برچسب: انتخابات

انتخابات و نتایج انتخابات در مسایل سیاسی کشور

  • شکست عملیات آمریکایی «پنجه عقاب» برای بمباران منزل امام، انبار مهمات ارتش و مقر ریاست‌جمهوری/روزی که رئیس جمهور آمریکا به گریه افتاد

    شکست عملیات آمریکایی «پنجه عقاب» برای بمباران منزل امام، انبار مهمات ارتش و مقر ریاست‌جمهوری/روزی که رئیس جمهور آمریکا به گریه افتاد

    شکست عملیات آمریکایی «پنجه عقاب» برای بمباران منزل امام، انبار مهمات ارتش و مقر ریاست‌جمهوری/روزی که رئیس جمهور آمریکا به گریه افتاد
    امیر سرتیپ خلبان بازنشسته و جانباز محمد کریم عابدی نماینده مردم طبس در هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی که پس از وقوع این حادثه به عنوان کارشناس تیم حقیقت‌یاب حادثه مذکور تعیین شده بود، تحقیقات و بررسی‌های زیادی را پیرامون این اقدام و این اتفاق صورت داده و اطلاعات زیادی را در این باره در اختیار دارد.
    در ادامه بخش هایی از روایت گری وی از این حادثه را بخوانید؛
    دولتمردان کاخ سفید با طراحی عملیات «پنجه عقاب» کماندویی واکنش سریع در طبس برعلیه ایران به دنبال آن بودند تا مراکز مهمی چون منزل امام خمینی(ره) در جماران، مقر ریاست جمهوری، نخست وزیری، ستاد کمیته مرکزی و انبارهای مهمات ارتش و نقاط حساس کشور را بمباران کنند و همچنین شخصیت‏های مهم مملکتی را از بین برده و یک حکومت سوسیال دموکرات به سبک آمریکایی و به ریاست شاهپور بختیار را در ایران به روی کار آورند.
    این عملیات راهبردی برای آمریکا اهمیت فراوانی داشت، به همین علت دولتمردان کاخ سفید برای اجرای بهتر این عملیات و برای آن که بتوانند به اهدافی که در ایران در پی آن بودند، دست یابند، نزدیک به شش ماه در صحرای آریزونا که به کویر لوت ایران و به شرایط طبیعی صحرای طبس شباهت دارد، نیروهای کماندوی ویژه خود را در شرایط سخت آموزش دادند و تمرین‌های لازم را اجرا کردند تا پس از حمله به حریم هوایی کشور ایران، به محض ورود به صحرای طبس، آمادگی لازم را برای اجرای طرح‌های بعدی داشته باشند تا بتوانند گروگان‌های خود را به هر نحوی آزاد کنند.
    در چهارم اردیبهشت ۱۳۵۹ (۲۴ آوریل ۱۹۸۰) چهار فروند هواپیمای نظامی سی- ۱۳۰ و هشت فروند بالگرد مجهز آمریکایی برای آزادی ۵۳ گروگان، از ناو هواپیمابر نیمیتس جدا و از مرزهای هوایی جنوب، وارد فضای پروازی ایران شدند. ناو هواپیمابر نیمیتس‌ چهار ماه پیش از این حمله (دی ۱۳۵۸) با عنوان نیروهای موسوم به «واکنش سریع‌» وارد خلیج فارس شده بود. پس از ورود هواپیماها و بالگردهای آمریکایی، یکی از پاسگاه‏های مرزی عبور آن‌ها را گزارش می‏دهد، امّا به دلایلی نامعلوم به آن گزارش ترتیب اثر داده نمی‌‏شود. به این ترتیب آمریکا با تعدادی هواپیمای نظامی و بالگرد، حمله خویش را به ایران آغاز می‌کند.
    در یک هواپیمای سی-۱۳۰ حدود ۱۳۰ نفر کماندو و تجهیزات انفرادی و در یک هواپیمای سی ۱۳۰ دیگر سلاح‌ها و تجهیزات مدرن و مختلف مانند کپسول‌های کوچک و بزرگ گازهای خواب آور، موتورسیکلت‌های تریل کم صدا و جیپ‌های کوچک حمل می‌شدند و یک فروند سی ۱۳۰ دیگر سوخت رسان (k-c) و یک هواپیما هم رزرو بود. هر بالگرد ظرفیت حمل ۳۵ نفر از کماندوها را داشت. بالگردها تا مدت سه ساعت و نیم می‌توانستند پرواز کنند و بعد نیاز به سوخت گیری مجدد داشتند.
    هواپیما و بالگردها که حامل موتور سیکلت‌ها و جیپ‌های نظامی و نارنجک و توپ و مسلسل بودند، در صحرای طبس در فاصله ۳۰۰ مایلی جنوب شرقی تهران به زمین نشستند تا پس از سوخت گیری از آن مکان، عملیات آزادسازی گروگان‌ها را آغاز نمایند.
    هواپیمای سوخت رسانی و سایر هواپیماها نیز در فواصل معین در همان نقطه تعیین شده طبق نقشه فرود آمدند. هواپیمای سوخت رسانی برای انتقال سوخت به بالگرد باید روشن باشد. وقتی چهار بالگرد از نظر سوخت تکمیل شدند، شلنگ بنزین (از هواپیما) به بالگرد پنجم نرسید. به همین علت به خلبانش دستور داده شد بالگرد را به مکان نزدیکتری انتقال دهد.
    در هنگام سوخت گیری چهار فروند قبلی، یک اتوبوس مسافری که از مشهد عازم طبس و از جاده مجاور محل فرود، با تعدادی مسافر در حرکت بود، وقتی به نزدیک ترین مکان جاده به محل فرود آمریکایی‌ها می‌رسد، متوقف و سرنشینان آن توسط کماندوهای امریکایی دستگیر و به داخل هواپیمای سی-۱۳۰ انتقال داده می‌شوند.
     همزمان با آماده شدن بالگرد پنجم برای پرواز، یک تانکر سوخت هم از همان جاده در حال عبور بود. چند تکاور آمریکایی به او ایست می‌دهند، راننده به تصور آن که آنان از راهزنان و یا قاچاقچی‌ها هستند،به ایست آنها توجه نکرده به سرعت و در تاریکی شب فرار می‌کند. هنوز فاصله زیادی دور نشده بود که گلوله‌های نظامیان امریکایی به مخزن سوخت خودرو اصابت می‌کند و سبب آتش گرفتن آن می‌شود.
    نور و شعله‌های مهیب آتش محل فرود امریکایی‌ها را روشن و سبب ضعف دید آن‌ها می‌شود. لحظه ای که تانکر آتش می‌گیرد و تولید شعله‌های آتش می‌کند، مقارن با هنگامی شده که بالگرد پنجم چند متر از زمین فاصله گرفته بود تا در مکان نزدیک تری نسبت به هواپیمای سوخت رسانی بر روی زمین بنشیند، اما روشن شدن ناگهانی منطقه در اثر آتش تانکر بنزین قدرت بینایی خلبان را برای چند لحظه دچار ضعف می‌کند.
    **گردباد آتش**
    در آن هنگام نور حاصل از شعله‌های آتش تانکر که دید خلبان هلیکوپتر را کاهش داده بود با حرکت باد شدیدی که از گردش ملخ‌های هلیکوپتر و ملخ‌های چهار موتور هواپیما ایجاد شده بود تبدیل به گردبادی از شن و خاک تبدیل و ملخ هلیکوپتر به هواپیمای سوخت رسان(k-c) برخورد و سبب انفجار هواپیمای سوخت رسان و هلیکوپتر شد.
    در اثر آن انفجار چهار نفر از خدمه بالگرد و پنج نفر از خدمه هواپیما در آتش می‌سوزند و به یکی دیگر از بالگردها نیز صدمه وارد می‌شود. به این ترتیب دو بالگرد دیگر از مسیر پرواز و مأموریت خارج می‌شوند و فقط چهار بالگرد دیگر باقی می‌ماند. با چنین حادثه ای دو اتفاق دیگر در همان لحظه، یکی در همان نزدیکی‌ها (در پاسگاه ژاندارمری رباط خان) و دیگری در کاخ سفید امریکا روی می‌دهد. مأموران پاسگاه که در فاصله نزدیک خود انفجار و آتش سوزی را شاهد بودند، به یگان مرکزی ژاندارمری شهر طبس اطلاع می‌دهند و موقعیت منطقه را نیز مشخص می‌کنند.
     رویداد همزمان دوم آن بود که کاخ سفید که هر لحظه پی گیر پیشرفت نیروهایش در ایران بود، دچار نگرانی و وحشت می‌شود و وقتی این خبر مهیب انفجار هواپیما و هلیکوپتر توسط فرمانده عملیات به اطلاع کارتر (رییس جمهور وقت) می‌رسد، به گریه می‌افتد.
