به دنبال پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد از طرف ایران در بیست و هفتم تیرماه سال ۶۷، جنگ هشت ساله که از طرف عراق به ایران تحمیل شده بود، رسما پایان گرفت. به همین مناسبت خاطره ای از علل پذیرش قطعنامه به وسیله امام از میان خاطرات مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی که فرماندهی جنگ را برعهده داشت، منتشر می کنیم.
بر اثر پیشرفتهای نظامی ما، فشار سیاسی بین المللی، جدی می شد. آنها فهمیده بودند که در میدان جنگ، نمی توانند ما را شکست بدهند. ما در محاصره اقتصادی بودیم، به ما سلاح نمی فروختند.
ما موشک، هواپیما و همه ابزار جنگ را به کار گرفتیم و سیادت خود را بر دریا حفظ کردیم. در برخورد با امریکا برای ما مشخص شد که امریکا جلو می آید؛ فهمیدیم که نمی خواهند بگذارند، ما پیروز این میدان باشیم، آنان به جای عراق می جنگیدند. حمله به ایرباس یک اخطار بود و اینکه امریکا حدی برای تجاوز به ایران قائل نبود و این تجاوز اهداف نظامی و اقتصادی و مردمی را در برمی گیرد. همزمان به سکوهای نفتی و کشتیهای غیرنظامی و ناوهای جنگی حمله کردند. بنابراین، ما در خلیج فارس با امریکا، فرانسه و انگلیس مواجه بودیم. من بعد از بمباران، به حلبچه رفتم؛ وحشتناک بود، مردم با تنفس گاز درو شده بودند، غیر قابل تحمل بود.
مشکل دیگر ما از اینجا شروع شد که دولت، به امام نامه نوشت و رسماً اعلام کرد که ما دیگر نمی توانیم هزینه جنگ را بپردازیم. سپاه هم، به امام نامه نوشت و اعلام کرد، حالا که امریکا وارد عمل شده است، اگر می خواهیم بجنگیم باید حمایت وسیعتری بشود. این نامه، یک سند بسیار مهم است که سرلشکر رضایی نوشته و نیازهای جنگ را اعلام کرده است و مهمتر از همه اینها، جدیتر و وسیعتر شدن حمله به عراق غیر نظامیان و شهرهای دور از جبهه بود، که برای نجات خود مرتکب می شد و حامیانش امکانات لازم را در اختیارش می گذاشتند.
اینکه الان شایع است، فقط من امام را قانع کردم! درست نیست. این مطالب در جلسه سران مطرح می شد که حاج احمد آقا هم بود. در آن جلسه ما به این نتیجه رسیدیم که باید آتش بس را بپذیریم و به صورت دسته جمعی پیش امام رفتیم. خدمت امام که رسیدیم موضوع پذیرش آتش بس را مطرح کردیم. امام هم قبلاً نامه آقای محسن رضایی و نامه دولت را دیده بودند. ایشان هم آمادگی داشتند؛ لذا پیشنهاد ما را تأیید کردند. پس از تصمیم گیری در بارۀ آتش بس این موضوع مطرح شد که سیاست ما ایستادگی تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون بوده است و امام هم تأکید کرده بودند که: «اگر این جنگ بیست سال هم طول بکشد، ما ایستاده ایم». لذا ضروری بود که دربارۀ سیاست جدید، توضیحات لازم به مردم داده شود، من پیشنهاد کردم که من فرمانده جنگ هستم و مسئولیت آتش بس را به عهده می گیرم و اعلام می کنم که موافق ادامه جنگ نیستم. امام فرمودند که: «من می گویم».
ما گفتیم که شما در جنگ مسئولیتی نداشتید، فقط سیاست جنگ را می گفتید، جنگ را ما مدیریت می کردیم؛ لذا ما به توافق نرسیدیم که امام دفاع کنند. ایشان گفتند که: «شما علما و شخصیتهای مؤثر را جمع کنید و آنها را توجیه کنید که در چه شرایطی هستیم، تا همه دفاع کنند». در دفتر رئیس جمهور، این جلسه تشکیل شد. جمع کثیری از شخصیتها و بزرگان نظامی و غیرنظامی آمدند. احمد آقا به ما خبر دادند که امام درباره آتش بس نامه ای نوشته اند. ما قبل از آن خبری نداشتیم که امام نامه نوشته اند؛ یعنی بنا نبود که نامه ای بنویسند.
امام بعداً به من فرمودند که: «من فکر کردم مسأله مهمی است و من هم باید در آن شرکت کنم». بالاخره به جای اینکه ما آتش بس را توجیه کنیم، امام آن نامه را نوشتند.(۱)
آن نامه مشکل بزرگی را حل کرد. برای آنهایی که در مسائل جنگ حساس بودند و از مسائل مطلع بودند، پذیرش موضع جدید خیلی سخت نبود؛ اما آنهایی که بیرون بودند و همیشه خبر فتح را می شنیدند، پذیرش آن برایشان آسان نبود. آن نامه امام بسیار کمک کرد. در این خصوص هیچ قراری نبود، این از مردانگیهای خود امام بود که این کار را کردند، تشخیص درستی هم دادند؛ چون در همان جلسه هم، بعضیها مخالفت را شروع کرده بودند.
دو نامهای که در پذیرش قطعنامه توسط امام نقش اساسی داشت/به جز آیت الله هاشمی چه کسانی امام را برای پذیرش قطعنامه قانع کردند؟
دربارۀ خاتمه جنگ، موضوع مهمی که یکی از عوامل ختم جنگ است، این بود که اواخر جنگ امکانات دو طرف برای حمله به شهرها و غیر نظامیها زیاد شده بود. ما با بُرد تقریباً ۲۰۰ کیلومتر موشک می ساختیم که به تولید انبوه رسیده بود. عراق نیز با موشکهایش تهران را می زد. این نگرانی بسیار جدی بود که بعد از حلبچه، جنگ به کشتار غیر نظامیان تبدیل شود. ما هم اگر می خواستیم اسلحه شیمیایی به کار بگیریم، توانایی آن را داشتیم. آنچه در جنگهای جهانی اتفاق افتاد و از میلیونها کشته صحبت می کنند، اینها هم قابل پیش بینی بود. ما نمی خواستیم چنین شود؛ چون اولاً: روی آینده عراق حساب می کردیم؛ ثانیاً: آنان مسلمان هستند و ما نمی توانستیم آنان را بکشیم. اصولاً اکثر مردم عراق از اقدامات صدام راضی نبودند. از این طرف هم، مردم ما آسیب می دیدند. این مورد را باید مهم ترین عامل پذیرش قطعنامه از طرف امام حساب کنیم. من این مسائل را خدمت امام گفته بودم و ایشان در جریان کاربرد این نوع سلاحها قرار گرفته بودند.(۲)
قبول قطعنامه ۵۹۸ تبلور صلح حدیبیّه!
اصل تصمیم شجاعانه ای که امام در این مقطع، دربارۀ پذیرش قطعنامه شورای امنیت گرفتند، که ما می دانیم با فطرت، روحیه عظیم، قوی و قاطع ایشان که در گذشته آن را نفی می فرمودند، چه مقدار منافات داشته و وقتی مصلحت اسلام را تشخیص دادند؛ اینگونه آگاه و شجاع و بدون یک ذره پرده پوشی فرمود: « من تا چند روز پیش، نظرم غیر از این بود و امروز نظرم این است و آبروی خودم را اگر داشته باشم با خدا بر سر مصالح مسلمین معامله کردم.» این حرف از یک پیرمرد سالخورده محبوب، عظیم و عزیزی که در زندگی سابقه ندارد حرف خودش را به این آسانی پس بگیرد و یک راه جدیدی را ترسیم بکند که برای بعضی از افکار ساده اندیش سؤال انگیز باشد، بزرگترین نشانه عظمت روح و سلامت روان است.
من به واقع تبلور تصمیم پیغمبر اکرم را در «حدیبیّه» که به دستور صریح خداوند جهان و پیام جبرائیل انجام گرفت، در این حرکت امام می بینم. آن روز که اطرافیان پیغمبر برای او اشک می ریختند و می گفتند: «ما با امضای این پیمان نامه ذلیل شدیم». قرآن در مقابل آنها فرمود: انّا فتحنا لک فتحاً مبیناً ساده اندیشان، آن پیمان را خفت تلقی می کردند؛ ولی قرآن کریم، آن را «فتح مبین» معرفی کرد که تاریخ نشان داد چه فتح مبینی بوده است.
