسئول و اصلاح‌طلبان هم پاسخگو هستند، اما آیا اصلاح‌طلبان مقصرند؟ خیر مقصر نیستند، آنها پاسخگو و شارح وضع موجود هستند.

    *وقتی به کابینه دولت نگاه می‌کنیم به خصوص در تیم اقتصادی دولت چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب حضور دارند…

    نداریم، به جز آقای جهانگیری هیچ عضو کارگزارانی در دولت نداریم.

    *فقط کارگزاران نه، از مجموعه اصلاح‌طلبان. یعنی آقای نوبخت اصلاح‌طلب نیست؟

    آقای نوبخت وابسته به هیچیک از احزاب اصلاح‌طلب نیست.

    *آقای واعظی اصلاح‌طلب نیست؟

    آقای واعظی هم متعلق به حزب اعتدال و توسعه است همچون آقای نوبخت.

    *آقای آخوندی اصلاح‌طلب نیست؟ ایشان به صراحت اعلام کرده اند که اصلاح‌طلب هستند…

    آقای آخوندی هم هیچ ربط تشکیلاتی با اصلاح‌طلبان نداشتند. البته وقتی از رفتارهای آقای لاریجانی هم بوی اصلاح‌طلبی به مشام می‌رسد می‌توان گفت آقایان نوبخت و واعظی و آخوندی هم رویکرد اصلاحی دارند. اما هر زمان که به لفظ اصلاح‌طلب نظر می‌کنیم مراد تشکیلات اصلاح‌طلب است. تشکیلاتی حول جبهه اصلاحات مشخصاً ۲۰ تا حزب. هیچکدام از این عزیزان که نام بردید به جز آقای جهانگیری حضور تشکیلاتی در احزاب اصلاح‌طلب ندارند.

    *آقای شریعتمداری می‌گوید که من خط اصلاحات را دنبال می‌کنم و به تفکر اصلاحات افتخار می‌کنم…

    گرچه ایشان در ادعای خود صادق است اما آقای پناهیان هم وقتی پشت تریبون می‌رود می‌گوید من اصلاح‌طلبم. این یک ادعاست و شما نمی‌توانید اصلاحات را به واسطه ادعای مدعیان بی عمل محکوم کنید.

    *یعنی شما تیم اقتصادی دولت را اصلاحاتی نمی‌دانید؟

    شما باید بین رویکرد اصلاحی و تشکیلات اصلاح‌طلب فرق قائل بشوید. اصلاحات مسئول نیست و آن را محکوم نکنید. اصلاح‌طلبان مسئولند. کسانی که ادعای اصلاح‌طلبی دارند مسئولند. اسلام به ذات خود ندارد عیبی، هر عیب که هست از مسلمانی ماست.

    *آیا اصلاح‌طلبان تیم اقتصادی دولت را مدیریت می‌کنند یا نمی‌کنند؟

    اصلاح‌طلبان به معنای تشکیلات خیر!

    *شخصیت‌های اصلاح‌طلب در کابینه دولت هستند یا خیر؟

    کسانی که در دولت ادعای اصلاح‌طلبی می‌کنند نسبتی با تشکیلات جبهه اصلاحات ندارند.

    *اما خط مشی اصلاحات را پیگیری می‌کنند…

    مانعی ندارد، می‌توانند از خود برنامه اصلاحی داشته باشند.

    *پس با این شرایط اصلاح‌طلبان مقصر هستند یا نیستند؟

    پاسخگو هستند اما مقصر نیستند.

    *تفاوت این دو در چیست؟

    پاسخگویی مقدمه‌ای است برای اینکه از خلال آن قاصر و مقصر و بیگناه را بشناسیم.

    *ما شخصیت‌های شاخص اصلاح‌طلب را در وزارتخانه‌ها داریم، مسئولیت تیم اقتصادی هم بر عهده آقای جهانگیری است، وضع اقتصادی کشور هم که این است، چطور می‌توانیم بگوییم اصلاح‌طلبان مقصر نیستند؟

    آقای جهانگیری هم مقصر نیست، بلکه پاسخگو است. آنچه که بر سر ملت آمده و مردم از چشم دولت می‌بینند ضربه‌ای است که فراتر از دولت بر سر این ملت وارد شده اما مردم فقط دولت را می‌بینند. دولت هم پاسخگو است. وقتی هم می‌خواهی پاسخ بدهی شروع می‌کنی به بیان واقعیت‌ها که ریشه این بن بستی که در اقتصاد نفتی ایران صورت گرفته از کجاست. از تحریم است که بخشی از این تحریم ناشی از رفتارهای رادیکال‌هاست، بخشی از آن به خاطر بدعهدی خودی‌هاست. ناشی از این است که دشمن یک گام به جلو آمده و بعد عقب رفته به خاطر اینکه می خواسته بر خلاف توافقاتش عمل کند. ریشه‌ها اینهاست.

    مهم آن است که این مردم و بزرگان آنها با ادبیات انقلابی که دارند آیا باهم توافق دارند که این سیاست‌ها ادامه پیدا کند، اگر دارند پس باید این مشکلات را هم بپذیرند، اگر توافقی ندارند پس مردم باید آنها را قانع کنند که ما این سیاست‌ها را قبول نداریم و زندگی ما به سختی افتاده. به دنیای پیرامونی نگاه می‌کنند و می‌بینند بسیاری از کشورها از اقمار نظام سرمایه داری لیبرال غرب هستند که زندگی آسانی دارند اگرچه چیزهایی هم ندارند. این دوگانه‌ها را باید حل کنیم. اینکه شما کسی را در مسئولیتی نصب کنید و فراتر از اختیاراتش از او مسئولیت بخواهید منصفانه نیست.

    بنده به صراحت عرض می‌کنم این آقای حسن همان حسن دولت اول است، این اسحاق هم همان است، محمود واعظی هم همان است، نوبخت هم همان است و این آخوندی هم همان است. اینها در دولت اول موفق بودند و کسی هم آنان را به بی کفایتی متهم نکرد بلکه حرمت گذاردند. حال چه می‌شود که در دولت دوم که چسبیده به دولت اول است یک شبه، کفایت‌ها به بی کفایتی تغییر ژنتیک می‌دهد!؟ باید بررسی کنیم. در مقام پاسخگویی مشخص می‌شود چه خبر است. باید ببینیم سهم قصور و تقصیر و بی گناهی اینها چقدر است. من در مقام این نیستم دولت را تطهیر کنم اما می‌خواهم بگویم در حوزه آسیب شناسی سه مؤلفه وجود دارد که مصائب دولت فعلی را به وجود آورده است‌. اول بر می‌گردد به یک غارت ملی که در دولت احمدی‌نژاد رخ داده…

    *یعنی بعد از ۷ سال هنوز نگاه شما به دولت قبل است؟

    کاری به شخص احمدی‌نژاد ندارم. نتایج منفی و اثرات ماندگار آن را دنبال می‌کنم.

    *پس چرا آقای روحانی گفتند که من اگر می‌دانستم که نمی‌توانم مشکلات کشور را حل کنم اصلاً رئیس جمهور نمی‌شدم؟

    من وکیل مدافع آقای روحانی نیستم، من حرف خودم را می زنم. دولت نهم و دهم بخش اعظمی از ۷۵۰ میلیارد دلار درآمد ارزی دوران اوج فروش نفت را بر باد داد، صاحبنظران اقتصادی تحلیل کردند برای پاسخ گفتن به آثار زیانبار نحوه مدیریت آن دولت کذایی، نه تنها دولت اعتدال، که فراتر از آن ۳۰ سال باید ملت ایران جورش را بکشد.

    *پس آقای روحانی ظاهراً مردم را فریب داده است، چون ایشان گفتند که اگر من بیایم مشکلات را حل می‌کنم. ایشان گفتند من با توجه به مسئولیت‌هایی که داشتم می دانم وضعیت چطور است و بر اساس آن هم می گویم که می‌توانم حل کنم…

    بله اگر برجام را به بن بست نمی‌کشاندند، دولت کشور را در مسیر اصلاح و رفع مشکلات وارد می‌کرد. می‌توانست گام‌های اولیه برای حل مشکلات را بردارد.

    *به هر حال اگر بر طبق گفته شما تا ۳۰ سال آن آثار زیانبار هست، پس آقای روحانی مردم را فریب دادند…

    کجایش فریب است؟

    *چیزی که قرار است تا ۳۰ سال دیگر حل شود را گفتند که در صد روز حل می‌کنم…

    نه چنین حرفی زده نشده. نسبت خلاف به رئیس جمهور ندهید. گفت من تا صد روز دیگر گزارش می‌دهم.این ساده لوحی است که دولتی آثار زیانبار تحمیلی دولت قبل را در ۱۰۰ روز حل کند. روحانی ساده لوح نبوده و نیست.

    *البته این مغلطه آقای روحانی است، اما فیلم‌ها چیز دیگری نشان می‌دهد. به هر حال صد روز که گذشته و الان بحث بر سر ۷ سال است…

    دولت ناکارآمدی سر کار می‌آید و بر اساس اظهارات کارشناسان تبعات مدیریتی آن تا سالیان متمادی می‌ماند. این مشکلات باید حل شود.

    پس از آن دولتی آمده و بخشی از مشکلات به ارث رسیده را حل کرده و بخشی را هم به دلایلی نتوانسته حل کند این فریب مردم نیست.

    *ایشان گفتند که من مشکلات را می دانم و در صد روز حل می‌کنم.

    چنین ادعایی که دلالت بر حل مشکلات دولت پیشین ظرف ۱۰۰ روز داشته باشد نه واقعیت دارد، نه ممکن است، نه معقول.

    *بر این اساس، بالاخره مشکل کجاست؟ مشکل احمدی‌نژاد است یا برجام؟

    یکی از مشکلات دولت روحانی، آثار مخرب به جامانده دوره آقای احمدی‌نژاد و بر باد رفتن سرمایه‌های بین نسلی در آن دوره است.

    *در حرف‌های شما تناقض وجود دارد…

    بگذارید کلام من منعقد بشود بعد شما تناقض بگیرید.

    *بفرمایید…

    آسیب‌هایی که گریبان دولت را گرفته بخشی از آن ریشه تاریخی اینچنینی دارد که بسیاری از منابع واجد صلاحیت آن را تأیید می‌کنند. اگر می‌توانستیم ارقام بزرگ درآمدهای نفتی را در زیرساخت‌ها و در قالب ذخیره ملی حفظ کنیم امروز این مشکلات را نداشتیم، چه شما بپذیرید و چه نپذیرید و چه طرفدار آقای احمدی‌نژاد باشید، چه روحانی فرقی نمی‌کند. واقعیت این است. می‌توانستیم ۴۰۰ میلیارد دلار از این درآمدها را در صندوق توسعه ملی ذخیره داشته باشیم تا امروز پشتوانه و جبران فقدان فروش نفت ما باشد. اینها را تبدیل کردند به خورد و خوراک و ریخت و پاش‌های آنچنانی، حالا چه سی سال دیگر بخواهیم مشکلات دولت احمدی‌نژاد را حل کنیم چه سه سال از یک ظرفیت ذخیره ملی محروم شدیم.

    نکته دوم اینکه شما هر قرارداد بین‌المللی که امضا کنی در دنیای اقتصاد آزاد که جهان به آن وصل است یک پیوست اقتصادی دارد. تمام قراردادهای سیاسی و اجتماعی دنیا معطوف به یک داد و ستد اقتصادی می‌شود. کشورهای توسعه یافته رشد طبیعی خود را داشته و به خاطر همین وقتی رشد سالیانه اقتصادی آنها به ۳ درصد می‌رسد، راضی اند، چون پیشتر به اندازه کافی به رفاه رسیده و بیش از این کشش ندارند. اما کشورهای در حال توسعه مثل ایران یا چین ۱۵ سال پیش، که رشد ۸ درصد و ۱۰ درصد داشت و ناشی از جبران عقب ماندگی تاریخی آن بود بازار بزرگی است. ظرفیت‌ها و بازارهای مشابه ایران برای دنیای سرمایه داری و برای کسانی که توافق‌های بین المللی را امضا می‌کنند بسیار جذاب است.

    برجام عبارت بود از یک توافق جهانی برای اینکه پیوست‌های اقتصادی آن عملیاتی شود. پیوست اقتصادی یعنی چه؟ یعنی بازار اقتصاد ایران که رو به رشد و رونق است و نیاز به سرمایه گذاری‌هایی برای جبران تأخیر گذشته را دارد، با امضای قرارداد برجام این بازار به روی آمریکایی‌ها باز نشد و اعلام کردیم شرکت‌های آمریکایی غلط می‌کنند پایشان را به ایران بگذارند. آنها هم بنایشان بر این نبود که دوستان منطقه‌ای خود از جمله عربستان و اسرائیل را بدون ما به ازا رها کرده و بدحال کنند و به وقت بهره بری، از حضور در بازار ایران منع شوند. بنابراین زیر تعهدات خود زدند و به این بهانه که به منافع اقتصادی برجام دست نیافتیم خارج شدند. بعد هم سیاست‌هایی را به کار بستند که اقتصاد تک پایه‌ای ما را که متکی به نفت است قفل کردند و آثار و عوارض اجتماعی برای ما به وجود آوردند. حالا ما در ایران یقه چه کسی را باید بچسبیم؟

    *طبیعتاً این قضیه قابل پیش بینی بود…

    نه، کجا قابل پیش بینی بود؟

    *بسیاری از کارشناسان همان وقت گفتند که این توافق تعهد اجرایی ندارد اما دولت و آقای ظریف و آقای عراقچی اعتقاد داشتند که امکان اجرایی شدن این توافق هست. در دولت آقای اوباما هم تحریم‌ها علیه کشور افزایش یافت…

    ربط این ماجرا به دولت چیست؟ وظیفه دولت همواره تلاش واقع بینانه در روند تحقق منافع ملی است. دولت نمی‌تواند و نباید بر اساس گمانه زنی‌های افراد غیر مسئول وظایف ملی خود را متوقف کند.

    *ربطش این است که دولت طوری توافق نکرد که ما سیب و گلابی از برجام برداشت کنیم…

    اشتباه شما همین جاست. نقش دولت ایران در خود ایران به سختی و با هزار لیت و لعل‌پذیرفته می‌شود، حالا شما انتظار دارید آمریکایی‌ها بفرموده و خواست دولت ایران و به قول شما با مطالبه سیب و گلابی عمل کنند. هر کشوری مطابق با تأمین حداکثری منافع ملی خود عمل می‌کند. لذا آنجا که دو طرف در قطاعی، فصل مشترک دهند توافق‌ها عملیاتی می‌شود. مفهوم برد برد هم، تحقق همان قطاع مشترک است، ولاغیر.

    *در اوج مذاکرات برجام رئیس بانک مرکزی آقای روحانی در زمانی که دولت اوباما بر سر کار بود می‌گوید که ما هیچ استفاده‌ای از این توافق نکردیم. رئیس سازمان انرژی اتمی می‌گوید که برجام هیچ آورده‌ای نداشت، آقای عراقچی می‌گوید که انتظارات مردم برآورده نشده است، پس با تغییر دولت در آمریکا این اتفاق نیفتاده و این عوارض و آثار را در دولت اوباما هم داشتیم…

    اینها هیچکدام پاسخ حرف بنده نیست و پاسخ سوال شما هم نیست. شما فکر می‌کنید دولت آقای احمدی‌نژاد نمی‌توانست با آمریکا مذاکره کند و دولت آقای روحانی توانست؟ اصلاً اینطور نیست. موضوع برجام و حد مذاکره با آمریکایی‌ها از شئون رهبری ایران و تابع جواز ایشان بوده است. زمانی که رهبری اجازه نداد اینها به توافق برسند نرسیدند و زمانی که دولت آقای روحانی با چراغ سبز رهبری زاویه را باز کرد و اجازه مذاکره یافت، واژه واژه قرارداد برجام تحت نظارتهای عالی به ثمر نشست.

    *برجام با شروطی که رهبری تذکر دادند مطابقت ندارد…

    اگر یک واژه از متن ۱۵۰ صفحه‌ای برجام مورد تأیید رهبری نبود مطمئن باشید، امضا نمی‌شد. من مطلعم و با اطلاع به شما می گویم. تصور اینکه سند امضا شده برجام برخلاف شروط و نظر رهبری بوده است، تصوری باطل است.

    *رهبری فرمودند که هر چه باشد من از پشت تریبون اعلام می‌کنم و هر چه به غیر از گفته‌های من به من منتسب نشود، اطلاع شما در برابر نظر رهبری برای ما مردود است. تصریح ایشان است که برخی خطوط قرمز ما در برجام رعایت نشد.

