برچسب: اقتصاد>اقتصاد ایران

  • ضوابط واردات کالا توسط مرزنشینان اصلاح شد

    ضوابط واردات کالا توسط مرزنشینان اصلاح شد

    به گزارش خبرنگار مهر، بر اساس اصلاحیه تصویب‌نامه کالاهای قابل ورود مرزنشینان، تعیین نوع و میزان اقلام قابل ورود با رویه مرزنشین مشمول تسهیلات مبادلات بازارچه‌های مرزی، ملوانان و کارکنان شناورهای زیر ۵۰۰ تن ظرفیت و مرزنشینان شرکت‌های تعاونی آنها به کارگروه ماده ۱۲ قانون ساماندهی مبادلات مرزی تفویض و بر اساس ماده ۷ قانون یاد شده در صورت تأیید کارگروه مذکور توسط وزارت صنعت، معدن و تجارت ابلاغ می‌شود.

    همچنین بر اساس این مصوبه واردات مواد اولیه و قطعات یدکی و ملزومات تولید قابل ورود توسط مرزنشینان با تأیید وزارت صنعت، معدن و تجارت و با هماهنگی بانک مرکزی به صورت تجمیعی مجاز است.

    کالاهای وارداتی از بازارچه‌های رسمی غرب کشور مشمول ۱۰ درصد تخفیف سود بازرگانی می‌شوند.

  • سود سهام عدالت اسفندماه واریز می‌شود

    سود سهام عدالت اسفندماه واریز می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سازمان خصوصی سازی، علیرضا صالح درباره میزان سود واریزی به حساب مشمولان گفت: رقم دقیق این سود فعلاً مشخص نیست و باید در ابتدا سود مدنظر از شرکت‌ها دریافت و سپس به حسابِ دارندگان سهم واریز شود.

    رئیس کل سازمان خصوصی سازی اضافه کرد: برای مشخص شدن اینکه چه میزان سود سهام به مردم تعلق می‌گیرد باید تا ماه بهمن صبر کرد، اما به طور حتم در اسفندماه سود در نظر گرفته شده برای مشمولان سهام عدالت به حساب آنها واریز می‌شود.

    وی ادامه داد: سودهایی که از سوی شرکت‌ها در اختیار ما قرار می‌گیرد برای مردم است؛ بنابراین هر میزان سود به حساب سازمان خصوصی سازی واریز شود تا رقم آخر به مردم پرداخت خواهیم کرد.

    صالح در پاسخ پرسشی مبنی بر اینکه در ابتدا قرار بود سود سهام عدالت در ماه آذر به حساب مشمولان پرداخت شود، در حالی که زمان تعیین شده عقب افتاده است، گفت: طبق قانون شرکت‌ها هشت ماه فرصت دارند تا سود خود را در اختیار ما قرار دهند و با توجه به اینکه مجامع آن‌ها در تیرماه برگزار شد تا پایان بهمن فرصت دارند که سود سهام عدالت را به حساب سازمان خصوصی سازی واریز کنند.

    وی با بیان اینکه سهام عدالت تا آبان سال ۹۹ آزادسازی می‌شود و در اختیار مردم قرار می‌گیرد افزود: یکی از اهداف اصل ۴۴ قانون اساسی، تشویق مردم برای سرمایه‌گذاری در بورس است که امیدواریم این امر هرچه زودتر با آزادسازی سهام عدالت، محقق شود.

    رئیس کل سازمان خصوصی سازی همچنین گفت: در حال حاضر برگه‌های عضویت سهامداری ملاک بهره مندی مشمولین طرح توزیع سهام عدالت نمی‌باشد، چرا که امکان دارد در فرآیند تکمیل، ثبت نام نهایی دارندگان این برگه‌ها انجام نشده باشد. بر این اساس فعلاً برگه‌ای تحت عنوان برگ سهامداری به مشمولین نهایی تهیه و ارائه داده نشده است و این برگه‌ها قابل خرید و فروش و انتقال به غیر نمی‌باشند.

  • میزان مالیات و عوارض خودرو برای سال ۹۹ مشخص شد

    میزان مالیات و عوارض خودرو برای سال ۹۹ مشخص شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از صدا و سیما، امیدعلی پارسا در نامه‌ای، نحوه و میزان مالیات انواع خودروهای تولید داخل و وارداتی را برای اجرا ابلاغ کرد.

    در این نامه آمده است: در اجرای مواد ۴۲ و ۴۳ قانون مالیات ارزش افزوده، مصوب ۱۳۸۷ و ماده ۱۷ قانون مالیات‌های مستقیم، بهای فروش انواع خودروهای تولید داخل و مجموع ارزش گمرکی و حقوق ورودی انواع خودروهای وارداتی که مبنای محاسبه مالیات و عوارض موضوع مواد ذکرشده و همچنین حق ثبت موضوع ماده ۱۲۳ اصلاحی قانون ثبت قرار می‌گیرد، به شرح زیر ارسال می‌شود:

    ۱- بهای فروش، مبنای محاسبه مالیات نقل و انتقالات خودروهای تولید داخل

    ۲- مجموع ارزش گمرکی و حقوق ورودی، مبنای محاسبه نقل و انقال خوردهای وارداتی

    ۳- بهای فروش، مبنای محاسبه مالیات و عوارض شماره‌گذاری و عوارض سالیانه خودروهای تولید داخل

    ۴- مجموع ارزش گمرکی و حقوق ورودی، مبنای محاسبه مالیات و عوارض شماره‌گذاری و عوارض سالیانه خودروهای وارداتی با رعایت نکات ذیل (جهت اجرا در سال ۹۹ برای خودروهای تولید و مونتاژ داخل و سال ۲۰۲۰ میلادی برای خودروهای وارداتی) ارسال می‌شود.

    الف) با توجه به تبصره یک ماده اصلاحی قانون ثبت، مبنای وصول حق ثبت در مورد انواع خودروهای سبک و سنگین اعم از سواری و غیرسواری تولید داخل یا وارداتی حسب مورد مأخذ محاسبه مالیات نقل و انتقال با درنظر گرفتن تقلیل مصرح در ماده ۴۲ قانون مالیات بر ارزش افزوده خواهد بود.

    ب) مالیات، عوارض و حق ثبت سایر انواع خودروهای خاص و خدماتی که لوازم و تجهیزاتی از قبیل جرثقیل، بالابر، بنکر و میکسر بر روی آن‌ها نصب شده است، براساس بهای فروش و یا مجموع ارزش گمرکی و حقوق ورودی تعیین شده برای خودروهای مربوط با توجه به نوع، تیپ، مدل و شاسی آن از ردیف‌های مندرج در جداول مذکور قابل محاسبه و وصول خواهد بود.

    ج) در اجرای تبصره ۶ ماده ۴۲ قانون ذکر شده، قیمت فروش انواع خودروهای تولید با مونتاژ داخل و مجموع ارزش گمرکی و حقوق ورودی انواع خودروهای وارداتی که حسب مورد، بعد از تاریخ مقرر در تبصره مذکور تولید و یا به کشور وارد می‌شوند، توسط دفتر فنی و مدیریت ریسک مالیاتی این سازمان اعلام می‌شود.

    همچنین از آنجایی که ارزش و مدل سال اعلام شده در جدول ۳ و ۴ مربوط به مالیات و عوارض شماره‌گذاری انواع خودروهای سواری و وانت دوکابین مطابق ارزش مندرج در جدول یک و ۲ مربوط به مالیات نقل و انتقال انواع خودرو بوده، مقتضی است برای اخذ مالیات و عوارض شماره‌گذاری خودروهایی که مدل سال آن‌ها در جدول یک و ۳ فاقد ارزش بوده، مراتب از دفتر مذکور استعلام شود.

    برای مشاهده متن کامل، به اینجا مراجعه کنید.

  • کنترل خروجی‌های قاچاق دارو/ ارز ۴۲۰۰ تومانی، انگیزه را بالا برد

    کنترل خروجی‌های قاچاق دارو/ ارز ۴۲۰۰ تومانی، انگیزه را بالا برد

    عبدالله هندیانی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره قاچاق دارو، گفت: با توجه به اختلاف قیمتی که دارو در ایران دارد و این کالا با ارز ۴۲۰۰ تومانی وارد کشور می‌شود، زمینه قاچاق را فراهم کرده است.

    معاون پیشگیری ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز افزود: تفاوت نرخ دارو در ایران و کشورهای همسایه، ارزش قاچاق را بالا برده است و همچون سوخت، انگیزه قاچاق را میان سودجویان افزایش داده است. 

    وی ادامه داد: با این حال با توجه به اینکه در حوزه سلامت‌محور، دستورالعملی را با وزارت بهداشت تدوین کرده ایم، از زمان ابلاغ این دستورالعمل، کنترل خروجی های قاچاق دارو بسیار بهتر شده است.

    هندیانی در مورد قرص‌های کشف شده در داخل کیک ها نیز، گفت: ما منتظریم دستگاههای مربوطه، بررسی‌های فنی را انجام دهند، اما به هر حال این موضوع امری مهم در حوزه مبارزه با قاچاق نیست.

    وی افزود: پرونده ای به این شکل که در این حوزه قاچاقی صورت گرفته باشد، نداشته ایم.

  • آسیب‌شناسی لایحه بودجه ۹۹ / حیات سیاسی دولت و مجلس اولویت شده است

    آسیب‌شناسی لایحه بودجه ۹۹ / حیات سیاسی دولت و مجلس اولویت شده است

    خبرگزاری مهر – گروه اقتصادی: ۱۷ آذر ماه سال جاری لایحه بودجه سال ۹۹ کل کشور توسط رئیس جمهور تقدیم مجلس شد؛ لایحه‌ای که انتظار می‌رفت براساس مأموریت دولت و وعده سازمان برنامه و بودجه، متناسب با شرایط تحریمی کشور که از آن به عنوان شرایط «جنگ اقتصادی» یاد می‌شود، تدوین گردد. با این وجود، به اذعان بیشتر کارشناسان، این لایحه تفاوت چندانی با لوایح سنوات قبل ندارد. به همین بهانه در میزگردی با حضور دکتر محمد شیریجیان، دکتر حسین نبی زاده و عادل قدمایی ضمن آسیب شناسی لایحه بودجه پیشنهادی دولت، راهکارهای تقویت لایحه و کاهش کسری بودجه را به گفتگو نشستیم که از نظر گرامی تان می‌گذرد:

    مهر: نظام بودجه‌ریزی ایران طی چهاردهه گذشته دچار نواقصی بوده که موجب شده بودجه سنواتی به بستری برای اتلاف منابع تبدیل شود. اما تحریم‌های یکجانبه علیه کشور که طی سالهای اخیر از آن به عنوان «جنگ اقتصادی» یاد می‌شود، اصلاح این نواقص را به یک ضرورت تبدیل کرده است و بر اساس همین ضرورت دولت مأموریت یافت نسبت به اصلاح ساختار بودجه اقدام کند. در لایحه بودجه سال ۹۹ رویکردهای دولت در درآمد و هزینه‌ها تا چه اندازه مبتنی بر این اصلاحات ساختاری مورد انتظار است؟

