برچسب: باراک اوباما

  • بدون رفع تحریم‌ها، برجام برای ما هیچ ارزشی ندارد

    بدون رفع تحریم‌ها، برجام برای ما هیچ ارزشی ندارد

    به گزارش خبرگزاری مهر، رهبر انقلاب در دیدار فرماندهان نیروی هوایی و پدافند ارتش (۹۹/۱۱/۱۹) درباره سیاست جمهوری اسلامی در مورد برجام فرمودند: «آن طرفی که حق دارد برای ادامه کار برجام شرط معیّن کند ایران است. علّت هم این است که ایران از اوّل به تمام تعهّدات برجامی خودش عمل کرد، جمهوری اسلامی به تمامی تعهّدات برجامی عمل کرد؛ آنها نقض کردند. ما حق داریم برای ادامه برجام شرط بگذاریم و این شرط را هم گذاشتیم و گفتیم و هیچکس هم از آن عدول نخواهد کرد؛ و آن این است که اگر می‌خواهند ایران به تعهّدات برجامی -که چند تعهّد آن را لغو کرده- برگردد، باید آمریکا تحریم‌ها را کلّاً لغو بکند؛ آن هم نه به زبان و روی کاغذ که بگوید لغو کردیم؛ نه، بایستی در عمل تحریم‌ها را لغو کنند و ما راستی‌آزمایی کنیم و احساس کنیم که درست تحریم‌ها لغو شده، آن وقت ما هم به این تعهّدات برجامی برمی گردیم؛ این سیاست قطعی جمهوری اسلامی است و مورد اتّفاق مسئولان کشور هم هست و از این سیاست بر نخواهیم گشت.»

    پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای در گفت وگو با سید عباس عراقچی معاون وزیر امور خارجه و عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران با کشورهای ۱+۵ به بررسی تحریم‌ها و برجام پرداخت.

    جناب‌عالی به‌عنوان یکی از مسئولین ارشد وزارت خارجه و عضو تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای، موضع قطعی جمهوری اسلامی درخصوص تحریم‌ها و برجام را برای رؤسا و مسئولین حوزه‌های وزارت خارجه سایر کشورها چگونه تبیین و تشریح می‌کنید؟

    درخصوص برجام و بازگشت آمریکا به برجام، آنچه که برای ما اهمیت دارد، تعهداتی است که این کشورها در برجام به‌طور مشخص برای رفع تحریم‌ها داشته و دارند. برجام بر دو پایه قرار دارد؛ یک پایه اقدامات هسته‌ای ایران است که در یک دوره زمانی مشخص صورت می‌گیرد و دیگری تحریم‌های علیه ایران است که طرف مقابل باید برمی‌گرداند. طبیعتاً هر کدام از این دو پایه وجود نداشته باشد، برجام موضوعیت خودش را از دست می‌دهد. بنابراین، بازگشت آمریکا به برجام برای ما زمانی اهمیت دارد که منجر به رفع تحریم‌ها شود. وقتی می‌گوئیم رفع تحریم‌ها، منظور همه تحریم‌هایی است که هم در برجام پیش‌بینی شده و بعد از خروج آمریکا از برجام دوباره وضع شده و هم تحریم‌هایی که جدیداً وضع شده و عنوانش عوض شده است. این موضع کاملاً منطقی است. آنچه که ما الآن داریم در کاهش تعهداتمان انجام می‌دهیم، عکس‌العمل به اقداماتی است که آمریکا انجام داده است. بنابراین، اگر آمریکا می‌خواهد که به برجام برگردد و برجام دوباره شکل اصلی خودش را پیدا بکند، طبیعی است که آن‌ها باید برگردند و تحریم‌های خودشان را بردارند. همان‌طوری که رهبر معظم انقلاب هم فرمودند راستی‌آزمایی شود و ما مطمئن بشویم، بعد دوباره به تعهدات خودمان باز خواهیم گشت.

    در صحبت‌هایتان به انواع تحریم‌ها با عناوین جدید اشاره کردید که به ملت ایران تحمیل شده است. این تحریم‌ها چیست؟ تحریم‌های هسته‌ای و تحریم‌های بعد از خروج آمریکا از برجام به چه نحوی هستند؟ رهبر انقلاب گفتند که اگر آمریکایی‌ها بدون رفع تحریم‌ها بخواهند به برجام برگردند، ممکن است برای ما ضرر هم داشته باشد. این مسئله را هم برای ما تبیین کنید.

    ببینید اگر آمریکا بدون رفع تحریم‌ها بخواهد به برجام برگردد، اصلاً برای ما موضوعیتی ندارد. برجامی که رفع تحریم‌ها در آن نباشد، اصلاً برای ما هیچ ارزشی ندارد که آمریکا برگردد یا برنگردد. به‌طور طبیعی اگر آمریکا می‌خواهد دوباره عضوی از برجام باشد، این عضویت باید با همه تعهداتش باشد؛ یعنی وقتی عضویتش معنا پیدا می‌کند که به تعهدات خودش به‌عنوان یک عضو عمل بکند. اگر قرار باشد برگردد و به تعهداتش عمل نکند، از نظر ما اساساً برنگشته است و عضویتش محقق نشده است.

    امّا رفع تحریم‌ها شامل همه تحریم‌هایی است که اولاً در برجام پیش‌بینی شده و باید آمریکا برمی‌داشت، ثانیاً تحریم‌هایی است که بعد از خروج آمریکا از برجام جدیداً وضع شدند و ثالثاً تحریم‌هایی است که با ترفند حقوقی سعی کردند عناوینش را عوض کنند و شکل جدیدی بدهند. خب. می‌دانید در توافق برجام تمامی تحریم‌هایی که (تحریم‌های شورای امنیت، اتحادیه اروپا، آمریکا، دستورات اجرایی رئیس جمهور و قوانین کنگره) به‌خاطر برنامه هسته‌ای علیه ما وضع شده بود باید برداشته می‌شد. این قانون برجام است و در توافقنامه هم پیش‌بینی شده است. بنابراین، همه این تحریم‌ها باید برداشته شود؛ امّا بعد از خروج آمریکا از برجام یک‌سری تحریم‌های جدیدتری گذاشته شد که از نظر ما همه این تحریم‌ها مشمول همین خواهد شد و باید برداشته شود.

    بعضی از تحریم‌ها را هم سعی کردند که عنوان جدیدی بدهند که ربطی به هسته‌ای ندارد، بلکه به دلایل دیگری است که از نظر ما قابل پذیرش نیست؛ لذا معیار ما خیلی روشن است و باید وضعیت تحریم‌ها دقیقاً به ژانویه سال ۲۰۱۷ برگردد؛ یعنی هر تحریمی که در آن تاریخ نبوده، الآن هم نباید باشد. این معیار کاملاً روشنی است. اگر این چنین شد، بعد از راستی‌آزمایی، جمهوری اسلامی به تعهداتش برمی‌گردد.

    آمریکا در یک مقطعی از برجام به شکل موقت تحریم‌ها را رفع کرد، امّا نقض عهد کرد و بعد حتی تحریم‌ها را هم چند برابر کرد. اگر ما بخواهیم برای رفع تحریم‌ها راستی‌آزمایی کنیم، از جهت فنی، حقوقی و سیاسی چه اقداماتی را می‌توانیم انجام بدهیم که راستی‌آزمایی شکل بگیرد؟

    برای راستی‌آزمایی باید تأثیر رفع تحریم‌ها در عمل مشاهده شود. طبق برجام آن‌ها موظف‌اند تحریم‌های خودشان را رفع کنند، حالا بعضی از تحریم‌ها لغو و بعضی به‌دلیل ویژگی‌های فنی که دارد متوقف می‌شود و روی کاغذ انجام می‌شود؛ یعنی دستوری است که رئیس جمهوری امضا می‌کند که این یک بحث است؛

    امّا اینکه در عمل چه تأثیری می‌گذارد بحث بعدی است. آنچه که برای ما اهمیت دارد، تأثیر رفع تحریم‌هاست نه لزوماً رفع تحریم‌ها. رفع تحریم‌ها یک امضا روی کاغذ است، ولی تأثیر رفع تحریم‌ها در میدان اتفاق می‌افتد. برای ما مهم نیست که آمریکا امضا می‌کند که ایران بتواند نفت بفروشد یا تحریم خودش را بر نفت ایران برمی‌دارد یا متوقف می‌کند، بلکه مهم این است که نفت ما فروش برود و مشکلات مربوط به حمل‌ونقل، بیمه و همه‌ی مسائل جانبی‌اش حل بشود. در واقع نفت ما به دست خریدار برسد و مبلغش از طریق بانک به دست ما برسد. این تأثیر رفع تحریم‌هاست که در عمل باید خودش را نشان بدهد. اگر این پروسه اتفاق بیفتد، ما می‌توانیم بگوییم که تحریم‌ها واقعاً برداشته شده است.

    بعضی از تحریم‌ها هم در عمل آثار فوری دارند. مثلاً مبادلات بانکی سریع انجام می‌شود. اگر این چنین باشد، معلوم می‌شود که تحریم برداشته شده است؛ شرکت‌ها برای سرمایه‌گذاری مطالعاتی دارند و چند ماه باید مطالعه کنند و شریک ایرانی پیدا بکنند و به تفاهم و قرارداد برسند، بعد سرمایه‌شان منتقل شود.

    راستی‌آزمایی به‌لحاظ فنی، حقوقی، سیاسی و اقتصادی، کار آسانی نیست و ویژگی‌های خودش را دارد. بعضی از موارد احتیاج به زمان دارد و بعضی از موارد سریع‌تر انجام می‌شود؛ ولی ما باید آثار رفع تحریم‌ها را در عمل مشاهده کنیم تا مطمئن بشویم که تحریم‌ها برداشته شده است.

    با توجه به اینکه اشاره کردید برای ما آن چیزی که در عمل اتفاق می‌افتد مهم است، ولی آمریکایی‌ها حتی در دولت باراک اوباما هم عدم پایبندی به جسم و روح برجام را نشان دادند؛ یعنی اگرچه یک‌سری اقدامات شکلی یا موقت را داشتند، امّا همان موقع هم سعی می‌کردند در سرمایه‌گذاری شرکت‌های اقتصادی در ایران اختلال ایجاد کنند و شرکت‌های اروپایی را بترسانند. نظر شما در این‌باره چیست؟

    این یک واقعیتی است که آمریکایی‌ها به تحریم‌کردن معتاد شده‌اند؛ یعنی تحریم به ابزار اصلی‌شان در مراودات جهانی تبدیل شده است. فقط هم علیه ایران نیست، بلکه علیه همه به کار می‌گیرند. تحریم ابزاری در دست سیاست خارجی آمریکا برای رسیدن به اهدافش است و این ابزار را به آسانی از دست نمی‌دهد. آمریکایی‌ها در برجام قبول کردند که خیلی از تحریم‌ها برداشته شود. اما آمریکایی‌ها در عمل شروع به یک‌سری کارشکنی‌هایی کردند که مزایای استفاده‌ی ایران از برجام را حتی‌الامکان کم بکنند؛ حتی در دوره اوباما هم این اتفاق افتاد. اگر خاطرتان باشد اعمال ویزا علیه افرادی بود که به ایران سفر می‌کردند؛ یعنی تعدادی از کشورها با آمریکا قراردادی دارند که اتباع آن‌ها فکر می‌کنم تا نود روز می‌توانند بدون ویزا سفر کنند. کنگره یک قانونی تصویب کرد که اگر کسی به ایران رفته باشد، دیگر از این مزیت برخوردار نیست و باید ویزا بگیرد و به آمریکا برگردد. این اعمال تحریم در ظاهر علیه ایران نبود، بلکه در باطن ترساندن کسانی بود که برای همکاری‌های اقتصادی و تجاری می‌خواستند به ایران بیایند؛ چون می‌ترسیدند با آمدن به ایران و برای رفتن به آمریکا دیگر ویزا به آن‌ها ندهند.

    این کار در واقع کارشکنی و تحریم مخفی بود که با روح برجام تعارض داشت. با روح برجامی که قرار بود تحریم‌ها را بردارد و همکاری‌های تجاری و اقتصادی با ایران به حالت عادی برگردد. آن موقع ما همین بحث را مطرح کردیم و به اینکه آمریکا کارشکنی و موانع در راه اجرای دقیق رفع تحریم‌ها و عادی‌شدن همکاری‌های اقتصادی با ایران ایجاد می‌کند، اعتراض کردیم. این کار در دوره‌ی اوباما اتفاق افتاد و در دوره‌ی ترامپ هم همه چیز تمام شد. البته در مجموع بین دولت دموکرات یا جمهوری‌خواه خیلی فرقی نیست و تحریم به ابزاری در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است و کار اصولی و اساسی که ما باید انجام بدهیم، گرفتن این ابزار از دست آمریکاست.

    اخیراً مجلس و دولت در کاهش بخشی از تعهدات برجامی جمهوری اسلامی و شروع مجدد غنی‌سازی بیست درصد اقداماتی انجام دادند. یکی از موضوعاتی هم که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کردند بحث «تعهد در مقابل تعهد» و اقدامات متناظر است. به نظر شما این اقدامات چه کمکی می‌تواند به تیم دیپلماسی و تأمین منافع ملی ما بکند و ما از این ابزار قدرت به چه نحوی می‌توانیم استفاده کنیم؟

    کاهش تعهدات عین منافع ملی است و لزوماً برای اینکه ابزاری در دست مذاکره‌کنندگان باشد، نیست. منافع ملی ما اقتضا می‌کرد که این کار را انجام بدهیم. وقتی آمریکا از برجام خارج شد و تحریم‌های خودش را برگرداند، ما بنا به‌دلایلی تا یک سال صبر کردیم و به دیگر اعضای برجام فرصت دادیم که به قول‌های خودشان برای جبران نبودن آمریکا در برجام عمل کنند، ولی در راه‌حل‌های عملیاتی که قول داده بودند، ناتوان ماندند. بنابراین، منافع ملی ما اقتضا می‌کرد که ما تعهداتمان را در مقابل بازگشت مجدد تحریم‌ها کاهش بدهیم. برای ما ضمانت اجرای برجام این است که هر موقع احساس کردیم طرف مقابل تکالیف و تعهدات خودش را انجام نمی‌دهد، ما هم تعهدات خودمان را کنار بگذاریم.

    ماده‌ی ۳۶ برجام این اختیار را به ما می‌دهد که به‌صورت کلی یا جزئی تعهدات خودمان را کاهش بدهیم. ما هم از این سازوکار استفاده کردیم و تصمیم گرفتیم که تعهدات خودمان را پله‌پله کاهش بدهیم و در پنج مرحله به‌غیر از بحث نظارتی این کار را کردیم؛ یعنی در بحث‌های اجرایی ما همه‌ی تعهدات خودمان را در حوزه‌ی غنی‌سازی و غیره کنار گذاشتیم و فقط قسمت تعهدات نظارتی ما در برجام باقی مانده است که این هم طبق قانون مجلس، اگر خواسته‌های قانون برآورده نشود، متأثر می‌شود. به نظر من این کار عین منافع ملی بود و باید هم انجام می‌شد. الآن هم که آمریکا به بازگشت به برجام تمایل پیدا کرده، اگر ما این کار را انجام نمی‌دادیم، قطعاً در شرایط بسیار سختی قرار می‌گرفتیم و آمریکا در موضع زیاده‌طلبی‌اش باقی می‌ماند.

    منظورتان از بازگشت آمریکا، بازگشت به برجام به همراه رفع تحریم‌هاست؟

    ببینید وقتی ما می‌گوئیم بازگشت آمریکا؛ یعنی بازگشت به انجام تعهدات در برجام. اصلاً بازگشت آمریکا بدون رفع تحریم‌ها معنی و موضوعیت ندارد. بعضی‌ها فکر می‌کنند که ما به‌دنبال بازگشت آمریکا بدون رفع تحریم هستیم، اصلاً نمی‌شود این‌چنین تصور کرد. وقتی بازگشت آمریکا معنی پیدا می‌کند که تعهدات خودش را در برجام انجام داده باشد. همان تعهداتی که رفع تحریم‌هاست و باید انجام بدهد.

    ممکن است آمریکایی‌ها بخواهند به اقدامات صوری دست بزنند. مثلاً تحریم بعضی از اشخاص را بردارند و بگویند ما تحریم‌ها را برداشتیم یا بعضی از امتیازات مالی را دوباره به جمهوری اسلامی بدهند و بعضی‌ها خیال کنند که تحریم‌ها رفع شده است. آیا شما چنین احتمالی می‌دهید؟

    احتمالش هست. آن‌طوری که ما مطلع هستیم، آمریکا هنوز به سیاست جدیدش در رابطه با ایران نرسیده و موضعی اعلام نکرده است. بایدن هم که هفته پیش در وزارت امور خارجه در مورد ایران صحبت کرد، حرفی نزد. بنابراین، به نظر می‌رسد که آن‌ها هنوز به جمع‌بندی نرسیدند که چگونه می‌خواهند رفتار کنند. ممکن است که به چنین تعابیری که شما فرمودید برسند.

    با توجه به سابقه بدعهدی‌های آمریکا و عدم انجام تعهدات اروپایی‌ها، خساراتی در این مدت به جمهوری اسلامی و مردم وارد شد. اساساً وزارت خارجه چه برنامه و رویکردی برای مطالبه‌گری این خسارات خصوصاً از نظر اقتصادی دارد؟

    بحث خساراتی که مربوط به برجام است، در مذاکرات آتی یک بحث جدی خواهد بود. به این مورد خواهیم پرداخت. کمیسیون مشترک برجام مسائل پیش آمده را بررسی می‌کند و ما حتماً این دو موضوع خسارات و سوءاستفاده آمریکا از سازوکار اسنپ بک را در کمیسیون پیگیری خواهیم کرد. سازوکار حل اختلاف در برجام به اسنپ بک مشهور است و آمریکایی‌ها سعی کردند از این سازوکار در شورای امنیت سوءاستفاده کنند که شورای امنیت، کشورهای عضو برجام و جامعه‌ی بین‌الملل جلویش ایستاد و اجازه نداد که آمریکا در این کار موفق شود؛ ولی باید تضمینی وجود داشته باشد که آمریکا بعداً از این مکانیسم سوءاستفاده‌ای نخواهد کرد.

    یک نکته‌ای که در صحبت‌های شما هم بود، ما باید سیاست اصولی‌مان را بر بی‌اثرسازی تحریم‌ها قرار بدهیم. رهبر انقلاب هم تأکید کردند که این سیاست بر مسئله رفع تحریم اولویت دارد، به‌خاطر اینکه خنثی‌سازی تحریم‌ها به خود ما برمی‌گردد و در اختیارمان است و رفع تحریم به دیگران برمی‌گردد. به نظر شما اقدامات ما برای اولویت‌دادن به این سیاست چه باید باشد؟

    آنچه که رهبر معظم انقلاب به عنوان سیاست اصولی فرمودند، خنثی‌سازی تحریم‌هاست، و اینکه ما از رفع تحریم‌ها استقبال می‌کنیم و اگر بردارند، یک ساعت را هم تلف نمی‌کنیم. یک چنین تعبیری فرمودند. ما در وزارت امور خارجه موظف هستیم که سیاست رفع تحریم‌ها را دنبال کنیم؛ نیافتد. در حالت ایده‌آل اقتصاد ما باید به چنین نقطه‌ای برسد. اقتصادی که در مقابل فشارهای خارجی اعم از تحریم و بحران‌های مالی بین‌المللی مقاوم باشد. از نظر بنده خنثی‌سازی از دو مسیر محقق می‌شود. البته فقط وظیفه‌ی وزارت امور خارجه نیست و وظیفه‌ی مجموعه‌ی نظام است. یکی استفاده از توانمندی‌های داخلی کشور و تقویت‌کردن و شکوفاکردن توانمندی‌های داخلی کشور است در همین رابطه ایجاد علقه‌ها و گره‌های اقتصادی راهبردی با کشورهای همسایه و پیرامونی به‌گونه‌ای که جنبه‌ی بازدارندگی در برابر تحریم ایجاد کند هم راهگشا خواهد بود. وقتی پروژه‌های قوی اقتصادی با کشورهای دیگر داشته باشیم، خودبه‌خود این کشورها مدافع رفع تحریم‌ها علیه شما خواهند شد. یک نمونه‌اش را من مثال بزنم. ما با کشور عراق پروژه‌ای داریم و برق این کشور را تأمین می‌کنیم. وقتی تحریم‌های آمریکا برقرار شد، آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیدند که نمی‌توانند مانع شوند و ناچاراً صادرات برق ایران به عراق را مستثناء کردند. مثال دیگرش بندر چابهار است. آمریکایی‌ها به‌خاطر سرمایه‌گذاری هندی‌ها ناچار شدند که پروژه‌ی چابهار را از تحریم‌ها مستثناء کنند. ما باید از مزیت‌های ترانزیتی، انرژی و جغرافیایی خود استفاده کنیم و گره‌های محکم اقتصادی را در منطقه برقرار کنیم.

    در این سال‌هایی که در سطوح ارشد دیپلماسی و مذاکرات حضور داشتید، طبیعتاً رفت‌وبرگشت‌ها و تعاملاتی با رهبر انقلاب داشتید. اگر خاطره یا روایتی از توصیه‌ها، نکات و حمایت‌های ایشان از تیم دیپلماسی و نگاه ایشان به موضوع مذاکره و تعامل با دنیا دارید بفرمائید؟

    مهم‌ترین و شیرین‌ترین خاطره من از حمایت‌هایی است که رهبر معظم انقلاب در طول دوران مذاکرات داشتند. ایشان هیچ‌گاه نسبت به مذاکره و نیت طرف‌های مقابل خوش‌بین نبودند و از روز با بدبینی و عدم اعتماد نسبت به طرف مقابل مذاکره کنید و ما هم روی همین مسیر حرکت کردیم، ولی در عین حال همیشه از نفس مذاکره و تیم مذاکره‌کننده حمایت کردند. رهبر انقلاب در طول مذاکرات، به اصول کلی، خطوط قرمز و کلیات مذاکرات اشراف داشتند و رهبری می‌کردند، ولی در جزئیات دخالتی نداشتند و خودشان هم بارها فرمودند.

     

    اخبار سیاسی |

  • بدون رفع تحریم‌ها، برجام برای ما هیچ ارزشی ندارد

    بدون رفع تحریم‌ها، برجام برای ما هیچ ارزشی ندارد

    به گزارش خبرگزاری مهر، رهبر انقلاب در دیدار فرماندهان نیروی هوایی و پدافند ارتش (۹۹/۱۱/۱۹) درباره سیاست جمهوری اسلامی در مورد برجام فرمودند: «آن طرفی که حق دارد برای ادامه کار برجام شرط معیّن کند ایران است. علّت هم این است که ایران از اوّل به تمام تعهّدات برجامی خودش عمل کرد، جمهوری اسلامی به تمامی تعهّدات برجامی عمل کرد؛ آنها نقض کردند. ما حق داریم برای ادامه برجام شرط بگذاریم و این شرط را هم گذاشتیم و گفتیم و هیچکس هم از آن عدول نخواهد کرد؛ و آن این است که اگر می‌خواهند ایران به تعهّدات برجامی -که چند تعهّد آن را لغو کرده- برگردد، باید آمریکا تحریم‌ها را کلّاً لغو بکند؛ آن هم نه به زبان و روی کاغذ که بگوید لغو کردیم؛ نه، بایستی در عمل تحریم‌ها را لغو کنند و ما راستی‌آزمایی کنیم و احساس کنیم که درست تحریم‌ها لغو شده، آن وقت ما هم به این تعهّدات برجامی برمی گردیم؛ این سیاست قطعی جمهوری اسلامی است و مورد اتّفاق مسئولان کشور هم هست و از این سیاست بر نخواهیم گشت.»

    پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای در گفت وگو با سید عباس عراقچی معاون وزیر امور خارجه و عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران با کشورهای ۱+۵ به بررسی تحریم‌ها و برجام پرداخت.

    جناب‌عالی به‌عنوان یکی از مسئولین ارشد وزارت خارجه و عضو تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای، موضع قطعی جمهوری اسلامی درخصوص تحریم‌ها و برجام را برای رؤسا و مسئولین حوزه‌های وزارت خارجه سایر کشورها چگونه تبیین و تشریح می‌کنید؟

    درخصوص برجام و بازگشت آمریکا به برجام، آنچه که برای ما اهمیت دارد، تعهداتی است که این کشورها در برجام به‌طور مشخص برای رفع تحریم‌ها داشته و دارند. برجام بر دو پایه قرار دارد؛ یک پایه اقدامات هسته‌ای ایران است که در یک دوره زمانی مشخص صورت می‌گیرد و دیگری تحریم‌های علیه ایران است که طرف مقابل باید برمی‌گرداند. طبیعتاً هر کدام از این دو پایه وجود نداشته باشد، برجام موضوعیت خودش را از دست می‌دهد. بنابراین، بازگشت آمریکا به برجام برای ما زمانی اهمیت دارد که منجر به رفع تحریم‌ها شود. وقتی می‌گوئیم رفع تحریم‌ها، منظور همه تحریم‌هایی است که هم در برجام پیش‌بینی شده و بعد از خروج آمریکا از برجام دوباره وضع شده و هم تحریم‌هایی که جدیداً وضع شده و عنوانش عوض شده است. این موضع کاملاً منطقی است. آنچه که ما الآن داریم در کاهش تعهداتمان انجام می‌دهیم، عکس‌العمل به اقداماتی است که آمریکا انجام داده است. بنابراین، اگر آمریکا می‌خواهد که به برجام برگردد و برجام دوباره شکل اصلی خودش را پیدا بکند، طبیعی است که آن‌ها باید برگردند و تحریم‌های خودشان را بردارند. همان‌طوری که رهبر معظم انقلاب هم فرمودند راستی‌آزمایی شود و ما مطمئن بشویم، بعد دوباره به تعهدات خودمان باز خواهیم گشت.

    در صحبت‌هایتان به انواع تحریم‌ها با عناوین جدید اشاره کردید که به ملت ایران تحمیل شده است. این تحریم‌ها چیست؟ تحریم‌های هسته‌ای و تحریم‌های بعد از خروج آمریکا از برجام به چه نحوی هستند؟ رهبر انقلاب گفتند که اگر آمریکایی‌ها بدون رفع تحریم‌ها بخواهند به برجام برگردند، ممکن است برای ما ضرر هم داشته باشد. این مسئله را هم برای ما تبیین کنید.

    ببینید اگر آمریکا بدون رفع تحریم‌ها بخواهد به برجام برگردد، اصلاً برای ما موضوعیتی ندارد. برجامی که رفع تحریم‌ها در آن نباشد، اصلاً برای ما هیچ ارزشی ندارد که آمریکا برگردد یا برنگردد. به‌طور طبیعی اگر آمریکا می‌خواهد دوباره عضوی از برجام باشد، این عضویت باید با همه تعهداتش باشد؛ یعنی وقتی عضویتش معنا پیدا می‌کند که به تعهدات خودش به‌عنوان یک عضو عمل بکند. اگر قرار باشد برگردد و به تعهداتش عمل نکند، از نظر ما اساساً برنگشته است و عضویتش محقق نشده است.

    امّا رفع تحریم‌ها شامل همه تحریم‌هایی است که اولاً در برجام پیش‌بینی شده و باید آمریکا برمی‌داشت، ثانیاً تحریم‌هایی است که بعد از خروج آمریکا از برجام جدیداً وضع شدند و ثالثاً تحریم‌هایی است که با ترفند حقوقی سعی کردند عناوینش را عوض کنند و شکل جدیدی بدهند. خب. می‌دانید در توافق برجام تمامی تحریم‌هایی که (تحریم‌های شورای امنیت، اتحادیه اروپا، آمریکا، دستورات اجرایی رئیس جمهور و قوانین کنگره) به‌خاطر برنامه هسته‌ای علیه ما وضع شده بود باید برداشته می‌شد. این قانون برجام است و در توافقنامه هم پیش‌بینی شده است. بنابراین، همه این تحریم‌ها باید برداشته شود؛ امّا بعد از خروج آمریکا از برجام یک‌سری تحریم‌های جدیدتری گذاشته شد که از نظر ما همه این تحریم‌ها مشمول همین خواهد شد و باید برداشته شود.

    بعضی از تحریم‌ها را هم سعی کردند که عنوان جدیدی بدهند که ربطی به هسته‌ای ندارد، بلکه به دلایل دیگری است که از نظر ما قابل پذیرش نیست؛ لذا معیار ما خیلی روشن است و باید وضعیت تحریم‌ها دقیقاً به ژانویه سال ۲۰۱۷ برگردد؛ یعنی هر تحریمی که در آن تاریخ نبوده، الآن هم نباید باشد. این معیار کاملاً روشنی است. اگر این چنین شد، بعد از راستی‌آزمایی، جمهوری اسلامی به تعهداتش برمی‌گردد.

    آمریکا در یک مقطعی از برجام به شکل موقت تحریم‌ها را رفع کرد، امّا نقض عهد کرد و بعد حتی تحریم‌ها را هم چند برابر کرد. اگر ما بخواهیم برای رفع تحریم‌ها راستی‌آزمایی کنیم، از جهت فنی، حقوقی و سیاسی چه اقداماتی را می‌توانیم انجام بدهیم که راستی‌آزمایی شکل بگیرد؟

    برای راستی‌آزمایی باید تأثیر رفع تحریم‌ها در عمل مشاهده شود. طبق برجام آن‌ها موظف‌اند تحریم‌های خودشان را رفع کنند، حالا بعضی از تحریم‌ها لغو و بعضی به‌دلیل ویژگی‌های فنی که دارد متوقف می‌شود و روی کاغذ انجام می‌شود؛ یعنی دستوری است که رئیس جمهوری امضا می‌کند که این یک بحث است؛

    امّا اینکه در عمل چه تأثیری می‌گذارد بحث بعدی است. آنچه که برای ما اهمیت دارد، تأثیر رفع تحریم‌هاست نه لزوماً رفع تحریم‌ها. رفع تحریم‌ها یک امضا روی کاغذ است، ولی تأثیر رفع تحریم‌ها در میدان اتفاق می‌افتد. برای ما مهم نیست که آمریکا امضا می‌کند که ایران بتواند نفت بفروشد یا تحریم خودش را بر نفت ایران برمی‌دارد یا متوقف می‌کند، بلکه مهم این است که نفت ما فروش برود و مشکلات مربوط به حمل‌ونقل، بیمه و همه‌ی مسائل جانبی‌اش حل بشود. در واقع نفت ما به دست خریدار برسد و مبلغش از طریق بانک به دست ما برسد. این تأثیر رفع تحریم‌هاست که در عمل باید خودش را نشان بدهد. اگر این پروسه اتفاق بیفتد، ما می‌توانیم بگوییم که تحریم‌ها واقعاً برداشته شده است.

    بعضی از تحریم‌ها هم در عمل آثار فوری دارند. مثلاً مبادلات بانکی سریع انجام می‌شود. اگر این چنین باشد، معلوم می‌شود که تحریم برداشته شده است؛ شرکت‌ها برای سرمایه‌گذاری مطالعاتی دارند و چند ماه باید مطالعه کنند و شریک ایرانی پیدا بکنند و به تفاهم و قرارداد برسند، بعد سرمایه‌شان منتقل شود.

    راستی‌آزمایی به‌لحاظ فنی، حقوقی، سیاسی و اقتصادی، کار آسانی نیست و ویژگی‌های خودش را دارد. بعضی از موارد احتیاج به زمان دارد و بعضی از موارد سریع‌تر انجام می‌شود؛ ولی ما باید آثار رفع تحریم‌ها را در عمل مشاهده کنیم تا مطمئن بشویم که تحریم‌ها برداشته شده است.

    با توجه به اینکه اشاره کردید برای ما آن چیزی که در عمل اتفاق می‌افتد مهم است، ولی آمریکایی‌ها حتی در دولت باراک اوباما هم عدم پایبندی به جسم و روح برجام را نشان دادند؛ یعنی اگرچه یک‌سری اقدامات شکلی یا موقت را داشتند، امّا همان موقع هم سعی می‌کردند در سرمایه‌گذاری شرکت‌های اقتصادی در ایران اختلال ایجاد کنند و شرکت‌های اروپایی را بترسانند. نظر شما در این‌باره چیست؟

    این یک واقعیتی است که آمریکایی‌ها به تحریم‌کردن معتاد شده‌اند؛ یعنی تحریم به ابزار اصلی‌شان در مراودات جهانی تبدیل شده است. فقط هم علیه ایران نیست، بلکه علیه همه به کار می‌گیرند. تحریم ابزاری در دست سیاست خارجی آمریکا برای رسیدن به اهدافش است و این ابزار را به آسانی از دست نمی‌دهد. آمریکایی‌ها در برجام قبول کردند که خیلی از تحریم‌ها برداشته شود. اما آمریکایی‌ها در عمل شروع به یک‌سری کارشکنی‌هایی کردند که مزایای استفاده‌ی ایران از برجام را حتی‌الامکان کم بکنند؛ حتی در دوره اوباما هم این اتفاق افتاد. اگر خاطرتان باشد اعمال ویزا علیه افرادی بود که به ایران سفر می‌کردند؛ یعنی تعدادی از کشورها با آمریکا قراردادی دارند که اتباع آن‌ها فکر می‌کنم تا نود روز می‌توانند بدون ویزا سفر کنند. کنگره یک قانونی تصویب کرد که اگر کسی به ایران رفته باشد، دیگر از این مزیت برخوردار نیست و باید ویزا بگیرد و به آمریکا برگردد. این اعمال تحریم در ظاهر علیه ایران نبود، بلکه در باطن ترساندن کسانی بود که برای همکاری‌های اقتصادی و تجاری می‌خواستند به ایران بیایند؛ چون می‌ترسیدند با آمدن به ایران و برای رفتن به آمریکا دیگر ویزا به آن‌ها ندهند.

    این کار در واقع کارشکنی و تحریم مخفی بود که با روح برجام تعارض داشت. با روح برجامی که قرار بود تحریم‌ها را بردارد و همکاری‌های تجاری و اقتصادی با ایران به حالت عادی برگردد. آن موقع ما همین بحث را مطرح کردیم و به اینکه آمریکا کارشکنی و موانع در راه اجرای دقیق رفع تحریم‌ها و عادی‌شدن همکاری‌های اقتصادی با ایران ایجاد می‌کند، اعتراض کردیم. این کار در دوره‌ی اوباما اتفاق افتاد و در دوره‌ی ترامپ هم همه چیز تمام شد. البته در مجموع بین دولت دموکرات یا جمهوری‌خواه خیلی فرقی نیست و تحریم به ابزاری در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است و کار اصولی و اساسی که ما باید انجام بدهیم، گرفتن این ابزار از دست آمریکاست.

    اخیراً مجلس و دولت در کاهش بخشی از تعهدات برجامی جمهوری اسلامی و شروع مجدد غنی‌سازی بیست درصد اقداماتی انجام دادند. یکی از موضوعاتی هم که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کردند بحث «تعهد در مقابل تعهد» و اقدامات متناظر است. به نظر شما این اقدامات چه کمکی می‌تواند به تیم دیپلماسی و تأمین منافع ملی ما بکند و ما از این ابزار قدرت به چه نحوی می‌توانیم استفاده کنیم؟

    کاهش تعهدات عین منافع ملی است و لزوماً برای اینکه ابزاری در دست مذاکره‌کنندگان باشد، نیست. منافع ملی ما اقتضا می‌کرد که این کار را انجام بدهیم. وقتی آمریکا از برجام خارج شد و تحریم‌های خودش را برگرداند، ما بنا به‌دلایلی تا یک سال صبر کردیم و به دیگر اعضای برجام فرصت دادیم که به قول‌های خودشان برای جبران نبودن آمریکا در برجام عمل کنند، ولی در راه‌حل‌های عملیاتی که قول داده بودند، ناتوان ماندند. بنابراین، منافع ملی ما اقتضا می‌کرد که ما تعهداتمان را در مقابل بازگشت مجدد تحریم‌ها کاهش بدهیم. برای ما ضمانت اجرای برجام این است که هر موقع احساس کردیم طرف مقابل تکالیف و تعهدات خودش را انجام نمی‌دهد، ما هم تعهدات خودمان را کنار بگذاریم.

    ماده‌ی ۳۶ برجام این اختیار را به ما می‌دهد که به‌صورت کلی یا جزئی تعهدات خودمان را کاهش بدهیم. ما هم از این سازوکار استفاده کردیم و تصمیم گرفتیم که تعهدات خودمان را پله‌پله کاهش بدهیم و در پنج مرحله به‌غیر از بحث نظارتی این کار را کردیم؛ یعنی در بحث‌های اجرایی ما همه‌ی تعهدات خودمان را در حوزه‌ی غنی‌سازی و غیره کنار گذاشتیم و فقط قسمت تعهدات نظارتی ما در برجام باقی مانده است که این هم طبق قانون مجلس، اگر خواسته‌های قانون برآورده نشود، متأثر می‌شود. به نظر من این کار عین منافع ملی بود و باید هم انجام می‌شد. الآن هم که آمریکا به بازگشت به برجام تمایل پیدا کرده، اگر ما این کار را انجام نمی‌دادیم، قطعاً در شرایط بسیار سختی قرار می‌گرفتیم و آمریکا در موضع زیاده‌طلبی‌اش باقی می‌ماند.

    منظورتان از بازگشت آمریکا، بازگشت به برجام به همراه رفع تحریم‌هاست؟

    ببینید وقتی ما می‌گوئیم بازگشت آمریکا؛ یعنی بازگشت به انجام تعهدات در برجام. اصلاً بازگشت آمریکا بدون رفع تحریم‌ها معنی و موضوعیت ندارد. بعضی‌ها فکر می‌کنند که ما به‌دنبال بازگشت آمریکا بدون رفع تحریم هستیم، اصلاً نمی‌شود این‌چنین تصور کرد. وقتی بازگشت آمریکا معنی پیدا می‌کند که تعهدات خودش را در برجام انجام داده باشد. همان تعهداتی که رفع تحریم‌هاست و باید انجام بدهد.

    ممکن است آمریکایی‌ها بخواهند به اقدامات صوری دست بزنند. مثلاً تحریم بعضی از اشخاص را بردارند و بگویند ما تحریم‌ها را برداشتیم یا بعضی از امتیازات مالی را دوباره به جمهوری اسلامی بدهند و بعضی‌ها خیال کنند که تحریم‌ها رفع شده است. آیا شما چنین احتمالی می‌دهید؟

    احتمالش هست. آن‌طوری که ما مطلع هستیم، آمریکا هنوز به سیاست جدیدش در رابطه با ایران نرسیده و موضعی اعلام نکرده است. بایدن هم که هفته پیش در وزارت امور خارجه در مورد ایران صحبت کرد، حرفی نزد. بنابراین، به نظر می‌رسد که آن‌ها هنوز به جمع‌بندی نرسیدند که چگونه می‌خواهند رفتار کنند. ممکن است که به چنین تعابیری که شما فرمودید برسند.

    با توجه به سابقه بدعهدی‌های آمریکا و عدم انجام تعهدات اروپایی‌ها، خساراتی در این مدت به جمهوری اسلامی و مردم وارد شد. اساساً وزارت خارجه چه برنامه و رویکردی برای مطالبه‌گری این خسارات خصوصاً از نظر اقتصادی دارد؟

    بحث خساراتی که مربوط به برجام است، در مذاکرات آتی یک بحث جدی خواهد بود. به این مورد خواهیم پرداخت. کمیسیون مشترک برجام مسائل پیش آمده را بررسی می‌کند و ما حتماً این دو موضوع خسارات و سوءاستفاده آمریکا از سازوکار اسنپ بک را در کمیسیون پیگیری خواهیم کرد. سازوکار حل اختلاف در برجام به اسنپ بک مشهور است و آمریکایی‌ها سعی کردند از این سازوکار در شورای امنیت سوءاستفاده کنند که شورای امنیت، کشورهای عضو برجام و جامعه‌ی بین‌الملل جلویش ایستاد و اجازه نداد که آمریکا در این کار موفق شود؛ ولی باید تضمینی وجود داشته باشد که آمریکا بعداً از این مکانیسم سوءاستفاده‌ای نخواهد کرد.

    یک نکته‌ای که در صحبت‌های شما هم بود، ما باید سیاست اصولی‌مان را بر بی‌اثرسازی تحریم‌ها قرار بدهیم. رهبر انقلاب هم تأکید کردند که این سیاست بر مسئله رفع تحریم اولویت دارد، به‌خاطر اینکه خنثی‌سازی تحریم‌ها به خود ما برمی‌گردد و در اختیارمان است و رفع تحریم به دیگران برمی‌گردد. به نظر شما اقدامات ما برای اولویت‌دادن به این سیاست چه باید باشد؟

    آنچه که رهبر معظم انقلاب به عنوان سیاست اصولی فرمودند، خنثی‌سازی تحریم‌هاست، و اینکه ما از رفع تحریم‌ها استقبال می‌کنیم و اگر بردارند، یک ساعت را هم تلف نمی‌کنیم. یک چنین تعبیری فرمودند. ما در وزارت امور خارجه موظف هستیم که سیاست رفع تحریم‌ها را دنبال کنیم؛ نیافتد. در حالت ایده‌آل اقتصاد ما باید به چنین نقطه‌ای برسد. اقتصادی که در مقابل فشارهای خارجی اعم از تحریم و بحران‌های مالی بین‌المللی مقاوم باشد. از نظر بنده خنثی‌سازی از دو مسیر محقق می‌شود. البته فقط وظیفه‌ی وزارت امور خارجه نیست و وظیفه‌ی مجموعه‌ی نظام است. یکی استفاده از توانمندی‌های داخلی کشور و تقویت‌کردن و شکوفاکردن توانمندی‌های داخلی کشور است در همین رابطه ایجاد علقه‌ها و گره‌های اقتصادی راهبردی با کشورهای همسایه و پیرامونی به‌گونه‌ای که جنبه‌ی بازدارندگی در برابر تحریم ایجاد کند هم راهگشا خواهد بود. وقتی پروژه‌های قوی اقتصادی با کشورهای دیگر داشته باشیم، خودبه‌خود این کشورها مدافع رفع تحریم‌ها علیه شما خواهند شد. یک نمونه‌اش را من مثال بزنم. ما با کشور عراق پروژه‌ای داریم و برق این کشور را تأمین می‌کنیم. وقتی تحریم‌های آمریکا برقرار شد، آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیدند که نمی‌توانند مانع شوند و ناچاراً صادرات برق ایران به عراق را مستثناء کردند. مثال دیگرش بندر چابهار است. آمریکایی‌ها به‌خاطر سرمایه‌گذاری هندی‌ها ناچار شدند که پروژه‌ی چابهار را از تحریم‌ها مستثناء کنند. ما باید از مزیت‌های ترانزیتی، انرژی و جغرافیایی خود استفاده کنیم و گره‌های محکم اقتصادی را در منطقه برقرار کنیم.

    در این سال‌هایی که در سطوح ارشد دیپلماسی و مذاکرات حضور داشتید، طبیعتاً رفت‌وبرگشت‌ها و تعاملاتی با رهبر انقلاب داشتید. اگر خاطره یا روایتی از توصیه‌ها، نکات و حمایت‌های ایشان از تیم دیپلماسی و نگاه ایشان به موضوع مذاکره و تعامل با دنیا دارید بفرمائید؟

    مهم‌ترین و شیرین‌ترین خاطره من از حمایت‌هایی است که رهبر معظم انقلاب در طول دوران مذاکرات داشتند. ایشان هیچ‌گاه نسبت به مذاکره و نیت طرف‌های مقابل خوش‌بین نبودند و از روز با بدبینی و عدم اعتماد نسبت به طرف مقابل مذاکره کنید و ما هم روی همین مسیر حرکت کردیم، ولی در عین حال همیشه از نفس مذاکره و تیم مذاکره‌کننده حمایت کردند. رهبر انقلاب در طول مذاکرات، به اصول کلی، خطوط قرمز و کلیات مذاکرات اشراف داشتند و رهبری می‌کردند، ولی در جزئیات دخالتی نداشتند و خودشان هم بارها فرمودند.

     

    اخبار سیاسی |

  • انتخابات آمریکا | ایرانی‌ها پیروزی بایدن را برای خارج شدن از فشار می‌خواهند

    انتخابات آمریکا | ایرانی‌ها پیروزی بایدن را برای خارج شدن از فشار می‌خواهند

    انتخابات آمریکا | ایرانی‌ها پیروزی بایدن را برای خارج شدن از فشار می‌خواهند

     

    اعتمادآنلاین| داریوش قنبری، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در‌باره انتخابات آمریکا و تاثیر آن بر فضای سیاسی ایران اظهار داشت: این روزها فضای سیاسی کشور و حتی مردم عامه منتظر هستند تا نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا مشخص شود. دلیل این حساسیت چیزی جز این نیست که جو بایدن از بازگشت به برجام خبر داده است و به همین دلیل ایرانی‌ها خواهان پیروزی او مقابل دونالد ترامپی هستند که با خروج از برجام ایران و ایرانی‌ها را تحت فشار قرار داد.

    نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی در ادامه گفت: نکته‌ای که نباید فراموش کنیم، این است که آمریکا در هر شرایطی ضدیت با ایران را جدی می‌گیرد و چه بایدن برنده شود و چه ترامپ در کاخ سفید بماند‌،‌ ایالات متحده به دشمنی‌اش با جمهوری اسلامی ادامه خواهد داد. اما با وجود اشتراک نظر حزب دموکرات‌ و حزب جمهوری‌خواه در ضدیت با ایران، دموکرات‌ها مشی تعاملی در بحث دیپلماسی دارند و به همین دلیل بایدن آشکارا از بازگشت به توافق هسته‌ای سخن گفته و ترامپ همچنان برجام را قراردادی می‌داند که به ضرر نظام بین‌الملل است.

    او تصریح کرد: ایرانی‌ها به این دلیل تمایل بر ریاست‌جمهوری جو بایدن دارند که یادشان است، اوباما با وجود ضدیت آشکار کشورش با جمهوری اسلامی بر سر مساله هسته‌ای پای میز مذاکره آمد و در نهایت برجام را به عنوان قول و قراری برای پایان نزاع هسته‌ای امضاء کرد. در شرایطی که مردم ایران بعد از تصمیم ترامپ مبنی بر خروج از برجام فشارهای مالی زیادی دیده و شدیدا در تنگنا قرار گرفته‌اند و به همین دلیل این روزها به طور طبیعی در انتظار شکست رئیس فعلی دولت آمریکا هستند تا بلکه با تلطیف فضای دیپلماسی کشور، کمی از فشارها کم و دغدغه‌های معیشتی کمتری را متحمل شوند.

    داریوش قنبری در پایان گفت: اگر بایدن بتواند رای‌های لازم را برای رفتن به کاخ سفید به دست بیاورد، مردم ایران امیدوار به فضای تعاملی در دیپلماسی خواهند شد و در نتیجه، احتمالا رغبت بیشتری  نسبت به الان برای رای دادن در انتخابات ۱۴۰۰ پیدا می‌کنند. با همه این اوصاف نباید از این مساله به راحتی عبور کرد که ایران‌ستیزی و ایران‌هراسی اصلی اصولی برای ایالات متحده‌ آمریکا به شمار می‌رود.

    چکیده گفت‌وگو با داریوش قنبری

    -ترامپ با خروج از برجام ایرانی‌ها را تحت فشار قرار داد

    -آمریکا در هر شرایطی ضدیت با ایران را جدی می‌گیرد

    -دموکرات‌ها مشی تعاملی در بحث دیپلماسی دارند

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • دنیای چپ دست‌ها

    دنیای چپ دست‌ها

    دنیای چپ دست‌هادنیای چپ دست‌ها

     

     

    ایسنا/خراسان رضوی در زیست‌شناسی انسان، دستی که بهتر، سریع‌تر و دقیق‌تر عمل می‌کند و یا ترجیح داده می‌شود به دست غالب معروف است. به دست ناتوان، کم‌توان یا کمتر ترجیح داده‌شده دست غیر غالب می‌گویند. راست‌دستی رایج‌ترین شکل است و حدود ۹۰ درصد از جمعیت جهان راست‌دست هستند. دست غالب معمولا دستی است که فرد با آن می‌نویسد. اگرچه موارد نادری نیز وجود دارد که فرد کارهایش را با هر دودست انجام دهد.

    عدم تقارن ناشی از غالب بودن یک سمت بدن در همه اندام‌های از پاها گرفته تا گوش، چشم و چیدمان مغز وجود دارد.

    ازآنجاکه اکثریت قریب به‌اتفاق جمعیت جهان راست‌دست هستند، بسیاری از دستگاه‌ها برای استفاده توسط یک شخص راست‌دست طراحی‌شده‌اند که استفاده از آن‌ها را توسط فرد چپ‌دست دشوار می‌کند. مثلا اگر فردی راست‌دست هستید و گاهی مجبور شوید با دست چپ از قیچی استفاده کنید متوجه می‌شوید که کاری سخت است. در خصوص استفاده از ابزار، چپ‌دست‌ها می‌توانند محصولاتی را برای آشپزخانه، دفتر و جاهای دیگر پیدا کنند که با توجه به نیاز آنان طراحی‌شده باشد.

    افراد چپ‌دست در ورزش از مزیت برخوردار هستند، زیرا حریفان آن‌ها اکثریت به دست راست عادت دارند. درنتیجه در بیس بال، تنیس، شمشیربازی، کریکت و بوکس پیروزترند.

    درحالی‌که هیچ‌کس  تاکنون نتوانسته است به‌طورقطع دلیل چپ‌دست بودن یا راست بودن را توضیح دهد اما فرضیه‌های زیادی وجود دارد که از روی شواهد به‌نوعی تاثیر ژنتیکی اشاره دارد. ازاین‌رو درصد چپ‌دست‌ها تقریبا در تمام نقاط کره زمین یکسان است.

    دانشمندان مدت‌ها بود که می‌دانستند که راست‌دست بودن یا چپ‌دست بودن تا حدی توسط ژن‌ها شکل می‌گیرد. اما تا سال ۲۰۱۹ این تفاوت‌ها در دی‌ان‌ای (DNA)  افراد چپ‌دست یا راست‌دست مشخص نبودند. در تحقیقی، اسکن مغز ۹۰۰۰ فرد انگلیسی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که در افراد چپ‌دست،  قسمت‌هایی از طرف راست و چپ مغز که زبان را پردازش می‌کنند بهتر به هم اتصال دارند. اما اینکه آیا این امر باعث می‌شود افراد چپ‌دست سخنوران بهتری هم باشند هنوز موردتحقیق قرار نگرفته است.

    محققان در تلاش‌اند تا دقیقا مشخص کنند که چه ژن‌هایی مسوول افزایش احتمال چپ‌دست بودن هستند.

    در سال ۲۰۱۹،  تجزیه‌وتحلیل ۴۰۰ هزار سوابق فردی در یک پایگاه داده ملی بریتانیا، چهار منطقه ژنتیکی مرتبط با دست غالب مشخص شد که سه مورد از آن‌ها با پروتئین‌های موجود در ساختار و پیشرفت مغز مرتبط بودند.

    اما تحقیقات دیگر نشان می‌دهد که احتمالا ده‌ها ژن وجود دارند که در تعیین اینکه آیا ما با دست چپ یا راست خود می‌نویسیم، نقش دارند.

    علاوه بر این، تحقیقاتی دیگر عواملی مانند سطح استروژن را به سطوح مختلف چپ‌دستی و راست‌دستی مرتبط کرده‌اند.

    دست غالب در دروان جنینی

    جنین حرکت خود را حدود هفته ۹ تا ۱۰ شروع می‌کند. در اوایل سه‌ماهه دوم، جنین ترجیح واضحی برای مکیدن یک انگشت شست نسبت به دست دیگر نشان می‌دهد. بااین‌وجود، تشخیص دست غالب در جنین سخت است. حتی اکثر کارشناسان توصیه می‌کنند که والدین تا دو یا سه‌سالگی فرزندان را در استفاده از هرکدام از دست‌ها آسوده بگذارند و حسی را به آن‌ها القاء نکنند. بسیاری از کودکان در ابتدا از هر دودست برای انجام کارها استفاده می‌کنند.

    نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که دانش آموزان چپ‌دست بیشتر با بقیه دانش آموزان درگیر می‌شوند و بیشتر علائم اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD) دارند. محققان دلیل این یافته‌ها را نمی‌دانند.

    سمت راست مغز عضلات سمت چپ بدن را کنترل می‌کند و توانایی موسیقی و مکانی را تا حد زیادی هدایت می‌کند. به همین دلیل است که چپ‌دستان اغلب بیشترین سهم را در کارهای خلاقانه مانند نوشتن آینه‌وار دارند. نتایج برخی از تحقیقات نشان می‌دهد که کودکان چپ‌دست استدلال کلامی بهتری دارند یا در کارهایی که به استعداد نیاز دارد پیشرو هستند. البته  برخی تحقیقات نیز نتایج  متفاوتی را نشان داده است.

    در یک آزمایش جالب با سالمندان راست‌دست، محققان دریافتند که افراد سالخورده کمتر به دست غالب خود اعتماد می‌کنند. هرچه دست راست آنها آهسته‌تر و ناپایدار می‌شود، بعضی از کارها را با دست چپ خود انجام می‌دهند.

    اختلالات مغزی

    بین چپ‌دست بودن و بیماری‌های روانی مانند اسکیزوفرنی ارتباط مستقیمی وجود دارد این بیماری باعث توهم و اختلال در تفکر می‌شود. در تحقیقی که اخیرا در ایالات‌متحده انجام‌شده است، ارتباط محکمی بین مناطقی از مغز که مربوط به دست غالب است و قسمت‌هایی که مربوط به شرایط خلق‌وخویی مانند بی‌قراری و عصبانیت، ترس و اضطراب است، یافت شده است. این شرایط گاهی در افراد به اختلالات روانی منجر می‌شود.

    طبق تحقیقات، همان ژن‌های حاکم بر غالب بودن یک دست، در بیماری پارکینسون و آلزایمر و اسکیزوفرنی نیز نقش دارند. در این مورد محققان بین چپ‌دستی  و احتمال کمتر ابتلا به بیماری پارکینسون ارتباط یافتند و بالعکس احتمال کمی بالاتر برای داشتن اسکیزوفرنی در چپ‌دست‌ها وجود دارد. بااین‌حال، محققان تاکید کردند که این ارتباط بسیار اندک  است و رابطه  علت و معلولی را نشان نمی‌دهد.

    انسان‌ها تنها موجوداتی نیستند که دارای این ویژگی دست غالب هستند. محققانی که بر روی شامپانزه‌هایی تحقیق می‌کردند، دریافتند که شامپانزه‌ها هنگام شکار موریانه‌ها دو برابر بیشتر از دست چپ خود استفاده می‌کردند و همین مورد تا حد زیادی در مورد شامپانزه‌هایی که پرورش‌یافته بودند نیز صادق بود. اما این نتایج برای شکستن آجیل متفاوت بود و آن‌ها از دست راست خود بیشتر استفاده می‌کردند زیرا برای شکستن آجیل احتیاج به نیرو است درحالی‌که برای گرفتن موریانه به ظرافت نیاز است.

    تعصبات فرهنگی علیه چپ‌دستان در طول تاریخ وجود داشته است. در ژاپن، چین و سایر کشورهای آسیایی درصد چپ‌گراها بسیار کمتر از غرب است. معلمان و پزشکان آمریکایی در اوایل دهه ۱۹۰۰ اعتقاد داشتند که چپ‌دست‌ها بیشتر مستعد ابتلا به اختلالات روانی هستند و دانش آموزان را تحت‌فشار قرار می‌دادند تا دست خود را تغییر دهند.

    چهار نفر از ۶ رئیس‌جمهور اخیر ایالات‌متحده آمریکا رونالد ریگان، جورج بوش، بیل کلینتون و باراک اوباما چپ‌دست بودند. افراد مشهوری مانند اوپرا وینفری، بیل گیتس، تام کروز، پل مک کارتی، پرنس چارلز و پسرش پرنس ویلیام نیز چپ‌دست هستند.

    بر پایه پژوهش‌های گوناگون بین ۷۰ تا ۹۰ درصد جمعیت جوامع گوناگون را راست‌دستان تشکیل می‌دهند. بقیه این افراد عمدتا چپ‌دست هستند. درصد بسیار کمی نیز توانایی استفاده از هر دو دست را دارند که یکسان دست نامیده می‌شوند.   ۲۳ مرداد (۱۳ آگوست) هرسال به نام روز جهانی چپ‌دست‌ها نام‌گذاری شده است. نام این روز در سال ۱۹۷۶ میلادی  برابر با ۱۳۵۵ هجری شمسی  پیشنهاد شد و به تصویب رسید.

    منابع:

    neurosafari.com

    webmd.com

    en.wikipedia.org

    sciencealert.com

    انتهای پیام

  • شما نظر بدهید/ ورود اوباما به انتخابات آمریکا تا چه اندازه تاثیر گذار است؟

    شما نظر بدهید/ ورود اوباما به انتخابات آمریکا تا چه اندازه تاثیر گذار است؟

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پس از آنکه اوباما رای خود را اعلام کرد و دموکرات ها رای خود را در سبد بایدن ریختند، حملات ترامپ از سمت  بایدن به طرف اوباما و جان کری رفته است.

    ترامپ حتی در تازه ترین اظهارات علیه اوباما او را مقصر شیوع ویروس کرونا دانست و جان کری را متهم کرد که به ایرانی ها گفته است که صبر کنید ترامپ ببازد.

    نظر شما راجع به حملات ترامپ به اوباما چیست؟

    ایا رئیس جمهور آمریکا ورود او را به کارزار انتخاباتی بسیار جدی تلقی کرده است و در مقابل او احساس شکست می کند؟

    شما می توانید نظرات خود را در قالب کامنت انتهای همین خبر برای ما ارسال کنید.

    ۳۱۰ ۳۱۰

    منبع : خبر آنلاین

  • اوباما: آمریکا نیازمند رهبری است که مردم را متحد کند

    اوباما: آمریکا نیازمند رهبری است که مردم را متحد کند

    اوباما: آمریکا نیازمند رهبری است که مردم را متحد کند

     

    باراک اوباما، رییس جمهوری پیشین آمریکا یک ویدیوی انتخاباتی از جو بایدن، نامزد دموکرات انتخابات آمریکا را در توییتر بازنشر کرد که بایدن طی آن از پیامدهای وضعیت سیاسی این کشور در بحران‌کرونا انتقاد می‌کند.

    به گزارش روزنامه دیلی میل، اوباما در توییت خود اظهار کرد: در شرایط بحران، به فکر یکدیگر هستیم و به رهبرانی نیاز داریم که دلسوز باشند و به جای آنکه مردم را از یکدیگر دور کنند، آن‌ها را متحد کنند.

    اوباما افزود: جو بایدن شخصیت و تجربه مناسب برای رهبری ما در یکی از تاریک‌ترین دوره‌ها و مرهم گذاشتن بر مشکلاتمان طی یک دوره بهبودی طولانی را دارد.

    ۳۱۲ ۳۱۰

    منبع : خبر آنلاین

  • موضع روسیه و چین درباره تهران چه خواهد بود؛ آیا ایران باز تنها می‌ماند؟

    موضع روسیه و چین درباره تهران چه خواهد بود؛ آیا ایران باز تنها می‌ماند؟

    موضع روسیه و چین درباره تهران چه خواهد بود؛ آیا ایران باز تنها می‌ماند؟

    ابولفضل خدائی: روز سه شنبه روزنامه نیویوک تایمز خبر داد که آمریکا قصد دارد تا برای جلوگیری از لغو تحریم تسلیحاتی ایران در ۲۷ مهرماه سال جاری به برجام بازگردد تا بتواند حق رای خود را حفظ کند. امریکا دو سال پیش از توافق اتمی ایران و پنج کشور صنعتی جهان خارج شد و طبق آن تحریم های ثانویه که شامل فروش نفت ایران هم می شد را اعمال کرد. پس از ان ایران نیز در پاسخ تعهدات برجامی خود را در ۵ مرحله تقلیل داد. دراینباره با مهدی مطهرنیا کارشناس مسائل بین الملل گفتگو کرده ایم که در ادامه می خوانید:

    نخست بفرمایید که چرا سیاست ترامپ در چهل سال اخیر متفاوت تر از روسای جمهور آمریکا بود؟ آیا این کشور در قبال تهران راهبرد سیاست خارجی خود را تغییر داده است؟

    ایالات متحده آمریکا از سال ۲۰۱۸ به بعد در ساحت گفتمان امنیتی خود تجدیدنظر کرده و ایران را به عنوان دشمنش در ساحت نگرش های امنیتی و استراتژیک قرار داده است.قبل از روی کار آمدن دونالد ترامپ دکترین امنیتی ایالات متحده آمریکا در قبال ایران متوجه گزاره محدود کردن همکاری های بین المللی و محاصره منطقه ای بود که در استمرار و ادامه چنین رویکردی، دکترین ترامپ در سال ۲۰۱۸ متوجه ایجاد فضایی شد که بتواند زمینه پرور جایگزینی این گزاره شود که ایران را از یک چالش امنیتی برای آمریکا به یک دشمن امنیتی به منظور اعمال فشار بیشتر بر تهران تبدیل سازد. در همین راستا ایالات متحده آمریکا حرکت خود را در این مسیر آغاز کرد و دونالد ترامپ در چارچوب پارادایم آشوب و دکترین بازیگر دیوانه؛ سیاست کلانی به نام ابهام و پیچیدگی و با استراتژی جوجیتسو وارد عمل شد و تاکتیک های سه گانه تحریک کردن، جاخالی دادن و پرتاب کردن را شکل بخشید. در آن سو جمهوری اسلامی ایران نیز با حرکت های خود در گزاره هایی چون جبهه مقاومت و رودرویی با ایالات متحده آمریکا در منطقه، بستن تنگه هرمز و همچنین تلاش برای ایجاد یک جبهه معنادار تحت عنوان مقاومت، زمینه های بهره برداری از تئوری جنگ نامتعادل در قبال آمریکا را فراهم کرد. از همین رو ایالات متحده آمریکا نیز سعی دارد با بزرگنمایی قدرت ایران و آنچه که ایرانیان بیان می کنند، زمینه های اقناع افکار عمومی و القاء ایران به عنوان یک تهدید امنیتی را در جهان فراهم سازد.

    ایا موفق هم بوده اند؟

    اگرچه آنها در این زمینه به طور مطلق موفق نبودند اما به طور نسبی این امر صورت پذیرفت و هم اکنون شاهد ایجاد فضایی هستیم که در آن جمهوری اسلامی ایران تحت فشار بین المللی ایالات متحده آمریکا قرار گرفته است و آرام آرام اتحادیه اروپا نیز به آن پیوند می خورد که این مسیر زمینه ساز ایجاد یک فضای معنادار در فشار بیشتر علیه ایران است. اروپایی ها گام به گام به آمریکایی ها نزدیک تر خواهند شد. آنها تمایل به حزب دموکرات و جمهوری خواه را اندازه یک اقیانوس نمی پندارند؛ بلکه اندازه جویی می دانند که دموکرات ها در یک طرف آن و جمهوری خواهان در طرف دیگر آن قرار دارند که به سرعت نیز می توانند جای خود را از این سو به آن سو عوض کنند.

    این مساله به رئیس جمهوری بعدی آمریکا اگر فرض بگیریم بایدن پیروز شود، منتقل می شود یا استراتژی تازه تری دنبال می شود؟

    کاخ سفید هر رئیس جمهوری داشته باشد چه دونالد ترامپ و یا جو بایدن باید منطق محدودسازی ایران در خاورمیانه را دنبال کند. از این جهت تغییر اندکی در ادبیات، تاکتیک و تکنیک در برخورد با ایران به وجود نخواهد آمد. باراک اوباما هم اگر برجام را پذیرفت و جان کری و تیمش را برای مذاکره جدی با ایران به وین فرستاد در فکر این بود که بعد از برجام فشارهای واشنگتن بر تهران را تداوم بخشد و در ادامه تهران را در باب پرونده ها و موضوعات دیگر پای میز مذاکره بکشاند. استدلال وی این بود که اگر ایران وارد بازی مذاکره شود مجبور است در حلقه های گوناگون مذاکرات بعدی نیز وارد شود و بالطبع زمینه های ایجاد فضای گفتگوی بیشتر به منظور محدودسازی ایران در شعارهای انقلابی مطرح خود در تهران را فراهم کند.

    لذا با موضع گیری رهبری جمهوری اسلامی ایران در باب عدم مذاکره در خصوص پرونده های دیگر به جز پرونده هسته ای شاهد فضایی هستیم که در آن جمهوری اسلامی ایران تحت تأثیر محدودسازی تفسیری از برجام توسط کاخ سفید در اواخر دوران اوباما هم بود. بنابراین نباید از این موضوع غافل شویم و چندان امیدی بدان نداشته باشیم.

    با این تعریف پس برویم سر سوال اصلی،تصمیم آمریکا برای بازگشت به برجام را چه طور نگاه می کنید؟ بازگشت آمریکا را می توان حقوقی تفسیر کرد یا سیاسی؟ و اگر موفق شود چین و روسیه چه تصمیمی خواهند داشت؟

     ایالات متحده آمریکا در همین راستا تلاش برای ایجاد یک سامانه حقوقی معنادار با پذیرش مراجع بین المللی را آغاز کرده است. اگرچه ایالات متحده آمریکا در این مسیر با چالش های عمده ای چون مخالفت چین و روسیه روبرو خواهد بود اما بازار گرم تحولات بین المللی و نیاز دولتمردان قدرت های بزرگ به یکدیگر از جمله آمریکا به عنوان تنها ابرقدرت باقی مانده از جنگ سرد موجب خواهد شد تا با بده بستان های دیگر ایران بار دیگر تنها بماند. در همین حال آنچه که ایران تحت عنوان امید به چین و روسیه و همچنین ایجاد فضای منطقه ای مناسب در جهت فشار به ایالات متحده آمریکا دنبال می کند در وضعیت فعلی موثر و قابل قبول نخواهد بود.

    در آن سو واشنگتن نیز با موانعی چون رقابت با اتحادیه اروپا، رقابت با چین روسیه در مناطق تحت نفوذ و اصطکاک های گوناگون موجبات ایجاد چالش محدودکننده را برای خود فراهم خواهد کرد. به طور طبیعی اگر لبه های تیز این چالش ها در دو جبهه موافقت و یا مخالفت با آمریکا به سرانجام معین کننده ای در جهت شکل دادن به نظم آینده بین المللی بینجامد، می تواند جرقه هایی را در آینده به وجود آورد که موجب افزایش و گسترش خشونت و درگیری ها در سطح منطقه و بین المللی شود.

     از طرفی اگرچه روسیه و چین به طور لفظی حمایتشان را از ایران اعلام می کنند و مسکو به صراحت بحث فروش تسلیحات به ایران را در پایان تحریم تسلیحاتی ایران مطرح می کند اما بدیهی است که تأمین منافع برای این دو کشور در اولویت قرار دارند. در این راستا روس ها بارها اعلام کرده اند که به دنبال ایجاد فضایی هستند که ایران را به عنوان یک شریک استراتژیک قلمداد کنند. نکته اینجاست که روس ها هیچ گاه نتوانسته اند صداقت و راستی خود را به معرض نمایش بگذارند.

    از چه لحاظ روس ها به نسبت به ایران صداقت نداشته اند؟

    عدم تکمیل نیروگاه بوشهر، نادیده گرفتن ایران در سوریه، عدم همکاری با ایران در بوسنی و هرزگوین، تلاش برای محدود کردن ایران در افغانستان خود گواه بر این موضوع است و این کشور همواره تلاش کرده است تا از ایران به عنوان یک برگ برنده برای امتیازگیری از ایالات متحده آمریکا سود ببرد.

    درباره چین؟

    در مورد چین نیز به همین گونه است و نکته مهمتر اینکه دو کشور چین و روسیه در کلونی قدرت های بزرگ جهانی قرار می گیرند و در این عرصه همانطور که برای کشاندن ایران به میز مذاکره در ماجرای برجام حتی به طور حداقلی با ایالات متحده آمریکا همکاری کردند، بار دیگر نیز تلاش خواهند کرد با گرفتن امتیازات بیشتر زمینه هایی را برای هماهنگی با ایالات متحده آمریکا در فشار علیه ایران بازیابی کنند. به طور طبیعی و براساس مولفه های علم استراتژیک روسیه نمی تواند متحد استراتژیک برای ایران باشد. چرا که این دوستی بر محور منافع روس ها در حوزه منطقه ای و بین المللی و همچنین در بستر منازعه ایران و آمریکا معنادار شده است. این معنا را به طور خاص در ۴ دهه گذشته و در رفتار و کنش سیاسی مسکو نسبت به تهران می توانیم ردیابی کنیم.

    با این شرایط می توانیم این سوال را با حداقل در نظر گرفتن نسبیت، بگوییم که آمریکا در مهرماه به هدف خود خواهد رسید؟

    در صورت موفقیت ایالات متحده آمریکا در طرحش و احیای تحریم های سازمان ملل علیه ایران گفته می شود حضور ایران در برجام نیز دیگر معنایی نخواهد داشت اما باید در نظر داشت که هم اکنون نیز این توافق جسدی بیش نیست. برجامی که ایران اعلام کرد که در صورت خروج آمریکا آن را آتش خواهد زد، اکنون به وضعیتی رسیده است که ترامپ آن را ریز ریز کرده است. این در حالی است که ایران هنوز سخن از برجام می گوید با اینکه قرار بود به صورت پلکانی از آن خارج شود و پس از چند ماه از گام پنجم کاهش تعهدات برجامی، منطق پلکانی خروج از این توافق نیز از متن به حاشیه رفته است.

    این بافت موقعیتی سبب شده تا ایران نتواند جسد برجام را تشییع کند. چون که تشییع جنازه جسد برجام بر روی اقتصاد ایران حداقل از منظر روانی تأثیرگذار خواهد بود و قادر است وضعیت متزلزل اقتصادی کنونی را با یک سکته ناقص دیگری مواجه کند که در صورت عدم کنترل آن می تواند مخاطرات جدی اقتصادی و متعاقباً اجتماعی و سیاسی را به همراه داشته باشد. زنگ هایی که در آبان ماه سال ۹۸ به صدا در آمد هنوز خاموش نشده است؛ اگرچه برخی درصدد آن هستند تا صدای آن زنگ ها را کوتاه و یا در صداهای دیگر گم کنند. بنابراین نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای دنیا اگر وضعیت اقتصادی نتواند پاسخگوی بافت موقعیتی ناشی از گذار از دوران کرونا باشد و همچنین تلنگری که به زیست جهان های جوامع گوناگون وارد کرده فائق بیاید، بالطبع می تواند پیامدهای متعددی را بر کشورها و دولت ها متحمل کند. اگر تهران نیز نخواهد گام هایی را برای پاسخگویی به مردم خود بردارد، باید منتظر اتفاقات و رویدادهایی باشد نسبت دادن آن به بیگانگان و دیگران نیز به امری تکراری و کلیشه ای در نزد افکار عمومی تبدیل خواهد شد.

    ۲۳/ ۳۱۰ ۳۱۰

    منبع : خبر آنلاین

  • بایدن هم انصراف خواهد داد؟/برگ برنده دموکرات‌ها کیست؟

    بایدن هم انصراف خواهد داد؟/برگ برنده دموکرات‌ها کیست؟

    بایدن هم انصراف خواهد داد؟/برگ برنده دموکرات‌ها کیست؟

     

    به گزارش تارنمای خبری نشریه هیل، اگرچه معاون رئیس جمهوری سابق آمریکا، نامزد دموکرات ها برای رویارویی با «دونالد ترامپ» در رقابت انتخاباتی آبان ماه است، اما نامزدی وی هنوز رسمیت نیافته است.

    برخی دموکرات ها از بابت بقای سیاسی بایدن به سه دلیل نگرانند. نخست اتهام آزار جنسی وارده به وی، دوم ابهام موجود درمورد فعالیت های تجاری «هانتر» پسر بایدن و سوم مساله کهولت سن و مشکلات ادراکی احتمالی جو بایدن، پرسشی که درمورد شخص ترامپ نیز مطرح می شود.

    به این سه دلیل و دلایل دیگر، می توان تصور کرد که به طور محرمانه از بایدن خواسته شود از دور رقابت انتخاباتی کنار رود و یا وی این تصمیم را خود داوطلبانه اتخاذ کند؟

    بیایید تصور کنیم این اتفاق درست قبل یا بعد از کنگره حزب دموکرات آمریکا روی دهد. چنانچه بایدن درست قبل از کنگره حزب دموکرات از گود رقابت انتخاباتی خارج شود، نمایندگان این کنگره باید نامزدی جدیدی را برگزینند. اگر بایدن بعد از کنگره چنین تصمیمی بگیرد، اعضای کمیته ملی دموکرات آمریکا نامزد جایگزین شان را انتخاب می کنند.

    حال پرسش مطرح این است که چه کسی به عنوان نامزد جدید درنظر گرفته می شود و چه کسی ممکن است نامزد معاونت ریاست جمهوری آمریکا باشد؟

    احتمالاتی به ذهن خطور می کند، هیلاری کلینتون به عنوان نامزد دموکرات ها و باراک اوباما به عنوان نامزد معاونت رئیس جمهوری.

    اگر بایدن کنار رود و دموکرات ها نخواهند نتیجه انتخابات را به ترامپ واگذار کنند، به کاری فوق العاده خلاقانه و فوری نیاز دارند.

    اگرچه اکثر دموکرات ها امیدوارند که بایدن بتواند از رسوایی هایی به وجود آمده جان به در برد، رهبران حزب دموکرات باید خود را برای بدترین سناریو آماده کنند، اینکه وی کنار گذاشته شود.

    برخی دموکرات اذعان کرده اند که کنار گذاشتن بایدن، خبر چندان بدی نیست، زیرا آنها متقاعد نشده اند که وی می تواند ترامپ را در انتخابات ۲۰۲۰ شکست دهد.

    دموکرات ها همچنین بر این باورند که بلیت کلینتون – اوباما می تواند کابوسی برای ترامپ باشد.

    در این میان، پرسش مطرح این است که آیا به موجب قانون اساسی آمریکا، اوباما می تواند با توجه به زبان مبهم متمم های دوازدهم و بیست و دوم قانون اساسی، نامزد معاونت ریاست جمهوری باشد؟

    متمم دوازدهم تصریح می کند که فرد فاقد صلاحیت برای پست رئیس جمهوری، نباید واجد صلاحیت برای معاونت رئیس جمهوری آمریکا باشد.

    متمم بیست و دوم نیز بیان می کند که هیچ فردی نباید بیش از دو بار برای پست رئیس جمهوری انتخاب شود.

    چنانچه اوباما به عنوان نامزد معاونت کلیتنون برگزیده شود و هیلاری به هر دلیلی مجبور به ترک پست خود باشد، آن وقت اوباما باید جانشین او شود.

    دستکم یک کارشناس قانون اساسی رسما می گوید که چیزی برای جلوگیری از این سناریو وجود ندارد.

    اما چرا اوباما، فردی که از بایدن حمایت کرده است؟ دو دلیل برای این مساله مطرح است: یکی آنکه، وی درمیان لیبرال ها و نه ترامپی ها، فردی تلقی می شود که برای نجات کشور پا پیش می نهد. دوم آنکه، پای کار سختی در میان نیست.

    اوباما می تواند به محل اقامت معاون رئیس جمهوری نقل مکان کند و به اندازه دلخواه کار انجام دهد. تنها مسئولیت واقعی وی در جریان کارزار انتخاباتی است تا هیلاری را به خط پایان هول دهد.

    گذشته از همه اینها، بخشی از پول های هوشمند ممکن است روی بایدن سرمایه گذاری شود تا وی نامزد دموکرات ها نشود.

    ۳۱۰۳۱۱

    منبع : خبر آنلاین