برچسب: بازیگری

بازیگری حرفه بسیار سخت

  • «آقای اشمیت کیه؟» و سوالات بی‌شماری که جوابی برای‌شان نیست

    «آقای اشمیت کیه؟» و سوالات بی‌شماری که جوابی برای‌شان نیست

    به گزارش خبرنگار مهر، صدرالدین زاهد نویسنده، بازیگر، کارگردان و مدرس تئاتر در یادداشتی درباره نمایش «آقای اشمیت کیه؟» که این روزها به کارگردانی سهراب سلیمی در سالن عباس جوانمرد خانه تئاتر روی صحنه است، اظهار نظر کرد و با توجه به برنامه‌ها و اهداف ژان ویلار کارگردان فرانسوی و موسس جشنواره آوینیون درباره تئاتر ایران و فرانسه و حضور تماشاگر و تشویق و ترغیب او به امور فرهنگی دست به مقایسه زده است.

    در یادداشت زاهد آمده است:

    «دیشب به دیدار نمایش «آقای اشمیت کیه؟» شتافتم. در خروج از سالن بسیار غمگین و افسرده بودم. لاجرم تیراژ کتاب چنان است که می‌دانید و سالن‌های تئاتر هم خالی از اغیار شده است به خصوص اگر از مضمونی بگویند که مضمونی همگانی و در مطابقت با سلیقه‌های متداول و مرسوم  نباشد. خب در یک چنین شرایطی، وقتی در خروج از سالن از آدم می‌خواهند که خطی به یادگار بر پوستر نمایش رقم بزنی، می‌مانی که چه باید بنویسی؛ به راستی راندن در جاده‌ای یک طرفه و برای صندلی‌های خالی کاری بس سخت و ناگوار است. تئاتر محل برخورد است، محل تبادل زنده انرژی، احساس و تفکر است. با صندلی‌های خالی که چنین تبادل آرایی ممکن نیست. تازه بعد از اتمام نمایش هم دوستان تئاتری‌ات هستند تمایل داری با آنها از نمایش و برداشت خود از نمایش بگویی، اما فضا آنچنان سنگین است که اجازه چنین کاری را به خود نمی‌دهی.

    زوج «بلی یه» یا آنچنان که در نمایش از آن‌ها یاد می‌شود «قوچی» مشغول صرف شام هستند که تلفنی زنگ می‌زند. اما آن‌ها که تلفن ندارند و مشترک تلفن نیستند! ناشناس تلفن کننده مصر است که با آقای «اشمیت» حرف بزند. اما آقای اشمیت کیست؟ عجیب تر آنکه آقای ژان کلود قوچی در می‌یابد که وضعیت درونی آپارتمان شان تغییر کرده است؛ قاب عکس‌های آویزان شده عوض شده‌اند، کتاب‌ها و لباس‌ها از آن، آنان نیستند! آیا آنها بدون آنکه بدانند خانم و آقای اشمیت شده اند؟ آیا قربانی دسیسه‌ای هستند؟ آیا ژان کلود قوچی با هویت جدیدش هانری اشمیت گرفتار اختلال عصبی و عدم شناخت خویشتن است؟ آیا داستان و سرگذشت این زوج شوخی و مطایبه دردناکی است بر آنچه که ما به نام هویت و واقعیت می‌شناسیم؟ تصور و تفنن است یا کاوش بر احوالات درونی خویشتن؟ قضاوت با شماست!

    آنها به آرامی مشغول صرف شام هستند که ناگهان تلفن زنگ می‌زند اما آنها نه مشترک تلفن هستند و نه تلفن دارند! حیرت آور است! ژان کلود قوچی موفق می‌شود مزاحم سمج پرمدعا را به حرف در آورد. او اصرار دارد که با آقای اشمیت حرف می‌زند! از او اصرار و از آقای ژان کلود قوچی انکار! قوز بالا قوز، تصویر سگی جایگزین تابلو مادر زنش شده است! کتاب هایشان دیگر کتاب‌های سابق نیستند! لباس هایشان با لباس‌های دیگری عوض شده اند. وحشتناک تر از همه اینها درب منزل قفل شده است، باز نمی‌شود و مانع تردد آنان است! آیا آنها در خانه دگرگون شده خود زندانی هستند؟ آیا واقعاً در این زندان قفل خورده واقعاً آقای اشمیت نامی زندگی می‌کرده است؟ این آقای اشمیت کی است؟ چگونه می‌توان این کلاف سر در گم را باز کرد؟ تلفن به صدا در آمده زندگی و زیست زوج قوچی را کله پا کرده است! نمایش زندگی آنها شکل و شمایل کمدی و خنده داری پیدا کرده است و در این شکل و شمایل موثرتر عمل می‌کند.

    آیا آقای اشمیت قربانی سیستمی تمامیت خواه است که قدرت مقابله با آن را ندارد یا بیماری خیالی و ناتوان است که گرفتار بیماری عصبی لاعلاجی شده است؟ انتخاب یک بازیگر (آقای ایرج راد) برای ایفای نقش هر دو شخصیت (بازجو و دکتر روانکاو) نشان از هوشمندی کارگردان نمایش آقای سهراب سلیمی دارد. ما حداقل در سیستم روسیه کمونیستی شاهد چنین  همدستی بین روانکاوان و بازجویان بوده ایم! این سوال دوگانه از ورای تخیل و ذهن کنجکاو هر بیننده‌ای می‌تواند پاسخ خاص خویش را داشته باشد و این پاسخ‌های فردی ویژه نویسندگان بزرگ است که تماشاگر را مواجه با سوالات شخصی اش می‌نماید و او را در طرح این سوالات آزاد بگذارد.

    نویسنده در همان دقایق اولیه نمایش ما را مجذوب داستان درهم و برهم خود می‌نماید. او که برای نمایش «خوکچه هندی» خود برنده جایزه مولیر شد این بار در این نمایش به مرور که داستان نمایش پیش می‌رود با طرح پرسش‌های عدیده‌ای از زبان  قهرمان خود ما را به تفکر وا می‌دارد. آیا ما شاهد دو پاره گی شخصیت نمایش هستیم؟ یا شاهد عملکرد  تخریبی حکومتی خودکامه؟ حسن نمایش در طرح انبوه سوالاتی از این دست است که نویسنده برای آنها جوابی ندارد. چه کسی دیوانه است؟ چه کسی حقیقت را می‌داند؟ قهرمان نمایش؟ دیگران؟ آقای اشمیت کی است؟

    و اما در رابطه با حضور تماشاگر و تشویق و ترغیب او به امور فرهنگی؛ ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که سردمداران قوم و ملت از هر گونه حمایتی از فرهنگ و تئاتر دست کشیده اند. اما آیا ما خود نباید آستین بالا زنیم و همت کنیم و با طرح پیشنهادات مختص این مرز و بوم تماشاچی را به استقبال از پدیده‌های فرهنگی و هنری ترغیب کنیم. آنچه که در زیر درباره رابطه دولت فرانسه و هنر و فرهنگ می‌آید، گفتار و شیوه ژان ویلار در برنامه ریزی برای تئاتر «شایو» است اما هیچکدام نمی‌تواند وحی منزل باشد بلکه ما باید با توجه به شرایط اقلیمی خودمان راه حلی بیابیم.

