برچسب: بازیگری

بازیگری حرفه بسیار سخت

  • «گوزن ها» در خانه سینما نمایش داده می شود

    «گوزن ها» در خانه سینما نمایش داده می شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه سینما، کانون فیلم خانه سینما در تازه‌ترین برنامه خود، نسخه اصل و تازه تبدیل شده «گوزن ها» اثر مسعود کیمیایی را به نمایش می گذارد.

    این برنامه در تاریخ یکشنبه ۱۷ آذر، ساعت ۱۸ برگزار می‌شود.

    همچنین در ادامه با حضور جواد طوسی و نیما عباس پور، درباره فیلم صحبت خواهد شد. علاقه‌مندان می‌توانند برای حضور در این جلسه به خانه سینما به نشانی خیابان بهار، خیابان سمنان، شماره ۲۹ مراجعه کنند.

  • تخفیف ویژه دانشجویی «قتل در موقعیت ۳۵ درجه شمالی»

    تخفیف ویژه دانشجویی «قتل در موقعیت ۳۵ درجه شمالی»

    به گزارش خبرگزاری مهر، نمایش «قتل در موقعیت ۳۵ درجه شمالی» جدیدترین تجربه کارگردانی امین میری است که این روزها در پردیس تئاتر شهرزاد اجرا می شود. این اثر نمایشی با تخفیف ویژه ۲۰ درصدی برای مخاطبان روی صحنه می رود.

    همچنین گروه اجرایی این نمایش، تخفیف ویژه ای را برای دانشجویان مدنظر قرار داده است و دانشجویان علاقه مند به تماشای نمایش می توانند با مراجعه به گیشه فروش بلیت پردیس تئاتر شهرزاد از این تخفیف بهره مند شوند.

    شهاب مهربان سرپرست نویسندگان، علیرضا توسلی زاده تهیه کننده، فریدون شهبازیان آهنگساز، ماریا حاجیها طراح گریم، امیرحسین دوانی طراح صحنه، علی کوزه گر طراح نور و الهام شعبانی طراح لباس «قتل در موقعیت ۳۵ درجه شمالی» هستند.

    امیرعابدی به عنوان عکاس و محمدصادق زرجویان نیز به عنوان گرافیست این اثر نمایشی حضور دارند.

    امیر جنانی، آزاده مشعشعی، هدیه آزاده، امیررضا میرآقا، میثم غنی‌زاده، وحید منتظری، آرش دهقان‌شاد، دینا هاشمی و محمد احمدی در «قتل در موقعیت ۳۵ درجه شمالی» به ایفای نقش می پردازند و نریشن های این نمایش نیز با صدای ناصر طهماسب است.

    فروش بلیت اجراهای این نمایش که ساعت ۱۸ به صحنه می رود در سایت ایران نمایش انجام می شود.

    تماشای «قتل در موقعیت ۳۵ درجه شمالی» به مخاطبان زیر ۱۵ سال، زنان باردار و افرادی که ناراحتی قلبی دارند، پیشنهاد نمی شود.

  • معرفی هیات خوانش و انتخاب متون ۲ بخش جشنواره تئاتر «ثمر»

    معرفی هیات خوانش و انتخاب متون ۲ بخش جشنواره تئاتر «ثمر»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی نهمین جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر «ثمر»، اسامی هیات پنج نفره خوانش و انتخاب نمایشنامه‌ها و ایده های رسیده به بخش های تئاتر صحنه و محیطی نهمین جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر «ثمر» را اعلام شد.

    پریسا مقتدی مدرس بازیگر و کارگردان تئاتر، یوسف باپیری مدرس و کارگردان تئاتر، علیرضا اولیایی تهیه کننده و کارگردان تئاتر، ملودی آرام نیا کارگردان تئاتر و علی گلدسته کارگردان تئاتر، آثار متقاضیان حضور در ۲ بخش تئاتر صحنه و محیطی جشنواره امسال را انتخاب می‌کنند.

    نتایج ارزیابی این مرحله ۱۸ آذرماه اعلام خواهد شد.

    نهمین جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر «ثمر» با دبیری رضا دادویی از ۹ الی ۱۸ اسفند در عمارت نوفل لوشاتو برگزار خواهد شد.