    در واقع او مطمئن شده بود عملیات مهم آن‌ها که از ماه‌ها قبل برای اجرایش تمرین شده و به شدت به آن امیدوار بود، اینک با ناکامی و شکست منجر شده، ضمن آن که چنین حادثه ای فقط شکست نظامی نبود، بلکه پیامدهای منفی سیاسی در صحنه بین الملل نیز برایش به دنبال خواهد داشت.
    کارتر در آن لحظه با اشک و حسرت می‌گوید: «خدای خمینی بر خدای من چیره شد!» و سپس دستور عقب نشینی و تخلیه کماندوها را به فرمانده عملیات اعلام می‌کند. فرمانده عملیات هم پس از فروکش کردن آتش، دستور بازگشت را صادر و هلیکوپترهای باقی مانده را رها کرده و مسافران اتوبوس را از هواپیما پیاده می‌کند، کماندوها و خدمه هلیکوپترها را از منطقه خارج و نجات می‌دهند.
    **اطلاع مسؤلان محلی**
     همان شب پس از فرود بالگردهای آمریکایی در صحرای طبس، نیروهای پاسگاه ژاندارمری رباط خان که شاهد فرود بالگردهای آمریکایی بودند، مشاهدات خود را به ژاندارمری و مسئول کمیته انقلاب اسلامی طبس (مرحوم حجت الاسلام حیدری) اطلاع می‌دهند. پس از کسب این خبر تعدادی از نیروهای ژاندارمری و کمیته برای کسب اطلاعات دقیق به منطقه اعزام می‌شوند.
     راننده تانکر حامل بنزین که از جاده نزدیک محل فرود نیروهای آمریکایی در حال عبور بود، پس از تیراندازی نیروهای آمریکایی به تصور آن که از سوی اشرار منطقه مورد هدف واقع شده، به سرعت از تانکر پیاده می‌شود و به سمت خلاف حرکت تانکر شروع به دویدن می‌کند و خودش را به تانکر بعدی که در فاصله حدود دو کیلومتری اش در حرکت بود، می‌رساند. هر دو راننده خودشان را به یزد (دفتر آیت الله صدوقی) می‌رسانند و اطلاع می‌دهند که صحرای طبس در سلطه اشرار واقع شده است (هنوز کسی از آمدن آمریکایی‌ها اطلاع نداشت).
    دفتر نماینده امام در استان و امام جمعه یزد هم این خبر را به فرمانده سپاه یزد اعلام می‌دارد و بلافاصله پنج نفر از سپاه یزد به فرماندهی محمد منتظر قائم به منطقه اعزام می‌شوند. بنابراین از اول صبح روز بعد، دو گروه نیرو از طبس و یزد در حال نزدیک شدن به منطقه فرود کماندوهای آمریکایی بودند.
    **اعلام شکست عملیات**
    صبح روز بعد خبر حمله نافرجام نیروهای آمریکایی به صحرای طبس توسط جیمی کارتر رییس جمهور آمریکا اعلام شد. پس از اعلام این خبر همزمان با نزدیک شدن نیروهای اعزامی از طبس و یزد، رییس جمهور وقت، بنی صدر دستور داد تا چند فروند هواپیمای جنگنده برای بمباران هواپیماها و بالگردها در صحرای طبس اقدام کنند. دو فروند هواپیمای فانتوم ارتش خود را به منطقه می‌رسانند و بالگردهای آمریکایی را مورد هدف قرار می‌دهند. در این تیراندازی‌ها چند فروند بالگرد و هواپیمای سی-۱۳۰ کاملاً منهدم شدند.
    در همان لحظه خودروی حامل پنج نفر سپاه یزد به محل حادثه رسیدند. قبل از رسیدن آن‌ها نیروهای کمیته و سپاه طبس در آن جا حضور یافته و شاهد حضور هواپیماها و تیراندازی آنان بودند. یکی از بالگردهای آمریکایی در نزدیکی جاده قرار داشت که هنوز منهدم نشده بود.
    دو فرمانده گروه اعزامی سپاه طبس و یزد تصمیم می‌گیرند که به تنهایی و بدون آمدن بقیه افراد، آن بالگرد را مورد بازدید قرار دهند. لحظاتی پس از بازدید منتظر قائم، دو فروند دیگر فانتوم در فضای منطقه حاضر شدند و همان بالگرد را مورد هدف قرار دادند. در آن تیراندازی تعدادی از نیروهای اعزامی مجروح و منتظر قائم به شهادت رسید. گویا اطلاعات غلط به بنی صدر داده شده بود و او تصور می‌کرد نیروهای امریکایی قصد ادامه عملیات را دارند.
     نیروهای ژاندارمری در مکان فرود بالگردها برخی مدارک را جمع آوری کردند. بعد از آن‌ها آقای خلخالی هم ضمن بازدید از محل وقوع حادثه، مدارک و اسناد دیگری را جمع آوری نمود. روز بعد من به همراه هیئتی به امر امام به منطقه حرکت کردیم تا از جنبه فنی و تخصصی بالگردها و آثار و مدارک باقیمانده را مورد بازدید و بررسی قرار دهیم.
    **هیئت پیگیری حادثه طبس**
     امام خمینی (ره) پس از شنیدن این حادثه دستور تشکیل تیم ویژه ای را دادند. برای بررسی به چگونگی این حادثه، هیئتی با حضور حضرت آیت الله خامنه ای نماینده امام در وزارت دفاع، آقای هاشمی رفسنجانی عضو شورای انقلاب، دکتر چمران، سرهنگ سلیمی، سرهنگ دیزجی، سرگرد خضرایی و من تشکیل شد.
    ما با یک فروند هواپیما به سمت محل وقوع حادثه پرواز کردیم. من و سرگرد خضرایی مأمور کارشناسی بودیم تا در عین حال با دقت بیشتری به جمع آوری مدارک باقیمانده اقدام کنیم.
     بعد از ورود به صحرای طبس و فرود در محل وقوع حادثه، با این صحنه روبرو شدیم: لاشه سوخته یک هواپیما، دو بالگرد سوخته و دو بالگرد صدمه دیده و دو بالگرد سالم و خالی.
    با دقت و مراقبت از این که تله انفجاری کار نگذاشته باشند، محل وقوع سقوط هواپیما و بالگردها را بازدید کردیم و متوجه شدیم فقط دو فروند از بالگردها تقریباً سالم هستند. به دنبال اسنادی بودیم که متوجه شدیم نقشه ای زیر صندلی خلبان یکی از بالگردها قرار دارد که مسیر حرکت آن‌ها را از دریا تا تهران و از تهران تا مقصد بعدی نشان می‌داد.
    همچنین به مدارک دیگری دست یافتیم که به زبان عربی، فارسی و انگلیسی نوشته شده بود که اگر افراد نیاز پیدا کردند، بتوانند با آن جملات خودشان را نجات دهند. بعد از آن که من و خلبان خضرایی اطلاع دادیم که مدرک دیگری موجود نیست، مدارک جمع آوری شده را به رویت دکتر چمران رساندیم و پس از آن که کارمان پایان یافت، به سمت تهران حرکت کردیم.
     در حال برگشت به تهران پس از حدود ۲۰ دقیقه پرواز، بالگرد شنوک هم دچار عیب شد و خلبان برای فرود اعلام وضع اضطراری کرد. پس از فرود کویر، حضرت آیت الله خامنه ای فرمودند تا به صورت دسته جمعی و در کنار یکدیگر ننشینیم، به سه گروه تقسیم شویم و با فاصله حدود ۵۰۰ متر از اطراف بالگرد در انتظار بمانیم. زیرا ممکن بود جنگنده‌های خودی، بالگرد را اشتباه گرفته و بمباران کنند. همه با فاصله حدود۵۰۰ متر از بالگرد پراکنده شدند. آیت الله خامنه ای با تیم خود، آقای هاشمی رفسنجانی با همراهانش و بنده به همراه شهید چمران و خضرایی در نقطه ای منتظر ماندیم.
     یک ساعت انتظار ما به طول انجامید. در این مدت حضرت آیت الله خامنه ای با همراهانشان از جمله سرهنگ دیزجی و سرهنگ سلیمی (که بعدها به عنوان فرمانده کل ارتش انتخاب شد)، به صحبت در موضوع واقعه مشغول بودند. پس از این مدت بود که بالگرد تعمیر شد و به اصفهان برگشتیم و از آن جا نیز با هواپیما به تهران عزیمت کردیم.
    **نتیجه بررسی‌های انجام شده**
