برچسب: بانک

  • ساعت کار بانک‌های خصوصی از ۱۵ آذرماه اعلام شد

    ساعت کار بانک‌های خصوصی از ۱۵ آذرماه اعلام شد

    ساعت کار بانک‌های خصوصی از ۱۵ آذرماه اعلام شد

     

    اعتمادآنلاین| کانون بانک‌ها مؤسسات اعتباری خصوصی طی نامه‌ای به اعضا این کانون در خصوص ساعت کار بانک‌ها و مؤسسات اعتباری خصوصی از تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۹۹ اعلام کرد و نوشت: در پی رعایت پروتکل‌های بهداشتی اعلام شده از سوی ستاد ملی کرونا توسط مردم، ستاد مزبور اعلام نموده است هشدار وضعیت قرمز ۱۶۰ شهر به ۶۴ شهر تنزل یافته و به وضعیت نارنجی تغییر یافته است. از این رو کارکنان بانک‌ها و مؤسسات اعتباری خصوصی در مجموعه تمامی ادارات و یا شعب حداکثر به تعداد ۵۰ درصد از آنان در شهرهایی با وضعیت قرمز، دو سوم آنان، در شهرهایی با وضعیت نارنجی (از جمله کلان شهرهای تهران، البرز، قم و… و.) سایرین در شهرهایی با وضعیت زرد به میزان ۱۰۰ درصد حضور خواهند یافت.

    بدین ترتیب در شهرهای با هشدار قرمز به میزان ۵۰ درصد و با هشدار نارنجی به تعداد یک سوم آنان می‌توانند به صورت نوبتی از دورکاری استفاده نمایند.

    خاطر نشان می‌نماید استفاده از رویه دورکاری هرگز نبایستی موجب تعطیلی یا عدم ارائه خدمات بر هیچ یک از رسته‌های تخصصی و با امور بانکی گردد. ضمناً ساعات پذیرش مراجعین در ایام هفته کماکان ۸ بامداد الی ۱۴ و روزهای پنجشنبه تا ۱۲:۳۰ خواهد بود. مجدداً خواهشمند است دستور فرمایند رعایت پروتکل‌های بهداشتی در کلیه واحد مستمرا توسط مدیران آنها مورد کنترل و نظارت قرار گیرد.

    منبع: مهر

  • تصمیم جدید برای کنترل ترازنامه بانک ها

    تصمیم جدید برای کنترل ترازنامه بانک ها

    تصمیم جدید برای کنترل ترازنامه بانک ها

    اعتمادآنلاین| در تداوم برنامه‌های بانک مرکزی برای کنترل تورم و به منظور بهبود کیفیت ترازنامه بانک‌ها و موسسات اعتباری غیربانکی، پیشنهاد بانک مرکزی مبنی بر اعمال “سیاست احتیاطی کنترل رشد ترازنامه شبکه بانکی” توسط شورای پول و اعتبار تصویب شد.

    شورای پول و اعتبار در جلسه عصر دیروز به ریاست عبدالناصر همتی پیشنهاد بانک مرکزی مبنی بر اعمال “سیاست احتیاطی کنترل رشد ترازنامه شبکه بانکی” را به شرح زیر تصویب کرد:

     بانک مرکزی به منظور اعمال مدیریت و نظارت بر ترازنامه بانک‌ها و مؤسسات اعتباری غیر بانکی، سیاست کنترل مقداری ترازنامه را با اولویت سایر دارایی‌ها و دارایی‌های خارجی در کنار سایر سیاست‌های نظارتی مدنظر قرار ‌دهد.

    سیاست کنترل مقداری ترازنامه شامل اعمال محدودیت در وجه نقد، سپرده‌ها نزد بانک مرکزی، اوراق بدهی دولتی، تعهدات مشتریان بابت گواهی اعتبار مولد و اعتبارات پیشران زنجیره تولید نمی‌شود.

    بانک مرکزی می‌تواند رشد ترازنامه بانک‌ها و مؤسسات اعتباری غیربانکی را بر حسب وضعیت مالی و نوع ماموریت آن‌ها تعدیل کند؛ به‌گونه‌ای که برای بانک‌های با وضعیت مالی نامناسب محدودیت بیشتری و برای بانک‌های با وضعیت مالی مناسب‌تر، محدودیت کمتری اعمال کند.

    لازم به توضیح است که رئیس کل بانک مرکزی هفته گذشته اعلام کرده بود برای کاهش فشار تورمی در بازارها از سایر روش های جایگزین سیاست افزایش سود استفاده خواهد کرد.

    منبع: ایسنا

  • بی تاثیری تحریم‌ ۱۸ بانک بر تجارت ایران

    بی تاثیری تحریم‌ ۱۸ بانک بر تجارت ایران

    بی تاثیری تحریم‌ ۱۸ بانک بر تجارت ایران

    اعتمادآنلاین|  واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست می‌گوید وضع تحریم بر کل بخش مالی ایران توسط آمریکا تاثیر چندانی بر وضعیت اقتصاد ایران و رشد آن نخواهند داشت. دولت آمریکا ۸ اکتبر در راستای سیاست فشار حداکثری، کل بخش مالی ایران را هدف تحریم‌ها قرار داد و بر این اساس هرگونه تبادل بانکی با ایران با استفاده از سیستم مالی آمریکا را به‌ جز تبادلات بشردوستانه ممنوع کرد.

    واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست در گزارش خود در خصوص تحریم‌های جدید آمریکا که ۱۸ بانک ایرانی را هدف قرار داده است نوشت: «انتظار نداریم که تحریم‌ها و محدودیت‌های جدید آمریکا علیه ایران تاثیر فزاینده مهمی بر تجارت و اقتصاد ایران داشته باشد. بر این اساس، ما در پیش‌بینی خود مبنی بر رشد منفی ۱۲ درصدی اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۰ را تغییر نمی‌دهیم. تحریم‌های گسترده و شیوع ویروس کرونا دو عاملی هستند که رشد منفی ۱۲ درصدی اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۰ را موجب می‌شوند.»

    اکونومیست در تشریح علت محدود بودن تاثیر تحریم‌های جدید می‌گوید: «بانک‌های مهم ایران در جمع ۷۰ موسسه مالی قرار داشتند که نوامبر ۲۰۱۸ در پی خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام تحت بعضی محدودیت‌ها قرار گرفتند. آمریکا شش ماه قبل از این تاریخ از توافق هسته‌ای خارج شده بود و در این تاریخ به معافیت‌های تحریمی ایران که با اجرایی شدن توافق هسته‌ای حاصل شده بود پایان داد. بر این اساس بخش مالی ایران از استفاده از سیستم تبادلات مالی بین‌المللی موسوم به سوئیفت که بر پایه دلار قرار دارد محروم شد. در فوریه سال جاری نیز نام ایران به فهرست سیاه گروه اقدام مالی موسوم به اف ای تی اف بازگشت و نسبت به هرگونه تبادل مالی با ایران هشدار داده شد. علاوه بر اینها، انبوه مقررات تحریمی ضد ایران، تجار و بانک‌های خارجی را حتی برای انجام معاملات مجاز با این کشور بی‌میل کرده و تجارت کالاهای غیرنفتی ایران نیز طی دو سال گذشته کاهش داشته است. بنابراین تحریم‌های اخیر وضع شده علیه کل سیستم بانکی ایران تاثیری محدود خواهد داشت. »

    اکونومیست می‌افزاید: «هجده بانک ایرانی هدف تحریم‌های جدید آمریکا قرار گرفته‌اند و تنها مجاز به همکاری با بانک‌های خارجی در زمینه مبادلات مالی برای غذا و سایر اقلام بشردوستانه هستند. محروم کردن دولت ایران از منابع مالی برای توسعه برنامه هسته‌ای و موشکی خود و ترویج تروریسم و حمایت از شبکه‌های تروریستی، هدف اعلامی این تحریم‌ها عنوان شده است. اما در واقع بخش اندکی از تجارت بین‌المللی ایران از طریق کانال‌های رسمی مالی انجام می‌شود (به‌ جز اقلام معاف شده از تحریم‌ها). پیچیدگی قوانین و مقررات تحریمی ضد ایران و ترس شرکت‌ها از نقض حتی سهوی تحریم‌های ایران، تبادلات مالی رسمی با ایران را بسیار محدود کرده است.»

    اکونومیست می‌گوید دونالد ترامپ با وضع این تحریم‌ها خواسته قدرت خود در صحنه سیاست خارجی را نمایش دهد. در این گزارش آمده است: «دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا با وضع این تحریم‌ها در واقع خواسته است در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا قدرت خود در عرصه سیاست خارجی را به رخ بکشد. او و تندروهای ضدایرانی حاضر در دولت وی همچنین از این خشمگین هستند که تلاش‌هایشان در ماه سپتامبر برای فعال‌کردن مکانیسم ماشه و تمدید تحریم تسلیحاتی سازمان ملل علیه ایران بی نتیجه مانده و دیگر امضاکنندگان برجام و شورای امنیت اعتنایی به این خواست آمریکا نکرده‌اند.»