    اولاً رهبری بر انجام صادقانه و ادای تکلیف کارگزاران دیپلماسی صحه گذاردند و آن‌ها را تأیید کردند ثانیاً بفرمائید یکی از آن ۹ شرط چه بود؟

    *یکی از مهمترین شروط ایشان که در متن نهایی برجام لحاظ نشد مسئله امضای کنگره آمریکا بود، درست است؟

    شما نسبت ناموجهی به رهبری ندهید. با توجه به اینکه اصل مذاکره با اذن رهبری بوده اگر شروطی مورد عنایت رهبری بود مستقیماً به رئیس جمهور و وزیر خارجه ابلاغ می‌شد، کما اینکه اگر شروطی بوده علی الاصول ابلاغ کرده اند. بی تردید اگر نظر رهبری در سند برجام تأمین نمی‌شد هیچ کارگزار دیپلماسی، قدرت و جرأت امضای آن را نمی‌داشت. کدام کارگزار سیاست خارجی ما جرأت می‌کند شروط رهبری را رعایت نکند و سندی امضا کند که نتواند از امضای خود نزد عالی‌ترین مقام کشور دفاع کند.

    *آقای ظریف! ایشان شروط را رعایت نکردند…

    اشتباه می‌کنید.شما ظاهراً به فضای سیاسی جمهوری اسلامی اشراف ندارید و نمی‌دانید، مگر می‌شود وزیر خارجه‌ای شرط رهبری را مراعات نکند و بماند؟

    *بله، شده، برجام… ظاهراً شما حتی شروط رهبر انقلاب را برای امضای برجام ندید، بعد ما را متهم می‌کنید که اشراف نداریم؟

    قطعاً نیست. رهبری با استحکام و اعتقاد و به صراحت بعد از امضای برجام از عملکرد و اقدامات سیاست خارجی ایران در قضیه برجام دفاع و تأیید کردند. کجا می‌روید؟

    *بله، گفتند که صداقت داشتند و خیانت نکردند، اما نگفتند که شروط را رعایت کرده اند، بلکه تصریح کردند برخی خطوط قرمز رعایت نشد…

    شما خودتان را گرفتار لفظ و جدال واژگانی نکنید. اگر رهبری رضایت نمی‌داشتند با هیچ احدالناسی از مسئولین تعارف نداشتند و با او برخورد می‌کردند. بنده نه به عنوان روزنامه نگار بلکه به عنوان فعال سیاسی که در زیرو بم سیاست در ایران کار کرده ام و تدابیر مدیریتی را می‌شناسم، به شما می گویم، امکان ندارد چنین اتفاقی بیفتد. رهبری همواره در طول مسئولیت خطیر خود به مسئولان عالی نظام گوشزد کرده اند که موضوع مذاکره یا عدم مذاکره با آمریکا از شئونات تنظیم‌کننده قوا که رهبری است، می‌باشد.

    *کجا چنین موضوعی را طرح کردند؟

    مطمئناً به امثال من و شما نگفته اند، اما به اهلش گفته‌اند. نیازی هم‌نبوده که در بوق وکرنا شود.

    *باز هم گفتید… رهبر انقلاب فرمودند که هر چه لازم باشد در پشت تریبون می گویم و درگوشی حرف نمی زنم؛ پس حرفهای خود را به رهبر انقلاب، نسبت ندهید…

    البته از باب فهم تحلیلی موضوع خدمتتان میگویم در قانون اساسی دو شأن برای رهبری قائلیم؛ یکی شأن قانونی و یکی شأن ولایی است. رهبری از منظر شئون قانونی خود به صفت اینکه مسئولیت هماهنگی قوا را دارند و حفاظت از تمامیت ارضی نظام بر عهده ایشان است باید ابزار این کار را باید در اختیار داشته باشند. از جمله ابزاری که جزو مطالبات و منظور نظر رهبری است و درست هم هست، این است که وزیر خارجه، وزیر کشور و وزیر اطلاعات و علی القاعده وزیر دفاع بدون تأیید و موافقت قطعی رهبری نمی‌توانند در کابینه حضور پیدا کنند. مفهوم مضمر در این توقع الزام آور این است که رهبری بر زیر و بم عملکرد دیپلماسی خارجی نظارت دارند و آنجایی که خلاف بیّن ببینند با آن برخورد می‌کنند.

    *اگر ما بخواهیم بر اساس اخبار پنهان صحبت کنیم که رهبر انقلاب آن را مردود کرده، اما اگر بخواهیم بر اساس اخبار عیان صحبت کنیم اخبار عیان نشان می‌دهد که شروط رعایت نشده و همچنان هم دولت و وزیر سر جایشان هستند…

    بخش بزرگی از سیاست‌های حکمرانی علی الخصوص در مسائل دیپلماتیک در پوشش‌های حفاظتی است و نمی‌شود قبل از تحقق، آن را رسانه‌ای کرد. شما خودتان را بیش از این به دردسر نیاندازید. فقط بدانید سیاست بطونی دارد که بسادگی و در هر زمان نمی‌شود آن را عیان کرد. باید هوشیار بود. دشمن را نتوان ضعیف و بیچاره شمرد.

    *برنامه کارگزاران برای انتخابات ۱۴۰۰ چیست؟

    کارگزاران برنامه مستقل حزبی ندارد و مطابق با روال پیشین جمع بندی این است که حرکت احزاب برای انتخابات آینده جبهه‌ای باشد و در این حرکت جبهه‌ای باید هم قطاران و همفکران را همراه کنیم. در این رابطه الان دامنه اختلافات گسترده است؛ از عدم مشارکت در انتخابات گرفته تا فعالیت جدی انتخاباتی و این دامنه باید روز به روز کوچک و کوچک‌تر شود تا به یک نظر اجماعی و گفتمان غالب برسد که هنوز این اتفاق نیفتاده است.

    *شورای عالی سیاست گذاری اصلاح‌طلبان به کار خود ادامه می‌دهد یا پارلمان اصلاحات تشکیل می‌شود و یا ساز و کار جدیدی برای انتخابات در نظر دارید؟

    منطق سیاست ورزی اصلاح‌طلبان، منطق جنگ و گریز است؛ آنها در مقام مقایسه با رقیب اصولگرا در موقعیت برابر نیستند، از این جهت دامنه تفاوت‌ها و اختلافات و تصمیمات در دقایق ۹۰ ناشی از همین نابرابری است. ما یک مجموعه از احزاب اصلاح‌طلب داریم که قدر و قیمت واقعی آنها را باید زمانی تعیین کرد که بود و نبودشان مهم باشد.

    برخی شخصیت‌های تک ساحتی هم داریم که اینها موثرند مثل آقای خاتمی و مرحوم آقای‌هاشمی و عبدالله نوری و ناطق نوری و موسوی خوئینی‌ها و… اینها در قد و قواره هیچ حزبی نمی گنجند و کسانی هستند که تأثیرات اجتماعی مشخصی دارند. احزاب اصلاح‌طلب به خاطر اینکه ظرفیت و قدرت پیشران اهداف سیاسی خود را نداشته اند، آمده اند یک شورای مشورتی از همین شخصیت‌ها به انضمام نیروهای حزبی حول محور آقای خاتمی شکل داده اند.

    اینها در مقاطعی کارهایی را پیش برده اند اما اگر قرار باشد عمل مستمری شکل بگیرد و پایدار بماند چاره‌ای نیست که تمرکز فعالیت‌ها را باید به سمت احزاب برد و احزاب به حدی بارور شوند که بتوانند بدون نیاز به شخصیت‌های معِین، سرنوشت سیاسی خود را رقم بزنند و این مطلوب تا امروز حاصل نشده. لذا شخصیت‌های حول محور آقای خاتمی همچنان تأثیر خود را خواهند داشت.

    به نظر می‌آید در انتخابات ریاست جمهوری آتی چون موضوع حوزه انتخابیه در ایران، سراسری و واحد است و نامزدهای انتخاباتی نمی‌توانند متکثر باشند، نهایتاً باید توافق روی یک نفر شود، ناگزیر سرنوشت شرکت در انتخابات و توافق روی نامزد انتخاباتی در حوزه تدابیر و تصمیم شخصیت‌های حقیقی اصلاح‌طلب شکل می‌گیرد تا احزاب. حتی اگر احزاب هم بخواهند شراکتی داشته باشند، شخصیت‌های مؤثر احزاب هستند که در ساختار شورای مشورتی و حقیقی جمع بندی خود را ارائه می‌کنند.

    *یعنی یک شورای متشکل از افراد حقیقی خواهیم داشت؟

    به شکل صوری و ظاهری، احزاب هستند و دور هم می‌نشینند، اما در باطن چهره‌های شاخص، نقش آفرین اند. در موضوع انتخابات ریاست جمهوری که مفروق عنه از مجلس است، نظر من این است برای رسیدن به جمع بندی شرکت در انتخابات که آیا هستیم، نیستیم، چگونه هستیم، چگونه باید باشیم، کسی از نیروهای ما هست یا نیست، بر سر چه کسی باید توافق کرد، اگر از شورای نگهبان تأیید گرفت چه کنیم اگر نگرفت چه کنیم؟ این تعیین تکلیف به صورت «اجتماع و اجماع مشایخ» میسر است.

    *یعنی لویی جرگه اصلاحات شکل می‌گیرد؟

    من از این عبارت و نقش انحصاری آن خوشم نمی‌آید اما در انتخابات ریاست جمهوری چون تکلیف ما با شورای نگهبان روشن نیست و فرصت برابر وجود ندارد چاره‌ای جز این سازوکار نداریم. اگر شما با رقیب اصلاح‌طلبان صحبت کنید آنها می‌توانند به شما افق نسبتاً روشنی را عرضه کنند که کاندیداهای آنها چه کسانی هستند، روی چه کسی متمرکز می‌شوند و از قبل هم مشخص است که این فرد تأیید صلاحیت می‌شود، اما نسبت به اصلاح‌طلبان اساساً نمی‌توانید چنین گمانه زنی‌هایی داشته باشید.

    *پس شما فکر می‌کنید شورایی از افراد حقیقی تشکیل می‌شود یا نهایتاً شورای عالی سیاست گذاری تقویت می‌شود؟

    اعضای شورای حقیقی خود، در دل شورای عالی سیاست گذاری وجود دارند. شورای عالی متشکل از نیروهای حقیقی و نمایندگان احزاب است. البته ما امیدواریم پارلمان اصلاحات تشکیل یابد و احزاب را حتی در لایه‌های استانی به طور مؤثر شرکت دهد. الان چنین اتفاقی نمی‌افتد، در شرایط فعلی افرادی در تهران نشسته اند حالا به صفت شورای هماهنگی احزاب و یا شورای عالی اصلاحات، تدابیری اتخاذ می‌کنند و استان‌ها هم گوش به فرمان اند. در استان‌ها مشارکت حس نمی‌شود.

    از زاویه اقدامی بلند و پایدار، ذهن‌ها به این سمت معطوف است که چطور می‌شود، حضور سیاسی را از جغرافیای تهران فراتر برد و استان‌ها را هم مشارکت داد. این جزو تمناها و علاقه مندی‌های اصلاح‌طلبان است ولی واقعیت این است که تا این دست اندازها برداشته نشود نمی‌توان به اهداف مد نظر رسید.

    بنابراین فعلاً برای رسیدن به جمع بندی قطعی، شخصیت‌های حقیقی موثرند، به عنوان مثال اخیراً آقای موسوی خوئینی‌ها نامه‌ای در خصوص ضرورت حضور فعال در انتخابات نوشته که قرائتی است درست نقطه مقابل قرائت دوستانی مثل آقای تاج زاده که یکی دوتا و سه تا هم نیستند، اما این قرائت بلافاصله تفوق پیدا می‌کند و قرائت‌های مغایر از سوی رادیکال‌ها در برابر آن رنگ می بازد، این ناشی از تأثیر ذاتی شخصیت‌های حقیقی مثل آقای خوئینی‌ها است.

    *دنبال چه گزینه‌ای هستید؟ روی یک شخصیت اصلاح‌طلب مثل آقای عارف متمرکز می‌شوید یا…

    اولاً و بالذات مگر می‌شود حزب اصلاح‌طلب دنبال نیروی غیر اصلاح‌طلب باشد؟ این کار منطق ندارد. اصلاح‌طلبان در مقام ایفای وظیفه ذاتی خود در انتخابات ریاست جمهوری باید بروند به سمت نیروهایی از درون تیم خود که واجد کفایت لازم برای پذیرش مسئولیت ریاست جمهوری باشند.

    *گزینه‌ها به طور مشخص چه کسانی هستند؟

    نمی‌توانم از افراد نام ببرم اما قریب به ۱۰ نفری هستند که در زمان مقتضی آنها را لیست می‌کنیم تا بیایند و خود را عرضه کنند.

    *همه این کسانی که مد نظر شما هستند اصلاح‌طلب هستند؟ یا ممکن است به مدلی مثل آقای روحانی برسید؟

    آقای روحانی از منظر تشکیلات، اصلاح‌طلب نبود. وی از متن اصولگرایی ولی با رویکرد کاملاً معتدل که پس از پیروزی، بسیاری از رفتارهایش را اصلاح‌طلبانه تفسیر می‌کردیم، آمد. در گام اول اصولاً دنبال کسی مثل آقای روحانی نیستیم، دنبال رویکرد قبل از ۹۲ هستیم.

    در آن دوره فرد منتخب ما آقای‌هاشمی بود، بعد آقایان آمدند ایشان را رد صلاحیت کردند، حالا با چه استدلالی ان شالله قیامت پاسخگو خواهند بود، آقای‌هاشمی هم سکوت کرد و از کنار قضیه گذشت و توصیه اش هم این بود که می‌شود روی آقای روحانی حساب کرد و به تعبیر شما ۵ درصد رأی آقای روحانی را به ۵۵ درصد رساند. دور از ذهن نیست چنانچه فرصت منطقی پیدا نشود که از طریق اعتمادسازی با شورای نگهبان و مسئولین ذیربط در امر انتخابات به گزینه‌ی مطلوبی برسیم که بتواند تأیید شورای نگهبان را بگیرد و امیدواریم اینطور بشود ضرورتی ندارد سراغ کس دیگری برویم. اما اگر چنانچه این اتفاق نیفتد ممکن است اقدامی شبیه سال ۹۲ اتفاق بیفتد.

    *پارلمان اصلاحات به کجا رسید؟

    در حد تئوری و پیشنهاد باقی مانده است. یک زمانی مطرح و در بادی امر متوقف شد.

    *بحث مانیفست اصلاحات در جریان اصلاح‌طلبی مطرح است، آیا بنایی برای تدوین یک مانیفست واحد وجود دارد یا خیر؟

    اصلاحات نمی‌تواند واجد یک مانیفست به مفهوم مصطلح روزگار ما باشد، بلکه احزاب می‌توانند مانیفست داشته باشند. اصلاحات کلیاتی از آرمان‌ها و شاخص‌ها است که آن را مطرح می‌کند.دیگر احزاب را نمی دانم اما مانیفست کارگزاران موجود است و فکر می‌کنم می‌تواند گفتمان غالب هم پیدا کند و دیگران هم به آن توجه کنند.

    اگر مجبور شده ایم به صورت جبهه‌ای ورود کنیم به خاطر این است که ما در قواره و قواعد سیاسی ایران داریم فعالیت می‌کنیم. کدام کشور ۵۰ تا حزب دارد؟ وقتی می‌گوئید حزب A و حزب B اینها باید تفاوت‌های کاملاً مرزبندی شده باهم داشته باشند. احزاب ما تمامشان کپی هم هستند، چه اصولگرایان و چه اصلاح‌طلبان. تجربه جهانی در عرصه سیاست، اینکه موضوع مردم سالاری و دموکراسی امر پذیرفته شده‌ای است و یا کمتر ایراد به آن وارد است، در این ظرف دموکراسی دو تا سه حزب مشروعا و منطقاً با هم رقابت می‌کنند که دیدگاه و مانیفستشان باهم تفاوت‌هایی دارد و حزب سوم هم معمولاً حزب مکمل است و در بزنگاه‌ها با جهت گیری به سویی، وزن یکی را غالب می‌کند که برون رفتی شکل بگیرد.

    در ایران باید به سمتی برویم که اولاً نظام سیاسی ایران تحزب را به رسمیت بشناسد و حقوق احزاب را رعایت کند، متقابلاً احزاب هم تکلیفشان را نسبت به نظام بفهمند، بپذیرند و عمل کنند و ثانیاً این دو جبهه اصلاح‌طلبان و اصولگرایان تبدیل شوند به دو حزب بزرگ که مانیفست خود را داشته باشند و حقوقشان را از قانون اساسی بگیرند و رقابت کنند و نهادهای ملی، فارغ از وابستگی‌های حزبی، اسیر تفکرات اینطرف و آنطرف نباشند.

    اینگونه نباشد که نهادهای نظارتی متأثر از یکی از این دو حوزه رقیب باشند و این عارضه خطر و سم مهلک برای نظام سیاسی است. بنابراین اصلاح‌طلبی مجموعه‌ای از اصول کلی و نظریات کلان است که اگر به این اصول پایبند باشید زیر چتر اصلاحات قرار می‌گیرید و در زیر این چتر می‌توانید حزب داشته باشید.