    محمد شیرجیان: با مراجعه به پیشنهادیه اصلاح ساختاری بودجه منتشر شده توسط سازمان برنامه و بودجه می‌بینیم که ۴ محور به عنوان مبانی و اساس برنامه ریزی و تدوین بودجه سال‌های آتی معرفی شده است که این چهار محور شامل کارآتر نمودن و شفاف سازی هزینه‌های دولت، ایجاد درآمدهای پایدار با هدف مدیریت کسری بودجه دولت، ایجاد ثبات در متغیرهای کلان اقتصادی و نهایتاً عدالت محور کردن و توزیع عادلانه بودجه با هدف بهبود معیشت مردم است. هدف اصلی که در رأس این سند سازمان برنامه بود، اصلاح ساختار بودجه مبتنی بر استقلال آن از درآمدهای نفتی بود. اما اگر بخواهیم لایحه بودجه ۹۹ را بر اساس این هدف اصلی و چهار محور مبنایی ارزیابی کنیم مشخص است که نه تنها هدف اصلی اصلاح ساختاری بلکه تقریباً هیچ یک از این چهار محور مبنایی تحقق نیافته است. خوب بر اساس مطالبه مسئولان عالی کشور و رویکرد ادعایی خود دولت و سازمان برنامه انتظار داشتیم که لایحه بودجه ۹۹ مستقل از درآمدهای نفتی باشد، البته نه اینکه اقتصاد کشور از ظرفیت خدادادی نفت و عایدات نفتی به طور کامل صرف نظر کند بلکه انتظار بود درآمدها و هزینه‌های پیش بینی شده در بودجه از درآمدهای رانتی نفت مستقل شود اما در لایحه بودجه سال آینده شاهد هستیم که ۴۸ هزار میلیارد تومان از منابع عمومی بودجه از محل درآمد حاصل از صادرات نفت، گاز و میعانات بر اساس فروش روزانه یک میلیون بشکه نفت به قیمت ۵۱ دلار پیش بینی شده است و ۳۰ هزار میلیارد تومان نیز از محل منابع صندوق توسعه ملی در نظر گرفته شده است که مجموعاً شاهد وابستگی ۷۸ هزار میلیارد تومانی لایحه بودجه ۹۹ به منابع نفتی هستیم و لذا سبب شده تا لایحه بودجه سال آینده، مستقل از نفت نباشد.

    شفافیت بودجه چطور؟

    محمد شیرجیان: از نظر شفاف سازی و کارآمد بودن بودجه نیز نه تنها هزینه‌های دولت شفاف و کارآمد نشده بلکه شاهد افزایش هزینه شرکت‌های دولتی در بودجه ۹۹ هم هستیم. به عنوان مثال کل هزینه‌های دولت در لایحه بودجه ۹۹ از ۵۲۰ هزار میلیارد تومان در بودجه ۹۸ به ۵۶۳ هزار میلیارد تومان در بودجه ۹۹ افزایش یافته که رشد ۸.۳ درصدی داشته است. همچنین هزینه‌های جاری دولت از ۳۵۲ هزار میلیارد تومان در سال جاری به ۳۶۷ هزار میلیارد تومان در لایحه سال آینده رسیده است. به این معنا که هزینه‌های دولت افزایش داشته اما بهره ور شدن هزینه‌ها و اثربخشی آن‌ها بر رشد اقتصادی و بهبود درآمدهای کشور در سال آینده نسبت به سال جاری محقق نشده است.

    در بودجه سال جاری ۴ هزار میلیارد تومان درآمد برای دولت از محل فروش دارایی‌ها پیش بینی شده که تاکنون تنها ۳۰۰ میلیارد تومان از اموال به فروش رفته است. چگونه دولت با چنین واقعیتی، پیش بینی کرده که سال آینده ۴۹.۵ هزار میلیارد تومان از اموال خود را به فروش برساند؟

    از سوی دیگر شاهد افزایش درآمدهای اختصاصی دستگاه‌های دولتی از ۷۱ به ۷۹ هزار میلیارد تومان در لایحه بودجه سال آینده هستیم در حالی که بهبود کیفیت و کمیت ارائه خدمات و محصولات این دستگاه‌ها نسبت به قبل همچنان مبهم است همچنین با وجود آنکه قاعدتاً می‌بایست این درآمدها به حساب خزانه کشور واریز شده و از آن محل صرف هزینه‌های دستگاه‌های دولتی شود اما در عمل این نهادها با دسترسی بدون محدودیت به درآمدهای انحصاری خود آن صرف هزینه‌های ناکارآمد و بعضاً بدون توجیه اقتصادی می‌نمایند این موضوع نه تنها باعث اتلاف بی جهت منابع درآمدی کشور می‌شود بلکه با عدالت اجتماعی و رفع تبعیض بین دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی نیز در تعارض است.

    از نظر درآمدزایی پایدار در بودجه نیز چنین اتفاقی در لایحه بودجه ۹۹ رخ نداده و به جای درآمدزایی پایدار، به درآمدهای موهومی و غیر واقعی همچون درآمدهای نفتی و درآمد حاصل از فروش اوراق مالی و دارایی‌های دولت اتکا شده است. همچنین صندوق توسعه ملی که باید به عنوان یک منبع با ثبات و ابزاری مطمئن برای رشد متغیرهای کلان اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد در لایحه بودجه ۹۹ به منبعی برای جبران کسری بودجه دولت تبدیل شده است.

    حتی در مورد فروش اموال و دارایی‌های دولت، در بودجه سال جاری ۴ هزار میلیارد تومان درآمد برای دولت از محل فروش دارایی‌ها و املاک در نظر گرفته شده که تاکنون تنها ۳۰۰ میلیارد تومان از اموال به فروش رفته است. چگونه دولت با چنین واقعیتی، پیش بینی کرده که در لایحه بودجه سال آینده ۴۹.۵ هزار میلیارد تومان از اموال خود را به فروش برساند؟ به نظر من درآمد حاصل از فروش اموال و املاک باید به بودجه عمرانی و ایجاد زیرساخت‌های عمومی منتقل شود که این اتفاق در لایحه سال آینده رخ نداده است و بر اساس یکی از بندهای لایحه ظاهراً قرار است صرف بازپرداخت بدهی‌های دولت شود.

    درآمدزایی دولت جاری از محل فروش اوراق، اولاً به قیمت مقروض نمودن و ایجاد تعهد برای دولت آتی است؛ ثانیاً یک ماهیت ایجاد درآمد پایدار ناشی از فعالیت واقعی اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی برخوردار نمی‌باشد و دولتها را وارد یک دور باطل خطرناک می‌کند

    از دیگر اتفاقاتی که در لایحه بودجه سال آینده تدوین شده، فروش اوراق قرضه از ۴۳ هزار میلیارد تومان قانون بودجه سال جاری به ۸۰ هزار میلیارد تومان لایحه بودجه سال آتی است که شاهد رشد ۸۶ درصدی فروش اوراق قرضه هستیم خوب اتفاقی که از این بابت می‌افتد اولاً اینکه درآمدزایی دولت جاری از این محل به قیمت مقروض نمودن و ایجاد تعهد برای دولت آتی است چرا که سر رسید اصل و سود این اوراق در زمان استقرار دولت بعد اتفاق می‌افتد ثانیاً درآمد زایی از این محل از یک ماهیت ایجاد درآمد پایدار ناشی از فعالیت واقعی اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی برخوردار نمی‌باشد و برای اینکه دولت بتواند در زمان سر رسید اقدام به بازخرید این اوراق کند، منجر به صدور اوراق قرضه جدید می‌شود و این موضوع دولت‌ها را وارد یک دور باطل خطرناک اقتصادی خواهد کرد. در همین لایحه بودجه ۹۹ شاهد هستیم که ۴۷ هزار میلیارد تومان از ۸۰ هزار میلیارد تومان فروش این اوراق قرار است صرف بازخرید اوراق منتشر شده در سال‌های گذشته شود و اگر این میزان اوراق پیش بینی شده برای سال ۹۹ فروش نرود، ممکن است کشور دچار بحران‌های اقتصادی و حتی اجتماعی جدی شود. لذا این شیوه درآمد زایی اگر منجر به ایجاد زیرساخت‌ها و طرح‌های عمرانی و اقتصادی شود که درآمد خود این طرح‌ها صرف بازخرید اوراق شود مناسب است؛ اما اگر درآمد ناشی از این اوراق صرف هزینه‌های جاری و ریخت و پاش های بیهوده دولت شود، یک مدل درآمد زایی ناپایدار و بحران زا به حساب می‌آید. با این حال پیش بینی فروش ۸۰ هزار میلیارد تومان اوراق در سال ۹۹ با توجه به شرایط اقتصادی کشور و سابقه موجود دور از انتظار به نظر می‌رسد.

    در بودجه ۹۹ پیش بینی شده تا ۸۳ هزار میلیارد تومان صادرات فرآورده‌های نفتی داشته باشیم که این بودجه متأسفانه در دل شرکت‌های دولتی آمده است در حالی که می‌توانستیم آن را به بودجه عمرانی منتقل کنیم و صرف امور واجبی همچون نوسازی پالایشگاه‌ها و توسعه زیرساخت‌های مورد نیاز حمل و نقل عمومی شود. در بودجه سال آتی هیچ تدبیر و منبع درآمدی قابل اجرایی برای توسعه حمل و نقل عمومی اندیشیده نشده است.

    در بحث مالیات‌ها شاهد سه ضعف عمده شامل فرار مالیاتی، عدم پیش بینی ایجاد پایه‌های مالیاتی جدید و معافیت‌های مالیاتی گسترده در نظام مالیاتی کشور هستیم. اگر برای این سه موضوع در لایحه فکری می‌شد می‌توانستیم درآمد خوبی داشته باشیم.

    به عنوان مثال مالیات بر تراکنش‌های بالای یک میلیارد تومان، مالیات بر سپرده‌های بانکی، مالیات بر عایدی سرمایه و مالیات بر خانه‌های خالی، مالیات بر خودروهای لوکس از مهمترین پایه‌های مالیاتی است که یا هنوز یه قانون تبدیل نشده اند و یا اگر قانونی باشند، قوانین مربوطه اجرا نمی‌شوند.

    در خصوص سپرده‌های بانکی برآورد می‌شود که سالانه بانک‌ها بین ۲۲۰ تا ۳۱۰ هزار میلیارد تومان سود به سپرده‌ها پرداخت می‌کنند که ۷۰ درصد این رقم یعنی ۲۱۷ هزار میلیارد تومان تنها به ۲ درصد جامعه می‌رسد. اگر از این ۲۱۷ هزار میلیارد تومان سود سپرده بانکی تنها ۵ درصد مالیات بگیریم سالانه نزدیک به ۱۱ هزار میلیارد تومان درآمد مالیاتی نصیب دولت می‌شود.