استکبار جهانی که در شوک پیروزی انقلاب اسلامی، طرحهای بزرگ و کوچک فراوانی را با همکاری و همراهی دستگاههای جاسوسی و نظامی دول عبری، عربی، غربی و مساعدت جریانهای سرسپرده داخلی و سازمان خونخوار مجاهدین خلق برای به زمین زدن این درخت تازه جوانه زده، به مرحله عملیاتی درآورده بود و موفقیت دلچسبی نصیبش نشده بود چاره کار را در انداختن رژیم خونخوار و قدرت طلب بعث عراق به جان نوجوانان و جوانان و زنان و مردان آزاده ایرانی دید و فوج فوج، تیپ و لشکر بود که در تهاجم سراسری زمینی و هوایی در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ روانه ایران اسلامی کرد و پس از قتل عام صدها هزار مرد و زن شجاع در میدان نبرد و شهرها و روستاهای دور و نزدیک و تحمیل چند صد هزار میلیارد دلار خسارت مادی در فریبی بزرگ در قبول قطعنامه ۵۹۸ پیش قدم شد و کشورمان را نزد افکار عمومی دنیا کشوری «جنگ طلب» جلوه داد، اما فرماندهان نظامی و سیاستمداران عالی رتبه کشور با تشریح تواناییها و توانمندیهای آفندی و پدافندی در حوزههای نظامی و سیاسی و تبیین دقیق و موشکافانه آنها برای رهبر فقید انقلاب اسلامی نظر مساعد ایشان را برای پایان دادن به جنگ تحمیل شدهِ دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی ایران جلب کردند.
امام خمینی در دیدار محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مورخ ۳۱ تیر ۱۳۶۷، بیان کردند: «همان طور که قبلاً گفتیم ما با مردم خود با صداقت صحبت می کنیم. ما در چارچوب قطعنامۀ ۵۹۸ به صلحی پایدار فکر می کنیم و این به هیچ وجه تاکتیک نیست، ولی سلحشوران ارتش اسلام باید خود را آماده کنند که اگر دشمن دست به حملاتی زد، جواب مناسبی به آن بدهند. فرزندان انقلابیم، توجه کنید که امروز روز حضور گسترده در جبهههاست. فکر نکنید که دیگر جنگ تمام شده است. خود را مسلح به سلاح ایمان و جهاد کنید. بر دشمن غدار رحم جایز نیست و اینها تمام حرفهایشان یک فریب است. ما خواستیم به دنیا ثابت کنیم که صدام معتقد به مجامع بین المللی نیست و ما تا قبول قطعنامه از سوی عراق جواب دشمنان اسلام را در جبههها خواهیم داد.»
بازخوانی تاریخ مکتوب دفاع مقدس که بر گرفته از جلد ۲۱ صحیفه امام و همچنین نامه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به مسؤولان نظام درباره دلایل پذیرش قطعنامه ۵۹۸ است و از سوی دفتر رییس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام آیت الله هاشمی رفسنجانی در مورخ هشتم مهرماه ۱۳۸۵ در خبرگزاری مهر منتشر شد، ابعاد و حقایق دفاع مقدس و ادله بنیانگذار جمهوری اسلامی در پذیرش قطعنامه و رازآلودگیهای این موضوع را به خوبی روشن می کند.
امام امت در سالگرد کشتار حجاج بیت الله حرام به دست رژیم سعودی دو روز بعد از قبول قطعنامه در ۲۹ تیرماه ۱۳۶۷ در پیامی به ملت ایران به تبیین دلایل چرایی این تصمیم بزرگ پرداختند.
در بخشی از این پیام طولانی آمده است: «امروز جهان تشنۀ فرهنگ اسلام ناب محمدی است و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی رونق و زرق و برق کاخهای سفید و سرخ را از بین خواهند برد. امروز خمینی آغوش و سینۀ خویش را برای تیرهای بلا و حوادث سخت و برابر همۀ توپها و موشکهای دشمنان باز کرده است و همچون همۀ عاشقان شهادت، برای درک شهادت روزشماری می کند.»
امام خمینی با بیان اینکه جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد، ادامه دادند: «ما باید در جنگ اعتقادی مان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم. ان شاءالله ملت بزرگ ایران با پشتیبانی مادی و معنوی خود از انقلاب، سختیهای جنگ را به شیرینی شکست دشمنان خدا در دنیا جبران می کند و چه شیرینی بالاتر از اینکه ملت بزرگ ایران مثل یک صاعقه بر سر امریکا فرود آمده است. چه شیرینی بالاتر از اینکه ملت ایران سقوط ارکان و کنگرههای نظام ستمشاهی را نظاره کرده است و شیشۀ حیات امریکا را در این کشور شکسته است. و چه شیرینی بالاتر از اینکه مردم عزیزمان ریشههای نفاق و ملی گرایی و التقاط را خشکانیده اند و ان شاءالله شیرینی تمام ناشدنی آن را در جهان آخرت خواهند چشید.»
رهبر فقید انقلاب اسلامی با اشاره به دلایل پذیرش قطعنامه ۵۹۸، بیان داشتند: «و اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئلۀ بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوۀ دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم؛ ولی به واسطۀ حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می کنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور، که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم. و خدا می داند که اگر نبود انگیزه ای که همۀ ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود اما چاره چیست که همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم. و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود.»
در نامه امام درخصوص پایان جنگ، درباره محسن رضایی چه آمده بود؟ /رازآلودگیهای قطعنامه ۵۹۸
ایشان افزودند: «من در اینجا از همۀ فرزندان عزیزم در جبهههای آتش و خون که از اول جنگ تا امروز به نحوی در ارتباط با جنگ تلاش و کوشش نموده اند، تشکر و قدردانی می کنم. و همۀ ملت ایران را به هوشیاری و صبر و مقاومت دعوت می کنم. در آینده ممکن است افرادی آگاهانه یا از روی ناآگاهی در میان مردم این مسئله را مطرح نمایند که ثمرۀ خونها و شهادتها و ایثارها چه شد. اینها یقیناً از عوالم غیب و از فلسفۀ شهادت بی خبرند و نمی دانند کسی که فقط برای رضای خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگی نهاده است حوادث زمان به جاودانگی و بقا و جایگاه رفیع آن لطمه ای وارد نمی سازد. و ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدانمان فاصلۀ طولانی را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلّم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است و خدا می داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست؛ و این ملتها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان که در این قافلۀ نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهایی که این گوهرها را در دامن خود پروراندند.»
امام(ره) ادامه دادند: «آری، دیروز روز امتحان الهی بود که گذشت. و فردا امتحان دیگری است که پیش می آید. و همۀ ما نیز روز محاسبۀ بزرگتری را در پیش رو داریم. آنهایی که در این چند سالِ مبارزه و جنگ به هر دلیلی از ادای این تکلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور کرده اند مطمئن باشند که از معاملۀ با خدا طفره رفته اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگی کرده اند که حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبۀ حق خواهند کشید. که من مجدداً به همۀ مردم و مسؤولین عرض می کنم که حساب اینگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند؛ و نگذارند این مدعیان بی هنر امروز و قاعدین کوته نظر دیروز به صحنهها برگردند. من در میان شما باشم و یا نباشم به همۀ شما وصیت و سفارش می کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشکسوتانِ شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمرۀ خود به فراموشی سپرده شوند.»
رهبر کبیر انقلاب اسلامی تاکید کردند: «اکیداً به ملت عزیز ایران سفارش می کنم که هوشیار و مراقب باشید، قبول قطعنامه از طرف جمهوری اسلامی ایران به معنای حل مسئلۀ جنگ نیست. با اعلام این تصمیم، حربۀ تبلیغات جهانخواران علیه ما کند شده است؛ ولی دورنمای حوادث را نمی توان به طور قطع و جدی پیش بینی نمود. و هنوز دشمن از شرارتها دست برنداشته است؛ و چه بسا با بهانه جوییها به همان شیوههای تجاوزگرانۀ خود ادامه دهد. ما باید برای دفع تجاوز احتمالی دشمن آماده و مهیا باشیم. و ملت ما هم نباید فعلاً مسئله را تمام شده بداند. البته ما رسماً اعلام می کنیم که هدف ما تاکتیک جدید در ادامۀ جنگ نیست. چه بسا دشمنان بخواهند با همین بهانهها حملات خود را دنبال کنند. نیروهای نظامی ما هرگز نباید از کیْد و مکر دشمنان غافل بمانند. در هر شرایطی باید بنیۀ دفاعی کشور در بهترین وضعیت باشد.»
