به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه فیلم داستانی، مجموعه آموزش و انتقال تجربه «کار راه» در اسفندماه ۹۸ با برگزاری اولین دوره ۴ روزه آغاز به کار می کند. این دوره با عنوان «تولید فیلم کوتاه حرفه ای» با تدریس ۴ کارگردان و فیلمنامه نویس جوان سینما تلاش خواهند کرد تا مسیر کوتاه تری پیش روی نسل جوان و مستعد سینمای تجربی قرار دهد.
هدف از برگزاری این رویداد، انتقال تجربه سینماگران جوان و موفق سال های اخیر به نسل نیمه حرفه ای و مستعد است که در شرف ورود به سینمای حرفه ای هستند.
اسامی اساتید این رویداد ۴ روزه به شرح زیر است:
دکوپاژ حرفه ای برای فیلم کوتاه
مدرس: امیرعباس ربیعی (نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی لباس شخصی)
زمان برگزاری جلسه: ۸ اسفند ۹۸
فیلمنامه حرفه ای برای فیلم کوتاه
حسین حسنی(نویسنده فیلم سینمایی درخت گردو)
زمان برگزاری جلسه: ۹ اسفند ۹۸
بازیگردانی حرفه ای برای فیلم کوتاه
مدرس: رضا زهتابچیان(نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی دیدن این فیلم جرم است)
زمان برگزاری جلسه: ۱۵ اسفند ۹۸
بایدها و نبایدهای حرفه ای شدن
مدرس: سید محمدرضا خرمندان (نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی بیست و یک روز بعد)
زمان برگزاری جلسه: ۱۶ اسفند ۹۸
علاقه مندان به حضور در این رویداد سینمایی می توانند با مراجعه به نشانی اینترنتی www.karrahfilm.ir اقدام به ثبت نام دوره نمایند.
به گزارش خبرگزاری مهر، نمایش «اپرای ۹۰» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی عباس عبداللهزاده از ساعت ۲۱:۱۵ روز گذشته مصادف با سهشنبه ۲۲ بهمن ماه اجرای خود را در سالن اصلی عمارت نوفل لوشاتو آغاز کرد.
در ابتدای این اجرا که با حضور علی سرتیپی همراه بود، از پوستر این نمایش که توسط مهدی نقاش زاده طراحی شده بود، رونمایی شد.
سپس علی سرتیپی در ادامه این مراسم به ارائه توضیحاتی درباره اهمیت تئاتر پرداخت و اظهار کرد: ترجیح دادم که به جای جشنواره فیلم فجر، برای افتتاح این نمایش در این سالن حضور داشته باشم. سالهاست در سینما کار میکنم و شاید بتوان گفت که نزدیک به ۵۰۰ فیلم تولید، پخش یا سرمایهگزاری کردهام ولی خیلی با تئاتر ارتباط نداشتهام. اما چند وقتیست که ارتباطم با دوستان فعال در تئاتر نیز برقرار شده و بعد از سالها متوجه شدهام که تئاتر تا چه اندازه شیرین است و حضور جوانها در آن تا چه اندازه به مجموعه هنر گرمی میدهد.
وی ادامه داد: همیشه ارتباط را بین سینما و تلویزیون میدیدم. یعنی ما هرچه عوامل و بازیگر میخواستیم، از تلویزیون بود اما در دو سه سال گذشته؛ این کار تفاوت پیدا کرده و ارتباط بین تئاتر و سینما شکل گرفته است. اکنون بازیگران، کارگردانان، طراحان صحنه و گریم و بسیاری عوامل دیگر که در سینما کار میکنند، از تئاتر به سینما تزریق شده و معمولا جز تاثیرگزاران هم هستند.
سرتیپی در ادامه با مثبت خواندن فعالیت سالنهای خصوصی تئاتر که در منطقه رودکی، انقلاب و لالهزار فعال هستند، بیان کرد: شرایط کنونی که در این مناطق فراهم شده، حاصل تلاش فعالان این حوزه بوده که اکنون مسئولان را به این نتیجه رسانده که به تئاتر اهمیت بیشتری دهند. چراکه این وضعیت سبب شده تا جمعیتی که حتی از این مناطق در حال رفتن بودند، به این مناطق بازگردند. همه این موضوع به دلیل پشتکاری است که دوستان و جوانان این حوزه به وجود آوردهاند که امیدوارم ادامه پیدا کند و تئاتر و سینمای ما در آینده نزدیک شاهد شکوفایی بیشتری شود.
این اثر نمایشی، اقتباسی از نمایشنامه «اپرای سه پولی» برتولد برشت است که عبداللهزاده علاوه بر حفظ فضای روایی آثار این نویسنده، قرائتی ایرانی نیز از این اثر کمدی موزیکال داشته است
این نمایشنامه توسط درامنویس آلمانی، الیزابت هاوپتمن و بر اساس ترجمهای از اپرای باله جان گی به نام «اپرای گدایان» توسط برشت روی صحنه رفته است و از جمله آثار موفق و شناخته شده وی به حساب میآید.
