سعید موتمنی، رئیس اتحادیه نمایشگاه داران در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین گفت: با تخلیه حباب قیمت ارز در بازار و روند کاهشی قیمت خودرو نیز سرعت گرفته و فاصله قیمتی خودرو در بازار و کارخانه کاهش خواهد یافت.
به گفته وی بیش از ۹۰ درصد از خریداران خودرو در سالهای گذشته سرمایهگذارانی بودند که با هدف حفظ ارزش پول خود نسبت به خرید خودرو اقدام کردند اما در شرایط کنونی خرید خودرو به هیچ وجه نمیتواند سودی را به خرید دارند برساند .
وی توصیه کرد کسانی که قصد فروش خودرو خود را دارند زودتر این کار را انجام دهند چرا که در روزهای آتی قیمت ها کاهش تجربه خواهد کرد بر این اساس بسیاری از معاملهگران به استناد کاهش تقاضای خرید خودرو را نیز در رکود چشمگیر کنونی و کاهش تقاضای خرید موثر می دانند و معتقدند این کاهش تقاضا شود می شود فروشندگان واقعی مجبور به اعلام قیمت های پایین تر برای خودروهای خود شوند.
مشروح گزارش خبرگزاری خبرانلاین در این خصوص را اینجا بخوانید.
۲۲۳۲۲۳
برچسب: اقتصاد ایران
-

پیش بینی رییس اتحادیه نمایشگاهداران از آینده قیمت خودرو
-

سید حمید حسینی:بدون عضویت در افایتیاف امکان مراوده مالی با جهان را نداریم
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ، در این نشست جمعی از کارشناسان اقتصادی، بانکی و سیاسی نظرات خود را در خصوص مزای و مضرات پیوستن به این کنوانسیون اعلام می کنند .
محمد مهاجری، فعال رسانه ای اصولگرا در این نشست اعلام کرد: دو بحث مهم در باب موضوع افایتیاف از سوی سه گروه مطرح شده است. گروه اول کسانی هستند که میگویند افایتیاف راهکار اصلی برون رفت از مشکلات است اما گروه دوم گمان میکنند افایتیاف فقط برای ما ساخته شده و مدعی هستند این کنوانسیون فقط با این هدف ساختهاند تا حال ما را بگیرند.در این میان گروه دیگری هستند که میگویند با وجودی که افایتیاف به نفع کشور است ولی حاضر به دفاع نیستند چون محافظه کارند. برخی افراد عالم هم ایرادهایی وارد می کنند که وارد است ولی آنطوری نیست که بنیان اقتصاد کشور را از بین ببرد یا اطلاعات کشور را به آن طرف دنیا ببرند.
پس از سخنان حسن لاسجردی، مدیرمسئول خبرگزاری خبرآنلاین درباره اهمیت افایتیاف ، سید حمید حسینی، دبیرکل اتاق بازرگانی ایران و عراق و فعال اقتصادی در سخنانی به پیشینه افایتیاف اشاره کرد و گفت: این کنوانسیون بارها مورد بازنگری قرار گرفت و پس از اتفاقاتی که در سال ۲۰۰۱ در آمریکا رخ داد ، این کشور حق پیشگیری، پیگیری و جلوگیری از تروریسم را به خود داد و روی افایتیاف اثر گذاشت و قوانین آن را سختتر کرد .
این فعال اقتصادی توضیح داد: این امر افایتیاف را تبدیل به سازمانی مورد قبول سازمان ملل کرد. از سوی دیگر بانک جهانی و اینترپل نیز در آن حضور دارند.
وی با اشاره به اینکه اگر نخواهید رویههایی که استاندارد شده را بپذیرید، نمی توانید کاری پیش ببرید، گفت: ما میگوییم در تجارت و اقتصاد هم منافع داریم و هم امتیاز. پس در این حوزه قطعا باید چیزی را بدهید و چیزی را بگیرید.
وی در توضیح این مطلب ادامه داد: باید در مجموع دید منافع عضویت در افایتیاف برای اقتصاد کشور بیشتر است یا هزینههایش؟ همین قرارداد با چین را مد نظر قرار دهید، در اصول سیاست خارجی چین این نکته لحاظ شده است که تمامی اصول مورد تایید سازمان ملل را قبول دارند. اگر ما افایتیاف را نپذیریم، چین نمیتواند در بلندمدت با ما همکاری کند.
او با اشاره به سخنان رییس جمهوری گفت: ایشان اعلام کرده است که تحریمها شکسته شده و به زودی به توافق میرسیم. نکته مهم اینجاست که برخی اعتقاد داشتند حتی در زمان تحریم ما میتوانستیم از عضویت در افایتیاف بهرهمند شویم چرا که امکان فعالیت و همکاری با چین، روسیه، هند و دیگران را داشتیم.
او گفت: فکر میکنم باید هر چه سریعتر با خبرهای خوشی که در حوزه حل مشکلات ما با جهان به گوش خواهد رسید ، افایتیاف را بپذیریم. اگر ما جزو افایتیاف نشویم و مذاکراتی که باید هر ۴ ماه یک بار انجام دهیم را نتوانیم به نتیجه برسانیم قاعدتا ضرر خواهیم کرد چرا که امکان بهرهمندی از منابع مالی دنیا و ماوده مالی با جهان را نداریم و همکاری با بانکهای دنیا دست کم در سطح روسیه، چین، هند، ترکیه و اروپا ممکن نیست.
۲۲۳۲۲۳ -

چرایی کاهش روزافزون اعتماد مردم به پول ملی
اما اگر فکر کنیم که همینکه توافقی حاصل و توافقنامه ای تنظیم شد ، فورا همه تحریم ها لغو می شود بسیار خوشبینانه است همچنین فکر کنیم اگر همه تحریمها هم برداشته شود، فورا اقتصاد ما سامان می گیرد و قوت از دست رفته پول ملی باز می گردد، باید عرض کنم بسیار ساده دلانه است.
باید بدانیم اصولاً مشکل اقتصاد کشور فقط مسئله تحریمها نیست؛ متاسفانه مسئولان و سیاستگذاران اقتصادی همواره می خواهند ناکارآمدی های خود را به گردن تحریم های ناجوانمردانه خارجی بیاندازد. فرض کنیم شما یک خودرو دارید که هر چهار چرخ آن فاقد لاستیک است و موتور آن هم از کار افتاده و دستگاه های دیگر آن هم اکثرا معیوب و دارای ایراد است و در عین حال در اثر اختلافی که شما با پمپ بنزین های محله دارید از خریدن بنزین هم منع شده اید ، درست است که کار پمپ بنزینها ظالمانه و ناجوانمردانه است اما راه درست آن است که شما باید با مذاکره با آنها، خود را از تحریمها رها کنید ولی مسئله مهم و اصلی این است که خودروی شما حتی اگر بنزین هم داشته باشد تا بقیه مشکلات آنها حل نشود، قادر به حرکت نخواهد بود. اقتصاد ما در حال حاضر از مشکلاتی مانند تورم بالا، نرخ بهره بالا ، نرخ بیکاری بالا، و همینطور حجم نقدینگی روزافزون رنج می برد، از سوی دیگر نظام اخذ مالیات پس از بیش از چهل سال که از انقلاب اسلامی مردم ایران می گذرد، هنوز با روشهای غیر علمی و غیر بهداشتی زمان طاغوت اداره میشود؛ هنوز دادن مجوز برای فعالیت های اقتصادی بسیار سختگیرانه و غیر رقابتی و رانتی است و مقررات در مورد آن هم دائم دستخوش تغییرات قرار می گیرد آن هم تغییراتی ناپایدار. از سوی دیگر دادن یارانه های غیر هدفمند برای بسیاری از کالاها به ویژه حاملهای انرژی به بنیه اقتصادی کشور فشار می آورد و چند نرخی بودن ها از جمله ارز چند نرخی به رانت و فساد دامن میزند. از همه اینها مهمتر عدم سعی در جلب اعتماد عمومی و در مقابل کاهش روزافزون اعتماد مردم به پول ملی است. در حالی که برای نمونه اقتصاد آلمان که به عنوان یکی از قویترین اقتصادهای جهان مطرح است اگر همین فردا مردم آلمان نسبت به پولشان بی اعتماد شوند و هرکدام فقط بخواهند هزار یورو به بانکها و صرافیها ببرند و آن را تبدیل به دلار کنند چه بلایی بر سر پول ملی آنها خواهد آمد؟ متاسفانه مسئولان اقتصادی کشور به خوبی، ارزش اعتماد عمومی را درک نمی کنند و اهمیت لازم به آن نمی دهند و با انجام حرکات نابجا به آسانی به آن لطمه می زنند، باید دانست اعتماد مردم از همه طلاها و سرمایه های دیگر ارزشمند تر است.
رییس اسبق کانون صرافان -

مهمترین خبر اقتصادی سال ۹۹ چه بود؟
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کاربران خبرانلاین به این سئوال که مهمترین خبر اقتصادی سال ۹۹ که بر زندگی شما تاثیر مستقیم داشت، چه بود؟ پاسخهای متعددی دادند.
برخی کاربران تاکید کردهاند ریزش بورس و افزایش تورم یکی از مهمترین اخبار اقتصادی بوده است. این موضوع یکی از پرتکرارترین موضوعات در میان پاسخها بود . بر این اساس بررسیها نشان میدهد ریزش بورس در کنار از دست رفتن قدرت خرید یکی از مهمترین دغدغههای کاربران خبرانلاین بوده است .
بسیاری معتقدند سال ۹۹ سال بسیار سختی برای اقتصاد ایران بود و اغلب مردم در این سال موقعیتی نامناسب را به لحاظ رشد قیمتها شاهد بودند. در این میان حسن نیز گفته است: بدترین تجربه اقتصادی نوسانات قیمت بود که هر روز ما مردم قدرت خرید را از دست دادیم .
برخی دیگر از پاسخ ها نیز به مساله ریزش ارزش پول ملی بازمیگشت که شکلی دیگر از بازگوی بحران تورم بود.
۲۲۳۲۲۳ -

آیا رشد اقتصادی ایران مثبت شده است؟
نکته اول : وجود تناقضات همیشگی بین آمار های اعلامی دو مرجع رسمی بانکمرکزی و مرکز آمار ایران بطور مثال : مرکز آمار ایران رشد بخش کشاورزی را در سه ماه اول ۹۹ حدود ۰/۱ درصد اعلام کرده، درحالیکه بانکمرکزی از رشد بخش ۳/۷ً درصدی بخش کشاورزی در سه ماه اول سال ۹۹ خبر داده است یا رشد بخش صنعت در بهار ۹۹ توسط بانک مرکزی ۱/۳ درصد مثبت اعلام شده در حالیکه طبق آمار برآورد شده مرکز آمار ایران این نرخ منفی ۴ /۰ درصد گزارش شده که در این مورد مصادیق فراوان است . این تشتت آماری ناشی از دریافت داده های متفاوت توسط این دو منبع اطلاع رسانی اماری کشور است یا بنا بر اقتضائات سیاسی داده ها دستکاری میشوند تا پس از پردازش در دستگاه محاسباتی ستانده های بهتری در عرصه داخلی و برون مرزی ارائه شوند .
نکته دوم عدم هماهنگی بین نرخ متغیرهای اقتصادی است که منبعث از تناقضات آماری است که صحت آنها را تردید آمیز میسازد اما مسئله اصلی واقعیات اقتصاد کشور است که هیچ نشانی از بهبود در آن دیده نمیشود دامنه فقر گستردهتر شده ،ارزش پول ملی به شدت افت کرده و گرانی روز افزون کالاها به ویژه کالاهای سبد متعارف مصرفی قدرت خرید کثیری از آحاد آسیب دیده و آسیب پذیر و صاحبان درآمدهای ثابت و به طور کلی اقشار کم برخوردار و حتی لایههای بالای طبقه متوسط را کاهش داده و آنان را به آستانه و یا به زیر خط فقر کشانده. مردم به آمارهای تورم، نرخ بیکاری و رشد اقتصادی و دیگر آمارهاییکه آثار آن را در زندگی خود احساس و ادراک نمیکنند باور ندارند. سالهای ۹۷ و۹۸ مجموعا” با رشد منفی۱۴ درصدی روبرو بودیم امسال دولت رشد اقتصادی را مثبت اعلام کرده این در حالیست که دستیابی به رشد اقتصادی مثبت مستلزم ضرورتهای پیشینی است که متاسفانه اقتصاد سال ۹۹ در استمرار و تداوم سیاستگذاریهای دو سال گذشته که به تدریج منافذ ورودی ارز به کشور چه از بابت کمیت صادرات اعم از نفتی و غیرنفتی وچه از جهت تحریم مبادلات بانکی تنگتر و بستهتر شده کمبودهای ارزی و به تبع ریالی بیشتری را تجربه کرده و لذا درآمدها قادر به پوشش بخش اعظمی از بودجه جاری دولت هم نشده و دولت با وجود تمهیداتی در راستای غیر پولی کردن تامین کسر بوجه نظیر فروش بخشی از داراییهای خود و عرضه برخی از سهام شرکتهای دولتی به بورس و انتشار اوراق بدهی ، اجازه انتشار اوراق ودیعه دوساله و انجام عملیات بازار باز و افزایش نرخ سود بانکی ، باز هم کمبود منابع را از برداشت از صندوق توسعه ملی و استقراض از بانکمرکزی تامین نمود که نتیجه آن افزایش پایه پولی و گذر کردن نقدینگی از مرز ۳۳۰۰ هزار میلیارد تومان بود که اگر با حجم نقدینگی ۴۹۲ هزار میلیارد تومانی خرداد ۹۲ که شروع دوره ریاست جمهوری روحانی بود مقایسه کنیم درمییابیم که بیش از ۶/۷ برابر و یا ۶۷۰ درصد رشد نشان میدهد ،که هیچ تناسبی با میانگین رشد اقتصادی اعلامی صفر درصد در این بازه زمانی نداشته است که لذا باید آنرا به افزایش مداوم رشد تورم معطوف کرد . اما همانطور که عرض کردم در سال ۹۹ ضرورتهای پیشین برای دستیابی به رشد اقتصادی مثبت فراهم نبود زیرا یکی از مهمترین ملزومات رشد اقتصادی افزایش رشد سرمایه گذاری و رشد بهره وری است که در هردو مورد با رشد منفی روبروبوده ایم که از عوامل تضعیف تولید است
تضعیف بخش واقعی اقتصاد از چهار منظر ، در سال ۹۹ قابل تأمل است
یکم : عدم حمایت دولت از بخش واقعی اقتصاد و دخالت های نامطلوب در بازار و قیمت گذاری ،به بهانه تنظیم بازار و کنترل قیمتها
دوم : آثار مخرب تحریمهای حداکثری آمریکا که تمام بخشهای اقتصادی ایران را در هدف داشته است در بخش پولی نیز بخشی از رشد متغیرهای پولی متاثر از اثرات غیر مستقیم تحریمهای آمریکاست.
سوم: تبعات سهمگین ویروس کرونا بر کسب وکارها و تولیدات کالاها و خدمات که منجر به تضعیف تولید و کاهش اشتغال شده است.
چهارم : اتخاذ سیاستهایی با انتظار ایجاد رضایت بخشی های زودهنگام از طریق ارائه کمکهای نقدی و جنسی ناکافی به مردم و پرداخت ارز با نرخ ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی برای واردات کالاهای اساسی که منجر به ادامه وقوع فساد و اختلاسهای هزاران میلیاردی که بانکها را از اعطای اعتبارات به بخش واقعی اقتصاد تهی ساخت . بجای اصلاح رفتار مالی دولت بویژه کاستن از کسر بودجه و اتخاذ سیاستهای بهینه مدیریت منابع مالی وارزی و ریالی.
فیالواقع تأثیرات سوء همین عوامل بر اقتصاد کشور رشد منفی اقتصادی را در سالهای ۹۷ و۹۸ رقم زد . اینک چگونه ممکن است در سال ۹۹ که شاهد بهبود مدیریت مالی و پولی و ارزی دولت نبودهایم با رشد تولید ناخالص داخلی مثبت روبرو باشیم در حالیکه شرایط اقتصادی سال ۹۹ نسبت به دو سال پیشین به مراتب وخیم تر بوده است . براساس آمار رسمی دولتی رشد تولید ناخالص داخلی با نفت به نقل از گزارش ۹۹/۶/۱۲ اقتصاد نیوز متکی بر آخرین گزارش فصلی مرکز آمار ایران در ۳ ماهه ابتدای سال گذشته منفی ۳/۵ درصد بوده که اگر همین روند را تا پایان سال در نظر بگیریم با اغماض باید رشد اقتصادی حدود منفی ۱۰ درصد را تجربه کرده باشیم که نگارنده در پاییز سال گذشته پیش بینی نموده بود . بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول نیز که نرخ رشد اقتصادی دنیا وچند کشور منتخب را در جدولی منتشر ساخته نرخ رشد اقتصادی ایران در سالهای ۹۷و ۹۸و۹۹ به ترتیب منفی ۴/۸۴ درصد ، منفی ۹/۴۶ درصد ومنفی ۵/۹۸ درصد بوده که به واقعیت نزدیکتر است . البته بر کسی پوشیده نیست که رشد قابل توجهی در عرصه تولیدات تسلیحاتی وموشکی و شناورهای نظامی داشتهایم که باعث افزایش میانگین نرخ رشد اقتصادی شده اما تامین معیشت مردم را به سبب تخصیص منابع بیشتر باین حوزه سختتر نموده است . در اردیبهشت ۹۸ تعداد خانوارهای ایرانی زیر خط فقر ۵۵ درصد اعلام شده بود که کثیری از آنها زیر خط گرسنگی به سر میبرند اما در دی ماه ۱۳۹۹ با توجه به آمارهای گوناگون همچون حقوق دریافتی و گرانیها، اعلام شد که: «۵۸ درصد مردم ایران برای زنده ماندن تلاش میکنند نه زندگی کردن». با این اوصاف اگر هم در سال ۹۹ به رشد اقتصادی مثبت دست یافته باشیم بیانگر هیچ آثار بهبودی در زندگی اکثریت آحاد جامعه نبوده است ، گرچه رشد اقتصادی در زیر ساختهای کشور هم که بر اساس یک استراتژی توسعه گرا و نگاه به آینده صورت گیرد تغییرات زودهنگامی را بر بهبود رفاه جامعه ایجاد نخواهد کرد اما متاسفانه سیاستگذاری در بخش تاسیسات زیر ساختی و پروژه های ساختارهای اقتصادی اجتماعی فرهنگی بهداشتی و زیست محیطی که تامین مالی آنها همه ساله در چارچوب بودجه های عمرانی کشور تدوین میشود نیز از عقلانیت عملی بی بهره بوده و بخش عمده ای از منابع عمرانی مصروف هزینه های جاری دولت شده و هزاران طرح وپروژه عمرانی ناتمام بر زمینمانده و اغلب توجیه اقتصادی خود را از دست داده و از سوی دیگر مطالبات پیمانکاران بخش خصوصی لاوصول مانده و بورشکستگی آنان منجر شده است .