    اینها شاید نوشته نشده اما کلیات آن گفته شده و بیش و کم از ناحیه آقای خاتمی شنیده شده است. اصلاح‌طلبی فرآیند بهبودخواهی است و این فرآیند باید قانونمند صورت گیرد و اقدامات و عملکردها نمی‌تواند شامل رفتارهای خشن و رادیکال باشد. اصلاحات ماهیتش نو محافظه کاری است و رفرم‌ها باید به شکل تدریجی جریان یابد و بستر اجتماعی و قابلیت پذیرش منویات باید به طرز معقول و ممکن فراگیر باشد.

    منبع: مهر

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • بایدن بخواهد هم نمی‌تواند تحریم‌های ایران را فورا بردارد

    بایدن بخواهد هم نمی‌تواند تحریم‌های ایران را فورا بردارد

     

    بایدن بخواهد هم نمی‌تواند تحریم‌های ایران را فورا بردارد

     

    اعتمادآنلاین| نماینده ویژه آمریکا در امور ایران بار دیگر مدعی شد که جمهوری اسلامی ایران در صورت پیروزی ترامپ به پای میز مذاکره خواهد آمد.

    الیوت آبرامز، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران روز دوشنبه با اشاره به اینکه تحریم‌ها علیه ایران به این زودی‌ها برداشته نخواهند شد، به پایگاه خبری نشنال گفت: آن‌هایی که فکر می‌کنند که با رئیس‌جمهور شدن بایدن او می‌تواند از ژانویه به دفتر بیاید و از روز دوم یا سوم ژانویه تحریم‌ها برداشته می‌شوند، متوجه می‌شوند که چنین چیزی اگر بایدن می‌خواست هم امکان‌پذیر نبود. آمریکا ساختار تحریمی جامعی دارد که برای مدتی باقی خواهد ماند.

    وی ادامه داد: در برخی از موارد، ما تحریم‌ها را ذیل اختیارات ضدتروریسم قرار داده‌ایم. برای برداشتن این تحریم‌ها لازم است بگوییم که ایران از تروریسم حمایت نمی‌کند. چگونه این روند را معکوس می‌کنید؟ نه نمی‌توانید این کار را انجام دهید.

    آبرامز ادعا کرد: امیدوارم همگی از برجام درس گرفته‌ باشند که تنها انعقاد نوعی توافق هسته‌ای با ایران کافی نیست چراکه دیدیم زمانی که ایران کلی پول دریافت کرد -پس از برجام- بودجه نظامیش جهش پیدا کرد.

    وی تصریح کرد: هر توافقی باید شامل رفتار منطقه‌ای ایران و برنامه موشک‌های بالیستیکش شود.

    نماینده آمریکا در امور ایران همچنین مدعی شد که بندهایی در برجام که قرار است بین سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۱ منقضی شوند “بسیار کوتاه بوده‌اند و در هر توافق جدیدی این محدودیت‌ها باید برای سالیان بیشتری ادامه پیدا کنند”.

    وی همچنین ابراز امیدواری کرد که دولت بایدن در صورت به روی کار آمدن از آنچه که “اهرم فشاری که حال آمریکا علیه نظام در اختیار دارد” استفاده کند.

    این مقام آمریکایی مدعی شد در صورت پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ایران به پای میز مذاکره خواهد آمد. وی در اینباره گفت: نظام ایران با چالش‌های عظیمی مواجه است و ارزش ریال درحال افت است.

    آبرامز مدعی شد که ایران چهار سال دیگر نمی‌تواند این نظام تحریمی آمریکا را تحمل کند و باید به مذاکره بپردازد.

    منبع: ایسنا

  • انتخابات آمریکا | ایرانی‌ها پیروزی بایدن را برای خارج شدن از فشار می‌خواهند

    انتخابات آمریکا | ایرانی‌ها پیروزی بایدن را برای خارج شدن از فشار می‌خواهند

    انتخابات آمریکا | ایرانی‌ها پیروزی بایدن را برای خارج شدن از فشار می‌خواهند

     

    اعتمادآنلاین| داریوش قنبری، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در‌باره انتخابات آمریکا و تاثیر آن بر فضای سیاسی ایران اظهار داشت: این روزها فضای سیاسی کشور و حتی مردم عامه منتظر هستند تا نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا مشخص شود. دلیل این حساسیت چیزی جز این نیست که جو بایدن از بازگشت به برجام خبر داده است و به همین دلیل ایرانی‌ها خواهان پیروزی او مقابل دونالد ترامپی هستند که با خروج از برجام ایران و ایرانی‌ها را تحت فشار قرار داد.

    نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی در ادامه گفت: نکته‌ای که نباید فراموش کنیم، این است که آمریکا در هر شرایطی ضدیت با ایران را جدی می‌گیرد و چه بایدن برنده شود و چه ترامپ در کاخ سفید بماند‌،‌ ایالات متحده به دشمنی‌اش با جمهوری اسلامی ادامه خواهد داد. اما با وجود اشتراک نظر حزب دموکرات‌ و حزب جمهوری‌خواه در ضدیت با ایران، دموکرات‌ها مشی تعاملی در بحث دیپلماسی دارند و به همین دلیل بایدن آشکارا از بازگشت به توافق هسته‌ای سخن گفته و ترامپ همچنان برجام را قراردادی می‌داند که به ضرر نظام بین‌الملل است.

    او تصریح کرد: ایرانی‌ها به این دلیل تمایل بر ریاست‌جمهوری جو بایدن دارند که یادشان است، اوباما با وجود ضدیت آشکار کشورش با جمهوری اسلامی بر سر مساله هسته‌ای پای میز مذاکره آمد و در نهایت برجام را به عنوان قول و قراری برای پایان نزاع هسته‌ای امضاء کرد. در شرایطی که مردم ایران بعد از تصمیم ترامپ مبنی بر خروج از برجام فشارهای مالی زیادی دیده و شدیدا در تنگنا قرار گرفته‌اند و به همین دلیل این روزها به طور طبیعی در انتظار شکست رئیس فعلی دولت آمریکا هستند تا بلکه با تلطیف فضای دیپلماسی کشور، کمی از فشارها کم و دغدغه‌های معیشتی کمتری را متحمل شوند.

    داریوش قنبری در پایان گفت: اگر بایدن بتواند رای‌های لازم را برای رفتن به کاخ سفید به دست بیاورد، مردم ایران امیدوار به فضای تعاملی در دیپلماسی خواهند شد و در نتیجه، احتمالا رغبت بیشتری  نسبت به الان برای رای دادن در انتخابات ۱۴۰۰ پیدا می‌کنند. با همه این اوصاف نباید از این مساله به راحتی عبور کرد که ایران‌ستیزی و ایران‌هراسی اصلی اصولی برای ایالات متحده‌ آمریکا به شمار می‌رود.

    چکیده گفت‌وگو با داریوش قنبری

    -ترامپ با خروج از برجام ایرانی‌ها را تحت فشار قرار داد

    -آمریکا در هر شرایطی ضدیت با ایران را جدی می‌گیرد

    -دموکرات‌ها مشی تعاملی در بحث دیپلماسی دارند

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • تغییر مسیر یک مخالف سرسخت برجام / نقوی‌حسینی: ایران حتی باید جنازه برجام را حفظ کند / اگر قالیباف رئیس‌جمهور بود، می‌توانست یک بشکه نفت بفروشد؟

    تغییر مسیر یک مخالف سرسخت برجام / نقوی‌حسینی: ایران حتی باید جنازه برجام را حفظ کند / اگر قالیباف رئیس‌جمهور بود، می‌توانست یک بشکه نفت بفروشد؟

    تغییر مسیر یک مخالف سرسخت برجام / نقوی‌حسینی: ایران حتی باید جنازه برجام را حفظ کند / اگر قالیباف رئیس‌جمهور بود، می‌توانست یک بشکه نفت بفروشد؟

     

     

    اعتمادآنلاین| بگو مگوی پارلمان نشینان با دولت، تخریب و توهین ها در این دوره شکل دیگری، به خود گرفته است، به گونه ای که نمایندگان درصدد اعدام روحانی برآمدند. اظهارات تند نمایندگان مجلس یازدهم نسبت به دولت حتی صدای جریان اصولگرا و هم طیفان خودشان را هم در آورد. سید حسین نقوی حسینی، نماینده مردم ورامین و عضو و سخنگو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجلس دهم، ز ضعف مجلس در حوزه قانون گذاری صحبت به میان آورد و مخالفان دولت را توصیه به ارائه راهکار، به روحانی کرد. او که در مجلس دهم از مخالفان سرسخت روحانی و برجام بود حال برجام را دستاورد دولت دانست و تاکید کرد: «دولت حتی باید جنازه برجام را حفظ کند.»

    متن گفت و گوی نقوی حسینی به شرح زیر است:

    با توجه به اینکه بیشتر نظارت را از مجلس یازدهم شاهد هستیم، آیا نظارت میدانی بر قانونگذاری ارجحیت دارد؟ 

    با توجه به اوصافی که در همان ابتدا در وصف مجلس یازدهم تحت عنوان «مجلس انقلابی» بکار برده شد، توقع و انتظارات مردم از این مجلس افزایش یافت. مردم انتظار دارند مجلس، کارهای انقلابی و طرح های مهم را در دستورکار خود قرار دهد. مشکلات مردم کاملا مشخص است و نیاز به بررسی ندارد. مسائل اقتصادی، کاهش شدید ارزش پول ملی، تورم شدید، بیکاری و عدم رونق در تولید کارخانجات و صنایع از جمله مشکلات مردم است.

    مردم از مجلس یازدهم ناامید هستند 

    سوال جامعه اکنون این است که در صورت انتخاب شدن و یا نشدن ترامپ، کشور چه کار انجام می دهد، مجلس باید در این زمینه کارهای اساسی انجام دهد. در تماس و ارتباط هایی که با گروه ها و آحاد جامعه دارم، از مجلس یازدهم ناامید هستند و معتقد هستند که مجلس کارایی ندارد و نمی تواند، کاری انجام بدهد.

    نظرتان درباره سفرهای استانی رییس مجلس و برخی از نمایندگان چیست؟ 

    نظارت موضوع خوبی است ولی نظارت به لشکرکشی، دسته کشی و سفر استانی نیاز ندارد. کمیسیون ها و فراکسیون ها باید در این زمینه، مقداری فعالیت داشته باشند. با سفر استانی توقعات مردم  بالا می رود در این سفرهایی که قالیباف به چند استان داشته، مردم بیان می کنند که پس از سفر او، کدام مشکل حل شد؟ چه تصمیمی برای مشکلات گرفته شد؟ کدام یک از مشکلات به نتیجه رسید؟ وعده داد و رفت!

    سفرهای قالیباف فقط توقع مردم را سرکوب می‌کند

    دخل و خرج کشور در دستان مجلس نیست، دولت طبق چارچوب‌ها عمل می‌کند. نظارت باید از کانال های قانونی خود صورت بگیرد نه اینکه به استان ها سفر کنید ولی نتوانید اقدام خاصی انجام دهید، این ها فقط توقع مردم را سرکوب می کند و نتیجه، دیگری ندارد. مجلس باید یک طرح قانونی محکم، استوار، کارساز و موثر برای مشکلات اصلی کشور تهیه کند.

    چرا مجلس به رفع تحریم تسلیحاتی و دستاوردهای دولت در برجام بی اعتنا است؟ 

    دریافت و درک از شرایط بین المللی در زمان های مختلف متفاوت است. باید رویدادهای بین المللی را در زمان و شرایط خاص خود تجزیه و تحلیل کنیم، منافع ملی کشورها گاهی روزانه تغییر می کند حالا ماهیانه و سالیانه بماند، باید بر اساس رویدادهای روز و زمان منافع ملی کشور را دنبال کنیم. زمانی برجام منعقد شد که امریکا هم عضو برجام بود؛ من منتقد شدید برجام بودم اما حال شرایط برجام بسیار متفاوت تر از گذشته است. در آن زمان با انعقاد برجام مشکل داشتیم اما حال می گوییم، برجام نه تنها باید حفظ بشود بلکه باید آن را محکم نگه داشت.

    ایران حتی باید جنازه برجام را حفظ کند

    در آن زمان به شخصه ده ها برنامه تلویزیونی علیه برجام داشتم و به آن ایراد می‌گرفتم اما در این شرایط، حتی اگر کشورهای اروپایی از برجام خارج شدند، جمهوری اسلامی باید محکم برجام را نگه دارد؛ سنگری جز برجام وجود ندارد. وقتی آمریکا از برجام خارج می شود و علیه آن اقدام می کند نباید، دیگر در جبهه مخالف برجام  ایستاد و با ترامپ هم سنگر شد. درک رویدادهای بین المللی با توجه به زمان و مکان باید صورت بگیرد. ایران حتی باید پای جنازه برجام بایستد و نباید از خروج برجام صحبت کند چه برسد به خروج از NPT.

    باید برای لغو تحریم تسلیحاتی جشن گرفت

    گاهی اظهارات کمیسیون امنیت ملی عجیب است و نشان از عدم درک از شرایط کشور، دارد.  عدم درک و انطباق تحولات با شرایط، منجر به نادیده گرفتن دستاوردهای دولت در برجام می شود. در شرایطی که شاهد فشارهای آمریکا در عرصه بین الملل هستیم و همه کسانی که با ایران کار می کنند جریمه و تحریم می شوند، لغو تحریم های تسلیحاتی جمهوری اسلامی ایران دستاورد بزرگی است، باید برایش جشن گرفت. مجلس باید تقدیر و تشکر کند؛ صدا و سیما در این زمینه صحبت کند و جلسه بگذارد و این موضوع مورد تامل قرار بگیرد. در شرایطی که آمریکا همه توان خود را بکار می گیرد تا تحریم ها را علیه ایران اعمال و تمدید کند، پایان تحریم تسلیحاتی در خاورمیانه بسیار مهم است.

    چه کسی توییت ذوالنور در مورد روحانی را تایید می کند؟!

    فکر نمی کنید، ذوالنوری که ریاست کمیسیون امنیت ملی را برعهده دارد آیا نباید در این زمینه حداقل از سوی کمیسیون امنیت ملی بیانیه ای صادر می کرد؟ اما در اقدامی عجیب در آن روز شاهد اعلام وصول ۸ سوال از وزیر خارجه بودیم! 

    با مواضع ذوالنور کاری ندارم، ایشان در چهار سال دوره مجلس دهم کاندیدای ریاست کمیسیون امنیت بود، در این چهار سال یکبار به او رای ندادم و صریح هم به خودش گفتم، برای رای ندادن به ذوالنور دلایلی داشتم که اکنون آن ها با رفتارهای او، نشان داده می شود. توییت ذوالنور در مورد روحانی مورد تایید کیست؟ جمهوری اسلامی چنین چیزی را تایید می کند؟ آیا بسیج این توییت را تایید می کند؟ آیا مقام معظم رهبری توییت ذوالنوری را تایید می کنند؟ نیروهای حزب اللهی روشن و آگاه به شرایط مکان و زمان موضع ذوالنوری را تایید می کند؟ آیا سپاه توییت ذوالنوری را تایید می کند؟

    دولت در حال پایان است و انگیزه ای برای به آب و آتش زدن وجود ندارد. می خواهید دولت را خلع کنید که چه شود؟ اینکه دولت را قهرمان می کند. در این شرایط باید به دولت انگیزه داد و دولت را  تشویق  و تقویت کرد، نباید برای دولت مانع ایجاد کرد. باید درکی از شرایط داشت. باید دستاوردهای دولت مورد توجه قرار بگیرد و نمایندگان و تحلیلگران در رابطه با آن صحبت کنند. تلویزیون باید به این موضوعات بپردازد. حال در این شرایط دستگاه دیپلماسی را دچار چالش کنیم، چه نتیجه ای به دست می آید و چه تاثیری بر منافع ملی کشور دارد؟

    اظهارت نمایندگان مبنی بر اعدام و محکوم کردن رئیس جمهور چه آثار و تبعاتی در جامعه دارد؟ 

    برخی از صحبت های من اینگونه تحلیل می کنند که نقوی حسینی به جبهه اصلاح طلب ها روی آورده اما من اصولگرا هستم، اعتقاد راسخ به اصول خودم دارم، شورای نگهبان من را ردصلاحیت کرد اما در بیانیه ای که صادر کردم، گفتم شورای نگهبان نظارت استصوابی دارد؛ ما مطیع قانون هستیم. شاید با مکانیزم تصمیم گیری شورای نگهبان موافق نباشم ولی تصمیم نهایی شورای نگهبان را نظارت استصوابی می دانم، چهل سال است که به آن اعتقاد داریم.

    اگر رقبای روحانی در انتخابات پیروز می شدند، شرایط کشور چگونه بود؟ 

    اگر رئیسی، رییس جمهور بود چه کار می خواست انجام بدهد؟ راهکارش چه بود؟ خب این راهکار را به آقای روحانی ارائه کنند، اگر روحانی عمل نکرد بعد محاکمه اش کنند. اقای قالیباف شما برای اداره مملکت راهکار داری خب آن را ارائه کن، در جایگاه رییس مجلس به دولت راهکار بدهید اگر عمل نکرد بعد به استیضاح روی آورید.