    من فقط یک چیز می‌دانم، فضای پیش از اجراهای تئاتر و بعد از آن می‌تواند فضای گفتگو و ارتباط و شاد آوری باشد که تماشاگر احساس راحتی و سبک بالی نماید. حرف‌های ژان ویلار در این رابطه حائز اهمیت است:

    رابطه دولت فرانسه و هنر یک سویه نیست. در یک سویش دولتمردان منتخب مردم فرانسه قرار دارند – که با رای آنها این دولتمردان به رتق و فتق امور، از جمله تئاتر که همین مردمان تماشاگران آن هستند – می‌پردازند و در سوی دیگرش هنرمندانی قرار دارند که با تراوشات فکری شان تاثیرگذار بر مردم و جامعه هستند.  شناخت دقیق این رابطه تنگاتنگ مستلزم آن است که نگاه  هنرمندان را نیز به این پدیده ارتباطی دولت و تئاتر بررسی نماییم. اگر دولت با رأی ملت به سر کار می‌آید و زمام امور – از آن جمله تئاتر را – به عهده می‌گیرد هنرمند نیز با تفکر و اشاعه نقطه نظرها و فکرهای خویش بر جامعه تأثیر می‌گذارد و می‌تواند پیشنهاد دهنده چهارچوبی قانونی برای حرفه خویش باشد. امتزاج این دو نقطه نظر است که مسیر تئاتری را در فرانسه سامان می‌دهد.

    برای مثال هیچ بد نیست که نگاه و دریافت ژان ویلار را از تئاتر بررسی نماییم. او به سال ۱۹۵۱ «تئاتر ملی مردمی» فرانسه را پایه گذاری کرد. ژان ویلار معتقد بود که تئاتر هم همانند سازمان‌های خدماتی دولتی مثل سازمان‌های آب و برق و گاز … باید سازمانی دولتی و عام المنفعه و در اختیار عامه مردم باشد.

    نگاه او به تئاتر با این دو صفت ملی و مردمی، و اصرار او به عام المنفعه بودن تئاتر به هیچ وجه به معنی سهل و ساده انگاشتن امر فرهنگی تئاتر و اجرای تئاتر نیست. نگاهی به رپرتوار (یا اجراهای به هم پیوسته) کاری او و تأسیس و اداره جشنواره مردمی آوینیون از سال ۱۹۴۷ تا هنگام وفاتش ۱۹۷۱ نشان دهنده جدیتی است که او در امر تئاتر و رسالت فرهنگی-هنری این پدیده دارد. او از اول سپتامبر ۱۹۵۱ که «تئاتر ملی مردمی» را در سالن شایو تاسیس نمود، برای احقاق هدف‌های خویش دو گروه موازی فنی و هنری تشکیل داد. رپرتوار یا اجراهای به هم پیوسته او در عرض دوازده سال نزدیک به ۵۱۹۳۸۹۵ تماشاگر را در تالار نمایش شایو پذیرا شد که به طور متوسط شبی ۲۳۳۶ نفر می‌شود. به سال  ۱۹۵۹ «ت.ان.پ» ثانوی را در تئاتر «رکامی یه» برای نویسندگان معاصر پایه گذاری کرد؛ آرمان گاتی، بوریس ویان، ساموئل بکت و …

    در گیری‌های او با ژنرال دوگل و پهنه فکری او که تئاتر را در قلب جامعه و چالش‌های سیاسی- اجتماعی می‌دید، که همه اینها در (دفترهای ژان ویلار) آمده است، نشان دهنده این است که او دو چالش اساسی را مد نظر قرار داده بود:پ

    ۱ – تئاتر «ت.ان.پ» الزام دارد همه مردم را گرد جشن تئاتر و هنر دراماتیک جمع کند و این درست نقطه نظر و دریافت مقابل برتولد برشت است که تئاتر برای او برجسته کردن تضادهای اجتماعی و برا نمودن تضادهای طبقاتی است.

    ۲ – او اعتقاد داشت تئاتر ملی مردمی وظیفه دارد درهای خویش را با نازلترین قیمت به روی طبقه کم درآمد جامعه بگشاید، نه برای اینکه منتی بر آنها گذاشته و با وام دادنی این چنین آنها را به تئاتر بکشاند و سرگرم شان کند، بل به نیت آنکه آنها هم همانند همه مردم امکان راه یابی به رپرتوار یا مجموعه نمایشی در سطح بالا و با بهترین عوامل نمایشی به صحنه آمده را داشته باشند.

    در واقع معنای این چالش این است که ما متاع فرهنگی- هنری را که تا به آن روز مختص طبقه روشنفکر و دانشگاهی می‌دانستیم، بتوانیم با اکثریت جامعه کم درآمد قسمت کرده و آنها را در این امر فرهنگی هنری شریک نماییم. برای احقاق این امر برنامه ریزی اساسی و بنیادین لازم است. باید بی وقفه مردم را تحت نظر داشت و شرایط آسانی فراهم نمود که آنها بتوانند با تمام اعضای خانواده شان از نمایش‌ها دیدن کنند؛ بلیت ورودی ارزان، استقبال از آنها با موسیقی، امکان تغذیه سالم و ارزان در محل تئاتر، انتخاب ساعات مناسب برای اجرا، امکان خدمات رایگان برای آسوده گی آنها و غیره … و از طرف دیگر با در دسترس قرار دادن جزوه‌های آموزشی و اطلاعاتی آنها را آماده لذت بردن از متاع فرهنگی هنری نمود؛ جلسات بحث و گفتگو و تجزیه و تحلیل و نقد، ایجاد رابطه با سازمان‌هایی که در آن کار می‌کنند، و ارتباط با انجمن‌های فرهنگی و اجتماعی و غیره …

    از همه این‌ها مهمتر برای ژان ویلار انتخاب مجموعه نمایشی و نحوه اجرای آنها بود. او در عین اینکه تکیه بسیار بر اهمیت کارگردانی در تئاتر داشت، خود را مدیر و اداره کننده (رژیسور) تئاتر می‌نامید تا اهمیت ارتباطی کارش را با متن و تماشاچی مستحکم نگاه دارد و از دست ندهد. او چه در پاریس و چه در آوینیون اجراهایش را در صحنه‌ای وسیع و بزرگ سامان داد. صحنه نمایشی او ساده و روشن بود. او خالق نوعی صحنه پردازی بود که فضای نمایشی را به دو پاره نورانی تقسیم می‌نمود، تکیه زیادی بر آلات و ادوات صحنه‌ای گویا و متمایز داشت، از اشیاء و آلات و ابزار و رنگ و نور و صوت و صدا هم استفاده‌های بهینه بسیار می‌کرد.

    خب هنرمندی با این توصیفات طبیعی است که در ارتباط تنگاتنگی با جامعه خویش است و تاثیرگذار بر فرهنگ و هنر و بر مردمان کشور خویش؛ همان مردمانی که رأی دهنده به دولتمردانی هستند که آن دولتمردان به نوبه خود حامی فرهنگ و هنر ملی میهنی خویش هستند و پشتیبان هنرمندان خود و  تعیین کننده سیاست‌های درست فرهنگی هنری برای  کشور خود می‌باشند.»

  • روایت حسن عباسی از اشتباه بزرگ ترامپ/ «عمار» نباید بی‌خاصیت شود

    روایت حسن عباسی از اشتباه بزرگ ترامپ/ «عمار» نباید بی‌خاصیت شود

    به گزارش خبرنگار مهر، نشست «سینمای ترور» با سخنرانی حسن عباسی عصر امروز شنبه ۱۴ دی ماه در سینما فلسطین تهران و در حاشیه دهمین جشنواره مردمی فیلم عمار، برگزار شد.

    عباسی در ابتدای این نشست شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی را تسلیت گفت و بیان کرد: انسان تراز اسلام، اسطوره نیست، بلکه حقیقت است و در حقیقت نزدیک بودن به حق را نشان می‌دهد. کسی مانند سردار شهید قاسم سلیمانی که ۴۱ سال پوتین از پایش در نیامد و کوه به کوه دنبال شهادت رفت، به گونه‌ای زندگی کرد که بعد از شهادت وی ابلیس بزرگ خوشحال شد. وی زندگی مخفی نداشت. یک مقام رسمی جمهوری اسلامی ایران بود که در یک سفر دیپلماسی نظامی، وارد عراق شد و همان جا توسط آمریکا به شهادت رسید.

    وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به اینکه انسان تراز دهه اول قرن بیست و یکم کسانی مانند فوتبالیست‌ها، هنرپیشه‌ها و خواننده‌ها هستند که به آن‌ها سلبریتی می‌گویند، توضیح داد: اما انسان تراز اسلام و جمهوری اسلامی ایران، شخصی مانند قاسم سلیمانی است، که یک حقیقت است و پدیده اسطوره‌ای نیست. ابرانسانی که آمریکا بارها از آن شکست خورده است. بزرگترین اشتباه ترامپ این بود که دستور شهادت سردار سلیمانی را صادر کرد و همین مساله سبب شد تا قاسم سلیمانی به یک حقیقت ابدی تبدیل شد.

    این استاد دانشگاه ادامه داد: ایدئولوژی نفی اخلاق در واقع اخلاق را زیر سوال بردن است و اگر فرد مقید به انگاره‌های اخلاقی باشد آن گزاره‌های اخلاقی را در انسان نابود کند. در این میان افرادی هستند که اخلاق گرا و یا اخلاق گریز هستند، اخلاق گراها کسانی هستند که اگر کسی بالای سرشان نباشد، اخلاق را رعایت می‌کنند و در نهایت شرایطی فراهم می‌شود تا در اخلاق گراها هم اهمیت رعایت اخلاق را نابود کنند.

    فحشای امروز حاصل فقر نیست؛ حاصل پول است

    وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود توضیح داد:  سال‌ها پیش مسعود ده نمکی مستند «فقر و فحشا» را ساخت که در آن نشان می‌داد فحشا به دلیل بروز فقر در جامعه شکل می‌گیرد، اما امروز فحشا به دلیل وجود فقر نیست، بلکه فحشا برای پول است.

    خوشبختانه جشنواره فیلم عمار این ظرفیت را دارد که نشدنی‌ها را به نمایش بگذارد، البته به تازگی شنیده‌ام که برگزارکنندگان این جشنواره جرات نکرده‌اند که مستند «اختاپوس» را نمایش دهندعباسی در ادامه بیان کرد: روندی که در آثار مستند از سال ۱۳۸۳ با مستند با «فقر و فحشا» تا ۱۳۹۶ با مستند «پول و پورن» روند چنین معضلی را در جامعه نشان می‌دهد. موج دیگری از مستندسازی هم وجود دارد که انقلاب جنسی را در ایران بررسی می‌کند و چند مستند در این زمینه ساخته شده است.

    این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه جامعه درگیر انقلاب جنسی جدید است، تاکید کرد: انقلاب جنسی، قبل از آمریکا در شوروی شروع شد و بعد به آمریکا رسید، البته آمریکایی‌ها این انقلاب را تئوریزه کردند و گفتند انسان یک حیوان غیرقابل اعتماد است که غضب و شهوتش بر عقل غلبه کرده است و در نهایت انقلاب جنسی را یک انقلاب فرهنگی نامیدند و تبدیل به یک تابو شکنی در جامعه کردند. روند شکل‌گیری انقلاب جنسی در ایران با پیروزی انقلاب اسلامی، کند شد.

    وی ادامه داد: مستندهایی که در ۹ سال گذشته با موضوع انقلاب جنسی در جشنواره مردمی عمار نمایش داده شده است، قابل توجه بوده و باید به جبهه انقلاب برای بررسی چنین موضوعی تبریک گفت.

    «پروژه ترور» را ببینید تا تروریست را بشناسید

    عباسی با اشاره به سینمای ترور، گفت: آمریکا پدیده ایی مانند ۱۱ سپتامبر را ایجاد کردند تا هرزمان که لازم شد یک شخص را به آن نسبت دهند، همان گونه که سردار شهید سلیمانی به اتفاقات ۱۱ سپتامبر مربوط کردند و وی را یک تروریست خوانده اند!

    وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود بیان کرد: برای مقابله با اینکه سردار سلیمانی را به‌عنوان تروریست معرفی کنند، فیلم سینمایی «پروژه ترور» باید در سینماهای کشور نمایش داده شود تا بدانید تروریست‌ها چه کسانی هستند. یکی از خیانت‌های دولت و صدا و سیما این بود که این فیلم را در سال ۱۳۹۳ نمایش ندادند تا امروز بتوانیم از آن برای مقابله با تروریست خواندن سردار سلیمانی استفاده کنیم.

    این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر مدیرانی وجود داشته باشد که بتوانند آثاری که در جشنواره فیلم عمار ساخته می‌شود را در تلویزیون نشان دهند بسیار خوب است، خوشبختانه جشنواره فیلم عمار این ظرفیت را دارد که نشدنی‌ها را به نمایش بگذارد، البته به تازگی شنیده‌ام که برگزارکنندگان این جشنواره جرات نکرده اند که مستند «اختاپوس» را نمایش دهند.

    وی تاکید کرد: در حوزه مستندسازی جوان‌هایی داریم که کار خود را در حوزه مستندسازی بسیار خوب انجام می‌دهند. این جشنواره، جشنواره فیلم فجر نیست، جشنواره فیلم فجر از محتوا خارج شده است و به تنها چیزی که ربط ندارد فجر انقلاب اسلامی است، به جشنواره «سینما حقیقت» هم نمی‌پردازیم چرا که این جشنواره به تنها چیزی که توجه ندارد حقیقت است. جشنواره عمار معرف حضرت عمار است و هرکس که به این جشنواره راه پیدا می‌کند باید خود را عماری بداند.

    عباسی گفت: دوستان جشنواره عمار باید این را بدانند که نه جشنواره کن یا اسکار و جشنواره فیلم فجر نیستند، باید آثار عماری را نشان دهند و اگر جشنواره فیلم عمار محافظه کار شد، این جشنواره نیز تبدیل به یک جشنواره بی خاصیت دیگری می‌شود که وجود دارد. این جشنواره در یک دهه گذشته توانسته است صداهای خفته‌ای که در این سال‌ها خفه شده‌اند، را دوباره به گوش جامعه برسانند و آثار آن‌ها در این جشنواره نمایش داده شود.

  • بیعت هنرمندان با «سردار آسمانی»/ داغی که بر دل آزادی‌خواهان ماند

    بیعت هنرمندان با «سردار آسمانی»/ داغی که بر دل آزادی‌خواهان ماند

    به گزارش خبرنگار مهر، آیین تجدید عهد هنرمندان با سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در قالب ویژه برناکه «سردار آسمانی» روز شنبه چهاردهم دی ماه در مسجد آیت الله خامنه‌ای حوزه هنری برگزار شد.

    کوروش زارعی مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری که اجرای این مراسم را به عهده داشت در ابتدای این برنامه ضمن عرض تبریک و تسلیت به مناسبت شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی و شهید ابومهندس گفت: شهادت سردار سلیمانی برای همه غیرمنتظره و نه تنها مردم ایران بلکه دل مردم آزادی خواه و دردمند دنیا به درد آورد. حاج قاسم برای همه مردم آزادی‌خواه دنیا بود و امروز همه آزادی‌خواهان داغدار او هستند.

    پس از صحبت‌های مقدماتی  زارعی میلاد عرفان‌پور مدیر مرکز موسیقی حوزه هنری قطعه شعری را در تجلیل از مقام معنوی و انقلابی سردار قاسم سلیمانی را برای حاضران در برنامه قرائت کرد.  

