برچسب: انتخابات

انتخابات و نتایج انتخابات در مسایل سیاسی کشور

  • رژیم سعودی ۵ شهروند شیعه را به اعدام محکوم کرد

    رژیم سعودی ۵ شهروند شیعه را به اعدام محکوم کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از وبگاه «التوحید الاسلامی»، دادگاه کیفری ریاض پنج شهروند شیعه ساکن مناطق شرقی این کشور را به اعدام محکوم کرد.

    «احمد محمد ابو عبدالله»، «موسی جعفر آل صمخان»، «محمد علی العقیلی» از منطقه العوامیه و «محمود عیسی القلاف» و «امیر محمد ابوعبدالله» از قطیف پنج شهروند شیعه هستند که به اعدام محکوم شده اند.

    رژیم سعودی این پنج شهروند شیعه را به اتهامات امنیتی محکوم به اعدام کرده است.

    صدور احکام اعدام توسط رژیم سعودی انتقاد مجامع بین المللی از جمله عفو بین الملل، دیده بان حقوق بشر و اتحادیه اروپا را به همراه داشته است اما عربستان همچنان به اقدامات سرکوبگرانه علیه فعالان حقوق بشر، مخالفان و نیز فعالان زن ادامه می دهد.

  • فجایع آمریکا در زمینه سلاحهای کشتارجمعی لکه ننگی بر پیشانی آن است

    فجایع آمریکا در زمینه سلاحهای کشتارجمعی لکه ننگی بر پیشانی آن است

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سانا، یک مقام مسئول در وزارت خارجه سوریه گفت: روز بزرگداشت قربانیان سلاح های شیمیایی برای همه یادآور جنگ های آمریکا به بهانه سلاح های کشتار دسته جمعی و نابودی کشورها و ملت ها از جمله عراق به این بهانه است و آمریکا در پایان اعتراف کرد که اشتباه کرده و جنگ هایش مبتنی بر اطلاعات دروغ بوده است.

    وی افزود: ما به همین مناسبت هیروشیما و ناکازاکی و تمام سلاح های کشتار جمعی که آمریکا استفاده کرده و منجر به فجایع انسانی شده است، متذکر می شویم. فجایعی که پاک شدنی نیست و همچنان لکه ننگی بر پیشانی کشوری است که ادعای دموکراسی، آزادی و سلامت ملت ها را دارد و بقیه را به عدم استفاده از این سلاح ها دعوت می کند.

    این منبع که به مناسبت روز جهانی بزرگداشت قربانیان سلاح های شیمیایی سخن می گفت، تصریح کرد: سوریه به این مناسبت از آمریکا می خواهد که بجای اشک تمساح برای ملت هایی که  خود این کشور به دلیل تسلیحات شیمیایی موجب کشتار هزاران نفر از آنها شده است حتی برای یکبار هم که شده به ادعاهای خود درباره ممنوعیت تولید و بکارگیری سلاح های شیمیایی در جهان عمل کند و به اسرائیل برای امضا و اجرای مفاد این توافق (منع بکارگیری سلاح های شیمیایی) فشار بیاورد.

  • آمریکا صد میلیون دلار از کمک های نظامی به لبنان را آزاد کرد

    آمریکا صد میلیون دلار از کمک های نظامی به لبنان را آزاد کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روسیا الیوم، آمریکا روز دوشنبه صد میلیون دلار از کمک های نظامی به لبنان را که کاخ سفید چند ماه پیش بلوکه کرده بود، آزاد کرد.

    رسانه های آمریکایی اعلام کردند که دولت ترامپ در سکوت، بیش از صد میلیون دلار از کمک های نظامی را پس از چند ماه تاخیر بدون توجیه به لبنان ارائه کرد.

    دو نفر از کارکنان کنگره و یک مسئول دولتی آمریکا که خواستند نامشان فاش نشود، گفتند که مبلغ ۱۰۵ میلیون دلار از کمک های خارجی نظامی به لبنان هفته گذشته به این کشور داده شده است.

    این منابع افزودند که این موضوع روز دوشنبه به اطلاع قانونگذاران آمریکایی رسیده است.

    گفتنی است که کاخ سفید هیچ توضیحی در خصوص این تاخیر ارائه نکرده است.

  • تحلیل احسان شریعتی از اعتراضات بنزینی/مسئله، معیشت و نان است/ روش‌هایی نظیر پارازیت و فیلتر جوابگو نیست

    تحلیل احسان شریعتی از اعتراضات بنزینی/مسئله، معیشت و نان است/ روش‌هایی نظیر پارازیت و فیلتر جوابگو نیست

    در دو هفته گذشته به‌دنبال افزایش نرخ بنزین در کشور، اعتراضاتی در سطح جامعه کشور رخ داد که در مواردی منجر به تخریب و خشونت شد. به‌دنبال این وقایع، تحلیل و چرایی اعتراضات در ایران، از مهم ترین مسائلی بوده که نیاز به بررسی بیشتر دارد.

    در همین رابطه، یک روشنفکر معتقد است اگر یک کنفرانس ملی با حضور معتمدین مردم و شخصیت های مورد اعتماد نظام در خصوص بررسی حوادث اخیر تشکیل شود، بسیار خوب است. زیرا ما فراتر از تشکیل دادگاه برای بازداشت شدگان اعتراضات اخیر، نیاز به تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب برای گزارش و بررسی شفاف ابعاد و خسارات وقایع اخیر داریم.