    آقای نبی زاده، تحلیل شما از لایحه بودجه ۹۹ چیست؟ آیا اصلاحات ساختاری که مدنظر بود در لایحه انعکاس یافت؟

    حسین نبی زاده: اگر از سال ۶۰ تا الان را در نظر بگیریم، به لحاظ ساختاری تفاوت و تغییر خاصی را در سند بودجه شاهد نیستیم، بنابراین با این شرایط دیگر قیاس لایحه با سند تحول بودجه محل بحث نیست. الان هم دیگر زمان این بحث نیست که لایحه جدیدی دولت ارائه دهد یا مجلس طرح جدیدی تهیه کند؛ دولت هم می‌پذیرد که این بودجه تفاوتی با سنوات قبل ندارد.

    از طرفی، ۲ نوع بودجه داریم؛ بودجه دولتی و بودجه شرکت‌های دولتی. در مورد بودجه دولتی، باید در مورد منابع بحث شود. تا پیش از سال ۸۹، بودجه سنواتی منابعی داشت که در حوزه‌هایی به صورت روتین هزینه می‌شد، اما از سال ۸۹ به بعد، سه منبع نفت و درآمدهای مالیاتی، صندوق توسعه ملی و منابع ناشی از هدفمندی یارانه‌ها جز منابع درآمدی بودجه شد. آنچه که تاکنون در نظام بودجه ریزی ایران پنهان مانده، منابع هدفمندی یارانه هاست.

    در سال ۹۲ منابع هدفمندی یارانه‌ها ۴۲ هزار میلیارد تومان بود و به تدریج این منابع به ۲۵۰ هزار میلیارد تومان رسید با این حال همیشه نسبت به این منابع غافل بوده ایم. در واقع کل بودجه ۵۶۳ هزار میلیارد تومان و منابع هدفمندی ۲۵۰ هزار میلیارد تومان است که این رقم جایی هزینه می‌شود که در خود بودجه هم به آن توجهی نمی‌شود؛ به عنوان مثال ۷۰ هزار میلیارد تومان به مردم تخصیص می‌یابد الباقی منابع کجاست؟ کسی هم نگاه دقیقی نسبت به این موضوع ندارد. از سال ۹۲ این منابع وجود داشته آیا الان وقتش نیست کسی بپرسد این منابع کجا و چگونه هزینه می‌شود؟ آیا در راستای منافع دولت است یا سفره‌ای پهن شده و همه سر این سفره بهره برداری خود را می‌کنند و به وقتش هم می‌گویند عذاب الیم است.

    راجع به صندوق توسعه ملی نیز، از این ور بوم افتاد ایم، آیا واقعاً دولت مقصر است که از صندوق برداشت می‌کند؟ یا اینکه اساسنامه صندوق با مقتضیات ایران همخوانی ندارد؟ آیا واقعاً دولت مقصر است که از صندوق برداشت می‌کند؟ یا اینکه اساسنامه صندوق با مقتضیات ایران همخوانی ندارد؟ در این بین می‌بینیم که دولت با بحران مواجه شده است و به دلیل بحران به منابع سهل الوصول صندوق دست می‌برد. آیا باید این دولت یا هر دولتی را مقصر همه مشکلات بشناسیم؟ به نظرم کمی بی انصافی است که در تمام این حوزه‌ها دولت را مقصر نشان دهیم، بلکه بخشی می‌تواند ناشی ازقانون گذاری و بخشی نیز مربوط به نوع نگاه ما به بودجه باشد.

    کل بودجه ۵۶۳ هزار میلیارد تومان و منابع هدفمندی ۲۵۰ هزار میلیارد تومان است؛ این رقم بزرگ منابع هدفمندی، جایی هزینه می‌شود که در خود بودجه هم به آن توجهی نمی‌شود؛ از کل این رقم، فقط ۷۰ هزار میلیارد تومان به مردم تخصیص می‌یابد؛ الباقی منابع کجاست؟

    دولت‌ها وقتی با کسری مواجه می‌شوند، نگاه می‌کنند صندوقی وجود دارد و از منابع آن برداشت می‌کنند. آیا نباید می‌پذیرفتیم که کشوری وابسته به نفت هستیم و فعلاً نمی‌خواهیم از این منبع فاصله بگیریم و دیگران هم به این موضوع پی برده است و از آن طرف صندوق توسعه ملی نیزمطابق اقتصاد ایران شکل نگرفته است، بنابراین وقتش رسیده که در مورد صندوق توسعه ملی اصلاح ساختاری انجام دهیم.

    به اعتقاد بنده، در همین بعد برنامه ریزی در اقتصاد ایران بدون اینکه تغییری در مالیات دهیم و منابع جدیدی را خلق کنیم، می‌توان اصلاح ساختاری در شرایط موجود اقتصاد کرد که بدون هزینه به دولت کمک کند؛ اما چون این نگاه وجود ندارد و بعد از طرح بنزینی دولت مساله هدفمندی یارانه‌ها نگاه‌ها به مساله هدفمندی یارانه‌ها سیاسی شده است، به نظر من این حوزه مغفول واقع شده است وشاید دولت هم خوب نمی‌داند این منابع کجا هزینه می‌شود. نگاه که می‌کنیم، می‌بینیم فقط ۴۰ هزار میلیارد تومان سهم وزارت نفت، ۳۰ هزار میلیارد تومان سهم وزارت نیرو، ۵ هزار میلیارد تومان سهم طرح تحول سلامت و … است. نمی‌توانیم نظام بودجه ریزی را عطف به منابع موجود کنیم و بر اساس آن برنامه ریزی کنیم.

    قدمایی: اگر بخواهم در یک جمله این بودجه را توصیف کنم باید بگویم که “این بودجه فاجعه است”. این نوع از برنامه ریزی دولت پیامدهای نامطلوبی برای سال آینده و سال‌های بعد خواهد داشت؛ مساله اول ناظر به کسری بودجه‌ای است که طبق محاسبات انجام شده، حداقل یک چهارم درآمدها، یعنی ۱۰۰ هزار میلیارد تومان، محقق نخواهد شده؛ این اتفاق به معنای آن است که از هر ۴ معلم، یک معلم در سال آینده حقوق نخواهد گرفت! اگر با این بودجه پیش برویم پیامدهای نامطلوبی ایجاد خواهد شد و اعتراضاتی به مراتب بدتر از اعتراضات آبان را مشاهده خواهیم کرد. اصلی ترین مشکل بودجه این است. البته باید بدانیم اگر دولت به کسری بودجه بخورد دست روی دست نخواهد گذاشت، بلکه خلق پول خواهد کرد، که این مساله به معنای افزایش تورم است زیرا افزایش نقدینگی اصلی ترین عامل بروز تورم است. اگر دولت کسری بودجه را از این طریق پوشش دهد، طبق پیش بینی‌های به عمل آمده، صرفاً از این محل ۳۲ درصد تورم خواهیم داشت.

    مساله دوم، انتشار ۸۰ هزار میلیارد تومان اوراق قرضه است که اگر محقق شود دولت‌های بعدی باید هم این ۸۰ هزار میلیارد تومان را پس بدهند و هم سودش را. این به نوعی گروگانگیری است. این چه مدل اداره کشور است که می‌خواهیم خود را از اداره کشور خلاص کرده و مشکلات را به دولت بعد منتقل کنیم؟

    موضوع بعدی پیش بینی فروش ۴۰ هزار میلیارد تومان از دارایی‌های عمومی مردم است. اگر این لایحه، تبدیل به قانون شود وزیر اقتصاد اجازه پیدا خواهد کرد بدون تشریفات این سیاست را عملیاتی کند. مدعی شده اند که این دارایی‌ها بلااستفاده است. چرا بهانه تراشی می‌کنیم؟ چطور یک دفعه یادتان افتاده که این دارایی‌ها بلا استفاده است؟ وقتی خریدار می‌داند که شما به پول این دارایی‌ها نیاز دارید، قطعاً دست بالا را خواهد داشت و قطعاً این دارایی‌ها به ثمن بخس فروخته خواهد شد. غیر از این است که این کار طبقه رانت خوار جدیدی را در کشور به وجود خواهد آورد؟

    نکته چهارم دزدی از نسل‌های آینده است. صندوق توسعه ملی ذخیره‌ای برای نسل‌های آینده است؛ از یک طرف صندوق تشکیل داده ایم و از سویی دیگر به هر بهانه‌ای به منابع صندوق دست درازی می‌شود.

    همچنین مورد بعدی، هزینه‌های بی رویه است؛ اگر قبول داریم از ۸ ساعتی کاری که کارمندان دولت می‌کنند ۲۰ درصدش بهره ور است، چرا این روند را اصلاح نمی‌کنیم؟ نظام اداری چه زمانی اصلاح خواهد شد؟ این حجم از هزینه در این حوزه به چه علت است؟ اکثر افراد روی افزایش درآمد دولت تمرکز می‌کنند در صورتی که باید روی بحث هزینه‌ها هم فکر کنیم و به دنبال کاهش، بهره ور و کارآمد کردن هزینه‌ها باشیم. اکثر افراد روی افزایش درآمد دولت تمرکز می‌کنند در صورتی که باید روی بحث هزینه‌ها هم فکر کنیم و به دنبال کاهش، بهره ور و کارآمد کردن هزینه‌ها باشیم

    مساله دیگر که از همه نکات مهم‌تر است و بیش از ۴۰ سال است از آن غافلیم، تبیین سهم هر استان در بودجه است که به صورت اسمی پیش بینی می‌شود. اختلاف طبقاتی و تفاوت اوضاع استان‌های دیگر با تهران ناشی از این همین موضوع است. توجه کنید که عمده بودجه در تهران هزینه می‌شود و توزیع بودجه بین استان‌ها اصلاً شفاف نیست. از سویی دیگر مسئولان باید پاسخ دهند چرا به سمت تمرکززدایی سیاسی از تهران نمی‌روند؟ نتیجه این اقدامات تفاوت فاحش تهران و سایر شهرهاست.

    مورد بعدی مربوط به خصوصی سازی غلط می‌شود؛ نباید به دید درآمد به این موضوع نگاه کرد؛ آیا هدف از خصوصی سازی این بود؟ در هر حال لایحه بودجه ۹۹ قابل قبول نیست و باید در صحن رد شود؛ دولت باید پاسخگو باشد و راهکار دهد در غیر این صورت مثل پارسال خواهد گفت که نمی‌توانیم تعهد دهیم و بروید از مجلس سوال کنید. آقای نوبخت اگر مسئولیت می‌پذیرد باید راهکار دهد. از سویی دیگر راهکارها که مشخص است چرا می‌گوئید راهکار نشان بده. ساده‌ترین راهکار هم گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس است.