    همایون امیرزاده از همرزمان حاج قاسم سلیمانی در لشگر ۴۱ ثارالله دوران دفاع مقدس با ارائه خاطراتی از همراهی با این شهید بزرگوار بیان کرد: امروز همرزمان این شهید شانه‌هایی را جستجو می‌کنند که سرهایشان را بر روی این شانه‌ها بگذارند و گریه کنند. من از دیروز با بسیاری از همرزمان خود در تماسم و دائم دنبال بهانه‌ای هستیم که خودمان را خالی کنیم.

    وی ادامه داد: من در شب عملیات والفجر ۸ در گردان شول نقش بی‌سیم چی را داشتم و یادم می‌آید اولین قابی که از حاج قاسم دیدم شبی بود که سخنرانی اخر را به رسم همیشه اول حاج صادق آهنگران شروع می‌شد و بعد با سخنرانی زیبایی حاج قاسم ادامه پیدا می‌کرد. من خاطر دارم در این شب حاج قاسم صحبت عاشورایی را انجام داد که به نوعی شالوده شخصیتی او بود. او با توسل به اهل بیت که شاخصه اصلی بود آنچنان سخنرانی کرد که همه ما تحت تاثیر این حرف‌ها قرار گرفتیم. او محبوبیت داشت که مربوط به امروز و دیروز نیست بلکه نشات گرفته از دوران دفاع مقدس است که همه ما آن را به خاطر داریم.

    این رزمنده دوران دفاع مقدس افزود: قاب بعدی که من از حاج قاسم به خاطر دارم زمان جنگ و حضور بنده در گردان تخریب بود که همواره او را در خط مقدم می‌دیدم. ما آن زمان کارهای سختی داشتیم و یادم می‌آید روزی که شلمچه سقوط کرد احساس کردیم زمین در حال لرزیدن است. در همین هنگام که باورنمی کردیم شلمچه در حال سقوط است این حاج قاسم بود که دستور داد که به منظور جلوگیری از ورود تانگ دستور شناسایی و مقابله با دشمن را داد. ما به دل عراقی‌ها رفتیم ولی امکان انفجار دژ نگهبانی برای ورود عراقی‌ها نبود. ما دو کیلومتر وارد منطقه دشمن شدیم و باور نمی‌کردیم که می‌توانیم کاری کنیم اما مگر می‌توانستیم دستور حاج قاسم را زمین بگذاریم؟ البته نمی‌خواهم به ماجرای زدن دژ اشاره کنم اما وقتی این کار را کردم موقع بازگشت شادمانی را از چهره او دیدیم چون عاشقانه او را دوست داشتیم.

    امیرزاده تصریح کرد: ولایت پذیری، اخلاق و اخلاص سه مولفه رفتاری و اخلاقی حاج قاسم سلیمانی بودند که آن را تبدیل به لالایی ما در آینده می‌کند. او قطعا اسطوره زمان ماست.

    پس از صحبت‌های امیرزاده بانو موسوی شاعر غزلی را به روح آسمانی شهید سردار حاج قاسم سلیمانی تقدیم کرد.

    بعد از اجرای این قطعه شعر حاج علی انسانی از شاعران و مداحان شناخته شده کشورمان به نوحه سرایی در تجلیل از مقام سردار حاج قاسم سلیمانی پرداخت. این در حالی است که محسن میرزا علی از هنرمندان فعال عرصه نمایش‌های آیینی سنتی نیز بعد از اجرای مراسم نوحه خوانی استاد علی انسانی به منقبت خوانی پرداخت.

    علی محمد مودب شاعر آثار انقلابی هم در این بخش برنامه اجرای برنامه پرداخت.

    محسن مومنی شریف، فرهاد توحیدی، سعید بیابانکی، محمد حمزه‌زاده، امیرحسین شفیعی، میلاد عرفان‌پور، حمید نصیربیگی، محسن میرزاعلی، توحید معصومی، مسعود شجاعی طباطبایی، سید محمد طباطبایی، ناصر فیض، تاجبخش فناییان، سید محمد مجتبی حسینی، محمد اله یاری، مهدی افضلی، علی اکبر صفی پور، خیرالله تقیانی پور، فاضل نظری، مهران احمدی، محمد حسین قاسمی، حسین حقیقی، حبیب ایل بیگی،  محسن سلیمانی، شهرام کرمی، سید وحید فخر موسوی، حبیب احمدزاده و تعدادی از کارکنان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی از جمله هنرمندانی بودند که در این مراسم حضور داشتند.

  • فیلمی که حاتمی‌کیا می‌خواست از «حاج قاسم» بسازد/توصیه رهبر انقلاب

    فیلمی که حاتمی‌کیا می‌خواست از «حاج قاسم» بسازد/توصیه رهبر انقلاب

    به گزارش خبرنگار مهر، محمد خزاعی دبیر جشنواره فیلم «مقاومت» و تهیه‌کننده فیلم سینمایی «به‌وقت شام»،‌ با اشاره به دلایل ساخته نشدن فیلمی درباره حاج قاسم سلیمانی در سینمای ایران، به بیان یک خاطره پرداخت و گفت: در دیدار خصوصی که با ابراهیم حاتمی‌کیا خدمت مقام معظم رهبری رفته بودیم، آقا ابراهیم به حضرت آقا گفتند من خیلی دوست دارم فیلم زندگی حاج قاسم را بسازم اما ایشان به هیچ عنوان راضی نمی‌شود. حضرت آقا هم گفنتد ایشان خیلی مشغله دارند و شاید دلیلش همین است؛ شما قدری صبر کن! بعد از آن سردار وحید هم گفتند می‌خواهید برویم خانه حاج قاسم و جلسه بگذاریم تا راضی شان کنیم اما ایشان هیچ رغبتی ندارند.

    وی در ادامه توضیح داد: تصاویر زیادی از حاج قاسم ضبط شده ولی هیچ کدام هنوز بیرون نیامده است. امثال حاج قاسم‌ها نمی‌خواستند درباره خودشان صحبت شود و منیتی هم نداشتند. برخی آدم‌ها از این مرحله عبور می‌کنند و اهداف والاتری دارند تا اینکه خودشان را پرزنت کنند.

    این تهیه‌کننده سینما که در ویژه‌برنامه «سلام صبح بخیر» شبکه سه و به مناسبت شهادت سردار قاسم سلیمانی صحبت می‌کرد، اذعان کرد: اکنون تمام کسانی که در حوزه فرهنگ، سیاست یا اقتصاد کار می‌کنند بار مسئولیتشان زیاد شده است. خیر و شر مشخص است و نمی‌شود عافیت‌طلب بود و تصمیم نگرفت. مرز مشخصی بین آدم‌هایی که خیر و شر وجود دارد و اینطور نیست فضا غبارآلود باشد و نتوانید تصمیم بگیرید. آدم‌ها در این وضعیت نمی‌توانند بگویند ما نمی‌دانیم دشمن واقعی کیست. برخی می‌گفتند اصلا چرا باید برویم سوریه بجنگیم و هزینه کنیم. هیچ استدلالی هم ندارند. برخی بچه‌ها جلوی تلویزیون‌های خارجی می‌نشینند و فردا صبح تحلیل صدای آمریکا و بی بی سی را برای ما می‌گویند. عافیت‌طلبی درد بزرگی است که گریبان خیلی‌هایمان را گرفته است.

    شهادت حاج قاسم یک تولد بود

    خزاعی با بیان اینکه شهادت حاج قاسم یک تولد بود، ادامه داد: از این پس مردم دنیا حاج قاسم را خواهند شناخت و حاج قاسم‌ها خواهند آمد و الگوی نوجوانان خواهند شد. برخی دوستان می‌گفتند حالا تکلیف چه می‌شود؟ به آنها گفتم مسیر انقلاب را نگاه کنید از دهه ۶۰ اینقدر فراز و نشیب داشته‌ایم؛ بهشتی، مطهری، چمران را از ما گرفته‌اند اما این مسیر ادامه پیدا کرد. خط و مسیر ما مشخص است.