    متن کامل گفت‌وگوی «احسان شریعتی» با خبرنگار جماران را در ادامه بخوانید:

    چگونه می توان ریشه‌های اعتراضات اخیر در جامعه را تحلیل کرد؟

    یکی از اهداف انقلاب ایران در سال ۵۷، آرمان و شعار عدالت و در پیش گرفتن راه رشد و توسعه‌ای متفاوت با گذشته بود تا جامعه‌ای آزاد و عادلانه‌ و همگون‌تر از منظر اقتصادی و اجتماعی به‌وجود آید. همچنین قرار بود راه رشد و توسعه‌ای جامعه‌ای متناسب با اقلیم و محیط زیست و میراث فرهنگی و تاریخی و عدالت اجتماعی شکل گیرد. در واقع، طرحی برای آینده به سمت مردم‌سالاری که در آن منافع و مصالح مردم برتر شمرده شود و عدالت و قانون بر آن حاکم باشد.

    «بورژوازی ملی» لیبرالیسم به معنای کلاسیک حاکم نیست

    این اهداف هم به‌زبان مذهبی مطرح می‌شد در شعارهایی چون «حکومت عدل علی» و..، هم به لحاظ سیاسی و اجتماعی مانند استقلال، آزادی و جمهوری. اما متاسفانه پس از انقلاب بتدریج از مسیر عدالت‌طلبی در همهٔ عرصه‌ها فاصله گرفتیم و به‌ویژه پس از جنگ با طرح‌های اجتماعی-اقتصادی از دوران سازندگی تاکنون موسوم به «نولیبرال»، هرچند این نام و اصطلاح قابل بحث باشد، شکاف طبقاتی تشدید شد و..، بحران معیشتی گستردهٔ کنونی پدیدار شد.

    پس چرا این اصطلاح را به کار می‌برید؟

    از این نظر آن‌را «نئولیبرال» می‌نامند که شعار اقتصاد بازار و خصوصی‌سازی‌ و آزادسازی قیمت‌ها و ..، را سرمی‌دهد. در لیبرالیسم کلاسیک در دموکراسی‌های مدرن غربی اما، حاکمیت قانون و تقسیم قوا صورت گرفته که داستان را متفاوت می‌کند. در کشور ما، با سابقه ای ۲۵۰۰ ساله در سنت اقتدارگرایی حکومتی نظام پادشاهی، اساسا بورژوازی ملی لیبرالیسم به معنای کلاسیک حاکم نیست.

    سیاست‌های اقتصادی نولیبرال به‌سبک اقتدارگرایانهٔ حکومتی اتخاذ و اعلام و اعمال می‌شود؛ از رانت و اطلاعات و.. حکومتی بهره می‌برد و…، که همه اینها در تباین با مرام و مشی لیبرال در غرب قرار دارد. از جمله این‌که مشخص نیست که ثروت ملی در کشور غنی ما چگونه مدیریت و توزیع و خصوصی‌سازی می‌شود؟ به‌خصوص در رابطه با درآمد اصلی که حاصل از فروش نفت است و امکان ورود سرمایه‌های کلان را به کشور می‌دهد. و این «درآمد» به تعبیر مرحوم زنده یاد دکتر سحابی، «یک درآمد نیست، بلکه یک سرمایه طبیعی ملی است که فروخته می‌شود و می‌بایستی برمبنای آن تولیدی درست ایجاد می‌شد تا از آن راه «درآمد» بدست آید.

    درآمد محسوب کردن فروش نفت مانند این می ماند که کوه ها و زمین‌هایمان را بفروشیم. درآمد ملی اصلی محسوب شدن «فروش نفت» باعث ضعف بنیهٔ تولیدی و اقتصادی می‌شود. به همین دلیل هم بود که دکتر مصدق می‌گفت «اقتصاد منهای نفت»، یعنی اقتصاد خودمتکی و مولد و سالم. وقتی نفت به‌عنوان منبع درآمد کشور درمی‌آید، امکان بروز همهٔ فسادها از همینجا تغذیه می‌شود؛ و می‌بینیم که همواره شماری اختلاس‌گر در بخش‌های گوناگون نظام پیش و پس از انقلاب به‌گونه‌ای مزمن در کمین ارتکاب فساد مالی نشسته بودند.

    این نظام نسبت به نظام گذشته، عمومی‌تر یا به تعبیری مردمی‌تر شده است

    البته به‌دلیل اینکه نظام ایران پس از انقلاب، نسبت به نظام گذشته، عمومی‌تر یا به تعبیری مردمی‌تر شده و اقشار مختلفی در آن دخیل شده‌اند، کنترل و کیفیت نخبه‌گرایانه‌اش هم کمتر شده است. بنابراین، ممکن است گروه‌ها و اقشار مختلفی به‌صورت گسترده‌تری ذینفع در برنامه‌های غیراصولی شده باشند، به اعتنا به محیط زیست، تا میراث فرهنگی و عدالت اجتماعی و مصالح اکثریت جامعه. چنان‌که می‌بینیم مجموعه این مسائل روی هم انباشته و بحرانی شده‌اند،‌ به‌نحوی که اگر حوادث دو دهه قبل را بررسی کنیم متوجه این انباشتگی انفجاری «بحران‌های تو در تو»خواهیم شد.

    به نظر شما اعتراضات سال‌های اخیر چه تفاوت‌هایی با وقایع پس از انتخابات سال ۸۸ داشته است؟

    پس از انتخابات سال ۸۸ یک جنبش مدنی اعتراضی در مورد بحث رأی و اقتضای شفافیت سیاسی به‌وجود آمد. اما پس از این‌که آن وقایع به نتیجهٔ مشخصی نرسید، جامعه در دههٔ بعد وارد فاز جدیدی شد و حول مسائل مطالباتی و صنفی و با کنش‌گری و واکنش‌های انفجاری در جنبش‌ها و حرکت‌های اجتماعی-اقتصادی علیه سیاست‌های کلان «نولیبرالی» که آزادی قیمت‌ها، گرانی و تورم و اختلافات طبقاتی را تشدید می‌کرد، شکل گرفت. در حالی‌که بحران معیشتی موجود باعث شده تا علاوه بر این‌که طبقهٔ متوسط نگران آیندهٔ خود شوند، اقشار تهی‌دست دیگر ناتوان از ادامه بقا شوند. 