    از روز بعد پیرامون این مسئله که هدف کماندوهای آمریکا از چنین مأموریتی چه بوده؛ بررسی‌های خود را آغاز کردیم. من مأمور پی گیری پرونده شدم. در هنگام اجرای عملیات با ورود به حریم هوایی ایران یکی از بالگردها در ۱۲۰ کیلومتری کرمان دچار نقص فنی شده بود که به اجبار فرود می‌آید و سرنشینان آن به بالگردی دیگر منتقل می‌شوند.
    از منطقه طبس که نقشه را در مسیر طی شده توسط بالگردها از دریای عمان به یک منطقه به نام دربند که بین جاده کرمان به دیهوک واقع بود و در آن نقطه سایت راداری داشتیم. در نقشه مشخص کرده بودند که بالگرد اول در این منطقه و بالگرد دوم هم در محدوده دربند دچار مشکل فنی و فرود اضطراری شده بود. آن‌ها همانطور که ذکر شد با مشکلات فراوان حدود نیمه شب خود را به صحرای طبس می‌رسانند و در تاریکی شب در منطقه‌ای دور افتاده و از قبل تعیین شده طبق نقشه به دست آمده بدون متوجه شدن نیروهای نظامی ایرانی فرود می‌آیند.
     همان گونه که قبلاً اشاره کردم، در حین سوخت گیری خلبان یکی دیگر از بالگردها به علت روشن شدن منطقه (در اثر انفجار تانکر سوخت) در هنگام برخاستن دچار خطای دید می‌شود و با هواپیمای سی-۱۳۰(kC) سوخت رسان برخورد می‌کند که هر دو آتش گرفته و منفجر می‌گردند.
    در این حادثه هشت نفر از نیروهای آمریکایی در آتش سوخته و باقی‌مانده نیروها با هواپیماهای سی ۱۳۰ منطقه را به سمت فرودگاه عمان ترک می‌کنند و در نهایت عملیات به طور کامل شکست می‌خورد. ما به این نتیجه رسیدیم که آمریکایی‌ها با فرماندهی مستقیم کارتر رییس جمهور وقت آمریکا تصمیم می‌گرفتند تا مأموریت خود را ادامه و گروگان‌های خود را از ایران خارج کنند.
    طبق نقشه به دست آمده مسیر معکوس عملیات پنجه عقاب آمریکایی‌ها را با بالگرد هوانیروز از تهران پرواز کردیم و به جنوب غربی گرمسار رسیدیم. نیروهای امریکایی در نظر داشتند با شش بالگرد باقیمانده تا ارتفاعات شمال غربی گرمسار به پرواز خود ادامه دهند و در آن جا کماندوها پیاده شوند.
    در نقشه هشت نقطه را به صورت دایره بزرگ برای فرود هر هلیکوپتر با ریختن گچ علامت گذاری کرده بودند که با بررسی‌های بیشتر متوجه شدیم اشخاصی از عوامل آن‌ها روز قبل به این منطقه آمده و محل اختفای بالگردهای آمریکایی را در درون این تپه‌ها آماده کرده بودند. چون محل فرود بالگردها با علایمی از قبل معلوم شده بود، بنابراین مشخص بود که آن‌ها افرادی را برای چنین مأموریتی سازماندهی کرده بودند که شناسایی آن افراد سومین محور بررسی ما قرار گرفت. زمانی که ما از بالا صحنه علامت گذاری شده محل فرود منطقه دوم بالگردهای آمریکا را مشاهده کردیم دچار تعجب و شگفتی گردیدیم.
    کماندوها لباس نیروهای کمیته را باید می‌پوشیدند. لباس‌ها و خودروهای مورد نیاز برای جابه جایی آن‌ها به تهران، در ایران تهیه و آماده شده بود تا در زمان معینی به آن نقطه برده شود. این لباس‌ها و تجهیزات در انباری در منطقه مسگر آباد تهران (خیابان خاوران) از قبل تهیه و نگه داری شده بود.
    متصدیان تهیه و نگه داری و انتقال آن هم از قبل مشخص و منتظر بودند تا زمانی که که به آن‌ها دستور داده شود وسایل را به گرمسار ببرند و طبق برنامه و وظیفه عمل کنند. یک تاجر بازاری دستگیر شده بود که این خودروها و افراد از سوی او تجهیز و مهیا شده بودند که بررسی و تحقیق پیرامون آن پرونده، خارج از مسئولیت‌ها و وظایف ما و مربوط به دادگاه انقلاب اسلامی بود. در هر حال ما پی بردیم که سازماندهی و برنامه ریزی‌ها بسیار دقیق و حساب شده پیش بینی شده بود.
    در کنار این بررسی ها، دادگاه انقلاب اسلامی هم به ما اطلاع داد که تعدادی خودروی جمس امریکایی در مسگرآباد با افراد مشخص، منتظر و آماده حرکت بودند. این ده خودرو وظیفه داشتند تا در زمان مشخصی (حدود ساعت ۴ بامداد روز ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹)کماندوهای امریکایی که لباس نیروهای کمیته ای انقلاب اسلامی را می‌پوشیدند را از تپه‌های غربی گرمسار به تهران محل لانه جاسوسی، وزارت خارجه و ساختمان حزب رستاخیز سابق (وزارت کشور فعلی) بیاورند.
    این خودروها به صورت پراکنده و هر کدام از مسیری باید خود را به سه نقطه در تهران می‌رساندند. یک نقطه وزارت خارجه بود. چون به امریکایی‌ها خبر رسیده بود، تعدادی از جاسوس‌ها در مکانی در اطراف وزارت خارجه نگه داری می‌شوند. نقطه دوم سفارت امریکا و نقطه سوم محل فعلی وزارت کشور در خیابان فاطمی بود.
     پس از بررسی بعدی به این نکته رسیدیم که اگر نیروها ی کماندو آمریکایی موفق به آزادی جاسوسان می‌شدند ، قرار بود از شش فروند بالگرد امریکایی ۴ فروند آن در ورزشگاه شهید شیرودی فرود می‌آمدند، یک فروند در محل حزب رستاخیز (وزارت کشور فعلی)، یک فروند هم در وزارت خارجه برای خارج کردن نیروها و جاسوسان از این مناطق و انتقال آنها به منطقه فرودگاه منظریه ضلع غربی دریاچه و اتوبان قم (فرودگاه تمرینهای هوایی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران) پرواز نمایند.
    شبی که قرار بود بالگردهای امریکایی در ورزشگاه امجدیه (ورزشگاه شهید شیرودی) و محل فرود هلیکوپتر در بالای ساختمان وزارت کشور فرود بیایند، چراغ‌های امجدیه و پد فرود بالگرد در ساختمان وزارت کشور روشن بود. بنابراین تمام برنامه‌ها توسط عوامل جاسوسی از قبل پیش بینی و سازماندهی و آماده شده بود.
    تکاوران آمریکایی قصد داشتند ابتدا با سلاح‌های شیمیایی، نیروهای محافظ مستقر در سفارتخانه را از پای در آورند. و سپس به طور ضربتی گروگان‌ها را آزاد و به داخل بالگردهای گروه دلتا در ورزشگاه امجدیه (شیرودی) را منتقل کنند. به این ترتیب جاسوس‌های امریکا از سه نقطه مزبور جمع آوری و به فرودگاه منظریه قم انتقال داده می‌شدند.
    ۲ هواپیما ی سی ـ ۱۳۰ از قبل تحت پوشش هوایی جنگنده‌های نیروی هوایی آمریکا در فرودگاه منظریه قم فرود آمده تا جاسوسان و کماندوهای امریکایی را از ایران خارج کنند. بالگردهای آمریکایی در فرودگاه منظریه رها و باقی می‌ماندند.
     بررسی بعدی ما در باره پدافند هوایی بود. وقتی برای بررسی پدافند به پایگاه یکم شکاری رفتیم، متوجه شدیم که آن شب همه پدافند امنیت هوایی منطقه مهرآباد و تهران جمع آوری شده بودند که به محل دیگری انتقال یابند و هیچ کدام فعال نبودند.
    از طرف شخصی (که از جانب ما شناسایی نشد) به افسران پدافند دستور داده شده بود که پدافندها را جمع کنید، چون می‌خواهیم آن‌ها را به منطقه دیگری انتقال دهیم. به دستور بنی صدر نماینده ای تعیین شده بود تا کنفرانس بین المللی بررسی مداخلات آمریکا در ایران مورخ ۱۲-۱۵ خرداد ۱۳۵۹ (برابر تصویر دعوتنامه ذیل )را برگزار نماید و تمام مدارک و اسناد و اطلاعات را از تیم بررسی کننده شکست آمریکا در طبس و سازمان‌ها و منابع ذیربط دیگر جمع آوری نمایند که بنده به عنوان مسئول تیم بررسی این واقعه در کنفرانس شرکت و کلیه اسناد و مدارکی که ما از بالگردها به دست آوردیم را در اختیار نماینده بنی صدر قرار دادم.