امام خمینی متذکر شدند: «مردم ما، که در طول سالهای جنگ و مبارزه ابعاد کینه و قساوت و عداوت دشمنان خدا و خود را لمس کردهاند، باید خطر تهاجم جهانخواران در شیوهها و شکلهای مختلف را جدیتر بدانند. و فعلاً چون گذشته تمامی نظامیان، اعم از ارتش و سپاه و بسیج در جبههها برای دفاع در برابر شیطنت استکبار و عراق به مأموریتهای خود ادامه دهند. در صورتی که این مرحله از حادثۀ انقلاب را با همان شکل خاص و مقررات مربوط به خود پشت سر گذاردیم برای بعد از آن و سازندگی کشور و سیاست کل نظام و انقلاب تذکراتی دارم که در وقت مناسب خواهم گفت. ولی در مقطع کنونی به طور جدّ از همۀ گویندگان و دست اندرکاران و مسؤولین کشور و مدیران رسانهها و مطبوعات می خواهم که خود را از معرکهها و معرکه آفرینیها دور کنند؛ و مواظب باشند که ناخودآگاه آلت دست افکار و اندیشههای تند نگردند؛ و با سعۀ صدر در کنار یکدیگر مترصد اوضاع دشمنان باشند.»
ایشان هشدار دادند: «این روزها ممکن است بسیاری از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بایدها و نبایدها کنند. هر چند این مسئله به خودی خود یک ارزش بسیار زیباست، اما اکنون وقت پرداختن به آن نیست. چه بسا آنهایی که تا دیروز در برابر این نظام جبهه گیری کرده بودند و فقط به خاطر سقوط نظام و حکومت جمهوری اسلامی ایران از صلح و صلح طلبی به ظاهر دم می زدند، امروز نیز با همان هدف سخنان فریبندۀ دیگری را مطرح نمایند؛ و جیره خواران استکبار، همانها که تا دیروز در زیر نقاب دروغین صلح، خنجرشان را از پشت به قلب ملت فرو کرده بودند، امروز طرفدار جنگ شوند. و ملیگراهای بی فرهنگ برای از بین بردن خون شهدای عزیز و نابودی عزت و افتخار مردم، تبلیغات مسموم خویش را آغاز نمایند. که ان شاءالله ملت عزیز ما با بصیرت و هوشیاری جواب همۀ فتنهها را خواهد داد.»
رهبر فقید انقلاب اسلامی تاکید کردند: «من باز می گویم که قبول این مسئله برای من از زهر کشنده تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم. و نکته ای که تذکر آن لازم است این است که در قبول این قطعنامه فقط مسؤولین کشور ایران به اتکای خود تصمیم گرفته اند. و کسی و کشوری در این امر مداخله نداشته است. در شرایط کنونی آنچه موجب امر شد تکلیف الهی ام بود. شما می دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطرۀ خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود؛ و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشتم؛ و اگر آبرویی داشته ام با خدا معامله کرده ام. عزیزانم، شما می دانید که تلاش کرده ام که راحتی خود را بر رضایت حق و راحتی شما مقدّم ندارم. خداوندا، تو می دانی که ما سر سازش با کفر را نداریم. فرزندان انقلابی ام، ای کسانی که لحظه ای حاضر نیستید که از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید که لحظه لحظۀ عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می گذرد. می دانم که به شما سخت می گذرد؛ ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی گذرد؟ می دانم که شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست؛ مگر برای این خادمتان اینگونه نیست؟ ولی تحمل کنید که خدا با صابران است.»
امام (ره) توصیه کردند: «بغض و کینۀ انقلابی تان را در سینهها نگه دارید؛ با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید؛ و بدانید که پیروزی از آن شماست. و تأکید می کنم که گمان نکنید که من در جریان کار جنگ و مسئولان آن نیستم. مسؤولین مورد اعتماد من می باشند. آنها را از این تصمیمی که گرفته اند شماتت نکنید، که برای آنان نیز چنین پیشنهادی سخت و ناگوار بوده است. که ان شاءالله خداوند همۀ ما را موفق به خدمت و رضایت خود فرماید.»
رهبر فقید انقلاب اسلامی تاکید کردند: «من باز می گویم که قبول این مسئله برای من از زهر کشنده تر است، ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم و نکته ای که تذکر آن لازم است این است که در قبول این قطعنامه فقط مسؤولین کشور ایران به اتکای خود تصمیم گرفته اند و کسی و کشوری در این امر مداخله نداشته است. مردم عزیز و شریف ایران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خویش می دانم و شما می دانید که من به شما عشق می ورزم و شما را می شناسم، شما هم مرا می شناسید. در شرایط کنونی آنچه موجب امر شد تکلیف الهی ام بود.»
نامه به مسؤولان نظام درباره چرایی قبول قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ
رییس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام متن نامه امام خمینی به مسؤولان نظام درباره مسائل مربوط به قبول قطعنامه ۵۹۸ از سوی جمهوری اسلامی ایران و پایان جنگ را در مورخ هفتم مهرماه ۱۳۸۵ به این شرح منتشر کرد.
بسم الله الرحمن الرحیم
با یاری خداوند متعال و سلام و صلوات به انبیاء بزرگوار الهی و ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین
حال که مسؤولین نظامی ما اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ می باشند، صریحا اعتراف می کنند که ارتش اسلامی به این زودیها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد و نظر به این که مسؤولین دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح کشور نمی دانند و با قاطعیت می گویند که یک دهم سلاحهایی را که استکبار شرق و غرب در اختیار صدام گذارده اند، به هیچ وجه و با هیچ قیمتی نمی شود در جهان تهیه کرد و با توجه به نامه تکان دهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از دهها گزارش نظامی سیاسی است که بعد از شکستهای اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشین فرمانده کل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه یکی از معدود فرماندهانی است که در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ می باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاحهای شیمیایی و نبود وسایل خنثی کننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت می نمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ، به نکاتی از نامه فرمانده سپاه که در تاریخ ۲ /۴/ ۶۷ نگاشته است، اشاره می شود.
فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم؛ ممکن است در صورت داشتن وسایلی که در طول پنج سال به دست می آوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته باشیم و بعد از پایان سال ۷۱ اگر ما دارای ۳۵۰ تیپ پیاده و ۲۵۰۰ تانک و ۳۰۰۰ توپ و ۳۰۰ هواپیمای جنگی و ۳۰۰ هلیکوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهی از سلاحهای [مختلف] که از ضرورتهای جنگ در آن موقع است داشته باشیم، می توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم.
وی می گوید: «قابل ذکر است که باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا کند.» او آورده است: «البته آمریکا راهم باید از خلیج فارس بیرون کنیم والا موفق نخواهیم بود.»
این فرمانده مهمترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امکانات دانسته و آورده است: «بعید به نظر می رسد دولت و ستاد فرماندهی کل قوا بتوانند به تعهد خود عمل کنند» البته با ذکر این مطالب می گوید: «باید باز هم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست.» آقای نخست وزیر هم از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را «زیر صفر» اعلام کرده اند. مسؤولین جنگ می گویند: «تنها سلاحهایی را که در شکستهای اخیر از دست داده ایم، به اندازه تمام بودجه است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود.» مسؤولین سیاسی هم می گویند: «از آنجا که مردم فهمیده اند پیروزی سریعی به دست نمی آید، شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است. شما عزیزان از هر کس بهتر می دانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبرویی داشته باشیم خرج می کنیم.»
خداوندا! ما برای دین تو قیام کردیم و برای دین تو جنگیدیم و برای حفظ دین تو آتش بس را قبول می کنیم. خداوندا! تو خود شاهدی که ما لحظه ای با آمریکا و شوروی و تمامی قدرتهای جهان سر سازش نداریم و سازش با ابر قدرتها و قدرتها را پشت کردن به اصول اسلامی خود می دانیم. خداوندا! در جهان شرک و کفر و نفاق، در جهان پول و قدرت و حیله و دو رویی، ما غریبیم، تو خود یاری مان کن. خداوندا! در همیشه تاریخ وقتی انبیاء و علماء تصمیم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را درهم آمیزند و جامعه ای دور از فساد و تباهی تشکیل دهند، با مخالفتهای ابوجهلها وابوسفیانهای زمان خود مواجه شده اند. خداوندا! ما فرزندان اسلام و انقلاب مان را برای رضای تو قربانی کردیم، غیر از تو هیچ کس را نداریم، ما را برای اجرای فرامین و قوانین خود یاری فرما. خداوندا! از تو می خواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصیبم فرمای.
گفتم جلسه ای تشکیل گردد تا آتش بس را به مردم تفهیم نمایند. مواظب باشید، ممکن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور کنند.
صریحا می گویم باید تمام همت تان در توجیه این کار باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عکس العمل می شود؛ شما می دانید که مسؤولین رده بالای نظام با چشمی خونبار و قلبی مالامال از عشق به اسلام و میهن اسلامی مان چنین تصمیمی را گرفته اند.
خدا را درنظر بگیرید وهر چه اتفاق می افتد از دوست بدانید.
به گزارش خبرآنلاین به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی، افراد بازداشت شده در جریان کودتای نقاب، صحبتی پیرامون آزادی خود نمیکردند بلکه مصرّاً درخواست میکردند تا به گونهای به کیفر مجازات برسند که روحشان دچار آرامش شود و تا حدودی در برابر خطایی که مرتکب شدهاند، جبران مافات شود.
چندین مصداق عینی در این ارتباط وجود دارد لیکن هیچکدام به اندازه ماجرای سروان «ابوالفضل مهدیار» جالب و عبرتآمیز نیست؛ واقعهای که مهدیار را از یک «سروان اعدامی» به «سرلشکر شهید» تبدیل کرد.
ابوالفضل مهدیار، در خرداد ماه ۱۳۲۷ ش، در قم متولد شد. در بهمن سال ۱۳۴۷ ش، وارد نیروی هوایی شد و پس از طی دوره پیشرفته پرواز در آمریکا به ایران بازگشت و به عنوان خلبان اف۴ انتخاب و به پایگاه یکم شکاری منتقل شد. با پیروزی انقلاب اسلامی به پایگاه ششم شکاری منتقل شد، اما در تاریخ یکم اسفند ماه ۱۳۵۸، بازخرید و از خدمت رها شد. او در تیرماه سال ۱۳۵۹ به جرم شرکت در کودتای نقاب بازداشت شد.
سروان خلبان بازخریدی ابوالفضل مهدیار با کودتاچیان همدل و همراه شده بود و در روز نوزدهم تیرماه ۱۳۵۹، دستگیر و بازجویی از وی آغاز شد. او قرار بود با هواپیمایش پرواز کند و در صورت نیاز به تهران برود و کمک کند یا اینکه مراقب پایگاه دزفول باشد که اگر هواپیمایی به پرواز درآمد، آن را سرنگون کند.
در همین ایام، همسر سروان مهدیار به منزل یکی از کارکنان نیروی هوایی که عضو تیم خنثیکننده کودتا بوده میرود و مطالبی را بیان میکند. ادامه این ماجرا، از زبان عضو تیم خنثیسازی به این شرح است:
«همسر خلبان مهدیار میگفت که من نذر کردم و توسل به حضرت زهرا سلامالله علیها پیدا کردم و دیشب ایشان را در خواب دیدم. من نجات شوهرم را از ایشان خواستم، ایشان فرمودند که شوهر تو را من بخشیدم به تو و یا مثلاً یا یک چنین عبارتی و ادامه میدهد که حالا آمده به منزل ما تا خواب را برای من تعریف کرده و یک انگشتر عقیق و یک دعا هم داد تا به هر طریقی که ممکن است، این انگشتر دعا به دست ابوالفضل رسانده شود و به او بگویند تا در روز دادگاه، این انگشتر در دستش و دعا هم در جیبش باشد. مشارٌالیه ادامه میدهد که من مطمئنم ابوالفضل آزاد میشود، چون حضرت زهرا سلامالله علیها فرمودند که بخشیدم او را به تو، یک چنین عبارتی.
کودتاگری که قرار بود بیت امام را بمباران کند اما سرلشکرِ شهید شد/چرا ری شهری حکم اعدام صادر نکرد؟
من اتفاقاً در جریان پرونده آن شخص بودم و پیگیری میکردم. به ایشان گفتم این حرفها چیست؟ اینها همه اعدام شدند، اینها قرار بود بیایند و جمهوری اسلامی را از بین ببرند، کجا را بمباران کنند، اینها قرار بود بیت امام را بمباران کنند و کمی با عصبانیت برخورد کردم و در ادامه گفتم: حالا حضرت زهرا (س) باید این شخص را شفاعت کند؟! دیدم که آن خانم، خیلی اصرار کرد. من با ناباوری گرفتم. گفتم نکند خبری یا پیامی چیزی در آن باشد، کاغذ را زیر و رو کردم، دیدم نه، در آن دعا نوشته و انگشتر را هم زیر و رو کردم، دیدم یک انگشتر عقیق است. گرفتم و دادم به بازجویش تا با اصراری که او کرده به ایشان بدهد و عین پیام همسرش را هم منتقل کردم.
روز دادگاه مهدیار فرا رسید و نظامی مذکور در دادگاه حاضر شد. کاملاً مشخص بود که خیلی منقلب شده است و با بقیه کودتاچیان، فرق اساسی پیدا کرده است. به عبارتی، بقیه کودتاچیان در مقطع دادگاه، تقاضای اظهار ندامت و پشیمانی کردند و تقاضای عفو داشتند، اما سروان مهدیار، یک حالت عجیبی داشت. در دادگاه، خیلی از ته دل واقعاً گریه میکرد و میگفت من نمیگویم مرا اعدامم نکنید، مرا اعدام بکنید، ولی بهعنوان کودتاچی اعدام نکنید. مرا ببرید در جبهه به عنوان کیسه شن از من استفاده کنید، مثلاً بزنند من کشته شوم، ولی در جبهه کشته شوم. یا به هر طریقی که میدانید مرا ببرید از هواپیما در جبهه پرت کنید تا آنجا کشته بشوم.
این وضعیت که پیش آمد، رئیس دادگاه که آقای ریشهری بودند، حکم ندادند و این پرونده را برداشتند و بردند محضر حضرت امام و عفو این را گرفتند. تصوّر میکنم همان روز هم بردند یعنی صبح دادگاه بود، بعدازظهر پرونده را بردند خدمت حضرت امام و عفو برای این گرفتند و همان فردایش هم آزادش کردند او رفت سر خدمت. در جنگ هم بود، شروع کرد به پرواز کردن و سرانجام در یکی از عملیاتهای برونمرزی که داشتند بمباران یکی از مراکز نظامی یا مهم عراقی در موقع برگشت، هواپیمایش موشک خورد و خودش هم شهید شد».
شهید مهدیار در طول یک ماه اول جنگ، پروازهای متعدد جنگی برونمرزی و درونمرزی را انجام داد. در روز یکم آبان ماه در دو پرواز جهت حمله به بندر فاو و اسکله امالقصر عراق، به عنوان لیدر شرکت کرد و ضربات سهمگینی بر پیکره دشمن بعثی وارد آورد.
ساعت ۱۲ ظهر روز دوم آبان سال ۱۳۵۹ دو فروند اف۴ به لیدری سرگرد خلبان ابوالفضل مهدیار و کمکسروان محمود شادمانبخت جهت بمباران مجدد اسکله امالقصر به پرواز درمیآیند. با رسیدن روی هدف خلبانان، ابتدا با تیربار اسکله را هدف قرار میدهند و سپس بمبهای mk ۸۲ خود را روی اسکله میریزند که در حال گردش به سمت مرز، هواپیمای لیدر مورد اصابت موشک دشمن قرار میگیرد. به شهادت و گواهی خلبانان شماره دو پرواز، هر دو خلبان اقدام به اجکت میکنند و هواپیما در دهانه فاو به داخل خلیج فارس سقوط میکند، ولی نیروهای بعثی هر دو خلبان را بر خلاف تمامی کنوانسیونهای بینالمللی، در آسمان به رگبار میبندند تا پیکر بیجان آنان در خلیج فارس، برای همیشه آرام گیرد.
چندی بعد، جسد یک خلبان ایرانی در فاو کشف و در قبرستان زبیر عراق به خاک سپرده شد. اطلاعات اولیه حاکی از آن بود که این جسد متعلق به شهید محمود شادمانبخت بوده است.
کودتاگری که قرار بود بیت امام را بمباران کند اما سرلشکرِ شهید شد
به گزارش خبرآنلاین به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی، افراد بازداشت شده در جریان کودتای نقاب، صحبتی پیرامون آزادی خود نمیکردند بلکه مصرّاً درخواست میکردند تا به گونهای به کیفر مجازات برسند که روحشان دچار آرامش شود و تا حدودی در برابر خطایی که مرتکب شدهاند، جبران مافات شود.
چندین مصداق عینی در این ارتباط وجود دارد لیکن هیچکدام به اندازه ماجرای سروان «ابوالفضل مهدیار» جالب و عبرتآمیز نیست؛ واقعهای که مهدیار را از یک «سروان اعدامی» به «سرلشکر شهید» تبدیل کرد.
ابوالفضل مهدیار، در خرداد ماه ۱۳۲۷ ش، در قم متولد شد. در بهمن سال ۱۳۴۷ ش، وارد نیروی هوایی شد و پس از طی دوره پیشرفته پرواز در آمریکا به ایران بازگشت و به عنوان خلبان اف۴ انتخاب و به پایگاه یکم شکاری منتقل شد. با پیروزی انقلاب اسلامی به پایگاه ششم شکاری منتقل شد، اما در تاریخ یکم اسفند ماه ۱۳۵۸، بازخرید و از خدمت رها شد. او در تیرماه سال ۱۳۵۹ به جرم شرکت در کودتای نقاب بازداشت شد.
سروان خلبان بازخریدی ابوالفضل مهدیار با کودتاچیان همدل و همراه شده بود و در روز نوزدهم تیرماه ۱۳۵۹، دستگیر و بازجویی از وی آغاز شد. او قرار بود با هواپیمایش پرواز کند و در صورت نیاز به تهران برود و کمک کند یا اینکه مراقب پایگاه دزفول باشد که اگر هواپیمایی به پرواز درآمد، آن را سرنگون کند.
در همین ایام، همسر سروان مهدیار به منزل یکی از کارکنان نیروی هوایی که عضو تیم خنثیکننده کودتا بوده میرود و مطالبی را بیان میکند. ادامه این ماجرا، از زبان عضو تیم خنثیسازی به این شرح است:
«همسر خلبان مهدیار میگفت که من نذر کردم و توسل به حضرت زهرا سلامالله علیها پیدا کردم و دیشب ایشان را در خواب دیدم. من نجات شوهرم را از ایشان خواستم، ایشان فرمودند که شوهر تو را من بخشیدم به تو و یا مثلاً یا یک چنین عبارتی و ادامه میدهد که حالا آمده به منزل ما تا خواب را برای من تعریف کرده و یک انگشتر عقیق و یک دعا هم داد تا به هر طریقی که ممکن است، این انگشتر دعا به دست ابوالفضل رسانده شود و به او بگویند تا در روز دادگاه، این انگشتر در دستش و دعا هم در جیبش باشد. مشارٌالیه ادامه میدهد که من مطمئنم ابوالفضل آزاد میشود، چون حضرت زهرا سلامالله علیها فرمودند که بخشیدم او را به تو، یک چنین عبارتی.
کودتاگری که قرار بود بیت امام را بمباران کند اما سرلشکرِ شهید شد
من اتفاقاً در جریان پرونده آن شخص بودم و پیگیری میکردم. به ایشان گفتم این حرفها چیست؟ اینها همه اعدام شدند، اینها قرار بود بیایند و جمهوری اسلامی را از بین ببرند، کجا را بمباران کنند، اینها قرار بود بیت امام را بمباران کنند و کمی با عصبانیت برخورد کردم و در ادامه گفتم: حالا حضرت زهرا (س) باید این شخص را شفاعت کند؟! دیدم که آن خانم، خیلی اصرار کرد. من با ناباوری گرفتم. گفتم نکند خبری یا پیامی چیزی در آن باشد، کاغذ را زیر و رو کردم، دیدم نه، در آن دعا نوشته و انگشتر را هم زیر و رو کردم، دیدم یک انگشتر عقیق است. گرفتم و دادم به بازجویش تا با اصراری که او کرده به ایشان بدهد و عین پیام همسرش را هم منتقل کردم.
روز دادگاه مهدیار فرا رسید و نظامی مذکور در دادگاه حاضر شد. کاملاً مشخص بود که خیلی منقلب شده است و با بقیه کودتاچیان، فرق اساسی پیدا کرده است. به عبارتی، بقیه کودتاچیان در مقطع دادگاه، تقاضای اظهار ندامت و پشیمانی کردند و تقاضای عفو داشتند، اما سروان مهدیار، یک حالت عجیبی داشت. در دادگاه، خیلی از ته دل واقعاً گریه میکرد و میگفت من نمیگویم مرا اعدامم نکنید، مرا اعدام بکنید، ولی بهعنوان کودتاچی اعدام نکنید. مرا ببرید در جبهه به عنوان کیسه شن از من استفاده کنید، مثلاً بزنند من کشته شوم، ولی در جبهه کشته شوم. یا به هر طریقی که میدانید مرا ببرید از هواپیما در جبهه پرت کنید تا آنجا کشته بشوم.
این وضعیت که پیش آمد، رئیس دادگاه که آقای ریشهری بودند، حکم ندادند و این پرونده را برداشتند و بردند محضر حضرت امام و عفو این را گرفتند. تصوّر میکنم همان روز هم بردند یعنی صبح دادگاه بود، بعدازظهر پرونده را بردند خدمت حضرت امام و عفو برای این گرفتند و همان فردایش هم آزادش کردند او رفت سر خدمت. در جنگ هم بود، شروع کرد به پرواز کردن و سرانجام در یکی از عملیاتهای برونمرزی که داشتند بمباران یکی از مراکز نظامی یا مهم عراقی در موقع برگشت، هواپیمایش موشک خورد و خودش هم شهید شد».
شهید مهدیار در طول یک ماه اول جنگ، پروازهای متعدد جنگی برونمرزی و درونمرزی را انجام داد. در روز یکم آبان ماه در دو پرواز جهت حمله به بندر فاو و اسکله امالقصر عراق، به عنوان لیدر شرکت کرد و ضربات سهمگینی بر پیکره دشمن بعثی وارد آورد.
ساعت ۱۲ ظهر روز دوم آبان سال ۱۳۵۹ دو فروند اف۴ به لیدری سرگرد خلبان ابوالفضل مهدیار و کمکسروان محمود شادمانبخت جهت بمباران مجدد اسکله امالقصر به پرواز درمیآیند. با رسیدن روی هدف خلبانان، ابتدا با تیربار اسکله را هدف قرار میدهند و سپس بمبهای mk ۸۲ خود را روی اسکله میریزند که در حال گردش به سمت مرز، هواپیمای لیدر مورد اصابت موشک دشمن قرار میگیرد. به شهادت و گواهی خلبانان شماره دو پرواز، هر دو خلبان اقدام به اجکت میکنند و هواپیما در دهانه فاو به داخل خلیج فارس سقوط میکند، ولی نیروهای بعثی هر دو خلبان را بر خلاف تمامی کنوانسیونهای بینالمللی، در آسمان به رگبار میبندند تا پیکر بیجان آنان در خلیج فارس، برای همیشه آرام گیرد.
چندی بعد، جسد یک خلبان ایرانی در فاو کشف و در قبرستان زبیر عراق به خاک سپرده شد. اطلاعات اولیه حاکی از آن بود که این جسد متعلق به شهید محمود شادمانبخت بوده است.
به گزارش خبرآنلاین به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی، افراد بازداشت شده در جریان کودتای نقاب، صحبتی پیرامون آزادی خود نمیکردند بلکه مصرّاً درخواست میکردند تا به گونهای به کیفر مجازات برسند که روحشان دچار آرامش شود و تا حدودی در برابر خطایی که مرتکب شدهاند، جبران مافات شود.
چندین مصداق عینی در این ارتباط وجود دارد لیکن هیچکدام به اندازه ماجرای سروان «ابوالفضل مهدیار» جالب و عبرتآمیز نیست؛ واقعهای که مهدیار را از یک «سروان اعدامی» به «سرلشکر شهید» تبدیل کرد.
ابوالفضل مهدیار، در خرداد ماه ۱۳۲۷ ش، در قم متولد شد. در بهمن سال ۱۳۴۷ ش، وارد نیروی هوایی شد و پس از طی دوره پیشرفته پرواز در آمریکا به ایران بازگشت و به عنوان خلبان اف۴ انتخاب و به پایگاه یکم شکاری منتقل شد. با پیروزی انقلاب اسلامی به پایگاه ششم شکاری منتقل شد، اما در تاریخ یکم اسفند ماه ۱۳۵۸، بازخرید و از خدمت رها شد. او در تیرماه سال ۱۳۵۹ به جرم شرکت در کودتای نقاب بازداشت شد.
سروان خلبان بازخریدی ابوالفضل مهدیار با کودتاچیان همدل و همراه شده بود و در روز نوزدهم تیرماه ۱۳۵۹، دستگیر و بازجویی از وی آغاز شد. او قرار بود با هواپیمایش پرواز کند و در صورت نیاز به تهران برود و کمک کند یا اینکه مراقب پایگاه دزفول باشد که اگر هواپیمایی به پرواز درآمد، آن را سرنگون کند.