     اگر قالیباف رییس جمهور بود می توانست یک بشکه نفت بفروشد!

    اگر قالیباف رییس جمهور بود، می توانست یک بشکه نفت بفروشد!؟ می توانست یک دلار جا به جا کند؟ در تاریخ چهل ساله جمهوری اسلامی آیا سراغ داشتیم که رئیس بانک مرکزی کشور به عراق برود که یک کشور جنگ زده است، کشوری که ایران برایش مصالح مواد غذایی می فرستاد و بگوید از طلب هایمان مقداری برای ما دارو و غذا، بفرستید. آقایان اگر راهکار دارند ارائه کنند. در انتخابات ۱۴۰۰ مردم به رئیس جمهوری رای می دهند که برنامه دارد؛ با شعار نمی توان مملکت را اداره کرد. با حرف نمی شود مملکت را اداره کرد.

     دود تنش مجلس با دولت به چشم مردم می رود

    رقابت ۱۴۰۰ رقابت دعوا و تهمت زدنی نیست باید کاندیداها برنامه داشته باشند. اینکه بگویند «تو دزدی کردی» و دعوا کنند و از مردم توقع رای دشته باشند، خیر این خبرها نیست. در این شرایط باید شاهد وحدت قوا و حمایت قاطع و تلاش شبانه روزی هر سه قوه باشیم. اگر سه قوه دست به دست هم بدهند، دوش به دوش هم کار کنند و با هم کنار بیایند، شاید بتوانند مردم را حفظ کنند. روزگار دعوا، تنش و استیضاح نیست. تنش مجلس با دولت دودش به چشم مردم می رود.

    از تریبون مجلس اعلام هم کردم که به روحانی رای ندادم اما باید شرایط را درک کرد. نباید چشم بر واقعیت ها بست. رهنمودهای رهبری را باید سرلوحه قرار دهیم ایشان اعتقاد راسخ به ادامه کار دولت و همکاری سه قوه و حمایت هر دو قوه از دولت دارند.

    منبع: برنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • راهبرد تسلیحاتی ما مبتنی بر راهبرد دفاعی است

    راهبرد تسلیحاتی ما مبتنی بر راهبرد دفاعی است

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از صداوسیما، علی ربیعی رفع تحریم‌های تسلیحاتی ایران را براساس برجام دانست و اظهار داشت: جامعه جهانی به حقانیت جمهوری اسلامی ایران پی برد و به ایران هراسی کاذبی که ترامپ دامن می‌زد پایان داد.

    وی گفت: در جامعه جهانی هیچ کشوری از ترامپ تبعیت نکرد و تحریمی که از ابتدا غیر قانونی و نامشروع بود برداشته شد.

    سخنگوی دولت افزود: ما اساساً اسلحه دوست نیستیم و صلح دوستیم و فکر می‌کنیم نباید منطقه را انبار اسلحه کرد.

    ربیعی گفت: سیاست ایالات متحده تبدیل منطقه به انبار اسلحه و درآمد سازی برای شرکت‌های اسلحه سازی امریکایی است و منافع آن‌ها همیشه بر جان انسان‌ها ترجیح داده می‌شود.

    وی افزود: ما موافق اینکه منطقه پر از اسلحه باشد، نیستیم و هرگز در این مسیر و در این دام حرکت نخواهیم کرد.

    سخنگوی دولت گفت: ترامپ بعد از شکست در جلوگیری از لغو تحریم‌های تسلیحاتی ایران باز به بیان اظهاراتی درباره برنامه‌های تسلیحاتی ما پرداخته است، اما ما در زمینه دفاعی خوشبختانه به خودکفایی و دانش بسیار بالایی دست پیدا کرده‌ایم.

    ربیعی با تاکید بر اینکه سیاست ما دفاعی است، افزود: جمهوری اسلامی ایران در قرن‌های اخیر آغازگر هیچ جنگی نبوده و همه راهبرد تسلیحاتی ما مبتنی بر راهبرد دفاعی است.

    وی گفت: البته برای واردات اگر هر زمان نیاز داشته باشیم مراجعه می‌کنیم و در چارچوب دفاع، تصمیمات لازم را خواهیم گرفت.

    سخنگوی دولت افزود: اگر کشوری هم از ما درخواست سلاح کند ما شرایط خاص خود را داریم به این معنا که شرایط ما اخلاقی و مسئولانه بودن، جنگ افروزانه نبودن و دفاعی بودن است و با رعایت کامل چارچوب و قواعد بین المللی تصمیم خواهیم گرفت.

     

    اخبار سیاسی |

  • با یکی از بی‌رحمانه‌ترین سیاست‌های توسعه‌طلبی آمریکا روبرو هستیم

    با یکی از بی‌رحمانه‌ترین سیاست‌های توسعه‌طلبی آمریکا روبرو هستیم

    با یکی از بی‌رحمانه‌ترین سیاست‌های توسعه‌طلبی آمریکا روبرو هستیم

    به گزارش خبرگزاری مهر، علی ربیعی سخنگوی دولت در یادداشتی نوشت: پایان دهه ۹۰ در آستانه قرن جدید، تحولات عظیمی ناشی از ساحت سیاست و روابط بین‌الملل در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشورمان رخ داده است. به نظر من با یکی از بی‌رحمانه‌ترین سیاست‌های توسعه‌طلبی آمریکا حتی بیش از بمباران هیروشیما و جنگ ویتنام روبرو هستیم. این بار در یک جنگ غیرفیزیکی و حمله به ذهنیت یک جامعه، به منظور بهم ریختن بنیادهای روانی آحاد آن بسر می‌بریم. از سویی فشار اقتصادی این جنگ بر زندگی مردم – در دورانی که کرونا هم به اندازه کافی روح و روان جامعه را بهم ریخته – و سخت کردن زندگی بر چند دهک وجود دارد. تأسف انگیز اینکه در این دوران با کمترین سطح از انسجام در ابعاد مختلف که لازمه عبور از این بحران است مواجه‌ایم.

    او ادامه داد: مطالعه تاریخ روابط بین الملل نشان می‌دهد ایالات متحده بعد از خروج از دکترین انزواگرایانه مونروئه و تبدیل آمریکا به هژمونی جهانی، نیاز به یک دشمن خارجی برای انسجام داخلی و توجیه مداخله‌گری، تجاوز و جاه‌طلبی در سطح جهان داشت. به مدت چند دهه اتحاد جماهیر شوروی این نقش را برای آمریکا ایفا می‌کرد. بعد از فروپاشی شوروی، استراتژیست‌های آمریکایی درصدد برآمدند مکتب کنفوسیوس و دین اسلام را جایگزین و از نظر تئوریک آن را به عنوان دشمن معرفی کنند. در نهایت ایران پس از آن تبدیل به هدف شد. این روند با فرازونشیب ادامه داشت تا دورانی که یکی از خشن‌ترین و غیرعقلانی‌ترین روسای‌جمهور آمریکا بر قدرت تکیه زد. این فرد با شعارهای ضد ایرانی در انتخابات شرکت کرد که خود این امر بی‌سابقه بوده که ایران و برجام در کانون مبارزات انتخاباتی آمریکا قرار بگیرد. آمریکا سیاست فشار حداکثری خود را با ابزار تحریم بکار گرفت. در کتاب «هنر تحریم» نوشته ریچارد نفیو، ایدئولوژی و اهداف تحریم ایران تبیین و در آن بارها به «فشار بر مردم» اشاره و تاکید شده است. اشاره به شرایطی به مثابه تابستان داغ در ایران نشان می‌داد هدف از تحریم، کشاندن مردم به خیابان‌ها با فشار اقتصادی و معیشتی و فروپاشی روانی جامعه بوده است. بارها روسای‌جمهور و مقامات کشورهای اروپایی به ما گفتند که آمریکا از سال ۹۷ وعده‌های ۳ ماهه و یکساله برای فروپاشی ایران داده است؛ با هر بار شکست موعد خیالی، فشارها بیشتر و بیشتر شد تا جایی که آمریکا بی‌نظیرترین محدودیت‌ها در تاریخ روابط معاصر را اعمال کرد.

    ربیعی افزود: در مقابل برای عبور جامعه ایران به سلامت از این شرایط دشوار دیدگاه‌های متفاوتی در داخل شکل گرفت. فارغ از اهداف سیاسی داخلی برای کسب قدرت – که معمولاً افراد پشت نگاه‌ها و ایدئولوژی‌هایی آن را پنهان می‌کنند – اگر بخواهیم به طور ساده تفاوت دیدگاه‌ها را فرموله کنیم یک جریان سیاسی بنای خود را بر یک استراتژی دو ستونه قرار داده است: کاهش آثار تحریم و افزایش مقاومت. اما دولت استراتژی سه ستونه‌ای را شامل عقب راندن تحریم، کاهش آثار تحریم و افزایش مقاومت اجتماعی دنبال کرده است. در سیاست‌های فرض اول تحریم یک سرنوشت محتوم ایرانی دیده شد و هرگونه عقب راندن تحریم را نوعی وادادگی تفسیر کردند. درحالیکه برجام بخشی از استراتژی سه ستونه عقب راندن تحریم بود که بدون حمایت رهبری میسر نمی‌شد. من معتقدم فرمایش مقام معظم رهبری که «همه راه حل‌ها در داخل کشور است»، عقب راندن تحریم نیز بر اساس یک توانایی داخلی و راه‌حل برخاسته از قدرت ملی ممکن شد.

    سخنگوی دولت ادامه داد: نزاع‌های سیاسی مطرح در جامعه ایران در قبال آمریکا در طی دهه‌های اخیر با یک صورت بندی ساده از این دو الگو پیروی کرده است (هرچند من بسیاری را می‌شناسم که هیاهوی برخی نه از یک اعتقاد ناب بلکه از سر کشمکش‌های کسب قدرت است): دیدگاهی که می‌گوید اگرچه مسائل ما و آمریکا بر اساس عدم تغییر ماهیت آمریکایی همچنان باقی خواهد بود اما می‌توان مساله را مدیریت و در شکاف‌های جهانی با قوی کردن اقتصاد و جامعه در داخل منافع ملی را محقق کرد. دیدگاهی دیگر که من نام آن را رویکرد «ماهیت گرایانه» می‌گذارم جنگ اقتصادی را واقعیتی محتوم انگاشته و هر تلاشی برای شکستن آن با ابزارهای دیپلماتیک را با یک برچسب نامناسب روبرو می‌سازد.

    او گفت: اگرچه امروزه ترامپ مطابق تصریح مکرر خود خروج از برجام را بزرگترین خدمت به اسرائیل و بسی بزرگ‌تر از به رسمیت شناسی اشغال جولان و تلاش برای صهیونیزه کردن قدس شریف و جعل عنوان «پایتخت» برای آن دانسته – اما نباید فراموش کنیم که آن انسجام ملی که برجام را ممکن کرد یک «استثنا» نبوده، بلکه یک قاعده تکرارپذیر است و در صورت تکرار می‌تواند در یک طراز تکاملی برتر، آمریکا را به همان میزی که آن را ترک کرده بازگرداند. مهم این است که پیروان تز ماهیت گرایانه مذکور به الزامات آن مقاومت ملی که پیشنهاد می‌کنند ملتزم باشند.

    وی تصریح کرد: من فارغ از اینکه کدام استراتژی را اتخاذ کنیم فصل مشترک هر دو رویکرد را افزایش مقاومت اجتماعی و انسجام ملی می‌دانم. سوال اساسی در اینست که الزامات یک مقاومت ملی در شرایط ایران امروز چیست؟

    او ادامه داد: اگر انسجام را به چهار عرصه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و سیاستی تعریف کنیم، من معتقدم پایه‌های انسجام فرهنگی مبتنی بر انسجام ذهنی و همبستگی و وحدت نظری مردم با ساختار سیاسی شکل می‌گیرد و انسجام اقتصادی نیز با بهره گیری از همه ظرفیت‌ها برای کاهش درد و رنج مردم ناشی از جنگ اقتصادی و افزایش تولید پدید می‌آید و انسجام اجتماعی نیز با میدان دادن به نهادهای اجتماعی، تقویت آن‌ها و ایجاد میانجی‌های اجتماعی قوی به دست می‌آید و انسجام سیاسی نیز با هماهنگی عمیق بین سه قوه، نهادهای حاکمیتی و تولید سیاست‌های اثرگذار در این شرایط ایجاد می‌شود.

    ربیعی افزود: سوال من اینست آنچه که امروز در فضای سیاسی و نخبگان سیاسی کشور در حال رخ دادن است چه مناسبت و رابطه‌ای با انسجام‌های مورد نیاز دارد؟ آیا جز از طریق افزایش انسجام در بالا، یعنی در سطوح حاکمیتی و ارتقای سطح سرمایه اجتماعی در پایین می‌توان مقامت مؤثر و کارآمد در مقابل قلدری امریکایی‌ها داشت؟ چگونه می‌توان در همان حال که آمریکا انزوای بی‌سابقه در سازمان ملل، شورای امنیت و سطح جهانی را تجربه می‌کند لبه تیز دشمن شناسی را متوجه کانون این مقاومت نمود، و باز هم از «مقاومت» سخن گفت؟ کدام مقاومت؟ چگونه می‌توان با زبان فحاشی به رئیس جمهوری منتخب ملت، همان ملت را دعوت به صبر و مقاومت و همدلی کرد؟

    او گفت: لنین تز مشهوری دارد که به زبان ساده می‌گوید یک نظام مستقر زمانی آسیب می‌بیند که دو اتفاق به طور همزمان رخ دهند یعنی از یکسو پایینی‌ها نخواهند و از دیگر سو بالایی‌ها نتوانند. اتفاقاتی که این روزها در میان تریبون‌داران بالانشین علیه دولت رخ می‌دهد که به شیوه‌ای بی نظیر در ۴۰ ساله پس از انقلاب در حال انجام است آیا این مساله را القا نمی‌کند؟ هدف براندازی به شیوه جنگ و تروریسم اقتصادی از این قاعده مستثنی نیست و بنابراین «ضد براندازی» نیز مفهومی جز این ندارد که ما به تحریم گران و برپاکنندگان جنگ اقتصادی بگوییم دست شما را خوانده‌ایم، هرچه شما تلاش در به شورش کشاندن مردم تحریم زده از طریق تحدید حق سلامت و حق معیشت و محدودسازی دسترسی ایرانیان به نظام مالی جهانی دارید، ما بر سرمایه اجتماعی خواهیم افزود و از ظرفیت همه مؤلفه‌های هویت ملی و همه اقشار و همه نخبگان بهره خواهیم برد. آیا این همان مسیری است که فحاشان و هتاکان طی می‌کنند؟ این حرف‌هایی که امروز در سطح تریبون‌ها و توئیت ها که از افراد ساخت قدرت می‌شنویم با کدام الزام انسجام اجتماعی و با این گفتارهای انسجام آفرین رهبر معظم انقلاب که فرمودند «توهین و دشنام و نسبتِ بدون علم به دولتمردان به‌هیچ‌وجه جایز نیست و برخی از این نسبت‌ها حرام شرعی است» تطابق دارد؟

    ربیعی افزود: این روزها خواهد گذشت و قضاوت‌های تاریخی درباره سخت‌ترین شرایط کشور باقی خواهد ماند.

     

    اخبار سیاسی |

  • دور دوم مذاکرات ایران و اوکراین روز دوشنبه برگزار می‌شود

    دور دوم مذاکرات ایران و اوکراین روز دوشنبه برگزار می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، در این دور از مذاکرات «محسن بهاروند» معاون امور حقوقی و بین المللی وزیر امور خارجه کشورمان، میزبان معاون حقوقی وزیر امور خارجه اوکراین و هیئت همراه است.

    این مذاکرات از ۲۸ مهرماه تا ۳۰ مهرماه در تهران برگزار می‌شود.

    در جریان این مذاکرات در ابتدا جلسات کارشناسی کمیته‌ها برگزار می‌شود و سپس معاونان وزیران امورخارجه دو کشور نتایج جلسات کارشناسی را مورد بحث قرار خواهند داد.

     

    اخبار سیاسی |

  • ۵ سالگی برجام و ۳۰ پرسش درباره آن

    ۵ سالگی برجام و ۳۰ پرسش درباره آن

    اعتمادآنلاین| مجموعه این پرسش­‌ها و پاسخ­‌ها در قالب شش بخش، پرسش­‌های عمومی، فناوری هسته‌ای، فعالیت‌های موشکی، شورای امنیت ملل متحد/ قطعنامه ۲۲۳۱، تحریم‌ها، آمریکا و برجام دسته­‌بندی شده­ است که به شرح زیر است:

    پرسش‌های عمومی

    ۱. آیا متن برجام محرمانه است؟ در غیر این‌صورت از چه طریقی و برای چه کسانی قابل دسترسی است؟

    متن برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در ۱۵۹ صفحه تنظیم شده به هیچ وجه محرمانه نیست. متن اصلی به زبان انگلیسی از طریق سایت‌های اینترنتی مختلف قابل دسترسی است. همچنین ترجمه فارسی برجام و نیز ترجمه فارسی قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت که برجام ضمیمه آن است برای همگان از طریق تارنمای رسمی وزارت امور خارجه قابل دسترسی است.