– دورنمای اقتصادی سیاسی اجتماع سال جاری نیز حامل شرایط نوید بخشی نخواهد بود . زیرا بر اساس گفته آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا راه بسیار طولانی برای انجام مذاکرات در پیش است. از سوی دیگر جمهوری اسلامی با اتکاء به قرار داد ۲۵ ساله اخیر با چین به اتخاذ موضع محکمتری در برابر مواضع آمریکا مبادرت ورزیده . که اگر این قراداد که هنوز منافع و مضار آن بر ملت ایران در هاله ای از ابهام است اجرایی شود . کشور ما در سال جاری علاوه بر اینکه با تشدید تحریمهای آمریکا روبرو خواهد بود طیف گستردهای از کشورهای اروپایی و عربی و کشورهای حامی آمریکا در دیگر نقاط جهان هم در برابر ایران رسما” موضع خواهند گرفت. ضمن آنکه ایران از ترکشهای جنگ اقتصادی غرب با چین مصون نخواهد بود.
* اقتصاددان
۲۲۳۲۲۳ -

پورمحمدی: اقتصاد ونزوئلایی و تورم چندصد درصدی را پشت سرگذاشتیم
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مرکز اطلاع رسانی، روابط عمومی و اموربینالملل سازمان برنامه و بودجه کشور؛ مشروح گفتگو با پورمحمدی ،معاون سازمان برنامه و بودجه در پی میآید . پورمحمدی سه دوره مدیریتی رده بالا در سه دولت مختلف از زمان اصلاحات تا تدبیر و امید را در کارنامه دارد و در ۱۸ سال اخیر در وزارت امور اقتصادی و دارایی، بانک مرکزی و دست آخر سازمان برنامه و بودجه در رفت و آمد بوده است. به گفته خودش، گنجینهای از تاریخ شفاهی تحریمها و جنگ اقتصادی با خود همراه دارد. سیدحمید پورمحمدی گل سفیدی اهل استان چهارمحال و بختیاری در اوج تحریمهای سال ۹۱-۹۰ قائم مقام بانک مرکزی بود که برای اولین بار این بانک تحریم شد و برای بار دوم در سال ۹۷ در یکی از حساسترین پستها مسئول تهیه و تنظیم بودجه کشور بوده که درآمدهای نفتی تقریبا به صفر رسید. مشروح این گفتوگو بدین شرح است:
سازمان برنامه و بودجه فارغ از اصلاح ساختار بودجه یک مأموریت جدی و کلی دارد که باید جلوی درآمدهای غیرواقعی را بگیرد که بودجه تراز باشد. آن هم در شرایطی که دچار محدودیتهای جدی هستیم و از دستگاههای دیگر نمیتوان انتظار داشت تا جلوی افزایش هزینه را بگیرند. رئیس جمهور نیز معتقد است بودجه جای شعار نیست و باید عملیاتی باشد. آقای جهانگیری میگوید بودجه چوب ادب سیاستمداران است، منتها با این مسأله مواجه هستیم که در ۴ سال اخیر پیشبینی درآمدها غیرواقعی بود. به خصوص درآمدهای نفتی یعنی رقمهایی که همه میدانیم محقق نمیشود، سازمان هم میداند اما بازهم داخل بودجه گذاشته میشود و بعد هم توجیهاتی برای آن آورده میشود که قابل درک نیست. مثلاً میخواهیم پیغام به بیرون از کشور بدهیم. چرا با وجود تحریم و جنگ اقتصادی اصرار بر درج درآمدهای غیر واقعی در بودجه وجود دارد؟ پورمحمدی: امیدوارم این گفتوگو بتواند گرهای از مشکلات باز کند و با همه آنهایی که با اقتصاد و بودجه سروکار دارند، الفت ایجاد کند. قبل از این که به سؤال جنابعالی پاسخ دهم، میخواهم به اصلاح ساختاری بودجه بپردازم. کارشناسان سازمان برنامه و بودجه روی اصلاحات ساختاری کار کردند و دل بستند که میشود بسیاری از ایرادهای همیشگی و متصلب (سخت و سفت) بحث بودجه و مشکلات اقتصاد را در این قالب حل کنند. موقعی این کار را شروع کردیم که بنده تزلزلها را به همکاران منتقل نمیکردم و در دلم نگه میداشتم. چند نظر وجود داشت چون باید تیم را دلگرم نگه میداشتم. به آنها میگفتم شما کسانی هستید که میتوانید مقدرات همیشگی بودجه کشور و اقتصاد را رقم بزنید تا بودجه از ایرادات منزه باشد. چند نکته را همه مسؤولان ابتدا گوشزد میکردند؛ اول اینکه در زمان سختترین تحریمها وضع شده، تاب و تحمل اصلاحات ساختاری وجود ندارد. اصلاح ساختار یعنی پوستاندازی جدید. وقتی با تحریمهای دردناک روبرو هستیم، تحمل برای همه بخشهای کشور وجود ندارد و کشور متوقف میشود. این مسأله را هیچ گاه به همکارانم منتقل نکردم. میگفتم اگر زمانی بشود آرمانها را محقق کنیم و پول نفت را دستکم در بودجه جاری به صفر برسانیم و اصلاح ساختاری انجام دهیم، بهترین زمان همین وقت است که در تنگنا هستیم. وقتی در تنگنا هستیم و نفتی وجود ندارد بهترین وقت پارادایم شیفت (تغییر رویکرد) است. اختلافی در بین متولیان و بنده بود که من میگفتم میتوانیم، آنها میگفتند شدنی نیست. مسئله دیگر این بود که تا زمان تدوین کلیات همه با ما متحد بودند، زمانی که به اجرا و اصلاح میرسد که درد و مشکلات آن موقع نمایان میشود و داستان مولوی را مثال میزنند که «شیر بی یال و دم و اِشکم که دید». سوزن اصلاحات وقتی یک قسمتی بخواهد فرو برود، صدای همه درمیآید. این کار شدنی نیست و نمیتوانید انجام دهید. باز هم من اینها را منتقل نمیکردم. امید میدادم تا کار جلو برود. مسأله بعدی این بود که چرا فراتر از آن چیزی که خواسته شده، میروید. وظیفه شما در همین قسمت است و مسؤولیت اجرا ندارید. در اختیار سران قوا قرار دهید یا میپذیرند یا نمیپذیرند، بنابراین حد پروازتان آنجاست و صلاحیت بیش از این کار را ندارید. باز هم منتقل نمیکردم و میگفتم قطعا اجرا میکنیم و بهترین زمان است و باید دیگران را متقاعد کنیم. این سه مورد اثر خود را گذاشت، ما کارمان را به شایستگی انجام دادیم، هنوز هم در مورد نکات اصلاح ساختاری بودجه باور عمیق داریم، ولی سه ایرادی که گوشزد میکردند و من در انعکاس آن تحفظ (خویشتنداری) میکردم، محقق شد. دو بحث دیگر نیز در مورد اصلاحات وجود داشت. زمانی که مطرح میشود همه صف میبندند که باید چنین و چنان شود، اما بعد از یک مدتی به عنوان موضوعات عادی جامعه تلقی میشود. بسیاری از مباحثی که به عنوان اصلاحات ساختاری مطرح کردیم به تدریج در ادبیات دولت، وزارت نفت و مراجع تصمیمگیر بالاتر نمایان است. بخشی از آنها مطالبه جای دیگر بوده و برای ما خوشایند است. همچنین به ذهن رسید چون ماههای پایانی دولت دوازدهم است این مسأله را مکتوب و منتشر کنیم. ای بسا کتابی شود و تاریخ شفاهی مانند موانع و مشکلات را کنار آن بگذاریم. همان طور که اشاره کردید، بله، سازمان برنامه و بودجه هست که میتواند بودجه را به سامان ببرد و بقیه را متقاعد کند، اما سازمان بین دو موضوع گیر کرده بود. آیا محکم به سمت جراحی برود یا در نتیجه تحریمها که فشار سخت معیشتی که به مردم و کارمندان و بازنشستگان میآید کدام را زودتر به نتیجه برساند و سرپا نگه دارد. بنا به ملاحظات و هشدارهایی که مکرر به سازمان برنامه دادند که در این شرایط، تحریمها به شدت افزایش پیدا میکند و به رکود فرو رفتیم و تورم به شدت افزایش پیدا کرد که ناشی از بالا رفتن شدید نرخ ارز بود؛ گفته شد، خوب است دولت وقت خود را به روی معیشت کارمندان و بازنشستگان بگذارد. این به معنای حفظ وضعیت موجود و عبور از گردنه در کوتاه مدت است و به شدت سازمان برنامه خود را برای معیشت جامعه هزینه کرد. در زمانی که درآمد نفت و سایر درآمدها کم بود، ولی آن چیزی که برای سازمان در این مقطع حائز اهمیت بود، تامین حداقل معیشت جامعه بود تا از گردنه عبور کند. سؤال کردید که چرا دولت رقم نفت را بالا میبیند؟ در حالی که در باورش این گونه نیست. این مسئله فرایندی نیست که توسط یک کارشناس و در سازمان برنامه و بودجه رقم بخورد. بودجه فرایندی است که در مسیر خودش باید نظرات وزرای مختلف را جلب کند. اقتصاد سیاسی کار خودش را در بودجه میکند، نمیتوانید بگویید مسائل سیاسی و به خصوص تعاملات بین المللی را نادیده بگیرید. طبیعی است اگر خالص نظر سازمان و بودجه را بخواهید، همیشه این است که وابستگی بودجه به نفت را حداقل ممکن ببیند، حالا هر چقدر بیشتر شد، برای سازمان بهتر است. کار تدوین بودجه هر چه وقتی جلوتر میرود اقتصاد سیاسی، تعاملات بین المللی و امید دادن و چگونگی حفظ بازار ارز را باید در نظر گرفت. بالاخره بودجه باید تراز باشد. مثلاً اگر نفت ۵۰۰ هزار بشکه در روز پیش بینی شد از آن طرف ناگزیر هستید نرخ ارز را خیلی بالا بگیرید. یعنی دولت دارد به جامعه علامت میدهد که در آینده نرخ ارز بالا میرود و خودش یک مانع است. در دولت نظراتی دارند و ناگزیریم؛ همیشه فعال مایشاء (آنچه که بخواهد انجام دهد) نیستیم؛ بلکه باید بتوانیم نظرات را اعمال کنیم. بعد به مجلس که میرویم در گام اول همین سوالات شما را میپرسند که چرا وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی زیاد است، اما آخر سر وقتی میخواهند بودجه را ببندند آنها نیز مثل دولت مقداری آشکارا و پنهانی، تهاتری و در ردیفها درآمد نفت اضافه میشود و نمیشود کاری کرد. تجربه به دست آمده این است که امیدواریم اجماعی در مسؤولان ایجاد شود با پشت سر گذاشتن سختی و تلخی تحریم کار به نتیجه صحیح برسد. زمان تحریمها فرصت خوبی برای اصلاحات ساختاری بود که پشت سر گذاشتیم و در زمان دیگری ببینیم میتوان این کار را انجام داد یا خیر. فرمایش شما را متوجه میشوم و صحیح است که وظیفه کاهش وابستگی به نفت برعهده سازمان برنامه است، اما اکنون اختیاری در این زمینه وجود ندارد؛ یعنی درآمدی وجود ندارد و یک مرحله جلوتر هستیم. فایده رقم بالاتر گذاشتن درآمد نفت برای چیست؟ در حالی که چند سال این موضوع تجربه شد. ممکن است بفرمایید فایده آن تراز شدن بودجه است و روی کاغذ نشان میدهد کسری بودجه وجود ندارد. شما فردی عملیاتی و در جایگاه عملیاتی هستید، آیا واقعا فایدهای دارد که کسری بودجه را روی کاغذ بپوشانیم؟ کسری در عالم واقع خود را نشان میدهد، وقتی نفتی فروخته نمیشود هر چقدر هم رقم بگذارید اصلاً از ۲,۵ میلیون بشکه ۵ میلیون بگذارید، تغییری در واقعیت رخ نمیدهد. در واقع مثلاً فروش یک میلیون بشکه است، چه اتفاقی میافتد اگر درآمدها را واقعی ببینیم؟ کمک نمیکند که هزینهها واقعی شود؟ پورمحمدی: (روش و رسم) سازمان برنامه این است که درآمد نفت را حداقل ببیند تا به تبع آن هزینهها را نیز حداقلی باشد و کشور را با هزینه کمتر اداره کند، ولی به نظرات توجه کنید؛ اگر اول سال ۹۹ قرار میگرفتیم طبیعی بود صادرات نفت را به کمتر از ۳۰۰ هزار بشکه میدیدیم، چون تحریمها به اوج رسیده بود و حتی شماره موتور و بدنه کشتیها را رصد میکردند. حقیقتا خیلی محکم این مسیر را پشت سر گذاشتیم. به چند صد درصد میزان صادرات آن موقع رسیدیم و افزایش پیدا کرد. آن وقت سیاستگذار با من این گونه روبرو میشود، اگر میخواستم به حرف تو گوش بدهم، هیچ گاه تحریمها را دور نمیزدم. با همان ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار بشکه میماندم و به رقمهای بالا اصلاً نمیرسیدم. وظیفه من این است که دستگاه اجرایی و بقیه ارکان حکومتی را مکلف کنم که نفت را از زیر تحریمها بیرون بیاورد و صادر کند، کما این که این کار را کرد. نقد خواست بنده و شما این است که میزان حداقلی به میزان قابل توجه برسد. ابتکاراتی بود که انجام شد. هدفگذاری بالاتر که صورت میگیرد به معنای این است که بروید راه را باز کنید. بنابراین با فشار و تحکم و خواستهای نشان میدهد که میشود. نکته دوم؛ با فرض این که میزان صادرات نفت را در بودجه کم در نظر بگیرید، که ما این را کم در نظر میگیریم. بدین معنا است که میزان ارز حاصل از صادرات نفت برای واردات کالاهای اساسی کافی نیست و نرخ ارز باید در بازار افزایش یابد. چرا آقای دکتر؟ دلیلی ندارد قیمت ارز بالا برود. به جز کالای اساسی درآمد نفت صرف امور دیگری نمیشود، نیازی به افزایش نرخ ارز نیست. نرخ ارز برای کالای اساسی ثابت است و صادرات نفت به نسبت نیاز ارز کالای اساسی اندکی بیشتر است. پورمحمدی: مهمترین مولفهای که همواره روز نرخ ارز تأثیر میگذارد، ارز خود دولت است که حاصل از صادرات نفت و گاز و موارد این گونه است. اگر بگویید ارز نداریم، اما باید منابع کالای اساسی را تأمین کنیم، بدان معناست که باید از بازار ارز خریداری کنید یا از پول پرقدرت بانک مرکزی تأمین کنید که هر دو آن تورم بسیار بالا و قیمت ارز بالا را به وجود میآورد. هر دو این موارد اتفاق افتاد؟ پورمحمدی: خب، قبول دارم؛ این را فراموش نکنید وقتی تحریمها شروع شد بسیاری از این حکام کشورها با رئیس جمهور در سازمان ملل جلسه داشتند. (مهر ماه سال ۹۷) ترامپ گفته بود، اگر دو ماه ایران را رها کنید مطمئناً زیر بار تحریمها له خواهد شد و حاکمیتشان فرو خواهد پاشید. اما الان سال ۹۹ به پایان رسید و اتفاقی نیفتاد. همه میگفتند با کمبود منابع و تحریمهای شدید حتی اگر نفت را با دور زدن تحریم صادر کنیم، اما هیچ گونه تراکنشی نمیتوانیم داشته باشیم و پول آن دستتان نمیرسد. اقتصادی مثل کشور ونزوئلا با تورم چند صد درصدی خواهیم داشت. ما این فضا را پشت سر گذاشتیم. نقادی سر جای خودش. با افتخار سختترین تحریمها را در سه سال پیاپی پشت سر گذاشتیم که در هر سال آن یک بحران زلزله، سیل و کرونا داشتیم و در عین حال تحریمها که اقتصاد و معیشت مردم را وسط یک مقراض (قیچی) قرار داده و به آن فشار میآورد، ولی اقتصاد ما ونزوئلایی نشد. به سمت ابرتورم نرفتیم، در حال خارج شدن از رکود هستیم و توانستیم شرایط را حفظ کنیم و رو به بالندگی اقتصادی برویم. مقایسه کنید. اشاره کردید دولت تصمیم میگیرد که درآمد صادرات نفت را بالا ببرد و فشاری به وزارت نفت بیاورد که صادرات افزایش یابد. نمیشد همین رویکرد برای درآمدهای غیر نفتی اتخاذ میشد که مثلاً سازمان مالیاتی شما باید این میزان درآمد وصول کنید. پورمحمدی: بله، کاملا درست است. صحبت قبل را تکمیل کنم. سیاستگذار با تعیین درآمد نفت چه علامتی به سال آینده میدهد؟ آیا نرخ ارز را بالا میبرم؟ در تأمین کالای اساسی موفق میشوم؟ فراموش نکنید بودجه به عنوان سند مالی دولت منتشر میشود. دولت همواره به دنبال این است که بازار نفت خود را مطالبه کند. اگر بگویید ۲۰۰ هزار یا ۵۰۰ هزار بشکه صادر نمیکنم یعنی اینکه عملا بازار من را هر کسی میخواهد تحویل بگیرد. این هم علامت دیگری است که نمیخواهد بازار بین المللی را از دست بدهد. بودجه فقط ارقام خشک نیست. اثر خود را در دولت، مجلس و قسمتهای دیگر میگذارد. یکی از کش مکشهای جدی ما که به اوقات تلخی بسیاری میانجامد نحوه محاسبه مالیاتها است. تقریبا پایان سالی نبوده که ما با دوستان وزارت اقتصاد تندی و قهر نکنیم. عمده بحثهای روی مالیات است. برخی اوقات اختلاف نظر در مورد رقم مالیات در بودجه به ۶۰ تا ۷۰ درصد میرسد که ما رقم بالاتر را مطالبه میکنیم. آنها ظرفیتها و وضعیت اقتصاد را نگاه میکنند. همین پیش بینی سال ۹۹ از سوی سازمان برنامه ۱۸۵ هزار میلیارد تومان بود، در دولت که رفتیم همه میگفتند ۱۴۵ هزار میلیارد تومان بیشتر نمیشود و استدلال آنها را پذیرفتند. یک دفعه کرونا به کشور وارد شد و در جلسه سران قوا گفتند، نمیشود از مردم پول گرفت. مالیات در شرایط کرونایی حتی چند ماه عقب افتاد و تخفیف و بخشودگی هم اعمال شد. اصلاً گفتند ۱۰۰ هزار میلیارد تومان هدفگذاری کنید. دوستان سازمان مالیاتی همت کردند و شبانه روز گفتوگو و جلسه گذاشتیم و به رقم ۱۸۵ هزار میلیارد تومان برگشتیم. امسال اولین سالی است که مالیات را با این که حداکثری دیده بودیم از آن فراتر رفت. مالیات را هم باید عین نفت نگاه کنیم و در تنگنا از همه ظرفیتها استفاده کنیم. همین رویکرد انبساطی برای داراییها و مالیات وجود دارد. دستگاهها سال ۹۸ زیر بار فروش شرکتها نمیرفتند. سال ۹۹ در همین محدودیتها بود که دولت در بورس سهام فروخت تا درآمدهای بودجه را حداکثر کند. در بودجه سال ۱۴۰۰ برای فروش شرکتهای دولتی ۹۵ هزار میلیارد تومان درآمد از بازار سرمایه پیش بینی شده است، در نیمه اول سال ۹۹ که شرایط بورس خوب بود، حداکثر فروش که داشتید ۳۰ تا ۳۵ هزار میلیارد تومان است. به نظر میرسد این رقم برای سال پیش رو غیرقابل تحقق باشد. پورمحمدی: بله، همیشه در مورد این موارد تصلب و مقاومت سنگینی وجود دارد و به تدریج که مقاومتها هموار میشود میبینیم کار شدنی است. یادتان میآید راجع به اوراق مالی یک امر مذمومی در بودجه نگاه میکردند، اما به تدریج جای خود را باز کرده و به عنوان یکی از ابزارها، ریسکها را میگیرد و اصل و سود آن داده میشود و همواره تحفظی روی هزینهها دارد. نگرش این است که در میان مدت دخل و خرج را حفظ کند. دولت داراییهای فراوان دارد ولی بعضا برای پرداخت برخی از ضرورتها پولی دستش نیست؛ مثل آدم ثروتمندی که جیبش خالی است. سازمان برنامه و بودجه باید مغناطیس و مکثی ایجاد کند که منفذها باز شود. به عنوان مثال؛ شرکت نفت ما شرکتی است که از لحاظ دارایی کمتر از آرامکو (شرکت نفتی عربستان) نیست. آرامکو الان به عنوان یکی از بزرگترین شرکتهای سهامی دنیا است، با چند درصد سهام میتواند کل مشکلاتشان را حل کند، اما ساختار مالکیتی شرکت ملی نفت به گونهای است که کلی بدهکار است و یکی میتواند بگوید مشمول ماده ۱۴۱ قانون تجارت است؛ چراکه از پرداخت بدهیها استنکاف میکند یا نمیتواند پرداخت کند. به خاطر این که هیچ گاه از این زاویه نگاه نکردند که میتواند دارایی را در خودش حفظ و به عنوان یک ثروت مطرح کند. چون نیازی نداشتیم فقط برمیداشتیم و هزینه میکردیم. سال ۸۵ و ۸۶ سیاست کلی اصل ۴۴ قانون اساسی از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شد تا داراییها را به مردم بدهیم و جلب مشارکت در اقتصاد شود، اما کماکان داراییها در اختیار دولت است. در نشست اخیر کارگزاران نظام با مقام معظم رهبری عنوان شد، چرا از دارایی بیشتر برای دولت استفاده نمیشود؟ همچنین برای انتشار اوراق اگر سه سال پیش بودیم کش مکش داشتیم که آیا میتوانیم سهام دولت را بفروشیم یا نه. بعد سازوکار ETF و عرضه در بورس طراحی کردیم. داراییها را باید به طور جدی شناسایی کنیم، قیمت واقعی را به دست بیاوریم و بفروشیم. از لحاظ اقتصادی هیچ فرقی نمیکند که بنده اداره کنم یا شما. اثر خود را در تولید و اشتغال میگذارد فقط این که من به عنوان دولت بد اداره میکنم شما به عنوان بخش خصوصی چون باید سود را حداکثر کنید، با هزینه کمتر و با بهرهوری بیشتر اداره میکنید. بنابراین حفظ میشود. نباید تنگنظری بکنیم در این که داراییها را در بغل دولت نگه داریم و بخش خصوصی هم تحرکی نداشته باشیم. باید منفذها باز شود بودجه است که مغناطیس ایجاد میکند که کار به اجرا برسد. بحث ظرفیت فروش بود؟ با توجه به اینکه در جریان هستید که چه فضایی حاکم است، خیی بعید به نظر میرسد که بازار سهام پذیرای این میزان سهام دولتی باشد. پورمحمدی: بورس یک نوع حراجی است که براساس عرضه و تقاضا عمل میکند، فقط باید قیمت را متعادل کنید. الان هم با قیمت مناسب کشف قیمت و عرضه کنید نقدینگی از جاهای دیگر دوباره به بازار میآید. معنی این نیست که ظرفیت جدید وجود ندارد، بلکه با چه قیمتی میخواهید عرضه کنید. اگر دولت قیمت گران بگذارد، در این شرایط هیچ ترجیحی وجود ندارد. چون شفاف عرضه میکنید میتواند نقدینگی سرگردان در بازار را جذب کنید. بحث این است که اول باید تمرین کنید ادبیات آن را راه بیندازید. جامعه و اقتصاد، خودش را منطبق میکند. وقتی به سازمان برنامه و بودجه آمدم تنها اوراقی که منتشر میشد، اوراق مشارکت بود. بانکها موظف بودند در سررسید و پیش از موعد نیز خریداری کنند. کل ریسک اوراق دولت به بانکها منتقل میشد. اگر میگفتیم میخواهیم کار دیگری بکنیم، میگفتند زیر و رو میشود. در سال ۹۲ و یا ۹۳ با این که ذینفع بودیم، الزام خرید اوراق توسط بانکها را کنار گذاشتیم. نظام بانکی را از فشار بودجهای نجات دادیم. اوراق جدید جایگزین کردیم. اگر میخواستیم مثل روال قبل برویم صدها هزار میلیارد تومان از اوراق دولت روی پیشخوان بانکها میماند، اما اکنون هیچ چیزی نیست و اوراق در بازار میچرخد. اموال و دارایی دولت هم همینطور است. ببینید، به چه میزان اموال و دارایی دولت رها است. طراحی صندوق قابل معامله بورسی ETF و مولدسازی به خاطر همین بود. هر دارایی که در اختیار دستگاه است به صورت اجاره باشد. در اصلاحات ساختاری دیده شده و به تدریج جای خود را در بودجه باز میکند. به موضوع نفت بازگردیم. مطرح کردید به ارقام حداقلی در مورد صادرات نفت در بودجه پایبند هستید، اما سیاستگذار نظر دیگری دارد که البته منظورتان از سیاستگذار کیست؟ مجلس در ظاهر مقاومت میکند و مدعی است که چرا وابستگی درآمد نفت در بودجه زیاد است. پورمحمدی: دولت و مجلس هر دو سیاستگذارند. در وادی امر هم دولت و هم مجلس مقاومت میکنند، اما آخر سر هر دو ارقام را بالا میبرند. در بخش نفت اشاره کردید که دلیل استفاده از ارقام بالا که محقق نمیشود، به خاطر این است که میخواهیم بازار بینالمللی را از دست ندهیم و مواردی دیگری هم مطرح کردید. نکته اینجاست که سازمان برنامه و بودجه با سازوکاری بخشی از درآمدهای نفتی که قابل وصول است را در ارقام بودجه بگنجاند و سقفی در نظر بگیرید که اگر مثلاً ۲ میلیون بشکه محقق شد بتواند به شیوه دیگری از آن استفاده کند. نه این که کل رقم نفت را در بودجه پیش بینی میکنیم و از آن طرف مصارف قطعی در نظر بگیریم که منجر به کسری بودجه میشود و در نهایت دست به دامان سران قوا میشویم که فلان مقدار کسری بودجه داریم، راههای جایگزین ارائه میدهید. در رفتار سیاستگذاران از جمله سازمان برنامه و بودجه و دولت و سایر دستگاهها این نگاه مشاهده نمیشود. پورمحمدی: نگاه کارشناسی سازمان برنامه را در اصلاحات ساختاری منعکس کردیم و برنامه را پیشنهاد دادیم. از جمله جاهایی که باید از انواع نوسانات مصون باشد، بودجه است. مهمترین نوساناتی که به بودجه وارد میشود، از ناحیه نفت است. نفت یک روز تحریم است، یک روز نیست. یک روز قیمت بالا است، یک روز پایین. یک روز دسترسی به منابع حاصل از صادرات نفت داریم، یک روز نداریم. همه این ریسکها متوجه بودجه است. این نوسان در بود جه به طریق دیگری وارد بازار میشود که مباحث سلطه مالی و اثر در پایه پولی را به همراه دارد. در برنامه هفتم به روش تعیین نفت میپردازیم. نحوه تعیین سهم دولت از صادرات نفت از اشتباهات جدی ما در این سالها است. تعیین سهم شرکت ملی نفت نیز اشتباه است. در همین دهه یک زمانی ۱۳۷ میلیارد دلار صادرات نفت داشتیم. بودجه، شرکت نفت و صندوق توسعه ملی سهم میبرند. آن زمان که وفور درآمدهای ارزی بود برای من (سازمان برنامه و بودجه) نقمت بود، الان هم که کم شده بلا است. در وفور درآمدهای ارزی، سیاستگذار هزینههایی میکند که هزینهها مستمر میشود. یارانه میدهد، پروژه و طرح شروع میکند. وقتی درآمد ارزی از ۱۳۷ میلیارد دلار کمتر میشود، پروژه و تعهدات روی دست ما میماند. روش مناسب این است که نیاز بودجه را صندوق توسعه ملی یا بانک مرکزی پوشش دهند. به صورت درصدی خیر؟ بلکه رقم تعیین میشود و ثابت است. بنابراین آن موقع ریسکها را در حوزه استقراض و فروش و نظایر آن نمیبرم، میدانیم کل پول ما همین قدر است. در اصلاحات ساختاری پیش بینی شده بود که درآمدهای ارزی برای صندوق توسعه ملی باشد. وقتی آقای همتی به بانک مرکزی آمد، گفت ما این موضوع را برای شما پوشش میدهیم با ما توافق کنید. تحریمها آنقدر شدید شد که شدنی نبود. در شرکت نفت هم همینطور است. این فاجعه است که وفور درآمد ۱۴,۵ درصد و در شرایط کنونی هم ۱۴.۵ درصد باشد؛ چراکه باید تولید نفت و تجهیزات را ارتقاء دهد الان از کجا بیاورد؟ پیشنهاد این است که به ازای هر بشکه در میادین مختلف فی (قیمت) را تعیین کند تا رقابت و بهرهوری بالا برود. از تکنولوژی استفاده کند و میادین با هم رقابت کنند. سازوکاری که وجود دارد موجب نوسان و دلخوری است. باید شیوهای پیدا کنیم که مصون شویم. درآمدهای ارزی نفتی یک پایگاه لغزنده در بودجه است و هیچ کسی نمیتواند به آن ثبات بدهد. حالا بیاییم این طرف که چرا در سران قوا به کسری بودجه توجه شده است. وقتی بودجه ۹۹ پیش بینی شد ارقام میان مجلس و دولت توافق و نهایی شد. قانون که مصوب شد یک دفعه پدیده کرونا به وجود آمد. تحریم از یک طرف به اوج خود رسید، کرونا هم طرف دیگر، منبع دیگری نداشتیم. در کرونا حتی کامیون بنزین صادراتی جابجا نمیشد. یکی از درآمدها از محل فرآوردهها بود که باید هدفمندی را پیش بینی میکردیم و فروش روزانه ۹۵ میلیون لیتر بنزین مدنظر بود که یک دفعه به ۴۵ میلیون لیتر رسید و فروش داخلی به شدت افت کرد. بخشی از فرآوردهها صادر میشد. تمام مرزها بسته شد. یک حادثه غیرمترقبه شکل گرفت، طبیعی است باید دست به دامن مجلس یا سران قوا بشویم.
۲۲۳۲۲۳ -

هشدار ایران به بانک جهانی؛ از مداخلات سیاسی در امور حرفهای و فنی پرهیز کنید
فرهاد دژپسند وزیر امور اقتصادی و دارایی در گفتگو با رادیو اقتصاد در مورد نامگذاری سال ۱۴۰۰ گفت: خوشبختانه تقریبا بالغ بر ده سال است که شعار سال در حوزه اقتصاد تعریف می شود و این نشانگر توجه عالیترین مقام کشور به مقوله اقتصاد است و از این زاویه برای ما در خور توجه و تقدیر است.
وی با بیان اینکه در سه سال اخیر هم این شعار پیرامون تولید است افزود: آنچه که اقتصاد را در دراز مدت و میان مدت به صورت پایدار حفظ می کند، سرمایه گذاری بر روی تولید است که خوشبختانه سال اول رونق تولید، سال دوم جهش تولید و امسال هم پشتیبانی و رفع موانع تولید است که از این زاویه که کمک می کند سبکبال تر روند اقتصاد بهبود و تحقق پیدا کند حائز اهمیت است. اساسا وقتی سرمایه گذاری می خواهد به عرصه سرمایه گذاری خدمت یا تولید ورود کند، نباید با انبوهی از غل و زنجیرهایی مواجه شود که دست و پایش را می بندد. این همان بحث مقررات زدایی و پشتیبانی است. یعنی وقتی سرمایه گذاری منابع، توان مدیریتی و اراده اش را در حوزه تولید می آورد باید بداند که وارد یک محیط پر ازمشکلات گسترده و توان فرسا وارد می شود.
وزیر امور اقتصادی و دارایی در پاسخ به این سوال که آیا بر رفتار کشورهای موفقی مانند مالزی و سنگاپور یا حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس با سرمایه گذاران مطالعه شده است گفت: بله هم مطالعه کرده ایم و هم قوانینی که برای سرمایه گذاران خارجی داریم یکی از مدرن ترین ها است و برنامه هایی هم که طی یکی دو سال اخیر، در این حوزه اجرا کرده ایم از اقدامات شایان توجهی است. اول دولت یازدهم شاخص رتبه ما در فضای کسب و کار ۱۵۲ بود و الان با اصلاحاتی که صورت گرفته ۱۲۷ است یعنی بهبود پیدا کرده است اما قطعا این رتبه رتبه خیلی بالایی (نامطلوب) است.وی تصریح کرد: این رتبه متاسفانه تا حدی متاثر از مسائل سیاسی است. ما در سال ۹۹ یازده اقدام مهم و بهبود بخش این رتبه را انجام دادیم. از این یازده اقدام، هشت اقدام به تائید سه اتاق بازرگانی، تعاون و اصناف رسیده، یعنی بخش خصوصی کاملا آن را تائید کرده است. بانک جهانی به واسطه این که منابع خاصی دارد هنوز آن ها را نپذیرفته است و بنابراین آثار آنها بر روی رتبه ما هنوز مشخص نشده است. به همین دلیل رئیس سازمان سرمایه گذاری خارجی ما طی نامه ای به رئیس بانک جهانی نوشته است هشدار داده است که باید از مداخله امور سیاسی در امور حرفه ای فنی پرهیز کنند.
دژپسند ادامه داد: بحث دیگر هم این بود که ما به قوانین و مقرراتی نیاز داشتیم که تا حدی دست هیات مقررات زدایی بازتر شود و ضمانت اجرایی داشته باشند که خوشبختانه در سال گذشته با همکاری خوب دولت و مجلس موفق به اخذ آنها شدیم. بنابراین الان از نظر قوانین و مقررات کاملا آماده شده ایم که بتوانیم یک گام مهمتری را برداریم. به عنوان مثال در حوزه تشکیل دادگاه تجاری و یا پنجره واحد صدور مجوز شرکت ها در استان تهران و چهار استان دیگر اقدام شده است که نتایجش در سال ۱۴۰۰ مشهود خواهد بود.
وزیر امور اقتصادی و دارایی در مورد بازار سرمایه هم گفت: یکی از مباحث مهم پشتیبانی تولید، تامین مالی است که باید انجام بگیرد. نرخ بهره برداری که از ظرفیت اسمی بخش تولید داریم متاسفانه یک نرخ مطلوب نیست که حدود ۵۰ -۶۰ درصد و خیلی کم است. وقتی بررسی می کنیم می بینم که برخی از واحدهای تولید از تکنولوژی کهنه ای استفاده می کنند و بازار ندارند. اما برخی دیگر هم به خاطر عدم دستیابی یا برخوردای از منابع مالی مکفی است. به طور سنتی و در اغلب موارد ما برای تامین این منابع مالی به دنبال بازار پول می گردیم چرا که برای ما راحت تر است اما در دوسال اخیر مسیر جدیدی را مشخص کردیم به نام «بازار سرمایه» که دو بازار «سرمایه» و «بدهی» را دردرون خودش دارد . خوشبختانه بازار بدهی ما برای بخش خصوصی جا افتاده و می توانند در آن اقدام به فروش اوراق و تامین مالی کنند.
وی با بیان اینکه در سال ۹۹ از این بازار حدود ۳۵ هزار میلیارد تومان برای بخش خصوصی تامین شده است گفت: من بارها گفته ام که بازار سرمایه بالغ بر ۵۰۰ هزار میلیارد تومان برای بخش تامین مالی کرده است که برخی به اشتباه فکر کرده اند دولت این کار را کرده است در حالی که دولت در این زمینه سهم کوچکی دارد و بخش خصوص این کار را کرده که نکته حائز اهمیتی است.
فرهاد دژپسند در پایان اظهار داشت: در سال ۱۴۰۰ با توجه به زیرساخت های فنی-حقوقی در بازار سرمایه ایجاد شده، اگر مداخلات غیر حرفه ای کاهش پیدا کند، امیدواریم که بازار سرمایه یک روند متعادلی پیدا کند و بتوان بر آن برای تامین مالی اقتصاد اعتماد کرد، به خصوص در سالی که می خواهیم از تولید پشتیبانی کنیم.
223227 -

رشد اقتصادی ایران مثبت شد
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مرکز آمار ایران، در پاییز امسال رشد اقتصادی کشور، به مثبت ۰.۸ درصد و رشد اقتصادی بدون نفت به مثبت ۰.۲ درصد رسیده است.
این در حالی است که رشد گروه کشاورزی به مثبت ۵.۵ درصد، گروه صنایع و معادن به مثبت ۳.۷ و گروه خدمات به منفی ۱.۸ رسیده است.

محصول ناخالص داخلی به قیمت ثابت سال ۱۳۹۰ در ۹ ماهه نخست سال ۱۳۹۹ به ۵۲۳ هزار میلیارد تومان با نفت و ۴۵۴ هزار میلیارد تومان بدون احتساب نفت رسیده است، در حالی که در مدت مشابه سال قبل با نفت ۵۲۹ هزار میلیارد تومان و بدون نفت ۴۵۹ هزار میلیارد تومان بوده که نشان از رشد منفی ۱.۲ درصدی رشد اقتصادی با نفت و منفی یک درصدی بدون نفت دارد.
در ۹ ماهه اول امسال فعالیتهای گروه کشاورزی ۳، گروه صنایع و معادن ۰,۸ و گروه خدمات ۳.۳- درصد نسبت به دوره مشابه سال قبل، رشد داشته است.
۲۲۳۲۲۷
-

ساعت کار بانکهای خصوصی از ۱۵ آذرماه اعلام شد
ساعت کار بانکهای خصوصی از ۱۵ آذرماه اعلام شد
اعتمادآنلاین| کانون بانکها مؤسسات اعتباری خصوصی طی نامهای به اعضا این کانون در خصوص ساعت کار بانکها و مؤسسات اعتباری خصوصی از تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۹۹ اعلام کرد و نوشت: در پی رعایت پروتکلهای بهداشتی اعلام شده از سوی ستاد ملی کرونا توسط مردم، ستاد مزبور اعلام نموده است هشدار وضعیت قرمز ۱۶۰ شهر به ۶۴ شهر تنزل یافته و به وضعیت نارنجی تغییر یافته است. از این رو کارکنان بانکها و مؤسسات اعتباری خصوصی در مجموعه تمامی ادارات و یا شعب حداکثر به تعداد ۵۰ درصد از آنان در شهرهایی با وضعیت قرمز، دو سوم آنان، در شهرهایی با وضعیت نارنجی (از جمله کلان شهرهای تهران، البرز، قم و… و.) سایرین در شهرهایی با وضعیت زرد به میزان ۱۰۰ درصد حضور خواهند یافت.
بدین ترتیب در شهرهای با هشدار قرمز به میزان ۵۰ درصد و با هشدار نارنجی به تعداد یک سوم آنان میتوانند به صورت نوبتی از دورکاری استفاده نمایند.
خاطر نشان مینماید استفاده از رویه دورکاری هرگز نبایستی موجب تعطیلی یا عدم ارائه خدمات بر هیچ یک از رستههای تخصصی و با امور بانکی گردد. ضمناً ساعات پذیرش مراجعین در ایام هفته کماکان ۸ بامداد الی ۱۴ و روزهای پنجشنبه تا ۱۲:۳۰ خواهد بود. مجدداً خواهشمند است دستور فرمایند رعایت پروتکلهای بهداشتی در کلیه واحد مستمرا توسط مدیران آنها مورد کنترل و نظارت قرار گیرد.
منبع: مهر
-

دعوای ایران و آمریکا دعوای ژئوپلتیک است / نتیجه انتخابات آمریکا تغییر پایداری بر اقتصاد ایران ندارد
دعوای ایران و آمریکا دعوای ژئوپلتیک است / نتیجه انتخابات آمریکا تغییر پایداری بر اقتصاد ایران ندارد
اعتمادآنلاین| چند روز پیش بود که محمد عطریانفر، عضو حزب کارگزاران سازندگی انتقاداتی به عملکرد دولت وارد کرد، گفته های او با انتقاداتی از سوی برخی اصلاح طلبان حامی روحانی در سال ۹۲ و ۹۶ و هم حزبی هایش روبرو شد. هرچند عطریانفر در آن گفتوگو همه مشکلات کشور را متوجه دولت ندانسته و به عوامل دیگر همچون تحریم ها و بدعهدی آمریکا هم اشاره کرده است.
حال سعید لیلاز، عضو دیگر حزب کارگزاران سازندگی و تحلیلگر اقتصادی اصلاحطلب در توضیحاتی درباره گفته های همحزبی اش، به تبیین مشکلات اقتصادی کشور که سبب پدید آمدن وضع فعلی و نارضایتی های عمومی شده، پرداخته است.
او هم تاکید می کند که دولت می توانست کشور را بهتر مدیریت کند اما نباید نقش عواملی همچون تحریم ها که به گفته او در تاریخ ایران بی سابقه است و شیوع ویروس کرونا را نادیده گرفت.
لیلاز معتقد است با گذشت ۳۱ ماه از آغاز تحریم های آمریکا، حالا ایران به ثبات نسبی رسیده و رشد اقتصادی کشور از اسفندماه مثبت خواهد شد.
دولت اختیارات نامحدود و کاملی ندارد
سعید لیلاز در گفتوگو با خبرگزاری خبرآنلاین در این باره گفت: با شناختی که از آقای عطریانفر دارم میدانم منظور ایشان این نبوده که آقای حسن روحانی مقصر اصلی مشکلات کشور است. هرچند من هم معتقدم ممکن است بخش زیادی از مشکلات فعلی کشور به دولت مربوط باشد اما عامل اصلی آنها دولت نیست.
وی ادامه داد: واقعیت این است که دولت اختیارات نامحدود و تمام و کمالی در کشور ندارد، در عین حال دو بحران بسیار بزرگ از بیرون بر کشور تحمیل شده که هیچ دید منصفانهای نمی تواند این دو بحران را نادیده بگیرد؛ اکنون طولانی ترین، موثرترین، سنگین ترین و بزرگترین تحریم ها در تاریخ ایران علیه ما اعمال شده و نظیر آن فقط می توان در کوبا یا عراق جستجو کرد، من غیر از این دو، مورد دیگری را نمی شناسم که چنین تحریمی را تجربه کرده باشند.
این عضو حزب کارگزاران سازندگی تصریح کرد: تحریمی که اکنون ۳۱ ماه از آن گذشته و حتی طولانی تر از تحریمی است که زمان مرحوم محمد مصدق تحمل کردیم در حالی که تحریم زمان مرحوم مصدق فقط در حوزه نفت بود و نه همه شئون صادراتی و وارداتی کشور، هرچند که در همان زمان هم صادرات غیرنفتی در جریان بود.
اقتصاد ایران از پاییز ۹۸ وارد رشد شد اما یکباره کرونا آمد
لیلاز با تاکید براینکه «این شرایط در تاریخ ایران بی سابقه است»، افزود: مجموع فشاری که بر اقتصاد ایران وارد شده، چه از جنبه محرومیت کشور از صادرات نفتی و غیرنفتی و چه از این نظر که به دلیل مشکل تحریم ها و مشکل نقل و انتقال وجوه ناچاریم کالاها را گران تر بخریم، تاکنون حدود ۳۰۰ میلیارد دلار بوده است و به طور متوسط ماهانه ۱۰ میلیارد دلار را در این سه حوزه از دست دادیم و این برآورد تا قبل از شیوع ویروس کرونا است.
وی خاطر نشان کرد: با این حال از پاییز ۱۳۹۸ بخش اصلی آثار تحریم را پشت سر گذاشتیم و اقتصاد ایران در بخش های صنعتی، کشاورزی و خدمات وارد رشد شد اما درست در نقطه آغاز رشد اقتصادی و خنثی کردن آثار تحریم ها با مسئله شیوع ویروس کرونا مواجه شدیم که اینبار همه دنیا را تحت تاثیر قرار داد اما آثار آن بر ایران مضاعف بود چرا که تمرکز ضرر و زیان اقتصادی شیوع کرونا بر بخش های خدماتی بود تا جایی که مصرف روزانه جهانی نفت خام را تا ۷ میلیون بشکه کاهش داد واین موضوع سبب کاهش قیمت جهانی نفت خام تا زیر ۳۰ دلار شد. همان باقی مانده صادرات نفتی و غیرنفتی به مرز انسداد کامل برسد تا جایی که در اردیبهشت ماه امسال من گفتم اگر تا مرداد و شهریور دوام بیاوریم شوک کرونا را هم رد می کنیم چون می دانستم صادرات نفتی و غیرنفتی ایران در آن زمان صفر شده بود.
رشد اقتصادی ایران از اسفند مثبت می شود
این تحلیلگر اقتصادی اصلاح طلب تاکید کرد: همه این موارد یعنی ایران از ۲۵۰ میلیارد بازرگانی خارجی در سال ۱۳۹۶ به بازرگانی خارجی صفر در سال ۱۳۹۹ رسید که نشان دهنده وارد آمدن سنگین ترین فشار اقتصادی بر کشور است.
لیلاز یادآور شد: از طرفی متوسط کاهش رشد اقتصادی در جهان بین ۵ تا ۶ درصد بوده و در کشورهایی همچون بریتانیا تا ۱۱ درصد هم کاهش داشته است اما شاید این مقدار در این بازه زمانی در ایران کمتر بود و ما حتی از خرداد ماه امسال وارد رشد اقتصادی شدیم (در بخش اقتصاد واقعی و نه بخش خدماتی و اقتصاد غیرتولیدی) البته برای رشد اقتصادی در بخش خدمات باید تا اسفندماه صبر کنیم.
وی در پاسخ به این پرسش که چه عواملی سبب رشد اقتصادی خواهد شد، گفت: البته این بهتر شدن در قیاس با سال قبل خواهد بود؛ این موضوع باید مورد توجه باشد، هرچند حالا هم عملکرد خودروسازی ها ۲۰ تا ۲۵ درصد رشد کرده است که سهم آنها ۲۰ درصد کل بخش صنعت و ۲.۵ تا ۳ درصد رشد اقتصادی کل کشور را شامل می شود، عملکرد فولادسازی ها و کشاورزی هم مثبت است.
این عضو حزب کارگزاران سازندگی تصریح کرد: آنچه رشد اقتصادی کشور را منفی کرده بخش نفت بوده اما آن هم همه ظرفیت های منفی خود را تخلیه کرده و از این بدتر و بیشتر نمی شود همچنین بخش خدمات به دلیل شیوع ویروس کرونا که این دو بخش هم از اسفندماه مثبت می شود.
میزان صادرات ایران از این بدتر نخواهد شد
لیلاز تاکید کرد: میزان صادرات نفتی و غیرنفتی ما بدتر از سال قبل نخواهد شد و تحریم های اخیر علیه وزارت نفت و شرکت های تابعه آن هم فقط تاکیدی بر تحریم های قبلی بوده و تاثیر جدیدی بر روی عملکرد آنها نخواهد داشت بنابراین رشد اقتصادی کشور از اسفندماه امسال در همه بخش ها مثبت خواهد شد.
وی تصریح کرد: من خودم نظریه پرداز مقاومت اقتصادی ایران در برابر فشارهای آمریکا بودم و معتقد بودم ایران قدرت ایستادگی در برابر این تحریم ها را دارد اما زمانی رسید که من هم نگران شده بودم و از ابتدای آغاز شیوع ویروس کرونا شاهد بودم که میلیون ها نفر مجددا زیر خط فقر رفتند؛ ایران تنها کشوری در دنیا بود که حداکثر فشار ممکن را در مسئله شیوع کرونا تحمل کرد اما اکنون می توانم بگویم که از زیر این فشار خارج شدیم و به تدریج با سرعت بسیار کمی به سمت آرامش و ثبات اقتصادی خواهیم رفت البته بستگی دارد که شیوع ویروس کرونا تا چه زمان ادامه پیدا کند اما یقین دارم که اسفندماه امسال رشد اقتصادی ایران مثبت می شود.
دولت و مجلس از سال آینده تحت مدیریت قالیباف خواهد بود؟!
این تحلیلگر اقتصادی اصلاح طلب در ادامه با انتقاد از رویکرد مجلس یازدهم، گفت: البته فقدان انسجام داخلی در کشور ضربه زیادی به کشور زده است؛ شما به رفتارها ماه های اخیر مجلس شورای اسلامی نگاه کنید و ببینید چطور به مطالبات ملی در تشدید فشار انتظارات مردمی از دولت دامن می زند، چه درباره کنترل تورم، بورس و قیمت مسکن، چه مسائل دیگر.
وی افزود: مجلس یازدهم فکر می کند که دولت بعد از مرداد ۱۴۰۰ چه خواهد شد؟ دولت قرار است تحت کنترل آقای قالیباف همزمان با مدیریت ایشان بر مجلس باشد یا اینکه آقای قالیباف باید رفتار خود را تغییر دهد چون از مرداد سال آینده به بعد این نوع رفتار نمی تواند تداوم داشته باشد.
این عضو حزب کارگزاران سازندگی افزود: از طرفی مسئله فساد چه درون دولت و چه بیرون آن، تصمیم های ناهماهنگ و غیر منسجم حتی درون دولت هم وجود دارد و من در این زمینه با آقای عطریانفر هم عقیده هستم که آقای روحانی از همه ظرفیت ها و امکانات استفاده نکرده و نمی کند.
لیلاز تصریح کرد: همین موضوع رسوب کردن ۱۲ میلیون تن کالا در گمرکات کشور که حدود ۴ میلیون تن کالای اساسی در بردارد، که دلیل آن اختلاف گمرک و بانک مرکزی است که هر دو زیر نظر یک دولت هستند اما حل نشده است؛ آقای روحانی و آقای جهانگیری هم برای حل آن دستور دادند اما مسئله همچنان برقرار است!
وی تاکید کرد: با این همه، مجموعه اتفاقات در عرصه اقتصاد ایران نشان می دهد که هنوز زنده است و از خود واکنش های حیاتی بروز می دهد؛ با وجود اینکه نرخ تورم در ۳۱ ماه گذشته بیش از ۱۵۰ درصد بوده است، عملکرد قابل قبولی است ولواینکه می شد این وضع را بسیار بهتر اداره و مدیریت کرد اما همچنان هم می شود.
این تحلیلگر اقتصادی افزود: به نظر من دولت آقای روحانی می تواند خیلی بهتر این اقتصاد را اداره کند و نظام جمهوری اسلامی هم اگر به این عدم انسجام موجود غلبه کند بحران های کشور را به طور بسیار موثری غلبه می کند.
لیلاز با انتقاد از رویکرد برخی نهادهای حاکمیتی، گفت: شما رفتار صدا و سیما را ببینید، من تلویزیون نگاه نمی کنم اما رادیو گوش می کنم؛ آنها دائما هر روز به مطالباتی علیه دولت دامن می زنند. اگر ما می توانستیم به این ناهماهنگی و عدم انسجام بین قوا در وهله اول، و بعد در داخل دولت همچنین میان ارکان نظام غلبه کنیم، قول می دهم عملکردی به مراتب بهتر داشتیم هرچند عملکرد فعلی را هم منفی تلقی نمی کنم.
دعوای ایران و آمریکا دعوای ژئوپلتیک است
وی در پاسخ به پرسشی مبنی براینکه آیا انتخابات آمریکا تاثیری بر شرایط اقتصادی ایران دارد یا خیر، اظهار کرد: من میان دموکرات ها و جمهوری خواه ها فرقی نمی بینم، اساسا رفتارآمریکا با ایران همواره ژئوپلتیک بوده همانطور که واکنش ایران هم همینطور است؛ دعوای ایران و آمریکا دعوای ژئوپلتیک است و من تصور نمی کنم که نتیجه انتخابات آمریکا تغییر بنیادین و پایداری روی اقتصاد ایران داشته باشد.
منبع: خبرآنلاین
|بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان