برچسب: انتخابات

انتخابات و نتایج انتخابات در مسایل سیاسی کشور

  • سانچز با استناد به شعر سعدی خواستار اتحاد برای مقابله با کرونا شد

    سانچز با استناد به شعر سعدی خواستار اتحاد برای مقابله با کرونا شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از یورونیوز، «پدرو سانچز» نخست وزیر اسپانیا با استناد به یکی از شعرهای سعدی شیرازی و خواندن شعر «بنی آدم اعضای یکدیگرند (یک پیکرند)» خواهان اتحاد جامعه اسپانیا در مقابل ویروس کرونا شد.

    وی تاکید کرد که این شعر نتیجه می‌گیرد که اگر درد دیگران بر روی شما اثر نگذارد، سزاوار نیستید که خود را انسان بنامید.

    سانچز افزود: «کل بشریت امروز یک بدن واحد است که از سوی این بیماری مورد تهدید قرار گرفته است.»

    وی جوانان اسپانیایی را خطاب قرار داد و گفت: «شما نماینده امید و قدرت جامعه هستید. قدرت ما زمانی است که بتوانیم روی یکدیگر حساب کنیم و امروز بیش از هر زمان دیگری به شما احتیاج داریم زیرا همه ما جزئی از همان بدن هستیم.»

    وی در سخنرانی تلویزیونی خود برای اعلام تمدید وضعیت اضطراری این کشور تا ۲۶ آوریل همچنین گفت: «هفته‌هایی با محدودیت‌های بیشتر در انتظار ماست. از خانواده‌ها می‌خواهیم که در خانه بمانند.»

    وی تاکید کرد که درک می‌کند چه میزان ماندن در خانه تا دو هفته دیگر دشوار است.

    بنا بر اعلام وزارت بهداشت اسپانیا شمار قربانیان ویروس کرونا در این کشور تا ظهر شنبه چهارم آوریل به ۱۱ هزار و ۷۴۴ نفر رسید و گرچه در مجموع باعث شد اسپانیا پس از ایتالیا همچنان رتبه دوم مرگ و میر جهانی مبتلایان به کرونا را داشته باشد، اما این نرخ مرگ و میر در مقایسه با تلفات کرونا روز قبل از آن، ۲ درصد کاهش را نشان داد.

  • چه خبر از طرح سه فوریتی مجلس برای تعطیلی یک ماهه کشور؟/چهارشنبه؛ جلسه رای اعتماد به وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی

    چه خبر از طرح سه فوریتی مجلس برای تعطیلی یک ماهه کشور؟/چهارشنبه؛ جلسه رای اعتماد به وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی

    چه خبر از طرح سه فوریتی مجلس برای تعطیلی یک ماهه کشور؟/چهارشنبه؛ جلسه رای اعتماد به وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی
    چه خبر از طرح سه فوریتی مجلس برای تعطیلی یک ماهه کشور؟/چهارشنبه؛ جلسه رای اعتماد به وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی

    اسدالله عباسی با تکذیب خبر دریافت طرحی سه فوریتی توسط هیئت رئیسه مجلس با هدف تعطیلی کامل کشور به علت شیوع ویروس کرونا اظهار داشت: تاکنون هیچ طرحی در این باره اعلام وصول نشده و طبیعتاً این موضوع نیز مورد بررسی قرار نگرفته است.

    سخنگوی هیئت رئیسه مجلس در تشریح بیشتر طرح سه فوریتی تعطیلی کامل کشور عنوان کرد: بحث تعطیلی کامل کشور به علت شیوع گسترده کرونا و تهیه طرحی سه فوریتی در همین مورد با توجه به احتمالات و پیش‌بینی‌ها پیشنهاد یکی از نمایندگان مجلس بود اما در خود مجلس چنین طرحی مطرح نشده است.

    عباسی با بیان اینکه هم‌اینک هیئت رئیسه مجلس با رؤسای کمیسیون‌های مختلف برای مذاکره و رایزنی در برخی امور جلسه دارد تصریح کرد: تعطیلی اماکن، دستگاه‌ها و مواردی نظیر این، شیوع ویروس کرونا و تبعات آن، نحوه اعطای بسته‌های حمایتی برای اقشار محروم و آسیب‌پذیر جامعه از جمله دستورات جلسه امروز صحن علنی است.

    عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس مدیریت درست در توزیع منابعی که برای حمایت از قشرهای مختلف آسیب‌دیده از بحران کرونا در نظر گرفته شده را مورد تأکید قرار داد و تصریح کرد: توجه بیشتر به نیازمندان و نمونه‌های مشابهی از این دست از دیگر مواردی است که در جلسه امروز مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.

    نماینده مردم رودسر و املش در مجلس همکاری و مشارکت تمام مردم در اجرای برنامه‌های وزارت بهداشت و درمان و ستاد مقابله با کرونا را لازم و ضروری اعلام کرد و بیان داشت: امیدواریم با مشارکت تمام دستگاه‌ها، نهادها و آحاد جامعه بتوانیم هر چه زودتر به بحران شیوع کرونا در کشورمان خاتمه بدهیم.

    رای اعتماد به وزیر جهادکشاورزی 

    اکبر رنجبرزاده عضو هیئت رئیسه مجلس  از برگزاری جلسه صبح امروز این هیئت خبر داد و گفت: پس از جلسه امروز تلکنفرانسی مجلس اعضای هیئت رئیسه جلسه ای را داشتند.

    وی ادامه داد: با توجه به وضعیت بیماری علی لاریجانی رئیس مجلس ریاست جلسه برعهده مسعود پزشکیان بود.

    عضو هیئت رئیسه مجلس با بیان اینکه در این جلسه تصمیماتی برای برگزاری جلسات پارلمان اتخاذ شد، اضافه کرد: یکی از تصمیمات امروز هیئت رئیسه پارلمان برگزاری جلسه رای اعتماد به وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی آقای خاوازی در روز چهارشنبه هفته جاری بود.

    ۲۷۲۱۶

  • بازگشایی اماکن مقدسه و تردد بین استان‌ها همچنان ممنوع /کرونا ساعت کاری ادارات را تغییر داد

    بازگشایی اماکن مقدسه و تردد بین استان‌ها همچنان ممنوع /کرونا ساعت کاری ادارات را تغییر داد

    بازگشایی اماکن مقدسه و تردد بین استان‌ها همچنان ممنوع /کرونا ساعت کاری ادارات را تغییر داد
    بازگشایی اماکن مقدسه و تردد بین استان‌ها همچنان ممنوع /کرونا ساعت کاری ادارات را تغییر داد

    به گزارش خبرآنلاین، حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی امروز یکشنبه در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا گفت: کار ادارات از ۲۳ فروردین در همه استان‌ها و خود تهران، از ۷ صبح تا ۲ بعدازظهر خواهد بود. چون نهار و نماز جماعت نیست، از همین رو کار به صورت پیوسته خواهد بود و تا ساعت ۱۴ خوب است. ماه رمضان نیز اینگونه خواهد بود.

    >>>>> در همین رابطه بیشتر بخوانید؛

    >>>>> کسب و کارهای کم ریسک از ۲۳ فروردین آغاز به کار کنند

    وی افزود: از هفته آینده از ۲۳ فرودین ماه فعالیت ادارات به این صورت خواهد بود که دو سوم سرکار حاضر می‌شوند و یک سوم از کارکنان مجاز هستند که سر کار نروند و بخش‌های مختلف درباره حضور یک سومی کارکنان به صورت گردشی تصمیم گیری کنند که یک سوم کمتر در محل کار حضور پیدا کنند مگر جاهایی که ضرورت داشته باشد بیش از دو سوم فعالیت بکنند. البته افرادی که سن بالاتری و یا بیماری‌های زمینه ای هستند در اولویت یک سومی قرار بگیرند.

    رئیس جمهور تصریح کرد: در مورد اماکن مقدسه باید بگویم که آنها تا پایان فروردین همچنان تعطیل هستند و در مورد آنها در آینده تصمیم می‌گیریم.

    وی در مورد تردد خودروهای شخصی اظهار داشت: در مورد تردد خودروهای شخصی در داخل استان‌ها مشکلی نیست و در مورد تهران و البرز هم مشکلی وجود ندارد و ما به دلیل پیوستگی این دو استان، آنها را یک استان به حساب می‌آوریم. در مورد تردد بین استان‌ها نیز تردد تا ۳۰ فروردین همچنان ممنوع بوده و بعد از این تاریخ آزاد می‌شود.

    ۲۷۲۱۵

  • میرزا محمد، یک مجاهد عارف بود

    میرزا محمد، یک مجاهد عارف بود

    به گزارش خبرگزاری مهر، محسن رضایی روز شنبه (۱۶ فروردین)  در ویژه برنامه بزرگداشت سردار شهید میرزا محمد سلگی که به طور زنده در رادیو و تلویزیون مرکز همدان پخش می شد، گفت: ارادت خودم را به مردم شهید پرور استان همدان از این راه دور، ابراز می کنم. لازم می دیدم که آنجا باشم و بخشی از دینمان را به این شهید عزیز ادا کنیم. شما می دانید که ما موظف هستیم که برای سلامتی مردم و کاهش فشاری که این روزها روی مدافعین سلامت در بیمارستان ها هست، اقدام کنیم.
    وی با بیان اینکه شهادت مظلومانه میرزا محمد سلگی، فرمانده غیرتمند و سرافراز گردان ۱۵۲ تیپ حضرت ابوالفضل(ع) همدان را تبریک و تسلیت عرض می کنم، افزود: البته او در اواخر جنگ و بعد از جنگ، به ریاست ستاد لشگر انصار الحسین(ع) هم منصوب شد؛  در روزهای نبرد، فرمانده گردان بودند و در زمان هایی هم مسئول محور شدند. محور یعنی یک فرمانده یک یا چند گردان را اداره می کرد.
    استاد دانشگاه جامع امام حسین(ع) گفت: شهید سلگی از ابتدای جنگ تا روزهای پایانی دفاع در میدان بودند. من این شهادت مظلومانه را تبریک و تسلیت می گویم.
    رضایی با بیان اینکه هر کدام از فرماندهان شهید ما با یک شکلی از یادآوری حماسه حضرت ابوالفضل(ع) از میان ما رفتند، خاطرنشان کرد: برادر عزیزمان قاسم سلیمانی دستش را تقدیم ملت ایران کرد و آقا میرزا محمد هم مظلومیت در دفن و تشییع جنازه اش یادآور قمر بنی هاشم بود که به تنهایی در کربلا شهید شد و نه تشییع جنازه ای باشکوهی داشت و نه مراسم دفن با حضور همگان. او هم با همه عشق و ارادتش، مانند حضرت ابوالفضل(ع) شهید شد و به ملکوت اعلی پیوست.
    وی گفت: میرزا محمد سلگی از اولین افرادی بود که در جبهه های جنگ حضور پیدا کرد و به دلیل شایستگی ها و شجاعتش از یک رزمنده عادی تبدیل به یک سردار بزرگ شد و در بسیاری از عملیات ها حضور داشتند.
    فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس با اشاره به خاطرات فراوانی که از این شهید خطه نهاوند در ذهن دارند، گفت: چند خاطره از ایشان در ذهن من هست، در سال‌های آخر جنگ، عدم الفتح ها زیاد شده بود. رمضان، والفجر مقدماتی و عملیات های دیگر به دستاورد لازم نمی رسید و گاهی ده بیست درصد موفقیت بیشتر نداشتیم.
    وی اضافه کرد: آمدیم و یک عملیات خطیر و بزرگ و با ریسکی بالا را با نام والفجر هشت که عملیات در فاو بود را طراحی کردیم. شصت هزار نفر باید از یک رودخانه عظیم می گذشتند و تا دو ماه بعد هم پلی پشت سر آنها نبود. چندین شبانه روز می جنگیدیم. دشمن از برخی مناطق ناامید شده بود و تمام نیروهایش در منتهی الیه خلیج فارس متمرکز کرده بود.
    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با تجلیل از هشت هزار شهید والامقام در استان همدان و با یادآوری مقاومت جانانه رزمندگان در عملیات فاو گفت: در آنجا لشکر ۲۷ حضرت رسول(ص) بود که با تیپ انصار الحسین(ع) تعویض کردیم و گردان ۱۵۲ حضرت ابوالفضل(ع) جاده ام القصر را سنگر بندی کرد. شانزده روز رژیم بعث عراق از صبح تا شب و از شب تا صبح حمله می کرد و ایشان با تمام قدرت دفاع کرد.
    رضایی اظهار داشت: پیروزی ما در فاو، نقش بسیار مهمی در پیروزی ایران در کل جنگ تحمیلی ایفا کرد. سلگی در جبهه جنوبی، عملیات چنگوله و مهران حضور فعال داشت.
    وی گفت: در عملیات ماهوت که هر دو پاشان را از دست دادند و بعد آمدند با تیپ همدان در چارزبر مستقر شدند. تماس گرفتیم که خودتان را برسانید به خرمشهر چون عراق آمده بود و جاده اهواز خرمشهر را قطع کرده بود و ما نیاز داشتیم نیروهایی را به منطقه اعزام کنیم. اما عراق و منافقین در سر پل ذهاب و اسلام آباد هم دست به عملیات زد و دشمن به سی کیلومتری کرمانشاه رسید.
    فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس خاطرنشان کرد: شهید سلگی در تنگه چارزبر با دو گردان در مقابل دشمن مقاومت می کرد تا برادر عزیزمان شهید همدانی و مظاهری و سالکی به ایشان پیوستند و جلوی نفوذ منافقین به کرمانشاه و نقشه خطرناک آنها را گرفتند.
    رضایی با گرامیداشت یاد و خاطر راوی کتاب «آب هرگز نمی میرد» گفت:این کتاب یکی از آینه هایی است که کل جنگ را خود نمایش می دهد. هم از بسیاری از عملیات ها صحبت شده و هم فداکاری ایشان در این کتاب متجلی است. سلگی خیلی مخلص بود. حدود سه هفته پیش با او تلفنی حرف می زدم و سراغ گرفتم که چرا در یک جلسه ای حاضر نبوده.
    وی با اشاره به ویژگی های شهید میرزا محمد سلگی گفت: او انسانی مخلص، عارف و مجاهد بود. او مجاهدی عارف بود. بسیار متشرع بود. روحیه روستایی و عشایری داشت. از ابتدا با احکام شرعی آشنا شده بود. من روحیه عشایری او را با همه وجود احساس می کردم که عاشق حضرت ابوالفضل(ع) است.
    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به برگزار نشدن مراسم وداع باشکوه برای شهید سلگی گفت: در این غربتی که در کشور است، توفیق پیدا نکردیم در مراسم این شهید بزرگوار شرکت کنیم اما به مردم نهاوند قول می دهم که آرامگاه او، زیارتگاه انبوه زائرانی خواهد شد که از اقصی نقاط کشور و بیرون از مرزها، به نهاوند خواهند آمد تا آن کسی که گفت آب هرگز نمی میرد را بشناسند.
  • جدیدترین تصمیم دولت درباره تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها /سیستان و بلوچستان، بوشهر و هرمزگان مستثنی شدند

    جدیدترین تصمیم دولت درباره تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها /سیستان و بلوچستان، بوشهر و هرمزگان مستثنی شدند

     

     

     

    جدیدترین تصمیم دولت درباره تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها /سیستان و بلوچستان، بوشهر و هرمزگان مستثنی شدند

     

     

     

    به گزارش خبرآنلاین، حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی در جلسه ستاد ملی مبارزه با کرونا درباره تصمیمات اخذ شده درباره زمان بازگشایی مراکز آموزشی و تحصیلی گفت: فعلا تصمیم بر این است که در بخش آموزش به استثنای آموزش تکمیلی(مخصوصا دکترا) که از ۳۰ فروردین حضوری خواهد بود، مدارس و مقطع کارشناسی دانشگاه‌ها تا ۳۰‌فروردین همچنان تعطیل باشند. اینکه برای ۳۰فروردین به بعد چه می‌شود، در جلسات بعدی تصمیم‌گیری می‌شود.

    در همین رابطه بخوانید؛

    خبر مهم روحانی از زمان آغاز فعالیت‌های اقتصادی در تهران و استان‌ها

    رئیس جمهور بیان داشت: برخی استان‌ها را در جنوب به صورت سفید داریم و مثلا در بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان مشکلی نیست و می توانند آموزش را شروع کنند. برای کل کشور تا پایان فروردین آموزش تعطیل است تا ما در آینده تصمیم بگیرم.

    ۲۷۲۷

  • جدیدترین تصمیم دولت درباره تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها /سیستان و بلوچستان، بوشهر و هرمزگان مستثنی شدند

    جدیدترین تصمیم دولت درباره تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها /سیستان و بلوچستان، بوشهر و هرمزگان مستثنی شدند

     

     

    جدیدترین تصمیم دولت درباره تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها /سیستان و بلوچستان، بوشهر و هرمزگان مستثنی شدند

     

     

     

    به گزارش خبرآنلاین، حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی در جلسه ستاد ملی مبارزه با کرونا درباره تصمیمات اخذ شده درباره زمان بازگشایی مراکز آموزشی و تحصیلی گفت: فعلا تصمیم بر این است که در بخش آموزش به استثنای آموزش تکمیلی(مخصوصا دکترا) که از ۳۰ فروردین حضوری خواهد بود، مدارس و مقطع کارشناسی دانشگاه‌ها تا ۳۰‌فروردین همچنان تعطیل باشند. اینکه برای ۳۰فروردین به بعد چه می‌شود، در جلسات بعدی تصمیم‌گیری می‌شود.

    در همین رابطه بخوانید؛

    خبر مهم روحانی از زمان آغاز فعالیت‌های اقتصادی در تهران و استان‌ها

    رئیس جمهور بیان داشت: برخی استان‌ها را در جنوب به صورت سفید داریم و مثلا در بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان مشکلی نیست و می توانند آموزش را شروع کنند. برای کل کشور تا پایان فروردین آموزش تعطیل است تا ما در آینده تصمیم بگیرم.

    ۲۷۲۷

  • ثبت ۵۵۳ مورد ابتلا به ویروس کرونا در تونس

    ثبت ۵۵۳ مورد ابتلا به ویروس کرونا در تونس

    ثبت ۵۵۳ مورد ابتلا به ویروس کرونا در تونس
    ثبت ۵۵۳ مورد ابتلا به ویروس کرونا در تونس

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روسیا الیوم، وزارت بهداشت تونس اعلام کرد که ۵۸ مورد جدید ابتلا به ویروس کرونا در این کشور ثبت شده است بنابراین تعداد آمار مبتلایان به ویروس کرونا در تونس به ۵۵۳ نفر افزایش یافته است.

    این وزارتخانه اعلام کرد که تعداد فوتی ها بر اثر ابتلا به ویروس کرونا به ۱۹ نفر رسیده است.

    وزارت بهداشت تونس اعلام کرد که بیش از ۱۹ هزار نفر در این کشور تحت قرنطینه قرار گرفته اند.

    دولت تونس برای ممانعت از گسترش ویروس کرونا تدابیری از جمله منع آمد و شد در این کشور اتخاذ کرده است.

  • خبر مهم روحانی از زمان آغاز فعالیت‌های اقتصادی و ادارات

    خبر مهم روحانی از زمان آغاز فعالیت‌های اقتصادی و ادارات

    به گزارش خبرآنلاین، حجت‌الاسلام و المسلمین حسن روحانی رئیس‌جمهور در جلسه ستاد ملی مبارزه با کرونا که صبح امروز برگزار می‌شود،‌ اظهار کرد: در مبارزه با کرونا هیچ اختلافی میان قوای سه گانه، نیروهای مسلح و در کل ارکان نظام وجود ندارد؛ رهبری نیز همواره حمایت کردند.

    وی اظهار کرد: از ۲۳ فروردین استان‌های کشور کسب و کارها را می توانند شروع کنند، اما کسب و کارهای پرریسک تا آخر فروردین تعطیل می‌مانند تا بعد برایش فکری کنیم؛ اما کسب و کارهای کم ریسک و فعالیت های اقتصادی که پرریسک نیست از ۲۳ فروردین کار خود را با رعایت پروتکل‌ها شروع کنند و حتما نظارت اصناف هم بر آن انجام شود که البته نظارت اصلی بر عهده وزارت بهداشت است و اگر لازم شد نیروی بسیج هم کمک کند که این نظارت انجام شود.

    اهم اظهارات وی را در ادامه به نقل از خبرگزاری ها بخوانید؛

    * اما برای استان تهران این فعالیت از ۳۰ فروردین آغاز می‌شود و باز هم با مراعات پروتکل‌های بهداشتی و انجام نظارت است. در صداوسیما هم برای مردم توضیح داده می‌شود که هر کسی باید چه اصولی را رعایت کند. هم صاحب مغازه و هم مشتریان تا وظایف روشن باشد و اصول بهداشتی مورد نظر رعایت شود.

    این خبر درحال تکمیل است…

    ۲۷۲۷

  • روحانی: کسب و کارهای کم ریسک از ۲۳ فروردین آغاز به کار کنند

    روحانی: کسب و کارهای کم ریسک از ۲۳ فروردین آغاز به کار کنند

    روحانی: کسب و کارهای کم ریسک از ۲۳ فروردین آغاز به کار کنند

     

    روحانی: کسب و کارهای کم ریسک از ۲۳ فروردین آغاز به کار کنند

    به گزارش خبرآنلاین، حجت‌الاسلام و المسلمین حسن روحانی در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا با تبریک روز جوان و روز سلامت اظهارداشت: در روندی که برای مساله مبارزه با کرونا و مقابله با آن پیش رو داریم، در این زمینه هیچ اختلاف نظری بین دستگاه های دولتی وجود ندارد بین سه قوای سه گانه هم اختلاف نظری وجود ندارد.

    وی اضافه کرد: همه باهم در کنار هم و همراه با نیروهای مسلح این کار را انجام می دهیم. برای مقام معظم رهبری هم چند بار نامه نوشتیم و دریافت کردیم و ایشان هم همراهی فرمودند. کل نظام یکپارچه است؛ بدخواهان اگر عصبانی و ناراحت هستند خودشان می‌دانند.

    اهم اظهارات وی را در ادامه به نقل از ایرنا، مهر، فارس و تسنیم بخوانید؛

    * کرونا با همه گرفتاری‌هایی که ایجاد کرده آثاری هم داشته است. در این روزها شاهد وحدت بیشتر جامعه بودیم؛ وحدت بین دولت، نیروهای مسلح و مردم و یکپارچگی امروز در سراسر کشور مشاهده می شود. گزارشات راجع به سالم بودن هوا و وضعیت ترافیک هم یکی دیگر از آثار آن است.

    * بین وزارتخانه‌ها و به ویژه بین وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت بهداشت، ‌درمان و آموزش پزشکی اختلاف وجود ندارد. گوشه‌ای کسی پیدا می شود و چیزهایی به رسانه‌های خارج از کشور می‌دهد، آنها هم موضوع را بزرگ می کنند. برخلاف دعوت بدخواهان و ضد انقلاب که مردم را دعوت می‌کنند بین سلامت و فعالیت اقتصادی یکی را باید انتخاب کنند باید گفت این هم مردود، غلط و ناصواب است.  فعالیت اقتصادی و پروتکل بهداشتی هر دو قابل ارائه است. همه اینها باید پا به پا باشد اما همه پروتکل‌ها و اصولی که وزارت بهداشت اعلام می کند باید مورد مراعات همه ما قرار بگیرد.

    * امروز نسبت به طرح جدید فاصله گذاری هوشمند بحث کردیم و کارگروهی این را بحث و در این چند روز در وزارت کشور بررسی کرده بود. کمیته اجتماعی ستاد مل مقابله با کرونا هم آن را بررسی کرد و مصوبه ای هم در پی داشت. طبق این مصوبه، فعالیت‌های کم ریسک از ۲۳ فروردین با رعایت پروتکل وزارت بهداشت،‌درمان و آموزش پزشکی در استان ها می‌تواند فعالیت کند. البته فعالیت‌های اقتصادی قبلا هم با حفظ و رعایت این پروتکل برپا بود. اما فعالیت‌های پرریسک همچنان ممنوع است تا بعد ا راجع به آن تصمیم گیری شود.

    *{ درباره فعالیت‌های اقتصادی استان تهران}:‌ فعالیت اقتصادی در استان تهران از ۳۰ فروردین با در نظر گرفتن پروتکل وزارت بهداشت آغاز به کار می‌کند. در بحث کسب و  کارهای کم ریسک، فعالیت‌های کسبه و فعالیت‌های اقتصادی که پرریسک نیست قرار شد از شنبه ۲۳ فروردین با مراعات پروتکل های اعلام شده وزارت بهداشت کار خود را آغاز کنند و حتما باید روی این پروتکل نظارت شود.

    * آغاز این فعالیت به معنی این نیست که اصل در خانه ماندن را فراموش کرده یا نقض کرده باشیم، آنهایی که حضورشان در خیابان ضرورتی ندارد باید به این اصل توجه کنند.برای بازگشایی فعالیت تصیمیم بر این شد که از یک روند پلکانی استفاد کنند که این روند پیشنهاد وزارت بهداشت بود. بنابراین ما هم از لحاظ فعالیت اقتصادی پلکانی در نظر گرفتیم و نسبت به ادارات دولتی نیز پلکانی تصمیم گرفتیم.

    * در تهران از هفته آینده یعنی ۲۳ فروردین دو سوم کارمندان ملزم به حضور در سر کار خواهند بود و یک سوم مخیر هستند که سر کار باشند یا خیر و مسئولان ادارات هستند که در این زمینه تصمیم گیر هستند. دیگر نیاز  به بیان نیست که آن کسانی که مبتلا به کرونا هستند وظیفه دارند که سر کار خود حاضر نشوند و آمدن سر کار برای آنها جرم محسوب می‌شود کسی که دارای کرونا است آمدن در جامعه و سر کار ممنوع است و باید خود را یا در خانه یا در نقاهتگاه و یا در بیمارستان خود را قرنطینه کند.

    *بازگشایی فعالیت‌ها در جامعه به صورت پلکانی و تدریجی آغاز می شود، ما هم نسبت به فعالیت اقتصادی در استان‌ها و استان تهران و هم نسبت به سایر فعالیت‌ها در کشور به صورت پلکانی و تدریجی تصمیم گرفتیم.

    *ادارت دولتی اکنون نیز فعال هستند و همه مشغول فعالیت هستند البته از هفته آینده از ۲۳ فرودین ماه فعالیت ادارات به این صورت خواهد بود که دو سوم سرکار حاضر می‌شوند و یک سوم از کارکنان مجاز هستند که سر کار نروند و بخش‌های مختلف درباره حضور یک سومی کارکنان به صورت گردشی تصمیم گیری کنند که یک سوم کمتر در محل کار حضور پیدا کنند مگر جاهایی که ضرورت داشته باشد بیش از دو سوم فعالیت بکنند. البته افرادی که سن بالاتری و یا بیماری‌های زمینه ای هستند در اولویت یک سومی قرار بگیرند.

    *هر کس کرونا مبتلا شد موظف است به رییس بخش خود در محل کار اعلام کند و سر کار نیاید و باید برای مدتی که برای درمان مشخص شده حدود دو هفته باید به صورت قرنطینه باید در منزل یا نقاهتگاه و یا بیمارستان بنا به شرایط بیماری بماند.

    *حضور فرد مبتلا در محل کار تخلف است و کسی که می‌داند مبتلا است و آزمایش او مثبت شده است نباید سر کار برود و یا رییس او بگوید باید به سر کار بیاید و اشکال ندارد؛ این موضوع کاملا روشن است حضور کسی که مبتلا به بیماری کرونا است در جامعه و سرکار و اجتماعات ممنوع است و باید خود را قرنطینه کند که همه جامعه باید توجه داشته باشند.

    * همه آزمایشگاه‌های باید نتیجه را به سه جا یعنی، خود فرد، خانواده بیمار و محل کار اعلام کنند که نتیجه آزمایش مثبت بوده است و این موضوع برای ما مهم است. این به دلیل این است که اهمیت دارد که بیمار باید خود را قرنطینه کند.

    * کسی که آزمایشش مثبت شد، نباید اضطراب و نگرانی داشته باشد. بسیاری از مردم با ایزوله کردن و قرنطینه خود و بدون درمان خوب می‌شوند و رقم این افراد، ۸۵ درصد است. ممکن است ۱۵ الی ۲۰ درصد از بیماران نیز به مشکل خورده و به دکتر مراجعه کنند و برخی نیز نیاز به پروتکل درمانی داشته باشند.

    * از صد نفری که مبتلا می‌شوند حدود سه یا چهار نفر با خطر مرگ مواجه هستند. نرم‌های جهانی مرگ در مورد این بیماری پنج درصد است و ما باید تلاش کنیم به زیر سه و دو درصد برسیم.

    * باید این بیماری را به منزله آنفولانزا بدانیم. مگر کسی آنفولانزا می‌گیرد، آن را پنهان می‌کند و یا نگران می‌شود. باید همه اصول بهداشتی را مراعات کنیم. اجتماع نباشد، به اجتماع نرویم، دست ندهیم و در مکان‌های لازم از دستکش و ماسک استفاده کنیم.

    * وقتی به کسی می‌گویند مبتلا شده، فاجعه رخ نداده است و باید خودش مراعات کند. ما از این وضعیت عبور می‌کنیم. ترس از کرونا از خود بیماری خطرناک‌تر است و اضطراب و مشکلاتی ایجاد می‌کند.

    *{ در مورد ساعت کاری ادارات}: کار ادارات نیز از ۲۳ فروردین در همه استان‌ها و خود تهران، از ۷ صبح تا ۲ بعدازظهر خواهد بود. چون نهار و نماز جماعت نیست، از همین رو کار به صورت پیوسته خواهد بود و تا ساعت ۱۴ خوب است. ماه رمضان نیز اینگونه خواهد بود.

    *موضوع بعدی، موضوع نقل و انتقال بود که مورد بحث قرار گرفت. الحمدالله در بحث نقل و انتقال، ۲ خبر خوش در این جلسه داده شد؛ یک خبر خوب این بود که کلیه کالاهایی که ضروری بوده، جابجا شود. چه از گمرک به شهرها، چه از مراکز به مرکز مصرف یا کارخانه‌ها. این کار بدون هیچ خللی به خوبی انجام گرفته و حتی اعلام شد یک درصد هم کمتر از سال‌های پیش نبوده است. از همه آنهایی که در بخش حمل و نقل فعالیت می‌کنند، همه رانندگان عزیز، همه شرکت‌های حمل و نقل، همه اتوبوس‌ها، قطار و هواپیما و همه کسانی که تلاش می‌کنند، تشکر می کنم.

    *برای داروهایی که از خارج وارد می شود، همین هواپیماها، تلاش می‌کنند. بسیاری از کالاها توسط قطار حمل می‌شود. از همه آنها در بخش حمل و نقل تشکر می‌کنیم.

    *نکته دوم این بود که گفته شد در ماه اسفند و فروردین که مشکل کرونا داشتیم، از کارگران و افرادی که در بخش حمل و نقل کار می‌کنند، هیچ فردی نه اخراج شده و نه تعدیل شده است. این هم خبر خوشی بود.

    *الحمدالله همه اینها مشمول تسهیلات بانکی می‌شوند که این تسهیلات بانکی شرط‌اش این است که کسی را اخراج و تعدیل نکرده باشند. این هم خبر خوشی بود که داده شد.

    *بنابراین همچنان اتوبوس‌ها، قطار، هواپیما، کشتی همه فعالیت خودشان را با آن پروتکل‌هایی که اعلام شده، انجام می‌دهند و رعایت فاصله و استفاده از ماسک را مراعات کنند. همه این چیزهایی که گفتند باید مراعات کنند و کارشان را انجام دهند.

    *اما نسبت به خودروهای شخصی که در داخل استان آزاد هستند و فعالیت آنها ممنوع نبوده و بین استان تهران و البرز هم فعالیت‌ها تقریباً یکی است که یک استان تلقی شده است اما بین استان و استان ممنوع بوده است و همچنان تا ۳۰ فروردین ممنوع خواهد بود که این ممنوعیت را باید مورد مراعات قرار دهند و آزادی تردد بین استان‌ها از ۳۰ فروردین شروع خواهد شد.

    *آخرین بحثی که داشتیم راجع به بخش آموزش و آموزش پرورش و آموزش عالی  بود و دراینجا بحثی‌هایی مطرح شد که کمیته اجتماعی – امنیتی این گزارش را داد و در آموزش و پرورش و آموزش عالی، فعلاً تصمیم بر این است که در بخش آموزش به استثناء آموزش تکمیلی از  ۳۰ فروردین آموزش‌های تکمیلی مخصوصاً بخش دکترا حضور خواهند داشت و بعد هم ممکن است بخش‌های دیگر ولی در بخش کارشناسی و همچنین آموزش و پرورش تصمیم این است که تا ۳۰ فروردین فعالیت آموزشی‌ در مدارس تعطیل باشد و از فضای مجازی استفاده کنند.

    *البته این اختیارات را به آموزش و پرورش دادیم که استان‌هایی که می‌توانند فعالیت را آغاز کند و ما استان‌های سفیدی در جنوب کشور داریم که هیچ مشکلی برای آموزش و پرورش وجود ندارد. استان های بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان اصلاً مشکلی برای بحث آموزش ندارند و آموزش‌ و پرورش در استان‌های سفید می‌تواند فعالیت خود را شروع کند و مانعی وجود ندارد و برای کشور بحث می‌کنیم که فعلاً آموزش تا پایان فروردین تعطیل است تا در جلسات بعدی چه تصمیمی باید برای اینها اتخاذ کنیم.

    *ضمناً شیوه کار این ویروس برای ما صد در صد روشن نیست یعنی وزارت بهداشت، درمان ما نمی‌تواند به ما جواب دهد که شکل فعالیت‌ این ویروس یک ماه و دو ماه دیگر و تابستان که هوا گرم می‌شود چگونه است و چیز روشن و قطعی در اختیار ندارد بنابراین باید صبر کنیم و همه اصول بهداشتی را مراعات کنیم تا ببینیم در ماه‌های بعد وضع ما چگونه خواهد شد.

    *البته راجع به اماکن مقدسه گفتم و تأکید کردم که این اماکن مقدسه فعلاً تا آخر فروردین مثل سابق تعطیل می‌ماند و اینکه برای ۳۰ فروردین به بعد چه خواهد شد، تصمیمی است که در جلسات آینده اتخاذ می‌کنیم و۲۴ فروردین جلسه بعدی ما خواهد بود اما اگر تا ۲۴ فروردین جلسه‌ای لازم است، می‌توانیم باز جلسه بگذاریم و قبلاً به دوستان عزیز و برادران برای جلسه اطلاع می‌دهیم

    ۲۷۲۷

  • روایت رهبر انقلاب از دوران جوانی‌شان /زنی که عمیقا در زندگی آیت‌الله خامنه‌ای تاثیر گذاشت، که بود؟

    روایت رهبر انقلاب از دوران جوانی‌شان /زنی که عمیقا در زندگی آیت‌الله خامنه‌ای تاثیر گذاشت، که بود؟

     

    روایت رهبر انقلاب از دوران جوانی‌شان /زنی که عمیقا در زندگی آیت‌الله خامنه‌ای تاثیر گذاشت، که بود؟

     

    روایت رهبر انقلاب از دوران جوانی‌شان

    به گزارش خبرآنلاین، بخشی از این گفتگو را در ادامه می‌خوانید؛

    از دیدن جوانان چه احساسی به شما دست میدهد و اوّلین مطلبی که به آنان میگویید، چیست؟

    وقتی با جوانان هستم و در محیط جوان قرار دارم، احساس من مثل احساس کسی است که در هوای صبحگاه تنفّس میکند؛ احساس تازگی و طراوت میکنم. آن چیزی هم که معمولاً در ملاقات با جوانان، اوّل بار به ذهن من میرسد و بارها به آن فکر کرده‌ام، این است که آیا اینها خودشان میدانند که چه ستاره‌ای در جبین شان میدرخشد؟ من این ستاره را میبینم؛ اما آیا خودشان هم میبینند؟ ستاره جوانی، ستاره بسیار درخشان و خوش‌طالعی است. اگر جوانان این گوهر قیمتی و بی‌نظیر را در وجود خودشان حس کنند، فکر میکنم که ان‌شاءالله از آن خوب استفاده خواهند کرد.

    جنابعالی دوره جوانی خود را چگونه گذراندید؟

    آن وقتها مثل حالا نبود؛ انصافاً وضع خیلی بد بود. محیط جوانی، محیط دلنشینی نبود؛ نه برای من که آن وقت طلبه بودم – من در دوره کودکی هم از دبستان طلبه بودم – بلکه برای همه جوانان. به جوان اعتنا نمیشد. خیلی استعدادها در داخل جوانان می مرد. ما در مقابل چشم خودمان، این را شاهد بودیم. من خودم در محیط طلبگی ام این را میدیدم. بعد هم که با محیط های بیرون طلبگی، با محیط دانشگاه و دانشجویان ارتباط پیدا کردم – سالهای متمادی، من با دانشجویان ارتباط داشتم و مأنوس بودم – در آنها هم دیدم که همین‌طور است. آن قدر استعدادهای درخشان بود. آن‌قدر افرادی بودند که ممکن بود در این رشته‌ای که درس میخوانند، استعداد چندانی نداشته باشند؛ اما ممکن بود استعداد دیگری در وجودشان باشد، که کسی نمیفهمید و نمیدانست.

    همان‌طور که آقای میرباقری اشاره کردند و درست هم گفتند، قبل از انقلاب، همه دوران جوانی من غالباً با جوانان گذشته است. وقتی انقلاب پیروز شد، من حدوداً سی و نه ساله بودم. تمام مدت دوره از هفده، هجده سالگی من تا آن تاریخ، با جوانان بود؛ چه جوانان حوزه علمی و تحصیلی دینی و چه جوانان خارج از این حوزه. چیزی که حس میکردم این بود که رژیم محمّدرضا پهلوی کاری کرده بود که جوانان به سمت ابتذال میرفتند. ابتذال، نه فقط ابتذال اخلاقی؛ ابتذال هویّت و ابتذال شخصیّت.

    البته من نمیتوانم ادّعا کنم که خودِ آن رژیم برنامه‌ریزی کرده بود که جوانان مملکت را به ابتذال بکشاند – ممکن است این‌طور بوده، ممکن هم هست نبوده باشد – اما آنچه مسلّم میتوانم بگویم، این است که آنها برنامه‌هایی ریخته بودند و به گونه‌ای مملکت را اداره میکردند که لازمه‌اش این بود؛ یعنی از مسائل سیاسی دور، از مسائل زندگی دور.

    شما باور میکنید که من و امثال من، تا سنین مثلاً بیست و چندسالگی، دولتهایی را که برسرِ کار بودند، اصلاً نمیشناختیم که چه کسانی هستند؟! حالا شما در این مملکت کسی را میشناسید که نداند وزیر آموزش و پرورش کیست؟ وزیر اقتصاد و دارایی کیست؟ یا مثلاً رئیس جمهور را کسی نشناسد؟ در اقصی نقاط کشور هم همه اطّلاع دارند. آن زمان، همه قشرها – از جمله جوانان – اصلاً به‌کل از مسائل سیاسی غافل بودند. بیشترین سرگرمی جوانان، به مسائل روزمرّه بود. بعضی در غم نان، مشغول کار سخت بودند، برای این که یک لقمه نان گیر بیاورند و بخورند، که آن هم البته مقداری از درآمدشان صرف خوردن نمیشد؛ صرف کارهای حاشیه‌ای میشد.

    شما اگر این کتابهایی را که در دوره جوانی ما درباره امریکای لاتین و آفریقا نوشته شده است، خوانده باشید – مثل کتابهای «فرانتس فانون» و کسانی دیگر که آن زمانها کتاب مینوشتند و امروز هم کتابهایشان به اعتبار خودشان باقی است – درمی یابید که وضع ما هم همین‌طور بود. در مورد ایران کسی جرأت نمیکرد بنویسد؛ اما در مورد مثلاً آفریقا یا شیلی یا مکزیک راحت مینوشتند. من با خواندن این کتابها میدیدم که عیناً وضع ما همین گونه است. یعنی آن جوان کارگر هم بعد از آن که کار سخت میکرد و یک شاهی، صَنّار گیر می آورد، نصف این پول صرف عیّاشی و ولگردی و هرزه‌گری و این‌طور چیزها میشد. اینها همان چیزی بود که ما در آن کتابها می خواندیم و میدیدیم که در واقعیّت جامعه خودمان هم همین‌طور است. انصافاً خیلی بد بود. محیط جوانی، محیط خوبی نبود. البته در داخل دل جوانان و محیط جوان، طور دیگری بود؛ چون جوان اساساً اهل نشاط و امید و هیجان و اینهاست.

    من خودم شخصاً جوانیِ بسیار پُرهیجانی داشتم. هم قبل از شروع انقلاب، به خاطر فعّالیتهای ادبی و هنری و امثال اینها، هیجانی در زندگی من بود و هم بعد که مبارزات در سال ۱۳۴۱ شروع شد، که من در آن سال، بیست و سه سالم بود. طبعاً دیگر ما در قلب هیجانهای اساسی کشور قرار گرفتیم و من در سال چهل و دو، دو مرتبه به زندان افتادم؛ بازداشت، زندان، بازجویی. میدانید که اینها به انسان هیجان میدهد. بعد که انسان بیرون میآمد و خیل عظیم مردمی را که به این ارزشها علاقه‌مند بودند، و رهبری مثل امام رضوان‌الله علیه را که به هدایت مردم میپرداخت و کارها و فکرها و راهها را تصحیح میکرد، مشاهده مینمود، هیجانش بیشتر میشد. این بود که زندگی برای امثال من که در این مقوله‌ها زندگی و فکر میکردند، خیلی پرُهیجان بود؛ اما همه این‌طور نبودند.

    البته جوانان طبعاً دور هم که جمع می شوند، چون طبیعتاً دلشان گرم است – یعنی یک نوع حالت سرزندگی و شادی در طینتشان است – از همه چیز لذّت میبرند. جوان از خوراک لذّت می‌برد، از حرف زدن لذّت می‌برد، از در آیینه نگاه کردن لذّت می‌برد، از تفریح لذّت می‌برد. شما باور نمیکنید که انسان وقتی از سنین جوانی گذشت، آن لذّتی را که شما مثلاً از یک غذای خوشمزه میبرید، دیگر نمی‌برد و نمیداند چیست! آن وقتها گاهی بزرگترهای ما – کسانی که در سنین حالای من بودند – چیزهایی میگفتند که ما تعجّب میکردیم چطور اینها این‌گونه فکر میکنند؟ حالا میبینیم نخیر؛ آن بیچاره‌ها خیلی هم بیراه نمی گفتند. البته من خودم را به‌کلّی از جوانی منقطع نکرده‌ام. هنوز هم در خودم چیزی از جوانی احساس میکنم و نمیگذارم که به آن حالت بیفتم. الحمدلله تا به‌حال نگذاشته‌ام و بعد از این هم نمیگذارم؛ اما آنها که خودشان را در دست پیری رها کرده بودند، قهراً التذادی که جوان از همه شؤون زندگی خودش دارد، احساس نمیکردند. آن وقت این حالت بود. نمی گویم که فضای غم حاکم بود – این را ادّعا نمیکنم – اما فضای غفلت و بیخبری و بیهویّتی حاکم بود.

    این هم بود که آن وقت من و امثال من که در زمینه مسائل مبارزه، به طور جدّی و عمیق فکر میکردیم، همّتمان را بر این گذاشتیم که تا آن‌جایی که میتوانیم، جوانان را از دایره نفوذ فرهنگی رژیم بیرون بکشیم. من خودم مثلاً مسجد می رفتم، درس تفسیر میگفتم، سخنرانیِ بعد از نماز می کردم، گاهی به شهرستانها میرفتم سخنرانی میکردم. نقطه اصلی توجّه من این بود که جوانان را از کمند فرهنگی رژیم بیرون بکشم. خود من آن وقتها این را به «تور نامریی» تعبیر میکردم. میگفتم یک تور نامریی وجود دارد که همه را به سمتی میکشد! من میخواهم این تور نامریی را تا آن‌جا که بشود، پاره کنم و هر مقدار که میتوانم، جوانان را از کمند و دام این تور بیرون بکشم. هر کس از آن کمند فکری خارج میشد – که خصوصیّتش هم این بود که اوّلاً به تدیّن و ثانیاً به تفکرات امام گرایش پیدا میکرد – یک نوع مصونیتی مییافت. آن روز این‌گونه بود. همان نسل هم، بعدها پایه‌های اصلی انقلاب شدند. الان هم که من در همین زمان به جامعه خودمان نگاه میکنم، خیلی از افراد آن نسل را – چه کسانی که با من مرتبط بودند، چه کسانی که حتّی مرتبط نبودند – میتوانم شناسایی کنم.

    به هر حال، الان شما زمان بهتری دارید. فضا، فضای بهتری است. البته نمیگویم که برای جوان همه چیز فراهم است و همه چیز آن‌گونه که باید باشد، هست؛ اما در مقام مقایسه با آن زمان، امروز وضع از آن روز خیلی بهتر است. اگر جوانی بخواهد خوب زندگی کند و هویّت انسانی و شخصیّت خودش را بیابد، به نظر من امروز میتواند.

    تعریف شما از یک جوان مسلمان و خصوصیّات او چیست؟ چگونه یک جوان میتواند مسیر زندگی را طی کند و به اهدافش برسد؟

    البته به‌راحتی نمیشود طی کرد. این شرطی که شما گذاشتید، کار مرا در پاسخ دادن خیلی مشکل میکند. هیچ راه جدّیِ مهم را واقعاً نمیشود به‌راحتی طی کرد. بالاخره اگر انسان میخواهد به چیز باارزشی دست پیدا کند، باید مقداری زحمت و تلاش را با خودش همراه کند – این ناگزیر است – منتها ببینید؛ من اساساً در بین این خصوصیّات مهمّی که جوانان دارند، سه خصوصیّت را خیلی بارز میبینم، که اگر آنها مشخّص گردد، و اگر آنها به سمت درستی هدایت شود، به نظر می‌آید که میشود به این سؤال شما پاسخ داد. آن سه خصوصیّت عبارت است از: انرژی، امید، ابتکار. اینها سه خصوصیت برجسته در جوان است. اگر واقعاً رسانه‌ها در کمکهای فرهنگی که به ما میکنند – چه گویندگان مذهبی، چه گویندگان مسائل فکری و فرهنگی، چه صدا و سیما و چه مدرسه‌ها – بتوانند این سه خصوصیت عمده را درست هدایت کنند، من خیال میکنم که خیلی راحت میشود یک جوان راه اسلامی را پیدا کند؛ چون اسلام هم چیزی که از ما میخواهد این است که ما استعدادهای خودمان را به فعلیّت برسانیم.

    البته در قرآن یک نکته بسیار اساسی هست – بد نیست من این را به شما جوانان عزیز بگویم – و آن توجّه دادن به تقواست. وقتی که افراد میخواهند پیش خودشان تصویری از تقوا درست کنند، به ذهنشان نماز و روزه و عبادت و ذکر و دعا می‌آید. ممکن است همه اینها در تقوا باشد، اما هیچکدام از آنها معنای تقوا نیست. تقوا، یعنی مراقب خود بودن. تقوا، یعنی یک انسان بداند که چه کار میکند و هر حرکت خودش را با اراده و فکر و تصمیم انتخاب کند؛ مثل انسانی که سوار بر یک اسب رهوار نشسته، دهانه اسب در دستش است و میداند کجا میخواهد برود. تقوا، این است. آدمی که تقوا ندارد، حرکات و تصمیمها و آینده‌اش در اختیار خودش نیست. به تعبیر خطبه نهج‌البلاغه: کسی است که او را روی اسب سرکشی انداخته‌اند؛ نه این که او سوار شده است. اگر هم سوار شده، اسب‌سواری بلد نیست. دهانه در دستش است، اما نمیداند چگونه باید سوار اسب شود. نمیداند کجا خواهد رفت. هرجا که اسب او را کشید، او هم مجبور است برود و قطعاً نجاتی در انتظار او نیست. این اسب هم سرکش است.

    اگر ما تقوا را با همین معنا در نظر بگیریم، به نظر من راحت میشود راه را طی کرد. البته باز هم نه آن‌طور که خیلی راحت باشد. به هرحال، میشود، ممکن است و واقعاً عملی است که یک جوان راه اسلامی زندگی کردن را پیدا کند. اگر متدیّن است، ببینید چه کار میکند. این اقدام، این حرف، این رفاقت، این درس و این فعل و درک، آیا درست است یا درست نیست. همین که او فکر میکند درست است یا درست نیست، این همان تقواست. اگر متدیّن نیست، چنانچه همین حالت را داشته باشد، این حالت او را به دین راهنمایی خواهد کرد. قرآن کریم میگوید: «هدی للمتقین»؛ نمیگوید «هدی للمؤمنین». «هدی للمتّقین»؛ یعنی اگر یک نفر باشد که دین هم نداشته باشد، اما تقوا داشته باشد – ممکن است کسی دین نداشته باشد، اما به همین معنایی که گفتم، تقوا داشته باشد – او بلاشک از قرآن هدایت خواهد گرفت و مؤمن خواهد شد. اما اگر مؤمن تقوا نداشته باشد، احتمالاً در ایمان هم پایدار نیست. بستگی به شانسش دارد: اگر در فضای خوبی قرار گرفت، در ایمان باقی میماند؛ اگر در فضای خوبی قرار نگرفت، در ایمان باقی نمی‌ماند.

    بنابراین، اگر بتوانیم از آن سه خصوصیّت باتقوا کار بکشیم و درست هدایت شود، به نظرم خیلی خوب میشود جوانان در شکلی که اسلام میپسندد، زندگی کنند؛ بخصوص که خوشبختانه امروز کشور ما کشوری اسلامی است. این، امر خیلی مهمّی است. حکومت – یعنی اقتدار ملی – در اختیار اسلام است. کسانی که زمامهای امور در دستشان است، عمیقاً به اسلام معتقدند. مردم هم که ایمان در عمق جانشان جا دارد. لذا زمینه برای مسلمان شدن و مسلمان زیستن خیلی زیاد است.

    من یک مثال کوتاه هم بزنم و پاسخ سؤال شما را به پایان ببرم. در دوره جنگ که شما متأسّفانه اعتلای آن دوره را درک نکردید – البته جنگ را درک نکردید و این تأسّف ندارد؛ اما آن خصوصیات بی‌نظیر را شما درک نکردید و آدم افسوس میخورد – جوانان هجده و بیست ساله‌ای که در سنین شما بودند، از لحاظ لطافت و صفای معنوی، گاهی به حدّ عارفی که چهل سال در راه خدا سلوک کرده بود، میرسیدند! آدم این را در وجود آنها احساس میکرد. کم هم نبودند؛ فراوان بودند. من همان وقتها در مقابل چنین جوانانی که قرار میگرفتم، احساس خضوع حقیقی میکردم؛ نه این‌که بخواهم تواضع کنم. دیده‌اید انسان در مقابل بزرگی که قرار میگیرد و کمالات او را که میبیند، ضعف خودش را میفهمد! من همان احساس را در مقابل یک جوان بسیجی و یک جوان رزمنده در خودم میدیدم و می یافتم. آن فضا، چنان فضایی بود که میتوانست یک جوان معمولی را این‌گونه متحوّل کند.

    شما میدانید که جوانان در دنیا چگونه‌اند؛ گروههای «رپ» و فلان و هزار نوع بلیّه اخلاقی و فکری. جوانان دنیا واقعاً به هزار نوع ابتلائات مبتلا هستند. گروههای «رپ» و این چیزهایی که حالا هست، زمان ما هم البته بود. زمان ما «بیتل»های معروف بودند که حالا شنیده‌ام پیرمرد شده‌اند. چند وقت پیش دیدم که در یک مجلّه خارجی شرح حالشان را نوشته‌اند که هر کدام کجا هستند و چه کار میکنند. آن گرفتاریهای روحی، آن عقده‌های روانی، آنها را به این وادیها میکشاند. حالا کسانی که در کشورهای عقب‌افتاده و دوردست از آنها تقلید میکنند، نمیفهمند که آن بیچاره‌ها دچار چه بیماریای هستند! خیال میکنند پیشرفتی است؛ در حالی که این یک انحطاط و سقوط است. در حالی که دنیا گرفتار چنین وضعی بود، جوانان ما آن‌طور وضعی داشتند. در ایران، جوان، سرشار، مستغنی، سربلند، بااحساس شادی عمیق در قلب خود، احساس انجام وظیفه، احساس روشن‌بودن هدف – که چه کار میکند و برای که کار میکند – و بحمدالله فائز و برخوردار به اعتلای حقیقی و معنوی بود که خدای متعال به او داده بود.

    به عنوان یک دختر دانشجو، ما چگونه میتوانیم از زندگانی حضرت زهرا علیهاسلام الگو بگیریم؟ الگوهای خود شما در دوره جوانی چه کسانی بوده‌اند؟

    سؤال خوبی است. اولاً من به شما بگویم که الگو را نباید برای ما معرفی کنند و بگویند که این الگوی شماست. این الگوی قراردادی و تحمیلی، الگوی جالبی نمیشود. الگو را باید خودمان پیدا کنیم؛ یعنی در افق دیدمان نگاه کنیم و ببینیم از این همه چهره‌ای که در جلوِ چشممان می‌آید، کدام را بیشتر میپسندیم؛ طبعاً این الگوی ما میشود. من معتقدم که برای جوان مسلمان، بخصوص مسلمانی که با زندگی ائمّه و خاندان پیامبر و مسلمانان صدر اسلام آشنایی داشته باشد، پیدا کردن الگو مشکل نیست و الگو هم کم نیست. حالا خود شما خوشبختانه از حضرت زهرا سلام‌الله علیها اسم آوردید. من در خصوص وجود مقدّس فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها چند جمله بگویم؛ شاید این سررشته‌ای در زمینه بقیه ائمّه و بزرگان شود و بتوانید فکر کنید.

    شما خانمی که در دوره پیشرفت علمی و صنعتی و فنآوری و دنیای بزرگ و تمدّن مادّی و این همه پدیده‌های جدید زندگی میکنید، از الگوی خودتان در مثلاً هزاروچهارصد سال پیش توقّع دارید که در کدام بخش، مشابه وضع کنونی شما را داشته باشد، تا از آن بهره بگیرید. مثلاً فرض کنید میخواهید ببینید چگونه دانشگاه میرفته است؟ یا وقتی که مثلاً در مسائل سیاست جهانی فکر میکرده، چگونه فکر میکرده است؟ اینها که نیست.

    یک خصوصیات اصلی در شخصیت هر انسانی هست؛ آنها را بایستی مشخّص کنید و الگو را در آنها جستجو نمایید. مثلاً فرض بفرمایید در برخورد با مسائل مربوط به حوادث پیرامونی، انسان چگونه باید برخورد کند؟ حالا حوادث پیرامونی، یک وقت مربوط به دوره‌ای است که مترو هست و قطار هست و جت هست و رایانه هست؛ یک وقت مربوط به دوره‌ای است که نه، این چیزها نیست؛ اما حوادث پیرامونی بالاخره چیزی است که انسان را همیشه احاطه میکند.

    انسان دوگونه میتواند با این قضیه برخورد کند: یکی مسؤولانه، یکی بیتفاوت. مسؤولانه هم انواع و اقسام دارد؛ با چه روحیه‌ای، با چه نوع نگرشی به آینده. آدم باید این خطوط اصلی را در آن شخصی که فکر میکند الگوی او میتواند باشد، جستجو کند و از آنها پیروی نماید.

    من این موضوع را یک وقت در سخنرانی هم گفته‌ام. در این سخنرانی های ما هم گاهی حرفهای خوبی در گوشه کنار هست؛ منتها غالباً دقّت نمیشود و همین‌طور ناپدید میگردد! ببینید؛ مثلاً حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در سنین شش، هفت سالگی بودند – اختلاف وجود دارد؛ چون در تاریخ ولادت آن حضرت، روایات مختلف است – که قضیه شعب ابی‌طالب پیش آمد. شعب ابی‌طالب، دوران بسیار سختی در تاریخ صدر اسلام است؛ یعنی دعوت پیامبر شروع شده بود، دعوت را علنی کرده بود، بتدریج مردم مکه – بخصوص جوانان، بخصوص برده‌ها – به حضرت میگرویدند و بزرگان طاغوت – مثل همان ابولهب و ابوجهل و دیگران – دیدند که هیچ چاره‌ای ندارند، جز این‌که پیامبر و همه مجموعه دوروبرش را از مدینه اخراج کنند؛ همین کار را هم کردند. تعداد زیادی از اینها را که دهها خانوار میشدند و شامل پیامبر و خویشاوندان پیامبر و خود ابی‌طالب – با این‌که ابی‌طالب هم جزو بزرگان بود – و بچه و بزرگ و کوچک میشدند، همه را از مکه بیرون کردند. اینها از مکه بیرون رفتند؛ اما کجا بروند؟ تصادفاً جناب ابی‌طالب، در گوشه‌ای از نزدیکی مکه – فرضاً چند کیلومتری مکه – در شکاف کوهی ملکی داشت؛ اسمش «شعب ابی‌طالب» بود. شعب، یعنی همین شکاف کوه؛ یک درّه کوچک. ما مشهدیها به چنین جایی «بازه» میگوییم. اتفاقاً این از آن لغتهای صحیحِ دقیقِ فارسیِ سره هم هست که به لهجه محلی، روستاییها به آن «بَزَه» میگویند؛ اما همان اصلش «بازه» است. جناب ابی‌طالب یک بازه یا یک شعب داشت؛ گفتند به آن‌جا برویم. حالا شما فکرش را بکنید! در مکه، روزها هوا گرم و شبها بینهایت سرد بود؛ یعنی وضعیتی غیرقابل تحمّل. اینها سه سال در این بیابانها زندگی کردند. چقدر گرسنگی کشیدند، چقدر سختی کشیدند، چقدر محنت بردند، خدا میداند. یکی از دوره‌های سخت پیامبر، آن‌جا بود. پیامبر اکرم در این دوران، مسؤولیتش فقط مسؤولیت رهبری به معنای اداره یک جمعیت نبود؛ باید میتوانست از کار خودش پیش اینهایی که دچار محنت شده‌اند، دفاع کند.

    میدانید وقتی که اوضاع خوب است، کسانی که دور محور یک رهبری جمع شده‌اند، همه از اوضاع راضیند؛ میگویند خدا پدرش را بیامرزد، ما را به این وضع خوب آورد. وقتی سختی پیدا میشود، همه دچار تردید میشوند، میگویند ایشان ما را آورد؛ ما که نمیخواستیم به این وضع دچار شویم!

    البته ایمانهای قوی میایستند؛ اما بالأخره همه سختیها به دوش پیامبر فشار میآورد. در همین اثنا، وقتی که نهایت شدّت روحی برای پیامبر بود، جناب ابی‌طالب که پشتیبان پیامبر و امید او محسوب میشد، و خدیجه کبری که او هم بزرگترین کمک روحی برای پیامبر به‌شمار میرفت، در ظرف یک هفته از دنیا رفتند! حادثه خیلی عجیبی است؛ یعنی پیامبر تنهای تنها شد.

    من نمیدانم شما هیچ وقت رئیس یک مجموعه کاری بوده‌اید، تا بدانید معنای مسؤولیت یک مجموعه چیست!؟ در چنین شرایطی، انسان واقعاً بیچاره میشود. در این شرایط، نقش فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها را ببینید. آدم تاریخ را که نگاه میکند، این‌گونه موارد را در گوشه کنارها هم باید پیدا کند؛ متأسفانه هیچ فصلی برای این‌طور چیزها باز نکرده‌اند.

    فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها مثل یک مادر، مثل یک مشاور، مثل یک پرستار برای پیامبر بوده است. آن‌جا بوده که گفتند فاطمه «امّ ابیها» – مادر پدرش – است. این مربوط به آن وقت است؛ یعنی وقتی که یک دختر شش، هفت ساله این‌گونه بوده است. البته در محیطهای عربی و در محیطهای گرم، دختران زودتر رشد جسمی و روحی میکنند؛ مثلاً به اندازه رشد یک دختر ده، دوازده ساله امروز. این، احساس مسؤولیت است. آیا این نمیتواند برای یک جوان الگو باشد، که نسبت به مسائل پیرامونی خودش زود احساس مسؤولیت و احساس نشاط کند؟ آن سرمایه عظیم نشاطی را که در وجود اوست، خرج کند، برای این‌که غبار کدورت و غم را از چهره پدری که مثلاً حدود پنجاه سال از سنش میگذرد و تقریباً پیرمردی شده است، پاک کند. آیا این نمیتواند برای یک جوان الگو باشد؟ این خیلی مهمّ است.

    نمونه بعد، مسأله همسرداری و شوهرداری است. یک وقت انسان فکر میکند که شوهرداری، یعنی انسان در آشپزخانه غذا را بپزد، اتاق را تر و تمیز و پتو را پهن کند و مثل قدیمیها تشکچه بگذارد که آقا از اداره یا از دکان بیاید! شوهرداری که فقط این نیست. شما ببینید شوهرداری فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها چگونه بود. در طول ده سالی که پیامبر در مدینه حضور داشت، حدود نُه سالش حضرت زهرا و حضرت امیرالمؤمنین علیهماالسّلام با همدیگر زن و شوهر بودند. در این نُه سال، جنگهای کوچک و بزرگی ذکر کرده‌اند – حدود شصت جنگ اتّفاق افتاده – که در اغلب آنها هم امیرالمؤمنین علیه‌السّلام بوده است. حالا شما ببینید، او خانمی است که در خانه نشسته و شوهرش مرتّب در جبهه است و اگر در جبهه نباشد، جبهه لنگ میماند – این قدر جبهه وابسته به اوست – از لحاظ زندگی هم وضع روبه‌راهی ندارند؛ همان چیزهایی که شنیده‌ایم: «و یطعمون الطّعام علی حبّه مسکیناً و یتیماً و اسیراً انّما نطعمکم لوجه الله»(۳)؛ یعنی حقیقتاً زندگی فقیرانه محض داشتند؛ در حالی که دختر رهبری هم هست، دختر پیامبر هم هست، یک نوع احساس مسؤولیت هم میکند.

    ببینید انسان چقدر روحیه قوی میخواهد داشته باشد تا بتواند این شوهر را تجهیز کند؛ دل او را از وسوسه اهل و عیال و گرفتاریهای زندگی خالی کند؛ به او دلگرمی دهد؛ بچه‌ها را به آن خوبی که او تربیت کرده، تربیت کند. حالا شما بگویید امام حسن و امام حسین علیهما السّلام، امام بودند و طینت امامت داشتند؛ زینب علیهاسلام که امام نبود. فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها او را در همین مدت نُه سال تربیت کرده بود. بعد از پیامبر هم که ایشان مدّت زیادی زنده نماند.

    این‌طور خانه‌داری، این‌طور شوهرداری و این‌طور کدبانویی کرد و این‌طور محور زندگی فامیل ماندگار در تاریخ قرار گرفت. آیا اینها نمیتواند برای یک دختر جوان، یک خانم خانه‌دار یا مُشرف به خانه‌داری الگو باشد؟ اینها خیلی مهم است.

    حالا بعد از قضیه وفات پیامبر، آمدنِ به مسجد و آن خطبه عجیب را خواندن، خیلی شگفت‌انگیز است! اصلاً امثال ما که اهل سخنرانی و حرف زدن ارتجالی هستیم، میفهمیم که چقدر این سخنان عظیم است. یک دختر هجده ساله، بیست ساله و حداکثر بیست‌وچهار ساله – که البته سنّ دقیق آن حضرت مسلّم نیست؛ چون تاریخ ولادت آن بزرگوار مسلّم نیست و در آن اختلاف است – آن هم با آن مصیبتها و سختیها به مسجد می‌آید، در مقابل انبوه جمعیت، با حجاب سخنرانی میکند که آن سخنرانی، کلمه به کلمه‌اش در تاریخ میماند.

    عربها به حافظه خوش معروف بودند. یک نفر میآمد یک قصیده هشتاد بیتی میخواند، بعد از این‌که جلسه تمام میشد، ده نفر میگرفتند آن را مینوشتند. این قصایدی که مانده، غالباً این‌گونه مانده است. اشعار در نوادی – یعنی آن مراکز اجتماعی – خوانده میشد و ضبط میگردید. این خطبه‌ها و این حدیثها، غالباً این‌گونه بود. نشستند، نوشتند و حفظ کردند و این خطبه‌ها تا امروز مانده است. کلماتِ مفت در تاریخ نمی‌ماند؛ هر حرفی نمی‌ماند. این‌قدر حرفها زده شده، آن‌قدر سخنرانی شده، آن‌قدر مطلب گفته شده، آن‌قدر شعر سروده شده؛ اما نمانده است و کسی به آنها اعتنا نمیکند. آن چیزی که تاریخ در دل خودش نگه میدارد و بعد از هزاروچهارصد سال هر انسان که مینگرد، احساس خضوع میکند، این یک عظمت را نشان میدهد. به نظر من، این برای یک دخترِ جوان الگوست.