    ۲. مگر ایران یک‌سال پس از خروج آمریکا از برجام، از توافق خارج نشده؟ پافشاری بر ادامه این مسیر برای چیست؟

    تمام اقدامات ایران در کاهش پایبندی به تعهدات هسته‌ای خود ذیل بندهای ۲۶ و ۳۶ برجام، پس از خروج یکجانبه آمریکا از توافق بوده و عملاً به معنای خروج ایران از آن نیست. دلیل ادامه این مسیر هم این است که جمهوری اسلامی ایران تا زمانی که برجام در راستای منافع ملی باشد، به آن پایبند خواهد بود. در اثبات اینکه برجام کماکان واجد ارزش راهبردی برای کشورمان است، از جمله می‌توان به لغو اقدامات قهری شورای امنیت سازمان ملل متحد، برداشته شدن تحریم‌های اتحادیه اروپا و عادی‌سازی روابط تجاری و اقتصادی با ایران اشاره کرد. هرچند یکی از ستون‌های اصلی برجام (منافع اقتصادی کشورمان از توافق)، به دلیل تحریم‌های غیرقانونی ایالات متحده به شدت آسیب دیده و اکنون توازنی در توافق وجود ندارد؛ ولی ایالات متحده با اقدامات مخرب خود در سطح بین‌المللی و شورای امنیت در نظر دارد ستون اصلی و راهبردی آن (یعنی منافع سیاسی ایران از برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت)، را از بین ببرد. به همین دلیل، به هر بهانه غیرقانونی می‌خواهد پای ایران را مجدداً به شورای امنیت باز کند و اجماعی جهانی علیه ایران ایجاد کند.

     از سوی دیگر، به دلیل عدم پایبندی طرف‌های برجام به تعهدات‌شان که همان حقوق مسلم ایران است، جمهوری اسلامی ایران با استناد به بندهای ۲۶ و ۳۶ حق دارد در صورت بازگشت تحریم‌ها اجرای تعهدات هسته‌ای را به صورت «جزئی» یا «کلی» متوقف سازد. با اجرای گام‌های پنجگانه کاهش تعهدات هسته‌ای، جمهوری اسلامی با اینکه از برجام خارج نشده لیکن به هیچ یک از تعهدات هسته­‌ای خود ذیل برجام متعهد نبوده و درعین حال هم‌زمان با احقاق حق خود مبنی بر توقف تعهدات هسته­‌ای و استمرار فعالیت­‌های هسته­‌ای متناسب با نیازهای فنی کشور، این فرصت را به طرف­‌های برجام می­‌دهد تا درصورت وجود عزم سیاسی و پس از تامین تمامی منافع ایران ذیل توافق و جبران آسیب­‌های اقدامات غیرقانونی آمریکا ایران مجدداً تعهدات هسته­‌ای خود ذیل برجام را به رسمیت بشناسد.

    ۳. چرا در تیم مذاکره کننده ایرانی، افراد محدودی حضور داشتند؟ معیار انتخاب افراد و ترکیب تیم ایرانی بر چه مبنایی صورت گرفته بود؟

    تیم مذاکره کننده ایرانی متشکل از حدود بیست کارشناس و مقام ارشد در حوزه­‌های مختلف اعم از حقوقی، سیاسی، امنیتی، هسته­‌ای و … بود. همچنین در داخل کشور یک تیم قابل اعتماد و توانمند به صورت برخط پشتیبان تیم مذاکره کننده ایران در محل مذاکرات بودند. معیار انتخاب افراد برای حضور در تیم مذاکره و نیز پشتیبانی علمی از تهران، علاوه بر مسائل علمی و تجربه­ کار عملیاتی مرتبط، مسائل امنیتی بود. با توجه به حساسیت روند مذاکرات و طرح مسائل محرمانه در مقاطع همفکری و تبادل نظر تیم ایرانی در خارج از جلسات مذاکره و با ملاحظه تمام دستورالعمل­‌های ضد جاسوسی، همراهی هر فرد جهت حضور در تیم مستلزم تائید نهادهای ذی­ربط امنیتی از جمله وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بود.

    ۴. مبنای استدلال حقوقی ایران در طی بند ۳۶ برجام (سازوکار حل اختلاف) و توقف اجرای تعهداتش چیست؟

    ایران بعد از خروج آمریکا از برجام، بند ۳۶ را از تاریخ ۱۰ مه ۲۰۱۸ (۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷) فعال و خروج آمریکا از توافق را مصداق عدم پایبندی اساسی دانسته و از اعضای باقیمانده برجام می‌خواهد به دلیل عدم توازن در اجرای تعهدات توسط آمریکا، تعهداتشان را به صورت کامل اجرا کنند. از این‌رو کشورهای باقی مانده در برجام در کمیسیون مشترک سطح وزرا (در مورخ ۶ ژوئیه و ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۸)، در سه حوزه بانکی و مالی، حمل و نقل و انرژی ۱۱ تعهد تکمیلی را پذیرفتند تا تبعات این خروج غیرقانونی را مهار کنند. به دلیل قصور سه دولت اروپایی/ اتحادیه اروپا (E3/EU) در انجام تعهداتشان، ایران این قصور را نیز مصداق «عدم‌پایبندی اساسی» شمرده و از کمیسیون مشترک در ۶ نوامبر ۲۰۱۹ (۱۵ آبان ۱۳۹۸) خواسته تا این موضوع را حل­ و فصل کند. وزیر امور خارجه، معاون سیاسی و سخنگوی وزارت امور خارجه در فرصت­‌های مختلف تعهدات طرف­‌های مقابل برای اجرای کامل و متوازنِ برجام را یادآوری و تصریح ­کردند که سامانه حمایت از مبادلات تجاری (ساحت) یا همان اینستکس، تمامی انتظارات جمهوری اسلامی ایران از طرف­‌های مقابل نبوده و در قبال اجرای تعهدات هسته­‌ای از سوی کشورمان، ناکافی است و به­‌ویژه کشورهای اروپائی باید انجام اقداماتی را که به منظور حفظ و استمرار حضور ایران در برجام متعهد شده­‌اند، عملیاتی کنند. بنابراین مراتب ناخرسندی جمهوری اسلامی ایران از روند اجرای برجام مرتباً در فرصت­‌های مختلف و در خلال دیدارهای دوجانبه و نشست­‌های کمیسیون مشترک برجام و… و یا از طریق ارسال مکاتبه توسط وزیر امور خارجه خطاب به هماهنگ کننده کمیسیون مشترک برجام، منعکس می­‌شد.

    اجرای نامتوازنِ برجام از یک طرف و فشارهای ناشی از اعمال و تشدید تحریم­‌های یک‌جانبه آمریکا و تضییقات آن (با اعمال فشار به بانک­‌ها و شرکت­‌های خارجی در تمامی حوزه­‌ها برای عدم همکاری با ایران و وضع تحریم­‌های جدید) از طرف دیگر، باعث شد یک‌سال پس از خروج آمریکا از برجام، نهایتاً در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ (۸ می ۲۰۱۹) شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تشکیل جلسه داده و تصمیم به کاهش گام­ به­ گام اجرای اقدامات داوطلبانه هسته­‌ای ایران وفق بند ۲۶ برجام گیرد.

    پس از ادعای فعال­‌سازی سازوکار حل­ و فصل اختلافات برجام (DRM) توسط سه کشور اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) در تاریخ ۱۴ ژانویه ۲۰۲۰ (۲۴ دی ۱۳۹۸)، جمهوری اسلامی ایران به­ طور رسمی پاسخ این سه کشور را با ارسال نامه­‌ای ۱۴ صفحه‌ای به هماهنگ‌کننده کمیسیون مشترک در تاریخ ۲۹ ژانویه ۲۰۲۰ (۹ بهمن ۱۳۹۸) داده است. در این مکاتبه ادعاهای مطروحه سه کشور رد شده و چنین بیان شده که در واقع ایران با برداشتن گام­‌های پنجگانه در خصوص کاهش عمل به تعهدات هسته­‌ای خود، در حال اجرای حقوق مسلم خود ذیل بندهای ۲۶ و ۳۶ برجام بوده و طرف‌های برجام نمی‌توانند اجرای این حق که در برجام برای ایران پیش‌بینی شده را مبنای اعمال حقی برای خود نمایند که برای یک نقض در نظر گرفته شده است.

    ۵.  گام‌های پنج گانه هسته‌ای که ایران یک سال پس از خروج آمریکا از برجام آغاز نمود درباره چه موضوعی است؟

    جمهوری اسلامی ایران، پس از خروج ایالات متحده از برجام در تاریخ ۸ مه ۲۰۱۸ مصادف با ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ و وضع مجدد غیرقانونی تحریم­‌ها این حق را داشت که وفق بندهای ۲۶ و ۳۶ برجام، روند کاهش تعهدات هسته‌ای خود را آغاز کند؛ لیکن به فراخور شرایط و بر مبنای یک صبر راهبردی ضمن فعال‌سازی سازوکار حل اختلاف ذیل برجام، به دیگر طرف‌های برجام یکسال فرصت داد تا این موضوع را به نحو احسن حل‌ و فصل کنند. پس از گذشت این یک‌سال و مشاهده عدم بهبود وضعیت حاصل از خروج آمریکا، نهایتاً در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ (۸ مه ۲۰۱۹) ایران اولین گام برای کاهش گام به گام تعهدات هسته‌ای خود ذیل بند ۲۶ برجام را آغاز کرد و در فاصله­‌های حدوداً شصت روزه، چهارگام دیگر را اتخاذ کرد. این گام­‌ها عبارتند از:

    – گام اول- ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸: افزایش ذخیره اورانیوم غنی‌شده (توقف اجرای تعهدات بندهای ۷ برجام و ۵۶ الی ۶۰ ضمیمه اول که مقرر بود انباشت اورانیوم غنی‌شده به بالای ۳۰۰ کیلوگرم نرسد) و انباشت آب‌سنگین (توقف اجرای تعهدات بندهای ۱۰ برجام و ۱۴ ضمیمه اول که مقرر بود آب سنگین مازاد بر ۱۳۰ تن در بازارهای بین­المللی فروخته و به خارج از کشور منتقل شود)؛

    – گام دوم- ۱۴ تیر ۱۳۹۸: افزایش سطح غنی‌سازی  اورانیوم (توقف اجرای تعهدات بندهای ۵ برجام و ۲۸ ضمیمه اول که مقرر بود به غنای بیش از ۳.۶۷ درصد نرسد) و اقدامات مربوط به مدرن‌سازی رآکتور آب سنگین اراک (توقف اجرای تعهدات پیوست یک برجام)؛

    – گام سوم- ۱۵ شهریور ۱۳۹۸: گسترش و شتاب‌بخشی به فعالیت‌های تحقیق و توسعه هسته‌ای سازمان انرژی اتمی بر اساس نیازهای فنی (توقف اجرای تعهدات بند ۳ برجام)؛

    – گام چهارم- ۱۵ آبان ۱۳۹۸: تزریق گاز به سانتریفیوژهای فردو (توقف اجرای تعهدات بندهای ۶ برجام و ۴۴ الی ۴۹ ضمیمه اول که مقرر شده بود ۱۰۴۴ سانتریفیوژ در فردو و در قالب ۶ آبشار باقی بماند و ۲ آبشار بدون گاز به چرخش ادامه دهند)؛

    – گام پنجم- ۱۵ دی ۱۳۹۸: گام نهایی و توقف آخرین محدودیت‌های عملیاتی ایران (شامل ظرفیت غنی‌سازی، درصد غنی‌سازی، میزان مواد غنی‌شده و فعالیت‌های تحقیق‌ و توسعه)

    در حقیقت پس از این گام‌های پنج‌گانه، اگرچه ایران کماکان طرف برجام بوده و طبق متن توافق حقوق خود را مسلم می‌شمارد، به هیچ‌یک از تعهدات هسته‌ای پیشین خود ذیل برجام متعهد نبود و صرفاً بر اساس نیازهای فنی به فعالیت‌های هسته‌ای می‌پردازد.

    ۶. ذکر نام سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در برجام برای چیست؟

    در الحاقیه شماره ۲- بخش ۲ برجام فهرست اشخاص، موجودیت‌ها و نهادهای مندرج در ضمیمه شماره ۱ تصمیم ۴۱۳/۲۰۱۰ شورای اتحادیه اروپایی و ضمیمه شماره ۸ آیین نامه اجرایی شماره ۲۰۱۲/۲۶۷ اتحادیه اروپایی ذکر شده که نام سردار شهید حاج قاسم سلیمانی نیز در زمره این اسامی است، که طبق جدول زمانبندی پس از گذشت هشت سال از روز قبول توافق یعنی ۱۸ اکتبر ۲۰۲۳ از لیست تحریم‌های اتحادیه اروپا خارج می‌شوند که متاسفانه سردار بزرگ پیش از این تاریخ به دست دشمن و با ناجوانمردی تمام به شهادت رسید.

    ۷. آیا جمهوری اسلامی ذیل برجام، به‌صورت ابدی به چیزی متعهد شده‌ است؟

    خیر؛ جمهوری اسلامی هیچ موضوعی را به صورت ابدی نپذیرفته‌ است. بلکه تمام محدودیت‌های پذیرفته شده، دارای زمان‌بندی مشخص و غیردائمی است. تمام این موارد و زمانبندی‌ها در متن برجام موجود و قابل بررسی است. در خصوص فعالیت­‌های هسته­‌ای تنها محدودیت دائمی ایران، مساله ممنوعیت ساخت بمب هسته‌ای است که آن هم ذیل ان ­پی­ تی پذیرفته شده است.

    ۸. آیا برجام قابل مذاکره مجدد است؟

    از آنجایی که برجام یک توافقنامه و سند جامع و نهایی برای یک بحران ساختگی در مورد برنامه هسته‌ای کشورمان است و بر اساس ملاحظات و پیچیدگی­‌های ویژه­ای تنظیم شده است، این سند از پیوستگی و انسجام خاصی برخوردار است و امکان دست‌کاری آن به دلیل پیوستگی و ارتباط بین بخشی­‌ که دارد، ممکن نیست. برجام سندی خود بسنده است و بدون وابستگی به سایر شرایط و قوانین و … قابلیت اجرائی شدن دارد و از آنجا که نتیجه هرگونه مذاکره مجددی پیرامونِ آن، اصولاً تغییر در متن را به دنبال خواهد داشت که درج این تغییرات مقدور نبوده و عملاً برجام قابل مذاکره مجدد نیست.

    ۹. آیا برجام ارتباطی با سایر مسائل مانند تحولات منطقه‌ای و موشکی و غیره دارد؟

    براساس تفاهم و اراده سیاسی نزد تمامی طرف‌های مذاکره‌کننده برجام، این توافقنامه فقط مسائل هسته‌ای ایران و موضوعات رفع تحریم را مدنظر قرار داده و صرف نظر از تمامی مسائل دیگر از جمله منطقه‌ای و موشکی، نهائی و توافق شده است. تنها قطعنامه ۲۲۳۱ در ضمیمه B بند ۳، در خصوص موضوع موشکی از ایران خواسته است تا به مدت ۸ سال از روز قبول توافق برجام از هرگونه فعالیت مرتبط با «موشک‌هائی که برای قابلیت حمل سلاح‌های هسته‌ای طراحی شده‌اند»، خودداری کند. براساس این بند ایران به دلیل عدم برخورداری از سلاح هسته‌ای و عدم طراحی موشک با قابلیت حمل کلاهک‌های هسته‌ای، همواره از توسعه صنایع موشکی خود دفاع کرده است و در عمل مانعی بر مسیر پیشرفت‌های موشکی بالستیک در برنامه دفاعی کشور نیست.

    ۱۰. رهبری در نامه خود خطاب به رئیس جمهور فرمودند وضع هرگونه تحریم جدید به منزله نقض برجام است، آیا این امر در متن برجام پیش‌بینی شده بود؟

    بند ۲۶ برجام در بیان موضوع ایران به صراحت منعکس‌کننده همین امر و تبعات آن می‌باشد که بیان می‌دارد:

    «… ایران اعلام کرده است که تحمیل یا بازگرداندن تحریم‌های مشخص شده در پیوست دو یا وضع تحریم‌های جدید هسته‌ای را به منزله مبنایی برای توقف کلی یا جزئی اجرای تعهدات خود وفق این برجام، تلقی خواهد نمود. »

    بر اساس همین بند و بنا به همین استدلال، جمهوری اسلامی، در قالب گام‌­های پنج‌گانه کاهش تعهدات هسته­‌ای و پس از آخرین گام، از تاریخ ۱۵ دی­ ماه ۱۳۹۸ به هیچ یک از تعهدات هسته­‌ای خود ذیل برجام پایبند نیست و تمام فعالیت­‌های هسته­ای متناسب با نیازهای فنی کشور در حال انجام است.