    این موسسه می‌گوید تحریم‌های جدید از یکسو با بی‌اعتنایی علنی دیگر کشورها مواجه شده و از سوی دیگر به خاطر تاثیر منفی بر مبادلات بشردوستانه مورد انتقاد شدید قرار دارد. بر اساس گزارش رادار اقتصاد اکونومیست می‌گوید: «محمدجواد ظریف وزیر خارجه ایران اخیراً از تلاش غیرانسانی آمریکا برای مسدودکردن دسترسی محدود ایران به غذا و دارو سخن گفت و موضع وی با ابراز همدردی قابل‌توجه در سطح بین‌الملل مواجه شد، چه اینکه همه‌گیری ویروس کرونا نیز تاثیری شدید بر ایران گذاشته است.»

    منبع: ایلنا

  • حقایقی تکان دهنده از نابودی ارزش پول ملی، نرخ ارز و بانک ها در ایران از زبان فرشاد مومنی

    حقایقی تکان دهنده از نابودی ارزش پول ملی، نرخ ارز و بانک ها در ایران از زبان فرشاد مومنی

     

    حقایقی تکان دهنده از نابودی ارزش پول ملی، نرخ ارز و بانک ها در ایران از زبان فرشاد مومنی

     

    اعتمادآنلاین|  فرشاد مومنی که در یک نشست مجازی از محل موسسه دین و اقتصاد و با موضوع سیاست های ارزی دوران دفاع مقدس سخن می گفت، توضیح داد: در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ بدون اینکه نیاز باشد یک دلار صرف تثبیت نرخ ارز کنیم نرخ رسمی ارز در کل این دوره با ثبات باقی مانده است. از ۱۳۶۹ تا ۱۳۹۹ چیز بالغ بر ۳۳۰ میلیارد دلار ذخایر استراتژیک ارزی کشور تحت عنوان ثبات بخشی به نرخ ارز در بازار سیاه ارز هدر داده شده است. نتیجه‌ی عملی کار این بود از ۱۳۶۹ تا امروز نرخ ارز در بازار آزاد ۴ هزار برابر شده است. پس در هشت ساله‌ی جنگ بدون یک سنت هزینه کردن تحت این عنوان با خرد و دانایی و نگرش تولید محور و توسعه‌گرا نرخ رسمی ارز ثابت مانده و در دوره‌ی بعد از آن عزیزان ۳۳۰ میلیارد دلار به اسم تثبیت نرخ ارز هزینه کردند، در این دوره قیمت ارز ۴ هزار برابر افزایش پیدا کرده است.

    وی گفت: همه‌ی ماجرا این نیست که ذخیره‌ی استراتژیک سرنوشت ساز را نابود کردند مسئله این است که در کانال‌هایی افتاده اند که برای ما لوکس گرایی در الگوی مصرف، سوء تخصیص منابع، نابرابری، دامن زدن به اثر چشم و هم چشمی، ترویج الگوی مصرف وابسته، ترویج الگوی تولید وابسته و سقوط رابطه‌ی مبادله و بی‌ثباتی دائمی در اقتصاد کلان، فرو ریختن امنیت مالکیت و… به همراه داشته است. برای اینکه نشان دهم پدیده‌ی تسخیر شدگی در فرایندهای تصمیم‌گیری و تخصیص منابع چگونه رخ داده است و چگونه منافع تولیدکنندگان و فرودستان به کلی در حاشیه قرار گرفته و منافع دلال‌ها، رباخورها، واردکننده‌ها در اولویت قرار گرفته است، همه‌ی کسانی که دل در گروی استقلال و آزادی و عدالت اجتماعی و توسعه در ایران دارند دعوت می‌کنم گزارش شاخص رقابت پذیری WEF مجمع جهانی اقتصاد را در سال ۲۰۱۹ مورد مطالعه قرار دهند. کاش رسانه‌های فراگیر هم کمی مسئولانه‌تر برخورد کنند و درباره‌ی مسائل سرنوشت ساز ملّی باب گفتگوهای ملّی را باز کنند.

    دکتر مومنی گفت: در این گزارش که مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۱۹ منتشر کرده است گفته می شود رتبه‌ی ایران در اثر بی‌ثبات سازی‌ها از نظر ثبات ملّی از آخر رتبه‌ی پنجم است. در شرایط کنونی در تمام دنیا فقط چهار کشور وجود دارند که از نظر بی‌ثباتی مالی اوضاع بدتری از ایران دارند. این مسئله منحصر به بازی فاسد و ضد توسعه با نرخ ارز نمی شود باید به آن بازی دلال معابانه و سوداگرانه در بورس، طلا، مسکن و زمین را اضافه کرد. زمانی که برآیند آنها با شاخص ثبات مالی توسط WEF اندازه‌گیری شده و گزارش آن در سال ۲۰۱۹ انتشار جهانی پیدا کرد نشان داده شد که فقط اوضاع چهار کشور از ما بدتر است و این نشان می‌دهد ما تولیدکنندگان را با چه ابعادی از بی‌ثباتی و نااطمینانی و بی‌پناهی به رقابت با اقتصادها و بنگاه‌های دیگر در مقیاس جهانی فرا خوانده‌ایم.

    دکتر مومنی متذکر شد:  آن چیزی که نشان دهنده‌ی عمق تسخیر شدگی هست و واقعاً اگر حساب و کتاب جدّی وجود داشته نهاد نظارتی ما فقط به اعتبار همین شاخص منهای همه‌ی آسیب پذیری‌ها و بحران‌ها و فاجعه‌هایی که سیاست‌های نابخردانه‌ی تعدیل ساختاری بر سر ایران آورده باید بلافاصله یک اعلام وضعیت فوق العاده در زمینه‌ی بازآرایی سیستمی نظام قاعده‌گذاری‌های اساسی کشور کند  این است که گفته می شود رتبه‌ی ایران در زمینه‌ی تنظیم‌گری مالی با تمرکز بر تنظیم‌گری بانک‌ها از نظر سستی و بی‌پایه بودن و ضعف رتبه‌ی یک است. شما نگاهی به لیست کشورهایی مثل سودان، افغانستان، سوریه بیندازید که درگیر جنگ داخلی و یا درگیر انواع دیگری از نابسامانی‌ها هستند در زمینه تنظیم‌گری رتبه بانک‌ها ایران از سودان و افغانستان و سوریه هم بدتر است.

    این صاحب نظر اقتصاد ایران یادآور شد: با توجه به اینکه یک رکن فشار برای افزایش مستمر نرخ ارز و بی‌ثبات سازی زندگی و معیشت و تولید در ایران به مطامع سوداگرانه‌ی بنگاه‌های شبه دولتی و بویژه به بانک‌های خصوصی برمی‌گردد، باید به این واقعیت غم انگیز توجه کرد؛ آماری که اشاره کردم مبنی بر اینکه با سهل انگاری‌های نابخشودنی در زمینه‌ی تنظیم‌گری بانک‌ها مواجه هستیم نشان می دهد که چگونه خودمان به دست خودمان اقتصاد را در معرض فساد و نابرابری و سقوط کارایی و بهره وری قرار می دهیم.

    دکتر مومنی گفت: در این زمینه دو مسئله‌ی بسیار حیاتی وجود دارد که مقایسه تطبیقی دوره‌ی جنگ و پس از جنگ می‌تواند برای همه‌ی کسانی که دل در گرو آینده‌ی ایران و اعتلاء آن دارند عبرت آموز باشد. در سند پیوست شماره یک قانون برنامه‌ی اول توسعه می‌گوید در سال پایانی جنگ که یکی از پر فشارترین و بدترین عملکردهای اقتصادی در کل سال‌های جنگ بوده است، حکومت با بلوغ فکری که از خودش نشان داده بود و با بکارگیری حداکثر ظرفیت‌های سرمایه‌ی انسانی از نظر مشارکت نرخی را در مشارکت رقم زده که تا امروز تکرار نشده است. سند پیوست قانون برنامه‌ی اول می‌گوید از کل جمعیت در سنین فعالیت ایران فقط ۴۰ درصد هستند که با معاذیر موجه و ناموجه هیچ نقشی در تولید ملّی ندارند. این بدین معناست که ۶۰ درصد در سنین فعالیت در تولید ملّی نقش داشتند.

    وی گفت: از اواسط دهه‌ی ۱۳۷۰ تا امروز در اثر اجرای سیاست‌های فاجعه ساز و پر فساد و نابودکننده‌ی بنیه‌ی تولیدی کشور از جمله خصوصی سازی‌های افراطی، آزادسازی افراطی واردات، تضعیف پی‌درپی ارزش پول ملّی، حذف سوبسیدها و… باعث شده همواره از کل جمعیت در سنین فعالیت در ایران ۶۰ درصد و بیشتر از آن،  هیچ نقشی در تولید ملّی نداشتند. اخیرا پیش دیدید معاونت اشتغال وزارت کار گزارش بسیار تکان دهنده درباره‌ی درآمدهای غیر کاری مطرح کرد که نشان دهنده‌ی چه وضعیت وحشتناکی از نظر سهم درآمدهای غیر کاری در کل درآمدهای توزیع شده بین مردم است. چیزی که نشان می‌دهد مناسبات رانتی یک ضربه‌ی مهلک به امکان پذیر کردن جلب مشارکت مولّد مردم در یک اقتصاد به شدت آسیب دیده و آسیب پذیر وارد می کند. این یک مسئله‌ی بسیار تکان دهنده هست که به نظرم می‌تواند خیلی مایه‌ی عبرت باشد.