موسیقی این نمایش به صورت زنده و تلفیقی نواخته میشود و داستان آن درباره رییس کمپانی دزدهاست که دختر رییس کمپانی گداها را می دزدد و میخواهد او را در فروشگاه الکس فرگوسن به عقد خود در بیاورد. به این ترتیب نزاعی بین کمپانی دزدها و کمپانی گداها در میگیرد که لحظات مفرحی را رقم میزند.
حمید رضا الماسی، بهنام امینی، علی ایزدی، نازنین بابایی، شهاب بهرامی، پریوش جاوید، عرفان حق روستا، علیرضا حیدری، آتنا حیدری، فائزه خانزاده، حسام خانعلی، صادق خداپناه، عباس خضری پور، امیر داودی منش، محسن زرآبادی پور، شبنم شاهسون، تینو صالحی، سروش طاهری، سولماز غنی، تیماه کلاته، احمدرضا محمدی، سارا محمدی، سهیلا مقدم، شقایق مهاجر، محمد مهدوی، پارمیس نیری، علیرضا نیکخواه، اکبر همراهی از جمله بازیگرانی هستند که در این اثر نمایشی به ایفای نقش میپردازند.
از دیگر عوامل این اثر نمایشی میتوان به تهیه کننده: ایرج نیک پور، مدیر تولید: حمیدرضا ثنائی، آهنگساز: امیر حسام زبردست، گروه کارگردانی: احمدرضا محمدی، عرفان حق روستا، فاطمه گوشه، آیلارشجری، آیناز شجری، امیر داودی، طراح لباس: سینا ایرانپور، طراح گریم: سهیلا جوادی، طراح پوستر و گرافیست: مهدی نقاش زاده، دکور: امیر رئیسیان، عکاس: محسن بیده اشاره کرد.
علاقمندان به تماشای این اثر میتوانند بلیت آن را از سایت تیوال تهیه کنند.
به گزارش خبرنگار مهر، ابراهیم داروغهزاده دبیر سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر یک روز پس از برگزاری آیین اختتامیه این رویداد سینمایی در صفحه شخصیاش در توییتر اعلام کرد که پاسخگوی سوالات اهالی رسانه است و در پاسخ به سوالی مبنیبر حضور پیدا نکردن عوامل فیلم سینمایی «روز صفر» در اختتامیه جشنواره فیلم فجر و اعتراض گروه سازنده این فیلم توضیحی ارائه کرد.
داروغهزاده نوشت: «آقای ملکان به دو موضوع انتقاد داشتند و اختتامیه فیلم فجر را تحریم کردند: ۱-معتقد بودند نباید افرادی که صحبت از تحریم کرده اند و یا افرادی که در نشست رسانه ای اعتراض کرده اند داوری و کاندید میشدند. ۲-پذیرش فیلم «خورشید» علیرغم دیر رسیدن به جشنواره»
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی نمایش، «چ. ف. ت. بر وزنِ رفت» به نویسندگی امیر اربابی و کارگردانی محمد خان حسینی از پنجشنبه ۱ اسفندماه در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود.
در این نمایش بازیگرانی چون کامران تفتی، سید جواد یحیوی، دُنا تارفی، کیارش حق گو حضور دارند.
در خلاصه این نمایش تراژدی-کمدی که به زندگی خانوادهای ایرانی در آمریکا میپردازد آمده است: «همه مردم دنیا چفتاند… همه مردم دنیا بازی میخورند.»
سایر عوامل این نمایش عبارتند از طراح لباس: مارال سوری، طراح صحنه: کیارش ظریفی، طراح گریم: هادی فکری، آهنگساز: حامد تهرانی، گرافیست و عکاس: پیمان شجره، دستیار کارگردان: پارمیدا زارعی و محمد تندرو، منشی صحنه: پارمیدا زارعی، مشاور رسانه و روابطعمومی: سید حسین رسولی.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی، نمایشنامه «شکار بزرگ شنبه» نوشته شهرام کرمی توسط انتشارات سروش منتشر و راهی بازار کتاب شد.
این نمایشنامه اثری برای کودک و نوجوان است که در شانزدهمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان در بخش بینالملل به عنوان اثر برگزیده انتخاب و برای اولین بار منتشر میشود. این اثر با تصویرگری مهتاب بخشیان در ۳۲ صفحه و تعداد ۱۰۰۰ نسخه توسط نشر سروش منتشر شده است. در مقدمه کتاب شهرام کرمی نمایشنامه را به داوود کیانیان پیشکسوت شناخته شده تئاتر کودک و نوجوان تقدیم کرده است. شهرام کرمی نویسنده و کارگردان تئاتر در صفحه اول کتاب با نوشتهای کوتاه آورده است: «تقدیم به داوود کیانیان به خاطر شنبه مهربان که از او آموختم»
نمایشنامه شکار بزرگ شنبه روایتی نمایشی از شخصیت پسرکی به نام شنبه است که برای رسیدن به بزرگترین شکار دنیا سفری را آغاز میکند.
تاکنون بیش از ۲۰ نمایشنامه و یا رمان و داستان از شهرام کرمی منتشر شده است. آثاری چون دیوار، شبتارکاهگل نشینان، لطفاً با مرگ من موافقت کنید، خانه خورشید، غریبههای همیشگی، در بیداری، شمردن ستارههای شب، شوراب و هشو، پوتینهای عموبابا، مردی برای همیشه، نامههای شرجی، اتوبان سکوت، بلوطهای تلخ، مدریک، صبح به خیر آقاجان، چه کسی سهراب را کشت!؟ و… از این نویسنده منتشر شده است.
پیش از این رمان «تخت و مورچه» توسط انتشارات سروش در سال ۱۳۹۴ منتشر شده که با استقبال بسیار زیادی مواجه و کاندید کتاب سال در بخش رمان کودک و نوجوان شده است.
خبرگزاری مهر -گروه هنر: «مهر سیمرغ» عنوان بسته خبری-تحلیلی روزانهای بود که طی برگزاری سیهشتمین جشنواره فیلم فجر به مرور متن و حاشیه این رویداد ملی میپرداخت.
در روزهای برگزاری این دوره از جشنواره فیلم فجر هر روز صبح تلاش کردیم با «مهر سیمرغ ۳۸» روایتگر آخرین تحولات بزرگترین رویداد سینمایی کشور باشیم.
امروز چهارشنبه ۲۳ بهمنماه و یک روز پس از برگزاری اختتامیه سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر و معرفی برگزیدگان این رویداد، با شماره دوازدهم و پایانی «مهر سیمرغ ۳۸» همراه شوید.
چهره روز؛ سعید ملکان
«خواستیم در کنارِ مدیران فرهنگی قرار نگیریم که اصرار بر جاانداختنِ مسیری دارند که شایسته سینمای ایران نیست. مسیری که پر از باجدهی و تکریم کسانیست که با پنجه کشیدن به صورت سینما، باعث منفور شدن همکاران سینمایی، نزد مردم میشوند. با سپاس از داوران و احترام به انتخابهایشان و با آگاهی از برنده شدن در ۵ رشته ترجیح دادیم در مراسمِ اختتامیه شرکت نکنیم تا برای آیندگان جوابی داشته باشیم که ما شریکِ این بیفرهنگیها و ترویجِ رویههایِ غلط نیستیم. سینما و مردم، تحریم شدنی نیستند.»؛ تعجب نکنید، این متن بیانیه «مجازی» تیم تولید فیلمی است که شب گذشته سیمرغ زرین بهترین فیلم از «نگاه ملی» به نامش ثبت شد و با شکار مجموع ۵ سیمرغ، در کنار «شنای پروانه» رکورد دریافت جایزه در آئین اختتامیه «فجر ۳۸» را از آن خود کرد!
سعید ملکان، چهرهپرداز باسابقه و تهیهکننده سالهای اخیر سینمای ایران، با کارگردانی اولین فیلمش «روز صفر»، در یک شب تعداد سیمرغهای کارنامه خودش را از عدد ۸ به ۱۱ رساند؛ پس مشکل کجاست و طبیعیترین سوال در ذهن مخاطبان آئین اختتامیه شب گذشته و علاقهمندان سینمای ایران این است که بهانه این بهاصطلاح «قهر» چه بود؟
هرچند اعلام موضع اعتراضی سعید ملکان و تیمش بهشدت «محافظهکارانه» است و اشاره مستقیمی به «موضوع اعتراض» در آن نیست اما اگر بخواهیم سراغ احتمالات برویم، با مرور حواشی روزهای اخیر جشنواره فیلم فجر نزدیکترین مصداق برای این «باجدهی» احتمالاً برگزاری نشست رسانهای برای فیلم خارج از مسابقه «شین» به تهیهکنندگی شهاب حسینی است و مصداق «پنجه کشیدن به صورت سینما» که «باعث منفور شدن همکاران سینمایی، نزد مردم میشوند»، لابد اظهارات شهاب حسینی علیه مسعود کیمیایی است.
با این پیشفرض شاید راحتتر بتوان درباره اقدام عجیب، غیرقابل دفاع و تا حدود زیادی «نمایشی» سعید ملکان و عوامل فیلم «روز صفر» در آئین اختتامیه جشنواره صحبت کرد؛ سعید ملکان در حالی «شوی اعتراض» در دفاع از یک سینماگر پیشکسوت به راه انداخته که حتی اصول اولیه اعتراض را هم از او نیاموخته است.
تفاوت میان اقدام اعتراضی مسعود کیمیایی پیش از آغاز جشنواره فیلم فجر با اقدام سعید ملکان پس از برگزاری آئین اختتامیه، تفاوت میان «اقدام درست برای موضع ناصحیح» با «اقدام نادرست برای موضع صحیح» است. پیشگامی مسعود کیمیایی برای «تحریم جشنواره فجر» حتماً اقدامی قابل دفاع نبود به همان اندازه که اظهارات شهاب حسینی علیه این فیلمساز پیشکسوت قابل دفاع نبود، اما بیاییم ماجرا را از زاویه «ادب اعتراض» بازخوانی کنیم؛ مسعود کیمیایی با انتشار یک ویدئو، موضع اعتراضی خود را با صراحت مطرح کرد، قالبی که امکان انکار در آینده را از همان ابتدا از او سلب کرد. سعید ملکان اما ترجیح داد موضع انتقادی خود را در بیانیهای «مجازی» و «محافظهکارانه» که حتی به رسانههای رسمی هم ارسال نشد و امضایی هم پای آن نبود، اعلام کند. بیانیهای که نه فقط بهدلیل نبود اشاره مستقیم به مصداق اعتراض در آن، هر برداشتی از آن در آینده قابل کتمان است که حتی اصالت آن با یک تکذیبیه ساده میتواند مخدوش شود!
مسعود کیمیایی پای هزینههای اعتراضش ایستاد، در میانه جشنواره نظرش را تغییر نداد و فیلم «خون شد» با اعلام تهیهکننده از داوری در بخش «بهترین کارگردانی» کنار گذاشته شد، سعید ملکان اما به گواه همین متن بیانیه با علم به اینکه در ۵ رشته برگزیده شده است، ترجیح داد طرح اعتراضش را به بعد از آئین اختتامیه و ثبت ۵ سیمرغ برای فیلمش موکول کند، در حالی که اگر بنای اعتراض به عملکرد مدیران جشنواره در قبال مواضع شهاب حسینی را داشت، میتوانست دو ساعت قبل از اختتامیه همین بیانیه را منتشر و از داوری فیلمش در همه بخشها کنارهگیری کند اما چشمپوشی بر ۵ سیمرغ انگار چندان هم راحت نیست!
تصویر جای خالی عوامل «روز صفر»» که در دقایق ابتدایی اختتامیه توسط رسانههای نزدیک به سعید ملکان منتشر شد
اصلیترین ایراد در موضعگیری سعید ملکان اما همان مسئلهای است که در آغاز به آن اشاره کردیم؛ ملکان حتی از تشریح صریح موضع انتقادی خود و بهانه اتخاذ تصمیمش ابا دارد؟ او واقعاً به چه چیز معترض است؟ صرف کارگردانی و تولید پروژههایی چون «تنگه ابوقریب» (با بودجه سازمان اوج)، «تختی» (با سرمایهگذاری ۴۰ درصدی بنیاد سینمایی فارابی) و حالا «روز صفر» آیا معنای جز «قرار گرفتن در کنار مدیران فرهنگی» دارد؟ اگر صراحتاً خطاب به کسانی که معتقدید «پنجه به صورت سینما کشیدهاند» موضع نگرفتهاید؟ این حجم از ابهام در تشریح نیت اقدام توهینآمیز «عدم حضور در ملیترین جشن سینمای ایران» چه نسبتی با ادعای معترض بودن دارد؟ جواب به «آیندگان» پیشکش، کاش برای آنانی که در همین ده روز برگزاری جشنواره سیوهشتم فیلم فجر با لذت به تماشای «روز صفر» نشسته و آن را تحسین کردند و برخی حتی منتظر بودند در آئین اختتامیه برای عوامل برگزیده این فیلم هورا بکشند، جوابی روشن داشتید!
قهرمان بیشناسنامه فیلم آبرومند «روز صفر» که پیشتر هم از نقاط ضعفش نوشته بودیم، در پایان فیلم نریشنی نهچسب و شعاری دارد قریب به این مضمون که «کاش اگر گلولهای هم به سمتش شلیک شود، وسط کویر باشد یا در دل دریا، که کسی صدایش را نشنود و دلی نلرزد…» حالا باید گفت کاش سعید ملکان لااقل به این باور قهرمان فیلمش احترام میگذاشت و اگر انتقاد به حقی هم داشت، آن را تبدیل به گلولههایی مشقی در شب آرام و پرافتخار سینمای ایران نمیکرد! گلولههایی که هرچند کاری نبودند و هیچ زخمی هم طبیعتاً نمیتوانستند به جا بگذارند اما دل بسیاری از دلسوزان سینمای ایران را لرزاند.
فیلم روز؛ شنای پروانه
از میان فیلمهایی که در آئین اختتامیه سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر قدر دیدند و جوایز اصلی را شکار کردند، مهمترین جایزه یعنی «سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران» به فیلم اول محمد کارت رسید. تندیسی که مهمترین امتیازش برای یک فیلم، تضمین حضور در ترکیب اکران نوروزی است.
فیلم «شنای پروانه» با همین سیمرغ از امروز اولین فیلم قطعی اکران نوروز ۹۹ محسوب میشود و با توجه به ترکیب بازیگران و داستان ملتهب و جذاب، بیتردید از مدعیان صدرنشینی در گیشه سال آینده نیز به شمارش آورد.
برگ برنده فیلم محمد کارت اما در کنار کارگردانی و فیلمنامه حضور متفاوت بازیگرانی است که دو نفر از آنها یعنی امیر آقایی و طناز طباطبایی شب گذشته موفق به شکار سیمرغ شدند و دیگری یعنی جواد عزتی، بهرغم درخشش غیرقابل کتمان، حتی در بخش بهترین بازیگری نامزد هم نشد. جواد عزتی که در جشنواره امسال با ۵ فیلم حضور داشت، صرفاً بهعنوان بازیگر مکمل فیلم «آتابای» از سوی هیأت داوران شایسته نامزدی در فجر تشخیص داده شد، اما حضور او در نقش اصلی «شنای پروانه» بهرغم تحسین از سوی منتقدان و اصحاب رسانه، از سوی هیأت داوران نادیده ماند.
ترکیب بازیگران «شنای پروانه» اما چند غافلگیری دیگر هم دارد، از حضور غیرمنتظره علیرضا داوودنژاد کارگردان پیشکسوت سینما که برای اولین بار مقابل دوربین نقشآفرینی کرده تا گریم و بازی غیرمنتظره پانتهآ بهرام که با سر تراشیده نقش کاراکتری متفاوت از یکی از زنان آسیبدیده جنوب شهر را ایفا میکند.
در کنار همه این امتیازات دیگر نکته مهم درباره «شنای پروانه» ساخت آن با سرمایهگذاری محمدصادق رنجکشان است. جدیترین نماینده بخش خصوصی در سینمای ایران که سال قبل با «متری شیش و نیم» توانست عنوان پرفروشترین فیلم غیرکمدی سال را از آن خود کند و حالا با «شنای پروانه» در انتظار تکرار آن تجربه در چرخه اکران سال ۹۹ است.
حاشیه روز؛ چرا تلویزیون نمیتواند «زنده» باشد؟
«پخش زنده» حالا تبدیل به یک کابوس برای مدیران تلویزیون شده است. مدیرانی که در راستای محافظهکاری برای عبور از حواشی ماههای اخیر، ترجیح دادند همه ویژهبرنامههای سینمایی همزمان با جشنواره فیلم فجر بهصورت ضبطی روی آنتن بروند و طبیعتاً با ریزش شدید مخاطب مواجه شوند و در آخرین شاهکار خود در پوشش خبری مهمترین رویداد سینمایی کشور، کاریکاتوری از «پخش زنده» را روانه آنتن کردند.
صحبتهای مهدویان در پخش زنده تلویزیونی قطع شد
اینکه صحنه برگزاری آئینهای هنری اعم از افتتاحیه و اختتامیه جشنوارههای سینمایی مختصاتی دارد که الزاماً متناسب با استانداردهای تعریف شده پخش در قاب تلویزیون نیست، اصلی است که نمیتوان آن را رد کرد اما برای عبور از این چالش و همزمان بهرهمندی از امتیاز ویژه پوشش زنده این مراسمها برای سینمادوستان، اندکی سعهصدر و سلیقه لازم است.
آنچه پوشش زنده آئین اختتامیه جشنواره سیوهشتم فیلم فجر از آنتن شبکه «نمایش» را تبدیل به یک کمدی ناخواسته کرد، نه اصل «ملاحظات» که کیفیت اعمال آن با چاشنی محافظهکاری بیش از اندازه بود.
اینکه دایره ملاحظات سیما به اندازهای گسترده شده که حتی همدردی فیلمسازی چون محمدحسین مهدویان با قربانیان تشییع پیکر حاج قاسم سلیمانی در شهر کرمان و یا انتقاد امیر آقایی نسبت به اظهارات مجری شبکه افق (که پیشتر روابط عمومی رسانه ملی هم آن را مردود دانسته بود) در آن «سانسوری» محسوب میشود، نه فقط نشان از اقدام اصولی رسانه ملی در حفظ چارچوبهای خود را ندارد که بیشتر نشاندهنده یک وسواس و به تعبیر بهتر «هراس» است؛ هراسی که حتماً برای زنده بودن یک رسانه آفت محسوب میشود و در بلندمدت میتواند هزینههای بیشتری هم به همراه داشته باشد.
تمام بریدههای سخنانی که احتمالاً از نظر ناظران تلویزیون بهتر بود به گوش مخاطب رسانه ملی نرسد، به فاصله چند ساعت با برچسب تبلیغاتی «اظهارات سانسورشده در سیما» با ضریب نفوذ چندبرابری در شبکههای اجتماعی و رسانههای مجازی بازنشر شد و این یعنی تأثیرگذاری عکس یک تصمیم، که همزمان هم اعتبار رسانه ملی را در چشم مخاطبان دوچندان کرد و هم به اصل آن موضعگیریها حقانیتی مضاعف بخشید.
حمید رحیمی بازیگر و کارگردان تئاتر درباره روی صحنه بردن نمایش «یک گفتگوی عاشقانه…» به خبرنگار مهر گفت: این اثر نمایشی قرار است از اول اسفند ماه اجرای عمومی خود را در سالن شماره ۲ عمارت نوفللوشاتو آغاز کند. این نمایش برداشتی آزاد از نمایشنامه «پیش از صبحانه» یوجین اونیل است که تلاش شده در این اجرا فضایی مینیمال و ساده را به تصویر بکشیم.
وی ادامه داد: نمایش در عین مینیمال بودن تلفیقی نیز با فضای سوپر ابزرود آثار ساموئل بکت پیدا میکند. در نمایشنامه اصلی دخل و تصرف زیادی شده است از همین رو این اجرا یک برداشت آزاد به حساب میآید. در نمایشنامه «پیش از صبحانه» تنها یک کاراکتر زن وجود دارد و شخصیت مرد به نام آلفرد در صحنه حضور ندارد و تنها زن با او صحبت میکند اما در این اجرا کاراکتر مرد به نمایش اضافه شده و او نیز یکی از شخصیتهای اثر است.
بازیگر نمایش «پچپچههای پشت خط نبرد» درباره دلایل انتخاب این متن برای کارگردانی توضیح داد: سالها قبل «پیش از صبحانه» را خوانده بودم اما در خواندن مجدد آن به ویژگیهای تازهای از متن رسیدم. در این نمایشنامه منزوی شدن و ارتباط برقرار نکردن آدمها مساله اصلی است. آدمهایی که هرچه هم با هم حرف میزند باز هم نمیتوانند یکدیگر را درک کنند و حرف هم را نمیفهمند. حتی زوجهایی که سالنها در کنار هم زندگی کردهاند به زبان مشترکی با یکدیگر نرسیده اند و هرکس حرف خودش را میزند.
رحیمی در پایان صحبتهایش متذکر شد: این نمایشنامه سالها قبل نوشته شده است اما معتقدم که حرف امروز جامعه ماست چون شاهد هستیم دوقطبی بودن در همه زمینههای سیاسی، اجتماعی، خانوادگی و بیشتر تصمیمگیریها وجود دارد و حتی اگر در ظاهر متفقالقول هم باشیم اما برای اینکه ثابت کنیم از دیگری بیشتر میدانیم مخالف نظر طرف مقابلمان حرف میزنیم.
رحیمی پیش از این در نمایشهای «بیوههای غمگین سالار جنگ»، «طپانچه خانوم»، «پچپچههای پشت خط نبرد»، «پسران تاریخ»، «بیرون پشت در»، «ریچارد سوم اجرا نمیشود»، «بالاخره این زندگی مال کیه؟»، «خاکستر به خاکستر»، «روال عادی»، «ابرها»، «فرکانس»، «مضحکه دزدها»، «جان و جو»، «و چند داستان دیگر…»، «پروانه و یوغ»، «اخککندو»، «اتاق ورونیکا»، «افرای ژاپنی»، «گفتگوی مهر» و… بازی کرده و کارگردانی نمایشهای «خاکستر به خاکستر» و «کوپه ۴۶» را نیز برعهده داشته است.
این اثر نمایشی از اول اسفند ماه در سالن شماره یک تماشاخانه نوفللوشاتو به صحنه میرود.
حمید رحیمی بازیگر و کارگردان تئاتر درباره روی صحنه بردن نمایش «یک گفتگوی عاشقانه…» به خبرنگار مهر گفت: این اثر نمایشی قرار است از اول اسفند ماه اجرای عمومی خود را در سالن شماره ۲ عمارت نوفللوشاتو آغاز کند. این نمایش برداشتی آزاد از نمایشنامه «پیش از صبحانه» یوجین اونیل است که تلاش شده در این اجرا فضایی مینیمال و ساده را به تصویر بکشیم.
وی ادامه داد: نمایش در عین مینیمال بودن تلفیقی نیز با فضای سوپر ابزورد آثار ساموئل بکت پیدا میکند. در نمایشنامه اصلی دخل و تصرف زیادی شده است از همین رو این اجرا یک برداشت آزاد به حساب میآید. در نمایشنامه «پیش از صبحانه» تنها یک کاراکتر زن وجود دارد و شخصیت مرد به نام آلفرد در صحنه حضور ندارد و تنها زن با او صحبت میکند اما در این اجرا کاراکتر مرد به نمایش اضافه شده و او نیز یکی از شخصیتهای اثر است.
بازیگر نمایش «پچپچههای پشت خط نبرد» درباره دلایل انتخاب این متن برای کارگردانی توضیح داد: سالها قبل «پیش از صبحانه» را خوانده بودم اما در خواندن مجدد آن به ویژگیهای تازهای از متن رسیدم. در این نمایشنامه منزوی شدن و ارتباط برقرار نکردن آدمها مساله اصلی است. آدمهایی که هرچه هم با هم حرف میزند باز هم نمیتوانند یکدیگر را درک کنند و حرف هم را نمیفهمند. حتی زوجهایی که سالنها در کنار هم زندگی کردهاند به زبان مشترکی با یکدیگر نرسیده اند و هرکس حرف خودش را میزند.
رحیمی در پایان صحبتهایش متذکر شد: این نمایشنامه سالها قبل نوشته شده است اما معتقدم که حرف امروز جامعه ماست چون شاهد هستیم دوقطبی بودن در همه زمینههای سیاسی، اجتماعی، خانوادگی و بیشتر تصمیمگیریها وجود دارد و حتی اگر در ظاهر متفقالقول هم باشیم اما برای اینکه ثابت کنیم از دیگری بیشتر میدانیم مخالف نظر طرف مقابلمان حرف میزنیم.
رحیمی پیش از این در نمایشهای «بیوههای غمگین سالار جنگ»، «طپانچه خانوم»، «پچپچههای پشت خط نبرد»، «پسران تاریخ»، «بیرون پشت در»، «ریچارد سوم اجرا نمیشود»، «بالاخره این زندگی مال کیه؟»، «خاکستر به خاکستر»، «روال عادی»، «ابرها»، «فرکانس»، «مضحکه دزدها»، «جان و جو»، «و چند داستان دیگر…»، «پروانه و یوغ»، «اخککندو»، «اتاق ورونیکا»، «افرای ژاپنی»، «گفتگوی مهر» و… بازی کرده و کارگردانی نمایشهای «خاکستر به خاکستر» و «کوپه ۴۶» را نیز برعهده داشته است.
این اثر نمایشی از اول اسفند ماه در سالن شماره یک تماشاخانه نوفللوشاتو به صحنه میرود.
خبرگزاری مهر– گروه هنر-آزاده فضلی: جشنواره فیلم فجر همیشه مهمترین سکوی پرش برای فیلمسازان جوان در عرصههای داستانی و مستند بوده است. البته فیلمسازان مستند همواره در این رویداد بزرگ و مهم سینمایی، تحتالشعاع حضور فیلمهای داستانی بودهاند.
در سی و هشتمین جشنواره ملی فیلم فجر، ۴۶ فیلم مستند متقاضی حضور بودند که بر اساس آئیننامه جشنواره ۱۰ فیلم برای این بخش انتخاب شدند. در این میان فیلمسازان مستند در طول برگزاری جشنواره دغدغههایی از جمله زمان نمایش نامناسب فیلمهایشان در سالن رسانه یا نبود نشست خبری برای فیلمهایشان داشتند.
در همه جای دنیا کفه ترازو بیشتر به سمت سینمای داستانی است
محمد حمیدی مقدم رئیس مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی درباره شرایط حضور فیلمهای مستند در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به خبرنگار مهر گفت: به نظر من حضور مستند در جشنواره فیلم فجر بسیار خوب است و روندی رو به جلو محسوب میشود البته فراز و نشیبهایی داشته و زمانی تصمیم بر این بود که مستند از جشنواره فجر حذف شود. بالاخره در این تقابل بین جهان سینمای داستانی و سینمای مستند، کفه ترازو همیشه به سمت داستانی است و این موضوع در همه جای دنیا وجود دارد. به همین دلیل است که وقتی جشنوارهها به سمت تخصصی شدن میرود، سینمای مستند جایگاه خود را پیدا میکند.
خاطرم هست زمانی که جشنواره فجر در برج میلاد برگزار میشد، سانس پخش مستند و فیلم کوتاه ظهر یا اولین سانس بود. آن زمان استقبالی در حد مقبول از فیلمها رخ میداد که من به آن استقبال واقعی از سینمای مستند می گویم وی با اشاره فراگیری این موضوع در جشنوارههای بزرگ و معتبر دنیا، پیشنهاد داد: در جشنوارههای کن و برلین فیلمهای کوتاه داستانی و فیلمهای سینمایی داستانی معمولاً در یک بسته و فیلمهای مستند در بستهای مجزا قرار میگیرند. فکر میکنم با توجه به آزمون و خطایی که الان در حال رخ دادن است، برای سالهای بعد شاید بتوان این تفکیک را در جشنواره فیلم فجر هم انجام داد. مخاطب شاید علاقمند به فیلم مستند نباشد اما در صورت علاقه میتواند در بسته اکران جداگانه آن را تجربه کند.
حمیدی مقدم درباره قرارگیری فیلمهای مستند در سانس اکران آخر شبانه در سینمای رسانه بیان کرد: باید به جشنواره فیلم فجر حق داد. در برخی دورهها هم مستندسازان و فیلمسازان فیلمکوتاه گله میکردند که چرا سانس پخش آثار ما را در طول روز قرار میدهند! باید قبول کنیم جشنواره فجر، جشنواره فیلمهای داستانی است و مختص اکران اول فیلمهای سودای سیمرغ یا فیلماولیها است.
وی تصریح کرد: خاطرم هست زمانی که جشنواره فجر در برج میلاد برگزار میشد، سانس پخش مستند و فیلم کوتاه ظهر یا اولین سانس بود. آن زمان استقبالی در حد مقبول از فیلمها رخ میداد که من به آن استقبال واقعی از سینمای مستند می گویم.
بازپخش مستندهای دیده شده شاید جذابیتی نداشته باشد
رئیس مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در ادامه به اشکالی در نمایش فیلمهای مستند اشاره کرد و گفت: فیلمهای مستندی که در جشنواره فیلم فجر به نمایش در میآیند، به این دلیل که اولین نمایششان در جشنواره سینماحقیقت یا دیگر جشنوارهها مثل جشنواره جهانی فیلم فجر بوده است، قاعدتاً برای دوستان رسانهای که همه فیلمها را دیدند، شاید جذابیتی نداشته باشد. همچنین نشستهای خبری فیلمهای مستند نیز در همان جشنوارههای قبلی برگزار شده است. بنابراین به این دلایلی که ذکر کردم، یکی از آسیبها این است که نوعی مقایسه شکل میگیرد؛ این در حالی است که جشنواره فیلم فجر قصد داشته زمان خوبی به اکران آثار مستند بدهد که اتفاقاً به نظر من ساعت ۲۲ در سالن رسانه زمان بدی هم نبود، اما برخی مستندسازان گله داشتند که این استقبال کم مخاطبان به دلیل آخرین سانس بودن است.