    ۱۱. آیا موقعیت فعلی جمهوری اسلامی ایران در جامعه بین‌المللی در شرایط پس از خروج آمریکا از برجام، تفاوتی با قبل از انعقاد برجام دارد؟

    آنچه می‌توان در پاسخ به این سوال به‌صورت خلاصه بیان داشت این است که جمهوری اسلامی، در سال ۲۰۱۵ میلادی و پیش از انعقاد برجام، موضوع چندین قطعنامه تحریمی شورای امنیت ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد بود، قطعنامه‌های تحریمی که نه‌تنها توسط چین و روسیه وتو نشدند، بلکه رای مثبت این کشورها را دریافت نمودند. اما پس از انعقاد برجام و متعاقب آن تصویب قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، تمامی تحریم‌های ملل متحد علیه ایران، به یکباره خاتمه پیدا کردند که این خود امری کم‌سابقه در نظام ملل متحد به شمار می‌رفت. با این وجود در ماه مه سال ۲۰۱۸ میلادی، ایالات متحده به صورت یکجانبه از برجام خارج شد و به­ صورت غیرقانونی تمام تحریم‌های خود علیه ایران را بازگرداند. در این برهه از تاریخ شاهد آن هستیم که برای اولین بار، یک عضو دائم شورای امنیت ملل متحد، یعنی ایالات متحده آمریکا، خود ناقض قطعنامه شورای امنیت بوده و اقدامات غیرقانونی آمریکا و نقض‌های فاحش این کشور بر رویه‌های بعدی شورای امنیت تاثیر داشته و شورای امنیت تاکنون توانسته جلوی اقدامات غیرقانونی و قلدرمآبانه این کشور مقاومت کند. برای نمونه کشورهای عضو شورای امنیت، یکبار در نوامبر ۲۰۱۹ (پیشنهاد اصلاح قطعنامه ۲۲۳۱ از جانب ایالات متحده) آمریکا را ناکام گذاشتند. بعد از آن و برای نخستین بار قطعنامه پیشنهادی ایالات متحده در شورای امنیت در خصوص تمدید تحریم‌های تسلیحاتی تنها ۱ رأی مثبت (جمهوری دومنیکن) به دست آورد و با ۱۱ رأی ممتنع و همراه با دو رأی مخالف (چین و روسیه) این قطعنامه قاطعانه رد شد.

    شاهد دیگر از تغییر رویکرد جامعه بین‌المللی نسبت به ایران را حتی در شرایط پس از خروج آمریکا از برجام و ذیل فشارهای همه جانبه این کشور برای تاثیر بر عملکرد و موضع‌گیری دیگر کشورها، ترکیب رای‌ها در آخرین قطعنامه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در خصوص مساله هسته‌ای ایران است؛ در تاریخ ۱۹ ژوئن ۲۰۲۰ وقتی پیش‌نویس قطعنامه‌ای علیه جمهوری اسلامی ارائه می‌شود پس از تعدیل فراوان ادبیات و متن آن، در نهایت با دو رای منفی چین و روسیه و هفت رای ممتنع و بدون اجماع به تصویب می‌رسد. این درحالی است که قطعنامه‌های شورای حکام پیش از برجام، علیه ایران با ادبیاتی بسیار تندتر و با آرای بیشتری به تصویب می‌رسیدند.

    مورد بعدی، تلاش همه جانبه آمریکا برای فعال­‌سازی سازوکار بازگرداندن تحریم‌­های شورای امنیت ملل متحد علیه ایران (اصطلاحاً مکانیزم ماشه یا اسنپ بک) و انزوای بی­‌سابقه این کشور در مقابل جمهوری اسلامی ایران است. ایالات متحده با حداکثر توان خود، سعی بر این داشت تا تحریم‌­های لغو شده شورای امنیت ملل متحد علیه ایران را به بهانه گام­‌های هسته­‌ای ایران بازگرداند که ناکام مانده و در این خصوص مخالفت اکثریت غریب به اتفاق شورای امنیت را به دنبال داشت و تنها جمهوری دومینیکن هم رای این کشور شد.

    این­‌ها نمونه‌ای از تغییر رویکرد جامعه بین‌المللی به جمهوری اسلامی ایران پس از برجام، حتی پس از خروج آمریکا از برجام است.

    فناوری هسته‌ای و برجام

    ۱۲. آیا ساز و کاری برای بازگرداندن توانمندی هسته‌ای ایران بعد از ریختن بتن در قلب رآکتور دیده شده‌است؟

    در ابتدا باید بیان داشت آنچه در پروژه مدرن­‌سازی اراک ذیل برجام توافق شده، صرفاً تغییر کاربری برای کاهش تولید پلوتونیوم نبوده و افزایش کارآیی و توانمندی این رآکتور نیز در دستور کار بوده است که در طراحی­‌های انجام شده مد نظر قرار گرفته است؛ همچنین متخصصین داخلی کشور توانایی کامل برای به کاراندازی رآکتور اراک با طراحی قبلی را دارند و هر زمان تصمیم کشور بر آن باشد که به شرایط قبلی بازگردد، این امر محقق خواهد شد. در خصوص قلب پیشین رآکتور که درون آن بتن ریخته شد، همانطور که دکتر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران اعلام داشته، لوله­‌های مشابه لوله­‌های (کالاندریای) قبلی رآکتور که بتن در آن­ها ریخته شد، پیش از این اقدام مخفیانه تهیه شده و نگهداری می‌­شد، که در آن زمان فقط برخی مقامات رده بالای نظام از این موضوع مطلع بودند و پذیرش ریختن بتن در کالاندریای رآکتور با علم وجود لوله­‌های نو صورت گرفت. از این‌رو اگر به هر دلیلی منافع ملی اقتضای بازگشت به شرایط پیشین را داشته باشد، لوله­‌های سوخت رآکتور وجود دارد و کار راه­‌اندازی رآکتور به سرعت انجام خواهد شد.

    ۱۳. آیا طبق برجام، تحقیق و توسعه فناوی هسته‌ای در ایران محدود شده‌ است؟

    توقف کامل و دائمی به هیچ وجه، محدودیت موردی و موقتی بله؛ وفق برجام، برخی از فعالیت‌های مرتبط با تحقیق و توسعه فناوری هسته‌ای کشور به‌صورت موقتی، و اکثراً برای مدت ۱۰ سال از روز قبول توافق یعنی تا تاریخ مهرماه سال ۱۴۰۴ می‌باشد، محدود شده‌اند. البته شایان ذکر است پس از سومین گام کاهش تعهدات هسته‌ای، در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ایران اعلام داشت، وفق حق خود ذیل بند ۲۶ برجام و در پاسخ به خروج یکجانبه آمریکا از برجام و وضع غیرقانونی مجدد تحریم‌ها علیه ایران، به هیچ­ یک از محدودیت‌­های تحقیق و توسعه وفق برجام تعهدی ندارد.

    ضمناً در این مدت تحقیق و توسعه در حوزه­‌های ایزوتوپی، برای مثال در حوزه آب سنگین اراک سرعت بیشتری گرفت، که صدها ماده شیمیایی ایزوتوپی تولید و میزان قابل توجهی به کشورهای توسعه یافته صادر گردید و تولید ایزوتوپ­‌های جدید همچون اکسیژن۱۸ که تحقیقات مرتبط با آن از سال ۱۳۹۳ آغاز شده بود، به نتیجه رسیده و تولید صنعتی آن در سال ۱۳۹۷ و پس از برجام محقق شد که حاکی از عدم توقف تحقیق و توسعه در این حوزه­‌ها است.

    ۱۴. چرا ایران پس  از برجام دیگر آب سنگین تولید نمی‌کند؟

    وفق برجام، ایران از تولید آب سنگین به هیچ وجه منع نشده، آنچه در برجام به آن تعهد شد، عرضه آب سنگین مازاد بر ۱۳۰ تن برای صادرات به خارج از کشور و در بازارهای بین­‌المللی است. در واقع همانند گذشته داخل کشور و در مجموعه خنداب اراک، آب سنگین تولید می‌شود. حجم تولید آب سنگین در این مجموعه حدود ۲۰ تُن در سال می‌باشد که هیچ‌گاه متوقف نشده است. شایان ذکر است جمهوری اسلامی ایران در گام اول از گام‌های پنج‌گانه کاهش تعهدات هسته­‌ای خود ذیل برجام، در تاریخ ۰۸ مه ۲۰۱۹ (۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸) یعنی یکسال پس از خروج یکجانبه آمریکا از برجام و اعمال مجدد تحریم­‌ها به­ صورت غیرقانونی و مطابق حق خود ذیل بند ۲۶ برجام، اعلام داشت که از تاریخ مذکور به محدوده ۱۳۰ تن برای ذخیره‌­سازی تعهدی ندارد.

    ۱۵. آیا پس از برجام و توقف سانتریفیوژهای لازم برای غنی‌سازی حدود ۲۰ درصد، به لحاظ فنی هنوز امکان غنی‌سازی با درصد بالاتر از ۳.۶۷ که ایران متعهد به رعایت این سقف شده، وجود دارد؟

    به لحاظ فنی و طبق گزارش متخصصان کشورمان در این حوزه، بله؛ بهترین دلیل بر امکان وقوع امری، واقع شدن آن امر است. امروز درصد غنی‌سازی اورانیوم در تاسیسات هسته‌ای کشور ۴.۵ درصد است که البته این میزان به دلیل نیاز فنی به این درصد از غنی‌سازی بوده و حاکی از محدود بودن توانمندی به این سطح نیست. عبور از مرز توافق شده‌ ۳.۶۷ درصد غنی‌سازی در برجام، در گام دوم هسته‌ای ایران در تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۸ و در پاسخ به خروج آمریکا از برجام و بازگرداندن تحریم‌ها وفق حق ایران مندرج در بند ۲۶ برجام انجام شد.

    ۱۶. پذیرش محدودیت‌های چندین ساله هسته‌ای، مثلاً محدودیت ده ساله در تعداد سانتریفیوژها، تا چه میزان جلوی پیشرفت برنامه هسته‌ای کشور را گرفت؟

    از نظر فنی برای طی فرآیند رسیدن به تولید انبوه سانتریفیوژ، یک بازه زمانی حدوداً هشت ساله نیاز است؛ فرآیندی که از طراحی پایه و تفصیلی آغاز می‌­شود و پس از ساخت نمونه و انجام آزمایش‌­ها شامل زنجیره تکی، دوتایی، ده­‌تایی، سی­‌تایی، هشتاد تایی و صد و هشتاد تایی فرآیند انبوه­‌سازی آن امکان­‌پذیر می­‌شود که طی کردن تمامی این مراحل به هشت تا ده سال زمان نیاز دارد. فرآیند تولید سانتریفیوژهای IR4 و IR2 هم که قبل از سال ۱۳۸۸ در سازمان انرژی اتمی آغاز شده بود، با گذشت مدت زمان تقریباً مشابه آنچه گفته شد و در دورانی که تعهدات برجامی وجود نداشت، حدود سال ۱۳۹۵ به نتیجه رسید.

    سانتریفیوژ IR8 که فعالیت‌­های مربوط به طراحی آن­ از حدود سال ۱۳۹۵ آغاز شده، نمونه اولیه آن تهیه و در حال تزریق تست گاز است که البته تا مرحله تولید انبوه فاصله زیادی دارد. آزمایش‌های متعددی لازم است که باید در بازه ۷ – ۸ سال به انجام رسد. برخی زنجیره‌های سانتریفیوژ باید یک الی دو سال کار کنند تا میزان از کارافتادگی آن­ها بررسی شود؛ نشتی یا مشکلات روتور که ناشی از کامپوزیت مورد استفاده ممکن است ایجاد شود نیازمند بررسی است که تمام این موارد زمان بر است.

    لذا در نبود برجام و بدون هیچ محدودیتی نیز تاکنون آزمایشات و مراحل لازم برای تایید تولید انبوه IR8 صورت نگرفته بود. ایران در تولید سانتریفیوژ IR1 این مسیر را رفت و قبل از انجام آزمایشات روی همه مراحل این سانتریفیوژ تولید انبوه شد که درآن هم ایراد فنی وجود داشت که از کار افتادگی (Crash) آن بالا بود.

    میزان از کار افتادن سانتریفیوژها در دنیا کمتر از یک درصد است که این عدد در زمانی برای دستگاه‌های ایران، پس از حدود ۲۶ سال فعالیت در این زمینه، بالای ۱۰ تا ۱۲ درصد در سانتریفیوژهای IR1 بود. برای ساخت یک ماشین هزینه‌های فراوانی صورت می­‌پذیرد که ایجاب می­‌کند در یک بازه زمانی انواع آزمایش­‌ها و عیب­‌یابی­‌ها صورت گیرد تا از کارآیی لازم اطمینان یافته و در هنگام استفاده حجم انبوه کِرَش ایجاد نشود.

    در مجموع به لحاظ فنی، محدودیت‌های موقتی مندرج در برجام، عملاً مانعی برای مسیر پیشرفت و توسعه فعالیت‌های هسته‌ای کشور نبوده و در واقع طول زمان این محدودیت‌­ها یعنی هشت سال و نیم و ۱۰ سال، تقریبا زمان لازم برای انجام تحقیقات و عیب‌یابی در حوزه‌های مورد نیاز بوده است.

    فعالیت‌های موشکی و برجام

    ۱۷. با توجه به اهمیت موشک‌­های بالستیک در راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی ایران، چرا محدودیت در حوزه موشک‌های بالستیک پذیرفته شد؟

    برای پاسخ به این سوال لازم است مستقیماً به سراغ متن قطعنامه ۲۲۳۱رفته و از این طریق مساله را بررسی کنیم. در بند ۳ پیوست ب این قطعنامه که برجام پیوست آن بوده و از این طریق تائیدیه شورای امنیت را اخذ کرده، می‌خوانیم:

    «از ایران خواسته می شود تا هشت سال پس از «روز قبول توافق» یا تا زمانی که آژانس گزارشی مبنی بر تایید «نتیجه‌گیری گسترده‌تر» ارائه کند، هرکدام زودتر حادث شود، هیچ فعالیتی مرتبط با موشک‌های بالستیک طراحی شده برای قابلیت حمل سلاح‌های هسته‌ای، شامل پرتاب با استفاده از چنین فناوری‌های موشک‌های بالستیک، صورت ندهد.»

    آنچه در این بند حائز اهمیت بوده و شایان توجه است، عبارت استفاده شده در ابتدای بند یعنی عبارت «خواسته می­شود» (Call upon) است که از الزام‌­آوری کمتری نسبت به عباراتی نظیر «شورای امنیت تصمیم می­‌گیرد» برخوردار است. در قعطنامه ۱۹۲۹ که در سال ۲۰۱۰ و ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد علیه کشورمان تصویب شد، از عبارت «شورا تصمیم می­‌گیرد» (Decide) برای برنامه موشکی ایران استفاده شده بود. در حالی‌که در قطعنامه ۲۲۳۱، الزام آوری آن به مراتب تغییر کرده است. علاوه بر این، عبارت «طراحی شده برای قابلیت حمل سلاح‌های هسته‌ای» است که در حقیقت بسیار مضیق است. به بیان دیگر حتی موشک‌های بالستیکی که با اعمال تغییرات امکان حمل سلاح هسته‌ای داشته ‌باشند را شامل نمی‌شود؛ چراکه بایستی آن موشکِ بالستیک، برای قابلیت حمل سلاح‌های هسته‌ای طراحی شده باشد و صرف امکان چنین کاربردی برای تحت شمول قرار دادن آن موشک کافی نیست و باعث ممنوعیت و محدودیت در این حوزه فعالیت‌ها نمی‌گردد.

    پس تا مدت هشت سال از روز توافق، ایران متعهد شده است فعالیت‌های حوزه موشک‌های بالستیک خود را وارد مرحله طراحی برای قابلیت حمل سلاح‌های هسته‌ای نکند، و پس از گذشت این مدت این محدودیت نیز برداشته می‌شود. که البته به تصریح مسئولین نظام و از همه مهم‌تر رهبر انقلاب، استفاده از سلاح‌های هسته‌ای در راهبرد دفاعی- نظامی جمهوری اسلامی تعریف نشده و جایگاهی ندارد. پس به تبع این موضوع فعالیت در حوزه موشک‌های بالستیک طراحی شده برای پرتاب سلاح‌های هسته‌ای نیز موضوعیتی نداشته و ندارد.