    شما راست میگویید؛ تقصیر ما متصدّیان این امور است. البته منظورم امور دولتی نیست؛ منظورم امور معنوی و دینی است که این جوانب را، آن چنان که باید و شاید، درست در مقابل نسل جوان قرار نداده‌ایم؛ اما شما خودتان هم میتوانید در این زمینه‌ها کار کنید. همه زندگی ائمّه از این قبیل دارد.

    زندگی امام جواد علیه‌السّلام هم الگوست. امام جواد علیه‌السّلام – امامی با آن همه مقامات، با آن همه عظمت – در بیست‌وپنج سالگی از دنیا رفت. این نیست که ما بگوییم؛ تاریخ میگوید؛ تاریخی که غیر شیعه آن را نوشته است. آن بزرگوار، در دوران جوانی و خردسالی و نوجوانی، در چشم مأمون و در چشم همه، عظمتی پیدا کرد. اینها چیزهای خیلی مهمّی است؛ اینها میتواند برای ما الگو باشد.

    البته در زمان خودمان هم الگو داریم. امام الگوست. این جوانان بسیجی ما الگو هستند؛ هم کسانی که شهید شدند، و هم کسانی که امروز زنده‌اند. البته طبیعت انسان این‌گونه است که درباره کسانی که رفته‌اند و شهید شده‌اند، راحت‌تر میشود حرف زد. ببینید چه الگوهایی میشود پیدا کرد! ما در جنگ کسانی را دیدیم که از شهر یا از روستای خودشان بیرون آمده بودند؛ در حالی که یک آدم کاملاً معمولی به نظر میرسیدند. اشاره کردم که آن رژیم نمیتوانست استعدادها را رشد دهد، یا به بروز بیاورد. اینها در آن رژیم یک آدم معمولی بودند؛ اما در این نظام، به میدان جنگ – که میدان کار بود – آمدند؛ ناگهان استعدادشان بروز کرد و یک سردار بزرگ شدند، بعد هم به شهادت رسیدند. از این قبیل زیاد داریم.

    چند سال پیش، شرح حال اینها را در جزوه‌هایی به نام «فرمانده من» مینوشتند؛ خاطرات جوانان از فرماندهانشان در جبهه بود. نمیدانم اینها ادامه پیدا کرد یا نه؟ یک داستان کوتاه، یا یک خاطره کوچک را نقل کرده‌اند، آن خاطره عظمت این شخصیت را به انسان نشان میدهد. اینها میتوانند الگو باشند. البته در شخصیتهای علمی خودمان، در شخصیتهای ورزشی خودمان، در شخصیتهای ادبی خودمان، در شخصیتهای هنری خودمان، میشود الگوهایی پیدا کرد؛ شخصیّتهایی که انصافاً برجستگیهایی دارند.

    البته انسان هم الگو را با معیارهای خودش انتخاب میکند. من خواهش میکنم هر الگویی که خواستید انتخاب کنید، معیار «تقوا» را که توضیح دادم، حتماً در نظر داشته باشید. تقوا چیزی نیست که بشود از آن گذشت. برای زندگی دنیوی هم تقوا لازم است؛ برای زندگی اُخروی هم تقوا لازم است.

    و اما این‌که چه شخصیتهایی روی من اثر گذاشته‌اند، باید بگویم شخصیهای زیادی بودند. آن کسی که در دوره جوانی من خیلی روی من اثر گذاشت، در درجه اوّل، مرحوم «نوّاب صفوی» بود. آن زمانی که ایشان به مشهد آمد، حدوداً پانزده سالم بود. من به‌شدّت تحت تأثیر شخصیت او قرار گرفتم و بعد هم که از مشهد رفت، به فاصله چند ماه بعد، با وضع خیلی بدی شهیدش کردند. این هم تأثیر او را در ما بیشتر عمیق کرد. بعد هم امام روی من اثر گذاشتند. من قبل از آن‌که به قم بیایم و قبل از شروع مبارزات، نام امام را شنیده بودم و بدون این‌که ایشان را دیده باشم، به ایشان علاقه و ارادت داشتم. علّت هم این بود که در حوزه قم، همه جوانان به درس ایشان رغبت داشتند؛ درس جوان‌پسندی داشتند. من هم که به قم رفتم، تردید نکردم که به درس ایشان بروم. از اوّل در درس ایشان حاضر میشدم و تا آخر که در قم بودم، به یک درس ایشان مستمرّاً میرفتم. ایشان هم روی من خیلی اثر داشتند. البته پدرم در من اثر داشت، مادرم در من خیلی اثر داشت. از جمله شخصیتهایی که عمیقاً روی من اثر گذاشته، مادرم است؛ خانم خیلی مؤثّری بود.

    ما در مسائل اجتماعی و سیاسی، بعضاً موضعگیریهایی افراطی و تفریطی مشاهده میکنیم که ضررهایی را هم در پی دارد. رهنمود جنابعالی برای جوانان در این خصوص چیست؟

    از اختلاف سلیقه خیلی نباید ترسید. اختلاف سلیقه چیز بدی نیست و اشکالی هم ندارد که حالا که مثلاً دو سلیقه سیاسی وجود دارد، یک جوان به این سلیقه معتقد باشد، دیگری به آن سلیقه. آن چیزی که مضرّ است، اقدام بیفکر و بیمطالعه و تصمیم‌گیریهای سریع و جوشی شدن و بیمطالعه کار کردن است. من جوانان عزیز را از این حالت بر حذر میدارم. جوانی لزوماً به معنای سرعتِ تصمیم‌گیری نیست. البته جوانی به معنای بیباکی در اقدام هست؛ به معنای این هست که انسان خیلی دچار پیچ و خمهای کاری که میخواهد انجام گیرد، نشود؛ اما به معنای جوشی شدن، اقدام بیرویّه کردن و اقدام نسنجیده کردن نیست. جوان میتواند نسنجیده کاری کند، میتواند هم سنجیده کاری کند؛ یعنی کاملاً با فکر و با تأمّل کار کند. اگر این خصوصیّت، یعنی خصوصیّت تأمّل و اندیشمندی و مطالعه و حقجویی وجود داشته باشد – که همه اینها خصوصیّاتی است که کاملاً در جوان میتواند باشد؛ بعضیش هم مثل حقجویی، اصلاً جزو خصوصیّات جوانان است – اختلاف سلیقه هیچ مانعی ندارد و موجب گمراهی نخواهد شد؛ حداقل ضررهای عمده پیدا نخواهد شد.

    حالت نفی غیر – این‌که انسان در مسائل اجتماعی، موضعی را اتّخاذ کند و بگوید صددرصد این است و جز این نیست – درست نیست؛ این حالت خوبی نیست. البته در بعضی از اصول عقاید، باید همین‌گونه بود؛ یعنی بایستی با فکر دنبالش رفت و در یک نقطه ثابت و مستحکم ایستاد و قاطع گفت: این است و جز این نیست. در این‌جا، «این است و جز این نیست»، بد نیست؛ خوب است. اما در مسائل اجتماعی، در مسائل سیاسی، در برخوردهای گوناگون اجتماعی، «این است و جز این نیست»، درست نیست. به نظر من، انسان بایستی نظرات طرف مقابل را تحمّل کند و در مورد ترتیب اثر بر فکر و نظر خودش، سنجیده کاری را معیار و ملاک کار خویش قرار دهد. اگر این باشد، به نظر من هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت.

    در طول فعّالیت هایی که تاکنون داشته‌اید، تا چه اندازه به جوانان مسؤولیت داده‌اید و چه تجربه‌ای از این کار دارید؟ به نظر شما مسؤولیت جوانان نسبت به اعتلای علمی کشور چیست؟ ضمناً آیا فاصله ما و کشورهای پیشرفته، پُرشدنی است؟

    از اوایل انقلاب، در کارهایی که در اختیار من بوده، به جوانان مسؤولیت میدادم؛ هم در نیروهای مسلّح، هم در کارهای دولتی، هم در دوران ریاست جمهوری. تجربه من این است که اگر ما به جوان اعتماد کنیم – آن جوانی که شایسته دانستیم به او مسؤولیت بدهیم و صلاحیتش را داشت؛ نه هر جوانی و هر مسؤولیتی – از غیر جوان، هم بهتر و مسؤولانه‌تر کار را انجام میدهد؛ هم سریعتر پیش می‌برد، هم کار را تازه‌تر و همراه با ابتکار بیشتری به ما تحویل خواهد داد؛ یعنی روند پیشرفت در کار حفظ میشود. برخلاف غیر جوان که ممکن است کار را بالفعل خوب انجام دهد، اما روند پیشرفت در آن متوقّف خواهد شد. غالباً این‌گونه است.

    آن زمان که ما در شورای انقلاب بودیم، نسبت به همین موضوع، به ما و دوستان دیگری که در آن شورا بودیم، اعتراض میشد. افراد مسنّی – عمدتاً شصت ساله، هفتاد ساله، هفتادوپنج ساله – هم در آن شورا بودند، که خیلی عقیده به جوانان نداشتند و میگفتند چرا شما به جوانان رو میدهید و اینها را بیخود وارد کارهای عمده میکنید؟! اینها دوست نمیداشتند که به جوانان خیلی میدان داده شود. البته دوست میداشتند که جوانان از آنها اطاعت کنند و دنبالشان راه بروند! میگفتند آنها جوانند، ما پیریم؛ باید دنبال ما بیایند. خیلی حاضر نبودند به جوانان اعتماد کنند؛ ولی ما اعتماد میکردیم و جواب آنها را هم در واقع با تجربه عملیای که میدیدند خوب کار انجام میگیرد و پیشرفت میکند، میدادیم و داده میشد.

    در بخش دیگری از سؤالتان، به اعتلای علمی کشور اشاره کردید. ببینید؛ دوره جوانی، دوره توانایی است. این توانایی در چه چیزهایی باید به کار برود؟ به اعتقاد من، باید عمدتاً در تحصیل علم، در ایجاد صفای نفس و روحیه تقوا در خود و ایجاد نیروی جسمانی در خود – که ورزش باشد – به کار رود. این سه مورد، عمده است. یعنی اگر در یک جمله کوتاه از من بپرسند که شما از جوان چه میخواهید؟ خواهم گفت: تحصیل، تهذیب و ورزش. من فکر میکنم که جوانان باید این سه خصوصیّت را دنبال کنند.

    تحصیل، اعم از تحقیق و کارهای علمی هم هست. چون این نیرو در جوانان هست، بایستی در کار تحصیل علم خیلی تلاش کنند. امروزه آن‌طور که شنیده‌ام، در دانشگاهها جوانان خیلی گُرده زیر بار کار علمی سخت نمیدهند؛ این چیز خیلی خوبی نیست. چطور ما به جوانی که تحصیل علم نمیکند، دوره دبیرستان را متوقّف گذاشته و به دانشگاه نمیرود، توصیه میکنیم که برو درس بخوان؛ اما به آن دانشجویی که در دانشگاه کار علمی سخت نمیکند، توصیه نکنیم که کار علمی بکن؟ واقعاً بیاید دانشگاه چه کند؟ باید به دانشگاه بیاید که علم پیشرفت کند. به نظرم میرسد که جوانان بایستی در کار تحصیل علم، حقیقتاً از نیروی جوانیشان مایه بگذارند.

    آن سؤالی که شما مطرح کردید: «آیا فاصله ما و کشورهای پیشرفته، پُرشدنی است یا نه؟» من اعتقادم این است که بله؛ کاملاً پُرشدنی است. البته ممکن است از همان راهی که آنها رفته‌اند، ما نتوانیم برویم پُر کنیم؛ اما راههای میانبُر در دنیا الیماشاءالله وجود دارد. این طبیعت آفرینش را که خدا به وجود آورده، ما درست نشناخته‌ایم. هزاران راه وجود دارد. یک راه، همان راهی است که این تمدّن صنعتی کنونی دنبالش رفته و پس از هر قدمی، قدم بعدی را به دنبال آورده است. ما چرا ناامید باشیم از این‌که دریچه جدیدی باز گردد و یک کشف تازه در دنیا بشود؟ یک روز الکتریسته کشف نشده بود؛ یعنی در دنیا وجود داشت، اما آن را نمیشناختند؛ ناگهان شناختند و به دست آمد. بله، نیروی بخار را شناختند. قبل از آن، آتش را نمیشناختند؛ اما بعد شناختند. چرا ما ناامید باشیم از این‌که میتوان در این دنیا چیز ناشناخته‌ای را مجدّداً شناخت؛ کمااین‌که هر روز چیزهای ناشناخته‌ای شناخته میشود. ما باید در این قسمت کار کنیم و به راهی برسیم که آن راه ما را به پیشرفتهای علمیِ سریع، کاملاً مجهّز کند. علاجش هم فقط به این است که جوانان، بخصوص جوانانی که اهل علم و تحصیل و تحقیق هستند، به کار سخت بپردازند.

    هر کاری هم بخواهید بکنید، در دوران جوانی میشود کرد؛ یعنی در هر سه زمینه – هم در زمینه علمی، هم در زمینه تهذیب نفس، هم در زمینه ورزش – باید در جوانی کار کنید. البته همه میدانند که در دوره پیری، ورزش این‌قدر تأثیری که در دوره جوانی دارد، ندارد؛ اما غالباً تهذیب نفس را نمیدانند. خیال میکنند انسان باید بماند، پیر که شد، عبادت و تهذیب نفس کند؛ در حالی که آن وقت تهذیب نفس مشکل و گاهی محال است. در دوره پیری، تهذیب نفس سخت است؛ اما در دوره شما – در دوره جوانی – تهذیب نفس خیلی آسان است. به‌هرحال، جوانان این سه کار را باید جدّی بگیرند.

    به نظر شما چه راههایی برای حفظ ارزشها و انتقال فضای معنوی زمان جنگ به جوانان امروز وجود دارد؟

    همین حرفهایی که شما زدید، همه‌اش درست است. من هم به همین مطالبی که جنابعالی گفتید، اعتقاد دارم و به وجود امثال شما افتخار میکنم. بحث اشخاص نیست؛ بحث آن روحیه‌هاست، بحث آن نیّتهاست، بحث آن حیات مجدّدی است که این انقلاب و این آزمایشهای دشوار به کشور ما داد. در قضیه فتح بستان در سال ۱۳۶۰، امام رضوان‌الله‌علیه پیامی دادند، که در آن پیام، تعبیر «فتح الفتوح» بود. بعضی خیال کردند که «فتح الفتوح»، جنگ بستان است؛ اما امام آن را نمیگفت؛ امام میفرمود: – به این مضمون – «فتح الفتوح»، فتح یا ساختن این جانهای آگاه و بیدار است. واقعاً بزرگترین فتح جمهوری اسلامی این بود که توانست این جوانان را به این مرحله از عظمت و اعتلای روحی برساند که بتوانند احساس خودباوری کنند و بایستند و در مقابل تهاجم عظیم یکپارچه دنیا، از کشور و از موجودیتشان و از اسلام دفاع کنند؛ که مظهرش جنگ تحمیلی بود و تا الان هم ادامه دارد. الان هم ما در مقابل تهاجم دنیا قرار داریم.

    من بعضی از این مطبوعات و روزنامه‌ها و آدمهای نو به میدان رسیده بیخبر از همه جا – حمل بر صحّتش، بیخبر است؛ والّا مغرض – را میبینم. اینها خیال میکنند این هنری است که ما کشور را به حالت ابتذال قبل از انقلاب بکشانیم. در این جهت سعی میکنند. چقدر غفلت است! چقدر تأسّف‌آور است! جوانان ما در دوره جوانی توانستند خود را از آن تخدیری که فضای کشور شده بود، خلاص کنند؛ حرکتی کنند و ایران را نجات دهند. ایران رفته بود؛ ما گم شده بودیم؛ ما زیر دست و پاها له شده بودیم. سیل گنداب فرهنگ غربی – که مقدّمه سلطه اقتصادی و سیاسی و استعمار به معنای حقیقی کلمه بود – در واقع ما را از بین برده بود. وسط زمین و هوا، دست قدرتمند انقلاب و اسلام، به وسیله همین جوانان، کشور را نجات داد. عدّه‌ای میخواهند این دوره افتخار آمیز به فراموشی سپرده شود و مردم به همان حال تخدیر قبلی برگردند. این حالت را چه کسی میخواهد؟ دشمنانِ این کشور و این ملت میخواهند.

    به نظرم این را شاید در یک سخنرانی هم گفته باشم. همین اخیراً – قبل از عید – در یکی از مجلّات امریکایی، سرمقاله‌ای به وسیله یک نویسنده معروف امریکایی نوشته شده بود که خلاصه‌اش این بود که برای مقابله با کشورهایی مثل ایران – که او البته تعبیر زشتی میکند؛ مثلاً یاغی – ما نمیتوانیم از راههای نظامی و اقتصادی عمل کنیم؛ اینها راههای تجربه شده و شکست خورده است؛ از راههای فرهنگی باید وارد شویم. تصریح هم میکند. میگوید چگونه باید وارد شویم؟ در وسط همان صفحه، عکس کاملاً عریان یک زن را کشیده و گفته از این طریق! گفته اینها را بایستی ترویج کنیم، تا بتوانیم بر آنها فائق آییم. راست هم میگوید؛ راه این است! متأسّفانه عدّه‌ای نمیفهمند در کشور چه کار میکنند! البته به حول و قوّه الهی نمیگذاریم و نخواهند توانست. ما اجازه نمیدهیم این خیانت را به این کشور و این انقلاب انجام دهند و به پایان ببرند. اما این هوسها در سرشان هست؛ میخواهند مردم را به آن روز بدبختی و سیه‌روزی این کشور برگردانند.

    به نظر من، جوانان ما امروز هم خدایی و مؤمن و باصفایند. شما ببینید دانشگاههای ما چگونه است؛ ببینید کارگاههای ما چگونه است؛ ببینید فضای کشور چگونه است! شما ببینید در روز راهپیمایی بیست‌ودوم بهمن یا روز قدس، اکثریت این جمعیتی که مثل سیل به خیابانها میآیند، چه کسانی هستند؛ همین جوانانند. همان روح الهی، همان انگیزه و صاعقه الهی، هنوز هم در کشور وجود دارد و باز هم کارساز است. همین روحیه، باز هم کشور را به ساحل نجات خواهد رسانید.

    همین الان بلاشک ما گرفتاریها و مشکلاتی در زمینه اقتصادی و غیره داریم. اینها یک روز تمام خواهد شد؛ اما آن عامل تمام شدن این گرفتاریها، جز همین روحیه معنوی و تمسّک به اسلام و انقلاب، چیز دیگری نخواهد بود. باز هم همین دختر و پسرِ جوانند که کشور را نجات خواهند داد. من بارها گفته‌ام که نسل جوان، گره‌گشای دوره‌های سخت و محنتهای بزرگ است و وقتی وارد میدان میشود – که الحمدلله امروز هم در میدان است – گره‌های ریز و سخت گشوده خواهد شد. جوانان ما، مؤمن و متدیّن و علاقه‌مند به کشورشان و علاقه‌مند به اسلامند و با سلطه امریکا و با سلطه بیگانه مخالفند. همین کارساز خواهد بود. این توطئه‌هایی هم که میکنند و ترفندهایی هم که میشود، اثری ان‌شاءالله نخواهد بخشید. ان‌شاءالله که خداوند هم کمک خواهد کرد. حضرت بقیهالله ارواحنافداه هم ان‌شاءالله پشتیبان این راه و این کار و این جوانان خواهد بود.

    در خاتمه، نکته‌ای را هم یادآور میشوم: این کارهایی که جوانان میکنند، کوچک نیست. همین درس خواندنی که من میگویم، همین کار تحقیق، همین کار هنری، همین کار ورزشی، اینها کارهای کوچک نیست. من خواهش میکنم کسی که این کارها را انجام میدهد، تصوّر نکند که کارش کوچک است؛ نه. همین کار در مجموعه کلان کشور، به یک عنصر تعیین کننده تبدیل میشود. فرضاً هنرمندی به تنهایی تصمیم میگیرد که یک کار هنری برجسته ارائه دهد. او نمیتواند بگوید که من یک کار فردی انجام میدهم؛ خودم تنها هستم و این کار کوچکی است؛ نه. شما کارتان را که خوب انجام دادید، اگر صد نفر دیگر مثل شما فکر کنند، همان اعتلای عظیم و همان کار بزرگ اتّفاق خواهد افتاد. عین همین مسأله، در باب ورزش است؛ عین همین مسأله، در باب درس خواندن و در باب تحقیق است؛ عین همین مسأله، در باب کارهای خاص جوانان است. این، درست مثل روز راهپیمایی است. اگر همه بگویند که حالا من یک نفر چه تأثیری دارم، این سیل عظیم میلیونی در روز بیست‌ودوم بهمن یا در نماز جمعه راه نمیافتد؛ اما هر کس احساس میکند که تکلیف خودش را انجام میدهد. من میخواهم تأکید و تکرار کنم که کار تک تک این جوانان – هر جا و در هر زمینه‌ای که کار میکنند؛ در زمینه قرآن، در زمینه معلومات، در زمینه معارف، در حوزه، در دانشگاه و در کتاب‌نویسی – کاری مهم است؛ همان کاری است که ان‌شاءالله کشور را به اعتلاء خواهد رساند.

    ۲۷۲۱۵