    در مورد کسری بودجه سال آینده برآوردهای متفاوتی تا ۲۰۰ هزار میلیارد تومان مطرح شده است؛ برای جبران این کسری چه راهکارهایی وجود دارد؟

    شیرجیان: سهم بودجه شرکت‌های دولتی از لایحه بودجه سال آینده ۷۵ درصد است. البته سهم بودجه شرکت‌های دولتی از کل بودجه ۵ سال اخیر بالای ۷۱ درصد بوده است. خصوصاً اینکه در سال ۹۷ مجلس شورای اسلامی در هنگام بررسی لایحه بودجه سال ۹۸ ناگهان ۵۲ درصد میزان بودجه شرکت‌های دولتی را افزایش داد که منطق آن مشخص نیست و سبب شد تا سهم بودجه شرکت‌های دولتی که از سال ۱۳۹۴ با روند نزولی نسبتاً کمی مواجه شده بود و در سال ۱۳۹۷ به زیر ۷۰ درصد رسید به یکباره در سال ۱۳۹۸ به ۷۳ درصد و این میزان در لایحه بودجه سال ۱۳۹۹ به حدود ۷۵ درصد کل منابع بودجه افزایش یابد. درلایحه بودجه ۱۳۹۹ معادل ۱,۴۸۳ میلیارد تومان از ۱,۹۸۸ میلیارد تومان منابع بودجه اختصاص به شرکت‌های دولتی دارد و دقیقاً به همین میزان هزینه غیرشفاف و ناکارآمد شرکت‌های دولتی می‌باشد.

    بودجه شرکت‌های دولتی بستری برای رانت و فساد شده است، می‌بینیم که موارد گسترده‌ای همچون حقوق‌های نجومی، استخدام‌های خارج از ضابطه، عضویت آقازاده‌ها و خواص سیاسی در هیئت مدیره این شرکت‌ها و … همگی به شرکت‌های دولتی ختم می‌شود

    علاوه بر آنکه خلأ قانونی برای الزام شرکت‌های دولتی به گزارش دهی دوره‌ای در خصوص نوع مصرف بودجه مصوب آن‌ها وجود دارد و در این خصوص الزام قانونی و پیگیری اجرایی و نظارتی مؤثری برای پاسخگو بودن آنها موجود نیست. مجلس نیز در لوایح بودجه ساز و کاری برای وادار کردن شرکت‌های دولتی برای ارائه گزارش دوره‌ای از نحوه هزینه کرد بودجه آن‌ها در نظر نمی‌گیرد.

    با توجه به اینکه گزارش دهی شفاهی در خصوص صورت‌های مالی شرکت‌های دولتی وجود ندارد، لذا این شرکت‌ها شروع به عدد سازی می‌کنند تا زیان‌های خود را پوشانده و خود را سود ده نشان دهند در حالی که بر اساس گزارش دیوان محاسبات، شرکت‌های دولتی هر ساله ۹۲ درصد زیان خود را از طریق دارایی‌های شأن پوشش می‌دهند.

    با توجه به اینکه بودجه شرکت‌های دولتی بستری برای رانت و فساد شده است، می‌بینیم که موارد گسترده‌ای همچون حقوق‌های نجومی، سفرهای خارجی غیر ضروری، استخدام‌های خارج از ضابطه، عضویت آقازاده‌ها و خواص سیاسی در هیئت مدیره این شرکت‌ها و … همگی به شرکت‌های دولتی ختم می‌شود که البته این امر تا حد زیادی به دلیل پاسخگو نبودن، عدم شفافیت و عدم تناسب منابع و امکانات این شرکت‌ها با خروجی و ارزش افزوده اقتصادی آنهاست.

    به نظر من باید در زمان بررسی و تصویب بودجه، بودجه شرکت‌های دولتی را از بودجه عمومی جدا کرد و اساساً دولت باید دو سند جداگانه در خصوص لوایح بودجه عمومی و بودجه شرکت‌های دولتی ارائه دهد اما لایحه‌ای که داده شده در حال حاضر یک سند بیشتر نیست در حالی که ماهیت این دو نوع بودجه کاملاً متفاوت است. دولت می‌بایست بخش محسوسی از منابع درآمدی مورد نیاز خود را از سهم سود شرکت‌های دولتی تأمین کند در حالی که در عمل سود واقعی این شرکت‌ها برای دولت ناچیز و همین میزان هم در قالب درآمد اختصاصی دستگاه‌های دولتی بالادست این شرکت‌ها، صرف هزینه‌های غیر ضرور و ناعادلانه آن‌ها می‌شود و متأسفانه در عمل عموم مردم از بابت امکانات و درآمدهای بعضاً رانتی و انحصاری این شرکت‌ها بهره مند نمی‌شوند. بنابراین این سئوتال مطرح می‌شود که آیا کیفیت خدمات و محصولات شرکت‌های دولتی متناسب با بودجه، امکانات و امتیازات انحصاری آن‌ها است؟ به زعم بنده خیر، بسیار پایین‌تر است.

    بر اساس گزارش دیوان محاسبات در بودجه سال ۹۷ پیش بینی می‌شد که تنها ۱۰ شرکت و معادل ۲ هزار و ۴۷۵ میلیارد تومان زیان ده می‌شدند اما در واقعیت ۱۹۴ شرکت و به میزان ۴۵ هزار میلیارد تومان زیان‌ده شدند؛ در سال ۹۸ بر اساس بودجه پیش بینی می‌شد که ۶۲ شرکت و به میزان ۳ هزار و ۳۰۴ میلیارد تومان زیان‌ده می‌شدند اما در عمل ۱۹۷ شرکت و معادل با ۵۳ هزار و ۷۳۶ میلیارد تومان زیان شده‌اند، از این رو باید دید در سال ۹۹ که تعداد شرکت‌های زیان‌ده پیش بینی شده در لایحه بودجه که ۱۰۴ شرکت تعیین شده است، چه‌تعداد شرکت زیان‌ده واقعی خواهند بود پیش بینی دیوان محاسبات در این خصوص حکایت از ۲۰۰ شرکت دولتی زیان ده در سال پیش رو دارد.

    دولت ۹ ماه فرصت داشت وضعیت بودجه شرکت‌های دولتی را ساماندهی کند اما در آبان ماه اعلام کرد که به دلیل نبود زمان، بودجه شرکت‌های دولتی را در قالب لایحه بودجه عمومی به مجلس تقدیم می‌کند.

    ۹ ماه برای این اقدام کافی بود؟

    باید سامانه‌ای با محوریت وزارت اقتصاد راه اندازی می‌شد تا همه شرکت‌های دولتی درآمدها و هزینه‌های خود را آن بارگذاری کنند که چنین سامانه‌ای علیرغم مصوبه قانونی تاکنون راه اندازی نشده است. در این سامانه قرار بود هر سه ماه یک بار وضعیت درآمد و هزینه شرکت‌های دولتی به مجلس ارائه می‌شد. اگر این اتفاق رخ می‌داد کمیسیون برنامه بودجه و محاسبات مجلس فرصت بیشتری دارد تا درباره شرکت‌های دولتی تصمیم گیری کند. یکی از راه‌های اصلاح بودجه لزوماً افزایش درآمد نیست بلکه بخش مهم‌تر آن کاهش هزینه‌های بی مورد شرکت‌های دولتی است.

    نبی زاده: البته باید در نقد بودجه انصاف داشته باشیم.

    شیرجیان: به نظر من عملکرد دولت در بخش‌های مختلف اقتصادی و تدوین لایحه بودجه آنقدر قابل نقد هست که جای هیچ دفاعی باقی نگذاشته است.

    نبی زاده: به هر حال الان می‌گوئیم بودجه شفاف نیست اما باید بدانیم عدم شفافیت بودجه به این دلیل است که اقتصاد ما شفاف نیست.

    آقای نبی زاده، جنابعالی شفافیت اقتصاد ایران را چطور معنا می‌کنید؟ این شفافیت می‌تواند تأثیری در کاهش کسری بودجه داشته باشد؟

    نبی زاده: دلیل تحریم ما این است که بستر نظام مالی دنیا حداقل برای دولت‌ها شفاف است اما نظام مالی ما اصلاً شفاف نیست و این به دلیل این است که قانونی برایش تدوین نشده است. یکی از راهکارهای شفافیت نظام مالی در دنیا مالیات است؛ در دنیا یک دسته مالیات‌های درآمدی و یک دسته مالیات کنترلی داریم که برای برقراری مالیات کنترلی گاهاً هزینه‌ای بیشتر از درآمد حاصله صرف می‌شود زیرا این مالیات برای رصد وضعیت است. در ایران به هیچ صورتی از این نوع مالیات‌ها نداریم.

    نظام مالی کشور بدلیل تضاد منافع شفاف نمی‌شود؛ وقتی نظام مالی شفاف شود خود به خود همه چیز شفاف می‌شود؛ مجلس اگر برای اقتصاد ایران دغدغه دارد، یک قانون برای شفافیت نظام مالی تصویب کند، کل اقتصاد شفاف خواهد شد

    از سویی دیگر در دنیا دو نوع حساب داریم یا حساب تجاری و یا شخصی است و اختیار با خود شخص است بگوید نوع حساب چیست؛ در حساب شخصی، فرد تا سقفی می‌تواند برداشت کند و بیشتر از حد که مبلغی وارد شود باید اوضاع را شفاف کند. اما حساب تجاری یعنی فرد رسماً به دولت اعلام می‌کند که این حساب شناسنامه کارم است و می‌تواند دولت از این طریق قضاوتش کند.

    سوالی که وجود دارد این است که آیا وضع این قانون در ایران خیلی سخت است؟ برای پاسخ باید بگویم اصلاً سخت نیست و حتی مجلس می‌تواند در این باره طرح دهد و این کار را عملیاتی کرد.

    چرا انجام نمی‌شود؟

    نبی زاده: قطعاً به دلیل تضاد منافع انجام نمی‌شود. وقتی نظام مالی شفاف شود خود به خود همه چیز شفاف می‌شود و مثلاً بودجه شرکت‌ها اتوماتیک شفاف می‌شود و نیاز نیست مجلس قانون گذاری کند. ما لقمه را می‌چرخانیم. در دنیا اگر قاچاق شود پول این قاچاق در حسابی می‌رود و فرد باید پاسخ دهد این پول را از کجا آورده است.

    اگر مجلس واقعاً برای اقتصاد ایران دغدغه دارد همین بودجه پیشنهادی دولت را تصویب کند اما یک قانون برای شفافیت مالی بگذارد که بانک‌های کشور مکلف شوند حساب اشخاص در نظام بانکی به صورت شخصی و تجاری تفکیک شود. در نظام مالیاتی هم برویم و فردی که ادعای تجارت کرده مکلف کنیم که ظرف ۳ ماه وضعیت خود را توضیح دهد.

    هی خودمان را در مخمصه می‌اندازیم فلان قانون و فلان قانون را بگذاریم که جلوی فساد را بگیرد؛ می‌گوئیم فساد در دستگاه‌های دولتی زیاد است؛ اگر واقعاً دنبال شفافیت هستید، همین قانون شفافیت مالی را بگذارید، کل اقتصاد شفاف خواهد شد.

    اراده‌ای که دولت برای تصویب FATF دارد یک دهمش را برای شفاف سازی بستر مالی ایران برای ایرانیان بگذارد؛ اما می‌دانیم که تعارض منافع اجازه این کار را نمی‌دهد؛ اگر این شفافیت ایجاد شود، هم حفره‌های اقتصاد کشور پوشش داده می‌شود، هم برای دولت درآمدزایی اتفاق می‌افتد اراده‌ای که دولت برای تصویب FATF دارد یک دهمش را برای شفاف سازی بستر مالی ایران برای ایرانیان بگذارد. اما می‌دانیم که تعارض منافع اجازه این کار را نمی‌دهد؛ نمایندگان مجلس اراده کنند و بگویند عدم شفافیت باعث افزایش قاچاق و بیکاری می‌شود و بودجه شرکت‌ها و حقوق‌های نجومی با شفافیت درست می‌شود و به سمت شفافیت حرکت کنند. به نمایندگان جدید بگوییم این موضوع را سرلوحه قرار دهند و در سال ۹۹ اجرایش کنند.

    مثلاً بازاری وقتی می‌داند نظام مالیاتی توان اخذ را ندارد قطعاً نمی‌خواهد مالیات دهد، اما اگر بداند بستر وجود دارد در حد خود مالیاتش را می‌پردازد.

    نظام بودجه ریزی را خودمان پیچیده می‌کنیم، الان در کشور برای نقد بودجه ۹۹ چقدر هزینه می‌شود؟ در حالی که اگر شفافیت ایجاد شود همه چیز درست می‌شود و تازه بعد از این جریانات است که ستاد مبارزه با قاچاق باید شکل گیرد.

    نکته بعدی اینکه در این بودجه کدام یک از نهادهای دولتی دغدغه مردم را دارد؟ دغدغه این است منابع را بگیرند و برای خودشان خرج کنند این نهادها اصلاً به فکر مردم نیستند نه اینکه دلشان نمی‌خواهد بلکه در چارچوبشان نیست. نحوه استفاده از منابع هدفمندی واضح‌ترین مثال این موضوع است؛ ۲۵۰ هزار میلیارد تومان، منابع هدفمندی یارانه هاست، قرار بود به یک نسبتی بین دولت، تولید و مردم توزیع شود، مقصر شیوه کنونی خرج منابع هم خود مجلس وقت بود. الان این منابع در وزارتخانه‌ها هزینه می‌شود در حالیکه دولت خود را به آب و آتش می‌زند و می‌خواهد ۴۰ هزار میلیارد تومان دارایی بفروشد، آیا نمی‌توان منابع هدفمندی را شفاف کرد؟

    به خاطر قاعده گذاری مجلس این اتفاق افتاده است. مجلس وقت با دولت وقت مشکلی داشته و قاعده دولت مبنی بر ایجاد صندوق و کوتاهی دست دولت و مجلس از این صندوق، به مذاق نمایندگان خوش نیامد و سازمان هدفمندی یارانه‌ها را ایجاد کردند. الان به عنوان یک راهکار اساسی دولت این ۲۵۰ هزار میلیارد را پالایش و بازتوزیع کند.

    الان بخش عمده منابع هدفمندی یارانه‌ها در وزارتخانه‌ها هزینه می‌شود؛ در حالیکه دولت خود را به آب و آتش می‌زند و می‌خواهد ۴۰ هزار میلیارد تومان دارایی بفروشد. آیا نمی‌توان منابع هدفمندی را شفاف کرد؟

    درباره صندوق توسعه ملی هم باید بگویم که من هم قبول دارم که فلسفه صندوق این بوده که برای نسل‌های آینده باشد اما مساله این است که دولت الان مشکل دارد. ما اصلاح ساختار صندوق را باید کلید بزنیم به عنوان مثال ۲۰ درصد برای توسعه به صندوق بدهیم و برای پیشرفت و تولید بماند و بخش دیگر منابع به صندوق دیگری برود و با یک قاعده‌ای از این صندوق برداشت کند و متعهد شود در صورت خوب شدن وضعیت، منابع را بازگرداند.

    در هر حال اگر اراده واقعی وجود داشته باشد، در بستر نظام مالی ایران می‌شود هم حفره‌های اقتصاد را پوشش داد و هم درآمدهایی ایجاد کرد؛ قاعده گذاری این موضوع هم نرم است و فقط اراده واقعی دولت را می‌خواهد.

    آقای قدمایی به نظر شما راهکار کنترل کسری بودجه چیست؟

    قدمایی: برای حل مشکلات اقتصادی دو راهکار به ذهنم می‌رسد. یک راهکار کوتاه مدت، و یک راهکار بلندمدت.

    راهکار بلند مدت عبارت است از تمرکز زدایی. منظور من، هم تمرکززدایی اقتصادی است و هم سیاسی. تمرکز زدایی اقتصادی یعنی اینکه بودجه را عادلانه بین استان‌ها تقسیم کنیم، باید به سمتی حرکت کنیم که دستگاه‌های مختلف بین استان را پخش شوند تا بتوان بودجه را عادلانه بین استان‌ها تقسیم کرد. جنبه دیگر این نوع از تمرکز زدایی مربوط به تسهیلات دهی بانک هاست. باید جوری برنامه ریزی کنیم که سهم هر استان خلق پول صورت گرفته توسط نظام بانکی کشور عادلانه باشد. ما باید در بودجه و تسهیلات دهی تمرکززدایی صورت گیرد، در این صورت کشور رشد متوازن پیدا می‌کند و انحصارات از بین می‌رود. سرعت این رشد به مراتب بیشتر می‌شود. این موضوع راهکار بلندمدت است.

    اما راهکار کوتاه مدت از مالیات می‌گذرد؛ کل مالیات ۷ درصد کل تولید ناخالص داخلی است حداقل باید ۲۵ درصد شود اما سیستم مالیاتی ضعف دارد که این مساله را می‌توان از ۲۰۳ هزار میلیارد تومان معوقات مالیاتی مشخص است. باید نظام مالیاتی اصلاح شود. می‌گویند فرار مالیاتی ۴۰ هزار میلیارد تومان است اما معلوم نیست واقعاً چقدر است. از سویی دیگر معافیت‌های مالیاتی که قانونی است باید اصلاح شود، به عنوان مثال معافیت سلبریتی ها، مناطق آزاد، مؤسسات فرهنگی و … معنا ندارد و باعث بی عدالتی در مالیات است.

    شیرجیان: لازم است پایه‌های مالیاتی جدید در قانون جامع مالیاتی دیده شود ولی بحث معافیت‌های مالیاتی در قانون بودجه‌های سنواتی قابل اصلاح است.

    نبی زاده: اصلاً باید معافیت مالیاتی حذف شود و مالیات صفر جایگزین شود.

    قدمایی:: علمِ اقتصادِ متعارف در تمام دنیا و از جمله کشور ما نظام اقتصادی را سرمایه پرور کرده است. یعنی ثروتمندان روز به روز ثروتمندتر و نیازمندان روزبه روز نیازمند تر می‌شوند. این یک بحران است و باید برای حل این مسئله از ریشه‌ها شروع کنیم، اما چون برای بازسازیِ نظام اقتصادی زمان نیاز داریم، فعلاً برای توزیع عادلانه ثروت چاره‌ای نداریم جز آن که، مالیات بر ثروت و دارایی و همچنین مالیات بر لوکس گرایی وضع کنیم.

    در موضوع اصلاح ساختار راهکارهایی که از سوی نخبگان و کارشناسان مطرح می‌شود، بارها از سوی مسئولان نیز مورد اذعان و تاکید قرار گرفته است و برخی از آنها درخواست فعالان بخش خصوصی نیز هست مثل حذف دلار ۴۲۰۰ تومانی. یا اصلاح یارانه‌های پنهان و مالیات بر عایدی سرمایه. چرا دولت قادر به تصمیم گیری در این زمینه‌ها نیست؟ علت این بی‌تصمیمی دولت چیست؟

    شیرجیان: در بودجه پیش بینی شده تا سهم دولت از ۱۰.۹ میلیارد دلار درآمد نفتی بر اساس ارز ۴۲۰۰ تومانی کالای اساسی وارد شود. این اتفاق، برای عده‌ای رانت ایجاد کرده تا بتواند آنچه وارد شده را با ارز نیمایی آزاد بفروش برسانند. به عبارتی دیگر عده‌ای ارز ۴۲۰۰ تومانی می‌گیرند تا کالای اساسی وارد کنند اما آنچه دست مردم می‌رسد با قیمت ارز آزاد است.

    اگر مبنا را به جای ۴,۲۰۰ تومان همان ۸,۵۰۰ تومان ارز نیمایی که در لایحه پیش بینی شده، قرا رمی دادند دولت می‌توانست از همین حذف نسبی یک قلم یارانه پنهان، ۴۶ هزار میلیارد تومان درآمد داشته باشد هر چند که معتقدم ارز نیمایی نیز خیلی بیشتر از این مقدار ۸,۵۰۰ تومان است به نحوی که اگر همین امروز به سامانه اعلام نرخ ارز نیما رجوع کنیم شاهد هستیم که نرخ واقعی ارز نیما معادل ۱۱,۵۰۰ تومان است و رقمی که در لایحه بوده ذکر شده ۳ هزار تومان رانت در پی خواهد داشت اما باز هم از حجم یارانه‌های پنهان بر اساس ارز ۴,۲۰۰ تومان کاسته می‌شد و این یارانه‌ها به طور مساوی و عادلانه میان مردم توزیع می‌شد نه اینکه به دست عده‌ای رانت خوار برسد.

    به عبارت دیگر می‌توانیم مابه التفاوت یارانه ارز دولتی با نیمایی را دولت به صورت کارت اعتباری میان مردم توزیع کنیم تا بتوانند کالاهای اساسی خود را به صورت هدفمند وبا کیفیت مورد نظرشان از فروشگاه‌ها خریداری کنند. به این معنا که کل درآمد حاصل از این مابه التفاوت به عنوان درآمد دولت منظور نمی‌شد بلکه میان مردم و نیازمندان بازتوزیع می‌شد.

    همین الان هم کالاهای اساسی با قیمتی بسیار بالاتر از ارز دولتی که وارد می‌شود به فروش می‌رسد. نمونه موفق این اتفاق را در آزادسازی نرخ ارز واردات گوشت دیدیم که پس از حذف ارز دولتی برای واردات گوشت قیمت آن در بازار تعدیل شد و حتی به ۸۰ هزار تومان کاهش یافت در حالی که زمانی که با ارز دولتی گوشت وارد می‌کردیم، این کالا در بازار آزاد تا ۱۲۰ هزار تومان هم قیمت گذاری می‌شد یکی از دلایل این افتاق آن است که وقتی شما نرخ ارز خرید و واردات کالاها را واقعی می‌کنید و در نتیجه اجناس با قیمت واقعی خود در بازار به فروش می رسند خوب طبعاً تولید کننده داخلی هم راغب می‌شود به جای آنکه متحمل انواع هزینه‌های ارسال یا قاچاق محصولات خود به خارج از کشور شود تولیدات خود را در بازار داخلی به فروش رساند لذا این امر منجر به افزایش عرضه کالاهای اساسی و محصولات مورد نیاز مردم و متعاقباً تعدیل قیمت‌ها خواهد شد.