    ۱۸. آیا ساخت و آزمایش‌ موشک‌های بالستیک که بخش جدایی ناپذیر از برنامه دفاعی جمهوری اسلامی ایران می‌باشند، نقض فاحش قطعنامه ۲۲۳۱ به حساب می‌آید؟

    کشورهای غربی، از جمله سه کشور آلمان، فرانسه و بریتانیا (E3)، ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عرب منطقه، در نامه‌های متعدد به شورای امنیت، ادعا کرده‌اند ایران با توسعه قابلیت‌های موشکی، قطعنامه را «نقض» کرده است. در قـطعنامه ۲۲۳۱ اشـاره‌ای بــه صـنایع متعـارف نظـامی ایـران و موشـک‌هـای بالستیک این کـشور نـشده است. همان طور که اشاره‌ شد، این قطعنامه در پیوسـت دوم صـرفاً از ایران «درخواسـت» کـرده کـه درخصـوص موشـک‌هـای بالسـتیک « طراحی شده برای قابلیت حمل سلاح‌های هسته‌ای» هیچ فعالیتی صــورت‌ نـدهـد. مـوضـوع درخـواسـت‌ شـورا از ایـران درخصوص موشک‌های بالسـتیک در سـند توافـق جـامع و در قطعنامـه‌ ۲۲۳۱‌ ذیـل مـاده ۴۱ گنجانده نشده و صرفاً در بـخش پیوسـت قطعنامه آمده و به لحاظ حقوقی، غـیرالـزام‌ آور است‌. بـنابراین، اجـرانکردن آن از سـوی ایران نقض توافق جـامع نبوده و بـه دلیـل‌ اینکـه‌ جـزو تـعهدات ایـجادشده بـرای ایـران از سوی شورای امـنیت نـیز نیست، اجرا نکردن آن‌ نقض‌ فاحش‌ قطعنامه محسوب نمی­‌شود. همان‌گونه که اشاره شد در بیانیه گـروه ۱+۵ و اتـحادیه اروپا (پیوست دوم قطعنامه) چنین ادعا شده که بـر برنامه موشکی ایران محدودیت‌هایی اعمال شده اسـت، به همین سبب بـه دنـبال‌ صـدور قـطعنامه‌ ۲۲۳۱، جمهوری اسلامی ایران نیز بیانیه‌ای صادر کرد و در آن مواضع کشورمان را درخصوص اجرای‌ برجام‌ و این قطعنامه و موضوعات خارج از توافق که در بیانیه گروه ۱+۵ و اتحادیه اروپا به‌ آن‌ها اشاره شده، رد کرده و تفسیر رسمی خود را ارائه کرده است. همچنین در این بیانیه نیز اشاره شده که چنانچه طرف­‌های توافق، به تعهدات خود در چارچوب توافق عمل نکنند، ایران نیز رفـتار متقابل خواهد داشت.

    شورای امنیت ملل متحد/ قطعنامه ۲۲۳۱ و برجام

    ۱۹. تفاوت قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت ملل متحد با قطعنامه‌های پیشین این شورا در مورد ایران چیست؟

    قطعنامه ۲۲۳۱ مصوب سال ۲۰۱۵ شورای امنیت ملل متحد، تمام قطعنامه‌های تحریمی که ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد و از سال ۲۰۰۶ علیه ایران تصویب شده بودند را خاتمه بخشید؛ به نحوی که هیچ تحریمی ذیل ملل متحد علیه کشورمان باقی نماند و صرفاً چند نظام محدود سازی را جایگزین آن‌ها کرد. قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، دستور برای توقف کلیه فعالیت‌های مربوط به غنی‌سازی را که در قطعنامه‌های پیشین مورد تصریح و تاکید قرار گرفته بود، خاتمه بخشید و فعالیت هسته­‌ای ایران را به رسمیت شناخت. همچنین شورای امنیت ملل متحد در این قطعنامه برخلاف قطعنامه‌های پیشین و به جای منع ایران از انجام آزمایش‌های موشکی، صرفاً از ایران درخواست می‌کند که به مدت هشت سال به فعالیت در حوزه «موشک‌های بالستیک که برای حمل سلاح‌های هسته‌ای» طراحی شده‌اند، نپردازد.

    ۲۰. برخی متخصصین حوزه سیاست خارجی معتقدند قطعنامه‌های مصوب شورای امنیت ملل متحد علیه ایران، فصل هفتمی نبود، آیا این مساله قابل بررسی است؟

    در این خصوص توضیح خاصی نیاز نیست، بلکه صرفاً مراجعه به متن این قطعنامه‌ها کافی است. با جستجو در اینترنت برای نمونه عبارت “UNSCR 1929 Iran”، یکی از قطعنامه‌های تحریمی شورای امنیت علیه کشورمان یعنی قطعنامه ۱۹۲۹ از طریق تارنمای ملل متحد،  قابل دسترسی است.  در صفحه سه این قطعنامه در آخرین بند مقدمه آمده است:

     “Acting under Article 41 of Chapter VII of the Charter of the United Nations,”

    که به صراحت حاکی از فصل هفتمی بودن این قطعنامه دارد. در خصوص باقی قطعنامه‌های صادره از شورای امنیت علیه کشورمان که پس از برجام و به واسطه قطعنامه ۲۲۳۱ خاتمه یافتند نیز این موضوع صادق بوده و قابل راستی آزمایی است.

    ۲۱. قطعنامه­‌های ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد از چه منظری حائز اهمیت است؟

    فصل هفتم منشور ملل متحد با عنوان «اقدام در موارد تهدید علیه صلح – نقض صلح و اعمال تجاوز» است که مواد ۳۹ تا ۵۱ منشور را در خود جای داده است. ماده ۴۱ از فصل هفتم که قطعنامه‌های مصوب شورای امنیت علیه ایران ذیل این ماده به تصویب رسیده بودند اشعار می‌دارد:

    ماده ۴۱- شورای امنیت می‌تواند تصمیم بگیرد که برای اجرای تصمیمات آن شورا مبادرت به چه اقداماتی که متضمن به کارگیری قوای نظامی نباشد لازم است و می‌تواند از اعضای ملل متحد بخواهد که به این قبیل  اقدامات مبادرت ورزند این اقدامات ممکن است شامل متوقف ساختن تمام یا قسمتی از روابط اقتصادی و ارتباطات راه‌آهن ـ دریایی ـ هوایی ـ پستی ـ تلگرافی ـ رادیویی و سایر وسائل ارتباطی و قطع روابط سیاسی باشد.

    در ماده ۴۲ منشور که اهمیت و حساسیت قطعنامه‌های ذیل فصل هفتم را منعکس می‌کند آمده:

    ماده ۴۲- در صورتی که شورای امنیت تشخیص دهد که اقدامات پیش‌بینی شده در ماده ۴۱ کافی نخواهد بود یا ثابت شده باشد که کافی نیست می‌تواند به وسیله نیروهای هوایی ـ دریایی یا زمینی به اقدامی که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین‌المللی ضروری است مبادرت کند. این اقدام ممکن است مشتمل بر تظاهرات و محاصره و سایر عملیات نیروهای هوایی ـ دریایی یا زمینی اعضای ملل متحد باشد.

    از این رو تصویب قطعنامه‌های فصل هفتمی علیه یک کشور می‌­تواند حاکی از باور اعضای شورای امنیت ملل متحد مبنی بر تهدید بودن فعالیت‌های آن کشور برای صلح و امنیت بین‌المللی باشد که در صورت ناکارآمدی عمل به موارد مندرج در ماده ۴۱، ممکن است تحت شرایطی ماده ۴۲ و مفاد آن برای تقابل با کشور موضوع آن قطعنامه به میدان عمل آید.

    ۲۲. اهمیت سال پنجم قبول توافق برجام در چه موضوعی است؟

    طبق متن برجام، تعهدات و تکالیف مختلفی برای طرف‌های برجام در چارچوب‌های زمانی مشخص درج شده؛ اولین سررسید این موعدها پنجمین سال پس از قبول توافق (Adoption day) است یعنی تاریخ ۱۸ اکتبر ۲۰۲۰ (۲۷ مهرماه ۱۳۹۹)که پایان محدودیت‌ها در حوزه خرید و فروش تسلیحات است. بدان معنی که از زمان حصول توافق تا سال پنجم، یک نظام مجوزخواهی برای هرگونه صادرات یا واردات تسلیحات با طرفیت ایران ضروری بود که پس از گذشت این زمان، چنین نظامی به صورت خودکار برداشته شده و مبادلات تسلیحاتی با ایران عادی می­‌شود.

    در ماه­‌های منتهی به این سررسید، آمریکا تلاش فراوانی کرد تا این مدت زمان پنج ساله را در آستانه­ پایان یافتن و از گذار قطعنامه‌­ای در شورای امنیت ملل متحد تمدید کند که با مخالفت اکثریت قریب به اتفاق اعضای شورای امنیت مواجه شد و ناکام ماند.

    تحریم‌ها و برجام

    ۲۳. درحالی که قرار بود هیچ یک از تحریم‌ها تعلیق نشوند و مستقیماً برداشته شود، چرا در متن برجام چندین بار کلمه تعلیق (suspension) آمده‌است؟

    در متن برجام یکبار کلمه Suspension ، دوبار واژه Suspended و سه بار کلمهSuspend  ذکر شده است. برای توضیح تفاوت در معنای این تعلیق، با تعلیق تحریم‌ها لازم است توضیح مختصری درباره نظام اعمال تحریم­‌ها ارائه شود. به لحاظ حقوقی، اعمال تحریم علیه کشوری دیگر، با سازوکارهای مختلفی توسط نهادهای مختلف دنبال می‌شود. در اتحادیه اروپا که یکی از طرف‌های برجام است، برای اعمال هر تحریم دو بخش مورد نیاز است، یک تصمیم شورا (Council Decision ) که جنبه سیاسی دارد و یک آئین نامه شورا (Council Regulation) که جنبه حقوقی- اجرایی دارد. در تمام مجموعاً شش مورد ذکر کلمه تعلیق، اشاره به تصمیم سیاسی شورا داشته و قبل از آن، قاعده حقوقی شورا اختتام یافته است (Terminate).

    به‌عنوان نمونه بند ۱۶ از پیوست ۵ که به برنامه اجرای برجام می‌پردازد می‌خوانیم:

    اتحادیه اروپایی: « مفاد آیین نامه اجرایی شماره ۲۰۱۲/۲۶۷ را لغو و مفاد متناظر در تصمیم شماره ۴۱۳/۲۰۱۰ شورای اتحادیه اروپایی را تعلیق خواهدکرد، به نحو مصرح در بخش های ۱-۱-۱- تا ۳-۱-۱؛ ۵-۱-۱ تا ۸-۱-۱؛ ۱-۲-۱ تا ۵-۲-۱ ؛ ۱-۳-۱ تا ۲-۳-۱پیوست شماره دو (تا جایی که به مواد ۱۶ و ۱۷ تصمیم شماره ۴۱۳/۲۰۱۰ مرتبط می شود) و به نحو مصرح در بخش های  ۳-۳-۱ ، ۱-۴-۱ ۲-۱-۱۰-۱ پیوست شماره دو (تا جایی که به مواد۳۹ ، ۴۳،(الف)۴۳ آئین نامه اجرایی شماره ۲۰۱۲/۲۶۷ مربوط می شود). دولت های عضو اتحادیه اروپایی درصورت لزوم اقدام به لغو یا اصلاح قوانین ملی اجرا کننده تصمیم و آیین نامه اجرایی فوق الذکر خواهند نمود.»

    همانطور که در متن قرائت می­‌شود این تعلیق، به تعلیق تصمیم مذکور اشاره داشته و ارتباطی با آیین نامه اجرایی تحریم ندارد، چراکه آئین­‌نامه اجرایی تحریمی لغو شده است.

    ۲۴. چرا پس از برجام فقط تحریم‌های هسته‌ای برداشته شد؟

    آن‌چه در روند مذاکرات، موضوع مذاکره و در نهایت توافق بود، مساله هسته‌ای بود و لاغیر؛ در حقیقت هیچ یک از موضوعات و چالش­‌های ساختگی غربی­‌ها همچون مسائل منطقه­‌ای، موشکی، حقوق بشر و تروریسم موضوع مذاکره نبود. با توجه به اینکه در سازوکار وضع تحریم، اصولاً برای هر تحریم یک یا چند موضوع ویژه انتخاب می­‌شود، در خصوص کشور ما، بخشی از این تحریم‌های ظالمانه با موضوعات ساختگی چون حقوق بشر و تروریسم وضع شده و از همین­‌رو به دلیل تمرکز مذاکرات بر صرف مسائل هسته­‌ای، برداشتن تحریم‌های هسته‌ای قابل درج در توافق بود که چنین مقرر شد؛ با این وجود در مواردی برخی تحریم­‌ها با موضوع غیر هسته­‌ای نیز، پس از طی روندی برداشته شدند.

    آمریکا و برجام

    ۲۵. آیا مساله خروج از برجام (همچون خروج آمریکا) در متن برجام پیش‌بینی شده است؟

    در برجام به دلیل ماهیت سیاسی توافق، عملاً سازو کار خروج به نحوی که در معاهدات بین‌المللی درج می‌شود موجود نیست. با این حال به دلیل وجود احتمال عمل نکردن برخی طرف‌های توافق به تعهداتشان یا خروج از توافق، بند ۲۶ در برجام درج شده است که بیان می‌دارد:

    «اتحادیه اروپایی فارغ از فرآیند حل و فصل اختلافات پیش بینی شده در این برجام، از بازگرداندن یا تحمیل مجدد تحریم‌هایی که اجرای آنها را وفق این برجام لغو کرده است، خودداری می‌کند. هیچ گونه تحریم جدید هسته‌ای شورای امنیت و هیچ گونه تحریم جدید هسته‌ای اتحادیه اروپایی یا اقدامات محدودیت‌ساز وجود نخواهد داشت. ایالات متحده، با حسن نیت، نهایت تلاش خود را برای دوام این برجام و پیشگیری از ایجاد تداخل در تحقق متمتع شدن ایران از لغو تحریم­‌های مشخص شده در پیوست ۲ به عمل خواهد آورد. دولت ایالات متحده فارغ از فرآیند حل و فصل اختلافات پیش بینی شده در این برجام، در چارچوب نقش مشخص رئیس جمهور و کنگره، از بازگرداندن یا تحمیل مجدد تحریم­‌های مشخص شده در پیوست ۲ که اعمال آنها را وفق این برجام متوقف کرده است، خودداری می­‌کند. دولت ایالات متحده، در چارچوب نقش مشخص رئیس جمهور و کنگره، از اعمال تحریم­‌های جدید مرتبط با هسته­‌ای خودداری خواهد کرد. ایران اعلام کرده است که تحمیل یا بازگرداندن تحریم­‌های مشخص شده در پیوست دو یا وضع تحریم‌های جدید هسته‌ای را به منزله مبنایی برای توقف کلی یا جزیی اجرای تعهدات خود وفق این برجام، تلقی خواهد کرد.»

    از این‌رو به وضوح قابل نتیجه­‌گیری است که در زمان توافق نیز، تیم مذاکره کننده، احتمال بدعهدی و عدم پایبندی هریک از طرف­‌های توافق به تعهداتشان را مدنظر قرار داده و از همین جهت بخش آخر بند مذکور به عنوان محکم­‌ترین ضمانت اجرای قابل دسترسی، یعنی بازگشت به حالت سابق در توافق گنجانده شده است. ایران با استناد به همین بند از توافق پس از خروج یکجانبه آمریکا و وضع غیرقانونی مجدد تحریم­‌های خود علیه ایران، گام­‌های پنج‌گانه هسته­‌ای را اتخاذ کرده و اکنون با حفظ موقعیت خود به عنوان یکی از طرف­‌های توافق، خود را متعهد به هیچ از تعهدات برجام نمی­‌داند.

    ۲۶. چرا در برجام تضمینی از آمریکا گرفته نشده است تا این کشور را مجبور به پایبندی به توافق کند؟

    گرفتن ضمانت در عرصه بین‌الملل به معنای عام و مصطلح آن عملاً ممکن نیست؛ چراکه هیچ کشوری حاضر به چشم‌پوشی از حاکمیت خود در اعمال نفوذ به‌عنوان یک بازیگر در عرصه بین‌الملل نیست؛ بدین معنی که هیچ کشوری را در صورتی که تصمیم به عملی بگیرد نمی‌توان مجبور به امر دیگری کرد. اما آنچه در حقیقت ضمانت اجرای پایبندی به مفاد یک توافق بین‌المللی در نظر گرفته می‌شود دو طرفه بودن حقوق و تکالیف در آن توافق است. به نحوی که هریک از طرف‌ها بدانند در صورت عمل نکردن به تکالیف‌شان، طرف مقابل نیز تکالیف برآمده از متن توافق را که مطلوب اوست نقض می‌کند و عملاً عدم پایبندی به تعهدات هزینه‌زا می‌شود. این مورد به خوبی در چندین بند برجام دیده شده است؛ از جمله در بندهای ۲۶ و ۳۶ که ایران با استناد به همین بند به توقف تعهدات هسته‌ای خود پرداخت.

    ۲۷. اگر برجام توافق خوبی بود، چرا آمریکا هم تمایلی به ادامه آن نداشت و از آن خارج شد؟

    پاسخ این سوال تا حدی درون خود سوال نهفته‌ است؛ در حقیقت در صورتی که دولت ایالات متحده که در موقعیت‌های متعدد دشمنی خود با ملت ایران را نشان داده است، منافع حاصله از این توافق برای خود را در مقابل تعهدات و تکالیف خود، قابل قبول می‌دید سعی بر ابقای وضع موجود و ادامه طرفیت در برجام داشت؛ در مقابل خروج ایالات متحده از برجام و تلاش برای برهم زدن آن، اگرچه مطلوب نیست، لیکن حاکی از این واقعیت است که از دید آمریکایی‌ها، داده‌ها و ستانده‌های برجام در راستای منافع‌شان نبوده و مطلوب آن‌ها نیست.

    ۲۸. آیا اگر امریکا بخواهد به برجام بازگردد، این امکان وجود دارد؟ ما آن را می‌پذیریم؟

    در خصوص این مساله فصل‌الخطاب سخنان رهبر معظم انقلاب است که در بیانات در ابتدای درس خارج فقه مورخ ۲۶ شهریور ۱۳۹۸ فرمودند:

    «رئیس‌جمهور محترم، وزیر خارجه، مسئولین کشور همه یک‌صدا، یک‌زبان گفتند که ما با آمریکا مذاکره نخواهیم کرد؛ نه مذاکره دوجانبه، نه مذاکره‌ چندجانبه. اگر آمریکا حرف خودش را پس گرفت و به آن معاهده‌ هسته‌ای‌ که نقض کرده بود برگشت و توبه کرد و شد عضو کشورهای معاهده‌کننده، آن وقت در جمع کشورهای معاهده‌کننده که شرکت می‌کنند و با ایران صحبت می‌کنند، او هم شرکت کند؛ بدون آن، هیچ گونه مذاکره‌ای در هیچ سطحی بین مسئولین جمهوری اسلامی و آمریکایی‌ها اتّفاق نخواهد افتاد؛»

    این به معنای امکان پذیرش مشروط آمریکا در برجام است؛ پذیرشی مشروط به ایفای تعهدات برجامی که این کشور تا امروز نقض کرده است.

    ۲۹. بدعهدی آمریکا در تاریخ رابطه با ایران بسیار واضح و روشن بود؛ پس چرا باز هم به دام آمریکا افتادیم؟

    ایران بعد از انقلاب اسلامی در هیچ توافق خاصی مانند برجام با ایالات متحده طرف نبوده که تجربه آن توافق خاص را مدنظر قرار دهیم؛ اما «عهدنامه مودت، روابط اقتصادی و حقوق کنسولی» که در سال ۱۹۵۵ میلادی (۱۳۳۴ هجری شمسی) بین ایران و ایالات متحده منعقد شد، حتی پس از انقلاب از جانب طرف‌ها معتبر و قابل استناد بود که حتی نزد دیوان بین‌المللی دادگستری نیز چندین بار از طرف ایران مورد استناد قرار گرفت. اعتبار این عهدنامه ادامه داشت تا اینکه پمپئو وزیر خارجه ترامپ در اکتبر ۲۰۱۸، حدود پنج ماه پس از خروج از برجام از این توافق ۶۳ ساله بین دو کشور خارج شد. در حقیقت دشمنی ایالات متحده با جمهوری اسلامی بر کسی پوشیده نیست، اما تجربه موجود حاکی از این بود که در صورت حصول توافق، خصوصاً در روندی که خود آمریکایی‌ها اصرار به آغاز آن را داشتند، خودشان از آن توافق خارج نشوند و در مقابل احتمال خروج ایران از این توافق به مراتب بیشتر بود. با این وجود احتمال خروج طرف‌های مقابل ایران از نظر دور نماند و سازوکار مندرج در بندهای ۲۶ و ۳۶ برجام به صراحت موضع ایران را چنین اعلام می‌کند:

    «… . ایران اعلام کرده است که تحمیل یا بازگرداندن تحریم‌های مشخص شده در پیوست دو یا وضع تحریم‌های جدید هسته‌ای را به منزله مبنایی برای توقف کلی یا جزیی اجرای تعهدات خود وفق این برجام، تلقی خواهد کرد.»

    ۳۰. ایالات متحده با خروج از برجام و وضع مجدد تحریم‌های ظالمانه خود علیه ملت ایران، آشکارا قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت ملل متحد را نقض کرده، عدم پایبندی آمریکا به قطعنامه‌های شورای امنیت و نقض صریح آن‌ها چند بار اتفاق افتاده است؟ آیا این موضوع قابل پیش‌بینی نبود؟

    از زمان تاسیس ملل متحد، یعنی سال ۱۹۴۵ میلادی (حدود ۷۵ سال پیش) تا امروز اولین بار است که یک عضو دائم شورای امنیت، به نقض اساسی و صریح یک قطعنامه مصوب شورا دست می‌زند. بدین معنی که نقض قطعنامه شورای امنیت، که در اینجا قطعنامه ۲۲۳۱ مد نظر ما است، نه‌تنها توسط ایالات متحده که توسط هیچ یک از پنج عضو دائم شورا اتفاق نیافتاده است. از این‌رو احتمال این اقدام بسیار پایین تحلیل می‌شد؛ که البته شاهد بودیم ایالات متحده هیچ خط قرمزی برای خود، حتی در مورد تصمیمات شورای امنیتی که با نابرابری در آن حق وتو دارد نیز متصور نیست. با این‌همه، با بررسی بخش پایانی بند ۲۶ برجام، این واقعیت قابل درک است که با وجود احتمال بسیار اندک خروج آمریکا از توافقی که ضمیمه یک قطعنامه شورا است، تیم مذاکره کننده ایرانی از این احتمال غفلت نکرده و اعلام داشته در صورت وقوع چنین مسائلی، عمل له تعهدات خود را به صورت جزئی یا کلی متوقف خواهد کرد که نتیجه آن گام­‌های پنج‌گانه کاهش تعهدات هسته­‌ای در پاسخ به خروج آمریکا از برجام و وضع مجدد تحریم­‌ها بود.

    منبع: ایسنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • تحریم ۱۰ساله تسلیحاتی هفته بعد رفع می‌شود

    تحریم ۱۰ساله تسلیحاتی هفته بعد رفع می‌شود

    تحریم ۱۰ساله تسلیحاتی هفته بعد رفع می‌شود

    به گزارش خبرنگار مهر، حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس‌جمهور صبح امروز(چهارشنبه) در جلسه هیئت دولت اظهار کرد: در هفته پایانی ماه صفر هستیم و ایام رحلت پیامبر عظیم الشان اسلام، شهادت امام مجتبی علیه السلام و همچنین شهادت مولای ما حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام است. لازم می دانم از همه مردم متدین و فهیم و عاشق خاندان رسالت تشکر کنم که در دوران عزاداری اربعین همه استانداردها را رعایت کردند و علیرغم اشتیاقی که مردم به زیارت ابی عبدالله الحسین و راهپیمایی و مجالس عزای حضرت داشتند، راهپیمایی انجام نشد، سفر به عراق انجام نشد و عزاداری ها هم در چارچوب پروتکل‌های بهداشتی انجام گرفت و از مردم عزیز و عاشق خاندان رسالت سپاسگذاری می‌کنیم.

    روحانی افزود: همچنین از مردم خواهش می‌کنیم که در ایام پایانی ماه صفر و ایام مصیبت و عزایی که در پایان ماه داریم همچنان همه دستورات بهداشتی را مراعات کنند.

    وی همچنین گفت: مردم عزیز ما از پیشوایان دینی خود همواره درس‌های مهمی را برای زندگی فردی و جمعی خود آموخته اند و می آموزند اما نسبت به زندگی پیامبر اسلام باید بیش از آنچه که انجام گرفته درس آموزی کنیم و زندگی پیامبر بالاترین شخصیت تاریخ انسانی است؛ نه قبل از او کسی به آن مقام آمد و نه بعد از او کسی به آن مقام خواهد آمد. او که اشرف مخلوقات بود و اخلاقش پیام بود و زندگی اش الگو بود که پیامبر در قرآن مجید با همین صفات توصیف شده است، او الگو و نمونه برای همه ما بود. این پیغمبر هم جنگ داشت و هم صلح، این پیامبر بزرگ تاریخ هم عملیات تهاجمی داشت و هم تدافعی. این پیامبر روزهایی پیروز شد و روزهایی دچار شکست شد. این پیامبر حکومت را بر مبنای قانون و پیمان اداره کرد.

    رئیس‌جمهور تاکید کرد: پیامبری بود که وقتی با مردم مکه صلح کرد قرآن آن را فتح مبین نامید و بزرگترین پیروزی های پیامبر در سایه آن صلح بود، بیش از آنچه پیامبر در میدان جهاد کسب کرد. آنجا که نیروی کافی برای جنگ بود پیامبر فرمان جنگ می داد و آنجا که تعداد دشمنان و ابزار آنها بیشتر بود فرمان دفاع می داد. در جنگ احزاب و خندق پیامبر در پناه قدرت ایمان و قدرت خندق در برابر دشمنان ایستاد. تمام کفار و اهل کتاب در مدینه احساس امنیت می کردند و هیچ جایی را در جزیره العرب بر مدینه ترجیح نمی دادند. امنیت مردم در هر دین و مرام و سلیقه ای که بودند در حکومت پیامبر حفاظت و حراست می شد. پیامبر همه سنن نادرست را زدود و از بین برد. تبخترهای نابجا، غرور نابجا و آنچه که در آن جامعه نسبت به زنان و جوانان متاسفانه روا می‌شد و حتی به خود اجازه می‌دادند دختران را زنده به گور کنند، پیامبر عظمتی به زنان داد همسان با مردان و این کار، کار کوچکی نیست.

    روحانی ادامه داد: جامعه‌ای که دختر را ننگ می‌دانست تبدیل شد به جامعه‌ای که تولد دختر را رحمت می نامید و میدانست این دختر رحمت را در خانه آورده و احترام پسران و دختران مساوی شد و عبادت هر دو یکسان شد و حقوق آنها حقوق عادلانه شد. اینکه در دوران پیامبر جوانان مقام پیدا کردند و پیامبر یک جوانی را(اسامه) به بزرگترین لشکر خود فرماندهی بخشید و به تمام اصحاب و یاران خود گفت در برابر این فرمانده جوان باید تسلیم و تابع باشید، پیامبری که در جامعه اعتدال آورد و با این اعتدال بود که ما می‌بینیم قرآن امت ما را امت وسط نامید.

    وی افزود: مردم مسلمان زمان پیامبر عنوانی که قرآن برای آنها می‌پسندد، اعتدال است و می گوید این امت امت میانه است، امت وسط است، نه افراط می‌کند و نه تفریط. سنن نوین انسانی را در جامعه مستقر کرد. علم به عنوان ننگ بود، یک بزرگ قبیله برای اینکه چیزی می‌خواند یا می نوشت پیش خدمت مخصوص داشت و اگر او می خواست بخواند یا بنویسد این خواندن و نوشتن ننگ بود و پیامبر علم و تزکیه را اساس فضیلت قرار داد.

    رئیس‌جمهور گفت: پیامبر بهداشت و نظافت را به عنوان یک الگوی مهم برای مردم تثبیت کرد، الگویی که جامعه اروپا بعد از قرن ها به حمام نرفتن افتخار می‌کرد. لویی چهاردهم می‌گفت من یک سال تمام است که بدن من آب ندیده. این‌ها بعد از قرن‌ها پس از آمدن پیامبر افتخار می‌کردند اما پیامبر آن روز نظافت و پاکیزگی را و شستن حداقل ۵ نوبت دست و صورت را برای نمازهای پنج گانه و در شرایطی غسل را برای مردم واجب کرد و در همه حال نظافت را به عنوان یک اصل تبیین کرد.

    روحانی در ادامه با بیان اینکه ۲۷ مهر تحریم‌های تسلیحاتی ایران برداشته خواهد شد، گفت:  از یکشنبه هفته بعد ما می‌توانیم اسلحه از هر که خواستیم بخریم یا بفروشیم.

    ادامه دارد…

     

    اخبار سیاسی |

  • آلمان: به حفظ و اجرای برجام پایبندیم

    آلمان: به حفظ و اجرای برجام پایبندیم

    آلمان: به حفظ و اجرای برجام پایبندیم

     

    اعتمادآنلاین| نمایندگی دائم دولت فدرال آلمان در سازمان ملل متحد دوشنبه شب به وقت تهران طی پیامی با تکرار این ادعا که برلین همچنان به حفظ و اجرای برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ متعهد است، از آنچه اقدامات ایران برخلاف برجام خواند، ابراز نگرانی کرد.

    در این پیام که در حساب توئیتری رسمی نمایندگی دائم دولت فدرال آلمان در سازمان ملل متحد منتشر شده، آمده است: «آلمان همچنان به حفظ و اجرای کامل قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت و برجام پایبند است. خروج آمریکا از برجام و اعمال مجدد تحریم‌های این کشور علیه ایران باعث تأسف است، اما آلمان از اقداماتی که ایران برخلاف بندهای کلیدی مرتبط با مسائل هسته‌ای در برجام صورت داده نیز نگران است.»

    نمایندگی دائم آلمان در سازمان ملل متحد در حالی مدعی پایبندی این کشور به برجام شده و از «اقدامات ایران برخلاف بندهای هسته‌ای برجام» ابراز نگرانی کرده است که ایران از سال گذشته به دلیل کوتاهی‌ مکرر طرف‌های اروپایی برجام در اجرای تعهداتشان اقدام به تعدیل مرحله به مرحله تعهدات هسته‌ای خود ذیل برجام کرده تا از این طریق توازن نسبی را در برجام برقرار کند.

    توافق هسته‌ای موسوم به برجام که در سال ۲۰۱۵ بین ایران و کشورهای موسوم به ۱+۵ (شامل ۵ عضو دائم شورای امنیت + آلمان) منعقد شد، از اواسط سال ۲۰۱۸ به‌دلیل اقدامات یکجانبه آمریکا و بدعهدی طرف‌های اروپایی در وضعیت بدی قرار گرفته است.

    پس از آن‌که دولت آمریکا با اعلام خروج از برجام در اردیبهشت‌ماه ۹۷ تحریم‌های یکجانبه خود علیه ایران را بازگرداند و حتی اقدام به وضع تحریم‌های سنگین‌تر از گذشته کرد، طرف‌های اروپایی برجام وعده دادند که با اتخاذ اقداماتی، پیامدهای منفی خروج آمریکا از برجام را جبران خواهند کرد.

    اما با گذشت یک سال از خروج آمریکا از برجام، طرف‌های اروپایی برجام به هیچ‌یک از وعده‌ها و حتی تعهدات تصریح‌شده خود در برجام عمل نکردند و در نهایت شورای‌عالی امنیت ملی ایران روز چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸‌ در واکنش به کوتاهی کشورهای اروپایی در اجرای این وعده‌ها و تعهدات، در بیانیه‌ای اعلام کرد جمهوری اسلامی ایران در راستای صیانت از امنیت و منافع ملی و حقوق تصریح‌شده خود مندرج در بندهای ۲۶ و ۳۶ برجام، برخی اقدامات خود ذیل برجام را متوقف خواهد کرد.

    در ادامه ایران طی ۵ مرحله با فواصل ۶۰روزه اقدام به کاهش تعهدات هسته‌ای خود ذیل برجام کرد و بین این مراحل به طرف‌های اروپایی اعلام کرد که اگر آنها به تعهدات خود ذیل برجام عمل کنند، ایران آمادگی دارد که برای بازگشت به تعهدات هسته‌ای خود ذیل برجام با آنها مذاکره کند.

    در پی تداوم بی‌اعتنایی طرف‌های اروپایی برجام به تعهدات خود ذیل این توافق چندجانبه، جمهوری اسلامی ایران شامگاه یکشنبه ۱۵ دی‌ماه ۱۳۹۸ در بیانیه‌ای اعلام کرد که در گام پنجم کاهش تعهدات خود، آخرین مورد کلیدی از محدودیت‌های عملیاتی خود در برجام، یعنی «محدودیت در تعداد سانتریفیوژها» را کنار می‌گذارد، بدین ترتیب برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران دیگر با هیچ محدودیتی در حوزه عملیاتی (شامل ظرفیت غنی‌سازی، درصد غنی‌سازی، میزان مواد غنی‌شده، و تحقیق و توسعه) مواجه نیست و من‌بعد برنامه هسته‌ای ایران صرفاً بر اساس نیازهای فنی خود پیش خواهد رفت.

    در این بیانیه نیز تأکید شد که که همکاری جمهوری اسلامی ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همچون گذشته ادامه خواهد یافت و در صورت رفع تحریم‌ها و منتفع شدن ایران از منافع برجام، جمهوری اسلامی ایران آماده بازگشت به تعهدات برجامی خود است.

    طرف‌های اروپایی برجام در واکنش به گام‌های پیاپی ایران در کاهش تعهدات هسته‌ای خود به‌منظور ایجاد توازن در برجام، نه‌تنها به کوتاهی‌های خود در اجرای تعهداتشان ذیل برجام ادامه داده‌اند، بلکه بارها در موقعیت‌های مختلف ایران را به عدم پایبندی به برجام متهم کرده و مدعی شده‌اند که ایران برجام را به خطر انداخته است.

    منبع: تسنیم