در همین ایام، همسر سروان مهدیار به منزل یکی از کارکنان نیروی هوایی که عضو تیم خنثیکننده کودتا بوده میرود و مطالبی را بیان میکند. ادامه این ماجرا، از زبان عضو تیم خنثیسازی به این شرح است:
«همسر خلبان مهدیار میگفت که من نذر کردم و توسل به حضرت زهرا سلامالله علیها پیدا کردم و دیشب ایشان را در خواب دیدم. من نجات شوهرم را از ایشان خواستم، ایشان فرمودند که شوهر تو را من بخشیدم به تو و یا مثلاً یا یک چنین عبارتی و ادامه میدهد که حالا آمده به منزل ما تا خواب را برای من تعریف کرده و یک انگشتر عقیق و یک دعا هم داد تا به هر طریقی که ممکن است، این انگشتر دعا به دست ابوالفضل رسانده شود و به او بگویند تا در روز دادگاه، این انگشتر در دستش و دعا هم در جیبش باشد. مشارٌالیه ادامه میدهد که من مطمئنم ابوالفضل آزاد میشود، چون حضرت زهرا سلامالله علیها فرمودند که بخشیدم او را به تو، یک چنین عبارتی.
کودتاچی که قرار بود بیت امام را بمباران کند اما سرلشکرِ شهید شد/چرا ری شهری حکم اعدام صادر نکرد؟
من اتفاقاً در جریان پرونده آن شخص بودم و پیگیری میکردم. به ایشان گفتم این حرفها چیست؟ اینها همه اعدام شدند، اینها قرار بود بیایند و جمهوری اسلامی را از بین ببرند، کجا را بمباران کنند، اینها قرار بود بیت امام را بمباران کنند و کمی با عصبانیت برخورد کردم و در ادامه گفتم: حالا حضرت زهرا (س) باید این شخص را شفاعت کند؟! دیدم که آن خانم، خیلی اصرار کرد. من با ناباوری گرفتم. گفتم نکند خبری یا پیامی چیزی در آن باشد، کاغذ را زیر و رو کردم، دیدم نه، در آن دعا نوشته و انگشتر را هم زیر و رو کردم، دیدم یک انگشتر عقیق است. گرفتم و دادم به بازجویش تا با اصراری که او کرده به ایشان بدهد و عین پیام همسرش را هم منتقل کردم.
روز دادگاه مهدیار فرا رسید و نظامی مذکور در دادگاه حاضر شد. کاملاً مشخص بود که خیلی منقلب شده است و با بقیه کودتاچیان، فرق اساسی پیدا کرده است. به عبارتی، بقیه کودتاچیان در مقطع دادگاه، تقاضای اظهار ندامت و پشیمانی کردند و تقاضای عفو داشتند، اما سروان مهدیار، یک حالت عجیبی داشت. در دادگاه، خیلی از ته دل واقعاً گریه میکرد و میگفت من نمیگویم مرا اعدامم نکنید، مرا اعدام بکنید، ولی بهعنوان کودتاچی اعدام نکنید. مرا ببرید در جبهه به عنوان کیسه شن از من استفاده کنید، مثلاً بزنند من کشته شوم، ولی در جبهه کشته شوم. یا به هر طریقی که میدانید مرا ببرید از هواپیما در جبهه پرت کنید تا آنجا کشته بشوم.
این وضعیت که پیش آمد، رئیس دادگاه که آقای ریشهری بودند، حکم ندادند و این پرونده را برداشتند و بردند محضر حضرت امام و عفو این را گرفتند. تصوّر میکنم همان روز هم بردند یعنی صبح دادگاه بود، بعدازظهر پرونده را بردند خدمت حضرت امام و عفو برای این گرفتند و همان فردایش هم آزادش کردند او رفت سر خدمت. در جنگ هم بود، شروع کرد به پرواز کردن و سرانجام در یکی از عملیاتهای برونمرزی که داشتند بمباران یکی از مراکز نظامی یا مهم عراقی در موقع برگشت، هواپیمایش موشک خورد و خودش هم شهید شد».
شهید مهدیار در طول یک ماه اول جنگ، پروازهای متعدد جنگی برونمرزی و درونمرزی را انجام داد. در روز یکم آبان ماه در دو پرواز جهت حمله به بندر فاو و اسکله امالقصر عراق، به عنوان لیدر شرکت کرد و ضربات سهمگینی بر پیکره دشمن بعثی وارد آورد.
ساعت ۱۲ ظهر روز دوم آبان سال ۱۳۵۹ دو فروند اف۴ به لیدری سرگرد خلبان ابوالفضل مهدیار و کمکسروان محمود شادمانبخت جهت بمباران مجدد اسکله امالقصر به پرواز درمیآیند. با رسیدن روی هدف خلبانان، ابتدا با تیربار اسکله را هدف قرار میدهند و سپس بمبهای mk ۸۲ خود را روی اسکله میریزند که در حال گردش به سمت مرز، هواپیمای لیدر مورد اصابت موشک دشمن قرار میگیرد. به شهادت و گواهی خلبانان شماره دو پرواز، هر دو خلبان اقدام به اجکت میکنند و هواپیما در دهانه فاو به داخل خلیج فارس سقوط میکند، ولی نیروهای بعثی هر دو خلبان را بر خلاف تمامی کنوانسیونهای بینالمللی، در آسمان به رگبار میبندند تا پیکر بیجان آنان در خلیج فارس، برای همیشه آرام گیرد.
چندی بعد، جسد یک خلبان ایرانی در فاو کشف و در قبرستان زبیر عراق به خاک سپرده شد. اطلاعات اولیه حاکی از آن بود که این جسد متعلق به شهید محمود شادمانبخت بوده است.
۱۹ تیر ماه سال ۵۹ بود که خبر خنثیسازی یک کودتای نظامی که قصد براندازی نظام نوپای جمهوری اسلامی را داشت پخش شد؛ کودتایی که اتاق جنگش در پایگاه هوایی خلبان شهید محمد نوژه بود.
تعداد زیادی از نظامیانی که اغلب نیروهای کلاه سبز بودند و با پیروزی انقلاب از ایران گریخته و بعد از آن با کمک دولت عراق به صورت غیر قانونی وارد کشور شده بودند، قرار بود با هماهنگی عناصری که هنوز در ارتش ایران حضور داشتند، تحت حمایت آمریکا و دولت عراق، با حمله هوایی به بیت امام خمینی (ره)، دفتر ریاست جمهوری، مجلس و چند نقطه مهم دیگر در کشور، مانند مدرسه فیضیه قم و واگذاری حکومت به شاپور بختیار، دست به کودتای نظامی بزنند.
چه کسی به آیتالله خامنهای خبر داد کودتای نظامی در راه است؟ /ماجرای خنثی شدن حمله هوایی به بیت امام، دفتر ریاست جمهوری و مجلس +تصاویر
در زمستان سال ۱۳۵۸، یکی از هواداران شاپور بختیار آخرین نخستوزیر پهلوی نموداری سازمانی را تهیه و نام آن را «نقاب» گذاشت. کلمه نقاب، متشکل از حروف اول «نجات قیام ایران بزرگ» بود. آژانس جاسوسی آمریکا (C.I.A) به کودتای نقاب امید زیادی بسته بود و آن را ضربه نهایی و قطعی بر پیکر نظام نوپای جمهوری اسلامی میدانست و اهمیت آن را بیش از تجاوز نظامی صدام، ارزیابی میکرد؛ کودتایی که در پاریس طرحریزی شده بود.
برای تصرف پایگاه نوژه به عنوان کلید عملیات کودتا قرار بود ۱۲ تیم مرکب از صد نفر از کلاه سبزهای تیپ نوهد،۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر از فریب خوردگان ایل بختیاری و ۱۲ نفر راهنما از داخل پایگاه به فرماندهی سرگرد کوروش آذرتاش (فرمانده تیپ ۲۳ نوهد پیش از انقلاب) جهت تصرف پایگاه نوژه وارد عمل شوند. قرار بود پروازهای نقشه کودتا بر مبنای طرح موسوم به «دستور عملیاتی البرز» انجام شود که طرحی دفاعی برای مقابله با حمله احتمالی عراق به ایران بود و بخشی از امورجاری و عملیاتی پایگاه محسوب میشد.
طبق نقشه پس از تصرف پایگاه، تیمسار محققی برای رهبری عملیات هوایی در اتاق فرماندهی مستقر می شد و همزمان سروان حمید نعمتی، سروان محمد ملک، سروان کیومرث آبتین و سروان فرخزاد جهانگیری که هر کدام فرمانده یک تیم بودند اولین اسکادران هوایی را به پرواز در می آوردند.