    موضوع اصلی اعتراضات اخیر مسئلهٔ معیشت و «نان» است

    این وضعیت عمدتا در مناطقی مشهودتر است که در آن شورش‌های اعتراضی اخیر رخ داده است. زمینهٔ اجتماعی گسترش اعتراضات از سال ۹۶ تا کنون را به‌روشنی می‌بینیم که اغلب کانون‌های اصلی اعتراضی در مناطق فقیر و محروم بوده‌ است. بنابراین اعتراضات دو سال اخیر با اعتراضات اواخر دهه ۸۰ از این حیث متفاوت است که جنبش اعتراضی ۸۸ جنبش طبقه متوسط شهری جامعه بود که نسبت عدم شفافیت‌ها در سپهر حاکمیت قانون معترض بود. موضوع اصلی اعتراضات اخیر اما مسئلهٔ معیشت و «نان» و اعتراض به این‌ست که نمی توان با ریتم تورم و گرانی ادامهٔ بقا داد.

    این اعتراضات نشان دهندهٔ شکاف میان مردم و حاکمیت به‌معنای اعم خود است. این شکاف در دو دههٔ اخیر هم به‌صورت سیاسی و هم اقتصادی خود را نشان داده است. اما آنچه شرایط را بحرانی‌تر می‌کند عدم شفافیت، ابهامات و معماهایی است که به‌دلایل  گوناگون هم می تواند از درون نظام برخیزد و و هم از سوی سرخوردگان و حاشیه‌نشینان جامعه هم  از خارج از کشور و قدرت‌های بیگانه روی آن سرمایه‌گذاری شود و بهره‌برداری‌های لازم صورت گیرد، به‌گونه‌ای که این شکاف حالتی انفجاری و خشونت کور وتخریبی مطلق به‌خود بگیرد؛ و البته این روند می‌تواند ما را وارد فازی کند که سرنوشتی مشابه لیبی، سوریه یا افغانستان پیدا کنیم.

    بحران معیشتی و ناامیدی موجب بروز اعتراض در منطقه شده است

    فکر می کنید دست‌کم بخشی از دلایلی که این کشورها را با این سرنوشت مواجه کرده عدم شفافیت بوده است؟

    به‌طور کلی اکثر جنبش‌هایی که در خاورمیانهٔ عربی و جهان اسلام به‌راه افتاده، اعتراضات بر حقی علیه وضع‌ موجود و نظام‌ها و حاکمیت‌هایی است که به‌تعبیر لنینی، دیگر نمی‌توانند مانند سابق کشورهایشان را اداره کنند زیرا دچار خودکامگی و فساد شده‌اند. همچنین بحران معیشتی و ناامیدی موجب بروز اعتراض در این کشورها شده است.

    بنابراین، اعتراضات در خاورمیانه عربی هم دلایل روانی داشته، هم دلایل اقتصادی و سیاسی که سال‌ها روی هم انباشته شده اند. و از دیگر سو، البته شکی هم نیست که قدرت‌های خارجی بر روی این اعتراضات سرمایه‌گذاری و به‌نحوی تلاش کنند تا آنها را به‌سمت خود بکشانند. چه بسا برخی نظام ها شبیه اسرائیل منفعتی در تثبیت اوضاع در خاورمیانه نداشته باشند و به‌دنبال این باشند که بنیهٔ کشورها ضعیف و در همین وضعیت فعلی باقی بماند. بنابراین، اینکه چرا این جنبش‌ها در برخی کشورها منحرف شده یا به‌هرشکل موفق نشده‌اند، بحث دیگری است. در همه آنها اما، شروع قیام‌ها از اعتراض به وضعیت موجود ناموجه بوده است.

    عده ای به اشتباه فکر می کنند اعتراض کردن غلط است و مسئول چنین وضعی معترضین هستند

    همه قدرت‌ها در چنین موقعیت‌هایی به نفوذ و به انحراف کشیدن مسیر جنبش‌های اعتراضی فکر می‌کنند. ولی این دلیل بر این نمی‌شود که ما ضعف و زمینه‌ٔ درونی و دلایل موجه اعتراضات را نبینیم. برای نمونه، اگر در کشوری بیشتر اعتراض و انقلاب گسترده و موفق می‌شود و در کشور دیگری کمتر، علت آن است که مدیریت تاکنونی نظام ها در برخی کشورها و وضع موجود یکی شکننده تر از برخی دیگر بوده است. بعضی کشورها نتوانستند اعتراضات درون جامعهٔ خود را جمع و جور کنند و همین باعث فروپاشیدن کشورها شده است. در این وضعیت، عده ای به اشتباه می‌پندارند که شاید اعتراض از اساس غلط بوده و مسئول چنین وضعی منتقدین یا معترضین بوده‌اند، در حالی‌که اینها مسئولین اولیه نیستند و رفتارشان واکنشی علیه وضع موجود بوده‌ است. مسئول اصلی، مسئولین همهٔ کشورها هستند.

    در کشور ما، سیاست‌های دولت‌های پس از جنگ مبتنی بر مبانی «سوسیال دموکراتیک» نبوده است. یعنی سیاست‌هایی که بر پایهٔ دفاع از تامین و پوشش‌های اجتماعی، حل اختلافات طبقاتی و دفاع از اکثریت اجتماع بوده باشند، رعایت و اعمال نشده است و سطح اقدامات در این حد بوده که ما بتوانیم در اقتصاد معاملات و مبادلات کلاسیک انجام دهیم. به‌تعبیری دیگر، دلایل صرف بازاری آورده و چنین بینشی را حاکم کرده‌اند.

    شعارهای حاشیه ای ناشی از مغالطه میان وضع موجود با وضع گذشته هستند

    به اعتراضات اخیر بازگردیم. همانطور که در مصاحبه قبلی با جماران تلویحا گفته بودید «اگر راهی که می رفتیم درست بود تمایل به شعارهای ارتجاعی در میان معترضین ایجاد نمی شد»؛ یعنی میل به بازگشت به گذشته‌ای که شاید نسل جوان شناخت ملموسی از آن نداشته باشد. به‌نظر شما باید چه اقداماتی انجام شود تا معترضان اگر هم بخواهند اعتراضی کنند، آگاهانه دست به این کار بزنند؟

    این شعارهای حاشیه‌ای که به‌شکلی واکنشی به‌ویژه در اعتراضات دوسال قبل سرداده شد، و گاه ادامهٔ آن‌را در شعارهای نژادی پاسارگاد و کمتر در اعتراضات اخیر شاهد بودیم، واکنش‌هایی اند که ناشی از قیاس غلط یا مغالطه میان وضع موجود با وضع گذشته برمی‌خیزد و تمامیت آن یعنی اینکه چگونه وضع گذشته به وضع فعلی تبدیل شد، و این از دل آن برآمد ناگفته می‌ماند. مقایسه‌های میان وضع موجود با گذشته تنها در بُعد آزادی‌های اجتماعی و یکسری نمادهای صوری مشابه و اغلب مربوط به دورهٔ کوتاه بهای نفت بالا و ریخت و پاش‌های ناشی از آن در جامعه، صورت می گیرد. در حالی‌که باید یک مقایسه اساسی میان آن دوره با سیستمی آزاد و دموکراتیک و معطوفبه عدالت اجتماعی صورت گیرد تا وضع واقعی آن دوران به تصویر کشیده شود.

    در دورهٔ گذشته، نطفه‌هایی کاشته شد که امروز رشد یافته‌اند و انقلاب نیز علیرغم وعده‌هایی که داد نتوانست جلو آن روندها را بگیرد. برای نمونه، پس از آن‌که در دورهٔ پهلوی سیستم سنتی تولید فئودالی کشور بر هم خورد و قرار شد سیستم بورژایی از دل آن بیرون آید، مهاجرت روستائیان به شهرها شروع شد و پس از انقلاب نیز ادامه پیدا کرد. به نحوی که شکل‌گیری کلان‌شهرهای امروز محصول همان سیاست کلان است. یعنی روند کشاورزی در روستاها متوقف و هیچ اقتصاد سالم صنعتی جایگزین آن نشد.

    هرچه گذشته فراموش‌تر می‌شود، «طلایی»تر می شود

    همیشه این تمایل در میان عموم جامعه وجود داشته که گذشته را با حال مقایسه کند و به‌تعبیری هرچه گذشته فراموش‌تر می‌شود، «طلایی»تر می شود. در حالی‌که گاه طلایی به‌معنای «خیلی زرد» بوده است! در چنین حالتی نقاط منفی به فراموشی سپرده می‌شوند و تنها خاطرات خوبش به یاد می‌ماند. ما در کشور روندی را طی کرده ایم و متاسفانه این روند به‌جایی نرسیده که بتواند بدیل یا آلترناتیوی آزاد و عادلانه و رشدیافته برای وضع موجود بنشاند. این نقشی است که روشنفکران و نیروهای آگاه جامعه باید ایفا کنند تا جامعه به جای چنین مقایسه‌هایی و حسرت گذشته‌ای را که از شرایط آن باخبر نبوده، به فکر و دست‌اندرکار طرحی نو برای آینده شود.

    در همین راستا می بینیم که رویکرد رسانه‌های فارسی‌زیان خارج از کشور نیز بر همین محور است که نظام گذشته را بهتر از سیستم فعلی نشان دهند و طوری وانمود کنند که انگار تمام مطالبات معترضان در کشور در بازگشت به وضع گذشته خلاصه می شود! در این رابطه می توان چه تحلیلی داشت؟

    اقلیت‌ها و بقایای نظامات و نیروهای سابق با قدرت مادی و تبلیغاتی به ارث مانده از گذشته و به اتکای بر قدرت‌های بزرگ و رقیب منطقه می‌خواهند جنبش‌های انتقادی و اعتراضی جامعه را تقلیل به اقلیت همفکر خود دهند و تصرف کنند. آنها همچنین سرمایه گذاری می‌کنند برای اینکه جنبش ها را به‌سمتی که می‌خواهند هدایت کنند؛ همانطور که در درون نظام نیز کسانی تلاش می کنند تا کل اعتراضات را به «اغتشاش‌گری» تقلیل دهند، این دو طیف مکمل هم می‌شوند تا صدای واقعی اعتراض مردم شنیده نشود. در چنین وضعیتی جنبش مطالبه محور مردم قربانی این دو طیف می‌شود.

    اقشاری در جامعه از ناهنجاری‌های موجود در رنجند و دست به اعتراض می‌زنند

    باید پرسید مگر جامعهٔ ما چه می‌خواهد؟ جز یک نظام اجتماعی- اقتصادی سالم و انسانی و پیشرفته‌ ومتعالی‌تر؟ اقشاری در جامعه از ناهنجاری‌های موجود در رنجند. در نتیجه دست به اعتراض می‌زنند. بنابراین مشخص است که جامعه چه می‌خواهد؟ یک نظام اقتصادی تضمین‌کننده شغل که دانشجوی فارغ‌التحصیل بتواند در آن کار پیدا کند و «فرار مغزها» اتفاق نیفتد. فرار مغزها چه علتی دارد؟ یکی از این علت‌ها معیوب بودن سیستم آموزش و پرورش از سویی و نظام اقتصادی ما به‌طورکلی از دیگر سو است که نمی‌تواند نخبگان را جذب کند. در نتیجه، پدیده‌هایی نظیر فرار مغزها، افسردگی جوانان و ناامیدی از اصلاح وضع موجود، و…، جملگی دلایلی روشن فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی دارند.

    باید دید رسانه‌های نیروهایی در خارج که می‌کوشند برای داخل بدیل‌ و آلترناتیو بسازند، بین خود در همان حدی که قدرت دارند چه نوع نظام‌های دموکراتیکی به‌وجود آوردند؟ اگر سازمان، حزب یا گروهی هنوز نتوانسته «دموکراسی» موعود  خود را درمیان خود عملی کند، دیگر چگونه حرفش حقانیت یا جاذبه خواهد داشت؟ ولو اینکه قدرت تبلیغاتی وتخریبی بالایی و میزان تاثیرگذاری زیادی هم داشته باشد.

    نیروهای افراطی در هر سوی جهان همدیگر را تقویت می کنند

    رسانه ها و گروه‌های کوچکی هم همواره می توانند هیاهو و جنجال زیاد ‌راه بیندازند و خبرساز شوند، اما تاثیر خبری به‌معنای قدرت و سرمایهٔ اجتماعی نیست. به‌همین دلیل هم هست که نیروهای افراطی در هر سوی جهان همدیگر را تقویت می کنند؛ به‌نحوی که یکی از آن‌سوی دنیا می‌گوید «های» و دیگری از این گوشه می‌گوید «هوی». بنابراین نوعی «وحدت منفی» میان هم برقرار می‌سازند.

    در برابر این خطرات محتمل، روشنفکران و نیروهای آگاه و مصلح باید هوشیاری و قدرت پیش‌بینی و پیش‌گیری داشته باشند و روش‌های درست و اصولی را انتخاب کنند. زیرا وقتی خشونت یا صحنهٔ جنگ داخلی پدیدار شود، گرد و غباری ایجاد خواهد شد که تفکیک صفوف از یکدیگر ناممکن می‌شود. در چنین فضایی هرنوع سوءاستفاده‌ای از هر سو می‌تواند صورت گیرد. وقتی شفافیت و گفت وگو باشد، هم به نفع معترضین است هم مسئولین. اما در شرایط جنگ داخلی و خشم کور، خواسته‌های برحق از میان می رود و نمونه‌های بسیاری برای اثبات این مدعا وجود دارد.

    تشکیل یک «کمیته حقیقت‌یاب ملی» ضروری است

    در گذشته شاهد بودیم برای برخی حوادث «کمیته ملی رسیدگی» تشکیل شده است، به نظرتان برای حوادث مربوط به هفته های اخیر می توان چه اقدامی انجام داد؟

    برای اعادهٔ اعتماد میان مردم و مسئولان، تشکیل یک «کمیته حقیقت‌یاب ملی» برای بررسی ریشه‌ها، و ارائه اطلاعات موثق پیرامون حوادث اخیر کشور ضروری است. در حوادث مربوط به سال ۸۸ نبود چنین «دیده‌بانی» نقیصه‌ای ملی و موجب اعتبار یافتن اطلاعات منتشر در فضای مجازی و آنتن‌ها می‌شد. به نظر می‌رسد که در این مقطع، پرداختن به چنین مسأله ای نقش و وظیفهٔ وکلا و حقوقدانان مستقل کشور باشد تا خطاب به دستگاه قضایی و افکار عمومی با شفافیت عینی و حرفه‌ای، به تعیین تعداد قربانیان، میزان خسارت‌ها، تشخیص مسئولیت‌ها در هر دو سو و خلاصه رفع ابهام در همهٔ ابعاد این وقایع همت نمایند.

    نقش رسانه‌ها نیز بسیار مهم است که بتوانند بی طرفانه و به‌صورت مستقل مسائل به‌وجود آمده را فراسوی التهابات دنبال کنند. بنابراین با این‌که ممکن است پیگیری این مسأله برای اهل رسانه بهایی سنگین به‌دنبال داشته باشد، بازاز اصول اخلاقی حرفه‌ای آنهاست که در پی کشف حقیقت باشند. شما بنابه تعریف شغلی و در مقام گزارشگر و خبرنگار باید با جامعه ارتباط برقرار کنید و بدون هراس از پرداخت هزینه، خبرهای واقعی را مخابره کنید.

    همه مقصریم

    وقتی حرف از اخلاق زده می شود. همه مقصریم. از این منظر است آن سخن ابوذر غفاری که می‌گوید: «در شگفتم از کسی که در خانه اش نانی نمی‌یابد و با شمشیر آخته اش بر مردم نمی شورد». می توانند بگوییند مردم چه تقصیری دارند که یکی گرسنه است؟ ابوذر می گوید کل جامعه به‌لحاظ اخلاقی مقصر است. نتیجه‌گیری اخلاق این‌که نمی‌توان بی تفاوت بود: چو عضوی به‌درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار. امروز می‌بینیم در بخش‌هایی از جامعه انگار هیچ اتفاقی نیفتاده و آنها زندگی عادی خود را دنبال می‌کنند. در حالی‌که بخش‌های دیگر جامعه همزمان چنین رنج‌هایی را متحمل شده‌اند و چنین مصایبی برایشان اتفاق افتاده است.  

    و اما علاوه بر همه جامعه که مسئول اخلاقی است، مسئولین به‌لحاظ حقوقی نیز از همه مسئول‌تراند. آنها نمی‌توانند اتفاقات را به‌گردن منتقدین، معترضین بیندازند و آنها را به اقلیتی تقلیل دهند که به‌نام «اغتشاشگرانی» معرفی کنند که دست به خشونت برده‌اند.

    روش‌هایی نظیر پارازیت و فیلتر جوابگو نیست

    اگر نوعی «کنفرانس ملی» با حضور معتمدین مردم از سویی و شخصیت‌های مورد اعتماد نظام از دیگرسو برای بررسی حوادث اخیر تشکیل شود، نشان رشد و بلوغ عمومی کشور ما در جهان تلقی خواهد شد. زیرا ما فراسوی فکر قصاص و محاکمه بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر، نیاز به تشکیل نهادی برای بررسی منصفانه و بی‌طرفانه ابعاد و خسارات  وقایع، فراسوی برخوردهای جناحی و تصفیه‌حساب‌های سیاسی، اخیر داریم. و خلاصه، شیوهٔ برخورد به‌گونه‌ای باشد که هم افکار عمومی ایران و هم افکار عمومی دنیا را قانع کند.

    زیرا امروز با وسایلی که وجود دارد، همه چیز در دنیا علنی است. یعنی همانطور که ما اعتراض «جلیقه زردها»ی فرانسه را لحظه به لحظه در شبکه‌ها می‌بینیم، آنها نیز اعتراضات درون کشور ما یا کشورهای دیگر مشاهده می‌کنند. نباید چنین تلقی کنند که به‌ محض بستن اینترنت دیگر خبری منتشر نمی‌شود. بی‌ تردید روش‌هایی نظیر پارازیت و فیلتر جوابگو نیست و تنها باعث ایجاد درآمد برای اشخاصی می‌شود که از این راه در کنار ارایه راه‌های دورزدن این امور امرار معاش می‌کنند. شاید هم مشاوره‌های چنین قشر و افراد «تکنیسینی» است که مسئولین را مجاب می‌کند تا از چنین راه‌کارهای ناموفقی استفاده کنند.

    هم نظام و هم مردم از مجموعه اعتراضات و انفجارهای گذشته درس بگیرند

    ولی نه مسئولین و نه مردم نباید فریب چنین روش‌هایی را بخورند و چنین برداشت شود که اگر بیش از یک هفته اینترنت قطع شده، این امر باعث امنیت عمومی شده است. متاسفانه برخی چنین نگاهی دارند. در حالی‌که ادامهٔ چنین روندی خود دامن‌زننده به حسّ ناامنی می‌شود. به نحوی که وقتی ما از وقایع خبر نداشته باشیم، باعث پخش نگرانی عمومی و گسترش شایعات در کشور می‌شود. قطع اینترنت و اقداماتی از این دست بیش از آن‌که منجر به امنیت برای کشور شود، اقدامی تحریک‌کننده در جامعه است. در همه جای دنیا اعتراض رخ می‌دهد. ولی وقتی اینترنت قطع می‌شود هر خبری بدون منبع و غیردقیق درست قلمداد شده و به‌سرعت پخش می‌شود.

    راه‌حل این است که هم نظام و هم مردم از مجموعه اعتراضات و انفجارهای گذشته درس بگیرند و راه اساسی این نیست که با گسترش «ترس و طمع و جهل» اوضاع را کنترل کنیم. به‌ نظرم ایدهٔ کمیته حقیقت‌یاب ملی متشکل از چهره‌های مردمی، حقوق‌دانان و مسئولین فکر خوبی است. با این کار اعتماد جامعه به‌وجود می‌آید، و در غیراین‌صورت باز خشم‌ها بیش از پیش انباشته می‌شوند و بر گسترهٔ اعتراضات در آینده خواهد افزود.

    ۶۴۲۱۷۲۱۷

  • نامه سرگشاده دو تشکل دانشجویی به رئیس صدا و سیما/ از مدیران واپسگرا چه خیری دیدید که بر حفظ‌شان مصرّید؟!

    نامه سرگشاده دو تشکل دانشجویی به رئیس صدا و سیما/ از مدیران واپسگرا چه خیری دیدید که بر حفظ‌شان مصرّید؟!

    بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه تهران (آرمان) طی نامه‌ سرگشاده‌ای به علی‌عسگری، نقدها و مطالبات خود را بیان کردند. در این بیانیه با طرح برخی مشکلات، خطاب به رییس صداو سیما آمده است:

     «از حدود ۲۲۰ نفر نیرویی که مشمول قانون منع به کارگیری بازنشستگان می‌شدند،  ۲۰۰ نفر از آنها بازنشسته شده و تنها ۲۰ نفر باقی ماندند که به آنها احتیاج داشتیم و بعد از ۲۲ بهمن به تدریج این تعداد هم بازنشسته خواهند شد.»
    جملات فوق، بخشی از صحبت‌های حضرتعالی در جلسه با اعضای تشکل‌های دانشجویی است؛ جلسه‌ای که در ۱۶ آذر سال گذشته برگزار شد و ما را به تحقق اصلاحات اساسی در رسانه ملی امیدوار کرد. حالا اما قریب به ۱۰ ماه از آن ۲۲ بهمنی که قولش را داده بودید گذشته و متاسفانه آش همان آش است و کاسه همان کاسه.

    این تشکل های دانشجویی اعلام کردند که مهمترین و اثرگذارترین ارکان رسانه ملی را می‌توان معاونت سیما، معاونت سیاسی و اداره کل بازرگانی دانست و بی‌تعارف اصلاح رسانه ملی بسته به اصلاح این سه رکن اساسی صداوسیماست. با وجود این درجه از اهمیت، متاسفانه هنوز ریاست این سه بخش در انحصار مدیران بازنشسته و واپسگرا قرار دارد و بدتر اینکه عزمی هم برای پایان دادن به این مدیریت منفعل از سوی شخص شما دیده نمی‌شود. سوال این است که به راستی این مدیران همیشگی رسانه ملی چه دست‌آورد شاخص و قابل ملاحظه‌ای را به ارمغان آورده‌اند که اینقدر بر باقی ماندن‌شان در مسند مدیریت اصرار می‌کنید؟!

    در این بیانیه با ذکر ناکارآمدی صداو سیما در نبرد رسانه ای تاکبده شده که می‌توان از مصادیق این مدیریت ورشکسته و منفعل نمونه‌های زیادی را ذکر کرد؛ از اداره کل بازرگانی صداوسیما که در آن رسماً سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی در برابر اسکناس اسپانسرها لگدمال می‌شود تا معاونت سیاسی که با مواضع منفعلانه خود در بزنگاه‌های جنگ رسانه‌ای، قافیه را باخته و خبر مسرت‌بخشی را به اردوگاه دشمن مخابره کرده است. هجوم مردم به منابع خبری ضدانقلاب در شبکه‌های اجتماعی را می¬توان از نتایج همین نگاه پوسیده و منفعل دانست. مع‌الاسف از این دست ناکارآمدی‌ها سخن بسیار می‌توان گفت اما در این مجال اندک فقط به یکی از این موارد متعدد می‌پردازیم.

    جناب آقای علی عسگری! دو احتمال بیشتر وجود ندارد؛ یا شخص حضرتعالی تعمداً و برخلاف وعده‌ای که ۱۶ آذر سال گذشته دادید، در حفظ مدیران بازنشسته و ناکارآمد مصرّید که در این صورت مِن بعد شما را هم بایستی به عنوان بخشی از مدافعان وضع موجود در رسانه ملی تحلیل کرد و باید از منافع احتمالی‌تان در حفظ وضع موجود پرسید. احتمال دیگر اما این است که فشارهای بیرونی مانع شما دراعمال تغییرات می‌شود که دراین صورت از شما می‌خواهیم شجاعانه وجود این فشارها را رسانه‌ای کنید تا بر همگان عیان شود که چه کسانی از حفظ وضع موجود در صداوسیما منفعت می‌برند و بهشت‌شان مدیریت ناکارآمد بازنشسته‌هاست!

    در انتها و برای چندمین بار در دو ماه اخیر از جنانبعالی دعوت می‌شود تا برخلاف سال گذشته، این بار در صحن دانشگاه و در میان دانشجویان حاضر شده و پاسخگوی مطالبات صریح و تخصصی ایشان باشید.

    ۲۳۲۳

  • روایت متفاوت آشنا از سخت شدن شرایط اقتصادی برای مسافرکش‌های شخصی

    روایت متفاوت آشنا از سخت شدن شرایط اقتصادی برای مسافرکش‌های شخصی

    به گزارش خبرآنلاین، حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهور با انتشار توییتی نوشت:

    ‏چراغ بنزینش روشن شده بود. ‏گفت: تمام شد؛ ۱۰ لیتر زدم ۳۰ تومن ولی باهاش فقط ۲۶ تومن کار کردم.

    ‏جماعت زیادی از راه مسافرکشی با ماشین شخصی زندگی می کنند یا به کمک آن به عنوان کار دوم زندگی شان را اداره می کنند.

    ۶۴۲۱۷۲۱۷

  • درخواست یک حقوقدان برای تحقیق از فرماندار شهر قدس و دستور تیر او

    درخواست یک حقوقدان برای تحقیق از فرماندار شهر قدس و دستور تیر او

    او می گوید: «معترضان در را شکستند و وارد شدند. سینه سپر می‌کردند و می‌گفتند اگر می‌توانید ما را بزنید. چون می‌دانستند نیروی انتظامی دستور شلیک ندارد… به نیروی انتظامی دستور دادم به هر کس که وارد ساختمان فرمانداری شد شلیک کنند.»

    این اولین موردی است که به طور مشخص معلوم می شود دستور تیر توسط چه کسی صادر شده است. خانم واثقی صادقانه سخن گفته است. اما در این صداقت و صراحت نوعی تبختر و خوی خشونت دیده می شود.

    در هرحال لازم است از این ماجرا تحقیق و بررسی کامل به عمل آید. آیا شرایط برای دستور تیر فراهم بوده است؟ آیا نیروی انتظامی مستقر در محل مجاز به تبعیت از دستور او بودند. نتیجه دستور تیر چه بوده؟ آیا کسی با این دستور مجروح یا کشته شده است؟ مقررات انتظامی در این موارد چه می گوید؟ آیا بدون دستور تیر امکان حراست از ساختمان فرمانداری نبود؟

    او گفته است مأموران حفاظت فرمانداری برای حفاظت از شهرداری رفته بودند. مضمون این حرف خانم واثقی می تواند این باشد که اگر آنها در محل فرمانداری می بودند احتمالاً قادر به مهار مهاجمین می شدند. به عبارت دیگر اگر در مواجهه با مهاجمین به شکل حرفه ای و اصولی با نیروی کافی رفتار می شد، نیازی به شلیک گلوله نبود. آیا گزارشی که او می دهد درست است؟ در این صورت چرا برای تدارک دفاع از ساختمان فرمانداری نیروی کافی گسیل نشد. شاید با حضور مأمور محافظتی کافی، کار بدون شلیک یا دستور تیر فبصله می یافت. به این ترتیب غیر از خانم واثقی از کسان دیگری هم باید تحقیق شود که در آن محل مسئولیت انتظامی داشتند.

    دستگاه‌های نظارتی، خصوصاً دستگاه‌های نظارتی دولت، نمی توانند از این نمونه روشن به سادگی عبور کنند. باید تحقیقات دقیق و کافی انجام شود و میزان مسئولیت مقام‌های شهر قدس روشن شود و چنانچه رفتاری غیرقانونی یا خارج از اصول مدیریت بحران داشتند با آن برخورد شود.

    این نمونه می تواند مدخلی باشد برای تحقیق های فراگیرتر از سایر مناطق و ابعاد و ابهامت حوادث شهرهای مختلف.

    ۶۴۲۱۷۲۱۷

  • بررسی طرح اصلاح قیمت بنزین در مجلس خبرگان/ وزیر اطلاعات، رئیس اطلاعات سپاه و رئیسی گزارش می‌دهند

    بررسی طرح اصلاح قیمت بنزین در مجلس خبرگان/ وزیر اطلاعات، رئیس اطلاعات سپاه و رئیسی گزارش می‌دهند

    جلسه هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری به ریاست آیت‌الله جنتی عصر دوشنبه ۱۱ آذر در تهران برگزار شد. آیت‌الله سید احمد خاتمی در پایان نشست امروز هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری مباحث مطرح شده در این جلسه را تشریح کرد.

    سخنگوی هیات رئیسه خبرگان با اشاره به حوادث اخیر کشورمان گفت: در جلسه امروز هیات رئیسه مقرر شد در جلسه مشترک هیئت رئیسه و کمیسیونها که در تاریخ  ۲۶ دی ماه برگزار خواهد شد، ابعاد گوناگون طرح مدیریت مصرف سوخت و مسائل و حوادثی که پیرامون اجرای این طرح رخ داد به طور مستند مورد بحث و ارزیابی قرار گیرد.

    وی افزود: در اجلاس مشترک هیات رئیسه و کمیسیون‌های تخصصی مجلس خبرگان، حجت الاسلام والمسلمین رئیسی به عنوان نائب رئیس این مجلس، وزیر اطلاعات و همچنین رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، اخبار و اطلاعات لازم را درباره حوادث اخیر کشور ارائه می‌کنند.

    آیت الله خاتمی در ادامه با اشاره به مشکلات معیشتی مردم تصریح کرد: مردم ولی نعمتان این نظام و انقلاب هستند و لذا در جلسه امروز، بر لزوم توجه جدی مسئولان به معیشت مردم تأکید شد که مسئولان، مشکلات معیشتی مردم را درک کنند.

    وی تصریح کرد: قرار بود قیمت کالاها بالا نرود اما نمی‌شود از واقعیت‌ها گذشت که نرخ کالاها در حال افزایش است و این واقعیت را نمی شود نادیده گرفت.

    سخنگوی هیات رئیسه مجلس خبرگان افزود: در نشست امروز این هیات تاکید شد که همه مسئولان به ویژه مسئولان اجرایی بدانند که مردم صاحب این انقلاب هستند و باید برای رفع مشکلات معیشتی آنان باید اقدام ویژه شود.

    عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان در پایان با اعلام زمان و دستور کار هشتمین اجلاس رسمی مجلس خبرگان ابراز داشت: هشتمین اجلاس رسمی مجلس خبرگان رهبری«دوره پنجم» در تاریخ های ۱۴،۱۳ و ۱۵ اسفندماه سال جاری برگزار خواهد شد و دستور کار این اجلاسیه بررسی مواد باقی مانده و تصویب نهایی «طرح اصلاح قانون انتخابات مجلس خبرگان رهبری» خواهد بود.

    وی افزود : این طرح در کمیسیون آئین نامه مجلس خبرگان تصویب شده و نیاز است که تمام وقت اجلاس رسمی خبرگان در اسفند را به این موضوع اختصاص دهیم و آن را به اتمام برسانیم و به همین علت در اجلاس اسفند ، شخصیت مدعو نخواهیم داشت.

    ۲۱۷۲۱۷

  • پارلمان جمهوری آذربایجان منحل شد

    پارلمان جمهوری آذربایجان منحل شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از الجزیره، نمایندگان مجلس ملی جمهوری آذربایجان با اکثریت آرا طرح  پیشنهادی در باره انحلال مجلس این  کشور را تصویب کردند.

    پیش از این شورای سیاسی حزب حاکم «آذربایجان نوین » که  اکثریت  کرسی های مجلس ملی جمهوری آذربایجان را در اختیار دارد ، طرح  انحلال مجلس ملی و  برگزاری  انتخابات پارلمانی زودهنگام در این  کشور را پیشنهاد کرده بود.

    پیگیری برخی اصلاحات هدف از انحلال پارلمان آذربایجان عنوان شده و حال رئیس جمهور این کشور براساس قانون باید فرمان برگزاری انتخابات زودهنگام را صادر کند.

  • رژیم صهیونیستی به دنبال پیمان عدم تجاوز با کشورهای عربی است

    رژیم صهیونیستی به دنبال پیمان عدم تجاوز با کشورهای عربی است

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از النشره، منابع صهیونیستی از سفر یک هیأت سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی به آمریکا با هدف تلاش برای عادی‌سازی روابط با برخی کشورهای عربی خبر داده است.

    در همین ارتباط «اسرائیل کاتص» وزیر خارجه رژیم صهیونیستی مدعی شده است که هیأت این رژیم با هدف بحث در مورد انعقاد یک توافق «عدم تجاوز» با چند کشور عربی در واشنگتن مذاکراتی رسمی و علنی را دنبال خواهد کرد.

    پیش از این و حدود یک ماه پیش، اسرائیل کاتص، با انتشار پیامی در حساب توییتر خود اعلام کرده بود که اخیراً با حمایت ایالات‌متحده آمریکا ابتکاری سیاسی برای امضای معاهده عدم تجاوز با کشورهای عربی خلیج‌فارس را در پیش‌گرفته‌ام و این گامی تاریخی خواهد بود که به درگیری‌ها پایان و همکاری غیرنظامی را توسعه خواهد داد تا اینکه توافقنامه‌های صلح منعقد شود.

    همچنین پیشتر شبکه تلویزیونی آروتس ۱۲ اعلام کرده بود که وزیر خارجه رژیم صهیونیستی در سفر خود به نیویورک و در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ارتباط با عادی سازی روابط با مقامات کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس دیدار و گفتگو کرده است.