  • «سور بز» راهی انگلستان می شود/ بچه ها هیچ چیز را فراموش نمی کنند

    «سور بز» راهی انگلستان می شود/ بچه ها هیچ چیز را فراموش نمی کنند

    به گزارش خبرنگار مهر، فیلم کوتاه «سور بز» به نویسندگی و کارگردانی سعید زمانیان به شانزدهمین دوره جشنواره بین المللی کینو فیلم منچستر در کشور انگلستان راه پیدا کرد.

    این جشنواره در سال ۱۹۹۵ تأسیس و در حال حاضر در شانزدهمین دوره آن برگزار می شود.

    جشنواره Kinofilm  برای نمایش بهترین فیلم های کوتاه از سراسر جهان شناخته شده است و همواره  به دنبال نمایش فیلم های متنوع، چالش برانگیز و پیشگامانه است.

    این جشنواره یکی از مهمترین رویدادهای فیلم کوتاه و انیمیشن مستقل و هنری انگلستان است که از تاریخ ۲۴ فوریه تا۱ مارس مصادف با ۵ تا ۱۱ اسفندماه برگزار می‌شود.

    در خلاصه داستان این فیلم آمده است : بچه ها هیچ وقت هیچ چیز را فراموش نمی کنند.

    عوامل تولید این فیلم عبارتند از  بازیگران: توماج دانش بهزادی، سپیده دستینه، یزدان کوکبی صبا، تهیه کنندگان: حسن محمدی و غلامرضا احمدی و انجمن سینمای جوان دفتر ویژه تهران، نویسنده و کارگردان: سعید زمانیان،  مدیر فیلمبرداری و تدوین: پویان آقابابایی، طراحی و ترکیب صدا: حسین قور چیان، طراح صحنه و لباس: داریوش پیرو، طراح گریم و پروتز سر بز: سید جلال موسوی، صدابردار: محمد حبیبی، طراح جلوه های ویژه بصری: رضا انصارین، مدیر تولید: سمیرا قربان نژاد، دستیار کارگردان و برنامه ریز : مرضیه اکبر نژاد منشی صحنه: فرشته عروجی، عکاس: بهرام نوقبایی، پخش بین الملل : امیر نادر بابایی.

  • اولین نمایش نسخه مرمت‌شده «غفلت» در خانه هنرمندان ایران

    اولین نمایش نسخه مرمت‌شده «غفلت» در خانه هنرمندان ایران

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در چهارصد و پنجاه و پنجمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه ۱۸ آذر فیلم «غفلت» به کارگردانی علی کسمایی روی پرده می رود.

    پس از نمایش فیلم نیز نشست نقد و بررسی آن با حضور فریدون جیرانی برگزار می‌شود. «غفلت» محصول سال ۱۳۳۲ ایران است و نسخه مرمت‌شده آن نخستین‌بار در خانه هنرمندان ایران به نمایش در می‌آید.

    فیلم «غفلت» ساعت ۱۷:۳۰ دوشنبه ۱۸ آذر در سالن ناصری خانه هنرمندان ایران روی پرده می‌رود. علاقمندان برای تهیه بلیت این برنامه می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

  • دورخیز «دوزیست» برای رونمایی در فجر/ به هیات انتخاب خوش‌بین باشیم

    دورخیز «دوزیست» برای رونمایی در فجر/ به هیات انتخاب خوش‌بین باشیم

    سعید خانی تهیه‌کننده سینما مدیر شرکت پخش «خانه فیلم» در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: در حال حاضر مراحل پست پروداکشن فیلم سینمایی «دوزیست» به کارگردانی برزو نیک‌نژاد در حال انجام است تا بتوانیم آن را برای حضور در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر آماده کنیم. بخش ویژوآل این فیلم نیز توسط وحید قطبی‌زاده در استدیو ایران نوین در حال انجام است.

    وی بیان کرد: موسیقی این فیلم نیز توسط آرمان موسی‌پور ساخته شده است، همچنین علیرضا علویان صداگذاری این پروژه را به پایان رسانده است و فکر می‌کنم تا ۱۰ روز دیگر نسخه نهایی «دوزیست» آماده تحویل به دبیرخانه جشنواره فیلم فجر شود.

    این تهیه‌کننده سینما تاکید کرد: جواد عزتی، هادی حجازی‌فر، ستاره پسیانی، مجید نوروزی و پژمان جمشیدی، مانی حقیقی، سعید پورصمیمی، الهام اخوان بازیگران «دوزیست» هستند.

    مدیر شرکت پخش «خانه فیلم» ادامه داد: در مورد اعضای هیات انتخاب سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر باید خوشبین باشیم و امیدوارم هر فیلمی که شایستگی آن را دارد در این دوره از جشنواره حضور پیدا کند.

    خانی در پایان گفت: در حوزه پخش نیز فیلم سینمایی «خط استوا» را داریم که کارگردان آن اصغر نعیمی است و سعی می‌کنیم که طی یک ماه آینده این فیلم را در سینماهای کشور اکران کنیم.

  • «مکبث» و «هملت» کاغذی شدند/ اجرای اثری به یاد مریم میرزاخانی

    «مکبث» و «هملت» کاغذی شدند/ اجرای اثری به یاد مریم میرزاخانی

    زهرا صبری کارگردان تئاتر که این روزها نمایش «خاک و تاج» را در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه دارد، درباره این اثر نمایشی که برگرفته از نمایشنامه‌های «هملت» و «مکبث» ویلیام شکسپیر است به خبرنگار مهر گفت: سال‌هاست که به اجرایی برگرفته از نمایشنامه‌های «مکبث» و «شاه لیر» ویلیام شکسپیر فکر می‌کردم. وقتی قرار شد که از عروسک کاغذی روی صحنه استفاده کنم،ابتدا اجرای نمایشنامه‌هایی از خودم همچون «ره‌بانو» و «سیمرغ» بر اساس «منطق الطیر» عطار مدنظرم بود، ولی دیدم به لحاظ به صحنه کشیدن تصاویر، شکل‌گیری کار در سه گانه شکسپیر یعنی «شاه لیر»، «هملت» و «مکبث» بیشتر است. به همین خاطر «خاک و تاج» را شروع کردم و بعد از مدتی تصمیم گرفتم که «شاه لیر» را جداگانه کار کنم زیرا با نگاهی که به دروغ و خیانت داشتم نمایشنامه‌های «هملت» و «مکبث» بهتر جواب می‌داد.

    وی تأکید کرد: فکر می‌کنم وقتی قرار است از متون شکسپیر وام بگیریم باید خیلی مراقب باشیم که نگاه درست، نو و قابل تأملی را به تماشاگر عرضه کنیم.

    صبری در ادامه سخنان خود گفت: از گیتی صفرزاده نویسنده نمایشنامه «خاک و تاج» خواستم به گونه‌ای از نمایشنامه‌های «هملت» و «مکبث» وام بگیرد که کسانی که نمایشنامه‌ها را خوانده اند با دیدن نمایش «خاک و تاج» بفهمند که برگرفته از این ۲ نمایشنامه شکسپیر است ولی خواسته‌ام این بود که از هیچکدام از اسامی موجود در نمایشنامه‌ها استفاده نکند.

    سرپرست گروه تئاتر «یاس تمام» درباره دغدغه خود برای به صحنه بردن آثار نمایشی برگرفته از ادبیات کهن ایرانی، یادآور شد: من همیشه دغدغه ادبیات ایرانی را دارم و اگر روزی بتوانم «سیمرغ» عطار نیشابوری را روی صحنه ببرم بسیار مفتخر خواهم بود ولی باید به لحاظ تصویری و تحلیل به حدی برسم که این نمایشنامه را اجرا کنم. در کارنامه کاری ام اجرای «برناردا آلبا» و «ننه دلاور» به عنوان متونی خارجی را هم دارم. در واقع به متونی نگاه کردم که عروسکی نبودند ولی اجرای آن‌ها را آغشته به عروسک کردم.

    وی اظهار کرد: عروسک‌ها در کارهای من ستون‌های کار هستند و به نقاط اصلی یک صفحه یا ستون‌های یک ساختمان تبدیل می‌شوند.

    صبری درباره استفاده از شیوه‌های مختلف نمایش عروسکی در فعالیت‌های خود و استفاده از شیوه عروسک کاغذی در نمایش «خاک و تاج»، توضیح داد: عروسک‌های «خاک و تاج» کاغذی هستند زیرا خیلی دلم می‌خواست که کار با عروسک کاغذی را داشته باشم. سال‌ها پیش ورک شاپی را با آقای الن گذرانده بودم و همیشه دغدغه ام بود که با عروسک کاغذی کار کنم. وقتی از طرف ایشان و نرگس مجد دعوت شدم تا کاری با عروسک کاغذی را برای فستیوال شان در فرانسه داشته باشم برایم خیلی جذاب بود.

    وی تصریح کرد: من تنوع طلب هستم، خوشحالم از پارچه که حرف اصلی را در «زمین و چرخ» می‌زد به گِل که حرف اصلی را در «تا یک بشمار» می‌زد رسیدم و حالا هم به کاغذ که حرف اصلی را در «خاک و تاج» می‌زند رسیده‌ام. دغدغه‌ام این است که به مخاطب چیزی را روی صحنه نشان دهم که برایش نو و جذاب باشد ولی باید در یک کار به چیزی که لازم و ملزوم صحنه است برسم و صرفا با اصرار قصد انجام کاری نو را ندارم.

    کارگردان نمایش «خاک و تاج» در پایان سخنان خود درباره دلایل تقدیم اجراهای این اثر نمایشی به زنده‌یاد مریم میرزاخانی، بیان کرد: علاقه شخصی من به مریم میرزاخانی باعث شد تا اجرای «خاک و تاج» را به او تقدیم کنم؛ با اینکه از نزدیک با او آشنا نبودم ولی وقتی دیدم که چقدر برای ایران و دنیا افتخارآفرین بوده، از اینکه دیگر در میان ما نیست اندوهگین شدم. در تمرین‌های «خاک و تاج» به تصاویری رسیدیم که نیازمند دقت بالا برای شکل گیری بود و وقتی عکس‌های میرزاخانی را دیده بودم که روی تخته سیاه معادلات ریاضی را حل می‌کرد، برایم جالب بود. روزها با دیدن این تصاویر به مریم میرزاخانی فکر می‌کردم و از این رو تمام اجراهای گذشته، حال و آینده «خاک و تاج» به یاد مریم میرزاخانی خواهد بود.

    نمایش «خاک و تاج» هر روز ساعت ۱۸ در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر اجرا می‌شود.

  • لوگوی «گورکن» رونمایی شد

    لوگوی «گورکن» رونمایی شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، لوگوی فیلم سینمایی «گورکن» به نویسندگی و کارگردانی کاظم ملایی و تهیه کنندگی سینا سعیدیان رونمایی شد.

    علی مرادی بارانی این لوگو را طراحی کرده است.

    ویشکا آسایش، حسن معجونی، مهراوه شریفی‌نیا، گوهر خیراندیش، بهنوش بختیاری، رضا بهبودی، مهدی حسینی‌نیا، سیاوش چراغی پور، محمود نظرعلیان، حمیدرضا محمدی، یدالله شادمانی و… در «گورکن» به ایفای نقش پرداخته‌اند.

  • تازه‌ترین تصاویر «مست عشق» منتشر شد

    تازه‌ترین تصاویر «مست عشق» منتشر شد

    به گزارش خبرگزاری مهر،  تصاویری از بوران کوزوم بازیگر جوان و مطرح ترکیه‌ای فیلم «مست عشق» به کارگردانی حسن فتحی منتشر شد.

    بوران کوزوم نقش علاءالدین پسر سخت گیر، زودرنج و بلند پرواز مولانا را در این فیلم بازی می‌کند. این در حالی است که شخصیت علاءالدین چلبی به‌دلیل تاثیری که بر سرنوشت مولانا و شمس گذاشت، کاراکتر مهمی در «مست عشق» به حساب می‌آید.

    شهاب حسینی، پارسا پیروزفر، ابراهیم چلیک‌کول، هانده ارچل، سلما ارگچ، بنسو سورال، بوراک توزکوپاران و حسام منظور سایر بازیگران «مست عشق» هستند.

    تهیه کننده فیلم مهران برومند است، فیلمنامه‌ آن را حسن فتحی و فرهاد توحیدی نوشته‌اند.

    «مست عشق»محصول مشترک سینمای ایران و ترکیه است و سرمایه گذاران آن شرکت سیماریا(simarya film production) و شرکت ای. ان. جی(ENG yepim medya) هستند.

    داستان فیلم همزمان با دوران زندگی مولانا و شمس تبریزی اتفاق می‌افتد.

  • معضل «بازیگران فست‌فودی» در تئاتر/ وقتی اولویت با کار «آسان» است!

    معضل «بازیگران فست‌فودی» در تئاتر/ وقتی اولویت با کار «آسان» است!

    خبرگزاری مهر-گروه هنر: نمایش «آن دیگری» به کارگردانی سمانه زندی‌نژاد این روزها در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه است. این اثر نمایشی اقتباس از رمان «آئورا» کارلوس فوئنتس محسوب می‌شود که با ایده‌هایی متفاوت و نو از جانب کارگردان و گروه بازیگران نمایش روی صحنه رفته است.

    «آن دیگری» داستان مواجه یک مرد با یک پیرزن و دختری جوان در اتاقی در یک بیمارستان است که در این بین اتفاقات رقم خورده میان این سه، نشان می‌دهد که زن از طریق جادو، گذشته خود و مرد را احضار کرده است.

    به بهانه اجرای این اثر نمایشی سمانه زندی‌نژاد کارگردان و محمدرضا علی‌اکبری، آزاده صمدی و طاهره هزاوه بازیگران این اثر نمایشی مهمان خبرگزاری مهر شدند و علی شمس نویسنده و کارگردان تئاتر درباره ویژگی‌های نمایش با آنها به بحث و تبادل نظر پرداخت.

    در بخش ابتدایی این نشست مساله مورد بحث بیشتر درباره چگونگی اقتباس از یک رمان برای تبدیل شدن به نمایشنامه بود و اینکه نویسنده و کارگردان نمایش در برگردانی که از رمان داشتند چه عناصری را حذف و چه ویژگی‌هایی را حفظ کرده اند. در بخش دوم و پایانی این نشست درباره چگونگی رسیدن بازیگران به نقش و طراحی حرکت و ژست در بازیگری بحث شد. همچنین این نکته مورد توجه قرار گرفت که در تئاتر ایران کمتر بازیگران روی بدن و ویزگی‌های فیزیکی شان تمرکز دارند و بازی‌های تبدیل به بازی‌های سهل الوصول و فست فودی شده است.

    بخش دوم و پایانی این نشست را در ادامه می‌خوانید؛

    * علی شمس:‌ از نکات موردتوجه در اجرای «آن دیگری» دوئالیته‌ای است که در رمان و نمایش شاهدش هستیم؛ یعنی تقابل منِ جوان و منِ پیر یا منِ کلفت و منِ ارباب. همچنین ژستی که طاهره هزاوه در نقش زن جوان پیدا کرده نیز جذاب است؛ ایده فروتنانه بودن و رسیدن به این فرم از بدن چگونه شکل گرفت؟

    طاهره هزاوه: من متن «آئورا» را خیلی دوست داشتم و چندسال قبل به واسطه دوستی که خودش یک ورژن از این رمان را نوشته بود، آن را خواندم. جدا از این متن، شخصیت زن اثیری در «بوف کور» را هم بسیار دوست داشتم که به نظرم این زن سیاه‌پوش اثیری که مرد را شیفته خودش می‌کند، با آئورا نقاط مشترک زیادی دارد.

    از همین رو زمانی که سمانه بازی در این نقش را به من پیشنهاد داد در پوست خودم نمی‌گنجیدم و خوشحال بودم که بالاخره می‌توانم این نقش را بازی کنم اما تصویری که از آئورا در ذهن داشتم با ذهنیت سمانه متفاوت بود.

    من آئورا را مثل زن اثیری می‌دیدم که خیره به نقطه‌ای است و حضور و اتمسفر خاصی دارد اما در تمرین‌ها با این چالش روبرو شدم که اصلا قرار نیست ما آئورایی زیبا و اثیری ببینیم. در طول تمرین‌ها حتی به این رسیدیم که شاید آئورا اصلا زیبا هم نیست و چشمان سبزی ندارد و بیشتری ظاهری خمیده و نازیبا دارد. به نظرم در این دختر یک جنون و عشق و نیروی جوانی وجود دارد که می‌تواند در طول ماجرا ظاهر و ژستی شبیه خرگوش در داستان پیدا کند.

    * منظور من از این سوال توصیف ویژگی‌های شخصیت نیست بلکه منظور من مصادیق ژستی در فرم است و می‌خواهم بدانم مثلا در طول تمرین‌ها چطور به این این ژست در فرم بدن رسیدید و اصلا چه تمرینی انجام دادید که حرکات یک خرگوش را تداعی کنید.

    زندی‌نژاد: من در تمرین‌ها به طاهره گفتم وقتی نقش دختر اثیری را بازی می‌کنی طوری اتود بزن که انگار کور هستی و نمی‌بینی. یعنی همه چیز را با لمس کردن پیدا می‌کنی. این دختر روی صحنه کور نیست اما با لمس کردن به شناخت می‌رسد.

    در مورد ژست خرگوش هم قرار شد طاهره‌ای باشد که می‌خواهد بدنش زبر و زرنگی و جنب و جوش خرگوش را داشته باشد. در طول تمرین‌ها هم مدام بین خرگوش بودن و زن اثیری در حرکت بودیم. مساله‌ای که برایمان خیلی مهم بود و طاهره هم به آن اشاره کرد این بود که اصلا نمی‌خواستم آئورا یک زن زیبای چشم سبز باشد، بلکه می‌خواستم همه این زیبایی در بدنش اتفاق بیفتد چه وقتی که خرگوش است و چه زمانی که دختر است.

    به طاهره گفتم با خطوطی که در فضا رسم می‌کنی آن زیبایی را برای مخاطب بساز. ما عکس‌هایی از دختری داشتیم که مدل‌های مختلف نشستن و ایستادن داشت که معمولی نبودند مثلا وقتی روی صندلی نشسته، ژست خاصی دارد و نحوه ایستادنش هم متفاوت است. آن عکس‌ها را به طاهره نشان دادم  و شروع کردیم با طاهره آن ژست‌ها را اتود زدن.

    * طراحی ژست‌های پیرزن چطور شکل گرفت؟

    زندی‌نژاد: بعد از اینکه آزاده بازی در نمایش را پذیرفت، من به خانه او رفتم و آزاده به من گفت که دارد روی صدایش اتودهای مختلف می‌زند و در جلسات اول بود که شروع کرد به اتودهای مختلف درباره بدنش و بعد عصا به بازی اش اضافه شد که خیلی کمک‌کننده بود. در طول تمرین‌ها مدام ژست‌ها و نوع فرم فیزیک و بیانش را اصلاح می‌کردیم تا به شکل نهایی رسیدیم.

    * تفاوتی بین بازی طاهره هزاوه و آزاده صمدی وجود دارد. بازی هزاوه ویژه است، از این نظر که یک بازی فراروزمره فرمالیستی دارد و صمدی دارد وارد یک تقلید رئالیستی از یک فیزیک سنی (پیرزن) می‌شود.

    صمدی: من براساس رمان «آئورا» و گپ‌هایی که اول با هم زده بودیم، تصور می‌کردم که این شخصیت پیرزنی است که اصلا سنش مشخص نیست و ممکن است صد سال یا هزارسال زندگی کرده باشد و یک خرگوشی دارد که براساس همان جنون فردی جادویش می‌کند و تبدیلش می‌کند به جوانی خودش. شاید همه اینها تخیل پیرزن و بازی باشد که او در بیمارستان با خودش می‌کند. به هر حال این خرگوش تبدیل به جوانی زن شده و عینیت پیدا می‌کند.

    آزاه صمدی: با من برای بازی در یک نمایش تماس می‌گیرند و می‌گویند خانم صمدی ما فقط ۱۵ جلسه تمرین داریم که البته من قبول نمی‌کنم و می‌گویم من اصلا آدم ۱۵ جلسه تمرین نیستم. کلا کار آسان، بی‌کیفیت و بدون سختی بیشتر مورد توجه است و در چنین شرایطی بازیگر لزومی نمی‌بیند که به خودش سختی بدهدمن براساس پیشنهادی که متن به من می‌داد، شروع کردم به اتود زدن پیرزن و طاهره هم اتود خرگوش را تمرین می‌کرد چون حتما زمانی هم که خرگوش به جوانی پیرزن تبدیل می‌شود، هنوز شبیه خرگوش است و بعد کم کم به آن موجود اثیری تبدیل می‌شود. در نهایت وقتی ماسک به بازی‌ام اضافه شد این جذابیت را برایم داشت که وقتی یک چیزی را از دست می‌دهم در عوض چیزهای دیگری را به بازی‌ام اضافه کنم و آن موقع بود که این قطعیت برایم به وجود آمد که باید با فیزیک و صدایم کار بیشتری بکنم. این تغییر فیزیک و صدا در سه قصه مختلف نمایش نمود می‌یابد.

    زندی‌نژاد: مساله مهم دیگر در این نمایش برایم این بود که می‌خواستم طاهره و محمدرضا ژست و بدنی فراروزمره داشته باشند و آزاده برعکس یک پیرزن معمولی و واقعی باشد چون حتی مرد هم می‌تواند در تخیل پیرزن شکل گرفته باشد.

    * اتفاقاً معتقدم ما در حوزه دیکشن، لحن، فرم فراروزمره و ژست بدن در تئاتر ایران خیلی فقیر هستیم. ما عموما نمی‌توانیم با کلمات جامد و صریح راجع به رسیدن به یک فرایند بدنی حرف بزنیم؛ کاری که غرب سال‌ها است دارد، انجام می‌دهد. بازیگران ما فقط می‌توانند مفهومی و بنا بر هوش خودشان و تلپاتی که با کارگردان دارند، یک چیزهایی را اتود کنند. ما در طول سال چند کار می‌بینیم که در آن بدن بازیگر فهم و سواد دارد؟ در تئاتر ما بدن‌های بازیگر بدن‌های فست فودی است که حاضر و آماده می‌آید، روی صحنه و دیالوگ می‌گوید اما در نمایش «آن دیگری» در بدن بازیگران این فهم و دیکشن را شاهد هستیم که همین فرم اتمسفر کار را به درستی خلق می‌کند. کار کردن با بدن از این نظر کار بازیگر را ارزشمند می‌کند که او چیزی می‌آفریند، مختص فرایندی که در حال هست شدن است و بعد از اجرا از بین می‌رود. در واقع بازیگر با این کار یک جهان منحصر به فرد خلق می‌کند که ممکن است ما در طول سال تنها در ۶-۷ نمایش آن را ببینیم.

    صمدی: بخشی از این اتفاق به دلیل شرایط تولید در تئاتر ماست. ما محصولاتی را روی صحنه می‌بینیم که به دلیل مسائل مختلف تن به تمرین کم و پول درآوردن زیاد می‌دهند. به نظرم تا حدی مفاهیم در تئاتر ما عوض شده است. مثلا با من برای بازی در یک نمایش تماس می‌گیرند و می‌گویند خانم صمدی ما فقط ۱۵ جلسه تمرین داریم که البته من قبول نمی‌کنم و می‌گویم من اصلا آدم ۱۵ جلسه تمرین نیستم. کلا کار آسان، بی‌کیفیت و بدون سختی بیشتر مورد توجه است و در چنین شرایطی بازیگر لزومی نمی‌بیند که به خودش سختی بدهد مگر اینکه دغدغه‌اش باشد و با خودش چلنج شخصی داشته باشد.

    محمدرضا علی‌اکبری: باید دید چقدر واقعاً توجه به این ویژگی‌ها از طرف تولیدکننده اصلی نمایش یعنی کارگردان به گروه منتقل می‌شود. به این معنی که اصلا چقدر این خواست از جانب کارگردان‌ها وجود دارد که در آن دیدگاه تئاتری خودشان، چنین بازیگرهایی را بخواهند.

    صمدی: زمانی که کارهای دکتر علی رفیعی اجرا می‌رفت ما چند بازیگر داشتیم که به لحاظ بدنی آماده و سرحال بودند که خود آن‌ها در حال حاضر دارند به صورت فردی بازیگران خودشان را تربیت می‌کنند. این بازیگران به واسطه تمرین‌هایی که برای دکتر رفیعی انجام می‌دادند نیاز بدن را در بازیگری دریافت کرده بودند.

    محمدرضا علی اکبری: اگر تحولی در طول تاریخ تئاتر در بازیگری اتفاق افتاده، نقطه شروعش اتفاقا خواست کارگردان بوده است. اگر کارگردانی دلش می‌خواسته ایده‌ای خاص را روی صحنه عینیت ببخشد به این نتیجه می‌رسیده که باید برای رسیدن به آن، تربیت خاصی را برای بازیگرش در نظر بگیردعلی‌اکبری: اگر تحولی در طول تاریخ تئاتر در بازیگری اتفاق افتاده، نقطه شروعش اتفاقا خواست کارگردان بوده است. اگر کارگردانی دلش می‌خواسته ایده‌ای خاص را روی صحنه عینیت ببخشد، به این نتیجه می‌رسیده که باید برای رسیدن به آن، تربیت خاصی را برای بازیگرش در نظر بگیرد.

    نکته دیگر اینکه اگر بازیگر قدر و اندازه خودش را نداند تباه می‌شود. اینکه بدانیم منِ بازیگر در چه فضایی می‌توانم کارآمدتر باشم بسیار مهم است. من خودم را می‌شناسم و می‌دانم که بازیگر خیلی انعطاف‌پذیری نیستم و می‌دانم کارگردان‌هایی را که با آنها کار کرده‌ام از جایی به بعد اذیت کرده‌ام از این جهت که پیش خودم فکر می‌کنم شاید بایستی طرف من جهان من را بشناسد و بداند که من نمی‌توانم هرجوری که یک کارگردان بخواند برایش بازی کنم. در واقع اعتراف من، اعتراف به ضعف در خودم است.

    من فکر می‌کنم که سمانه می‌خواست از یک سری توانایی‌های من استفاده کند و برای همین است که بعد از ۷ سال این اجرا، اجرای عمومی مشترک ماست. او یک شکل از بازیگری را از من می‌خواست که شکل مورد علاقه بازیگری خود من است؛ بازی به شیوه کاملا تکنیکال که بازیگر بتواند آن نقاط اصلی اش را به صورت تکنیکی هر شب تکرار کند و سازوکاری که این بدن در فضا پیدا می‌کند، مورد توجه قرار می‌گیرد.

    این شکل از بازیگری مورد علاقه خود من است؛ شیوه‌ای که از علاقه مند بودن من به طبقه بندی کردن و ریاضی دیدن پدیده‌ها می‌آید و به بازیگری ام هم ورود می‌کند که دوست دارم با بدنم در فضا کاری انجام دهم یا صدایم فیزیکالیته‌ای دارم که باید با آن هم کاری انجام دهم. البته طبیعتا همیشه هم اینطوری نیست که بتوان در هر کاری با این رویکرد جلو رفت.

    «زآمی» یک جمله طلایی دارد که می‌گوید کاراکتر از ارتباط بین بدن و صدا در آمبیانسی که آن کاراکتر ظاهر می‌شود، شکل می‌گیرد. من به عنوان بازیگر یک صوت، امکانات صدا و بدنی دارم که در آمبیانسی قرار است این‌ها را مثل یک شیمی‌دان با هم ترکیب کنم و طبیعتا این کار در جهانی نسبت به بدن‌های دیگر هم قرار می‌گیرد.

    * مصطفی شب‌خوان مشاور حرکت نمایش نیز به طراحی حرکات خیلی کمک کرده است.

    علی‌اکبری: به نظر یک اتفاق و شانس است که کسی دوستی مثل مصطفی داشته باشد از این جهت که اغلب این اتفاق می‌افتد که ما معمولا می‌خواهیم آنچه را که خودمان دوست داریم به دوستی که سر تمریناتش دعوت می‌شویم، انتقال دهیم و خیلی وقت‌ها قضاوت‌های ما در مورد کارهای دوستان و غیر دوستانمان همینطور شکل می‌گیرد چون الزاما کاری که روی صحنه رفته نباید سلیقه من باشد بلکه من باید راه ورود به جهان آن متن و تحلیل آن را پیدا کنم. مصطفی در طراحی حرکت تخصص دارد و سال‌ها برای این کار عمرش را گذاشته است.

    اتفاق خوبی که در کار افتاد این بود که ما ابتدا یک طراحی برای کار داشتیم و زمانی که مصطفی به گروه اضافه شد براساس همان طراحی اولیه ما ایده پردازی کرد نه اینکه نظر خودش را به گروه تحمیل کند. وقتی مصطفی به طراحی ما سروشکل داد شاهد بودیم که همان ایده کلی ما اجرا شده و همه این ویژگی‌ها را هم از خود بازیگران گرفته است.