    به گزارش جماران؛ دکتر فرشاد مومنی ادامه داد: مسئله‌ی بسیار حیاتی دوم که به نظرم باید خیلی درباره‌ی آن تأمل کرد در یکی از گزارش‌های پشتیبان برنامه‌ی سوم بعد از انقلاب در دفتر اقتصاد کلان سازمان برنامه آمده است که در سال ۱۳۷۹ تهیه شده است. ویژگی بسیار مهم این گزارش که عنوان آن اندازه‌گیری و تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر بهره وری در بخش‌های اصلی اقتصاد ایران هست، این است که در این دوره هم کسانی در سازمان برنامه مسئولیت داشتند که جزو منتقدان رادیکال سیاست‌های اقتصادی دوره‌ی بعد از جنگ بودند. در صفحات ۱۱ تا ۱۳‌ این گزارش ابراز شگفتی می‌کند در اینکه میانگین رشد بهره وری کل عوامل تولید در سال‌های جنگ پنج برابر دوره‌ی متناظر پس از جنگ بوده است. باز فکر می‌کنم اگر در خانه کس است همین یک واقعیت محرز شده هم بس است.

    وی گفت: در ادبیات توسعه گفته می‌شود هر کشور توسعه نیافته‌ای با بی‌شمار بحران‌ها و کاستی‌ها و دورهای باطل بازتولیدکننده‌ی مناسبات توسعه نیافتگی روبرو است. همیشه یکی از عوامل ناتوانی و عدم موفقیت در حرکت به سمت توسعه این است که کشورهای در حال توسعه به دلیل اینکه مدیریت توسعه‌ی صاحب صلاحیت تخصصی ندارند در اولویت گذاری و انتخاب نقطه‌ی عزیمت درست گیج می‌شوند. متفکران توسعه می‌گویند بزرگترین راهنمایی اندیشه‌ی توسعه به سیاستگزاران فاقد صلاحیت کافی و گیج و متحیر شده این است که نقطه‌ی عزیمت را ارتقاء بنیه‌ی تولید بگذارند. به دلیل اینکه کانون اصلی و فصل مشترک تمام دورهای باطل بازتولیدکننده‌ی توسعه نیافتگی بنیه‌ی ضعیف تولید و بهره وری اندک است. آیا جای یک گفتگوی ملّی در این باره وجود ندارد که در دوره‌ی پس از جنگ بواسطه‌ی اتخاذ سیاست‌هایی که با کمال تأسف تا امروز ادامه دارد؛ مستمراً ما به سمت سقوط بهره وری و ضعف بیشتر بنیه‌ی تولید هدایت شده ایم.

    از این رو همه را فرا می‌خوانم تا این سند تاریخی را مطالعه کنند و به زمان انتشار آن دقت کنند. کسانی این متن را منتشر نکردند که در آن دوره طرفدار سیاست‌های اقتصادی دوره‌ی جنگ باشند؛ با این حال آنها اذعان می کنند که  در دوره‌ی هشت سال پس از جنگ در مقایسه‌ی دوره‌ی جنگ یک سقوط وحشتناک در بهره وری کل عوامل تولید اتفاق افتاده است. اندازه‌ی شاخص بهره وری عوامل تولید به طور متوسط در سال‌های جنگ ۵ برابر دوران پس از جنگ بوده است. آن چه که به نظرم خیلی مسئله را حیاتی می‌کند تسخیرشدگی حکومت بدست غیر مولّدها و رانت خورها و رباخورها و فاسدها از طریق بکارگیری یک مافیای رسانه‌ای پدیدار شده است.

    این صاحب نظر اقتصاد ایران گفت: یک ذخیره‌ی دانایی بی‌نظیر در زمینه‌ی نحوه‌ی مواجهه با ذخایر استراتژیک ارزی از دوران جنگ برای ما به یادگار مانده و اگر ما به درستی قدر آن را بدانیم و صادقانه و عالمانه به آنچه در اثر تغییرات جهت‌گیری در نحوه‌ی کاربست منابع ارزی در دوره‌ی پس از جنگ پدیده آمده به دیده‌ی عبرت نگاه کنیم واقعاً درس‌های بزرگ و استثنائی می گیریم و می‌توانیم با تقویت بنیه‌ی یادگیری نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی، کمک کنیم تا کشور کم هزینه‌تر و پردستاوردتر اداره شود.

    وی گفت: یک رکن مسئله این است که در دوران جنگ مدیریت استراتژیک و اقتصادی کشور با همدیگر هم قسم شده بودند برای اینکه بنیه‌ی تولید ملّی را ارتقاء دهند. نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور از دریچه‌ی نحوه‌ی تخصیص منابع استراتژیک ارزی در دوره‌ی جنگ عملکرد ویژه ای دارد. پس از جنگ بنیه‌ی تولیدی ما با استاندارد شاخص رابطه‌ی مبادله یک سقوط چشمگیر به اندازه‌ی یک دوم تا یک سوم دوران جنگ را تجربه کرده و این نشان می‌دهد توان مقاومت و رقابت ما در اثر سهل انگاری‌ها و سوء تدبیر‌هایی که طی سه دهه‌ی گذشته در قبال ذخایر استراتژیک ارزی رخ داده است، به شدت کاهش یافته و ما را آسیب ‌پذیر کرده است.

    به گزارش جماران دکتر مومنی گفت: شما می‌توانید یک چشمه از نابخردی‌ها و سوء تخصیص منابع را از طریق مقایسه‌ی سند پیوست برنامه‌ی اول با گزارش‌هایی که گمرک ایران در دوره‌ی بعد از جنگ داده مقایسه کنید. در سند پیوست شماره‌ یک قانون برنامه‌ی اول که توسط رادیکال‌ترین و بعضاً غیر منصف‌ترین منتقدان مدیریت اقتصادی کشور در دوران جنگ تهیه شده به صراحت می‌گوید در سال پایانی جنگ الگوی مصرفی که از نظر بکارگیری خرد و دانایی در نحوه‌ی تخصیص دلارهای نفتی پدیدار شده یک ظرفیت استثنائی بی‌سابقه‌ برای توسعه پدیدار کرده است. در آن سند به صراحت می‌گوید الگوی مصرف واجد دو ویژگی است: ویژگی اول اینکه به عالی‌ترین شکل نیازهای اساسی مردم تأمین شده است.

    ویژگی دوم اینکه سهم واردات لوکس، غیر ضروری و تجملی به سمت صفر میل کرده است. ولیکن در دوره‌ی پس از جنگ متفکران گوناگون حداقل ده گزارش در این زمینه بصورت تحقیقی تهیه کردند که نشان می دهد فقط در فاصله‌ی ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۳ واردات کالاهای لوکس و تجملی در ایران حدود ۵۳ برابر افزایش پیدا کرد.

    وی افزود: برای اینکه عظمت این خطا و سهل انگاری و فساد و سوء تدبیر بدرستی درک شود می‌توانید به همه‌ی آراء متفکران بزرگ توسعه در دنیا نگاه کنید که برای ما توضیح می دهند؛ اگر بخواهد بهبود وضعیتی اتفاق بیفتد ذره ذره و به تدریج دستاوردها حاصل می‌شوند و تغییرات حدود ۱۵ درصد است. اما مسیری که برنامه‌ی شکست خورده‌ی تعدیل ساختاری در اثر موج شوک درمانی‌ها و آزادسازی‌های افراطی واردات در پیش گرفتند و به تعبیر خودشان خواستند قیمت‌ها علامت دهند و نه مسائل استراتژیک ایران، باعث شده در یک دوره‌ی کوتاه ۵۳ برابر افزایش در واردات کالاهای لوکس و تجملی داشته باشیم.

    دکتر مومنی گفت: رکن بسیار مهم دیگری که به نظرم خیلی عبرت آموز است؛ این است که پدیده‌ی بازی با نرخ ارز نیروی محرکه‌ی بی‌سابقه‌ترین فسادها، نابرابری‌ها، وابستگی‌های ذلت آور به دنیای خارج و از این قبیل برای اقتصاد سیاسی ایران در دوره‌ی پس از جنگ شده است. به این علت که شوک نرخ ارز وحشتناک‌ترین لطمه ها را به انگیزه‌های سرمایه‌گذاری تولیدی وارد کرده است.

    از این زاویه می‌توانید به تاریخ اقتصادی ایران از کانال داده‌های سری‌های زمانی اقتصاد ملّی نگاه کنید تا ببینید در حالی که بی‌سابقه‌ترین رکوردها در اندازه‌ی رشد تشکیل سرمایه‌ی ناخالص در دارایی‌های مربوط به ماشین آلات تولیدی در ایران در دوره‌ی جنگ اتفاق افتاده است. آقای مهندس بحرینیان در یک مصاحبه‌ی درخشان و ممتازی که با مجله‌ی چشم انداز ایران انجام داده است مستندات و داده‌های مربوط به این موضوع را آورده است که نشان می دهد میانگین رشدی که در تشکیل سرمایه‌ی ماشین آلات صورت گرفته است، با تأکید بر ماشین آلاتی که در بخش خصوصی سرمایه‌گذاری شده است؛ در کل تاریخ اقتصادی ایران اتفاق نیفتاده است.