این اسکاداران شامل ۱۶ هواپیما از ۵۳ فروند هواپیمای مجهز به سلاح سنگین بود که برای عملیات در نظر گرفته شده بود. در طرح کودتا، عملیات هوایی نقش محوری داشت بنابراین هواپیماها باید مسلح به سلاح سنگین و آماده پرواز میشدند.
خلبانی که خبر کودتا را به حضرت امام خمینی (ره) داد، در چگونگی افشای کودتا میگوید: “در آن زمان، من در پایگاه هوایی نوژه خدمت میکردم. در تهران، به منزل نعمتی رفتم؛ به من گفت که مأموریت تو بمباران بیت امام خمینی (ره) و تلویزیون است و ما میتوانیم تا پنج میلیون نفر را بُکُشیم؛ اگر هم لازم شد در یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس و یا روی ناو آمریکا در خلیج فارس، فرود بیاییم.
من به وی گفتم که شما با مردم مخالفید یا با حکومت که این همه کشت و کشتار میخواهید بکنید؟ گفت: ما با حکومت مخالفیم؛ ولی هر کس هم که بخواهد مانع کار ما بشود، چارهای نداریم جز اینکه بکشیم. این موضوع برای من خیلی ثقیل بود و چون از مخالفت کردن با آنها، به ویژه در منزل نعمتی هراس داشتم، گفتم که من بیت امام خمینی (ره) را نمیتوانم بزنم؛ ولی تلویزیون را میزنم.
بعد از حدود پنج شش ساعت مشورت با مادر و برادر کوچکترم به کمیته تلفن زدم و گفتم که یک خبر خیلی مهمی دارم که باید حتماً به آقای خامنهای بگویم. مرا به کمیته بردند و چون زیاد سوال میکردند، گفتم که من یک خلبان هستم و موضوع براندازی در کار است. ساعت ۴:۳۰ صبح بود که رفتیم منزل آیتالله خامنهای و جریان را به وی گفتم. ”
مقام معظم رهبری در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در مورد این کودتا فرمودند: در ماجرای کودتایی که قبل از شروع جنگ تحمیلی ترتیب داده بودند -مرکّب از عناصری از نیروی هوایی و زمینی و غیرنظامیها و غیره- آن کسی که موجبِ اوّلی برای خنثی شدن این عملیّات شد، یک افسر نیروی هوایی بود؛ یک خلبان! آمد به بنده جریان را گفت، دستگاه مطّلع شد و آماده شدند؛ یک حرکت عظیمی را که در پایگاه شهید نوژه همدان بنا بود شکل بگیرد و از آنجا به تهران و جاهای دیگر سرایت بکند، یک عنصر نیروی هوایی خنثی کرد؛ من این را یادم نمی رود؛ نظام این محبّت را، این کمک را، این خدمت بزرگ را فراموش نمیکند. ۱۳۹۵/۱۱/۱۹
“مقام معظم رهبری این واقعه را در جایی دیگر جزیی تر، چنین تعریف می کنند: شبی حدود اذان صبح دیدم که در منزل ما را به شدت می زنند، من رفتم دیدم می گویند یک ارتشی آمده و با شما کار واجب دارد، دیدم یک نفر تکیه داده به دیوار، با حال کسل و آشفته و خسته سرش را فرو برده، گفتم: “شما با من کار دارید؟ ” بلند شد و گفت: بله. گفتم: چکار دارید؟ گفت: کار واجبی دارم و فقط به خودتان می گویم… من به حرفش حساس شدم… احتمال این بود که سوءنیتی داشته باشد؛ اما دیدم نمی شود به حرفش گوش نداد… یک جایی گوشه حیاط نشستیم… آثار بیخوابی و خیابانگردی و خستگی و هیجان در او پیدا بود. خلاصه آنچه گفت این بود که در پایگاه همدان اجتماعی تشکیل شده و تصمیمی بر کودتایی گرفته و پول هایی به افراد زیادی داده اند، به خود من هم پول داده اند… قرار است جماران و چند جای دیگر را بمباران کنیم! پرسیدم: “کی قرار است این کودتا انجام شود؟ ” گفت: امشب. من دیدم مسأله خیلی جدی است و باید آن را پیگیری کنم، در این بین این احتمال را می دادم که یک سیاست باشد و بخواهند ما را سرگرم کنند، اما در عین حال اصل قضیه آنقدر مهم بود که با وجود این احتمالات، لازم بود آن را پیگیری کنیم. “
حدود ۶۰۰ نفر در رابطه با این کودتا در سراسر ایران دستگیر شدند که ۵۰۰ نفر از آنها نیروهای نظامی بودند. پنج نفر از سران کودتا که در دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه شده و به اعدام محکوم شدند. سپهبد خلبان «سید سجاد مهدیون»، سرتیپ خلبان «آیت محققی»، سرهنگ خلبان «داریوش جلالی»، سروان خلبان «فرخزاد جهانگیری»، سروان خلبان «محمد ملک»، سروان خلبان «علی اصغر سلیمانی»، سروان خلبان «کریم افروز»، سروان خلبان «امیدعلی بویری»، سروان خلبان «ناصر زندی»، سروان فنی هوایی «بیژن ایران نژاد»، ستوانیکم خلبان «مهدی عظیمی فرد»، سروان خلبان «محمد بهروزفر»، سروان فنی هوایی «هرمز زمانپور»، ستوانیکم خلبان «نجات یحیی»، ستوانیکم فنی هوایی «ایوب حبیبی»، سرهمافر سوم «یوسف پوررضایی»، سرهمافر «جعفر مظاهری کاشانی»، استوار یکم فنی «خداداد رحمتی»، استوار یکم «پرویز بینایی»، ستواندوم فنی «سید جلال عسگری»، ستوان دوم فنی هوایی «جعفر راستگو» و همچنین سرگرد هوایی «سیاوش بیاتی» (فرمانده گروه پدافند هوایی تبریز)، ۲۲ نفری بودند که پس از کودتای نافرجام نقاب، دستگیر، محاکمه و تیرباران شدند.
این در حالی بود که به درخواست شهید سرتیپ فکوری فرمانده وقت نهاجا و بنا به تقاضای شهید فلاحی و موافقت حجتالاسلام محمدی ریشهری و با تصویب حضرت امام خمینی (ره) بسیاری از نظامیانی که به جرم کودتا در زندان بودند مورد عفو و عطوفت نظام اسلامی قرار گرفتند. خانوادههای معدومین نهاجا نیز از کمکهای بلاعوض برای خرید مسکن برخوردار شدند و در آن سالها ماهیانه حقوقی به مبلغ ۴۵ هزار ریال (با عائله ۴ نفره) به آنان پرداخت میشد. در واقع کودتای نقاب توسط پرسنل خود نیروی هوایی ارتش خنثی شد و این افتخار برای نیروی هوایی ماند که خودش توانست نفوذیهای درون خودش را شناسایی کند.
ایسنا/خراسان رضوی معاون تبلیغات اسلامی آستان قدس رضوی برنامههای شب میلاد امام رضا(ع) در حرم مطهر رضوی را تشریح کرد.
حجتالاسلاموالمسلمین حجت گنابادینژاد در تشریح برنامههای سالروز ولادت امام هشتم(ع) در حرم مطهر رضوی اظهار کرد: جشنهای شب میلاد امام رضا(ع) طبق روزشمار برنامههای دهه کرامت با شعار «خادم الرضا شهید سلیمانی، الگوی خادمان اهل بیت(ع)» برگزار میشود.
معاون تبلیغات اسلامی آستان قدس رضوی با تأکید بر اینکه ویژه برنامه گلباران حرم مطهر رضوی امسال به دلیل شیوع ویروس کرونا به صورت محدود و با حضور محدود خدام آستان قدس رضوی برگزار میشود، گفت: این مراسم پنجشنبه از ساعت ۱۸:۳۰ در رواق بزرگ امام خمینی(ره) بدون حضور زائران و مجاوران و به صورت نمادین با حضور خدام برگزار خواهد شد.
وی با اشاره به اینکه این مراسم از طریق نمایشگرهای پهن پیکر حرم، رسانه ملی و درگاه اینترنتی رضوی تی وی به صورت زنده پوشش داده خواهد شد، ابراز کرد: در این آیین سنتی هرکدام از خدمه با در دست داشتن شاخه گل کنار مضجع شریف رضوی حضور مییابند و شاخههای گل را تقدیم ابوالحسن علیبنموسیالرضا(ع) میکنند و فرخنده میلاد امام هشتم(ع) را به محضر حضرت ولی عصر(عج) و شیعیان تبریک و شادباش میگویند.
گنابادینژاد در ادامه به برگزاری مراسم زائر محور حرم مطهر اشاره کرد و افزود: مراسم جشن شب میلاد با سرسعادت حضرت امام علیبنموسیالرضا(ع) پنجشنبه ۱۲ تیرماه در صحن جامع رضوی از ساعت ۱۸ آغاز خواهد شد و تا ساعت ۲۲:۴۵ ادامه خواهد داشت.
وی در تشریح برنامههای شب میلاد امام رئوف(ع) بیان کرد: در بخش اول مراسم شب میلاد که قبل از نماز مغرب و عشاء برپا میشود، حجتالاسلاموالمسلمین شهاب مرادی به ایراد سخنرانی میپردازد و در ادامه حسین طاهری و سیدحمید برقعهای به مدیحهسرایی و شعرخوانی خواهند پرداخت.
معاون تبلیغات اسلامی آستان قدس رضوی با اشاره به اینکه بعد از نقارهزنی غروب، مهدی یعقوبی به بیان معارف قرآنی میپردازد، گفت: حمید شاکرنژاد نیز در شب میلاد قرآن اذانگاهی را تلاوت خواهد کرد و بعد از اقامه نماز ابراهیم قانع زیارت امینالله را قرائت میکند و در ادامه کلیپ بیانات مرجع عالیقدر حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی پخش خواهد شد.
وی افزود: در ادامه برنامهها حجتالاسلاموالمسلمین احمد مروی، تولیت آستان قدس رضوی ضمن خوشآمدگویی و تبریک میلاد امام رضا(ع) سخنرانی خواهند کرد. سپس توسط ایشان پرچم گنبد حرم حضرت رضا(ع) با اهدای گل و احترام؛ به همراه مداحی محمدرضا طاهری جهت اجرای آیین تعویض و اهتزاز پرچم به خادمان تقدیم میشود. در کنار آیین تعویض پرچم گنبد مطهر، پوش مضجع منور رضوی نیز تعویض خواهد شد.
گنابادینژاد اظهار کرد: در ادامه مراسم شب میلاد، برنامهای گفتوگومحور با حجتالاسلاموالمسلمین شهاب مرادی، داریوش ارجمند و اجرای گروه سرود آوای رضوان خواهیم داشت. همچنین برنامههای دیگری چون مسابقه، معرفی کتاب، داستان و حدیثخوانی نیز در این شب اجرا میشود.
وی اعلام کرد: طبق برنامهریزیهای صورت گرفته کلیه برنامههای حرم از طریق نمایشگرهای پهنپیکر و درگاه اینترنتی رضوی تی وی اکران خواهد شد و گلچینی از این مراسم به صورت زنده از رسانه ملی، صفحه اینستاگرام حرم مطهر رضوی به آدرس @razavi_aqr_ir پخش میشود.
بر اساس گزارش آستاننیوز، وی خاطرنشان کرد: تمامی خادمان و اصحاب رسانه بارگاه منور رضوی سعی دارند تا در شب و روز میلاد حضرت رضا(ع) جشنهای این حرم را به خانه عاشقان و ارادتمندان به ساحت قدسی اهل بیت(ع) برسانند.
عضو مجمع روحانیون: در موضوع ساختمان نهاد ریاست جمهوری به اهالی منطقه جماران ظلم شد
حجت الاسلام والمسلمین سید حسن امام جمارانی، امام جماعت مسجد جامع جماران پنجشنبه شب بعد از نماز مغرب و عشا در مسجدجامع جماران و با حضور اهالی این محل، با اشاره به اینکه «این طرح دو مظلوم واقعی داشت؛ یکی امام عزیز قدس سره و دیگری اهالی مظلوم جماران» یادآور شد: «امام برای حقوق مردم احترام خاصی قائل بودند؛ چه فقیر و چه غنی. با اینکه همه مردم فدایی ایشان بودند، استفاده حفاظتی از باغ خسروشاهی را منوط به بستن اجاره نامه با مرحوم خسروشاهی کرده بودند و تنها به این شرط حاضر به در اختیار گرفتن آن باغ شدند. آیا امام راحل قدرت نداشتند آن باغ را تصرف کنند؟ آیا ایشان نمی توانستند این باغ را با ثمن بخس بخرند. هر دوی اینها امکان داشت اما امام برای حقوق مردم ارزش قائل بودند.
امام جمارانی با بیان خاطره دیگری از امام رضوان الله تعالی علیه هنگام بمباران موشکی صدام و امتناع ایشان از حضور در پناهگاه، یادآور شد: امام ارزش خود و آن سپاهی که سر کوچه برای حفاظت ایشان ایستاده بودند را نیز یکی میدانستند. ایشان در زمان حضورشان اجازه خرید یک متر از اراضی جماران را ندادند و همه اطرافیان را از این امر برحذر داشتند. بعد از گذشت یک دهه از رحلت امام رحمت الله علیه مردم منتظر برکات حضور آن امام عزیز بودند که ناگهان به صورتی مخفیانه طرحی ظالمانه و بدون در نظر گرفتن حقوق مردم از طرف شورای عالی معماری بر اهالی جماران تحمیل شد. روح امام عزیز و مردم جماران از این موضوع آزرده است.
عضو مجمع روحانیون مبارز توضیح داد: با توجه به اینکه از قسمت شرق خانه حضرت امام (ره)، باغ مرحوم خسروشاهی که با همت شهردار تهران به متراژ ۱۴۰۰۰ متر مربع خریداری و نیمی از آن ملحق به بیت امام شد و باغ بزرگ سزاوار از سمت غرب که آن هم در اختیار آنهاست، خانه و حسینیه امام را احاطه و از سمت شمال هم زمین دیگری در حدود ۴۰۰۰ متر و از ضلع جنوب نیز منزل مرحوم آیت الله هاشمی که الان موزه ایشان است و در جنب آن کوچه بیت امام و بیمارستان بقیه الله واقع شده و خانه امام را محصور کرده است که می توان همه این اراضی را در محدوده حفظ اثر تاریخی و میراث فرهنگی مربوط به امام قرار داد. آیا اینها برای حفظ آثار و ابنیه مربوط به امام کافی نیست که منازل دیگر مردم را در طرح بگذاریم و قیمت این منازل را به یک سوم تقلیل دهیم؟ گناه این مردم چیست؟ میزبانی امام راحل، آن هم با روی گشاده. آیا واقعاً روح امام عزیز از این موضوع آزرده نیست؟
امام جمارانی تصریح کرد: بنده به نمایندگی اهالی جماران از طرف این مردم ستمدیده اولاً از بیت شریف حضرت امام رضوان الله تعالی علیه و بعد از مسؤولان مربوطه می خواهم سریعاً نسبت به برداشتن این طرح از جماران اقدام تا جلوی دو ظلم بزرگ گرفته شود: یکی ظلم به امام و دیگری ظلم به مردم. اگر هم میخواهند خانه های مردم را بخرند، بعد از برداشتن طرح و به قیمت واقعی روز این امر ممکن است.
وی گفت: موضوع پیش آمده در مورد ساختمان نهاد ریاست جمهوری نیز مانند اهالی مظلوم جماران، ظلمی در حق این نهاد بود. چرا نباید اجازه بیش از دو طبقه داده شود؟ آنها هم به عنوان شهروندی همانند اهالی جماران باید بتوانند به اندازه دیگر مردم اجازه ساخت وساز داشته باشند.
پس از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین سید حسن امام جمارانی، اهالی جماران بشدت نسبت به این طرح معترض و خواستار لغو سریع آن شدند.
به گزارش خبرگزاری مهر، اسحاق جهانگری معاون اول رییس جمهور در پیامی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام با اشاره به سالروز رحلت امام خمینی (ره) و سالگرد نهضت ۱۵ خرداد، گفت: برتارک هر دو روز نام پرآوازه امام و اراده و عشق ملت ثبت است.
متن پیام اسحاق جهانگیری به شرح زیر است:
خرداد، ماه خاطره ها، حماسه ها و حادثه هاست. هر روزش فصلی از تاریخ ماست. فردا سالروز رحلت امام خمینی (ره) و پس فردا سالگرد نهضت ۱۵ خرداد. برتارک هر دو روز نام پرآوازه امام ثبت است و اراده و عشق ملت. در آن روز خونین، ملت ماهیت و عمق وابستگی و استبداد رژیم را فهمید و در این روز پرشکوه امام خویش را با عشق و اشک بدرقه کرد.
او که بر پایه دین بنای آزادی، استقلال و پیشرفت ایران را نهاد، به مردم در همه جا و همه حال اعتماد کرد و نقش داد.
امسال به ناگزیر یادش را به گونه ای دیگر گرامی میداریم.