    پاسخ سوالم را نگرفتم…

    اینکه دولت به سمت اصلاح ساختاری بودجه حرکت نکرده و سراغ درآمدهای پایدار نمی‌رود چند علت دارد. یکی از علل آن این است که دولت‌های ما رانتی هستند و سالهاست که به درآمدهای نفتی وابسته بوده اند اگر چه با تحریم‌ها در چند سال اخیر درآمدهای نفتی ما کم شده اما باز هم نمی‌توانند از این نوع درآمد دل بکنند چون با ساده‌ترین راه درآمد خوبی به دست می‌آورند.

    علت دیگر می‌تواند این باشد که دولت‌ها انرژی لازم برای ایجاد حرکت‌های ساختاری در اقتصاد به خرج نمی‌دهند.

    علت سوم هم تضاد منافع است؛ اصحاب قدرت در زمانی که لازم است این درآمدها از آنها حذف شود، لابی کرده و اجازه نمی‌دهند تا دولت بتواند از اقتصاد زیرزمینی مالیات گرفته و کسب درآمد کنند.

    نبی زاده: باید به این موضوع از لحاظ سیاسی بنگریم، می‌بینیم که دولت‌ها دو دوره‌ای هستند و دلشان می‌خواهد در دوره بعدی هم باشند؛ وقتی راجع به اصلاح ساختار صحبت می‌شود یعنی با هزینه‌های سیاسی و اجتماعی مواجه هستیم. حالا وقتی دولتی سرکار می‌آید و انتظار داریم که اصلاح ساختاری انحام بدهد و اقتصاد ایران را از نو بچیند، خب دولت نگاه سیاسی هم دارد و دقت می‌کند که آیا با این اقدامات در دور بعد رأی می‌آورد یا مجلس با دولت هم سو قرار می‌گیرد یا نه. بنابراین کلاً نمی‌توان بحث اقتصادی کرد.

    از سویی دیگر در این ۴۰ سال چند برنامه اصلاح ساختار داشتیم؟ شاید بتوان صندوق توسعه ملی و هدفمندسازی یارانه‌ها را مثال بزنیم. این اصلاح ساختار انجام شد، چرا ادامه نیافت و سرنوشت صندوق به اینجا ختم شده است و هدفمندی یارانه‌ها با تغییر دولت وارد مسیر دیگری شد؟

    ما اصلاً برنامه‌ای در اقتصاد ایران برای اصلاح ساختار نداریم، اصلاح ساختار یعنی اصلاح در بازه زمانی ۲۰ ساله، در حالی که به هیچ وجه در این مورد همراهی و همکاری وجود ندارد. اگر دولتی اراده‌ای برای تغییر ساختار داشته باشد علاوه بر هزینه‌های اجتماعی با چالش‌های درون گروهی و رقبای سیاسی مواجه می‌شود که باعث می‌شود اگر دولت تمایل به اصلاح ساختار داشته باشد موفق نشود و حتی اگر با این وجود اصلاح ساختار را انجام دهد به دلیل نبود قاعده، به مشکل می‌خورد.

    نمونه این موضوع هم در مورد دولت دهم بود که فرصت خوبی داشت تا یارانه پنهان را تعیین تکلیف کند اما این اتفاق نیفتاد آن هم به این دلیل که همراهی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در ایران وجود ندارد.

  • تاکید دولت بر واگذاری اموال دولتی به بخش‌خصوصی واقعی

    تاکید دولت بر واگذاری اموال دولتی به بخش‌خصوصی واقعی

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از صدا و سیما، فرهاد دژپسند با اشاره به برگزاری آزمون برای برخی اصناف درخصوص جذب نیرو و یا وجود یکسری استانداردهای جمعیتی برای آن صنف، افزود: این موضوع مانع از آن می‌شود که ورود و خروج به آن صنف به سهولت صورت گیرد.

    وی با بیان اینکه افزایش تقاضا برای یک صنف باعث ارزش یافتن مجوزهای دریافتی قبلی می‌شود، افزود: در برخی موارد ارزش مجوزهای دریافت شده قبلی با قیمت ۳.۵ میلیارد تومان، ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون، یک و نیم میلیارد تومان و حتی در برخی موارد ۴۰۰ میلیارد تومان به فروش رسیده است.

     دژپسند افزود: ما دو صنف را هدف گذاری کردیم و به جمع بندی رسیدیم و امیدواریم به جدیت برای اجرای آن بایستیم، تا مانع از شکل گیری روند فساد شود.

    وی با بیان اینکه مجوزهای خرید و فروش شده، مجوزهای کسب و کار است، گفت: به عنوان مثال یک داروساز با دریافت مدرک و دانشنامه، برای ایجاد داروخانه اقدام می‌کند و این موضوع، تابع شرایطی است که اگر این شرایط روان سازی نشود، ممکن است مشکلاتی را ایجاد کند که صنف وکالت و دفترخانه و نیز کارشناسی نیز همین حالت را دارد.

    دژپسند برگزاری آزمون کارشناسی و جذب ۱۰ هزار نیرو را گام بسیار مثبتی در ایجاد رقابت بیشتر دانست و افزود: باید از این ابراز برای جلوگیری از فساد، استفاده شود.

    وی در خصوص واگذاری‌ها به بخش خصوصی نه خصولتی و چابک سازی دولت نیز گفت: خوشبختانه در این چند سال دقت شده که به بخش خصوصی واقعی واگذار شود.

    دژپسند با بیان اینکه ما امسال عرضه داشتیم افزود: به علت اصرار به واگذاری به بخش خصوصی واقعی، نتوانستیم به فروش برسانیم.

    وی با اشاره به عرضه سهام هفت بنگاه در مرحله نخست گفت: این واگذاری، بلوکی بوده یعنی ۲۰ درصدی که در اختیار دولت بود، عرضه شده است، اما شرایط فروش فراهم نبوده و فروخته نشده است.

     دژپسند افزود: اکنون دوباره فروش را آغاز کرده ایم و پالایشگاه شیراز را عرضه کردیم و امیدوارم که به فروش برسد و از سوی دیگر سهم دولت در هپکو را عرضه کردیم.

    وزیر امور اقتصادی و دارایی اضافه کرد: تا پایان سال این نوع موارد را زیاد خواهیم داشت و امیدواریم که این زمینه را فراهم کنیم که تمام نقدینگی‌های جامعه را جذب بازار سرمایه کنیم.

    وی در خصوص ۱۰ برابر شدن واگذاری اموال و دارایی‌های دولت در بودجه سال آینده نیز گفت: ما برای کوچک سازی دولت و واگذاری شرکت‌ها و اموال دولت، برنامه داریم.

    دژپسند افزود: ما در سال آینده به شرکت‌ها محدود نمی‌شویم و اموال و دارایی‌های مازاد دولت را ازجمله ملک و ابنیه نیز در دستور کار داریم و به صورت تفکیک (افراز) شده یا نشده، واگذار خواهد شد.

    وی درباره میزان تحقق آن نیز گفت: یک تبصره جامعی ارائه شده، که اگر آن تبصره در مجلس به تصویب برسد، امیدواریم که این هدف را محقق کنیم.

     دژپسند در خصوص سپردن کارشناسی برخی واگذاری‌ها به اشخاص خاص که در همایش از جانب یکی از اعضای کانون کارشناسان مطرح شد، تصریح کرد: اگر اختلالی در این خصوص باشد، حتما متذکر خواهم شد.

    وزیر امور اقتصادی و دارائی درخصوص دریافت وام‌های ارزی از سوی برخی شرکت‌ها و کارخانه‌های تولیدی و سررسید باز پرداختن این تسهیلات و تاکید دولت بر بازگرداندن ارزی آن و فشار بر واحدهای تولیدی با توجه به نوسان زیاد قیمت ارز گفت: وام ارزی که کارخانه‌ها دریافت کردند، برای تولید با رویکرد صادرات بوده بنابراین اکنون که تولید می‌کنند، صادرات انجام می‌دهند و برگشت صادرات هم با ارز صورت می‌گیرد و این موضوع برطبق قرارداد است.

    دژپسند افزود: اما دولت تسهیلاتی ایجاد کرده و آخرین اصلاح آیین نامه در دستورکار کمیسیون اقتصاد است و دوشنبه در کمیسیون فرعی تصویب شده و در آینده نزدیک در دولت مطرح و تعیین تکلیف نهایی می‌شود.

    وی با بیان اینکه سالهاست که این تسهیلات به صورت ریالی برگردانده می‌شود، گفت: برای بازپرداخت ریالی نیز تسهیلاتی در نظر گرفته شده و چند بار این تسهیلات تمدید شد.

    دژپسند گفت: دولت برای تسهیل بازپرداخت این وجوه، کلی از شرایط را با محوزهای قانونی که وجود داشته کوتاه آمده است و این افراد می‌توانند ارز را با نرخ خاص به ریال تبدیل و وام خود را بازگردانند.

  • نحوه اطلاع از میزان سود سهام عدالت/ سهام قابل خرید و فروش نیست

    نحوه اطلاع از میزان سود سهام عدالت/ سهام قابل خرید و فروش نیست

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سازمان خصوصی سازی، سهام عدالت در حال حاضر قابل خرید و فروش، انتقال و واگذاری نیست؛ سهام عدالت متوفیان، در دفاتر پیشخوان بر اساس گواهی حصر وراثت، صرفاً به وراث قانونی آنها قابل تقسیم و انتقال می‌باشد. این در حالی است که لایحه ساماندهی سهام عدالت نیز در انتظار طرح و تصویب در صحن علنی مجلس شورای اسلامی می‌باشد.

    همچنین بر اساس تصویب نامه شورای عالی اجرای سیاست‌های کلی اصل (۴۴) قانون اساسی، کلیه مشمولین نهایی سهام عدالت می‌توانند جهت اطلاع از وضعیت سهامداری (ارزش اولیه سهام تخصیص یافته)، میزان سود تخصیص یافته، دریافت صورتحساب، ثبت شماره شبای بانکی (جهت دریافت سود)، به سامانه الکترونیکی سهام عدالت به نشانی www.samanese.ir مراجعه نمایند.

    در حال حاضر، برگه‌های عضویت سهامداری ملاک بهره مندی مشمولین طرح توزیع سهام عدالت نمی‌باشد چرا که امکان دارد در فرآیند تکمیل، ثبت نام نهایی دارندگان این برگه‌ها انجام نشده باشد. برگه‌های سهام عدالت در حکم ورقه سهام نمی‌باشند، بلکه در حین ثبت نام به عنوان رسید به مشمولین سهام عدالت داده شده است. فعلاً برگه ای تحت عنوان برگ سهامداری به مشمولین نهایی تهیه و ارائه داده نشده است. این برگه‌ها قابل خرید و فروش و انتقال به غیر نمی‌باشند.