    این صاحب نظر اقتصاد ایران گفت: مسئله‌ی حیاتی‌تر این است که پس از جنگ به دلیل اینکه سیاست نابخردانه و ضد توسعه‌ای دل بستن به تضعیف ارزش پول ملّی برای پنهان کردن ناتوانی‌های دولت در مالیات‌گیری و بازکردن راه‌های سوء استفاده و خلق رانت برای رانت خورها، رباخورها، دلال‌ها و فاسدها در پیش گرفته می شود؛ کمر اقتصاد ایران از این ناحیه می‌شکند که انگیزه‌های سرمایه‌گذاری تولیدی توسط خصوصی به سمت صفر میل می کند. این مسئله در سال ۱۳۹۸ در اقتصاد سیاسی، ایران ما را دچار یک بحران کرده است.

    وی گفت: در بحران سال ۱۳۹۸  در کنار همه‌ی خطاهای سیاستی که اتفاق افتاده از دریچه‌ی سهل انگاری‌ها و سوء تدبیرهایی که به بی‌سابقه‌ترین جهش‌ها در نرخ ارز در سال ۱۳۹۷ اتفاق افتاده قابل توجه است. در سال ۱۳۹۸ برای اولین بار در تاریخ اقتصادی پنجاه سال گذشته‌ی ایران کل سرمایه‌گذاری‌ها انجام گرفته در ماشین آلات، ساختمان مطلقاً قادر به جبران استهلاکات نبوده است. این نشان می‌دهد به غیر از اینکه در زمان حال به شدت آسیب پذیر شده‌ایم گرفتاری‌های بزرگتری هم از طریق شوک‌های شدید به بنیه‌ی تولیدی کشور در سال‌های آینده خواهیم داشت. مگر اینکه اعتماد سرمایه‌گذاران مولّد و تولیدکنندگان را برگردانیم. جز این راه نجاتی نداریم و یکی از ارکان بازگرداندن اعتماد به تولیدکننده‌ها این است که واردات ماشین آلات تولیدی را از مطامع رانتی و فاسد کسب درآمد برای دولت از طریق فروش ارز در بازار سیاه و خلق رانت برای دلال‌ها و واردکننده‌ها و رباخورها جدا کنیم.

    دکتر فرشاد مومنی تأکید کرد: در طی سه دهه‌ی گذشته ضربه‌ی مهلک بزرگ دیگر هم به بنیه‌ی تولیدی ایران وارد شد و آن اینکه خود تولید به محمل برای کسب رانت بدل شده است. در قسمت بعدی عرایضم اگر مجال بود توضیح خواهم داد این سیاست به موازات اینکه سهم دستمزد را در اقتصاد ایران برای نیروی کار تولیدی به سمت کشورهایی در استاندارد زیمباوه و حتی بدتر از آن می‌کشاند. در عین حال اینکه تولید به یک محمل برای کسب رانت تبدیل شده گرایش به مونتاژکاری‌های ظاهرسازانه و فاسد به نام تولید صنعتی در ایران به طرز شدیدی افزایش داده است. از همه مهمتر آسیب‌پذیری شدیدی است که اقتصاد و جامعه‌ی ایران را در مواجهه با هر نوع شوک بویژه از سه نوع شوکی که طی نه ماهه‌ی گذشته تجربه کرده‌ایم به همراه خواهد داشت. مونتاژکاری‌های فاسد دو ضربه‌ی مهلک می‌زند: اینکه تقاضا برای ارز به نام تولید صنعتی به طرز فاجعه آمیزی افزایش می یابد و از آن مهمتر اینکه تولیدکنندگان پاکدامن و توسعه‌گرایی که روی عمق بخشی به ساخت داخل سرمایه‌گذاری‌های بزرگ کرده‌اند مأیوس و سرخورده و عمدتاً ورشکست می شوند. امارهایی تکان دهنده با جزئیات در این زمینه در اختیار است.

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: رکن بزرگ دیگر آسیب پذیری شدید ایران در سیاست پر فساد و ضد توسعه‌ای تضعیف مستمر ارزش تولید ملّی است. به گونه ای که  ما را با اشتغال زدایی بی‌سابقه در سطح  باکیفیت‌ترین و تحصیل کرده‌ترین نیروهای انسانی کشور روبرو کرده است. اینها آنچنان سرخورده و مأیوس می‌شوند که به هر شکل ممکن خودشان را به خارج از کشور می‌رسانند و عملاً ناگزیر می‌شوند از ذخیره‌ی دانایی خودشان به عنوان ابزاری برای تقویت اقتصاد کشورهایی استفاده کنند که در تبلیغات سیاسی به آنها استکبار جهانی یا عیادی منطقه‌ای گفته می‌شود. مسئله‌ی تکان دهنده‌تر اینکه کسانی که به خارج نمی‌روند به دلیل اینکه قادر به پیدا کردن شغل مناسب نیستند به شدت سرخورده می‌شوند یا مجبور می‌شوند در مشاغلی فعال شوند که هیچ نسبتی با تخصص آنها ندارد.

    وی گفت: مسئله‌ی بسیار مهم دیگری که بخاطر رابطه‌ی در هم تنیده‌ی سیاست افزایش نرخ ارز با توسعه نیافتگی و تضعیف بنیه‌ی تولیدی در ایران اتفاق افتاده این است که که بواسطه‌ی رونق بخشی به مونتاژکاری به کلی انباشت پس انداز به ریال را از کارکرد انداخته است. به واسطه‌ی نابرابری‌هایی که به تبع آن ایجاد شده یک گرایش سیستمی به سمت الگوی مصرف وارداتی و وابسته در کنار الگوی وارداتی و وابسته اقتصاد ما را کشانده است. بنابراین نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور به شدت نیاز دارد به اینکه از دریچه‌ی آثار سیاست شومی که از یک سو به شدت بنیه‌ی تولیدی ما را کاهش داده و از سوی دیگر به طرز فاجعه آمیزی ایران را با رانت و فساد و ربا و بی‌سابقه‌ترین اسراف‌ها و اتلاف‌ها در تخصیص منابع ارزی روبرو کرده است به تجدیدنظر در رفتارهای خود بپردازد.

     دکتر فرشاد مومنی ادامه وی گفت: در یک جلسه‌ای بصورت مستقل بصورت مبسوط درباره‌ی فریب بزرگی به نام فنر نرخ ارز در طی سال‌های بعد از جنگ برای توجیه دستکاری پی‌در‌پی نرخ ارز پرده برداشتم و گفتم مأموریت فنر نرخ ارز حساسیت زدایی از نقش کلیدی واردات افراطی با تأکید بر واردات کالاهای لوکس و تجملی، سهل انگاری غیر قابل بخشش نسبت به قاچاق، ضدیت آشکار سیاست‌ها با رویکرد ساخت داخل در بخش‌های کشاورزی و صنعت، تأمین افراطی و بدون توجیه ارز برای سفرهای تفریحی به خارج آن هم برای کشوری است که در حیاتی‌ترین مایحتاج گرفتار هست. و همین طور تشدید انگیزه‌های سیاسی و اقتصادی برای خروج سرمایه از طریق بی‌ثبات سازی فضای کلان اقتصاد و از ناحیه‌ی تضعیف پی‌درپی ارزش پول ملّی و جهش نرخ ارز و آزادسازی واردات و همچنین تشدید بحرانی کسری مالی دولت از طریق حساسیت زدایی نسبت به ساختار هزینه‌های به غایت فاقد توجیه دولت و بستر سازی برای فساد از طریق شوک‌های پی‌درپی.

     دکتر مومنی گفت: اینها به اسم فنر ارز نقش این عوامل را با تکیه بر نقش محوری افزایش نرخ و ایجاد ولع‌های ضد توسعه‌ای برای ارز از طریق تعمیق مونتاژکاری در تولید صنعتی پنهان می‌کردند تا راه باز باشد برای اینکه دائماً از طریق افزایش نرخ ارز به مطامع رانتی پاسخ داده شود. در این زمینه من مطالعه‌های گسترده‌ای کرده‌ام که بخش‌هایی از آن انتشار عمومی پیدا کرده است. نشان دادم این رویه به غیر از اینکه قدرت انعطاف نظام ملّی را به نازل‌ترین سطح رساند و به غیر از اینکه ذخیره‌ی استراتژیک ارزی کشور را با رقم نجومی و وحشتناک ۳۳۰ میلیارد دلاری بر باد داد، بستری برای انواع و اقسام سوداگری‌ها و رانت‌جویی‌ها و فسادها هم شد. در این زمینه کافی است به گزارشی که در سال ۱۳۹۵ وزارت مسکن و شهرسازی تهیه کرده مراجعه کنید. در آنجا می‌گوید این قدر مطامع سوداگرانه در ساخت مسکن‌های لوکس دامن زده شده که پدیده‌ی مسکن‌های خالی صرف نظر از همه‌ی فاجعه‌های دیگری که برای کشور ایجاد کرده و مهمترین آنها نابرابرسازی وحشتناک و شکنندگی آور به جایی رسیده است که ۲۵۰ میلیارد دلار معادل ثروت‌های ملّی از این طریق بلااستفاده مانده و ما با اتلاف وحشتناک این چنینی روبرو هستیم.

    دکتر مومنی افزود: تنها از ناحیه‌ی تضعیف مستمر ارزش پول ملّی و بی مبالاتی ها در تخصیص منابع ارزی و به تبع آن به هم ریختگی‌هایی که در نظام مدیریت اقتصادی کشور اتفاق افتاده یک بار ۳۳۰ میلیارد دلار و یک بار ۲۵۰ میلیارد دلار ذخایر استراتژیک ارزی نابود شده است. کاش کل فاجعه‌اش فقط همین نابودسازی بود. در حاشیه‌ی این نابودسازی به شرحی که توضیح دادم نظام ملّی با انبوهی از نارسایی‌ها و ناهنجاری‌ها هم روبرو بوده است.