    وی یادآور شد: کدام آدم را داریم که در کشورهای مختلف برایش عزاداری کنند؟ مردم کشورهای مختلف دوستش داشته باشند. سردار سلیمانی معامله‌ای با خدا کرده و خدا به او عزت داده است وگرنه در همین تهران روزانه ۴۰۰ نفر فوت می‌کنند، در کل کشور آمار بگیرید تعداد خیلی بیشتر است اما خبر از کدام یک از آن‌ها هست؟ نمی‌گویم بین این‌ها آدم‌های خوب نیستند، اولیا خدا هم هستند که نخواسته‌اند آشکار شوند. مفهوم حرفم این نیست. می‌گویم این عزت و شکوه و عظمت در کشورهای منطقه را که می‌بینید، متعلق به کسی است که برای رضای خدا کار کرده است. کسانی که در قطار جنگ بوده‌اند اما از آن پیاده شده‌اند و دنبال قدرت و پست رفته‌اند و دوست دارند دوباره عزت پیدا کنند، اما نمی‌شود.

    تهیه‌کننده «به وقت شام» یادآور شد: شهید حججی را هیچ‌کس نمی‌شناخت اما خدا این همه عزت به او داد چون خالص بوده است و خودش را برای مقوله بزرگتر آماده کرده است و اینها شوخی نیست.

    قول حاتمی‌کیا به حاج قاسم برای «به‌وقت شام»

    خزاعی در بخش دیگر درباره دغدغه‌هایش در فیلمسازی گفت: ما به عنوان کسانی که در سینما کار می‌کنیم، دلمان می‌خواهد آثار خوبی برای مخاطبان تولید کنیم و دلبستگی آدمها مشخص است. من این آدمها را از نزدیک دیده‌ام و در این فضا تنفس کرده ام و برایم باعث افتخار است تا از این فضا جدا نشوم.

    وی درباره تحقیقات «به وقت شام» توضیح داد: آقای حاتمی‌کیا برای تحقیقات با هماهنگی سازمان اوج به سوریه رفتند و این مرحله چند ماه طول کشید و با هماهنگی‌هایی که حاج قاسم دستور آن‌ها را داده بود، همه جا حضور داشت و شرایط حضور در مناطق جنگی هم برای او مهیا شد. او پس از برگشت به یک قصه ۱۰ صفحه‌ای رسید و مرا صدا زد.

    نسخه اولیه «به وقت شام» آماده شد و اولین نمایش را برای سردار سلیمانی گذاشتیم که ایشان با خانواده‌شان تشریف آوردند. برای بچه‌ها خیلی جالب بود سردار سلیمانی که بسیار این منطقه و خیلی از کشورهای مختلف درباره ایشان بحث می‌کنند، چقدر آدم ساده و خودمانی و صمیمی هستند و چه رابطه خوبی با اهالی فرهنگ و هنر دارنداین تهیه کننده ادامه داد: زمانی که من این قصه را خواندم گفتم این پروژه، پروداکشن بسیار سنگینی دارد و تا زمانی که زیرساخت‌های آن را آماده کنیم و به ویژوال‌های آن بپردازیم، در بهترین و خوشبینانه‌ترین حالت از اردیبهشت سال بعد می‌توانیم این کار را شروع کنیم، اما او به من گفت من به حاج قاسم قول داده‌ام این را امسال تمام کنم. پرسیدم چرا؟ گفت حاج قاسم گفته‌اند این کار امسال ساخته شود و موضوع داعش در سال آینده تغییر خواهد کرد. همین اتفاق هم افتاد. ما شبانه روز با حمایت خوب سازمان اوج تلاش کردیم و بچه‌ها حتی یک روز آف نداشتند و سه چهار ماه کار کردیم تا به زمان اکران فیلم رسیدیم.

    خزاعی یادآور شد: نسخه اولیه کار آماده شد و اولین نمایش را برای سردار سلیمانی گذاشتیم که ایشان با خانواده‌شان تشریف آوردند. برای بچه‌ها خیلی جالب بود سردار سلیمانی که بسیار این منطقه و خیلی از کشورهای مختلف درباره ایشان بحث می‌کنند، چقدر آدم ساده و خودمانی و صمیمی هستند و چه رابطه خوبی با اهالی فرهنگ و هنر دارند.

    تهیه‌کننده «به وقت شام» تاکید کرد: حاج قاسم سلیمانی جزو افراد نظامی بود که حوزه فرهنگ را به خوبی می‌شناخت. ما در سوریه در منطقه‌ای می‌خواستیم کار کنیم که بسیار بسیار برای دولت سوریه مهم بود و قرار بود پروازمان از کاخ ریاست جمهوری در دمشق باشد. این جزو مناطق ممنوعه در هر کشوری است و در وضعیت جنگی که اتفاق افتاد هماهنگی‌اش ظرف یک روز دو روز با دو تا تلفن انجام شد. پس زمینه این پشتیبانی خوب تفکر و اندیشه یک آدم بزرگ است که جریان فرهنگ و تاثیرگذاری یک محصول هنری را می‌داند و این نگاه است که آدم را مجذوب می‌کند.

    وی اضافه کرد: من حین اکران خصوصی فیلم برای سردار به عکس‌العمل‌های او دقت می‌کردم و برخی از صحنه‌ها می‌دیدم که دارد اشک می‌ریزد. بعد از فیلم به ما گفت من تمام این لحظاتی را که ترسیم کردید بدترشان را از نزدیک دیده‌ام و خاطرات سالهایی که در سوریه با داعش مبارزه می‌کردیم برایم زنده شد. او نشست و با بچه‌ها گفتگو کرد و به آن‌ها هدایای ویژه‌ای از جمله انگشتر متبرک داد. شما احساس نمی‌کردید با آدم بزرگی صحبت می‌کنید بلکه انگار با آدمی هم تراز خودشان حرف می‌زدند، آنقدر که سردار سطح خود را پایین می‌آورد.

    خزاعی یادآور شد: شما بعضی وقتها در فرودگاه تردد می‌کردید می‌دیدید ایشان هم برای پرواز آمده است. این جنس ارتباط ایشان با مردم و رابطه خودمانی و صفایی که داشت باعث می‌شود امروز که درباره او حرف می‌زنیم، جدا از رشادت‌ها و ایستادگی‌ها و جدا از اینکه یک قهرمان ملی را از دست داده‌ایم و متاثر هستیم بحث ارتباط دلی است که با او برقرار می‌کردیم و ما کمتر شخصیت‌هایی هستیم از اول انقلاب تاکنون که فوتشان باعث چنین تاثری شده باشد و این افراد معدود هستند.

    فیلم‌هایی که حاج قاسم انتشارشان را ممنوع کرده بود

    دبیر پانزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم «مقاومت» در پاسخ به اینکه آیا می‌توان در جشنواره‌ها جایزه‌ای را ویژه حاج قاسم مشخص کرد یا فیلمی درباره ایشان ساخته خواهد شد، گفت: ما یک اسطوره را از دست داده‌ایم و این اتفاق قطعاً رخ خواهد داد. خیلی از شهدای دیگری هم داشته‌ایم که تاثیرگذار بوده‌اند و حتی گمنام هستند. شهید تهرانی‌مقدم را در نظر بگیرید. ایشان کم خدمات نداشته است. دانشمندان زیادی در این حوزه کار می‌کنند و اینکه جوایز و بخش‌هایی گذاشته شود مباحث جدی خواهد بود. حاج قاسم فیلم و راش خیلی زیاد دارد، ولی توزیع آن‌ها را ممنوع کرده بود. تمام بچه‌هایی که در مناطق مختلف کار می‌کردند، از جمله آقای شعبانی که در روایت فتح هستند، لحظات نابی از حاج قاسم سلیمانی دارند اما خودشان گفته بودند اجازه انتشارشان را ندارید و حالا که دیگر حاج قاسم نیستند باید دید چقدر آثار قابل اعتنایی خواهیم داشت و شخصیت او را خواهیم شناخت.

    حاج قاسم خیلی آقای حاتمی‌کیا را دوست داشت. بعد از تماشای «به وقت شام» او را بوسید و ابراز لطف کرد و گفت این جزو معدود آثاری بود که در سینمای ایران جسارت داشت و تک تک واقعیت‌هایی که من لمس کردم و خاطرات آن برای من زنده شدوی درباره سختی‌های ساخت «به وقت شام» که در زمان حضور داعش در سوریه ساخته شده، توضیح داد: من معتقدم بچه‌هایی که در حوزه دفاع مقدس و انقلاب کار می‌کنند خودشان در حال جنگ هستند و جنگ را تجربه می‌کنند. فقط کسانی که سلاح دست می‌گیرند جنگ نمی‌کنند. جنس قصه‌هایی که طراحی می‌کنیم و سختی کار آدمهایی را می‌طلبد که خودشان هم دوست داشته باشند این کارها را تجربه کنند.

    خزاعی در پاسخ به اینکه آیا پیش آمد سراغ بازیگر خاصی به خاطر سختی کار نروید، اظهار کرد: خیلی از بازیگرها دوست داشتند با حاتمی‌کیا کار کنند. خیلی از کارگردان‌ها اسمشان که می‌آید بازیگرها به خاطر سابقه آن‌ها دوست دارند با آن‌ها کار کنند. برخی کارگردان‌ها قصه ساده‌ای دارند و سرحال هستند و روزی چهار تا سکانس می‌گیرند و می‌روند. برخی کارگردان‌ها کار برایشان زندگی است. من حس کردم فیلم برای حاتمی‌کیا مثل فرزند او و بخشی از زندگی‌اش است. از وقتی فیلم شروع می‌شود او داخل لاک خودش می‌رود.

    این تهیه‌کننده اذعان کرد: سر کار آخرش شنیده‌ام  4 ماه گچساران بوده و اصلا برنگشته است. او توقع دارد همکارانش هم اینگونه با او همراه باشند. او اولین نفری است که سر صحنه می‌آید و آخرین نفری است که می‌رود. تمام برنامه‌هایش را چک می‌کند و جزو معدود کارگردان‌هایی است که شما احساس می‌کنید همه خیلی چیزها از او می‌توانند یاد بگیرند. تا به یک قصه نرسد و آن را از جنس کار خودش نداند سراغ آن نمی‌رود. پیش آمده تحقیقات ۴ کار را به صورت همزمان پیش می‌برد و در نهایت همه را تعطیل می‌کند چون می‌گوید از جنس من نبوده است.

    حاتمی‌کیا از سربازی گذشته و سرلشگر سینمای ما است

    وی تصریح کرد: حاتمی‌کیا از سربازی گذشته و در فضای سینمای ما سرلشکر است. من قبل از جنگ به سوریه رفته بودم، اوایل جنگ رفتم، به بهانه این فیلم رفتم و آخرین بار هم دی ماه سال گذشته بود که به سوریه رفتم و تفاوت‌های آن را زمانی که زندگی در جریان بود و زمانی که اطراف زینبیه، هتل‌ها و فضاها تخریب شده بود حس کردم. آنجا ناامن بود و فقط در یک زمان مشخص می‌توانستند برای زیارت ما را ببرند.

    خزاعی ادامه داد: با مهرداد خوشبخت که حاتمی‌کیا کارهایی را به او سپرده بود و آقای پناهی طراح صحنه‌مان آنجا بودیم. با هلی کوپتری که شیشه‌هایش شکسته بود آنجا رفتیم. بچه‌ها می‌گفتند یعنی ما سالم می‌رسیم؟ گفتم بله با همین امکانات دارند می‌جنگند. تلما کاملا خالی بود و فضای ناامنی داشت، با این حال بچه‌ها حاضر شدند که بیایند. من چاه‌های نفت را در مسیر دیدم که دست روس‌ها بود. منطقه آثار باستانی تلما هم دست روس‌ها بود. در شهر هم تک‌تک هتل‌ها و خیابان‌هایی که قبلا در آنها زندگی بوده است، خالی از سکنه و ویران بود. تا از نزدیک نبینید و درک نکنید نمی‌فهمید جنگ یعنی چه و چه اتفاقی در سوریه افتاده است. نمی‌فهمید رشادت‌های چنین آدمهایی بزرگی مثل حاج قاسم سلیمانی و تک تک شهدای مدافع حرم که به آنها مدیونیم چگونه بوده است.

    تهیه‌کننده «به وقت شام» ادامه داد: ما تا غروب آفتاب داشتیم کار می‌کردیم و سریع که آمدیم برگردیم، هلی کوپتر به مشکل خورد. تا ۹ و نیم ۱۰ شب توانستیم در فرودگاه دمشق بنشینیم. بازسازی چنین صحنه‌هایی کار آسانی نیست و به شدت یکی از مجموعه کارهای سخت سینمای ایران بود و همه ما یک امید داشتیم که این فیلم مورد توجه مردم و خانواده‌های شهدای مدافع حرم قرار بگیرد.

    وی درباره نظر شهید سلیمانی درباره این فیلم توضیح داد: تکه مصاحبه‌ای از حاج قاسم هست. ایشان خیلی آقای حاتمی‌کیا را دوست داشت. بعد از تماشای «به وقت شام» او را بوسید و ابراز لطف کرد و گفت این جزو معدود آثاری بود که در سینمای ایران جسارت داشت و تک تک واقعیت‌هایی که من لمس کردم و خاطرات آن برای من زنده شد. به شدت خوشحال بود که چنین اثری در سینمای ایران ساخته شده است و از بچه‌های اوج که پشتیبانی خوبی کردند تشکر کرد.

  • بیانیه خانواده تئاتر در محکومیت ترور ناجوانمردانه سردار سلیمانی

    بیانیه خانواده تئاتر در محکومیت ترور ناجوانمردانه سردار سلیمانی

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط‌عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، در متن بیانیه خانواده بزرگ تئاتر ایران در محکومیت ترور ناجوانمردانه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی چنین آمده است:

    «شهادت هنر مردان خداست.

    ترور پلید است و پلیدی به دنبال نابودی و جنگ است. اینک که قدرت‌طلبی امپریالیسم جهانی با ترور مردان بزرگ وطن همچنان ناامنی خاورمیانه و جهان را طلب می‌کند ما هنرمندان تئاتر هم‌صدا با ملت ایران این شقاوت و کینه را محکوم و با صدای بلند اعلام می‌کنیم به هیچ عنوان صلح جهانی اینگونه محقق نخواهد شد.

    بدون تردید اینگونه اقدامات ماجراجویانه تنها با هدف جنگ‌طلبی جهانی و توطئه برای استقلال و آزادی یک ملت باعزت است که برای نیل به استقلال خون‌های زیادی را نثار کرده است.

    شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی محکوم بوده و این محکومیت به معنای نابودی نگاهی است که به دنبال حذف مقامات بلندپایه یک کشور  دست به جنایت و ترور می‌زند.

    ما هنرمندان جامعه تئاتر ایران همپای ملت مبارز ایران ضمن محکومیت این ترور و جنایت بزرگ بشری، حمایت خود را از آرمان و ارزش‌ها و راه سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی اعلام می‌داریم.»

    جمع‌آوری امضا برای این بیانیه توسط روابط‌عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی همچنان ادامه دارد.

    اسامی برخی از هنرمندان امضاکننده بیانیه فوق به شرح زیر است:    

    علی نصیریان، بهزاد فراهانی، قطب‌الدین صادقی، تاجبخش فنائیان، ایرج راد، داود فتحعلی‌بیگی، حمیدرضا نعیمی، کوروش نریمانی، حسین پاکدل، هادی مرزبان، اصغر همت، مریم معترف، حسین کیانی، فرزانه کابلی، حمیدرضا آذرنگ، ایوب آقاخانی، مسعود دلخواه، جلیل فرجاد، شکرخدا گودرزی، بهروز بقایی، سیروس همتی، رضا فیاضی، حسین مسافرآستانه، افسانه ماهیان، شهرام زرگر، نصرالله قادری، سیدحسین فدایی‌حسین، مهرداد کوروش‌نیا، میرطاهر مظلومی، سعید داخ، فرهاد قائمیان، سیدجواد طاهری، ندا ثابتی، شهرام گیل‌آبادی، زهرا صبری، محمد شهنی دشت‌گلی، رحمت امینی، ارمغان بهداروند، احمد کاوری، کوروش سلیمانی، حسین پارسایی، خیرالله تقیانی‌پور، علی سلیمانی‌سرنسری، گیتی قاسمی، مهدی بهداروند، احمد سلیمانی، بهزاد صدیقی، ابراهیم گله‌دارزاده، حجت‌الله سبزی، هواس پلوک، محمدرضا زندی، محمدرضا آزاد، رضا میرمعنوی، فقیهه سلطانی، اعظم بروجردی، سروش طاهری، محمدهادی عطایی، بهزاد صدیقی، نازیلا نوریشاد، زهره بهروزی‌نیا، خیام وقارکاشانی، انوش معظمی، حسن عابدی، حجت علیخانی، فرزان دلفانی، مهدی صفاری‌نژاد، ابراهیم حسینی، امیر فخرموسوی، محمد یاقوت‌پور، کریم اکبری‌مبارکه، احمد رجب‌پور تبریزی، احمد افتخاری، علی یعقوب‌زاده، محمد یوسفی‌زاده، جواد سرخه، رضا صمدپور، سیامک زمردی‌مطلق، مهدی آشنا، سیدجواد روشن، رضا بهشتی، محمد ترابی، شهاب راحله، سهیلا جوادی، علی برجی، کیانوش احمدی، محسن سلیمانی‌فارسانی، شیرزاد عسگری، میثم سرآبادانی، داود نامور، نوید جعفری، کوروش سلمانی‌دهباز، نسیم کشن‌فلاح، مسعود ملکوتی‌نیا، کیوان پورمحمدتقی، میلاد اکبرنژاد، سامان حیدریان، حسین نادری، محمدرضا زبرجدی، علی دانش‌اردبیلی، غلامرضا رحیمیان، فضل‌الله عمرانی، شهلا شفیعی، علیرضا غفاری، امین اکبری‌نسب، هاشم پورمحمدی، مرتضی اسدی‌مرام، سعید ذبیحی، مهدی اسدی‌تبار، انوش نصرماسوله، علی حاج‌علی‌عسگری، امیر کرم، صیاد خالیگران، پوریا جلالی، مهدی ادیبی، منصور میخ‌بر، پرستو قیطرانی، سعید جمشیدی، حسین نورایی، علیرضا درویش‌نژاد، علی‌اکبر پشم‌فروش، اصغر خسروآبادی، سینا دلشادی، رضا بنفشه‌خواه، اورنگ نارکی، مسلم نارکی، ساسان شکوریان، حسین عباس‌زاده، مجتبی راوش، هادی افسر، امیر صادقی، ادیب کاغذدست، جواد صداقت، الهام ابنی، اورانوس شرافت، سیداسماعیل سخایی، سیدمحمدحسن ربیعی، غلامرضا عبدالله‌زاده، غزل بویری، فرحناز قجابگلی، شکیبا بویری، خدیجه مویسات، سمیه تمیمی‌زاده، رقیه ارشادی، علی فتوحی و…

    اسامی برخی از نهادهای امضاکننده بیانیه فوق نیز به این شرح است:

    مدیران و کارکنان اداره‌کل هنرهای نمایشی، خانه تئاتر، روسای انجمن هنرهای نمایشی سراسر کشور، مدیران و کارکنان حوزه هنری، انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، مدیران و کارکنان مجموعه تئاتر مولوی، مدیران و کارکنان مدیریت تئاتر سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، دبیرخانه سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، دبیرخانه هجدهمین جشنواره بین‌المللی نمایش عروسکی تهران- مبارک، کارکنان درگاه تخصصی هنرهای نمایشی ایران (ایران تئاتر) و …

  • «امتحان» روایتی مستند از یک سوال ۳۸ ساله/ چالش نخست وزیر

    «امتحان» روایتی مستند از یک سوال ۳۸ ساله/ چالش نخست وزیر

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه مستند، مستند «امتحان» با محوریت پاسخ به ۲ سوال بدون پاسخ تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی ایران ساخته شده است و می‌کوشد در قالب ارائه اسناد و مستندات تاریخی به این پرسش پاسخ دهد که آیا در دهه ۶۰ میان امام خمینی (ره) و آیت‌الله خامنه‌ای رئیس جمهور وقت بر سر انتخاب نخست وزیر اختلاف‌ نظر وجود داشت؟

    مستند «امتحان» در واقع پاسخی تصویری به مستند «خط و نشان رهبری» که توسط شبکه بی بی سی تولید شده، است. چرا که اتفاقات دهه ۶۰ به گونه‌ای تحریف‌ شده بیان می‌شود. در مستند «امتحان» به ۲ حادثه تاریخیِ مربوط به دوران ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای در دهه ۱۳۶۰ پرداخته می‌شود. اولین چالشی که در این دوران مطرح می‌شود، انتخاب نخست وزیر است که با مشکلات و حواشی فراوانی همراه است و دومین موضوعی که در مستند «امتحان» به آن پرداخته شده نماز جمعه مقام معظم رهبری در سال ۱۳۶۶ و اتفاقات حول آن است.

    مراحل تحقیق و پژوهش مستند «امتحان» به دلیل استواری ساختار آن برپایه مستندات تاریخی یک سال به طول انجامیده است. این مستند در سال ۱۳۹۶ کلید خورد و نهایتا پس از ۲ سال مهرماه ۱۳۹۸ آماده نمایش شد.

    مستند «امتحان» تولید شده در خانه مستند و محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است که در قالب یک اثر ۶۵ دقیقه‌ای به تهیه کنندگی مهدی مطهر تولید شده است و روز دوشنبه ۱۶ دی ماه برای اولین بار در دهمین جشنواره مردمی فیلم «عمار» به نمایش در خواهد آمد.

  • رستمی دیگر به شاهنامه شد/ سپاه سلحشوران بدون سردار نمی‌ماند

    رستمی دیگر به شاهنامه شد/ سپاه سلحشوران بدون سردار نمی‌ماند

    به گزارش خبرنگار مهر، علی اکبر عبدالعلی‌زاده روزنامه نگار و منتقد سینما همزمان با آیین تشییع پیکر شهید سردار قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس دلنوشته‌ای را منتشر کرد.

    در این یادداشت آمده است:

    در عصر انفجار اطلاعات، ما مردمی هستیم که همچنان با اسطوره‌هایمان هم‌نفسیم. با آن‌ها و با تمام خصلت‌های‌شان در ساحت «ایرانی بودن» زندگی می‌کنیم. با «یل»های همیشه حاضر قبیله آزادگان، با سلحشوران مکرر تاریخ که از ازل، در دوردست تاریخ، تا ابد؛ در ناکجای زمان پیش‌رو با آن‌ها زیسته‌ایم.

    حالا، درست وسط معرکه دهکده جهانی، به پشت‌گرمی اسطوره‌های همیشه زنده‌مان رخ‌دررخ کدخدای سلطه، قد علم کرده‌ایم و مثل همه دوارن‌های تمدن بشری، امید ستمدیدگان شده‌ایم؛ از ملت غرب آسیا و شبه جزیره هند، تا دل اروپا و آفریقا وامریکا و…

    تاریخ اسلام در آغاز امامت، یک مالک اشتر دارد و تاریخ معاصر ایران اسلامی در دوران شکوه دوباره‌اش مانند تمام اعصار سلحشوری، «مالک‌ها» به همراه دارد. خیل فرماندهان ناشناخته‌ای که در دنیای سایه‌ها برای گسترش نور، شب را به روز می‌رسانند. همان‌ها که دشمن را وحشت‌زده می‌کنند؛ پهلوانان روزگار نو که حتی یک مصاحبه در رسانه‌ها و مویی از خودپرستی بر بدن ندارند. برای همین دشمن آن‌ها را فرماندهان خاکستری می‌خواند و می‌داند یک به یک سرسپرده علمدار کربلا در صف شهادت ایستاده‌اند.

    بامدادان از میان سپاه سپیدجامگان، رستمی دیگر به «شاهنامه» شد.

    این‌بار یلی از کرمان از واقعیت به خیال جاودانه جهان ایرانی کوچ کرد. درست در زمانی که مردمان در خواب آرام بودند. هر سلحشور، که به نور می‌پیوندد، جان ملتی پر می‌کشد و چشم امتی از غم به خون می‌نشیند. اما دل قوی‌دار که سپیدجامگان صف به صف؛ آموخته مکتب عاشقان و تلمذ کرده سردار دل‌ها، جان بر کف، پای امنیت و صلابت و غرور و سربلندی امتی ایستاده‌اند.

    امروز و همیشه، سپاه جان برکفان همراه امت مقاومت، در سراسر دنیا زمزمه می‌کنند: «شهادتت مبارک مرد خدا. سفرت به نور پیروز، سردار جاویدان حقیقت. دست علمداریت را تا ابد تاریخ، به دوش می‌کشیم.»

  • نمایش «زخم مدینه» به صحنه می‌رود

    نمایش «زخم مدینه» به صحنه می‌رود

    به گزارش خبرگزاری مهر، نمایش «زخم مدینه» که به زندگی و شهادت حضرت زهرا (س) می پردازد، با نویسندگی مهدی متوسلی و کارگردانی عبدالرضا کیهانی از ۱۹ دی تا ۶ بهمن، ساعت ۱۹:۳۰ در مجموعه فرهنگی ایوان شمس اجرا می شود.

    این اثر نمایشی اولین بار در ایام فاطمیه سال ۱۳۷۲ به مدت ۱۰ شب در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به صحنه رفت.

    «زخم مدینه» کاری از مؤسسه فرهنگی «فدک» به همت معاونت اجتماعی شهرداری تهران و برج میلاد تهران روی صحنه می رود.

    در اجراهای گذشته «زخم مدینه» چهره ها و هنرمندانی همچون شهید محمدجواد حسن زاده، زنده یاد انوشیروان ارجمند و زنده یاد ولی الله مؤمنی به ایفای نقش پرداخته بودند.

    به زودی اطلاعات مربوط به بازیگران و عوامل اجرای جدید نمایش «زخم مدینه» اعلام می شود.

    رزرو و هماهنگی جهت تهیه بلیت این اثر نمایشی از طریق شماره تلفن های ۱۳-۶۶۴۸۵۳۱۲ امکانپذیر است.

  • معرفی داوران بخش مسابقه نمایشنامه نویسی جشنواره تئاتر رادی

    معرفی داوران بخش مسابقه نمایشنامه نویسی جشنواره تئاتر رادی

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از امور ارتباطات رسانه ای و روابط عمومی دومین جشنواره تئاتر اکبر رادی، با حکم بهزاد صدیقی دبیر دومین جشنواره تئاتر اکبر رادی، اعضای گروه داوری بخش مسابقه نمایشنامه نویسی متشکل از محمد چرمشیر، علی عابدی و مهدی کوشکی انتخاب و معرفی شدند.

    محمد چرمشیر نمایشنامه نویس و مدرس تئاتر و دانش آموخته رشته ادبیات نمایشی از دانشگاه تهران است که نگارش بیش از یکصد نمایشنامه را در کارنامه کاری خود دارد. وی پنجاه و چهار نمایشنامه چاپ شده دارد و نمایشنامه‌هایش به زبان‌های انگلیسی آلمانی و فرانسوی ترجمه و در کشورهای ایران، آلمان، انگلستان، فرانسه، سوئد، ایتالیا و آمریکا اجرا شده‌اند.

    علی عابدی دانش آموخته رشته بازیگری از دانشکده سینما تئاتر، نمایشنامه نویس، بازیگر و کارگردان تئاتر است و درکارنامه هنری خود نویسندگی و کارگردانی نمایش های متعددی را بر عهده داشته و توانسته جوایزی را هم از جشنواره های مختلف دریافت کند.

    مهدی کوشکی نمایشنامه نویس، کارگردان و بازیگر تئاتر و سینما و دانش آموخته رشته ادبیات نمایشی از دانشکده سینما تئاتر است. نگارش بازی و کارگردانی نمایش های مختلف از جمله فعالیت های مهدی کوشکی محسوب می شود.

    بخش نمایشنامه نویسی دومین دوره جشنواره تئاتر اکبر رادی به صورت رقابتی برگزار و آثار برگزیده گروه داوران این بخش در آیین پایانی معرفی می شوند. جوایز این بخش شامل نشان اکبر رادی، دیپلم افتخار و لوح سپاس است. همچنین اثر برگزیده گروه داوران برای انتشار به یکی از ناشران معتبر معرفی و به چاپ خواهد رسید.

    دومین جشنواره تئاتر اکبر رادی از ۲۵ دی ماه سال جاری به مدت چهار روز با دبیری بهزاد صدیقی با همکاری اداره کل هنرهای نمایشی و مشارکت شورای اسلامی شهر تهران و معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران و با حمایت فرهنگسرای سرو، اداره کل هنرهای نمایشی رادیو (رادیو نمایش) و شرکت تبلیغاتی جارچی در تهران برگزار می شود.

  • تغییر زمان مراسم تشییع زنده یاد شهلا ریاحی

    تغییر زمان مراسم تشییع زنده یاد شهلا ریاحی

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خانه سینما، مراسم تشییع زنده یاد شهلا ریاحی ساعت ۹:۳۰ صبح روز یکشنبه ۱۵ دی‌ماه از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) برگزار خواهد شد.

    ضمنا مراسم یادبود شهلا ریاحی، روز پنجشنبه ۱۹ دی‌ماه از ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰ در مسجد جامع شهرک غرب برگزار می‌شود.

    متن تسلیت انجمن بازیگران سینمای ایران به شرح زیر است:

    «بازگشت همه به سوی اوست

     بازیگر پیشکسوت و ستاره ماندگار تاریخ سینمای ایران بانو شهلا ریاحی، بعد از تحمل دوران طولانی و تلخ بیماری از میان ما رفت و به آرامش بیکران و جاودان پیوست.

    با اندوهی فراوان درگذشت این هنرمند محبوب و نخستین کارگردان زن  سینمای کشورمان را به حضور هموطنان عزیز، خانواده محترم ایشان و تمامی همکاران و سینماگران گرامی تسلیت عرض می نماییم.

    شورای مرکزی انجمن بازیگران سینمای ایران»