    بر این اساس کلیه افراد می‌بایستی برای اطلاع از وضعیت سهامداری خود صرفاً به سامانه یاد شده مراجعه نمایند.

    همچنین در حال حاضر با عنایت به طرح لایحه ساماندهی سهام عدالت (قابل معاملاتی کردن سهام عدالت) در مجلس شورای اسلامی و عدم آزاد سازی، سهام عدالت به هیچ وجه قابل نقل و انتقال، معامله و واگذاری نمی‌باشد.

    در ارتباط با سهام عدالت اموات هم به اطلاع می‌رساند صرفاً، وراث قانونی متوفیانی (اموات) که مشمول سهام عدالت بوده اند می‌توانند مطابق تصویب نامه شورای عالی اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی با ارائه گواهی حصر وراثت از طریق مراجعه حضوری به دفاتر پیشخوان دولت الکترونیک نسبت به تقسیم و انتقال سهام متوفی فقط بین وراث اقدام نمایند.

    بنابراین تقسیم و انتقال سهام متوفی فقط برای وراثی صورت می‌گیرد که مشخصات آنها در گواهی حصر وراثت درج گردیده باشد. پس، انتقال و واگذاری سهام متوفیان به هر شیوه‌ای خارج از این چارچوب، رویه‌ای غیرقانونی می‌باشد. افرادی هم که احیاناً تاکنون نسبت به خرید این برگه‌ها اقدام کرده اند قطعاً متضرر خواهند شد. در صورت کسب اطلاع از وقوع هر گونه اقدام غیرقانونی توسط هر شخص و مجموعه‌ای در ارتباط با خرید و فروش سهام عدالت، برخورد قانونی لازم صورت خواهد گرفت.

  • حجم تجارت خارجی ۶۳.۷ میلیارد دلار شد/ تراز تجاری مثبت ماند

    حجم تجارت خارجی ۶۳.۷ میلیارد دلار شد/ تراز تجاری مثبت ماند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از گمرک ایران، سید روح‌الله لطیفی در خصوص آمار صادرات کشور در ۹ ماهه سال ۹۸ اظهار داشت: در این مدت میزان صادرات قطعی کالاهای غیرنفتی کشور به استثنای نفت خام، کوره و نفت سفید و همچنین بدون صادرات از محل تجارت چمدانی بالغ بر ۱۰۳ میلیون و ۵۸۷ هزار تن به ارزش ۳۱ میلیارد و ۹۰۲ میلیون دلار بوده است که در مقایسه با مدت زمان مشابه سال گذشته از حیث وزنی ۱۸.۵ رشد داشته است. همچنین میزان واردات کشور در این مدت به ۳۱ میلیارد و ۸۳۶ میلیون دلار و به وزن ۲۴ میلیون و ۹۷۹ هزار تن رسید.

    وی افزود: پنج کشور مقصد صادرات کشور طی ۹ ماهه سال‌جاری به ترتیب عبارت بودند از: چین، عراق، ترکیه، امارات متحده عربی و افغانستان که حجم صادرات قطعی به کشور چین در ۹ ماهه اخیر ۲۴ و ۸۷ صدم درصد از نظر وزنی و ۱۱ و یک صدم درصد از حیث ارزش، نسبت به کل صادرات کشور را داشته است. همچنین میزان صادرات به ترکیه با ارزش ۳ میلیارد و ۳۴۵ میلیون دلار و به وزن ۱۳ میلیون و ۸۲۶ هزار تن، ۱۲ و ۴۱ صدم درصد صادرات کشور را به خود اختصاص داده است.

    لطیفی خاطر نشان کرد، میزان صادرات کالاهای غیرنفتی به امارات متحده عربی ۱۰.۴۸ درصد و به افغانستان ۵.۴۸ درصد طی ۹ ماهه سال ۹۸ بوده است.

    وی در خصوص آمار واردات کشور نیز گفت: بیشترین کشورهای طرف معامله واردات کشور در طی ۹ ماهه سال ۹۸، چین، امارات متحده عربی، ترکیه، هند و آلمان بوده‌اند.

    سخنگوی گمرک افزود: واردات کالا به کشور در مدت مذکور از لحاظ وزنی ۲۴ میلیون و ۹۷۹ هزار تن و از لحاظ ارزش ۳۱ میلیارد و ۸۳۶ میلیون دلار بوده که سهم کالاهای اساسی بیش از ۱۶ میلیون و ۵۰۰ هزار تن از کل واردات بوده است. کالاهای اساسی وارداتی در این مدت زمانی به ترتیب شامل ذرت، برنج، دانه‌های روغنی، روغن‌های خوراکی، دارو، جو، گوشت قرمز، کنجاله سویا، قند و شکر، کود و گوشت مرغ بوده که در مجموع نسبت به مدت زمان مشابه در سال گذشته از حیث وزنی ۱۹ درصد و از حیث ارزش ۱۵ درصد افزایش داشته است. به‌طوری که در مجموع آمار واردات از لحاظ وزنی در سال گذشته، ۱۳ میلیون ۹۲۲ هزار و ۶۷۵ تن به میزان ۱۶ میلیون و ۵۵۵ هزار و ۵۴۱ تن افزایش داشته است، ضمن آنکه از حیث ارزش نیز میزان ۶ میلیارد و۹۱۳ میلیون و ۵۷۰ هزار و ۲۳۵ دلار واردات در سال ۹۷ به میزان ۷ میلیارد و ۹۴۶ میلیون و ۶۵۵ هزار و ۳۰۵ دلار افزایش نشان می‌دهد.

    لطیفی گفت: در ۹ ماهه سال ۱۳۹۸ متوسط هر تن کالای وارداتی ۱۲۷۵ دلار بود که نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۶.۸۲ درصد کاهش داشته است.

    سخنگوی گمرک تأکید کرد: با شتاب گرفتن صادرات در آذر ماه تراز تجاری کشور در ۹ ماهه سال‌جاری مثبت ۶۶ میلیون دلار شد.

    لطیفی در خصوص آمار تجاری کشور در آذر ماه گفت: میزان واردات در آذر ماه دو میلیون ۸۵۰ هزار تن به ارزش ۳ میلیارد و ۴۵۳ میلیون دلار و میزان صادرات نیز از لحاظ وزنی ۱۴ میلیون و ۶۳۹ هزار تن به ارزش ۴ میلیارد و ۸۶۱ میلیون دلار بوده است که با توجه به آمار فوق تراز تجاری کشور در ماه آذر به مثبت یک میلیارد و ۴۰۸ میلیون دلار رسیده است.

  • دور جدید فرافکنی دربارهFATF/اصرار به خودتحریمی و تشدید فشاربرمردم

    دور جدید فرافکنی دربارهFATF/اصرار به خودتحریمی و تشدید فشاربرمردم

    به گزارش خبرنگار مهر، حامیان FATF اخیراً با ایجاد موج رسانه‌ای همکاری کشورهای عضو محور مقاومت با FATF را تبدیل به بهانه‌ای جدید برای فشار به اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام کرده‌اند. مطرح کردن این مسئله نشان از بی‌اطلاعی نسبت به کارکرد واقعی FATF یا غرض‌ورزی حامیان FATF است.

    حامیان FATF تلاش می‌کنند با طرح ادعاهای بدون استدلال و پشتوانه کارشناسی، زدن برچسب سیاسی‌کاری به مخالفت اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام با تصویب لوایح الحاق به کنوانسیون‌های پالرمو و TF و هم‌چنین ارعاب مسئولین نظام، نخبگان و جامعه اقتصادی ایران مقاصد خود را پیش ببرند.

    اکنون نیز حامیان FATF موج جدیدی از فرافکنی‌ها را در فضای افکار عمومی با پیش کشیدن مسئله همکاری کشورهای محور مقاومت با FATF آغاز کرده‌اند. یکی از رسانه‌های دولت اخیراً ویدئوکامنتی را در فضای مجاز با عنوان «پذیرش FATF در محور مقاومت» منتشر کرده است و در آن مدعی شده است که «همه کشورهای عضو محور مقاومت کنوانسیون‌های CFT و پالرمو را پذیرفته‌اند و نه تنها در لیست سیاه قرار ندارند، بلکه هیچ مشکلی برای آنها به وجود نیامده است».

    شکل ۱- تصویب پالرمو و CFT توسط کره‌ی شمالی

    درباره این ادعا باید گفت که هیچ کشوری در لیست سیاه FATF (لیستی که علیه آنها اقدام مقابله‌ای صورت می‌گیرد) نبوده است و تنها ایران و کره شمالی در لیست سیاه FATF قرار داشته‌اند؛ که البته کره شمالی با وجود اینکه کنوانسیون پالرمو و CFT را پذیرفته است، اما هنوز در لیست سیاه FATF قرار دارد.

    در این ویدئو کامنت ادعا شده است که «عراق تا سال گذشته در لیست سیاه FATF قرار داشت اما بانک مرکزی عراق اعلام کرد کنوانسیون‌های آن را پذیرفته است»؛ این ادعا در حالی است که عراق کنوانسیون CFT را در سال ۲۰۱۲ و کنوانسیون پالرمو را در سال ۲۰۰۸ پذیرفت، اما در اکتبر ۲۰۱۳ وارد لیست خاکستری شد (کشورها با ضعف‌های راهبردی در نظام‌های ضدپولشویی و تأمین مالی تروریسم خود) و تا ژوئن سال ۲۰۱۸ از لیست خاکستری خارج نشد(نه از لیست سیاه). در بیانیه نشست FATF در ژوئن ۲۰۱۸ دلیل خروج عراق از لیست خاکستری اجرای برنامه اقدام FATF توسط عراق عنوان شده است .

    شکل ۲- ورود عراق به لیست خاکستری FATF در سال ۲۰۱۳

    در بخش دیگر ویدئوکامنت، ادعا شده است که «یمن، لبنان و سوریه نیز با پذیرفتن کنوانسیون‌های FATF از لیست سیاه خارج شده‌اند». در رابطه با این ادعا نیز باید گفت یمن در سال ۲۰۱۰ کنوانسیون‌های CFT و پالرمو را تصویب کرده بود، اما در ژوئن ۲۰۱۲ وارد لیست خاکستری شد و همچنان در لیست خاکستری قرار دارد. کشور لبنان هیچوقت در لیست خاکستری نبوده است، چه برسد به لیست سیاه. سوریه نیز کنوانسیون CFT را در سال ۲۰۰۵ و پالرمو را در سال ۲۰۰۹ تصویب کرده است، اما در ژوئن ۲۰۱۱ وارد لیست خاکستری شد و همچنان در لیست خاکستری قرار دارد.

    در مورد کشورهای عضو محور مقاومت باید گفت بعضی از این کشورها در لیست خاکستری قرار داشته‌اند و دارند، اما تعامل آنها با FATF نشان نمی‌دهد که تصویب لوایح کنوانسیون‌های پالرمو و CFT تغییری در وضعیت آنها نسب به لیست خاکستری ایجاد کرده است. با نگاهی به تجربه کره شمالی و پاکستان می‌توان جمع‌بندی کرد در صورت تصویب کنوانسیون‌ها و حتی اجرای کامل برنامه اقدام نیز ممکن است تغییری در وضعیت کشور در لیست سیاه FATF به وجود نیاید و FATF درخواست‌های جدیدی را مطرح کند ( که در رابطه با پاکستان درخواست‌های جدید مطرح کرده است) و معلوم نیست انتهای آن کجاست.

    شکل ۳- حضور سوریه و یمن در لیست خاکستری FATF طبق بیانیه‌ی نشست اکتبر ۲۰۱۹

    یکی دیگر از رسانه‌های حامی دولت نیز مشابه با خبرگزاری دولت گزارشی تحت عنوان «یک سوال از سعید جلیلی و دلواپسان؛ چطور سوریه و یمنِ جنگ زده عضو FATF هستند اما ما بخاطر کمک به آنها نمی‌توانیم باشیم؟» تلاش کرده است از حربه نخ‌نمای «کار دولت قبل است» به منتقدان برچسب سیاسی‌کاری بزند . این خبرگزاری در پایان گزارش خود مطرح کرده است: «اما سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که کشورهای محور مقاومت چرا در لیست سیاه قرار ندارند؟ کشورهایی مانند سوریه، عراق، لبنان و حتی یمن جنگ زده نیز با قبول کنوانسیون‌ها و به پایان رساندن برنامه اقدام خود دیگر در لیست سیاه قرار ندارد و هیچ مشکلی برای این کشورها به وجود نیامده است».

    در پاسخ به این ادعا باید گفت که دلیل قرار نداشتن کشورهای مذکور در لیست سیاه این است که این کشورها هدف سیاست فشار حداکثری آمریکا قرار ندارند و مانند ایران و کره شمالی تحت تحریم‌های آمریکا نیستند. بانک مرکزی ایران، تنها بانک مرکزی است که تحت تحریم‌های ثانویه آمریکا با برچسب تروریسم قرار دارد.

    اما اینکه بین سیاست فشار حداکثری آمریکا و FATF ارتباط معناداری وجود دارد، قابل تبیین است؛ بیانیه ماه اکتبر وزارت امور خارجه آمریکا در حمایت از رفتار FATF در قبال ایران نشان می‌دهد که FATF ابزاری در راستای تغییر رفتار ایران مطابق خواسته‌های آمریکاست . در بند اول این بیانیه آمده: «ایران نشان داده است که اراده‌ای برای رسیدگی به نقصان‌های نظام ضدپولشویی و ضدتامین مالی تروریسم خود ندارد و تعمدا می‌خواهد هیچ شفافیت در اقتصاد آن نباشد تا بتواند به صادرات تروریسم ادامه بدهد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به اجرای نقشه‌های تأمین مالی غیرقانونی خود در ابعاد بزرگ ادامه می‌دهد تا از فعالیت‌های مخرب خود حمایت کند». در بند مذکور وزارت خارجه آمریکا تلویحاً اذعان دارد که اجرای خواسته‌های FATF منجر به شفاف‌سازی اقتصاد ایران برای آمریکا خواهد شد و این شفاف‌سازی از دور زدن تحریم‌ها توسط سپاه جلوگیری خواهد کرد.

    در بند دیگری از بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا آمده است: «جامعه جهانی تصریح کرده است که ایران باید به تعهدات خود عمل کرده و مانند یک ملت عادی رفتار کند.FATF به ایران هشدار داد که باید کنوانسیون‌های پالرمو و تأمین مالی تروریسم را در تطابق با استانداردهای FATF تا فوریه ۲۰۲۰ تصویب نماید. در غیر اینصورت FATF اقدامات مقابله‌ای را به طور کامل علیه ایران برمی‌گرداند. ما (وزارت امور خارجه آمریکا) از تصمیم FATF برای محافظت از نظام مالی بین‌الملل حمایت می‌کنیم و از اعضای FATF می‌خواهیم ایران را بابت اقدامات ادامه‌دار خودش در زمینه تروریسم و تأمین مالی تروریسم پاسخگو کند».

    این بند نیز اعتراف آمریکا به جایگاه FATF در سیاست فشار حداکثری آمریکاست. مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا و دیگر مقامات آمریکایی در تشریح سیاست فشار حداکثری اذعان داشته‌اند که این سیاست با هدف «عادی‌سازی» رفتار ایران دنبال می‌شود. بنابراین اجرای خواسته‌های FATF و به طور خاص تصویب لوایح الحاق ایران به کنوانسیون‌های پالرمو و CFT ابزاری در جهت تغییر رفتار ایران نسبت به خواسته‌های آمریکاست.

    در مورد لبنان نیز لازم به ذکر است بانک مرکزی لبنان تحریم‌های آمریکا علیه حزب‌الله را اجرا می‌کند. ریاض سلامه، رئیس بانک مرکزی لبنان در تاریخ بیستم خرداد ۹۵ اعلام کرد که در راستای قانون تحریم‌های جدید آمریکا علیه حزب‌الله، ۱۰۰ حساب بانکی مرتبط با این حزب مسدود شده است. وی در رابطه با این اقدام گفت: «بانک مرکزی در راستای اجرای قانون، کار می‌کند و اولویت، باقی ماندن لبنان در عرصه تعاملات مالی بین‌المللی است به همین دلیل تصمیم به اجرای قانون (تحریم‌های وضع شده از سوی آمریکا) گرفتیم. این برای لبنان مهم است که در گردش‌های مالی بین‌المللی حضور داشته باشد، هر چه «حرف‌گوش‌کن تر» باشی به پول بیشتری دست می‌یابی؛ ما اموال غیرقانونی را در سیستم خود نمی‌خواهیم همانگونه که نمی‌خواهیم تعداد کمی از لبنانی‌ها وجهه کشور یا بازارهای مالی را تخریب کنند». بنابراین از آنجا که بانک مرکزی لبنان تحریم‌های آمریکا را اجرا می‌کند، دیگر نیازی به FATF نیست؛ به خاطر همین است که لبنان حتی در لیست خاکستری FATF هم قرار نداشته است.

    اما مسئله FATF فقط به حمایت از گروه‌های مقاومت بر نمی‌گردد و حمایت از کشورهای مقاومت بخشی از دغدغه منتقدین است. مسئله این است به دنبال اعمال سیاست فشار حداکثری آمریکا که یک دهه قدمت دارد، حتی برای واردات اقلام بشردوستانه مانند غذا و دارو نیز نیاز به دور زدن تحریم‌هاست. بنابراین به دنبال اجرای برنامه اقدام FATF و ایجاد یک مرکز اطلاعات مالی مستقل، اطلاعات مربوط به ذینفع واقعی تراکنش‌ها از طریق این مرکز به FATF ارائه شده و کانال‌های دور زدن تحریم لو می‌رود و این مسئله می‌تواند به معیشت مردم آسیب وارد کند. بنابراین اصرار بر اجرای برنامه اقدام FATF اصرار بر خودتحریمی است، اصرار به آسیب دیدن مردم و اصرار به خودکشی از ترس مرگ است.

     

  • میانگین بهره‌وری نیروی کار در صنعت ساخت فقط یک درصد است

    میانگین بهره‌وری نیروی کار در صنعت ساخت فقط یک درصد است

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سازمان ملی بهره وری ایران، فاطمه پهلوانی در پنل بهره وری ساختمان در کنفرانس بین‌المللی صنعت ساخت، ضمن تشریح وضعیت بهره‌وری بخش‌های مختلف اقتصادی کشور، تاکید کرد: صنعت ساخت بر سه بخش بزرگ اقتصاد ایران اعم از بخش ساختمان، بخش حمل و نقل و بخش سایر خدمات تأثیرگذار است و به همین دلیل رشد این صنعت و بهره‌وری آن یکی از مهمترین وظایف دستگاه‌های متولی است.

    وی با اشاره به ابعاد جهانی صنعت ساخت که به بیش از ۱۰ تریلیون دلار در سال رسیده است گفت: چنانچه بهره‌وری این بخش با بهره‌وری کل اقتصاد جهانی همگام و هماهنگ شود، بیش از ۱,۶ تریلیون دلار در سال ارزش افزوده این بخش افزایش خواهد یافت. اما نکته قابل توجه این است که پایین بودن بهره‌وری در صنعت ساخت تنها مساله کشور ما نیست و با وجود اینکه رشد بهره‌وری نیروی کار در کل اقتصاد جهان ۲.۸ درصد است، رشد بهره‌وری نیروی کار در صنعت ساخت طی دو دهه گذشته، میانگین ۱ درصد و بسیار کمتر از متوسط کل اقتصاد است.

    رئیس سازمان ملی بهره‌وری ایران در ادامه گزارش وضعیت شاخص بهره‌وری کل عوامل تولید در بخش‌های مرتبط با صنعت ساخت بر اساس هدف‌گذاری برنامه ششم توسعه را ارائه کرد و گفت: طبق جدول ۲ ماده ۳ قانون برنامه ششم، متوسط رشد سالانه بهره‌وری بخش ساختمان ۲,۸ درصد تعیین شده که عملکرد دو سال ۹۶ و ۹۷، ۱.۳- درصد است. هدف این شاخص برای بخش حمل و نقل و انبارداری ۲.۱ درصد در سال بوده که عملکرد این بخش ۵ درصد و بیش از دوبرابر هدف تعریف شده است و در بخش سایر خدمات هدف ۰.۸ درصد تعیین شده که عملکرد ۲.۸- درصد است. لازم به ذکر است عملکرد مطلوب رشد شاخص بهره‌وری کل عوامل تولید در بخش حمل و نقل و انبارداری بیشتر به دلیل استفاده از فناوری اطلاعات و اصلاح فرآیندها و ارتقا برنامه‌ریزی عملیات بوده و این رشد را نمی‌توان به صنعت ساخت در بخش توسعه زیرساختهای حمل و نقل نسبت داد.

    در ادامه صادقی مدیرکل دفتر ارزیابی‌های اقتصادی و مدیریت بهره‌وری حمل و نقل وزارت راه و شهرسازی ضمن ارائه گزارش از عملکرد این وزارتخانه به مصادیق ارتقا بهره‌ی در بخش حمل و نقل اشاره کرد و گفت: با وجود فاصله‌ای که ما با استانداردهای جهانی در شاخص‌های حمل و نقل داریم اما در سالهای گذشته با برنامه‌ریزی و بهبود سیستم‌های عملیات توانسته‌ایم عملکرد حمل بار ریلی را ارتقا داده و به حدود ۲۰ درصد بر اساس تن بر کیلومتر برسانیم. ولی همچنین از سازمان ملی بهره‌وری ایران خواست تا با ایجاد سازوکارهای تشویقی پیشرفت‌های محقق شده در بهره‌وری بخش‌ها و بنگاه‌ها را مورد توجه قرار داده و در جهت الگوسازی استفاده کند.