راهیابی فیلم کوتاه «باران برای تو میبارد» به یک جشنواره هندی
راهیابی فیلم کوتاه «باران برای تو میبارد» به یک جشنواره هندی
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، «باران برای تو میبارد» در هفتمین حضور بینالمللی خود به Cafe Irani Chaii International Film Festival هند راه پیدا کرد.
هدف این جشنواره، نمایش فیلمهای برتر در بمبئی و بالیوود به عنوان بزرگترین صنعت فیلم در سراسر جهان است.
این جشنواره از ۱۳ تا ۱۴ مارس۲۰۲۰ مصادف با ۲۳ تا ۲۴ اسفند ماه برگزار میشود.
«باران برای تو میبارد» پیشتر در جشنوارههای The Lift-Off Sessions لندن، YVE چین، Florence Film Awards ایتالیا و Alter do Chão Film Festival برزیل (منطقه آمازون)، american golden picture آمریکا و Latinx۲۱ Shorts Film Festival آمریکا شرکت کرده و موفق به دریافت جوایزی شده است.
در خلاصه داستان فیلم کوتاه «باران برای تو میبارد» آمده است: این برگهای زرد، به خاطر پاییز نیست که از شاخه میافتند. قرار است تو از این کوچه بگذری و آنها پیشی میگیرند از یکدیگر برای فرش کردنِ مسیرت … گنجشکها از روی عادت نمیخوانند، سرودی دستهجمعی را تمرین میکنند برای خوشآمد گفتن به تو.
علی اوسط سیفی و بهجت مجیدی بازیگرانی هستند که در این فیلم ایفای نقش کرده اند.
دیگر عوامل این فیلم کوتاه عبارتند از نویسنده: عرفان معصومی، مدیر هنری: کیوان مقدم، تدوین: بیژن میرباقری، مدیر تصویربرداری: آرش صادقی، موسیقی: بهزاد عبدی، دستیار کارگردان و برنامه ریز: لیلا رنگرزان، صدابردار: محمد کیان ارثی، گروه تدوین: سولماز تیرماهی، منشی صحنه: فاطمه سیدی، مدیر رسانه ای: مرتضی رنجبران، ارتباط با رسانه: ستاره نجفآبادی، مدیر تولید: علی حسن زاده، عکاس: امیر فائض، سامان عمویی تدارکات: عباس یونسی و با سپاس فراوان از یغما گلرویی.
به گزارش خبرنگار مهر، تماشاخانه ملک برنامه های خود را برای سال ۱۳۹۹ اعلام و در اطلاعیه ای اعلام کرد که برای اجرای آثار دانشجویی، کودک و نوجوان و پیشکسوتان تئاتر رویکردی تعاملی خواهد داشت.
در این اطلاعیه آمده است:
با توجه به شیوع بیماری کرونا و فراگیر شدن این بیماری مشخص نیست تا چه زمانی فعالیت گروه های نمایشی آغاز میشود به همین دلیل تماشاخانه ملک در این دوره تعطیلی تصمیم به بررسی تقاضاهای ارسالی میکند و رویکرد خود را در سال جدید با گروهای نمایشی به صورت تعاملی انجام میدهد و با توجه به بودجه گروه قرارداد منعقد میکند.
باکس و زمان بندی اجرا ویژه دانشجویی و اجرای نمایش های کودک و نوجوان با حداکثر درصد از اولویت های مجموعه نمایشی ملک است.
برای پیشکسوتان تئاتر ایران باکس و زمان بندی ویژه با حداکثر درصد فروش قرارداد منعقد میشود.
فراهم کردن مکان تمرین (با قیمت بسیار مناسب) برای گروه هایی که توان تهیه پلاتو ندارند در دستور و اولویت تماشاخانه است.
آرشیو لباس تماشاخانه و متریال های دکور های نمایش های گذشته به صورت رایگان در خدمت هنرمندان است.
تماشاخانه ملک با اعلام فراخوان جدید خود برای سال ۹۹ از تمام گروه های نمایشی که هر بضاعتی (توان مالی گروه) برای اجرای نمایش خود دارند دعوت میکند تا برای سال ۹۹ پیشنهادات و نمایشنامه های خود را به تماشاخانه ارائه دهند تا بررسی شوند.
تماشاخانه ملک در سال ۹۹ متعهد می شود که بتواند گروه های جوان و مستعد را با هر توان مالی حمایت کند تا بتوانند اجرا خود را به صحنه بیاورند.
مهلت ارسال متن و ایده اجرایی تا ۲۸ اسفند
اعلام نتایج فصل بهار و تابستان: ۱۰ فروردین
مدارک مورد نیاز:
یک نسخه متن، فایلPDF نمایشنامه، ایده اجرایی، اسکیس دکور، نور و عوامل پیشنهادی گروه اجرایی.
به دلیل عدم مراجعه حضوری تمامی موارد به شماره ۰۹۱۲۸۵۰۲۸۷۲ ارسال و جهت هماهنگی با همین شماره تماس حاصل شود.
سیروس کهورینژاد بازیگر و کارگردان تئاتر که اجرای نمایشش در عمارت نوفل لوشاتو به دلیل تعطیلی تماشاخانهها برای پیشگیری از شیوع بیماری کرونا لغو شده است در این باره به خبرنگار مهر گفت: قرار بود از سوم اسفند ماه نمایش «مجهول» را در عمارت نوفل لوشاتو به صحنه ببرم اما اجرا لغو شد. برای اجرای مجدد نمایش مشکلی با بازیگران کار ندارم چون بازیگران نمایش علاوهبر خودم، همسر و فرزندم هستنند و هماهنگی با آنها راحت است اما باید دید چه زمانی وضعیت به حالت طبیعی باز میگردد و تماشاخانهها اجرایشان را از سر میگیرند.
وی ادامه داد: طی صحبتی که با داود نامور مدیر تماشاخانه نوفل لوشاتو داشتم قرار شده بعد از بازشدن تماشاخانهها این اثر نمایشی نیز اجرای عمومی خود را آغاز کند اما معلول نیست کی این اتفاق رخ خواهد داد. نمایش «مجهول» نوشته خودم است و علاوه بر بازی طراحی صحنه نمایش را نیز برعهده دارم. آذر طهماست و مسعود کهوری نژاد دیگر بازیگران این اثر نمایشی هستند.
بازیگر سریال «مختارنامه» درباره مضمون نمایش توضیح داد: «مجهول» قصه ای ایرانی دارد و درباره مردی است که در ساحل جنوب به دنبال شخصی میگردد که او را از بین ببرد چون خودکشی حرام است او در این راه با چند شخصیت جادویی و اساطیری روبرو شده و متوجه میشود که در حقیقت همان آرش کمانگیر است و در ذهن و خاطرات مردم جاودانه شده است. در واقع نمایش «مجهول» گزاره ایست از مردی که در پی مرگ است. او در سعی خویش و رویارویی با مرگ متوجه میشود که دچار جاودانگی شده و در ذهن مردم به عنوان آرش کمانگیر زنده است و نمیتواند بمیرد و مرگ، شرط مرگ او را انجام کاری قرار میدهد که از خاطر مردم پاک شود و او را در پی انجام این کار به زندگی باز میگرداند. او گرفتار در روزمرگی خود شده و از حکم شرم آور مرگ سرپیچی کرده رنج قهرمانی و جاودانگی خود را میپذیرد …
کهورینژاد در پایان درباره وضعیت این روزهای هنرمندان عنوان کرد: متاسفانه به دلیل اپیدمی شدن این بیماری بسیاری از مردم کشورمان را از دست دادیم که همه ما هنرمندان با افرادی که عزیرانشان را از دست دادهاند ابراز همدری میکنیم و امیدواریم که به زودی سلامتی به جامعه بازگردد. همچنین عده زیادی از هموطنانمان به لحاظ اقتصادی و فرهنگی دچار خسارت و آسیب شدند که هنرمندان تئاتر نیز از این قاعده مستثنی نیستند. معتقدم وزارت ارشاد باید سازوکاری برای جبران خسارت مالی اهالی هنر بیندیشد و با تشکیل جلساتی از میزان زیان هر پروژه مطلع شود چون در این وضعیت بسیاری از پروژها لغو شده و کارگردان و تهیه کننده آثار به دلیل تعهد بازیگران به پروژههای دیگر، نمیتوانند مجددا کارشان را از سر بگیرند.
خبرگزاری مهر – گروه هنر- علیرضا سعیدی: اساساً یکی از مولفههایی که میتواند در ارزیابی تاریخ موسیقی یک سرزمین بهعنوان یک اصل و مبنا مورد توجه پژوهشگران، منتقدان و خبرنگاران فعال این حوزه قرار گرفته و پس از آن نیز در یک ارزیابی کلی پیش روی مخاطبان به نمایش درآید، واکاوی دقیق و مستند گونه یک جریان تاریخی است که متأسفانه در موسیقی سرزمین ایران آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است.
قطعاً به زعم نگارنده آنچه تاکنون از تاریخ موسیقی کشورمان توسط استادان و پژوهشگران مسلم این عرصه نگاشته شده به طور حتم دستاوردهایی گرانبها و ارزشمندند که جستجو در یکایک آنها به مثابه دریانوردی در اقیانوسی بی انتهاست که درونش سرشار از منابع و ذخایری است که تمرکز روی هر کدام نتایج ارزشمندی به همراه خواهد داشت.
اما در اینجا نباید از یک نکته غافل شد و آن موضوع مهم و یا کلید واژهای به نام «پژوهشهای کاربردی» است که اگرچه هر کدام از ما در این سالها به وفور با آن مواجه شده ایم اما این مواجهه تا آنجا که حافظه تاریخی یاری میکند، محدود به قلمها و کاغذها و نشستها و کنفرانسهای بی نتیجهای شده که برآیند علمی و عملی آن را میتوان در جشنوارههایی چون جشنواره موسیقی فجر و فقر مطلق به روز رسانی و تقویت گوش شنیداری مردم در شنیدن موسیقی خوب جستجو کرد.
شرایطی که در این سالها با وجود تمام تلاشهای صورت گرفته از سوی هنرمندان دلسوز و حتی ارگانهای دولتی چراغ کم سوی موسیقی ایرانی را به خاموشی هدایت میکند و اگر همین شور و شوق کودکان و نوجوانان اندک سرزمینمان برای اعتلای موسیقی اصیل ایرانی در کنار فراگیری و تلمذ از محضر بزرگان نبود معلوم نبود اکنون چه بلایی بر سر موسیقی ایرانی در جولانگاه موسیقیهای بعضاً بی مایه پاپ و سرشار از سطحی نگری میآمد.
به هر حال تا از نقطه تمرکز این نوشتار دور نشدیم، باید گفت که اکنون در مقطعی از تاریخ فرهنگ و هنر سرزمینمان قرار گرفته ایم که رجوع به آنچه در گذشته روی داده امری ضروری است. حتی اگر بدانیم این رجوع، تمرکز روی آسیب و نقطه ضعف بوده یا اتکا به پشتوانههای علمی و محکمی که هنوز هم بخشی از جریان اصلی هنر این سرزمین و در این مجال موسیقی ایرانی را به یدک میکشد.
اصلاً در این نقطه است که موضوع مهم و کلید واژه تکراری و پرطمطراق این روزها با نام «پژوهشهای کاربردی» میتواند در زبانمان بچرخد و شاید در مقاطعی به کار آید. شرایطی که اگر در اعتلای آن به هزار و یک دلیل منطقی و غیرمنطقی تعلل کنیم، چارچوب فرهنگ و هنر این سرزمین در همه گرایشهای و اندیشههای فکری مبتنی بر چارچوبهای اخلاقی و رفتاری در قهقرایی فرو میرود که اگر نبودند بزرگان آن شاید اکنون در آن فرو میرفتیم.
مستند موسیقایی «بزم رزم» ساخته سید وحید حسینی یکی از همین «نقاط استراتژیک تمرکز» لاقل برای ما رسانه ایها در رجوع به بخشی از تاریخ موسیقی این سرزمین به ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که اصلیترین، اصولیترین و کارشناسی شده ترین مرجع مستند حوزه موسیقی در همان چارچوب ماجرای «پژوهشهای کاربردی» است و قطعاً میتواند تا سالها به مثابه یک «موزه موسیقی» سیار در بیخ گوشمان و نه در کوچه پس کوچههای خوش آب و هوای میدان تجریش، نجواگر گوشهای از تاریخ موسیقی سرزمینی باشد که قطعاً باید از آن درس گرفت.
کارگردان با مراجعه به افرادی چون حمید شاهنگیان و مهدی کلهر هوشمندی خود در انتخاب مصاحبه شوندگان را به بهترین شکل ممکن نشان داده؛ چرا که این دو از تصمیم گیرندگان مهم موسیقی در دوره تاریخی بودند که هنوز هم ردپای آنها در عالیترین ارکان سیاستگزاریهای حوزه موسیقی در بخشهای مختلف دیده میشود و چه خوب که سید وحید حسینی به عنوان یک فیلمساز تجربهگرا که ریشههای فکری و علمیاش در سینما در چارچوب یک کارنامه قابل اتکا قرار گرفته توانسته با یک نگاه کم و بیش موشکافانه، هم تصویرگر بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران و هم راوی آنچه بر موسیقی ما بین سالهای ۵۷ تا ۶۷ را روایت کند؛ آن هم بدون کمترین جانبداری سیاسی.
وحید حسینی در «بزم رزم» فارغ از ارزشمندیهایی که در حوزه فنی، تصاویر آرشیوی و نوع روایت میتوانیم برای آن قائل باشیم. یک کار خیلی مهم کرده و آن روایت واقعی از جریانی در حوزه موسیقی است که ناگفتههای بسیار فراوانی دارد و هر هنرمندی که در آن شرایط به زندگی هنری خود مشغول بوده میتواند به سهم خود روایتهای متفاوت و پرقضاوتی از آن دوران را داشته باشد.
نکته جالب توجه اینکه کارگردان با مراجعه به افرادی چون حمید شاهنگیان و مهدی کلهر هوشمندی خود در انتخاب مصاحبه شوندگان را به بهترین شکل ممکن نشان داده؛ چرا که این دو از تصمیم گیرندگان مهم موسیقی در دوره تاریخی بودند که هنوز هم ردپای آنها در عالیترین ارکان سیاستگزاریهای حوزه موسیقی در بخشهای مختلف دیده میشود و نمیتوان از نحوه پذیرش آنها که طی سالهای اخیر بنا به دلایل مختلف گریزان از مصاحبه اند و همیشه در پشت صحنه نقش هدایت گر را ایفا میکردند، برای حضور در یک مستند موسیقایی به سادگی گذشت.
میخ، چکش، پیشدرآمد و «بزم رزم»
اتفاقاً کارگردان در این شرایط است که در کنار انتخاب برخی از هنرمندان نام آور و جریان ساز دهه ۶۰ و ۷۰ موسیقی یک گزینه آلترناتیو به نام حسین علیزاده بی پروا را در کنار این دو قرار میدهد که بالانسِ روایت فیلم در ترازی قرار گیرد که مخاطب قضاوت بی منطقی از ماجرای اتفاق افتاده در فیلم نداشته باشد.
وحید حسینی در مستند «بزم رزم» یک نجار ماهر است که با اتکا به پیشینه سینمایی خود، در و تخته را خوب به متصل کرده است. چکش وحید حسینیِ نجار در این فیلم ابزار فیلمسازی اش و میخِ او برای اتصال در جهت روایت یک قصه ناب و فراموش شده از تاریخ موسیقی انتخاب مصاحبه شوندگانی بوده که با یک تدوین حساب شده فرآیندی از تاریخ را پیش روی مخاطبان قرار داد که «کلیشه» در آن جایی ندارد. او در این مستند به گونهای عمل کرد که شاید اهل رسانه که وظیفه اصلی جریان روایتِ مستند از موسیقی ایران را در مقاطع مختلف به عهده دارند، به خود آمده و شکل دیگری به موسیقی نگاه کنند.
مستند «بزم رزم» یک شرح حال از حضور هنرمندانی است که بین سالهای ۵۷ تا ۶۷ شرایطی را در موسیقی رقم زدند که به اعتقاد نگارنده واکاوی در آن میتواند، پاسخگوی بسیاری از چالشها و آسیبهای موسیقی این سرزمین به ویژه موسیقی اصیل ایرانی و کم توجهی محض مخاطبان به آن (به غیر از استثنائات) باشد.
«بزم رزم» یک قصه است که حتی نامش هم از روی آگاهی بنا شده و انقدر ساده و روان روی ذهن مخاطبش در هر گرایش فکری و اجتماعی موج سواری میکند که اصلاً نمیتوان آن را برخاسته از یک جریان و مکتب فکری دانست.
سید وحید حسینی در این مستند یک قصه گوست که توانسته یک شرایط سخت سیاسی فرهنگی با هزاران اما و اگر را به درستی در قاب سینما روایت کند. امر مهمی که امروزه فقدان آن در بسیاری از مستندهای این چنین دیده میشود و غیر از سرهم بندی یک سری تصاویری آرشیوی که عمدتاً آگاهی هم در نحوه چینش آنها نیست، نکته جالب دیگری برای مخاطبش ندارد.
به هر حال اینکه یک مستند به مثابه یک «پیش درآمد» در جریان سینمای مستند آن هم در این قالب بتواند در چارچوب یک اثر ارزشمند و آگاهانه که اتفاقاً مخاطب هدفش همین مردم شریف کوچه و خیابان است را به سمتی ببرد که بداند در آن شرایط عجیب و غریب دوران جنگ موسیقی و هنرمندانش چه نقشی در یک جریان فرهنگی سیاسی داشتهاند خود دارای مؤلفههای ارزشمندی است که باید به کارگردان، گروه تولید و مؤسسه روایت فتح برای این انتخاب آگاهانه در جهت پخش یک اثر مستند تبریک گفت.
و ای کاش شرایطی مهیا شود که فیلمسازانی چون وحید حسینی در تکاپوی این تصمیم باشند که به «بزم رزم» به مثابه یک «پیش درآمد» نگاه کرده و به انگیزه آگاهی بیشتر مخاطبان از آنچه بر موسیقی ایران میگذرد کار را در این نقطه تمام نکرده و سلسله مستندهایی را در این حوزه تولید کند به شرط اینکه هم چکش و میخ و در و تخته برای آقای نجار دردسر درست نکنند.
به گزارش خبرگزاری مهر، مجید مجیدی کارگردان سینمای ایران که کمتر از یک ماه قبل با فیلم «خورشید» و پرداختن به زندگی کودکان کار در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت، در گیر و دار این روزهای سخت مبارزه با ویروس کرونا قصهای واقعی از ملاقاتش با ۲ کودک کار که ناچار به زبالهگردی برای گذران زندگی هستند، روایت کرده است. داستان احمد و کاظم روایتی از خطری بزرگ است که این کودکان دردمند و تمام جامعه را تهدید میکند.
در این روایت که به نقل از روابط عمومی فیلم سینمایی «خورشید» منتشر شده، آمده است:
«دو برادر بودند، احمد و کاظم، ده ساله و دوازده ساله. برادر بزرگتر احمد تمام قد به داخل سطل زباله رفته بود و تکههایی از آشغال را به بیرون پرتاب میکرد و برادر کوچکتر بیرون از سطل زباله تکههای کاغذپاره و مشمای پلاستیکی را به داخل گونی بزرگی میریخت. نزدیک آنها آمدم، ابتدا فکر کردند رهگذر هستم و عبور میکنم اما وقتی دیدند مقابلشان ایستادم، دست از کار کشیدند و به من زل زدند.
با چشمان نافذشان به من خیره شده بودند و من مانده بودم چه بگویم. به کسی که داخل سطل زباله بود گفتم بیا بیرون نگاهی به دور و برش کرد و با اکراه از سطل زباله آمد بیرون. گفتم: «آخه پسر جون مریض میشید.» بدون توجه به حرف من شروع کرد با برادر کوچکتر خود زبالهها را در کیسه ریختن. سعی کردم فضا را عوض کنم و با آنها رفیق شوم.
گفتم: «الان که مریضی اومده خیلی خطرناکه»، از گفتن این حرف لبخندی بر لبان برادر کوچکتر نشست و نگاهی به برادر بزرگتر کرد و هر دو خندیدند، گویی که با هم شوخی داشته باشند. از خنده آنها من هم خندیدم و گفتم برای چه میخندید؟ حرف خندهداری زدم؟
برادر کوچکتر با شیطنت گفت: «داداشم میگه ما خود کرونا هستیم.» این را گفت و از خنده ریسه رفت، حالا فضای گفتوگوی من با آنها آماده شده بود و شوخی و جدی با هم همکلام شدیم. ابتدا همه چیز به شوخی گذشت ولی بعد فضا که کمی صمیمی شد، لب به شکایت بازکردند و گفتند: «ما نانآور خانواده هستیم و توی مترو و سر چهار راه دستفروشی و شیشههای ماشینها رو پاک میکردیم. از وقتی که کرونا اومده کاسبی ما هم خراب شده. مردم از ما در مترو و سر چهارراه نه خرید میکنند و نه میگذارند ماشین پاک کنیم از ترس کرونا؛ ما هم مجبور شدیم بیایم سراغ سطل زباله.»
آنها میگفتند: «تنها ما نیستیم، خیلی از بچهها که کار و کاسبیشون رو از دست دادن اومدن تو کار زباله.» نمیدانستم چه باید به آنها بگویم، کمی با هم گپ زدیم و از محل زندگی و درس از آنها سوالهایی کردم ولی مدام در این فکر بودم که چه کار باید برای این بچهها کرد.
گفتم لااقل از مسئولین و مردم بخواهیم گروههای امدادی درست شود که اولاً به این بچهها کمک شود، شناسایی شوند و برای مدتی که این مریضی ریشهکن شود آنها در امان باشند. از طرفی این بچههای معصوم ناقل این بیماری نشوند.
به امید روزی که کلاً بتوانیم کاری کنیم که شاهد کار کودکان نباشیم و آنها را در پشت میز مدرسه ببینیم و از طرفی دست سوء استفاده از این کودکان را بتوانیم ریشهکن کنیم.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، نخستین فیلم بلند سینمایی ادوین خاچیکیان با نام «باباسیبیلو» به تهیهکنندگی احمد احمدی مقابل دوربین خواهد رفت.
ادوین خاچیکیان فرزند مرحوم ساموئل خاچیکیان از کارگردانان سینمای ایران است.
ادوین خاچیکیان در تعدادی از آثار ساموئل خاچیکیان به عنوان تدوینگر و دستیار کارگردان حضور داشته است.
پوران درخشنده کارگردان سینمای ایران که مدتهاست در انتظار بوجود آمدن شرایط مناسب برای تولید فیلم سینمایی «هیس پسرها فریاد نمیزنند» است، در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: متاسفانه نزدیک به ۲ سال است که برای ساخت این فیلم سینمایی در تلاش هستم اما تا امروز موفق به ساخت این پروژه سینمایی نشدهم. فکر میکردم آنقدر مردم برای متولیان دولتی مهم هستند که وقتی یک فیلمساز اجتماعی به دنبال ساخت یک فیلم با موضوع اجتماعی است، شرایط برای تولید آن را فراهم کرده است.
وی بیان کرد: ۲ سال تمام به اتفاق آرا شورای پروانه ساخت برای تولید این پروژه سینمایی مجوز ساخت صادر نکرد، متاسفانه ۲ سال تمام عمر من برای دریافت پروانه ساخت این فیلم به هدر رفت، در نهایت باتوجه به اتفاقاتی که در جامعه رخ داد، پروانه ساخت این فیلم سینمایی صادر شد.
این کارگردان سینما تاکید کرد: نزدیک به یک سال است که بعد از دریافت پروانه ساخت، به دنبال تولید «هیس پسرها فریاد نمیزنند» هستم اما آنقدر شرایط تولید در سینمای ایران بد شده است که ساخت یک فیلم برای یک کارگردان مستقل بسیار سخت است. در واقع با وجود پولهایی که وارد سینما شده است، دستمزد عوامل به خصوص بازیگران آنقدر زیاد شده است که کارگردان سینمای مستقل نمیتواند از پس آن برآید.
وی با اشاره به اینکه معلوم نیست این پولهای مشکوک از کجا آمده است که میتوانند هر دستمزدی را در هر شرایطی به عوامل یک فیلم بدهند، توضیح داد: در این شرایط فیلمسازان اجتماعی نمیتوانند فیلم خود را بسازند. برای ساخت این فیلم به سرمایه گذاران مختلف اعلام کردم که ۵۰ درصد از بودجه این فیلم را تامین میکنم و ۵۰ درصد دیگر را سرمایه گذار، اما نتوانستم ۵۰ درصد بودجه لازم و حلال برای این فیلم پیدا کنم.
کارگردان فیلم سینمایی «هیس دخترها فریاد نمیزنند» تاکید کرد: از طرف دیگر، زمانی که صرف دریافت پروانه ساخت و تامین بودجه این فیلم سینمایی کردم باعث شد تا از جامعه خودم و مشکلاتی که مردم با آن درگیر هستند، عقب بمانم و باید فیلمنامهام را از نوع مینوشتم چرا که جامعه خیلی جلوتر از من پیش میرود و ما به دلیل نبود شرایط مناسب برای تولید از جامعه عقب میمانیم.
وی ادامه داد: به عنوان یک فیلمساز اجتماعی باید بگویم که من برای مردم فیلم میسازم و نمیتوانم خود را از جامعه عقب نگه دارم، بنابراین تاکید میکنم که هزینههای بالای تولید باعث شده که نتوانیم به موقع و در شرایط مناسب فیلم بسازیم و این خود یک معضل بزرگ برای سینما است.
کارگردان فیلم «شمعی در باد» بیان کرد: بعد از تلاشهای بسیار میخواستم پیش تولید این پروژه را آغاز کنم که متاسفانه با شیوع ویروس کرونا نتوانستم پیش تولید را شروع کنم، در حال حاضر در انتظار این هستم که چه زمانی ویروس کرونا در کشور ما از بین برود تا بتوانیم این کار را شروع کنیم.
درخشنده در پایان گفت: در حال حاضر پزشکان و ماموران خدماتی جان برکف برای جامعه کار میکنند و من از همیجا از آنها تشکر میکنم و آرزو میکنم که هرچه سریعتر جامعه ما از این مساله رها شود. امیدوارم هرچه سریعتر امکانات برای مقابله با این ویروس در کشور فراهم شود.
به گزارش خبرگزاری مهر، واحد ارتباطات، آموزش و پژوهش مجموعه تئاتر شهر روز جمعه ۱۶ اسفند ماه با صدور اطلاعیه ای درباره نحوه اعلام برنامه های آینده تالار های این مجموعه در سال ۹۹ و اجراهای به تعویق افتاده اسفند ماه سال ۹۸ توضیحاتی را ارائه داد.
در متن این اطلاعیه آمده است:
«با ضرورت پیش آمده در تعطیلی ناگزیر فعالیتها در مراکز عمومی عرضه آثار هنری، از جمله تالارهای اجرای نمایش، در اطلاعیههای اخیر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تأسی از دستورالعملهای بهداشتی ستاد ملی مبارزه با بیماری کرونا، و به جهت اولویت غیر قابل انکار حفظ سلامت تماشاگران، هنرمندان و کارکنان و همچنین جلوگیری از گسترش و شیوع بیشتر این ویروس، مجموعه تئاتر شهر در تعامل و رایزنی با گروههای نمایشی تا پایان سال جاری اجرایی را روی صحنه نخواهد داشت. همچنین تمرین و آماده سازی نمایش و سایر خدماتی که باعث اجتماع افراد در این مجموعه میشود نیز به دلایل بهداشتی ممکن نخواهد بود.
در صورت مساعد شدن شرایط و ارائه مجوز رسمی فعالیت مجدد بر اساس اطلاعیهها و ابلاغهای رسمی از سوی مراجع ذیصلاح، نمایشهایی که در پایان سال و در تالارهای پنجگانه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه بودند از تاریخ پنجم فرودین ۱۳۹۹ به اجرای خود ادامه خواهند داد.
با وجود اینکه در ایام تعطیلی فعالیت این مجموعه پاکسازی و ضد عفونی کردن اماکن موجود صورت پذیرفته ، برای از سرگیری فعالیتهای اجرایی، کارکنان مجموعه تئاتر شهر با همکاری و همدلی هنرمندان ، تدابیر بهداشتی لازم و سالم سازی فضای حضور تماشاگران را برای تضمین هر چه بیشتر تندرستی همه هموطنان در این مجموعه فرهنگی و هنری فراهم خواهد نمود.
لازم به ذکر و تأکید است که بنا بر همین ضرورت و تأخیر و تمدید اجراهای نمایشی ، به ناگزیر جدول از پیش تعیین شده سال ۱۳۹۹ در این مجموعه دستخوش تغییر خواهد شد و ضمن احترام به کوشش و برنامه ریزی تمامی گروههای گرامیِ در نوبت اجرا و سپاسگزاری از صبوری و حسن تعامل و همکاری ایشان ، برنامه جدید به محض از سرگیری دوبارهی اجراها و اطمینان از قطعیت زمانبندیها تعیین و به گروههای محترم اعلام و ابلاغ خواهد شد. گفتنی است که تغییر برنامه های جدول اجرای این مجموعه در سال آینده ، چنان که پیش از این نیز مد نظر قرار گرفته بود، متناسب با زمانبندی برگزاری جشنواره های بین المللی نمایش عروسکی و تئاتر فجر و تناسب نوع و شرایط نمایش ها با مناسبت های موجود در تقویم سالانه صورت خواهد گرفت.
کوشش مجدانه مجموعه تئاتر شهر همدلی، همکاری و تعامل سازنده با تمامی دست اندرکاران و مخاطبان هنر نمایش است تا گذار از این شرایط ویژه ، با کمترین آسیب و تنگنا صورت پذیرد و بنا بر همین سیاست کاری، تماس و گفت و گوی مستمر را با سرپرستان گروههای اجرایی جهت تأمین امکانات مناسبتر و متناسب با شرایط موجود پی خواهد گرفت.
مجموعه تئاتر شهر ضمن آرزوی تندرستی و سلامت برای یکایک هموطنان و هنرمندان، صمیمانه از تلاشهای ایثارگرانهی پزشکان، پرستاران و کادر گرانقدر درمان و تمامی کسانی که در هر کسوت ، جایگاه و نهادی در مبارزه با فراگیری این بیماری کوششهای بی دریغ میکنند سپاسگزار است و امیدوار است در آیندهی نزدیک با حضور درخشان هنرمندان عزیز تئاتر روی صحنههای این مجموعه در افزایش نشاط ، امید و روحیهی سازنده جامعه نقش فرهنگی خویش را ایفا کند.»
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی برنامه، برنامه تلویزیونی «نقد سینما» جمعه ۱۶ اسفند ماه ساعت ۲۲ بهصورت زنده از شبکه پنجم سیما پخش میشود.
باتوجه به شرایط خاص موجود در کشور و شیوع ویروس کرونا که باعث تعطیلی سینماهای سراسر کشور نیز شده است، برنامه نقد سینما در ادامه مباحث هفته گذشته و این بار به صورت دقیقتر به «سینمای بحران» میپردازد.
در این قسمت بهروز افخمی مجری «نقد سینما» به همراه امیررضا مافی منتقد و کارشناس برنامه، سیدحسین شهرستانی کارشناس فرهنگی و مصطفی مرشدلو پژوهشگر سینما در رابطه با «سینمای بحران» صحبت میکنند و به مرور عملکرد سینماگران ایرانی در پرداختن به این ژانر و روایت قصههای مربوط به بحرانهای تاریخی و اجتماعی میپردازند.
برنامه تلویزیونی «نقد سینما» به تهیهکنندگی یوسف بچاری و با اجرای بهروز افخمی هر هفته جمعه شب روی آنتن شبکه پنج میرود.
میکاییل شهرستانی بازیگر و کارگردان تئاتر که قبل از تعطیلی تماشاخانهها به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا نمایش «آگوست در اوسیج کانتی» را در خانه نمایش مهرگان روی صحنه داشت درباره وضعیت اجرای این اثر نمایشی به خبرنگار مهر گفت: اجرای نمایش ناگزیر تا عادی شدن شرایط به تعویق میافتد و متاسفانه با این اتفاق گروه دچار ضرر و زیان زیادی شده است چون برای ساخت دکور، تهیه آکسسوار و طراحی لباس و گریم نمایش ۱۲۰ میلیون تومان هزینه کرده بودیم و با این وضعیت خسارت زیادی به ما وارد شده است. تنها هزینه گریم ۸ روز اجرای نمایش ۳ میلیون تومان شده که برای ما بازگشتی نداشته است.
این کارگردان و مدرس تئاتر یادآور شد: نمایش «آگوست در اوسیج کانتی» گل سرسبد کارهایم است و متاسفم که این اتفاق برایش رخ داد اما شرایط به گونهای است که واقعا نمیشد به کار ادامه داد چون سلامتی مردم به مخاطره میافتاد و هیچ چیز بالاتر از حفظ جان هموطنانم نیست. البته هر روز با گروه در ارتباط هستم و با تمهیداتی که اندیشیدیم هرکدام از بچهها به صورت انفرادی تمرین میکنند و من نیز روی کارشان نظارت دارم.
وی بیان کرد: جدا از خسارت مالی که این اتفاق به تماشاخانهها وارد کرده است، گروهها هم متضرر شده اند. البته آقای علینژاد مدیر تماشاخانه مهرگان به من لطف داشتند و قرار شد بعد از عادی شدن وضعیت اجرای نمایش از سر گرفته شود اما مساله مهم مخاطبان هستند چون برخی از آنها داغدارند و بسیاری هم فعلا حوصله به تئاتر آمدن ندارند و برخی دیگر هم اعتمادشان را از دست داده اند و باور نمیکنند که این ویروس ریشه کن شده و سالنها از لحاظ بهداشتی ایمن هستند.
شهرستانی افزود: معتقدم نمایشهایی که در اسفند ماه اجرا رفتند قربانی شرایط پیش آمده شدند و همه ما تحت فشار هستیم. اداره کل هنرهای نمایشی هم با وجود قولهای مساعدی که داده حتما با محدودیتهایی روبرو است بنابراین این وظیفه دولت است که خسارتها را جبران کند. با اتفاق رخ داده بسیاری از مشاغل و اصناف در حال تعطیل شدن هستند و تئاتر نیز از این قاعده مستثنی نیست بنابراین دولت باید به کمک مردم بیاید و پاسخگوی مطالباتشان باشد؛ اتفاقی که در کشورهای دیگری که درگیر بیماری کرونا شده اند در حال رخ دادن است.
وی ادامه داد: در تمام طول سالهایی که فعالیت میکنم به جز مواقعی که در سالنی دولتی مثل تئاتر شهر در اثری بازی یا کارگردانی داشتم که آن هم هر چندین سال یکبار میسر میشود، هیچ کمکی به من و گروهم نشده است در صورتی که ۲۷ سال است مشغول آموزش و تربیت بازیگران جوان هستم و نزدیک به ۱۸ سال است که هنرجویان بی تجربه را از پایه برای روی صحنه رفتن آماده میکنم و سالی ۳۰ – ۴۰ هنرجو را برای ورود به دنیای حرفهای تئاتر آموزش میدهم. در واقع به نوعی در حال کارآفرینی هستم اما دریغ از یک خسته نباشید.
شهرستانی در پایان صحبت هایش متذکر شد: آرزوی سلامتی برای همه هموطنانم دارم و امیدوارم این بیماری هرچه زودتر از بین برود و ضرر و زیانهایی که به اهالی تئاتر وارد شده جبران شود اما اعتقاد عقلی من این است که تا تابستان نتوانیم مخاطبان واقعی تئاتر را جذب کنیم از همین رو باید فکری به حال این وضعیت کرد.
نمایشنامه «آگوست در اوسیج کانتی» توسط تریسی لتس نوشته و به قلم آراز بارسقیان ترجمه شده است و بازیگرانی همچون زهره یعقوبی، شیرین فرخنده نژاد، مریم فرح آبادی، بهادر باستان حق، ماهی مشیری، هانا استیفایی، نفیسه ناصری، حسین زنگنه، مهدی ارجمند، سارا اسد سلیمانی، سامره حسن زاده، مسعود آشوری، علی قنبرزاده در آن ایفای نقش میکنند.
در خلاصه این نمایش ۷۵ دقیقهای آمده است: بورلی وستون معلم و شاعر سابق، چند روزی است از خانه خارج شده و هنوز باز نگشته. همسرش وایولت که بیمار است دخترانش را از موضوع باخبر میکند. آنها به اوسیج کانتی میآیند و در تابستانی سوزان در خانه پدری جمع میشوند که خبر میرسد پدرشان …