    دکتر مومنی گفت: توجه سران بسیار گرامی سه قوّه را به این نکته جلب کنم از آن روزی که برجام به سرانجام رسید تا امروز به صورت لاینقطع ما یک پیشنهاد راهبردی مطرح کردیم که متأسفانه بخاطر سهل انگاری‌ها و تسخیر شدگی‌هایی که در نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور وجود دارد به این پیشنهاد راهبردی توجه نشد. ما پیشنهاد کردیم ذخایر ارزی کشور در هر سطحی که هست به عنوان یک ذخیره‌ی حیاتی یا حیاتی‌ترین ذخیره‌ی استراتژیک نظام ملّی اعلام شود و برای تخصیص هر یک سنت آن یک نظام شفاف، دانایی محور و برنامه محور تخصیص ارز تمهید شود. زمانی که برجام پذیرفته شد ما گفتیم رئیس جمهور وقت آمریکا می‌گوید این توافق یک توافق مبتنی بر اعتماد متقابل نیست بلکه یک توافق مبتنی بر راستی آزمایی است. بر این اساس گفتیم قطعاً توافقی متزلزل خواهد بود و بنابراین ما باید منابع و ذخایر استراتژیک ارزی را به طور ویژه مورد توجه قرار دهیم. در آن زمان توضیح دادیم بویژه به اعتبار اینکه تولید در شرایط کنونی در اقتصاد ایران تبدیل به یک محملی برای کسب رانت شده هیچ ارزی به نام تولید تخصیص داده نشود مگر از کانالی که عرض کردم یک تیم صاحب صلاحیت با اکثریت قاطع کارشناس‌ها نسبت به مقامات رسمی درباره‌ی آن تصمیم بگیرند و نظارت‌های راهبردی هم از نظر آسیب پذیری تیم تصمیم‌گیر نسبت به مطامع رانتی و پر فساد می‌بایست تمهید شود. منطق ما چه بود؟ منطق ما این بود که بستر نهادی کج کارکرد و ضد تولیدی که در دوره‌ی منحوس تعدیل ساختاری بر سر اقتصاد ایران آوار شد بر اساس گزارش‌های رسمی در سال ۱۳۹۳ اعلام کردند در یک دوره‌ی کوتاه زمانی بیش از ۵ هزار بنگاه تولید صنعتی ورشکست شدند. در همان زمان گزارش‌های رسمی می‌گفت بخش بعدی واحدهای صنعتی هم که هنوز ورشکست نشده‌اند با یک دوم تا یک سوم ظرفیت‌ها تولید می‌کنند.

    وی افزود: بحث ما این بود که اضافه کردن ظرفیت‌های تولیدی جدید تا زمانی که ساختار نهادی کج کارکرد و ضد تولیدی مستقر هست بدین معناست که هر واحد جدیدی ایجاد شود به فاصله‌ی کوتاهی به سرنوشت قبلی مورد اشاره‌ی مبتلا می شود و به سرعت ورشکسته می‌شوند یا به تولید زیر ظرفیت مجبور می‌شوند.

    دکتر مومنی گفت: منطق دومی که در آن زمان توضیح می‌دادیم این بود دولت فاقد برنامه است. اگر در فرآیندهای بدون برنامه به سمت تخصیص‌های غیر برنامه‌ای منابع ارزی آزاد شده حرکت کنیم حتی اگر رانت و فساد نیروی محرکه‌ی اصلی نباشد بر اساس کتاب هنر تحریم که آمریکایی‌ها نوشتند خودشان می‌گویند هدفگذاری این است که اغواگرانه منبع استراتژیک ارزی کشور را به این سمت بکشانیم که صرف امور فاقد اولویت شود.

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: استدلال سومی که در آن زمان می‌کردیم به تحلیلی استراتژیک مربوط می‌شد که رویترز در پانزده نوامبر ۲۰۱۵ روی سایت خودش گذاشت و به آن به عنوان تحلیل تینک تنک‌های غربی اشاره کرد. در آنجا گفته بودند به دلیل اینکه اوباما گفت این توافق شکننده‌ است ما نباید پیوند دور مدت تولید محور با ایران برقرار کنیم باید به سمت کار نمایشی برویم و ظاهرسازانه بگوییم پس از برجام تغییر اتفاق افتاده است. در ظاهرسازی در تحلیل استراتژیک گفته بودند ما باید به سمت یک گروه جمعیتی در ایران برویم. در آن تحلیل اسم آن را طبقه‌ی فوق ثروتمند گذاشته بودند. آنها گفتند مطالعات ما نشان می‌دهد اندازه‌ی جمعیتی این گروه در ایران حدود سه میلیون نفر یعنی یک بیست و هفتم کل جمعیت است. این گروه ابر ثروتمند دو ویژگی دارند که خیلی برای فریبکاری ضد توسعه‌ای و پوسته خربزه‌ای که زیر پای مسئولان گرامی ما انداختند به کارشان می‌آیند و متأسفانه آنها بازی خوردند.

    وی افزود: این دو گروه دو ویژگی دارند. اول عطش بی‌پایان برای مصرف کالاهای لوکس و تجملی و ویژگی دوم اینکه هیچ محدودیتی از نظر آمادگی برای پرداخت‌های سنگین ندارند به دلیل اینکه هر چه جنس‌های لوکس و تجملی گران‌تر باشد از نظر آنها تشخص بیشتری فراهم می‌کند. مسئله‌ی اساسی اینکه هر مصرف لوکسی چند دوره تکرار شود فراگیر می‌شود و نشر پیدا می‌کند و این یک پاشنه آشیل بزرگ برای نظام ملّی پدیدار می‌کند. من می‌خواهم اشاره کنم به فریبکاری که در داخل توسط مافیاهای رسانه‌ای دنبال می‌شود و نظام تصمیم‌گیری را گیج می‌کند و آنها را از توان اولویت گذاری صحیح دور می‌کند. همه‌ی اینها نشان می‌دهد ما چقدر نیاز داریم که از ظرفیت‌های دانایی خودمان در سطحی بسیار بالاتر از آنچه در تصمیمات سران قوا و مجلس و دولت بیرون می‌آید استفاده کنیم و از این شیوه‌ی کنونی که دائماً راه نجات را در بی‌ثبات سازی‌ها، حذف سوبسیدها، مصرف‌گرایی و از سویی سفله پروری‌ها خارج شویم و بدانیم این مسیر قطعاً یک مسیر بن بست هست. ما با الهام گیری از ذخیره‌ی دانایی که بویژه در دوره‌ی دفاع مقدس به مدد چهره بزرگی مانند آقای مهندس موسوی و آقای میرمصطفی عالی نسب و دیگرانی مانند بهزاد نبوّی و حسین عابدی جعفری ایجاد شد می‌توانیم از آن ذخیره‌ی دانایی به نحوه کارآمدتری استفاده کنیم و راه را برای امید بخشی به مردم، ارتقاء کیفیت زندگی عامه‌ی مردم بویژه فرودستان، شیرین کردن انگیزه‌های تولیدی بجای تن در دادن به سفله پروری و بالأخره ارتقاء جایگاه ایران در اقتصاد جهانی در فاصله‌ی نزدیکی با اصلاحات بنیادی در ساختار نهادی شاهد باشیم.

     دکتر مومنی گفت: فقط در فاصله‌ی اولین جهش بزرگ نرخ ارز تا شروع جنگ تحمیلی، اقتصاد و جامعه‌ی ایران نزدیک به ده شوک را تجربه کرد. این یک مسئله‌ی بسیار حیاتی است به واسطه‌ی اینکه ایران سرزمین شوک‌های برون زا است. سرزمینی که دائماً در معرض چنین شوک‌هایی قرار دارد خواه این شوک‌ها ریشه در طبیعت داشته باشد و منشأ آن عواملی مانند سیل و زلزله و خشکسالی و… باشد و خواه منشأ آن تعاملات انسانی باشد؛ آن چیزی که برای چنین سرزمینی اهمیت پیدا می‌کند قدرت انعطاف نظام ملّی برای مواجهه خردورزانه و ثمربخش با تغییرات ناگهانی و غیر مترقبه است.

    وی گفت: شاید برای همه‌ی کسانی که دل در گروی توسعه‌ی ایران دارند ذکر این مسئله‌ی حیاتی خالی از لطف نباشد که فقط از ناحیه‌ی شوک برون زا سازمان‌های بین المللی تصریح کرده‌اند طی دو دهه‌ی گذشته بالغ بر ۳۰ درصد موارد وقوع زلزله در مقیاس جهان به تنهایی در ایران اتفاق افتاده است. یکی دیگر از شوک‌های برون زا با منشأ طبیعی سیل هست که گزارش‌های رسمی وزارت جهاد کشاورزی تصریح می‌کند طی سه دهه‌ی گذشته بالغ بر یک سوم کل اراضی کشاورزی ما در برابر سیل آسیب پذیر هستند.