به نظر من جشنواره فیلم فجر باید برنامهریزی کند باکس پخش فیلمهای مستند را جداگانه در نظر بگیرد و فیلمهای مستند نیز اولین اکرانشان در جشنواره باشد تا جذابیتی برای خبرنگاران و منتقدان و حتی مخاطبان داشته باشندوی تاکید کرد: به نظر من جشنواره فیلم فجر باید برنامهریزی کند باکس پخش فیلمهای مستند را جداگانه در نظر بگیرد و فیلمهای مستند نیز اولین اکرانشان در جشنواره باشد تا جذابیتی برای خبرنگاران و منتقدان و حتی مخاطبان داشته باشند.
حمیدی مقدم درباره استقبال مردمی از فیلمهای مستند در حالی که مردم این فیلمها را برای اولین بار تماشا میکنند هم گفت: اگر صادقانه بخواهم پاسخ دهم هنوز رصدی روی این موضوع نداشتهایم. امسال سینمای مستند شانس آورد و نمایش فیلمهای مستند لابلای فیلمهای سودای سیمرغ تقسیم شد و هر کس سری بلیتهای جشنواره را خریداری میکرد توفیق اجباری نصیبش میشد تا فیلمهای مستند را نیز تماشا کند. نکته مثبت دیگر این بود که نام فیلمها روی سری بلیتها حک شده بود و از قبل برای مخاطب مشخص بود فیلم مستند می بیند یا کوتاه.
وی تاکید کرد: همین که فیلمهای مستند در چرخه فروش و عرضه عمومی فیلم قرار گرفتهاند، موفقیت محسوب میشود.
این مدیر سینمایی در ادامه توضیح داد: ما از جشنواره سینماحقیقت شروع به فروش بلیت برای فیلمها مستند کردیم و این اتفاق بزرگی به حساب میآمد اما چون موضوع در حوزه سینمای مستند بود خیلی تبلیغ و معرفی آن جواب داد. در جشنواره فیلم فجر به دلیل سیطره فیلمهای داستانی، شاید دوستان رسانهای و آنهایی که باید به سینمای مستند میپرداختند لابلای سینمای داستانی به این سینما کمتر پرداختند.
حمیدی مقدم افزود: طی روزهای برگزاری جشنواره فیلم فجر در سینما فرهنگ که عموماً فیلمهای داستانی و سینمایی مخاطب دارد، به تماشای فیلم نشسته بودم و در آنجا دیدم تعدادی از افراد درباره فیلمهای مستند در حال صحبت هستند که بسیار جای خوشحالی داشت و این اتفاق به معنای آن است که سینمای مستند با همین دو باکس فیلم مستند و کوتاه، راه خود را باز کرده است اما واقعیت را هم باید پذیرفت؛ هم ما به عنوان مدیران سینمایی و هم مستندسازان باید بپذیریم که استقبال و علاقهمندی مخاطب به سینمای داستانی بیشتر است. این موضوع نباید به عنوان آفت در نظر گرفته شود و فکر کنیم این موضوع فقط در ایران رخ میدهد، بلکه در همه جای دنیا نیز اینگونه است و سینمایی که درام و قصه، سوپراستار و… دارد علاقمندان بیشتری دارد و شاید اگر نسبتها را مقایسه کنید، آثار مستند در جهان به نسبت ایران مخاطبان کمتری نیز داشته باشد اما ورود باکس مستند-کوتاه در جشنواره فیلم فجر، جشنواره را دارای اعتباری فرهنگی کرده است.
وی در پایان به عنوان پیشنهاد گفت: به نظرم جشنواره فیلم فجر میتواند در سالن سینمای رسانه نشست نقد و بررسی مختص به فیلمهای مستند و کوتاه را برگزار کند تا علاقمندان این فیلمها نیز به نشست بیایند. حال ممکن است نمایندگان دو رسانه در جلسه حاضر شوند اما مهم نیست، مهم اختصاص اعتبار به فیلم کوتاه و مستند است. فیلمهای بخش مستند و کوتاه وقتی در جشنواره معتبر فجر وجود دارند، پس معتبر هستند و باید بهصورت درخور برای آنها برنامهریزی شود و به همین میزان فیلمسازان مستند و کوتاه نیز امیدوارانهتر به مسیر خود ادامه میدهند.
به گزارش خبرنگار مهر، آئین اختتامیه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر شامگاه سهشنبه ۲۲ بهمنماه با حضور سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، حسین انتظامی رئیس سازمان سینمایی، سینماگران و سینمادوستان در برج میلاد تهران برگزار شد.
ابراهیم داروغهزاده دبیر سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی و محمدمهدی طباطبایینژاد معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی از مدیران سینمایی حاضر در این مراسم هستند.
این مراسم رأس ساعت ۱۸:۴۰ با پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران و تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید در سالن همایشهای برج میلاد آغاز شد.
نظم مراسم در دقایق ابتدایی و بهدلیل ازدحام مهمانان در بخش ورودیهای سالن همایشهای برج میلاد، برای دقایقی برهم خورد.
پخش ویدئو کلیپی در گرامیداشت دهه فجر و سالگرد انقلاب اسلامی ایران، اولین بخش مراسم اختتامیه بود.