    اما با این وجود عدم فعالیت پدافند و رادارها دومین نکته بررسی ما را تشکیل می‌داد و هیچ زمانی از طرف بنی صدر و دبیر خانه این کنفرانس نتیجه ای اعلام نگردید ولی کپی بعضی از این اسناد نزد من موجود بود که بعدا یک نسخه از مجموعه اسناد به ستاد ارتش و یک نسخه هم به دفتر نظامی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای تقدیم گردید.
    طبق بررسی‌های صورت گرفته تعداد کشته‌ها در واقعه صحرای طبس ۱۲ نفر بودند که هرگز نام سه نفر دیگر (احتمالا نیروهای ایرانی جاسوس آمریکا بوده اند) اعلام نگردیده است.
    **دو شرکت هلی کوپتری در ایران که پایگاه جاسوسی بود**
    ما مصاحبه‌های مسئولان سیاسی و نظامی امریکایی و همچنین عکس العمل‌های آنها را از منابع مختلف نیز پی گیر بودیم. یکی از روزنامه‌های امریکایی عکسی را که از بالای سفارت امریکا گرفته شده بود، در یکی از صفحاتش چاپ کرده و توضیح داده بود که این عکس توسط ماهواره گرفته شده است. به دقت بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که آن عکس کار ماهواره نیست، بلکه با دوربین گرفته شده است. خلبانی که این عکس را به من نشان داد، تأیید کرد که این عکس از فاصله نزدیک تری گرفته شده است.
    من به همان خلبان مأموریت دادم که بررسی کند از فضای سفارت امریکا چه نوع بالگردهایی پرواز کرده اند. پس از بررسی‌های دقیق به ما گزارش داده شد که دو شرکت هلی کوپتری در ایران فعال است: یکی از آن شرکت ها، هلی کوپتر سرویس(با سهام داری انگلیسی‌ها و طرفداران دربار شاه) و دیگری به نام هلی کوپتر ایران که حدود ۷۹خلبان با پاسپورت هلندی که اغلب آمریکایی بودند در این شرکتها در حساس ترین نقاط کشور برای صدا و سیما ، وزارت نفت ، انرژی اتمی ، وزارت مخابرات و دیگر وزارت خانه‌ها و سازمان‌های دولتی پرواز می‌کردند.
    پس از بررسی‌ها پیرامون این دو نوع شرکت متوجه شدیم که این دو شرکت تحت مدیریت بنیاد مستضعفان است که مسئولیت غیر مستقیم آنها با فردی به نام خاموشی بود. او هم گفت ما این شرکت‌ها و خلبانان را بعد از انقلاب در اختیار گرفتیم (به نفع دولت مصادره کردیم) و از آن‌ها استفاده می‌کنیم. به او گفتم: چرا به وزارت دفاع چنین مسئله مهمی را اطلاع ندادید؟
     بعد از آگاهی و اطلاع از فعالیت دو شرکت مزبور، نتیجه این بررسی را به دکتر چمران، وزیر دفاع اطلاع دادم و طرحی نوشتم که هیچ وزارت خانه ای نباید دارای بالگرد باشد. غیر از نیروهای مسلح که از جنبه امنیتی نگه داری و استفاده از بالگرد جزیی از وظایف کاری و مأموریتی آن‌ها به شمار می‌رود، وزارتخانه‌ها و سازمان‌های تابعه آن‌ها نیازی به نگه داری بالگرد به طور مستقل ندارند، بلکه همه این وزارتخانه‌ها و ارگان‌ها باید دارای یک سازمان مشترک و واحد به نام سازمان خدمات هوایی(ساخه) باشند. این سازمان زیر نظر وزارت دفاع باید نیاز پروازی کلیه وزارتخانه‌ها را تأمین نماید، بنابراین کلیه بالگردهایی که در سازمان‌ها و شرکت‌های گوناگون دولتی و غیر دولتی وجود دارند (به جز آشیانه جمهوری اسلامی که زیر نظر نیروی هوایی اداره می‌شد) باید در یک سازمان زیر نظر وزارت دفاع متمرکز و فعالیت کنند.
    این طرح را شب نوشتم و صبح روز بعد آن را به دکتر چمران دادم. پیشنهاد کلیات این طرح قبلا در ۱۵ اسفند ۱۳۵۸ به شورای انقلاب داده شده بود ولی اقدام جدی صورت نگرفته بود، طرح جدید و جامع توسط کارگروهی به سرپرستی من تهیه شد و برای سیر تصویب شورای انقلاب به دکتر چمران تقدیم گردید؛ دکتر چمران آن را به صورت اقدام سریع به شورای انقلاب ارسال نمود که یک روز بعد هم در شورای انقلاب تصویب و به صورت قانون ابلاغ شد.
    پس از ابلاغ این مصوبه، در تاریخ پانزدهم مرداد ۱۳۵۹ از سوی دکتر چمران وزیر دفاع وقت حکمی به من داده شد “که به شما ماموریت داده می‌شود با اختیارات تام من این دو شرکت را پس از ادغام به نفع وزارت دفاع مصادره و خلبانان ایرانی را جایگزین خلبان خارجی نمایید.” من ابتدا به دو شرکت خارجی مراجعه و پایان مأموریت و فعالیت آن‌ها را ابلاغ کردم.
    اجرای عملیات نافرجام کماندوهای آمریکایی سبب اطلاع از وجود چنین شرکت‌های جاسوسی هلی کوپتری شد که سرانجام با مصوبه شورای انقلاب به فعالیت آن‌ها پایان داده شد. در مدت کمتر از یک ماه، این دو شرکت را در یکدیگر ادغام، به نفع وزارت دفاع مصادره و خلبانان ایرانی را جایگزین خلبانان خارجی کردیم. محل جدید شرکت جدید هلی کوپتری در خیابان نور باران (بین خیابان مطهری و خیابان بهشتی) واقع بود.
    بررسی دقیق تر ما نشان داد که این دو شرکت هلی کوپتری بهترین پایگاه اطلاعاتی آمریکا و انگلیس بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است. خلبانان شرکت مأموریت پروازی اغلب سازمان‌ها و نهادهای وابسته به دولت و وزارت خانه‌ها مثل توانیر را انجام می‌دادند.
    در واقع یک عکس باعث شد که ما دو شبکه جاسوسی بزرگ و راهبردی را در کشور کشف کنیم. نزدیک به ۶۰ فروند بالگرد در این دو شرکت فعالیت می‌کردند که تعدادی از آن‌ها امریکایی و فرانسوی و به صورت تملیکی و اجاره ای فعالیت می‌کردند و مدیر عامل شرکت هلیکوپتر سرویس شخصی به نام آندرو پایک که از مامورین برجسته اطلاعاتی سفارت انگلیس در تهران بود که در هنگام فرار در فرودگاه مهر آباد توسط نیروهای کمیته انقلاب اسلامی به دستور دادستان انقلاب دستگیر و بازداشت گردید.
     یک ماه پس از گذشت تغییر و تحولات مربوط به دو شرکت هلی کوپتری، آیت الله اشراقی (نماینده حضرت امام خمینی در دولت بنی صدر) به من تلفن کردند و گفتند: من از طرف امام می‌خواهم به دیدن شما بیایم. روز بعد آیت الله اشراقی به محل شرکت در خیابان نور باران آمد، برای کارکنان سخنرانی کرد و بعد هم از طرف امام این اقدام ارزشمند و ملی را به مسئول ادغام و همه کارکنان ایرانی تبریک گفتند . . . .
    . . . با وجود پیگیری‌های مستمر برای تأسیس موزه برای این جنایت آمریکا علیه ملت ایران هنوز و پس از گذشت ۴۰ سال این امر محقق نشده است که این مسئله جای ناراحتی دارد.
    متأسفانه این قبیل اقدامات باعث می‌شود تا با گذشت زمان اطلاعات مربوط به این جنایت آمریکایی‌ها در تاریخ گم و یا تحریف شود و نسل‌های بعد اطلاعات درستی را از این موضوع نداشته باشند.
    ۲۷۲۷
  • برای یکی از بچه‌های مخلص نظام آباد…

    برای یکی از بچه‌های مخلص نظام آباد…

    برای یکی از بچه‌های مخلص نظام آباد…

    آقا «رحیم پورنوبریان»* یکی از بچه های مخلص محله نظام آباد که تا خود را شناخته بود لباس پاسداری وطن بر تن کرده و روز و شبش را برای انقلاب گذاشته بود . آن ها که می شناختندش خوب می دانند که صفا، فداکاری، دلسوزی، پاکدستی و مسئولیت شناسی اش زبانزد بود.

    آدم ها وقتی طول آشناییشان زیاد می شود چشم هایشان با هم سخن می گوید و در این سال ها همواره عشق به آل الله (ع) بالاخص حضرت سیدالشهدا (ع) و علاقه به شهادت از چشم های «آقا رحیم» هویدا بود .

    حالا که او رفته راحت تر می توان گفت که اهتمامش برای رفع حوائج نیازمندان تا چه حد بود و چه کارها که برای رفع محرومیت مردم این سرزمین نکرد.

    او برای بنده و همکارانم رفیقی همیشه همراه و شفیقی همواره دلسوز، خیرخواهی نوع دوست ‌و سنگ صبوری حاضر در صحنه های درد و رنج ‌و مصیبت بود.

    «آقا رحیم» هیچ گاه به دنبال نام و نشان نرفت و تلاش کرد آن جایی که هست را بسازد، بسیجی و انقلابی بود و بسیجی و انقلابی ماند و تاثیرگذاری بر دیگران را بر مبنای محبت و مهربانی دانست.

    برای این برادر همکار، دوست، رفیق ‌و همراه دائمی ام در طول بیست و هفت سال گذشته که سالیان دراز در کسوت جانبازی زیست از درگاه خداوند منان علو درجات را خواهانم و به خانواده، دوستان، همرزمان و همکاران او تسلیت می گویم و آرزو می کنم به مدد الهی به زودی سایه این ویروس منحوس از کشور و دیار ما رخت بربندد.

    *وزیر سابق دفاع و مشاور فرماندهی کل قوا در صنایع دفاعی

    *رحیم پورنوبریان رییس دفتر مشاور فرمانده معظم کل قوا روز گذشته بر اثر ابتلا به ویروس کرونا درگذشت . 

    ۲۷۲۷

  • گلایه خانم نماینده از خط و نشان کشیدن منتقدان دولت /حمایت از تصمیم دولت برای تعطیلی دانشگاه‌ها و مدارس /کاش ادارات هم زودتر تعطیل می‌شد

    گلایه خانم نماینده از خط و نشان کشیدن منتقدان دولت /حمایت از تصمیم دولت برای تعطیلی دانشگاه‌ها و مدارس /کاش ادارات هم زودتر تعطیل می‌شد

    گلایه خانم نماینده از خط و نشان کشیدن منتقدان دولت
    طیبه سیاوشی، درباره تاثیر کرونا بر فضای سیاسی کشور، اظهار کرد: ایجاد شرایط کرونایی موجب شد که در فضای سیاسی کشور اصطکاک‌ها و یا نزاع‌های سیاسی به سوی سکوت برده شود. این شرایط به گونه ای بر زندگی کلی کشور تاثیرگذار شد که افراد صرفا به برون رفت از این شرایط و کاهش وضعیت شیوع توجه کنند.
    وی ادامه داد: در عین حال اینکه شاهد پایان دوره مجلس دهم و آغاز مجلس یازدهم هستیم و با توجه به بحرانی که درآن قرار داریم و وجود مشکلات اقتصادی جهانی که به تبع  ما به دلیل تحریم ها بیشتر شاهد آن هستیم فکر می‌کنم با کاهش شیوع کرونا ویروس و کمرنگ‌تر شدن این بحران فضای سیاسی کشور به شرایط پیشین خود بازگردد. مردم ما به خوبی از این شرایط درس گرفته‌ و این درس را به خوبی هم به نمایش گذاشتند، ولی فکر نمی‌کنم این شرایط بر سیاستمداران ما تاثیری داشته باشد. اگرچه معتقدم جامعه مدنی به خوبی از این شرایط درس گرفته و انعکاس آن را در دوران پسا کرونا به خوبی شاهد خواهیم بود.
    این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ادامه داد: این که افرادی به موضوع شفافیت در حوزه کمک‌های بهداشتی و لوازم بهداشتی و مراقبتی ورود می کردند که این خود امر خوبی است ولی عده‌ای در این شرایط به نزاع با دولت و جنگیدن با آن می‌پرداختند، ولی جنگیدن با دولت در شرایط بحران کنونی هیچ نتیجه مثبتی به نفع مردم در پی نداشت. خط و نشان‌ها و طرح برخی از مسائل علیه کشور از سوی عده ای به ویژه برخی منتخبین مجلس یازدهم به نفع شرایط کشور نبود.
    وی در پایان اظهار کرد: مهم‌ترین اولویت سه قوه باید مقداری هماهنگی در امور باشد. این هماهنگی در امور از سوی سه قوه می‌تواند در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی به نفع مردم باشد؛ امیدوارم این هماهنگی در امور به شکلی باشد که بتوانیم از حالت رکود و تورمی که در کشور حاکم است خارج شویم.
     عملکرد وزارت بهداشت و نهادهای مسئول در مبارزه با کرونا ارزشمند است
    سید کمال الدین سجادی، با اشاره به عملکرد نهادهای مسئول در امر مبارزه با شیوع کرونا در کشور اظهار کرد: این موضوع در گستره جهانی رخ داده و همه دنیا را درگیر کرده است و در این زمینه هیج تفاوتی میان کشورهای غربی یا شرقی وجود ندارد، اما همه عوامل درمانی و همه کسانی که در ابعاد مختلف ایثارگری کردند و شهید راه سلامت مردم شدند، از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند.  کاری که وزارت بهداشت و کادر درمانی کشور و به ویژه نیروهای مسلح انجام دادند و به مردم خدمت کردند  با آن چه امروز آمارهای رسمی نشان می‌دهد تاثیرگذار بوده است و کمک آنها و نیز خیرین باعث شده که به وضعیت بهتری در مبارزه با این ویروس برسیم.
    بنابر گزارش ایسنا، سخنگوی جهبه پیروان خط امام و رهبری با بیان این که کاری که وزارت بهداشت برای مبارزه با شیوع کرونا انجام داده با توجه به شرایطی که ما در آن قرار داریم ارزشمند و قابل دفاع است، اظهار کرد: به هر حال لازم بود کارها هم زودتر از این انجام شود که در این زمینه نواقصی وجود دارد به طوری که اوایل به نظر می‌رسید خیلی توجهی به مصوبات ستاد ملی مبارزه با کرونا نمی‌شود، اما در حال حاضر و بعد از گذشت زمان شاهدیم که کارها به صورت قابل قبولی پیش رفته است.
    سجادی با بیان این که وقتی دولت تصمیمی را برای کاهش عبور و مرور و کمتر شدن حضور افراد در ادارات اتخاذ می‌کند  باید به شکلی برخورد کند کسی در اجرای آن تردیدی به خود راه ندهد، تصریح کرد: اگر این طور باشد به همان شرایطی می‌رسیم که در اوایل شیوع کرونا در کشور شاهد آن بودیم. برخی از ادارات و حتی واحدهای اقتصادی بخش خصوصی چندان این موضوع را جدی نمی‌گرفتند و مردم هم وقتی می‌دیدند مصوبات مورد اعتنا قرار نمی‌گیرد اعتمادشان به آن کم می‌شود و در نتیجه شرایطی پیش می‌آید که مردم بدون توجه به مصوبات و مقررات در جامعه حضور پیدا می‌کردند.
    سجادی در پایان اظهار کرد: البته کاری که دولت برای تعطیلی دانشگاه‌ها و مدارس انجام داد بسیار پسندیده و درست و به موقع بود، ولی کاش در مورد ادارات هم آن تردید و تاملی که انجام شد صورت نمی‌گرفت و زودتر به تعطیلی ادارات هم توجه می کردند.
  • اولین سیگنال ماهواره نظامی سپاه، در کدام نقطه ایران دریافت شد؟ /ماهواره نور از این سه نقطه ایران کنترل شد

    اولین سیگنال ماهواره نظامی سپاه، در کدام نقطه ایران دریافت شد؟ /ماهواره نور از این سه نقطه ایران کنترل شد

    اولین سیگنال ماهواره نظامی سپاه، در کدام نقطه ایران دریافت شد؟ /ماهواره نور از این سه نقطه ایران کنترل شد
    به گزارش خبرآنلاین، سردار امیرعلی حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه شامگاه پنجشنبه با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری به تشریح فرآیند پرتاب موفق ماهواره نظامی نور توسط ماهواره‌بر قاصد،پرداخت.
    >>>>در همین رابطه بخوانید؛
    ناگفته‌هایی از برنامه آمریکا برای حمله به بیت رهبری
    روایت سردار حاجی‌زاده از علت حرکت چراغ خاموش سپاه در پرتاب ماهواره نظامی
    وی در این گفتگو با بیان اینکه ما میدانستیم که دشمنان به دنبال رصد این کار هستند و تلاش کردیم که به صورت چراغ خاموش کار را پیش ببریم، گفت:  بدون حضور در فضا از خیلی از امکانات نظامی و غیرنظامی که ابعاد وسیعی دارد در فضا هستند. بعد پنجم امور نظامی پس از زمینی، دریایی، هوایی و سایبری، فضایی است.
    وی با بیان اینکه زمانی که این پرتاب را انجام دادیم از ایستگاه های تهران، زاهدان و چابهار این ماهواره را کنترل کردیم، گفت: پس از ۹۰ دقیقه که این ماهواره یک دور به دور زمین چرخید، سیگنال آن را در شمال غرب کشور دریافت کردیم. بین ۳ تا ۱۰ روز آینده برخی فرمان‌های آن صادر خواهد شد و تنظیمات آن کامل می‌شود و کاربری آن صد درصد می‌شود.
    سردار حاجی زاده در خصوص ضرورت ورود سپاه به عرصه فضایی، گفت: در سال ۸۸ با تصویب فرمانده معظم کل قوا نیروی هوایی سپاه به نیروی هوافضای سپاه تبدیل شد. از آن روز ما یک فرماندهی بعنوان فرماندهی فضایی در نیرو تاسیس کردیم و طی این یازده سال اقدامات بسیار گسترده ای انجام شده است. طبیعتا به دنبال توسعه این فرماندهی هستیم. همانطور که فرماندهی موشکی ما در سال ۶۳ با دو سکو شروع کرد و امروز به یک قدرت نظامی تبدیل شده است، انشالله روزی خواهد رسید که فرماندهی فضایی ما هم جایگاه ویژه ای در کشور هم در بخش دفاعی و هم بخش غیر دفاعی پیدا خواهد کرد.
    فرمانده نیروی هوافضای سپاه ادامه داد: این پروژه یک ابرپروژه بود که مجموعه ای از پروژه‌های خیلی بزرگ بود. تزریق ماهواره به فضا یک موفقیت است، اما اصل کار شکستن سدهای بسیار زیادی از فناوری است که امروز آنها را به دست آوردیم.
    ۲۷۲۷
  • دلنوشته احساسی دختر سردار سلیمانی و قولی که به پدر داد

    دلنوشته احساسی دختر سردار سلیمانی و قولی که به پدر داد

    دلنوشته احساسی دختر سردار سلیمانی و قولی که به پدر داد

    زینب سلیمانی، فرزند شهید بزرگوار سردار سپهبد حاج‌قاسم سلیمانی در دلنوشته‌ای خطاب به آن شهید والامقام نوشت: «بابای عزیزتر از جانم چه قدر خوب شد نام مرا زینب گذاشتید. مادرم می‌گفت شما وقت انتخاب اسمم گفتید «بعدها متوجه می‌شید چرا اسم زینب را انتخاب کردم برای دخترم».

    شهادتتان از درون، خیمه سوزان من بود و تمام وجودم یکی‌یکی از درون می‌سوخت و روی هم فرومی‌ریخت اما وقتی عظمت حضور مردم را دیدم که چه باشکوه و با عزت و با تمام وجود برای‌تان به میدان آمدند، دلم کمی آرام گرفت.

    همیشه به من می‌گفتید عزت دست خداست و بدانید اگر گمنام‌ترین هم باشید ولی نیت شما یاری مردم باشد، می‌بینید خداوند چقدر با عزت و عظمت شما را در آغوش می‌گیرد.

    می‌دانم راز آن چهره نورانی‌تان و آن همه عزت و عظمت‌تان فقط در نمازهای نافله و گریه‌های شبانه و گرسنگی در بیابان‌ها و گرمای صحراها و آن همه خطر را به جان خریدن نبود… بلکه شما جان و مال و دنیا و آخرت‌تان را با خداوند متعال، فاطمه زهرا(س) و عمه سادات(س) معامله کردید.

    آن روز که رسم «کلنا عباسک یا زینب» را نوشتید، این نوشته وِرد زبان همه عالم شد. شما علمدار خیمه خواهر حسین(ع) شدید و من تا آخرین نفس فدایی بانویی می‌شوم که نام مبارکش را بر من نهادید تا حق این نام را ادا کنم».

    ۲۷۲۱۵

  • افشای پروژه جدید علیه دولت روحانی /زلف کرونا را به برجام گره زدند /کاسبی با کرونا آن را مهار می‌کند؟

    افشای پروژه جدید علیه دولت روحانی /زلف کرونا را به برجام گره زدند /کاسبی با کرونا آن را مهار می‌کند؟

    افشای پروژه جدید علیه دولت روحانی /زلف کرونا را به برجام گره زدند /کاسبی با کرونا آن را مهار می‌کند؟
    دولت در دو ماه گذشته هفتگی و روزانه از همه جناح ها، شخصیت ها، نهادها و مسئولان دعوت کرده است تا کنار قوه مجریه به مهار بحران کرونا کمک کنند. با تمام این درخواست ها اما گروهی هر روز پروژه تازه ای از حاشیه ها و شایعه ها تا انتقادات و هجمه ها برای دولت می گشایند و کاسبی جدیدی در بحران کرونا برای خود به وجود می آورند. بر همین اساس رئیس جمهوری روز چهارشنبه بار دیگر بخشی از وقت خود را به پاسخ گویی به شائبه ها اختصاص داد و خدا را شاهد گرفت که همکارانش در دولت و وزارت بهداشت شبانه روز در بحران ناشناخته برای حفظ جان مردم در تلاش بی وقفه هستند و دولت از آبان ماه تاکنون یک روز هم استراحت نداشته است.
    حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی، در بخش دیگری از سخنان خود بار دیگر یادآور شد که «رقابت انتخاباتی سال ۹۶  تمام شده است و الان سال ۹۹ است، سال آینده مجددا انتخابات است باید آن رقابت‌های انتخاباتی را فراموش کنیم. انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز تمام شده است و اکنون دیگر رقابتی وجود ندارد، همه باید برای کشور و ملت کار کنیم.» با این همه دعوت اما منتقدان راه خود می روند و از هر روزنی برای طعنه به دولت وسرزنش رئیس جمهوری بهره می برند.
    زلف کرونا را هم به برجام گره زدند
    ستاد مقابله با کرونا، جلسات هیات دولت، تماس های تلفنی و پیام ها و نامه های ارسالی رئیس جمهوری که این روزها به واسطه تلاش برای مهار بحران کرونا افزایش یافته، راه هایی است که حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی، برای گفتن از سختی های مسیر در اختیار دارد. در هر یک از این جلسات هم بخشی از زمان را صرف پاسخگویی به تازه ترین انتقادها از عملکرد دولت می کند. پس از فصل گزارش تفریغ بودجه، روزهای گذشته فصل ابهام زایی در آمار منتشره درباره بیماران کرونایی بود. برخی در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی وزارت بهداشت را متهم کردند که در اعلام تعداد جانباختگان کرونا صداقت لازم را ندارد. پاسخ «کیانوش جهانپور» سخنگوی وزرات بهداشت به چنین شائبه ای سرآغاز بحث هایی بود که در توییتر علیه این وزارتخانه به راه افتاد و در نهایت رئیس جمهوری را وادار به واکنش کرد. حسن روحانی در پاسخ به حجم انتقادات بی وقفه علیه دولت در شرایط کرونایی گفت: «این‌ها روز تحریم کاسب تحریم و روز کرونا کاسب کرونا هستند، افکار کودکانه و بچه گانه در ذهن اقلیت کوچکی سیر می کند که متاسفانه خط را ازبیگانگان از بیرون کشور می‌گیرند. اگر متصل هم نباشند اما هر چه آنها می‌گویند را تکرار می کنند و بلندگوی آنها می‌شوند و در مورد آمار، درمان و پیشرفت کشور و کارآمدی نظام  تردید ایجاد می‌کنند. این عده همواره چه در فضای مجازی و رسانه‌های خود دنبال وسوسه هستند و مردم را به اضطراب و عدم اعتماد دعوت می‌کنند.»
    همزمان با این اظهارات و توصیف رئیس قوه مجریه از کاسبان تازه شرایط کشور، تیترها و تریبون ها بار دیگر کار خود را آغاز کردند و در یادداشت هایی، ابتدا اظهارات رئیس جمهوری درباره کرونا به برجام ربط داده شد، بعد پرسیده شد که چرا دولت از منتقدانش تقدیر نمی کند و در نهایت پای مذاکره با غرب به میان کشیده و دولت به دلیل همین مذاکرات مورد سرزنش قرار گرفت. توصیف اشاره شده، سیاق هفت ساله منتقدان در هر چالشی است که کشور و دولت با آن درگیر است. گره زدن موضوعات مختلف به برجام و در نهایت انتقاد از دولت به دلیل تلاشی که برای رفع تحریم ها کرد و در سایه زیاده خواهی های تاجر کاخ سفید این تلاش ها به نتیجه مطلوب نرسید.
    منتقدان همیشگی دولت
    ترس از موفقیت رقیب و بی اعتمادی ناتمام به دولت دو انگیزه بسیار مهم در پشت صحنه همه شایعه ها و تشکیک ها در عملکرد دولت است. بخشی از جریان های سیاسی در موسم انتخابات جا مانده اند، آن هم نه در انتخابات ۹۸، بلکه در سال ۹۶ جریان فکری خود را شکست خورده از اعتماد دوباره مردم به دولت تدبیر و امید یافتند و برای جبران آن طی سه سال گذشته از هیچ برهه ای فروگذار نکردند. کاسبی از دشواری های کشور و دولت از مهم ترین رفتارهای این دسته است و اساسا برای آن ها تفاوتی هم نمی کند موضوع چالش دولت بدعهدی رئیس جمهوری آمریکا باشد یا اعتراضات به اصلاح قیمت بنزین، سقوط هواپیمای مسافربری باشد یا شیوع پاندمی کرونا؛ در هر صورت تیترها و تریبون های رقبا همیشه آماده حمله به دولت هستند.
    واقعیت بحران کرونا در ایران نشان می دهد که دولت در مهار آن شاید موفقیت صددرصدی نداشته اما در قیاس با رقبای پیشرفته و ابرقدرت عقب نمانده و پابه پای جهان برای مقابله با این ویروس کشنده آمده است. بهانه گیری از دولت در حالی است که ایران دو سال یعنی از اردیبهشت سال ۹۷ تحت شدیدترین تحریم های ایالات متحده آمریکا قرار داشته، صادرات نفت کمترین میزان چند دهه گذشته را تجربه می کند، بسیاری از منابع کشور در نقاط مختلف جهان بلوکه است، راه ورود اقلام بهداشتی، تولیدی، غذایی و حتی دارویی بسته است و حجم تروریسم اقتصادی دونالد ترامپ علیه مردم ایران صدای هم پیمانان او را هم درآورده و تهدیدات منطقه ای و فرامنطقه ای و میلیاردها دلار سرازیر شده به حساب ایران هراسان فارسی زبان و غیرفارسی زبان هم خود مثنوی طول و درازی است.
    با چنین توصیفاتی دولت به هر ترفند و فرازونشیبی توانسته است کشور را اداره کند و در مهار بحران کرونا عملکرد قابل قبولی داشته باشد. این همان نکته ای است که به قول رئیس جمهور برخی ها را دستپاچه می کند تا در شرایط حساس علیه دولت هجمه رسانه ای تولید کنند.
    بخش دیگر از کسانی که در آمارها و اقدامات دولت تشکیک ایجاد کرده و مسئولان دولتی را در فضای مجازی و حقیقی مورد مواخذه قرار می دهند، در بستر بی اعتمادی های چند ماه گذشته ظهور کرده و برای ابراز این بی اعتمادی دامنه دار، دیواری کوتاه تر از قوه مجریه نمی یابند به این دلیل که انتقاد از دولت و هجمه به آن کم هزینه ترین اعلام این بی اعتمادی است.
    سرزنش دولت و کرونایی که هنوز تمام نشده است
    ویروس ناشناخته، همه گیری جهانی، تروریسم اقتصادی و منابع مالی محدود، همگی از پارامترهای مهم تاثیرگذار بر عملکرد دولت هستند که برآیند اثرگذاری همه آن ها در برهه کنونی، اقدامات دولت را با کاستی هایی مواجه کرده و قلم ها و سخنان منتقدان را تیزتر و تندتر می کند اما آنچه رئیس جمهوری روز گذشته هم بار دیگر بر آن تاکید کرد ضرورت حفظ آرامش در جامعه است. حجت الاسلام و المسلمین روحانی گفت: « اگر روحیه مردم و اعتماد به یکدیگر و نشاط روحی بالا باشد این ویروس کمتر اثر می گذارد. وقتی یک جامعه دچار دلهره، تاریکی و اضطراب باشد و آینده خود را تاریک، نامطمئن و بهم ریخته ببیند، تاثیر این ویروس در این شرایط بیشتر می شود.»
    اشاره رئیس جمهوری به ضرورت اعتمادسازی در جامعه موضوع تازه ای نیست در هفت سال گذشته نبوده است اما تازگی بحران کرونا و نیاز کشور و دولت به این اعتمادسازی موجب تکرار آن می شود. کرونا هنوز تمام نشده است در حالی که جامعه و افکار عمومی و نه فقط مقیمان توییتر تشنه آرامش و اعتماد هستند. تشنه آتش بس سیاسی دستکم تا پایان پاندمی جهانی تا بتوانند صدای دولت را از میان هزاران تریبون و تیتر ریز و درشت بشنوند، گوش کنند، بپذیرند و اعتماد کنند تا شکست ویروس بیش از این سخت تر نشود.
    ویروسی که تا روز چهارشنبه سوم اردیبهشت ماه، ۸۵ هزار و ۹۹۶ ایرانی را به طور قطع آلوده کرده و ۵۳۹۱ نفر را هم به کام مرگ فرستاده است. ویروسی که بسیاری از کشورهای جهان حتی داعیه داران پیشرفت را آچمز کرده و اقتصاد جهان را روبه زوال بی سابقه می برد. ویروسی که دولت برای مهار آن حتی اگر کمک های جهانی، برداشته شدن تحریم ها و خزانه ای پر هم نداشته باشد، همراهی و همیاری مردم و سیاسیون و نهادها و قوای دیگر را نیاز دارد.
    ۲۷۲۱۵
  • ناگفته‌های مقام بلند پایه نظامی از برنامه آمریکا برای حمله به بیت رهبری /آمادگی سپاه برای حمله به ۴۰۰ نقطه استراتژیک آمریکا در منطقه

    ناگفته‌های مقام بلند پایه نظامی از برنامه آمریکا برای حمله به بیت رهبری /آمادگی سپاه برای حمله به ۴۰۰ نقطه استراتژیک آمریکا در منطقه

    ناگفته‌های مقام بلند پایه نظامی از برنامه آمریکا برای حمله به بیت رهبری /آمادگی سپاه برای حمله به ۴۰۰ نقطه استراتژیک آمریکا در منطقه

    به گزارش خبرآنلاین، سردار امیرعلی حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه شامگاه پنجشنبه در برنامه گفتگوی ویژه خبری حضور یافت.

    وی در بخشی از اظهاراتش در این برنامه تلویزیونی گفت: آمریکایی‌ها شهید سلیمانی را شهید کردند؛ برای چه مسئولیت آن را قبول کردند؟ آنها میخواستند بگویند نماد مقاومت را زدیم تا فرماندهان مقاومت بترسند.

    >>>>در همین رابطه بیشتر بخوانید؛

    سردار حاجی‌زاده: آمریکا به حمله عین‌الاسد پاسخ می‌داد، ۴۰۰ نقطه را می زدیم

    آنها اطمینان کاذبی پیدا کرده بودند که ایران پاسخ نمی‌دهد، وقتی دیدند مردم شعار انتقام می‌دهند، گفتند اگر ایران اقدامی کند، ۵۲ نقطه را خواهیم زد؛ آن نقطه فرهنگی هم که می‌گفتند بیت رهبری بود؛ اما دیدند که عین الاسد موشک باران شد و صبح همان روز برنامه دیدار رهبری به صورت زنده از حسینیه امام خمینی(ره) پخش شد.

    سردار حاجی زاده با بیان اینکه آنها به دنبال این بودند که ایران را بی‌حیثیت کنند، گفت: اما به عکس ایران عزیز شد و ما امروز با افتخار اعلام می کنم که یک ابرقدرت هستیم و با قدرت به ملت ایران قول می‌دهیم که فناوری فضایی را پیش می‌بریم و قوی خواهیم شد.

    فرمانده نیروی هوافضای سپاه با بیان اینکه آن روزی که عین الاسد را می‌زدیم؛ تصور خود ما این بود که پاسخ می‌دهند، خاطرنشان کرد: ما هم ۴۰۰ نقطه را آماده کرده بودیم که بزنیم.

    ۲۷۲۷

  • عکس معنادار سایت رهبری بعد از تهدید ترامپ برای شلیک به شناورهای ایرانی /رهبر انقلاب: آمریکا چه‌کاره است؟

    عکس معنادار سایت رهبری بعد از تهدید ترامپ برای شلیک به شناورهای ایرانی /رهبر انقلاب: آمریکا چه‌کاره است؟

    عکس معنادار سایت رهبری بعد از تهدید ترامپ برای شلیک به شناورهای ایرانی /رهبر انقلاب: آمریکا چه‌کاره است؟

     

     

    عکس معنادار سایت رهبری بعد از تهدید ترامپ برای شلیک به شناورهای ایرانی /رهبر انقلاب: آمریکا چه‌کاره است؟

    به گزارش خبرآنلاین، طی روزهای اخیر لفاظی های ترامپ علیه ایران و دستورش برای شلیک به شناورهای ایرانی با پاسخ قاطع فرماندهان بلندپایه نظامی کشورمان روبرو شد. هفته پیش نیز در جریان رویارویی شناورهای سپاه با ناو آمریکایی در خلیج فارس حرکت انگشت و هشدارآمیز یکی از پاسداران سپاه خطاب به آمریکایی ها بازتاب گسترده ای داشت.

    در همین رابطه پوستری از این حرکت این پاسدار به همراه جمله ای معنادار از رهبر معظم انقلاب درباره خلیج فارس در کانال تلگرامی سایت دفتر رهبری منتشر شده است. رهبر انقلاب در سال ۹۴ فرمودند؛«کسانی باید امنیّت خلیج‌ فارس را حفظ کنند که خلیج فارس متعلّق به آنها و خانه آنها است؛ آمریکا چه‌کاره است؟!»

  • فرانسه به رژیم صهیونیستی درباره الحاق کرانه باختری هشدار داد

    فرانسه به رژیم صهیونیستی درباره الحاق کرانه باختری هشدار داد

    فرانسه به رژیم صهیونیستی درباره الحاق کرانه باختری هشدار داد
    فرانسه به رژیم صهیونیستی درباره الحاق کرانه باختری هشدار داد

    به گزارش خبرگزاری مهر، وزارت خارجه فرانسه به رژیم صهیونیستی درباره الحاق بخش‌هایی از کرانه باختری فلسطین هشدار داد.

    وزارت خارجه فرانسه این اقدام رژیم صهیونیستی را نقض قوانین آشکار بین المللی برشمرده و گفت که چنین اقدامی در صورت تحقق چالش برانگیر خواهد بود.

    این در حالی است که نماینده دائم فرانسه در سازمان ملل همپنجشنبه روز پنجشنبه هشدار داد که در صورت تصمیم دولت جدید اسرائیل برای الحاق کرانه باختری، پاریس در روابط خود با تل آویو بازنگری خواهد کرد.

    مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم پیش از این اعلام کرده بود که این اتحادیه حاکمیت رژیم صهیونیستی بر اراضی اشغالی کرانه باختری را به رسمیت نمی‌شناسد.

    «جوزف بورل» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا روز پنجشنبه در بیانیه‌ای اعلام کرد که این اتحادیه حاکمیت رژیم صهیونیستی بر اراضی اشغالی فلسطین را به رسمیت نمی‌شناسد.

    در این بیانیه آمده است: موضع اتحادیه اروپا در خصوص اراضی اشغالی در سال ۱۹۶۷ تغییری نکرده است و این اتحادیه خواهان پایبندی به قوانین بین المللی و قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد از جمله قطعنامه‌های ۲۴۲ و ۳۳۸ در این زمینه است.

    در ادامه بیانیه گفته شده است که هر گونه الحاق اراضی اشغالی ۶۷ به رژیم صهیونیستی نقض قوانین بین المللی خواهد بود.