    عین این مسئله در مورد خشکسالی و بقیه‌ی بلایای طبیعی هم قابل تأمل است. اما آن چیزی که بسیار برای شرایط کنونی ایران حائز اهمیت هست این است که قدرت انعطاف و توان تاب آوری بویژه از اواخر سال ۱۳۹۸ تا امروز برای ایران ابعاد بسیار تعیین کننده‌تری پیدا کرده و به اعتبار آن جایگاه و منزلت ذخایر استراتژیک ارزی برای اداره‌ی اقتصاد ملّی اهمیت بالایی پیدا کرده است و علی الاصول اگر گروه‌های رانت جو، فاسد و فرصت طلب بگذارند اهمیت آن باید خیلی بالاتر برود و ما با هوشمندی‌های بسیار سطح بالاتری با مسئله‌ی ظرفیت‌های استراتژیک درآمد ارزی مواجه شویم.

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد:  توجه دوستان را به این نکته جلب می‌کنم که از فصل زمستان سال ۱۳۹۸ تا امروز در کنار همه‌ی آسیب پذیری‌های سنتی و تاریخی که اقتصاد سیاسی و جامعه‌ و طبیعت ایران دارد؛  ما همواره دستخوش شوک‌های برون زا بوده ایم و در فاصله‌ی کمتر از یک سال با سه شوک برون زای بسیار سرنوشت ساز بطور همزمان روبرو شده‌ایم که عبارتند: از کاهش چشمگیر قیمت نفت و ظرفیت‌های صادرات نفت برای ایران؛ بازگشت ناجوانمردانه و جنایت‌بار تحریم‌ها از سوی آمریکا و بالأخره مواجه‌ی اقتصاد و جامعه‌ی ایران مانند کل جامعه‌ی جهانی با پدیده‌ی کرونا.

    وی ادامه داد: برای یک اقتصاد توسعه نیافته‌ی رانتی طبیعتاً مواجهه با چنین شوک‌های پی‌درپی و بشدت اثرگذار یک مسئله‌ی حیاتی است.  در این شرایط بخصوص سران سه قوه بدون اینکه پتانسیل بهره مندی خودشان را از ذخیره‌ی دانایی و کارشناسی به شکل معنی‌داری افزایش داده باشند از یک سو با شرایط خطیری روبرو شده‌اند و از سوی دیگر اختیارات بسیار غیر متعارفی هم پیدا کرده‌اند. چقدر جای دریغ و تأسف هست که خودشان هنوز این نیاز را تشخیص نداده‌اند و یک فراخوان ملّی برای کمک‌گیری از ظرفیت‌های دانایی کشور اعلام نکرده‌اند و هیچ نوع تمهید نهادی در این زمینه برای خودشان فراهم نکرده‌اند.

    وی گفت: هیچکدام از اینها از بار مسئولیت‌های ما کم نمی‌کند و ما در مؤسسه‌ی مطالعات دین و اقتصاد به سهم خودمان تلاش می‌کنیم در این زمینه آنها را کمک کنیم. اساس تاب آوری و توان مقاومت نظام‌های ملّی به بنیه‌ی تولید آنها برمی‌گردد. بخصوص برای اقتصادهای توسعه نیافته‌ی رانتی تا زمانی که ظرفیت‌های اعتلاء بخش را در عرصه‌ی بنیه‌ی تولیدی فعال نکرده‌اند هیچ عنصری برای تاب آوری به اندازه‌ی دسترسی به منابع ارزی روی قدرت انعطاف کشور تأثیر نمی‌گذارد. بنابراین ما از همه‌ی دلسوزان کشور به سهم خودمان مدد می‌خواهیم برای اینکه کمک کنند تا توان دانایی و بنیه‌‌ی اندیشه‌ی نظام ملّی در این زمینه ارتقاء پیدا کند.

    منبع: جماران

  • وام قرض‌الحسنه ۳۰ میلیون تومانی شد!

    وام قرض‌الحسنه ۳۰ میلیون تومانی شد!

    وام قرض‌الحسنه ۳۰ میلیون تومانی شد!

     

    اعتمادآنلاین|  براساس تبصره یک ماده ۳۵ «دستورالعمل اجرایی تأسیس و فعالیت بانک‌های قرض‌الحسنه و نظارت بر آن» بانک مرکزی می‌تواند با توجه به تورم در مبلغ موضوع این ماده تجدیدنظر کند. با استناد به این تبصره، کمیسیون مقررات و نظارت موسسات اعتباری بانک مرکزی در هفدهمین جلسه خود مقرر کرد که سقف وام قرض‌الحسنه بانک‌های قرض‌الحسنه از دویست میلیون ریال به سیصد میلیون ریال افزایش یابد.

    این تصمیم طی بخشنامه‌ای از سوی بانک مرکزی به مدیران عامل بانک‌های قرض‌الحسنه رسالت و مهر ایران ابلاغ شده است.

    منبع: ایبِنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • وام قرض‌الحسنه ۳۰ میلیون تومانی شد!

    وام قرض‌الحسنه ۳۰ میلیون تومانی شد!

    وام قرض‌الحسنه ۳۰ میلیون تومانی شد!

     

    اعتمادآنلاین|  براساس تبصره یک ماده ۳۵ «دستورالعمل اجرایی تأسیس و فعالیت بانک‌های قرض‌الحسنه و نظارت بر آن» بانک مرکزی می‌تواند با توجه به تورم در مبلغ موضوع این ماده تجدیدنظر کند. با استناد به این تبصره، کمیسیون مقررات و نظارت موسسات اعتباری بانک مرکزی در هفدهمین جلسه خود مقرر کرد که سقف وام قرض‌الحسنه بانک‌های قرض‌الحسنه از دویست میلیون ریال به سیصد میلیون ریال افزایش یابد.

    این تصمیم طی بخشنامه‌ای از سوی بانک مرکزی به مدیران عامل بانک‌های قرض‌الحسنه رسالت و مهر ایران ابلاغ شده است.

    منبع: ایبِنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • سقف وام مسکن جوانان ۴۰۰ میلیون تومان شد

    سقف وام مسکن جوانان ۴۰۰ میلیون تومان شد

    اعتمادآنلاین| بانک مسکن با توجه به شرایط جدید قیمتی در بازار مسکن نسبت به افزایش سقف این تسهیلات برای افتتاح‌کنندگان حساب‌های پس‌انداز مسکن جوانان اقدام کرده است. بر این اساس سقف تسهیلات قابل پرداخت از این محل در شهر تهران در پایان سال پانزدهم با ۶۰ درصد رشد، از ۲۵۰ میلیون تومان به ۴۰۰ میلیون تومان افزایش یافته است.

    همچنین سقف تسهیلات مذکور در شهرهای بزرگ شامل کرج، مشهد، تبریز، اصفهان، اهواز، قم، شیراز و کرمانشاه در پایان سال پانزدهم از ۲۱۰ میلیون به ۳۳۰ میلیون تومان افزایش یافته است. این میزان در مورد سایر نقاط شهری ۱۸۴ میلیون تومان بود که امسال در ترمیم صورت گرفته به ۲۹۰ میلیون تومان افزایش یافت.

    برای برخورداری از سقف تسهیلات مذکور سپرده‌گذاری ماهانه در هر سال با مبالغی بیش از آنچه پیش‌تر تعیین شده بود صورت می‌گیرد. بر این اساس میزان سپرده‌گذاری ماهانه در سال اول تا پانزدهم برای برخورداری از سقف تسهیلات تعلق گرفته به افتتاح‌کنندگان حساب در سال ۹۹ به ترتیب با مبالغ ۶۵ هزارتومان آغاز می‌شود و درنهایت با افزایش مبلغ در هر سال به مبلغ ۲۴۷ هزار تومان در سال پانزدهم افزایش می یابد.

    سپرده گذارانی که می خواهند بین ۵ سال تا ۱۵ سال از زمان سپرده گذاری خود از سقف تسهیلات مسکن جوانان استفاده کنند می باید بیشتر از حداقل های تعیین شده واریز کنند .به طور مثال سپرده گذاری که بخواهد در پایان سال پنجم از سقف تسهیلات ۲۱۰ میلیون تومان در شهر تهران بهره مند شود می باید در سال اول ماهانه مبلغ ۶۱۰ هزار تومان واریز کند.

    همچنین سقف تسهیلات مذکور در سه گروه شهری شامل تهران، شهرهای بزرگ و سایر نقاط شهری در پایان سال پنجم از ۱۵۰، ۱۱۰ و ۸۴ میلیون تومان به ترتیب به ۲۱۰، ۱۵۰ و ۱۰۰ میلیون تومان افزایش یافته است.

    هر شخصی که به سن ۱۸ سال تمام رسیده و یا حکم رشد او از سوی دادگاه صادر شده باشد، می‌تواند به نام خود یا کسانی که تحت ولایت و قیومیت او باشند حساب پس انداز مسکن جوانان افتتاح کند. متقاضیان افتتاح حساب پس‌انداز مسکن جوانان می‌توانند سپرده‌گذاری خود را با واریز حداقل مبلغ ماهیانه (به دفعات یا به صورت یکجا در ابتدای دوره) آغاز کنند.

    برداشت از حساب پس‌انداز مسکن جوانان در هر مقطعی بلامانع است اما برداشت از حساب مذکور باید به صورتی انجام پذیرد که متوسط موجودی حساب از حداقل مبلغ تعیین شده توسط بانک مرکزی در هر سال – که جداول آن در وبسایت بانک مسکن متناسب با سقف و واریزی‌های جدید تعیین شده در سال ۹۹ به‌روز خواهد شد – کمتر نشود. پرداخت تسهیلات حساب پس‌انداز مسکن جوانان برای احداث، تکمیل و خرید واحدهای مسکونی امکان‌پذیر است.

    منبع: ایبِنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • اقدام قضائی علیه بانک‌های متخلف

    اقدام قضائی علیه بانک‌های متخلف

    اقدام قضائی علیه بانک‌های متخلف

     

     

    اعتمادآنلاین|  معاون فناوری‌های مالیاتی سازمان امور مالیاتی از عدم همکاری برخی از بانک‌ها برای ارسال اطلاعات به سازمان امور مالیاتی خبر می‌دهد. به گفته او بانک انصار، بانک حکمت ایرانیان و بانک قوامین (که پس از ادغام با بانک سپه از این به بعد بانک سپه نامیده می‌شوند)، مجموعه‌هایی هستند که اطلاعات لازم را در اختیار سازمان امور مالیاتی قرار نمی‌دهند. اگرچه بانک‌ها در برابر ارائه اطلاعات مقاومت می‌کنند اما سازمان امور مالیاتی تهدید کرده که اگر اطلاعات ارائه نشود، علیه متخلفان اقدام قضائی خواهد کرد. برخی کارشناسان گمان می‌کنند بانک‌ها برای اینکه مشتریان پولدار خود را از دست ندهند، حاضر نیستند اطلاعات مورد نظر سازمان امور مالیاتی را ارائه کنند اما سیدبهاءالدین حسینی‌هاشمی تأکید می‌کند که اگر سازمان امور مالیاتی اطلاعاتی نیاز دارد، باید به بانک مرکزی نامه بزند تا با دستور بانک مرکزی اقدام لازم انجام شود  .

    او می‌گوید: بحث ازدست‌دادن مشتری مطرح نیست زیرا اگر قرار باشد تمام بانک‌ها اطلاعات را افشا کنند، افراد به هر بانکی بروند شرایط یکسانی دارند. به گفته حسینی‌هاشمی حفظ اسرار جزء وظایف بانک است. محمود جامساز، کارشناس اقتصادی نیز به «شرق» دریافت اطلاعات از بانک را نیازمند حکم قضائی می‌داند در‌حالی‌که سیاوش غیبی‌پور، کارشناس امور اقتصادی و مالیاتی بر این باور است که سازمان امور مالیاتی هر وقت بخواهد می‌تواند طبق قانون این اطلاعات را از بانک‌ها دریافت کند. او می‌گوید: همکاری بانک و سازمان امور مالیاتی زمینه شناسایی مشتریان خوش‌حساب را هم فراهم می‌کند .

    هادی خانی، معاون فناوری‌های مالیاتی سازمان امور مالیاتی در شبکه خبر نام برخی از بانک‌ها را به‌عنوان دستگاه‌هایی ذکر می‌کند که اطلاعات مورد نیاز سازمان امور مالیاتی را در اختیار این مجموعه قرار نمی‌دهند.

    او می‌گوید: از ۸۸ دستگاه، ۴۴ دستگاه همکاری‌های خوبی را با سازمان امور مالیاتی داشته‌اند اما ۱۲ دستگاه همکاری نکردند که با مکاتبه با سازمان بازرسی کشور، دیوان محاسبات و خزانه‌داری درصدد برخورد قضائی با آنها هستیم. به گفته خانی بانک انصار، بانک حکمت ایرانیان و بانک قوامین که به دلیل ادغام در بانک سپه، از این به بعد با بانک سپه مواجه خواهیم بود، مجموعه‌هایی هستند که با سازمان امور مالیاتی همکاری نداشته‌اند. او اضافه می‌کند: یک‌میلیاردو ۴۰۰ میلیون دیتا از دستگاه‌ها دریافت کردیم اما ۴۰ درصد دیتاها کیفیت کافی را ندارند. برای دریافت دیتا از سایر دستگاه نیز تلاش‌های زیادی را انجام دادیم بعضا برخی سازمان‌ها با اشاره به قوانین و مقررات خودشان، دیتاها را در اختیار ما قرار نمی‌دادند. خانی تأکید می‌کند: سازمان دراین‌باره تلاش‌های زیادی انجام داد و از ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی مصوبه‌های خوبی گرفت؛ ضمن اینکه ماده ۱۶۹ مکرر قانون مالیات‌های مستقیم این تکلیف را به تمام دستگاه‌ها داده و حتی در قانون بودجه ۹۹ نیز برخی از این تأکیدات قانونی را به‌ویژه در زمینه بانک‌ها و در اختیار قراردادن دیتاهای تراکنش بانکی شاهد هستیم؛ بنابراین هیچ بهانه‌ای برای دستگاه‌ها وجود ندارد.

    ‌حفظ اسرار جزء وظایف بانک‌ها

    آن‌طور‌که معاون سازمان امور مالیاتی می‌گوید: برخی از بانک‌ها در برابر ارائه دیتاها و اطلاعات لازم مقاومت می‌کنند. برخی کارشناسان بر این باورند که خودداری بانک‌ها از ارائه اطلاعات به سازمان امور مالیاتی به این خاطر است که بانک‌ها می‌ترسند مشتریان پولدار خود را از دست بدهند و به همین خاطر فرارهای مالیاتی شکل می‌گیرد. اما آیا این اظهارات صحیح است؟ سید‌بهاء‌الدین حسینی‌هاشمی مدیرعامل اسبق بانک صادرات در گفت‌وگو با «شرق» درباره مقاومت بانک‌ها در برابر ارائه اطلاعات به سازمان امور مالیاتی بیان می‌کند: بانک مسئول حفظ اسرار مالی است.

    سوئیس به خاطر حفظ اسرار مشتریان است که شهرت یافته است. بانک‌ها بعضی وقت‌ها اسم مشتریان را به صورت کد در می‌آورند تا دیجیتالی باشد. در ذات هر بانکی هست که اطلاعات افراد را به دیگران ندهند و حتی اطلاعات اعضای حساب بانکی یک زن را به شوهرش نمی‌دهند و برعکس مگر اینکه حکم قضائی ارائه شود. او می‌گوید: در قوانین پیش‌بینی شده است که اگر این اطلاعات نیاز بود، دستگاه قضائی باید به بانک مرکزی اعلام کند و بانک مرکزی هم به دیگر بانک‌ها دستور ارائه اطلاعات بدهد. سازمان امور مالیاتی باید برای دریافت اطلاعاتی که می‌خواهد به بانک مرکزی نامه بنویسد و اگر بانک مرکزی بگوید قطعا بانک‌ها اطلاعات ارائه می‌دهند. حسینی‌هاشمی در واکنش به گفته‌های کارشناسانی که ازدست‌رفتن مشتریان پولدار را عامل عدم ارائه اطلاعات می‌دانند، یادآور می‌شود: اگر قرار باشد همه بانک‌ها اطلاعات به سازمان امور مالیاتی ارائه دهند، یک مشتری از یک بانک خاص خارج می‎شود و اگر به بانک دیگری کوچ کند، باز هم اطلاعاتش فاش می‌شود .

    او می‌گوید: مشتری‌ها نسبت به انتشار اطلاعاتشان معترض می‌شوند. سازمان امور مالیاتی اطلاعات دارایی را باید از خود اشخاص بگیرد و بعد باید راستی‌آزمایی کند. اگر غلط بود، برخورد کند. اگر این اطلاعات را از جای دیگر بگیرد، درست نیست. چنین درخواستی بین بانک و مشتری تیرگی روابط را ایجاد می‌کند.

    ‌معاملات مشمول مالیات می‌شود نه تراکنش‌ها

    محمود جامساز، کارشناس مسائل اقتصادی نیز درباره تلاش سازمان امور مالیاتی برای دریافت اطلاعات تراکنش‌ها عنوان می‌کند: سازمان امور مالیاتی مسئول تشخیص درآمدهای مشمول بر مالیات است. حساب‌های جاری مشمول مالیات نمی‌شود. این سازمان روی معاملاتی که انجام می‌شوند، مالیات دریافت می‌کند.

    او اضافه می‌کند: مشتریان واهمه دارند از اینکه تراکنش حساب‌ها به اداره مالیات برود و مالیات سنگینی روی آن وضع کنند. در‌حالی‌که این تراکنش‌ها حاصل معامله‌ای است که قبلا انجام داده‌اند و مالیات آن را پرداخت کرده‌اند. جامساز می‌گوید: معمولا روی معاملات مجموعه‌ها مالیات بگیرد نه روی تراکنش‌های مالی. شاید اداره مالیات، تراکنش‌ها را برای این نیاز دارد که ببیند اظهارنامه‌ها صحیح هست یا نه.

    به اعتقاد این کارشناس اقتصادی اینکه اطلاعات حساب اشخاص در اختیار سازمان امور مالیاتی قرار بگیرد، اقدام درستی نیست.

    او تأکید می‌کند: همکاری‌کردن با سازمان امور مالیاتی با اینکه حساب اشخاص را در اختیار این سازمان قرار دهند، فرق می‌کند. یک موقع فرد متخلفی فسادی کرده و متهم است. پرونده برایش تشکیل شده و دادگاه درخواست می‌کند تمام تراکنش‌های مالی شخص را به‌طور کامل به دادگاه ارائه دهند. زیرا فسادی انجام شده و شخص متهم باید که پاسخ‌گو باشد اما اینکه اداره مالیات از تراکنش‌ها اطلاعات کسب کند، صحیح نیست. به اعتقاد من باید دستور قضائی روی آن باشد.

    ‌کمک به شناسایی مشتریان خوش‌حساب

    برخلاف گفته دو کارشناس دیگر سیاوش غیبی‌پور، کارشناس امور اقتصادی و مالیاتی دریافت اطلاعات از بانک‌ها را اقدامی مفید می‌داند. او به «شرق» می‌گوید: توافق‌نامه‌ای بین سازمان مالیاتی و بانک مرکزی وجود دارد. طبق تبصره ماده ۱۸۶ قانون مالیات‌های مستقیم مبنی بر شناسایی بدهکاران بانکی، این دستورالعمل صادر شده است. این قانون از قبل بوده؛ منتها هماهنگی کمتری در این رابطه وجود داشته است.

    او بیان می‌کند: هماهنگی باید دوطرفه باشد. وقتی شخصی حقیقی یا حقوقی می‌خواهد وام بگیرد باید به سازمان امور مالیاتی مراجعه کند و بدهی خود را صفر کند. این مسئله یک نوع اعتبارسنجی برای بانک ایجاد می‌کند و بانک متوجه می‌شود که این فرد یک شخص خوش‌حساب است و می‌تواند اعتبار خوبی به او بدهد.

    به گفته غیبی‌پور همکاری بین سازمان امور مالیاتی و بانک‌ها ادامه داشته تا اینکه در قالب ماده ۱۶۹ مکرر الزام می‌شود که دستگاه‌ها باید اطلاعات کاملی که سازمان مالیاتی نیاز دارد را به مؤدیان این سازمان ارائه کنند. از سال ۹۵ به بعد این مسئله قانون شده است. او ادامه می‌دهد: در قالب ماده ۵۴ مکرر هم، بانک اطلاعات مسکن که وزارت راه و شهرسازی الزام دارد که اطلاعات املاک را در اختیار سازمان مالیاتی قرار دهد.

    او می‌گوید: اطلاعاتی که به‌صورت انبوه داده می‌شود، برای سازمان امور مالیاتی خیلی مفید فایده نیست. این‌قدر این اطلاعات خام است و به آنها ورود نشده که نمی‌شود به آن ورود کرد. این کارشناس مالیاتی بیان می‌کند سازمان امور مالیاتی به‌طور موردی با هر دستگاه یا شخصی مکاتبه کند مثل یک مرجع قضائی است و می‌تواند اطلاعات مورد نیاز را بگیرد. دستگاه‌ها هم الزام دارند پاسخ‌های مورد نظر سازمان مالیاتی را ارائه دهند.

    او اضافه می‌کند: قبلا مخالفتی از سوی بانک‌های خصوصی درباره ارائه اطلاعات می‌شد که ما خودمان هم میثاقی داریم و باید به حفظ اطلاعات مشتری وفادار باشیم. بعضی دستگاه‌ها این اعتقاد را دارند که میزان دارایی، بدهی و… مشتریان محرمانه است و نباید این اطلاعات را لو داد.

    غیبی‌پور تأکید می‌کند: سازمان مالیاتی قصد ندارد این اطلاعات را انتشار عمومی بدهد بلکه فعالیتی است که به بانک هم کمک می‌کند. وقتی اعتبار شخص مشخص شود، فرد نمی‌تواند خرابکاری کند و از بانک اعتبار بگیرد. در این خصوص مقاومت زیاد بوده اما در‌حال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌حاضر کمتر شده است. او درباره کاربرد اطلاعات تراکنش‌ها می‌گوید: در این رابطه افراد دو گروه هستند. یا پرونده آنها در دست بررسی است که به موجب تبصره ماده ۳۱ سازمان مالیات در آیین رسیدگی سازمان امور مالیاتی می‌تواند با بانک مکاتبه کند و منعی ندارد که رسیدگی بکند یا خیر.

    این کارشناس مالیاتی اضافه می‌کند: سازمان امور مالیاتی وقتی پرونده شخصی را بررسی می‌کند، می‌تواند هم‌زمان مقدار تراکنش مالی را هم رسیدگی کند. او اختلاف نظر را در مورد تراکنش‌هایی می‌داند که مشمول مرور زمان شده‌اند. به گفته غیبی‌پور سازمان مالیاتی تراکنش‌هایی را پیدا می‌کند، بعد متمم یا برگ تشخیص جدید صادر می‌کند. این برگه که صادر می‌شود به شخص ابلاغ می‌شود که بابت سال ۹۳، ۲۰ میلیون بستانکاری داشتید. منشأ این پول کجاست. در‌حالی‌که شهروندان عادی یا خیلی از اشخاص بعد از شش سال یادشان نیست چه اتفاقی افتاده یا اسناد را در اختیار ندارند. حتی شرکت‌ها هم بعد از پنج یا شش سال اسناد در اختیار ندارند.

    این کارشناس مالیاتی تأکید می‌کند: این بخش به لحاظ فنی اشکال دارد زیرا قانون گفته است همان موقع که رسیدگی می‌کنید، تراکنش مالی را چک کنید. اگر به تراکنش‌های قبل از رسیدگی برگردیم مشمول کتمان نمی‌شود. کتمان وقتی شامل می‌شود که مأمور دستش باز نباشد اما وقتی مأمور می‌تواند استعلام بزند و در همان لحظه رسیدگی و استعلام کند، امکان کتمان نیست و اختلاف نظر بیشتر در این بخش است.

    او می‌گوید: فاصله زمانی باعث می‌شود که سازوکار اجرائی مناسب نباشد. خیلی از کارشناسان معتقدند بررسی تراکنش تاریخ‌گذشته وجاهت قانونی ندارد. در‌حال‌حاضر بررسی تراکنش‌های بعد از سال ۹۵ قانونی است. دیوان عدالت اداری نیز تاکنون پنج مورد بررسی تراکنش تاریخ‌گذشته را نقض کرده است و اگر یک مورد دیگر را نقض کند، دیوان می‌تواند ورود کند و بررسی تراکنش‌های قبل از سال ۹۵ را ممنوع کند.

    منبع: شرق

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • نرخ جدید سپرده قانونی بانک‌ها و موسسات اعتباری چقدر است؟

    نرخ جدید سپرده قانونی بانک‌ها و موسسات اعتباری چقدر است؟

    نرخ جدید سپرده قانونی بانک‌ها و موسسات اعتباری چقدر است؟

     

    اعتمادآنلاین|  هیات عامل بانک مرکزی با توجه به مصوبه پیشین شورای پول و اعتبار مبنی بر تفویض اختیار تعیین نسبت سپرده قانونی بانک‌ها و مؤسسات اعتباری در دامنه ۱۰ تا ۱۳ درصد به رییس کل بانک مرکزی و با هدف کنترل رشد نقدینگی و تورم و در عین حال تداوم اجرای برنامه‌های حمایتی به دلیل شرایط خاص اقتصادی ناشی از شیوع بیماری کرونا و همچنین با توجه به گذشت بیش از پنج ماه از آغاز اجرای برنامه‌های  حمـایتی مذکور، مقرر کرد:

    ۱. نسبت سپرده قانونی بانک‌ها و موسسات اعتباری غیر بانکی از روز شنبه ۲۲ شهریور به ارقام قبل از زمان اجرای مصوبه ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا در این خصوص باز می‌گردد.

    ۲. معادل یک سوم تسهیلات اعطایی بانک‌ها و موسسات اعتباری غیربانکی (موضوع مصوبات ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا)، از محل سپرده قانونی بانک‌ها و مؤسسات اعتباری غیربانکی، حسب عملکرد در اعطای تسهیلات مورد نظر ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا در اختیار آنها قرار خواهد گرفت. مبالغ کسر شده از محل سپرده قانونی بابت اعطای تسهیلات مذکور پس از ۲ سال با بانک یا مؤسسه اعتباری غیربانکی عامل تسویه می‌شود.

    ۳. پس از بازگشت نسبت سپرده قانونی به ارقام قبل، مابه‌التفاوت سپرده قانونی جدید بانک‌ها و مؤسسـات اعتباری غیربانکی از سوی بانک‌ها و مؤسسات اعتباری غیربانکی مذکور نزد بانک مرکزی تودیع می‌گردد. در صورتی که بانک یا موسسه اعتباری غیربانکی قادر به تسویه یک‌باره مابه‌التفاوت سپرده قانونی مذکور (پس از کسر مبلغ مورد نظر در بند ب) در تاریخ ۸ مهر ۹۹ نباشد، بانک یا مؤسسه اعتباری غیربانکی می‌تواند طی سـه قسـط مساوی ماهانه در تاریخ‌های ۳۰ مهر، ۳۰ ابان و ۳۰ آذر ۹۹ و با نرخ یک ده‌هزارم (۰.۰۰۰۱) درصد به عنوان سود متعلقه، نسبت به تودیع مبالغ مذکور نزد بانک مرکزی اقدام نماید. در صورت عدم واریز مبالغ مزبور به صورت ماهانه، مراتب توسط اداره حسابداری کل و بودجه بانک مرکزی رأساً از حساب بانک یا مؤسسه اعتباری غیربانکی مربوط برداشت می‌شود.

    منبع: ایبِنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان